دامنه  دارابکلا

دامنه دارابکلا

انسان با آزادی به آبادانی جان و جهان می‌رسد ( توسط: ابراهیم طالبی دارابی دامنه )
دامنه  دارابکلا

دامنه دارابکلا

انسان با آزادی به آبادانی جان و جهان می‌رسد ( توسط: ابراهیم طالبی دارابی دامنه )

مطالب شهریور۱۴۰۵

ریشه
حتی تعبیرهایی چون "اصول دین" ، "فروع دین" ، "ضروریات مذهب"، "اصول مذهب"، و چیزهایی ازین دست، تمامی ساخته‌شده‌ی فقیهان بوده است. در مبانی اولیه‌ی ادیان، هیچ نشانی ازین نوع تعبیرها به چشم نمی‌آید. تازه وقتی این تعبیرها دچار اختلاف فهم در برداشت‌های فقیهان (مثلاً در سه دین ابراهیمی : یهودیت و مسیحیت و اسلامیت) می‌شود، دشواری‌های مردم تشدید و بغرنج‌تر می‌شود. از نظر من آنچه حلقه‌ی گمشده به حساب می‌آید، اخلاقیات و عقلانیت و مخصوصاً "حقوق عمومی" مردم است که این سه شاخص، نیکی‌ها در میان مردم را معلوم می‌سازند. ریشه پس، فقه و فقاهت و فقیه‌ها هستند که چاق و علیل و خشن شده است و جامعه مجبور شده است در خود تغییرات بسیار جدی پدید بیاورد که دامنه‌ی این تغییرات بنیادی فکر مردم -مخصوصاً نسل نو- آثار عظیمی دارد که امروزه‌روز آشکارا خود را نشان داده است. هیچ کس و هیچ چیز، اختیاردار انسان نیست، این شکل تازه حیات نوین است که جامعه آن را دارد برمی‌گزیند.
چاپ همزمان در شعبه‌ی واتس‌آپ و بله
دامنه ابراهیم طالبی دارابی - ۶ شهریور ۴۰۵


بشناسیم قسمت ۱
از نظر فکر و حلقه‌ی سیاسی، نزذیک‌ترین فرد به محمود احمدی‌نژاد بود. او اخیراً "سرلشگر" شد و نفر یکم ستاد کل.

نادانی + ناداری دو حربه‌ی فرمانروایی از نوع آغامحمدخان قاجاری!!!

نقل است که "آغامحمدخانِ" قاجار در واپسین پند خویش به نایب‌السلطنه‌اش -فتحعلیشاه- گفته بود:
"تداوم فرمانروایی بر ایران، در گِروِ *نادانی* یا *ناداریِ* رعیت است؛
۱. مردم را یا در *جهل* نگه دار
۲. و یا در *گرسنگی*."
دامنه ابراهیم طالبی دارابی - ۷ شهریور ۴۰۵


اشتغال به کار، نه اِشغال کار

آقای شیخ غلامحسین اژه‌ای در همین روزهای ماه گذشته گفت: "چه ضرورتی دارد که ما موبایل یا کامپیوتر متهم را بگیریم و تمام اطلاعات آن را ببینیم یا ثبت کنیم. افشانکردن و واردنشدن به مسائل خصوصی افراد باعث حفظ حرمت افراد می‌شود... هرگونه تجسس خودسرانه و مداخله غیرقانونی در زندگی شخصی مردم ممنوع است... نباید بی‌محابا و غیرضرور، با هر درخواست تجسسی، موافقت شود... در همه شرایط، حتی شرایط اضطراری ایام جنگ، پاسدار حقوق مردم باشیم."

این فرد -که ریاست یک قوه بر اثر نصب، نه رأی ملت، در اختیار اوست- اگر می‌بیند چنین کاری را افراد حکومت نسبت به مردم مرتکب می‌شوند -که لابد می‌شوند و او گلایه کرده است- پس چرا اقدامی نکرده است؟!!! این نشان می‌دهد دست‌کم خود او هم درین کار شریک جرم است. اگر هم نمی‌تواند مانع شود و یا محاکمه‌شان کند، بهتر است دست از حرف خالی، بکشد و شغل خود را به خاطر ناتوانی در عدالت ترک کند؛ زیرا در غیر این صورت، شغلش اشتغال قوه قضائیه نیست، بلکه اِشغال آن قوه است.
۷ ، ۶ ، ۴۰۵ :: دامنه | ابراهیم طالبی دارابی

 


یک نظامی وقتی "مشاور سیاسی" می‌شود!!!

در روزنامه‌ی "نوبیناد" چاپ ۱۸ مرداد ۴۰۵ خوانده بودم که "محمدباقر ذوالقدر"، "مشاور سیاسی" منصوب شد.

نکته: این هم از عجایب نظام ج ، ا ، ایران است که یک فرد نظامی - سپاهی، می‌شود مشاور سیاسیِ "حاکم". یعنی در ایران حتی یک فرد سیاسی پیدا نمی‌شود! که شایسته‌ی مشاورت سیاسی حاکمیت باشد. البته همه‌چیز از دیرباز نزد هوشیاران این مملکت، معلوم بوده است که نظام سپاهی‌ها و آخوندها و تندروها به کجاها کشانده می‌شود. یک فرد نظامی که در تمام دوران اشتغال حق دخالت در سیاست ندارد، حالا نه فقط حق دخالت یافته است، حتی مشاور سیاسی "رأس" حکومت شده است. بگذرم. این انقلاب گمانم ناقص‌الخلقه رخ نداده بود، اما کم‌کم به دام نقص‌ها و نقض‌ها و نقارها افتاد.

اشاره: نوبنیاد روزنامه‌ای جدید است متعلق به محسن منصوری (معاون اجرایی دولت ۱۳ و رئیس ستاد سعید جلیلی و استاندار وقت تهران در دولت ۱۳) که در آخرین روزهای تحویل دولت آقای محمد مخبر به مسعود پزشکیان، امتیاز خود را از وزارت ارشاد دولت ۱۳ با رانت و رابطه، فورا" اخذ کرده بود. مدیر مسئول آن حمیدرضا بیانی است.
دامنه ابراهیم طالبی دارابی - ۸ شهریور ۴۰۵


جلیل قربانی: سلام جناب آقای طالبی
روز به به‌خیر

 آیت‌الله خمینی در سال ۱۳۵۹ گفته بود:
مملکتی که بیست میلیون جوان دارد باید بیست میلیون ارتشی داشته باشد.

از آن زمان عبارت ارتش بیست میلیونی بر سر سر در پایگاه‌های بسیج درج شد، با آن‌که در دهه‌های بعد تعداد جمعیت جوان کشور از سی میلیون هم بیشتر شد‌.

من همیشه گفته‌ام که در سابقه اغلب کسانی که جمهوری اسلامی را قبول کردند و به‌ویژه آنها که هنوز آن را قبول دارند، یک سابقه نظامی وجود دارد، دست‌کم عضویت در پایگاه بسیج محل، مدرسه، ادارات و اصناف.

در اکثریت قریب به اتفاق کسانی که در جمهوری اسلامی به مقام‌ و‌ منصبی رسیدند، سابقه حضور در سپاه یا بسیج وجود دارد. در دهه ۱۳۶۰ بسیاری از فرمانداران و بخشداران از بین پاسداران و معلمان(بسیجی) انتخاب می‌شدند.


دامنه: سلام جناب آقاجلیل
ساموئل هانتینگتون وقتی نظریه‌ی "جنگ تمدن‌ها" را تبیین کرد، آن جا گفته بود لبه‌ی اسلامآ خونین است! چون با شمشیر حرف می‌زند! البته آقای محمد خاتمی در برابر آن نظریه، یک تئوری دیگر وضع کرده بود با عنوان "گفتگوی تمدن‌ها" که داستان دارد در نظام ج ، ا ، ایران. بگذرم. در مورد تز آقای خمینی، اما در بیت خود آقای خمینی، خود احمد خمینی هرگز جبهه نرفت فقط در جماران ماند!! این مستضعفین بودند که به جبهه شتافته بودند چون چیزی برای از دست‌دادن نداشتند. قدرتمندان به نیروی مستضعفین زمین به ثروت و قدرت می‌رسند و بس. ممنون از کامنتت. درود. دامنه

جواب جلیل به پاسخ من:
مصطفی چمران جمله‌ای داشت که در دوران جنگ، خوشایند ما بسیجیان حاضر در جنگ بود:
"وقتی کوس(طبل) جنگ نواخته می‌شود، مرد از نامرد شناخته می‌شود."

قضاوت درباره درستی یا نادرستی جمله چمران، با دوستان.

اما زرنگ‌ها (شارلاتان‌ها)ی آن زمان یک عبارت ساخته بودند تا عدم حضور خود در جبهه‌های جنگ را توجیه کنند و خلق‌الله را بفریبند؛ عبارت "پشت جبهه" در برابر "جبهه".

توجیه عوام‌فریبانه آنان این بود که وقتی دل‌تان با رزمندگان اسلام باشد، فعالیت در "پشت جبهه" مثل حضور در "جبهه" است.

 

تسلیت
بر خود لازم می‌دانم درگذشت جناب آقای احمد رحیمی را به فرزندان ایشان -که همگی از دوستان نزدیک و صمیمی من هستند- و به همسر گرامی‌شان -که خواهری مهربان برای ما بوده و هستند- و به رفیق دیرینم مهندس علی اندیک تسلیت می‌گویم. روح آن مرد خوب و بااخلاق و نیکوکار، شاد و شادمان باد. پوزش که زودتر در جریان این گذشت قرار نگرفتم.
۷ شهریور ۴۰۵
مدیر مدرسه فکرت
دامنه | ابراهیم طالبی دارابی


اقتصاد ج ا آخوندی ایران فقط در یک جمله!!!
یک میلیارد تومان آنقدر کم‌ارزش شد که یک ماشین نو در پایین‌ترین سطح نمی‌توان با آن خرید و همین یک میلیارد تومان آنچنان زیاد و دور از دسترس مردم است که تقریباً اکثریت جامعه‌ی ایران به‌آسانی تا آخر عمرشان نمیتوانند به‌این رقم پول برسند. بگذرم. چه کسان و چه سیاست غلط، ایران را به این روز انداخت!!! تقریباً همگان می‌دانند.
۹ ، ۶ ، ۴۰۵ :: دامنه | ابراهیم طالبی دارابی

سلام جناب احمدآقا
سیاستمداران شأن سیاسی دارند، نظامیان شأن امنیتی. قحطی است مگر میان سیاستمداران وابسته به نظام ج ا ایران یک فرد نظامی و جناحی بشود مشاور سیاسی "رأس" ؟؟!! بگذرم. سپاسگزار آن دوست هستم که طرح دیدگاه کردید. درود. دامنه

حکومت دست‌انبو نیست دست به دست شود!

محمدحسین نائینی -یکی از فقیه‌ها در شیعه- معتقد بود "حکومت و دولت از امور نوعیه است که زِمام آن به دست نوع مردم است و نه گروهی خاص به نام فقیهان یا شاهان و یا شاهزادگان".

به قول آقای مرادی "از مردم باید فتوا خواست تا بیش از این به کشور آسیب نرسد! فقیه و مفتیِ امور نوعیِ و سیاسیِ غیرعبادی، خودِ مردمند، نه فُقَهای امور شرعی و مفتیان مسائل عبادی!"
منبع عصر ایران، (تاریخ انتشار: ۱۰:۳۸ - ۲۸-۰۵-۱۴۰۵)

معاویه پسر ابوسفیان مشهور است در غلبه و قهر و خشم و عصبانیت در قدرت. نقل است منتقدان مورّخ، حکومت وی را به دست‌انبو (نوعی خربزه‌ی کوچک گِرد) تعبیر کردند که آن را بین خود و خاندان خود می‌چرخاند و به ایده و آرای هیچ مردمی بها نمی‌داد.
۱۰ ، ۶ ، ۴۰۵ :: دامنه | ابراهیم طالبی دارابی


خبر و نظر

خبر اول : مسعود پزشکیان در جلسه‌ی دولت به رئیس صداوسیمای حکومت ج ا ایران گفت: "آقای جبلی! اصلا صداوسیما را نگاه نمی‌کنم؛ وقتی می‌بینم اعصابم خراب می‌شود. من که زندگی‌ام را می‌خواهم برای نظام بگذارم این نگاه را پیدا کرده‌ام، ببینید مردم چه نگاهی دارند."

نظر : جناب آقای پزشکیان خیلی دیر حالی‌اش شد، ملت چند دهه است فهمید این جعبه‌ی مار نظام ج ا ایران، تبلیغاتچی حاکم و حاکمیت بیش نیست و کارش دروغ و انکار واقعیات و حتی هجمه به حقوق ملت است. ما خیلی سال است این ابزار دروغپرداز حکومت را نگاه نمی‌کنیم، مگر اتفاقی آب و هوا را و یا دیدن مستند حیوانات را که دنیای آنان رو راست است، نه دوز و کلَک.

 

خبر دوم: نقل است که طبق اعلام "مدیرعامل شرکت ساخت" هزینه‌ی بازسازی پل کرج -که توسط آمریکا یا اسرائیل بمباران شده بود- ۳۰۰۰ میلیارد تومان برآورد می‌شود.

نظر : کسانی که از تقریباً یک و نیم سال پیش به این ور، خود را در برابر عملیات‌های ترور توسط اسرائیل و بمباران توسط آمریکا، ظفرمند و غالب لقب داده و می‌دهند، بدانند فقط یک بمباران پل بی ۱ کرج ۳۰۰۰ میلیارد تومان زیان به ملت زد، حالا حساب شود بیش ۵ هزار بمباران که به نظام ج ا ایران شده‌است، چه خساراتی نصیب ملت شد. برای مردم ساختمان‌های اقتصادی ایران واقعاً اهمیت دارد و ویرانی آن را دردناک می‌دانند.
۱۰ ، ۶ ، ۴۰۵ :: دامنه | ابراهیم طالبی دارابی

دامنه سه | ابراهیم طالبی دارابی, [08/30/2026 07:32 ب.ظ]
روز و شب با شعر (۶۷)

با دیگران بگوی که ظالم به چَه فتاد
تا چاهْ دیگران نکَنند از برای خویش
سعدی


به چه فتاد یعنی ستمگر به تَهِ چاه افتاد.



گمان کنم اکبر عبدی تا حدی زیرکی کرده بود که حکومت ازو به سود خود بهره‌کشی سیاسی نکند. هنر و هنرمند نباید آلوده به قدرت حاکمیت شود. یاد اکبر عبدی را به یاد خواهم داشت، زیرا با برخی از نقش‌های سینمایی او خیلی خوب خندیده و نشاط گرفته بودم. روحش شادمان. دامنه | ابراهیم طالبی دارابی ۸ شهریور ۴۰۵


همه‌چیز تکیه بر "اخلاق" باید داشته باشد

اخلاق زیربنای دنیاست. مستقل از هر دین است. سرپرست‌پذیر نیست. هیچ فردی نمی‌تواند بگوید من "ولیِ" اخلاق" هستم! من "شاهِ" اخلاق هستم! من "متولی" اخلاق هستم! من "اختیاردار" اخلاق هستم. نه، این حرفا خریدار ندارد. اخلاق، مذهب نیست که تحت اشغال افراد مدعی متشرّع در آید که بخواهند بر مردم سیطره داشته باشند. اخلاق، صحیح‌زیستن بر پایه‌ی عقل و عدل و حُسنِ عمل است. حتی دین‌ها و مذهب‌ها هم اگر از اخلاق پشتوانه نگیرند و یا پشت اخلاق در نیایند یا به اخلاق تکیه ندهند، به مرگِ و شکست و نابودی و ناکارآمدی خود می‌رسند. زیرا هیچ مذهب و مکتبی جرأت ندارد ضد آزادی باشد، ضد آزادی شد، اول گور خودش را آن مذهب می‌کَند. در تاریخ خیلی از مذهبیون که خود را رهبران کیش‌ها و آئین‌ها جا زده بودند و مذهب را در برابر آزادی قرار داده بودند، توسط خود آن جوامع، هم آن مذهب‌ها و هم آن مذهبیون، طرد و مطرود شدند.

از سوی دیگر، اخلاق می‌گوید به اندازه‌ی تمام آدمیان راه به سوی آفرینش و آفریدگار وجود دارد و هر کسی درکی مجزّا از آفریننده دارد. پس؛ در مورد آفریدگار، هیچ کس نباید از کسی دیگر تقلید کند. به قول عارفان آفریدگار و آفرینش در هر کس به نحوی خود را تجلّی (=نمایان) می‌کند. به قول مولوی محمد بلخی در مثنوی دفتر دوم بیت ۱۷۶۸ :
در درون کعبه رسمِ قبله نیست
چه غم اَر غوّاص را پاچیله نیست!

انسان، بیرون از دایره‌ی آفرینش قرار ندارد که کسی خود را راهبَر و سرپرست و درون دین بپندارد و به او آدرس قبله و مذهب را دهد، نه؛ هر انسان خود آدرس آفریدگار و آفرینش را دارد. پای انسان پاچیله (=کفش روی برف) نیست که نتواند در آبِ پهناور آفریدگار و آفرینش. شنا و نیایش کند. بگذرم. اخلاق، مکتب و راهنمای انسان است که با عقل خوانده و دانسته و عمل می‌شود. پس عقلانیت + اخلاقیات + آفرینش = نتیجه‌بخش
۱۱ ، ۶ ، ۴۰۵ :: دامنه | ابراهیم طالبی دارابی

 

عقل مشاهیر ( ۱ )
میشل فوکو معتقد بود "قدرت را نباید فقط با زور، زندان یا اسلحه تعریف کرد. قدرت یعنی توانایی شکل‌دادن به رفتار انسان‌ها."
تنظیم و توضیح : دامنه | ابراهیم طالبی دارابی


روز و شب با شعر ( ۶۹ )

اگر خود هفت سبْع از بَر بخوانی
چو آشُفتی الف بِ تِ ندانی
سعدی


روز و شب با شعر ( ۷۰ )

گر هر دو دیده هیچ نبیند به اتفاق
بهتر ز دیده‌ای که نبیند خطای خویش
سعدی

 

یکی از نشانه‌های کشورهای پیشرفته

کشوری پیشرفته و آزاد است که واردکننده‌ی بزرگ اندیشه، نظریه، دکترین باشد. واردات اندیشه و نظریه در یک کشور -و نیز اگر دارایی فکری داشت- صادرات اندیشه و نظریه نشانِ رشدِ داد و سِتد آزاد و به عبارتی بین‌المللی‌کردن ورود افکار اندیشمندان و روشنفکران جهان است. کشوری که جهان را اجنبی و بیگانه تلقی کند، در واقع خود را عقل کل!!! می‌پندارد و از فروتنی علمی، در غرور دروغی فرو رفته است.

زمانی سقراط می‌گفت باید "خطاباور شویم". کارل پوپر ازین سخن سقراط نتیجه گرفته بود حرف سقراط یعنی نظریه‌ی "اعتقاد به خطاپذیری انسان." در حقیقت سقراط خواست معرفت اخلاقی بنا کند که فریاد زد "ما چیز درستی نمی‌دانیم". این کلام سقراط یعنی هیچ کس نمی‌تواند بی‌نیاز از دانش سایرین باشد.

این‌که کشوری خود را عقل کل و معلم دنیا بپندارد و یا امروزه خود را "خودرهبرپندار دنیا" حساب کند اولاً فرورفتن در غرور غلط است و دوماً راه واردات افکار و اندیشه‌ها را مسدود می‌کند. یک نمونه دستور چند سال پیش نظام حاکمیت به دانشگاه‌ها بوده است که فرمان صادر شد تمام درس‌های علوم انسانی را اسلامی‌سازی کنید!!! آن‌هم کدام اسلام؟! اسلامی که حوزه قم، سازمان تبلیغات، دفتر تبلیغات، مؤسسه‌های جزم‌اندیش افرادی تندخو که جمود دارند و حاضرند سرِ مخالفان فکری خود را از قفا ببُرند. بگذرم.

دنیای انسان بر چرخ اخلاق می‌چرخد. اخلاق می‌گوید علم و اندیشه باید در کمال آزادی بین جوامع داد و ستَد شود. هر کشور این واردات و صادرات علمی و فکری را سدّ کند، ملت خود را گروگان فکر پوچ خود گرفته است. همانطور که موز و خاویار و سیگار و نفت و سیب و شاسی‌بلند و پیچ و کولر و هزار متاع بد یا خوب از شراب تا دسته‌بیل داد و ستد می‌شود، علم و دانش و نظریه و روشنفکران هم باید آزادانه در جریان جهانی قرار گیرند. کشوری که این حریم را بر روی مردم ببندد، مغرور، خودخواه و از قافله‌ی آزادی و دانش عقب و از اخلاق -که بنیان هستی است- عاری است. بگذرم.

۱۲ ، ۶ ، ۴۰۵ :: دامنه | ابراهیم طالبی دارابی


بشناسیم قسمت ( ۲ )

او حلقه‌ی سپاه است؛ جواد رمضان‌نژاد. اوست که اراده می‌کند چه چیزی در فضای مجازی درست است یا نادرست! هنر در واقع زیر رصد اوست! حتی وزارتخانه ارشاد را تذکر می‌دهد و توبیخ می‌کند. مثل توبیخ اخیر. او فرمانده مرکز بسیج "سازمان صداوسیما" بود، که اردیبهشت پارسال پیمان جبلی رئیس سازمان صداسیما وی را رئیس "ساترا" (=سازمان تنظیم مقررات صوت و تصویر فراگیر در فضای مجازی) کرد. بگذرم!!!
دامنه | ابراهیم طالبی دارابی

 

چهار خبر و چهار نظر

خبر اول: عباس آخوندی گفت: افرادی که صحنه را در دست دارند فکر می‌کنند ژئوپلیتیک اصل است، در حالی که من می‌گویم اگر ژئوپلیتیک منجر به رفاه و آسایش مردم ایران و منطقه نشود چه سودی دارد. کل ژئوپلیتیک برای رفاه است.

نظر : رفتار ج ا ایران با تنگه هرمز به زیان این آبراه و ملت ایران است. کردستان که بودیم هر گروه مسلح گردنه‌ای را کمین می‌گذاشت، آن گردنه اعتبار رفت و آمد خود را از دست می‌داد و ما از مسیرهای امن‌تر عبور و مرور می‌کردیم. دامنه

 

خبر دوم: محمدباقر خرازی پرورش‌یافته‌ی حوزه علمیه قم ماه قبل به اتهام اقدام علیه امنیت ملی توسط دادگاه ویژه روحانیت بازداشت شد.
هم‌میهن ۲۷ مرداد ۴۰۵

نظر : این فرد تندرو که خود را دبیرکل حزب‌الله ایران می‌نامد اخیراً حرف‌هایی رو منبر زد که لابد می‌دانید چه چیزهایی گفت. فحوای حرفش این بود باید بریزید شهر تهران زنانی که کشف حجاب کردند را بکشید!!! نظر من اینه این که فقط حرفش را زد دستگیر شد! اما ۱۷ و ۱۸ دی ۴۰۴ که عملاً کشتار شد و آن‌تعداد هم آمار کشته‌ها را داد خود حکومت، با آنها چه شد؟! بازداشت باقر خرازی چه سود؟!!! یک عمه‌به‌سر بدگو را دستگیر می‌کنید که چه چیزی را برسانید؟؟!! دامنه

 

خبر سوم : حسن روحانی دیروز ۱۲ شهریور ۴۰۵ گفت : "از رئیس‌جمهور تا مردم نمی‌خواهند این صداوسیما را ببینند... آقای رئیس‌جمهور می‌گوید من نگاه نمی‌کنم، اصلاً چه کسی می‌تواند نگاه کند؟ چه کسی حوصله دارد نگاه کند؟ چه کسی اعصاب دارد که این‌ها را گوش کند؟...یعنی صداوسیما باید گروهکی باقی بماند؟..." نیز گفت "تنگه هرمز باید پر رونق باشد؛ تنگه بدون کشتی به چه درد می‌خورد؟ ما که نمی‌خواهیم تجارت جهانی را بی‌رونق کنیم"

نظر: حسن روحانی هم عین مسعود پزشکیان دیر فهمید سازمان صداسیما -که بوقچی مضحک و مقلد محض و فرمانبَر حکومت است- خیلی‌سال از چشم ملت افتاده است. آدم وقتش صحرا!!! پیدا شد که پای تلویزیون حکومت ایران بگذارد!!! دامنه

 

خبر چهار: می‌گویند یک مداح با شلوارک رقصید.

نظر : در ج ا ایران به علت رشد قارچی برخی مفاهیم، مداحانی ظهور کردند که مذهب و حوادث در مذهب را بازیچه‌ی هوس‌های صوت و لحن خود کردند،. اساسأ مذهب را یکسره عزاخانه کرده‌اند که هم مردم را خرافی بار آورند و هم پول بچاپند!! منبری‌های پولخوار کم بود، مداح‌های شلوارک‌پوش هم آمدند وسط، تا از پستان مذهب شیر بمکند!!! دامنه
جمعه :: ۱۳ ، ۶ ، ۴۰۵ :: دامنه | ابراهیم طالبی دارابی


روز و شب با شعر ( ۷۱ )

ور هنری داری و هفتاد عیب
دوست نبیند به جز آن یک هنر
سعدی، گلستان، باب پنجم

سلام جناب احمدآقا الله‌وردی زاده
برای من ایران اهمیت دارد. نظام ج ایران هم مانند سایر سلسله‌ها فعلاً بر ایران میهن ایرانیان حکومت و حاکمیت پیدا کرد و با فقه خودشان می‌خواهند بر مردم حکومت کنند، شما راضی هستید به این نظام و این حق شماست. باید گذاشت حرف‌های متفاوت هم زده شود. من برین نظرم نظام ج ا ایران با سیاست نادرست ایران را در معرض خطر و ضربات ویرانگر قرار داده است. البته حاکمیت نظام شما در ۱۷ و ۱۸ دی ۴۰۴ هر چه خواست بشود!!! شد و ماهیتش معلوم شد. ملت این را خوب فهمید. شما کارشناس سازمان مدیریت هستی یعنی با علوم دقیقه سر و کار داری، قصدخوانی و نیت‌خوانی با دانش جور نیست. درود بر تو احمد. دامنه. از سمت من این بحث آزاد و خیلی‌هم دوستانه، تمام.



آیا این فساد نیست؟!
خرج میلیاردها تومان پول شرکت "فولاد مبارکه" در استان اصفهان -که متعلق به کل ملت ایران است- برا جاها و اموری که سر آدم سوت می‌کشد. اسم این خرجِ گزاف چندی میلیارد تومانی را گذاشته‌اند: "مسولیت‌های اجتماعی"!!! برخی منابع مانند "سایت عصر ایران" خبر دادند "این تنها یکی از شرکت‌های دولتی است. مابقی آنها به همین ترتیب، و در همین امور خرج می‌کنند." حتی نقل است "ارقام در وزارت نفت، نجومی‌تر است." فساد از کارهای باریک شروع می‌شود و بیژن خاوری چفیه‌به‌دوش، می‌رسد که راحت در بانک ملی چاپید و متواری شد و حتی گفته شده بود آن قضیه‌ی اختلاس دامن زده نشود!!! اما فساد دامن حکومت را گرفت و هزاران شاخه زد. ریشه‌ی فساد در حکومت وقتی خشکانده نشود، شاخه و برگ می‌زند که زد. بگذرم. در جدول بالا به جاهایی که شرکت فولاد مبارکه پول داد دقت شود!!!
شنبه :: ۱۴ ، ۶ ، ۴۰۵ :: دامنه | ابراهیم طالبی دارابی


نظر جلیل قربانی:
سلام آقای طالبی
صبح به‌خیر

فساد، وقتی از یک اندازه معیّن بگذرد و در اغلب سازمان‌هایی با ساختار مشابه، وجود داشته باشد، دیگر "فساد" نیست، یک "رویّه" است؛ چیزی که به آن "فساد سیستماتیک" یا "فساد سازمان‌یافته" گفته می‌شود

حتی نهادهای نظارتی که مسئولیت کشف و مبارزه با فساد است، دیگر با آن برخورد نمی‌کنند. در نتیجه، دیگر سازمان‌ها نیز به دنبال آن رویّه فاسد می‌روند.

سلام جناب آقای جلیل قربانی
با هر دو آورده‌ی جناب‌عالی موافقم. واقعیت همین است که در قلم شما به‌درستی آمد. در جدول بالا، از پایین خانه‌های ۵ و ۶ و ۷ اگر دقت شود، هر کس که عقل و انصاف داشته باشد متوجه می‌شود دادن پول شرکت فولاد شهر مبارکه اصفهان به کرایه‌ی اتوبوس جهت آوردن حامیان نظام به تظاهرات خیابانی! چه نوع خرج‌کردنی است. یا دادن پول به نیروی انتظامی جهت برگزاری برنامه و مراسم!! دیگه چه صیغه‌ای است. یا آن بالا پول‌دادن به ستاد عتبات برا مجموعه نور که نمی‌دانم چیه و یا پول ایران را ببرند عراق خرج کنند. بگذرم. ازت ممنونم که بحث اجتماعی و موضوع فساد در حکومت نظام ج ا ایران را منطقی مورد اشاره قرار دادید. درود. دامنه

سلام دوباره آقاجلیل
از بالا هم ردیف ۷ و ۱۷ هم جالب!! است. ۱۰۰ میلیارد ریال پول ملت را دادند به صداسیما اصفهان با عنوان "ارتقاء" سیستم صوت و تصویر. در ردیف ۱۷ هم ۵۰ میلیارد ریال دادند مصلای اصفهان با عنوان هزینه‌ی فرهنگی، آن‌هم ار دسته نمازجمعه‌هایی که در آن از اخلاق و تقوا و پارسایی خطیب جمعه، خبری نیست و هزاران حرف مفت و پرت و پلا پخش و نشر می‌شود. بگذرم. به تعبیر خودت فساد یک "رویّه" شده درین حکومت. درود. دامنه

 


عقل‌ها چه می‌گویند؟! ( ۱ )

میشل فوکو معتقد بود "قدرت را نباید فقط با زور، زندان یا اسلحه تعریف کرد. قدرت یعنی توانایی شکل‌دادن به رفتار انسان‌ها."
تنظیم و توضیح : دامنه | ابراهیم طالبی دارابی

عقل‌ها چه می‌گویند؟! ( ۲ )

از نگاه کارل پوپر "تردید، دموکراتیک‌تر از یقین است زیرا تردید باب مشورت را باز می‌کند. کسی که به درستیِ نظراتش یقین دارد، خودش را بی‌نیاز از مشاوره و اظهارنظر دیگران می‌داند. اما تردید باعث رشد مشورت می‌شود."
تنظیم و توضیح : دامنه | ابراهیم طالبی دارابی

عقل‌ها چه می‌گویند؟! ( ۳ )

پای درس مُلا نصرالدین!!!

زنگ اول
پسر ملا نصرالدین از او پرسید:‌ پدر! فقر چند روز طول می‌کشد؟
گفت: چهل روز پسرم.
پسرش گفت: یعنی بعد از چهل روز ثروتمند می‌شویم؟!
ملا جواب داد: نه پسرم، عادت می‌کنیم!

 

زنگ دوم
ملانصرالدین ‌هر روز از علف خرش ‌کم می‌کرد تا به نخوردن عادت کند!
پرسیدند: نتیجه چه شد؟
‌ملا گفت: نزدیک بود عادت کند که مُــرد!

تنظیم و توضیح : دامنه | ابراهیم طالبی دارابی


ایدئولوژی‌سازی سرانجام به سلطنت و ستم بر ملت منجر می‌شود

مذهب مال دل و سر هر فرد است نه دستاویز مقامات مدعی مذهب که با آن قدرت خود را بر ملت ایجاد کنند. دانشمند بزرگ مهندس مهدی بازرگان برین نظر بود با پیدایش "افکار و مرام‌های مترقی ناسیونالیسم، لیبرالیسم، سوسیالیسم، کمونیسم در غرب و عنوان‌شدن ایدئولوژی و جهان‌بینی از طرف مارکس و احزاب کمونیست"، روشنفکران مسلمان نیز به فکر ایدئولوژی و جهان‌بینی اسلامی افتادند.

خود بازرگان در زندان شاه در سال ۴۰ تا ۴۲ بحث‌های بعثت را مطرح کرد که بعداً به صورت کتاب با عنوان "بعثت و ایدئولوژی" چاپ شد. هدف آن کتاب این بود که به مبارزان درس و تعلیم دهد از "اصول و احکام اسلام می‌توان به‌سهولت ایدئولوژی استخراج کرد و آئینی و مکتبی برای مبارزان ارائه داد." بازرگان این مطلب تاریخی خود را در آخرین مقاله‌اش "آخرت و خدا؛ هدف بعثت انبیا" مجدداً مطرح کرد که بگوید آن فکر و روش، نادرست بود. او سرانجام با دیدن عملکرد نظام ج ا ایران و رفتار و افکار روحانیتِ داخل در قدرت و حکومت و حاکمیت و ولایت، به این نتیجه رسیده بود که آنچه در نظام ج ا ایران طی شد، کژراهه از اسلام و و بیرون از هدف دین انببا بود، زیرا هدف بعثت، آخرت و خدا بود، نه حکومت و یا سلطه‌ی روحانیت بر ملت. بگذرم. چنان روشن است که توضیحات هم لازم ندارد.
یکشنبه :: ۱۵ ، ۶ ، ۴۰۵ :: دامنه | ابراهیم طالبی دارابی


روز و شب با شعر ( ۷۲ )

این قسمت
از دفتر یادداشت‌های خطی‌ام در سال ۴۰۳

می‌روی هر روز تا شب هَروَله
خویش می‌بینی در اول مرحله!!!
مولوی، مثنوی، دفتر ششم، بیت ۱۷۸۹

توضیح کوتاه: یک منظور مولوی ازین بیت به نظر من این است تو که به‌تاخت و بِدوبِدو روزِ خودت را شب می‌کنی! آیا به خویشتنِ خویش هم می‌پردازی که پارسایی در تو شکل گیرد؟!

 


روز و شب با شعر ( ۷۳ )

اَبنای روزگار به صحرا روند و باغ
صحرا و باغِ زنده‌دلان، کویِ دلبَر است
سعدی
یک توضیح کوتاه: کوی دلبَر می‌تواند حتی یک کتاب، یا یک چیز دوست‌داشتنی باشد. شاید سعدی نظرش آفریدگار بوده باشد، یا آن کسی که او، او را دوست می‌داشت. دامنه


حکومت بر
نسلی که می‌گفت: "بله؟! چشم"
نسلی که می‌پرسد: "ها؟! چرا؟!"

حکومت‌کردن آسان نیست. از آغامحمدخان قاجار، مغرورتر و کینه‌توزتر هم اگر بود، باز هم بر نسل امروز، حکومت‌راندن سخت است. سخت یعنی فن و منطق و رضامندی اجتماعی لازم دارد، نه زدوبند اعیان و ریزه‌خواران. آغامحمدخان، هم فقیه بود و هم حافظ کل قرآن، اما این دو کار، به کار هیچ حاکمی نمی‌آید.

بین خاک ایران و هر حکومت -که در آن به قدرت رسیدند و می‌رسند- تفاوت است. خود ایران تا ابد می‌ماند، نامیرا است، اما حکومت‌ها نه. حکومت میرا هستند مخصوصاً وقتی ظلم بر ملت خود، یا نابلدی در مدیریت‌شان و یا فساد در کارگردانان و کارگزاران خود رخ دهد. هزاران حکومت و حاکم و فرمانروا و پادشاه بر ایران قدرت راندند، اما حتی از سلسله‌ی‌شان هم چیزی نماند. البته کوروش کبیر درین میان یک نمونه و محبوب در آمد که یادمان سنگی ساده و بی‌آلایش او، همچنان در تخت جمشید ماند و مورد توجه مردم قرار گرفت. آن هم به این علت بود که آن پادشاه با ملت ایران و ملت جهان، مدارا و مهربانی و همگرایی می‌کرد و پادشاهی دادگر ماند و مُرد.

آری، حکومت بر نسلی که می‌گفت: بله؟! چشم، آسان بود. مثل‌ نسل اوایل انقلاب که هر چه مقام‌های مذهبی بالای حکومت می‌گفتند، اطاعت می‌کرد در حد پرستش! اما بر نسلی که می‌پرسد: ها؟! چرا؟!! نمی‌توانند همچنان حکم برانند، این نسل به جای اطاعت پرستش‌وار از مقامات مذهبی جمهوری اسلامی، پرسش می‌کند و اگر جواب نگرفت و فساد و بیداد را دید، معترض می‌شود و حتی گاه که بی‌تاب شد به شورش و جنبش می‌رسد.

دوشنبه :: ۱۶ ، ۶ ، ۴۰۵ :: دامنه | ابراهیم طالبی دارابی

دامنه سه | ابراهیم طالبی دارابی, [09/07/2026 08:33 ق.ظ]
سه خبر ، سه نظر
‌
خبر اول: علی قلهکی نوشت: "آمریکا با انتقال نفت، تنگه هرمز را از رونق خواهد انداخت... انتقالِ بی‌سروصدای نفت از مسیر جنوبِ تنگه هرمز توسط آمریکا، سکه‌ی تنگه را از رونق خواهد انداخت."


نظر : بالاخره افرادی مثل قلهکی -خبرنگار سمت جناح راست و حامی حاکمیت است- نیز فهمیدند رفتار نظام با تنگه‌ی هرمز به سود کیست!! اضافه شود که مطّلعان گفته‌اند ارتش آمریکا با کشتی‌های خاص صخره‌های تیز و مزاحم مسیر جنوبِ تنگه‌ی هرمز (=آن قسمت سمت خاک عمان) را تراشیدند و مسیر رفت و آمد کشتی‌ها در آن خط را هموار ساختند. دامنه

 

خبر دوم: ایران ۲۳ میلیون خودروی فعال داره ۱۴۰ میلیون مصرف بنزین داره. ایتالیا ۴۱ میلیون خودروی فعال داره ۳۰ میلیون لیتر بنزین مصرف می‌کنه.

نظر: فرهنگ استفاده از ماشین‌سواری و ماشین‌راندن در ایران بسیار نادرست است. مثلاً دوردور در خیابان با ماشین چه برای عیش و نوش و چه برای هر هدفی با معیار اخلاقی و مراعات مصرف همخوانی ندارد. دامنه

 

خبر سوم: گویا سخنگوی ارتش اخیراً در مورد پاداش ۳۰ هزار دلار -که فرمانده ارتش قول داده بود- توضیحات داد که "هر یک از نیروهای مسلح یا مردم دارای سلاح شکاری مجاز، در صورت تجاوز زمینی نیروهای آمریکایی و به هلاکت‌رساندن یا اسیرکردن متجاوزان، ۵ میلیارد تومان پاداش دریافت می‌کنند؛ این مبلغ برای زنان به ۱۰ میلیارد تومان می‌رسد و سلاح آنان نیز با دو برابر قیمت خریداری و در موزه ارتش نگهداری خواهد شد."


نظر: البته ارتش و سربازان کشورها تحت فرمان مقامات حکومت خود هستند. سربازان هم اگر فرمان ارتش را اطاعت نکنند، جرم حساب می‌آید. قرن قبل دانشمندی در غرب به اسم آلکسی کارل که پزشک هم بود گفته بود سربازان ارتش کسانی‌اند که نمی‌دانند اما می‌جنگند برای کسانی که می‌دانند، ولی نمی‌جنگند. منظورش این بود مقامات مذهبی و سیاسی فقط حرف می‌زنند، جنگ نمی‌روند، بیجاره سربازان ارتش در جهان که باید با فرمان حاکمان به جنگ بروند. در مورد پاداش ارتش، یک حرف فقط می‌زنم پول پاداش از چه پولی تهیه می‌شود؟ خزانه؟ خزانه که باید قانون تصویب کند. بگذرم. نمی‌دانستم این‌همه پول وجود دارد. که ۱۰ میلیارد به هر زن می‌دهند که یک سرباز آمریکایی را بکشد. بگذرم. ارتش تا زمانی که در سیاست آلوده نشود، نزد مردم احترام دارد. چون ارتش باید با ملت خودش باشد، زبرا ارتش برآمده از سربازانی است که از خانواده‌های ایران به سربازی می‌روند. دامنه

یکشنبه :: ۱۵ ، ۶ ، ۴۰۵ :: دامنه | ابراهیم طالبی دارابی


نظر جناب آقای جلیل قربانی:

سلام جناب آقای طالبی
شب به‌خیر
درباره خبر دوم، دو نکته لازم به یادآوری‌ است.

۱- درست است که تکنولوژی و‌ کیفیت ساخت خودروها در ایران قدیمی و از رده خارج است، به همین دلیل مصرف بنزین در خودروهای ایرانی حدود دو برابر خودروهای مشابه خارجی است.

۲- در ایتالیا و اغلب کشورهای جهان، خودروها فقط بنزینی نیستند، در کنار این خودروها، خودروهای دیزلی (گازوئیلی) و خودروهای برقی هم هستند. بنابراین علاوه بر مصرف بنزین باید مصرف دیگر سوخت‌ها را هم در نظر گرفت تا به تحلیل درستی رسید.


سلام جناب آقاجلیل قربانی
بلی، خودروهای ساخت ایران نه فقط کم‌کیفت که بعضاً دچار عیب و نقص‌های مخاطره‌آمیز است. آن‌وقت همین آقایون مدعی‌اند ج ا ایران باید صادر شود. به کجا؟! لابد به نروژ، به ژاپن، به سوئد، به ژوهانسبورگ! بگذرم از دو مطلب مهم‌ات ممنونم و درست فرمودید، به‌هرحال شما تحصیل و تدریس اقتصاد داشته و دارید. بهره‌بری از ابزارهای مدرن، فرهنگ هم نیاز دارد. درود. دامنه


پنج خبر و اما چهار نظر
‌
خبر اول: افشاگری حمیدرضا جلایی‌پور: "در شب آخر تشییع در تهران [۱۵ تیر ۴۰۵] دوستان سعید جلیلی ۴ میلیون پرچم قرمز بین جمعیت توزیع کردند."
‌
نظر: حالا که جلایی‌پور، رفیق مسعود پزشکیان دست به افشای پرچم و هزینه‌ی میلیاردی آن زده است، ازو بخواهد دولت ۱۴ که قرار بود با مردم روراست باشد گزارش مالی آن یک هفته‌ی تیر ۴۰۵ را (که مراسم در تهران و قم و کربلا و نجف و مشهد صورت گرفت) به ملت بدهد که چقدر هزینه برداشت، شفاف و روراست. دامنه

 


خبر دوم: قشقاوی، سخنگوی کمیسیون امنیت ملی مجلس گفت: "ایران در یک «جنگ موجودیتی» با آمریکا قرار دارد."

نظر: بخشی از افکار عمومی اما آن را محصول تنازعات میان اسرائیل و آمریکا با نظام ج ا ایران می‌دانند نه موجودیت کشور ایران. در حکومت هم دست‌کم دو فکر وجود دارد؛ یک دسته به نبرد الی‌الابد تا بهشت!! و دوزخ! و دسته دیگر تفاهم و رفع مخاصمه و آشتی و مراوده و رابطه با آمریکا. دامنه

 


خبر سوم: حسین طائب، رئیس "سازمان بسیج مستضعفین" گفت: "مذاکره ذاتاً نه خوب است و نه بد؛ بلکه آنچه به مذاکره معنا می‌دهد، نتیجه آن است... مذاکره‌ای که حق ملت ایران را تثبیت کند."

نظر: این شیخ اهل اطلاعات در سابق و اینک حاکم بر بسیج در لاحِق، پس بگوید اگر مذاکره نکنند، چه بکنند؟! جنگ؟! آخر و عاقبت جنگ مگر چه نتیچه‌ای می‌دهد، جز ویرانی و فلاکت ملت. وی بگوید خود نظام حاکم بر ایران در طول این پنج دهه، مگر به حق ملت چقدر پرداخته است!! آیا اینان خودشان بدهکارترین افراد به حقوق حقه‌ی ملت نیستند؟! بگذرم. دامنه

 

خبر چهارم: بیانیه‌ی نهضت آزادی ایران درباره‌ی "صداوسیما" ج ا ایران: "با تأسف باید گفت سازمان صداوسیما، به بازوی انحصاری یک جریان خاص درون حاکمیت بدل شده است... این معضل، شخصی یا مقطعی نیست؛ ساختاری است... این وضعیت را نمی‌توان با تغییر افراد اصلاح کرد، چرا که مسئله در نفس ساختار نهفته است: تا زمانی که انتصاب، نظارت و خط‌مشی صداو سیما تغییر نکند و نظرات و خواست گروه‌های اجتماعی مختلف را منتشر نکند، هر مدیر جدیدی، دیر یا زود، در همان چارچوب بازتولید خواهد شد."

نظر: این تحلیل این حزب -که از مرد بزرگ ایران روانشاد مهندس مهدی بازرگان خط و ربط می‌گیرد- با حقیقت حاکم بر نظام مو نمی‌زند. حرف درستی را هشدار داده است. دامنه

 

خبر پنجم: "مهدی کروبی شرایط امروز را نتیجه‌ی سیاست‌هایی دانست که به گفته‌ی او، فاصله‌ی بیشتری میان حاکمیت و مردم ایجاد کرده و نسبت به منافع ملی و مشکلات اقتصادی و سیاسی کشور بی‌توجه بوده است."

نظر: نظری درین رابطه ندارم! دامنه

۱۶ ، ۶ ، ۴۰۵ :: دامنه | ابراهیم طالبی دارابی


عقل‌ها چه می‌گویند؟! ( ۴ )

عزت‌الله فولادوند در مقاله‌ی "پلورالیسم سیاسی" گفته بود: "پلورالیسم [=کثرت‌گرایی] در واکنش به افزایش سرطان‌وار قدرت مرکزی حکومت و تحولات تکنولوژیکی پدید آمد."
تنظیم و توضیح : دامنه | ابراهیم طالبی دارابی


روز و شب با شعر ( ۷۴ )

بر همه درس توکل می‌کنی!!
در هوا تو پشّه را رگ می‌زنی؟؟!!!
مولوی دفتر پنجم

توضیحاتی کوتاه: این بیت شرح حال واعظ‌هایی است که مغرورانه مردم را به توکل بر آفریدگار فرا می‌خوانند اما دو ذاری از هوا می‌زنند عین همان کف دستی که آدم‌ها در شب، هنگام خواب و گزِش پشه، بر پشّه‌ی خونخوار می‌زنند. همان لَل در زبان محلی.


روز و شب با شعر (۷۵)

سلطان و فکرِ لشگر و سودای تاج و گنج
درویش و امنِ خاطر و کُنج قلندری
‌حافروز و شب با شعر (۷۶)

یک حرف صوفیانه بگویم اجازت است؟
ای نور دیده، صلح بِه از جنگ و داوری
‌حافظ


کدام گونه از دین؟!
در نوشته‌ی بالا از کیان شماره ۳۰ حدود ۱۴ گونه از دین و چندین طیف از هر کدام از آن آمده است. جالب این است وقتی در گونه، قرائت و تفسیر هم متفاوت می‌شود، تفرقه‌ی فکری هم تشدید می‌شود. مذهب، معلوم گردیده است بیش از تمام نیازهای آدمی، نیازمند بازمطالعه است تا مرز خرافه و خرد مشخص شود. دامنه ۱۶ شهریور ۴۰۵ ، چاپ شب.


روز و شب با شعر (۷۵)

سلطان و فکرِ لشگر و سودای تاج و گنج
درویش و امنِ خاطر و کُنج قلندری
‌حافظ


روز و شب با شعر (۷۶)

یک حرف صوفیانه بگویم اجازت است؟
ای نور دیده، صلح بِه از جنگ و داوری
‌حافظ


در ورای یک خبر ( ۱ )

روزنامه جوان متعلق به سپاه: "ملت ایران مجبور نیست میان «جنگ بی‌پایان» و «تسلیم» یکی را انتخاب کند؛ راه سومی هم وجود دارد؛ پایان جنگ از موضع قدرت."

دامنه: خاب پس معطل چی هستید وقتی مدعی این تز هستید؟!


در ورای یک خبر ( ۲ )

سخنگوی سپاه: "اگر دشمن خواهان پایان این وضعیت است، باید ضمن توقف کامل جنگ، از تهدید مجدد دست بکشد، ارتش رژیم صهیونیستی از لبنان عقب‌نشینی کند، محاصرهٔ یمن پایان یابد، ۲۴ میلیارد دلار دارایی مسدودشدهٔ ایران آزاد شود و از هرگونه مداخله در توان هسته‌ای و موشکی کشور دست بردارد.... به‌جایی رسیده‌ایم که اگر دشمن ۲ یا ۳ هدف ما را بزند، ما با ۲۰ هدف پاسخ محکم می‌دهیم." (منبع: سایت انتخاب ، ۱۸ شهریور ۴۰۵)


*شروط جدید ایران برای توقف جنگ اعلام شد
محبی سخنگوی سپاه: اگر دشمن خواهان پایان این وضعیت است، باید؛
۱- ضمن توقف کامل جنگ،
۲- از تهدید مجدد دست بکشد،
۳- ارتش اسرائیل از لبنان عقب‌نشینی کند،
۴- محاصرهٔ یمن پایان یابد،
۵- ۲۴ میلیارد دلار دارایی مسدود شدهٔ ایران آزاد شود
۶- و از هرگونه مداخله در توان هسته‌ای و موشکی کشور دست بردارد./فرارو

 

در ورای یک خبر ( ۳ )

سنتکام -فرماندهی ارتش آمریکا در خاورمیانه- اعلان کرد : نیروهای ما هفته گذشته ۱۰ نفتکش ایرانی را منهدم کردند. ده نفتکشی که منهدم کردیم بخشی از یک شبکه مخفی چند میلیارد دلاری است که سپاه پاسداران را تأمین مالی می‌کند. سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران هیچ کشتی نیروی دریایی آمریکا را هدف قرار نداد و تمام تلاش‌هایش شکست خورد. ادعاهای سپاه پاسداران در مورد هدف قرار دادن دو ناوشکن آمریکایی در خاورمیانه کاملاً کذب است. (منبع: سایت انتخاب ، ۱۸ شهریور ۴۰۵ به نقل از سایت جماران)


در ورای یک خبر ( ۴ )

حسن روحانی گفت: "آن رهبری که در برابر آمریکا ایستاد، مقاومت کرد، تسلیم نشد و جان خودش را هم در این راه، در راه حق و استقلال کشور و عظمت ایران فدا کرد، رهبر این کشور بود؛ رهبر این سرزمین بود. (منبع: سایت رویداد۲۴ چهارشنبه ۱۸ شهریور ۴۰۵)

دامنه: حسن روحانی گویا حواسش به هوَسش بند شد، در همان ثانیه‌ی آغازین عملیات بمباران ترور در پاستور توسط اسرائیل، حاضران نشست نظامیان همگی ترور شدند. پس نماندند که ببینیم چه موضعی در برابر عملیات می‌گیرند که چهل روز ادامه داشت و همچنان بر اساس یک استراتژی هولناک در بدترین شکل ادامه دارد که از جنگ‌های رایج جهان پیچیده‌تر است و مبهم‌تر. این راه را خود اسرائیل تدارم دید که نبردها را به مرز ایران با کشورهای عرب بکشاند.


در ورای یک خبر ( ۵ )

نیکزاد نماینده مجلس : "زُلف تفاهم‌نامه اسلام‌آباد، به تنگه هرمز بسته شده است."
(منبع: سایت رویداد۲۴ چهارشنبه ۱۸ شهریور ۴۰۵)


در ورای یک خبر ( ۶ )

کاظمی سخنگوی قوه قضائیه: ۶۸ پرونده قضائی برای تراستی‌های متخلف تشکیل شد.

کاظمی: شفافیت مالی خیریه‌ها الزامی شد

 

تراستی‌ها یعنی
یعنی خیریه‌ها هم جیب می‌زنند! چه جمهوری "اسلامی‌ی‌ی‌ی‌ی‌ی‌ی‌ی"یی شده است! بخور بخور


بررسی یک مفهوم

"انقلاب آمریکا، نخستین پروژه‌ی بزرگ مدرنیته بود که در آن، مفاهیم انتزاعی و غبارگرفته‌ی کتابخانه‌های فلاسفه روشنگری – از لاک تا مونتسکیو – مستقیماً به «آزمایشگاه سیاسی» منتقل شدند. این نه یک حادثه، که یک «عمل عامدانه» بود. اهمیت این گسست در آن است که برای نخستین بار، قدرت از امری «متافیزیکی» به امری «حقوقی - قراردادی» تغییر ماهیت داد."
(منبع: سایت رویداد۲۴ چهارشنبه ۱۷ شهریور ۴۰۵)

 

نگاهی به یک پدیده

دیانوش: جامعه‌ای که کمتر می‌خواند، الزاماً جامعه‌ای غیرعقلانی نیست؛ اما جامعه‌ای که فرصت و عادت مطالعه‌ی عمیق، گفت‌وگو و مواجهه با اندیشه‌ی متفاوت را از دست می‌دهد، بخشی از ابزارهای پرورش عقلانیت را نیز از دست می‌دهد."


آمار جدید جمعیتی اسرائیل

اداره مرکزی آمار اسرائیل، اطلاعات جدیدی از ساکنان اسرائیل داد. طبق این گزارش در آستانه پایان سال یهودی، شمار ساکنان اسرائیل ۱۰.۲۰۳ میلیون نفر برآورد شده است. از این میزان ۹.۹۱۶ میلیون نفر تابعیت اسرائیل داشته و باقی خارجی هستند."


به این می‌گویند عقل سیاسی

جوزف عون رئیس جمهور لبنان ۱۸ شهریور ۴۰۵ گفت: "ما گزینه‌ی مذاکره با اسرائیل را به نفع لبنان و نه برای جلب رضایت کسی در خارج از کشور انتخاب کردیم. دعوت من به پایان دشمنی با اسرائیل، به معنای پایان‌دادن به جنگ‌هایی است که توان تحمل آن را نداریم."


در ورای یک خبر ( ۷ )

علی جنتی گفت: اقتدار یک کشور مقوله‌ای صرفاً نظامی نیست... نگرانی جدی بنده از این است که با تداوم وضعیت فرسایشی فعلی، به تدریج ائتلاف‌های نوظهور منطقه‌ای و نوعی اجماع زیان‌بار بین‌المللی علیه ایران شکل بگیرد... کارت تنگه هرمز بدون شک اهرمی راهبردی و بازدارنده است، اما نباید فراموش کنیم که اهرم‌های استراتژیک برای ایجاد تعادل و کسب دستاورد در پای میز مذاکره طراحی شده‌اند، نه برای ورود به یک بن‌بست فرسایشی ابدی... هنر دیپلماسی تبدیل اقتدار نظامی به گشایش‌های سیاسی و اقتصادی پایدار است، نه منزوی کردن کشور در جغرافیای پیرامونی... برخی از این افراد تصور می‌کنند کشور را می‌توان صرفاً با شعار، صدور بیانیه و تکیه انحصاری بر توان تسلیحاتی اداره کرد؛ این افراد هزینه تصمیمات خود را از جیب ملت و از محل سفره طبقات محروم پرداخت می‌کنند... در دوران جدید، انتظار می‌رود حاکمیت گوش شنوای جامعه باشد و نظرات توده‌های مردم و کارشناسان مستقل را مبنای سیاست‌گذاری‌ها قرار دهد... اصل ۵۹ قانون اساسی ظرفیت بسیار مترقی و بن‌بست‌شکنی به نام همه‌پرسی و رفراندوم را پیش‌بینی کرده است تا در مسائل مهم سیاسی، اقتصادی و بین‌المللی، داوری نهایی به خود مردم سپرده شود.
(منبع: سایت هم‌میهن ۱۹ شهریور ۴۰۵)


علیرضا معافی در صحن مدرسه فکرت شعبه بله پست کرد:

شط رنج
حسین قدیانی:
من احتمال سقوط نظام را می‌دهم، هم‌چنان که دو هفته قبل از نهم اسفند، از شهادت خامنه‌ای نوشتم. انقلاب اسلامی اگر می‌خواهد بماند، رک و صریح می‌نویسم که باید بی‌خیال اسلام انقلابی شود. اسلام انقلابی، انقلاب اسلامی را زودتر به اهدافش نمی‌رساند بلکه آن را از مطهری به مصباح منحرف می‌کند. چه کسانی وسط جنگ، دغدغه‌شان هنوز حجاب است؟ آن‌هم با وجود تجربه‌ی سال مهسا؟ جز شاگردهای مصباح؟ واقعیت این است که بازی نافرجام در نقش بهشتی باعث شد مصباح حتی نتواند مطهری دوم باشد. رحمت خدا بر شهید مطهری که از نیم‌قرن پیش فهمیده بود اسلام انقلابی آفت انقلاب اسلامی است. مصباح این فهم را نداشت. لاریجانی این فهم را داشت. اصلاً چرا خمینی گفت راه قدس از کربلا می‌گذرد؟ ما بچه بودیم و اخبار جنگ اعراب و اسرائیل را گوش می‌دادیم. چرا آن جنگ، در میان‌سالی ما به جنگ ایران و اسرائیل یا ایران و امریکا تبدیل شد؟ مگر مصباحیستهایی مثل شریعتمداری و ثابتی ادعا نمی‌کردند به محض بستن تنگه‌ی هرمز قیمت نفت چنین و چنان می‌شود؟ چرا باز هم دلار صعودی شد؟ چرا سعی برای پایان جنگ در چشم بسیاری از حزب‌اللهی‌ها مترادف با خیانت است؟ چرا علاوه بر پزشکیان، این همه حزب‌اللهی‌ها به قالیباف می‌توپند؟ تئوریسین انقلاب اسلامی مطهری بود یا مصباح؟ کجای راه را عوضی رفته‌ایم؟ آیا مصلحت است جنوب ایران فدای جنوب لبنان شود؟ همان چمران که امریکا را پیچاند و رفت لبنان، به وقتش فهمید چراغی که به خانه‌ی خودمان رواست، حتی به مسجدالاقصی هم حرام است. دکتر مصطفی در جنوب ایران خودمان شهید شد، نه جنوب لبنان. نقل چریک عارفی است که صلح را بیش از جنگ دوست می‌داشت. مگر چمران با تسخیر سفارت امریکا یا رابطه با لیبی مخالف نبود؟ و مگر تا دم شهادت رابطه‌ی دوستانه‌اش را با بازرگان و سحابی و یزدی حفظ نکرد؟ چرا کیهان مرض دارد که حتی علیه مهندس بازرگان نیمه‌ی پنهان بنویسد؟ آیا ما با تجمع اقلیت مردم می‌توانیم صدای اکثریت جامعه را خفه کنیم؟ آیا هدف از جمهوری اسلامی بهشتی این بود که به حکومت اسلامی مصباح برسیم؟ اگر احمد علم‌الهدی آزاد است برای حرافی، بگذاریم حسن روحانی هم حرف بزند و اگر زمان محاکمه است، محاکمه‌ی مصباح و مصباحیون واجبتر از محاکمه‌ی روحانی است. رسایی سارق صندلی دیالمه است، نه تکرار دیالمه. کشور را از شاخ گاو نفهمی که ترامپ باشد دور کنیم. دشمن هیچ کاری با مصباح ندارد و هنوز هم مطهری را می‌زند و لاریجانی را می‌زند و نه حزب پایداری که مدرسه‌ی میناب را می‌زند. بچه‌های جنوب تا کی تقاص جنگ‌پرستی مصباحیسم را بدهند؟
۱۹ شهریور ۱۴۰۵


در ورای یک خبر ( ۱۳ )
‌
اداره‌ی امر به معروف و نهی از منکر حکومت طالبان در ولایت کُنر افغانستان اعلام کرد: "۸۳۲ ساز و ابزار پخش موسیقی را جمع‌آوری کرده و آتش زده‌ایم."

دامنه: مذهب واقعی!!! که می‌گن همینه!!! یا خون می‌ریزند!!! و یا نشاط مردم را چشم ندارند ببیند!!! هر دو نگرش غلط و خشن، دو تیغه‌ی یک قیچی مذهبیون خُرافی و خشونت‌گرا است که حِخ مذهب را گرفتند که خفه کنند. لغت محلی حِخ همان بیخ و حلق است که وقتی حخ گرفته شود، نفَس یا به‌شماره می‌افتد و یا به تنگی و خفگی.


ادبیات، قدرتمندتر از هر حاکم و پادشاه است

ادبیات از متحدان خود -یعنی آینده و نامیرایی- مطمئن است. گونتر گراس نویسنده‌ی معاصر آلمان برین نظر است که ادبیات بیش از هر حاکمی و بیش از هر ایدئولوژی‌یی و بیش از هر دیکتاتوری‌یی، به ماندگاری خود اطمینان دارد.

مثال می‌زنم: مثلاً سعدی ماند. مثلاً اما سلجوقیان مُردند. مثلاً مولوی ماند، اما مثلاً سلوکیان مُردند. مثلاً فردوسی ماند. مثلاً اما غزنویان مُردند. مثلاً مُنشآت ماند. مثلاً اما فتحعلی‌شاه مُرد و قاجارشاه‌ها مات شدند. و یا مثلاً پادشاهی پهلوی مُرد، اما ۱۰۰ جلد آثارِ چه تند، چه کُند و چه گُنگِ زنده‌یاد دکتر شریعتی ماند. چرا چون نوشته‌ها و شعرها و فکرها بخش جدایی‌ناپذیر ادبیات یک کشور است. شناسنامه کشورها و ملت‌ها، ادبیات آنان است؛ شعر، نثر، کتاب، مقالات و نظریات و عقلانیت و اخلاقیات.

اما حکومت‌ها؛ حکومت‌ها و حاکم‌ها و پادشاه‌ها عاریت بیش نیستند؛ یا دُمل می‌شوند و می‌ترکند. یا کِرمو می‌شوند و می‌پوکند و یا بیدادگر می‌شوند و از دل ملت محو می‌گردند. اگرچه کم پیش می‌آید دادگر هم شوند و زنده‌یاد هم بمانند. مانند کوروش کبیر که پادشاه دادگر ایران بود و در دل‌ها ماند. بگذرم. دامنه.

در پست زیر هم‌راستا با ستون روز امروزم، دو تا شعر گویم از حافظ، که همان ادبیات است و قدرتمند و دل‌آویز و مانا و ماندگار و نامیرا.

سه‌شنبه :: ۲۴ ، ۶ ، ۴۰۵ :: دامنه | ابراهیم طالبی دارابی

 

روز و شب با شعر (۷۵)

سلطان و فکرِ لشگر و سودای تاج و گنج
درویش و امنِ خاطر و کُنج قلندری
‌حافظ

یک معنا ازین شعر این می‌باشد به نظر من:
درویش (=اهل دلِ خِردمند) خاطری امن و آرام می‌خواهد و کُنج خلوت که خودش حاکم بر خود شود نه تحت زعامت هیچ‌کس. اما پادشاه‌ها و حاکم‌ها دنبال حشَم و خدَم هستند که نوکر خود را زیاد کنند و سلطه بر مردم برانند. چون هدف سلطان‌ها فقط حفظ تاج است و حراست تخت قدرت. ای انسان قلندر خلوت خود باش که سَـروَری نکند کسی بر تو. دامنه


روز و شب با شعر (۷۶)

یک حرف صوفیانه بگویم اجازت است؟
ای نور دیده، صلح بِه از جنگ و داوری
‌حافظ

 


غروب امروز ۲۳ شهریور ۴۰۵ پدیده‌ی ماه و سیاره‌ی زُهره کنار هم را -که هر چندین سال رخ می‌دهد-
از زاویه‌ی حموم‌پیش در نقطه‌ی یال غربی روستایی داراب‌کلا ثبت کردم. دامنه

سایت "هم‌میهن' غلامحسین کرباسچی نیز این پدیده را انتشار داد.


در ورای یک خبر ( ۱۵ )

به این خبر یک حلقه‌ی افراطی جناح راست تندرو توجه شود:

"‌بازگشت مرموز یک کتاب لغو مجوز شده به بازار: عرضه‌ی گسترده کتاب خاطرات محمدرضا پهلوی با عنوان «پاسخ به تاریخ» در ویترین کتابفروشی‌ها و سامانه‌های فروش اینترنتی، موجی از انتقاد و شگفتی را در میان فعالان فرهنگی پدید آورده است"
(منبع: نوبنیاد ، ۲۱ شهریور ۴۰۵)

دامنه: عوامل و نویسندگان و گردانندگان روزنامه‌ی نوبیناد وابستگان دولت ۱۳ هستند. این حلقه‌ی فکری در حکومت روحانیت اسلامی ایران، دنبال بازگشت به قدرت هستند و تمام تلاششان این است مثلاً در آینده!! دولت ۱۵ را بگیرند و دولت ۱۳ را الگوی خود کنند و آن راه را دَمِجن بُورِن جِلو. دَمِجن یعنی از روی همان ردِّ پا، رد بشن. بگذرم. از کتاب محمدرضا شاه که نباید خوف کرد. حتی از چاپ مجدد کتاب هم هراس و اعتراض دارند. مرتضی مطهری حتی دنبال "دیوان شعر" یزید حاکم شام می‌گشت که آن را کاملاً بخواند تا بتواند یزید پسر معاویه را دقیق بشناسد.

من کتاب «پاسخ به تاریخ» محمدرضا پهلوی را دهه‌ی شصت و دهه هفتاد، دو سه بار خواندم. او درین کتاب خواست بگوید آنچه در ایران پیاده کردم، عقلی و مورد نیاز آن زمانه بود. آخه، کتاب هم هول و هراس دارد؟!!! کتاب را خفه نباید کرد. کتاب شُش یک ملت است هرچند کتاب خطا با خطاب باشد. دامنه


در ورای یک خبر ( ۱۴ )

حامیان این نظام در شب‌ها در خیابان‌ها در تابلوی کاغذنوشته‌ای (عکس بالا)، حسن روحانی را نُهپاد نامیدند!!!

شعار شبانه‌ی "نُهپاد" نُ یعنی "نفوذی - ه یعنی هدایت‌پذیر - الف یعنی از راهِ - دال یعنی دور" !!

روزنامه‌ی "جمهوری اسلامیِ" شیخ مسیح مهاجری چاپ ۲۲ ، ۶ ، ۴۰۵ نیز نوشت: "تجمعات شبانه حالا به مرگ بر این مسئول کنونی و آن مسئول سابق، رسیده‌اند!"

دامنه: همان آغازِ اینجور کارها، گفته‌بودم مسیر را به کجا خواهند کِشاند!!! پس سخنی درین باب ندارم. همه‌چیز عیان بود. پایان!!


در ورای یک خبر ( ۱۶ )

حالا به این خبر خاص، دقت شود:

مهرداد خدیر -معاون سردبیر سایت هم‌میهن- افشا کرد: "نمایندگان مجلس فعلی بعد از ۶ ماه تصمیم گرفتند در فضای واقعی دیداری تازه کنند اما چون هنوز شورای عالی امنیت ملی تشکیل جلسه زیر ساختمان هرمی بهارستان را به مصلحت نمی‌داند دویست نماینده دوشنبه شب [۱۶ ، ۶ ، ۴۰۵] به حرم حضرت عبدالعظیم حسنی در شهرری رفتند."

دامنه: بیچاره سربازان وظیفه که مجبورند در هر جا که امر کردند، باشند، نه سقف عبدالعظیمی در کار است، نه زیر زمین مترویی و نه داخل دخمه‌ای. این است رشادت نمایندگان این دوره‌ی مجلس شورای اسلامی!!! که شعار شهامت سر می‌دهند اما جلسه‌ی مجلس را می‌برند جایی -که مردم آن مکان را مذهبی می‌دانند- تا جان خود را خوب حفظ کنند. اگر همان زمان، آن مکان را اسرائیل یا آمریکا بمباران کند، جواب تلفات مردم حاضر آن جا و اطرافِ پرجمعیت آن حدود شهرری را کی می‌دهد؟! لابد لطفعلی‌خان!

 

در ورای یک خبر ( ۱۷ )

مدیرکل مدیریت بحران سازمان راهداری: "در مجموع حدود ۶ همت به‌ پل‌ها در جنگ خسارت وارد شده که تاکنون ۲ همت اعتبار برای بازسازی‌ آن‌ها اختصاص داده شده است."
(منبع: سایت عصر ایران ۲۲ شهریور ۴۰۵)

دامنه : ۶ همت یعنی شش هزار میلیارد تومان : ه = هزار. ، م = میلیارد ،، ت = تومان. همچین می‌گن ۶ همت که انگار شش قِران و چهار شاهی است! تعجب از کسانی که خسارات جنگ ناشی از سیاست خارجی ماجراجویانه را منکرند. بگذرم. نیست هیچ گوش شنوایی.


در ورای یک خبر ( ۱۸ )

محمدرضا جوادی یگانه -استاد جامعه‌شناسی دانشگاه تهران- گفت: "تعریف بی‌حجابی در جامعه عوض شده است دیگر کسانی را که پوشش سر ندارند، بی‌حجاب نمی‌دانند. « بی‌حجابی» از نظر بیشتر زنان، مترادف با بدن نمایی است. با عرفِ تغییرکرده و جامعه‌ی دگرگون‌شده، به شیوه گذشته نمی‌توان سخن گفت و رفتار کرد. منظورم از گذشته، سال ۱۴۰۳ است، نه چند دهه قبل."

دامنه: یک خال مو یک دختر در نگاه مذهبیون ریاکار، خیلی‌خیلی زننده‌تر و گزنده‌تر از هزاران هزاران دلار پول حرام است که از حلقوم فاسدان در قدرت آسان و در امان، جِر (=فرو) می‌رود. اسلام مُعاوی هم همین بود، سران مذهب را با سکه و درهم و دینار صید می کرد و در کنار تخت قدرت خود کاسه‌لیسان می‌ساخت!! و توجیه‌گران!!

 

در ورای یک خبر ( ۱۹ )

خبر خیره‌کننده این‌که تشییع جنازه‌ی ملادیچ رئیس‌جمهور سابق صربستان مشهور به "قصاب بوسنی" در بلگراد پایتخت با حضور جمعیت میلیونی بزگزار شد.

دامنه: او ۸ هزار نفر را «سربرینتسا» کُشت! انگار در دنیای وارونه شرّ، میز خیر را چارچنگی گرفت!


در ورای یک خبر ( ۲۱ )

احمد علم‌الهدی جمعه اخیر مشهد گفت: "۴ جان‌باخته تجمعات مشهد با دستور رهبر انقلاب، شهید شناخته شدند."

دامنه : حاکمیت جمهوری روحانیت اسلامی ایران، این لفظ بامعنا را هم سوزاند و به هر کس که دلش خواست این لقب را اِعطا می‌کند. جامعه دیگر از پذیرفتن این لفظ برای هر کسی ابا می‌کند زیرا حقیقتاً این لفظ، بدجوری دستاویز سیاست و جناح شد.


در ورای یک خبر ( ۲۲ )

محمد سعیدی در خطبه‌ی جمعه قم هفته‌ی قبل گفت: "انتخاب رهبری موروثی نبود."

دامنه: ملت دیدش چیست را محمد سعیدی آیا نمی‌داند؟!


در ورای یک خبر ( ۲۳ )

علی جنتی پسر احمد جنتی گفت: "اقتدار یک کشور مقوله‌ای صرفاً نظامی نیست... نگرانی جدی بنده از این است که با تداوم وضعیت فرسایشی فعلی، به تدریج ائتلاف‌های نوظهور منطقه‌ای و نوعی اجماع زیان‌بار بین‌المللی علیه ایران شکل بگیرد... برخی از این افراد تصور می‌کنند کشور را می‌توان صرفاً با شعار، صدور بیانیه و تکیه‌ی انحصاری بر توان تسلیحاتی اداره کرد؛ این افراد هزینه تصمیمات خود را از جیب ملت و از محل سفره طبقات محروم پرداخت می‌کنند... در دوران جدید، انتظار می‌رود حاکمیت گوش شنوای جامعه باشد و نظرات توده‌های مردم و کارشناسان مستقل را مبنای سیاست‌گذاری‌ها قرار دهد..."
(منبع: سایت هم‌میهن ۱۹ شهریور ۴۰۵)

دامنه: وقتی پدر این پسر با آن سن و فکرش به اندازه‌ی تمام عمر حکومت روحانیت اسلامی ایران در صدر شورای نگهبان همچنان نصب است، دیگر چه نیازی به استدلال است. پله تا پشت بام رفت و آن ور پشت‌بام مواظب باشید ساختار و تمثال‌ها نیفتد!!!


در ورای یک خبر ( ۲۴ )

روزنامه جوان متعلق به سپاه: "ملت ایران مجبور نیست میان «جنگ بی‌پایان» و «تسلیم» یکی را انتخاب کند؛ راه سومی هم وجود دارد؛ پایان جنگ از موضع قدرت."

دامنه: خاب پس مُعطل چی هستید!!! وقتی مدعی این تز هستید؟! ولی ملت خبر دارد چرا چند مدت است اسرائیل را نمی‌زنید!!!!


در ورای یک خبر ( ۲۵ )

حسن روحانی گفت: "آن رهبری که در برابر آمریکا ایستاد، مقاومت کرد، تسلیم نشد و جان خودش را هم در این راه، در راه حق و استقلال کشور و عظمت ایران فدا کرد، رهبر این کشور بود؛ رهبر این سرزمین بود.
(منبع: سایت رویداد۲۴ چهارشنبه ۱۸ شهریور ۴۰۵)

دامنه: حسن روحانی گویا حواسش به هوَسش بند شد، در همان ثانیه‌ی آغازین عملیات بمباران ترور در پاستور توسط اسرائیل، حاضران نشستِ نظامیان همگی ترور شدند. پس نماندند که ببینیم چه موضعی در برابر عملیات و درگیری دوم می‌گیرند که چهل روز ادامه داشت و همچنان بر اساس یک استراتژی هولناک در بدترین شکل ادامه دارد که از جنگ‌های رایج جهان پیچیده‌تر است و مبهم‌تر. این راه را خود اسرائیل تدارک دید که نبردها را به مرز ایران با کشورهای عرب بکشاند و بی‌مدت نگه دارد. بگذرم. در مورد نبرد سه دولت حرفم بماند برای روزی که پایان یافت.

 

در ورای یک خبر ( ۲۶ )

این دو خبر مرتبط به هم جالب است!!

کاظمی سخنگوی قوه قضائیه: ۶۸ پرونده قضائی برای تراستی‌های متخلف تشکیل شد.

همان کاظمی گفت : شفافیت مالی خیریه‌ها الزامی شد.

دامنه: تراستی‌ها یعنی نفت می‌دادند به برخی‌ها!!! که ببرند مخفی دور از چشم تحریم بفروشند سود را بر دارند، بقیه را خزانه بریزند. اما چنان خوردند که حکومت لب هم نجُنباند! فساد به یک رویه در آمد درین نظام.

در مورد خبر دوم هم بگویم: پس خیریه‌ها هم به جیب می‌زنند! عجب!! چه جمهوری "اسلامی‌ی‌ی‌ی‌ی‌ی‌ی‌ی"یی شده است! بوخور بوخور.

 


یک متن دیگر در نیمروز امروز

به این می‌گویند عقل سیاسی ←←

جوزف عون رئیس جمهور لبنان ۱۸ شهریور ۴۰۵ گفت: "ما گزینه‌ی مذاکره با اسرائیل را به نفع لبنان و نه برای جلب رضایت کسی در خارج از کشور انتخاب کردیم. دعوت من به پایان دشمنی با اسرائیل، به معنای پایان‌دادن به جنگ‌هایی است که توان تحمل آن را نداریم."

۲۴ ، ۶ ، ۴۰۵ :: دامنه | ابراهیم طالبی دارایی


درین زمینه:

جمله‌ی آخر جورف عون، خیلی کلیدی و عقلانی است و آفرین دارد. باید این جمله درس رشته‌ی علوم سیاسی شود:
پایان‌دادن خصومت، پایان جنگ‌هایی هست که از توان یک کشور بیرون است. عقل به درایت هم سنجاق باید باشد. عون حرفه‌ای گفت، دامنه

 

صدف و مروارید

کشورها صدف هستند و در خود مرواریدها دارند. فقط لیاقت و خِرَد می‌طلبد کشورداری شکل درستی به خود گیرد که مرواریدها بیرون آورده شوند. پروفسور فضل‌الله رضا در کتاب ۲۸۸ صفحه‌ای مهم خود "مهجوری و مشتاقی" چاپ ۱۳۷۲ علت بزرگ عقب‌ماندگی‌های ایران را در دو چیز می‌دانست که به نظرم صحیح فکر کرد:

۱. دو قرن نارسایی مدیریت سیاسی
۲. بینش نادرست جهانی

او برین نظر بود که در صورتِ وجود آزادی، مردم‌گرایی، وحدت عارفانه، دادگری، دانش، صلح و آرامش، سازندگی درازمدت و نیز مهر به انسان، صدف‌های کشور صید می‌شود و به مرواریدها می‌توان رسید. من معتقدم ایران همچنان دچار این دو مشکل ریشه‌دار و فقدان این هشت اصل حیاتی است. اما یأس و ترس نباید داشت زیرا تلاش پیگرانه‌ی ملت با مراعات مَدنیت، قطعاً نتیجه خواهد داد و صدف‌ها صید می‌گردد و مرواریدها روی کار می‌آیند. ایران فعلاً در دست یک نظام ویژه‌ی روحانیت است که ثابت شده است توان مدیریت سیاسی ایران از عُهده و عَهد و اَهلیت آنان ساقط است. تاریخ انسان و شگفتی آفرینش و آگاهی انسان، نشان داده است که روز و روزگار مردم ثابت نمی‌مانَد، خواهد چرخید و به روزهای بهتر خواهد رسید، اگر البته بر رفتار مدنی و عقلانی و اخلاقی خود تکیه دهد.

چهارشنبه :: ۲۵ ، ۶ ، ۴۰۵ :: دامنه | ابراهیم طالبی دارابی


روز و شب با شعر (۷۷)

اندر آن صحرا که رُست این زهرِ تَر
نیز روئیده‌ست تَریاق، ای پسر
مثنوی مولوی، دفتر سوم، بیت ۴۰۷۶

نکته: شعر می‌خواهد یاد دهد دنیا اگرچه زهر تلخ می‌روید، پادزهر هم دارد. به قول جهان‌بینی ریشه‌دار ایرانی: تاریکی اگر دیدی، نور هم اگر بخواهی، می‌بینی. ستمگر در برابرش، دادگر برخواهد خاست. دامنه

 

در ورای یک خبر ( ۲۷ )

سپاه پاسداران بیانیه داد که انتقام ترور "یوسف گرگیج" شخصیت اهل سنت مورد حمایت نظام در سیستان و بلوچستان را می‌خواهد بگیرد. جمله‌ی بیانیه بدون کم و کاست عیناً این است:

"انتقام از این جنایت وحشیانه و ناجوانمردانه قطعی و حتمی است."

دامنه: از دو سال پیش که اسرائیل ترور سازمان‌یافته و هدفمند را به داخل نظام ج، ا، ایران کشاند، مخصوصاً از ترور اسماعیل هنیه در شهر تهران به این ور، بیانیه‌های "انتقام" از سوی این نهاد حکومت، بارها و بارها صادر و چاپ شد که اگر شمارش شود از یک خورجین پُر بیشتر می‌شود. دیگر این لفظ نیز مانند برخی از الفاظ -که از سوی نظام ایران روزبه‌روز ساخته می‌شود- نزد ملت معنایی خاص!!! پیدا کرده است. بیانیه‌نویسی برای خودش فن می‌خواهد و شناخت و احاطه. بگذرم. دامنه


چرا کتاب میبُد برام قشنگ‌کتاب است؟!

چون این کتاب حرف‌های قشنگ زد، یکی‌اش این است آب قنات را -که هنوز هنوزه به قلب شهر می‌ریزد- "راهگشای اصالت مهر به دل‌ها" تعبیر کرد. از سوی دیگر چون درین اثر به‌زیبایی آمده است میبُد آتشکده‌اش همچنان رستگار می‌سازد و در کنار اذان مسلمانان، آتش مُغان زرتشتیان هم روشن است.

این است مدارای مدرن و متمدن مردم. مذهب نباید مذهب دیگر و مردم دارای کیش دیگر را به مسلخ ببرَد. مذهب اگر مورد معتقدات مردم واقع شد، مدارا باید مدار آن باشد، نه کُشت و کُشتار و نِقار و نابودی و تنگنایی. مذهب کنار مذهب، نه "مذهب علیه‌ی مذهب". ملت مذهب را برای دفن انسان نمی‌خواهد و مذهب هم باید برای زیستن و صلح و رفاه و آرامی مردم باشد. آوای هیچ انسانی را مذهب نباید خاموش کند. انسان برای مذهب نیست، بلکه مذهب باید برای انسان باشد و هرگز حق آزادی انتخابِ فکر و عمل را از انسان سلب نکند، چون هیچ اجباری در ردیف ایمان از روی اختیار قرار نمی‌گیرد. بگذرم.

این کتاب -که عکسی از روی جلدش انداختم- ریخت‌شناسی شهر میبُد یزد است. ایران‌شناسی اساساً جذبه دارد، حتی شناخت یک شهر یا یک رود و کوه و یا معرفی مختصات بُز و گرگ و جلگه و فلات باشد.
پنج‌شنبه :: ۲۶ ، ۶ ، ۴۰۵ :: دامنه | ابراهیم طالبی دارابی


روز و شب با شعر ( ۷۸ )

زشت باید دید و انگارید خوب
زهر باید خورد و انگارید قند
ابوسعید ابوالخیر

در ورای یک خبر ( ۲۸ )

می‌گن رزمایش به مناسبت دویستمین شب تظاهرات خیابانی! فردا ساعت ۸ صبح فردا جمعه در تقاطع بزرگراه نواب به سمت میدان انقلاب اجرا می‌شود.

دامنه: باشه هر کار خواستید بکنید. فعلاً دور، دور نمایاندن است. لابد حاجت روا می‌شوید. اما اگر بلدید کاری هم بکنید مردم به میوه‌فروشی و قصّابی و بقّالی و پوشاک‌فروشی هم بتوانند بروند و شرمسار و وامانده برنگردند. بگذرم. دلار را کنار ریال نظام آخوندزده‌ی ایران بگذارید، ببینید چند به چند شد؟!!! رزمایش و مانور و جولان پیش‌کش‌تان. کشورداری به این نیست، به رفاه و ارزانی و نبودِ گرانی و خشکاندن فساد و آلودگی در درون حکومت است و حفظ توان پول ملت. چقدر به دارایی ملت خسارت زدید با نابلدی و افراطی‌گری خود.


این خطبه‌ی علی بن ابی طالب چقدر این‌روزها آشناست!!!

در نهج‌البلاغه چندین خطبه است در خطبه‌ی شماره‌ی ۲ حرف جالبی وجود دارد؛ که از وضعیت عربستان هنگام ظهور دین "اسلام" توسط محمد بن عبدالله و زمامداری اشراف مکه پرده برداشته شد:

- مردم به بلایا گرفتار بودند...
- رشته‌ی دین سُست بود...
- و پایه‌های ایمان ناپدار.

سپس شرح وضعیت آن جامعه، این‌گونه در آن خطبه ادامه یافت:

- پندار با حقیقت به هم آمیخته...
- و همه‌ی کارها درهم ریخته بود.

آنگاه خطبه این را گفته:

بُرونشُوی کارها دشوار بود...
گمراهی و کوری همه‌گیر و همه‌جایی بود.

و نقطه‌ی اوج خطبه این است: ←←

بارض عالِمها مُلجم و جاهلها مُکرّم.

یعنی در آن سرزمین، بر دهان عالِمان (=دانایان) لِجام زده بودند که سخن حق بر زبان نرانند یا تماشا کنند و اعتراض نکنند و اما جاهلان (=بی‌دانش‌ها و بی‌خِردان) اِکرام و احترام می‌شدند و امور مکه و مردم و بُت‌پرستی در دست‌شان بود!!!

درین مورد حرفی برای مطرح‌کردن ندارم! اِلّا این حرف که امروزه‌روز نیز بدبختی‌هایی بیشتر از مکه‌ی زمان ظهور اسلام، نصیب مردمان کرده‌اند! مخصوصاً آن عیب بزرگِ درهم آمیختن "پندار با حقیقت" را.

برای جمعه :: ۲۷ ، ۶ ، ۴۰۵ :: دامنه | ابراهیم طالبی دارابی


روز و شب با شعر ( ۷۹ )

روشنی‌ها خواستید اما ز دود
قصرها افراشتید اما به رود
پروین اعتصامی


ارمنستان از نگاه یک مسافرت

از یکی از خویشاوندانم که از مسافرت چندروزه به ارمنستان برگشت، چندی پیش گذری و گذرا و ایستاده و سرپا چند پرسش کردم. گمان کنم مفید باشد آن را درین صحن بله و واتس‌آپ و سایت دامنه گزارش یک واقعیت کنم:

می‌گفت: درین کشور عکس هیچ کس و حتی سیاستمداران دولت در هیچ جای خیابان و بیابان و جاده نصب نیست.

می‌گویم: اما در ج، ا، ایران از همین ساری تا نکا و بهشهر و از آمل یا از پل‌سفید تا قائم‌شهر هزاران عکس مقامات نصب است با بنرهای چند میلیونی!!! حالا قم و تهران و مشهد که وای ویلاست!!! هزینه‌ی بیت‌المال برای آقایون عین آبِ خوردن شد! آن وقت دم از مذهب و شیعه می‌زنند. باز ارمنستان که ادعا هم ندارند، اما مراعات خزانه‌ی ملی را می‌کنند. بگذرم.

 

می‌گفت: از لب مرز ایران تا خود ایروان -پایتخت ارمنستان- ۶ ساعت راه است، که در طول مسیر مردم آن کشور آب خوردنی به رهگذران هدیه می‌کنند و هیچ پولی نمی‌گیرند. این کار جزوِ آداب آنان شد.

می‌گویم: در جاده‌های ایران اگر یک خوردِ کِش (=بول) آدم را گرفت، برخی دستشویی‌های بین‌راهی برای آن ۳۵ هزار تومن طلب می‌کنند!!! آبِ خوردن که یک بُطری پچوک (=کوچکِ کوچک) چندهزار تومن می‌گیرند. البته من پیش از حرکت، خودم را تجهیز می‌کنم و سبکبال می‌رانم و خودم را وابسته به بین‌راه نمی‌کنم. مگر رستوران‌های مجهز و قابل اعتماد.

 

می‌گفت: مردم هرگز وارد میدان‌های سرسبز نمی‌شوند هرچند نه نرده دارد و نه جدول آن ارتفاع دارد، اما هیچ کس وارد آن نمی‌شد.

می‌گویم: حالا ایران نرده‌ی چندمتری هم نصب کردند باز مردم از روی آن می‌پرند و وارد فضای سبز می‌شوند و یا عرض خیابان را می‌پرند می‌رن. بگذرم.

 

می‌گفت: در جایگاه پمب بنزین، روی هر پمپ چند نازل است با چند نوع قیمت بر حسب کیفیت. هر کس هر کدام را دلش خواست برمی‌دارد باک می‌ریزد.

می‌گویم: چقدر ایده‌ی درستی هست و برای مردم ارزش و احترام و حق انتخاب قائل‌اند.

 

می‌گفت: پلیس راهنمایی رانندگی در جاده‌ها و شهرها خودش نزد رانندگان می‌رود، سلام نظامی می‌دهد و مدارک ماشین و راننده را چک می‌کند.

می‌گویم: اما در ج، ا، ایران افسر رانندگی انگار ارتشبُد و سپهبُد است. داخل ماشین پلیس می‌نشینند، رانندگان باید بروند نزدش مدارک ارائه کنند. چقدر آداب در ایران شیعی با ارمنستان ارمنی تفاوت دارد. به قول آن شاعر: انسانم آرزوست....

از مسافر کشور ارمنستان ممنونم مرا از مردم ارمنی آن جا آشنا کرد.

جمعه :: ۲۷ ، ۶ ، ۴۰۵ :: دامنه | ابراهیم طالبی دارابی

 

در ورای یک خبر ( ۲۹ )

حسین طائب رئیس سازمان بسیج گفت" "جان‌فدا نماد جمهوریت ایران" است.

دامنه: به این شیخ باید گفت حال که جمهوریت نظام از دید شما یعنی این‌چیزها، پس اگر هراس ندارید و بالای ۲۰۴ شب خیابان شهرها را برای شعارها و نوحه‌ها و ناله‌ها و حتی مرگ‌بر مرگ‌بر گفتن، گرفتید، بگذارید سایر مردم که نگاه متفاوت از شماها دارند هم، در خیابان شهرها حرف‌ها و اعتراض‌ها و انتقادهای خود را آزادانه فریاد بزنند و نیروهای انتظامی آنان را هم حفاظت کند. چون خیابان در مالکیت کسی نیست، مال تمام مردم است، نه فقط حامیان این نظام شما. صندوق انتخابات را هم جایی می‌گذارند که تمام مردم رأی آزاد خود را در آن بریزند. هیچ فرقی میان صندوق و خیابان نیست که خیابان مخصوص طرفداران نظام باشد، اما چون صندوق را نمی‌توانید شبیه خیابان در آورید، آن جا است همیشه با حضور مردم می‌بازید که به جای کاندیدهای مورد حمایت نظام و حاکمان، همواره فرد دیگری مانند اکبر رفسنجانی رأی می‌آورد، محمد خاتمی رأی می‌آورد. حسن روحانی رأی می‌آورد و این آخری هم مسعود پزشکیان رأی آورد که البته مانده است به ملت بپیوندد یا به حاکمیت. فعلاً که نزد ملت مردود شد و تابع قدرت و حاکمیت شد و حرف حقی که در زمان انتخابات و رأی‌گیری به مردم می‌گفت همه را خورد و خاشک‌خاشک!! قورت داد!


روز و شب با شعر ( ۸۰ )

جسمْ ظاهر، روح مخفی آمده‌ست
جسم همچون آستین، جان همچو دست
باز عقل از روح مخفی‌تر پرَد
حسّ سوی روح زودتر برَد

مثنوی مولوی، دفتر دوم، بیت‌های ۳۲۵۳ و ۳۲۵۴

نکته: مهم از نظر من درین شعر این است عقل در منظر مولوی مخفی‌تر از روح است. پس درود بر عقل. از نظر من، عقل اول اول اول اول از همه چیز است. حتی آفریدگار را هم عقل باید فهم کند. عقل نباشد، تشخیص هیچ چیزی امکان‌پذیر نیست. پس عقل، پایه‌ی تمام آفرینش است، عقل از بشر گرفته شود جسمی بی‌تشخص بیش نیست. دامنه


سه زن سرگردان در "جزیره‌ی سرگردانی"!!!

درین رمان، سیمین دانشور -همسر جلال آل احمد- به سه زن می‌پردازد: هستی، توران، عشرت. من فشرده‌ی این سه شخصیت رُمان "جزیره‌ی سرگردانی" را می‌گویم:

"هستی" : او زنی رام و تسلیم وضع موجود است و چون از جامعه‌ی مردسالار هراس دارد، خانه‌داری را برمی‌گزیند و به عرفان پناه می‌برَد. همیشه از اساسی‌ترین حق خود چشم‌پوشی می‌کند تا با دلرُبایی‌های زنانه نظر سلیم -شوهرِ عرفان‌مسلکش- را با خود مساعد کند. آرمان او آزادی، عرفان، برابری است. هستی می‌کوشد در جامعه‌ی مردمحور، زنان را به حقوق خود آشنا کند و آنان را به تصمیم‌گیرندگان اصلی زندگی سوق دهد.


"توران" : او زنی است که سودای دانشگاه دارد. دبیر ادبیات دبیرستان‌های پایتخت است و شیفته‌ی ورود به بحث‌هایی است که بن‌بست‌ها را بشکند. اما بین روز قیامت و طی‌کردن زندگی بر پایه‌ی واقعیت و لذت سرگردان است. از یک سو می‌خواهد سیاسی باشد، اما از سوی دیگر خرافات را به حال خود مفید می‌پندارد. به همین خاطر "زادالمعاد" محمدباقر مجلسی را می‌خواند، ولی شعر نو و رشد فکری دانشجویان و جامعه‌ی زنان را دوست می‌دارد. توران توان ندارد روشنفکر بماند چون از جوّ اطراف خود خوف و رودربایستی دارد، پس، دست به تظاهر دینی و خودنمایی در بین مردان و زنان می‌زند.


"عشرت" : این زن درین رمان، دلفریب یک دلال آمریکایی در آموزش و پرورش می‌شود. روابط باز با همه‌ی مردان دارد. حتی رابط چریک‌های سیاسی می‌شود. اما سرانجام می‌فهمد راهش عیش و نوش است دچار سرگردانی می‌شود و تصمیم می‌گیرد یکی ازین سه کار را برگزیند: یا حرم عبدالعظیم حسنی به بست بنشیند به خودسازی برسد. یا کُلفت حرم مشهد شود و یا به عشرتکده پناه ببرد. اما سرانجام تن به عشرتکده می‌دهد و باقی کارهاش، که ذکرش درین فشرده، جایز نیست.

امید است گزارش نویسندگی‌ام ازین رمان مهم ایران، مفید و مؤثر برداشت شود.

شنبه :: ۲۸ ، ۶ ، ۴۰۵ :: دامنه | ابراهیم طالبی دارابی

 

امروز نزدیک ظهر ۲۸ شهریور ۴۰۵ رفیقان آمدند پیشنهاد دادند به جنگل برویم. گفتم می‌آم. و با ماشین حسن راندیدم تا مسیر سرتا. جایی که دهه‌ی شصت هم، چندین بار جمعی آن جا می‌رفتیم پر از خاطرت. اینک چند عکس از آق سیعلصغر و حسن و من. آق‌رسول که سر زمین باغش گیر کرد زنگ زد نمی‌رسد بیاید. حیف شد نبود.


در ورای یک خبر ( ۳۰ )
‌
خبر: عوارض تردد در آزادراه تهران-شمال در روز تعطیل برای خودرو سواری به صورت رفت و برگشت ۷۲۰ هزار تومان شد و برای اتوبوس ۸۷۰ هزار تومان و برای وانت بالای ۸۵۴ هزار تومان.
‌
نظر: نفت که نمی‌توانید بفروشید!!! در محاصره‌ی فلج‌کننده‌ قرار گرفته‌اید، پس باید از جیب مردم کِش رفت!!! حتی از روی عوارض اتوبان‌ها. چگونه پول مردم براتون لذیذ است؟!!! دامنه

 

روز و شب با شعر ( ۸۱ )

که ای به دولت ده‌روزه گشته مستظهر
مباش غَرّه که از تو بزرگتر دیدم

سعدی قصیده

اشاره: مُستظهر کسانی‌اند که به حمایت حامیان پشتگرم و دلگرم‌اند، حیف که نمی‌دانند این حمایت‌ها گهگاه سست‌تر از تار عنکبوت است! دامنه


بحث دو مترجم بر سر "یوم‌الدین" و "آشتی خدا" با "آدم"

بهاءالدین خرمشاهی روی ترجمه‌ی محمدباقر بهبودی با عنوان "معانی‌القرآن، ۴۹ اشکال وارد کرد که من فقط دو مورد را با هدف آگاهی و اطلاع، مطرح می‌کنم:

خرمشاهی اشکال کرد که بهبودی در آیه‌ی ۳۷ بقره جمله‌ی "فتاب علیه انه هوالتواب الرحیم" را ترجمه کرده است که "و خدا با آدم آشتی کرد. خدا اهل آشتی و مهربانی است." حال آن‌که خرمشاهی معتقد است آشتی واژه‌ی "عاطفی و غیر جدّی" است و "نمی‌توان آن را درباره‌ی خداوند به کار برد."

خرمشاهی در مورد "یوم‌الدین" هم اشکال کرد بهبودی که این لفظ را "روز قانون" ترجمه کرد، ایراد دارد. زیرا از نظر خرمشاهی فقط "دنیا و زندگی دنیوی روز قانون و تکلیف و شریعت" است، و اِجماع مفسران این است "آخرت فقط، روز جزا است."

اما بهبودی جوابش به این دو اشکال این بود:

همان‌طور که رحمت و غضب (=مهربانی و خشم) از صفات عاطفی است، پس آشتی، عاطفی هم باشد اشکال ندارد برای خدا به کار روَد. او از خرمشاهی پرسیده پس "الجبّار المُتکبّر" بودنِ خداوند را چه می‌گوید که ترجمه‌اش عاطفی نباشد و جدّی باشد؟

در مورد "مالک یوم‌الدین" بهبودی پاسخ داده اِجماع در میان نیست و اگر باشد حجت نیست حتی در مسائل فقهی، چه رسد به مسائل علمی و تفسیری. بهبودی استناد کرده که این عبارت چندین جور ترجمه شده. من در زیر با نقل آزاد چهار مورد را تنظیم می‌کنم:

- قمشه‌ای آن را : دارای روز جزا آورده است.
- خالقی آن را : پادشاه روز جزا آورده است.
- هدایت آن را : فرمانروای روز داوری آورده است.
- بهبودی آن را : صاحب روز قانون آورده است.

بهبودی استدلال می‌کند چون روز جزا یعنی روز کیفر، و روز پاداش یعنی روز جایزه، و روز داوری یعنی روز رسیدگی و محاکمه‌ی کردار مردم، تمام اینها در روز رستاخیز پیاده می‌شود که نام آن از نظر بهبودی "روز قانون" است که از نظر او "فقط خدا و قانونش حاکم است".

من فقط بحث علمی این دو مترجم را با برداشت آزادم گزارش کردم، خودم در مورد این قضایا هیچ نظری ندارم. اِلّا یک حرف و آن این است: با آن‌که از دید مسلمانان، قرآن "بالاترین سند دین اسلام" است، اما می‌بینیم که چقدر میان مفسران این سند، بر سر معانی و حتی لفظ‌های آن تفاوت و چالش نظر است. همین ایجاب می‌کند کسانی که خود را مذهبی می‌دانند، به‌آسانی متفاوت‌اندیشان را مورد هَجمه و اهانت قرار ندهند. دیدید که حتی بین مترجمان این "سند اسلام" حرف‌هاست ولی همدیگر را تاب می‌آوردند. این افراطیون و تنگنظران هستند که مردم را با کمترین تفاوت نظر، مورد هجوم قرار می‌دهند. آنقدرها هم توافق وجود ندارد که حرف حرف یک نفر در اسلام باشد، حتی روی لفظ "خنزیر" در قرآن، صدها نظر متفاوت است که کدام نوع از خوک، با چه سُم و دُم و شکمی؟ به قول محمدباقر بهبودی گوشت هر خوکی که گردنش بچرخد و چشم او کج و کوچک باشد، به عبارتی: خوک‌های گردن گراز چشم‌تنگ." اما برخی نظرشان کل خوک‌هاست. بگذرم.

اشاره: برای نوشتن این متنم دو مقاله‌ی سنگین و حجیم این دو مترجم را مورد بررسی تطبیقی قرار دادم، و کوشیدم در بیان دیدگاه آن دو، مراعات همه‌ی جوانب را بکنم. امید است این یادداشت روزم بر خوانندگان طالبِ بحث‌های مفید و علمی، نافع افتد.

یک‌شنبه :: ۲۹ ، ۶ ، ۴۰۵ :: دامنه | ابراهیم طالبی دارابی

 


روز و شب با شعر ( ۸۲ )

تبَه گردد آن رنج‌های دراز
شود ناسزا شاهِ گردن‌فراز
ابوالقاسم فردوسی

نکته: به قول نویسنده‌ی مقاله‌ی "مبادی و مبانی شاعران سیاسی"، وقتی هر ولگردی [سبُکتکین] که بر تخت سلطنت تکیه می‌کند، ادعای نصرت دین خدا دارد" فردوسی آن شاعر دانا و آگاه به امور سیاست، باید هم این بیت را بسُراید و از عُبید زاکانی هم تیزتر شود این شکل شعرش. دامنه


در ورای یک خبر ( ۳۱ )
‌
خبر: روزنامه "جمهوری اسلامی" چاپ امروز ۲۹ شهریور ۴۰۵ نوشت: "امروز در جامعه ما فاصله طبقاتی بیداد می‌کند بطوری که عدالت به گم‌شده‌ای تبدیل شده که در این جامعه موسوم به اسلامی و انقلابی خبری از آن نیست. امروز که خبری از عدالت نیست و تبعیض هر روز رشد بیشتری می‌کند، این جامعه را نمی‌توان یک جامعه اسلامی و انقلابی دانست. بی‌تردید جامعه‌ای که اکنون در آن زندگی می‌کنیم جامعه وعده داده‌شده توسط رهبران اولیه انقلاب اسلامی و مطلوب و مورد نظر امام خمینی نیست."
‌
نظر: چه عجب روزنامه حالا شهامت یافت. این روزنامه نکند فکر می‌کند دوره‌ی ۱۰ ساله‌ی آقای خمینی، عدالت وجود داشت!!! و حکومت و جامعه، اسلامی بود!!! از همان آغاز تا الآن، مردم، هم تبعیض را لمس کردند و هم، بی‌عدالتی را و هم خشونت و زیرپا گذاشتن حقوق ملت را و هم هزاران کارهایی که حکومت در برابر ملت صورت داد. دامنه


حاضرید به سومالی برگردید؟!!

لابد می‌دانید نورالدین فرح از بزرگترین نویسندگان آفریقاست. او در آخرین کتابش "نقشه‌ها" به مخالفت با دیکتاتوری زیادباره حاکم وقت سومالی پرداخته بود و همین باعث شد زیادباره با او به غضب برسد. اما این نویسنده سومالی را ترک کرد. زیادباره البته بعدها سرنگون شد و او همچنان نویسنده ماند و دست به نظریه‌پردازی زد. او می‌گوید اگر جامعه‌ی دیکتاتورزده همان باشد که هست و در خود تکان و تغییری ندهد، فقط دیکتاتور سرنگون می‌شود، اما دیکتاتوری دیگر جایگزین می‌شود. از نظر او دیکتاتوری باید "واقعاً مَخوف شود تا مردم قیام کنند." او اولین اثر رُمان سه جلدی‌اش را به بررسی "بقای دیکتاتوری در آفریقا" اختصاص داده بود. وقتی ازو در مصاحبه‌ای می‌پرسند حاضری به سومالی برگردی جواب خیلی ظریفی می‌دهد: نه، نمی‌توانم برگردم، چون تهدید به مرگ شدم، و چرا باید به جایی برگردم که جوخه‌های مرگ جولان می‌دهند. من زندگی‌کردن و نوشتن را دوست دارم. منظور نورالدین فرح این است جنگ، مرگِ زندگی است، حال آن‌که انسان آمده است که زندگی کند و لذت ببرد و او معتقد است دیکتاتورها با رفتارهای خود، زمینه‌ساز جنگ و کُشتارند.

یکی از حرف‌های ماندگار او این جمله است: "در آفریقا، واقعیت، خیال‌انگیزتر از خیال است." لابد خوانندگان متوجه این حرفش شده‌اند؛ یعنی آنقدر در آن قاره، گرفتاری و دیکتاتوری و بدبختی و زورگویی با هم آمیخته است، نویسنده‌ی هر رمان، دیگر لزومی نمی‌بیند دست به خیال و خواب و کنایات و طنز در داستانش بزند. بگذرم اما توضحیاً بگویم: مثلاً با آن‌که شخصیت‌های داستان او در رمان "شیرِ ترش و شیرین" واقعی هم نبودند، اما مردم، آن شخصیت‌های رُمان را با شخصیت‌های واقعی حکومت و جامعه مطابقت می‌دادند چون مردم خیال می‌کردند بر پایه‌ی واقعیت‌های زندگی‌شان رمان نوشت. از نظر من، بدخواه‌ترین حکومت‌ها، حکومت‌هایی هستند که آزادی را فقط برای حکمرانی خود می‌خواهند و می‌ترسند مردم آزادی داشته باشند.
دوشنبه :: ۳۰ ، ۶ ، ۴۰۵ :: دامنه | ابراهیم طالبی دارابی

 


در ورای یک خبر ( ۳۲ )
‌
خبر: ‌سخنگوی سپاه پاسداران گفت "از نظر ما جنگ همان جنگ است، مقاطع مختلفی دارد، ولی جنگ همان جنگ است و جنگ هم تمام نشده و ادامه دارد. سپاه پاسداران از قبل آماده بوده و الان آماده‌تر شده برای یک جنگ طولانی‌مدت."
(منبع: سایت عصر ایران ۳۰ شهریور ۴۰۵)
‌
نظر: این سخنگو اولاً روشن کند "از نظر ما" ما یعنی کیا؟! دوماً بر فرض اینا آماده‌ی جنگ طولانی‌مدت هستند، نظر ملت را چرا نمی‌پرسند؟! پرسیدن از ملت که ترس ندارد. سوم آن‌که قبل از آن درگیری ۴۰روزه در ۹ اسفند ۴۰۴ هم ادعا شده بود ما آماده‌ایم، اما چنان غافلگیر شدند در همان ثانیه‌ی شروع درگیری، پاستور با بمباران بسیار شدید و دقیق توسط ارتش اسرائیل، تلّی از دود و خاک شد. دامنه


روز و شب با شعر ( ۸۳ )

به جای شعر درین قسمت یک سخن زیبا از چهره‌ی برجسته در تاریخ ایران:

زرتشت گفت:
"شریف‌ترین دل‌ها، دلی‌ست که اندیشه‌ی آزارِ کسان در آن نباشد."


اساس فساد

ابن خلدون دانشمند تونسی فساد و فروپاشی حکومت را ترَف می‌داند. ترَف یعنی تنعُم و ریخت‌پاش حکومتگران. او سپس بعد از ترَف، فساد و فروپاشی را درین می‌داند که سلطان مستبد، خرج‌های گزاف می‌کند و مجبور است از جیب مردم باج و مالیات گزاف بگیرد و کم کم دولت و حاکمیت به وادی ستمگری می‌افتد و ارتش و سپاه و لشگر آن سلطان، رفته رفته بانفوذتر و زورگوتر می‌شود و حُکّام آن حکومت هم، راحت‌طلب می‌شوند به زبان امروزی به دام زدوبند و رانت می‌افتند. آنگاه نارضایتی مردم کم کم به جایی می‌رسد که حکومت به ضعف می‌گراید و زمینه‌ی سقوط فراهم می‌شود.

البته ابن خلدون یک مورد را جا گذاشت، یا گفت و من ندیدم. و آن این است ممکن است نارضایتی مردم، با لجاجت حکومت به‌صورت قهرآمیز و خونین سرکوب شود و حکومت چند صبایی دیگر با ایجاد رُعب و دلهره و خوف، بر حکمرانی بر مردم ادامه دهد. بگذرم. یعنی دادن پاسخ کهنه مثل اسلحه به چالش‌های نو، ممکن است سقوط حکومت‌ها را کمی عقب بیندازد، اما به‌هرحال چنین حکومت‌هایی بر می‌افتند.
پنجشنبه :: ۲ ، ۷ ، ۴۰۵ :: دامنه | ابراهیم طالبی دارابی


روز و شب با شعر ( ۸۴ )

دست بردار از دلم ای شاه
که تو این مُلک را گدا کردی

با تو هیچ آشتی نخواهم کرد
با همان پا که آمدی برگرد!

ایرج‌میرزا (درگذشته‌ی ۱۳۰۷ قمری)


در ورای یک خبر ( ۳۳ )
‌
خبر: ‌حسن خمینی برای درگذشت موسی شبیری زنجانی گفت: "آن بزرگوار در دقت نظر و وسعت اطلاعات و ذکاوت فقهی کم‌نظیر و مثال‌زدنی بود...این ضایعه مصیبتی مضاعف است."
‌
نظر: حسن خمینی آیا می‌داند داشتن "وسعت اطلاعات" یا برخورداری از "دقت نظر" و همچنین بهره از "ذکاوت فقهی" برای فردی که مقلدان و حوزه علمیه، از او به عنوان "مرجع" در مذهب "شیعه" نام می‌بُردند، چقدر به کار مردم می‌آید وقتی در انتظار شنیدن حرف حق از زبان امثال این افرادند؟! چه سود وقتی اشخاصی با این عنوان و به قول وی "ذکاوت فقهی" هرگز در برابر بدکرداری‌های حکومت آن‌هم به اسم مذهب، لام تا کام سکوت و خوف کردند. سخن حق پس باید از حلق کدام خلق بیرون آید؟! بیچارگان؟! درماندگان؟! و راندگان؟! بگذرم، او به‌هرحال که به نمازهایش در حرم قم بسیاربسیار، وقت و طول می‌داد!! درگذشت، اما حکومت را هیچ‌وقت به خاطر رفتارهای بد و فسادهای گسترده‌اش، تذکر نداد و رفت. و البته درود فقط بر آنانی باد که در برابر بدی و ستم‌های حکومت، حرف را نخوردند و باصداقت زدند و سر بر قبر ابد نهادند. حالا حسن خمینی فقط برای این افراد غُلوّ کند و حکومت ج ا ایران را تقدیس و ستایش و تملق. دامنه

 

در ورای یک خبر ( ۳۴ )

چاپ شب
‌
خبر: ‌در تهران برخی مالکان به علت کاهش شدید ارزش پول ایران، خانه‌های خود را به جای اجاره‌ی ریالی، با دلار یا سایر ارزها اجاره می‌دهند.
‌
نظر: سقوط پول ایران چنان وحشتناک است، حتی توان پول افغانستان جنگ‌زده، از آن پیشی گرفته است. این هم حاصل مدیریت ماجراجویانه در کشورداری و سیاست خارجی غلطاً در غلط. بگذرم. دامنه

 

در ورای یک خبر ( ۳۵ )
‌
چاپ شب

خبر: ‌روزنامه "جمهوری اسلامی" چاپ ۳۱ شهریور ۴۰۵ نوشت یک فرد از حوزه "با سوء‌استفاده از تریبون عمومی" حسن روحانی را به هم‌سرنوشتی با «استخر» -که موجب درگذشت "مشکوک" اکبر رفسنجانی شد- کرد. این روزنامه نوشت: "حوزه علمیه مظهر قانون، تقوا، اخلاق و تعادل است و این قبیل رفتارها را خارج از چارچوب متعارف خود می‌داند."
‌
نظر: مگر حوزه علمیه، کسی هم ماند که بتواند درس اخلاق دهد؟!!! زمانی علی مشکینی درس اخلاق داشت، حالا درس اخلاق برای برخی‌ها در حوزه به تعبیر من، شبیه کفِ روی شیر شد که پیش از جوش‌آمدن، راحت سر می‌رود و وقتی حواس‌های خانم‌های خانه، پرت است از دیگ فرو می‌ریزد. دیگر هرچه بدوَند که شیر، سر نرود، از پـسش برنمی‌آیند و شیر پودر می‌شود. اخلاق در حوزه هم، عین دیگ شیر، سر رفت و ریخت. دامنه

دامنه سه | ابراهیم طالبی دارابی, [09/23/2026 03:18 ب.ظ]
علت تربیت

تربیت از آن روست که زندگی انسان از پیش به‌سامان نیست، زندگی پر است از مسئله و مشکل. پس، تربیت کمک می‌کند گام‌به‌گام انسان بهتر و تواناتر شود. به گفته‌ی محمد مجتهد شبستری در مقاله‌‌اش "فلسفه‌ی اخلاقی تربیت در عصر حاضر": "تربیت، ساختن برای آینده است، نه تقلید از گذشته." با توجه به حرف وی، تربیت با این هدف، خطای اخلاقی را از بین می‌بَرد و یا دست‌کم کمتر می‌کند. البته فیلسوفانی که مذهبی نیستند و نبودند خطای اخلاقی را گناه مذهبی نمی‌شمُرند. اساساً فیلسوفانی مانند کانت، بیکن، هیوم، مانهایم، مارکس، نیچه، فروید، فوکو، هابز، رالز فقط به تأثیر خطای اخلاقی بر شناخت تأکید کردند، اما مفهوم "گناه" نزد آنان امری موهوم است. حرفم درین پست این است: تربیت موجب می‌شود انسان خطای خود را کمتر کند و خویشتن را برای آینده بسازد و نه این‌که از گذشته تقلید کند و به خرافه رو کند.
چهارشنبه :: ۱ ، ۷ ، ۴۰۵ :: دامنه | ابراهیم طالبی دارابی

 

در ورای یک خبر ( ۳۶ )
‌
خبر: دو خبرگزاری فارس و تسنیم، هر دو وابسته به سپاه -با توجه به دیدار افراد تیم دیپلماسی ایران با افراد دولت آمریکا در ساختمان سازمان ملل- علیه‌ی عباس عراقچی نوشتند:

"هر اقدامی که منجر به کاهش قیمت نفت در زمان فعلی باشد، ناخواسته نیازهای پیش از حمله‌ی آمریکا را تسهیل می‌کند. سوال از وزیر امور خارجه این است که چرا دیدار با ویتکاف، در چنین زمان تعیین کننده‌ای، انجام شد؟ خبرگزاری فارس


"ایران باید نشان بدهد که تا آخر ایستاده و دشمن را وادار به عقب‌نشینی خواهد کرد. اما دیدارهای اینچنینی بین عراقچی و ویتکاف هدیه بزرگی به ترامپ است و ضروری است که آقای عراقچی حداقل در این باره رسماَ عذرخواهی کند."

نظر: این دو خبرگزاری اساساً تبلیغاتچی حکومت هستند نه خبرگزار و خبرنگار. بگذرم. در مورد عباس عراقچی و مسعود پزشکیان حرفی ندارم، زیرا این دو فرد، جایگاه ریاست‌جمهوری و جایگاه وزارت خارجه را با رفتار چاپلوسانه از قدرت و حاکمیت به نازل‌ترین سطح رساندند و مقلد قدرت و دست‌آموز نصیحت و دستور هستند که از خلوت‌کده!!! به آن تلقین و تحمیل می‌شود. البته ترامپ در سخنان دیشبش در سازمان ملل حرف‌های بودار و خطرآفرینی زد. این حرف دو چلّه‌ای‌اش: ‌"من در قبال ایران با تصمیمی بزرگ روبرو هستم: آیا توافقی را رقم بزنیم که به این کشور اجازه می‌دهد به قدرتی بسیار بزرگ‌تر بدل شود، یا آن را به‌طور کامل از میان برداریم؟" دامنه


محققان مطرح کردند:
تنها سه‌دقیقه تعامل با اسب و الاغ، سلامت عاطفی را بهبود می‌بخشد.

قاطر باشد، هنوز بهتر !!!


کامنت من زیر پست جلیل قربانی در صحن واتس‌آپ مدرسه فکرت که در مورد درگیری در خاورمیانه و ایران تحلیل ارائه داد:

سلام آقای قربانی
اسرائیل هرگز نمی‌گذارد، اطرافش تهدید از بالقوه به بالفعل در آید. نظام حکمرانی ایران -با حمایت راستگرایان- سیاست نادرستی را در خاورمیانه پیمود و بارها آگاهان به گوش‌های افراد در حاکمیت رساندند این سیاست، نهایتش آن است اسرائیل درگیری را به درون خاک ایران می‌کشانَد. اما قوه‌ی شنوایی در نظام‌های مبتنی بر فرد، کار نمی‌کند. دامنه. مطلب جناب‌عالی هم دقیق تدوین یافت. سپاس.

فقدانِ دشمن برای برخی حکومت‌ها حکم زیان را دارد!!!

حکومت‌هایی‌اند که برای باقی‌ماندن بیشتر بر سر قدرت، همواره یک "دشمن" را در بوق و کرنا می‌کنند تا ازین طریق بتوانند مردم را فریب دهند. در حقیقت این نوع حکمرانی‌ها، "فقدان دشمن" را برای بقای حکومت خود زیان‌آور می‌دانند. این است که دائم در ادبیات این قبیل حکومت‌ها "دشمن، دشمن" می‌شود. اینان با ترساندن دائم مردم از پدیده‌ای به اسم دشمن، دست‌کم سه چیز را دنبال می‌کنند: ۱. عیب‌ها و بی‌لیاقتی‌های حکمرانی را گردن دسیسه‌های دشمن! بیندازند. ۲. خوف و رعب در مردم ایجاد کنند تا مانع از آزادی مردم شوند. ۳. ازین طریق آن تعداد حامیان و مقلدین سازماندهی‌شده‌ی خود را همیشه آماده نگه دارند که جلوی آزادی‌های مردم و دانشمندان صف‌آرایی کنند. بگذرم.
پنجشنبه :: ۲ ، ۷ ، ۴۰۵ :: دامنه | ابراهیم طالبی دارابی

 

روز و شب با شعر ( ۸۶ )

نیک باشی و بدت ببینند خلق
بِه که بد باشی و نیکت ببینند
سعدی شاعر عقل و اخلاق


در ورای یک خبر ( ۳۷ )
‌
خبر: علی بیگدلی مطرح کرد: "به نظر می‌رسد یک ائتلاف در منطقه در حال شکل‌گیری است. آمریکایی‌ها در آن حضور دارند و احتمالاً چند کشور اروپایی هم خواهند بود. اسرائیل هم در این ائتلاف شرکت خواهد کرد."
سایت هم‌میهن ۱ مهر ۴۰۵

نظر: چون بیگدلی زمانی ریاست دانشکده علوم سیاسی و روابط بین‌الملل دانشگاه "علامه طباطبایی" را داشت که من آن جا فوق‌لیسانس گرفتم و از نزدیک از آن محیط مطلع بودم، ازین نظر وی را می‌شناسم. او معمولاً در روابط بین‌الملل حرف‌های سنجیده بر زبان می‌آوُرد. ازین‌رو حرف او درین‌باره از نظر من اهمیت دارد. یک بار دیگر بخوانیدش مهم‌بودن آن مشخص می‌شود که چقدر افراد درون نظام، از فعل و انفعالات جدی خاورمیانه درس نمی‌گیرند و خود را به خامی مبتلا کرده‌اند. دامنه

 

در ورای یک خبر ( ۳۸ )
‌
خبر: تقریباً تمامی محافل راست‌گرایانِ ج، ا، ایران از مسعود پزشکیان به ذوق و شوق بسیار شدید، به حمایت برخاستند، و لذت بردند از عکس‌هایی که او بر دست و سینه‌اش بلند کرد و به حضار نشان داد برای چند صندلی حاضرین مجمع عمومی سازمان ملل متحد سخنرانی کرد.


نظر: مسعود پزشکیان اِسا (همین حالا) برگرد چون استامینوفن کدئین هم در داروخانه‌ها کمیاب شد. سایت هم‌میهن غلامحسین کرباسچی خبر داد پاسخ تعدادی از "سرپرستان داروخانه‌های خیابان ولی‌عصر، میرزای‌شیرازی و سنایی تهران درباره‌ی این دارو، این است:

«نداریم»،
«نیست»،
«زیاد توزیع نمی‌شود.»
یا «خیلی محدود توزیع می‌شود.»

آری پزشکیان! بیا، بیا که ممکن است مردم سردرد بگیرند مُسکّن‌لازم شوند، مَسکن را فاکتور گرفتم! دامنه

 

روز و شب با شعر ( ۸۷ )

سعدی مطرح کرد:

نمانَد ستمکارِ بدروزگار
بمانَد بر او لعنت پایدار


عوام به چه کسانی گفته می‌شود؟

یاداشت من در چاپ شب

عوام در اصل به معنای افراد بی‌سواد نیست، عوام در واقعیت در یک تعریف دقیق‌تر کسانی را شامل می‌شود که ناپایداری اخلاقی و ضوابط فکری متغیری دارند. دانشمندان جامعه‌شناسی سیاسی این دسته عوام را به آمیب‌ها تشبیه کرده‌اند که پاهای کاذب دارند. این جانور به خاطر تغییر مدام پاها، هر لحظه به شکلی درمی‌آید تا بتواند غذاهای محیط را برُباید. عوام مانند آمیب است که مُدام عقاید و افکار و رفتارهای خود را برای منافع لحظه‌ای عوض می‌کند و همرنگ جماعت صاحب قدرت می‌شود. می‌گویند حکیم سنایی غزنوی پرمغزترین شاعر بود که این دسته آدم‌ها را با بالاترین الفاظ نقد کرد. شاعری که خود از این جماعت بسیار بدی دید و افترا و تهمت.
پنجشنبه :: ۲ ، ۷ ، ۴۰۵ :: دامنه | ابراهیم طالبی دارابی

 

احمد خاتمی (همان شاگرد سابق ردیف جلوِ درس حسینعلی منتظری) که در غیاب و حذف سیاستمداران دانا در دایره‌ی حکومت توسط حاکمیت، از رهبران اصلی فعلی نظام جمهوری اسلامی ایران" شده است و با افکاری عقب‌مانده، چند مدتی است جولان می‌دهد، امروز جمعه ۳ مهر ۴۰۵ در مراسم نمازجمعه‌خوانان تهران حرف جدیدی در مورد خیابان‌رونده‌های شبانه گفت:

- "به گونه‌ای حرف نزنید که فکر کنند نظام حامی بی‌حجاب‌هاست. نظام حامی بی‌حجاب‌ها نیست. اینکه [بی‌حجاب‌ها] در تجمعات شرکت می‌کنند کار خوبی‌ست اما دهن‌کجی به حجاب است. با بدیهیات دین درافتادن خلاف وحدت است."
پایان نقل قول

دامنه: داستانِ خیابان حسن خمینی که با حرفش مردم را از ۹ اسفند ۴۰۴ به خیابان آوُرد تا حکومت روحانیت (نظام مخصوص فقیهان و یادگار آقای خمینی) برای‌شان حفظ شود، حالا توسط خودِ حکومتی‌ها دارد بیخ پیدا می‌کند!!! احمد خاتمی حالا می‌گوید زنان باید باحجاب بیایید خیابان برای تجمع!!! شبانه! او حضور زنان "کشف‌حجاب‌کرده" در "تجمعات شبانه‌ی" حکومتی را "درافتادن" با دین می‌داند. هان! ای قدرت‌پرستان! بروید سیب‌زمینی مردم را درست کنید احمد خاتمی! خطبه‌خوانی چه معنی‌یی دارد در دنیایی که نسل‌ها در یک انفجار انفورماتیکی در دگرگونی عقیدتی قرار گرفته‌اند و تفسیر مذهب توسط روحانیتِ دنیادوستِ ایدئولوژی‌زده‌ی چسبیده به ثروت و قدرت را به پَر پیاز هم نمی‌گیرد.


دامنه: پلیدی و بدبختی از کجا برمی‌خیزد؟

یاداشتم در چاپ شب در عظمت عقل
دانشمندان بزرگ جهان -و در ایران مشخصاً مهندس مهدی بازرگان- برای علم، دستاوردهای عظیم و گوناگون قائل‌اند. از نگاه آنان مهم‌ترین دستاورد علوم جدید این است که به مدد آن "انسان یاد گرفته است علمی فکر کند". از همینجاست فیلسوفان بزرگ جهان از جمله در ایران معاصر مهندس بازرگان معتقدند: "پلیدی از به کارنبردنِ عقل برمی‌خیزد."

هان! آگاه باش ای انسان! هر کس انسان را به "نقل" و "مقلّدبارآمدن" مشغول کرد، در واقع او به ستیز عقل آمده است و می‌خواهد پیرو پرورش دهد. فقط عقل است که مانع است پلیدی از انسان برخیزد. پس، تفکر عقلانیت کنارِ اخلاقیات را در جامعه گسترش دهیم.
جمعه :: ۳ ، ۷ ، ۴۰۵ :: دامنه | ابراهیم طالبی دارابی

 

نظر مهندس مهدی مقتدایی در صحن عمومی:

درود بر مدیر محترم
و تشکر از مطالب خوب شما در اعلان

پاسخ من به ایشان:

سلام جناب مهندس مقتدایی دوست متفکرم
من هم از خواندن و تأییدت بسیار سپاسگزارم. امید است به کمک هم، نگذاریم آگاهی‌های علمی جامعه که در اثر دو قضیه حاصل شد، کاهش پیدا کند:

- آقای خمینی از راه تز ولایت فقیه در واقع حاکمیت مردم را از ملت ایران سلب کرد.
- آقایون بعد از آقای خمینی، هم در تئوری و هم در پراتیک (=عمل و کارکرد) نتیجه‌ی فاجعه‌بار برای ایران به‌بار آوردند.

این دو مورد موجب آگاهی ملت آزادیخواه شد و باید از آن پشتیبانی کرد و نگذاشت آگاهی و روشن‌بینی این نسل فرو ریزد. از شما دوست گرامی‌ام همین انتظار را دارم. درود.
ابراهیم طالبی دارابی دامنه

 

پاسخ مهندس مهدی مقتدایی به جواب من:

درود و ارادت مجدد
به نظرم، عدم تغییر و یا تغییرات لاک پشتی یکی از مشکلات فکری ماست. با توجه به لزوم تغییرات در بیشتر امور، ایجاب میکند ما هم تغییرات را سریعتر و بیشتر کنیم. البته اگر زیاد مقاومت کنیم، تغییرات بر ما تحمیل میشود.
(بدهی است برخی از اصول غیر قابل تغییر است)
خودم را با سال‌های اول انقلاب مقایسه میکنم، بر برخی از عقاید خودم، میخندم. از این پس سعی میکنم بر عقایدی پایبند، باشم تا در آینده بر آن نخندم. ( شاید لازم باشد به جای کلمه پایبند کلمه دیگری بکار برم)

 

درود و عرض ادب به پیشگاه‌ات جناب مهندس مقتدایی
حکومت‌کردن بر مردم مطالبه‌گر بسیار دشوار است. روزی این طرز لجاجت در حکومت در برابر خواست‌های درست ملت، فرو می‌پاشد. دقیقاً حرف من هم همین است. من برین نظرم از سوی ایرانی‌های خردمند باید هر آنچه روحانیت به اسم مذهب در فکر ملت دمیده است تا با اسم شرع و فقه و روایت‌های سست، خود را حاکم بر آنان کند، بازنگری شود. ایران به یک حکومت آشتی با جهان نیازمند است که زندگی مردم روی خط دنیا باشد و رفاه و لذت و اخلاق و عقل. آخرت چه ربط به حکومت دارد که مردم را به آن وعده می‌دهند حال آن که خودشان ممکن است از دوزخیان باشند. دوزخ درین متن من طعم سیاسی و اقتصادی دارد، نه شریعت یا مذهب. با سپاس دوباره از طرح مسئله.
ارادت و احترام: دامنه

 

سخن دانایان جهان - ۱ -

اِتین لامی حرف مهمی دارد و آن این است:

"بزرگترین مصائب انسان
نه فقر!
نه بیماری!
و نه مرگ!
بلکه این است که نداند!!!

منبع : عبدالحسین زرین‌کوب، "با کاروان اندیشه" ، ص ۳۱


جزم و خرَد

بزرگترین شکاف از بعد از فروپاشی حکومت کلیسا در قرن ۱۴ میلادی، شکاف میان جزم و خرَد بود. فقیهان کلیسا به مدت ۱۰۰۰ سال یعنی از قرن ۴ تا ۱۴ میلادی بر مردم حکومت راندند (=بخوانید ستم و زور روا داشتند) این داستان جزم و خرَد هنوز هم بعد از چهارصد سال برافتادنِ اربابان کلیسا، همچنان می‌خواهد نموّ کند! چرا؟! زیرا جزم‌اندیشان جدید، اجتماع سیاسی و حکومت را می‌خواهند خارج از تفکر و تمدن ایران و تنها بر پایه‌ی سنت‌های عرب در درون مذهب و آداب فقهی برخی از فقیهان سیاسی، دنبال کنند و ملت را تحت زعامت حوزه و اسلحه اداره کنند. اما خردمندان پیِ سازمان عقلانی و "قرارداد اجتماعی" در حکومت هستند که در آن هیچ فردی، از حق حاکمیت فردی برخوردار نیست، بلکه حکومت خارج از الیگارشی مذهبی و طبقاتی، به صورت تساوی در دست تمام مردم است که با رأی "هر چهارسال یک‌بار" خود، نظارت و نظر خود را به کُرسی می‌نشانند تا دیگر کسی توسط الیگارشی مذهبی یا سیاسی، در مقام سیاسی ابدی و طولانی قرار نگیرد تا یکّه‌سالاری کند. به قول آلکسی توکویل و فرانک لخنر با "پیچیده‌شدن مناسبت زندگی، فرایند عقلانی‌شدن موجب تکثر نقش‌ها" شده است و دیگر نمی‌توان چونان اعصار گذشته یک نهاد مانند مذهب و سنت یا سازمان کلیسا و یا سازمان حوزه‌ی روحانیت، تمام کارکردهای گوناگون (آموزش، قضاوت، تربیت، تدبیر شهر و حفظ صلح و امنیت و رفاه) را در تصاحب خود بگیرد.

خلاصه: اهل جزم دنبال کشاندن مردم پای نظریات سنت و مذهب خود هستند و می‌خواهند مردم را ارشاد و حکومت کنند حال آن‌که در پنداری پیشینی و حق‌به‌جانب!!! از قبل خود را مُرشد مردم پنداشته‌اند. رابطه‌ی مراد و مریدی را در سیاست دنبال می‌کنند. اهل خِرَد اما زندگی را از ناحیه‌ی عقل و اخلاق دنبال می‌کنند و تابع و پیرو حرف‌های دستوری و تحکمی نیستند. مهم، تفهُّم (=دانستن عقلانی با انضمام اخلاقی) است، نه تحکُّم (=دستور سنتی - مذهبی با انضمام قرائت انحصار شیعی)
شنبه :: ۴ ، ۷ ، ۴۰۵ :: دامنه | ابراهیم طالبی دارابی

 


آدم‌کُشی‌های خشونت‌بار رایج

یادداشت چاپ شب

شیموس هینی نویسنده‌ی اهل ایرلند شمالی برنده‌ی نوبل ادبی در اکثر آثارش آدم‌کُشی‌های خشونت‌بار رایج در زادگاهش را -که سالیان دراز میان کاتولیکها و پروتستان‌ها جریان داشت- تقبیح می‌کند. او سخن مهمی دارد خطاب به چماق‌داران و سرکوبگران:

- ما ایرلندی‌ها زیتونیم! هر چه می‌خواهید ما را بفشارید."

بهترین اثر او "تراز روح" است. او در ادبیات خود ترکیب‌های ادبی پرمغزی را وارد آثارش می‌کند. زیتون را هر چه بیشتر بفشارند، روغن بیشتری می‌دهد. سرکوبگران در سراسر جهان یکی پس دیگری از دور خارج شدند. زیتون هر کشوری سرانجام محصول و نتیجه می‌دهد هر چقدر بیشتر بفشارند، روغن بهتری جاری خواهد شد.

چنانچه "جوزف نای" در کتابش "قدرت نرم" نظریه‌ای مطرح می‌کند که استفاده بیش از حد از قدرتِ سختِ سرکوبگر، منجر به افول هژمونیک (=برتری و تسلط) کشور می‌شود. مانند لیبی معمر قذافی علیه‌ی ملت خود که عاقبت در جوی فاضلاب زیر جاده توسط معترضان لیبی، سربه‌نیست و تیکه‌پاره شد.
شنبه :: ۴ ، ۷ ، ۴۰۵ :: دامنه | ابراهیم طالبی دارابی