دامنه  دارابکلا

دامنه دارابکلا

انسان با آزادی به آبادانی جان و جهان می‌رسد ( توسط: ابراهیم طالبی دارابی دامنه )
دامنه  دارابکلا

دامنه دارابکلا

انسان با آزادی به آبادانی جان و جهان می‌رسد ( توسط: ابراهیم طالبی دارابی دامنه )

مطالب اسفند ۱۴۰۴ د امنه

سیاست سازگاری و سیاست ناسازگاری

دامنه | ابراهیم طالبی دارابی ۱۴۰۴/۱۲/۸طŒ ۱۹:۳۹

نگارش ۸ - ۱۲ - ۱۴۰۴ : خبرهای جهانی و قرینه‌های خبری در طی این سه چند روزی، همگی بر بروز حتمی جنگ دوم اسرائیل و آمریکا با نظام "ج . ا . ایران" گواهی می‌دهد. تنها راه برای نجات میهن از ویرانی این است سیاست سازگاری، جای سیاست ناسازگاری را بر حسب مصلحت عمومی و ضرورت عقلی بگیرد، زیرا ناسازگاران خیال می‌کنند حکم مذهب‌شان هست که مطلق ناسازگار باشند و روحیه‌ی خود را در ستیز و نبرد نشان دهند و بگویند سازش‌ناپذیرند!!! بگذرم. سیاست داخلی و خارجی حتی بر فرض از آسمان!! هم ابلاغ شود، باز هم تابع منفعت عمومی و مقتضیات عقلانی است و نمی‌شود نزدیک پنجاه سال این کشور را دائم در نبرد نگه داشت و مردم را از خور و خوراک سر سُفره به مشقت و تنگنایی انداخت. مردم دنیا را برای زندگی می‌خواهند نه جنگیدن و خون برای مثلاً مذهب و حکومت، دادن.  آیا سازگاران خردمند، سیاست را در دست خواهند گرفت؟! زیرا اوضاع رو به وخامت است و سیاست‌های جاری و حکومتداری، ایران و میهن و مردم را یقیناً در معرض دومین جنگ اسرائیل و آمریکا به نظام قرار می‌دهد. دامنه ابراهیم طالبی دارابی.

برشی از کتاب مصاحبه با تاریخ سازان" اثر اوریانا فالاچی

دامنه | ابراهیم طالبی دارابی ۱۴۰۴/۱۲/۸طŒ ۱۱:۳۷

 

نگارش ۸ ، ۱۲ ، ۱۴۰۴ : خیال می‌کنید خدا هستید!!! من کتاب "مصاحبه با تاریخ‌سازان" اثر اوریانا فالاچی را دهه‌ی شصت خوانده بودم، اما پرسش آخر خانم اوریانا فالاچی آن روزنامه‌نگار مطرح جهان از سرهنگ معمر قذافی رهبر و پیشوای مطلق‌العنان سابق لیبی، بسیار دیدنی و خواندنی است. اخیراً از مقاله‌ی آقای مهرداد خدیری این یک تیکه را مجدد خواندم که در زیر تنظیم می‌کنم:

 

- اوریانا فالاچی پرسید: "آیا به خدا باور دارید؟"
- پیشوای لیبی پاسخ داد: "چرا این سؤال را طرح می‌کنید در حالی که می‌دانید من مسلمانم و به خدا باور دارم.
- و فالاچی گفت: "آخر فکر می‌کردم شما خیال می‌کنید خدا هستید."!!!

 

بگذرم. پیشواهای ریاست‌طلب مذهب از آفریقا تا آن سوی آسیا، خیالاتی‌ترین عناصر تاریخ‌اند. در وهم، خیال می‌کنند ی چیزی به اسم "خدا" در جلدشان حاضر است و آنها را الهام می‌کند. خیال که خوبه، خرافه، آنان را در لای این فریب فرو برده است؛ در واقع خیال می‌کنند خود را بین خلق زنده می‌کنند، حال آن‌که با رفتار خود مذهب را از دل‌ها می‌زُدایند. حتی شاه هم می‌گفت "من نظرکرده‌ی خدا هستم". دامنه ابراهیم طالبی دارابی.

هر چه تحمیلی باشد روزی پس می‌خورَد

دامنه | ابراهیم طالبی دارابی ۱۴۰۴/۱۲/۷طŒ ۱۲:۰۸
نگارش ۷ - ۱۲ - ۱۴۰۴ : در علم سیاست دو اصل مدیریت و مدارا، متوازن با هم باید پیش برود. هر کدام، از دایره‌ی نظام سیاسی، کج یا محو شود، جامعه روح اعتراضی و نارضایتی پیدا می‌کند. سیاست سرکوب، هیچ‌گاه هیچ حکومتی را نتوانست در دل مردم جا کند و به حیات خود آسان ادامه دهد و دست سیاست سرکوب، به خون مردم آلوده می‌شود و شد. سیاست سرکوب، در واقع برگردانِ "حکومت تحمیلی" است که از از ریل مدیریت علمی و مدارای سیاسی خارج شده است.

وقتی نظریه‌ی "ولایت فقیه" بر مردم تحمیل شد و چند سالی‌ست به جای تحکیم پیوندهای مردم، موجب تقسیم مردم شده است؛

وقتی چند نفر حوزه به اسم خبرگان، فقط حق تعیین رهبر را داشته باشند و خودشان اغلب از علم سیاست هیچی هم نمی‌فهند؛

وقتی شش نفر از حوزه، شورای نگهبان شوند و به جای تشخیص به قول خودشان "مغایر شرع نبودن" خود را همه‌کاره‌ی کشور و صندوق انتخابات بپندارند و همچنان سیاست جناح راست را فقط معیار حکومت به قول خودشان "اسلامی" بدانند؛

وقتی تکیه‌ی حکمرانی بر ورود سپاه در تمام امور باشد؛

وقتی حتی حوزه در تصرف و تقلید حکومت باشد؛

وقتی یک فرد تا عمر بر مردم حکومت کند؛

وقتی حتی فردی در قبر هم رفته است هم، حرفاش را بر مردم تحمیل می‌کنند؛

وقتی چیزی حدود صد و پنجاه هزار نفر از حوزه، چند مدت درس عربی خوانده‌اند خود را اختیاردار مذهب بخوانند و هر تفسیری غیر از تفسیر جناح آخوند حکومتی را، غلط و کفر بدانند؛

وقتی فساد در حکومت چنان رشد کند که قابل شمارش نباشد و خودشان دائم از حکومتشان تمجید کنند؛

وقتی شیوه‌ی حمکرانی فقط زبان شود و سخن براند و گوش نباشد تا صدای مردم میهن را بشنود و تن به اصلاح امور غلط دهد؛

وقتی به جای سازگاری، سیاست ناسازگاری داخلی و خارجی توسط حکومت پیاده شود.

وقتی به جای رفع مشکلات بی‌شمار معیشت مردم میهن، به خاورمیانه لشگر نظامی گسیل دارند؛

وقتی نزدیک پنجاه سال وقت ملت را صرف مبارزه‌ی بی‌نتیجه با آمریکا بکنند؛

وقتی عُرضه‌ی تعلیم دانش‌آموز را حتی از دست دادند؛

وقتی فریاد حق معلم، کارگر، کارمند، کارفرما، دانشگاه، روشنفکر، دانشمند، بازار و... نادیده گرفته شود؛

و وقتی سرانجام اعتراضات مردم و نسل نو خونین سرکوب شود؛

سیاست تحمیلی و حکومت بر پایه‌ی دستور و منویات فردی و تصمیم "نهاد"ی ریشه‌ی شکاف عمومی می‌شود؛

آری وقتی چنین و چنان شود، تفکر "حاکمیت ملت" و "حق تعیین سرنوشت نسل جدید"، هر نظریه‌ی انحصاری و تحمیلی و فردی را پس می‌زند و حکومت بر اساس خواست جدید ملت، وجه مشترک همه‌ی معترضین می‌شود و نظام را دست به سلاح و شلیک به سوی مردم نگه می‌دارد که بدترین کار در حکومت‌داری است.

مهندس مهدی بازرگان سیاستمدار بزرگ و نخست‌وزیر موقت اول انقلاب، چقدر تیزبین بود که حتی در برابر برخی از رفتارهای آقای خمینی، با شهامت می‌ایستاد که ماها آن زمان حتی خیال آن را هم در سر نمی‌پروراندیم. او گفته بود: «آن نخست‌وزیری که باید برای ملاقات با وزرا اجازه بگیرد برای لای جرز خوب است. مگر من هویدا هستم و یا آقای خمینی، محمدرضاشاه، که آب خوردن را اجازه بگیریم؟! اگر بنا باشد نخست‌وزیر، وزیر امور خارجه و وزیر دفاع مورد اعتماد نباشند و تشخیص ندهند که وقتی با یک وزیر ملاقات می‌کنند چه باید بگویند آن‌ها را نباید نگه داشت!» بگذرم. روانت شاد بازرگان مرد صالح و مصلح ایران. هر چه تحمیلی باشد روزی پس می‌خورَد. و خیلی وقت است خورد. دامنه ابراهیم طالبی دارابی

جامعه ای که کسی برای ریاستش مردم را نکُشد

دامنه | ابراهیم طالبی دارابی ۱۴۰۴/۱۲/۲طŒ ۱۹:۴۹

پند تاریخ که نادیده انگاشته است. نگارش ۲ ، ۱۲ ، ۱۴۰۴ : آن طور که استاد محمدتقی شریعتی در ص ۲۲۷ گفتار ۱۴ «پندهای تاریخ» از مذهب اسلام برداشت داشته است، در آن فراز سخنش چنین مطلبی نوشته است: "پیامبر جامعه‌ای تربیت کرد که هر کس برای خاطر ریاستش و هوای نفسش، مردم را نکُشد." بگذرم ولی فقط اشاره داشته باشم من که آدرس و نشانیِ چنین جامعه‌ای را در عصر خودمان و تاریخ مسلمین، ندارم که ندارم. دامنه ابراهیم طالبی دارابی

درختی کز جوانی، کوژ برخاست

دامنه | ابراهیم طالبی دارابی ۱۴۰۴/۱۲/۱طŒ ۱۳:۲۳

نگارش جمعهآقای شیخ حمید رسایی نماینده جناح راست در مجلس، اخیراً گفته «مجلس هیچ‌کاره است، هیچ جای بازی نیست و نماینده‌ها دلشان را خوش نکنند که روی صندلی‌های آن نشسته‌اند.» این شیخ جناح تند راست، پیشنهادی هم داد؛ این را پیش، نهاد: «درِ مجلس را ببندید و هزینه‌های آن را صرف مردم کنید.»

آری؛ از آن روزی که همه‌چیز حکومت، شده بود "بیت" و "دفتر بیت" چه شمال تهران، جماران. چه وسط تهران، پاستور. از همان روز همه‌ی ساختارهای دموکراتیک -که در قانون اساسی فقط وعده‌ی صوری داده شده بود- هضم قدرت شد و با سوءهاضمه به حَشو در آمد. اگر کسی به عنوان یک نظریه‌پرداز، دو نظریه‌ی سلطنت شاهنشاه و ولایت فُقها را مورد بررسی تطبیقی علمی قرار دهد، چه در سطح نظری و چه در سطح عملی، به شباهت‌های بی‎شمار می‎رسد که با هم مو نمی‌زند. از روشن‌ترین فرد معاصر مهندس مهدی بازرگان بود که اول شروع این حکومت گفت من تحت ولایت هیچ فرد نمی‌روم، زیرا به طنز و طعنه گفته بود مادرم مرا پس از دو سالگی‌ام از شیر گرفت. منظور بازرگان این بود من از طفولیت عبور کردم. نظریه‌ی «ولایت»، مردم را در طفولیت نگه می‌دارد زیرا فرد فقیه، به نقل حدیثی خود را پدر خودخوانده‌ی ملت می‌پندارد و برخی آن را قَیّم مردم می‌خوانند. مجلس، هیچ‌کاره هست هیچ، حوزه علیمه‌ی شیعه را هم این حکومت، هیچ هیچ و مقلد و پیرو و توجیه‌گر خود کرده است و کمر آنان و مذهب را نزد نسل جدید خم کرد رفت. حوزه‌ای که به قول خودشان وجه تمایزش با حوزه‌ی اهل سنت این است در طول تاریخش در دام حکومت‌ها نمی‌رفت. این حکومت ولایت فقاهت، برای هیچ جایی هویت مستقلی باقی نگذاشت و مجلس از رأس امور کاملاً افتاد. از حکیم نظامی گنجوی در خمسه "خسرو و شیرین" بیتی گویم و کفایت: "درختی کز جوانی، کوژ برخاست / چو خشک و پیر گردد، کی شود راست‌؟" دامنه ابراهیم طالبی دارابی

شُتر و بار ببُرد

دامنه | ابراهیم طالبی دارابی ۱۴۰۴/۱۲/۱طŒ ۱۳:۱۳
نگارش دامنه جمعه از سعدی هم نمی‌آموزند حاکمان، زیرا برای فقط تخت و سلطنت و ولایات و اماراتِ خود، جَست و خیز دارند و وقتی هم تنها می‌شوند و دانشمندان و خردمندان و روشنفکران را با خود همراه نمی بینند، خود تخت قدرت و حکومت خود را می‌ستایند و از حکمرانی خود تعربف می‌کنند. سعدی با آن دید تیز خود، چقدر دقیق و عقلی و پربار گفته بود:
دانی که چه گفت زال با رستمِ گُرد؟
دشمن نتوان حقیر و بیچاره شمُرد
دیدیم بسی، که آبِ سرچشمهٔ خُرد
چون بیشتر آمد شُتر و بار ببُرد
(سعدی، گلستان، باب اول، در سیرت پادشاهان، حکایت شمارهٔ ۴)

اعتراضات خونین دی ماه ۱۴۰۴ در نگاه سعید حجاریان

دامنه | ابراهیم طالبی دارابی ۱۴۰۴/۱۲/۱طŒ ۱۳:۱۱

 

،، عصر ایران (تاریخ انتشار: ۱۰:۵۵ - ۰۵-۱۲-۱۴۰۴) سعید حجاریان: شرایط ما تغییرات عمیق و بنیادین می‌طلبد اما حاکمیت هیچ پیامی برای ترمیم و اصلاح نمی‌دهد. تئوریسین جریان اصلاحات تأکید می کند که نظام سیاسی ایران در سال‌های اخیر، قدرت پیش‌بینی و پیش‌گیری خود را از دست داده و تا زمانی که افق اصلاحات درون‌زا مسدود باشد، باید منتظر تکرار امواج اعتراضی بود. به گفته سعید حجاریان حل بحران‌های پیچیده اجتماعی و سیاسی با رویکردهای تبلیغاتی و پاسخ‌های از پیش تعیین‌شده ممکن نیست و نیازمند بازنگری‌های عمیق در ساختار تصمیم‌گیری است. به گزارش عصر ایران، در پی تحولات خونین دی‌ماه ۱۴۰۴ و گسترش اعتراضات در شهرهای مختلف کشور، سعید حجاریان، فعال سیاسی اصلاح‌طلب در گفت‌وگویی تفصیلی به تحلیل ابعاد این رخدادها، ریشه‌های اقتصادی و سیاسی نارضایتی‌ها، نسبت جامعه و حاکمیت، جایگاه قوه مجریه در ساخت قدرت، مسئله جنگ روانی، نقش رسانه‌ها و چشم‌انداز پیش‌روی جامعه ایران پرداخته است. متن این گفت و گو را به نقل از تابناک بخوانید.

سه رهیافت زیستی از فرانکل

دامنه | ابراهیم طالبی دارابی ۱۴۰۴/۱۲/۱طŒ ۱۳:۰۳
نگارش سه‌شنبه ۲۸ ، ۱۱ ، ۱۴۰۴ :  من نظریه‌های فیلسوف اتریش، ویکتور فرانکل را که ۱۹۹۷ در گذشت، ۱۹ تیر ۱۳۹۲ مطالعه کرده بودم. اینک مروری به "سه راهِ زیستن" از نگاه او، به گمانم سودمند است. او دانشمندی بود که سی و دو جلد کتاب نوشت و برخی از نسخه‌های آثارش، آن زمان بالای ۹ میلیون نسخه چاپ شده بود و فقط ۵ میلیونش در آمریکا به فروش رفته بود. فشرده‌ی سه راه او:

- یک: رهیافت نخست، ارزشهای تجربی هر فرد است؛ از هر چیزش، از فعالیت ساده بگیر تا شور جنسی‌اش و مسافرت به ژرفای درون خودش.

- دو: دومین راه کشف زندگی خوب، ایجاد ازرشهای ابداع‌گرانه است؛ مانند موسیقی، هنر، بافت تور ماهی، ساخت سیم سنتور، نوشتن، نقاشی، مطالعه، درآمد، و ... .

- سه: و سومی این است که به رنج‌های خود، سوگواریِ بامعنا ببخشد و با امورِ فرامنِ خود، نزدیکی و خویشی کند. مانند شفقت به فرد، نوع‌دوستی، شوخ‌طبعی و خلق ساعات تنهایی.

زیرا فرانکل برین نظر بود که هز چیزی را می‌توان از انسان سلب کرد، جز یک چیز: "آخرین آزادی‌های انسانی را". به این علت که او می‌گفت: هیچ موجودی در آفرینش نیست که "شخص‌واره" نباشد حتی به نظر او "خدا". (در مورد این حرف فرانکل ر.ک: ص ۵۹ کتاب "نام‌آوران معاصر" نوشته‌ی شهاب‌الدین عباسی)  پس انسان خود، خود را باید بسازد، با همین سه رهیافتش.

داسنان انسان، در پایه و اساس، داستان خرَد و آزادی  و دوستی است. بقیه، هر چه (چه از ناحیه‌ی بشر و چه از سویی فراتر) بیاید، فرعی است که شبیه یا قًرص تقویتی و یا مواد سمّی در انسان هویدا می‌شود. مثلاً مذهب در میان جریان فکری - جنگی گروه‌هایی چون: حزب بعث، حزب داعش (=دولت اسلامی عراق و شام) و پاره‌ای تفکرات تند در عربستان و جمهوری اسلامی ایران، حربه‌ای برای بُریدن فکر و تن و سر مخالفان است اما مذهب در نگاه خردمندان و عارفان و صوفیان چند چارچوب برای نگریستن و تمرین ذهن و امرار خوش حیات است. دامنه ابراهیم طالبی دارابی.