دارابکلا. احمد طالبی دارابی (حسینجان ولی). 8 آذر 1395. ارسالی جناب یک دوست به دامنه
پست 3917 : به نام خدا
عکس بالا: سردرگاه مسجد و تکیۀ روستای دارابکلا. روز اعزام به جبهه دارابکلایی ها در بهمن 1364. مرحوم آیة الله دارابکلایی و دامنه و بوسۀ قرآن. حجة الاسلام والمسلمین سید حسین شفیعی دارابی در مصافحه با روانشاد یوسف رزاقی. عکس پایین: حُجَج اسلام سید جواد شفیعی دارابی (آق شفیع، پسر عمۀ دامنه) و شهید سید جواد شفیعی دارابی. عکس ها از آلبوم شخصی دامنه
پست 3916 : به انتخاب دامنه. قرآن در صحنه 37. به نام خدا. در این قسمت به تفسیر آیۀ 65 سورۀ یونس در المیزان می پردازیم: «وَلَا یَحْزُنْکَ قَوْلُهُمْ إِنَّ الْعِزَّةَ لِلَّهِ جَمِیعًا هُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ.
تفسیر مرحوم علامه طباطبایی: «این آیه شریفه همانطور که آیه بعدى مى رساند تأدیبى است براى رسول خدا (صلى اللّه علیه و آله و سلم)، تأدیبى از راه تسلیت نسبت به اذیت هایى که مشرکین به آن جناب مى کردند، و پروردگار او را دشنام داده، به دین او طعنه مى زدند و به خدایان دروغین خود افتخار مى کردند، به حدّى که اى بسا آن جناب دلش مى سوخت و براى خدا غصه مى خورد، لذا خداى تعالى او را از این راه تسلیت و دلگرمى داد، که مطالبى به یادش بیاورد و حقایقى را تذکرش دهد که اندوهش زایل گردد، و آن حقایق اینست که:
خداى تعالى با این سخنان زشت که مشرکین درباره او دارند شکست نمى خورد تا تو برایش غصه بخورى، و او سخن مشرکین را مى شنود و به حال آن جناب و حال مشرکین آگاه است، و چون همه عزّتها از آن او است پس به این افتخارها که مشرکین مى کنند و این عزت نمائى هایشان اعتناء مکن که عزت آنان موهوم و سخنانشان هذیان است، و چون خداى تعالى سمیع و علیم است اگر بخواهد مى تواند آنان را به عذاب خود بگیرد، و اگر نمى گیرد براى حفظ مصلحت دعوت دینى و رعایت خیر عاقبت است.
از اینجا روشن مى گردد که هر یک از دو جمله إِنَّ الْعِزَّةَ لِلَّهِ و هُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ علتى مستقل براى نهى از غصه خوردن است، و به همین جهت دو جمله مذکور به فصل ذکر شده نه به وصل. ساده تر بگویم: بدون واو عاطفه آمده تا بفهماند اینکه گفتیم غصه مخور، به علت اینست که عزت همه اش از خداست، و به علت اینست که خدا سمیع و علیم است.»
مرحوم علامه طباطبایی. شهید آیة الله مرتضی مطهری
پست 3915 : به قلم حجة الاسلام علی اکبر دارابکلایی 17 . [دامنه: قسمت اول این مبحث درپست 3907 اینجا منتشر شده بود. اینک دنبالۀ بحث:] . قسمت دوم : «مهارت های زندگی».
چند نکته درباره سختی ها:
1- دنیا محل سختی ها و گرفتاری هاست: قرآن می فرماید: لقد خلقنا الانسان فی کبد همانا انسان را در سختی ها آفریدیم. بلد/40. چون به راحتی و آسایش نمی رسیم ناراحت می شویم اساسا راحتی برای دنیا آفریده نشده است.
2- سختی ها اجتناب ناپذیرند: سختی ها،غم ها و مشکلات جزئی از زندگی ماست. رسول خدا فرمود: اینجا خانه غم است نه خانه سرور و خانه دشواری است نه سرای آسودگی. پس هر کس آن را شناخت در خوشی هایش سرمست نمی شود و در ناخوشی هایش افسرده نمی گردد منتخب المیزان ص149.
3- سختی ها برگشت ناپذیرند: سختی ها براساس تقدیرات الهی است و مصلحت بشر.
4-معنای سختی را دریابیم: اگر درد و رنج معنا داشته باشد آزاردهنده نیست انچه آزار دهنده است بی معنا بودن سختی هاست.
عوامل نشاط در زندگی:
1- داشتن جهان بینی صحیح: فلسفه حیات و هستی بدون جهان بینی دقیق موجب پوچی و بیهودگی و رنج و زحمت فراوان می شود. رسول خدا به ابوذر فرمود: شادی در آن است که قوی ترین مردم باشی پس بر خدا توکل کن، شادی تو در آن است که عزیزترین مردم باشی پس از خدا بترس شادی تو در آن است که غنی ترین مردم باشی پس نسبت به آنچه در دست قدرت خداست مطمئن تر باش تا به آنچه در دست خودت است. وسائل الشیعه ج12 ص417
2- قناعت: قانع بودن و قناعت کردن یکی از عوامل آرامش و شادابی است، لقمان به فرزندش فرمود: به آنچه خدا قسمتت کرده قانع باش تا زندگی ات شاد و باصف باشد و به مال و ثروت دیگران توجه نکن کافی ج2438
3- محبوبیت، مقبولیت، موقعیت: این سه مورد از عوامل اصلی شادی است و برای شادابی موثر است.
4- استفاده از امور شادی آفرین: حضرت علی(ع) فرمود: در لذتی که موجب پشیمانی شود و شهوتی که درد و اندوه را در پی داشته باشد خیری نیست. غرر ج2 ص407
5- خوش بینی: همانگونه که بدبینی زندگی را تخریب می کند خوش بینی زمینه ساز شادی می شود.
عوامل و زمینه های اضطراب و نگرانی:
1- افکار و باور های نادرست درباره زندگی
2- بحران معنویت، پوچ گرایی، غفلت از یاد خدا
3- نگاه بدبینانه به انسان و زندگی
4- موقعیت های دشوار زندگی مثل ترس از شکست، نگرانی از آینده
5- زیر پا نهادن وجدان اخلاقی
6- عدم اعتقاد به قضا و قدر الهی
7- اختلاف های خانوادگی
راههای درمان اضطراب: » بقیه در پست آینده
پست 3914 : به نام خدا. متن نقلی. «مصطفی تاجزاده، فعال سیاسی اصلاحطلب، در گفتوگویی که با روزنامه الکترونیکی «امید ایرانیان» انجام داده، درباره تغییرات جریان اصلاحطلب و اصولگرا و نیز وضعیت انتخابات آینده ریاستجمهوری صحبت کرده است که اهم آن در پی میآید:
اصلاحطلبان دهه ٩٠ نسبت به دهه ٨٠، قطعا تغییر کردهاند. اگر تغییر نمیکردند، جای سؤال داشت. بالاخره ما یک دهه بحرانی را پشت سر گذاشتیم و تجربیاتی جدید کسب کردیم. فقط امیدواریم این تغییرات مثبت بوده باشد.
برخی تصور میکنند ما از برخی آرمانهای اصلاحطلبانه پا پس کشیدهایم. حتی برخی معتقدند اصلاحطلبان کاملا سازشکار شدهاند. من صحیحتر میدانم که بگویم پختهتر شدهایم؛ حتی اصولگرایان هم نسبت به گذشته پختهتر شدهاند.
حاکمشدن فضای امنیتی بر کشور بعد از سال ٨٨، الزاماتی را برای ما به وجود آورده است که قبلش وجود نداشت؛ یعنی برای اینکه ما از فضای امنیتی به فضای سیاسی بازگردیم، ناچار ملاحظاتی را در نظر گرفتهایم که پیش از آن در نظر نمیگرفتیم.
ما جریانی شدهایم که یک پایمان در حکومت و یک پایمان در جامعه است. اتفاقا این قبیل جریانها میتوانند از آسیبهای قدرت در امان باشند یا کمتر آسیب ببینند. از طرف دیگر، به دلیل دوری از قدرت، ذهنی نشوند.
همین که اصولگرایان هماکنون همان چیزی را میگویند که اصلاحطلبان سالهاست میگویند، نشاندهنده گسترش تفکر اصلاحطلبی است. مثال دیگر آنکه چند سال پیش آقای حداد عادل میگفت ما حزب نمیخواهیم چون مسجد داریم؛ اما امروز میگویند تا سیاستورزی در کشورمان حزبی نشود، دولتها پاسخگو نمیشوند.
... علت اینکه ما ائتلاف نسبتا باثباتی را با اعتدالگرایان شکل دادهایم و درصدد گسترش آن هستیم، این تحلیل است که به تنهایی نمیتوانیم اکثریت قاطع مردم را بسیج کنیم و پاسخگوی مشکلات جامعه باشیم...» (منبع: اینجا)
سید مصطفی تاجزاده وزیر کشور دولت سید محمد خاتمی
پست 3913 : به نام خدا. متن نقلی. «عبدالرضا رحمانی فضلی وزیر کشور در نشستی که با اعضای «خانه احزاب» داشت با اشاره به وجود ۲۴۸ حزب در کشور گفت: ما نمیتوانیم به تمام این احزاب یارانه بدهیم... ». (منبع: اینجا)
یعنی ایران 248 حزب دارد ما نمی دانستیم!!!؟؟
پست 3912 : اَعوُذُ بِاللهِ مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیمِ. بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ. وَمَا کُنْتَ تَتْلُو مِنْ قَبْلِهِ مِنْ کِتَابٍ وَلَا تَخُطُّهُ بِیَمِینِکَ إِذًا لَارْتَابَ الْمُبْطِلُونَ* بَلْ هُوَ آیَاتٌ بَیِّنَاتٌ فِی صُدُورِ الَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ وَمَا یَجْحَدُ بِآیَاتِنَا إِلَّا الظَّالِمُونَ.
ترجمۀ مرحوم محمد مهدی فولادوند: و تو هیچ کتابى را پیش از این نمى خواندى و با دست [راست] خود [کتابى] نمى نوشتى و گر نه باطل اندیشان قطعاً به شک مى افتادند. بلکه [قرآن] آیاتى روشن در سینه هاى کسانى است که علم [الهى] یافته اند و جز ستمگران منکر آیات ما نمى شوند. (قرآن کریم. سورۀ عنکبوت، آیات 48 و 49). الّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد.
از تلاوت بر تو حق دارد کتاب / تو ازو کامی که میخواهی بیاب (اقبال لاهوری)
پست 3910 : به قلم دامنه. به نام خدا. اساساً دامنه به کتاب و کتابخوانی و یادداشت نویسی آثار و منابع مهم بسیار علاقه داشته و دارد. امروز که 29 آذر ماه 1395 است سالروز درگذشت مرحوم آیة الله العظمی حسینعلی منتظری (در 29 آذر 1388) است.
کتاب ممنوع الچاب «واقعیت ها و قضاوت ها»، نوشتۀ یکی از شاگردان مرحوم آیة الله العظمی حسینعلی منتظری در 14 آذر 13777 است در موضوع برکناری آن مرحوم از قائم مقامی رهبری و ابعاد فکری و سیاسی ایشان و مسائل دهۀ اول انقلاب.
جالب این است بدانید که این نوشته در دورۀ ریاست جمهوری حجة الاسلام والمسلمین سیدمحمد خاتمی یعنی دولتی که مشهور شد به «دولت اصلاحات» ممنوع الچاب شد و هنوز نیز ممنوع الچاپ مانده است.
اما دامنه با توجه به حدیث الانسانُ حریص علی ما مُنِع (نهج الفصاحه. ح ش 571.) یعنی انسان کنجکاو می شود بر چیزی که از آن منع شده است. به عبارتی دیگر «انسان نسبت به چیزی که از آن منع میشود، حرص میورزد» این نوشته ی 245 ورقه ای A4 را در سال های گذشته یافته و خوانده بود و در 94 ورقه یادداشت برداری نموده بود! و هیچ پیش داوری هم نداشته بود و اینک نیز قضاوتی نمی کند. بگذرد دامنه.
و این هم عکسی ست که دامنه از آخرین برگۀ یادداشت هایش از آخرین ورقۀ کتاب «واقعیت ها و قضاوت ها» انداخته است.
منظور این است سهل و آسان است که شخصی را در بند کرد؛ ولی ناممکن و سخت است که فکری را در بند نمود. زیرا در دین اسلام، چنین کردار و کاری ناصواب است.
خدا این مرجع مبارز و به فرمودۀ امام خمینی _رهبر کبیر انقلاب اسلامی_ «فقیه عالیقدر» و فرزند شهیدش محمد منتظری را رحمت کناد.
آخرین برگۀ یادداشت ها از آخرین ورقۀ کتاب «واقعیت ها و قضاوت ها». عکاس: دامنه
پست 3909 : به نام خدا
در مدح و منقبت حضرت فاطمۀ زهرا سلام الله علیها
اى بى نشانه اى که خدا را نشانه اى
هر سو نشان توست، ولى بى نشانه اى
اى روح پر فتوح کمال و بلوغ و رشد
چون خون عشق در رگ هستى روانه اى
با یاد روى خوب تو مى خندد آفتاب
بر خاک خسته رویش گل را بهانه اى
اى ناتمام قصه شیرین زندگى
تفسیر سرخ زندگى جاودانه اى
تصویر شاعرانه در خود گریستن
راز بلند سوختن عارفانه اى
هیهات، خاک پاى تو و بوسه هاى ما
تو آفتاب عشق بلند آستانه اى
در باور زمانه نگنجد خیال تو
آرى حقیقتى بحقیقت فسانه اى
زهراى پاک اى غم زیباى دلنشین
تو خواندنى ترین غزل عاشقانه اى
(شاعرۀ معاصر فاطمه راکعی)
یا فاطمه روز حَشر ستّاری کن / دلسوختگان را از کرَم یاری کن
پست 3908 : به انتخاب دامنه. به نام خدا. لیف روح 174 . این لیف روح را اختصاص می دهم به یک نکتۀ مرحوم شیخ عبدالکریم حامد:
«خدای منّان برای میوه ها علامت و نشانه قرار داده تا انسان میوه ی رسیده یا نارَس را تشخیص دهد و فریب نخورد. در حیوانات هم علامت قرار داده که هر کدام چه ویژگی هایی دارند.
آیا خدایی که برای همه چیز علامت و نشانه قرار داده، می شود برای انسان مؤمن و منافق و کافر نشانه قرار نداده باشد؟ ائمه هدی (ع) طبیب ما هستند و نشانه ها و علامت های هر صفتی را داده اند تا ما خود را با آن نشانه ها بسنجیم.»
این عکس یک مثال است برای علامت متن لیف؛ میوه ای که به شکل اُردک در آمد
پست 3907 : به قلم حجة الاسلام علی اکبر دارابکلایی 16 . قسمت اول: «مهارت های زندگی. مقدمه: انسان وقتی پا به دنیا گذاشته است به تعبیر قرآن سرمایه و معلومات علمی و دانشی ندارد وا... اخرجکم من بطون امهاتکم لاتعلمون شیئا... نحل/78 خداوند شما را از شکم مادرانتان بیرون آورد در حالیکه چیزی نمی دانستید.
انسانها به تدریج با کسب علم و دانش و بهره گیری از تجربه های دیگران به معلومات او افزوده می شود، زندگی انسانها همواره دارای تجربه تلخ و شیرین است موفقیت ها و شکست ها.
امام علی(ع) فرمود: العقل عقلان عقل الطبع و عقل التجربه و کلاهما یودی الی المنفعه. عقل بر دوقسم است عقل طبیعی و عقل تجربی و نتیجه هردو به سود بشر است و به خیر و سعادت بشر می انجامد. بحار ج 87 ص 116
تعریف مهارت های زندگی: مهارت زندگی عبارت است از توانایی رفتار سازگار و مثبت که انسان را توانمند می سازند تا به طور موثر با نیاز ها و چالش های زندگی روزمره برخورد نماید.
رضایت از زندگی انتظار همگانی است با رعایت نکات لازم که عبارتند از:
1- آسایش مطلق در دنیا محال است: رسول اکرم(ص) فرمودند: الراحه فی الدنیا مستحیله آسایش و راحتی(مطلق) در دنیا محال است بحار ج 78 ص95. خداوند به حضرت موسی(ع) وحی فرستاد: ای موسی من آسایش مطلق را در بهشت قرارداده ام در حالی که بندگان من آن را در دنیا جست وجو می کنند و هرگز به آن نخواهند رسید کافی ج2ص250
2- آن چه شد، باید خواست: انسان فکر نکند هرآنچه بخواهد می شود، اگر حقیقت دنیا را درک کرده باشیم از پا نخواهیم افتاد.
3- زندگی را راحت بگیریم: زندگی را سخت گرفتن و خود را گرفتار قید و بندهای بیهوده و آداب و رسوم غلط نمودن، سست شدن زندگی انسان می شود.رسول خدا فرمود: لو تعلمون من الدنیاما اعلم لاستراحت انفسکم منها اگر آنگونه که من حقیقت دنیا را شناختم شما هم می شناختید خیلی راحت تر زندگی می کردید. میزان الحکمه ج 2 ص904.
4- آن چه به انسان می رسد زیباست: رسول خدا فرمود: کل ما اتاکم ا... فهو جمیل آنچه از جانب خداوند به انسان می رسد خیر و زیباست همه خوشی ها و ناخوشی ها را در زندگی خیر بدانیم. ارشاد القلوب ص23
5- هرمشکلی راه حلی دارد: رسول خدا فرمود: راه خروج از مشکل دو چیز است چاره کردن و آنچه چاره ندارد صبرکردن.
6- کوچک سازی مشکلات: اگر هیچ راه خروجی برای مشکل پیدا نشده باشد کم ترین کاری که می توان انجام داد کوچک سازی مشکلات است.
به پنج روش می توان سختی های بزرگ را کوچک تر کرد:
1- یادآوری سختی های بزرگ تر: رسول خدا(ص) فرمود: اگر حادثه ای را که اتفاق افتاد با سختی های بزرگ تر مقایسه کنیم فشار آن کاهش می یابد کافی ج8 ص168
2-فراموش کردن سختی های گذشته:رنج گذشته برای گذشته بود و تمام شد رنج آینده هم که هنوز نیامده و نبایدآن را امروز برخود وارد سازی
3- اگر چیزی را از دست دادید فکرکنید آن را نداشته اید.
4- آنچه به دست نیامده مثل چیزی بود که رفت: علی(ع) فرمود: آنچه به دست نیامده همچون چیزهایی است که بود و نابود شد نهج البلاغه نامه 3.
5- بدانید سختی ها پایان پذیرند: علی(ع) فرمود: وقتی سختی ها به نهایت خود برسند فرج می آید
- چندنکته درباره سختی ها: بقیه در پست آینده
حجة الاسلام والمسلمین علی اکبر دارابکلایی. ششم محرم 1395. پایین تکیۀ روستای دارابکلا
پست 3906 : به نام خدا. متن نقلی. امروز 29 آذر ماه، سالروز درگذشت مرحوم آیة الله العظمی حسینعلی منتظری ست. این متن نقلی از دکتر علی مطهری در دامنه ارائه می شود: «روایتهایی از ٢ طلبهای که همراه بودند. شرق: از فرزند شهید مطهری خواستیم تا از خاطرات روزهای رفاقت، همراهی و مبارزات انقلابی پدرش با آیتالله حسینعلی منتظری برایمان بگوید. خاطراتی که روایتهایی است از روزهای نهچندان دور اما با رنگوبوی تاریخی که ماندگار خواهند شد. او در این روایتها از داستان همحجرهای پدرش و منتظری گفت و روزهای طلبگی و بیپولی و دیداری که هرگز از یادش نمیرود. مطهری از داستان مبارزات انقلابی دو طلبهای گفت که همچون دو برادر همراه و همدل بودند.
داستان شیخ خراسانی و شیخ اصفهانی: به نظر من مرحوم آیتالله منتظری یک اصولگرای اصلاحطلب به معنی واقعی کلمه بود. حفظ اصول را بر حفظ مقام و ریاست و حکومت مقدم میداشت و اصلاح مستمر حکومت را یک ضرورت میدانست. در دوران رژیم شاه ایشان هر وقت از زندان آزاد میشد ابتدا به منزل ما میآمد و گفتوگویی با پدرم داشت و از حال خود در زندان و احیانا شکنجهها میگفت. بسیار راحت و بیتکلف و صمیمی بود؛ مثلا به من میگفت: «علی چطوری؟» به خواهر کوچکم میگفت: «تو عروس من هستی»، یا به برادر کوچکم میگفت: «انگلیسی بلدی، ?how are you»؛ اصلا تعینات برخی علما را نداشت.
میرحسین موسوی. طاهری اصفهانی . روح الله خاتمی. منتظری. مشکینی. ملکوتی
همانطور که میدانید ١١ سال با شهید مطهری همحجره بودند و بسیار صمیمی، بهطوریکه گاهی طلاب، ایشان را شیخ خراسانی مینامیدند و شهید مطهری را شیخ اصفهانی، عکس آنچه که بود و به قول آقای منتظری در موقع نیاز گاهی دست در جیب یکدیگر میکردند.
دوران بیپولی و طلبگی: آیتالله منتظری از دوره طلبگی خود نقل میکند (به این مضمون) که یک روز غذا نداشتیم و پولی هم نداشتیم. آقای مطهری به من گفت برو ببین میتوانی پولی ... بقیه در ادامه
ملاقاتی در آخرین روزهای حصر: در روزهای آخر حصر آیتالله منتظری اجازه گرفتم و به ملاقات ایشان رفتم. من بودم و ایشان و شاید احمد. اولین جملهای که ایشان گفت این بود: «علی دیدی چه شد؟!» گفتم اگر شهید مطهری بود اینطور نمیشد. ایشان تأیید کرد. میگفت من بارها خواستم از قائممقامی رهبری استعفا بدهم اما مانع میشدند. از اینکه عدهای وسایل حسینیهاش را برده بودند ناراحت بود و از من میخواست که اقدام کنم. خیلی دلم برایش سوخت که ایشان با آن جایگاهش از من کمک میخواست.» متن کامل در ادامه
موافقت امام خمینی _رهبر کبیر انقلاب اسلامی_ با استعفای مرحوم آیة الله العظمی حسینعلی منتظری
پست 3905 : به نام خدا. متن نقلی. امروز 29 آذر ماه، سالروز درگذشت مرحوم آیة الله العظمی حسینعلی منتظری ست. این متن نقلی در دامنه ارائه می شود:
«در محضر دو فقیه. نوشتۀ عمادالدین باقی: برخلاف کسانی که تا وقتی در مقام شاگردی هستند احترام استاد را پاس دارند و حتی دست او را میبوسند و اگر آن استاد دارای جایگاهی باشد شاگردیاش را از افتخارات خویش میشمارند اما هنگامی که خود به منزلتی دست یافتند شاگردی دیگران را وهن خویش میپندارند، اما آیتالله منتظری به این سخن منسوب به امام علی(ع) بسیار پایبند بود که «من علّمنی حرفاً فقد صیرنی عبداً». سخنی که انتسابش به امام علی درست باشد یا نادرست، مبالغه در تکریم استاد است؛ بنابراین آیتالله منتظری همیشه از امام خمینی(ره) به عنوان استاد خویش یاد کرده و احترامش را پاس میداشت و تا واپسین روز حیات نیز چنین بود..
مرحوم آیة الله العظمی منتظری (1301_29 آذر 1388) و همسرشان مرحومه ماه سلطان ربّانی (1305_6فروردین 1389)
آیتالله بروجردی یا امام خمینی: منتظری در اصفهان سطوح را تمام کرده و تا پیش از آمدن آیتالله بروجردی به قم در سال١٣٢٣شمسی، در درس آیتالله داماد، حاج آقا رضا بهاءالدینی و آیتالله حاج سیداحمد خوانساری شرکت میکرد. خود او میگوید: «قبل از اینکه آیتالله آقای بروجردی به قم بیایند با مرحوم آقای مطهری در درس آیتالله حجت، آیتالله صدر و آیتالله شاهرودی شرکت میکردیم». «ما حدود ده ماه در درس آقای حجت شرکت کردیم، بعد وقتی که مرحوم آقای بروجردی به قم آمد رفتیم درس آقای بروجردی».
همچنین مدتی هم در درس آیتالله یثربی کاشانی شرکت کردند که خود ایشان میگوید: مرحوم امام و آیتالله داماد از شاگردان خوب ایشان بودهاند. وقتی آیتالله بروجردی به قم میآید آیتالله منتظری در درس او نیز شرکت میکند. بقیه در ادامه
مرحوم آیة الله العظمی حسینعلی منتظری. عمادالدین باقی. حجتی وزیر جهاد کشاورزی
پست 3904 : به نام خدا. متن نقلی. «ابوالحسن فیروزآبادی دبیر شورایعالی فضای مجازی در بارۀ شبکه تلگرام گفته است «هرگونه پست یا تبلیغ شناسایی میشود و چنانچه رفتاری خلاف قانون از او سر بزند، مشمول جرایم ویژه میشود.»
این موضوع تنها به تلگرام محدود نمیشود و شورایعالی فضای مجازی برنامه گستردهای برای شناسایی منتشرکنندگان محتوای پرطرفدار فضای مجازی دارد. اتفاقی که میتواند تمامی شبکههای اجتماعی و اینستاگرام را نیز شامل شود.
سخنگوی شورایعالی فضای مجازی میگوید: درشرایط فعلی هرکس و با هر شکل و شمایلی یک کانال تلگرامی تأسیس کرده و هرچه دلش میخواهد، منتشر میکند. این درحالی است که شرایط جوری پیش میرود که مدیران این کانالهای مجازی حتی مسئولیت کار خود را برعهده نمیگیرند.
در ایران ١۵٠هزار کانال تلگرامی فعال است. کانالهایی که هرچه دلشان بخواهد، منتشر میکنند و گاهی حتی رویدادها و اخبار رسمی کشور را نیز تحتالشعاع قرار میدهند. علاوه براین، نشر گسترده شایعات تلگرامی آسیبهای مختلفی را به دنبال داشته است. شایعاتی که توانستهاند تولید و فروش محصولات کشاورزی را تحتتأثیر قرار دهند. نارنگیهای آلوده به آفات مرگبار، مرغ هورمونی و... نمونهای از شایعات پربازتابی بودهاند که تولید و بازار کشور را متأثر کرده است.
به جز این، انتشار گسترده تصاویر خصوصی افراد، صفحات و هویت جعلی که اقدام به توهین وحرمتشکنی نسبت به افراد مختلف کردهاند و... نمونه دیگری از دردسرهای فضای مجازی در ایران است که به گفته ابوالحسن فیروزآبادی دبیر شورایعالی فضای مجازی از هیچگونه قانون مشخصی تبعیت نمیکنند.
شورایعالی فضای مجازی اعلام کرده است نظارت روی محتوای دادهها بیشتر به این منظور انجام میشود که مسائل خلاف قانون و تصاویر و محتوای مستهجن منتشر نشود. ابوالحسن فیروزآبادی میگوید: سامانهای را برای شناسایی و اعلام هویت مدیران کانالهای پرطرفدار طراحی میکنند. وزارت ارشاد این سامانه را قبلا برای شناسایی هویت خبرنگاران رسانهها طراحی کرده است.
او گفته است؛ براین اساس مرکزی مورد نیاز است که احراز هویت فعالان فضای مجازی به صورت شفاف در آن انجام شود و همچنین فعالان این فضا درصورت اعتراض، نقد یا پیشنهاد بتوانند نظرات خود را ارایه دهند و حقوق خود را پیگیری کنند.» (منبع: اینجا)
امان امان! حتی جادوگران و رمّالان هم با تلگرام! مردم را به دام و تله! می اندازند
پست 3903 : اَعوُذُ بِاللهِ مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیمِ. بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ. یَوْمَ یَفِرُّ الْمَرْءُ مِنْ أَخِیهِ* وَأُمِّهِ وَأَبِیهِ* وَصَاحِبَتِهِ وَبَنِیهِ* لِکُلِّ امْرِئٍ مِنْهُمْ یَوْمَئِذٍ شَأْنٌ یُغْنِیهِ* وُجُوهٌ یَوْمَئِذٍ مُسْفِرَةٌ* ضَاحِکَةٌ مُسْتَبْشِرَةٌ* وَوُجُوهٌ یَوْمَئِذٍ عَلَیْهَا غَبَرَةٌ* تَرْهَقُهَا قَتَرَةٌ* أُولَئِکَ هُمُ الْکَفَرَةُ الْفَجَرَةُ.
ترجمۀ مرحوم محمد مهدی فولادوند: روزى که آدمى از برادرش، و از مادرش و پدرش، و از همسرش و پسرانش مى گریزد. در آن روز هر کسى از آنان را کارى است که او را به خود مشغول مى دارد. در آن روز چهره هایى درخشانند. خندان [و] شادانند. و در آن روز چهره هایى است که بر آنها غبار نشسته. [و] آنها را تاریکى پوشانده است. آنان همان کافران بدکارند. (قرآن کریم. سورۀ عبس، آیات 34 تا 42). الّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد.
کلاس قرآن. روستای شهرآباد ابرکوه استان یزد. 24 مرداد 1392
پست 3902: به قلم سید ابراهیم موسوی دارابی 19 . «سلام گرم من به جناب دامنه. آخرین مطلب دامنه را دیشب خوندم راجع به حجة الاسلام سید علی هاشمی پست 3892 اینجا.
غروب امروز هم دامنه را باز کردم و پست ها را خواندم. در مورد دو متن «جوانان دهۀ شصتی دارابکلا» پست 3896 اینجا، و «قضیۀ مجنون و شتر و رهائی» پست 3897 اینجا، فکر می کنم دهه ی شما با ما خیلی متفاوت باشه. چرا که در دهه ای که شما در آن متولد شدید و در دوران نوجوانی و جوانی شور و عشق به امام و انقلاب داشتید و ما که دهه ی شصتی هستیم جنگ بود و بعد آن هم ویرانه ای که باید آباد می شد .
در دوره ای که شما نوجوان بودید مباحث سیاسی و انقلابی داغ بود اما در دوره ی ما بحث و جدل های سیاسی ممنوع. شما در دهه ی چهل با حداقل امکانات رفاهی و آموزشی فقط به وسیله ی کتاب و چند تا جرائد می توانستید با دنیای بیرون آشنا شوید و با تحولات و مکاتب و ... ارتباط برقرار کنید و اما در دوران جوانی و نوجوانی که ما در آن غوطه ور بودیم پر بود از آزمون و خطا و ...
نظام آموزشی نوپایی که حتی در حساس ترین بخش آن از مدیران و معلمان و ... آماتور و ناآگاه در بخش آموزش و تربیتی بهره می بردیم که بیشترین آسیب و بزرگترین خیانت را در حق آن دوره ار نوجوانان و جوان های ما به ارمغان آوردند.
در دوره ای که شما در ثبات آموزشی به سر می بردید و با انواع کتب به علم آموزی و فراگیری به باورها و عقیده ها مشغول بودید متاسفانه در دوران جوانی و نوجوانی ما پر بود از اشتباهاتی که بزرگان آن زمان به بزرگترهای مان می آموختند و آنان نیز .....
بله ، آن روزها یعنی دهه ی چهل شما ها با حداقل امکانات و مفید روز و شب را سپری می کردید اما در دوران ما خیلی چیزها و امکانات دیگر جایشان را به دغدغه های دیگر سپردند. به یقین می توانم بگویم که درصد مطالعه ی امروزه از آن دوران کمتر است و نیز نگاشتن و نُت برداری نمودن.
البته ما تقریباً تونستیم خودمون رو در برابر این همه هجمه های فضای مجازی کنترل کنیم و زیاد خودمون رو قاطی شبکه های مَجازی _مثل تلگرام_ نکنیم البته کار خیلی سختیه اما پیوند خانواده خیلی مهمتره.
قصد دارم ازین پس هر وقت هر کتابی رو خوندم و به اتمام رسوندم چند نکته از اون رو به وبلاگ دامنه ارسال کنم. البته اگه شما جناب دامنه پذیرا باشید.»
پاسخ دامنه : در پستی جداگانه.
سید ابراهیم موسوی از جوانان مؤمن و خوبِ دهۀ شصتی دارابکلا که به محل از یال غربی عمیقانه می نگرد
پست 3901 : به قلم مهندس عاصم طالبی دارابی 5. «سلام بابای فکور من و دامنه خوانان محترم. به نام خدا. به نام آنکه اگر حرکتی از ماست برکت از اوست. به نام خداوند اندیشه های بلند و عزم های راسخ. خوانندگان ارجمند لطفاً این متنو با دقت بخونید (شاید مطالعه ی همین ۱ دقیقه کل مسیر زندگیتونو عوض کنه):
تغییر: آقای آلوین تافلر سال ۱۹۸۰ در کتاب موج سوم، زندگی انسان ها رو به سه موج تقسیم کرد: ( با ذکر ویژگی هر موج ):
۱- موج کشاورزی: تمام اعضای خانواده باید کار میکردند. روزانه ۱۸ ساعت کار. بازنشستگی تعریف نمیشد. درآمد بخور نمیر. ماهیت کار: یَدی.
۲- موج صنعتی: کار ۲ نفر در خانواده جوابگوی نیازها هست. ۸ ساعت کار روزانه- بازنشستگی ۳۰ سال- درآمد متوسط. ماهیت کار: یَدی_فکری.
۳- موج الکترونیک: کار ۱ نفر در خانواده جوابگوی نیاز هست. ۴ ساعت کار روزانه. بازنشستگی ۴ یا ۵ سال که بستگی به عملکرد خودت داره. درآمد عالی. ماهیت کار: فکری.
بریم سر اصل مطلب: آدم ها لباسشونو هر سال عوض میکنند اما فکرشون، برنامه هاشون، آینده شونو نه!! من که خدا رو شکر میکنم فهمیدم در دنیایی که تغییر میکند اگه تغییر نکنی تعویض میشوی. سوره رعد قرآن قسمتی از آیۀ 11. «...إِنَّ اللَّهَ لَا یُغَیِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى یُغَیِّرُوا مَا بِأَنْفُسِهِمْ...» در حقیقت خدا حال قومى را تغییر نمى دهد تا آنان حال خود را تغییر دهند.
نتیجه: اگر به همان کارهایی که در گذشته انجام میدادی ادامه بدهی..... به همان دستاوردی میرسی که تا الان رسیدی. دستاورد جدید لازمه اش تغییرات جدیده... روز خوبی داشته باشید. عاصم طالبی دارابی ۱۳۹۵/۰۹/۲۸»
پاسخ ویژۀ دامنه: به نام خدا. سلام من هم تو پسرم مهندس عاصم. 1- خیلی تو را از دور می بوسم و خیلی خرسندم به یافته ها می اندیشی و بر بافته ها یورش می بری. 2- رویش تو را در فلسفۀ تغییر با نظارت و دقت نعقیب می کنم. 3- تشکر دارم در متن هایت خدای حکیم و قرآن کریم را بر باورهایت صبغۀ و رنگ آمیزی حقیقی می زنی. 4- آثار تافلر و همسرش را در دهۀ 70 لُقمه لُقمه می خواندم و با برخی از رفقا به بحث می گذاشتم. 5- باز نیز تأکید می کنم مثل همیشه دانش های بشری را همیشه در مجاورت ارزش های دینی پیش ببَر. این عکس تازه ات را هم که دیدم دلم وا شد پسرم؛ پسر منطقی و متدیّن و بامحبتّم. خدا حافظت. قم: بابایت دامنه.
عاصم. تهران. آذر 1395
پست 3899 : به نام خدا
تکیه پیش روستای دارابکلا که همیشه میقات انقلابیون بود. تو حالا را نبین که تکیه پیش شده یک میدانی برای سی پاتوق! و چهل و دو آروغ! و چهل و چهار دروغ! در پست 3898 اینجا به این اشاره کرده ام. عکاس: جناب یک دوست. 24 آذر 1395
پست 3898 : به قلم دامنه. به نام خدا. در سلسله بحث تاریخ سیاسی دارابکلا، به دو کامیون سیاسی مذهبی روستای دارابکلا می پردازم:
تو _یعنی جوان امروزی دارابکلایی_ نبودی که ببینی. شاسّی بلند! هم نبود که می بینید. اِفاده و کَرّ و فَرّ و پُز و مانور هم در کار نبود. تیلر و تراکتور بود و دو سه تا کامیون و مینی بوس. نیز چند تا وانت نیسان و مزدا 1600 و شش هفت تا پیکان سواری و و دو تا ژیان و دو تا آریا.
وقتی می خواستیم به ساری برویم برای تظاهرات علیۀ شاه و بیزاری از آمریکا و اسرائیل و حضور در مناسب ها و نیز مقابله با سلطنت طلبان و دست انداختنِ شاه پرستان، فقط با دو کامیون می رفتیم که من نامشون را گذاشتم دو کامیون سیاسی روستای دارابکلا:
یکی مال مرحوم محمدعلی شیردل دارابی.
یکی مال مرحوم سید محمد شفیعی دارابی.
از همین تکیه پیش دارابکلا با شوق و ولَع و انرژی های انباشته شدۀ دینی و سیاسی در روح و درون مان، از روی پلّه های نردبان کناری اتاق شوفر و شاگرد می پریدیم پشت کامیون مرحوم محمدعلی شیردل دارابی و مرحوم سید محمد شفیعی دارابی و با موجی چسبیده به هم می رفتیم به معرکه و محل لبیک.
مرگ بر شاه گویان و مرگ بر آمریکا گویان، راه را می رفتیم و در میدان شهدای ساری پیاده می شدیم و در طول مسیرها به ندای امام روح الله، لبیک می گفتیم و با همین دو کامیون با انرژی های تخلیه شده به تکیه پیش برمی گشتیم.
تکیه پیشی که همیشه میقات انقلابیون بود. تو حالا را نبین که تکیه پیش شده یک میدانی برای سی پاتوق و چهل و دو آروغ و چهل و چهار دروغ.
این دو کامیونِ آن دو مرحوم، علاوه بر سیاسی بودن و در خدمت انقلاب و اسلام بودن، در ماه محرّم نیز در خدمت دین و مذهب و عزاداران امام حسین (ع) بود. دسته ها را شب هنگام به لالیم و جامخانه و ماکران و ساری می بردند و دیرهنگام به تکیه پیش بازمی گرداندند. و نیز در تشییع پیکر شهدای دارابکلا پیشتاز و مردم گرا بودند و همیشه مهیّا.
در این پست تاریخ سیاسی روستای دارابکلا، یادشان را گرامی می دارم و برای هر دوی آنان تقاضای فاتحه و صلوات جانانه می نمایم. نیکی کردند. و نیکی کردن هم سپاس گذاشتن می خواهد و خدابیامرزی دادن.
مرحوم سید محمد شفیعی دارابی. عکس مرحوم محمدعلی شیردل را نداشتم. اگر برام برسه منعکس می کنم
کامیون برای ما در اوائل انقلاب خاطره انگیز بود و سیاسی و یادآور صمیمیت و وحدت
پست 3897 : به قلم دامنه. به نام خدا. به پست جوانان دهۀ شصتی روستای دارابکلا یعنیپست 3896 اینجا، می خواهم فقط دو نکته ای بگویم و بگذرم:
یکی این که ما وقتی 13 و 14 ساله بودیم، انقلاب شد. بنابراین به اقتضای روز خیلیشعاری شوری بودیم. و وقتی 17 و 18 ساله شدیم _یعنی سال 60_ مثنوی مولوی و آثار دکتر شریعتی و شهید استاد مطهری و انواع کتاب، مجله و روزنامه و شب نامه! می خواندیم. یعنی شدیم شعوری شوری. نمی دانم حالا که شما از سنّ سی هم، رد شدید، به پختگی نزدیک گردیده اید چی چی می خوانین؟
دوم آن که علاوه بر خواندن و بحث کردن و جلسات و کنفرانس و مسابقات علمی گذاشتن، با قلم هم یادداشت نویسی را تمرین می کردیم و هم به فرمان امام خمینی_ رهبر کبیر انقلاب اسلامی_ به جهاد و رزم و جبهه می شتافتیم؛ حتی برخی از ماها هنگام تولد فرزندانمان در رزمگاه دفاع مقدس بسر می بردیم. نمی دانم حالا که شما از سنّ سی رد شدید و به پختگی نزدیک گردیده اید به چی مشغول اید؟
فقط خواستم تلنگری زده باشم که وقت شریف خود را قدر بدانید. بزرگتر که شدید، بعد افسوس می خورید که چرا قیمت خود را غنیمت نشمرده اید.
این عکس زیر را از یکی از ورقه های دفتریادداشت های سال 61 خودم _یکی قضیۀ مجنون و شتر در مثنوی مولوی و دیگری قضیۀ رهائی در گفتارهای معنوی شهید مطهری_ منعکس کرده ام تا به محضرتان بگویم: به شما دروغ نگفته ام.
ضمن ارادت و محبت به شما خوبان و مؤمنان و جوانان جوینده و پوینده، برای تان سلامتی، سعادت، رستگاری و دانش و ارزش هر دو، می طلبم.
یادداشت های دامنه در سال 61. دو قضیۀ مجنون و شتر و رهائی. عکاس: دامنه
پست 3896 : به نام خدا. این دو عکسی که جناب رنگین کمان منعکس کرده است، برای دامنه خیلی جالب است. برای این پست، یک پستی جداگانه نوشته ام با دو نکته. یعنی پست 3897 اینجا
سیّد ابراهیم موسوی دارابی (میرعلی محمد)
عکسی جالب. فقط سیدمیثم شفیعی، سیدهادی هاشمی و خلیل شاه علی را شناختم
پست 3895 : به قلم حجة الاسلام مالک رجبی دارابی 146 . «سلام علیکم جناب آقا ابراهیم گرامی. بسمه تعالی. عباد الرحمان چه کسانی هستند؟ (بندگان خالص خدا ).
وعِبادُالرَّحمنِ الَّذینَ یَمشُونَ عَلَی الاَرضِ هَوناً وَ اِذا خاطَبَهُمُ الجاهِلُونَ قالوا سَلاماً. سوره فرقان آیه ۶۳۳. بندگان خاص خداوند کسانی هستند که با آرامش و بی تکبر بر زمین راه می روند و هنگامی که جاهلان آنها را مخاطب سازند (و سخنان نابخردانه گویند) به آنها سلام می گویند (و با بی اعتنایی و بزرگواری می گذرند).
مرحوم شیخ عبدالکریم حامد فرموده بودند : تو دل خودت ببین می خواهی همه به تو سلام کنند ؟ یا قیافه می گیری ؟ یا دنبال این هستی به یه شکلی مطرح شوی که مردم به تو و کار تو بَه بَه و چَه چَه بگویند؟ یا ببین در خانه و خیابان چگونه راه می روی ؟ برخی افراد برای خودشان هزار عنوان درست می کنند که من مثلاً فلان کس هستم.
خدا به حضرت موسی خطاب کرد . ایندفعه می خواهی به مناجات بیایی یه کسیکه تو از او بالاتر هستی به همراه خودت به مناجات بیاور . حضرت موسی رفت در صِنف انسانها . کسی را پیدا نکرد که او از آنها بالاتر باشد . آمد در صنف حیوانات هرچه گشت پیدا نکرد تا اینکه داشت می رفت به سَمتِ مناجات سگی را دید که همه موهایش ریخته شده و دندانهایش ریخته شده در حال مردن بود.
یه ریسمان گرفت که این سگ را بهمراه خودش ببرد در مناجات یه دفعه بذهنش خطور کرد که شاید این سگ یه خصوصیتی داشته باشد که من نداشته باشم پس نمی توانم بگویم من از این حیوان اینچنینی بالاتر باشم . سگ را رها کرد . به مناجات رفت .
خدا به موسی خطاب کرد .چرا کسی که تو از آنها بالاتر هستی نیاوردی . موسی پیغمبر گفتخدایا کسی را نیافتم که من از آنها بالاتر باشم . چه از صنف حیوانات و چه از صنف انسانها .خدا فرمود اگر کسی را می آوردی حتماً تو را از مقام پیغمبری عزل می کردم.
هرکس خودش را بالا ببرد و ادعا داشته باشد و مَنَم مَنَم کند خدا و ملائکه و مردم او را مسخره می کنند و اصلاً مورد لعنت قرار می گیرند.
خوب است در این قسمت موضوع خنده دار گفته شود بمناسبت دو ولادت ۱: پیغمبر( ص) ۲ : امام صادق علیه السلام .
شخصی در محلی خیلی ادعای بزرگی می کرد تا جایی که به بستگان و فرزندان خودش سفارش می کرد. وقتی وارد مجلس شدید برید آن بالا بالای مجلس بنشینید چون فرزندان من و بستگان من هستید . و همچنین حرفهایی که می زنید درشت درشت بزنید . فرزندان و بستگانش قبول کردند . اتفاقاً یکی از فرزندانش وارد مجلس شد برای آنکه حرف پدرش را عملی کند . یعنی در بالای مجلس بنشیند و همچنین حرف درشت درشت بزند . چکار می کند؟ در جمعیت مجلس که قرار می گیرد می رود بالای تاقچه می نشیند دهان باز می کند می گوید پَلنگ ، بَبر ، فیل ، اسب ، قاطر ، خَر.
مردم همه خندیدند مجلس بِهم خورد. دیدند این آبروی مجلس را داره می بره . او را گرفتند مسخره کردند بیرونش کردند.
تکبر داشتن و ادعا کردن و خود بزرگ بینی اینچنین آبرو ریزی دارد پس باید مواظب رفتار و کردار و روابط عمومی و اجتماعی خودمان باشیم .
یک کسی که علم و دانش زیاد دارد همیشه متواضع است. ابو شُکور بلخی بیشترین علوم را کسب کرد (ریاضی ، فیزیک ، شیمی ،......) به بالاترین مدارج علمی رسید آنوقت گفت تا بدانجا رسید دانش من بدانم همی که نادانم . اصلاً بعضی ها رفتارشان حرف می زند یعنی می خواهند بگویند من از خیلی ها بالاترم . حالا سوالم این استکه آیا اینجور افراد بدبخت نیستند؟
جواب . مسلّماً بدبخت هستند . آنها آیه ی بالا را درک نکردند و نفهمیدند . آیه می فرماید قشنگ رفتار داشته باشید . جاهل نباشید و یا قشنگ راه بروید . (هُوناً ) یعنی : سَبُک و ساده و آرام .
ببین کار ما به کجا رسیده است . که فرموده اند : راه رفتن را از گاو یاد بگیرید . بسیار آرام و ملایم و با وقار راه می رو د . متین و وزین . در روایت آمده است .اَکرِمُوالبَقَرَ فَاِنَّه سَیِدُالبَهائِم ......بحار ج ۱۳ ص ۲۰۸ ح ۳. یعنی گاو را گرامی بدارید . که او مِهتَر و بزرگ چهار پایان است... ( عِبادُالرَّحمنِ الَّذینَ یَمشُونَ عَلیَ الاَرضِ هَوناً ).
قم المقدسه ۲۷ آذر ۱۳۹۵ برابر با ۱۷ ربیع الاول ۱۴۳۸ ه ق. ارادتمند مالک رجبی دارابی»
پاسخ دامنه: به نام خدا. سلام من هم به شما جناب حجة الاسلام آشیخ مالک. 1- از این که واژۀ قرآنی «هَون» در رفتار را در این بحثت به تعریف و تمثیل شکافتی، متشکرم. 2- از داستان حضرت موسی (ع) هم خیلی لذت معنوی برده ام. 3- از نکتۀ مرحوم حامد در مسألۀ عنوان سازی هم بهره جُسته ام. 4- اما این که نوشته اید یعنی نقل کرده اید که «راه رفتن را از گاو یاد بگیرید...» برای من اِعجاب آورده است. مؤیّد باشید.
پست 3894 : به نام خدا. از رهبر معظم انقلاب بشنویم. «پایگاه اطلاعرسانی دفتر مقام معظم رهبری؛ اینجا: حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح امروز (شنبه 27 آذر 1395) در دیدار مسئولان نظام، میهمانان سیامین کنفرانس وحدت اسلامی، سفرای کشورهای اسلامی و قشرهای مختلف مردم تأکید کردند: ...در این اوضاع و احوال، شیعه انگلیسی و سنّی امریکایی مثل دو لبه یک قیچی به آتش افروزی و اختلاف افکنی مشغولند...
سیاست قدیمی انگلیسی ها مبنی بر تفرقه بینداز و آقایی کن، در دستور کار جدی دشمنان اسلام قرار دارد... در روزهای اخیر انگلیسیها در نهایت بیشرمی، ایران مظلوم و عزیز را تهدید منطقه نامیده اند اما همه می دانند که برخلاف این اتهامات، این انگلیسیها هستند کههمیشه منشأ و منبع تهدید و فساد و خطر و نکبت بودهاند...
دشمنان حتی اگر ادعای نرمش، و ظاهری آراسته هم داشته باشند، در باطن به تمام معنا، وحشی و خشن هستند و ملتها باید برای مواجهه با این دشمنان بی اخلاق، بی دین و بیانصاف آماده باشند.»
پست 3893 : اَعوُذُ بِاللهِ مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیمِ. بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ. وَإِذَا الرُّسُلُ أُقِّتَتْ* لِأَیِّ یَوْمٍ أُجِّلَتْ* لِیَوْمِ الْفَصْلِ* وَمَا أَدْرَاکَ مَا یَوْمُ الْفَصْلِ* وَیْلٌ یَوْمَئِذٍ لِلْمُکَذِّبِینَ.
ترجمۀ مرحوم محمد مهدی فولادوند: و آنگاه که پیمبران به میقات آیند. براى چه روزى تعیین وقت شده است. براى روز داورى. و تو چه دانى که روز داورى چیست. آن روز واى بر تکذیب کنندگان. (قرآن کریم. سورۀ مُرسَلات، آیات 11 تا 15). الّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد.
گر تو می خواهی مسلمان زیستن / نیست ممکن جز به قرآن زیستن
پست 3892 : به قلم دامنه. به نام خدا. در سلسله مباحث روحانیت دارابکلا، اینک به معرفی مختصر جناب حجة الاسلام سید علی هاشمی دارابی می پردازم:
ایشان برادر مرحوم سیدعبدالله هاشمی اند. ساکن آهنگرمحلۀ دارابکلا. از روحانیون سادات محل و از نسل دهۀ 40. طلبگی را از مدرسۀ علمیۀ امام صادق (ع)، نزد مرحوم آیة الله شیخ محمد باقر دارابکلایی آغاز کردند.
آنگاه به حوزۀ علمیۀ ساری رفتند و به دروس حوزوی شان استمرار بخشیدند. و همچنان در این کسوت به ساری می روند و در محل ساکن اند. من اطلاعات زیادی از ایشان ندارم. در جوانی _که من محل بودم_ بیشتر ایشان را می دیدم.
تا جایی که از دورۀ جوانی باخبرم فردی بااستعداد، مطالعه گر و زیرک اند. شوخ طبع و گرم هستند. در فوتبال هم از همان قدیم ها از متبحرّان بودند.
جناب آق سید علی هاشمی چون در محافل عمومی محل دیده نمی شوند، یا کمتر حضور می یابند، بنابراین من تا به حال سخنرانی و منبرشان را ندیدم. برای ایشان آرزوی توفیق الهی و سلامتی می کنم. عکسی هم از ایشان ندارم تا منعکس کنم. به دو نفر سپردم اگر مقدور بود برام تلگرام کنند.
عکس های ارسالی علی آقا غزلی (مرتضی) به تلگرام دامنه. با ویرایش دامنه
تیرنگ گردی روستای دارابکلا. از راست: سیدعلی اصغر. روانشاد یوسف رزّاقی. نمی شناسم. جعفر رجبی دارابی. نمی شناسم. اکبر آهنگر (مرحوم حاجی). سیدتقی شفیعی (سیدهاشم). احمد شاهمیری. نمی شناسم. شعبانعلی شاهمیری (پیشکسوت و استاد برجستۀ فوتبال دارابکلا). هادی رجبی. نشسته ها: فقط عیسی درواری و رضا آهنگر را شناختم. با توجه به چهره ی یوسف به نظرم سال 1364 باشد:
پست 3890 : به قلم دامنه. به نام خدای آفرینندۀ آدمی. دورۀ دبستان از چند لحاظ دیگر نیز بر من خبرساز است و در زندگینامۀ ام ارزش نوشتن را دارد. زیرا هم مرور خودم است و هم به هر حال گوشه ایی از تاریخ روستای دارابکلا را می نمایاند که لازم می بینم بنویسم.
یکی این که ساختمان دبستان دولتی دارابکلا را خاندان منصور (از چهره های سیاسی و دست اندرکاران مطرح حکومت پهلوی) احداث کردند. نمی دانم کدام یک، حسنعلی منصور یا علی منصور. آنها در ابتدای محل (=مشهور به باغ فیضی) باغ ویلا داشتند و اکبرین (=بهره بردار و سرمایه گذار خصوصی استحصال چوب های جنگل دارابکلا) هم _که با این خاندان مرتبط بود_ در جنب آن، دفتر شرکت و کارگاه داشت که در تاریخ سیاسی دارابکلا در پستی مفصّل به شرکت و آثار و بازخوردهای آن خواهم پرداخت).
دوم این که دبستان در دورۀ ما یعنی سال 50 تا 54 تا کلاس چهارم به صورت مختلَط دختر و پسر بود. حتی گاهی در کلاس، تعداد دختران با پسران برابری می کرد. همین اختلاط و عدم تفکیک جنسیتی موجب می شد میان دانش آموزان با دختران یک نوع فضای خواهرانه برادرانه شکل بگیرد. محیط مؤمنانه و متشرّعانۀ روستای دارابکلا اجازه نمی داد کسی از این موقعیت سودجویی کند و فساد انگیزد. این یک قانون قلبی و هنجار اجتماعی و نزاکت اخلاقی در دارابکلای مذهبی بود.
سوم آن که معلّمان _که همۀ غیر محلی و حتی غیراستانی بودند_ بسیار دیسیپلین (=انتظام و انضباط) داشتند و از اوتوریتۀ ویژه (=اختیار اقتداری) برخوردار بودند و دانش آموزان بشدت از آنان حساب می بردند. برخی از آموزگاران با نهایتِ بداخلاقی و به دور از نزاکت و مُروّت، بسیارخشن، نامهربان و شیش بدست (=ترکه چوب) بودند و بچه ها را گاه الکی به قصد زخم و جَرح می زدند و مُشت و کوفت و فُحش می کوفتند.
دامنه البته هرگز نه شیش و شلپَت خورد و نه مشت و لگد نوش نمود. وقتی کمتر از 19 و 18 نداشته دامنه، چرا بی جهت شیش و کشیده (=سیلی صورت) و شلپت بخورد!؟
چهارم این که نام برخی از معلمان دبستان در آن سال ها به این قرار بود: سید عقیلی. مهربانی. مختاری. حسینی. اکبریان. عمادیان. مهوش غلامی. شیخی. گرامیان. و ... .(در اینجا فلق و شفق هم منتشر می شود)
حیاط زیبا و خاطره انگیز دبستان دولتی دارابکلا. از راست: موسی رمضانی دارابی. دامنه. محمد گرجی. آن پشت سید عبدالله هاشمی دارابی و علی اکبر بابویه دارابی. سال 1353
پست 3889 : به قلم حجة الاسلام مالک رجبی دارابی 145 . «سلام علیکم. اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم
ستارهای بدرخشید و ماه مجلس شد
دل رمیده ما را رفیق و مونس شد
نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت
به غمزه مسئله آموز صد مدرس شد
ولادت نبی مکرم اسلام حضرت محمد مصطفی (ص) و امام جعفر صادق (ع) بر شما مومنان مبارک باد. قم. مالک رجبی دارابی.»
پست 3888 : اَعوُذُ بِاللهِ مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیمِ. بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ. وَاصْبِرْ نَفْسَکَ مَعَ الَّذِینَ یَدْعُونَ رَبَّهُمْ بِالْغَدَاةِ وَالْعَشِیِّ یُرِیدُونَ وَجْهَهُ وَلَا تَعْدُ عَیْنَاکَ عَنْهُمْ تُرِیدُ زِینَةَ الْحَیَاةِ الدُّنْیَا وَلَا تُطِعْ مَنْ أَغْفَلْنَا قَلْبَهُ عَنْ ذِکْرِنَا وَاتَّبَعَ هَوَاهُ وَکَانَ أَمْرُهُ فُرُطًا.
ترجمۀ مرحوم محمد مهدی فولادوند: و با کسانى که پروردگارشان را صبح و شام مى خوانند [و] خشنودى او را مى خواهند شکیبایى پیشه کن و دو دیده ات را از آنان برمَگیر که زیور زندگى دنیا را بخواهى و از آن کس که قلبش را از یاد خود غافل ساخته ایم و از هوس خود پیروى کرده و [اساس] کارش بر زیاده روى است اطاعت مَکن. (قرآن کریم؛ سورۀ کهف، آیۀ 28). الّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد.
همچو زمین خواهد آسمان که بیفتد تا بدهد بوسه بر نِعال محمد
(دامنه: نعال یعنی کفش)
پست 3886 : به نام خدا. قسمت دوم. در سلسله پست های معرفی روحانیت دارابکلا، عکس های این بزرگواران را در پست هایی جدا، منعکس می کنم. با سلام و آرزوی توفیقات الهی برای همۀ آنها.
در این قسمت از عکس های روحانیون دارابکلا، از جنابان حاج حسین رنگین کمان و حاج علی میرزا چلوئی دارابی در ارسال تصاویر به دامنه ممنونم. البته عکس ها توسط دامنه ویرایش شده است:
مرحوم آیة الله سید رضی شفیعی دارابی. مرحوم حجة الاسلام والمسلمین شیخ روح الله حبیبی. بقیه در ادامه
پست 3885 : به قلم دامنه. به نام خدا. در آستانه ی میلاد پیامبر اکرم (ص) و امام صادق (ع) یاد می کنم از مرحومه حاجیه اُم البنین نبی زاده مادر شهید سیروس اسماعیل زاده.
کسی که دردمند زیست و تنها. زنی که پس از شهادت پسر بسیارعزیز و دلبندش در جبهه ی سومار، در نهایتِ تنهایی ها و صبر و تحمل مصیبت، به مدت قریب 21 سال هر شب در اتاق مُحقّر و ساده و بی آلایش و اجاره ای و با سخاوتش، با مویه ها و زاری ها (=نواجش هایش) گریست و گریست و گریست و سرانجام در تنهایی و غُربت درگذشت و در جوار قبر شهیدش سیروس اسماعیل زاده آرمید.
او زن شجاعی بود. اخبار را گوش می داد. دردهای مردم را می دانست. آدم بااطلاع و زیرکی بود. فیلم ها و سریال ها را بدقت می نگریست. خیلی انتقاد داشت به اوضاع و احوال کشور. اما امام را دوست می داشت و احترامش می نمود. حتی به شوقش تا جماران رفت و به دیدار با امام خمینی _رهبر کبیر انقلاب اسلامی_ شتافت و خاطرات آن دیدارش را بارها برای من روایت کرد و مرا خنداند.
من همیشه در نکا، خیابان آرامگاه که ساکن بود، پیشش می رفتم. چه دستپخت و سخاوت بالایی داشت. با من راحت سخن می گفت و درد و دل می کرد و از نابسامانی و بی دردی های برخی مسئولان گلایه می کرد. ولی وِرد زبان اخلاصش همیشه این بود که: «آقا _یعنی امام خمینی_ خیلی خوبه و بی تقصیره».
همیشه با روانشاد یوسف رزّاقی شوخی می کرد و بارها به من گفت یوسف «مِه شهید سیروس واریه». یعنی بر این بود که یوسف قد و قامت سیروس را دارد و در شباهت چهره ای و روحیه ی شوخ طبعی نظیر شهید سیروس منه.
بگذرم که گاهی دیدن حتی یک عکس، مرا به سخن وامی دارد و به درد می کشاند. روح بلند و آسمانی تو و شهیدِ عزیز و پردانش و باغیرتت، ای مادرِ زجرکشیده و ایثارگر و هدیه دهندۀ جگرگوشه ات به اسلام و ایران و نظام، شاد و جاویدان باد. صلوات.
دارابکلا. سال 1381. مرحومه حاجیه اُم البنین نبی زاده مادر شهید سیروس اسماعیل زاده
پست 3884 : به قلم دامنه. به نام خدا. در سلسله پست های «دردهای جامعه به قلم دامنه» این بار باید این گونه بگویم که در جمهوری اسلامی ایران دردها همیشه از نداری ها نیست، دارایی ها و بی خیالی ها و بی عاری ها هم در برخی از دسته ها و قشرها و خانه ها، آتش به خرمن خانواده ها و بچه ها زده است.
عواقب این بی دردی ها که درد اصلی جامعه است در سال های پیش رو لمس می شود و همه انگشت حسرت بر دهن خواهند گذاشت که چرا چنین بی قید و بند بوده اند و به سرنوشت بچه و نونهال و نوجوان و جوان و همۀ حیثیات خانه و کاشانه اش بی خیال گردیده اند!
بر روی عکس زیر که به تلگرام دامنه داده شده، این پست را نوشته ام تا فریاد بزنم این ها خنده ندارد؛ گریه و تاسّف دارد. بنیان و عِرض و آبروی خود را دریابید که از هر سو در این عصر تهاجمات، در تهاجم مرموز هستیم تا شیعه را کاملاً انگلیسی! بارآورند و بی بار و عار.
اما هستند باغیرتان و دین ورزان که هرگز نمی گذارند این عار به بار آید و برای دشمن شکوفه دهد و برای ایرانی حسرت آفریند. باز خدا پدر فقر و نداری را بیامرزد! که این عاقبتِ زشت و بدِ دارایی را، ندارد.
واقعیت امروز برخی از خانوادهاست که حتی در حین تخلیه هم کودک اسیر امواج دشمن است
پست 3883 : به نام خدا
در راستای پست 3866 اینجا، با عنوان «کالوم و گو و کادون»
نمای دو آدم در پیشانی گاو! عکسی که مهندس محمد عبدی روش در سایتش طنز نوشته
پست 3882 : اَعوُذُ بِاللهِ مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیمِ. بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ. وَلَایَسْأَلُ حَمِیمٌ حَمِیمًا* یُبَصَّرُونَهُمْ یَوَدُّ الْمُجْرِمُ لَوْ یَفْتَدِی مِنْ عَذَابِ یَوْمِئِذٍ بِبَنِیهِ* وَصَاحِبَتِهِ وَأَخِیهِ* وَفَصِیلَتِهِ الَّتِی تُؤْوِیهِ* وَمَنْ فِی الْأَرْضِ جَمِیعًا ثُمَّ یُنْجِیهِ* کَلَّا إِنَّهَا لَظَى *نَزَّاعَةً لِلشَّوَى*
ترجمۀ آیة الله العظمی ناصر مکارم شیرازی: و هیچ دوست صمیمی سراغ دوستش را نمیگیرد! آنان را به آنها نشان میدهند (ولی هر کس گرفتار کار خویشتن است) چنان است که گنهکار دوست میدارد فرزندان خود را در برابر عذاب آن روز فدا کند. و همسر و برادرش را. و قبیله اش [را] که همیشه از او حمایت میکردند. و تمام مردم روی زمین را تا مایه نجاتش شود. اما هرگز چنین نیست شعله های سوزان آتش است. دست و پا و پوست سر را میکند و میبرد. (قرآن کریم؛ سورۀ معارج، آیه های 12 تا 16). الّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد.
محفل اُنس با قرآن. جاجرم. 16 بهمن 1394
پست 3881 : به نام خدا
شعری در نَعت حضرت محمد رسول الله (ص)
ای برگزیده ی همه ی انتخاب ها
قرآن تو کتاب تمام کتاب ها
اندیشه ی تو تیشه به اصلِ بدی زده
ای ریشه ی همیشه ترین انقلاب ها
فخر فلک به توست که فانوس گشته بود
در کوچه های آمدنت آفتاب ها
سرمشق آسمان و زمینی که نام توست
بر لوح شب نوشته به خط شهاب ها
من تکیه کرده ام به تو و پایمردیت
در روز چون و چند و چه، روز حساب ها
سرگشته در مضایق وصف تو مانده ام
چندان که داده ام به سخن آب و تاب ها
خورشید مکه، ماه مدینه، رسول من
ای خاکسار مدحتِ تو بُوتراب ها
شمع زبان بریده چه لافد ز آفتاب
گنگم که در هوای تو دیدست خواب ها
(شاعر غزل سُرا مرحوم حسین منزوی)
مرحوم حسین منزوی (1مهر 1325_16 اردیبهشت1383) مدفون در زنجان
پست 3880 : به قلم دامنه. به نام خدا. دیروز مجمع نمایندگان استان اصفهان در دیدار با رئیس رسانه ملی؛ «صداوسیما را حنجره نظام توصیف و بر ضرورت حمایت و پشتیبانی سه قوه از سازمان صداوسیما بعنوان یکه تاز جنگ رسانهای تاکید کردند.» (منبع: اینجا)
دامنه نمی داند البته «حنجرۀ نظام» معنای دقیقش چی است! و «یکّه تاز» دیگه چه صیغه ای هست!؟ فقط می داند حجة الاسلام سالک هم در این دیدار حاضر بوده است که در عکس کاملاً معلوم و مبرهن است. همین قدر به قلم دامنه بس است.
پست 3879 : به قلم دامنه. به نام خدا. طی روزهای اخیر شخصی در زیر پست 3715 اینجا کامنتی گذاشت و گفت: «مطالب مفیدی بود...» ولی در ادامه با توجه به تصاویری که دامنه در آن پست بارگذاشته بود، بحث از «خیانت و خائن بودنِ» برخی از چهره های آن! به میان آورد و گفت: «باعث شرمساریست....»
من چند کلمه فقط می گویم و وارد موضوع نمی شوم. خیانت چندین معنی دارد که مکر و حیله و ناراستی و غشّ و اغتشاش از مهمترین آن به حساب می آید. و انواع دارد مانند:
خیانت در امانت. خیانت به وطن. خیانت در صداقت. خیانت در دوستی. خیانت به اعتماد. خیانت در عشق. خیانت به اسلام. خیانت به مردم. خیانت در سیاست. خیانت در حکومت و قدرت. خیانت به خود. و اوج خیانت ها هم خیانت به خداست.
ما فقط خیانت در قدرت را می بینیم. ولی بدترین خیانت ها خیانت در صداقت و راستی ست که دغلی را به مانند خوره به جان دغلکاران می اندازند.
من یعنی دامنه به آثار زیانبار و زشت و بازخوردهای کثیف همۀ این واژگان در جامعه واقفم و بنابراین پاسخم را صلوات بر محمد و آل محمد در آستانۀ میلاد حضرت ختمی مرتبت ختم می کنم و دقیق می دانم کی هستی و چه فکر می کنی هم در هویت و هم در ماهیت. البته نه به هرمنوتیک تز ژان پل سارتر.
به واژۀ پرمعنای محمّدِ امین (صلوات الله) فرستادۀ خدا عشق می ورزم
پست 3878 : به بازنشر دامنه. به نام خدا
متنی خواندنی و سرشار از اطلاعات جاذب از بلبل هزاردستان در وبسایت سنه کوه اینجا
پرندۀ زیبای بلبل که عندلیب است و هزاردستان و چکاوک و نغمه دان و نغمه خوان
پست 3876 : به قلم مهندس محمد عبدی سنه کوهی 84 . «سلام کبلاقا جان. این کربلایی استا مجید چلویی در پست 3875 اینجا همسفر کربلایم در تیرماه سال 1387 هستیم و آی خاطره ماطره با همدیگر داریم.
بسیار بسیار شنیدنی و خواندنی که در آینده در برگی از زندگی من خاطره اش را در نظر دارم مفصل بدان بپردازم و اشارات جالب توجهی در ان خواهم داشت به برخی وقایع و مقایع و قیل و قالها و ...
بگذریم برادرِ شیخ سعید اونی که داماد حاج نقی طالبی است، دوست صمیمی و بزرگوارم را به قیافه و حُسن خلق و برخورد می شناسم و ذاتاً بسیار خوب و دوستداشتنی هستند این چند کلام جهت اطلاع و عرض ارادت عرض کردم.»
پاسخ دامنه : به نام خدا. سلام من هم به شما جناب مهندس. هم ممنونم استقبال کردی و هم مترصّدم که خاطراتت را بنویسی و بنگرم. خدا به همراه.
پست 3875 : به قلم دامنه. به نام خدا. در سلسله مباحث روحانیت دارابکلا، اینک به معرفی مختصر طلبۀ جوان دارابکلا جناب حجة الاسلام شیخ سعید چلوئی دارابی می پردازم:
ایشان فرزند اُسّا مجید چلوئی دارابی اند. برادرزادۀ جناب حجة الاسلام والمسلمین حاج شیخ مرتضی چلوئی دارابی _امام جماعت مسجد جامع دارابکلا_. آقاسعید در حوزۀ علمیۀ بابل تحصیل می کنند. فردی خوش رو،خوش گو، خوش خو و خوش اخلاق و باوقارند.
خانوادۀ شیخ سعید همگی از متدیّنان و خوبان اند. همه ی برادران خانوادۀ اُسّا مجید نیروهای انقلابی و مذهبی اند. یکی از برادران ایشان یعنی آقا وحید، داماد دخترخاله ام حاجیه هاجر، همسر جناب علی اکبر بابویه دارابی (مرحوم حاج حسین پدر طلبۀ شهید حسن بابویه) اند از جوانان نیک محل اند.
دیگر برادر ایشان داماد حاج نقی طالبی دارابی اند که جنب مسجد جامع دارابکلا عکاسی دارند و از جوانان بااخلاق و متین هستند.
برای جناب شیخ سعید و خاندان باارزش شان آرزوی توفیق و سلامتی روزافزون دارم. عکسی از ایشان فعلاً ندارم تا پخش کنم مگر آن که واصل شود.
پست 3874 : به قلم مهندس محمد عبدی سنه کوهی 83 . «سلام بر شما کبلاقا ابراهیم عزیز. از مطلب جالب و گزارش گونه پست 3872 اینجا، و مطایبه زیبا و خواندنی به دکتر سروش و کنایه به تجربه های رسولانه او با اطلاعم تا حدودی. و طوفانی فکری جدیدی بپا کرده و مُخ ها رو بکار گرفته خیلی خندیدم و مشعوف شدم و ...
از درخواست جنابعالی هم استقبال و جهت مزید اطلاعات عرض کنم که زری زری شما و «مِه زن کجا» و کفشدوزک یا پینه دوز به زبان فارسی با نام تیره کوکسینلیدها، جزء سوسکها به حساب میآیند و برای زیستبوم بسیار سودمند است و آنها را در کشاورزی رایج و بیشتر کشاورزی زیستی برای از میان بردن آفات و قارچها به کار میگیرند.
کفشدوزکها بهویژه در از بین بردن شَتهها، یا شپشهای گیاه بسیار مؤثرند و میتوان از آنها به عنوان روش دفع آفات بیولوژیک استفاده کرد. اما کفش دوزکهایی نظیر سوسک کدو و سوسک سویا نیز وجود دارند که به جای حشرات، گیاهان خوراکی را میخورند و آسیب قابل توجهی به باغها میرسانند.
انواع مختلف مفید و مضر کفشدوزکها در ظاهر جذابند. کفش دوزکها در گروههای بزرگ در محلهایی که معمولاً هر سال در آنجا اُتراق میکنند به خواب زمستانی میروند. زیستشناسان عقیده دارند که تجمع کفش دوزکها در محل خواب زمستانی سبب جلب کفش دوزکهای دیگر برای خواب زمستانی در همان محل میشود.
کفش دوزکها گروهی و جمعی به طور مطبق (طبقات مختلف) به خواب زمستانی میروند. این خواب زمستانی که به صورت گروهی انجام میشود احتمالاً سبب میشود که گرمای کمتری از دست بدهند و شانس آنها را برای تحمل و به پایان رساندن زمستان سرد افزایش دهد.
فصل جفتگیری ماه می و ژانویه است و جفتگیری کفش دوزکهای هفت خال بسیار دیدنی است. کفش دوزک ماده در دوران زندگی کوتاه خود بیش از 2000 تخم زرد کوچک میگذارد و به این دلیل نیاز به تغذیه کافی از شَته دارد.
در نتیجه برای کنترل آفات مفید میباشند. نام کفش دوزک از زمان قرون وسطی آمده. به کفش دوزک اصطلاحاً بانوی سوسکها (Lady beetle) یا بانوی حشرات (Lady bugs) هم میگویند.
حال جناب کبلاقا خلاصه این عروس حشرات که زمستان گذرانیش هم به صورت حشره بالغ است با گرم شدن محیط خانه شما از کنار و گوشه خانه شما و یا همراه مواد دیگر به خانه شما امده بود دچار توهّم فصل گرم شد و به دیدنت آمد.
ان شاءالله خبر خیر و خوشی به زودی به شما خواهد رسید. همیشه موفق و خندان باشید. در این ایام ولادت و هفته وحدت»
پاسخ دامنه : به نام خدا. سلام من هم به رفیقم متخصص و کارشناس متبحّر منطقه مهندس محمد عبدی. عجب اطلاعات وُفوری ریختی به دامن دامنه. پس که این طور!؟ دامنه اَصِّن کنایه بلده مهندس؟ من همش به تصریح ام اَمش.
خیلی خوب و عالی نگاشتی. آها پس ایطوریه؟ من خالش را نشمردم که گفتی هفت تاست. ولی وقتی گذاشتم زیر دوربینم دیدم دو بالش را به تدافع و شاید تهاجم سیخ کرده!
پست 3873 : به نام خدا. در سلسله مباحث ایران شناسی در این پست فقط به این خبر پرداخته می شود. امید است مورد اندیشیدن و تفکر قرار گیرد:
حسین هاشمی استاندار تهران دیشب (24 آذر 1395) گفت قیمت 1 کیلو زعفران برابر است با قیمت 250 بشکه نفت.
نفت طلای سیاه ایران، نفع است یا نفی!؟
زعفران طلای سرخ ایران
پست 3872 : به قلم دامنه. به نام خدا. دیشب ساعت 9 و خورده ای داشتم تخمه می خوردم. شبکۀ آی فیلم هم اتفاقی روشن بود و داشت نقی را پخش می کرد در مجموعۀ (=سریال) پایتخت3.
ناگهان دیدم یک زری زری (=کفش دوزک به لهجۀ فارسی!) روی انتهای انگشت سبابّه ام و سپس روی کال انگوسم (=انگشت کوچیکه) رُش رُش می کند.
سکّلمه با او گپ زدم و گفتم: مگه پست 3866 «کالوم و گو و کادون» دامنه را خوندی آمدی پیشم؟ از خوزستان آمدی یا از لاهیجان؟ گرسنه ای یا تشنه؟ پدری یا مادر؟ شی کردی یا مجرّدی؟ سروش آوردی برام یا خروش؟
راستی بگویم سروش در اینجا یعنی خبررسان غیب. نه آن دکتر سروش که این روزها در «رؤیاهای رسولانه»اش سخت، بند! شده است و سخت، سخت! شده است. و دامنه هم سخت حیرت کرده است از این بحث و فحص! و نیز حرف های بی ربط!
و من بگذرم از زری زری و سروش و خروشش که گذاشتم روی مُتّکا و بالشم و شش عکس ازش گرفتم و سه عکس را منعکس ساخته ام و سه عکس را، برعکس نموده ام. مانده ام که زری زری این وقت شب آن هم توی هال خونه ام چه می کرده است؟ البته همان شب بُرده ام توی حیاط، پرش داده ام و نمی دانم به لُرستان رفت یا افغانستان!
از دو دوست گرانقدرم شیخ مالک رجبی و مهندس محمد عبدی، به مزاح و جدّ _هر دو_ باید بپرسم که برام مُعَبِّر شوند و مُفسِّر. یعنی اولی تعبیر کند که چرا چنین شد بر دامنه و دومی یعنی عبدی تفسیر نماید چرا چنان شد بر دامنه؟
این هم زری زری (=کفش دوزک) که آمد سراغم. قم. منزل. عکاس: دامنه
پست 3871 : به نام خدا. متن نقلی. «رئیسجمهوری منتخب آمریکا امروز (سهشنبه) رکس تیلرسون ۶۴ ساله را به عنوان گزینه مورد نظرش برای پست وزارت خارجه آمریکا معرفی کرد.
به گزارش ایسنا، شبکه تلویزیونی اسکای نیوز گزارش داد؛ تیلرسون رئیس و مدیر اجرایی شرکت نفت و گاز اکسونموبیل مستقر در تگزاس است. او از سال ۲۰۰۶ در سمت اجرایی اکسونموبیل انتخاب شده است و سابقه سیاسی و یا فعالیت دولتی ندارد. او تا به امروز رابطه بسیار نزدیکی با ولادیمیر پوتین، رئیسجمهوری روسیه داشته و همین باعث نگرانی برخی از سیاستمداران آمریکایی و نیز خوشحالی روسها شده است.
او در سال ۲۰۱۱ با روسیه درباره مشارکت در بخش انرژی وارد مذاکره شد و از همان زمان رابطهاش با سران روسیه نزدیکتر شد و کار تا جایی پیش رفت که تیلرسون از روسیه نشان "دوستی" که عالیترین نشان برای اتباع خارجی است، دریافت کرد.
تیلرسون تجارب فراوانی در زمینه مذاکرات بینالمللی دارد و رابطه بازرگانی مستقیمی هم با ولادیمیر پوتین، رئیس جمهوری روسیه دارد. او در گذشته از منتقدان تحریم اقتصادی مسکو در جریان بحران اوکراین بوده است.
دونالد ترامپ، رئیس جمهور منتخب آمریکا با اشاره به مدیریت "فوقالعاده" تیلرسون گفته است که او "مهرههای کلیدی"را به خوبی میشناسد. دونالد ترامپ گفت: «سرسختی، تجربیات فراوان و درک عمیق تیلرسون از ژئوپولتیک او را به گزینهای فوقالعاده برای وزارت خارجه آمریکا تبدیل میکند. او ثبات منطقهای را ارتقا خواهد داد و روی امنیت ملی ایالات متحده آمریکا متمرکز میشود.»
به گفته خبرنگاران انتصاب تیلرسون به دقت مورد موشکافی قرار میگیرد، به ویژه پس از آن که در چند روز گذشته گزارشاتی در مورد تلاش کرملین برای تاثیر گذاشتن در انتخابات آمریکا به نفع ترامپ منتشر شده است.» (منبع: اینجا)
رکس تیلرسون، وزیرخارجۀ آیندۀ آمریکا در دولت ترامپ که یک اقتصاددان و مذاکره گر ماهر است
پست 3870 : به نام خدا. متن نقلی. توضیح دامنه: این مطلب و خبر را به دلیل اهمیت مسأله، آن هم فساد در مرکز ایران، آن هم بعد از نزدیک 40 سال پس از پیروزی انقلاب اسلامی، در دامنه ارائه می کنم:
«دادستان تهران در ادامه به پروندهای اشاره کرد که سهشنبهشب (۲۳ آذر) در دادسرای ارشاد مفتوح شد و در توضیح افزود: حسب گزارش سرپرست دادسرای ناحیه ٢١، در یک کافیشاپ واقع در مرکز تهران 120 زن و مرد در وضعیت نامناسب دستگیر شدند و حسب تحقیقات انجامشده از متهم اصلی، به مدیر کافیشاپ مذکور برای چهار ساعت برگزاری مراسم ٧٠٠٠ هزار تومان اجاره پرداخت شده است.
به موجب این گزارش، دو نفر خواننده غیرمجاز در مراسم حضور داشته و متهمان با صدور قرار تأمین به زندان معرفی شدند. در این مراسم 15 بطری مشروبات الکلی کشف شد و ١۵۵ نفر از متهمان در حالی که مست بودند، دستگیر شدند و از ادامه فعالیت کافیشاپ جلوگیری شده است.
جعفریدولتآبادی مقابله با چنین مفاسدی را از وظایف ذاتی دادستانی دانست و گفت: در پایتخت کشور اسلامی زیبنده نیست کافیشاپ که باید محل امن برای حضور خانوادهها باشد، به مرکز فساد تبدیل شود.
عباس جعفریدولتآبادی دادستان تهران عاریبودن شهر از فساد آشکار و پنهان را شاخصه سلامت شهر سالم و ایمن به شمار آورد که در سطح بینالمللی نیز موردتوجه قرار گرفته و و اقداماتی نظیر چاقوکشی، عربدهکشی در معابر و پارکها و ایجاد مزاحمت برای مردم را تضعیفکننده این شاخصه دانست.
او از متخصصان حوزههای مرتبط از جمله جامعهشناسان و مدیریت شهری خواست با تعریف شاخصههای یک شهر سالم و ایمن، چگونگی تضمین این شاخصهها را تبیین و راهکار ارائه کنند» (منبع: اینجا)
دامنه در 17 آذر 1395 در پست 3808 اینجا یک خاطره از کشف شراب و عرق سازی! در دوانگۀ ساری نقل کرده بود با عنوان «چرا مردم دارابکلا به شراب می گویند نجسّی؟».
منهدم کردن بیش از 12 هزار بطری مشروبات الکلی. جاکارتا. اندونزی. 14 خرداد 1395
پست 3869 : به نام خدا. از رهبر معظم انقلاب بشنویم. «پایگاه اطلاعرسانی دفتر مقام معظم رهبری: «حضرت آیت الله خامنهای در جشن تکلیف دو هزار تن از دانشآموزان پسر مدارس شهر تهران [در 23 آذر 1395]... همچنین در سخنانی، جشن تکلیف را «جشن تشرّف به ساحت لطف و توجه پروردگار کریم» و «قابلیت دریافت مأموریت الهی در رسیدن به سعادت و خوشبختی» خواندند و افزودند:
انسان در مراحل مختلف زندگی حوادث فراوانی را تجربه میکند که لازمه مواجهه شجاعانه با این حوادث و دستیابی به افتخار دنیوی و عزت الهی، استحکام بنیه معنوی است.«تأمین سلامت جسمی، فکری و معنوی» توصیه دیگر رهبر انقلاب اسلامی به نوجوانان بود.
ایشان، به تأمین سلامت جسمی از طریق «ورزش و تغذیه مناسب»، و کسب سلامت معنوی با «توجه به خدا و نماز، دعا، توسل و یاد شهیدان» اشاره کردند و افزودند: سلامت فکری را باید با کتابخوانی و مطالعه کتابهای راهگشای متفکران و نویسندگان خوب تأمین کرد.»
متن کامل این سخنان بسیار مهم را دیروز 24 آذر در پست 3767 اینجا انتشار داده بودم
پست 3868 : اَعوُذُ بِاللهِ مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیمِ. بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ. وَلِلَّهِ مُلْکُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَیَوْمَ تَقُومُ السَّاعَةُ یَوْمَئِذٍ یَخْسَرُ الْمُبْطِلُونَ* وَتَرَى کُلَّ أُمَّةٍ جَاثِیَةً کُلُّ أُمَّةٍ تُدْعَى إِلَى کِتَابِهَا الْیَوْمَ تُجْزَوْنَ مَا کُنْتُمْ تَعْمَلُونَ.
ترجمۀ دکتر بهاء الدین خرمشاهی: و فرمانروایى آسمانها و زمین از آن خداست و روزى که رستاخیز بر پا شود آن روز است که باطل اندیشان زیان خواهند دید. و هر اُمّتى را به زانو در آمده مى بینى هر اُمتى به سوى کارنامه خود فراخوانده مى شود [و بدیشان مى گویند] آنچه را می کردید امروز پاداش مى یابید. (قرآن کریم: سورۀ جاثیه، آیات 27 و 28). الّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد.
محفل اُنس با قرآن. قزوین. 22 خرداد 1395
پست 3867 : به قلم دامنه. به نام خدا. سه تیتر این شمارۀ روزنامۀ شرق در 24 آذز 1395 برای دامنه مهم بود:
بیانات بسیار مهم رهبر معظم انقلاب در جشن تکلیف دانش آموزان.
فسخ واگذاری مفت مخابرات (که در دولت عجیب و غریب دهم محمود احمدنژاد در یک مزایدۀ خاص! به جایی خاص! فروخته شده بود به ثمَن بَخس! اختصاصی سازی به جای خصوصی سازی)
و نیز تیتر روحانیون چپ گرا سید محم خوئینی ها، علی اکبر محتشمی و عبداالله نوری پشت حسن روحانی.
هر سه تیتر امروز 24 آذر 1395 شرق را با افزودن سه عکس در ادامۀ مطلب آورده ام:
پست 3866 : به قلم دامنه. به نام خدا. فرهنگ لغات دارابکلا. قسمت 52 . کالوم و کاهدون. پس از لُغت لُغُزی دِدیم ارّه در پست 3852 اینجا، حالا اشاره می کنم به کالوم و گو و کادون.
کالوم یعنی طویله. گو یعنی گاو. و کادون هم اسم مکان است یعنی کاه دان. جایی که کاه و کَمِل (=کاه بوتۀ شالی) و علوفه در آن ذخیره و نگه داری می کنند. که من بگذرم.
حرفم این است که حالا را نبین که دیگر نه از کالوم خبر است و نه گو و کادون. تا همین چند سال پیش در دورۀ نوجوانی و جوانی ما، کالوم از کالخانه و بالخانه و مهمانخانه هم بالاتر و مهمتر و استراتژیک تر بود برای مردم دِه و دیار ما.
آنقدر گو و اسب و بِز و سگ و گوسفن بود روستا، که از صداهای آن حظّ می کردی و از شرّ زوزۀ موتور و غارقور ترکتور و ویراژ کامیون خلاص می بودی.
در هر خانه ای بخش وسیع و اساسی اش، کالوم بود و خال و واش و کاه و کادون و بپیسّه میوه و سُس و خصیل (=بوتۀ سبز جو و گندم) و چیچم و یونجه.
حتی شب ها اگر در تاریکی به بیرون می زدی و شب نشینی می رفتی پا که در کوچه ها و حیاط های خونه ها می ذاشتی، 100% می رفتی روی گوگی و اسکُفته و گوسفن کیکاد. و حتی گاه در ظُلمات بی برقی، دقیق می افتادی روی گو و اسب و شاخ. چون از بس روستا پر بوده از مال و دام و بام. دامنه هم ای یه دو سه باری رفته بود روی گو و گوگی و شاخ.
نام انواع گو (=گاو) به گویش روستای دارابکلا: وِرزا. مَنگو.تِشک. تِلِم. گومِش. جوندکا. گوگ. دمِس.مَنگودوشا. گو.
گاهی شیر نصیب بچه می شد نه گوساله و وره کاته
پست 3865 : به قلم مهندس محمد عبدی سنه کوهی 82 . «سلام و درود بر شما کبلاقا ابراهیم عزیز. بابت انتشار عکس سه دلچسب این پست آلبوم عکس 123 دامنه پست 3864 اینجا از شما بی نهایت سپاسگزارم:
1- انتشار عکس پسر آقا موسی و نوه دوست روانشاد و بهترینم جناب آقا یوسف رزاقی خدا بیامرز. و نمی توانم خوشحالیم را ازین دیدن نوه ایشان پنهان کنم. و انشاءالله نامدار باشند و موجب شادی روح بابابزرگش و ...
2- به خاطر انتشار عکس امیررضای بابا که امروز تولد یکسالگی اش هم هست. و ازین بابت هم خیلی خوشحالم و خوشحالتر شدم ازین نظر که هم سالها در انتظار این نام برای پسرم بودم و نیز این ایام میلاد حضرت ختمی مرتبت محمد مصطفی (ص) است که هم نام همیم و هر سال شادی کرده و شیرینی به خانه پدر می بردم اما امسال متاسفانه جایش خالی است و به مزارش باید ببرم و ...
3- از حس عمو بودنت و نوشتن متن «بهزاد را بسیار دوست می دارم. فعل مضارع استمراری برای بهزادجان ما دلیل بر استمرار دوستی ام است» خیلی خیلی مشعوف شدم. و حسی مشترک دارم و حظّ و لذتی ماندنی در وجودم حس کردم. و از اینکه خداوند چنین حسّی قوی در منو وشما قرار داد، بی نهایت شاکرم و خوشحال شدم. در هر حال دست مریزاد و خسته نباشید. موفق باشید»
پاسخ دامنه : به نام خدا. سلام من هم به تو رفیقم مهندس عبدی. کوتاه بگویم: 1- با تو همسو هستم در حسّ و حال به روانشادمان یوسف مزار. 2- امیررضای تو در این نگاه بسیار هم دلچسب است و خرسندم این همه به مرحوم پدرت احترام می نهی و بر فرزند گُلت، گلباران می اندیشی و با چه نیت مقدسی نام محمد (ص) و رضای آل محمد (ع) را برای دلبندت ترکیب کرده اید. 3- بله، بهزادمان را دوست می دارم چون خیلی بِه است و خیلی برای عموابراهمیش، دوست داشتنی و پُرجذبه و شیرین. همین.
پست 3863 : به نام خدا. عکس های چند چهرۀ قدیمی دارابکلای یکه توسط جناب حاج حسین رنگین کمان به تلگرام دامنه ارسال شده است برای ثبت، منعکس می گردد همۀ عکس ها در اینجا
پست 3862 : به قلم دامنه. به نام خدا. در سلسله بحث معرفی کتاب در دامنه اینجا، اینک در تجلیل از زنان شهید در جمهوری اسلامی ایران به کتاب «چادر خاکی» می پردازم که دیشب مطالعه اش کردم و به قول معروف خواندم.
این کتاب نوشتۀ طیّبه فرد است از انتشارات زمزم قم. به معرفی زنان شهید می پردازد که در لسان و بیان به دلیل اُناث و تأنیث «شهیده» نامیده می شوند. طبق معمول دامنه، به چهار عبارت از چهار جای متفاوت کتاب _به صورت برداشت آزاد_ می پردازم:
در ص 25 از شهیده فهیمه سیّاری طلبۀ مکتب توحید قم (که در 12 آذر 1359 در جاده جبهۀ سقز به بانه توسط کومله گروه مسلح کمونیست تجزیه طلب به شهادت رسید) نقل شده که «خدایا به من شناختی عطا کن که در پرتو آن شناخت از همه ی وابستگی ها رهایی یابم.» .
در ص 35 و 41 از شهیده طیبه واعظی دهنوی (که در 3 خرداد 1356 توسط ساواک در زیر شکنجه به شهادت رسید) آورده است که همسرش شهید ابراهیم جعفریان در برابر انحراف سازمان تروریستی منافقین به سمت گرایشات کمونیستی، از آن جدا شد و گروه اسلامی مهدیون را به همراه چند نفر دیگر _از جمله برادران شاه کرمی_ پایه گذاری کردند. این گروه اسلامی در راستای مکتب انتظار، پیرو نهضت امام خمینی _رهبر کبیر انقلاب اسلامی_ بود.
در ص 149 از شهیده فاطمه سادات طالقانی (که در 9 تیر 1360 در سه سالگی در ماهشهر خوزستان، توسط سازمان تروریستی منافقین، سوزانده و به شهادت رسید) آورده است این شهیده فرزند سید هدایت الله از مبارزین انقلابی پیرو خط امام بود که زندان رژیم شاه محبوس بود تا این که آبان 1357 از زندان آزاد شد و پس از پیروزی به جهاد سازندگی رفت و... .
در ص 115 از شهیده زهرا سادات رحیمی (که در 23 دی 1365 در بمباران شهر خرم آباد توسط عراق به شهادت رسید) آورده است این شهیده فرزند شهید حجة الاسلام والمسلمین سیدفخرالدین رحیمی از شهدای 72 تن است که توسط سازمان تروریستی منافقین به شهادت رسید. زهرا با آن که 17 ساله بود فرمانده گردان بسیج بود که در راه برگشت از دبیرستان شهید شد.
شهید آیة الله سید اسدالله مدنی و شهید حجة الاسلام والمسلمین سیدفخرالدین رحیمی نماینده مردم ملاوی لرستان در مجلس شورای اسلامی دو شهید بزگورای که به دستان کثیف سازمان تروریستی منافقین به شهادت رسیدند
کتاب «چادر خاکی» جدیدترین کتابی که دیشب مطالعه کردم. عکاس روی جلد: دامنه
پست 3861 : به قلم دامنه. به نام خدا. در سلسله مباحث روحانیت دارابکلا، اینک به معرفی مختصر طلبۀ شهید حجة الاسلام حسن آهنگر دارابی (مرحوم طالب) اقدام می کنم:
این شهید گرامی، فرزند مرحوم محمدزکریا طالب و از طلبه های روستای دارابکلا از جوانان باایمان و آرام و مذهبی محل بودند. پدرش مردی مؤمن، متّقی و از ذاکرین پیشکسوت اهل بیت (ع) و از جوشی گیران غیور عزای حسینی (ع) در تکیۀ دارابکلا بودند که در حدّ شیخ بودند و نوحه خوان و قرآن خوان و نیز خادم الحسین (ع) در ایام محرّم و ماه رمضان.
آن مرحوم به اشتیاق فراوان یکی از پسرانش _حسن_ را به نظام روحانیت تقدیم نمودند تا برای دین و آئین خدمتی را کرده باشند. اما بحرانی که دشمنان ایران و اسلام طی 8 سال جنگ تحمیلی بر مردم و کشور ایران آورده بودند، جوانانی غیرتمند و متدیّنی مانند طلبۀ گرانقدر حسن آهنگر را به شوق جهاد و شهادت و ایثار و اَدای دَین به دین و ناموس و تمامیت ارضی، به جبهه ها گسیل داشت.
من این شهید را همیشه آرام، بامرام، اخلاق گرا، و خیلی مهربان و با چهره ایی مظلوم و متبسّم می دیدم. فردی از تبار خاندانی زجرکشیده و طعم تلخ نداشتی ها را چشیده، بودند. که من در 5 آذر 1392 در پست 21 اینجا در بحث چند قسمتی «کوچه های دارابکلا پر از شهیده» به این شهید گرامی و پدر گرانقدرشان در دامنه پرداخته بودم.
این طلبۀ شهید از مشتاقان پاک نهادی بود که به فرمان امام خمینی _رهبر کبیر انقلاب اسلامی_ به عنوان طلبۀ رزمنده چند بار به جیهه ها اعزام شد و برای اسلام و ایران و نظام جمهوری اسلامی فداکار و در نهایت شهید شد و ستاره ای از ستارگان درخشندۀ دارابکلا گردیدند.
شهادت این گونه انسان ها و جوان ها از خاندان مذهبی و حامی انقلاب، به همگان این پیام رسا را می رساند که خون، هدیۀ خداست و باید هم در زمان جهاد مقدّس برای خدا هدیه گردد. روح این شهید و پدر باارزشش شاد و جاوید و درود بر بازماندگانش.
19 شهید روستای دارابکلا. نفر چهارم از راست طلبۀ شهید حجة الاسلام حسن آهنگر دارابی (مرحوم طالب). عکاس این صحنه جناب یک دوست. تابستان 1395
پست 3859 : اَعوُذُ بِاللهِ مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیمِ. بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ. وَ إِذْ قَالَ إِبْرَاهِیمُ لِأَبِیهِ وَ قَوْمِهِ إِنَّنِی بَرَاءٌ مِمَّا تَعْبُدُونَ* إِلَّا الَّذِی فَطَرَنِی فَإِنَّهُ سَیَهْدِینِ*
ترجمۀ حجة الاسلام والمسلمین حسین انصاریان: به خاطر بیاور هنگامی را که ابراهیم به پدرش (عمویش آذر) و قومش گفت من از آنچه شما می پرستید بیزارم! مگر آن خدائی که مرا آفریده که او هدایتم خواهد کرد. (قرآن کریم؛ سورۀ زُخرف, آیات 26 و 27). الّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد.
قرآن شفای قلب هاست
پست 3858 : به نام خدا. متن نقلی. «» (مصطفی ملکیان در یکی از تازهترین سخنرانیهای خود (آبان 1395 در شهر کاشان) با نام «جامعه ناسالم» میگوید که بزرگترین منکر اجتماعی و ریشه بسیاری از مشکلات اجتماعی در هر جامعهای این است که انسانی با 88 ساعت کار شرافتمندانه در شبانهروز نتواند نیازهای زندگی خود و خانوادهاش را برآورده سازد. او میگوید، هنگامی که نتوانیم با 8 ساعت کار در شبانهروز زندگی آبرومندانهای داشته باشیم، دو راه پیش روی ما قرار میگیرد.
یکی اینکه کیفیت کار را حفظ کرده و با شرف، صداقت و درستکاری به کار بپردازیم اما برای برآوردهکردن نیازهای خودمان و خانوادهمان، بیش از 8 ساعت (12 یا 14 یا 18 ساعت) کار کنیم که در این صورت جسم و جان ما زیر فشار زیادی قرار میگیرد. در این وضعیت، از یک سو، فرصت همنشینی با اعضای خانواده و دوستان را از دست میدهیم و دیگر نمیتوانیم همسری خوب، مادری خوب، پدری خوب، دوستی خوب و... باشیم، زیرا بیشترین زمان ما برای کسب درآمد میگذرد. از سوی دیگر، مجالی نیز برای توجه به نیازهای وجودی و روانی (کسب دانش و هنر و...) و رایگانبخشی (گرفتن دست دیگران و یاریرسانی به آنان) نخواهیم داشت.
اما راه دوم که به نظر وی رواج بیشتری دارد این است که کیفیت کار را حفظ نکرده و در همان ساعت موظف (8 ساعت) به کمفروشی، گرانفروشی، احتکار، تقلب، فریبکاری، اختلاس، رشوهدادن، رشوهگرفتن، رباخوردن، ربادادن و... روی میآوریم، که هر دو راه، غیراخلاقی و ویرانگر است.
به نظر ملکیان، دومین منکر اجتماعی این است که کار به کاردان سپرده نشود. بنا به تعبیر وی این طور نیست که کشورهای پیشرفته به لحاظ منابع طبیعی یا نیروی انسانی تفاوت زیادی با ما دارند و یا شهروندان در جوامع توسعهیافته افراد باهوشتری هستند، بلکه در آن جوامع اگر کسی کاری را میپذیرد یا کاری به کسی پیشنهاد میشود، دانایی، توانایی و تخصص افراد مورد توجه قرار میگیرد.
او با این پرسش که چرا کار به کاردان سپرده نمیشود؟ به سراغ سومین منکر اجتماعی، یعنی مقدّمبودن وفاداری بر کاردانی میرود. یعنی هنگامی که وفاداری به یک مقام بلندپایه، یک وزیر، یک وکیل و... ملاک قرار میگیرد و نه تخصص و کارایی افراد.
ملکیان در جمعبندی سخنرانی خود و در جهت ریشهیابی این مسائل، غیبت عقلانیت در جامعه را عامل اساسی این گرفتاریها میداند. به نظر او وقتی در جامعه، وفاداری به جای کاردانی قرار بگیرد، در نتیجه به جای اینکه استدلال نشان دهد که چه کسی کاردان است یا نیست و توانایی انجام کار و مسئولیتی را دارد یا ندارد، قدرت تعیینکننده میشود... و زمینه برای "فریبکاری" و "خشونت" گشوده میشود...
به نظر او زمانی یک جامعه سامان مییابد که عقل (و عقلانیت) تحقیر نشود، و ارجمند شمرده شود. زیرا در عقل، کسی برتر از دیگری نیست و عقل، زن و مرد، روستایی و شهری، پیر و جوان و... نمیشناسد. هر که استدلال قویتری داشته باشد (چه با ما همسو و هماندیش باشد و چه دگراندیش باشد) میتواند اظهارنظر کند و سرانجام اگر میخواهد حرفاش غلبه یابد، باید سخن قویتر و مستدلتری ارائه کند، به تعبیر سعدی:
دلایل قوی باید و معنوی
نه رگهای گردن به حجّت قوی
مصطفی ملکیان فیلسوف شهیر ایران (منبع متن: اینجا)
پست 3857 : به انتخاب دامنه. به نام خدا. در قسمت 23 سلسله مباحث «راه و مرام امام علی (ع)» بخشی مهم از خطبۀ 91 نهج البلاغه را ارائه می کنم که حقیقتاً خواندنی و عمیق است:
«روزى انسانها را اندازه گیرى و مقدّر فرمود، گاهى کم و زمانى زیاد، و به تنگى و وسعت، به گونه اى عادلانه تقسیم کرد تا هر کس را که بخواهد با تنگى روزى یا وسعت آن بیازماید، و با شکر و صبر، غنى و فقیر را مورد آزمایش قرار دهد.
پس روزى گسترده را با فقر و بیچارگى درآمیخت، و تندرستى را با حوادث دردناک پیوند داد، دوران شادى و سُرور را با غصّه و اندوه نزدیک ساخت، اجَل و سرآمد زندگى را مشخّص کرد، آن را گاهى طولانى و زمانى کوتاه قرار داد، مقدّم یا مؤخّر داشت، و براى مرگ، اَسباب و وسائلى فراهم ساخت، و با مرگ، رشته هاى زندگى را درهم پیچید و پیونده اى خویشاوندى را ازهم گسست تا آزمایش گردند.
خداوند از اَسرار پنهانى مردم و از نجواى آنان که آهسته سخن مى گویند و از آنچه که در فکرهابواسطه گمان، خطور مى کند، و تصمیم هایى که به یقین مى پیوندد، و از نگاه هاى رمزى چشم که از لابلاى پلکها خارج مى گردد، آگاه است.
خدا از آنچه در مخفى گاه هاى دلها قرار دارد، و از امورى که پشت پرده غیب پنهان است، و آنچه را که پرده هاى گوش مخفیانه مى شنود، و از اندرون لانه هاى تابستانى مورچگان، و خانه هاى زمستانى حشرات، از آهنگ اندوهبار زنان غم دیده و صداى آهسته قدمها، آگاهى دارد.»
امام علی (ع) یار و مؤنس همیشگی پیامبر اسلام (ص)
پست 3856 : به قلم دامنه. به نام خدا. در سلسله مباحث روحانیت دارابکلا، اینک به معرفی مختصر جناب حجة الاسلام شیخ صادق چلوئی دارابی می پردازم:
ایشان فرزند حاج رمضان چلوئی بالامحلۀ دارابکلاست. از نسل دهۀ شصت. داماد محمد حسین رمضانی دارابی اند.
طلبگی را از حوزۀ مصطفی خان ساری نزد مرحوم آیة الله حاج سید رضی شفیعی دارابی آغاز کردند. سپس به حوزۀ مشهد مقدس عزیمت کردند و در آنجا به ادامۀ تحصیل پرداختند و در طول طلبگی از تبلیغ دریغ ننمودند و معمولاً به کهنوج کرمان می رفتند.
شناخت من از ایشان اندک است و کمتر وی را از نزدیک دیده ام. اما بر حسب دریافت اطلاعاتم، شیخ صادق روحانیی خوش مَشرب، ساده، بی آلایش،زیرک، اهل درس و مطالعه هستند و در امور زندگی شان نیز اهتمام و جدّیت و دقت دارند.
ایشان در نیروی انتظامی (=ناجا) ابتدا مسئولیت عقیدتی سیاسی این یگان در شهرستان سوادکوه را بر عهده داشتند و هم اینک در شهرستان جویبار این سمت را عهده دارند.
اساساً در خاندان و اَنساب جناب شیخ صادق، کسوت روحانیت و میل به طلبگی و آخوندی، سابقه ای دیرین و پرتعداد دارد. زیرا خاندانی مذهبی و متدیّن و باسابقه و متمکّن بوده و هستند. در اینجا برای شناخت ایشان و خاندان شان می توانم به اینها اشاره کنم:
عموی ایشان مرحوم «آیة الله حاج شیخ عبدالله دارابی نیا» که من در 8 خرداد 1395 در پست 2500 اینجا به معرفی شان اقدام نمودم.
پسرعموی وی جناب حجة الاسلام والمسلمین شیخ مهدی دارابی نیا، فرزند مرحوم «آیة الله حاج شیخ عبدالله دارابی نیا» که در 14 شهریور 1395 در پست 3349 اینجا، معرفی شان کردم.
پسرعموی دیگرشان جناب حجت الاسلام شیخ موسی چلوئی دارابی که در 28 فروردین 1395 در پست 2077 اینجا، معرفی شان نمودم.
پسرعموی دیگرشان جناب حجة الاسلام شیخ محمد جوادی نسَب که در 12 آبان 1395 درپست 3573 اینجا، به معرفی شان پرداختم.
نیز پسرعموی دیگرشان جناب حجة الاسلام شیخ محمد چلوئی دارابی (مرحوم شیخ تقی) که در 25 اردیبهشت 1395 در پست 2335 اینجا در باره اش نوشتم.
عموی شان مرحوم شیخ تقی چلویی دارابی که مقیم قم بودند که من در آتی معرفی شان می کنم.
عموی شان مرحوم کبل احمد که گرچه روحانی نبود ولی مکتبخانه داشت و خیلی مذهبی و پرهیزکار بود.
نیز عموی بزرگ شان مرحوم مُلا شیخ علی اصغر که ساکن روستای جامخانه بودند و هنوز زندگی اش را در دامنه ننوشتم و در آینده طبق لیستی که تدارک دیدم، خواهم نوشت.
همچنین داماد خاندان شان شهید حجت الاسلام شیخ علی اکبر گرجی که در 21 آذر 1392 درپست 47 اینجا، در سلسله بحث دارابکلا و شهیدان و در پست های متوالی «کوچه های دارابکلا پر از شهیده» در وصف و زندگی اش نوشتم.
نیز جناب حجه الاسلام والمسلمین سید علی صباغ دارابی با این خاندان نسبت فامیلی دارند، که من در 18 اردیبهشت 1395 در پست 2233 اینجا، معرفی شان کرده ام.
در ضمن سید اسماعیل ترمی _همسایۀ ما در منزل دارابکلا_ نیز داماد دیگر خاندان شان هستند که این خانواده از خوبان محلۀ ما در دارابکلا هستند. بگذرم و به جناب آشیخ صادق از قم سلام و درود دارم و برای شان توفیقات الهی و خدمت به نظام جمهوری اسلامی آرزو می کنم. فعلاً عکسی از ایشان ندارم منعکس کنم.
پست 3855 : به نام خدا. متن نقلی. «حجت الاسلام والمسلمین علی اکبر ناطق نوری دیروز [22 آذر 1395] در همایش مبارزه با فساد در اتاق بازرگانی، صنایع، معادن و کشاورزی تهران: باندبازی، رودربایستی و تملّق مثل موریانه پایه های نظام را پوک می کند و در حال فرسایش کشور است.
ناطق نوری با اظهار اینکه مادامی که خط بازی در کشور رواج دارد و خطای یکدیگر را زیر سبیلی رد می کنیم، مبارزه با فساد پا نمی گیرد، گفت: در قرآن آمده است "السّابقون السّابقون اولئک المقرّبون" ، اما ظاهراً این آیه اخیر به این صورت شده است که "الرابطون، الرابطون، اولئک المرطبتون"، زمانی که رابطه جای ضابطه را بگیرد، چه کسی می تواند رقابت کند؟. متاسفانه این روزها اگر کسی بخواهد یک کار اقتصادی بکند، سعی خواهد کرد با یکی از مسئولان رابطه برقرار کند.
وی با اشاره به اینکه اهل محله گذر لوطی صالح و کوچه حمام چال بازار تهران است، گفت: اگر کسی برای رابطه با من و استفاده از آن برای مقاصد اقتصادی نزد من بیاید، متوجه می شوم.
عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام با بیان اینکه از نام من در خیلی جاها استفاده میشود، گفت: در هفته یکی دو مورد گزارش داریم که خدمت مقام معظم رهبری ارائه میشود که به نام ناطق نوری این کارها انجام شده و مثلاً این افراد پسرعمه یا پسرخاله من بودهاند که این موضوع نشان میدهد اوضاع خراب است.
وی با تأکید بر اینکه اقوام من برادر، خواهر، پسرعمه و فرزندان من حق ندارند که از نام من استفاده کنند و هر کسی و هر موردی به نام بنده کاری انجام داده است، بیایید به دفتر بازرسی دفتر مقام معظم رهبری و آن موضوع و آن طرف را به من ارائه دهید، نه اینکه بگویید، شنیده ایم که گفتهاند. نامبرده گفت: زمانی که تلویزیون را نگاه می کنیم صدها تریلی کشفیات قاچاق نشان می دهند، در حالی که نمی دانند این ها را برای چه نشان می دهند. یا اینکه می گویند 10 هزار انبار کالای قاچاق گرفته ایم، مگر قوطی کبریت است، بالاخره سر خط این ها کجاست و مبارزه با فساد چگونه است؟
وی با تعجب از رفتار برخی افراد در سیستم بانکی پرسید، چگونه وقتی به فردی که او را می شناسیم، نمی توانیم 10 میلیون تومان وام بدهیم، ولی برخی افراد با حداقل وثایق بیش از 350 میلیارد تومان از بانک وام می گیرند.
ناطق نوری تصریح کرد: اواخر دولت گذشته [محمود احمدی نژاد] 500 هزار نفر استخدام شدند و الان میبینیم که دولت هر چقدر تلاش میکند، فقط هزینههای جاری را میتواند پرداخت کند و هزینههای دستگاههای عمرانی و وزارتخانهها تعطیل است و مشکل یارانهها هم به آن اضافه شده و توی سر خودمان می زنیم.
وی بیان داشت: نمیشود هم ارزشها را حفظ کرد،هم روی اصول بایستیم، هم تن به ذلت ندهیم و هم اینها را در داخل رها کنیم و هم بخواهیم زنده بمانیم. به گفته این عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام ، در مبارزه با تخلف و فساد نباید بگوییم که این متهم "خودی" است، در مورد این پرونده مصلحت نیست و باید هرکسی که تخلف کرد، صریحا نامش را افشا کرد.
وی گفت: من دو پسر دارم، زمانی که رئیس مجلس بودم، این ها می آمدند و همیشه جلوی درب مجلس، جلویشان را می گرفتند. زیرا این ها را نمی شناختند. این دو حق نداشتند در کار من دخالت کنند. هر کسی از این دو پسرانم، از بستگان و دامادهای من موردی دارد، می تواند رو کند. ناطق نوری در ادامه به ذکر خاطره ای پرداخت و گفت: برای این که تکلیف روشن شود باید بگویم در زمان ریاست من در مجلس، یک بار دو نفر از اطلاعات به منزل من آمدند، دیدم بقیه در ادامه
حجة الاسلام والمسلمین علی اکبر ناطق نوری
پست 3854 : به قلم حجة الاسلام مالک رجبی دارابی 144 . «سلام : بمناسبت ارتحال آیت الله حاج محمد فاضل استر آبادی شعر زیبای در مورد مرگ، از خزائن الاشعار و بعضاً صفات برجسته ایشان را تقدیم می کنم.
بعضی از صفات برجسته ی عالم بزرگوار: آیه الله حاج محمد فاضل استر آبادی که از شاگردانش نقل شد که برای بنده بسیار جالب بود نقل می کنم. هر چند برادر بزرگوار ما جناب آقا ابراهیم مطالبی را در پست 3833 اینجا، در توصیف برجستگی های آن مرحوم به رشته ی تحریر در آوردند و ما استفاده کردیم. امّا بنده نکاتی که آقا ابراهیم ذکر نکردند را یاد آور می شوم:
۱: بشدّت خودمانی و خاکی و مردمی بودند یعنی مردم باایشان خیلی راحت بودند و مثل یک رفیق صمیمی با مردم برخورد می کرد .
۲ : سحر های ماه رمضان میامد در حجر ه طلبه ها نماز شب می خواند و به طلبه ها نمی گفت نماز شب بخوانید ولی با عملش طلبه ها هم نماز شب می خواندند .
۳ : اثر نمی پذیرفت ولی اثر می داد.
۴ : زمانی که ۴ سال نماینده مجلس بود اصلا حقوق نمی گرفت و از خانه سازمانی استفاده نکرد . بقیه در ادامه
پست 3853: اَعوُذُ بِاللهِ مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیمِ. بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ. لَا تَمُدَّنَّ عَیْنَیْکَ إِلَى مَا مَتَّعْنَا بِهِ أَزْوَاجًا مِنْهُمْ وَ لَاتَحْزَنْ عَلَیْهِمْ وَاخْفِضْ جَنَاحَکَ لِلْمُؤْمِنِینَ. وَ قُلْ إِنِّی أَنَا النَّذِیرُ الْمُبِینُ.
ترجمۀ مرحوم محمد مهدی فولادوند: و به آنچه ما دسته هایى از آنان [=کافران] را بدان برخوردار ساخته ایم چشم مَدوز و بر ایشان اندوه مَخور و بالِ خویش براى مؤمنان فرو گستر. و بگو من همان هشداردهندۀ آشکارم. (قرآن کریم؛ سورۀ حِجر, آیات 88 و 89). الّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد.
محفل اُنس با قرآن. مسجد حضرت ابوالفضل (س) محلّۀ اسپۀ آمل. 1 تیر 1395
پست 3852 : به قلم دامنه. به نام خدا. فرهنگ لغات دارابکلا. قسمت 51 . دِدیم ارّه. این لغتِ مرکّب لُغُزی دِدیم (=دو دَم) ارّه که در زبان و مُحاوره های روزانه و شبانه ی دارابکلایی ها، خیلی خیلی کاربرد و راهبُرد دارد به آنهایی اشاره دارد که:
یک جا یکجوریه؛ جای دیگه جوردیگه!
یک جا انقلابیه؛ جای دیگه ضدّانقلاب قهّاریه!
یک جا دَم از این می زند؛ جای دیگه دم از اون!
یک جا گنجشک فروشه؛ جای دیگه قناری رُوش!
یک جا می گه من چنینم؛ جای دیگه می گه چنان!
یک جا با نون خُشک می سازه؛ جای دیگه لَج حلیم و بوقلمون می باره!
یک جا شیفتۀ حضرت محمد مصطفاهه؛ جای دیگه پالوده خور دجّال و دجّاله هاهه!
یک جا از پوچی بیزاره؛ جای دیگه هیچ و هویچ هر دو را می کاره!
بگذره دامنه که سخت از دِدیم ارّه های بی عار، بیزاره و از دِدیم ارّه های بی دار، بیداره!
این ارّه ی این نجّارِ زحمتکشِ بیزاز از بیکار، البته که دِدیم نیست
پست 3851 : به قلم دامنه. به نام خدا. در سلسله مباحث روحانیت دارابکلا، اینک نوبت به معرفی مختصر طلبۀ شهید حجة الاسلام حسن بابویه دارابی ست.
من در تاریخ 5 آذر 1392 هم در پست 19 اینجا، با عنوان «کوچه های داربکلا پر از شهیده» در سلسه مباحث «دارابکلا و شهیدان» به این شهید اشاره و سلام و زیارتی داشتم که اینک در بحث روحانیت دارابکلا به شمّه ای از آن شهید می پردازم:
این شهید روحانی دارابکلایی، فرزند مرحوم حاج حسین بابویه دارابی اند. از نسل دهۀ 50. برادرِ آقایان جنابان حاج علی اکبر، _دوست قدیمی دامنه و شوهر دخترخاله ام حاجیه هاجر_، حاج قاسم _دوست و همرزمم_ و آقامهدی و خواهران محترم شان.
والدین گرانقدر و زحمتکش و باسخاوت و مؤمن این شهید گرامی، هر دو به دیار رحمت شتافتند که روح شان غریق رحمت خداوند باد. یاد آن ایام اوائل انقلاب به خیر که بارها و بارها در منزل آن مرحوم نشست ها و جلسات برگزار کردیم و سریال دلیران تنگستان شهید رئیسعلی دلواری را می دیدیدم.
پدرِ متدیّن و خوش اخلاق و حامی انقلابِ این شهید گرامی به زیارت مشهد مقدس بسیار علاقمند بود و هر سال به حرم امام رضا (ع) مشرّف می شد و از اعضای خوب و دائمی هیأت ابوالفضل (س) پایین تکیه ی دارابکلا بود.
حسن، طلبگی را در مدرسۀ علمیۀ امام صادق (ع) نزد مرحوم آیة الله شیخ محمد باقر دارابکلایی آغاز کردند و سپس به حوزۀ ساری رفتند و به درس و بحث آخوندی پرداختند. نمی دانم آیا به حوزه های مشهد یا قم عزیمت کرده بود یا نه.
به هرحال آن شهید در دوره ای داشتند در مقامات علمی حوزوی طی طریق می کردند که جنگ تحمیلی موجب گشته بود اغلب جوانان از جمله این طلبۀ شهید که _جوانی بسیار بااخلاق و سر به تو و باحُجب و حیا بود_ به جهاد مقدس بشتابند.
این روحانی خوش اخلاق و بااخلاق، سرانجام پس از مدت ها در لباس رزمندگی با ایثار جسم و جان شیرینش، آن هم در دوره ای معنوی و جوانی از عمرشان _که هنوز ازدواج نکرده بودند_ به سن 16 سالگی به فیض شهادت نائل آمدند و ستاره ای از ستارگان دارابکلا گردیدند. روحش شان شاد و همواره جاویدان.
طلبۀ شهید حجة الاسلام حسن بابویه دارابی. عکس های ویرایش شده توسط دامنه را خواهرشهید، منصوره بابویه (همسر گرامی علی دارابکلایی) به درخواست دامنه به تلگرام دامنه ارسال کردن. از ایشان ممنونم. بقیه در ادامه
پست 3849 : به نام خدا. از رهبر معظم انقلاب بشنویم. «پایگاه اطلاعرسانی دفتر مقام معظم رهبری: «حضرت آیت الله خامنهای رهبر معظم انقلاب صبح امروز (یکشنبه 21 آذر 1395) در دیدار حجت الاسلام عمار حکیم رئیس تحالف ملی شیعیان عراق و اعضای اصلی این ائتلاف... با تأکید بر اینکه توصیه همیشگی انقلاب اسلامی به ما، اعتماد نکردن به امریکا بوده است، خاطرنشان کردند: ما در جمهوری اسلامی ایران، هرگاه این توصیه را رعایت کردیم سود بردیم و هرگاه به فراموشی سپردیم، ضرر کردیم.»
پست 3848 : به قلم دامنه. به نام خدا. لیف روح 173 . این لیف روح را اختصاص می دهم به یک نکتۀ بسیار مهم و خواندی از امام خمینی _رهبر کبیر انقلاب اسلامی_ در درس شان در مسجد اعظم قم خطاب به طلّاب و روحانیون که داروی درد همۀ معناگریان و خداپرستان است:
«بعد از فوت مرحوم آیت الله بروجردی، امام برای درس به مسجد اعظم تشریف آوردند؛ چون در مسجد سلماسی که نزدیک منزل ایشان بود جا نبود. روز اولی که ایشان آمدند به جای درس شروع به نصیحت کردن طلبه ها کردند.
یادم می آید عکسی بالای قبر آیت الله بروجردی بود که منظره تشییع جنازه ایشان را نشان می داد. در حالی که جنازه روی دست مردم بود و روپوش جنازه را مردم به عنوان تبرُّک برده بودند و جنازه خالی روی دست مردم بود عکس خود آقای بروجردی هم که در حال مطالعه بودند و حالت عجیبی داشت، بالای این عکس بود. امام ضمن نصایحیشان فرمودند:
«نگاه بکنید آنجا را، این عکس بالا، عکس آقای بروجردی است که در حال مطالعه است در عکس پایین هم جنازه اش روی دست مردم است. یک خورده پایین تر (اشاره به قبر می کردند) آقای بروجردی زیرخاک است. آن چیزی که به درد آقای بروجردی می خورد سلامت نفسی بود که آقای بروجردی داشت و الا این ریاستها و این سر و صداها وقتی که انسان زیر خاک رفت دیگر به درد انسان نمی خورد.» (منبع: برداشت هایی از سیره امام خمینی، ج5، ص 181)
تهذیب نفس یعنی پیراستن و پاکیزه کردن برای سلامتی نفس
پست 3847 : به قلم دامنه. به نام خدا. در این پست که ماه آذر است و این فرهنگ نویس ایرانی یعنی مرحوم احمد شاملو _که خدا او را بیامرزدش_ نیز از آذر است، یک سخن و یک شعر از او ارائه می کنم. نویسندۀ شاعری که از مؤسِّسان «کانون نویسندگان ایران» بود. کانونی که بسیار پُرمسأله بود و پُررخداد و در نهایت هم منحل شده و راکد و با آه و داد.
دامنه. آرامگاه فردوسی. 1373
این شاعر که پیکرش در امامزاده طاهر کرج مدفون است، سیر زندگی اش پُررویداد و پُرکش و قوس بود. پُرکش و قوس به معنای درست آن، که یعنی در پیچ و تاب بود و ... . و دامنه به تعمّد، به مصلحت و به اقتضاء از حواشی آن فعلاً درمی گذرد. آری شاملوی احمد بر این نظر بود که:
«شعر محصول لزوم و اقتضا است. اقتضاى وارستگى، نه اقتضاى وابستگى. اقتضاى ایثارى نه اقتضاى بی عارى»
نیز آن شاعر که به زعم دامنه زبردست در قلم، ماهر در استخدام واژگان و توانمند در خلق عبارات بود، در بارۀ سکوت، بسیار زیبا و اینچنین و پُرکنایه سرود که اساساً شعرهایش نه فقط در مفهوم، نوآورانه بود که در سبک نیز خلّاقانه می نمود. و من البته در محتوای برخی از آنها سکوت می کنم سکوت. شاعری که شعرش «شعر منثور» بود و خود هم رها از وزن و سبک ها می بود. شاملویی که نوشته هایش به «شعر سپید» مشهور شد در وادی سکوت این را سرود و این هم بخشی از شعر «سکوت» اوست:
«سکوتِ آب
مى تواند
خشکى باشد و فریاد عطش؛
سکوتِ گندم
مى تواند
گرسنگى باشد و غَریو پیروزمندانه ى قحط؛
همچنان که سکوتِ آفتاب
ظلمات است ...»
مرحوم احمد شاملو (الف.بامداد یا الف.صبح). متولد آذر 1304، درگذشتۀ مرداد 1379
پست 3846 : دوشنبه 22 آذر 1395
اَعوُذُ بِاللهِ مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیمِ. بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ. أَمْ حَسِبَ الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ أَنْ لَنْ یُخْرِجَ اللَّهُ أَضْغَانَهُمْ. وَلَوْنَشَاءُ لَأَرَیْنَاکَهُمْ فَلَعَرَفْتَهُمْ بِسِیمَاهُمْ وَلَتَعْرِفَنَّهُمْ فِی لَحْنِ الْقَوْلِ وَاللَّهُ یَعْلَمُ أَعْمَالَکُمْ.
ترجمۀ مرحوم آیة الله مهدی الهی قُشمه ای: آیا آنان که در دل مرض (نفاق پنهان) دارند پندارند که خدا کینهٔ درونی آنها را آشکار نمیسازد؟ اگر ما میخواستیم حقیقت آنها را (به وحی) بر تو آشکار میساختیم تا به باطن آنها از سیمای ظاهرشان پی برده و در طیّ سخن کاملا آنها را بشناسی. و (ای منافقان و ای مؤمنان) خدا به همه کارهای شما آگاه است. (قرآن کریم؛ سورۀ محمد، آیات 29 و 30). الّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد.
محفل اُنس با قرآن. حرم شاهچراغ (ع) شیراز. 8 تیر 1394
پست 3845 : به قلم مهندس محمد عبدی سنه کوهی 81 . «از شنیدن خبر در گذشت همسفر عزیز کربلایم، کل نادر دباغیان (در پست اینجا) به شدت متاثر و متالّم شدم و او که از جهتی در شجره سنه کوه مادرشان بنام مرحومه زینب دختر رفیع در گروه یوسف دسی نامی برده شده بود و به نحوی به سنه کوه اتصال فامیلی داشت اما در سفری در تیرماه سال 1387 به کربلای معلی به اتفاق همسر مومنه اش و دختر و داماد بزرگوارش جناب حاجی مهاجر شناختم ازین اسطوره زهد و تقوا و عبادت دوصد چندان شد.
در وصف صفات بارز کل نادر همین قدر بس که به اتفاق همسر مکرمه اش دایم در حال روزه و نماز و تسبیح و عبادت بودند و لحظه ای از یاد خدا غافل نبودند و زبانم قاصر از بیان مرتبت زهد و تقوای اینان است و نیز صبر در شداید و گرفتاری واقعا نه تنها کم نظیر بلکه به نظرم بی نظیر در منطقه و محل بودند و ...
کل نادر خدابیامرز را بسیار بسیار دوست می داشتم و در دیدارهایمان شدیدا ابراز لطف و محبت می کرد خدایش بیامرزاد.
این مصیبت و غم فراق را به دوست عزیزم آقا جواد دباغیان و دیگر خاندان بزرگ و محترم دباغیان ها و نیز به دامادهایش علی خصوص همسفرم حاجی مهاجر و نیز آقا هادی رجبی تسلیت و تعزیت عرض می کنم و مارا در غم خود شریک بدانید»
پست 3844 : به نام خدا
آش را که به میمنت ازدواج پیامبر اسلام (ص) با حضرت خدیجۀ کبرای _سلام الله علیها_ پخته شد خوردم و راه افتادم به مسیر تردّد همیشگی ام. بقیه در ادامه
پست 3843 : به قلم دامنه. به نام خدا. اخیراً در قم از لای درب خانه ها، این بروشورهای تبلیغاتی را _که به شکل و شمایل فیش های قبض آب چاپ شده است_ به وفور در داخل منازل انداخته اند. یعنی خبررسانی از تأسیس «زندگی عاقلانه؛ مرکز مشاوره و خدمات روان شناختی» با مجوّز اداره کل بهزیستی.
متن آن را با دقت و ریزبینی و زیر ذرّه بینی خواندم و دیده ام سرفصل هایی جالب و جاذب دارد و می شود آن را در سلسله پست های قم شناسی و مباحث اجتماعی بار بگذارم، و گذاشتم. این هم دو عکسی که از آن انداختم.
فقط بگویم که دامنه زندگی عاشقانه را زیاد و زیاد شنیده است؛ اما دو اصطلاح «زندگی عاقلانه» و «زندگی شادمانه» را دامنه تازه در این برگۀ تبلیغی دیده است!
از میان این دوره ها دورۀ خودآشنایی تحلیلی و دورۀ جامع زندگی شادمانه عجیب! عجیب است
از میان این دوره ها تکنیک های انتخاب همسر و پکیج گام به گام در این دوره ها عجیب، اعجوبه است
پست 3842 : به قلم دامنه. به نام خدا. درگذشت مرحوم حاج نادر دباغیان یکی از مؤمنین و بزرگان متدیّن روستای دارابکلا را به همۀ منتسبین نسَبی و سببی آن مرحوم، خصوصاً به رفیق گرامی ام جواد دباغیان تسلیت می گویم. ان شاء الله تعالی اعمال صالحه و اخلاق نیکو و پرهیزکاری های این مرد متدیّن و دوستدار اهل بیت عصمت و طهارت (ع)، موجب شادی روح ایشان می گردد.
مرحوم حاج نادر دباغیان و همسر گرامی شان. ارسالی جناب رنگین کمان به تلگرام دامنه
پست 3841 : به نام خدا. متن نقلی. «پدرم دوبار ازدواج کرده؛ در ازدواج اول که از آن سه دختر داشت، همسرش فوت کرده بود و بعد با مادر من وصلت میکند. این سه خواهر، بهاصطلاح خواهران ناتنی بودند. اما فرزندان تنیِ، برادر بزرگ ما آقا سیدمحمد خامنهای است متولد ١٣١۴، فرزند بعدی آقا سیدعلی خامنهای متولد ١٣١٨، فرزند بعدی بدری خانم است که ١٣٢١ هستند. بعد من هستم ١٣٢۶ و بعد از من هم آقاسید حسن است، ١٣٢٩. برادر کوچکم سیدحسن، تنها اخویای هستند که روحانی نیستند. برادر بزرگ ما آقا سیدمحمد، دانشکده حقوق را تا لیسانس گذراندند؛ حقوق تهران.
خانهای بود که جمع آن تقریبا حدود ٢٠٠ متر میشود. دو حیاط داشت، حیاط کوچک و ساختمانهایی مختصر و دوطبقه که آنجا تقریبا ما ١٠ نفر زندگی میکردیم. سه تا خواهر ناتنی و پنج تا هم فرزندان میشود هشت نفر و پدر و مادر، ١٠ نفر آنجا زندگی میکردیم. متن کامل در ادامه
پست 3840 : به نام خدا. متن نقلی. «سعید حجاریان با اشاره به اینکه ترامپ یکسری کارهای عجیبوغریب میکند، گفته است: «من نام آن را «سلطانیسم آمریکایی» میگذارم. ترامپ فردی است که همراه خانواده خود به سبک حرمسراهای دوران قاجار ما در کاخش مینشیند و مانند سلاطین، افراد را به حضور میپذیرد و پستها را برمبنای تقرب تقسیم میکند؛ این مدل،مدل سلطانی است.
این فرد برای خودش در سراسر دنیا کاخ دارد و روزها و فصلهای مختلف سال را در تفرجگاههای مختلف سپری میکند و ییلاق -قشلاق دارد و انگار شاه است (خنده). این سلطانیسم در آمریکا خیلی عجیب است و جای بحث زیادی دارد؛ بنابراین این سلطانیسم در مقابل جامعه مدنی آمریکا قرار میگیرد و به نظر من چالش آینده جامعه مدنی و سیستم سیاسی آمریکا با ترامپ این موضوع خواهد بود».
او درباره رابطه ایران و آمریکا در عصر ترامپ هم معتقد است: «جمهوریخواهان با ما بهتر هستند، اهل معاملهاند و کاری با حقوق بشر هم ندارند؛ چون جمهوریخواهان همیشه دوست دارند با کشورهای دیکتاتوری مانند عربستان سعودی کار کنند و کاری با ما ندارند، در دوره اوباما انگار موضوع برعکس شد، اوباما در زمینه حقوق بشر مشکل کمتری با ما داشت؛ اما ممکن است ترامپ با ما مشکل داشته باشد، بهویژه با وجود لابی آیپک که بیشتر در جمهوریخواهان نفوذ دارند ممکن است ایران را حتی در زمینه حقوق بشر زیر فشار قرار دهد.
شما ببینید فیدل کاسترو از دنیا میرود و ترامپ میگوید، دیکتاتور بیرحم مرد؛ اما اوباما مرگ کاسترو را تسلیت گفت و محترمانهتر برخورد کرد. این رفتار ترامپ میتواند برای ما هم نشانه باشد؛ بنابراین من معتقدم ترامپ با ما مشکل خواهد داشت و در مقابل ما هم با او بیشتر از اوباما دچار تنش میشویم» (منبع: اینجا)
دونالد ترامپ که بهمن 1395 قدرت را می گیرد اما به کاخ سفید نمی رود در بُرج خود «برج ترامپ» کشورداری می کند
پست 3839 : به قلم دامنه. به نام خدا. من برحسب تکلیف فرهنگی و شرعی، تا به حال در دامنه چند پست در مورد استفادۀ بهینه و منطقی از پدیدۀ تلگرام منتشر کرده ام و در آن از خطرات، فساد و ناامنی آن سخن گفته ام و به نقل از نظریه های کارشناسان و دست اندرکاران، عواقب آن را آورده ام.
حال باز نیز در این پست باید تأکید کنم که متأسّفانه عده ای زیاد از همین ایران بزرگ، از این ابزار مدرن برای سرگرمی های بسیار چندش آور و مبتذل خود و نیز هجوم و اهانت های کثیف و مشمئزکننده به همه ی دارایی های معنوی و دینی این مملکت سوءاستفاده می کنند و هیچ ردّی از اخلاقیات و رعایت شرعیات از خود باقی نگذاشته اند.
حال آن که این تکنولوژی پیشرفته و ضروری، بخوبی می توانست در خدمت رشد و تعالی جامعه قرار گیرد و در ایجاد و گسترش فرهنگ اطلاع رسانی مردمی، تقویت سبک زندگی، اخلاق اجتماعی و نیز تبادل علمی و بحث های دینی و پرورش روح آدمی مؤثّر افتد.
اما حیف که هر روز بیشتر از دیروز، تعداد بی شماری از کاربران تلگرام، به این پدیده به دیدۀ سکّویی برای فساد و انتشار هجویات و خزعبلات و اشاعۀ زشتی ها و تهمت ها و مسخره کردن ها و از همه بدتر، ویران سازی دودمان خانواده ها و زیرپاگذاشتنِ عفّت و حریم و حرمت ها روی آورده اند. باید به حال این انحراف و کژروی ها گریست.
اینان تلگرام را ابزار بازی خود کرده اند و همه چیز را به بازیچه گرفته اند؛ حتی به مقدس ترین مقدسات دینی و همۀ هنجارهای اخلاقی توهین می کنند. تا دیروز «بلوتوث باز» بودند امروز »تلگرام باز».
اینک کار به جایی کشیده است که به «علت نابسامانی فضای مجازی، اشاعۀ فساد و ترویج جرایم و نبود نظارت و کنترل دولتی بر فضای مجازی» این ابزار مدرن روز باید فیلتر گردد. بگذرم و خبر و تصمیم زیر را ارائه می کنم:
کمال هادیانفر رئیس پلیس فتا
کمال هادیانفر رئیس پلیس فتا اعلام کرده است: «از 152 پیام رسان در دنیا 52 پیام رسان در کشور فعال است که بر اساس آخرین مصوبه کارگروه مصادیق مجرمانه باید 30 مورد از این پیام رسانها مسدود شوند... امروزه در شبکه های اجتماعی فعال در موبایل، پایۀ 66 درصد جرایم در تلگرام اتفاق میافتد.» (منبع این خبر: اینجا)
من عکس دو گنجشک زیر به همراه زیرنویس را برای این گذاشته ام که بآسانی منتقل کنم وقتی وقتی وقتی ناهنجاری ها اپیدمی (= همه گیری!!) شود، تر و خشک را باهم می سوزاند و دود می کند.
از نظر من باید برای این رویداد ویرانگر در جامعۀ ایران، نه فقط تأسّف خورد که باید توّلی و تبرّی این دو فروع دینی شیعه را بدرستی به کار بست تا با عزّت و عفّت زیست. فروعی که بسیار دقیق برای آدمی و پَری تعبیه شده است. همین.
در سایت «شهر سؤال مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی» این دو فروع شیعه بخوبی تعریف شده است (اینجا):
«تولّی به معنای دوست داشتن و تبرّی به معنای بیزاری جستن و تنفّر است. که این دو از فروع دینی اسلام به شمار می روند. و هر مسلمانی باید با اهل حق دوستی کند و از اهل باطل بیزاری بجوید. که اوج این دوستی ها در اهل بیت (علیهم السلام) است و اوج بیزاری جستن، از سران شرک و کفر می باشد».
تلگرام هم وقتی منطقی و بهینه استفاده نشود آتشی ست برای دودکردنِ دودمان عفّت خانواده
پست 3838 : یکشنبه 21 آذر 1395
اَعوُذُ بِاللهِ مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیمِ. بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ. یَا أَیُّهَا الرُّسُلُ کُلُوا مِنَ الطَّیِّبَاتِ وَاعْمَلُوا صَالِحًا إِنِّی بِمَا تَعْمَلُونَ عَلِیمٌ.
ترجمۀ آیة الله العظمی ناصر مکارم شیرازی: ای پیامبران از غذاهای پاکیزه بخورید و عمل صالح انجام دهید که من به آنچه انجام می دهید آگاهم. (قرآن کریم؛ سورۀ مؤمنون، آیۀ 51). الّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد.
محفل اُنس با قرآن. شهادت حضرت فاطمۀزهرا (س). حرم حضرت امیرالمؤمنین (ع). 24 اسفند 1394
پست 3837 : به قلم دامنه. به نام خدا. در سلسله مباحث روحانیت دارابکلا، اینک به معرفی مختصر جناب حجة الاسلام والمسلمین حاج سید علی اکبر موسوی دارابی می پردازم:
ایشان در اوائل دهۀ سی در خانوادۀ مذهبی و متدیّنِ بااَنساب و در سلسلۀ سادات جلیل القدر دارابکلا یعنی مرحوم حاج سیدیوسف موسوی به دنیا آمدند. این خانواده چهار برادر و یک خواهرند:
1- مرحوم میراحمد ساکن یورمله که در 19 تیر 1395 در پست 2946 اینجا در باره اش نوشتم. 2- مرحوم میرقاسم موسوی ساکن پیش پاسگاه قبلی دارابکلا. 3- حاج آقا سید علی اکبر موسوی که در دارابکلا و در میان افّواه، مشهور به «حاج آقا» هستند. 4- دوست دیرینم جناب آق سید موسی موسوی دارابی که معرّف حضور هستند. 5- و نیز تک خواهرشان حاجیه سیده کبری، همسر محترمه ی سیدرحیم موسوی (برادر آق سیدکریم، میرمؤمن، میرعلی محمد). بگذرم.
جناب حجة الاسلام «حاج آقا» موسوی مانند قریب به اتّفاق روحانیون دارابکلا، طلبگی را در مدرسۀ علمیۀ امام صادق (ع) نزد مرحوم آیة الله شیخ محمد باقر دارابکلایی _عالم بزرگوار و متقی و پرهیزگار محل و امام جماعت مسجد جامع دارابکلا_ آغاز کردند. و باز مانند نیمی از طلّاب دارابکلایی از میان دو حوزۀ مشهور قم و مشهد، ایشان به حوزۀ علمیۀ مشهد رفتند و به دروس دینی و علمی استمرار بخشیدند.
پس از آن به سازمان عقیدتی سیاسی ارتش در مشهد مقدس رفتند. مدتی در خود مشهد و بعد، به لشگر گرگان در استان گلستان آمدند و امور عقیدتی سیاسی این یگان ارتش را عهده دار شدند. به نظر می رسد هم اینک به بازنشستگی نائل آمده باشند.
من معمولاً در «سلسله مباحث روحانیت دارابکلا» در دامنه، به معرفی مختصر روحانیان محل بسنده می کنم. در بارۀ ایشان نیز، چون اطلاعات افزون تری ندارم، به همین مقدار اکتفا می کنم.
زیرا این روحانی بزرگوار و محترم از همان بَدوِ طلبه شدن، کمتر در دارابکلا حضور یافته و می یابند و من و اَمثال من که در سن میانسالی هستیم، هنوز پای منبر و وعظ و خطابه ی ایشان در دارابکلا یا جاهای دیگر ننشسته ایم.
اساساً این شخصیت محترم و گرامی دارابکلایی، به گمانم در محل منبر نرفته باشند و یا شاید هم تا به حال دعوت به تبلیغ ماه محرم و رمضان در روستا نشده باشند. من از این بی خبرم.
همین عوامل، موجب گشته است شناخت ما از ایشان و ارتباط ایشان با امثال ماها، هم خیلی کم و به نُدرت و اندک باشد، و هم در حدّ گذرگاهی و احوال پرسی های رسمی و محاوراتی محدود.
به هرحال وقتی امثال من از ایشان شناخت نداریم، می شود به یقین گفت جوان های محل شاید حتی او را هیچ هم نشناسند و چهره اش را هم تا به حال ندیده باشند. بگذرم.
من در اینجا به ایشان که از سادات گرانقدر روستا هستند اولاً سلام صمیمانه و ارادتمندانه دارم. ثانیاً برای آن عالم بزرگوار که از شخصیتی آرام، متین و درونگرا و خندان برخوردارند و خانوادۀ محترمشان آرزوی سلامتی و توفیقات الهی می کنم و هم اگر چنانچه این پست دامنه را روزی از روزا مورد مرور خویش قرار داده اند، مُتمنّی ام افزونه ای به دامنه بفرستند تا بحث من را تکمیل گرداند. خدا پدر ایشان و اخوان ایشان را غریق رحمت کناد
از دوستم وکیلم سیدمحمد موسوی ممنونم بابت ارسال عکس عموی گرامی اش حاج آقا به دامنه
پست 3836 : به قلم دامنه. به نام خدا. کلاس درس علم سیاست 12 . انکیزیسیون به معنی تفتیش عقاید است. این واژه را اغلب به غلط انگیزیسیون می گویند و می نویسند که خیال می کنند از واژۀ »انگیزه» ساخته شده است که اشتباهی محض است.
انکیزیسیون _با حرف کاف نه گاف_ دادگاهی بود از سوی کلیساها در تمام اروپا از قرن 12 تا قرن 19، علیۀ مردم و مخالفان و دانشمندان _مثل محاکمه گالیله_ که از سوی پاپ اداره و رهبری و هدایت می شد.
این بنگاه مذهبی سیاسی بسیار وحشتناک و هول انگیز بود بطوری که در بیدادگری آنچنان جسور و گستاخ بودند که حتی پندار درونی مردم را تحت تعقیب قرار می دادند. دستگاه تفتیش عقاید با زدن تهمت به رفتار، کردار و نیز مجموعه عمل ها و نظرها و اعتقادات مردم، آنان را محاکمه و زنده زنده در کوره ها می سوزاندند.
این سیستم دادگاه وحشتناک با 600 سال دوام آوردن در آن قارّه و تعقیب و شکنجه و قتل بی شمار مردم آنجا، سرانجام در 7 ژانویۀ 18088 میلادی به دستور ناپلئون بناپارت حاکم فرانسه منحل و تعطیل شد.
دامنه این را هم در انتهای این پست بگوید اروپا با این تاریخ تاریک! و تجربۀ آن همه سیاهی ها و خون ریزی ها، نمی دانم! چرا در عصر حاضر، از پلیدی ها و حکومت های منحط و تاریک فکر و مردم کُش دفاع می کند و به آنان برای سوداگری های شان، مدرن ترین سلاح ها و ابزارآلات جنگی می فروشد!؟ البته که پاسخ پرسش، کاملاً روشن است.
دادگاه گالیله که نظریه گردش زمین به دور خورشید او، سرانجام وی را به کام انکیزیسون و مرگ برد
پست 3835 : به قلم دامنه. به نام خدا. در ایران 187000 موقوفه وجود دارد. سه واژۀ وقف، واقف و موقوفه برای متدیّنان بسیار آشنا و ملموس است. هیچی؛ فقط خواستم در این پست این را بگویم که:
آیا این همه موقوفات باارزش، مهم، بجا، ماندگار، قابل تحسین و افتخار شیعه ی امامیه و همۀ مؤمنان الهی که از ناحیه ی آحاد مردم مهربان ایران برای حفظ دین و صیانت مسلمین و فقرزدایی از نیازمندان و مشارکت در همنوایی مشکلات عمومی ایرانیان جاری می شود، برای آن همه دردهای نداشتی و پابرهنگی و نیازمندی و فقر و مستمندی کفاف نمی کند!؟
بگذارم و بگذرم که درد جامعه ی ایران، دردی ست دیرین که دیری نمی پاید که می فهمیم چه دیر دیر در دَیر و دیار، درد دیرین دوّار و دائم می گذرد!
در تعربف وقف گفته اند: «وقف عقدی است که ثمرۀ آن حبس کردن اصل، و رها کردنِ منفعت آن است» (منبع این تعریف و شرح مفصل آن: اینجا)
وقف سنّت دیرین دینی
پست 3834 : به ذوق دامنه. به نام خدا. کویریات دامنه 88 . سخن کویری این بار دامنه سخنی ست نغز از فضل بن شاذان نیشابوری متکلّم و فقیه امامی 260 قمری و از اصحاب امام هادی (ع) که تقدیم می گردد:
مردان خدا همواره تنها هستند و خَیلِ ابلهان در برابرشان
(برگفتۀ دامنه از دیالوگ برجستۀ فیلم ستارۀ شرقی)
فضل بن شاذان نیشابوری
پست 3833 : به قلم دامنه. به نام خدا. در این پست به رسم ادب و ادای دَین با یک خاطره، یاد می کنم از مرحوم آیة الله محمد فاضل استرآبادی مؤسّس و تولیت حوزۀ علمیۀ فیضیۀ بابل که در 6 آذر 1395 بر اثر خونریزی مغزی به رحمت خدا پیوستند.
سال 1367 به مدت 11 ماه متوالی در جبهۀ مریوان بودم. معاون جایی بودم که علاوه بر چند کار، با روحانیون اعزامی به جبهه هم سر و کار داشت. در این مدت حضورم، خیلی از روحانیون آمدند و با آنها دوست و رفیق شدم و بهره ها بردم و آنها را در مقرّهای متعدّد جبهۀ مریوان تقسیم می نمودم و امورشان را برعهده داشتم.
مرحوم آیة الله محمد فاضل استرآبادی، مؤسّس و تولیت حوزۀ علمیۀ فیضیۀ بابل
یکی از روزای داغ جبهه که نبردها در ستیغ قله ها هر روز بیشتر و بیشتر می شد متوجه شدم که مرحوم آیة الله محمد فاضل به مریوان تشریف آوردند و فرماندهی قرارگاه هم بر ما تأکید کردند بر حفظ و صیانت و حراست ویژۀ از ایشان.
خلاصه کنم؛ ایشان یک ماه و اندی در اتاق من ساکن شدند و هر روز با ایشان به مقرّهای متعدّد مریوان می رفتیم. من روحانیی تا این مقدار متواضع، اهل خشوع و خضوع و راز و نیاز الهی و متخلق به اخلاق الله و آرام و اهل صمت و سکوت و وقار و باسواد و آگاه و مسلط، کمتر دیده بودم.
همۀ روزها بر من اصرار داشتند که ایشان را به دورترین مقرّها و خط ها و یگان ها ببرم و می بردم. چند باری نیز بر من تأکید نمودند به یگان های ارتش هم برویم. اطاعت کردم چند باری به ارتش رفتیم. جذبه های وی بر آنان بسیار مؤثر افتاده بود و از سر شوق و احترام و ارادت از من با حیرت و احترام می پرسید این آقا کی هستند؟ که این همه خاکی و پرمغزند.
در طول یک ماه بسیار از ایشان بهره بردم و بر من خیلی مهربان و دلربا و آرامشبخش بود. بطوری که تحمل غم دوری و فراق از حانواده و بچه و والدین عزیزم، بر من آسان شده بود. شب ها پیش شان شائقانه زانو می زدم و ایشان خیلی نکته ها و آموزه ها به من داد و یاداشت می کردم.
یکی ار خصوصیات همیشگی شان در طول مدت حضورشان این بود با موج sw اغلب اخبار رادیوهای عربی منطقه و بیگانه را بدقت گوش می دادند و مسائل سیاسی و دفاعی را با فراست پیگیری می کردند و برای نیروها با زبان لیّن تحلیل می کردند.
برگزاری نمازجماعت به امامت ایشان برای همۀ مقرّها خصوصاً در قرارگاه مرکزی مریوان، بسیار طرفدار داشت و این توفیق نصیب من هم می گردید که این مدت به او اقتداء می کردم. خدا را شاهد می گیرم که هیچ وقت حتی یک لحظه هم بر هیچ کمبودی اُف نگفت. مردی به آرامی و متانت او کم دیده بودم. الحق والانصاف او یک «فاضل» به تمام معنا بود و صاحب فضیلت های برجسته؛ چه وَجهِ تسمیه ی زیبا و رئال و واقع و درست و حقّی.
بگذرم و فقط این را بگویم در سال های پیشین به اتفاق حجة الاسلام حاج احمد آهنگر دارابی وروانشاد یوسف رزاقی به حوزۀ فیضیه ایشان در بابل رفته بودیم و با ایشان و طلاب آن حوزه دیدار کردیم و محیط منظم و باشکوه مدرسۀ را از نزدیک بازدید و مشاهده نمودیم که برای من بسیار دیدنی و تعجب برانگیر بود که چقدر آن مرحوم به دقایق و زوایای وجودی مدرسه و طلبه توجه داشتند. خدا این عالم جلیل القدر را رحمت کناد. به یقین نامشان مانا می ماند.
زندگی آن عالم متقی و فاضل این بود: آن روحانی بزرگوار و متقی، در سال 1314 هجری شمسی در نجف اشرف چشم به جهان گشودند. پدرش مرحوم آیة الله حاج شیخ علی فاضل استرآبادی و پدرهمسرش مرحوم آیة الله حاج شیخ محمد کوهستانی هر دو از اساتید وی بودند.
ایشان پس از تحصیل و تهذیب در نجف اشرف در سال 1326 به ایران برگشتند، و در سال 1364 در روستای سلطان محمدطاهر بابل حوزه علمیه فیضیه مازندران را تأسیس کردند. و خود نیز نقش بزرگی در تربیت طلاب فاضل و گسترش معارف اسلامی و اخلاقیات الهی در متن جامعه و میان مؤمنین و روحانیین داشتند.
کتاب های: لمعه، دعا و نیایش، سه مقاله پیرامون عاشورا، اربعین و نوروز، عاشورا؛ انگیزه، شیوه و بازتاب، و نیز مقاله های: نگاهی به شخصیت و حقوق زن در اسلام و سایر ملل، فلسفه تفاوت های زن و مرد در حقوق اسلامی، تحلیل مبنای تاریخی اربعین حسینی(ع)، شیوه تألیف و سبک فقهی کتاب مجمع الفائدة و البرهان، نگاهی به کتاب الحدائق الناظره شیخ مفید، نوسازی فقه شیعه در 2جلد، شخصیت و جایگاه علامه حلی در فقه و نگاهی به کتاب نفیس جواهر الکلام از آثار آن عالم ربّانی ست.
امید دارم خدای رحمان این نوشته و ثبت خاطره ام از ایشان را، به عنوان یک تکلیف و ادای دَین نسبت به آن عالم دینیِ متقیِ مبارزِ اهلِ جهاد و اجتهاد بپذیرد. پوزش از طولانی شدن این متن.
دارابکلا. بهمن 1364. سردرگاه مسجد جامع دارابکلا. روز اعزام به جبهۀ حدود 30 نفر دارابکلایی به جبهه در پی فراخوان امام خمینی که به عملیات والفجر8 در فاو عراق رفتیم. در این عکس از راست:سربند به سر اول روانشاد یوسف رزاقی. سربند به سر دوم دامنه. قاسم ملایی دارابی. نفرجلویی سربند به سر سوم سید علی اصغر شفیعی دارابی و آن دور مرحوم مصطفی مؤمنی دارابی. عکاس: نقی طالبی دارابی
پست 3832 : به قلم دامنه. به نام خدا. امروز سالروز خجستۀ ازدواج پیامبر اسلام (ص) با حضرت خدیجه _سلام الله علیها_ است. بزرگ بانوی اسلام و مسلمین که با دادن همۀ دارایی های خود به رسول خدا (ص) مدَد بزرگی به پیشبرد رسالت پیامبر اکرم (ص) و تقویت مکتب اسلام در سرزمین حجاز کرد.
ضمن تبریک و شادباش این پیوند زیبا و مبارک که به 25 سال زندگی مشترک پیامبر و خدیجه انجامید، و با امید به شفاعت حضرت خدیجه برجسته ترین زن مؤمن مسلمان، سخن مهم رسول خدا (ص) در عظمت شأن حضرت خدیجه _سلام الله علیها_ را ارائه می کنم:
«به خدا سوگند بهتر از خدیجه کسی برای من نبود. روزی که همه مردم کافر و بت پرست بودند، او به من ایمان آورد. روزی که همه مرا به جادوگری و دروغگویی نسبت می دادند، او مرا تصدیق کرد، روزی که همه از من روی می گردانیدند، خدیجه تمام اموال خود را در اختیار من گذاشت و آنها را در راه من بی دریغ خرج کرد. خداوند از او دختری به من بخشید که مظهر پاکی و عفّت و تقواست.» (منبع: مؤسّسه تحقیقاتی سبطَین: اینجا)
سلام بر مزار شریف حضرت خدیجه _سلام الله علیها_ در مکّه مکرّمه
پست 3831 : به نام خدا. متن نقلی. «عبدالله ناصری مدیرعامل اسبق ایرنا: وزیر کشور در اجلاس نماز گفته است صدا و سیما اثرگذاری خود را از دست داده است. بیان این جمله از زبان عبدالرضا رحمانی فضلی شاید تازگی داشته باشد اما حقیقت است که این موضوع مختص امروز و دیروز نیست.
به بیان دیگر سالهاست که صدا و سیما اثرگذاری خود به ویژه در حوزه خبری و سیاسی را از دست داده است و جز در حوزه سرگرمی و برخی برنامههای علمی در شبکه چهارم سیما عملا هیچ تاثیرگذاری در جامعه ندارد. این مساله سالهاست که عیان شده است...
عبدالرضا رحمانیفضلی قریب به ١٠ سال در ردههای بالای صدا و سیما مدیریت داشته و تجربه بسیار بالایی به ویژه در حوزه سیاسی و خبری این سازمان داشته است. وقتی او با چنین تجربه و گرایش اصولگرایی بر این واقعیت تاکید میکند به این معناست که اکنون حتی افراد نزدیک به این سازمان و اصولگرایان هم به این واقعیت رسیدهاند...
واقعیت این است که صدا و سیما سالهاست که از قامت یک رسانه ملی خارج شده و خود را تبدیل به رسانه یک حزب و جریان خاص سیاسی کرده است که اتفاقاً برای جامعه پرهزینه هم بوده است...
ما در این سه سال گذشته شاهد تغییر سه رییس در این سازمان بودهایم اما عملا هیچ تغییری در رویه صدا و سیما رخ نداد و در، بر همان پاشنه قدیم چرخید و بحران اعتبار و تاثیرگذاری هم روز به روز بیشتر شد.
به بیان دیگر این سازمان تنها با تغییر ساختاری در سیاستگذاریهایش میتواند به جنگ این بحران برود و با در پیش گرفتن یک رویه فراجناحی به معنی واقعی کلمه میتواند اعتبار از دست رفته را دستکم در حوزه سیاسی و خبری به دست آورد...». (منبع: اینجا)
سه رئیس سابق سازمان صدا و سیما. عکس از : خبرگزاری مهر
پست 3830 : شنبه 20 آذر 1395
اَعوُذُ بِاللهِ مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیمِ. بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ. وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ یُجَادِلُ فِی اللَّهِ بِغَیْرِ عِلْمٍ وَ لَاهُدًى وَ لَا کِتَابٍ مُنِیرٍ. ثَانِیَ عِطْفِهِ لِیُضِلَّ عَنْ سَبِیلِ اللَّهِ لَهُ فِی الدُّنْیَا خِزْیٌ وَ نُذِیقُهُ یَوْمَ الْقِیَامَةِ عَذَابَ الْحَرِیقِ.
ترجمۀ دکتر بهاء الدین خرمشاهی: و از مردمان کسى هست که دربارۀ خداوند بدون دانش و بدون رهنمود و بدون کتابى روشنگر مجادله می کند. پهلو به تکبّر بگرداند تا [مردمان را] از راه خدا گمراه کند در دنیا خفّت و خوارى دارد و در روز قیامت عذاب آتش را به او مى چشانیم.(قرآن کریم: سورۀ حج، آیات 8 و 9).الّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد.
محفل اُنس با قرآن. رزمندگان عراق در نبرد با داعش. «فاضلیه»،«جرف النصر» استان بابِل. 28 اسفند 1394
پست 3829 : به قلم دامنه. به نام خدا. در پست 3828 اینجا جناب حجة الاسلام والمسلمین حاج شیخ موسی بابویه دارابی را به اختصار معرفی کرده ام. جناب حاج آقا بابویه پس از دیدن متن دامنه طی تماس تلفنی که با دامنه برقرار کردند ضمن تشکر و دعا برای دامنه، جزئیاتی از زندگی علمی و سیاسی خود را در اختیارم قرار داده اند که در این پست ارائه می کنم:
ایشان سال 1340 شمسی در دارابکلا متولد شدند. همانطوری که در پست قبل نوشتم ابتداء دورۀ تحصیلی حوزۀ علمیه را در زادگاه خود _روستای دارابکلا_ نزد مرحوم آیة الله شیخ محمد باقر دارابکلایی در مدرسۀ علمیۀ امام صادق (ع) طی کردند.
سپس در سال 1354 به مشهد مقدس عزیمت نمودند و در حوزه علمیه این شهر، در مدرسه ی بالاسر حضرت امام رضا (ع) به ادامۀ تحصیل پرداختند.
در سال 1360 و 1361 در چند مرحله به جبهه های دفاع مقدس اعزام شدند و مدت 24 ماه در جبهه های جنوب کشور، خلیج فارس، آبادان، خرمشهر حضور داشتند.
ایشان در سال 1365 به سازمان عقیدتی سیاسی ناجا رفتند و به مدت 7 سال در سیستان و بلوچستان با سمت رئیس عقیدتی سیاسی در مناطق متعدد مرزی مشغول خدمت به نظام جمهوری اسلامی و مردم منطقه شدند.
آنگاه در سال 1375 با اتمام مأموریت خدمت در منطقه عملیاتی مجدداً به مشهد مقدس عزیمت نمودند و در سال 1391 به افتخار بازنشستگی از سازمان عقیدتی سیاسی ناجا نائل گردیدند.
جناب حجة الاسلام والمسلمین حاج شیخ موسی بابویه دارابی هم اکنون در مشهد مقدس به کار فرهنگی و نماز جماعت در یکی از مساجد منطقه ییلاقی اطراف مشهد مشغول می باشند.
من ضمن سپاس فراوران از ایشان بابت محبت شان و نیز تشکر از این که فرمودند وبلاگ دامنه را همیشه می بینند، برای این روحانی گرانقدر و ارزشمند و با سابقۀ علمی و سیاسی افتخارآمیز و از سرمایه های مذهبی و دینی دارابکلا، آرزوی سلامتی و توفیقات الهی می کنم. خدا نگه دار.
پست 3828 : به قلم دامنه. به نام خدا. در سلسله مباحث روحانیت دارابکلا، اینک بر اساس فهرستی که از قبل تهیه نموده بودم، نوبت به معرفی مختصر جناب حجة الاسلام والمسلمین حاج شیخ موسی بابویه دارابی رسیده است که به آن می پردازم و بخش دوم آن را بزودی پیس از دریافت اطلاعات از ایشان پست می کنم:
ایشان فرزند مرحوم حاج شعبان بابویه دارابی اند. زادۀ اواخر دهۀ سی در ببخیل روستای دارابکلا. در خانواده ای مذهبی و مؤمن و دوستدار اهل بیت _علیهم السّلام_ پرورش یافته اند و به عشق اهل بیت (ع) از سوی والدین متدیّن شان _که هر دو به رحمت خدا پیوستند و روح شان غریق رحمت خدا باد_ به طلبگی رفتند.
مانند اغلب طُلّاب دارابکلا و حومه، درس حوزوی را در مدرسۀ علمیۀ امام صادق (ع) دارابکلا پیش مرحوم آیة الله شیخ محمد باقر دارابکلایی شروع کردند.
پس از تلمّذ نزد آن مرحوم، به مشهد مقدس هجرت کردند و به تحصیل دروس حوزه ادامه دادند و خارج فقه و اصول را نزد علما و مجتهدین مشهد گذراندند و در طول طلبگی به درس و بحث و سخنرانی و تبلیغ توجه ی ویژه کردند.
ایشان داماد مرحوم حاج سید حسن سجّادی دارابی _پدر جنابان حاج سید محسن و سید رضی_ اند. به عبارتی دیگر باجناق جناب حجة الاسلام والمسلمین شیخ محمدرضا نصوری اند.
ایشان یکی از روحانیون اند که به مسائل آگاهی دارند و بسیار باوقار و متین و متّصف به اخلاق نیکو و اسلامی اند. من به ایشان ارادت داشته و دارم.
این روحانی فاضل و بزرگوار و محترم دارابکلایی، پس از انقلاب به امور عقیدتی نهاد انتظامی در منطقه ی خراسان اهتمام ورزیدند و به مدت نزدیک یک دهه مسؤول عقیدتی سیاسی نیروی انتظامی استان سیستان و بلوچستان بودند. ایشان در ایام دفاع مقدس بارها به جبهه رفتند و در رزم و جهاد فی سبیل الله جانانه شرکت جستند.
با سلام و آرزوی سلامتی و توفیق ایشان و خانوادۀ سادات و گرانقدر ایشان. طی تماس تلفنی که دقایق قبل با جناب حجة الاسلام والمسلمین حاج شیخ موسی بابویه دارابی در مشهد مقدس برقرار کرده ام، بخش ویژه و دوم این پست به همراه تاریخ کامل زندگی ایشان و عکس های دیگر از آن روحانی باسابقه و بزرگوار در دامنه ارائه خواهم نمود.
از آن روحانی باتقوا و انقلابی و دارای ارزش های بالا و والای اخلاقی می طلبم در جوار حضرت امام رضا (ع) دامنه و دامنه خوانان شریف خصوصاً والدین عزیزم را در دعا و زیارات شان دعا بفرمایند. ادامۀ این پست در روزهای آینده
جناب حجة الاسلام والمسلمین حاج شیخ موسی بابویه دارابی
جناب حجة الاسلام والمسلمین حاج شیخ موسی بابویه دارابی در جبهۀ دفاع مقدس
در سنگر جبهه. سمت راست حاج آقا شیخ موسی بابویه. سپاس دارم از ایشان که در اختیار دامنه گذاشتند
پست 3826 : به قلم دامنه. به نام خدا. جلسۀ فوقِ سرّی!! این سه زن که عمری را گذرانده اند و بسی باتجربه اند و حسابی از همه چیز مطّلع اند و دامنه هیچ هم سردرنیاورده است که دارن به هم چیچی می گن.
فقط می دانم اینان با این هیبت و اُبّهت اهل حوار کشیدن نیستند و درِ گوشی به هم می گن. عکسی که مهندس محمد عبدی سنه کوهی در تلگرامش داشت امروز هم سوژۀ دامنه شد.
بدون تفسیر دامنه
پست 3825 : به قلم دامنه. به نام خدا. گاه یک عکس برای آدمی کار چند کتاب را می کند. این عکس برف 3 آذر 1395 روستای سنگده دودانگۀ ساری که جناب مهندس عبدی سنه کوهی به دامنه فرستاد، مرا به خاطرات اواسط دهۀ 60 برد که با روانشاد یوسف رزاقی به این روستا و شرکت چوب فریم، رفته بودیم و همۀ بخش های شرکت را مشاهده نموده بودیم و من در سالن اجتماعات شرکت چوب فریم در موضوع جنگ و نقش ایمان، سخنرانی کرده بودم که هنوز شمّۀ آن در دفتر یادداشتم باقی ست.
از مهندس عبدی ممنونم ذهن مرا به سوی یوسف رزاقی تداعی نمود و موجب گشت یادی ازیوسف همیشه جاوید گردد که من بگذرم از شرحِ شرحه شرحه ی آن.
عکس برف 3 آذر 1395 روستای سنگده دودانگۀ ساری. یادش به خیر ای دهۀ 60 فریم
طبیعت پاییزی جاده ی سنگده ی دودانگه ساری. آذر 1395
پست 3824 : به قلم دامنه. به نام خدا. در خاندان مرحوم حاج سید رضا شفیعی دارابی چهار روحانی ست که دو روحانی به دیار رحمت رفتند و دو روحانی دیگر یکی در ساری و دیگری در مشهد حضور دارند:
1- مرحوم حجة الاسلام والمسلمین حاج سید مهدی شفیعی دارابی که در 29 مرداد 1395 در پست 3256 اینجا به معرفی آن مرحوم پرداختم.
2- جناب حجة الاسلام آقا سید محمد شفیعی دارابی (فرزند حاج سیدتقی شفیعی دارابی؛ ذاکر اهلبیت _علیهم السّلام_) که 2 خرداد 1395 در پست 2431 اینجا، به شرح زندگی علمی و پژوهشی و شغلی اش پرداختم.
3- جناب حجة الاسلام سید حسین شفیعی دارابی که در 13 خرداد 1395 در پست 2552 اینجا به معرفی اش اقدام کردم.
3- و مرحوم حجة الاسلام سید رسول شفیعی دارابی (روحانی جوانی که چند سال پیش به علت بیماری در گذشت) که 15 آذر 1395 در پست 3794 اینجا معرفی اش نمودم.
دامنه برای دو روحانی مرحوم طلب رحمت و مغفرت دارد و برای جنابان سید محمد و سید حسین، آرزوی توفیق. از سید محمد بابت در اختیار گذاشتن عکس ها و اطلاعات به دامنه بسیار ممنونم. در مشهد سلام و عرض ادب و ارادات دائمی دامنه را به آقا و مولای مان امام رضا (ع) برسان.
مرحوم سید رسول شفیعی دارابی و پسرعمویش آقاسیدمحمد شفیعی دارابی مشهدمقدس
سیدحسین شفیعی دارابی و پدرش مرحوم حاج سید مهدی شفیعی دارابی. دو عکس در ادامه
پست 3823 : جمعه 19 آذر 1395
اَعوُذُ بِاللهِ مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیمِ. بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ. مَا عَلَى الرَّسُولِ إِلَّا الْبَلَاغُ وَاللَّهُ یَعْلَمُ مَا تُبْدُونَ وَ مَا تَکْتُمُونَ.
ترجمۀ حجة الاسلام والمسلمین حسین انصاریان: بر عهدۀ پیامبر جز رساندن [پیام خدا] نیست. و خدا آنچه را آشکار می کنید و آنچه را پنهان می دارید، می داند. (قرآن کریم: سورۀ مائده، آیۀ 99). الّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد.
اُنس با قرآن. دانشگاه مذاهب اسلامی واحد کردستان. ماه مبارک رمضان. تیر ماه 1395
پست 3820 : به قلم دامنه. به نام خدا. سرآغاز امامت مهدی موعود امام زمان (عجّ) را شادباش می گویم و در این پست، با اندک بضاعت قلمی ام، سه جمله روانه ی دامنه می کنم که در عشق به آن «غائبِ همیشه حاضر» سرشار شیدایی، لبریز شوق، منتظر ظهور و شیعۀ اَثنی عشری اش هستیم:
1- به حکمت پروردگار متعال _که غَیب و مَغیبات فقط در ید قدرت اوست_ امام دوازدهم شیعیان جهان، از دیده های ظاهر پیروانش، غائب شد و در پسِ پردۀ نهان، امور جهان را امامت، هدایت و نظارت می کند. پس؛ بر آفریدگار قادر حکیم آسان است که هر اعجازی را در پیش روی جُنبندگان بیافریند و آفرید.
2- در غیاب امام زمان (عجّ)،شیعۀ اَثنی عشری (= 12 امامی) و اساساً هر متدیّن آزاداندیشی، هرگر بُریده از تکلیف نیست و هیچ گاه رها از عزم و ایمان نمی گردد؛ چرا که بر اساس آموزه های مُتقن قرآنی و اسلامی، مؤمنین همواره مأمور به تعبّدات الهی و دین ورزی های تعقّلی و نقلی و رعایت آداب و عبادات و عبودیت رُبوبی اند.
3- از این روست که برای مؤمنین راهکار عملی و نظری دورۀ غیبت بدقّت و فراست و از روی حکمت و مصلحت از سوی معصوم (ع) مشخص شده است و آن روایتی ست که از کتاب «تفسیر امام حسن عسکری (ع)» وارد شده است:
«فَأَمَّا مَنْ کَانَ مِنَ الْفُقَهَاءِ صَائِناً لِنَفْسِهِ، حَافِظاً لِدِینِهِ، مُخَالِفاً لِهَوَاهُ، مُطِیعاً لِأَمْرِ مَوْلَاهُ فَلِلْعَوَامِّ أَنْ یُقَلِّدُوهُ وَ ذَلِکَ لَا یَکُونُ إِلَّا بَعْضِ فُقَهَاءِ الشِّیعَةِ لَا جَمِیعِهِم» (وسائل الشیعه، ج 27، ص 131)
مطابق این سخن صریح، ما ارجاع داده شده ایم به رجوع به مرجعیت معظّم شیعه که عمود خیمۀ شیعه و متولّی دین در عصر پیش از ظهورند. البته مرجعیتی که طبق این روایت دارای چهار ویژگی برجسته باشد:
یعنی: «هر کدام از فُقها که صیانت نفس دارد، از دینش محافظت مینماید، با هوای نفس مخالفت میکند و امر مولای خود _ائمۀ معصومین علیهم السّلام_ را اطاعت میکند، پس بر مردم است که از او تقلید کنند.»
خدا را شاکریم شیعه ی منتظر و چشم به راه هستیم. و در عصری زندگی می کنیم که به برکت مرجعیت و رهبری امام خمینی _رهبر کبیر انقلاب اسلامی_ بنیادِ یک رژیم سراسر ستم و فساد با مجاهدت و میارزات مردم و روحانیت انقلابی و وارسته، فرو پاشید و نظامی اسلامی و مردمی بر جای آن بنیان گذاشته شد. و این همان راهی ست که در عصر پیش از ظهور به آن مأموریم.
خدا کند سپاس این نعمت را بدرستی پاس بدارند و این درخت آبیاری شده به خون شهیدان را ملعبه ای برای ثروت، یا معبَری برای قدرت و یا مقصدی بر فساد و اِفساد نکنند.
بر عظمت و سلامت و صلابت و هدایت امام زمان (عجّ) صلوات. قم: دامنه
این نماز جماعت امام خمینی در باغ سیب نوفل لوشاتوی حومۀ فرانسه از آن عکس های تاریخی مهمی ست که همیشه مرا آرامش می بخشد و نوید معنویت و سپاس و وفای به عهد می دهد
پست 3818 : به قلم دامنه. به نام خدا. همه شنیدیم و دیدیم که سردار سرتیپ پاسدار دکتر غلامحسین غیب پرور با حکم رهبر معظم انقلاب بر جای و جایگاه سردار محمدرضا نقدی نشست. جایی بسیار مهم و حسّاس و فراجناحی و متعلّق به تمامی آحاد ملت که با همۀ مردم و نظام و امنیت و حتی عِرض و آبرو و حیثیات ملت سروکار دارد. یعنی سازمان بسیج مستضعفین.
سازمانی برای حراست از اسلام، انقلاب، ارزش ها و مقابله به همه نوع فساد در دایرۀ نظام جمهوری اسلامی. و به دور از هر گونه جناح زدگی و قانون گریزی و نیز بذل جان در زمان نیاز اسلام به ایثار و جهاد فی الله.
دامنه به عنوان یک عنصر ساده ی بسیجی انقلابی، هم نقدی و هم غیب پرور هر دو را می شناسد. دامنه زمانی که در جبهه ی مریوان بود، فردی با نام مستعار شمس بر جایی فرماندهی می کرد و آن کسی جز سردار محمدرضا نقدی نبود و من بگذرم از این 11 ماه متوالی در مریوان که در برف و یخ گذشت.
دامنه غیب پرور را از تهران می شناسد که همین قدر بگویم نگرش عرفانی و اخلاق محور دارد. باید منتظر ماند که با این سازمانی که امانت مردم و خدا و نظام است پیش ایشان، چه می کنند.
امید است نگرش های انقلابی اش و تفکرات دینی و اخلاقی اش را با ابعاد وسیع در این میدان بکار گیرد و هرگز این «شجرۀ طیّبۀ» بسیج که «مدرسۀ عشق» است را، برای جناح خاص و باند خاص هزینه نکند. او باید مهربان ترین بسیجی برای مردم و غیورترین بسیجی در برابر دستان استثمارگر و دشمنان استعمارگر باشد.
اگر غیب پرور پیوند مردم و نظام را دوست می دارد، که دارد، این نهادِ برآمده از تفکر امام خمینی رهبر کبیر انقلاب اسلامی و نیز برخاسته از میان پابرهنگان و محرومان و مستضعفان را به امانت و پروا، در نهایتِ صیانت نگه دارد. با سلام و درود و آرزوی توفیق و تأییدات الهی.
رهبر معظم انقلاب نیز در حکم نصب ایشان بر این مسائل تأکید نمودند: «ارتقای حضور سازمان یافته تر مردم (بویژه جوانان عزیز) و اعتلای بسیج در عرصه های مورد نیاز انقلاب اسلامی (مثل علم، فرهنگ، دفاع و خدمات رسانی)، ایجاد و ساماندهی مجموعه های اندیشه ورز و رصدگر در تمام سطوح به خصوص در ستاد بسیج برای راهبردنگاری و رصد فعالیت ها و جلوگیری از نفوذ دشمن، ایجاد سازوکار قطعی برای تقویت هم افزایی اقشار و همکاری و هماهنگی با دستگاههای ذی ربط، مورد انتظار است.» (منبع این نقل: خبرگزاری بسیج: اینجا)
عکس سردار پاسدار غلامحسین غیب پرور در زنجیرزنی محرّم
پست 3617 : به قلم حجة الاسلام مالک رجبی دارابی 143 . «بسمه تعالی . مُدَّت عُمرِ بهترین انسانها. سلام :
۱ : پیغمبر آخرالزمان اشرف مخلوقات حضرت محمد صلی الله علیه وآله وسلِّم ۶۳ سال عمر داشتند . علت شهادت دست زهرآلود گوسفند قاتلش زن یهودی خیبری که زهرش داد .
۲ : فاطمه زهرا (ع) ۱۸ سال داشتند شهید شدند . علت شهادت دفاع از امامت و ولایت و قاتلش قُنفُذ .
۳ : علی علیه السلام ۶۳ سال عمر کردند علت شهادت تحریکات قُطّامه قاتلش عبدالرحمان بن ملجم .
۴ : امام حسن مجتبی علیه السلام ۴۷ ساله بودند شهید شدند علت شهادت تحریک معاویه و زهر جُعده و قاتلش جُعده دختر اشعث .
۵ : امام حسین علیه السلام ۵۷ سال علت شهادت عدم بیعت با یزید ملعون و قاتلش دهها نفر دشمن ولی معروف شمر ملعون .
۶ : امام سجاد علیه السلام ۵۷ سال علت شهادت زهر ولید قاتل هشام بن عبدالملک
۷ : امام محمد باقر علیه السلام ۵۷ سال علت شهادت تحریک هشام و قاتلش ابراهیم بن ولید .
۸ : امام صادق علیه السلام ۶۵ سال به زهر منصور دوانیقی شهید شد .
۹ : امام موسی کاظم علیه السلام ۵۵ سال بوسیله خرمای زهرآلود بدست هارون الرشید شهید شد
۱۰ : امام رضا علیه السلام ۵۵ سال بوسیله زهر مأمون، شهید شد .
۱۱ : امام محمد جواد علیه السلام ۲۵ سال بوسیله زهر زنش اُمُّ الفضل شهید شد .
۱۲ : امام هادی علیه السلام ۴۲ سال بوسیله زهر متوکل عباسی ملعون شهید شد
۱۳ : امام حسن عسکری علیه السلام ۲۸ سال بوسیله زهر معتمد عباسی ملعون شهید شد
۱۴ : امام زمان علیه السلام را دشمنان می خواستند در دوران کودکی به شهادت برسانند ولی تقدیرات الهی بر این تعلق گرفته که زمین خالی از حجت نباشد.
از این جهت عُمرِ امام دوازدهم را طولانی کرده تا بوسیله خاتم الاوصیاء زمین و آسمان پا برجا باشد و تمام انسانها و موجودات به زندگیشان مشغول باشند و نفس بکشند و الاّ اگر او نباشد زمین اهلش را در کامش فرو می برد از این جهت عمر امام زمان علیه السلام در این روز به سال قمری ۱۱۸۳ سال می باشد.
امروز را که شهادت امام یازدهم حسن عسکری (ع) است، به امام زمان و به همه شما خوانندگان تسلیت می گویم. قم. ۱۸ آذر ۱۳۹۵»
سلام بر مظلومِ شهید آقا امام حسن عسکری (ع)
پست 3816 : به قلم دامنه. به نام خدا. کویریات دامنه 87 . در این قسمت از بحث های کویری دامنه به زشتی دروغ می پردازم که بنیادش بر ضدّ طبیعت و خلقت و هستی ست.
امام محمد باقر (ع) می فرماید: «خدای تعالی بر بدی ها قفل های فراوانی زده و شراب را کلید آن قرار داده است اما دروغ از شراب بدتر است».
در نظام خلقت، قانون صداقت و صراحت و حقیقت جاری ست. دروغ و خیانت در طبیعت اصلاً وجود ندارد. اساساً از زبان آفرینش، هیچ دروغی شنیده نمی شود. این بشر است که گاهی با دروغ، خیال می کند پیش می رود و پیش می برَد.
برای استنادات این پست مقالۀ خوب و مستندی را هم در این منبع: اینجا خوانده ام با عنوان «دروغ از منظر قرآن و روایات» تهیه شده از سوی سازمان تبلیغات استان زنجان به قلم علیرضا احمدی کارشناس قرآنی ادارۀ تبلیغات اسلامی شهرستان خدابنده.
دروغ از نظر حضرت امام سجّاد و امام محمد باقر (علیهماالسّلام)
پست 3815 : به قلم دامنه. به نام خدا. در سلسله مباحث روحانیت دارابکلا، اینک بر اساس فهرستی که از قبل تهیه نموده بودم، نوبت به معرفی مختصر جناب حجة الاسلام والمسلمین شیخ اسماعیل بابویه دارابی رسیده است که به آن می پردازم:
ایشان فرزند مرحوم حاج رمضان بابویه دارابی _که امسال به رحمت خدا پیوستند_ هستند. به عبارتی برادر معلم ارزشی و متدیّن مرحوم حسن بابویه دارابی. زادۀ اواخر دهۀ 30 در خانواده ی بسیار مذهبی و مؤمن در محلّه ی ببخیل روستای دارابکلا.
در همان نوجوانی به قرآن و طلبگی شائق شدند و به دلیل اثرات تدیّن و مذهب در خانواده ی شان که والدینی بشدّت باایمان و باتقوا داشتند، روی به روحانیت آوردند و ابتدا در مدرسۀ علمیۀ امام صادق (ع) دارابکلا نزد مرحوم آیة الله آقا دارابکلایی طلبگی را شروع کردند. چند سالی آنجا تلمّذ کردند و سپس به قم هجرت کردند و به تحصیل دروس حوزه ادامه دادند و خارج فقه را نزد علما و مجتهدین قم گذراندند و همچنان درقم مقیم اند و به تحصیل و تحقیق و تهذیب مشغول.
شناخت من از ایشان از آن روست که با برادرم آقاحیدر و جناب حجة الاسلام شیخ محمد نجفی و شهید حجة الاسلام سیدجواد شفیعی دارابی که همزمان با هم در حوزۀ دارابکلا طلبگی می خواندند و رفیق بودند.
ایشان داماد مرحوم حاج شیخ حسن مهاجرند که سال های پیش همسر محترمشان در اثر ابتلا به بیماری درگذشت و روحش شاد و غریق رحمت باد.
این روحانی دارابکلایی در قم به بحث و درس خود با نظم و دقت ادامه دادند و من در سال های اخیر هر وقت به کتابخانه ی امام مهدی در خیابان شهدای قم می رفتم ایشان را می دیدم که همواره در مطالعه و تحقیق اند
کمتر به دارابکلا آمد و شد دارند. فردی آرام و دارای روحیات حیا و اخلاقیات هستند و با زیستن در زیّ طلبگی، آراسته به متانت و کم گویی و صبر و درون گرایی اند. زندگی بی آلایش دارند و ساده زیست هستند. زندگی به دور از رفاه و اشرافی گری که در خور شئوون روحانیت است.
برای این روحانی محترم آرزوی توفیق دارم و به روح بلند والدین مؤمن و متدیّن ایشان سلام می فرستم و نیز به روح برادرش مرحوم حسن بابویه داربی _داماد خاندان روانشاد یوسف رزّاقی_ درود می فرستم که تا زنده بود با ارزش گرایی و انقلابی گری معلمی می کرد.
در ضمن عکسی از جناب حجة الاسلام والمسلمین شیخ اسماعیل بابویه دارابی ندارم تا منعکس کنم ان شاء الله اگر طی روزهای آینده با وی در قم ملاقات کنم حتماً این پست را با عکس شان مستند می سازم. پایان.
پست 3814 : 5شنبه 18 آذر 1395
اَعوُذُ بِاللهِ مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیمِ. بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ. وَالَّذِینَ یَنْقُضُونَ عَهْدَاللَّهِ مِنْ بَعْدِ مِیثَاقِهِ وَ یَقْطَعُونَ مَا أَمَرَاللَّهُ بِهِ أَنْ یُوصَلَ وَ یُفْسِدُونَ فِی الْأَرْضِ أُولَئِکَ لَهُمُ اللَّعْنَةُ وَ لَهُمْ سُوءُ الدَّارِ.
ترجمۀ مرحوم محمد مهدی فولادوند: و کسانى که پیمان خدا را پس از بستن آن مى شکنند و آنچه را خدا به پیوستن آن فرمان داده مى گُسلند و در زمین فساد مى کنند بر ایشان لعنت است و بدفرجامى آن سراى ایشان راست. (قرآن کریم؛ سورۀ رعد, آیۀ 25). الّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد.
قرآن به انسان ارزش می بخشد
پست 3813 : به قلم دامنه. به نام خدا. در شب شهادت امام حسن عسکری (ع) که سرآغاز امامت امام زمان مهدی موعود (عجّ) است در سلسله مباحث روحانیت دارابکلا، به معرفیجناب حجة الاسلام والمسلمین شیخ محمدرضا خراسانی می پردازم:
ایشان از خاندانی مذهبی، مُلّا و دارای مکتبخانه و مورد وثوق جامعه ی دارابکلا برخاسته است. پدربزرگ شان مرحوم مُلامحمدکاظم و پدرشان مرحوم مّلآقاسم هر دو برای محل از وجاهت برخوردار بودند و پدرشان بنّای مشهور و محبوب بود.
شیخ محمدرضا از روحانیون نسل دهۀ 30 دارابکلا، طلبگی را از مدرسۀ علمیۀ امام صادق (ع) دارابکلا آغاز کردند و پس از طی مقدمات عرب نزد مرحوم آیة الله آقا دارابکلایی، رهسپار مشهد مقدس شدند و هنوز نیز در آن شهر رضوی مقیم اند.
ایشان در حوزۀ مشهد همۀ مراحل طلبگی را بشایستگی طی کردند و از محضر اساتید مبرّز و مشهور کسب فیض نمودند. در دروس حوزوی مرحوم آقای فلسفی بزرگ برادر محمدتقی فلسفی و حاج آقا آیة الله مرتضوی شرکت می کردند.
آقای خراسانی شخصیتی فاضل، ارزشمند، دارای روحیه ی آرام و صاحب کمالات اخلاقی، علمی و تبلیغی و پژوهشی اند و نویسنده ی چندین تحقیق و مقاله.
خطیبی توانا، دانشمند و مسلط اند و در وعظ و سخن علاوه بر فصاحت و بلاغت، منطقی و متواضع و به دور از هر گونه رویّه های تملّقی و خرافی اند.
ایشان در بنیاد پژوهش رضوی مشهد به پژوهش اشتغال دارند و از روحانیون باسواد و متقی و وارسته و پاک زیست اند.
استقلال مالی ایشان موجب گشته است، عزّت نفس و حریّت و حق گرایی را فدای مصلحت سنجی ها نکنند که متأسّفانه دامنِ برخی از افراد روحانی را فراگرفته و از بیان سخن واقع می هراسند و بر بزَک کردن ها روی می آورند و توجیه گری ها. که البته مردم جامعۀ مذهبی ایران، همۀ این نوع نگرش ها را می فهمند.
حاج آقای خراسانی از سال های دور به تبلیغ در محرم و رمضان اهمیت می دادند و در دارابکلا نیز چند مرحله خطیب و واعظ مسجد و تکیه شدند. من چندین بار پای منبرهای گرم و منطقی و مستندشان نشستم و به سخنان منظم و کوتاه و گویای شان گوش فرادادم و وی را فردی فرهیخته و بسیار فاضل و بااخلاق یافتم.
ایشان فامیل نزدیک خانواده ام هستند و با هم مراوده ی گرم و صمیمانه داریم و چند بار هم به منزل شان رفتیم و از خصلت خوب این روحانی متخلق به اخلاق الله بهره بردم. فردی بشدت دوست داشتنی و محبوب است. رفت و آمدمان با این خاندان از سال های دور تا الان همچنان مستدام مانده است و برقرار.
این روحانی گرانقدر دارابکلا که موجب سربلندی و افتخار محل هستند، فرزندان خود را نیز طلبه کردند و در خدمت اسلام اند و برای همگی آرزوی سلامتی و توفیق دارم.
برای ایشان و همۀ اهل خانه و خانواده ی محترم شان، سلام بسیار گرم دارم. به برادرش حاج محمد کاظم خراسانی رفیق بسیار قدیمی و همیشگی من و به خواهر گرانقدرشان حاجیه ربابه و همۀ منتسبان شان در این پست سلام گرم و آرزوی توفیق الهی دارم.
در پایان از جناب خراسانی روحانی بزرگ اندیش دارابکلا می خواهم که همیشه با آن دل پاک و مماس به قبر حضرت آقا امام رضا (ع) ما را از دعاها محروم نکنند و من نیز در جوار حضرت فاطمۀ معصومه _سلام الله علیها_ برای سلامتی شان دعا می کنم. خدا نگه دار.
این 3عکس ویرایش شدۀ دامنه است که به درخواستم، توسّط یکی از نزدیکان بسیار محترم دامنه خواهرم منصوره بابویه دارابی همسر برادرزنم علی آقا دارابکلایی (ایشان هم از طریق اقوام سببی جناب خراسانی) تهیه و به تلگرامم ارسال شده است. ممنونم ازت بابت این همّت و غیرت و کمک به دامنه. خدا روح برادرت طلبۀ شهید حسن بابویه را شاد نماید
حجة الاسلام والمسلمین شیخ محمدرضا خراسانی. سال 1394. دارابکلا. بقیه در ادامه
پست 3777 : به قلم حجة الاسلام علی اکبر دارابکلایی 11 . «بسمه تعالی. دل مشغولی بر دیار ما دارابکلاء. سلام علیکم. برادر ارجمند جناب آقای کربلایی ابراهیم طالبی مدیر محترم دامنه، مدتها بود در فکر این بودم تا متنی در باره دیار پرافتخار دیار ما دارابکلاء مطالبی تحت عنوان دل مشغولی بنویسم که به علت مشغله کاری و امورات اجرایی توفیق نداشتم. در ایام پایانی ماه صفر از فرصت پیش آمده استفاده کرده تا گوشه ای از دل نگرانی و مروری بر وضع موجود محل و اشاره به برخی از راهکار های برون رفت را بیان نمایم.
هر از چند گاهی مروری بر فعالیتهای فضای مَجازی به ویژه دامنه را داشته ام و پست برخی از متن ها را نیز خوانده ام. اما چرا دل مشغولی؟ چرا نگرانی؟ و چرا در برابر برخی حوادث، حسّاس نباشیم؟ و وظیفه همه ما در برابر حوادث اجتماعی و خانواده و... چیست؟
تحلیل سخن را با حدیث تکان دهنده اما پر مغز از امام صادق (ع) شروع می کنم. یکی از پیروان آنحضرت فردی است بنام معلی بن خنیس که از مَوالی و کارگزاران و از دوستان آنحضرت بود. شیخ طوسی (ره) در کتاب رجال طوسی ص 310 درباره شخصیت این مومن مطالب ارزشمندی را بیان می کند و گفته است وی ابتدا اهل مکتب معتزلی بود و سرانجام سعادتمند شد و از پیروان اهل بیت (ع) شد.
و علامه مجلسی (ره) در بحار ج 47 ص 352 می نویسد معلی بن خنیس بخاطر هم پیمانی با امام صادق(ع) بدست داود بن علی از عُمّال منصور دوانیقی به قتل رسید، وقتی آنحضرت خبر مرگ اورا شنید بر قاتلین وی نفرین کرد.
یکی از [دامنه: متن ناقص واصل شد] که معلی بن خنیس محضر امام صادق(ع) آمد و سوال کرد که حق مومن بر مومن چیست؟ امام (ع) فرمود: من تورا دوست دارم و میترسم که به تو بگویم و تو به آن عمل نکنی و اورا ضایع کنی و حفظ نکنی،
معلی می گوید به حول و قوه الهی توجه می کنم حضرت وقتی دیدند وی آمادگی شنیدن دارد فرمود: مومن بر مومن هفت حق دارد که هیچ یک از این حق ها نیست مگر آنکه اگر ضایعش بکند از ولایت خداوند ساقط شده است و طاعت خداوند را ترک کرده است و دیگر در قیامت هم حقی ندارد:
حق اول: (انصاف) این است که انصاف داشته باشی یعنی اینکه دوست داشته باشی برای او آن چیزی را که برای خودت دوست می داری و برای او از چیزی کراهت داشته باشی که برای خودت کراهت داری...
حق دوم: (رضایت) این است که او از تو خشنود باشد و او از تو راضی باشد نه که صرفا تحملت کند، نه اینکه صرفا رابطه شما حفظ باشد بلکه دوست دارید که او راضی باشد...
حق سوم: (ارتباط) این است که به او صله بدهی و او را با خودت مرتبط کنی با جانت،باخودت،بادستت، با مالت، با پایت و با زبانت یعنی تمامی امکانات وجودی تو به عنوان هدیه هایی برای او قابل استفاده باشد...
حق چهارم: (انعکاس) این است که تو چشم او باشی راهنمای او باشی آینه او باشی، پیراهن او باشی...
حق پنجم: (دست گیری) این است که اینطور نباشد که تو سیر باشی و او گرسنه. اینجور نباشد که تو بپوشی و او عریان باشد، اینطور نباشد که تو بنوشی و او تشنه باشد...
حق ششم: (برابری) این است که وقتی مشکل تو حل شده و حالا او بقیۀ متن و نیز تحلیل ایشان با عنوان «گذری کوتاه بر فعالیتهای دامنه» در ادامه
جناب حجة الاسلام والمسلمین علی اکبر دارابکلایی. آذر 1395
پست 3812 : به قلم دامنه. به نام خدا. امشب شهادت امام حسن عسکری (ع) است و سرآغاز امامت امام زمان مهدی موعود (عجّ). ضمن تسلیت شهادت، دو سخن مهم از امام حسن عسکری (ع) تقدیم می کنم و پست ویژۀ امام زمان (عجّ)، را به بعد موکول می نمایم:
1- دوستى نیکان به نیکان، ثواب است براى نیکان. و دوستى بَدان به نیکان، فضیلت است براى نیکان. و دشمنى بَدان با نیکان، زینت است براى نیکان. و دشمنى نیکان با بَدان، رسوایى است براى بَدان.
2- قلب احمق در دهان او و دهان حکیم در قلب اوست. (منبع: مؤسّسۀ تحقیقاتی حضرت ولی عصر: اینجا)
امام حسن عسکری (ع) امام حکیم و عظیم الشّانی که در پادگان جور ظالمان عبّاسی در تنگنای شدید بود
پست 3811 : به قلم حجة الاسلام مالک رجبی دارابی 142 .«سلام علیکم جناب آقا ابراهیم. خدا قوَّت. تصویر مبارک بارگاه حضرت یحیی را در مسجد جامع اُموی سوریه بهمراه مطالبی که درباره آن حضرت در پست 3803 اینجا، نوشتید از نظر گذراندم و استفاده کردم.
با این نوشته خود، ما را به یاد قبل از جنگ در سوریه قرار دادید که به همراه زائران حضرت رقیه و حضرت زینب (ع) در مسجد جامع اُموی قرار می گرفتیم . و از نزدیک آن حضرت را زیارت می کردیم .خیلی باصفا بود . جای شما خالی بیشتر از یک ساعت آنجا می نشستیم و اعمال مقام ها را انجام می دادیم . چون؛
اولاً : محل استقرار اسرای اهل بیت علیهم السلام آنجا بود که یادی از اُسرای کربلا می کردیم.
ثانیاً : محل قرائت خطبه هایدندان شکن امام سجاد علیه السلام بود و امام با این خطبه دودمان یزید و یزیدیان را بر باد داد و آنها را رسوا کرد و مردم همه از خطبه امام سجاد به گریه آمدند وامام در آنجا با آن خطبه حقائق را اثبات کرد .
ثالثاً : مقام حضرت هود و حضرت خضر .
رابعاً : محل غسل تعمید مسیحیان یعنی چاهی که مسیحیان فرزندان خود را آن غسل می دادند تا گرایش به دین مسیحیت پیدا کنند .
خامساً : مقام امام زین العابدین علیه السلام
سادساً : مقام رَاءس الحسین علیه السلام
سابعاً : محل دفن سر حضرت یحیی علیه السلام که در وسط مسجد اُموی قرار دارد.
خلاصه داستان شهادت حضرت یحیی علیه السلام از این قرار است: بقیۀ متن شیخ مالک در ادامه
پاسخ دامنه : به نام خدا. سلام من هم به شما جناب حجة الاسلام آشیخ مالک بزرگوار. از نقل خاطرۀ حسّی تان و نیز بیان و شرح تان در بارۀ حضرت یحیی (ع) بسیار ممنونم. شما به دلیل اهتمام، دَین خود را به دین، در ایام خاص و روزهای متناوب در دامنه برای دامنه خوانان شریف اداء می نمایی. خرسندم با پستی که در این باره نوشته بودم، شما را به آن فضای معنوی پرواز داده ام و روح تان با آن تداعی ها، متعالی تر شد.
پست 3809 : به قلم دامنه. به نام خدا. مهم است این از نظر دامنه که می نویسم تا بماند. دو شب پیش دو خبر از آمریکا را دیدم: یکی از کامران نجف زاده و یکی در بارۀ کامران وفا.
اولی از کامران نجف زاده بود که در کیهان کار می کرد و به سازمان سیمای جمهوری اسلامی ایران برده شد و اینک هم در نیویورک آمریکا گزارشگر این سازمان ملّی (= بخوانید میلی) ست. او گزارش کرد 5000 نفر در آمریکا خون آشام هستند و خون انسان را به عنوان غذا می خورند.
دومی در باره ی کامران وفا _زادۀ تهران_ بود. پروفسور ایرانی مقیم آنجا که در علم فیزیک برجسته است و صاحب نظریه ریسمان. این دانشمند ایرانی موفق به دریافت جایزۀ فیزیک شد. وی که استاد دانشگاه هاروارد آمریکاست در نطریۀ ریسمان کشف تازه ای در بارۀ موجودات کرد و مورد توجه قرار گرفت و ... .
کامران وفا پروفسور ایرانی صاحب نظریۀ ریسمان در علم فیزیک
کامران نجف زاده. جوانی که از کیهان به سازمان صدا و سیما رفت و اینک گزارشگر در نیویورک است
پست 3808 : به قلم دامنه. به نام خدا. فرهنگ لغات دارابکلا. قسمت 50 . نجسّی. این پست هم توضیح یک لغت دیگر از لغت های دارابکلایی هاست و هم یک خاطره از سلسله خاطرات دامنه.
دارابکلایی ها به شراب و عرَق می گویند نجسّی. و نجسّی یعنی ناپاک. یعنی آلوده. یعنی ضدّ طهارت. یعنی مدفوع. یعنی آنچه در مُستراح تخلیه می کنند. چرا می گویند نجسّی!؟ این البتهچند دلیل دارد که به نظر دامنه اینهاست:
یک آن که قرآن آن را نجسّ و حرام می داند. دو این که مردم این روستا _که به دارالمؤمنین مشهور است_ بشدّت متدیّن و متشرّع اند. سه آن که این دِه و دیار در شهرستان میاندورود مازندران _مابین دو شهرستان ساری و نکا_ زادگاه بیش از 150 عالِم و روحانی و طلبۀ علوم دینیه ی فاضل و بانفوذ است که مردم آموزه های دینی را آنان گرفته اند. چهار آن که می خواهند با این تشبیه شراب به نجاست، میزان نفرت خود را عیان کنند و با این مادّۀ ضدِّ سلامتی و مخرّب پاکیِ روح و روان و جسم و جوارح و جوانح انسان، مبارزۀ واقعیِ دائمیِ پایدارِ دین ورزانه ی متشرّعانه کنند.
اما خاطره ی دامنه: سال 1365 بود. من در بخش دودانگه ی ساری دو درس قرآن و تاریخ اسلام تدریس می کردم. شبی از آن سوی روستای ... ، عده ای شراب فروش و عرق ساز را دستگیر کرده بودند و آوردند به مقرّی که دامنه هم در آنجا مقیم بود.
سه چهار نفری بودند با ابزار آلات ابتدایی؛ که در پشت بام یک منزلی به عرق سازی مشغول بودند. بیراهه نروم و پُرچونگی نکنم و خلاصه بگویم که همه ی محتویات خُمره و بشکه ی عرق و شراب را در مستراح ریختند و مهدوم کردند.
من تا یک ماه وقتی به آن مُستراح می رفتم، بوی گند و عفونت این شراب و عرق و به قول دارابکلایی های مؤمن و متدیّن: «نجسّی»، مشامم را آزار می داد و هنوز نیز از بوی تعفُّن آن گند و کثافت، حالم بشدّت بهم می خورد.
واقعاً چگونه است که به جای شیر و آب انار و عُصارۀ انبه و هزار هزار میوه ی طَهور و پاکیزه و نافع، نجسّی می خورند و به کوچه پس کوچه می افتند. عجیب است خیلی این.
یک صهیونیست کثیف بر روی یک دختر مُحجّبۀ مؤمنۀ فلسطینی شراب می پاشد و ایجاد مزاحمت
پست 3807 : به نام خدا. متن نقلی. « امیرحسین میراسماعیلی: ظهر دیروز در دانشکده پلیتکنیک دانشگاه امیر کبیر به همت انجمن اسلامی دانشجویان ترقیخواه و به مناسبت روز دانشجو، مراسمی با حضور علی مطهری، پروانه سلحشور و فریده اولادقباد برگزار شد و این سه عضو از نمایندگان لیست امید مجلس به سخنرانی در مورد مطالبات دانشجویان پرداختند. این مراسم با حواشی زیادی هم همراه بود و از ورود مصطفی تاجزاده و بهزاد نبوی به سالن برگزاری مراسم جلوگیری شد...
علی مطهری سخنانش را با گفتارهایی از امام علی (ع) و تشریح وضعیت حکومت داری آن حضرت آغاز کرد و از حساسیت ایشان روی مبارزه با فساد و دروغ گفت. فرزند شهید مطهری ادامه داد: «مبارزه با انحصار و استبداد فقط مربوط به زمان حال نیست و در تمام طول تاریخ وجود داشته. ما انقلاب کردیم تا حالا بتوانیم در محیطی امن و آرام به نقد یکدیگر بپردازیم و دلیل حضورم در جمع شما دانشجویان هم همین است. هر زمان که شما دانشجویان در جایی نشانههایی از استبداد را مشاهده کردید، موظف به اعتراض و ایستادگی هستید و بنده هم در کنار شما خواهم بود. مقام معظم رهبری بارها به ایجاد کرسیهای آزاداندیشی تاکید داشتهاند اما متاسفانه کاسههای داغتر از آشی هستند که بسیاری اوقات نمیگذارند این اتفاق بیفتد و در پی ضربه زدن به نظام و رهبری هستند. امام علی (ع) بارها به رعایت عدالت و دسترسی همگان به امکانات و نعمات تاکید داشتهاند و ما هم موظف به حمایت از فقراییم...
نایب رییس مجلس به صحبت در مورد حصر پرداخت، از ادامه وضع موجود انتقاد کرد و گفت: «حرف آقایان این است که این سه نفر باید توبه کنند تا رهایشان کنیم. به اعتقاد من این حرف چندان منطقی نیست و باید با تشکیل دادگاهی عادلانه به بررسی آن اتفاقات پرداخت و مقصران اصلی را شناسایی کرد. ادامه حصر را قانونی نمیدانم و تمام سعی خود را برای اتمام این ماجرا به کار خواهم بست.»
مطهری همچنین در واکنش به اظهارات یکی از دانشجویان که گفت در موضوع حصر جز حرف و شعار کاری نکردهاید، خاطرنشان کرد: «به هر حال حرف وشعار هم وظیفه ما است و زبان یک نماینده باید خوب کار کند، ضمن اینکه این حرفها مقدمه عمل است. نمیدانم چه عملی باید انجام دهم. عملیات انتحاری؟ یا اینکه برای رفع حصر به در خانه اینها برویم؟» که دانشجویان در واکنش به مطهری گفتند: برویم! اما مطهری به مزاح پاسخ داد: «فکر میکنم اگر شما از این سالن بیرون بروید همه فرار میکنید زیرا چنان رعبی ایجاد شده که کسی جرات این کارها را ندارد. ما واقعا میخواهیم موضوع را از راههای مسالمتآمیز حل کنیم و نیازی به اینگونه رفتارها نیست. به هر حال وضعیت حصر روشن و حالا زمان عمل است.»
مطهری تاکید کرد: ما به عنوان نماینده تصمیم داریم ملاقاتی با رهبری و محصوران داشته باشیم تا بتوانیم این مشکل را که مانعی در راه وحدت ملی است، حل کنیم.» (منبع: اینجا)
پست 3806 : به توضیح دامنه. به نام خدا. این گزارش را با برداشت آزاد از منبع روزنامه جمهوری اسلامی خلاصه نوشتم تا دامنه خوانان شریف و دلدادگان امام رضا (ع) در جریان این اعجاز رضویه قرار گیرند:
سمانه دختر 11 ساله چوکانلو در 25 کیلومتری فاروج استان خراسان شمالی، بعد از حدود 10 سال معلولیت، به برکت امام رضا علیه السلام در شب شهادت آن امام رئوف (ع) شفا یافت و در سلامت کامل روی پای خود راه می رود.
سمانه، در 8ماهگی بر اثر تب شدید و تشنج، دچار این معلولیت شد. پدر سمانه توان مالی نداشت که بتواند فرزندش را برای درمان از روستای «چوکانلو» فاروج به شهر مشهد ببرد. به همین دلیل تا 11 سالگی تحت پوشش خدمات سازمان بهزیستی کشور قرار داشت.
آنها بعد از ناامید شدن از درمان سمانه توسط پزشکان، به امام رضا (ع) متوسّل شدند و از خدا خواستند دختر کوچکش را شفا بدهد. پدر برای گرفتن شفای سمانه تصمیم میگیرد با او در پیاده روی ایام شهادت امام رضا (ع) شرکت کند.
او با کول کردن سمانه به سمت مشهد مقدس روانه شد و در شب شهادت امام رضا (ع) خدای متعال، به سمانه در حرم رضوی شفا داد. (منبع روزنامه جمهوری اسلامی: اینجا)
عکس سمانۀ شفایافته. دختر 11 ساله روستای چوکانلو فاروج استان خراسان شمالی
پست 3805 : 4شنبه 17 آذر 1395
اَعوُذُ بِاللهِ مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیمِ. بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ. وَ إِنَّهُ لَذِکْرٌ لَکَ وَ لِقَوْمِکَ وَ سَوْفَ تُسْأَلُونَ.
ترجمۀ مرحوم آیة الله مهدی الهی قُشمه ای: و قرآن برای تو و (مؤمنان) قومت شرف و نام بلندی است، و البته شما اُمّت را باز میپرسند (که با قرآن چه کردید؟). (قرآن کریم؛ سورۀ زخرف, آیۀ 44). الّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد.
محفل اُنس با قرآن. حافظیۀ شیراز. 29 خرداد 1395
پست 3804 : به قلم دامنه. به نام خدا. خودم از جناب حاج علی میرزا خواستم میز مطالعه ی خود در خانه را به دامنه بفرستد و فرستاد.
در این پست فقط خواستم بگویم کسی که از صبح تا شب در کارگاه فنی اش با شوق و درستکاری و گاه به گاه هم در باغش با تأنّی کار می کند و معاش را در جوار معادش فراموش نمی کند، و شب دست از خاک و خاشاک محل کار به درستی می شوید اما شب هنگام دست از دانستن و مطالعه ی فضای مجازی نمی شوید.
این است که دامنه به چنین انسان های مؤمن و کاری این همه ارادات دارد و دست از استدام دوستی اش برنمی دارد. بی نهایت درود دوست من علی میرزا. سلام من را به اهل خانه هم برسان. نیز از تصویر حرم امام حسین (ع) در رایانه ات بسیار دلشادم.
میز مطالعۀ جناب حاج علی میرزا چلویی دارابی. 16 آذر 1395
پست 3803 : به قلم دامنه. به نام خدا. این پست را خیلی خلاصه می نویسم. فردا سالروز شهادت حضرت یحیی (ع) است. فرزند حضرت زکریا (ع). مادرش ایشاع _خالۀ حضرت مریم (س)_ که به وی حنّانه می گفتند. در پی تضرّع و تقاضای حضرت زکریا (ع) در سن 120 سالگی، خداوند توسط فرشتگان یحیی را به وی بشارت داد و سرانجام حنّانه در سن 98 سالگی یحیی را زاد:
وَ سَلَامٌ عَلَیْهِ یَوْمَ وُلِدَ وَ یَوْمَ یَمُوتُ وَ یَوْمَ یُبْعَثُ حَیًّا (مریم. آیۀ 15)، سلام بر او در روزی که به دنیا آمد، روزی که میمیرد و روزی که زنده برانگیخته میشود.
طبق آیۀ 12 سورۀ مبارکۀ مریم، در کودکی به مقام نبوت رسید: یا یحْیى خُذِ الْکِتابَ بِقُوَّهٍ وَ آتَیناهُ الْحُکْمَ صَبِیا. ای یحیی! کتاب (خدا) را با قوت بگیر و ما فرمان نبوت را در کودکی به او دادیم.
حضرت یحیی (ع) که 3سال از حضرت عیسی (ع) بزرگتر بود، مروّج آئین حضرت موسی (ع) بود، اما با آغاز نبوت حضرت عیسی (ع) به او ایمان آورد.
حضرت یحیی (ع) در سوره ی آل عمران پیامبری حَصور توصیف شد. کسی است که در محاصره است. که حاکی از خوداری کننده از ازدواج است. چون فرد حَصور در عالی ترین مرحله ی زهد، غریزه ها و هوس های دنیایی را ترک می گوید.
آن حضرت در محراب عبادت، در مسجد بیت المقدس بود که مأموران هیرودیس پادشاه فلسطین، وی را دستگیر و نزد شاه بردند. شاه فرمان داد سرش را جدا کردند... بگذرم که داستان آن مفصّل است. حضرت یحیی (ع) مظلومانه به شهادت رسید، شهادتی شبیه بریدن سر حضرت سید الشهداء امام حسین (ع).
مقبرۀ حضرت یحیی _علیه السّلام_ در سوریه
پست 3802 : به قلم دامنه. به نام خدا. امروز پنج کیسه پرتقال تامسون مازندران خریده ام. چرا در دامنه پست کرده ام؟ خواستم این را بگویم که من پیش از بروز برف و یخبندان 3 آذر 1395 مازندران نیز، دو سه جعبه پرتقال تامسون مازندران در 30 آبان 1395 خریده بودم و خوردم. مزّه و طعم و شیرینی و مَلسی هیچ کدام (چه خرید امروز و چه خرید 30 آبان) نه فقط هیچ فرقی نکرده است، که پرتقال خرید امروز حتی خوشمزه تر و آبدارتر و گوشت دارتر هم شده است.
پس به شایعات دلّالان طمّاع گوش فراندهید و دسترنج کشاورزان زحمتکش سرزمین با خیر و برکت شمال ایران را با بهترین شوق و ذوق بخرید و به قول معروف ابتیاع (=از واژۀ بیع می آید و یعنی معامله و خرید) و انبساط نمایید تا چرخ تلاش باغدار که همۀ زندگی اش به آن وابسته است بخوبی بچرخد.
البته بیمه و دولت هم باید خسارات شدید برخی از باغداران در جاهایی از شمال را _که از این رویداد طبیعی سرآمده از سیبیری روسیه، بشدّت صدمه و آسیب دیده اند_ بپردازند که خدای ناکرده حقی از آنان پایمال نگردد تا این تولید مهم از رمق و رونق نیفتد.
قم. منزل. 16 آذر 1395. خرید پنج کیسه پرتقال تامسون ساری مازندران. عکاس: دامنه
پست 3801 : به قلم دامنه. به نام خدا. کوتاه می نویسم. 16 آذر روز دانشجوست. روزی که ریشه دارد به استبدادستیزی و استعمارستیزی ملت ایران. دانشجویانی آگاه و پیشرویی که 4 ماه بعد از کودتای آمریکایی انگلیسی 28 مرداد 1332 و بازگرداندن شاه به کشور و قدرت مطلق، در آن فضای خفقان و وحشت، به آمدن ریچارد نیکسون معاون رئیس جمهور آمریکای جهانخوار به ایران، شجاعانه در دانشگاه تهران اعتراض کردند و با سرکوب خونین مواجه شدند و سه شهید یعنی مصطفی بزرگ نیا، احمد قندچی و آذر مهدی شریعت رضوی _برادرزن مرحوم دکتر علی شریعتی_ تقدیم دین ورزی و آزادی و آزادگی ایران کرده اند و این روز را به نام خود در تاریخ انقلاب اسلامی نیکو نگاه داشته اند.
امید دارد دامنه که دانشجویان دست از آگاهی خویش نشویند و همیشه روشنگر جامعه و پیشروی مبارزات حق طلبانه باقی بماند و مبارزه با استعمار و استثمار را هیچ گاه به نسیانی نسپارند.
نیز هرگز نگذارند که بگذارند آنها را به جای انتلکتوئل ماندن (=روشنفکر آگاه)، پرولتاریا بگردانند. (=کارگر شدن). پس ای دانشجو همیشه به جای دغدغه ی کار در دقیقۀ تفکّر بمان. و دین، آئین، آداب و آزادی را همآره پاس بدار.
خدا نگه دار. دامنه: که روزی خود دانشجوی همین دانشگاه تهران بود
یاد سه شهید: احمد قندچی، آذر (مهدی) شریعت رضوی و مصطفی بزرگ نیا همیشه جاویدان
پست 3800 : به نام خدا. متن نقلی. توضیح دامنه: دامنه چون این دیدگاه آقای دکتر علی لاریجانی را دارای تأمّل ورزیدن می داند، به ارائۀ آن می پردازد. سخنانی که کمتر از زبان وی در پهنۀ اندیشۀ سیاسی شنیده ایم. نگاهایی که اغلب از زبان روشنفکری دینی بیان می شد و همواره نادیده گرفته می شد و می شود! که اینک ایشان به عنوان یکی از کسانی که در جمهوری اسلامی به قدرت رسیده است از این نوع سخن ها بیان می نماید. با هم مرور می کنیم بخشی از همایش سبک زندگی را آن هم در مکان لوکس و پرهزینۀ هتل لالۀ تهران را:
«علی لاریجانی، رئیس مجلس شورای اسلامی در حاشیه همایش ملی «سبک زندگی» با بیان اینکه فرهنگ عمومی در عرصه سیاسی هم وجود دارد، عنوان کرد: «نمیشود حوزه فرهنگی را در قالبهای حکومتی شکل داد. فرهنگ موضوعی است که مردم با آن زندگی میکنند و بخشهای حکومتی میتوانند بسترساز باشند و هدایت نامرئی انجام دهند، اما اصل آن حوزه مردمی است. همانطور که اگر اقتصادمان مردمی باشد شرایط کشور تکان میخورد این موضوع در مورد فرهنگ نیز متصوّر است.
او در ادامه با بیان اینکه زمانی در مجلس بحثی در مورد مدیریت مساجد بود که بنده مخالف بودم، تاکید کرد: «چون مساجد باید دست مردم باشد. حوزه علمیه و دین نباید حکومتی بوده و دست دولت باشد، دولت تنها میتواند کمک کند.
این موضوع شامل مسائل فرهنگی نیز میشود که هر چه مردمیتر باشد موفقتریم. لذا با توجه به تغییرات به وجود آمده در تکنولوژی باید با مثبت تلقی کردن آن به سمت عمومی کردن فرهنگ حرکت کرده و از همه ابزارها استفاده کنیم.»
به گفته لاریجانی، وزارت ارشاد میتواند سپهرش را در کلیه ایران گسترش دهد به شرط اینکه کارها به مردم محول شود و تنها نظارت و هدایت نامرئی باشد، چون امر و نهی کردن جواب نمیدهد و باید فرهنگ را در مسیر خودش جلو برد و مسائل را به مردم واگذار کرد...
باید شرایطی فراهم شود که نسل جدید وارد صحنه شود و با چارچوبهای موضوع در کشور تولیدکننده فرهنگ باشند که این در مورد فضای مجازی نیز راهگشاست.» (منبع: اینجا)
دکتر علی لاریجانی. همایش سبک زندگی. 15 آذر 1395. هتل لالۀ تهران
پست 3799 :به نام خدا. از رهبر معظم انقلاب بشنویم. (منبع روزنامه خراسان: اینجا): «رهبر معظم انقلاب در دیدار جمعی از خانوادههای شهدای مدافع حرم اهلبیت علیهمالسلام در روز دوشنبه 1 آذر 1395 گفتند: افتخار امروز این است که نیروهای مقاومت در مجاورت مرزهای رژیم صهیونیستی و بالاسر آن ها هستند...
کسانی که داوطلبانه به این میدان میروند، دو سه خصوصیّت در اینها هست که ممتاز است. یکی این است که اینها غیرت و تعصب دفاع از حریم اهلبیت (علیهمالسلام) را دارند... دومین خصوصیت بصیرت است. کسانی که این بصیرت را ندارند با خودشان میگویند: اینجا کجا، سوریه و حلب کجا؟ این بر اثر بیبصیرتی است. [حضرت امیرالمؤمنین علی علیهالسلام] فرمود که فَوَاللَّهِ مَا غُزیَ قَوْمٌ قَطُّ فِی عُقْرِ دَارِهِمْ إِلَّا ذَلُّوا.» نباید منتظر ماند که دشمن بیاید داخل خانه آدم، بعد آدم به فکر دفاع از او و خانه بیفتد. دشمن را باید در مرزهای خودش سرکوب کرد.
نکته سومی که در اینها وجود دارد، شوق شهادت است. بعد از پایان جنگ تحمیلی، مایی که در جریان کار بودیم، احساس می کردیم که یک جادّه دوبانده وسیعی جلوی رویمان بود که این بسته شد؛ جاده شهادت! مثل یک دری که ببندند. کسانی که آن موقع، جهاد و شهادت در راه خدا را دوست داشتند، دلشان را غم گرفت. این فرزندان شما غالباً کسانی هستند که آن دوره را درک نکردند؛ در اینها هم آن احساس شوق بود که بلند شدند و رفتند.
الان هم [جوان ها] به من نامه می نویسند، البته من جواب نمی دهم به این نامهها. مرتب جوان ها از اطراف کشور نامه [می نویسند]، التماس [می کنند]، خیال می کنند که من باید اجازه بدهم یا من باید دخالت بکنم؛ که آقا اجازه بدهید ما برویم سوریه برای جهاد. این شوقِ شهادت است و خیلی مهم است.
اگر در یک ملّتی، در یک قوم و جمعیتی، قدرت و قوت چشمپوشی از زندگی باشد، این قوم شکستبخور نیست. ماها که گاهی اوقات در مقابل حوادث کم میآوریم، به خاطر این است که دودستی چسبیدهایم به زندگی و زیباییهای زندگی. زندگی یعنی چه؟ زندگی فقط نفس کشیدن خود ما نیست؛ زن و بچه و پدر و مادر ما هم زندگی است.
پول و عنوان و اعتبار ما هم؛ به این چیزها چسبیدهایم. وقتی به این چیزها چسبیدیم، در مقابل حوادثِ سخت، کم میآوریم؛ اما کسانی که این قوت و اراده در آنها هست که از زندگی چشم بپوشند، اینها بلند می شوند می روند به میدان شهادت.
بچههایی که شماها دادید، چه همسران، چه فرزندان، چه پدران و مادرانشان، بدانند که واقعاً مایه افتخارند. این فقط شعار نیست؛ واقعیت قضیه این است. [اینها] در هر ملتی که باشند -حالا ممکن است شناخته شده نباشند برای فلان شهر، برای فلان روستا. [ممکن است کسی] مشغول یک شغل معمولی است؛ ستاره نیست، مثل بعضیها که در جوامع بهخاطر هیاهو به توهم ستاره شدن هی دارند کار می کنند؛ اما این ها ستاره واقعیاند؛ ستاره در چشم ما نیستند؛ ما که چشممان نزدیکبین و کوتهبین است؛ در ملاء اعلی اینها ستارهاند. خداوند انشاءا... درجات آنهایی را که رفتهاند، عالی کند. به پدر و مادر و همسران و فرزندانشان صبر و سکینه بدهد.»
فرزند شهید سرهنگ پاسدار کمال شیرخانی (شهادت در سامرا عراق) در آغوش رهبر انقلاب. 14 تیر 1393
پست 3798 : به قلم میرزا علی چلوئی دارابی 42 . «به نام خدا . با سلام خدمت جناب دامنه و دامنه خوانان عزیز. با تشکر از شما جناب دامنه بزرگوار و جناب مهندس عبدی. از سعه صدر شما جناب عبدی نسبت به نوشته حقیر سپاسگذارم.
شاید بنده با دید دیگری از دلنوشته ی شما در پست 3785 اینجا، برداشت کرده باشم . ولی متن شما را با دقت خواندم و هیچ وقت منکر حقایقی که فرمودید نیستم و خودم را مبرّی از حقایق موجود جامعه نمیدانم. اما یادمان باشد که هر کشور استعمارگری همیشه خوی استعمارگری و ظلم و زور در وجودش نهفته است.
باز هم سپاسگزارم جناب مهندس عبدی عزیز . هم به کلام و هم به دیدگاهتان آشنا هستم و ضمن احترام به عقایدتان بر این باورم که این گونه گفتمانها باید ایجادگر مودّت بین افراد گردد تا جامعه ای انقلابی و پویا داشته باشیم.
نام علامه شیخ زکزاکی را آوردید اما به نظرم این شیخ بزرگوار با ایستادگی در برابر ظلم واز دست دادن ۀسایش خود به این جایگاه رسید.
جناب عبدی متن شما تا حدودی برایم قانع کننده بود و استفاده بردم و این چند بند را جهت یاداوری متذکر شدم .قصور مرا بپذیرید. و چه خوب است مثل جناب دامنه عزیز تکیه کنیم به آیه 10 سوره ی مبارکه ی فاطر . خدا نگه دار»
پاسخ دامنه: به نام خدا. سلام من هم به شما جناب حاج علی میرزا. خیلی خرسندم آنچنان در دامنه دقت می کنی که حتی آیهٔ 10 فاطر مندرج در پروفایل دامنه را تبرّک و توجّه می کنی. همیشه با نور قرآن در سلامت باشید.
پست 3797 : سه شنبه 16 آذر 1395
اَعوُذُ بِاللهِ مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیمِ. بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ. أَلَمْ یَأْنِ لِلَّذِینَ آمَنُوا أَنْ تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِکْرِاللَّهِ وَ مَا نَزَلَ مِنَ الْحَقِّ وَ لَایَکُونُوا کَالَّذِینَ أُوتُوا الْکِتَابَ مِنْ قَبْلُ فَطَالَ عَلَیْهِمُ الْأَمَدُ فَقَسَتْ قُلُوبُهُمْ وَ کَثِیرٌ مِنْهُمْ فَاسِقُونَ.
ترجمۀ آیة الله العظمی ناصر مکارم شیرازی: آیا وقت آن نرسیده است که دلهای مؤمنان در برابر ذکر خدا و آنچه از حق نازل شده است خاشع گردد؟ و مانند کسانی نباشند که قبلاً به آنها کتاب آسمانی داده شد، سپس زمانی طولانی بر آنها گذشت و قلبهای آنها قساوت پیدا کرد، و بسیاری از آنها گنهکارند. (قرآن کریم؛ سورۀ حدید, آیۀ 16). الّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد.
محفل اُنس با قرآن. مرکز آموزش پدافند هوایی سمنان. 5 مرداد 1392
پست 3796 : به نام خدا. توضیح دامنه. متن گفت و گوی حجة الاسلام والمسلمین علی اکبر دارابکلایی، جانشین سازمان بسیج طلاب و روحانیان کشور با خبرنگار خبرگزاری رسا به دامنه واصل شد که ضمن سلام به ایشان، عیناً ارائه می گردد:
«جانشین سازمان بسیج طلاب و روحانیان کشور: طلاب انقلابی باید بر اساس فرمایشات رهبر معظم انقلاب گام بردارند. جانشین سازمان بسیج طلاب و روحانیان کشور گفت: طلاب انقلابی باید با بصیرتافزایی به مسائل روز دنیا آشنا شده و در مقابله با جنگ نرم براساس مطالبات رهبر معظم انقلاب گام بردارند. بقیه در ادامه
پست 3795 : به قلم حجة الاسلام علی اکبر دارابکلایی 13 . «ذکر یونسیه یعنی گفتن: «لا اله الا انت سبحانک انی کنت من الظالمین». حضرت یونس علیه السلام مدت ها در میان قومش به ارشاد مردم پرداخت ولی در مدت سی و سه سال فقط دو نفر به او ایمان آوردند. او هم قوم خود را نفرین کرد و خداوند به او وعده داد که در فلان تاریخ عذاب خود را بر آنان خواهد فرستاد.
یونس از شهر خارج شد اما یکی از دوستانش در شهر ماند و مردم را از عذاب خدا ترساند و از آنها خواست توبه کنند و آنها که نشانه های عذاب وعده داده شده را دیدند از ترس عذاب توبه و ناله کردند تا خدا عذابش را از آنان بر گرداند یونس به امید اینکه مردم نابود شده اند به شهر بازگشت و وقتی دید همه چیز عادی است و مردم به کارشان مشغول عصبانی شد و شهر را بدون اجازه خداوند ترک کرد و با یک کشتی راهی دریا شد.
در بین راه ماهی غول پیکری به کشتی حمله کرد و به خواست خداوند متعال حضرت یونس را بدون اینکه به او آسیب برساند بلعید حضرت یونس وقتی به هوش آمد متوجه اشتباه خود شد و با ناله و تضرع به درگاه خداوند توبه کرد که توبه او در قرآن آمده است و بخشی از آیه به عنوان ذکر یونسیه مشهور شده است که علما و عرفا، خواص بیشماری را برای آن نقل میکنند.
قرآن میفرماید : «وَذَا النُّونِ إِذ ذَّهَبَ مُغَاضِبًا فَظَنَّ أَن لَّن نَّقْدِرَ عَلَیْهِ فَنَادَى فِی الظُّلُمَاتِ أَن لَّا إِلَهَ إِلَّا أَنتَ سُبْحَانَک إِنِّی کنتُ مِنَ الظَّالِمِینَ»1 ؛ ذوالنون 2 را ، آنگاه که خشمناک برفت و پنداشت که هرگز بر او تنگ نمی گیریم و در تاریکی ندا داد : هیچ خدایی جز تو نیست، تو منزه هستی ومن از ستمکاران هستم.
آثار و برکات ذکر یونسیه: بقیه در ادامه
پست 3794 : به قلم دامنه. به نام خدا. در سلسله مباحث روحانیت دارابکلا، به معرفی مرحوم حجة الاسلام سید رسول شفیعی دارابی _روحانی جوانی که چند سال پیش به علت بیماری در گذشت_ می پردازم:
سیدرسول، فرزند مرحوم حجة الاسلام والمسلمین حاج سیدمهدی شفیعی دارابی ست که در 29 مرداد 1395 در پست 3256 اینجا به معرفی ایشان پرداختم.
او برادرزادۀ جناب حاج سیدتقی شفیعی _ذاکر اهل بیت (ع)_ و نیز برادر جناب حجة الاسلام سیدحسین شفیعی دارابی ست که در 13 خرداد 1395 در پست 2552 اینجا معرفی اش کردم.
طلبۀ ساری و سپس مشهد مقدس بود. منتسب به خاندان سادات و از اقوام مرحوم آیة الله سیدرضی شفیعی دارابی ست. تا جایی که حافظه ی من نشان می دهد ایشان بسیار خوش آخلاق، باوقار، و خوش سیما بودند و به گمانم در ورزش فوتبال هم گویی تبحّر و توجه داشتند. تشییع وی بسیار محزون و باشکوه برگزار شده بود و مردم با خاندان خوب این نسل همدردی خوبی کرده بودند.
قبرش در مزار دارابکلا در بخش یادمان شهداء در نزدیکی قبر شهید حجة الاسلام سید جواد شفیعی دارابی ست. روح شان شاد و غریق رحمت باد.
من چون اطلاعات چندانی از آن مرحوم ندارم، سخنم را به همین مقدار پایان می بخشم. و اگر چنانچه متنی از سوی دامنه خوانی در بارۀ آن مرحوم به دامنه برسد در تکمیل این پست اقدام می کنم.
مرحوم حجة الاسلام سید رسول شفیعی دارابی فرزند مرحوم حجة الاسلام حاج سید مهدی. عکس بعدی در ادامه
پست 3793 : به قلم دامنه. به نام خدا. وقتی روستای دارابکلا را از زاویۀ لت حاج سیدولی هاشمی، به دیدۀ دوربین جناب یک دوست در صبح 15 آذر 1395 در پنج عکس ارسالی اش، دیدم، قلم گرفتم و از قدم دهیار خوب مان سپاس نمودم. ممنونم جناب یک دوست بابت این ثبت خب و ذوق خوش و هدایت ساچمه ی قلم دامنه به سمت نوشتن این پست.
در این پست از فرصت پیش آمده بهره می جویم به دوست گرامی ام جناب محمد دباغیان، دهیار کوشنده و خدوم و دوست داشتنی روستای دارابکلا سلام می کنم. و نیز سپاس بی کران دارم از ایشان که این امکانات بازی و نرمشی را برای مردم محل بویژه برای تفریح و شادی بچه ها فراهم و نصب نموده است.
خدا والدین گرامی اش را بیامرزد و همیشه در سلامتی و تفکر بی نظیر جهادی اش و خدمات صادقانه اش به مردم و نظام جمهوری اسلامی مؤید باشد.
دامنه به عنوان عادی ترین زادۀ روستای دارابکلا، همیشه این دهیار ارزشمند و کاری و درستکار را که دوست خوب و نجیب و بامعرفت من است، حمایت کرده و می کند و دست مریزاد می گوید به او و همۀ یاران زحمتکشش در دهیاری و شورای خوب و پرتلاش روستای ما.
پست 3792 : به قلم مهندس محمد عبدی سنه کوهی 80 . «سلام بر شما کبلاقا ابراهیم عزیز و دیگر دامنه خوانان همراه. با خواندن مبحث توتون و توتون کاری در دارابکلا واقع در پست 3783 اینجا، به ذهنم رسید تا این مبحث را قدری توشیح نمایم تا برای کاربران عزیز بیشتر مورد استفاده قرار گیرد
ابتدای امر، خدای را باید شاکر باشیم که شیوه کار و کشت این گیاه استعماری و استثماری رو به افول گذاشت و نحوه درآمدزایی مردمان دیار ما و دارابکلا تغییر اساسی یافت. به امید موفیقت بیشتر مردمان دیار همیشه سبز داربکلا. بقیۀ متن مهم مهندس عبدی در ادامه
پاسخ ویژۀ دامنه : به نام خدا. سلام من هم به شما مهندس بامرام و مردمی منطقه. فقط در یک جمله بگویم نه فقط متن بسیار مفیدی در راستای پست تاریخ سیاسی دارابکلا یعنی پست 3783 اینجا، نوشتی بلکه متنی ست که مطمئن هستم که کاربران جای جای ایران و حتی جهان، برای روزهای متناوب برای خواندن آن، دامنه را باز خواهند نمود. کما این که با ریکاوری هایی که به صورت غیرمتوالی از مدیریت وب دامنه دارم، پست های مختلف و زیادی در دامنه دارابکلا، از سوی موتورهای جستجوگر گوگل و پارسی جو _جستجوگر ایرانی_ به کاربران ارجاع داده می شود. و این پست خوب شما نیز چنین خواهد شد.
ممنونم که دلسوزانه و کارشناسانه نظر تخصّصی ات را به دامنه روانه کردی. بهره بردم و دقیق دو سه بار خواندم با آن که اهل دود و دَم و بازدم و چپُق و قلیون نیستم که نیستم.
پست 3791 : به قلم دامنه. به نام خدا. لیف روح 172 . چند سال پیش در کتاب مهم «ادبیات قرآنی» نوشتۀ مستنصر میر، خوانده بودم که وی از قول مرحوم علامه طباطبایی _بر مبنای تفسیر ایشان از آیات 1 تا 13 سورۀ عنکبوت_ نوشته بود: «مؤمنان از امتحان و آزمایش در این دنیا معاف نیستند، زیرا امتحان کردنِ مردم سنّت خداست.» (منبع: ادبیات قرآنی، مستنصر میر، ترجمۀ محمدحسن مظفّر، قم: دانشگاه ادیان و مذاهب، 1378، ص 18)
آزمودن مردم از سنت های الهی ست
پست 3790 : به نام خدا. متن نقلی. «علی مطهری، نائب رئیس مجلس در مراسم «نمایندگان مردم در پیشگاه دانشگاه» که [دیروز 14 آذر 1395] از سوی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف برگزار شد، علاوه بر بیان نظراتش درباره برادران لاریجانی، درباره برخی شخصیت ها از جمله مهدی کروبی، حدادعادل و محمدرضا عارف هم صحبت کرد.
«علی مطهری نایبرئیس مجلس با تأکید بر لزوم پاسخگویی قوه قضائیه گفت: «مشکل کشور ما این است که مقامات قضائی راجع به همهچیز، از برجام گرفته تا سبک زندگی اسلامی صحبت میکنند، جز آن چیزی که باید دربارهاش صحبت کنند؛ مثلا میگویند ٢١ سال زندان برای آقای احمد منتظری در نظر گرفته شده است، البته ما در نهایت باید حکم قوه قضائیه را؛ چه سختگیرانه بدانیم، چه خیر و چه آن را قبول داشته باشیم یا نه، بپذیریم، اما گاهی هم باید در این رابطه توضیح بدهند»
«نباید در کشور کار خلاف قانون انجام شود. ما باید سعی کنیم مسئله حصر را با همدلی و گفتوگو حل کنیم». مطهری در پاسخ به پرسش دیگری درباره اقدامات عملی خود درباره رفع حصر، تأکید کرد: «ما در خیلی جاها گفتوگو و صحبت کردهایم. من حتی موضوع حصر را خدمت رهبری مطرح کردم و ایشان هم جوابی دادند که بعدا این جواب را میگویم؛ بههرحال ما یا باید نطق کنیم و تذکر بدهیم یا اینکه نامه بنویسیم. نمیتوانیم در خانه این افراد برویم!»..» بقیۀ این گفت و شنود در ادامه
پست 3789 : به نام خدا. متن نقلی. توضیح دامنه: این بخشی از سخنرانی آیة الله صادق لاریجانی رئیس قوه قضائیه است در همایش بسیج دستگاه قضائی سراسر کشور؛ که در 3 آذر 1395 در مجتمع قضائی شهید بهشتی برگزار شد. ایشان خطاب به دکتر حسن روحانی و دکتر علی لاریجانی رؤسای قوۀ مجریه و مقنّنه مطالبی بیان کرد که در دامنه ارائه می شود:
«... آیتالله آملیلاریجانی افزود: «من اینروزها سؤالات عجیبی در ذهنم است. بعد از قضایایی که در مشهد رخ داد، [دامنه: لغو کردن سخنرانی دکتر علی مطهری نائب رئیس مجلس توسط دادستان مشهد] دادستان مشهد تصمیمی گرفت؛ من قضاوت نمیکنم که تصمیمش غلط یا درست است. دادستان مشهد سابقه طولانی دارد و موضوع را ارجاع دادم به معاوناول قوه قضائیه تا رسیدگی کند».
او عنوان کرد: «من از رئیسجمهور سؤالم این است که نامه به من نوشتند و به میدان آمدند و این دادستان شجاع را متخلف احراز کردند که برخلاف اصول قانون اساسی عمل کرده؛ خب باید رسیدگی کنیم که چنین نامهای را نوشتند و ما هم رسیدگی میکنیم؛ اینکه برای حفظ حقوق اساسی مردم این اقدام را کردهاند، آیا این قانون اساسی نسبت به رئیس قوه مجرا نیست که این تهمتهایی که به رئیس قوه زدند را پیگیری و از رئیس قوه حمایت کنید.
لغو سخنرانی یک نماینده مهمتر بود یا پخشکردن یک شایعه نسبت به رئیس قوه و بهصورت گسترده. شما موظف نبودید برای مسئولیت قانون اساسی دفاع کنید؟ قانون اساسی برای شما فقط برای یک طیف است؟ شما برای یک لغو سخنرانی گفتید مایه شرمساری است؛ اما نمایندهای از فراکسیون امید با کمال وقاحت از پشت تریبون رئیس قوه را متهم کرده که هزار میلیارد را به حساب شخصی ریخته است که صددرصد دروغ است؛ این مایه شرمساری نیست؟
من گلایه از رئیس مجلس دارم. دیروز در سخنرانی اظهار تأسف کردند؛ ولی گفته قضاوت نمیکنم. من به رئیس مجلس میگویم که در محضر نمایندگان به رئیس قوه تهمت زدند، شما اظهار تأسف نکردید، البته شنیدم که در مجلس نبوده؛ ولی بعدش که بوده. من به حول قوه الهی راهم را ادامه میدهم و به شماها هیچ نیاز ندارم». (منبع: اینجا)
پست 3788 : به قلم حجة الاسلام مالک رجبی دارابی 141 . «سلام : مطالب خوبی برادر بزرگوار ما جناب آقا ابراهیم، از حضرت سکینه، در دامنه (پست 3786 اینجا) متذکر شدند. بنده هم برخی از ویژگی های برجسته حضرت سکینه را محضر شما خوبان و دامنه خوانان مطرح می کنم سعی می کنم تکراری نباشد.
۱ : در علم ، معرفت ، ادب ، توجه به حق ، و جذبه ی پروردگار کم نظیر و مورد توجه خاصّ پدر بزرگوارش امام حسین علیه السلام بود.
۲ : خواهر حضرت علی اصغر (ع) بود که مادر هر دو حضرت رباب بود.
۳ : در عاشورا سن ایشان ۱۰ تا ۱۳ سال ذکر کردند.
۴ : در روز عاشورا امام حسین به ایشان لقب خَیرَتُ النِّسوان (بر گزیده ی زنان) داده است.
۵ : شیخ عباس قمی فرمود : زنی با حصافت عقل [دامنه: واژۀ حصافت یعنی خردمندی و استواربودن در عقل و نظر] و اصابت رای و اَفصح و اَعلم مردمان به زبان عرب و شعر و فضل و ادب بوده است.
۶ : محضر سه امام (امام حسین ، امام سجاد ، و امام باقر علیهم السلام ) را درک کرده است.
۷ : خانه اش محل تجمع شُعرا و محل مناقشه و نقد ادبی بود. به شاعران بزرگ همچون فرزدق و جریر ، صله عطا می کرد.
۸ : در روز عاشورا سال ۶۱ ه ق وقتی اسب بی صاحب بابایش را دید گریه کرد با اسب ناله و مویه می کرد و گفت: ای اسب آن زمانی که بابای من از خیمه به طرف میدان جنگ رفت تشنه بوده آیا موقعی که شمر می خواست سر مبارکش را از بدن جدا کنه آیا به بابای من آب دادند یا نه؟ لا حَولَ وَ لاقُوَّتَ اِلاّ بِالله العظیم. موفق باشید. التماس دعا. قم. ۱۵ / ۹ / ۱۳۹۵»
غمگین ترین روز گیتی، عاشورای 61 هجری قمری. درد دل اهل بیت (ع) با اسب ذوالجناح امام حسین (ع)
پاسخ دامنه : به نام خدا. سلام من هم به شما جناب شیخ مالک که همیشه در مناسبت های مذهبی، دامنه را با متن های مذهبی خود، آراسته به معنویت و عشق به اهل بیت (ع) می کنید. قلم شما در این باره، هم روان و مختصر و شیواست و هم مودّت به عترت را به دامنه خوانان شریف منتقل می نماید. من در حین بارگذاری و تنظیم پست، از این متن خوب و دارای مطالب مفید در بارۀ مقام و منزلت بانوی گرامی حضرت سکینه (س)، دچار حسّ و حال شدم و بسی ممنونم. خدا والدۀ مکرّمۀ شما را غریق رحَمات کناد.
پست 3787 : دوشنبه 15 آذر 1395
اَعوُذُ بِاللهِ مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیمِ. بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ. رَبِّ اغْفِرْ لِی وَ لِوَالِدَیَّ وَ لِمَنْ دَخَلَ بَیْتِیَ مُؤْمِنًا وَ لِلْمُؤْمِنِینَ وَالْمُؤْمِنَاتِ وَ لَاتَزِدِ الظَّالِمِینَ إِلَّا تَبَارًا.
ترجمۀ دکتر بهاء الدین خرمشاهی: پروردگارا مرا و پدر و مادرم را و هر کس را که مؤمن به خانه من درآید و نیز مردان مؤمن و زنان مؤمن را بیامرز، و جز بر تباهى ستمکاران [مشرک] مَیفزاى. (قرآن کریم؛ سورۀ نوح, آیۀ 28). الّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد.
محفل اُنس با قرآن کودکان. ماه مبارک رمضان. حسینیۀ کربلایی های تهران. 27 خرداد 1395
پست 3786 : به قلم دامنه. به نام خدا. فردا 15 آذر 1395 سالروز وفات حضرت سکینه است. با مطالعه ی چند منبع دینی که انجام داده ام، این پست را خلاصه و کوتاه می نویسم تا بهره ای نصیب دامنه خوانان شریف شود:
حضرت سَکینه سلام الله علیها، دختر امام حسین _علیه السّلام_ است. مادرش رُباب. نامش در اصل امینه و آمنه است. اما به دلیل وقار و آرام بودن ملقّب به سکینه شد.
با پسر عمویش عبدالله اکبر، فرزند امام حسن (ع) ازدواج نمود. در کربلا به سنّ بلوغ بود و فجایع عاشورا را به چشم سر و به عمق دل دید. تلخی های اسارت در کوفه و شام و بازگشت به مدینه را چشید. و نیز رسوایی های ستمگران اموی را با تلاش افشاگرانه اش دید.
امینه (=سکینه) محبوب پدرش امام حسین _علیه السّلام_ بود. نقل است که بسیار دانا و برخوردار از کمال معنوی بود. به گونه ای که به فرمودۀ حضرت سیدالشّهداء (ع):
«غالب اوقات بر سکینه چنین است که با تمام وجود محو جمال ازلی است. ایّامش غرق در عبادت و راز و نیاز با پروردگار سپری می گردد.» (منبع این نقل: اسعاف الراغبین، در حاشیه نورالابصار، ص 202)
این بانوی بافضل و گرانقدر که به تعبیر مورّخ مشهور غیاث الدّین میرخواند در حبیب السّیر «عقیلة القریش» بود، سرانجام پس از 70 سال عمر، در 5 ربیع سال 117 هجری قمری، هنگام برگزاری حج عمره، در مکّه رحلت کرد و در مدینه در قبرستان بقیع، به خاک سپرده شد. برخی معتقدند قبرش در دمشق است.
دامنه وفات این بانوی دارای مقامات علمی، معنوی و فضیلت های دینی و شاهد عاشورا و دردکشیده ی کاروان اُسراء و دختر محبوب امام حسین (ع) را تسلیت می گوید و از خدای رحمان می طلبد ارزش های این خاندان مطهر عصمت و عترت را بر روح مان جاری و ساری بدارد. چرا که مؤمنین به سفارش اکید نبی مکرّم اسلام (ص) متّکی اند به قرآن و عترت. همین و والسّلام.
حضرت سکینه بنت الحسین _علیهماالسّلام_ همانند عمّه اش زینب سلام الله علیها فصاحت و بلاغت کلام داشت
پست 3785 : به قلم مهندس محمد عبدی سنه کوهی 79 . «سلام بر شما کبلاقا ابراهیم عزیز و دیگر دامنه خوانان گرامی. متن پیام و دلمشغولی جناب حجت الاسلام علی اکبر دارابکلایی فامیل عزیز و نیز پاسخ شما و نظر و پیام حاج میرزاعلی را هم از نظر گذراندم.
دلمشغولی جناب آشیخ علی اکبر را به صراحت درک می کنم و در حداکثر موارد با ایشان هم نظر و هم آواییم و از یک بخصوص در راه اندیشه ورزی و دعوت همگان به حساس بودن در برابر مسائل مبتلابه جامعه خاصه داربکلا و ...
در مورد نظر و دیدگاه مطالب دامنه هم خوب تحلیل محتوا و روشن فرمودند و دیدگاه ایشان احترام گذاشته و حاشیه ای نمی زنم و ...
در مورد پاسخ دامنه عزیز به دلمشغولی هم نظر و متن پاسخ شما را برادارانه و عالی ارزیابی و آمیخته به همراهی و همدلی یافتم و ازین مشارکت فکری بهره بردم و دست مریزاد عرض می کنم و ...
نظر و توشیح بر نظر جناب حاج میرزا علی را خواندم و ضمن سلام و ادب به ایشان توصیه برادرانه و دلسوزانه ایشان از نوع ادبیات و کلمات بکار رفته اینجانب را به دیده اخلاص پذیرا و سپاس دارم و به نظر ایشان احترام می گذارم و تاکید که بقیه در ادامه
پست 3784 : به قلم حجة الاسلام مالک رجبی دارابی 140 . «به نام خدا. سلام علیکم. سه مطلب را تقدیم می کنم:
1: کبلا آقا ابراهیم بزرگ، دامنه خوانان و دامنه نویسان شما را دوست دارند و در دلهای همه قرار گرفتی بخاطر نشر معارف اسلامی و زحماتی که می کشی.
2: بنده به نوبه ی خودم از برادر بزرگوار حاج شیخ علی اکبر دارابکلایی تقدیر و تشکر می کنم بخاطر دغدغه ایی که برای مردم شریف دارابکلا (پست 3777 اینجا) داشتند و از شما هم ممنونم که جواب خوبی به ایشان (پست 3778 اینجا) نوشتی. انشاء الله روزی فرا برسد موقع نیاز و احتیاج از جیب یکدیگر بدون اجازه درهم و دینار برداشت کنیم تا احتیاجات برآورده شود و دلمشغولیها به آرامش تبدیل شود.
3: از جوار مرقد مضجع منوّر حضرت معصومه (س) عرض سلام و زیارت قبول دارم به فامیل ارجمند و شریف جناب حاج میرزا علی چلویی که از مشهدالرضا برگشتند.
حتماً سوغاتی ما محفوظ است. هر وقت فیض حضور را در ک کردیم مستفیض خواهیم شد. ولیکن فی الحال الحاضر توفیق حضور میسور نیست. انشاء الله خدا قبول فرماید. قم المقدسه.کتابخانه آیة الله بروجردی. 14/ 9 / 1395. ارادتمند: مالک رجبی دارابی»
پاسخ دامنه : به نام خدا. سلام من هم به شما جناب شیخ مالک گرامی ما. اول از همه از مزاح قشنگ تان در مورد گرفتن پول از جیب همدیگر توسط مؤمنین _که اشاره ای بود به بند 3 پاسخ دامنه به جناب حجة الاسلام والمسلمین علی اکبر دارابکلایی_ دچار سرور شدم و خندیدم.
شما جناب شیخ مالک به دامنه لطف داری و من شما را روحانی دوست داشتی و رفیق فاضل و بی ریای خودم می دانم. آنچه در دامنه می کنم فقط برای دین و دین ورزی و خدمت به جمهوری اسلامی ست. حاج علی میرزا، هم مرد مؤمن ست و هم نوۀ آق میرمؤمن (پدرزن شما) که دوست مرحوم پدرم بود و با پدرم مرتبط بود زیاد، و نیز به خونه ی مان می آمد.
پست 3783 : به قلم دامنه. به نام خدا. این قسمت توتون کاری کُمپرادوری در روستای دارابکلا. این پست را با درد و با واژگانی آمیخته با رنج می نویسم. توتون آری، توتون. یا همان تُتم به لهجۀ دارابکلای، نامی ست که لرزه بر اندام دارابکلایی ها می اندازد؛ خصوصاً بر ذهن و خاطره ی مادران و بانوان. گیاهی فقط برای دودکردن و ریه و بوم زیست را آلوده ساختن.
دارابکلا از این توتون و آن همه زحمت برای آن، خاطراتی بشدّت سخت و تاریخی بشدّت رنج و یادگاری سراسر استثمار بر ذهن دارد. زیرا زراعتی به ظاهر درآمدزا بود اما در اصل از نوع کُمپرادوری بود. و کُمپرادور یعنی دلّالی گری و واسطه بازی مخفی، برای نظام سرمایه داری و کاپیتالسم انباشت گرای منحصر.
این کِشت _که ریشه در ایالت ویرجینای آمریکای استثمارگر یا شاید هم آمریکای لاتین یا چین و ماچین دارد_ در دورۀ رژیم وابسته ی پهلوی با تأسیس شرکت دخانیات (=دُخّان یعنی دود) در ایران و ترویج بی حد و مرز آن در جای جای مازندران و کردستان و ... همۀ توان و روح مردم روستای دارابکلا را در زیر پای کار و کار و کار، برای دریافت چند هزار تومان پول، آن هم در چند قسط طولانی مدت، کُشت و کُشت.
بگذرم و فقط بگویم تمام مزارع دارابکلا زیر این کشت لعنتی بود، تا این که کم کم مردم روشن شدند و از این مِحنت و مرارت فراوان رهایی یافتند و به سوی کُلزا و هلو و نارنگی و گندم و سیر و پیاز و پرتغال رفتند.
این کشت، چون یک کشت سیاسی بود آن را در ذیل سلسله نوشتار تاریخ سیاسی دارابکلا نوشتم. کشتی که دارای این مراحل دشوار بود که با خواندن آن شاید سوت در مغزتان وارد شود. به قول دارابکلایی ها سرسام می گیرید:
1- خرید تخم توتون از دخانیات. 2- بستن پیمان کشت. 3- خیس دادن تخم توتون در کیسۀ های نمناک. 4- تیم جار ساختن در بخش وسیعی از خانه سَرا. 5- وال کشی زمین. 6- تهیۀ چوب های شاخ دار برای نشای توتون با آب پاشی بسیار سخت. 7- بکارگیری همۀ اعضای خانه برای توتون. 8- ایجاد گرمخانه (=سوچکه) در بخشی وسیع از خانه سرا. 9- احداث انباری در بخشی وسیع از خانه سرا. 10- قرضی همدیگر به صحرارفتن و بوته زار برای سمپاشی و وجین نمودن. 11- برگ چینی توتون در چندین چین طی چندین تایم متفاوت. 12- به خانه و حیاط منزل آوردن توتون. 13- سوزن پُر کردن برگ توتون. 14- خرید نخ توتون. 15- بریدن بهترین چوب های درخت جنگل هم برای واگن سازی و هم هیزم کورۀ گرمخانه. 16- سه چهار روز آتش کردن گرمخانه برای خشک کردن توتون. 17- شقّه شقّه کردن و در انباری یا بومسر (=پشت بام زیر حلب خانه) آویزان کردن. 18- سرداب گذاشتن شقّه های توتوت در زمستان و دسته کردن برگ های توتون در هشت رنگ که معمولاً در اتاق نشیمن صورت می گرفت! 19- جمع آوری رنگ بندی شده ها در انباری یا یکی از اتاق های خانه. 20- خرید گونی از دخانیات. 21- عدل بندی یعنی در داخل صندوق چیدن توتون و بعد آن را با گونی دوردوز کردن با رعایت رنگ های هشت گانه. 22- با نیسان حمل کردن برای انبار دخانیانت. 23- پارتی گرفتن کارشناش برای فروش یک و یک عدل های توتون. 24- منتظر پول ماندن از شرکت دخانیات. 25- و هنوز توتون سال قبل پایان نگرفته برای توتون کشت سال بعد خود را به تکاپو و تقلّا و مشقت انداختن.
ای ننگ بر این مُبدع و مروّج این کشت زشت که تن و جان و روان مردم خاصّه زنان مظلوم و زحمتکش دارابکلا را خسته می کرد و آنها را به جای زیستن آسوده، پردغدغه و افسرده و ناتوان می نمود. این بود تاریخ سیاسی این پست دامنۀ دارابکلا که خیلی بر درون من این نام توتون رنج می ریزد گرچه من هیچ گاه تن به این کار نمی دادم و از زیر بار آن همیشه در می رفتم.
8 تیر ماه 1395. توتون روستای دارابکلا. ارسالی جناب یک دوست به دامنه
پست 3782 : به نام خدا. متن نقلی. سخنانی قابل تأمّل و برخلاف رویّه ی جاری در آمریکا و از جنس تغییر استراتژی آمریکا در دو حوزۀ سیاست داخلی و خارجی از دونالد ترامپ.دامنه این متن را صرفاً به دلیل تأثیرات امنتی و جهانی آن ارائه می کند:
«دونالد ترامپ، رئیس جمهوری منتخب آمریکا در جمع طرفداران خود در استادیوم سینسیناتی ایالت ایندیانا گفت: واشنگتن ما را از طریق نژاد، محل تولد و...جدا کرده است و ما با «آمریکا» مردم این کشور را متحد خواهیم کرد.
او با اشاره به صحبتهایی که درباره جهانی شدن مطرح میشود گفت: اما ارزشهای مردم، محلی هستند... پول جهانی نداریم، سرود ملی جهانی نداریم... ما ابتدا به آمریکا خواهیم رسید... جهانی شدن عالی است اما ابتدا میخواهیم روی ملت خودمان تمرکز کنیم... ما به صلح اعتقاد داریم... ما کشوری فراگیر خواهیم داشت... امن نگه داشتن آمریکا اولویت من است. هرچه بتوانیم انجام میدهیم تا تروریسم را بیرون از آمریکا نگه داریم... مطبوعات و رسانهها طرفدار ما نبودند. آنها غیرصادق بودند، برغم صحبتهایی که در مطبوعات در مورد پیروز نشدن من میشد، من «دیوار آبی» (ایالتهای دموکرات) را فرو ریختم...
سیاست جدیدی را در حوزه سیاست خارجی خواهیم داشت. سیاست ما این است؛ براندازی حکومتها را متوقف میکنیم، هدف ما ثبات است نه ایجاد آشوب. هدف ما ساخت کشورمان است. ترامپ گفت: ما 6 هزار میلیارد دلار در خاورمیانه هزینه کردهایم ولی وضعیت آنجا از همیشه بدتر است... او تاکید کرد: با هرکشوری که داعش و تروریسم را بخواهد نابود کند، متحد میشویم.» (منبع: اینجا)
پست 3781 : به قلم حجة الاسلام مالک رجبی دارابی 139 . «سلام. احادیث اخر الزمان از زبان پیامبر و امامان معصوم جزو احادیث تکان دهنده ای هستند که شاید هر کسی نیاز به دانستن و اگاهی نسبت به آنها را دارد که تغییر مسیر یابد. تعدادی از احادیث گوهر بار از پیامبر اکرم حضرت محمد رسول الله(ص) به نقل از منابع روایی شیعه و سنی آمده است که به روزگار غریبی اسلام در آخرالزمان و ظهور امام عصر( عج) مربوط می باشد.
حضرت محمد مصطفی (ص) در روایتی فرمود: روزگاری خواهد آمد که دین خدا تکه تکه خواهد شد. سنت من در نزد آنان بدعت و بدعت در نزد آنان سنت باشد، شخصیت های بزرگ در نزد آنها حیله گر خوانده می شوند و اشخاص حیله گر در نزد مردم، با شخصیت و وزین خوانده شوند .مومن در نزد آنان حقیر و بی مقدار می شود و فاسق به پیش آنها محترم و ارجمند باشد ، بقیه در ادامه
پست 3780 : یکشنبه 14 آذر 1395
اَعوُذُ بِاللهِ مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیمِ. بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ. وَاللَّهُ یَدْعُو إِلَى دَارِ السَّلَامِ وَیَهْدِی مَنْ یَشَاءُ إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِیمٍ.
ترجمۀ حجة الاسلام والمسلمین حسین انصاریان: و خدا [مردم را] به سرای سلامت و امنیت [که بهشتِ عنبر سرشت است] دعوت می کند و هر که را بخواهد به راهی راست هدایت می نماید. (قرآن کریم؛ سورۀ یونس, آیۀ 25). الّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد.
محفل اُنس با قرآن. 28 اسفند 1394. بسیج مردمی و نیروهای امنیتی عراق در منطقه «فاضلیه» واقع در شمال «جرف النصر» استان بابِل در نبرد با گروه خشونت گرا و منحرف داعش (مخفّف دولت اسلامی عراق شام!)
پست 3779 : به قلم میرزا علی چلوئی دارابی 41 . «به نام خداوند . با سلامم خدمت جناب دامنه و دامنه خوانان ارجمند. اولاً خدمتتان جناب دامنه عزیز بابت تحلیل زیبا از هیات حضرت ابوالفضل (ع) دارابکلا (پست 3763 اینجا) و زحمتتان نسبت به انعکاس عکسهای ارسالی حقیر در چند پست جداگانه، مجدداً صمیمانه سپاسگزاری میکنم.
ثانیاً از لطف برادر بزرگوارم جناب یک دوست (پست 3161 اینجا) نیز کمال تشکر دارم و خدمتشان عارضم که بنده حال حالاها باید محضرشان شاگردی کنم.
ثالثاً در (پست 3768 اینجا) عکسی از مرحومین والدینتان را به اشتراک گذاشتید و من به رسم ادب و احترام به روحشان سلام و صلوات نثار مینمایم.
رابعاً در مورد پرسشتان از برجام (پست 3170 اینجا)باید بگویم قاعدتاً دلنگرانی های هم در دو جناح موافق و مخالف وجود دارد که این روزها در متن جامعه ملموس میباشد و مقام معظم رهبری در چند سخنرانی اخیرشان صراحتاً از نقض طرف مقابل سخن به میان اوردند و...
خامساً جای پست انس با قرآن چند وقتی بود لابلای مطالبتان خالی بود از این بابت نیز با دیدن (پست 3774 اینجا) بسیار خرسند گشتم.
سادساً نسبت به نظر برادر بزرگوارم جناب مهندس عبدی (پست 3776 اینجا) این نکته را متذکر میشوم که بقیۀ متن و پاسخ دامنه در ادامه
پست 3778 : به قلم دامنه. به نام خدا. سلام و احترام دارم به شما برادر بزرگوار و روحانی آگاه جناب حجة الاسلام والمسلمین علی اکبر دارابکلایی. متن شما با عنوان «دل مشغولی بر دیار ما دارابکلا و گذری بر فعالیت های دامنه» را در پست 3777 اینجا، با دقت و حوصله و اشتیاق خواندم. اینک بر حسب وظیفه و شرکت در موضوع بحث مهم شما، پاسخم را محضر جناب مستطاب (=پسندیده) و نیز دامنه خوانان شریف، ارائه می نمایم:
1- متن شما که از چینش دقیقی برخوردار است، شامل 10 نکته ی محوری و چندین اشاره و تصریح است که من تا جایی که شیوه ی کوتاه نویسی ام مُجاب می سازد به آن می پردازم. بقیه در ادامه
پست 3776 : به قلم مهندس محمد عبدی 78 .«سلام بر کبلاقا ابراهیم عزیز که هنوز هم با یک دو خط نوشته (واقع در پست 3770 اینجا) می تواند آرامش فکری و تحلیلی افراد زیادی را برآشفته و حیران نماید تا با نامهای مستعار در رهگذر ایام پیام اندیشه خود را چون پُتکی بر مغزها فروکاوند مگر شاید مکاره بازار دور زدن تحریمها عایدی هزار هزار میلیاردی را برای [ر. ض] آن خواننده ترک ابرو گوندش و این [ب. ز] خودمانی زن جانی فراهم کند...
شکستن کابوس تحریم بر آسمان ملت فلک زده ایران آنهم از مسیر برجام تنها دستاوردش شکستن اجماع جهانی برعلیه ایران بود و سرازیر شدن بخشی از سرمایه بلوکه شده در ممالک مختلف و البته انزوای اعراب متمول هرزه گو و نتانیاهوی گزافه گو...
مشهد. 10 آذر 1395. مهندس محمد عبدی سنه کوهی
البته از امریکا و برخی متحدان او بعد از 38 سال مرگ مرگ گفتن و آتش زدن پرچم کشورش و تسخیر سفارتش و ... نباید انتظار شکلات دسته دار داشت و آب نبات شکر پنیر ...
اما می شود در دنیای فعلی با کمترین خسارت برای ملت سرافرازانه با دنیا تعامل داشت و عزتمندانه گفتگو و مذاکره نمود و با کلام و رفتار اسلامی و انسانی وجدان جهانیان را به نفع مردم و ملت کشور خود همراه نمود نه با ادبیات خشن و گاهی احمقانه. دست مریزاد ازین تلنگر. تا بعد درود و بدرود»
پاسخ دامنه : به نام خدا. سلام من هم به شما مهندس گرامی و آگاه به مسائل روز. اول بگویم زیارت آقا امام رضا (ع) و عزاداری هایت در مشهد مقدس قبول. حسّ و حال قشنگی به من منتقل می کردی رفیق.
همان گونه که به شَمّ سیاسی و گرایش فکری آزاد خود این موضوع حسّاس روز را تحلیل کردی، و من دقیق متن تو را خواندم؛ برایت سپاس می گذارم که همیشه در دامنه حیّ و حاضر و ناظری.
نیک می دانید که من فقط یک پرسش را در دامنه روانه کردم و خواستم آنچه ذهنم را درگیر آن تناقض ساخته بود را به اشتراک بگذارم تا دامنۀ فراخ این پدیده در دامنه هم مطرح و از سوی دامنه خوانان شریف کنکاش شود. همین و ممنونم.
نهمین نشست کمیسیون ویژۀ برجام مجلس شورای اسلامی با دکتر ظریف و تیم مذاکره کننده. 23 شهریور 1394
پست 3775 : به قلم دامنه. به نام خدا. اینک پس یک سال از جسارت و زخمی کردن و بازداشت خشونت بار علامه آیة الله شیخ ابراهیم زکزاکی رهبر شیعیان نیجریۀ آفریقا توسط ارتش این کشور، دادگاه عالی فدرال نیجریه بر بی گناهی و مظلومیت این روحانی مبارز شیعه رأی داد.
دادگاه، دولت و ارتش را موظّف نمود تا 45 روز آینده ایشان را از حبسِ بی محاکمه، آزاد کند و نیز حکم کرد به وی و همسرش بابت این حبس و جراحت و بی گناهی، غرامت بپردازد. که به پول ایران بیش از 600 میلیون تومان می باشد.
من به عنوان یک مسلمان شیعۀ اثنی عشری ایرانی، از این آزادی و رویداد مهم خرسند شدم و بشدّت دلشاد شدم و برای این روحانی دلیر و بسیار روشنگر و بادانش و فضل، آرزوی سلامتی و طول عمر می نمایم تا باز نیز مُعینِ و راهبَر شیعیان مظلوم و مستضعف کشور نفت خیز نیجریه ی 170 میلیونی باشد که قدرت سیاسی و حکومتی آن در دست مسیحیان است.
امید است دولت مسیحی نیجریه، از حضرت مسیح _علیه السّلام_ که پیامبر صلح و رحمت و اصلاح و نماد مهربانی و عطوفت به مخلوقات و جُنبندگان بوده است، درس عبرت بگیرند و این همه شیعه کُشی نکنند و عالمان و دانشمندان و سیاستمداران آگاه و آزاداندیش و نیز محرومان و بی پناهان را با پول نفت و سرمست از تحریک های آل سعود، مورد ستم قرار ندهند که بنیاد ستم، سست است.
علامه آیة الله شیخ ابراهیم زکزاکی رهبر شیعیان نیجریۀ آفریقا
پست 3774 : شنبه 13 آذر 1395
اَعوُذُ بِاللهِ مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیمِ. بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ. وَمَا لَنَا أَلَّا نَتَوَکَّلَ عَلَى اللَّهِ وَقَدْ هَدَانَا سُبُلَنَا وَلَنَصْبِرَنَّ عَلَى مَا آذَیْتُمُونَا وَعَلَى اللَّهِ فَلْیَتَوَکَّلِ الْمُتَوَکِّلُونَ.
ترجمۀ مرحوم محمد مهدی فولادوند: و چرا بر خدا توکّل نکنیم و حال آنکه ما را به راه هایمان رهبرى کرده است و البته ما بر آزارى که به ما رساندید شکیبایى خواهیم کرد و توکّل کنندگان باید تنها بر خدا توکّل کنند. (قرآن کریم؛ سورۀ ابراهیم, آیۀ 12). الّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد.
قرآن، معجزه ی آرامش بخشِ هدایتگر
پست 3773 : به قلم «رهگذر حیران». توضیح دامنه: به نام خدا. کامنت گذار محترم با مستعار «رهگذر حیران» که نسبت به پست 3770 اینجا نوشتۀ دامنه واکنش نشان داد و پست 3772 اینجا را نگاشت، در ادامۀ نظرگذاری در دامنه به پست 3771 اینجا نوشتۀ یک کامنت گذار که به دامنه با ادبیاتی سخیف و رکیک حمله کرد، واکنش نشان داد و این متن زیر را در پاسخ وی نگاشت که ضمن سلام و احترام به ایشان، بی کم و کاست ارائه می شود:
«سلام... نوشتن چنین متن بی محتوا [اشاره به نوشتۀ کامنت گذار بی نام نشان در پست 3771 اینجا] در قبال سوال ساده لوحانه جناب طالبی کمی تامل برانگیز است.
شاید کامنت گذار در نگاه اول پست جناب طالبی را خالی از محتوا دانسته و هم ردیف با متن مدیر وبلاگ پاسخ او را داده، که در اینجا می توان به این نتیجه رسید که هر دو نویسنده از تفکرات عمیقی بهره نمی برند،
حال اگر جناب کامنت گذار خود را ادم باسواد و با تحلیل درست می داند باید پاسخ خود را جدای از احساسات و عصبانیت بیان کند
توصیه ای برایت [کامنت گذار] دارم، برجامی که منشا اگاهی بخشی برای جوانان انقلابی بوده و خوش بینان را تا حدودی به یاس کشانده منبع غنی از تحلیل و بحث و اندیشه است و می تواند باشد چه خوب است که با مطالعه دقیق و تسلط بر چنین موضاعاتی به راحتی بتوان بر ساده اندیشان و سطحی نگران با ادله و منطق به برتری فکری و نظری رسید (البته این را هم در نظر داشته باش ،آدمی که خودش را به خواب می زند را نمی توان بیدار کرد).
6 ماهی بود که گذر به این مسیر حاشیه اندیش و حاشیه نویسو حاشیه نشین نداشتم، حال بعد 6 ماه که نگاه به طور اتفاقی به این سمت انداختم همچنان خالق وبلاگ را در حاشیه می بینم.
به نظر شما چرا جناح چپ باید امروز ناراحت باشه؟؟؟ ایا این ناراحتی قابل پیش بینی نبود؟؟؟ انجام تعهدات یکطرفه و باز گذاشتن دست طرف مقابل چنین ناراحتی را برای ملت به همراه خواهد داشت، حال امروز افرادی که در مذاکرات حضور داشتند ابراز ندامت و پشیمانی کنند جز خیانت معنی و مفهوم دیگری ندارد چون افراد دست اندرکار در مذکرات می توانستند با اضافه نمودن بندهایی جلوی خسارت چنین توافقی را بگیرند.
آیا تعطیلی 100 درصد اب سنگین اراک زیر نظر کارشناسان آژانس و احداث نیروگاه جدید در کنار ان نمی توانست راه کاری موثر در جلوگیری از بدعهدی های طرف مقابل شد؟؟؟؟؟؟؟ خیلی به شما و ادم هایی مثل شما افتخار میکنم، دنیا هرگز چنین اندیشمندانی را به روی خود نخواهد دید»
از توصیه های رهبر معظم انقلاب در بارۀ مذاکرات هسته ای و برجام. 6 شهریور 1395
پاسخ دامنه : به نام خدا. سلام من هم به شما جناب «رهگذر حیران». در پاسخی که برای آن کامنت گذار نوشتی، تعریضی هم به دامنه داشتی که پاسخم این است:
1- گفتی سؤال دامنه «ساده لوحانه» است. باید بگویم من پرسشی که ذهنم را احاطه کرده را مطرح ساخته ام حال اسم سؤالم چه ساده لوحانه باشد چه هر نام دیگر زیاد مهم نیست.
2- نوشتی دامنه از «تفکرات عمیق بهره نمی برد». من معنی واژه ی عمیق را در نسبتی که به من دادی، نمی فهم تا بدانم چگونه تفکری داشته باشم تا از دید و مَنظر شما عمیق محسوب شود. دامنه همینی ست که می بینید. یا عمیق یا سطحی یا ساده لوح. مهم این است، برحسب آزادی، انسان بیانِ آزاد داشته باشد ولو آن که خطا و اشتباه باشد و از تفکر کردن نهراسد ولو آن که در آن تک افتاده باشد.
3- فرمودی دامنه «در حاشیه» است. پاسخم این است آیا پرداختن دامنه به موضوعی با این همه مهمی که باز نیز از مسائل روز شده است و در سنای آمریکا مطرح و تصویب شده است و بازار سیاست ایران با فائق آمدن ترامپ بر هیلاری باز نیز انباشته از این حواشی شده است، حاشیه پردازی ست؟ من پرسشم را پیش روی گذاشتم و شما هم با قلم و دانش و گرایش خود وارد دامنه شدی. این خود یک نعمت است که قلمی چون قلم رهگذر حیران، حیرت خود را بروز دهد. ممنونم و خداحافظت.
پست 3772 : به قلم «رهگذر حیران». توضیح دامنه: به نام خدا. کامنت گذار محترم با مستعار «رهگذر حیران» نسبت به هر دو پست 3770 اینجا نوشتۀ دامنه و پست 3771 اینجا نوشتۀ یک کامنت گذار، واکنش نشان داد که ضمن سلام و احترام به ایشان، بی کم و کاست در دو پست جداگانه ارائه می شود:
«سلام،. جناب طالبی که از دانش آموختگان دنیای سیاست هستند با پاره گویی و سانسور سعی در القای این موضوع را دارند که بخشی از جناح راست در درون از شکست برجام خوشحال است و فقط در راستای حفظ وجهه سیاسی خود (که آرمان خواهی انقلابی و ضد استکباری و ضد استبدادی مدعیان دروغین آزادی را سرلوحه دارد) ناراحتی خود را از تصویب طرح ضد ایرانی که در مجلس و سنا به تصویب رسیده است بروز می دهد،
با کمی کنکاش و دقت در تحلیلگران برجام که توسط مخالفین برجام جناح راست ارءه شده است می توان به این پاسخ دست یافت که یکی از اصلی ترین دلیل برای مخالفت برای چنین توافقی عدم پایبندی طرف های مقابل در قبال برجام بوده است و با جستجویی کوتاه در تاریخ معاصر می توان به تجربه های تلخ توافق های قبلی دست یافت که مشهورترین آن توافق تعلیق نطنز در سال 82 و 83 بود و آقای خاتمی فقط برای جلوگیری از بدنامی خود در تاریخ در روزهای پایانی دولت خود دستور شکستن پلمپ را صادر کرد،
و ناراحتی امروز جناح راست و همه ی مردم هم همین است، وعده هایی که بر پایه های سست و پوشالی برجام به مردم داده شد در حال فرو ریختن است (امیدواریم که چنین اتفاقی نیفتد) و مهمترین دلیل ناراحتی امروز دل» [دامنه: متن جناب «رهگذر حیران» تا همینجا دریافت شده است]
دکتر محمدجواد ظریف. فدریکا موگرینی سیاستمدار ایتالیایی نماینده عالی اتحادیه اروپا. 24 دی 1394
پاسخ دامنه : به نام خدا. سلام من هم به شما جناب «رهگذر حیران». 1- تحلیل شما را خواندم. نمی دانم آیا واقعاً آنچه نوشتی می تواند موضع آن بخش جناح راست _که مخالف برجام است_ باشد یا نه.
2- نوشتی دامنه سعی در القاء دارد. رُک بگم نه. چنین نیست. شیوۀ القاء مال کسانی ست که معتقدند هر آنچه می نویسند و تحلیل می کنند نوعی وحی مُنزل است و در پی شاغول کردن افکارند.
3- من جناب «رهگذر حیران» فقط یک پرسش مطرح کرده ام که چگونه می توان هضم کرد از یک سو می گویند توافق هسته ای _برجام _ توافقی ذلّت بار است اما از سوی دیگر از لغو برجام توسط ترامپ به هراس و تکاپو افتاده اند. همین. این بر من پرسش است. ضمن آن که دامنه اساساً از ابتداء تا الان هنوز در بارۀ برجام هیچ سخنی در دامنه نگفته است.
4- از این که قاطع و مسلّط نسبت به نوشتۀ دامنه تحلیل و نظر ارائه داده ای ازت ممنونم. ولی کاش با نام واقعی ات می آمدی و پای نوشته ات با هویت آشکار می ایستادی. نوشته ی دوم شما را در پست بعدی منتشر می کنم.
پست 3771 : به قلم یک کامنت گذار بی نام و نشان. به نام خدا. این متن زیر واکنش سریع یک کامنت گذار بی نام و نشان است علیۀ خود دامنه نه متن آن، در بارۀ پست 3770 اینجا با عنوان «از برجام یک پرسش برای من مطرح است» که در ساعت 7 و 37 صبح امروز جمعه 12 آذر 1395 منتشر کرده ام.
«گم شو بابا
بی سواد
اگه بلدی حرف بزن»
پاسخ دامنه : به نام خدا. سلام جناب کامنت گذار در دامنه. 1- من اگه گم بشم آن وقت شما چگونه کامنت بذاری و دلت را خالی کنی؟ آفرین به نفرین شما. 2- بی سوادی من عارضه ای جِبلّی و قَسری که نیست. چه کنم که سواد و علم شما را ندارم و هر چه می کوشم دانشم به قدّ و قدر شما برسد، نمی رسد که نمی رسد. 3- من همین قدر بلد بودم حرف زدم. شما که عالی بلدید، حرفت را بزن. مؤید باشید و التماس دعا.
پست 3770 : به قلم دامنه. به نام خدا. من گرچه در مورد برجام حرف برای نگفتن دارم اما این روزها از برجام یک پرسش برای من مطرح است. بخش عمدۀ جناح چپ از توافق هسته ای ایران با غرب یا همان برجام موافق است. و بخشی از جناح راست با آن مخالف.
چپ که موافقِ توافق است از نقض و نیز احنمال پاره کردن برجام توسط آمریکا خشمگین است و آن را مُضرّ به حال نظام و مردم می داند. این برآشفتن چپ به نوعی توجیه پذیر است چراکه این طیف اساساً برجام را هم پیروزی برای ایران می داند و هم رهایی از تحریم ها و بایکوت نظام؛ بنابرابن از برهم خوردن برجام بشدّت نگران.
اما این که آن بخش جناح راست که مخالفِ توافق است و این قرارداد بین المللی را از ضعف های دولت روحانی می داند، چرا از نقض و نیز احنمال پاره کردن برجام توسط آمریکا نگران است و تلاش دارد تحریم ایران در سنای آمریکا تمدید نشود، برای دامنه پرسش آفریده است. پرسشی که پاسخش بر دامنه خیلی مشخص است.
این آیا تناقض نیست؟ یعنی هم مخالف برجام باشند و هم مخالف نقضِ و پاره کردن برجام؟ اگر برجام بد است پس چرا از نقض آن ناراحت اند.
گفتم گرچه دامنه روی این توافق، حرف برای نگفتن دارد. اما بگذرم و همان تناقض را بنگرم و ختم کلام را و نیز عزّتمندی و توسعه و رشد ایران را و پیروزی و نصرت اسلام را.
سمت راست : حجة الاسلام حمید رسایی. سمت چپ: دکتر محمدجواد ظریف. عکس زمان تصویب برجام
پست 3769 : به قلم دامنه. به نام خدا. شب به سرم زده تلویزیون نگاه کنم. همۀ شبکه های دیجیتالِ وفور سیمای جمهوری اسلامی ایران را هی گشتم دیدم بهتر از این برنامه ی کودک الاغ و نهنگ ندیدم.
بچگی کردم و دقیق مثل ایام شباب (=جوانی) _ که در دارابکلا از بی تلویزیونی با رُفقا جمعی می رفتیم خونۀ این و اون تا فیلم و دیدنی ها ببینیم_ دیدم. دیدم این الاغ چه درک و فهمی دارد. رفیقش را که در دریا غرق شده بود، با تدبیرش کوشید نجاتش دهد.
یعنی با لگد به کشتی که در ساحل پهلو گرفته تلاش نمود آن را در آب شناور کند تا دوستش را نجاتش دهد. اما ناگهان دید یک نهنگ تنومند دلسوز رفیقش را از قعر دریا کوله کرده سالم به ساحل آورده...
که من فوری غرق این داستان تخیّلی اما غیرتوهّمی! شدم و ذوق زده با گوشی از رده خارج شده ام، برای ثبتِ درک الاغ و تبلیغ فهم نهنگ این عکس را از روی شبکۀ پویا نونهال سیمای جمهوری اسلامی ایران انداختم. و این پست را بی هیچ تحلیل و تفسیری روانه ی دامنه نمودم. وای چه برنامه هایی دارد این سیمای جمهوری اسلامی ایران که می گوید رسانه ی ملّی ست! نه میلی!!
برنامۀ انیمیشن_ پویانمایی_ شبکۀ پویا نونهال سیمای جمهوری اسلامی ایران. عکاس: دامنه
پست 3767 : به قلم دامنه. به نام خدای آفرینندۀ آدمی. شبی که حمّام مرا گرفت!. کلاس اول دبستان، چند چیز بر من جلوۀ خاصّی داشته و یک اتفاق خطرناک نیز هنوز هم بر ذهن و نهادم باقی مانده است. این پست ضمن آنکه مجموعه زندگینامۀ دامنه است، به نحوی تاریخ عمومی اجتماعی دارابکلا و سلسله خاطرات دامنه هم محسوب می شود.
یکی آن که آن سال در آخر دهۀ 40، دارابکلا هم سرسبزتر بود و هم سرد و برف و بارانی تر. هر دانش آموز موظّف بود هر روز یک شاخه هیزم خشک برای بخاری گرمایشی مدرسه بیاورد. نه نفت بود و نه سوختی دیگر. من یادم است برای ما زنگ تفریح بدترین لحظات مدرسه بود. چون باید کلاس را ترک می کردی و بیرون یخ می زدی. همه لاستیکی کلوشِ پاره پوره (=کفش) به پا داشتیم که با کم ترین سرما، پا را منجمد می کرد. پا هم (=قلب دوم انسان) وقتی سرد شود همه جای بدن بُرودت می گیرد.
دوم آن که من در نیمکت جلوی کلاس بودم. همیشه اول از همه مورد پرسش معلم قرار می گرفتم. به همین دلیل همیشه پیشاپیش درسم را مرور می کردم. کنار من دو همکلاسی خوبم بودند: مهران دباغیان و خلیل طالبی دارابی (مرحوم گتی ببخیل) که هر سه ی مان در درس خوش استعداد بودیم.
سوم آن که برای من یک اتفاق خطرناکی افتاده بود که یک روز یا بیشتر به مدرسه نیامدم و بر من خیلی سخت گذشت. و آن این بود: مرحوم پدرم آن سال_ زمستان 13499 من و برادرم شیخ باقر را نیمه شب یا دَم دَمای سحر به حمّام عمومی قدیمی کنار چاه هفت روز _مجاور منزل اُستا نظر سلیمانی سوچلمائی_ برده بود. پدرم هیچ گاه ما را تا زمانی که در دبستان بودیم به تنهایی به حمام نمی فرستاد. خود، ما را استحمام می کرد. مثل حالا نبود که هر کس در خانه اش حمام داشته باشد. یک مُعضلی بود این حمام عمومی. که اغلب کَل بود (= یعنی تعطیل بود؛ یا آب نداشت یا سوخت) و یاد سرد و کم آب و پرجمعیت و گاه هم بسیار چندش آور.
آن سال متصدّی حمام عمومی مردانه ی دارابکلا، مرحوم حاج عبدالله شاه علی بود. پدر آقایان حاج پرویز و آقامحمود شاه علی. فردی بسیار منظّم و در کار خود بسیار جدّی و شوخ طبع و گرم و مردمی و دوست داشتنی. ایشان از سر دلسوزی به حال مردم، در گوشه ی داخل حمام یک آتش ذغالی حجیمی بپا کرده بود تا فضای حمام بخوبی گرم بیفتد. به حدی بود که تقریباً یک پهنه ی نشیمن حمام را فراگرفته بود.
پدرم یکی یکی ما را تَنمال کشید (=کیسه ی چرک کردن). می خواست لیف کند که ناگهان اخوی ام باقر بر کف حمام افتاد. سریع او را به بیرون برد و تا برگردد من هم از گاز منو اُکسید کربُن ذغال برافتادم و نزدیک بود هلاک و از این دنیا خلاص شوم که پدرم سر رسید و فوری بغلم کرد و به بیرون رختکَن برد. همه جمع شدند و بلاخره ما را فوری نجات دادند. از جزئیات و ریز ریز آن رخداد خطرناک بگذرم که وقت را نگیرم.
در واقع با این واقعه خواستم در این بخش از زندگینامه ام، سختی های گذشتگان و کمبودهای روستا را نیز بر یاد آوردم تا تأکیدی نموده باشم بر این که قدر نعمت ها و رشدیافتگی ها و امکانت و رفاه این عصر را پاس و سپاس بداریم. همین. (در اینجا فلق و شفق هم منتشر می شود)
1364. مرحوم پدرم حجة الاسلام حاج شیخ علی اکبر طالبی دارابی (ابن کبل آخوند مُلاعلی) عکاس: دامنه
پست 3766 : به قلم حجة الاسلام مالک رجبی دارابی 138 . «سلام. بسم الله الرحمن الرحیم. ﺍﻣﺎﻡ ﺻﺎﺩﻕ (علیه السلام) میفرﻣﺎﯾﻨﺪ: ﯾﮏ ﻣﺆﻣﻦ ﭼﻬﺎﺭ ﭼﯿﺰ ﺑﺎﯾﺪ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ: 1. ﺧﺎﻧﻪ ﻭﺳﯿﻊ. 2. ﺳﻮﺍﺭﯼ ﺧﻮﺏ. 3. ﻟﺒﺎﺱ ﺯﯾﺒﺎ. 4. ﭼﺮﺍﻍ ﭘﺮ ﻧﻮﺭ.
ﺷﺨﺼﯽ ﭘﺮﺳﯿﺪ ﻣﺎ ﮐﻪ ﻧﺪﺍﺭﯾﻢ ﭼﻪ ﮐﻨﯿﻢ؟ ﺣﻀﺮﺕ ﻓﺮﻣﻮﺩﻧﺪ: این حدیث ﺑﺎطنی ﻫﻢ ﺩﺍﺭﺩ: 1. ﻣﻨﻈﻮﺭ ﺍﺯ ﺧﺎنه ﻭﺳﯿﻊ؛ ﺻﺒﺮ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﯿﺎن گر ﺭﻭﺡ ﺑﺰﺭﮒ ﺍﺳﺖ. 2. ﻣَﺮﮐﺐ ﺧﻮﺏ، عقل ﺍﺳﺖ. 3. ﻟﺒﺎﺱ ﺯﯾﺒﺎ، ﺣﯿﺎ ﺍﺳﺖ. 4. ﻭ چراغ پر نور، ﻋﻠﻢ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺛﻤﺮﻩی ﺁﻥ ﺑﻨﺪﮔﯽ ﺍﺳﺖ. (کتاب اصول کافی: جلد 6، صفحه 525. مالک. شب جمعه ۱۱ آذر ۱۳۹۵)»
پست 3765 : به قلم دامنه. به نام خدا. ضمن سلام به همۀ زائران و مجاوران و دوستداران امام رضا (ع)، بر اساس آماری که از منبع ویژه نامۀ رضوی گرفته ام، زائرین رضوی امسال (8 تا 10 آذر 1395) در سالروز رحلت نبی اکرم (ص)، شهادت امام حسن مجتبی (ع) و شهادت امام رضا (ع) در مشهد مقدس به شرح زیر است:
1- بیش از 3/500/000 سه و نیم میلیون زائر.
2- بیش از 3/000 هیأت از سراسر ایران.
3- بیش از 350/000 زائر پیاده.
4- بیش از 4/000 زائر افغان.
5- بیش از 1000 زائر اهل سنّت سیستان و بلوچستان، کردستان و بندرترکمن استان گلستان.
حُسن ختام دامنه درین مباحث: هدیۀ شعر مرحوم قیصر امین پور در بارۀ امام رضا (ع)
چشمه های خروشان تو را میشناسند
موج های پریشان تو را میشناسند
پرسش تشنگی را تو آبی، جوابی
ریگ های بیابان تو را میشناسند
نام تو رخصت رویش است و طراوت
زین سبب برگ و باران تو را میشناسند
از نشابور بر موجی از «لا» گذشتی
ای که امواج طوفان تو را میشناسند
اینک ای خوب، فصل غریبی سر آمد
چون تمام غریبان تو را میشناسند
کاش من هم عبور تو را دیده بودم
کوچه های خراسان، تو را میشناسند
هزاران عاشق امام رضا (ع) در جاده های برفی منتهی به مشهد مقدس. 18 آذر 1394
پست 3764 : به قلم دامنه. به نام خدا. من از پیامکی که رفیق گرامی ام حاج علی چلویی به گوشی ام ارسال داشته بود، مطّلع شده بودم که این جوان و فوتبالیست قدیمی دارابکلایی فوت کرده است. اما دیروز 10 آذر 1395 پیکر مرحوم تقی آهنگر دارابی فرزند مرحوم کبل حسن [ذاکر پیشکسوت اهل بیت عصمت (ع) و عضو شورای اسبق دارابکلا] تشییع و به خاک سپرده شد.
گرچه در پست 3750 اینجا _که پستی مربوط به درگذشتگان هیأت ابوالفضل (س) پایین تکیه ی دارابکلا بود_ از ایشان یاد شده بود؛ اما دامنه با ذکر فاتحه، این درگذشت را به خانوادۀ ایشان و دوستانش و همۀ منتَسبین نسَبی و سببی اش، خاصّه به جناب حجة الاسلام والمسلمین آشیخ جواد آفاقی دارابی_ داماد این خاندان مذهبی_ و به جناب حاج ابراهیم آهنگر دارابی _برادر وی_ و نیز به رفیقم سید رسول هاشمی دارابی_ پسرخالۀ آن مرحوم_ تسلیت می گوید. خدا رحمت کند و بر بازماندگانش بردباری عطا فرماید.
حجة الاسلام والمسلمین شیخ جواد آفاقی دارابی. 10 آذر 1395. مزار دارابکلا. عکاس: جناب رنگین کمان
پست 3763 : به قلم دامنه. به نام خدا. اول بگویم نمی دانم آیا حکمت است که دو ماه عزاداری حسینی در ایران، در آخرین روزش، به سوگواری شهادت مولای ایرانیان، امام علی بن موسی الرّضا (ع) در مشهد مقدس منتهی می شود و پس از احیای شام غریبان حضرت رضا (ع)، ختم عزا با نقارۀ حرم رضوی در بطنِ جان دلدادگان اهل بیت عصمت (ع) نواخته می شود.
اما بعد، سوگواری شایستۀ هیأت ابوالفضل (س) پایین تکیه ی روستای دارابکلا در مشهد مقدس، محتاج تحلیل و برّرسی ست. این رویداد مذهبی دارابکلایی های مؤمن، متدیّن، شیفته، دلداده و حتی بیمه شده ی آقا امام رضا (ع)، عمق هایی دارد که شاید همگان متوجه آثار و برکات آشکار و نهان آن نباشند؛ که من در این پست به آن اشاره می کنم:
1- این هیأت قدیمی و اصیل دارابکلا را باید نماد عشق رضوی دانست، که هر سال قلوب مؤمنین و مؤمنات روستای دارابکلا و حتی اوسا _همسایۀ خوب ما_ را به مَضجع مقدس حرم امام رضا (ع) متّصل و متوّسل می کند.
2- این هیأت مذهبی و مردمی دارابکلا را نباید به چشم هیأت محله ای نگاه کرد. من دقت هایی که نمودم، دیدم از جای جای محلات چندگانۀ روستای دارابکلا در این هیأت حضور دارند. نیز دریافتم هیأتی متشکّل است و ترکیب زیبای مُسنّ و میانسال و جوان و حتی نوجوان در آن بخوبی حفظ شده است.
3- این هیأت باسابقه و بابرنامه، گرچه متعلّق با پایین تکیه ی دارابکلاست، اما عشق به امام رضا (ع) و دیدار رضویه سالانه در مشهد، موجب گشته است از همۀ هیأت های متعدّد دارابکلا در آن حضور داشته باشند و این نشان وحدت گرایی در هیئات مذهبی روستای دارابکلاست و اثبات می کند برای آنان نام و نشان و علامت و پرچم خاص مطرح نیست. این ارزشی ست که عشق رضوی ایجاد کرده است.
4- سوگواری بسیار متین و توأم با سکوت و رعایت هنجارهای مذهبی و اجتماعی این هیأت در مشهد مقدس، نشان از عُمق دین ورزی و حُبّ عمیق علوی و شیدایی حسینی و دلبستگی رضوی تک تک اعضای آن دارد و من لحظه لحظه های این حسّ و حال آنان را در عکس ها مشاهده کردم و افتخار نمودم. و با این رویداد مذهبی محلی ها در آنجا، دچار بَهجت درونی شده ام که الحمدُ لله دین زُدایی و لااَدری گری های عصر کنونی _که پُز و کرشمه ی برخی از وادادگان شده است_ در این روستا هیچ کارا نبوده است و پیر و جوان در دیانت، مفتخر است که پیرو و مُحبّ اهل بیت (ع) است. این پدیده ایی بسیار فرهنگی و اثرگذار است.
5- هیأت ابوالفضل (س) پایین تکیه ی دارابکلا در مشهد نشان داد با روحانیون معزّز دارابکلا پیوند ناگسستنی دارد. و با برگزاری جلسات داخلی با آنان و نیز دسته روی روزانه و شبانه در سرما و انبوه جمعیت، ثابت کرد خستگی ناپذیر است. این چیزی جز آثار و برکات تدیّن و تشرّع مذهبی نیست.
6- این هیأت سرحلقۀ عشق رضوی دارابکلایی هاست و باید با آن همآوایی کرد و آن را به عنوان هیأتی که مؤلّف قلوب مؤمنین با حرم رضوی ست، حراست کرد و برای آن تاریخ نگاشت و خاطره ها ساخت و عکس ها و نقل ها آفرید.
7- این نیروهای مذهبی محل، که در اوج برف و یخ و سرمای شدید و خطرات جادّه، خود را شائقانه به مشهد مقدس رساندند، اثبات نمودند هیچ مانعی نمی تواند آنان را از دلدادگی و عزاداری بازبدارد.
8- من در بند هشتم این پست به نام مقدس امام هشتم (ع) به عنوان عادی ترین فرد زادبومم دارابکلا، از همه ی آنها تشکر دارم. خصوصاً از چند ذاکر اهل بیت (ع) که همراه هیأت بودند و نوا و نوحه و مرثیه خواندند. نیز تشکر ویژه دارم از جناب حاج علی میرزا که با عشق و ایمان لحظات ناب این دسته ی عزادار را ثبت کردند. و نیز ممنونم از دست اندرکاران زحمتکش این هیأت خوب دارابکلا و همچنین از خواهران متدیّنی که پخت و پز عزاداران را با نیّت خالص صلواتی بر عهده داشتند.
دامنه چون به مسائل دینی و اعتقادی و ارزشی بسیار احترام می گذارد، این رویداد مذهبی را در چند پست منعکس نمود. و این از برترین ساعات زندگی ام بود که در خدمت شما عاشقان بی ادعا و پاکباختۀ امام رضا (ع) باشم. گرچه این چند روزی قلبم پیش شما بود. با پوزش. خداحافظ.
مجتمع رفاهی امام رضا (ع) دشت. بعد از تونل جنگل گلستان،مسیر مشهد. 11 آذر 1395.عکاس: مهندس عبدی
پست 3761 : به قلم جناب حمیدرضا طالبی دارابی 27 . «سلام و عرض ادب دارم خدمت دامنه و تمامی دامنه خوانان و دامنه بینان و تمامی عزاداران هیئت ابوالفضل (ع) پایین تکیه دارابکلا.
و سلام و خسته نباشید دارم خدمت دوست خوبم حاج میرزا چلویی که با به تصویر کشیدن عزاداری هیئت ابوالفضل (ع) در مشهد مقدس نهایت عشق و علاقه اش را به اون امام همام علی بن موسی الرضا (ع) و تمامی عزاداران هیئت ابوالفضل و دامنه خوانان نشان دادند. دست مریزاد حاج میرزا. خدا قوت. اجرت با خدا. با تشکر یک دوست.»
پاسخ دامنه : به نام خدا. سلام من هم به شما عموزاده ی گرامی. این نشان درک، ادب و آداب دانی توست که این گونه با قلم و قلب خود، از کار عاشقانه ی حاج علی میرزا در حق سوگواران دارابکلایی در مشهد مقدس و از عزاداری خالصانه و بسیار باشکوه هیأت ابوالفضل (س) پایین تکیه ی روستای دارابکلا تشکر کنی و شَعف خویش را در دامنه برای آن عزاداران و دامنه خوانان شریف به اشتراک بگذاری.
این رویداد مذهبی دارابکلایی های مؤمن، متدیّن، شیفته، دلداده و حتی بیمه شده ی آقا امام رضا (ع)، عمق هایی دارد که شاید همگان متوجه آثار و برکات آشکار و نهان آن نباشند. ممنونم.
صحن قدس حرم رضوی. 30 آبان 1395 (اربعین حسینی). جناب حمیدرضا طالبی دارابی
پست 3760 : به نام خدا. عکس های سوگواری هیأت ابوالفضل (س) پایین تکیۀ روستای دارابکلا در مشهد مقدس. امروز 10 آذر 1395 سالروز شهادت آقا امام رضا (ع). ارسالی جناب حاج علی میرزا به تلگرام دامنه. عکس ها در اینجا
راست را نمی شناسم. محمد فیض آبادی ذاکر اهل بیت (ع). مصطفی دارابکلایی. احمد شاهمیری. اصغر دارابکلایی
پست 3759 : به نام خدا. عکس های سوگواری هیأت ابوالفضل (س) پایین تکیۀ روستای دارابکلا در مشهد مقدس. امروز 10 آذر 1395 سالروز شهادت آقا امام رضا (ع). ارسالی جناب حاج علی میرزا به تلگرام دامنه.
علی میرزا به دامنه نوشته: «ضمن خدا قوت وخسته نباشید بسیار بسیار از شما سپاسگزارم. جناب دامنه عزیز کاش در این ایام اینجا بودید و شور و حال مردم را میدید.»
ممنونم حاج علی میرزا. من در پستی مجزّا تحلیل خودم را از این حرکت دینی و مذهبی هیأت ابوالفضل (س) خواهم نوشت. بخش اول عکس های امروز در اینجا، بخش دوم عکس های امروز نیز تا لحظات دیگر
حجة الاسلام شیخ مهدی شیردل. سوگواری هیأت ابوالفضل (س) پایین تکیۀ روستای دارابکلا در مشهد مقدس
پست 3758 : به قلم حجة الاسلام محمدجواد غلامی 45. «نهضت علمی تمدن اسلامی در عصر امام رضا (ع). به نام خدا. یکی از مهم ترین رخدادهای تاریخی که در حرکت رو به رشد تمدن اسلامی تاثیر بسزایی داشت ، نهضت علمی جهان اسلام در اواخر قرن دوم است.
به دنبال فتوحات چشمگیر مسلمانان در خارج از محدوده جزیرة العرب، فرهنگ و تمدن اسلامی با تمدن های کهن درهم آمیخت و بسیاری از آثار علمی مکتوب تمدن های سریانی، ایرانی، یونانی، هندی و مصری به جامعه اسلامی انتقال یافت.
نهضت علمی جهان اسلام در این دوران دارای برکات و نتایج بسیاری بود. از مهم ترین دستاوردهای این نهضت، اکتشافات، اختراعات، ابداعات ،ابتکارات علمی، ساختن ابزار و تجهیزات رصدخانه، ترکیبات آلی شیمی و ساختن انواع اسید ها از جمله ازتیک و سولفوریک و پیشرفت های بسیار درعلم مکانیک، داروسازی ، گیاه پزشکی ، ریاضیات، هندسه، و نجوم بود.
در این دوره علم تفسیر نیز تطوُّر و تحولی شگرف یافت. مسلمانان بیشتر قرآن را با احادیث پیامبر و یا گفته های صحابه و تابعین تفسیر می کردند، اما در جریان نهضت ترجمه، تفسیر قرآن از علم حدیث مستقل شد و مفسران و شارحان قرآن را با دلایل عقلی تفسیر می کردند و در برخی مواقع از حدیث نیز بهره می جستند.
اساسا"، احیاء و تکامل برخی علوم فراموش شده چون فلسفه و منطق یونان باستان، ادبیات کهن ایرانی و هندی، خارج نمودن متون علمی از نهان خانه های تمدن های باستانی به ویژه یونانیان، ایران و ترجمه و انتقال آنها به نسل های بعدی، خود خدمتی شایسته به آنان بود، چنان که گوستاو لوبون اعتراف می کند:
«ما به برکت مسلمانان توانسته ایم از علوم قدمای یونانی و رومی اطلاع پیدا کنیم. دانشگاه های ما همیشه نیازمند کتاب هایی بوده اند که از زبان عربی به لاتین ترجمه شده اند.»
بی تردید تکریم دانشمندان، محققان ، ادیبان و برپایی مناظرات علمی با حضور نورانی حضرت امام رضا(ع) توأم با آزادی کلام و اندیشه ، به تولید علم در عصر طلایی تمدن بزرگ اسلامی منجر شد.»
پاسخ دامنه : به نام خدا. سلام جناب آقای شیخ محمدجواد غلامی. ممنونم که با ارسال این متن به دامنه_که پژوهه ایی قابل خواندن و دقت ورزیدن است_ دَین خود را به امام رضا (ع) به وُسع خود_بهتر است بگویم به حدّ ورود خود_ اَدا کردی. چون مطمئن هستم و معتقد که اگر روحانیونی مانند شما که اهل قلم و پژوهش اید_ به نوشتن های دینی و معنوی و سیاسی اهتمام کنند، آثار و برکاتش را برجای می گذارد. حتی اگر به تعداد انگشتان دست از آن پند و اندرز و نیز رَهپویه بردارند.
کار علمی و دینی بسیار عظیمی که امام رضا (ع) برای دین اسلام کرد آنقدر ستُرگ و مهم است که کمتر مُحبّان آن امام هُمام از آن باخبر هستند و کمتر به این امور میل می کنند که باید رستاخیزی علمی ایجاد کرد تا جوان از این کم حوصلگی ها در مطالعه و عمیق شدن در معارف و دین شناسی منفصل گردد. ممنونم جناب غلامی.
پست 3757 : به توضیح دامنه. به نام خدا. این دو عکس، در 10 آذر سال 1395 نشانی معنوی ست از فضای غم آلود و گریان مشهد مقدس در سالروز شهادت امام رئوف اُمّت. بر همگان این روز حُزن و اندوه تسلیت.
عکس اول از مهندس محمد عبدی سنه کوهی ست که به همراه هیأت امام حسین (ع) سنه کوه در مشهد است و عکس دوم از حاج علی میرزا چلویی دارابی که او هم به همراه هیأت ابوالفضل (س) پایین تکیه ی دارابکلا در آنجاست:
مشهد در 10 آذر 1395
سلام دامنه به شما عزاداران این دو روستای مذهبی، دو همسایۀ مجاور نیکو
پست 3756 : به شرح دامنه. به نام خدا. کویریات دامنه 86 . با استناد به متنی (در ص 250 کتاب «آئین در آئینه» گردآوری سروش دباغ)، به تعبیر حُکما (=حکیم ها و فیلسوف ها) در این عالَم سه مرتبه وجود دارد: 1- مرتبۀ حسّ، 2- مرتبۀ عقل، 3- مرتبۀ خیال. و اکثر آدمیان در تسخیر خیال شان هستند.
به تعبیر مولوی این خیال گرچه «نیست وَش» است و کسی آن را نمی بیند ولی صحنه گردانِ این عالَم است:
بر خیالی صُلحشان و جنگشان
وز خیالی فخرشان و ننگشان
(مثنوی، دفتر اول، بیت 71)
نمی دانم این خُفته بر ریل موازی دو خط آهن، در خیال است یا در بی خیالی!؟
پست 3755 : به قلم دامنه. به نام خدا. مهمترین دردهای جامعه ی اسلامی از نظر سید جمال الدین اسدآبادی چیست؟ او که از اصلاح گران شهیر عرصۀ دین و سیاست در ایران و جهان اسلام بوده است در شناخت این دردها به چه رسیده است؟
من در دفتر یادداشت های مطالعاتی سال های گذشته ام این دردها را نوشته ام که در کتاب «تاریخ بیداری ایرانیان» جلد اول، ص ص 87 و 888 درج شده است. در این پست خلاصۀ آن را تایپ می کنم و به اشتراک می گذارم:
1- استبداد حاکم. 2- جهالت توده. 3- نفوذ عقاید خُرافی و دور افتادن از اسلام نخستین. 4- جدایی و تفرقه میان مسلمانان. 5- نفوذ استعمار غربی.
در واقع دامنه در این پست مهم (از نظر خودم پستی مهم است) می خواهد این را بگوید که در این روز باعظمت و حُزن انگیز شهادت امام رضا (ع)، باید با آن امام عزیز _که نگین درخشنده ی حلقۀ ایران است_ عهد بست. عهدی که در آن سَبک زندگی را رضوی کرد و تا جان در نفَس هست با سبک منحط و منحرفانۀ زندگی غربی که بدترین شیوه ی زندگی و فاسدترین نوع زندگی های عصر ماست، هم به مقابله برخاست و هم به مقاومت. والسّلام. این است التزام به اسلام و امام رئوف مان.
سید جمال الدین اسدآبادی از عالمان برجسته ی نهضت اسلامی در نگاه شهید مطهری
پست 3754 : به قلم دامنه. به نام خدا. چرا به برخی از شهرهای ایران، مشهد می گویند؟ در ایران «مشهد» های زیادی داریم که مشهدالرّضا در رأس همه ی آنها قرار دارد. مثل مشهد اردهال. مشهد تفرش. مشهدسَر بابلسر. مشهد میقان اراک و ... .
نمی خواهم در این پست تاریخ نگاری کنم. پس در یک عبارت می گویم علت نامیدن این مکان ها و شهرها به «مشهد»، این بوده است که در این اماکن، امام یا امامزادگان توسط حُکّام جائر و ستمگر به شهادت می رسیدند و آن نقطه یا قصَبه و دیار، شهادتگاه (=محل شهادت) آنان بوده است و به همین دلیل از سوی مؤمنان و عالمان دین، نام آن شهرها شده است مشهد.
و می دانید مشهد _که در دستور زبان فارسی و ادبیات عرب، «اسم مکان» است_ در لغت یعنی «محل شهادت». و سناباد هم چون محل شهادت امام رضا (ع) بوده است، شده است مشهد مقدس. و شهادت با شیعه، همیشه عجین بوده است.
به همین خاطر وقتی مرحوم دکتر علی شریعتی توسط ساواک رژیم شاه مجبور به هجرت از مشهد می شود، متنی می نویسد با عنوان: «خداحافظ شهرِ شهادت».
حمیدرضا میرمحمدی در پژوهش های خود آورده است: «شهر مقدس مشهد مرکز استان خراسان تا آغاز قرن سوم هجری اهمیت چندانی نداشته است و به جای آن قریه ای به نام «سناباد» از توابع طوس بوده است، در سال 202 ﻫ.ق حضرت رضا (ع) پس از شهادت در این محل مدفون و به همین مناسبت این شهر را مشهد رضا (ع) خواندند و به مرور زمان بر وسعت آن افزوده شد و سپس به اختصار مشهد نامیده شد. مشهدالرضا (ع) در تواریخ گذشته به نام های مشهد طوس و مشهد نوقان (نوغان) نیز آمده است. توضیح آن که نوقان (نوغان) یکی از شهرهای طوس قدیم بوده است.» (منبع این نقل: اینجا)
پست 3753 : به قلم حجة الاسلام مالک رجبی دارابی 137. «بسمه تعالی. سلام برادر بزرگوار جناب آقاابراهیم طالبی مطالبی که از دانشمند محترم استاد قرائتی مطالعه کردم برایتان ارسال می کنم. در ضمن از نظرات شما در ذیل پست هایم استفاده می کنیم.
چرا امام رضا ولیعهد طاغوت شد؟ یا اینکه چرا مامون امام رضا را از مدینه آورد ولیعهدش کرد؟ ما که می گوئیم کمک به ظالم نکنید، پس چرا ایشان رفت، نفر دوم کشور شد ؟مگر مأمون الرشید ستمگر نبود؟ چرا ولیعهد شد؟
1- دلایل مأمون برای تحمیل ولایتعهدی بر امام: مأمون دلواپس امام رضا بود در مدینه، از طرفی هم نمی خواست او را در مدینه شهید کند. چون پدرش هارون الرشید، که امام کاظم را کشته بود، شهید کرده بود، مردم ناراحت بودند از هارون الرشید، نمی خواست دیگر آن ناراحتی شود، به اسم ولیعهدی امام را از مدینه کشاند در دربار که همه کارهای امام زیر نظر خودش باشد. 1- برای کنترل امام. (دامنه: متن گویی ناتمام است)
2- در شهرها گروه های انقلابی، راهپیمائی، موج، زنده باد، مرده باد، علیه حکومت مأمون داشتند. پهلوی خودش گفت، یک پستی به اینها بدهم، به امام رضا، تا امام رضا باقیها را ساکت کند. برای ساکت کردن انقلابیون.
3- امام چهره دینی و مقدسی داشت. گفت ولیعهدش کنم تا به مردم بگویم این امامها هم اینطور که می گویند نیست، اینها پست هم گیرشان بیاید دو دستی می گیرند. یعنی می خواست بگوید اینها هم طرفدار حکومت هستند. اگر یک وقت اینها می گویند زاهد و نماز شب و دعا و قرآن و معنویت، دستشان به جایی نمی رسد، دستشان برسد دو دستی می گیرند. می خواست سیمای مقدس امام را لطمه دار کند. اینها اهداف مأمون بود.
4- چون آبروی پدرش هارون الرشید ریخته بود، چون امام موسی را کشته بود، گفت اگر بابایم امام را کشته، هارون الرشید امام کاظم را کشت، مأمون الرشید پست می دهد که جبران جنایت های پدرش را بکند. جبران جنایات پدر، پدرش هارون.
5- می خواست اگر یک دسته گلی آب می دهد بگوید من تنهایی نیستم، ولیعهد هم بود، در جرمهایش شریک جرم پیدا کند. شریک جرم پیدا کند.
6- خوب، می خواست حکومتش مشروع شود، مشروعیت دادن به حکومت. بگوید که امام رضا ولیعهدش است، لابد همه کارهایش درست است، اگر غلطی بود که امام بغل دستش است، نهی از منکر می کرد، پس معلوم می شود همه کارهایش درست است.
7- می خواست دلِ شیعیان را به خود جلب کند. می خواست مدینه آرام باشد.
اینها گوشه ای از نیت های پلید مأمون بود. امّا برخورد امام رضا(ع) با درخواست مأمون امام رضا چه کرد؟
امام رضا هم، اول که گفت من نمی پذیرم. گفتند نپذیری جانت در خطر است. این پست اجباری است. امام رضا علیه السلام همه نقشهها را فهمید، تمام این گرهها را باز کرد، یعنی ولیعهدی را قبول کرد، ولی همه تکها را پاتک زد، یعنی همه نقشهها را خنثی کرد. چطوری؟ می خواست امام را کنترل کند، امام با شاگردانی که تربیت می کرد، با نمایندگانی که این طرف و آن طرف داشت، با سفارشها و پیام هایی که به این و آن می داد کار خودش را می کرد و بهانقلابیون شهرها هم اطلاع می داد که شما کاری به من نداشته باشید، می خواهید علیه حکومت قیام کنید هر کاری می توانید بکنید. بقیۀ متن شیخ مالک در ادامه
پاسخ دامنه : به نام خدا. سلام من هم به شما جناب شیخ مالک گرامی ما. این پست شما را مطالعه کردم. باید از شما تشکر کنم با آن که در اصفهان به تبلیغ رفته ای باز هم دامنه و دامنه خوانان شریف را با نوشته های متنوع و خوب خود تنها نمی گذاری. و واقفم که تکاهل و تفاخر هم از شما _که یک روحانی خاکی و مردمی و بامطالعه و متشرّع و خستگی ناپذیری_ به دور است و دیده نمی شود.
من روی زندگانی پربرکت امام رضا (ع) خیلی مطالعه کرده و هنوز نیز می کنم. از امالی شیخ صدوق گرفته تا مقاله ی بسیار مهم رهبر معظم انقلاب که سال 1360 برای کنگره امام رضا (ع) نوشته اند و من آن مقاله را از برترین نوشته ها در باره ی زندگی سیاسی و دینی حضرت رضا (ع) می دانم.
خودم نیز برای آن امام رئوف (,ع) کتابچه ای نوشته ام و چاپ هم نکرده ام، ولی همیشه به همراهم دارم و اغلب برای عشق رضوی و الگوگیری از سبک زندگی رضویه آن را تبرّک می کنم چون، زمزمه ی من در زندگی ام رضا رضای آل محمد (ص) است.... و من بگذرم جناب شیخ مالک از شرح طُوال. پایان کلام.
پست 3750 : به قلم میرزاعلی چلوئی دارابی 38. «به نام خدا. سلام جناب دامنه عزیز. از بارگذاری عکس های هیأت کمال تشکر را داریم و زحمت شد برای شما. ضمن تشکر فراوان، در مدت چند شب حضور هیئت ابوالفضل (س) در مشهد آقایان حجة الاسلام حاج آقاسیدمصطفی رضایی وحجة الاسلامحاج آقا نادری ودکتر یوسف نژاد سخنرانی کردند.
در این روزهای رحلت و شهادت حدود 250 و یا بیشتر غذا پخت شده و در این ایام آشپز همسر سید حسن شفیعی (مرحوم حاج سیدمیرمیر) هستند که صلواتی کار میکنن، به همراه دوکمک خانم دیگر.
ضمناً یادی از مرحومینی که سالهای قبل در این هیئت بودند را ضمیمه بمی کنم بخصوص مرحوم تقی اهنگر (فرزند مرحوم کبل حسن شورا) که تازه فوت کرده است: مرحومان حاج ولی آهنگر. حاج باباجان چلویی. حاج علی غزلی. حاج حسین بابویه (پدر طلبه شهید حسن بابویه). حاج رجب علی بابویه. حاج حسن رمضانی (ذاکر اهل بیت) . علی شریفی. اصغر ملایی (حاج کاظم) .حاج ابراهیم آهنگر. حاج حسین راستگو. حاج شعبان رنجبر. مصطفی مومنی. حسین رنجبر. سید کاظم حسینی و افراد دیگر.»
پاسخ ویژۀ دامنه : به نام خدا. سلام من هم به شما جناب حاج علی میرزا. ابتداء سلام صمیمانه ی مرا به همۀ حاضرین در آنجا برسان و بگو واقعاً آبروداری کردند برای خود و مؤمنین دارابکلا و افتخار آفریدند در این ایام حُزن و ماتم در آن مشهدالرّضا (ع).
آنگاه ممنونم از شرح شما و یادکرد درگذشتگانی که در زمان حیات شان، عضو خوب و خدوم هیأت ابوالفضل (س) پایین تکیه ی دارابکلا بودند و هنوز نیز روح شان همچنان با هیأت است.
بعد ممنونم از شما که لطف دارید به دامنه و سرشار محبت و معرفت اید. من عشق پرشوری که به امام رضا (ع) دارم و سراسر زندگی ام با این دلدادگی رضویه بناشده است، موجب می شود برای این امور هر چه بکنم خسته نشوم. و این وظیفۀ من در برابر آن همه دلدادگی های هیأت ابوالفضل (س) پایین تکیه ی دارابکلا به امام رضا (ع) بود که هیأتی قدیمی و فاخر و بابرنامه ی محل است و نماینده ی پرافتخار همۀ شیعیان مؤمن دارابکلا.
سپس سپاس دارم از عکس هایی که ثبت کردی و این رویداد خوب مذهبی دارابکلایی ها در مشهدالرّضای آل محمد (ص) را به تلگرام دامنه روانه نمودی و من شائقانه آن را به اشتراک گذاشته ام و بسیاری از بازدیدکنندگان دامنه با دیدن آن حسّ و حال رضویه یافته اند و بازنیز می یابند. ممنونم ممنونم.
پست 3752 : به نام خدا. عکس های هیأت ابوالفضل (س) پایین تکیه ی دارابکلا در مشهد مقدس در دسته روی امروز 9 آذر 1395 در شب شهادت آقا امام رضا (ع). ارسالی جناب حاج علی میرزا به تلگرام دامنه. در اینجا
در این شب شهادت امام رضا (ع) دامنه از همه ی شما حاضرین در مشهد مقدس طلب دعا دارد
پست 3751 : به نام خدا. عکس های هیأت ابوالفضل (س) پایین تکیه ی دارابکلا در مشهد مقدس در دسته روی امروز 9 آذر 1395 در شب شهادت آقا امام رضا (ع). ارسالی جناب حاج علی میرزا به تلگرام دامنه. بخش دوم این سری عکس ها در اینجا. بخش سوم عکس های امروز نیز تا لحظات دیگر
سلام دامنه به همۀ شما عزاداران دارابکلایی در مشهد مقدس
پست 3749 : به نام خدا. عکس های هیأت ابوالفضل (س) پایین تکیه ی دارابکلا در مشهد مقدس در دسته روی امروز 9 آذر 1395 در شب شهادت آقا امام رضا (ع). ارسالی جناب حاج علی میرزا به تلگرام دامنه. بخش اول این سری عکس ها در اینجا . بخش دوم عکس های امروز نیز تا لحظات دیگر
حُجج اسلام شیخ محمد نادری. سید مصطفی رضایی دارابی. سیدمحمد شفیعی دارابی. و نیز مهندس علی اصغر یوسف نژاد نماینده ساری و میاندورود و عضو هیأت رئیسه مجلس شورای اسلامی در در جمع هیأت ابوالفضل (س) پایین تکیۀ روستای دارابکلا در هتل اقامتی توانا چهارراه شهداء کوچۀ آیة الله بهجت 3 شهر مشهد مقدس
پست 3748 : به قلم دامنه. به نام خدا. کویریات دامنه 85 . بقا یعنی باقی ماندن. لقاء یعنی ملاقات و دیدار نمودن. و به تعبیر دامنه بقا یعنی پدیدار و لقاء یعنی دیدار.
جهانی که خدای متعال آفریده، ترکیبی پیچیده دارد. یکی از آن ترکیبات _اگر بشود به آن ترکیب گفت_ بقاء و لقاء است. زیستن در دنیا و رفتن به سوی خدا. ماندن موقّت در مزرعۀ دنیا و دیدار ابدی با خدای باری تعالی.
بقا برای برخی ها همچون نظریه ی داروین تنازعی برای بقاست. به قول مرحوم علی اکبر دهخدا در منبع اینجا «یکی از اصول نظریه ٔ داروین و پیروان او، وجود تنازع بقا در دنیای موجودات زنده است و آن عبارت از قبول وجود یک کشمکش دائم میان موجودات زنده می باشد که به انتخاب اَنسَب منجر می گردد.»
اما بقا برای مؤمنان و عارفان تفاهمی برای لقاست. در جهان بینی توحیدی هم بقا ارزش دارد در حالی که توحیدی باشیم و هم لقاء ارزش دارد زیرا مقصد مؤمنان دیدار با خداست. همان مفهوم مهم قرآنی و الهی لقاء الله. اما این که منظور از «لقاء اللّه» چیست؟ بحثی ست بسیار شیرین و آتشین که طالب خاصّ خاصّ خود را می طلبد. درج شده در ادامه
دو رسالۀ مشهور لقاء اللّه اثر آیة الله میرزا جوادآقا ملکی تبریزی و امام خمینی
پست 3747 : به قلم دامنه. به نام خدا. در شب شهادت امام علی بن موسی الرّضا_ علیهماالسّلام_ ضمن تسلیت، سه سخن مهم آن امام هُمام را که پیشوای محبوب و پناهگاه عزیز همۀ ایرانیان و همۀ شیفتگان در جای جای چهان است، ارائه می نمایم. باشد تا در امام شناسی، پیشرو و شائق باشیم.
امام رضا و رئوفی که در دل تک تک ما، جایگاهی بس رفیع و دوست داشتنی و عشق آفرین دارد. امام دانشمندی که حرم اَمن و امانش، بهشت برین قلب های ماست و گلستان آرامش بخش دل های ما:
1- «خود را با کار مداوم خسته نکنید و براى خود تفریح و تنوع قرار دهید، ولى از کارى که در آن اسراف باشد یا شما را در اجتماع سبک کند، پرهیز کنید.» (بحار الانوار، ج 78، ص 346)
2- «لَیسَ لِبَخیلٍ راحَةٌ ، ولا لِحَسودٍ لَذَّةٌ ، ولا لِمُلوکٍ وَفاءٌ ، ولا لِکَذوبٍ مُرُوَّةٌ؛ بخیل را آسایش نیست، و حسود را لذّت نیست، و پادشاهان را وفا نیست، و دروغزن را مروّت نیست.»
3- «از نشانه هاى دین فهمى، حِلم و علم است، و خاموشى درى از درهاى حکمت است. خاموشى و سکوت، دوستى آور و راهنماى هر کار خیرى است.» (تحف العقول، ص 469)
خدایا همواره زیارت و شفاعت امام رضا (ع) را نصیب مان فرما
پست 3746 : به قلم احمد طالبی دارابی. «سلام عمو جان. شمالطف دارید .راضی به زحمت نبودم که این همه کارهای مارا به تصویر بکشید (پست 3740 اینجا). ما نسبت به مردم وظیفمونو انجام میدیم. خدا به شما عمر با عزت بدهد وهمیشه کانون گرم خانوادت بر قرار باشد .با سپاس فراوان.»
پاسخ دامنه. به نام خدا. سلام من هم به شما احمدآقای پرتلاش و عموزاده ی گرامی و بااخلاق ما. هنر و فنّ و مهارت شما ایجاب می کرد دامنه شما را در حدّ اختصار معرفی کند و نام نیکو و کار مانای شما را در تاریخ مَجازی و واقعی دارابکلا به ثبت رساند. روزی در 150 سال بعد این پستی که برای تو نوشتم می شود یک نگره از تاریخ فن و فنون محل.
این موضوع معرفی چهره های دارابکلا، یکی از چندین سلسله بحث های متنوع دامنه است که من نوشتن در این امور را هم ضروری می دانم و هم به آن عشق می ورزم. طبق طرح دامنه، باید همه ی چهره های خوب و زحمتکش و مؤثر محل به مروز شناسانده شوند؛ از کارگر زحتمکش دهیاری خدوم گرفته تا مُسنّ های تأثیرگذار و روحانیت معزّز روستای دارابکلا و افراد کشاورز و باغدار و آدم های متدیّن بی ادعا. از لطف و مهرت به دامنه ممنونم و خدا نگه دارتان.
پست 3745 : به نام خدا. با تسلیت شهادت امام رئوف حضرت رضای آل محمد (ص)، عکس های مهندس محمد عبدی از حال و هوای مشهدالرّضا (ع) در آستانۀ شب شهادت امام رضا (ع). همۀ عکس ها در اینجا
پست 3744 : به قلم دامنه. به نام خدا. این پست را برای ارزشگذاری به نعمت سپاس می نویسم تا در تاریخ ثبت شود، ولو آن که دامنه خوانی فعلاً میلی به خواندن آن نکند.
مردم مؤمن و متدیّن عراق _از همۀ فِرق و مذاهب و دیانت_ در کمال انسانیت و سخاوت از آن سوی مرزهای مهران و چزّابه و شلمچه گرفته تا تمامی مسیرهای نجف و کوفه و کربلا و حلّه و کاظمین و سامرّاء، با بذل مال و داشته های خویش، زائران جای جای جهان و ایران را با شعَف و شیدایی پذیرایی کردند و مهمان نوازی.
آنها به عشق وافر به حضرت سیّدالشّهداء (ع) و اعتقاد دیرین به عظمت زیارت اربعین، در عین نداری، بخشش داشتند و همۀ انرژی های مادی و معنوی خویش را در این راه، هدیه ی زائرین نمودند.
از دادان خانه و غذا و موکِب گرفته تا واکس کفش زُوّار و ماساژ تن زار پیاده رَوان سوی حرم کربلای معلّی. تقبّل الله ای موحّدان الله، عاشقان ائمۀ هُدی، خاصّه دلدادگانِ شهید دشت کربلا حضرت اباعبدالله سیّدالشّهداء.
ماساژ پای یک زائر پیادۀ اربعین توسط یک عراقی شیفتۀ امام حسین (ع)
پست 3743 : به نام خدا. متن نقلی. توضیح دامنه: حکم زندان و خلع لباس حجة الاسلام والمسلمین احمد منتظرى فرزند مرحوم آیة الله العظمی حسینعلی منتظری توسط دادگاه ویژه روحانیت قم، به ایشان ابلاغ شد. به دلیل اهمیت موضوع، دامنه این حکم حبس 21 ساله و خلع لباس وی از کسوت روحانیت را در این پست نقلی، ارائه می کند:
«محکومیت به حبس تعزیری و خلع لباس تعلیقی. پیرو پخش فایل صوتى آیتا... منتظرى، حجتالاسلام احمد منتظرى به دادگاه احضار شد و به ارائه دفاعیه پرداخت و روز یکشنبه دادسراى ویژه روحانیت قم حکم دادگاه را به وى ابلاغ کرد. ایسنا به نقل از کانال تلگرامی بیت آیتا... منتظری نوشت:
«بر اساس این حکم آقای احمد منتظری به اتهام اقدام علیه امنیت ملى به تحمل ده سال حبس تعزیرى و به جهت انتشار فایل صوتى داراى طبقهبندى سرى به تحمل ده سال حبس تعزیرى و به اتهام تبلیغ علیه نظام به تحمل یک سال حبس تعزیرى جمعا به تحمل ٢١ سال حبس تعزیرى محکوم شده است. در ادامه حکم آمده است: لکن با توجه به ارزش و حرمت خون برادر شهیدش و با عنایت به سن و سال و وضعیت خاص وى و فقد سابقه محکومیت کیفرى، با احصاء میانگین حداقل و حداکثر مجازاتها در مقام اجراء فقط ۶ سال از حبسهاى مورد حکم اجراء میگردد.
و نظر به اینکه مجموع اقدامات متهم خلاف شأن روحانیت تشخیص داده شد، متهم را به خلع لباس روحانیت محکوم مینماید؛ و با توجه به انتساب به خانواده شهید، خلع لباس ایشان به مدت ٣ سال تعلیق میگردد. این حکم تا ۲۰۰ روز از تاریخ ابلاغ، قابل تجدیدنظرخواهى در محاکم دادگاه ویژه روحانیت است.» (منبع: اینجا)
حجة الاسلام والمسلمین احمد منتظرى فرزند مرحوم آیة الله العظمی حسینعلی منتظری
پست 3742 : به قلم حجة الاسلام سیدمحمد شفیعی دارابی 11 .«سلام. آقای طالبی عزیز. دلم براتون تنگ شده. چرا امسال ماه محرم تشریف نیاوردین دارابکلا تا با مقاله های زیبایتان همه ما را به فیض برسانید؟ اکنون که آخر این ماه حُزن و اندوه است، مشهد تشریف نیاوردین. مشتاق دیدار فرزانه ای چون شما همراه با تفکرات فرهنگی مذهبی هستم. امیدوارم به زودی زود، السّاعه با شما در حرم امام رئوف (ع) مصافحه کنم.»
پاسخ دامنه : به نام خدا. سلام من هم به شما جناب حجة الاسلام آقاسید محمد شفیعی دارابی. به حال عالی تان که در جوار حرم امام رضا علیه السلام زیستی شائقانه و معنوی و درسی و کاری و علمی می کنی، غبطه و حسرت می خورم. در عکس هایی که جناب حاج علی میرزا از هیأت حضرت ابوالفضل پایین تکیه ی دارابکلا از حرم امام رضا (ع) به دامنه گسیل داشت چهره ی معنوی تان را دیدم و در حقّ تان دعا کردم. به پدر گرامی تان جناب حاج سیدتقی ذاکر پیشکسوت اهل بیت (ع) سلام صمیمانه ام را برسان.
من با آن که محرم و ناسوعا و عاشورا به مدت 10 روز مشهد مقدس بودم، باز نیز خیلی دلم میل زیارت حضرت رضا (ع) کرده است. اگر آمدم دیدارتان خواهم کرد. از محبت تان به دامنه بسی ممنونم. در حرم آقا (ع) نائب الزیاره ی مان باش.
پست 3741 : به قلم دامنه. به نام خدا. برای سازمان منحط و فروپاشیده و تروریستی منافقین همین کم بود که علاوه بر خیانت و جنایت در حقِّ مردم ایران و دریوزگی کثیف نزد صدّام، دیکتاتور بی عقل عراق، حالا این روزها نوکر آل سعود عربستان، این مرتجعان و عیّاشان هم بشود.
سرکردگان فاسد این سازمان برای این نوکری و همدستی، در فرانسه نشست تبلیغاتی توخالی برقرار کردند تا مثلاً برای چند فریفته شده ی خام اندیش داخلی شان پُزی داده باشند و باز نیز به قول آیة الله اکبر هاشمی رفسنجانی از راه جاسوسی زندگی سراسر نکبت شان را چند وقت دیگر تمدید نمایند.
دریوزگی از این بالاتر؟ و جنایت و خیانت از به شهادت رساندن 17000 ایرانی قهرمان، پلیدتر؟ اوج قساوت و عملیات کثیف شان ترور شهید سپهبد علی صیّاد شیرازی ست که در مرصاد علیۀ خیانت و جنایات جنگی منافقین قهرمانانه ایستاد.
یاد شهید صیاد، قهرمان مرصاد همیشه جاودانه است و جوانان این مرز و بوم هرگز فریفتۀ فریب و نیرنگ سازمانی که علیۀ مردمش در کنار صدام جنگید، نمی شوند و یک ذرّه خاک کف پوتین شهید صیّاد را با تمام تاریخ زشت این سازمان وابسته به سازمان سیای آمریکا، معاوضه نمی سازند و مثل کوه برای انقلاب و اسلام و ایران استوارند. بازهم هر وقت لازم دانستم می نویسم.
قبر منوّر امیر سپهبد شهید علی صیّاد شیرازی
صیّاد شیرازی اَلحق، صیّاد قلب ها بود و رزمندۀ واصلِ الی الله
پست 3740 : به قلم دامنه. به نام خدا. در سلسه مباحث دارابکلا و چهره ها اینجا، به معرفی مختصر احمد طالبی دارابی (فرزند حسینجان ولی) می پردازم.
وی در امور ساختمان و سازه های مسکونی و تجاری، نقّاشی ماهر و هنرمندی با انصاف است. کارهایش موردِ پسند و هنرش مورد توجّه ی محلی هاست. این گونه فنون و مهارت را باید با سپُردن کارهای محل و منطقه به ایشان و اَمثال ایشان، حفظ کرد.
زیرا با این کار هم شغل این جوان های دارابکلایی تقویت می گردد و هم از این صنعت بوم زیست _که موجب استقلال و رشدیافتگی محل است_ حراست و پشتیبانی به عمل می آید.
من به جناب احمد _که فردی کوشا و زحمتکش و بااخلاق است_ سلام می کنم و برای وی و خانواده و خاندان محترمش، آرزوی توفیق الهی و سلامتی می کنم. خداقوت جناب احمد. نیز خداقوت جناب یک دوست در ارسال این هنرمند خوب.
دارابکلا. احمد طالبی دارابی (حسینجان ولی). 8 آذر 1395. ارسالی جناب یک دوست به دامنه
پست 3739 : به نام خدا. عکس های زنجیرزنی دسته روی هیأت ابوالفضل (س) پایین تکیۀ دارابکلا امروز 8 آذر 1395 در سالروز رحلت جانسوز پیامبر اکرم (ص) و شهادت امام حسن مجتبی (ع) در جوار حرم رضوی در شهر مقدس مشهد، به قول مرحوم دکتر علی شریعتی: شهر شهادت. ارسالی جناب حاج علی میرزا به تلگرام دامنه. همۀ عکس هادر اینجا
پست 3738 : به قلم دامنه. به نام خدا. در خاطرات زیارت نجف و کربلا و کوفه ام که در دی ماه 1393 در دامنه طی 15 قسمت در سلسله مباحث خاطرات دامنه اینجا، منتشر کرده بودم، برداشت درونی ام را از این سه مکان در یک جمله ی سه پاره ای آشکار نموده بودم. در این پست فقط در سه کلمه توصیفم را می گویم:
در کربلا دل در جوشش و بُرادش است؛
در نجف دل در آرامش و ستایش؛
و در مسجد مقدس کوفه، دل در پردازش و پرستش.
فضیلت ها و اعمال ویژۀ مسجد مقدس کوفه. عکاس: دامنه
راست: مقام های مسجد کوفه. چپ: نمای دور مسجدکوفه. 6 دی 1393 عکاس: دامنه. در این سایت «ویکی شیعه» نیز این اعمال آمده است. اینجا
پست 3737 : به قلم دامنه. به نام خدا. لیف روح 171. با سلام بر پیامبر رحمت محمد مصطفی (ص) و درود بر کریم اهل بیت، امام حسن مجتبی (ع) و عرض ارادت به آستان قدس امام رئوف حضرت رضا (ع)، لیف روح 171 را این گونه می نگارم.
طبق آموزه ی قرآن، آدمی فطرتاً پاکیزه و اهورایی ست، اما انسان به علل غفلت و یا به دلایل عناد و یا به انگیخته ی انحراف و یا به خاطر نداهای شیطان، با گناه کردن خود را می تراشد و لاغر می کند.
آدمی از آنجا که زندگی اش مقدّس است، موظّف و مسئول است که روح خود را مثل تن سالم نگه دارد و روح را از به ذلّت کشاندن و وجودش را از به خفّت رساندن نجات بخشد.
این لیف روح حاصل مطالعۀ دامنه بر روی دو منبع بوده است: 1- فصلنامۀ مهرنامه، شماره اول، اسفند 1388 ص 155. و 2- کتاب قلب اسلام، ص 261.
بنابراین در لیف روح، همواره اول خودم را نهیب می زنم تا آدم شوم و از هزار هزار عیب رها شوم. و بعد آن را در دامنه پست می کنم شاید دامنه خوانان شریف آن را بخوانند و مفید و نافع تلقّی نمایند. همین. و الّا دامنه کجا؟ و نصیحت کردن کجا؟ خودم هزار هزار مسأله دارم و چشم به رأفت خدای مهربانم دوخته ام و شفاعتِ شفاعت گران چندگانه ی قرآن که به اذن خدا شفیع مؤمنان اند.
تقوا در نگاه مرحوم آیة الله مجتهدی تهرانی (زادۀ 9 مهر1302، متوفّای 23 دی 1386)
پست 3736 : به نام خدا. عکس های ارسالی مهندس عبدی از مشهد مقدس. ممنونم از مهندس که صبح 8 آذر 1395 در روز رحلت جانسوز پیامبر اکرم (ص) و شهادت امام حسن مجتبی (ع) از فضای حرم رضوی (ع) و هیأت سنه کوه ما را آگاه ساخت. با تسلیت این روز غم و ماتم، تأکید دارم بر این که عوض مان حتماً زیارت و ابراز ارادت و سلام خاصّه برگزار رفیق: عکس ها در اینجا
حسینیۀ ساروی ها در مشهد. ارسالی مهندس محمد عبدی 8 آذر 1395
پست 3735 : به نام خدا. عکس هایی ارسالی به دامنه از جنابان: یک دوست، مهندس محمد عبدی و حمید رجبی فرزند ابراهیم (مرحوم «حاج الله رجبی»). همگی در اینجا
یاد چراغ اعلاالدین به خیر که چشم را چه تُوهی (=سوزه) می آورد. عکس زیر روستای دارابکلا در 7 آذر 1395
پست 3734 : به قلم حجة الاسلام علی اکبر دارابکلایی 10 . «سلام. شب به خیر. مدتی است متنی در دست تحریر دارم با موضوع «دل مشغولی بر دیار ما دارابکلا». که گذری بر ارزیابی بر دامنه و وضع عملکرد ماست. بزودی ارسال خواهد شد.
از اقدام خوب و مشفقانه شما در پوشش مراسم مذهبی که نشان از اعتقاد به ارزشهای دینی واهل محل هست، سپاسگذارم. مأجور باشید.»
حجة الاسلام والمسلمین علی اکبر دارابکلایی. سخنرانی سالگرد مرحوم رشید دهقان. 1 شهریور 1395
پاسخ دامنه. به نام خدا. سلام من هم به شما جناب حجة الاسلام والمسلمین علی اکبر دارابکلایی. سه نکته را در پاسخم لازم می دانم:
1- موضوعی را که با عنوان «دل مشغولی بر دیار ما دارابکلا» برگزیدی به نظرم باید مبحثی درخور توجه و قابل تأمّل باشد. شخص دامنه و دامنه خوانان شریف حتماً متن و نوشته ی شما را مورد مطالعه و دقت قرار خواهند داد. و دامنه با بازدید روزانه ی بالا و قابل توجه، در خدمت قلم و متون و نوشته های شماست.
2- همین که قرار است به ارزیابی دامنه بپردازی خود یک نعمتی ست که به من ارزانی کرده اید. سخت منتظرم تا ارزیابی تان به دامنه واصل شود.
3- از این که به عنوان یک روحانی آگاه و مسلّط به زمانه، دامنه را مورد تشویق خویش قرار دادید موجب افتخار است و پایبندی به استمرار راه. مذهب و اعتقادات دینی و پست های پی در پی دینی دامنه، از بنیان های اساسی و دائمی دامنه بوده و هست و خواهد بود. ممنونم از شما با این نگاه مُشوّقانه و محبت آمیزتان. خدا نکه دارتان.
پست 3733 : به نام خدا. عکس های زنجیرزنی دسته روی هیأت ابوالفضل (س) پایین تکیۀ دارابکلا امروز 7 آذر 1395 در جوار مرقد ملکوتی امام رضا (ع). درود می فرستم به تک تک حاضرین در آنجا و هیأت مذهبی و متدین حضرت ابوالفضل پایین تکیه ی روستای دارابکلا. همه ی عکس های ارسالی جناب حاج علی میرزا به تلگرام دامنه در اینجا
پست 3732 : به قلم دامنه. به نام خدا. وقتی چند روز پیش سخنان رهبر معظم انقلاب را از شبکۀ خبر سیما می دیده و می شنیدم، جناب حجة الاسلام والمسلمین علی اکبر دارابکلایی را در آن دیدار دیدم که از روی تلویزیون از ایشان عکسی انداختم که ثبت گردد. از همین جا سلام دارم به ایشان و مؤید باشند ان شاء الله در امورشان.
عکاس: دامنه. سمت راست ردیف جلو حجة الاسلام والمسلمین علی اکبر دارابکلایی در دیدار بسیجیان سراسر کشور با رهبر معظم انقلاب در 3 آذر 1395
پست 3731 : به نام خدا. متن نقلی. متنی بسیار مهم از مرحوم دکتر علی شریعتی در بارۀ سیمای حضرت محمد (ص) که امشب 7 آذر 1395 شب جانسوز رحلت پیامبر اکرم (ص) و شهادت امام حسن مجتبی (ع) کریم اهل بیت (ع) تقدیم می گردد:
«به راستی میتوان گفت که محمد را این چنین «باید از نو دید»، «از نو شناخت»، او را با نگاهی که اشیا و اشخاص را مینگریم نباید نگریست، باید از روانشناسی، جامعهشناسی و تاریخ، نگاهی تازه ساخت و بر سیمای محمد(ص) افکند.
برای شناخت دقیق و تصویر کلی و تمام هر مذهبی، شناختن خدای آن، کتاب آن و پیغمبر آن ضروری است و این روش سادهترین، ممکنترین و در عین حال علمیترین و مطمئنترین روش شناخت یک مذهب است.
محمد ترکیبی از موسی و عیسی است، گاه او را در صحنههای مرگبار جنگ میبینیم که از شمشیرش خون میچکد و پیشاپیش یارانش که برای کشتن یا کشته شدن بیقراری میکنند،...
گاه وی را میبینیم که وقتی هر روز در رهگذرش مرد یهودی از بام خانهاش خاکستر بر سرش میریزد و او نرمتر از مسیح، همچون بایزید، روی درهم نمیکشد و یک روز که از کنار خانه وی میگذرد و از خاکستر مرد خبری نمیشود، میپرسد رفیق ما امروز سراغ ما نیامد؟ و چون میشنود که بیمار شده است به عیادتش میرود.
در اوج قدرت در آن لحظه که سپاهیانش مکه را، شهری که بیست سال او و یارانش را شکنجه داده و آواره کرده است، اشغال کردهاند، بر مسند قدرت اما در سیمای مهربان مسیح، کنار کعبه میایستد و در حالی که ۱۰ هزار شمشیر تشنه انتقام از قریش، در اطرافش برق میزنند و… میپرسد؛ «ای قریش فکر میکنید با شما چه خواهم کرد؟»، قریش که سیمای مسیح را در این موسایی که اکنون سرنوشتشان را در دم شمشیر خویش دارد، خوب میشناسند و به چشم میبینند، پاسخ میدهند که «تو برادری بزرگوار و برادرزادهای بزرگواری» و آن گاه با آهنگی که از گذشت و مهربانی گرم شده است، میگوید: «بروید، همگی آزادید.»
آری، پس از آن که به بعثت برانگیخته شد، اولین کسی که به وی ایمان آورد حضرت علی(ع) بود، علی بود که با وی همپیمان شد و از آن پس همه لحظات عمر را در این پیمان و پیوند نهاد و در پرستش خداوند و وفای محمد و دوستی خلق و پارسایی روح، آیتی شگفت شد و با صدها رشته پنهان و پیدا با روح و اندیشه و قلب محمد پیوند یافت.
پیغمبر که تاریخ آن همه از اراده و تصمیم و قدرتش سخن میگوید و خسروان و قیصران و قدرتمندان حاکم بر جهان آن همه از شمشیرش میهراسند و دشمن از شدت غضبش میلرزد، در عین حال مردی است سخت عاطفی، با دلی که از کمترین موج محبتی میتپد و روحی که از نوازش نرم دست صداقتی، صمیمیتی و لطفی به هیجان میآید، در خانه و خانواده نیز چنین است.
در بیرون، مرد رزم و سیاست و فرماندهی و قدرت و ابهت است و در خانه پدری مهربان، شوهری نرم خوی و ساده و صمیمی،… وی هرگز نمیکوشید تا خود را مرموز و غیرعادی و موجودی عجیب و غریب در چشمها بنمایاند، بلکه بعکس حتی به مادی بودن تظاهر میکرد، نه تنها از زبان قرآن میگوید که «من بشری هستم بمانند شما و فقط به من وحی میشود، …/ کهف ۱۱۰». که همواره اعتراف میکند جز آنچه به من گفته میشود، از چیزی خبر ندارم و در رفتار و زندگی و گفتگویش همه جا میکوشید تا در چشمها شگفتآور و فوقالعاده جلوه نکند و سعی میکرد تا ابهت و جلالی را که در دلها دارد، بشکند.
میگویند روزی پیرزنی نزد وی میآید تا از او چیزی بپرسد. آن همه خبرها و عظمتها که از او شنیده بود چنان در او اثر میکند که تا خود را در حضور وی مییابد، میلرزد و زبانش میگیرد، پیغمبر احساس میکند شخصیت و شکوه او وی را گرفته است، ساده و متواضع پیش میآید، به مهر دست بر شانههایش میگذارد و با لحنی که از خضوع، نرم و صمیمی شده است، میگوید؟ مادر چه خبر است؟ من پسر آن زن قریشیام که گوسفند میدوشید...
آری پس از ۲۳ سال رسالت پیامبری و هدایت مردم پیغمبر در بستر افتاد و دیگر نتوانست برخیزد و به این گونه است که محمد و رسالت چند بعدی و دو جهتش شایستگی آن را دارند که آرزوی بزرگ انسان امروز را تحقق بخشد.»
قابل ذکر است مرحوم دکتر علی شریعتی در کتاب های «فاطمه، فاطمه است» و «سیمای محمد (ص)» ابعاد شخصیتی حضرت نبی اکرم (ص) را به طور مفصّل شرح داده است.
مرحوم دکتر علی شریعتی از احیاگران فرهنگ ناب اهل بیت عصمت و طهارت (ع)
پست 3730: به نام خدا. متن نقلی مهم و مستدل. امشب رحلت پیامبر اکرم (ص) و شهادت امام حسن مجتبی (ع) کریم اهل بیت (ع) است. دامنه ضمن تسلیت این دو رخداد جانگداز و برای درک مسائل مهم در قضایای سرنوشت ساز تاریخ اسلام، این متن را ارائه می نماید:
«چرا امام حسن صلح کرد یا چرا امام حسین صلح نکرد؟ اصلًا چرا ما درباره این دو امام بگوییم؛ قدری جلوتر برویم. چرا علی بن ابیطالب(ع) در زمان خلافت ابوبکر قیام نکرد؟ چرا در زمان خلافت عمر قیام نکرد؟ چرا در زمان خلافت عثمان قیام نکرد، ولی بعد از عثمان که آمدند با او بیعت کردند، محکم ایستاد؟ در صورتی که از نظر علی بن ابیطالب همان طوری که ابوبکر غاصب بود، معاویه هم غاصب بود.
برای اینکه آنچه که در نظر اسلام اصالت دارد، مطلب دیگری است و آن این است که آن اقدامی که حفظ حوزه اسلام با آن بشود، بر هر اقدام دیگری مقدم است. آیا اینکه اسلام میگوید علی بن ابیطالب(ع) خلیفه باشد، برای این است که اسلام تضعیف بشود یا برای این است که اسلام تقویت بشود؟ البته خلیفه باشد که اسلام تقویت بشود.
مدینه. بقیع. قبر امام مظلوم حسن بن علی، امام مجتبی، کریم اهل بیت (ع)
حالا اگر مردم و صحابه پیغمبر به حرف پیغمبر گوش میکردند و با علی(ع) بیعت می کردند و علی در یک چنین شرایطی خلیفه میشد، منظور پیغمبر حاصل بود؛ یعنی تصدی خلافت سبب تقویت اسلام بود، ولی پیغمبر(ص) حضرت علی(ع) را برای خلافت نامزد کرده است، یک دفعه بعد از پیغمبر(ص) جریان دیگری به وجود میآید، پیرمردها و اکابر اصحاب پیغمبر به فکر میافتند که از این قضیه استفاده کنند.
در همان حال مردمی تازه مسلمان هستند که هنوز اسلام در دل آنها نفوذ نکرده است، تازه شهرت اسلام به دنیای خارج عرب کشیده شده است. حالا مصلحت اسلام ایجاب میکند که یک آرامش کاملی برقرار باشد. اولًا باید غائله مرتدها خوابانده شود. ثانیاً آنها که از دور میآیند که این حسابها سرشان نمیشود. از نظر آنها علی بن ابیطالب و ابوبکر علی السویه هستند، مصلحت اسلام این طور ایجاب میکند که حالا که اینها عمل ناشایستی مرتکب شدهاند، آن کسی که در اینجا ذی حق است، دندان روی جگر بگذارد، البته نه به خاطر جان خودش بلکه به خاطر مصلحت اسلام.
مصلحت اسلام اینطور ایجاب میکند که علی(ع) دندان روی جگر بگذارد و در صف مأمومین ابوبکر هم شرکت کند و با عمر نیز همین طور رفتار کند و به سؤالات و اشکالات مردم جواب بدهد، چیزی که از نظر علی اصالت دارد حیثیت و آبروی اسلام است. در اینجا دندان روی جگر گذاشتن، بهتر آبروی اسلام را حفظ میکند یا لااقل کمتر آبروی اسلام را میبرد.
اما قضیه میگذرد. اوضاع زمان تغییر میکند. اسلام جهانگیر میشود. زمان معاویه پیش میآید. معاویه حیثیت عمر و ابوبکر را ندارد. او کسی است که خودش و پدرش سالها علیه اسلام جنگیدهاند، حساب ها عوض شده است، در اینجا علی(ع) با معاویه میجنگد. زمان امام حسن پیش میآید. در این زمان در اثر جریانهای زیادی که در زمان امیرالمؤمنین(ع) پیش آمد و از همه بالاتر آن حالت سست عنصری که اصحاب امام حسن(ع) به خرج دادند، اگر امام حسن(ع) مقاومت میکرد کشته میشد، ولی نه کشته شدن شرافتمندانه و افتخارآمیز، آن گونه که حسین بن علی کشته شد.
حسین بن علی با هفتاد و دو نفر کشته شد، یک شهادت آبرومندانه و در یک وضع و شرایط خاص که هزار و سیصد سال دارد اسلام را آبیاری می کند، در زمان امام حسن یک حالت رخوت و سستی و خستگی در شیعیان پیدا شده بود که اگر این کار (مقاومت در مقابل معاویه) ادامه پیدا میکرد، یک وقت خبردار میشدند که حضرت را دست بسته تحویل معاویه دادهاند، هنوز صابون معاویه و بنی امیه درست به جامه مردم نخورده بود، بیست سال معاویه حکومت کرد. بقیه در ادامه
پست 3729 : به قلم دامنه. به نام خدا. امشب رحلت پیامبر اکرم (ص) و شهادت امام حسن مجتبی (ع) است. من این نکته ی شهید آیة الله مرتضی مطهری اسلام شناس بزرگ ایران و جهان اسلام در بارۀ پیامبر اسلام (ص) را بسیار مهم می دانم.
مهم بودن آن در این است که در مورد رسول خدا (ص) باید مطالعه ی عمیق و همه جانبه نگر و به حدّ عدد عمرش 63 سال (از تولد تا رحلت) داشت، تا دچار برداشت های غلط و انحرافی همچون تفکر تکفیری ها و نیز خشک مقدس های خام اندیش نشد:
«اگر کسی بخواهد زندگانی پیامبر صلی الله علیه و آل وسلّم را مورد مطالعه قرار دهد، باید تمام دوره های این زندگانی را مورد دقت و تحلیل قرار دهد. سراسر زندگانی پیامبر اعجاز و تربیت است و باید همه در ارتباط با هم مورد مطالعه قرار گیرد. زندگانی پیامبر صلی الله علیه و آل وسلّم 63 سال است و این 63 سال یک واحد است. من اگر موفق شوم، زندگی پیامبر را زیر عنوان "63سال" خواهم نوشت.» (منبع: اینجا)
مدینه. حرم نبوی صلّی الله علیه و آل و سلّم
پست 3728 : به نام خدا. عکس های ارسالی حجة الاسلام سید محمد شفیعی دارابی از هیأت حضرت ابوالفضل (س) پایین تکیه ی دارابکلا در آستانۀ رحلت پیامبر اکرم (ص) شهادت امام حسن مجتبی (ع) و امام رضا (ع) به تلگرام دامنه و نیز عکس های ارسالی مهندس محمد عبدی سنه کوهی از مشهد مقدس به دامنه. همه در اینجا
سرد و بَرد و یخ است ولی عشق به امام رضا (ع) قلب را گرم می اندازد ارسالی مهندس عبدی
حجة الاسلام سیدمحمد شفیعی دارابی. نوحه خوانی در میان هیأت حضرت ابوالفضل (س) پایین تکیۀ دارابکلا
پست 3727 : به قلم دامنه. به نام خدا. آری فیدل کاسترو 5 آذر 1395 (25 نوامبر 2016) درگذشت. فیدل کاسترو و ارنستو چه گوارا دو مبارز ضدآمریکایی بودند که نه فقط نماد انسان های ضدفساد در قارۀ آمریکای لاتین بلکه در اغلب قاره های جهان شدند و مردم آزادیخواه و انقلابی آن دو را به خاطر مبارزات و مردم گرایی های شان دوست می داشتند و می دارند.
فیدل کاسترو رهبر انقلاب کوبا با آن که بیش از 50 سال در کوبا، قدرت اول کشور بود و نیز با آن که 90 سال عمر کرد، اما هرگز تن به فساد و اَشرافیت و دیکتاتوری کمونیستی نداد. تنها رهبر کمونیستی جهان بود _که بر خلاف سایر رهبران کمونیستی که همگی دیکتاتور شدند_ حکومتش را به استبدادِ ضدمردمی و دیکتاتوری فردی آلوده نکرد و از مشیء استالینیستی هرگز پیروی ننمود. مردمی ماند و مردمی زیست و مردمی مُرد.
اغلب، فیدل کاسترو را می شناسند و من فقط یک نکته را برجسته می کنم و آن این که در آخرهای عمرش _با آن که داوطلبانه قدرت را واگذار کرده بود_ اما با این سنّش به مهدکودک های کوبا می رفت و به کودکان درس مقاومت و ایستادگی در برابر امپریالیسم آمریکا می داد. تدریس در مهدکودک ها، کار بزرگی که برای اغلب سیاستمداران جهان شاید کسر شأن باشد و دونِ مقام.
درسی که باید خیلی از سیاستمداران جهان، از این خوی خوب وی، درس ها بیاموزند و اینقدر به قدرت و ثروت و اِمارت پیله نکنند و کمی هم به میان مردم و خویشتنِ خویش بروند و با آموزه ها بیآویزند و خود را از حُبّ قدرت رها سازند.
دامنه یاد فیدل کاسترو رهبر مردمی و ساده زیست و غیرفریبکار جهان را گرامی می دارد و زندگی وی را لایق اندیشیدن و خواندن و بخشی از آن را شایسته ی برجسته ساختن می داند.
رهبری که دوست و برادر ایران بود. شخص آزادمردی که در ملاقات با مرحوم آیة الله سید محمود طالقانی گفته بود: «اگر اسلام این است که شما شرح داده اید، من هم یک خداپرست مسلمانم.»
فیدل کاسترو رهبر مردمی_انقلابی و ضدآمریکایی انقلاب کوبا
پست 3726 : به قلم دامنه. به نام خدا. یاد می کنم از دانشگاه مفید قم. مهترین مؤسسه ی علمی دانشگاهی حوزوی؛ که مرجع انقلابی و فقیه مبارز و حق گو و حق طلب و یار دیرین امام و انقلاب، مرحوم آیة الله العظمی سیدعبدالکریم موسوی اردبیلی آن را بنیان نهاد و مرکزی برای رشد طلاب بااستعداد و روشن بین گردیده است.
دانشگاهی در میدان مفید قم و در 2 کیلومتری خونۀ دامنه. هر دو عکس را به پسرم عارف گفتم و وی آن را از زاویۀ ضلع جنوب شرقی میدان مفید از ارتفاع بالا انداخت:
نمای دانشگاه مفید قم از زاویۀ برج میدان مفید قم. عکاس: عارف طالبی دارابی
پست 3724 : به نام خدا. این هم برف 4 آذر 1395 روستای دارابکلا. ارسالی جناب آقای «کسی که دامنه را می شناسد» در اینجا
پست 3723 : به نام خدا. ضمن پوزش از جناب یک دوست و رنگین کمان که عکس های برف 3 و 4 آذر 1395 روستای دارابکلا را در همان روز بارش به تلگرام دامنه ارسال کرده بودند و امروز توانستم پست کنم، عکس های هیأت حضرت ابوالفضل (س) پایین تکیه دارابکلا در حرم امام رضا (ع) را که عصر امروز جناب حاج علی میرزا به تلگرام دامنه روانه داشته، ارائه می شود همه ی عکس های دیدنی چهره های عزادار در اینجا
پست 3722 : به نام خدا. روستای دارابکلا را در 3 آذز برفی و 6 آذر آفتابی از دید دوربین زاویه دان جناب یک دوست که هنر و ایمان و صداقتش را باهم دارد. ممنونم ازت جناب یک دوست با این ثبت و هنر عالی ات: در اینجا
پست 3721 : به قلم حجة الاسلام مالک رجبی دارابی 136 . «سلام برادر ارجمند ما جناب آقا ابراهیم: (ما و قرآن کریم):
۱ : قرآن کتاب کریم است ، آیا ما از آن تکریم کردیم ؟ ( اِنّه لَقُرآنٌ کَریمٌ ) واقعه آیه ۷۷
۲ : قرآن کتاب مجید است ، آیا ما از آن تمجید کردیم ؟ (ق وَالقُرآنِ المَجیدِ) ق ، آیه ا
۳ : قرآن کتاب عظیم است ، آیا ما از آن تعظیم کردیم ؟ (وَ لقَد آتَیناکَ سَبعاً مِنَ المثانی وَالقُرآنِ العَظیم ) حجر آیه ۸۷
۴ : قرآن کتاب نور است ، آیا ما نورانی شدیم ؟ ( قَد جائَکُم مِنَ اللهِ نُورٌ وَ کِتابٌ مُبینٌ) مائده آیه ۱۵
۵ : قرآن کتاب مبارک است ، آیا ما از برکات آن بهره مند شدیم ؟ ( وَ هذا کتابٌ اَنزَلناهُ مُبارَک) انعام آیه ۹۲
۶ : قرآن کتاب شفا است ، آیا ما امراض روحی خود را با آن درمان کردیم ؟ ( وَ نُنَزِّلُ مِنَ القُرآنِ ما هُوَ شِفاءٌ وَ رَحمَتٌ ) اَسرا آیه ۸۲
۷ : قرآن کتاب هدایت است ، آیا ما از هدایت خاصه ی آن استفاده کردیم ؟ ( ذالک الکتاب لا رِیبَ فِیه هُدَیً لِلمُتَّقین ) بقره آیه ۲
۸ : قرآن کتاب بصائر است . آیا ما بصیرت یافتیم ؟ ( قَد جائکم بصائِرَ مِن ربِّکم ) انعام ۱۰۴
۹ : قرآن کتاب موعظه است ، آیا ما از مواعظ آن بهره مند شدیم ؟ (یا اَیُهاَ النّاسُ قَد جائَکُم مُوعِظَتٌ مِن رَبِّکُم ) یونس آیه۵۷
۱۰ : قرآن کتاب تذکر است، آیا ما متذکر شدیم ؟ ( اِنّا نَحنُ نَزَّلنا الذِّکر) حجر آیه ۹
۱۱ : قرآن کتاب حکیم است ، آیا ما از حکمت های آن استفاده کردیم ؟ ( یس والقرآنِ الحکیم ) یس ۱
۱۲ : قرآن کتاب زیباست ، آیا ما از زیبایهای آن بهره مند شدیم ؟( الله اَنزلَ اَحسَنَ الحدیث) زمر آیه ۲۳
اصفهان . مسجد جامع شهر عَسکران . 6 آذر 1395. مالک رجبی دارابی. موفق باشید.
در ضمن ارتحال آیة...موسوی اردبیلی و حادثۀ دلخراش قطار و انفجار در حلّه و شهادت زائران اربعین را تسلیت می گویم.
پاسخ دامنه. به نام خدا. سلام من هم به شما شیخ مالگ گرامی ما. هر 12 بندی _که در متن نقلی آورده ای_ درخور اندیشیدن است و پند و درس آموختن و دقیق خواندم و ممنونم.
پست 3720 : به نام خدا. اولین برف 3 آذر 1395 روستای دارابکلا از شهرستان میاندورود استان مازندران به دیدۀ دوربین جناب رنگین کمان همه ی ارسالی های وی به تلگرام دامنه در اینجا
پست 3719 : به قلم دامنه. به نام خدا. ضمن تسلیت ارتحال این مرجع آگاه و روشن ضمیر مبارز، به آحاد ایرانیان و انقلابیون؛ من به عنوان یک انقلابی و عادی ترین شهروند ایرانی از آن فقیه مبارز و مرجع مردم دار و عالم خیّر و خیرخواه بزرگ انقلاب و نظام مرحوم آیة الله العظمی حاج سید عبدالکریم موسوی اردبیلی چهار خاطره ی صمیمانه ی قابل نقل دارم که به اختصار بیان می کنم که در خاطره ی چهارم روانشاد یوسف رزّاقی نیز حضور دارند.
ان شاء الله در تشییع باشکوه پیکر آن روحانی بیدار و بیدارگر و ضد بیداد و بیدادگری، در روز جمعه 5 آذر 1395 در قم، اَدای احترام و ادب می نمایم:
دامنه و روانشاد یوسف رزّاقی
خاطره ی اوّل: اردیبهشت سال 1360 بود. پادگان المهدی چالوس آموزش تخصصی دیدیم و راهی جبهه شدیم. ما را از راه رشت به تهران بردند. اول در رشت به دیدار مرحوم آیة الله صادق احسانبخش (زادۀ 1309_متوفّای 14خرداد 1380) رفتیم و سپس به تهران در نهاد ریاست جمهوری به دیدار مرحوم آیة الله العظمی حاج سید عبدالکریم موسوی اردبیلی. ایشان وقتی در جمع ما حاضر شدند تازه از نردیک فهمیده بودیم چقدر زیبا و خوش تیپ هستند و جذَبه ی ویژه ای دارند.
اگر ذهنم درست ترسیم کرده باشد آن مرحوم با نهایت بشّاشیت و دادن روحیه و راهنمایی ها، به ما هزینه ی جنگی هم داده بودند. در آن زمان خاص جنگی به تحلیل من هدف این گونه طی کردن مسیرها تا جبهه ها در اعزام ها این بود اولاً مردم شهرهای مسیر در جریان اعزام رزمندگان قرار بگیرند. ثانیاً دشمن با شنیدن و دیدن خبر هراس کند و ثالثاً مسئولان نظام به رزمندگان تحلیل و خط و ربط و روحیه و ره توشه بدهند. زیرا دیدار کردن با امام خمینی رهبر کبیر انقلاب اسلامی برای همه ی اعزام ها مَیسور و منطقی نبود.
خاطره ی دوّم: آذر سال 1361 بود. من و دو دوستم ح. آ. و م.ت.م از دارابکلا به تهران حرکت کردیم. سه کار داشتیم. جمعه بود. به هتلی در خیابان انقلاب بعد از میدان فردوسی رفتیم. شب ماندیم. دو کار را به سرانجام رساندیم.
با ولَع و شوق فراوان راهی زمین چمن دانشگاه تهران شدیدم. آنقدر ماندیم تا امام جمعۀ موقت تهران آیة الله اکبر هاشمی رفسنجانی برسد و او را . (مرجعیت شیعه)، (خاطرات دامنه)، (برچسب: هاشمی رفسنجانی)
مرحوم آیة الله العظمی حاج سید عبدالکریم موسوی اردبیلی
پست 3718 : به نام خدا. آیة الله العظمی سید عبدالکریم موسوی اردبیلی از مراجع تقلید قم، انقلابی مبارز و از مؤثرین نهضت امام خمینی به رحمت خدا پیوست. پست ویژۀ دامنه علاوه بر پست 3713 اینجا _که صبح امروز انتشار داده ام_ بزودی ارائه می شود.
زندگینامۀ آن مرحوم در «پایگاه اطلاع رسانی دفتر حضرت آیت الله العظمی سید عبدالکریم موسوی اردبیلی» در اینجا
مرحوم آیة الله العظمی سید عبدالکریم موسوی اردبیلی
پست 3717 : به قلم دامنه. به نام خدا. آماری ندارم که چه تعدادی از دارابکلایی ها به نجف و کربلا شتافته اند و به زیارت اربعین امام حسین (ع) و امیر مؤمنان امام علی (ع) و بقیۀ عتبات مشرّفۀ تشرّف یافته اند. هفتاد هشتاد نفر هم اگر بوده اید، این خود یک رویداد بی نظیر مذهبی در روستای دارابکلاست.
من در این پست هیچ ذرّه ای هم نیستم که از شما تشکر کنم و فقط خواستم بگویم قدردانِ این اشتیاق و اعتقاد عالی تان باقی بمانید.
همین برای تان باید کافی باشد که با عنوان پیشوند کربلایی الگویی برای همه همچون: خانه، خانواده، مدرسه، کوچه، اداره، کارخانه باشید و رایحه ی خوش اربعینی تان به زبان عامیانه و محلی مان باید از آن سوی میانسره تا پایین صحرا و از جَردله تا دَردله ی روستای دارابکلا ساطع و عطراگین گردد.
این تشرّف را برای خود توشه ی راه کنید. و نیز بدانید از قدیم هم افتخار خانواده های مؤمن و متدیّن روستای دارابکلا این بوده که در هر خانه ای پیشوند «کربلایی» حتی بر پیشوند «حاجی» ارجحیت داشته است.
ان شاء الله تعالی برای نیل آسان تان به این زیارت با برکت و غیرت آفرین، دعاگوی رزمندگان8سال دفاع مقدس و شهیدان جان بر کف هستید.
خدا نگه دار و تقبّل الله. و این سپاس ناچیز دامنه ی ناچیز بود از شما دارابکلایی های مؤمن و شیعۀ علی (ع) و شیفتۀ سرور آزادگان امام حسین (ع) که اینک چه با شوق و ذوق کربلایی و نجفی شده اید.
پیاده روی این زائرین کوچک اما بسی بزرگ اربعین کربلا. درود بر آنها
پست 3716 : به نام خدا. از رهبر معظم انقلاب بشنویم. «پایگاه اطلاعرسانی دفتر مقام معظم رهبری: حضرت آیت الله خامنهای رهبر معظم انقلاب اسلامی عصر امروز (سهشنبه 2 آذر 1395) در دیدار آقای باروت پاخور رییس جمهوری اسلوونی با اشاره به حوادث تلخ و دردناک منطقه و نقش برخی قدرتها در تحمیل بیثباتی و جنگ بر ملتها، تأکید کردند:
... امریکاییها برنامهای برای ریشهکن کردن داعش ندارند و میخواهند همچون انگلیسیها که در دوران استعمار هند، کشمیر را همچون استخوان لای زخم نگه داشتند -و در نتیجه دو کشور همسایه هند و پاکستان تا همین امروز نیز همواره دچار اختلاف و شکاف هستند- در قبال داعش نیز بهگونهای عمل کنند که این مشکل بهصورت حل نشده در عراق یا سوریه باقی بماند.
... در حالیکه کشورهای اروپایی نتوانستند به حداکثر چند ده هزار پناهجو پناه بدهند، ایران سالهاست که حدود سه میلیون نفر از مردم افغانستان را میزبانی میکند و شرایط تحصیل و زندگی را برای آنها فراهم کرده و در کمال سعه صدر رفتاری انسانی با مهاجرین دارد...»
باروت پاخور رییس جمهوری اسلوونی در دیدار با رهبر معظم انقلاب. تهران. 2 آذر 1395
پست 3715 : به نام خدا. حسین شریعتمداری مدیر مسئول و نویسنده و تحلیل نویس روزنامۀ کیهان و فیض الله عرب سرخی عضو شورای مرکزی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی کیستند؟بقیه در ادامه
حسین شریعتمداری رئیس کیهان
حجة الاسلام والمسلمین سیدمحمد خاتمی. فیض الله عرب سرخی
پست 3713 : به نام خدا. متن نقلی. «آیتالله موسویاردبیلی در گفتوگویی گفته است: «یک شب منزل احمدآقا بودیم. در آن جلسه آقای هاشمی و آقای خامنهای و آقای مهندس موسوی بودند. امام بدون اینکه اسم ببرند، گفتند اینها آدمهای بدی نیستند - معلوم بود که منظورشاننهضت آزادی است- گفتند آنهایی را که من میشناسم، آدمهای مسلمان خوبی هستند.
یکی از آقایان میخواست تحریک کند، گفت اینها روحانیت را قبول ندارند. امام فرمودند روحانیت را قبول دارند، شماها را قبول ندارند. آن آقا گفت شخص شما را قبول ندارند. امام فرمودند قبول نداشته باشند. من که اصول دین نیستم!
من این ماجرا را در زمان حیات امام، در نماز جمعه نقل کردم تا جای هیچگونه رد و انکاری نباشد».(منبع: اینجا)
عیادت رهبر معظم انقلاب از آیة الله العظمی سیدعبدالکریم موسوی اردبیلی. روحانی سمت چپ فرزند و رئیس دفتر آقای موسوی اردبیلی ست. تهران. 2 آذر 1395. با آرزوی سلامتی
از راست: میرحسین موسوی. موسوی اردبیلی.( آشتیانی یا ری شهری تردید از من است). امام خمینی رهبر کبیر انقلاب اسلامی. علی اکبر ولایتی. رهبر معظم انقلاب. هاشمی رفسنجانی
پست 3712 : به قلم دامنه. به نام خدا. امروز 2 آذر تولد معلم انقلاب دکتر علی شریعتی ست. تئوریسن، مبارز، انقلابی و معلم بزرگی که در 2 آذر 1312 در کویر مزینان زاده شد.
و پس سالها روشنگری و تدریس و مبارزه در 44 سالگی در 29 خرداد 1356 به دلیل فشار بی امان ساواک رژیم دیکتاتوری شاه، پس از مهاجرت به لندن _در حالی که منتظر همسر و فرزندانش برای خروج از ایران بود_ درگذشت.
سال 1385 موفق شدم تمام کتاب «طرحی از یک زندگی» را بخوانم و یاداداشت بردارم. کتابی مهم و خواندنی و شیرین و مستند نوشتۀ پوران شریعت رضوی _همسر مرحوم دکتر علی شریعتی. کتابی در مورد تمام زندگی خصوصی و سیاسی و فکری علی شریعتی. از انتشارات چاپخش، چاپ سوم، 1375.
حال امروز در زادروز میلاد آن معلم بزرگ انقلاب، این چند نقل از کتاب را _که از روی دفتر یادداشت سال 1385 خودم، می نویسم_ در دامنه ارائه می کنم:
عکس کتاب طرحی از یک زندگی نوشته پوران شریعت رضوی
«پس از آزادی، علی [شریعتی] خانه نشین شد و به کارهای فکری می پرداخت. یک ساواکیِ مأمور به نام حسین زاده (عطاپور) مسئول تعقیب و مراقبت دکتر بود... ». ص 195.
«علی اهل رسیدگی به امور منزل نبود.» ص 196.
«در این سالها مرتب علی را به ساواک احضار می کنند... هدف آنها جلب همکاری علی با شیوۀ تهدید و تطمیع بود... که موفق نشدند...». ص 197.
«او در منزل علاوه بر مطالعه و نوشتن مسئول نگه داری بچه ها شده بود!... ». ص 198
علی در قصّه هایی که برای بچه ها تعریف می کرد، آنها را با حوادث و خطر و ... مواجه می کرد... می گفت: قصّه ای که در آن حادثه و خطر نباشد، که قصه نیست، خبر است». ص 201.
روح این معلم انقلابی که از ایران تا الجزایر با استبداد داخلی و استعمار خارجی جنگید، و با نوشتن هزاران ورق و صدها سخنرانی در احیای ارزشهای دینی کوشید، همیشه جاویدان باد.
عکس یادداشت هایم در دفتر یاداشت سال 1385 من، از کتاب «طرحی از یک زندگی»
عکسی که از روی یاداشت هایم از کتاب «طرحی از یک زندگی» انداختم
پست 3711 : به قلم دامنه. به نام خدا. اوائل انقلاب بود. جناب حجة الاسلام والمسلمین شیخ اسماعیل دارابکلایی مشهور به صادق الوعد (فرزند مرحوم آیة الله آقا دارابکلایی) اقدام انقلابی و علمی بزرگی برای محل کرد. یعنی تأسیس کتابخانه ی اَمانی با صدها جلد کتاب فاخر و متنوع و گرانبهاء.
گامی بسیار مهم و مؤثر و ارزنده و بی نهایت آینده نگرانه در محل و منطقه. زیرا دارابکلا روستایی بزرگ، سیاسی و متدیّن و مؤمن و زبانزد حومه و منطقه بود و باید هم در مطالعه پیشتاز می بود.
جا دارد در همین جا تشکر کنم از این کار پسندیده و ماندگار جناب صادق الوعد و کسانی که وی را در این کار یاری و مدَد دادند.
این کتابخانه مرکز انقلابیون شده بود. هم مطالعه در همانجا درجا. هم امانت بردن کتاب به خانه به مدت 4 روز و هم بحث و گفت و گو و تبادل افکار و دیدگاه و نیز قرارگزاری ها.
جای آن، اول پشت انبار نفت مهاجرها در تکیه پیش بود. در مغازه ای در زیر ساختمان کبل اکبر رجبی دارابی (پدر جعفر رجبی). بعد زیر درگاه مسجد جامع و پس از سالها در محل جدید پایگاه مقاومت.
من نیز اغلب کتابخانه دار این کتابخانه در دو جای اول و دوم بودم. یادم است اولین کتابی که از این کتابخانه گرفتم و با دقت و اشتیاق خواندم کتاب تصویری و متنی و جذاب و پرمعنای «قورباغۀ دوراندیش» بود.
اساساً روح کتاب دوستی در من از همان ایام دمیده شد. و خیلی از کتاب های این کتابخانه را خواندم و یادداشت و مقالات برای دبیرستان ها و راهنمایی ها و نیز دلنوشته هایی برای خودم نوشتم.
همه ی انقلابیون با هم بودیم. هنوز نقار کمونیستی و نفاق تروریستی و تجزیه ی چپ و راست مذهبی در فضای کشور قوی نشده بود. اندک اندک راه ها مُنفک و دیدگاه ها مختلف و صد البتهدیدارها هم متشنج شد.
بگذرم که هنوز هم دارابکلا یک روستاست و نمی شود تمام سخن را به تمامی ادا و هجی نمود.
فقط همین را بگویم که ناقص نرفته باشم و آن این که اساساً منحرف شده ها هیچ شمّی از کتاب و کتابخوانی و مطالعه نداشتند. فقط چند تا روزنامه پاره پوره را هی لوله و چوله می کردند و در جیب می گذاشتند و ادای استالینی و ندای رضایی را درمی آوردند. که پُزی بیش نبود.
بذار بگذرم که هنوز هم گویی می گویند محل در مطالعه کردن رمق ندارد و من هم از دور در این باره پیش داوری ندارم. تا تاریخ سیاسی بعدی دارابکلا خدا نگه دار.
دامنه. 1358. در زیر همین سردرگاه مسجد جامع دارابکلا، پشت من کتابخانۀ امانی بود که در عکس دقت کنید کتاب های قفسه ها پیداست. در این عکس من در حال فروش بلیت تئاتر «خان باید از بین برود» هستم که سید علی اصغر شفیعی دارابی آن را کارگردانی کرد
پست 3710 : به قلم دامنه. به نام خدا. منوچهری شکنجه گر و بازجوی جلّاد ساواک، مرضیه حدیدچی و دخترش را در شکنجه گاه پشت میدان توپخانه _که اینک موزۀ عبرت است_ بشدّت شکنجه می کند. جهار ماه و نیم نمی گذارد حتی به حمام برود.
بدنش با سیگار و شلاق منوچهری _که به قول مرحومه مرضیه حدیدچی فردی بسیار رذل و خیلی کثیف بود_ زخم و کبود و چرکین می شود و از فرطِّ شکنجه، زخمهای بدنش عفونت می کند.
خود حدیدچی نقل می کرد منوچهری به فرح پهلوی اطلاع داد که این پیرزن (دامنه: شیرزن مبارز متدین انقلابی) هیچ اعترافی نکرد و بدنش عفونت کرد. فرح دستور داد در بیمارستانی بستری شود.
خبر به گوش مبارز انقلابی شهید حجة الاسلام محمد منتظری (فرزند مرحوم آیة الله العظمی حسینعلی منتظری) می رسد. سریع با یک گذرنامۀ به نام زینت نیلی وی را از بیمارستانی در تهران از طریق هواپیما به سوریه و سپس به لبنان فراری می دهد که بعدها به نوفل لوشاتوی فرانسه پیش امام خمینی رهبر کبیر انقلاب اسلامی می رود.
آنگاه در 29 بهمن 1357 با اجازه ی امام خمینی به تهران بازمی گردد و توسط شهید آیة الله سیداسدالله مدنی امام جمعۀ وقت همدان، به فرماندهی سپاه همدان منصوب می گردد و تا سال 1361 در این سِمَت می ماند و بعد به کارهای انقلابی دیگر می پردازد. روحش همیشه شاد و یاد و نامش جاویدان.
انقلابی مبارز و مقاوم مرحومه مرضیه حدیدچی دباغ و دخترش
پست 3709 : به قلم دامنه. به نام خدا. در سلسله بحث معرفی کتاب در دامنه اینجا، اینک در آستانۀ فرارسیدن رحلت جانسوز پیامبر اکرم (ص) به کتاب سه جلدی نوشتۀ جلال الدین فارسی در باره ی پیامبر اسلام (ص) می پردازم.
از کتاب های مشهور و خواندنی سال های 1361 و 1362، که من یادم است با چه شوق و ولعی هر 3جلد آن را در همان سال انتشار، از کتابفروشی رسالت سپاه _واقع در خیابان انقلاب ساری_ خریده بودم. با قیمتی که الان وقتی پشت جلدش را می بینم خنده ام می گیرد. هر جلدی چهل تومان. البته با چهل تومان آن زمان می شد شش بار بری سینما مولن روژ ساری تخمه شمشیری تبریزی بشکنی و فیلم نگاه کنی!
دیشب این کتاب ها را از قفسِ قفسه های کتابخانه ام درآوردم که در این روزهای نزدیک به رحلت نبی اکرم (ص) مروری بر آن داشته باشم باز هم. که تأکید دارم به هر دو قضیه ی مهمی که از این کتاب نقل می کنم بدقّـت بنگرید و بیندیشید:
قضیۀ اول کینه توزی های ابوجهل: در ص 249 کتاب پیامبری و انقلاب آمده است: «آزار و اهانت و شکنجۀ مؤمنان توسط کفّار مکّه ادامه می یاید. ابوجهل آن زشتکاری که همراه عده ای از قریش، علیۀ مسلمانان تحریک می کند، هر گاه خبر می شود که مردی از آنان که دارای نسَب عالی خانوادگی و متّکی به دفاع قبیلگی اند، مسلمان می شود او را سرزنش و تحقیر می کند و می گوید: دین پدرت را که از تو بهتر است ترک کرده ای. آرمانت را ابلهانه خواهیم خواند و عقیده ات را تخطئه خواهیم کرد و افتخاراتت را بر باد خواهیم کرد. و اگر تاجر است، به او می گوید: تجارتت را کساد و بی رونق خواهیم کرد و ثروتت را از بین خواهیم برد. و اگر ناتوان و بی دفاع است، او را می زند و دیگران را تحریک به آزارش می کند.»
قضیۀ دوم رباخواری: در ص 86 کتاب پیامبری و جهاد آمده است: «عباس بن عبدالمُطّلب و عثمان بن عَفّان، خرمای نخلستانی را پیش خرید می کنند. چون فصل برداشت می رسد صاحب نخلستان به آنان می گوید: ... آیا موافقید که کمی از محصول را بردارید و نیمی را برایم بگذارید تا در سر موعد با ربای آن به شما بدهم؟ آنها قبول می کنند. وقتی موعد فرا می رسد می آیند و مطالبۀ ربا می کنند. خبر به رسولخدا می رسد. آنها را از این کار نهی می فرماید. و خدای متعال این آیت [دامنه: آیۀ 278 سورۀ بقره] را فرو می فرستد:
یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَذَرُوا مَا بَقِیَ مِنَ الرِّبَا إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ. اى کسانى که ایمان آورده اید، از خدا پروا کنید؛ و اگر مؤمنید، آنچه از ربا باقى مانده است واگذارید. (دامنه: ترجمه را از مرحوم محمدمهدی فولادوند آوردم)
پس اگر چنین نکردید بدانید که در حال جنگ با خدا و پیامبرش هستید...».
عکس روی جلد کتاب سه جلدی نوشته ی جلال الدین فارسی در باره ی پیامبر اسلام (ص) با عنوان های: «پیامبری و انقلاب»، «پیامبری و جهاد»، و سومی هم «پیامبری و حکومت» است. عکاس: دامنه
پست 3708 : به نام خدا. متن نقلی. توضیح و نکتۀ دامنه. حسن شایان فر نفر پشت پردۀ روزنامه ی کیهان که یک زمانی با حکم محمود احمدی نژاد به عضویت هیأت مدیره مرکز اسناد ریاست جمهوری هم منصوب شده بود، پس از چند سال بیماری سخت شبکه ی عصبیدرگذشت. حسین شریعتمداری که قلم خاصی در کیهان واقع در پشت توپخانه ی تهران دارد، از این درگذشت درس عبرت بگیرد و یداند که یک روزی باید به جای کیهان در محشر باشد. پس بر اوست که در باقی مانده ی عمرش، قلمش را تراش دیگری زنَد تا کیهان را در کیهان نگه دارد و در محشر حق النآس به گُرده نگیرد. همین و بس. دامنه در 9 اردیبهشت 1395 در سلسله مباحث چهره ها در پست 2148 اینجا در باره ی حسن شایانفر، پستی نوشته بود.
متن نقلی این پست در باره ی شناخت افکار و گذشته ی حسن شایانفر در زیر عیناً می آید:
«گنجینه اسرار، مشاور فرهنگی روزنامه کیهان، مدیر دفتر پژوهشهای مؤسسه کیهان و خالق نیمه پنهان، درگذشت. اینها عناوینی است که رسانهها در انتشار خبر فوت حسن شایانفر، نفر دوم روزنامه کیهان، استفاده کردهاند. نزدیکترین فرد به لحاظ فکری به حسین شریعتمداری که از قضا، به لحاظ ظاهری هم شباهتهایی به او داشت.
هفتهنامه «متن» که به مدیرمسئولی مصطفی پورمحمدی، برادر معاون سابق وزارت اطلاعات و وزیر دادگستری فعلی، منتشر میشد، سال ٩١ گزارشی با عنوان «نیمه پنهان کیهان» درباره حسین شریعتمداری و حسن شایانفر منتشر کرد. در این گزارش، آمده بود: «اواسط دهه ۶٠ گروهی از کارشناسان سپاه و معاونت اجتماعی وزارت اطلاعات به زندان اوین رفتند تا با زندانیان سیاسی چپ بهویژه آنها که به دلیل کمتجربگی، گرفتار عضویت در گروههای مخالف شده بودند، مباحثه کنند. گروهی که برخی از آنها پیش از پیروزی انقلاب، در شمار زندانیان سیاسی جای میگرفتند.
این بحثها چیزی شبیه به مناظرههای رایج در اوایل دهه ۶٠ نبود؛ بلکه هدف آنها ایجاد تغییر فکری در زندانیان و بازگرداندن آنها از صفوف مخالفان نظام بود.
از میان این کارشناسان، گروهی توانستند به موفقیتهای بیشتری دست پیدا کنند. میان گروهی که برای بحث با زندانیان عازم بندهای سیاسی و امنیتی زندانها شده بودند، دو نام بعدها در فضای رسانهای انعکاس بیشتری یافت. این دو که در نوشتههای مخالفانشان با عنوان«برادر حسین» و «برادر حسن» از آنها نام برده میشود، موفق شدند برخی از زندانیان دهه ۶٠ را به نوشتن خاطرات سیاسیشان از گروههای مخالف تشویق کنند. نوشتههایی که در آنها بخشهایی از روابط پشت پرده سازمانهای سیاسی ضد نظام، افشا میشد تا به این وسیله از عضویت و گرایش جوانان و نوجوانان به آنها کاسته شود. حسین شریعتمداری (فرزند محمد و متولد ١٣٢۶ دماوند) و حسن شایانفر (متولد ١٣٣۵)، هرچند هفته یکبار، مسیر درکه تا بهارستان را میپیمودند تا مجموعه نوشتههای این زندانیان را برای چاپ در اختیار مسئولان وزارت ارشاد بگذارند. آنها یکی، دو کتاب از این دست را با کمک چاپخانه وزارت ارشاد چاپ کرده و در میان زندانیان، دانشگاهها و مراکز روشنفکری کشور پخش کردند.
این کتابها چنان با استقبال مواجه شد که گردانندگان آن برای چاپ سریعتر مجموعههای بعدی، تحت فشار قرار گرفتند. نوشتههای «توابها» خیلی بیشتر از آن بود که برای چاپ آن به یک گاهنامه بسنده کرد. فیضالله عربسرخی، مدیرکل حراست وزارت ارشاد در آن زمان، یک پیشنهاد هیجانانگیز داد؛ او به شریعتمداری و شایانفر پیشنهاد کرد این نوشتهها را برای چاپ به روزنامه کیهان بسپارند تا هم وقتشان برای کارهای اجرائی گرفته نشود و هم این دستنوشتههای سرنوشتساز، در اختیار مخاطبان گستردهتری قرار گیرد». بقیه ی متن ها و عکس ها در ادامه
راست: تشییع حسن شایانفر. چپ: حسین شریعتمدار و صفار هرندی وزیر ارشاد محمود احمدی نژاد
پست 3707 : به نام خدا. عکس های اربعین حسینی (ع) در 30 آبان 1395 از حرم رضوی مشهد مقدس، ارسالی جناب یک دوست به تلگرام دامنه. همه در اینجا
پست 3706 : به نام خدا. شعر بسیار دلنشین مرحوم مهدی اخوان ثالث در وصف امام رضا (ع) که تقدیم می شود به شیفتگان آن امام رئوف و مهربان:
ای علی موسی الرّضا، ای پاکمردِ یثربی در توس خوابیده
من تو را بیدار میدانم
زندهتر، روشنتر از خورشید عالم تاب
از فروغ و فرّ شور و زندگی سرشار میدانم.
گرچه پندارند دیری هست، همچون قطرهها در خاک
رفته ای در ژرفنای خواب
لیکن ای پاکیزه باران بهشت، ای روح عرش، ای روشنای آب
من تو را بیدار ابری پاک و رحمتبار میدانم
ای (چو بختم) خفته در آن تنگنای زادگاهم توس
-(در کنار دون تبهکاری که شیرِ پیر پاک آیین، پدرت، آن روح رحمان را به زندان کشت)-
من تو را بیدارتر از روح و راح صبح، با آن طرّۀ زرتار میدانم.
من تو را بیهیچ تردیدی (که دلها را کند تاریک)
زندهتر تابندهتر از هر چه خورشید است در هر کهکشانی، دور یا نزدیک
خواه پیدا، خواه پوشیده
در نهان تر پردۀ اسرار می دانم
با هزاریّ و دو صد، بل بیشتر، عمرت
ای جوانیّ و جوان جاودان، ای پور پاینده،
مهربان خورشید تابنده،
این غمین همشهری پیرت،
این غریب مُلک ری، دور از تو دلگیرست
با تو دارد حاجتی، دردی که بی شک از تو پنهان نیست
وز تو خواهد (در نمانی) راه و درمانی
جاودان جان جهان! خورشید عالمتاب!
این غمین همشهری پیر غریبت را، دلش تاریک تر از خاک
یا علی موسی الرّضا، دریاب.
چون پدرت این خسته دل زندانی دردی روان کش را
یا علی موسی الرّضا دریاب، درمان بخش
یا علی موسی الرّضا دریاب
مرحوم مهدی اخوان ثالث. روح این شاعر دوستدار اهل بیت (ع) _که مدفون در آرامگاه فردوسی توس است_ شاد
پست 3705 : به قلم دامنه. به نام خدا. لیف روح 170. انسان، که به قول مولوی چون از اندیشه است، درد و درک هم با او همرَه است. انسان بی درک و درد، به درد هیچ کجا نمی خورد.
هر کس خود، خویشتن خود را بتمامه می شناسد و خدایش. انسان روح دارد و روح هم به درک و درد آشناست. به قول مرحوم مهدی اخوان ثالث:
هر که خود داند و خدای دلش
که چه دردیست، در کجای دلش
مرحوم مهدی اخوان ثالث مدفون در توس آرامگاه فردوسی