X
تبلیغات
زولا

مطالب تیر1397 دامنه

2 مرداد 1397

ولایت فقیه امتیاز تفکر مکتبی و سیاسی شیعه

ورود حاج سیدتقی به بحث آزاد

 

 

به قلم حاج سیدتقی شفیعی دارابی: با سلام. استفاده کردم از بحث خوب و جذّاب جناب سیدعلی اصغر شفیعیِ افتخارآفرین، و دامنه ی شورانگیز و نشاط آور. [این پست: اینجا]

 

 

عمو اصغر باب مباحثه را عنوان کردند و اعتقادشان همان است که شما در بند های الف الی دال بخوبی عنوان نموده اید. متشکرم. بر خودم فرض می دانم از همۀ دامنه نویسان گرانقدر آقایان: سیدعلی اصغر، مهندس عبدی جناب دکتر دهقان که بحث های خواندنی در  دامنه می نویسند و خصوصاً از روحانیان بزرگوار حجج اسلام شیخ مالک و شیخ غلامی، و سایرین تشکر و تقدیر کنم که فضای دامنه را علمی و پربحث و نظر نگه می دارند. با آن که هجمه دشمن به روحانیت زیادتر شد، ولی مردم از روحانیت مطالب دینی شان را اخذ می کنند.

 

 

تکمله

 

تکلمه : جناب دامنه، ولایت فقیه معنی و مفهومش در این بحث علمی، جایگاه بیشتری را به رخ علاقه مندان متبادر (=وارد در ذهن) ساخت که امام عظیم الشان آن را کتایت و قانون اساسی به همت و درایت فقیه زمان شناس آیت الله شهید مظلوم دکتر بهشتی با تلاش و کوشش فراوان تبیین  و در مجلس چند صدایی خصوصاً لیبرالها به تصویب رساند و  ولایت فقیه همان اعلمیت است که دامنه عنوان نمود.

 

و

 

و در تفکر شیعه تمام فقها ملزم به اطاعت و رعایت حدود و ثغورش بوده و میباشند. ضمن اینکه روشنفکران مسلمان حال و گذشته مقید به التزام آن داشته و دارند. لذا مرحوم دکتر شریعتی با اینکه جامعه شناس بود، ذوب در شیعه علوی و عاشق روحانیت اصیل و غیر وابسته به زر و زور و تزویر دین و مذهب را به زبان روز و با شیوه بسیار جامع  وجوان پسند ارایه نمود.

 

 

ایشان در بحث اعلمیت به این مضمون اشاره فرموده فقها از بین خود یک نفر را به اعلمیت انتخاب می کردند و در بینشان اعلمیت وجود داشت و جهان شیعه پیرو اعلم در طول تاریخ بوده و است  و این عامل پویایی وبروز وپاسخگو بودن عالمان وسخنگویان  دین وشیعه بوده وهست. به زبان امروز به کارشناس ارشد و فوق تخصص دین اعلم و مرجع تلقی می شود.

 

 

امروز با اینکه ایت الله العظمی سیستانی مرجع عالم اسلام اند وسایرین در بحث امامت مسلمین تکیه به ولایت فقیه ولی امر مسلمین دارند و با اینکه خود مرجع اند احترام و تصمیمات و اختیارات ولی امر را رعایت می نمایند. چنانکه در یک بیان از ایشان نقل است من در نماز شب اولین کسی را که دعا می کنم حضرت اقای خامنه ای می باشد. چون علَم اسلام امروز در دست ایشان است.

 

 

و نیز رییس جمهور روسیه _ولادیمیر پوتین_ که به ایران  امده بود، بدون در نظر گرفتن عرف دیپلماتیک، مستقیم به دیدار مقام معظم رهبری میشتابند و به عقیده خودش او را مسیح می بینند (مصلح) همان اعلم نماینده مصلح جهان.   

 

 

رجب طیِب اردوغان _رئیس جمهور ترکیه_ نیز با حضور خانوادگی به دیدار رهبری معظم انقلاب می روند میگویند من شما را در سیمای پیامبر اعظم میبینم. یعنی اعلمیت فقیه. این افکار بلند و اعتقاد شیعه نه تنها مسلمانان بلکه اکثر سیاستمداران سرشناس دنیا معترفند.

 

 

 

یکی از القاب امام زمان (عج)  ولیِ عصر بودن است. وقتی نماینده خویش را معرفی می نمایند:

 

«...و اما الحوداث الواقعه، فارجعوا الی رواة حدیثنا، فانهم حجت الله علیکم و انا حجت الله علیهم» یعنی: و اما در حوداث اتفاقیه، پس رجوع کنید به راویان حدیث ما (فُقها و مجتهدین)، که آنان از ناحیه‌ی من حجت‌اند بر شما و من حجت خدا هستم بر آنان. (بحار الانوار، ج 53، ص 181) [منبع: اینجا]

 

 

 

در مسایل روز و نیازمندی های دین ودنیای خود به عالم اعلَم که بدور از هوای نفس و عالم به زمان و مطیع امر مولاست یعنی دیندار دین شناس و عالم ربّانی که از همه عالم تر ، عادل تر ، عاقلتر داناتر و زمان شناس تر و سیاستمدار و دینمدارتر ... است مراجعه و پیروی کنید .

 

 

 

امروز این اوصاف را در بین علمای دین می شود در سیمای ولایت فقیه دید. این اعلمیت همان ولایت فقیه در قانون اساسی است که در فقه اهل تسنن جایش خالی و از منظر سیاسی و اجتماعی وحاکمیتی به وابستگی و افراط گرایی و اسیب های ناشی از چند صدایی منتهی گردیده اند.

 

 

پاسخ دامنه

 

به نام خدا. سلام صمیمانه و احترام آمیز دارم به دوست دانای من جناب حاج سیدتقی، که هم بحث را شکل تازه ای دادند و هم با ادبیات شان مَودّت و حس برادری پدید می آورند. حقیقتاً شیوۀ پسندیده ای ست این تشویقات و ورود به بحث های دینی و سیاسی.

 

اما بعد جواب دامنه:

 

1- من از دیدگاه انقلابی شما آگاهم. و مشییء و شیوۀ دفاع جناب عالی از انقلاب و اصول آن را بتمامه مطّلع ام. از این رو، حدس می زدم احساس تکلیف بنمایی و بحث من و سیدعلی اصغر را کامل تر کنی؛ که نمودی. و یا با مطالبی مستند و مثال های خوب تاریخی و معاصر _خصوصاً نکتۀ اَعلا و مترقیانه ی مرحوم دکتر علی شریعتی_ بر غنای آن بیفزایی؛ که افزودی.

 

 

 

2- من، مرجعیت و ولایت فقیه را دو امر جدا از هم، اما در امتداد و مقوّم هم می دانم. یعنی، این از برجستگی ها و مترقی بودن و عقلانیت مکتب شیعه در دورۀ خاتمیت است که هم مرجع دارد و هم ولی فقیه. هم مقلّد دارد و هم رأی دهنده مردمی. هم بیعت دارد و هم عزل. هم پیروی دارد و هم نظارت عمومی. هم شرط دارد و هم قید. که شما خسران عظیم غیابِ این تفکر در اهل تسنُّن را به هوشمندی و تیزبینی و با دردناکی در پاراگراف آخر مقاله ی تان گوشزد کرده ای.

 

 

3- مرجعیت، راهکار اصلی شیعه است؛ چه آن وقتی که حکومت اسلامی هنوز تأسیس نشده است و چه هنگامی که حکومت توسط مردم برقرار شده است. اما ولی فقیه، رهبر جامعه است که مدیریت و هدایت را بر گردن دارد.

 

 

4- و این سازوکار سیاسی عقیدتی شیعه _که بر امام و اُمت ابتناء دارد به مردم، تکیه_ هرگز قدرت و قدرت طلبی و کیشِ شخصیت و هوای نفس نیست، مسئولیت است. زمامداری است. عهده داری است. نفس امّاره هرگز نیست، بلکه کاملا بعکس، بارگیری از نفس تزکیه شده و متّصف به عدل است که دائم فقیه حاکم باید خود را از هر نوع خُطواتی بَری نگه دارد.

 

 

 

5- این است که امام خمینی _رهبرکبیر انقلاب اسلامی_ دو شرط بنیادین برای ولایت فقیه قائل اند: علم به قانون و عدالت. و در این صورت است، که نه فقط مردم آن سرزمین، بلکه همۀ مراجع عظام تقلید _که ممکن است میان شان اعلم از سایرین وجود داشته باشد_ و مجتهدین بلاد، به مدیریت ولی فقیه گردن می نهند و امر حکومتی و هدایتی و ولایتی اش را مُطاع می دانند و خلاف آن را مستوجب جواب به خدا. پوزش از شرح دامنه.

۳۱ تیر ۹۷ ، ۱۹:۲۷ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

هشت نکته بر ضرورت آموزش سیاسی

کُنشگران سیاسی

 

به قلم دکتر فتح الله دهقان: بشر  از زمان خلقت و آغاز زندگی روی کره خاکی دوره‌های متفاوتی را سپری کرده است. در مدت مدیدی انسان‌ها به کشاورزی مشغول بوده و زندگی و روابط اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و... آنها در این چارچوب تنظیم می‌شد. پیشرفت رو به جلو و بی‌وفقه بشر شرایط مکانی و زمانی، دنیای جدیدی را خلق کرده که شرایط فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و... متفاوت از گذشته دارد.

 

آرشیو مباحث دهقان: اینجا 

 

 

در دنیای جدید بدون علم و آموزش امکان زندگی پیشرفته وجود ندارد و همچنین برای اداره جامعه و جهان ملقب به دنیای تکنولوژی نیاز به تخصص‌ها و مهارت‌های بی‌شماری است که توسط خانواده، جامعه، آموزش و پرورش، آموزش عالی به شهروندان آموزش داده شود.

 

بقیه ادامه

 

 

البته این مسئله در غرب و شرق عالم که اصطلاحا جهان اول و جهان سوم نامیده می‌شود دارای تفاوت ماهوی است. دردنیای توسعه‌یافته، تربیت و آموزش در خانواده، جامعه، آموزش و پرورش و آموزش‌های عالی در راستای نیاز آن جوامع است. که دارای ارتباط و انسجام، به صورت هم‌تکمیلی و سیستمی هوشمند، پویا و هدفمند به ایفای نقش می‌پردازد و به فرهنگ عمومی تبدیل شده است.

 

 

ولی در جهان سوم و کشور‌های توسعه‌نیافته پارادوکسی در تربیت و آموزش افراد توسط خانواده و جامعه سنتی از سویی و آموزش عالی که بانی تربیت افراد با مهارت‌های متناسب با اداره آن بخش از سازمان‌ها برای اداره امور کشور که برگرفته از دنیای جدید است مشاهده می‌شود.

 

 

همچنین فاقد ارتباط منطقی و انسجام سیستمی بوده و به صورت جزیره‌ای عمل می‌کند و دارای خاصیت هم‌تکمیلی و همچنین پویایی، هدفمندی و هوشمندی نمی‌باشد.

 

 

در دنیای توسعه‌یافته قاعدتا افراد با معیارهای فوق‌الذکر تربیت شده و با توجه به تخصص و مهارت به کارگیری می‌شود. اما در کشورهای جهان سوم از افرادی که با توجه به عدم آگاهی و اطلاع و به دلیل عدم تناسب تعلیمات و یافته‌ها با بخش مدرن در این بخش به‌کارگیری شده و خسارات و صدمات جبران‌ناپذیری را به این کشورها وارد می‌کند.

 

 

 

کشورمان ایران نیز با این معضل و مشکل دست به گریبان است و از این بابت خسارات و صدمات زیادی را

بقیه و سه نکتۀ دامنه در ادامه

ادامه مطلب...
۳۱ تیر ۹۷ ، ۱۶:۳۹ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

آموزه های هجرت تبلیغی

سفرنامۀ تبلیغی شیخ مالک


به قلم حجت الاسلام مالک رجبی دارابی: سفرنامۀ تبلیغی. قسمت دهم. سلام. سفرنامه تبلیغی بنده پیامها و آموزه هایی می باشد که از دِلِ سفرنامه تبلیغی (مشهد به بجنورد) قسمت نهم استخراج می شود. امیدوارم اولاً برای خودم و ثانیاً برای همه ی دامنه خوانان مُعظَّم تاثیر گذار باشد .

 

شیخ مالک. جلسۀ خواهران روستای بادله. 31 تیر 1397

 

 

مطالعه ی آن بنظرم کمتر از یک دقیقه بیشتر وقت نمی برد مخصوصاً آنهایی که مهارت تند خوانی دارند با یک نگاه سطحی و چند ثانیه ای نکات آن را بذهن میسپارند . البته بنده در جمع بزرگان دامنه نویسان درس پس میدهم . و از نظرات سازنده ی همه ی خوانندگان محترم استفاده می کنیم.
 

امّا درس ها و پیام ها:


۱ : هرکس هر کار خوبی (لساناً ، قدماً ، قلماً ، دِرَماً) برای ما انجام داد ما واکنش نشان دهیم . بی توجه و بی تفاوت نباشیم . خُشک بر خورد نکنیم . سرد نباشیم. مثلاً اگر کسی بما گفت سلام ما به بهترین وجه و با روحیه ی عالی پاسخ دهیم . ( بگوئیم سلام علیکم و رحمت الله ) بیشتر گرم بگیریم. فکر می کنم بنده در این اَمر اگر خود ستایی نباشه، کوتاهی نمی کنم.

 

 


۲ : از اعتماد مردم به خودمان حد اکثر استفاده را در پیش بُرد فرهنگی داشته باشیم . مثل تبلیغ چهره به چهره طبق نظر مقام معظم رهبری در سطح بسیار عالی تاثیر گذار است و فرمودند یک تبلیغ چهره به چهره از دهها منبر برتری دارد .

 

 

حاج آقا قرائتی که یک مُبلِّغ نمونه است . کتابی دارد تحت عنوان تبلیغ چهره به چهره ایشان هم طِبقِ تجربیاتی که داشتند و دارند . عجیب تعریف می کردند . بطور کلی در تبلیغ معجزه می کند . این حرکت را بنده در نِیِستانه بجنورد داشتم مفید بود مثل همان اختلاف ازدواج دختر و پسری کارشان منجر به طلاق کشیده شد . که برای برطرف شدن مشکلِ شان با چند نفر از بزرگان محل می رفتیم خانه ی هم دختر و هم پسر تا اینکه اختلافشان بر طرف بشه ... البته از ما می خواستند.

 

 


۳ : این چند ویژگی در این سفر تبلیغی بیشتر در من دیده می شد و سعی می کردم این صفات را داشته باشم . و این رَوَند تا الان که هر جا تبلیغ میروم چه ماه رمضان و چه محرم و چه در مناسبتهای دیگر  ادامه دارد:

 


۱ : قِلَّتُ الطَّعام ۲ : قِلَّتُ الکَلام ۳ : قِلَّتُ المَنام ۴ : قِلَّتُ المَشی ۵ : کثرت مطالعه

 


۳ : ۱ : ( قلت الطعام) یکی از خصوصیات که داشتم هم در افطار و هم در سحری غذا خیلی کم می خوردم. این کم خوری به خاطر خجالت نبود بخاطر این بود که همان مقدار کم که می خوردم سیر می شدم، یعنی دیگه میل به ادامه ی خوردن غذا نداشتم .

 

بقیه و پاسخ دامنه در ادامه

ادامه مطلب...
۳۱ تیر ۹۷ ، ۰۹:۲۷ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

مرجعیت سرپرستی دین و متدیّن را برعهده دارد

نقد بر متنِ اعلَم عُلمابودن

 

پست 6588

 

سیدعلی اصغر شفیعی دارابی. عکاس: سید میثم

 

به قلم سیدعلی اصغر شفیعی دارابی: سلام. مقاله اعلم علما (اینجا) را خواندم. برای فرزندان زمان که ابعاد پیچیده زندگی با علوم وروشهای علمی مدیریت می شود، انتظار این است علما هم زمان شناسی با زمان بودن برای زمان بودن فرمول مدیریت کلان ارائه کنند.

 

 

باید بر وظائف مسئولیتشان افزود برای اینکه جامعه خیلی از اندیشه های تکریم وکرامتی وآرمانگرایی صرف جلوتر است. قدرت تحلیل انسان ونسبتش با هستی از فلسفه وحکمت گذشته است.

 

 

آدمیان با مدرن کردن سازوکارهای زندگی وزیستن اهل مفاهیم مدرن شدند. انسان نو شده است. خواسته هایش تغییرکرد. وادعایش چربیدن بر اقبال وسرنوشت نانوشته رقم خورده است. بنابرین اساس رویکرد رفتاری در قالب گوناگون، بویژه مدیریت مذهبی، باید تغییر کند ونو شود.

 

پاسخ دامنه

 

 

به نام خدا. سلام. 1- سپاس می گذارم متنِ اعلَم عُلما بودن را خواندی و بحث را به چالش کشانده ای. طوفان فکری، از همین بحث در بحث سر می گیرد و مُنتِج می شود.

 

 

 

2- این که نوشتی عالمان دینی زمان شناس شوند، سخن حقّی ست. به همین خاطر افراد متفکری چون مرحوم بروجردی، علامه طباطبایی، مرحوم طالقانی مرحوم آیت الله العظمی منتظری، شهید مطهری، شهید مظلوم بهشتی، آیت الله سید علی خامنه ای، مرحوم استاد محمدتقی شریعتی، مرحوم دکتر علی شریعتی، علامه سیدمحمدحسین فضل الله و بیشتر از همه امام خمینی _رهبرکبیر انقلاب اسلامی_ و امروزه آیت الله العظمی سیدعلی سیستانی، اجتهاداتی مشکل گُشا و سخنان نوینی مبتنی بر دو عنصر زمان و مکان کردند و می کنند.

 

 

علامه سیدمحمدحسین فضل الله عالم بزرگ و خبیر لبنان

 

 

این، نشان می دهد، انتظار بحقّ شما از علما، توسط پیشتازانی از عالمان دین، برآورده شده بود. مثلاً مبارزه با «استبداد» و «استعمار» یکی از زمان شناسی تیزبینانۀ امام بود که برخی ها «سلطنت کردن شاه» را پذیرفته بودند و عده ای هم نسبت به جهان، بی اعتناء بودند.

 

 

 

3- اما این که گفتی جامعه نو شد و انسان نوین شد و مدیریت، از اقبال و تقدیر و قضا و قدر عبور کرد، و لذا نتیحه گرفتی «مدیریت مذهبی باید تغییر کند...»؛ با شما شدیداً مخالف ام؛ یعنی تا 100% با این نوع نگرش شما، اختلاف دیدگاه دارم؛ چرا؟ زیرا:

 

 

الف- اندیشۀ پیشرفته و مترقی مرجعیت تا زمان ظهور حجت (عجّ) هرگز با نوشدن علوم و زیر و رو شدن انسان، از میان نمی رود. مرجعیت، پدیده ای دینی، راه گشا و انسان محور و جامعه نگر و جامع اندیش است. کدام تز و نظریه را سراغ داری که تا این حدّ از امتیازات نوشونده برخوردار باشد؟

 

 

 

ب- مرجعیت پا به پای زمان و مکان پیش آمده است. و این اوج خردمندی در مکتب شیعه است که در غیاب حضور شخص پیامبر _صلّى ‌الله‌ علیه‌ و‌ آله و سلّم_ و جانشیان ایشان یعنی امامان معصوم __علیهم السّلام__ پیروان و رهروان خود را به یک شخص شخیصی چون مرجع ارجاع داده اند. و مردم مؤمن را بلاتکلیف و بی سرپرست رها نکرده اند.

 

 

 

ج- از این رو، مرجعیت، سازوکار و تعبیه ای سنتی و و به تعبیری مدرن و حتی پسامدرن است. زیرا، با نو شدن زمان و تغییر مکان، این مقام و جایگاه _که سرپرستی دین و متدیّن را به نیابت برعهده دارد_ انسان را در کوه شبهه و مشکلات و اشکالات رها نمی سازد و مُعین و رهنون او باقی می ماند، تا ظهور.

 

 

 

د-پس «اَعلمِ عُلمابودن در مکتب شیعه» با آن همه شرائط سخت و نفس گیر ورع و علم و زمان شناسی و پروا و عدل برای هر مرجع، نه فقط اندیشه ای ناب و افتخارآفرین است، که آن پست دامنه (اینجا) در این مقطع نیز مدرن و نیاز روز و هدفمند بود. زیرا نیاز انسان به دین و توجّه اش به حق و تکلیف، هرگز در هیچ زمان و دوره ای ساقط نمی شود. همیشه، مجتهد باید استنباط کند و مؤمنان انتخاب و عمل. این توجه به عقل است و نگاه به شرع. ممنونم ازت رفیقِ از مهد تا لحدِ من، که طوفان فکری آفریده ای.

۳۱ تیر ۹۷ ، ۰۹:۰۷ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

اَعلمِ عُلمابودن در مکتب شیعه

انتخاب پیشوا در شیعه

 

به قلم دامنه. به نام خدا. یک روز _نمی دانم کی؟_ گزارشِ توصیفی-انتقادی در مجلۀ خواندنی های سال 1333 هجری خورشیدی را به بر حسب کتاب «برگ هایی از تاریخ حوزۀ علمیۀ قم» نوشتۀ حجت الاسلام رسول جعفریان را مطالعه و یادداشت برداری می کردم. گزارشگر آن مجله، خود یک دانش آموختۀ حوزه و ملبّس به لباس روحانیت بود و متن آن نشان می داد به ریز و بم حوزه بخوبی آشناست.

 

 

دیشب، این قسمت، در مرور مجددم به آن، رؤیت شد. دیدم بحث جالبی ست. لذا سه فراز آن را به شوق تایپ کرده، به اشتراک گذاشتم تا دامنه خوانان فهیم و شریف نیز، در آن تفکّر و تأمّلی کرده باشند:

 

 

نمایی از حوزۀ علمیۀ تکاب

1

 

کمتر مذهبی در دنیا تا این حد برای انتخاب پیشوای مذهبی شیعه، شرایط منطقی قائل شده است... مثلاً... از غیبت کبری تا کنون بر طبق موازین مذهبی شیعیان، هر مردی که در فهمِ احکام الهی اَعلمِ عُلما باشد و در تمام عمر خطایی از او سر نزده باشد، مرجع تقلید یعنی پیشوای مذهبی ما شیعیان خواهد بود. (متن گزارش، ص 185)

 

2

 

یک طلبه در تمام مدت تحصیل یک شکمِ سیر به خود نمی بیند. (ص 190)

 

 

3

 

می گویند فقیه پس از مجتهد شدن، به شهر خود برمی گردد و احکام دین را به مردم می آموزد. من با نهایت احتیاط یادآور شدم که ای بزرگواران باید دینی باشد تا احکامِ دین مورد پیدا کند... (متن گزارش، ص 188)

۳۰ تیر ۹۷ ، ۰۸:۳۸ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

راهِ ما راهِ علی

امام علی در بیرون قدرت چه کرد؟

 

به قلم دامنه: به نام خدا. این سؤالی ست که ذهن مرا چندوقتی ست، بشدّت درگیر کرده است. من سعی می کنم به وُسع خودم _در حدّ یک پست در دامنه_ این بخش از زندگانی امام علی _علیه السّلام_ را که 25 سال به درازا کشید، بشکافم.

لحظۀ حملۀ کورکورانه به امام علی (ع) در مسجد کوفه

 

 

اگر بخواهم سؤال فرعی و مُدرن بکنم، پرسشم این است: علی (ع) که از حکومت بیرون انداخته شد و حقّ حکومت کردنش انکار گردید، در جامعۀ مدنی زمان خود چه کرد؟

 

 

جامعۀ مدنی هرچند مفهومی مدرن است و به آن زمان راجع نمی گردد، که گستره تر و منزّه تر و محوری تر از دولت و قدرت و حکومت است، اما برای تقریب ذهنی و بحث تطبیقی این واژۀ عصر رنسانس را پیش کشیده ام. امید دارم بتوانم این بحث مهم را سامان ببخشم. بزودی..

 

 

استقبال سیدعلی اصغر از بحث

 

 

به قلم سیدعلی اصغر شفیعی دارابی: سوال نادری است. به عبارتی، با نگاه این عصر مدرن و واژگان آن، همراه است. نسبت مردم با حکومت به لحاظ شناخت خودآگاهانه چه بوده است؟ اگر بیعت بود ایدئولوگها رسم مدیریت را دردست داشتند. چرا بزودی رویکرد فرمان دینی پیامبر گرامی اسلام (ص) قلب به گرایش های رأی و بیعت مردم شد؟ فلسفه سکوت امام علی (ع) برای استمرار فرهنگ اسلامی با قشون مجازی رهبران آن، درک جامعه دینی را ارتقا داد؟ چه رابطه ایی بین مسئولیت همه جانبه امام علی (ع) نسبت به دین وسرنوشت مردم وجود داشت ؟ و چندین سوالی که پیش فرص مدخل بر بحث تان دارم.

 

 

ضرورت پرداختن نگاه مدرن اول به تاریخ وفلسفه پیدایش واقعه ایی که نقش تاثیرگذاری بر باور شیعه دارد و دوم اینکه قدرت وتوانایی بوجود می آورد که تمیز داده شود. تفاوت حکومت حق و تاثیر یک فرد عدالتخواه بر سلامتی آن و برعکس ... بنابرین انتظاردارم که هرچه زودتر ادامه بحث را بنگاری تا بهره ببریم.

 

 

دامنه> سلام. چشم. حتماً. ممنونم از ایجاد انگیزۀ بیشتر و دمیدن سؤال های بسیاراساسی و خط دهنده.

۲۹ تیر ۹۷ ، ۰۷:۳۷ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

غارت آشکار مردم ایران

از لا به لای تاریخ ایران

قسمت سوّم

 

به قلم دامنه: به نام خدا. جیمز موریه نویسندۀ کتاب «حاجی بابا» در باب ایرانِ عصر قاجار (=قومی تُرک تبار در استرآباد _گرگان_ به رهبری آغامحمدخان) چنین می نویسد:

 

کتاب «سرگذشت حاجی بابا اصفهانی» اثر جیمر موریه

 

 

«کسبِ هر کسی، جمع آوری پول به هر طریق ممکن و به ویژه به طریق غارت آشکار تمام کسانی است که در حیطۀ قدرت اویند.» (منبع: ص 134)

 

 

دامنه امید می برَد که هر نوع غارت، چه آشکار و چه پنهان، چه داخلی و چه خارجی، چه کلاه شرعی و چه توجیه ایی، از مملکت زیبا و تمدّن ساز و اسلام باورِ ایران، به کلی مَحو شود و غارتگران، در هر رده و جامه و جامعه ای هستند، رسوا و پریشان حال گردند. تابعد...

۲۹ تیر ۹۷ ، ۰۷:۲۷ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |
پنجشنبه, ۲۸ تیر ۱۳۹۷، ۰۹:۰۲ ب.ظ دامنه |
دامنۀ وجودی دامنه نویسان

دامنۀ وجودی دامنه نویسان

عرصۀ فعال دامنه را می ستایم

 

به قلم سیدعلی اصغر شفیعی دارابی: سلام. از برادر دهقان، که قلم بسیارلطیف ومهربانی دارند، بابت این پست (اینجا) صمیمانه متشکرم. مطلبی که حجاریان در روزنانه اعتماد نوشتند را انتقال دادم ونتوانستم بصورت کامل ارسال کنم. اگررجوع کنید نتیجه خوبی دارد.

 

سیدعلی اصغر. 1394

 

از طرفی هم تئوری پردازی و تبدیل نظریه به التیام فکری برای کسانی که دغدغدۀ زیادی از بحران در زمان اندیشیدن دارند؛ می باشد.

 

 

قدرت تحلیل این مقاله در تحلیل محتوای جناب دهقان زیباست. گرایش اخلاقی آقای دهقان بر مسئولیت اجتماعی اهل تفکر می افزاید.

 

عموابراهیم خوب من (=دامنه) هم که استادِ تبیین، تفسیر و تحلیل مطالب اند، بویژه، اِشرافیتش بر علم هرمنوتیک بر متن و گویش دارند، ضرورت آشکار شدن تحلیل حجاریان را تشخیص و به اشتراک گذاشتند. (اینجا)

 

 

من عرصه فعال دامنه را می ستایم؛ چنانچه خود کمتر می نویسم اما بیشتر دامنه می خوانم. من درذیل بزرگواری تان آرامش می گیرم.

 

 

جواب خاص دامنه

 

به نام خدا. سلام بر برترین رفیقم سیدعلی اصغر. کوکِ هم بودیم از کودکی. کُفوّ هم می باشیم ابدی. زول می زنیم به هم از مهد تا لحد. حرف، حرف می آورد و آمدم.

 

 

 

من شاگرد نفرِ جلویی میز دامنه نویسان پُردامنه ام. سرمشقِ من عشقی ست که دامنه نویسان شریف و دامنه خوانان بی نهایت بافرهنگ و ادب در درون دامنه می ریزند. و سیدعلی اصغر در میان این جمعِ وفاپیشه و پرواگر عرصۀ دامنه، داروی التیام من است. نیز شفای دردهایم و مضاف بر آن مؤیّد رسمی که ترسیم می نمایم. تو عرصۀ فعال دامنه را می ستایی و من عرصۀ ناب رفاقتی که طعم آن اندیشه است و تفریح و تفرُّج و حُبّ.

 

 

 

من در این جواب چیزی ندارم بدهم؛ حال که سیدعلی اصغر این پست را کمی شخصی اش ساختند به طوع و رَغبت، من هم عکس نوه ام را تقدیمش می کنم. تقدیم به رفیق قدیم و قرینم عمواصغر شفیعی دارابی. که از روزی که فرزندانم _عارف و عادل و عاصم_ به حرف آمدند _در حول و حوش یک سالگی_ زبانشان از همان سال عمواصغر چرخیده و عمویوسف. و هنوز هم می چرخد و چه هم با شوق می چرخد. حال نوۀ من، علیِّ من هم باید عمواصغر ساز کند و روانشاد عمویوسف. و می کند. و می کند

 

 

 

جانم فدای مکتبی که این همه دو دوست را، دو یارِ غار را، دو وفادار را، به هم، قرینِ ایدئولوژیک و دلدادگی می سازد. و عشق همین است که دو رفیق، دو یار غار و دو همساز، با یک روح در دو کالبَد، بر یک پلّه بنشنند و از بلندا، تماشاگه رازها بشوَند و می شویم، من و ایشان و همۀ آنان که در دلم جایگاه  و حقّ رزرو دارند. و این هم علیِ من، به تو: تو، تویی؛ که این قدر مهربونی و آن سان دلرُبا

 

نوه ام علی طالبی دارابی؛ 22 تیر1397. بوستان علَوی قم

 

 

پاسخ سیدعلی اصغر


به قلم سیدعلی اصغر شفیعی دارابی: مضمون نظریه تان در بالا بر نوشته ی من، کلاس ادیبانه استادم _که از رفقِ رفاقت و مرحمتِ عموابراهیم بزرگ تر از رفاقت و مهمتر از جان من است_ فرهنگ ایجاد می کنه؛ تا من همواره از آبشخور اندیشه پاکِ پاکترینم منزّه و سیراب شوم.

 

 

ای خدای محبوب، طوری کن که نشاط، ذوق واشتیاقی که از مشاهده نوه عزیز ابراهیمِ مهربان، در من ایجاد شد را به عزیزترینم ابراهیم، انتقال داده شود:

 

 

نوه ات علی، در زمره خوشگل های خاندان زیباروی ابراهیم، قرار داره... الهی که با نشاط وتندرست و در کنفِ پشتیبانی خدای مهربان، راستا باشید و مرا همواره خرسند نمایید. همینطور فرزندان من میثم، فاضله، رحمانه و جواد هم با نام عموابراهیم و عمویوسف مأنوس گشته و ارادت ویژه دارند؛ ماندگار وجاودانه.

 

ازغرق شدن در جملات آسمانی ات، دریا شدم و ...
 

دامنه

 

به نام خدا. سلام دوباره به شما و همۀ دامنه خوانان شریف. یاد صدها نامه ایی افتادم که به عنوان « پکد = پرواز کبوتر دانش » میان من و تو نگاشته شد و به پرواز درآمد. امیدوارم بتوانم لیاقت بیابم آنچه از دامنه توقُّع داری، پیاده کنم.

 

 

من وقتی می خواهم محبّتِ توأم با ادبِ عمیق و آگاهانه را مثال بزنم و یا در ذهنم مجسّمش کنم، یادِ چهارفرزندِ شریف النسَب تان می افتم؛ سید میثم، فاضله سادات، رحمانه سادات و سید جواد. خدایی، مظهرِ مهر و اخلاق بشّاش هستند و من اگر ریا نباشد که نیست _چون بزرگان دینِ حضرت خاتم (ص) توصیه کرده اند محبّت ها و دوستی ها بروز دهید_ با افتخار عیان می کنم که فوق العاده هرچهار دسته گل وجودتان را دوستشان دارم. از این فرصت پیش آمده، متبسّم مانده ام و مهیّای دیدار؛ کی شوَد، خدا داند و دلِ زار و فشار یاِر غار.

۲۸ تیر ۹۷ ، ۲۱:۰۲ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

نظریات کامل مختص ذات پروردگاره

جواب دهقان به سیدعلی اصغر

پست 6583

 

به قلم دکتر فتح الله دهقان: سلام جناب اقای سید علی اصغر دارابی گل کاشتی (در این پست اینجا) البته مطلبی را که اشاره کردی دردی از دردهای اساسی بشر در طول تاریخ است وپیشینه ای به درازای تاریخ دارد (سیاست ورزی بهداشتی....)

 

        

آرشیو مباحث دهقان: اینجا             آرشیو مباحث سیدعلی اصغر اینجا

 

 

اگر بگوییم یکی از اهداف اساسی پیامبران مصلحین و اصلاح گران تاریخ مطلب مورد اشاره حضرت عالی بود، بیراهه نگفته ایم. ولی چه کنیم که این مرَض آنچنان در زندگیمان ریشه دوانده که همه این تلاشها اگر نگوییم به جایی نرسیده حداقل به هدف خود نرسیده است.

 

 

 

اقای سید علی اصغر اما راجع این مکاتب که فرمودید چون واضع این نظریات آدمهایی مثل ماها هستند، وچون انسان بخشی از مسائل را می بیند نظریات انتزاعی  را مطرح میکنند.

 

 

آن کسی که نظریات کامل را مطرح می کند بایستی کامل باشد و بر همه چیز مسلّط باشد که فقط مختص ذات پاک پروردگار است .

 

 

کاسبانِ دین هم با پوشش دین واقعی با خرافات  واباطیل در راستای منافع خود، چیزهای به خورد عوام الناس داده اند به اسم دین. اگر دین واقعی که منشاء الهی و ربوبی دارد وزلال روشن است، به مانند آبهای طبیعی به مردم معرفی ومهمتر این که در زندگی مردم به کار بسته شود؛ این مشکل حل خواهد شد واصلا بشر مشکلی نخواهد داشت.

 

 

 

 

سید علی اصغر این مسئله ریشه دوانده وجزئی از فرهنگ ما شده. واز طرفی مستمع هم دارد. بایستی کار فرهنگی شود  وبه تبَع آن مستمع هم نداشته وبالاتر اینکه  جامعه به جایی برسد که پذیرای ان نباشد. به امید ان روز.

 

 


سید زمانی در جامعه ما شرافت و راستگوئی حلال و حرام کردن، ارزش بود ولی امروز، بر عکس شده.

 

 

سید واین که آنان که ادعای دیده شدن دارند در هرزگی گوی سبقت را از دیگران ربوده اند و اخر اینکه انسان خداپرست دیندار هیچ نسبتی با هرزگی ندارد.

 

 

نکتۀ دامنه

 

به نام خدا. سلام جناب دهقان. گرچه متن شما را باید دوست دیرین و دائمی من، سیدعلی اصغر ببینند و پاسخی اگر خود صلاح دانستند، بدهند؛ اما من، به دو فراز متن تو خیلی غَرّه شدم و اوج گرفتم، از این رو، مجبورم دو نکته بنوازانم:

 

 

نکتۀ نخست: به زیبایی گفتی نظریات کامل را، «کامل» باید بدهد و کامل هم فقط خداست. این جملۀ تو جناب دهقان، خیلی حکیمانه است و گویی این حکمت، چون نان بر دل تو برات شد و چون باران بر جان بارش کرد.

 

 

 

نکتۀ ثانی: حقیقتاً آخرین جمله ات که نوشتی: «انسانِ خداپرستِ دیندار هیچ نسبتی با هرزگی ندارد» مثل لقمۀ لُقمان بود. واقعاً چه عالی ست، سال ها پیش، در جایی خوانده بودم برای مسلمان شدن اول باید «سلمان» شد؛ سلمان، فارسی، که روزبه بود و در پی حکمت گمشده به سو و آن سو روان. که در نهایت، یافت و ناب شد و ناب مُرد. آری؛ باید چُنین شد، تا سلمان نشد، مسلمان نتوان شد..

۲۸ تیر ۹۷ ، ۱۵:۲۹ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

در گریوان و نیِستانه بجنورد چه می گذشت؟

سفرنامۀ تبلیغی شیخ مالک


به قلم حجت الاسلام مالک رجبی دارابی: سفرنامۀ تبلیغی. قسمت نهم. بسم الله الرحمن الرحیم. سلام علیکم. این قسمت در ماه مبارک رمضان در بجنورد (خراسان شمالی) در روستای نِیِستانه (دی ماه سال ۱۳۷۷ه ش برابر با ۱۴۱۹ه ق) اتفاق افتاد.

 

 

قبل از باز گو کردن این سفرنامه از برادران خوب و نظریه پردازان در دامنه و غیره جناب آقای ابراهیم طالبی نویسنده ی ماهر، و مهندس عبدی مجدداً تشکر می کنم. و از جناب مهندس عبدی چند کلامی بگویم:
 

 

شیخ مالک.  تیر 1397. نماز جماعت. امام زاده جعفر دارابکلا

 

 

بنده از همان زمان که دنیا آمدم تا به الان که ۴۴ سال سن دارم  جناب مهندس عبدی را زیارت نکردم. اصلا نمی دانستم ایشان کجائیست و نمی دانم ایشان در چه کاری اشتغال دارند. و فی الحال الحاضر نمی دانم ایشان کجاست و منزلشان کجاست. منظورم این نیست که بخواهم خانه ایشان شام یا ناهار یا صبحانه بروم. این کار از نظر قانونی و شرعی درست نیست. منظورم اینست که از ایشان اطلاعات کافی و وافی ندارم. و از اینکه ایشان را نمی شناختم ضرر هم کردم ...

 

 

اما نوشته هایشان فهماننده شخصیت و درایت و پختگی ایشان دارد . کلمات و جملات زیبا و دلنشین بکار می برد. گویا ایشان اکثر دارابکلائی ها را از من، بهتر می شناسد. اما بنده را شاید در دامنه شناخته باشد؛ دلیلش اینکه برخورد و حضور فیزیکی با هم نداشتیم.

 

 

با توجه به این اوصاف این جانب را در چندین مرحله، مورد تشویق و ترغیب قرار دادند. بنده دنبال تشویق و ترغیب نیستم و منتظر نیستم کسی از من تعریف کند. من و امثال من نباید بگوئیم از ما تعریف کنید. این کار خوبی نیست بلکه حرکت ضایع است. اما این برادر بزرگوار جناب مهندس عبدی، خودش خودجوش با تشویق جالبشان به این جانب قوت دادند و قدرت دیگری در ما به وجود آوردند. خدای متعال، حافظ و ناصرشان باشد.
 

 

اما بجنورد؛ گریوان و نیِستانه:
 

 

سفر جالبی بود. رسماً تمام شبها را منبر می رفتم. نماز جماعت ظهر و شب مرتب بر قرار بود. خیلی خوب جمع می شدند.. احکام همیشه می گفتم ولی موضوع صحبت هایم چه بود؟ نمی دانم.
 

 

 

در مدرسه، کلاس قرآن شبها بعد از سخنرانی بر قرار می شد. میزبانم پیرمرد و پیرزنی بودند که خیلی مؤدّب بودند. پیرزن، افطاری و سحری خیلی خوشمزه درست می کرد.

 

 

در عین حال، هم خودش و هم آقایش مقیَّد به عبادات بودند، مخصوصا، آقایش خیلی به نماز اهمیت می داد. مخصوصاً می آمد داخل مسجد همه نشسته بودند برای اینکه پذیرایی بشوند و دعا خوانده شود بعد بنده منبر بروم یک نفر از مستمعین دائمی بعضی موقع پیش من

 

 

 

می نشست گوش گوشکی و به صورت نجوی و آهسته بمن می گفت. این آقا(میزبانم) در مسجد به نماز زیاد می ایستاد می گفت این ریاکار است. فامیلی میزبانم روحانی بود. ولی اسمش را نمی دانم.

 

 

 

اهالی محل هم ما را دعوت می کردند. ولی چون بنده در ابتداء خودداری می کردم، می گفتم خیلی ممنون. دلیلش این بود که خجالت می کشیدم. چون در خانه ی میزبان خودمانی شده بودم. و مثل پدر و مادر بلکه بالاتر با من رفتار می کردند.

 

دوست نداشتم جای دیگر افطار و سحری بروم. یکی از اهالی که یک شب مرا دعوت کرد هم افطاری و هم سحری بمن گفت. هرکس تو را دعوت می کنند در این محل دعوتشان را پذیرا باش اگر دعوتشان را قبول نکنی مردم ناراحت می شوند. (سخاوت مردم روستا)

 

 

گفتم چشم از این به بعد قبول میکنم. و با خودم گفتم بنده مالِ عموم مردم هستم. باید دعوتیها را قبول کنم و همین امر باعث شد تا از نزدیک به زندگی مردم و دار و ندارشان اطلاع پیدا می کردم

.

 

بعضی زندگی خوبی داشتند، بعضی متوسط و بعضی ضعیف. بعضی داغ جوان دیدند. بعضی خانمها شوهرشان را از دست داده بودند و بعضی اختلاف خانوادگی داشتند و... مشکلات دیگر. در ضمن زبانشان هم فارسی و ترکی بود.

 

 

با چنین شرائط و وضعیاتی که داشتند . بنده را چون روحانی محل بودم معتقد بودند اگر در خانه های آنها قرار بگیرم و قدم بگذارم رحمت خداوند و برکاتش بر آنها نازل می شود و

بقیه و پاسخ دامنه در ادامه

ادامه مطلب...
۲۸ تیر ۹۷ ، ۱۲:۲۵ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

سیاست‌ورزی بهداشتی چیست؟

سیاست‌بهداشتی یا درمانی؟


تنظیم سیدعلی اصغر شفیعی دارابی: علی‌الاصول هم در سیاست و هم در امور اجتماعی دیگر، باید بسیاری از امور را مراعات کرد. همانطور که بهداشت مقدم بر درمان است، در سیاست نیز «سیاست‌ورزی بهداشتی» بهتر از «سیاست‌ورزی درمانی» است. منتهی باید مقصود خود را از «سیاست‌ورزی بهداشتی» توضیح دهم.

 

 

دکتر سعید حجاریان


امروزه شاهد هستیم، هرزه‌درایی و فحّاشی در بسیاری از گفتارهای سیاسی رواج یافته است. به‌ نحوی که حتی عده‌ای آن را معادل نقد می‌دانند. گندزدایی از زبان و نزاهت و نزاکت گفتار سیاسی وظیفه اخلاقیون است که باید فعال شوند و آن را دائماً به مردم گوشزد کنند.

 

 


این مقوله، اختصاص به بعد از انقلاب ندارد. پیش از انقلاب نیز شاملو از گاو گند چاله دهنی که آتشفشان روشن خشمی شده بود، گله می‌کرد. ضدعفونی کردن فضای مجازی شاید امروزه وظیفه همگان باشد اما فردی ممکن است بگوید از این سیاست‌ورزی بهداشتی سوءاستفاده خواهد شد و خود بدل به ابزار نوترالیتی، اختگی، پاستوریزه و استرلیزه کردن سیاست شود. این نقد کاملاً بجاست؛ زیرا می‌توان با زبان پاکیزه، تیزترین نقدها را به قدرت وارد آورد؛ (نه اختگی نه آختگی)

 

 


امروزه افرادی با ادعای بهداشتی بودن خود را به آن راه زده‌اند. گویی پلشتی‌های جامعه را نمی‌بینند و حاضر نیستند کوچکترین غباری بر قبای‌شان بنشیند. ذیلاً چندین نمونه را ذکر می‌کنم.


 

 

-عده‌ای زبان آکادمیک را برگزیده‌اند. زبان آکادمیک، زبان شکّ است. هیچ‌چیز را از جنس یقین نمی‌داند و بیشتر به توصیف و تبیین می‌پردازد و از مقولات هنجاری و قضاوت اجتناب می‌کند. زبان آکادمیک از «شاید» می‌گوید. زبان آکادمیک، زبان ارجاعات و نمونه‌‌های دور از ایران است. بیشتر دانشگاهیان ما، امروزه کارمند هستند و بخشی از بوروکراسی را تشکیل می‌دهند لذا باید طوری سخن بگویند که به جایی بر نخورد!

 

 


-عده‌ای زبان دیپلماتیک را برگزیده‌اند. جنس این زبان نرم و تحت پروتکل است و قواعد خاص خود را دارد. دیپلمات‌ها سعی دارند در چارچوب پیمان‌ها و قواعد بین‌المللی سخن بگویند. شاید این زبان برای تعاملات خارجی‌ مناسب باشد اما برای داخل بی‌معناست. حتی در مجامع بین‌المللی نیز بعضی‌ها عادت نداشته و ندارند با این زبان صحبت کنند.

 

 

 

مثلاً، خروشچف زمانی در سازمان ملل، کفش خود را درآورد و بر روی میز کوبید. یا کاسترو، بیش از چهار ساعت سخنرانی کرد. اکنون نیز با ترامپ مواجه‌ایم که در اغلب توئیت‌ها و حتی سخنرانی‌هایش زبان دیپلماتیک را کنار می‌گذارد.

 

 


-عده‌ای زبان دونبش را برگزیده‌اند. این عده به‌خاطر منافع‌شان دکان دونبش زده‌اند و در تعاملات‌شان به اصطلاح فرنگی‌ها از دو طرف دهان صحبت می‌کنند. این‌ها از آنجا که می‌خواهند هم از توبره و هم از آخور بخورند همواره از موضع منافقانه و سالوسانه

 

بقیه در ادامه

ادامه مطلب...
۲۷ تیر ۹۷ ، ۲۰:۱۵ ۵ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

مجالس روضه در محلّه های مشهد

سفرنامۀ تبلیغی شیخ مالک


به قلم حجت الاسلام مالک رجبی دارابی: سفرنامۀ تبلیغی. قسمت هشتم. سلام برادر گرامی آقای طالبی. رفیقتان جناب مهندس عبدی کما فی السابق این جانب را مثل شما مرا مورد تشویق قرار دادند. (اینجا) از ایشان تشکر می کنم. در سفرنامه ی بعد، از ایشان بیشتر سخن می گویم. دعا می کنم هر دوی شما مورد تائید امام زمان علیه السلام باشید.

 

 

خدایا پناهم باش تا مظلوم روزگار نباشم
 یاورم باش تا محتاج روزگار نباشم 
همدمم باش تا تنهای روزگار نباشم
رهایم مکن تا اسیر دست روزگار نباشم
 و خدایم باش تا بنده این روزگار نباشم

 

 


حجت الاسلام شیخ مالک 24 تیر 1397. سخنرانی در جمع زنان روستای انجیل نسام  میاندورود. میلاد حضرت معصومه (س)


 

این سفرنامه (قسمت 8) بعد از اتمام سفرِ تبلیغی زابل، در اواخر خرداد و تیرماه و اوائل مرداد ۱۳۷۷ در خودِ مشهد مقدس در بقیه ی محرم و تا اتمام ماه صفر ۱۴۱۹ه ق همان سال، اتفاق افتاده است. مجالس سخنرانی و روضه خوانی برای خانمها در خانه هایشان داشتم توسط سید رمضانی بابلی (که همسایه ی شیخ علی رمضانی در فلکه ی شیر محمد زندگی دارند) که پایم را در مجالس خانم های مشهدی باز کرد و از آن بر بعد خود خانمها برای حضور در مجلس شان، این جانب را دعوت می کردند و این مجالس در فلکه شیرمحمد و دریا اول و دوم و سی متری طلاب و اطراف بلوار طبرسی و مهرآباد و بلوار عبدالمطلب و ابوطالب بر قرار می شد.

 

 

خانمها علاقه دارند برایشان روضه خوانی با صدای غَرّا و جذاب خوانده شود تا حسابی گریه کنند و این جانب تمام تلاشم این بود در ذکر توسل مصیبت کار کنم تا مطلوب و مقصود خانمها حاصل شود و حق مطلب ادا گردد ...

 

 

بالاخره صدای بلند بلند خانمها را در هنگامی که مصیبت اهل البیت مخصوصاً امام حسین و یارانش و فرزندانش را می حواندیم می شنیدیم... .

 

 

پیام این سفرنامه زیاد است اما بهترین پیام، گریه می باشد از گریه کردن خجالت نکشیم. مخصوصا برای اهل البیت و اختصاصاً برای سرور و سالار شیهیدان حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام.

 

 

هر چند ایام کرامت است اما سخن از گریه به میان آمد. ذکر مصیبت و توسل ذیل را تقدیم می کنم چه آنهایی که اشکشان جاری شد و چه آنهایی اشکشان جاری نشد . این حقیر را از دعای خیرشان بی نصیب مفرمایند

 

دلها را پرواز دهید سمت کربلا...
 

السلام ُای تشنه کام کربلا
السلام ای لبانت بوسه گاه فاطمه
ای خجل از تو فرات و علقمه 
بر لب دریا لبت خشکیده بود 
از عطش کی اصغرت خوابیده بود

 

 

وقتی که کاروان کربلا و اهل البیت امام حسین علیه السلام از کربلا به مدینه برگشتند. محمد حنفیه جلو آمد عزیز برادرم (به امام سجاد خطاب کرد) برادرم اباعبدالله حسین عزیز من چه شد؟ امام سجاد (ع) عمو را در آغوش گرفت و گفت: عمو، به خدا یتیم شدیم، عمو، جلوی چشمم بابام حسین و برادرانم را  سر مبارکشان را از بدن جدا کردند و بر بالای نیزه قرار دادند و در کوچه و خیابانهای کربلا و کوفه و شام گرداندند و چرخاندند. مدینه جدِّنا لاتَقبَلینا مدینه ما بی حسین آمدیم ..


حسین را در غریبی سر بریدند 
تن پاکش به خاک و خون کشیدند 
تنش در کربلا عُریان فِتاده
سرش بر نیزه های کین فتاده 


وَسَیَعلَمُ الَّذینَ ظَلَمُوا ایَّ مُنقَلبً یَنقَلِبوُن. ۲۵ تیر۹۷. دارابکلا. مالک رجبی دارابی.

 

پاسخ دامنه

 

به نام خدا. سلام علیکم. بابت قدردانی از مهندس عبدی ممنونم. ایشان به شما به عنوان یک روحانی حُرّ و خیراندیش، علاقه دارند. از ذکر مصائب حضرت سیدالشهداء نیز ممنونم.

 

آری؛ با شنیدن نام امام حسین (ع) موها بر بدن، سیخ می شود؛ چه رسد به آن جا که وقتی بگویی سرش را از قفا بُریدند و بر سینه اش نشستند و خنجر کشیدند و بی حرمتی نمودند و داغ بر دل زینب (س) گذاشتند و این همه، تمامی یک نیم روز عاشورا 61، یعنی 51 سال پس از رحلت رسول الله (ص) بر اهلبیتش رفت. لعنتُ الله علی القوم الظّالمین.

۲۶ تیر ۹۷ ، ۰۸:۵۸ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

نظامیان و نیروهای امنیت

دو مقاله از جناب دکتر دهقان


به قلم دکتر فتح الله دهقان: راز محبوبیت نظامیان در ایران.

 

کجا شیرمردان جنگاورند

فروزنده ی لشکر و کشورند

کزیشان بود تخت شاهی به جای

وزیشان بود نام مردی به جای

حکیم ابوالقاسم فردوسی 
 

 

نظامیان در ادیان و مذاهب، فرهنگ های گوناگون جهان از جایگاه خاصی برخوردارند. مردم جهان برای نظامی ها حرمت خاصی قائل هستند. در جای جای قرآن کریم از مجاهدین یاد شده است. بر اساس مدارک تاریخی نظامیان در تاریخ تمدن ایرانی از جایگاه والایی برخوردارتد. در اوستا، جنگاوران، یکی از طبقات مهم اجتماعی می باشند.

 

 

 

 

مردم ایران همواره به وجود نظامیان افتخار کرده و نسبت با آنان ابراز احساسات نموده و احساس غرور می نمایند. به هنگام مراسمات نظامی با هلهله و شادی از آن ها تقدیر می نمایند. با مشاهده جت جنگی در آسمان احساس وجد، شادمانی و غرور می نمایند. ایرانیان با مشاهده نظامیان برای آن ها دعا نموده و از خداوند سرفرازی آن ها را خواستار می شوند. چرا ملت ایران علاقه ی وافری به نظامیان دارند. در این مقاله برآنیم در حد توان به این سوال پاسخ دهیم.

 

بقیه در ادامه

ادامه مطلب...
۲۶ تیر ۹۷ ، ۰۸:۵۱ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

سپاه و ارتش

بررسی دستآوردها و آسیب ها

 

به قلم دکتر فتح الله دهقان: سلام. ابتدا تشکر دارم از جناب اقای مهندس عبدی که وقت گذاشتند ومطالب بنده را ملاحظه کردند (اینجا) و (اینجا) و خوشحالم که  از دو بزرگوار درس بیاموزیم وشاگردی کنم.

 

 

 

1- استاد مباحث حضرت عالی در بارۀ «اقتدار نظامی ایران» (اینجا)، دارای مشخصات منحصر به فردی است. یکی اینکه اساسی است. دوماً درد و مشکل تاریخی جامعه ایران و از همه مهمتر، به روز بودن و مبتلا بودن جامعه به ان میباشد.

 

 

2- در خصوص نظامیها بحث لازم وضروری است در این روزها نظامیها جایگاه مهمی در ادیان فرهنگ های مختلف جهان دارند. در ایران خودمان نیز در دین زردشت وفرهنگ ایرانی جایگاه خاص ومنحصر به فردی دارند به طوری که در فرهنگ ایران باستان به عنوان یکی از طبقات مهم وتاثیر گذار در جامعه طبقاتی ان زمان مطرح بوده اند.

 

 

 

3- راجع به نقش وجایگاه نظامیان مثل خورشید روشن و واضح و مبرهن است وکسانی که منکر این نقش شوند یا نااگاهند یا مغرض. البته تاریخ ایران حکایت از ان دارد که مردم این مرز وبوم همواره به نظامیان علاقه خاصی دارند به عنوان مثال وقتی جت جنگی در اسمان مشاهده میکنند با او در اسمان به پرواز درامده واحساس غرور می نمایند ویا در مانورها و مراسمات مردم به تشویق انها پرداخته وزنان هلهله می نمایند به تناسب فرهنگی که دارند.

 

 

 

4- حضرت عالی استادانه گفتنی ها را گفتی. ولی من در اینجا مطلبی را یاد اور میشوم چرا مردم ایران به نظامی ها علاقه دارن دلایل زیادی دارد من فکر میکنم یکی از دلایل اساسی ان ملی بودن ارتش ایران واینکه ارتش ایران از اقوام مختلف و با اعتقادات متفاوت همواره از مردم ایران وبا مردم ایران بوده وهستند نه بر مردم ایران. نظامیان ایران جلوی مردم نایستاده اند. به عنوان مثال در انقلاب شکوهمند ایران بدنه وعناصر از فرماندهان اطاعت نکردند وبر روی مردم اتش نگشودند و...

 

 

 

5- حضرت عالی بدرستی وبا هوشمندی و با تأسّی از فرمایشات رهبر کبیر انقلاب فرمودید هر بخشی وهر طبقه ای بایستی در جایگاهی که قانون برای او مشخص کرده به ایفای نقش بپردازد این نکته ای مهم واساسی است.

 

 

 

6- راجع به رضاشاه که اشاره کردی بالاخره رضا شاه ارتش ملی را بنیان نهاد وان ارتش خدمات بزرگی کرد که وسیله ای شد امنیت را به کشور برگرداند حکومت مرکزی مستقر شد و...... ارتش نوپای ایران که در حد مقابله با بزرگترین ارتش های جهان نبود روسها وانگلیسی ها همه قدرت نظامی جهان بودند و... حضرت عالی مستحضرید ما قبل از اون ارتش ملی نداشتیم واینکه ارتش ایران اجازه مقابله داده نشد که تصمیم درستی هم بود. چون ارتش ایران نوپا بود و مثل نوجوانی بود که تجربه وقدرتی هم نداشت بگذریم.

 

 

 

7- همان طور که حضرت عالی بدرستی فرمودید سپاه برامده از انقلاب اسلامی  ومتشکل ازبهترین پاکترین ومخلص ترین جوانان این مرز وبوم مایۀ برکت وخیر برای کشور است. وامنیت کشور را تا حدود زیادی مرهون سپاه هستیم. همواره در خدمت این مملکت و با ملت ایران خواهد بود. دشمنان سپاه کیانند؟ معاندین نظام جمهوری اسلامی. البته تفاوت است بین اینها و دوستداران انقلاب که انتقادات دلسوزانه که در جهت حفظ محبوبیت وجایگاه سپاه دارند.

 

 

 

8- فکر میکنم دو مقاله «راز محبوبیت نظامیان در ایران» و «تضعیف  نیروهای امنیتی« من که قبلا چاپ شده مناسبت دارد ارسال می کنم در صورت صلاح دید استفاده شود.

 

 

پاسخ دامنه

 

به نام خدا. سلام جناب دهقان. خیلی ممنونم هم از این که بحث ها را پی می گیری و هم با نوشتن متن ها بر دامنۀ آن می افزایی و یا تکمیلترش می کنی. خدا را شاکرم و بر شما درود می فرستم. فشرده 8 بند شما را پاسخ می دهم:

 

 

1- هم نظریم باهم بر سر انتخاب موضوعات مهم تر. 2- بله، شخص پیامبر خدا (ص) و امام علی (ع) بر قوۀ نظامی تأکید داشتند، زیرا اسلام، مورد هَجمه و هجوم دشمنان بوده و هست. و انقلاب ایران نیز از همین اصل و سنت و رهنمودهای قرآن پیروی می کند. 3- مثال جت جالب بود. اساساً مردم امنیت پایدار را دوست دارند که در سایۀ اقتدار نظامی و مشروعیت سیاسی به دست می آید. 4- در دنیای پررقابت کنونی کشورها خصوصاً ایران به قدرت بازدارنده و در صورت نیاز فوری، حمله برنده نیاز دارد. شکی نیست. 5- بله هر کس در جای قانونی خود. این باشد رضامندی شکل می گیرد که بالاترین اقتدار است.

 

 

6- اما در بند شش با شما توافق ندارم. رضاشاه به سمت آلمان چرخیده بود اما بد آورده بود؛ چون مدتی بعد، هیتلر با حملاتش در اروپا جنگ دوم جهانی را کلید زده بود و اعلام بی طرفی دیکتاتور رضاشاه، در آن مقطع، مورد قبول متفقین نبود و ارتش رضاشاه هم پس از سقوط او، از هم فروپاشید. درضمن، من در این قضیه، مخالف دیدگاه شما هستم. زیرا ارتش رضاشاه به روی مردم آتش گشود:

 

 

همین ارتش رضاخان به فرمان رضاخان 500 مؤمن معترض را در مسجد گوهرشاد حرم امام رضا (ع) برای اجرای کشف حجاب و اجباری کردن بی حجابی، با قساوت تمام به شهادت رساند. (رضاخان میرپنج حتی گفت اگر حرم امام رضا هم تخریب شود باید سرکوب کنید معترضین را.) مردم تبریز را قتل عام کرد. بختیاری ها را آواره و بی زمین کرد. قشقایی ها بی رحمانه کُشت. ابزار دست رضاخان بود در کل بلاد ایران خصوصاً در پایتخت

 

 

7- بله، به قول امام «اگر سپاه نبود کشور هم نبود.» یا «ای کاش من یک پاسدار بودم.» هر دو بیان، نماینگر اهمیت سپاه است. تردیدی در آن نیست. سپاه مورد بُغض آمریکاست. لذا اقتدار و محبوبیت سپاه تداومش به رعایت همان شروطی ست که گفته شده. و من به همین علت آن بحث را به میان کشیدم. 8- هر دو مقاله را بزودی منتشر خواهم کرد. ممنونم

۲۵ تیر ۹۷ ، ۰۹:۴۴ ۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

دستآوردها و آسیب های انقلاب ایران 3

اقتدار نظامی ایران

 

به قلم دامنه: به نام خدا. قسمت اول (اینجا) و قسمت دوم (اینجا) حتماً از نظر گذشت. اینک بحث سوم.

 

 

دوم. نظامیان:

 

دستآورد: بی هیچ تردیدی کشور باتمدّنِ ایران، پس از انقلاب، به بازویی توانمند و مقتدر نیاز داشت. چون، چهار ابزار سرکوبِ شاه _ارتش، شهربانی، ژاندارمری (Gendarmerie) و ساواک_ که شاه برای حفظ سلطنت خبیثه اش به آن متّکی بود؛ در طول حکومت استبدادی مطلقۀ پهلوی و در اوج انقلاب اسلامی، با خشن ترین وجه و به طرز خشونت بار، مردمِ معترض را سرکوب کردند.

 

 

 

لذا شجرۀ طیّبۀ سپاه و کمیته، از درون انقلاب جوشید، جوانه زد، آبیاری شد، پا به پای جمهوری اسلامی رشد کرد، و بزرگ و بزرگ و بزرگ شد. و برآمدنِ دو نهاد از متنِ مستضعفین، یکی از بالاترین دستاوردهای انقلاب بوده است؛ که یکی، نظم عمومی را محافظت می کرد (=کمیته) و دیگری (=سپاه) حراست از انقلاب را.

 

 

     

کمیتۀ انقلاب                                       سپاه پاسداران

 

کمیته، در دولت هاشمی رفسنجانی، با ادغام نیروهای ژاندرمری و شهربانی به نیروی انتظامی _ناجا_ بدل شد و سپاه پاسداران پس از رحلت امام خمینی _رهبرکبیر انقلاب اسلامی_ در فرمان رهبری سال 1369، مُدرّج و به پنج نیروی جداگانه با مأموریت های مشخص، تقسیم شد: هوایی، دریایی، زمینی، مقاومتّ بسیج، و سپاه قدس. و ارتش جمهوری اسلامی ایران نیز با زیرکی امام و حمایت امت ، منحل نشد، بلکه بازسازی و دارای هویت تازه و انقلابی شد و با مردم ماند.

 

 

 

بنابراین، اقتدار نظامی ایران _داخلی و خارجی_ از طریق این سه نیروی مقتدر و بسیج مردمی، حفظ و تقویت شد. و می دانید فرق است میان قدرت و اقتدار. قدرت؛ صرفاً متّکی به زور و غلبه است، ولی اقتدار؛ توانِ مشروع، قانونی و مبتنی بر رضامندی اجتماعی و مردمی.

 

 

 

آسیب ها: اما آسیب. از آنجا که ایران دارای سابقۀ طولانی مدتِ حکومت های استبدادی، مطلقۀ شاهنشاهی و هزارفامیلی بوده است، و نظام های متعدد سیاسی اش با اسلحه و سرنیزه و شمشیر و اسب پیش رفته، و یا باز مانده است؛ نظامیان، همواره در لبۀ پرتگاه بودند.

 

 

 

اگر جانب مردم را می گرفتند، خانه نشین و سر به نیست می شدند؛ _که می شدند_ و اگر سمت و سوی قدرت می رفتند و بله قربان گوی حاکمانِ مستبد فاسد بودند، _که بودند_ از چشم و دل ملت می افتادند _که می افتادند_ مثلِ ارتش 129هزار نفری دیکتاتور رضاشاه، که وقتی به موریس اقیانوس هند و سپس به ژُهانسبورگ آفریقای جنوبی تبعیدش کردند و همانجا مُرد؛ ارتشش در ایران، کاملاً از هم پاشید. و من قبلاً در 28 مهر 1396 نوشته ام که «چرا ملت از ارتش جمهوری اسلامی ایران راضیه؟» در (اینجا) و لذا از بسط بحث ارتش عبور می کنم.

 

 

 

 

حال؛ دستآورد بزرگ انقلاب ایران یعنی اقتدار نظامیِ نظام، فقط و فقط با قانون پذیری و قانون گرایی نظامیان، پایدار می ماند. تاریخ، شهادت می دهد نظامی ها باید حدِ واسط میان مردم و قانون باشند، نه تکیه داده شده به افراد، جناح ها، ایل ها، خاندان ها، قبیله ها و حتی حکومت ها و سیستم ها.

 

 

 

نظامیان جمهوری اسلامی ایران، هم اکنون در معرض حداقل چهار آسیب اند:

 

 

الف: بخشی از آنان، مورد پرسش جدّی جامعه قرار گرفته اند، که چرا چنین اند و چرا چنان اند؟ این جست و جوگری جامعه، باید شاخک های نظامیان را تحریک کند تا به علت ها پی ببرند و آن آفات و آسیب ها را از خود دور کنند نه آن که به مطالبه های مردمی بی اعتنا بمانند.

 

 

 

 

ب: بخشی از نظامی ها، در نگاه عمومی و داوری های مردمی مورد سؤال اند که چرا برخلافِ دستور اکید امام خمینی _رهبرکبیر انقلاب اسلامی_ در سیاست داخلی و خارجی، دخالت دارند و بالاتر آن که، وصیتنامۀ سیاسی ایشان را _که به لحاظ شرعی حُرمت قائل شدند برای دخالت نظامی ها در سیاست_ نادیده می گیرند. نمونه ها وجود دارد که داستانِ پر غم و غصۀ حمایت بی قید و شرط و 100% از محمود احمدی نژاد یکی از آن نمونه هاست.

 

 

 

ج- سومین آسیب از میان آسیب ها این است، یک وقت خدای ناکرده خیال نکنند با زور می توان آرمان انقلاب را پیش برد. پادگان حدودش معلوم است. دانشگاه مسیرش مشخص است و حوزه توانش پیدا. پس، نظامیان، یک وقت نپندارند اگر دانشگاه و حوزه از انقلابی ساختن نسل جدید عاجزند، و از ممانعتِ هجوم مُهلک فرهنگی غرب ناتوان، پس پادگان می تواند و قادر و مُجهّز است جای خالی آن دو را به عنوان آلترناتیو فکری پُر کند.

 

 

این، تزی مارکسیستی_ لنینسیتی ست که حزب یا ارتش سرخ، نیرویی پیشرو است تا مانند خرمگسِ سقراط، مردم و نسل ها را بیدار سازد و بسازد و مسیر پیش به جلو را پاکسازی و هموار کند و مردم را به مثابۀ یک پیشرانۀ ماشین جنگی جلو براند و همه را در یک صف، خط کند. این خط نیست، خلَط است. و همه می دانند خلَط، غلط است و خلَط عینِ خِلط باید دور انداخته شود. چنانچه استالین و هیتلر دور نینداخته اند و باخته اند.

 

 

 

 

د: آسیب چهارم این است که ندانیم یا نخواهیم بدانیم که اقتدار، ریشه در قلوب و رضامندی مردم دارد. نه از قانون برمی خیزد و نه از اشخاص. آن قدرت است که قرینِ و همنشین و 100% محتاجِ زور و تغلُّب و تقلُّب است. پس؛ اقتدار، فقط با مردمی بودن معنا پیدا می کند و اگر موشک و همه نوع تجهیزات هجومی و دفاعی لازم است _که هست_ در امتدادِ مردمی بودن قرار دارد؛ نه در عرض و رو در روی آن.

 

 

 

 

چاره: مشکل ایران به قول یوسف خان مستشارالدوله «یک کلمه» است: قانون. و او کتاب «یک کلمه»را برای همین نوشته است. یعنی قانون. او گفت ایران باید به «قانون» بازگردد. آری؛ قانون؛ چه در آن زمان، قانون مشروطه. چه حالا در این مقطع، قانون اساسی ایران. اگر این گونه شد، آن گاه، نه فقط بازوی ایران، قوی و باشوکت و پُرعزّت می ماند، بلکه فرمانده معظّم کل قوا هم اقتدارش مصون می ماند.

 

 

 

به نظر دامنه، این رویکرد _یعنی قانون گرایی و پرهیز از دخالت در سیاست و جناح گرایی_ تقویتِ ولایت فقیه است، نه تضعیف و تخریب آن. پس، یدِ توانا و قدرتمند انقلاب اسلامی را با گوش نهادن به نهی اکید امام، پاس بدارید؛ تا همواره سربلند بمانید و عزّتمند، مردم پسند و در ظِلِّ رهبری بزیید و وصیت نامۀ تأکیدی امام خمینی.

 

 

 

 

تاریخ رزم رشیدانه و عزم راسخانۀ شما نظامیان را در دفاع مقدس و مقابله با تجزیه طلبان و برخورد قاطعانه با سلطنت طلبان، هرگز فراموش نمی کند. و همین موجب شده است ملت صبور و دین ورز ایران هوادار شما باقی بماند؛ و وقتی همچنان شما را قانونی و مردمی و منزّه از کژی و به دور از هرگونه خطاهای راهبردی و اقتصادی و خدای ناکرده جناح بندی و حزب بازی و امتیازطلبی، ببنید، پای حمایتش قاطعانه می ایستد و خون را نیز نثار اسلام و ایران و قرآن می نماید:

 

 

فَاسْتَقِمْ کَمَا أُمِرْتَ وَمَنْ تَابَ مَعَکَ وَلَا تَطْغَوْا ۚ إِنَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِیرٌ. یعنی پس تو چنان که مأموری استقامت و پایداری کن و کسی که با همراهی تو به خدا رجوع کند نیز پایدار باشد، و (هیچ از حدود الهی) تجاوز نکنید که خدا به هر چه شما می‌کنید بصیر و داناست. (آیۀ 112 هود)

بحث چهارم: در قسمت بعد

۲۴ تیر ۹۷ ، ۱۱:۲۲ ۷ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

مطالب و زوایای فکری دامنه نویسان

دربارۀ خاطرات شیخ مالک


به قلم مهندس محمد عبدی سنه کوهی: با درود و سلام محضر شما کبلاقا ابراهیم عزیز و دیگر دامنه خوانان و جناب حجت الاسلام آقا شیخ مالک عزیز.

 

 

 

سالروز میلاد با سعادت حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها و روز تکریم مقام دختران را تبریک و تهنیت عرض می کنم و  امیدوارم با تشرف به حرم عرض ارادت و سلام مخصوصم را محضر عمه عزیز ابلاغ فرمایید و نایب الزیاره باشید و التماس دعا که سعادت تجدید زیارت نصیب و روزی ماو تمامی علاقمندان و ارادتمندان خاندان عصمت و طهارت گردد.
 

 


سفرنامه های تبلیغی جناب اقا شیخ مالک را در (اینجا) با دقت همیشه پیگیرم و خیالشان راحت باشد که کوچک ترین مطلبی از دست دامنه خوانان عزیز رد نخواهد شد ولی رغبت در نوشتار و امکانات نوشتنی خیلی مهیا نیست که همیشه عکس العمل ذهنی در متن تداعی گردد و ارسال و پست.

 

 


ترسیم دیار زابل و زابلستان در استان سیستان هم برایم جالب توجه و عالی بود و خود تجربه مباحثه با برادران اهل سنت را داشتم و با ارادت یافتن به بارگاه امام رضا به اتفاق زیارت رفته بودیم در سالهای دور را هرگز از خاطر نخواهم برد. صفا و صمیمیت و مهربانی مردمان روستانشین را خوب توصیف نمودید. ازین نظر بی نهایت سپاس بهره می بریم.

 

 


خلاصه اینکه از تمامی مطالب و زوایای فکری دوستان در دامنه بهرمندیم و اخیراً هم از مطالب و مقالات استاد معظم جناب دکتر دهقان در (اینجا) هم بهره می بریم و از مطالب افزوده ایشان هم سپاسگزاریم و همیشه پیگیر مطالب و نظرات هستیم. موفق باشید دوستان.

 

 

پاسخ دامنه

 

به نام خدا. سلام من بر مهندس محمد عبدی. دامنه بی عبدی مگر می شه! ممنونم هر روز دامنه را می خوانی و وارسی می کنی و در صورت تشخیص در آن قلم می زنی. من خیلی هم از دامنه نویسان شریف ممنونم. روز خجسته میلاد حضرت معصومه بر شما و همهٔ دامنه خوانان مبارک.

 

 

من هم مانند شما مجموعه خاطرات تبلیغی  شیخ مالک را که در جای جای ایران زمین رفته اند، خواندنی و آرامی بخش می دانم. از وی ممنونم.

 

 

بله؛ گفت و گو با اهل سنت. که نه فقط نیاز است بلکه اساس شیعه هم بر وحدت و عدالت است. و پبوند همۀ انسانها علیۀ ستم و فقر و بی تقوایی. و نیز مجاهده برای احیای حق و نجات مستضعف. ممنونم از رفیق عبدی.

 

 

بله، جناب دهقان را می شناسم و شما هم به نیکی و بدرستی یاد کرده ای. همین فضا را دوست دارم. فضایی، بسیار احترام آمیز و دوستانه اما در نقد و بحث جدّی و آزاد و عالمانه. سپاس سپاس.

۲۴ تیر ۹۷ ، ۱۱:۱۱ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |
شنبه, ۲۳ تیر ۱۳۹۷، ۰۹:۵۱ ب.ظ دامنه |
تبلیغ در روستا بهتر از تبلیغ در شهر است

تبلیغ در روستا بهتر از تبلیغ در شهر است

سفرنامۀ تبلیغی شیخ مالک


به قلم حجت الاسلام مالک رجبی دارابی: سفرنامۀ تبلیغی. قسمت هفتم. زابل در روزهای آخر اردبیهشت و و اوائل خرداد ۱۳۷۷. با نام خدای متعال. سلام و ارادت برادر گرامی آقای طالبی. شکراً جزیل. پست های گت آغوذ بی دله (اینجا) و نیز سرگذشت جنابعالی را در (اینجا) مطالعه نمودم که سیب زمینی می خوردین! همین خوردن سیب زمینی بود که متفکر شدی.

 

 

در ضمن چه می دانم چه کسی خاطراتم مطالعه می کند یا نمی کند؟ فقط می دانم آقای طالبی مدیر دامنه مطالعه می کنند. علتش اینکه ایشان هر مطلبی را در دامنه قرار نمی دهند. علت دیگر در تصحیح کم یا زیادی کلمات، ویرایش انجام می دهند که متوجه می شوم مطالبم را دقیقاً و با نظارت و ارائۀ پاسخ ها مطالعه می کنند. متشکرم.

 

 

اما پیام ها و آموزه های سفر تبلغی به زابل: این سفر نور با هَمرَهان سفیران نور بود که به سرعت گذشت بلکه مثل برق گذشت (بنشین کنارجوی گذر عمر ببین) علی رغم تمام دغددغه ها و استرس ها و مردّد بودن  در این سفر.. خلاصه عَزم را به جَزم مُبدل کردیم و دل به دریا زدیم در یکی از توابع زابل (روستای میر عبدالله) جهت وَعظ و خِطابه استقرار یافتیم .. تا شاید مشمول مهاجر الی الله قرار بگیریم ..

 

 

در این سفر نور آموزه ها و پیامها را تقدیم می کنم:

 

1- دفع ضرر محتمل واجب است. هر جا که احساس خطر کردیم باید تحقیق کنیم و یا مشورت داشته باشیم خطر را از خودمان دور کنیم . چرا که حفظ جان واجب است. در این سفر ترس از کشتن بود ولی معلوم نبود چی جوری و چگونه؛ لهذا مشورت را در رفتن و نرفتن در اولویت قرار دادم که مشورت برایم مفید بود.

 


2- خوب است چه در سفر و چه درحضَر با افرادی که ارتباط خوب پیدا کردیم، اسم و رسم شغل و وطن را سوال کنیم و این ارتباط را استمرار ببخشیم. در این مورد روایت معتبر از پیغمبر داریم. و در این سفر از این جهت توفیق کم کاری کردم.

 


3- برای مُبلِّغ جهت پیشبرد کار فرهنگی در محل تبلیغ و جذابیت گزارش کار، مستند سازی بهمرا مُصوَّر به تصاویر و عکس لازم است. در این جهت هم بی خیال بودم و الان خودم را ملامت می کنم. با توجه به اینکه دوربین خوب داشتم در خانه استفاده نکردم.

 


4- همت بلند داشته باشیم. چرا که مردان بزرگ با همت بلند به جایی می رسند. در این سفر به زابل ذوق و شوق به تبلیغ داشتیم؛ اما نمی دانم همت ما چه اندازه بود. منظور از همت آنست که چنان جِدُّ جَهِد داشته باشیم جزء برترین ها و بهترین ها باشیم.

 


5- در سفرهای طولانی یا مقطعی حتماً با خانواده در میان بگذاریم که نظرشان چیست. آیا تنهایی می تواند در خانه دوام بیاورند یا نه؟ اگر مشکل است باید در این سفر رفع مشکل نمائیم. بنده در هر سفر تبلیغی که دارم با خانواده در میان می گذاشتم. چرا که، خانواده برایم مهم می باشند. و الحمدالله خانواده ام در تمام سفرهای تبلیغی با من همکاری می نمودند.

 


6- زود قضاوت نکنیم و بطور کلی منفی باف نباشیم. ما به مردم زابل فکر منفی داشتیم؛ اما خیلی مردم مهربان و خوش اخلاق بودند و بنده خیلی از آداب و ادب و تربیت و استقامت در مقابل مشکلات و معضلات را از آنها آموختم.

 


7- سوغات گرفتن را جزء ملزومات سفر قرار دهیم. بنده و شیخ علی بزرگوار برای سوغات از زابل چای کلّه مورچه ایی و چراغ اضطراری بزرگ گرفتم و سوغات دیگر نمی دانم چه بود.

 


8- تبلیغ در روستا بهتر از تبلیغ در شهر است. بنده هم در شهر و هم در روستا تبلیغات داشتم. اما تبلیغات در روستا ثمرات بیشتری دارد.

 


9- با سُنی ها و افراد گناهکار مهربان باشیم. و چهره به چهره با آنها حرف بزنیم و همین امر باعث ارشاد آنها می شود. که در زابل چنین تجربه ای خیلی خوب جواب داد. بین مان محبت حاکم بود. به قول مولوی:

 

دﻧﯿﺎ ﻫﻤﻪ ﻫﯿﭻ ﻭ ﺍﻫﻞ ﺩﻧﯿﺎ ﻫﻤﻪ ﻫﯿﭻ،
ﺍﯼ ﻫﯿﭻ ﺑﺮﺍﯼ ﻫﯿﭻ ﺑﺮ ﻫﯿﭻ ﻣﭙﯿﭻ
ﺩﺍﻧﯽ ﮐﻪ ﭘﺲ ﺍﺯ ﻋﻤﺮ ﭼﻪ ﻣﺎﻧﺪ ﺑﺎﻗﯽ؟
ﻣﻬﺮ ﺍﺳﺖ ﻭ ﻣﺤﺒﺖ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺑﺎﻗﯽ ﻫﻤﻪ ﻫﯿﭻ

 


10- مبلّغان طهارت و نجاست  غسل  و احکام ..... را برای اهالی محل و مستمعین در اولویت قرار دهند؛ چرا که، مردم خیلی از مسائل احکام را نمی دانند. در ابتدای صحبت احکام میگفتم.

 


11- شیعه و سنی ارادت خاصی به مقام معظم رهبری داشتند و از آقا تعریف می کردند وهمین امر برایم جالب و خوشحال کننده بود.

 


12- خدایا چنان کن سر انجام کار_تو خشنود باشی ما رستگار. ولادت حضرت معصومه بر شما خوانندگان مبارک. ۲۳ تیر 1397 دارابکلا. مالک رجبی دارابی.

 


12 نکته جواب دامنه به شیخ

 

به نام خدا. سلام جناب شیخ مالک. از مزاح زیبای شما ممنونم و نیز از خواندن پست های دامنه. خوبه ما جغول بغول نمی خوردیم و الّا... .

 

امابعد؛ پاسخم به 13 بند خوب و آموزنده و شیرین شما:

 

1- مشورت چنان اعتبار و ارزش دارد که رهبران جامعه اسلامی طبق نصّ شریف قرآن مأمور به شَور و مشورت و سپس عزم در امور شدند حتی رسول حبیب خدا (ص).

 

 

 

2- استمرار ارتباط یعنی تحکیم پیوند و این اوج اخلاق اسلامی ست.

 

3- این یکی را باید از دامنه می آموختی. عکس در صحنه. بازهم وقت باقی ست، ازین پس چنین کن.

 

4- جهد همان کمال جویی ست. نکتۀ پرشوری مطرح کردی.

 

5- نشان خوبی از سبک زندگی شماست. می تواند آموزه باشد. سلامم را به خانه برسانید.

 

6- خیلی عالی آمدی این را. منفی بافی. آری؛ بلای جان انسان ها. بیشتر این را در منابر و کلاس های تان بسط دهید و گوشزد کنید.

 

7- سوغات فرهنگ لطیف ایرانی هاست. پس، پیشتازی در این باب. حُسن خُلقی ست این.

 

8- می فهمم چه می گویی. چون روستایی سینه ای ستبر ندارد، دلی پاک دارد و مغرور نیست و تعلیم پذیری کمال می داند نه عیب و کسر.

 

9- با ابیات مولوی این بند را باران فکری ساختی.

 

 

10- همیشه احکام را از صفحۀ آغازین توضیح المسائل نگوید ببنید مردم با چه چیزی بیشتر گریبان گیرند. یعنی اول جامعه شناسی کنید سپس موضوع بیابید و آن گاه طرح و شرح کنید.

 

 

11- می توانی یک متن بسازی همین را؟

 

 

12- می گویم: آمین. رستگاری همان فلاح و پرواست که قرآن گفت در آیۀ 6 تحریم : ...قُوا أَنْفُسَکُمْ وَأَهْلِیکُمْ... خود و خانواده خود را حفظ کنید.

 

 

مبارک باد میلاد حضرت فاطمۀ معصومه (س)

۲۳ تیر ۹۷ ، ۲۱:۵۱ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

مردم یکتاپرستِ غیور ایران

 

کمونیست های روسی

 


به قلم دکتر فتح الله دهقان: سلام. استاد مباحث تاریخی، بسیار مهم است از جنبه های مختلف، خصوصاً عبرت اموزی از تاریخ و نیز تجربه اموختن. اما موضوعی را که مطرح فرمودید در پست 6572 با عنوان «چرا کمونیست ها در ایران موفق نبودند؟» (اینجا) نیاز امروز جامعه ایران می باشد؛ که نشانه از ذکاوت حضرت عالی دارد که از نعمات خاص خداوند است که به هر کسی نمیدهد و من آن را مصداق این فرمایش مولای من وشما علی (ع) که میفرماید «فرزند زمانه باش» می دانم و با چند جمله از متن تان استقبال می کنم:

 

 

 

1- راجع به روسها مطالب مهم وارزشمندی را اشاره فرمودی. اینکه ملت ایران چرا به طرف کمونیستهای ملحد نرفتند؛ به نظر من این برمیگردد که مردم ایران در طول تاریخ حیات شان همواره مردمی موحّد ویکتاپرست بوده. به گواه تاریخ مردم این سرزمین تنها ملت یا یکی از ملت های بوده اند که که یکتاپرست بوده وسنگ وچوب و......نپرستیده اند.




2- دیگر اینکه عملکرد روسها در تاریخ همسایگی با ایران، با تجاوز ورزیدن و خیانت عجین است. معاهدات گلستان وترکمن چای و....... قطره ایی از این اقیانوس است. کمونیست های ملحد نیز ادامه دهنده سیاست پطرکبیر در پوشش ایدئولوزی کمونیستی بودند که در مقالاتم به آن پرداخته ام.

[مباحث دکتر دهقان در دامنه، در این تگ بایگانی ست: اینجا]

 


 

 

3- همانطور که استادانه فرمودی گفتمان چپ در ایران برخاسته از ملی گرائی و یا ناشی از مکتب شیعه _که هر دو زائیده جغرافیای فلات ایران است و نیز سازنده ی تاریخ معاصرایران_ نبوده است؛ در حداقلش. بلکه زادگاهی نامانوس برای ایرانیان دارد وعملکردی بر ضد منافع ملی ایران ودر راستای آمال و آرزوهای به واقعیت نپیوسته مکتب متناقضِ با فطرت پاک مردم ایران و مملو از پارادوکس کمونیسم در تئوری وعمل استالین جنایت کار به شهادت تاریخ.

 

 

 

4- حضرت عالی مستحضرید کمونیسم توانست سراسر دنیا را در هم نوردد، از آسیا تا آمریکای لاتین، ولی در ایران هم مرز با همسایه با روسیه وَقعی به ان نهاده نشد این به ذات یکتاپرست  و نهاد پاک مردم این مرز وبوم و هوش وذوق  برخاسته از فرهنگ غنی ایرانی برمیگردد که  زبانزد خاص وعام است. فرهنگی که با وجود شکست نظامی ایران از مغولان خونخوار انها را مقهور خود کرد.

 

 

 


5- استاد واما حزب توده، که فرمودی این حزب کارنامه سیاهی و یدِ طولایی در خیانت با این سرزمین دارد:

 

الف- از خنجرزدن به نهضت ملی شدن نفت گرفته تا شریک بودن در فتنه آذربایجان و کردستان که به دستور مستقیم استالین برای تجزیه ایران ایجاد شد و میرفت کیان ایران را بر باد دهد که باهوشیاری سیاست مداران کهنه کار ایرانی وحمایت جامعه جهانی وتهدید اتمی ترومن وشجاعت نظامیان ایران والبته حمایت مردم ایران بساطش جمع شد. وهمه اینها در راستای مشیت خداوند ولطف وکرمش به این ملت آشنا با معبود بود.

 

ب- ودیگر اینکه حزب توده عملکردش بر اساس مانیفستی بود که توسط کُمینترن دیکته میشد و در راستای منافع روسها بود

 

ج- وخیانت دیگر حزب توده جذب نخبگان ایرانی به شعارهای فریبنده ودروغین کمونیستی الحادی که قاعدتاً بایستی در راه پیشرفت وتوسعه ایران بکار گرفته میشد واز همه تاثیرگذارتر بجا ماندن تئوری خشونت برفرهنگ سیاسی ایران است که اثار مخرّبش را همه می بینیم.

 

 


6- استاد؛ هم فرهنگ ایرانی و هم گرایش آزاد و انتخابی مردم به شیعه، ما را که ماه تابانش و رییس مذهبش امام جعفر صادق (ع) است  که از سلاله پاک فاطمه (س) است _هم او که زبانزد خاص و عام در بخشش وانفاق  ورحمت است_ و البته پیامبری که به گواه تاریخ وحتی اعراب جاهلی، فتوّت و مردانگی امانت داری اش و... است هم او که  پیامبر رحمتشش میخوانند و همه اینا، ذرّه ای از ذات پاک احدیت است که منزه است از خشونت و انتقام گیری و... که این خشونتها و.... رسوب تفکر جریان چپ وکمونیستی در این سرزمین پاکی و رحمت است. روده درازی کردم ببخشید. و اصلاح نمایید.

 

 

 

نکتۀ دامنه

 

به نام خدا. سلام بر جناب دهقان که شادمانم نگه می دارد به هفت دلیل:

 

1- قلم و کتاب بالین اوست. و من مأنوسان با کتاب را «دارای قدر و مقام» می دانم.

 

 

 

2- همیشه گرمای روابط من با هر کس که کتاب و نوشتن را کنار می گذارد، بخار می شود؛ چراکه دوستی من بر اساس مکتب است نه هوَس. از این رو شاید گمان رود من دوستان کمی دارم و یا انزوا را می پسندم که هر دو، پندار است. من مانند دهقان دوستان دیگری هم دارم که نه هرز می روند و نه هدَر. نه تنبل اند و نه آماسیده.

 

 

 

3- برای من کسی که عُمق را می بیند و سطح را با زیرکی می گذرد، نخبه است نه پَخمه. همین که کسی متن مرا دربارۀ کمونیست های روسی و روس زده خواند و با ذکاوت یکتاپرستی و فلات ایران را به میان کشید می فههم چقدر در وسط میدان پژوهندگی ست.

 

 

 

4- بی جهت نمی بینم وقتی جهانگیری کمونیسم را مثال آوردی تا روشن کنی اما کمونیست روسی حتی یک قدم هم از مرزهای ایمان یکتاپرستان دین خدای مهربان در ایران نتوانست گذر کند؛ که فاطمه دارد و علی. جعفر صادق دارد و محمد امین. بر همۀ آنان ادْخُلُوهَا بِسَلَامٍ آمِنِینَ. 46 حجر.

 

 

 

5- از نظر دامنه، همه چیز دامنه دارد. درخت، کوه، دیکته، دعا، زور، عدل. و من دوستانی را دارای دامنه می دانم که فکر و خیال و عقل و طلب دانش _این چهارمطلوب زیبای آدمیت_ را در وجود خود نکُشته باشند. ممنونم از دهقان که نه فقط نکشته ای بلکه آبیاری اش کرده ای و مُثمِر شده ای.

 

 

6- نکته خوان نکته دان هم می شود. سخن را درست هجی کرده ای. خشونت و دروغ که شیوه زشت «توده»ای های استالین پرست بود. و شما با درایت و هوشمندی آن را مطرح کرده ای.

 

 

7- این است ضمن سپاس یک تاکتیک از چند تاکتیک حزب توده را بیان می کنم که شِمّه ای از آن سازمان وابسته و نوکرمآب بود: دروغ و برچسب _که در فرهنگ دینی همان بُهتان و تهمت است_ به انضمام ارعاب و خشونت. هر چهار دور باد از این مُلک و مملکت.

۲۳ تیر ۹۷ ، ۱۷:۵۴ ۵ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

سه بلا بر مردمی که از علما فرار میکنند

سخنان پیامبر اسلام

سلسله مباحث عترت

پست 6572

رسول خدا _صلّى ‌الله‌ علیه‌ و‌ آله و سلّم_ فرمودند: زود باشد زمانی بر اُمّت من بیاید که مردم از علما فرار می کنند مانندِ این که گوسفند از گرگ فرار می کند. چنین مردمی را به سه بلا گرفتار خواهد نمود:

 

1- برکت از اموال آنان برداشته می شود.

2- خداوند سُلطان ستمگری را بر آنان مسلّط می سازد.

3- بدون ایمان از دنیا می روند.

(محرَّمات اسلام؛ سیدمحمد حسینی بهارانچی. نشرقم، عطرعترت.1385.صفحۀ 378)

۲۳ تیر ۹۷ ، ۰۷:۵۸ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

چرا کمونیست ها در ایران موفق نبودند؟

از لا به لای تاریخ ایران

قسمت دوم

 

به قلم دامنه. به نام خدا. از این پس در این سلسله بحث، نکته های مهمی از تاریخ ایران را به اختصار می آورم. باشد تا در ایران شناسی از مشتشرقین! بیشتر تشنۀ دانستن شویم و ایران شناسی ما قوی تر شود:

 

 

شاید برای شما این سؤال یا پرسش باشد که چرا کمونیست ها در ایران موفق نبودند؟ و نتوانستند ایران را در دست بگیرند؟

 

 

حزب توده؛ قدرتمندترین حزب ایرانی و تلاش برای تسلیم انقلاب در برابر کمونیسم

 

فروپاشی نظام 70 سالۀ کمونیستی شوروی

 

 

جواب ها، زیاد است ولی یک پاسخ این است:

 

چون که؛ کمونیست ها _ازجمله حزب منسجم و وابستۀ توده_ حداقل پنج نقص و مشکل داشتند. کما آن که عوام آنان، مارکسیسم را دوای دردِ جامعۀ فاسد و رو به زوال می دانست:

 

 

1- جنبش کمونیستی زاییدۀ سیاست جهانی کمونیسم بین الملل بود نه زادۀ ملی گرایی ایران و جنبش عدالت گرای شیعه.

 

 

 

2- وابسته به شوروی بودند که به لحاظ تاریخی و دینی آن کشور نزد ایرانیان چهره ای منفور داشت، که در دورۀ تزارها چشم طمع به خاک ایران داشت و بخشی وسیع و غنی از سرزمین مادری ما را بلعید.

 

 

 

3- کمونیست ها، مُلحدانه فاقدِ نیروی معنویِ لازم برای بسیج توده های مسلمان بودند. کمونیست نزد مردم مسلمان شیعۀ اثنی عشری ایران مساوی بود با «خدا نیست».

 

 

 

4- میان روشفکران پیشتاز جنبش ها و احزاب کمونیستی و کارگران حامی آن ها، همیشه اختلاف فکری، فرهنگی و تاکتیکی و دریک کلام، تضاد منافع طبقاتی بود.

 

 

 

5- جهان و ایران در عدم نفوذِ کمونیست ها در ایران و خاورمیانه، اشتراک هدف داشتند. استراتژی «سدِّ نفوذ» آمریکا ناشی از همین دغدغه و خطر بود. تا بعد.

۲۳ تیر ۹۷ ، ۰۷:۵۴ ۵ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

کمیت و کیفیت تقوا

دامنۀ قرآن

فَاتَّقُوا اللَّهَ مَا اسْتَطَعْتُمْ وَاسْمَعُوا وَأَطِیعُوا وَأَنْفِقُوا خَیْرًا لِأَنْفُسِکُمْ وَمَنْ یُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُولَئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ. (تغابُن. آیۀ 16)

 

بنابراین به اندازه استطاعتی که دارید از خدا پروا کنید و [دعوت حق را] بشنوید و اطاعت نمایید و انفاق کنید که برای شما بهتر است؛ و کسانی که خود را از بخل و حرص بازدارند آنان رستگارند. ترجمهٔ انصاریان.

 

 

تفسیر علامه طباطبایی

یـعـنـى بـه مـقـدار استطاعتى که دارید از خدا پروا کنید _چون سیاق جمله سیاق دعوت و تـشـویـق بـه اطـاعت خدا و انفاق و مجاهده در راه او است_ معناى آیه چنین مى شود که ...بـه مـقدار استطاعتتان از خدا بترسید و از ذرّه اى از آن مقدار را از تقوا و ترس خدا کوتاه نـیـایید.

 

 

علامه طباطبایی:

«گاهی یک عصبانیت بیست سال انسان را به عقب می اندازد

 

در نتیجه آیه شریفه همان مطلبى را مى رساند که آیه شریفه (اتقوا اللّه حق تقاته) در مقام افاده آن است نه اینکه بخواهد بفرماید هر چه توانستید رعایت تقوى را بـکـنـیـد و هـر مـقـدار که نتوانستید تقوى را رها کنید، چون خداى تعالى به حکم آیه (و لا تـحـملنا ما لا طاقه لنابه) به بیش از مقدار طاقت از از ما نخواسته.

 

آرى هر چند این معنا در جاى خود صحیح است، لیکن آیه مورد بحث ناظر به آن نیست.

 

 

از آنچه گذشت دو نکته روشن گردید. نـکـتـه اول اینکه: میان آیه (فاتقوا اللّه ما استطعتم و آیه اتقوا الله حق تقاته) هیچ منافاتى نیست، و اختلافى که بین آن دو هست چیزى نظیر اختلاف به مقدار و کیفیت است، در جـمـله اولى دسـتـور مـى دهـد تـقـواى شما همه مواردى را که در سعه و قدرت شما است فرا بـگـیـرد، و در دومـى دستور مى دهد تقواى شما در همه موارد متّصف به حقیقت باشد، تقواى صورى و ظاهرى نباشد، اولى راجع به کمیت و مقدار تقوا است، دومى مربوط به کیفیت آن است.

 

 

 

نکته دوم اینکه: سخن بعضى از مفسّرین که گفته اند: جمله (فاتقوا اللّه ما استطعتم) ناسخِ جمله (اتقوا اللّه حق تقاته) است، سخن درستى نیست، و فسادش روشن گردید.

 

 

(و اسـمـعـوا و اطـیـعـوا و انـفـقـوا خـیرا لانفسکم) _قسمت از آیه جمله (فاتقوا اللّه ما اسـتـطـعـتـم) را تأکید مـى کـنـد، و کـلمـه (سـمـع) مـعـنـاى اسـتـجـابـت و قـبـول پـیشنهاد و دعوت است، که مربوط به مقام التزام قلبى است، به خلاف طاعت که انقیاد در مقام عمل است.

 

 

 

معناى جمله: (وانفقوا خیرا لانفسکم) و وجه منصوب بودن کلمه (خیرا) و کـلمـه (انـفـاق ) بـه مـعـنـاى بَـذل مـال در راه خـدا اسـت (نـه هـر بـذلى دیـگر)...

 

 

و اگـر فـرمـود: (لانـفـسکم) و نفرمود: (لکم)، براى این بود که مؤمنین را بیشتر خـوشـدل سـازد، و بـفـهـمـانـد اگـر انـفـاق کـنـیـد خـیـرش مـال شـمـا اسـت، و بـه جـز خـود شـمـا کـسـى از آن بـهـره مند نمى شود، چون انفاق دست و دل شما را باز مى کند، و در هنگام رفع نیازهاى جامعه خود، دست و دلتان نمى لرزد. المیزان.

۲۳ تیر ۹۷ ، ۰۷:۵۲ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

تریبون دارابکلا

فرهنگ درخت بانی

 

به قلم دامنه. به نام خدا. در عکسهایی که دوستان خوب من، جناب حاج علی میرزا و جناب رنگین کمان رمضانی به دامنه فرستادند، با کمالِ تأسُّف مشاهده کرده و می کنیم که درختکاری پیش از هر چیز، به درخت بانی نیاز دارد. چراکه؛

 

 

گویا هنوز بر برخی ها بدرستی جانیفتاده است، افتادنِ هر یک درختِ کاشته شده با پول و دسترنج و اشتیاق یک خیّر و خیرخواه، علاوه بر تخریب روانِ جامعه و خراش قلبِ آحاد مردم، به معنی از میان بردن اکسیژن پاک است. به معنی گرم شدن فضاست. به معنی ناشکیل شدن روستاست. به معنی بی نهایت بی فرهنگی ست. به معنی بُریدن بال ملائک خداست.

 

 

و در یک کلام، بُریدن هر شاخه درخت به معنی جریحه دار کردنِ تفکرِ آتیه اندیش دارابکلاست که هیچ کس حق ندارد آینده را بسوزاند و حال را مجروح کند و گذشته را منکر گردد.

 

 

 

فقط بگویم یک زمانی توی همین روستای مذهبی دارابکلا چند جنگلبان و سرجنگلبان حضور داشتند، مانند آقایان: راسخیان (=که راس خیان خطاب می شد)، محمد کیادی، برزوئی و خلیلی؛ که مردم برای تهیۀ شِلپَت و شیش و حجارپاها و هیمه و حتی خال و پوش، از آنها باید با هزار تمنّا و صدها پا دوندگی، اجازه می گرفتند و تازه برای گرفتن چوب جنگلی (=آن هم درخت افتاده) باید چندین روز در جای جای جنگل می گشتند و شناسایی می کردند و به صورت قانونی و چکُّش شده، با مجوّز کتبی استحصال و حمل می کردند تا خانه ای یا انباری یا گرمخانۀ توتونی را سر و سامان داده باشند.

 

 

 

حالا چه شده است که مثل آبِ خوردن، درخت های کاشته شده و هدفمند یک خیراندیش _جناب حاج علی میرزا_ را، آن هم در گوشه های جادّۀ منتهی به روستا، که در معرض دید همگانی ست و برای مسیر روستا، مناظر زیبا و فریبا آفریده، و چندین بار با هزینه و شوق ایشان و دوستانش هرَس و حرس گردیده، شاخ تا شاخ می بُرُند و بُن تا بُن را جریح می سازند و بر تنه و ساقه و ریشه و سرشاخه های باقی ماندۀ درختان، آسیب جدّی وارد می کنند و آب از آب هم تکان نمی خورد! انگار شهر، شهر هرت شده است. خود مشاهده کنید و بر ایجادِ فرهنگ درخت بانی غِبطه بخورید:

 

 

آسیب زدن درختان جادّۀ دارابکلا. تیرماه 1397

عکاس: حاج علی میرزا، ارسالی جناب رنگین کمان

 

    

 

از جنابان: رنگین کمان و حاج علی میرزا ممنونم

که دامنه را در جریان این حادثۀ تلخ محل قرار داده اند

تا این پست را بنویسم. امید است تدابیری اندیشیده شود

تا حاصل کار چندساله، یک شبه فوت و دود نشود

 

    

 

از نظر هر انسان مُنصفی هم سوختنِ مسجدجامع تاریخی ساری

دل انسان را به درد می آورد و هم بُریدن اَشجار و درخت های زیبا که روح طبیعت و لباس زمین است.

 

 

عکس زیر: آتش گرفتن مسجدجامع ساری. 22 تیر 1397

عکس از مهندس محمد عبدی

۲۳ تیر ۹۷ ، ۰۰:۰۱ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

آنچه بر من گذشت 72

زندگینامۀ دامنه

 

پست 6568. آنچه بر من گذشت. قسمت 72. به نام خدای آفرینندۀ آدمی. شبِ پیش از حرکت مان به قم، یک شب اخوی ام شیخ وحدت _که در نزدیکی ما شهر گرگان مقیم بودند و در حوزۀ علمیۀ نور آیت الله سیدکاظم نورمفیدی تدریس می نمودند_ به دارابکلا آمده بودند پیش والد و والده ی مان. کلیدِ منزلش در قم را به من دادند و گفتند برید آنجا ساکن شوید. لطف خدا بود و محبت برادر و حکمت بزرگ پرورگار علیم و مهربان.

 

 

 

دامنه. ایام دانشجویی. 1372. عارف. عادل. عاصم

 

 

 

اواخر شهریور ماه 1371 از محل کارم در ساری، تسویه کامل کردم و مجوّز تحصیلی گرفتم و آخرین روز همین ماه آمدیم قم و ساکن شدیم در همان منزلی که اخوی شیخ وحدت کلیدش را داده بود. منطقۀ خوب زنبیل آباد قم.

 

 

دو برادر با هم. من و خانواده و بچه هایم. اخوی ام دکتر شیخ باقر و خانواده اش. هال و پذیرایی مشترک. یک اتاقِ بالا مال ما. یک اتاقِ بالا مال ایشان. آشپزخانۀ بالا مال او. زیرزمین مال من؛ که در آن هم پخت و پز می کردیم با نهایت سادگی و زحمت و هم استراحت. اساساً زیرزمین در بلاد کویری، خنک ترین جاست و آرامبخش ترین نشیمن در فصل داغ.

 

 

 

 

تا آخر سال 1372 اینجا بودیم. سال 1373 به خانه ایی در منزل حاج صفدر فغانی _که لحاف دوزی ماهر و مؤمنی ست_ مستأجر شدیم. یک میلیون رهن، با 10000 ریال اجارۀ ماهانه.

 

 

 

من طیِ چند ترم متوالی، در یک دورۀ بسیارسخت و خیلی خسته کننده و انرژی گیر، شنبه تا چهارشنبه ی هرهفته، از قم به دانشگاه تهران می رفتم و در خوابگاه دانشجویی در خیابان طالقانی، مقابل سینما عصرجدید، به همراه دوستان طلبه و دانشجویی ام زندگی مجرّدی داشتم.

 

 

 

این، در حالی بود که باید هم درس می خواندم. هم خرج زن و بچه ها را درمی آوردم و هم کتاب می خریدم و هم نیازهای منزل را _از نون تا سیب زمینی و جعفری و مرغانه و زنجبیل_ تهیه می نمودم. که در قسمت های بعدی شرحش می کنم.

 

 

 

دامنه. 1371. دانشکدۀ علوم سیاسی دانشگاه تهران. عکاس: رزّاق ادبی فیروزجاهی

 

 

تا قبل از ورود به دانشگاه، مطالعاتم متمرکز در دین شناسی و سیاست و کتاب های مذهبی و قرآنی بود. همۀ کتاب های شریعتی و آثار منتشر شدۀ استاد شهید مطهری را پیش از دانشگاه از نوجوانی تا آستانۀ ورودم به محیط دانشگاه، مطالعه و خلاصه نویسی کرده بودم.

 

 

حالا در دانشگاه خیالم از داشتن مبانی دینی و نلغزیدن در طوفان و امواج تزهای بیگانه و هجوم فرهنگی غرب، و نوشته ها و جریان های منحرفانه و گاه ضالّه راحت بود.

 

 

تا قبل، فقط اسمی از حسین بشیریه و رضوی و زیباکلام و عمیدرنجانی و فرهنگ رجایی و سیف زاده و نقیب زاده و شاهنده... شنیده بودم و با کتاب ها و گفتارها و نوشته های منتشرشدۀ آنان و سایرین، در مجلات و ماهنامه ها و روزنامه های ایران و حتی در بولتن ها آشنا بودم و بی خبر نبودم.

 

 

حال، در آغاز دهۀ 70، من، به لطف پروردگار و دعای مادر و رضامندی پدر و حمایت همسر و تشویق اطرافیان و خوشحالی رفیقان و اراده ی فولادین و شوق وصف ناپذیر خودم، در مهم ترین و سیاسی ترین و محوری ترین و پراستادترین و مشهورترین دانشکده های ایران یعنی دانشکدۀ علوم سیاسی دانشگاه تهران قرار گرفتم.

 

 

یعنی در درون پرجنب و جوش ترین محیط آکادمیک کشور. با همۀ آن نخبگان سیاسی خیره کننده، که یا استاد بودند و یا در آن محیط مسئولیت را برعهده داشتند، یکجا و در یک کلاس و میز و صندلی قرار گرفتم و مستقیم، شاگردشان شدم و درس های مهم و محوری علوم سیاسی و روابط بین الملل و حقوق را با آنان گذراندم (= به قول دانشجویان پاس کرده ام) و مسائل غامض و پرسش برانگیز را با آنان در میان می گذاشتم:

 

 

آقایان دکاتیر محترم: (=مُعرّبِ دکترها، که معمولاً این جمع مکسَّر غلط، استعمال می گردد و استعمال معمول، می گویند رواست)

 

 

 

1- حسین بشیریه. 2- رضوی. 3- صادق زیباکلام. 4- عمید زنجانی. 5- عبدالرحمن عالم 6- سید رحیم ابوالحسنی. 7- مصطفی ملکوتیان. 8- سیدحسین سیف زاده قمی. 9- محمدرضا تخشید. 10- افتخاری. 11- ستوده کار. 12- فرهنگ رجایی. 13- بهزاد شاهنده و 14- احمد نقیب زاده. 15- و متفکّران و سیاسیون و چهره های مطرح دیگری که گاه به گاه، به سالن اجتماعات شیخ انصاری دانشکدۀ علوم سیاسی دانشگاه تهران دعوت می شدند تا سخنرانی و مناظره کنند.

 

 

 

من علاوه این اساتید محترم، هرچندوقت، در سلسله گفتارهای دکتر عبدالکریم سروش _مشهورترین و بحث برانگیزترین چهرۀ روشنفکر دینی ایران و جهان_ شرکت می کردم.

 

 

 

یکی از آن روزها که به سراغ سخنرانی های سروش می رفتم، پای یک سخنرانی جنجالی دکتر سروش _در دانشکدۀ علوم دندان پزشکی در ضلع شمال غربی دانشگاه تهران_ نشسته بودم، که با آن لحن پرجذیه اش داشت دربارۀ جامعۀ جاهلیت مدرن صحبت می کرد.

 

 

سروش می گفت دراین گونه جوامع، عالمان مُلجم (=لجام زده) اند و جاهلان، معظّم، (یعنی بزرگ داشته شده و عزیز و ارجمند!)؛ اتفاق عجیبی افتاد که جرّقّۀ فشارِ خشونت بار گروه هدایت شده و خودسر گروه فشار علیۀ این اندیشمند دینی بوده که من... تابعد...

نشر همزمان در (آنچه بر من گذشت: اینجا)

۲۲ تیر ۹۷ ، ۰۷:۵۷ ۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

خبرها و نظرها

حصر و معجزه و خیار و زردچوبه
 

 

1- «امیر محبیان»، روزنامه‌نگار و فعال سیاسی اصولگرا: وقتی که می‌گویند حرکت افکار عمومی به سمت رسانه‌های خارج از کشور یک حرکت ضد امنیتی است، برای حفظ امنیت لزومی ندارد حتما پلیس باتوم و اسلحه بخرد، یک بخشی از هزینه را بگذارند رسانه‌های خودمان را تجهیز کنند تا این فضای ضد امنیتی به فضایی مناسب تبدیل شود.(منبع: انصاف نیوز)

 

دامنه: یاد یادداشت های شداد و غلاظ ات در روزنامۀ رسالت به خیر!!!:

 

 

 

2- محمدرضا عارف: به رفع حصر و رفع ممنوع‌التصویری خاتمی امیدوارم... انتظار داشتیم روحانی درباره رفع حصر با ما ملاقات می‌گذاشت. (منبع: اعتمادآنلاین)

 

 

دامنه: بازهم وعده های مردم فریبِ توخالی

 

 

3- صدا و سیما میزبان یک مناظره داغ است اولین مناظره زنده تلویزیونی برنامه «زاویه» در سری جدید، به علی شریعتی اختصاص یافته است. (منبع: ایران آنلاین)

 

 

دامنه: شریعتی پُتکی بر استبداد و شعوری در زمانۀ جهل بود

 

 

 

4- راهپیمای صلح و کارخانه باتری سازی، محل شهادت صدها مسلمان بوسنیایی (منبع: مشرق)

 

 

دامنه: به قول شهید مرتضی آوینی: «حلقوم ها را می توان برید اما فریادها را هرگز فریادی که از حلقوم بریده بر می آید جاودانه است.»

 

 

 

 

5- «زهرا رهنورد» رییس اسبق دانشگاه الزهرا (س) در واکنش به پخش فیلم اعتراف «مائده هژبری» گفت: رییس صداوسیما بابت این مصاحبه مخوف عذرخواهی کند. به گزارش انصاف نیوز، زهرا رهنورد که از چند ماه پیش به گفته‌ی برخی مسوولان دیگر مشمول حصر خانگی نیست، بنا بر خبری که سایت کلمه منتشر کرده، گفته است: «رییس صداوسیما از وجدان عمومی ملت ایران عذرخواهی کند. صداوسیما در مصاحبه‌ای مخوف، چنگ‌اندازی و خراش به روح دخترکی نوجوان را به تصویر کشید. تا کجا باید این رفتار ضد انسانیت و جوانی را شاهد باشیم؟» (منبع: انصاف نیوز)

 

 

دامنه: صداسیما تا انتخاباتی و بر اساس رأی مردم نشود همین است

 

 

6- خیار دوست دستگاه گوارش انسان است و به پاکسازی کبد که مسئولیت پالایش مواد مضر مصرفی شما را بر عهده دارد، کمک می کند. (منبع: عصر ایران)

 

 

دامنه: دیروز خیار خریدم کیلویی 4000 تومان آن هم درهم

 

 

 

 

7- حجت الاسلام حسین انصاری‌راد، فعال سیاسی اصلاح‌طلب با تاکید بر اینکه اصلاح‌طلبی به شیوه فعلی به بُن‌بست می‌رسد، گفت: تن دادن به انتخابات درجه دوم طی سال‌های گذشته کارساز نبوده و ما حتما باید مطالبه انتخابات خارج از سیطره شورای‌نگهبان را پیگیری کنیم. (منبع: اعتمادآنلاین)

 

 

دامنه: مجلس هفتم یادتان می آید!؟ که خاتمی و وزیرکشورش موسوی لاری برگزارش کرده بودند!

 

 

 

 

8- پیشتر از این یکی می گفت هرکدام از ما نیاز به دو واحد آمریکاشناسی داریم، اما تجربه تاریخی جهان نشان می دهد که ما به اندازه یک لیسانس – حداقل 140 واحد – آمریکاشناسی نیاز داریم. (منبع: الف)

 

دامنه: برای ضدآمریکایی بودن 1واحد درسِ غیرت کافی ست

 

 

 

 

9- تصحیح، تحقیق و ترجمه‏ ی مفاتیح الجنان تألیف «شیخ عباس قمی» توسط بنیاد پژوهش‌های اسلامی آستان قدس رضوی به انجام رسید و توسط مؤسسه چاپ و انتشارات آستان قدس رضوی(به‌نشر) به چاپ رسید. (منبع: ابنا)

 

 

دامنه: آیت الله جوادی آملی مفاتیح الحیات نوشت یعنی کلیدهای سعادت در همین دنیا

 

 

 

 

10-منابع نزدیک به خانواده رهبر جنبش اسلامی نیجریه از وخامت وضعیت جسمانی شیخ ابراهیم زکزاکی خبر دادند. (منبع: ابنا)

 

شیخ ابراهیم زکزاکی

 

میرحسین موسوی در حصر خانگی

 

دامنه: خبرگزاری اهل بیت (ع) از این سادات هم خبر پخش کند که بی محاکمه بیش از 8 سال است در حصر مطلق یعنی بدتر از زندان و شکنجه است که در اسلام چیزی به اسم مجازات حصر نداریم. من درآوردی ست این

 

 

 

 

11- زردچوبه دشمن جدی سرطان! (منبع: جماران)

 

دامنه: جنس عادی زردچوبه شده کیلویی بالای 10000 تومان

 

 

 

 

12- حجت الاسلام سید محمّدمهدی میرباقری: اگر بگویند یک معجزه از حضرت زهرا(س) نقل کنید، می‌گویم: یک عمر کوتاه هجده‌ساله و این همه آثار ماندگار! این معجزه است. چه کسی می‌تواند در یک عمر هجده‌ساله این‌قدر ماندگار باشد و در عوالم اثر بگذارد. معجزه‌ سیدالشهداء چیست؟ روز عاشوراست. (منبع: تسنیم)

 

 

دامنه: حضرت فاطمه زهرا (ع) بزرگترین اعجازش این بوده در مقابل خلیفۀ وقت شجاعانه ایستاد و در مسجد خدا، حرف حق را بیان کرد و از علی دفاع نمود.  آیا در مساجد ما حرف حق بیان می شود؟ یا این  که کاملا جناخی و یکطرفه شده است!؟

 

 

 

 

13- آیت‌الله سید محمد طباطبائی نامه‌ای خطاب به عین‌الدوله: «امروز باید اغراض شخصیه را کنار گذارده، محض خدا و ابقاء این مذهب جان نثاری کرد و خیال نکرد این کار چرا به اسم فلان و فلان انجام گیرد، وقت تنگ و مطلب مهم است، وقت این خیالات نیست. من حاضرم در این راه از همه چیز بگذرم، شأن و اعتبار را کنار گذارده، انجام این کار را اگر موقوف باشد به اینکه در دولت منزل حضرت والا کفش‌برداری و دربانی کنم حاضرم (برای ملت و رفع ظلم)» [تاریخ بیداری ایرانیان» (ج ۲، صص ۳۹۰-۳۹۱] (منبع: شفقنا)

 

 

 

دامنه: روحانیت وارستۀ آگاه مبارز همیشه در خظ مقدّم بیداری ملت و علیۀ استبداد و استعمار بوده. اساساً شیعه بدون پیشوایی یک روحانی آگاه به هیچ نهضت و حرکتی اعتماد ندارد

 

۲۲ تیر ۹۷ ، ۰۷:۴۳ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

حجت الاسلام حامد دارابی نیا، حجت الاسلام حمید دارابی نیا

دامنۀ روحانیت دارابکلا

 

به قلم دامنه. به نام خدا. سلسله مباحث روحانیت دارابکلا. از دیگر روحانیون روستای دارابکلا، حجت الاسلام شیخ حامد دارابی نیا و حجت الاسلام شیخ حمید دارابی نیا اند. این دو برادر، نوه های مرحوم آیة الله حاج شیخ عبدالله دارابی نیا هستند. که من آن مرحوم را در 5 مرداد 1395 در (اینجا) معرفی کرده بودم.

 

 

برادران شیخ حامد و شیخ حمید، فرزندانِ حجة الاسلام والمسلمین حاج شیخ مهدی دارابی نیا هستند؛ که ایشان را نیز در 15 مهر 1395 (اینجا) معرفی کرده ام.

 

این دو بردار _شیخیَن حمید و حامد_ اصالتاً دارابکلایی اند و مقیم قم؛ که نوۀ دختری مرحوم آیت الله طاهری گرگان می باشند.

 

 

حجت الاسلام شیخ حامد دارابی نیا. عکاس: دامنه

 

راست: شیخ حامد. وسط پدرشان حاج شیخ مهدی دارابی نیا. چپ: شیخ حمید

 

حجت الاسلام شیخ حمید دارابی نیا

 

 

من از زندگی، اوضاع درسی و اشتغالات نوه های روحانی مرحوم حاج شیخ عبدالله از نزدیک آشنایی ندارم، فقط دو ماه قبل از طریق یکی از روحانیون محترم محل، دوست فاضلم جناب شیخ محمدجواد مهاجری کسب اطلاع کرده ام نوه های حاج شیخ عبدالله روحانی اند.

 

جدّپدری شان مرحوم حاج شیخ عبدالله دارابی نیا (اینجا)

 

 

 

اخیراً در شب شهادت حضرت امام جعفر صادق (ع) در بیتِ پسرعمۀ مان حجت الاسلام والمسلمین سیدجواد (آق شفیع) شفیعی دارابی، 17 تیر 1397 (تصاویر در اینجا) دعوت بودیم؛ که توفیقی شد از نزدیک با این دو برادرِ روحانی آشناتر شوم.

 

 

آن دو فاضل، واقعاً بسیارمتواضع، نیکورفتار و خیلی شبیه به هم هستند. از گپ و گفت کوتاه و مختصری که با هردو بزرگوار داشته ام، به این برداشت رسیده ام آن دو اهل فضل، مطالعه و دانش اند و بیش ازحد، خلیق، خوشخو و ملایم. که مردم ملّایِ ملایم و لیِّن را با اشتیاق می پسندند و پیروش می گردند. چنین بادا.

 

 

خدا سلامت شان بدارد و ان شاء الله تعالی برای نشر دین، معارف ائمۀ اطهار _علیهم السّلام_ و ابلاغ پیام های خدا، توفیقاتی روزافزون و سعادت داریَن نصیب شان شود. والسّلام. قم. دامنه.

نشرِهمزمان در وبلاگ دیگرم «روحانیت دارابکلا»(اینجا)

۲۲ تیر ۹۷ ، ۰۷:۳۳ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

ستمگری رضاخان علیۀ قشقایی ها

شعرِ شاعرِ قشقاییِ محزون

 

 

از لا به لای تاریخ ایران

 

قسمت اول

کوچ عشایر قشقایی اردیبهشت 1393 استان فارس

 

به قلم دامنه: به نام خدا. وقتی رضاخان دیکتاتور بی سواد، در بی رحمانه ترین شکل، قشقایی ها و بختیاری ها را سرکوب، قتل عام، و اقتصاد ایلی ایران را ویران کرد و خود یک زمیندار بزرگ شد؛ این شاعر قشقایی بود که اَبیات زیر را برای آن غم و قساوت رضاخانی علیۀ مردم سخت کوش ایل و قبایل، سرود.

 

سروده ای که زمزمه و مویۀ قشقایی شد، که با بدترین وضع آواره شده بودند و در کناز جاده ها تبعید و بی خانمان و بی مرتع و دام:

 

 

خُفته بودم، بیدارم کردی

خاطراتم آرام بود، آشفته کردیشان

قلبم می سوزد

و می خواهد از سینه بیرون آید

آه دوستان؛ بیایید جمع شوید

ببینید چه روی می دهد

 

(قسمت دوم از لا به لای تاریخ ایران: اینجا)

۲۱ تیر ۹۷ ، ۲۲:۱۶ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

توزیع برق؟ یا قطعی برق؟ کدام یک؟

در دامنۀ قم چه خبره!؟

 

 

به قلم دامنه: به نام خدا. شرکت برق را ساخته اند برای توزیع مساوات برق. نه برای برنامه ریزی دقیق قطع برق. دیروز بیستم تیر 1397، با آن که هوای قم نزدیک 50 درجه بود، آن هم در سایه، بیش از شش بار برق مناطق چندگانه قم قطع شد. گرمی قم در کل تیرماه هر سال، کمی از خوزستان ندارد، هرچند اُفّ و ایف نمی کنیم، ولی به برنامه ریزهای شرکت برق قم، ایراد قائلیم.

 

 

عکس برنامه ریزی های قطع برق مناطق قم در زیر را انداختم تا برنامه های خاموشی قم را بدانید. آخه می گویند: قم روح ایران است!

 

 

 

 

خواستم بگویم آیا دولت خستۀ حزب کارگزارانیِ حسن روحانی، نمی دانست ایران تابستان خشک و داغ و کم آبی را در پیش رو دارد. اگر نه، پس خیلی از قافله عقبه. اگر آری، پس به نیازهای مردم بی اعتنا و شاید هم عاجز و مضطرّ است.

 

 

به قول دارابکلایی ها با تلفظ کِششی و غلیظ: اِخ خادا! اِسا اِما رِه چی کار بَکته. این هم از سلسله پست های قم شناسی.

۲۱ تیر ۹۷ ، ۰۷:۴۷ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

قانع شدم علی را حق میدانم شیعه شدم

سفرنامۀ تبلیغی شیخ مالک


به قلم حجت الاسلام مالک رجبی دارابی: سفرنامۀ تبلیغی. قسمت ششم. با سلام و ارادت خدمت آقای طالبی و خوانندگان دامنه. در قسمت قبل گفتم خواستم خلاصه بنویسم نشد البته همین قسمت را تقدیم نمودم خلاصه است. خیلی از مطالب سفرنامه ی زابل را نیاوردم.. آنچه که اتفاق افتاد نوشتم. خیلی از جریانات را ننوشتم.

 

 

جهت احترام به نظر برادر گرامی آقای طالبیِ پرمطالعه، محدودش نمودم. باز هم از نظرات سازنده همه ی خوانندگانی که وقت صرف کردند در مطالعه ی سفرنامه، بهره می بریم. در قسمت هفتم پیام ها و آموزه ها را سفرنامه را می نویسم.

 

 

 

سخن شیر محمد عرب میزبانم را در غروب روز اول تبلیغی در آستانه ی شب اول محرم الحرام ۱۴۱۹ هجری قمری ادامه میدهم. شیر محمد عرب محله خودش را تشریح می کند . می گوید اهالی محل ما همه فقیرند . مجلس امام حسین را در همین  اتاق ما بر قرار می کنیم. بروم مردم را خبر کنم که بعد از شام امشب بیایند برای مجلس.

 

زنان زابل قدرتمندند آنها توانایی تربیت پهلوانان شاهنامه را دارند بسیاری از زنان روستایی پا به پای مردانشان در چرخاندن چرخ زندگی کار میکنند

 

 

ایشان رفت همسایه ها را خبردار کردند . آمدند اذان مغرب شد . نماز را خواندیم شام آبگوشت آوردند بعد از صرف شام منتظر ماندیم مرد و زن بچه و بزرگ آمدند اتاق شلوغ شد . چای دادند و مراسم روضه خوانی شروع شد تا یک ساعت صحبت کردم نمی دانم موضوع بحث چه بود ولی رضایت بخش بود . مردم خوشحال مراسم را ترک کردند .  واین برنامه تا ده شب مرتب بر قرار شد .

 

 

روزها می رفتم در مدرسه ی ابتدایی

بقیه ادامه

ادامه مطلب...
۲۱ تیر ۹۷ ، ۰۷:۴۴ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |
پنجشنبه, ۲۱ تیر ۱۳۹۷، ۰۷:۳۴ ق.ظ دامنه |
یک لغت یک اصطلاح در دارابکلا

یک لغت یک اصطلاح در دارابکلا

گَت کال آغوزِ بی دِله

 

پست 6562. به قلم دامنه: به نام خدا. لغت 215. گَت کال آغوزِ بی دله. اخیراً جناب «یک دارابکلایی» دامنه نویس محترم _که لغات دارابکلا را خوب از بر است و یا از بزرگان خود در حافظه دارد_ از دامنه خواسته بود (اینجا) این اصلاح بالا را، شرح دهم. این اجابتی ست برای آن دعوت.

 

 

گت کال آغوز

 

 

گت یعنی بزرگ. کال یعنی یک عدد، واحد شمارش است. یعنی یک دانه. آغوز یعنی گردو. و بی دله که در اینجا صفت است برای این مثالِ پردامنه ی دارابکلایی ها، یعنی بی مغز. یعنی پوک. یعنی مغز گردوی معیوب. یعنی پوسیده. یعنی خراباً در خراب. یعنی کِرموک. و یعنی تَلِ زهر و تلخ.

 

اما این کنایه از چیست؟ یا مصداق مثالش کیست؟ یا خطاب به کیست؟ دارابکلایی به این افراد می گویند: گَت کال آغوزِ بی دله:

 

 

به آنهایی که تُهی مغزند.

به کسانی که وشیل اند. وشیل یعنی لوس و بی مزّه و ساده.

به شخصی که کودن است. نه البته آنهایی که نقصِ ژنتیکی دارند.

به آدم بی عقل و بی حریم و بی مرز.

به آدمی که فقط مزّه بی مزّه می ریزه.

به کسی که گویی بی وجه کرم می کُشد؛ یعنی اذیت و آزار می کند.

به ذهن های پوسیده.

به عقل های معیوب و شیشه خورده!

به هر کسی که ساده می نمایاند!

به افرادی که بی دله اند؛ که سرّی نمی توانند در دلشان نگه دارند. چون دل، فقط و فقط برای عشق و دوستی و بی زاری و بی عاطفی و تعقب و گریز عشقی نیست؛ دل، مخزن الاسرار آدمی و آدمیت است. امید است درست شرح کرده باشم. والسّلام. (فرهنگ لغت دارابکلا: اینجا)

۲۱ تیر ۹۷ ، ۰۷:۳۴ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

ثبت دامنه در سایت سرزمین بلاگ

بازتاب دامنه

به نام خدا. از چند روز پیش دست اندرکاران سایت «سرزمین بلاگ» قلم قم دامنه دوم را در سایت شان با تگ «اندیشه و مذهب» ثبت کرده اند؛ که از این پس، محتوای منتخب دامنه، در آنجا منعکس و بازتاب می یاید. یعنی در: (اینجا)

 

 

قبلاً در 16 تیر 1397 در این ذیل این پست (اینجا) از طرف سایت دعوت شدم و دو روز بعد دامنه به ثبت آن سایت رسید. از بازتاب محتوای دامنه در آن سایت بسیار ممنونم. ان شاء الله دامنه همچنان با حضور دامنه خوانان شریف پربار و پرانرژی بماند. برای آنها توفیقات الهی و برای دامنه نویسان و دامنه خوانان نشاط و سلامتی آرزومندم. و برای خود، انرژی و آرمان و ایمان.

 

عکس ثبت و بازتاب دامنه در سایتِ (سرزمین بلاگ: اینجا)

 

متن دعوت نامۀ سرزمین بلاگ و پاسخ دامنه در 15 تیر 1397

 

۲۱ تیر ۹۷ ، ۰۷:۲۴ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

آسیب شناسی روحانیت ایران

دیدگاه دامنه نویسان

 

پست 6560: به قلم دکتر فتح الله دهقان: سلام. استاد گفتی گفتی گفتی... (در این پست اینجا). نظرم این است روحانیت شیعه در طول تاریخ، جایگاه خاصی در بین مردم داشته. در این مدت ی که خود من نیز بیاد دارم ودیده ام، این طور بوده مردم روحانیت را محرم اَسرار خود می دانستند. با مردم بودند. از مردم بودند و... .

 

 

ولی متاسفانه همان طوری که حضرتعالی فقط از سر دلسوزی و لاغیر فرمودید، عملکرد بعضی ها به این جایگاه ضربه زده.

 

 

بزرگان روحانیت وکل روحانیون بایستی چاره ای اساسی وعملی برای این معضل بیندیشند. یکی از راهها پیشنهاد هوشمندانه وعلمی حضرتعالی است. همانطور که خود شما مستحضرید در دنیای جدید مدیران خارج از اداره وگاهی اوقات اصلاً خارج از کشور اقدام به مدیریت کارتل ها و... .

 

 


مسئله بعدی اینکه به نقد دلسوزانه توجه نمایند، نه اینکه ناقد را مورد حمله قرار دهیم و با زدن انگ و ... تخطئه کنیم. من قبلا در مقاله فرهنگی در (دراین پست: اینجا) گفتم این توان در جامعه ایران و روحانیت که یکی از اقشار جامعه است، مقدور و میسّر است. البته قبل از آنکه کار، از کار بگذرد.

 

 

حضرت عالی اطلاع دارید من سعی میکنم در قضاوت هایم عدالت وانصاف را رعایت کنم. واقعیت این که، در حال حاضر همه روحانیون درگیر قدرت و... نیستند و خیلی از روحانیون زندگی ساده وفقیرانه ای دارند؛ ولی همانطور که در مناسبتی، من در همین دامنه عرض کردم عوام الناس کاری به این حرفها ندارند، همان طور که آنچه استالین کرد به پای مارکس نوشته شد، متاسفانه عملکرد ناصواب عده ای دارد به نام روحانیت وحتی دین نوشته میشود ومن وشما متاسفیم ومتاثّر.

 

 

 

جواب دامنه

 

به نام خدا. سلام جناب دهقان. راست برم سر جواب. 1- اول بگویم نکتۀ ظریفی فرمودی. همۀ روحانیت این گونه نیستند. بله حقیقتاً هم همین طور است. روحانیونی منزّه و وارسته داریم که هرگز حاضر نیستند خطاهای قدرت را امضاء کنند. و نیز هیچ گاه نمی پذیرند از ساده زیستی و پاکی و با ورع زندگی کردن شان، با هیچ امتیاز و وعده و وعیدی دست بردارند. این توجه دادنت به دامنه، نشان ذکاوت و انصاف شماست.

 

 

 

2- بقیۀ سخنان شما مؤید همان مسائلی ست که در آن متن برشمُردم و شما هم بر روی آن از سرِ خیراندیشی صحّه گذاشتی. که مهمترین آن مَحرم راز مردم بودنِ روحانیان است و طیب روح و دردهای آنان بودن. به همین خاطر است، که تز اسلام منهای روحانیت را باطل می دانیم. روحانیت، اساس شیعه است، اما نباید آسیب ها و حق پوشی ها او را بیالاید و از چشم مردم و مؤمنان بیندازد و تسلیم جوّی شود که که عوامل فاسدِ قدرت سیاسی، برایش می آفریند و یا می پیچند. ممنونم. به امید آن روز.

۲۰ تیر ۹۷ ، ۱۸:۳۸ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

دستآوردها و آسیب های انقلاب ایران 2

قدرت گیری روحانیت

 

به قلم دامنه: به نام خدا. بحث: در قسمت اول این مبحث (اینجا)؛ مقدمه ای نوشته بودم؛ که حتما! از نظر گذشت. اینک سرآغاز بحث.

 

 

اول. روحانیت:

 

1-1 : دستآورد: روحانیت ایران، با پیروزی انقلاب، عملاً و نظراً به صحنۀ قدرت و سیاست وارد شد؛ از جایگاه رهبری گرفته تا سه قوه و از امام جمعه بودن گرفته تا پیشنماز ادارات کوچک.

 

 

 

برای روحانیتی که به اجبار رژیم شاه _و یا بعضاً داوطلبانه و بر اساس بینش غیرسیاسی و سنت گرایی_ فقط بحث و درس در کُنج حوزه اهمیت داشت و سیاست «پدرسوخته بازی» تعبیر می شد، این ورود یک دستآورد محسوب می شود. چراکه؛ مردم نیز در اَوان نهضت، آخوندهای گوشه گیر و منزوی را قبول نداشتند و با صوت جمعی، یک مطالبۀ برحق را ندا می دادند که حضور روحانیت به صحنه، نه فقط لازم است بلکه رهبریِ جنبش و نهضت مردم علیۀ شاه توسط روحانیت موجب مشروعیت حرکت و اطمینان بخشی راه می گردد.

 

 

حضور مراجع و علما برای افتتاح فاز جدید مسجد امام حسن عسکری قم

 

 

 

پس؛ انقلاب یک دستآوردش ابن بوده که روحانیت از حُجره و مَدرس و پرهیزکاری و انزوا و سنت گرایی، به جامعه و سیاست بپردازد و حکومت را در دست گیرد. در این راه، روحانیتِ مبارز و زندان کشیده و تبعید چشیده، البته پیشتاز بودند و به تبَع آن و مساعد شدنِ اوضاع، بقیۀ روحانیونی که از سیاست ورزی امتناع! می ورزیدند و از وضع وخیم و خطرناک و استبداد شاهی واهمه داشتند نیز، به صحنه آمدند و پست های دلخواه را پذیرفتند. از خبرگان گرفته تا شورای شهر و از سپاه و ارتش گرفته تا اوقاف و حج و نمازخانه ها و مساجد و امام زاده ها. بطوری که قدرت و نظام تا حد بسیاربالایی رنگ و صبغۀ روحانیت و مذهب به خود گرفت.

 

 

 

2-1 : آسیب ها: اما آسیب این ورود چیست؟ گرچه این بحثی عمیق می طلبد و از ورد زبان های روز گردیده است، اما من چندنمونه را بیان می دارم:

 

اولین آسیب این است اگر کارکردهای روحانیت در هر پست و مقامی مثبت نباشد _که بعضاً نیز چنین است_ بدی ها به اسم دین و شیعه تمام می شود. که خسران بزرگی ست و نسل آینده را ناامید و معترض و حتی متعرّض و خشمگین و بدتر از همه پُرنفرت علیۀ روحانیت نگه می دارد.

 

 

 

دومین آسیب را می توان در این دانست که وقتی مردم همۀ نابسامانی ها و فساد را به گردن روحانیت می اندازند و یا آنها را پاسخگوی فساد در نظام می دانند، آن شعار محوری «شاه و گدا برابرند در قانون» _خواستۀ محوری سیدمحمدطباطبایی از رهبران مذهبی انقلاب مشروطه ایران_ ممکن است در مردم گُل کند و آن ها را به غلیان و هیجان و جوشش و جنبش درآورد و به جدّ پرسشگرشان سازد که چی بود و چی شد؟ یا چی بودند و چی شدند؟ قانون برای ضعیفان شده است و روحانیت برای خود دادگاه ویژه! دارد، که این را یا تبعیض می داند و یا مانع آزادندیشی شان.

 

 

 

سومین آسیب را باید در این دید که ممکن است روحانیت شیعۀ ایران که آموزۀ اولش به تبعیت از امام علی و امام حسین _علیهماالسّلام_ عدالت است و ساده زیستی و مبارزه با هر نوع طاغوتی، مانند روحانیت زرتشتی عصر هخامنشیان تا ساسانیان، توجیه گر قدرت گردد و با فساد معامله و سازش کند و دین را از درون پوک سازد و مذهب را اسرارآمیز نشان دهد و خرافه و مناسک ظاهری را باب نماید و مکتب غنی را تهی.

 

 

چون که؛ خیال می کند اگر پی گیرِ فساد و انحراف و سوءاستفاده ها و کژی ها و خودرأیی ها شود، کیان نظام در خطر می افتد و شعار «حفظ نظام از اوجب واجبات است» نادیده انگاشته شود. چنانچه روحانیون زرتشتی نیز همین خیال و خطا را داشتند و آسان دین را به پول و تمکُّن و دنیای قدرت شاهان، فروخته بودند و ایران را از تمدُّن عقب انداختند.

 

 

 

چاره: روحانیت باید خود را بازسازی کند و خود پوست بیندازد تا پوست کسی کنده نشود. یعنی بر دستآوردهای حضورش در قدرت، شکل کارکردی، نظارتی و حق گویی و مردمی و ساده زیستی ببخشد. و در امر فساد و انحراف و خطاها و ناعدالتی ها، بی تعارف و با غیرتِ حسینی و مشیی علوی و پیام محمدی (ص) به مبارزه برخیزد و حق را بگوید؛ ولو آن که از هر پست و مقامی عزل شود و بر او سختی روَد.

 

 

پس؛ راه حل فقط بازسازی روحانیت در قدرت است. بازسازی از درون. و قبول عیب ها و تقویت درستی ها و درستکارها.

بحث سوم: در قسمت بعد

۲۰ تیر ۹۷ ، ۰۸:۰۸ ۴ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |
چهارشنبه, ۲۰ تیر ۱۳۹۷، ۰۷:۵۸ ق.ظ دامنه |
طبیعت گردی تیرماه دارابکلا

طبیعت گردی تیرماه دارابکلا

دامنۀ عکس

 

ارسالی جناب یک دوست: 19 تیر 1397

 

در اینجا

 

وَه چه خاطره ایی

۲۰ تیر ۹۷ ، ۰۷:۵۸ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

شیرمحمدِ روستای میرعبدالله زابل

سفرنامۀ تبلیغی شیخ مالک

 

به قلم حجت الاسلام مالک رجبی دارابی: سفرنامۀ تبلیغی. قسمت پنجم. با سلام و ارادت خدمت آقای طالبی و خوانندگان دامنه. [دامنه: علیکم السّلام جناب شیخ مالک] خواستم خلاصه بنویسم نشد؛ البته همین قسمت را که تقدیم نمودم، خلاصه است خیلی از مطالب.

 

امید بی پناه وبی کسان است
به نام آن که یادآوردن او
تسلی بخش ،قلب عاشقان است
"به نام خداوند بخشنده مهربان"

 

در قسمت پنجم سفرنامه ادامه ی قسمت چهارم را تقدیم می کنم. مشهد را به مقصد زابل ترک کردیم از مشهد تا بیرجند ۹ ساعت تا نهبندان ۱۱ ساعت و تا زاهدان ۱۲ ساعت و تا زابل ۱۴ ساعت .. اما با شیخ علی با هم بودیم. و طلاب و فضلای دیگر هم حضور داشتند .

 

شهر زابل

 

 

چون همه با هم بودیم بُعدِ سفر برای ما آسان بود . شیخ علی هم رفیق خوب بود و همسفر خوب و متواضع خیلی با ایشان راحت بودم . .... خلاصه رفتیم سازمان زابل بعد از ناهار تقسیم شدیم چندین مینی بوس آمدند در هر مینی بوس ۲۰ نفر قرار گرفتیم.

 


از آقای علی رمضانی از اینجا یاد ندارم کجا رفت ...ولی ماشین ما ساعت ۲ بعد از ظهر به همراه یک روحانی خوش اخلاق بنام آقای اعرابی به سمت محله های مختلف تبلیغ عازم شدیم .

 


تا دقائقی بعد در اولین روستا قرار گرفتیم یکی از روحانیون را آقای اعرابی پیاده کرد و تحویل شورای محل داد . چهره ی ظاهری مردم محل عجیب و غریب بود . همه می گفتن خدا بداد این روحانی برسه . باید اَشهد خودش را بخواند . چون ترس آور بود ...

 

همین طور یک به یک روحانیون در مسیرها با روستاهایی که هماهنگ کردند پیاده می شدند با راهنمایی آقای اعرابی در محل تبلیغ قرار می گرفتند... برای همه می گفتیم خدا بدادشان برسه تا رسید بمن که آخرین نفر بودم . و آخر صندلی کنار پنجره ی ماشین نشسته بودم

 

بقیه ادامه

ادامه مطلب...
۲۰ تیر ۹۷ ، ۰۷:۴۷ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

گپی با دست اندرکاران سیاست خارجی ایران

دامنه نویسان

 

پست 6556: به قلم دکتر فتح الله دهقان. گپی با دست اندرکاران سیاست خارجی.


ز رأی وزیران روشن ضمیر

شود کار شاهان کفایت پذیر

 


 

 

مرور و بررسی تاریخ ایران حکایت از آن دارد که ما دو طیف از حاکمان، کارگزاران و سیاستمداران در ایران داریم. طیفی که همّ و غمّ آنها عمران و آبادی و توسعه کشور بوده و نهایت سعی و تلاش خود را انجام داده و همه بلاها را به جان خریده و حتی جان خود را فدا کرده اند.

 

 

این طیف خواهان رابطه صحیح و منطقی و احترام متقابل در راستای منافع ملی و امنیت ملی با جهان بوده و می باشند. و در تاریخ همواره به نیکی از آنها یاد می شود.

 

 

طیف مقابل آنهایی هستند که عملکرد آنها در راستای منافع بیگانگان و حاکمان مستبد و وابسته به بیگانگان بوده، این طیف در طول تاریخ بدنامی و ... با خود یدک می کشند.

 

 

این دو طیف مصداق تعریفی از جهان سوم است که می گوید «جهان سوم جایی است که اگر خواستی به مملکتت خدمت کنی خانه خراب می شوی و اگر خواستی خانه ات آباد باشد بایستی در تخریب مملکتت بکوشی»

 

 

به عنوان مثال؛ مردم ایران خدمات امیرکبیر در طول دوران صدارت و همچنین سعی و تلاش منطقی، عقلانی، سیاستمدارانه و هوشمندانه او را در انعقاد معاهده ارز روم که حتی تحسین دشمنان وی را برانگیخت، به طوریکه کرزن دبیر هیئت نمایندگی انگلستان در

 

بقیه ادامه

ادامه مطلب...
۱۹ تیر ۹۷ ، ۰۷:۵۷ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

عینک یکجانبه بینی انقلابیون پا به سن گذاشته

پاسخ عبدی به دهقان
 

به قلم مهندس محمد عبدی سنه کوهی: سلام به شما کبلاقا ابراهیم و جناب دکتر دهقان، اساتید محترم. با باز نمودن دامنه و مشاهده این پست (اینجا) مطلب ابتدا جا خوردم و سپس با باز نمودن لینکها (در این پست: اینجا) به قضیه پی بردم.

 

مهندس محمد عبدی سنه کوهی

 


البته اگر شناختی از خودم نداشتم و یک مقطع کوچک مطلب را می دیدم به خودم شک می کردم؛ اما برایم جالب است که شما بعد از چهل سال بعد انقلاب، برای پاسخگویی به نظرات فنی، متوسل به تخریب شخص می شوید. شخص محمدرضا شاه را کسی به تنهایی دفاعی ندارد که بکند. به فرض این همه گفته های شما درست، البته غصه آنجاست که در برابر او از کسی نام می برید که قیاس مع الفارق است و البته که حضرت علی (ع) بی نظیر دنیا و آخرت است.

 

 

[توضیح ضروری دامنه در لای متن جناب مهندس عبدی: آقای مهندس عبدی! ازنظرمن، جناب دکتر دهقان، در آن متن، هرگز، شاه، _این مردَک فاسد العقیده و مفسد فی الارض و خون ریزترین دیکتاتور ایران و بی عُرضه ترین مقام سیاسی در طول تاریخ ایران و آمریکایی ترین شاه کودتایی و جاه طلب ایران_ را با حضرت مولا امام علی (ع) مقایسه نکردند. او، علی _این اُسوه و قهرمان محرومین را_ استثناء کرد، نه مقایسه و قیاس؛ تا خوانندگان دامنه، توقّعات شان را از شاهان و حاکمان کم کنند و انتظار عدل و انصاف و دادگری از شاهان ستمگر و خودکامه نداشته باشند. پوزش جناب عبدی اگر وسط حرف شما پریدم. احساس تکلیف کرده ام. پایان سخن دامنه]

 

 


ادامۀ نوشتار جناب مهندس محمد عبدی: اما اگر مجموعه تیم اقتصادی حکومت سابق را تیم اقتصادی حکومت فعلی مقایسه کنیم هم به همین روال اصلا قابل مقایسه نیستند؛ چرا برنامه های توسعه ای قبل از انقلاب بر اساس کار کارشناسی دقیق و مطالعه و آزموده شده جهانی انجام شده بود و تقریبا بسیار کم نقص و حتی بی نقص. ولی آنچه تاکنون در این چهل سال داریم می بینیم همه آزمون خطای یکسری افراد بی تجربه و بی دانش و حتی نالایق دزد اختلاسگر است همین است که این کجا و آن کجا ...

 


آگر آنزمان یک اشرف پهلوی و یک هُژبر یزدانی بود امروز صدها و بلکه هزاران آقازاده و بابک زنجانی و فاضل خدادها هستند و حتی بسیاری ها سلطان شده اند سلطان شکر، سلطن دارو ، سلطان سکه و سلطان ارز و امثالهم.

 


ازین نظر همیشه هشدار داده و می گویم باید فکری اساسی کرد و عینک یکجانبه بینی انقلابیون پا به سن گذاشته را عوض کرد و به داد این نظام و انقلاب رسید تا از دست اختاپوسهای هزارچهره نجات داد. به امید آن روز. درود بر هر دوی شما و دیگر دامنه خوانان.

۱۹ تیر ۹۷ ، ۰۷:۵۲ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

کوچ از صلحِ لغزان به صلحِ مسلّح

خبر و نظر

 

1- آیت الله العظمی سید محمد سعید حکیم از مراجع تقلید نجف اشرف: «احیای مناسبت های دینی به نمایش گذاشتن عملی و معنوی رابطۀ بین انسان مؤمن و ائمه معصوم (ع) به شمار می آید.» (منبع: ابنا)

 

دامنه: تنها ارتباط عاشقانه ایی که هرگز ندامت نمی آفریند

 

 

 

 

2- کلاس های درس هاشمی شاهرودی از دی ماه سال گذشته به دلیل بیماری ایشان تعطیل شده و تا امروز هیچ جلسه‌ای تشکیل نشده است. (منبع: انتخاب)

 

آیت‌الله سیدمحمود هاشمی شاهرودی جلسه 16 تیر 1397 مجمع تشیص مصلحت نظام

 

دامنه: عدل و عُرف اقتضاء دارد، با این حال و وضع، از مَنصب قدرت استفاء دهد پست های مادم العمری دیگر جواب نمی دهد.

 

 

 

 

3- علیرضا رجایی فعّال ملی مذهبی در مراسم ختم پدر سید مصطفی تاج زاده (منبع: انصاف نیوز)

 

 

دامنه: می گویند صورتش بعد از زندان این گونه! شد. خدا می داند. من به گردن نمی گیرم این نقل را.  او _دکتر علیرضا رجایی_ در مجلس ششم در تهران رأی آورده بود؛ اما شورای نگهبان بخشی از  آرای وی را باطل دانست و به جایش غلامعلی حدادعادل (پدرهمسر حجت الاسلام سیدمجتبی خامنه ای) را روانۀ مجلس ششم کرد و جریان اصلاح طلب و مهدی کروبی رئیس وقت مجلس هم سازش کرده بودند و هیچ اعتراض جدّیی نکردند!!!!

 

 

 

 

4- سرلشکر عزیز جعفری:‌ «می‌توان به دشمن فهماند استفاده از تنگه هرمز برای همه یا هیچ‌کس چه معنایی دارد.» (منبع: تسنیم)

 

 

کاریکاتور؛ تنگه هرمز برای همه یا هیچ‌کس

 

دامنه: با سلطه گری آمریکا، جهان از صلح لغزان، به صلح مسلّح کوچ کرد یعنی آرامش و امنیت در سایۀ اسلحه و موشک و ارتش

 

 

 

5- اکثر روستاهای بخش دشتیاری یکی از بخش‌های شهرستان چابهار در جنوب شرق استان سیستان و بلوچستان ایران دچار کم آبی شدید هستند. کودکان این سرزمین پُر کردن دَبّه به عنوان یک بازی وسرگرمی برایشان است. (منبع: تسنیم)

 

 

دامنه: دنیا را آب می برد و مسؤولان را خواب!

 

 

 

6- حسن رحیم پور ازغدی: «روضه امام صادق (ع) از روضه سیدالشهدا (ع) سوزناک‌تر است» (منبع: جهان نیوز)

 


عکس محل دفن امام صادق (ع) در قبرستان بقیع (منبع: مشرق نیوز)

 

 

دامنه: اما خود امام صادق (ع) تأکید فرمودند فقط مصیبت عاشورا را در مجالس بخوانند؛ زیرا هیچ مصیبتی عظیم تر از مصیبت حضرت سیدالشهداء و حضرت زینب کبرا _سلام الله علیهما_ نبود. این رحیم پور ازغدی _سخنران ثابت و همیشگی و تا انقلاب مهدیِ صداسیما!!ی جمهوری اسلامی، اگر این را گفته باشد، حرف بد و ناروایی زده است

 

 

 

 

7- ایران به این کشورها برق صادر می‌کند. (منبع:اعتمادآنلاین)

 

 

 

دامنه: 1- این همه درآمد پس کجا می ره؟ 2- قطعی برق را چاره کنید 3- مردم _البته برخی نه همه_ دست از این اسراف بی حد برق و انرژی که واقعاً فرهنگ غلطی ست، دست بردارند

 

 

 

 

8- یک منبع آگاه از توقف روند واگذاری معدن میمه به حوزه علمیه اصفهان خبر داد و گفت: مسئول یکى از مراکز زیر مجموعه حوزه، بدون اطلاع آیت‌الله مظاهرى این اقدام را انجام داده بود. (منبع: رویداد24)

 

دامنه: خدا را شکر. حوزه را چه ربط به معدن. حوزه با معدنِ انسان سروکار دارد، نه با معدن طلا و مس و گوگرد و نقره و فیروزه!

 

 

 

 

9- کریستین گونتر در نشست نقش گفتگوی میان دینی در جهان امروز گفت: برای هر دو گروه مومن و ملحد ضروری است که بفهمند خدا یک پرسش است تا یک پاسخ. (منبع: اصاف نیوز)

 

دامنه: بگویید این جملۀ گونتر یعنی چه؟

 

 

 

10- روز گذشته [13 تیز 1397] فرماندهی انتظامی تهران نیز از تخلفاتی خبر داد که در بازار ارز و سکه رخ داده؛ یک مرد 57ساله دو تُن سکه خریده تا خود تعیین‌کننده قیمت سکه در بازار باشد، یک نفر با 15 کارت‌ملی اجاره‌ای آن‌هم به قیمت 20 تا 50 هزار تومان، 60 میلیون دلار ارز دولتی دریافت کرده است؛ یعنی به ازای هر یک کارت‌ملی، دریافت حدود چهار میلیون دلار دولتی (منبع: روزنامۀ شرق)

 

 

دامنه: واقعاً عجیب است. این بوده کلیدی که حسن روحانی می گفته!؟ این که قُفل!! است نه کلید. آدم حیرت می کند از این نوع دولت داری. سکۀ فروشی اساساً کاری یهودی ست. اگر قبول ندارید تاریخ رباخواری را بخوانید تصدیق می کنید.  درضمن، رهبری طبق نقل (منبع: عصر ایران به نقل از فارس) نیز در نامه ای خطاب به حسن روحانی دستور دادند: «ضمن رسیدگی به موضوع، گزارش دقیقی تهیه و به محضر ایشان ارسال شود.»

 

 

 

11- «محمد صابریان»، عضو بخش تحلیلی انصاف نیوز، در یادداشتی با عنوان «درغیاب آموزش»، درباره‌ی لزوم آموزش در احزاب اصلاح طلب برای کارآمدتر کردن آنها، نوشت (منبع)

 

 

دامنه: استراژی بقاء؟ یا سازش و ستیزش؟ کدامیک؟

 

۱۹ تیر ۹۷ ، ۰۷:۴۹ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

حقیقت دیانت چیست؟

از نظر دکتر عبدالکریم سروش

 

متن نقلی: «در زمان پیامبر اسلام همه یک عنوان و دین داشتند و شیعه و سنی و این همه فِرقه مطرح نبود. ویژگی‌ها و مختصات انسان‌ها بگونه‌ای است که گونه‌گونی و اختلاف عقیده و فکر ذاتی حیات انسانی است و عرضه‌ی دین به عامل انسانی در گذرتاریخ و زندگی اجتماعی باعث شده تا برداشت‌های متفاوت و حتی متضاد از دین عرضه شده بوجود آید و این درمورد همه‌ی ادیان ازجمله اسلام و مسیحیت مصداق دارد.

 

دکتر عبدالکریم سروش

 

 

وقتی دین اسلام تاریخی شد فرقه‌ها تشکیل شدند و اشاعره و معتزله و سنی و شیعه و مالکی و حنبلی و… به وجود آمدند. و همین شد که مسلمانان نه ۷۲ فرقه که ۷۲ هزار فرقه شدند. لذا همواره نگاه به سرچشمه‌ی دین لازم و ضروری است...

 

خداوند به پیامبر می‌گفت: «انتظار نداشته باش که همه به حرف تو گوش کنند و ایمان بیاورند. ایمان نیاوردن آدمها تو را محزون نکند.»...

 

 

 

انشعاب دین اسلام به سنی و شیعه نیز بخاطر انسانهاست. اختلاف ارتدوکس و کاتولیک و پروتستان هم ربطی به حضرت عیسی ندارد. این دین بخاطر گذر از درون انسان به فرق و گروه‌های مختلف تبدیل شده است. و این اختلافات در همه‌ی ادیان و مکاتب طبیعی است...

 

 

با این مقدمات اختلاف میان آدمیان از سویی و دینداران از سوی دیگر کاری طبیعی است. شیعیان غالی کار بدی کرده اند که ۱۲۰۰ سال، بزرگان اهل سنت را لعنت میکنند. حتی امروز هم وقتی می گویند ناسزا به بزرگان اهل سنت نگوئید این واقعی نیست و بخاطر مصلحت اندیشی است و از همین رو اثر نمی کند و فایده ندارد.

 

 

شیعه و سنی اصولا اختلاف زیادی ندارند. وقتی ملامحسن فیض کاشانی به عنوان یک عالم شیعه، کتاب غزالی سُنّی بنام احیاء علوم الدین را در مُحجه البیضاء شیعیزه [شیعه گرا] کرد، در حقیقت ۷۵ درصد آن کتاب دست نخورده باقی ماند و فقط ۲۵ درصد از کتاب تغییر کرد.

 

 

در حقیقت اختلاف میان شیعه و سنی همین ۲۵ درصد است. و به شهادت همین اثر غزالی و فیض کاشانی اختلافات میان شیعه و سنی تنها در مباحث کلامی و فقهی است.

 

 

در حالی که حقیقت دیانت، اخلاق است. اگر شما خدا را به هزار زبان اثبات کنید، ولی وجودتان شیطانی باشد فایده ندارد. دین یعنی پاکیزگی اخلاقی. خلاصه دین این است: مجاهده با نفس و شَفقت بر دیگران.» (منبع)

۱۹ تیر ۹۷ ، ۰۷:۳۹ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

فتواهای جدید مراجع تقلید

احکام شرعی

 

بخش دوم

 

فتوای آیت‌الله العظمی سیدعلی سیستانی:

سؤال: برخی از زنان هستند که آرایشی ملایم بر صورتشان می‌زنند با این استدلال که «ملایم است و باعث تحریک نمی‌شود و اگر حرام هم باشد حرامش اندک است و چون آنها هم مثل هر انسان دیگری هستند، دوست دارند حس کنند ظاهرشان در نظر دیگران پذیرفتنی است و نه چیزی بیش از این». از خداوند می‌خواهیم شما را در هر خیری موفق گرداند و از شما خواستاریم ما را با نصحیتی پدرانه بهره‌مند سازید تا مگر خدا صلاح ما و صلاح آنها را در آن قرار دهد.

 

 

پاسخ: حضور زن در مقابل مرد نامحرم در حالی که ذره‌ای آرایش داشته باشد مطلقاً حرام است، و آنچه ذکر شد عذری برای ارتکاب این حرام نیست، و بر زن مؤمنه واجب است که به جمیع احکام شرعی پایبند باشد.

 

 

 

سؤال: در کشورهای غربی متدوال شده که لنزهای رنگی بر چشم می چسبانند آیا چنین کاری به قصد آرایش و آشکار شدن در برابر اَنظار مردان نامحرم، جایز است؟

 

 

پاسخ: اگر عُرفاً زینت شمرده شود جایز نیست.(منبع)

 

 

آرشیو فتواهای مراجع در ادامه

 

ادامه مطلب...
۱۸ تیر ۹۷ ، ۱۷:۵۸ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

شاهِ ضعیفُ النَّفس

دربارۀ بحث آزاد دامنه با عبدی

پست 6551

به قلم دکتر فتح الله دهقان: سلام. در خصوص شاه نظراتی که من دیده ام موید نظر حضرت عالی است. (در این پست: اینجا) شاه آدم ضعیف النفسی بود؛ برعکس پدرش که ادم فوق العاده جسور و شجاعی بود.

 

نکتۀ دامنه: شاه خودش را آریامهر!!! می پنداشت و این لقب چاپلوسانه را تقدیس کرد: جمع میان مهرورزی + نژاد آریایی

 

وقتی تاریخ را مطالعه میکنیم و خاطرات مثلا کودتا را، و یا در تصمیمات شاه ادم بی اراده ای بود. وهمه متفق القولند که اشرف خیلی قویتر از شاه بوده است.

 

 

در جریان کودتا هم اشرف به صورت مخفیانه برای راضی کردن شاه به ایران فرستاده میشود. این ها واضحات تاریخ است. البته این ها خصلت های ذاتی وخدادادی است: جسارت. شجاعت. کیاست. سیاست. گذشت. و.....

 

 

البته از نظر من بهترین نمونه مولا علی است. وقتی شب به جای پیغمبر خوابید. وقتی با عمر ابن عبدود هماوردی کرد. ووقتی به خاطر حفظ اسلام از حق مسلم خود گذشت. و بیست وپنج سال خانه نشینی کرد. وچه ها که...

 

پاسخ دامنه

 

به نام خدا. سلام جناب دهقان. 1- بحث آزاد من و جناب مهندس محمد عبدی از دوستان صاحب قلم من، همیشه هم آزادانه است و هم جدّی. لذا ورود شما در این مبحث _که در 30 بهمن 1396 میان من و عبدی (در آن پست: اینجا) گذشت_ موجب مسرّت است. زیرا شما را می شناسم که اهل کتاب خواندن بودی و هستی و اگر چیزی می نویسی از سرِ تفنُّن نیست و از روی تعهُّد است.

 

 

2- نکاتی که گفتی چنان واضح و مبرهَن است که نیازی به توضیح ندارد. از پایان متن ات خیلی خوشم آمد چون حرف دل زدی که از منطق هیچ فاصله ای ندارد یعنی جمع حقیقت و واقعیت است.

 

حقیقت است چون امام علی (ع) «نظیر» ندارد در هستی. به همین خاطر طبق آیۀ مباهله حضرت علی (ع) «نفس» پیامبر (ص) است و حتی به قولِ فخر رازی (مشهور به امام المشکّکین)، علی، «اَنفَس» یعنی گرانبهاء ترین و نفیس ترین کسِ پیامبر است.

 

واقعیت است، چون علی، همه کمالات را عملاً نشان داده است. بله که علی، به گفتۀ شما نمونۀ اعلاست. ممنونم.

۱۸ تیر ۹۷ ، ۱۷:۵۷ ۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

معبد الهۀ سلامت

کویریات دامنه

 

کتاب« درمان اختلالات دیکته نویسی»
 
به قلم دامنه. به نام خدا. اختلال چیست؟ اول می رم سراغ دهخدا: اختلال یعنی: «تباه شدن و درهم‌و‌برهم شدن کار» و نیز یعنی: «به‌هم‌خوردگی؛ آشفتگی؛ نابسامانی؛ بی‌سروسامانی.» (منبع)
 
 
 
 
مثلاً در این عکس یک نوع اختلال نوشتاری را مشاهده می کنید که همۀ ما کمابیش به آن مبتلا هستیم و در املاء (=دیکته) نمود پیدا می کند. مثلاً خودِ من اغلب دندان، را «داندن» می نویسم و مازندران را «مازندارن»
 
 
 
در تاریخ، این عقیده رواج داشته که اختلال، ناشی از مُختل شدن کارکرد بدن است. در یونان باستان، به درمان این اختلالات در معبد الهۀ سلامت می‌پرداختند. (منبع)
 
 
«بُقراط اهمیت مغز را در تبیین این اختلالات دریافت و درمان مبتنی بر استراحت، استحمام و رژیم غذایی را توسعه بخشید. حرکت به سوی توجیهات منطقی در تبیین رفتار را سقراط، افلاطون و ارسطو تقویت کردند.» (همان منبع)
 
 
از دامنه خوان محترم جناب جواد شریفی، متشکرم؛ که این زمینه را برای پست کویری تمهید نمودند. این گونه تعامل علمی با دامنه، هم برکات دارد و موجب خشنودی خدای رحمان می شود؛ و هم اثرات دارد و باعث تشویق و انرژی دامنه و تحریص و تحریک اندیشه ای دامنه خوانان. تا کویریات بعدی خدا نگه دار.
۱۸ تیر ۹۷ ، ۰۶:۵۸ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

اِفتاب مار بُرده

فرهنگ لغتِ دارابکلا

پست 6549

 

به قلم جناب یک دارابکلایی: لغت 215. اِفتاب مار بُرده. با سلام. شما همه چیز را در مورد اصطلاحِ [عَرِق چارکِل شُوونِه.] (این پست: اینجا) تمام و کمال بیان کرده‌اید و جایی برای حرف من نمانده.

 


دوست داشتم در اینجا از یک اصطلاح تشبیهی بسیار زیبا یاد کنم که از بس تکراری شده کسی به زیبایی آن چندان توجه نمی‌کند و آن اصطلاح «اِفتاب مار بُرده» هست.

 

 

این اصطلاح معادل فارسی «آفتاب غروب کرده» است اما بسیار زیباتر و شاعرانه‌تر از شکل فارسی آن.

 

 

این، صحنۀ قبل از اِفتاب مار بُوره هسّه. 14 تیر 1397. غروبگاه دارابکلا. عکاس: هنرمند پرذوق جناب یک دوست

 

 


در ترجمه لفظ به لفظ «اِفتاب مار بُرده» یعنی خورشید در دامن مادر خود که مغرب یا همان زمین است -زمین مادر Mother Earth- فرو رفته است.

 

 

خلق چنین اصطلاح خیال‌انگیزی برای یک اتفاق تکراری هر روزه نشانی است از روح لطیف و رقیق قوم خالق آن. پیشنهاد برای اصطلاح بعدی: «گت کال آقوز بی دله»

 

 

پاسخ دامنه

 

به نام خدا. سلام بر شما جناب «یک دارابکلایی». 1- به من خیلی خوشحالی دست داده است وقتی این گونه، به استقبال فرهنگ لغت دارابکلا آمده ای. هم ارائۀ نظر به پست لغتی من می کنی و هم خود لغت و اصلاحی محلی را شرح. و این اوج تعامل است. پس از این پس بکوب بریم جلو، یک لغت و شرحش از تو یکی هم از دامنه.

 

 

2- خیلی جالب و هنردوستانه، و تا حدی هم عرفان گونه، لغت_اصطلاحِ «اِفتاب مار بُرده» را شرح کردی. و تَحشیه و بهتر است بگویم تذهیب نمودی. برای من معادل یابی شما برای «مار» یعنی مادر، جالب بود. معلومه روی الفاظ، دقت داری. من هم الفاظ را خیلی دوست دارم خصوصاً «صرف» در ادبیات عرب را که اقیانوسی ست برای طلبه ها، جهت شناخت بیشر حرف و کلمه و اَفعال.

 

 

3- من پیشنهادت را می پذیرم که فرمودی: «گت کال آقوز بی دله» را در نوبت بعدی لغت دارابکلا بگذارم و شرحش کنم. من هم برای شما یک پیشنهاد دارم: متمنّی ام شما «وِن لامیزه رِه میس دینگِن» را برای لغت آتی ات، شرح کنید. ممنون و سپاس و در اِبتهاج.

(فرهنگ لغت دارابکلا: اینجا)

۱۸ تیر ۹۷ ، ۰۶:۵۶ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |
دوشنبه, ۱۸ تیر ۱۳۹۷، ۰۶:۴۶ ق.ظ دامنه |
روضۀ منزل آق سید شفیع شفیعی دارابی

روضۀ منزل آق سید شفیع شفیعی دارابی

روحانیت دارابکلا

 

به قلم دامنه: به نام خدا. دیشب 17 تیر 1397 شب شهادت آقا امام صادق (ع) طبق سنوات گذشته در مراسم روضۀ آن امام هُمام در بیتِ پسر عمۀ مان جناب حجت الاسلام والمسلمین آق سیدجواد (شفیع) شفیعی دارابی دعوت بودیم. که به اتفاق اخوی مان شیخ وحدت، شرکت جُستیم.

 

 

توفیقی بود تا ضمن شرکت در مجلس روضۀ صادقیه، با روحانیون بزرگوار دارابکلا نیز دیداری داشته باشیم و صلۀ اَرحامی کرده باشیم. این گونه تلاقی ها، موجب برکت و رحمت و مایۀ نشاط روحی ست.

 

عکس هایی زیر بخشی از انعکاس این مراسم معنوی و عبادی ست که به اشتراک می گذارم. به امید شفاعت امام صادق:

 

 

 

سلام به حضرت معصومه (س). از زایۀ عماریاسر. 17 تیر 1397.

 

حرم حضرت معصومه. 17 تیر 1397. عکاس: دامنه

 

نمای حرم حضرت معصومه (س) از زاویۀ بلوار عمار یاسر. عکاس: دامنه

 

 

     

 

دو روحانی؛ دو رفیق، دو همدرس، دویار قدیم، دو هممبازی دورۀ کودکی، دو دوست دیرین، دو پسرعمه و پسردائی؛ آق شفیع و شیخ وحدت. عکاس: دامنه

 

 

سمت راست: حُجج اسلام: شیخ خلیلی. حاج شیخ مهدی دارابی نیا و روحانی ردیفِ آخر دوست ارجمندم جناب  شیخ جواد مهاجری

 

 

حُجج اسلام: شیخ حامد، حاج شیخ مهدی، شیخ حمید دارابی نیا. دو فرزند در کنار پدرشان. عکاس: دامنه

 

بقیه در ادامه

ادامه مطلب...
۱۸ تیر ۹۷ ، ۰۶:۴۶ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

فهمِ سیرت دین

دروغ؛ مشکل بزرگ بشر


به قلم دکتر فتح الله دهقان: سلام. این نوشتۀ شما (اینجا) آموزنده، جالب وجای بحث دارد. استاد گرامی، این مسأله به این برمیگردد که ما از دین چه میخواهیم؟ انتظارمان چیست؟

 

 

برداشتها از دین، به نظر من به این برمی گردد اگر ما هدفمان فهمِ مغز دین و سیرت دین باشد، برای ساختن انسانهای خداباور، خدا شناس، اخلاق مدار. و به تبع آن جامعه و کشور و جهانی با مشخصات فوق الذکر، به دنبال فهم مغز وسیرت دین وعترت میرویم. ولی اگر هدفمان دُکّان باز کردن وامرار معاش از دین باشد، خرافاتی را به اسم دین وعترت به خورد عوام الناس میدهیم تا...

 

 

البته هستند دین باوران که بدنبال مغز وسیرت دین وعترت میباشند. تا این جامعه خرافات زده وگرفتار در منجلاب ایسمها را به رشد وتعالی برسانند که نتیجه اش نجات و سعادت و رفاه واسایش بشریت است.

 

 

به جرأت میگویم اگر سیرت ومغز دین توسط انسانها فهم و در زنگی شان به منصه ظهور برسد، جهان مشکلی نخواهد داشت. به عنوان مثال اگر انسان ها فقط یک چیز، [یعنی] دروغ نگویند، بخش عظیمی از مشکلات بشریت حل میشود. لازم به ذکر و اشاره نیست که انسان خدا باور دیندار و پیرو عترت، دروغ نمیگوید.

 

جواب دامنه


به نام خدا. سلام جناب دهقان. از ارائۀ نظرت خرسند گشته و از شما ممنونم. امابعد؛ چند جواب:

 

1- بله، قبول دارم. هم دین از انسان خصوصاً ایمان آورنده (=مؤمنین) انتظارات دارد و هم آدمی از دین. میان این دو، همیشه مطالبۀ متقابل حکمفرماست. که دکتر عبدالکریم سروش نیز _تحت عنوان «حق و تکلیف»_ روی آن، خوب بحث کرده است.

 

 

2- قشر دین و مغز دین هردو لازم است. منتها؛ این دو باید مکمِّل و در امتداد هم باشند. مثلاً مناسک عید قربان. که فلسفه دارد و حکمت تام. اگر فقط ذبح و ذبیح شدن باشد و گوشتِ گوسفندان و شتران، به نیازمندان و مستمندان نرسد، این دیگر قربانی در راه قُرب به خدا نیست، بلکه نعوذُ بِالله یک کشتار وحشیانه می شود که دور است از ساحت هر مسلمان و حتی انسان.

 

 

3- یک دروغ، با هزاران سخن دیگر دروغگو راست و تصحیح نمی شود. گویا در روان شناسی ثابت شده، حافظه، دروغ را نگه نمی دارد. یعنی دروغ در ساختار ذهن انسان، جایی برای بایگانی شدن ندارد. لذا دروغگو، دروغش را نمی تواند عیناً تکرار کند و همان را بگوید. بلاخره، مو لای درزش می رود و رسوا می شود.

 

 

همانطور که می دانید، واژۀ اسلام حداقل دو معنی رایج دارد: تسلیم خدا بودن. سِلم و سلامتی روح و روان و جسم. همین معنیِ لفظی خود اقتضاء دارد انسان دروغ نگوید چه رسد به معنای معنوی و حقیقی و الهی اسلام. بحث خوبی پَروریدی جناب. پوزش اگر توضیحاتم زیاد و یا زیادی بود.

۱۷ تیر ۹۷ ، ۱۷:۳۵ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

مهد کودک قرآنی ابوالفضل دارابکلا

تریبون دارابکلا


به قلم دامنه: به نام خدا. دامنه در سلسله مباحث «تریبون دارابکلا» معمولاً مسائل مختلف محل را به وُسع خویش انعکاس می دهد.

 

 

امروز در سالگرد سید ابوالفضل مسلمی (نوۀ دختری حاج ابراهیم آهنگر دارابی پایین محله) یک مؤسّسۀ آموزشی تربیتی قرآنی دارابکلا با نام «مهد کودک قرآنی ابوالفضل روستای دارابکلا» را معرفی می کند.

 

 

تا هم یاد آن درگذشته زنده نگه داشته شود، هم از کار بزرگ و احسان و نیکوکاری جناب حاج ابراهیم آهنگر دارابی تجلیل به عمل آید و هم به مدیریت محترم مهد کودک قرآنی ابوالفضل خداقوت و انرژی مضاعف داده شود.

 

 

جناب حاج ابراهیم آهنگر دارابی پدربزرگ سید ابوالفضل، سال قبل با نیّت خیر این مکان را (در عکس های زیر) هدیه کرده است و در اختیار خانم موسوی و مدیر آن خانم فاطمه رجبی دارابی (دانش آموختۀ محترم دانشگاه و هنرمند نقاش) قرار داده است.

 

 

من سال قبل، در 13 مرداد 1396 (اینجا) مراسم دعای کمیل آن جوان از دست رفته را، با عکس های ارسالی جناب یک دوست منعکس کرده بودم و یادش را گرامی داشته بودم. اینک در شب شهادت امام صادق آل محمد (ص) این پست را تقدیم دامنه خوانان شریف می کنم. زیرا؛

 

 

با این انتشار هم مؤسسه را می شناسانیم که بخوبی و بدرستی پاگرفته که در کارش توفیق و نظم و برنامه ریزی دقیق دیده می شود؛ هم یاد آن جوان را تجلیل می کنیم و هم اهمیت و نقش بسزای آموزش قرآن را برای بچه های دارابکلا تذکار می دهیم و هم برای اعتبار محل مکان ها و اشتغالات آموزشی را بیان می کنیم.

 

 

 

باشد که اجر آن به روح اموات همه و خصوصاً آن جوان درگذشته و نیاکان حاج ابراهیم و همسرش، نیاکان مؤمن خاندان موسوی و اموات ودرگذشتگان رجبی و نیز اموات این بنده نثار شود. ان شاء الله تعالی.

 

تصاویر و دو اطلاعیۀ مهد کودک قرآن ابوالفضل در زیر:

 

 

 

اهدائی حاج ابراهیم آهنگر دارابی. به مناسبت درگذشت  مرحوم سید ابوالفضل مسلمی نوۀ دختری حاج ابراهیم آهنگر دارابی

 

 

با مدیریت خانم فاطمه رجبی دارابی فرزند محمدرضا رجبی اسحاق. عکس ارسالی فاطمه رجبی به دامنه در  17 تیر 1397.

 

 

فضای زیبا و آرام مهدِ قرآنی ابوالفضل.  روستای دارابکلا

 

 

17 تیر 1397 روستای دارابکلا پایین محله پشت تکیۀ پایین

 

بقیه در ادامه

ادامه مطلب...
۱۷ تیر ۹۷ ، ۱۳:۳۳ ۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

امام صادق رئیس مذهب شیعه

مغز متفکّر مذهب شیعه

 

این پست را تا تَه بخوانید

 

به قلم دامنه: به نام خدا. امشب 25 شوّال، شهادت امام صادق آل محمد _صلّى ‌الله‌ علیه‌ و‌ آله و سلّم_ است. این گونه خودمونی این پست را می نویسم:

 

 

کوچیک که بودم، در مکتبخانۀ مرحوم پدرم، از مرحومه مادرم زهرا آفاقی می شنَویدم که از شاگردان قرآنش به شوق و ذوق می پرسید و پاسخ می شنَوید:

خدا چندتا؟ یکی.

معصوم؟ 14 تا.

اصول دین؟ 5 تا.

فروع دین؟ 10 تا.

امام اول؟ علی

امام دوم؟ حسن

امام سوم؟ حسین

و ...

ونیز می پرسید:

رئیس مذهب؟ امام صادق.

 

 

من _که قافِ صادق را «خا»می شنیدم_ خیلی خنده ام می گرفت؛ گرچه خود نیز ضعفی دیگر داشتم و آن این بود تا پارسال! آفتاب را «هِفتاب» می گفتم. و چِشم را «تِش». و نیز «شیخ سعید شعبان» رهبر فقید جنبش توحیدی اهل تسنُّن لبنان را «سخ شعید سعبان»!

 

 

شهادت امام صادق تسلیت

 

 

می خواهم از این خاطره ام _که برایم جلوه دارد و بی نهایت مزّه_ سه چیز را بگویم:

 

 

1- می خواهم بگویم: با آن که شیعه هستیم، امّا امام صادق را در حد دوسه تا روضه!! و مصیبت و داستان های خرافه، به مردم شناساندیم! که همان گونه که قاف را خا تلفّظ می کنند، آن امام همُام و اُسوه را هم، به اشتباه می دانند. حال آن که، مرحوم ذبیح الله منصوری در کتاب «مغز متفکر شیعه» چیزهایی از امام صادق _علیه السّلام_ می گوید که مغز انسان سوت می کشد، که چرا از این همه دانش و ارزش امام جعفر صادق (ع) غافل بودیم و هیچ نمی دانستیم.

 

 

 

2- می خواهم بگویم: قرآن را با عترت مطالعه کنیم. و عترت را با قرآن. این دو گرانبهاء، عِدلِ و عین هم اند. از هم جدا نکنیم این دو ثقلِ اکبر را.

 

 

 

3- امام صادق (ع) آفتاب تفکرات مذهب شیعه است. آیا کی و چه وقت می خواهیم از این آفتاب نور بگیریم!؟ به جدّ بگویم کارکنان مؤسّسۀ شیعه شناسی اسرائیل غاصب، بیشتر از بسیاری از ایرانی ها، روی امام صادق کار کرده اند، که چرا آن امام آن همه درخشش داشت و دارد و آن همه سخن و حدیث و فقه از ایشان تولید شده است و مبنای فقه شیعه.

 

 

آیا نمی خواهید از «Lionel Messi» [لیونل مِسی] فوتبالیست آرژانتینی، بیشتر به امام صادق تان عشق بورزید و او را بشناسید و بشناسانید و گفته هایش را نقل کنید و کتاب ها و سخنانش را در کناردستِ اتاق تان بگذارید و با آن خو و خصال برگیرید؟

 

 

بگذرم و چهار سخن ارزنده و متفکرانه از دریای سخنان گوهربار آن رهبر شیعه، پیشوای صادق را هدیه کنم و التماس دعا در این شب و روز عزا:

 

 

سخن یکم: «پشیمان ترین شخص در روز قیامت، کسى است که براى مردم از عدالت سخن بگوید، اما خودش به دیگران عدالت روا ندارد.» (وسائل الشیعه، ج۱۵، ص۲۹۵)

 

 

سخن دوم: «خداوند اُمتى را عذاب نخواهد کرد، مگر در وقتى که نسبت به حقوق برادران نیازمند خود، سستى نمایند.« (مستدرک، ج ۱۲، ص۴۱۳)

 

 

سخن سوم: «یک ساعت اندیشیدن در خیر و صلاح، از هزارسال عبادت بهتر است.» (بحارالانوار، ج۷۱، ص۳۲۶)

 

 

سخن چهارم: «ثروتمندی و عزّت، سیر و گردش می کنند، پس هرگاه به موضع توکّل دست یافتند در همانجا اقامت می گزینند.» (جهاد با نفس ،ح ۹۹)

 

نام پیشوای صادق آل محمد بر تارَک تاریخ می درخشد

۱۷ تیر ۹۷ ، ۰۶:۵۶ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |
یکشنبه, ۱۷ تیر ۱۳۹۷، ۰۶:۴۶ ق.ظ دامنه |
دستآوردها و آسیب های انقلاب ایران

دستآوردها و آسیب های انقلاب ایران

بحثی دنباله دار در دامنه

 

به قلم دامنه: به نام خدا. مقدمه: از انبیای الهی و ائمۀ هُدی و حکیمان خدااندیش و حتی از نیاکان و والدین مان آموخته ایم که تا می توانید خوبی ها را بگویید و بدی ها را بپوشانید؛ چون خدا عَلّام الغُیوبِ ستّارالعُیوب است. مثل آن قضیۀ الاغ مُرده، که همه، زشتی هایش را می گفتند و تُفّی می انداختند و درمی رفتند، اما عیسی مسیح کلمۀ خدا _علیه السلام_ از راه می رسد و می گوید بَه بَه، چه دندان های صدفیِ سفیدی دارد. با این جمله دربارۀ حیوان، به آنان پندِ عملی می دهد و از صحنۀ ازدحام می رود.

 

 

 

من هم _که از 15 سالگی ام در سال 1357، با این انقلاب بزرگ تاریخی قرن بیستم، قد کشیده ام و پا به پای آن راه رفته ام و با آن، همچنان هم پیمان مانده ام_ می خواهم با همین یک آموزۀ اخلاقی بالا _که ویژگی فطری و اصلی بشریت است_ به سراغ انقلاب اسلامی ایران بروم؛ تا، هم خوبی های آن را _تا جایی که دانشم قد می دهد و نیز تجربیاتم به من آموزانده است_ برشمارم و هم آسیب های آن را بگویم که نگفتن آن خطر است و آفت.

 

پرچم جمهوری اسلامی ایران

 

 

زیرا؛ گفتنِ هم دستاوردها و هم آسیب ها، خدمتِ به انقلاب محسوب می شود، نه خیانت و نَکث. و نه عهدشکنی و شکستنِ پیمان و سدّ. انقلابی که، همۀ مان می دانیم ثمرۀ 150 سال مبارزۀ خونین پیشینِ آزادیخواهان ایران است و حاصلِ مجاهدت و نثار جانِ شهیدان و محصولِ مبارزاتِ آگاهانۀ مردمِ باایمان و هدایت های شجاعانۀ روحانیان وارستۀ ایران، که رهبری در صحنه، چون سیدروح الله داشتند و عالمان و اندیشمندان مجاهد و کادرپروری، چون مرحوم طالقانی، مرحوم منتظری، شهید مطهری، شهید بهشتی، مرحوم دکتر علی شریعتی، مرحوم مهدی بازرگان. و نیز پیشروان غیوری چون سیدعلی خامنه ای، اکبر هاشمی رفسنجانی، میرحسین موسوی و... .

 

بحث: در قسمت بعد

۱۷ تیر ۹۷ ، ۰۶:۴۶ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

آیا تهران مغز، قم روح و اصفهان قلبِ ایرانه؟

دامنۀ ایران

به قلم دامنه: به نام خدا. در یکی از کتاب های تاریخ ایران (اینجا) خوانده ام، که ایرانی ها می گویند: «تهران مغزِ ایران است، قم روح آن و اصفهان قلبش»( ص 72). آیا واقعاً همین است که می گویند؟

 

 

 

 

من واقعی بودن این نسبت را نمی دانم. اما این که چرا این سه شهر، به سه عضو مهم انسان توصیف گردیده است، شاید علت و چرائی اش این باشد که از تهران، کشور مدیریت می شود. از قم بر روح تصمیمات آن دمیده می شود و در اصفهان، بهتر از همه جای ایران بدان عمل می گردد. شاید. اما نظر شما چه باشد خدا می داند.

 

 

 

البته مرکز معنوی ایران، مشهدالرّضا _علیه السلام_ است. آستانی، برای جانان، مآوائی برای دلدادگان و حرمی برای درددل ویژۀ ایرانیان؛ که گویی برخی ها کوچه پس کوچه های آن «شهر شهادت» [تعبیری قشنگ از دکتر علی شریعتی در توصیف مشهد مقدّس] را، با اجارۀ هتل ها و ساختنِ سازه ها و ابتیاع سرسراها و رزرو سالن ها و رستوران ها و... ، پاتوقی برای سیاست ورزی جناحی، شست و شوهای مغزی، همایش های جورواجور و دریک کلام تسویه حساب ها! کرده اند. الله اکبر.

۱۷ تیر ۹۷ ، ۰۶:۲۹ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

در زابل چه می گذشت؟

سفرنامۀ تبلیغی شیخ مالک


به قلم حجت الاسلام مالک رجبی دارابی: سفرنامۀ تبلیغی. قسمت چهارم.

عاقبت یک روز مغرب محو مشرق میشود
عاقبت غربیترین دل نیز عاشق میشود


۲۰ سال قبل روزهای آخر اردبیهشت ۱۳۷۷ از مشهد مقدس به مقصد زابل اتفاق افتاد . با مدیریت گروه تبلیغی  حاج آقا علوی که با هم در حوزه ی علمیه ی حاج آقا موسوی نژاد مشغول درس بحث بودیم  و ایشان دو اتوبوس از علماء و فضلا را که قریب به ۱۰۰ نفر مبلغ جهادی بودند ترتیب دادند . و ثبت نام نمودند .

 

 

جهت تبلیغ در ایام ده روز اول محرم الحرام که در این سفر جرائت بیشتری جهت رفتن به تبلیغ پیدا کردم چرا که در سفر اول به ارومیه موفق بودم و مورد تعریف و تشویق قرار گرفته بودم .

 

جلسۀ توجیهی نشاط معنوی با حضور مدیر کل اوقاف استان مازندران حیدری جناسمی. 15 تیر 1397. شیخ مالک از راست نفر چهارم

 

در این سفر به زابل با قوت دل بیشتری و با شور و شعور ی که در درونم نهادینه شده بود ما را بر آن داشت که عزم را جزم کنم تا از صمیم قلب برای خدا و امام زمان کار کنم .

 

 

در این سفر علی رغم اینکه همراهان کثیری داشتم مخصوصا برادر بزرگوارم جناب حجت الاسلام شیخ علی رمضانی دارابی بالا محلی فرزند رضا علی نوه ی حاج اکبر رمضانی  شخصیت متین وزین و شجاع از این  جهت خیلی دلگرم بودم ولی یک چیز در من دغدغه و استرس ایجاد کرد و آن اینکه در خبرها شنیده بودم زابلی ها آدم کش هستند و شب هر کجا بخوابی یواش میایند سرتان را از بدن جدا می کنند در کنارت می گذارند.

 

 

این جریان فکرم را سخت مشغول کرده بود .گفتم خدایا ما تازه تشکیل زندگی دادیم و بچه کوچولو دارم (عفیفه ام آن زمان نه ماهه شده بود) مردد بین رفتن و نرفتن شدم تا اینکه با مدیر گروه تبلیغی صحبت کردم جریان بِکُش بکُشِ زابل را گفتم .

 

 

کُشتن واقعی بود. یعنی سنی های خیلی متعصب و افراطی و وهابیت و طالبان و اطرافیان بِن لادن از افغانستان می آمدند در زابل شیعه ها را قَلع و قَمع می کردند و حمّام

بقیۀ خاطره و جواب دامنه ادامه

ادامه مطلب...
۱۷ تیر ۹۷ ، ۰۶:۱۹ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

عرِق چارکِل شُوونِه

یک لغتِ پُرمعنی

 

به قلم دامنه: به نام خدا. لغت 214: عَرِق چارکِل شُوونِه. دارابکلایی ها این اصلاح سه واژه ای را، در دو جا به کار می برند:

 

برای روزهای سخت شَرجی شدن هوا. در وضع مضمحل کنندۀ شرجی، عرق از تمام سر رو و بدن انسان _از ناخن پا گرفته تا موی سر_ یکسره می ریزد. بطوری که آب بدنِ افراد آسیب پذبرتر، هی کم و کمتر می شود و در نهایت فرد، دچار گرمازدگی و کلافگی می گردد و حتی گاهی هم هلاک.

 

 

حالتی از «عرق چهارکل شوونه»

 

 

دیگری برای جایی ست که کسی با زحمت زیاد برای خانواده اش، دام اش، همنوع اش و جامعه اش کار می کند و عرق می ریزد. خصوصاً دروی جو و گندم و شالی و آفتابگردان؛ که فصل برداشت این چهارمتاع استراتژیک خدا برای بشر و حیوان، بشدت هوا داغ است و آسمان کم باران و بسی زجردهنده هست و شَرجی. که کارگر این چهار کارِ سخت، برای مبالغه _که در واقع حقیقت است تا مثَل_ به دیگران می گوید «عَرِق مِره چارکِل شُوونِه».

 

 

حال تجزیۀ این اصطلاح: عرق که معلومه، حالت تعریق بدن است که در مازندران بسیارعجیب است. چارکِل هم یعنی چهارکیله. کیله همان جوب (=جوی) آب است و این وام گیری قشنگ از جوی آب، نشان از شدت عرق است که تشبیه شده به چهار تا جوی روانِ آب. و واژۀ شوونه یعنی جاری می شود. مِره هم یعنی مرا.

 

 

نَقبی (=یعنی روزنه ای) هم بزنم به سیاست مملکت؛ چراکه، فرهنگ لغت دارابکلا، غنی ست و باید سهمش در سیاست ایران اداء شود:

 

 

نَقب من این است، کاش آن عده از دست اندرکاران خوش لباسً و رنگ کرده مو و خوش خور و خوش گذرانِ این نظام، «جامۀ کار» بپوشند و مانند اوائل انقلاب، به وجه نیکوی «وَتَعَاوَنُواْ عَلَى الْبرِّ وَالتَّقْوَى»یی (آیۀ2مائده) و به صورت جهادی و خستگی ناپذیر، کار کنند و عرق چهارکِل، از سر و روی شان بریزد و به قول کنایی دکتر علی شریعتی آفتاب سوز شوند و آفتاب نشین. زیرا به تعبیر دامنه در اسلام، رئیس و «آق بالاسر» و خوش نشین و دستوردِه نداریم، که فقط بنشیند و حرف بزند و سخن درمانی و البته فرافکنی کند؛ در اسلام مبین ما، همه خادم خالق اند و خدمتگزار خلقِ او. همان گونه که پیر جماران می گفت. همین. ببینیم حالا جناب «یک دارابکلایی» چی می گن!؟ در این لغت.

(فرهنگ لغت دارابکلا: اینجا)

۱۶ تیر ۹۷ ، ۰۸:۵۸ ۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

زبانِ بدن

ورق های یک کتاب

 

متن وارده به دامنه: معرفی یک کتاب. این کتاب «زبانِ بدن» خلاصه ای از مطالعات دانشمندان رفتارشناسی است که در این علم پیشگام هستند ویا در این زمینه تخصص دارند:

 


در صفحه ی ۵ و ۶ این کتاب در مورد شانه بالا انداختن است، که یک حرکت جهانی است. یعنی یک فرد با این حرکت، نشان می دهد متوجه ی صحبت های شما نمی شود.

 


بچه ی ۵ساله اگر به والدین خود دروغ بگوید فوری دهانش را با دو دست می پوشاند.

 


در بزرگسالی مسائل ماهرانه تر می شود؛ در آخرین لحظه دست از صورت به کنار کشیده می شود ودر نتیجه علامت لمس بینی شکل می گیرد.


در نوجوانی دست ها روی دهان، انگشت به آرامی دور لب ها حرکت می کنند.

 


در صفحه ۱۲ این کتاب در مورد مورد ارتباط غیر کلامی که ارتباط توانایی یک شخص در صحبت کردن و مقدار اشاراتی که برای انتقال دادن پیغام استفاده می کند، وجود دارد.

 


نظر نویسنده اینه که شخصی در مراتب بالای اجتماعی یا مدیریتی قرار دارد می تواند از دایره ی لغات خود برای انتقال منظورش استفاده کند، در حالی که یک فرد با تحصیلات پایین تر برای برقراری ارتباط بر استفاده از اشارات، بیشتر تکیه می کند تا کلمات.

 


به طور کلی ارتباط از طریق زبان بدن پیشینه ای یک میلیون ساله دارد اما در بیست سال اخیر به طور علمی مورد مطالعه قرار گرفته است.
 

 

در فصل هفدهم نشان می دهد که چگونه علائم و اشارات بدنی در مجموع در ترکیب با هم روی می دهند و موقعیت ها بر تفسیر شما اثر می گذارند.

 

 

 

جواب دامنه

به نام خدا. ضمن سلام و سپاس بی کران. من وقتی خواندم، خیلی تعجب کردم؛ چون این رفتارها و واکنش ها را دقیقاً نمی دانستم. کاش این دامنه خوان شریف پیشتر و بیشتر از این، به آگاهی می رسانید.

 

 

درضمن، در مورد «دایرۀ لغات» که این دامنه خوان بخوبی در متن بالا چینش نمود، باید بگویم من سه سال قبل، پستی گذاشته بودم با عنوان «هجرت کلمات»، یعنی برخی از لغات را باید وارد زندگی کرد و از لای فرهنگنامه ها و متون کهن ایران، هجرت داد  و به متن جامعه و نوشتار آورد. ممنونم؛ پست خوبی ارسال کرده ای، که من با اشتیاق هم خواندم و هم از سوی شما به اشتراک گذاشته ام. خدا نگه دار.

۱۶ تیر ۹۷ ، ۰۸:۵۴ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

غورۀ انگور

تریبون دارابکلا

یادی از یک سختیِ زنانه

 

به قلم دامنه. به نام خدا. خداقوت زنان خانوادۀ بزرگ دارابکلا و زنان سخت کوش جای جای ایرانِ ایرانیان. این روزها در روستای ما _داراب کلا_ مردم، خصوصاً زنانِ کدبانوی خانه، سخت مشغولِ غوره گیری اند. غوره یعنی «دانه‌های ترش و نارَس انگور که هنوز نرسیده و شیرین نشده». غوره یعنی «فرد جوان و بی‌تجربه».

 

 

ضرب المثلی ست که می گوید: غوره نشده مویز شدن: یعنی «بدون تجربه و آگاهی لازم خواستار مقام بالا یا چیزی باارزش بودن«(منبع). بگذرم.

 

غورۀ انگور خانگی. عکس ارسالی یک دامنه خوان

 

 

خواستم در سلسله مباحث «تریبون دارابکلا» این را بگویم: غوره کار زُمُختی ست. هم چیندنش، هم دون دون کردنش. هم آب گرفتنش. هم کَف گیری اش. و هم حتی فروشش. فقط، خوردنش آسان است و بس. که مردانه!!! است. می خورند که آب کنند چی را؟ قند و نمک و چربی را.

 

 

این روزها مردها، سخت گرم فوتبال جام جهانی روسیه اند! دست به سیاه سفید هم نمی زنند! حتّی بَجُسّه تخمه پوست را!! کارها همه می افتند به گردن زن؛ که اساساً کارشان، سیاه و سفید کردن است: می پزند، دیگ سیاه می شه، می شورند: دیگ سفید می شه. خصوصاً قدیما که با ریگ می شستند.

 

 

من هم اعتراف کنم دیشب من هم غرق شگفتی بلژیک علیۀ برزیل شدم که دو بر یک بُرد و رفت آن بالا. و من هم در این بازی حامی بلژیک بودم خصوصاً سدّ دفاع آهنینش. کاش کشورها به جای حمله، همه خطِّ دفاع داشته باشند. پایان. قم. دامنه.

۱۶ تیر ۹۷ ، ۰۸:۴۸ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

شهید صدر دربارۀ علامه طباطبایی چه گفت؟

بزرگانی که اُسوه اند

سیّدمحمدحسین و سیّدمحمدباقر

 

توضیح دامنه: به نام خدا. حجت‌ الاسلام ‌سیدهادی خسروشاهی که کتاب «شیعه» اثر علامه طباطبایی را چاپ کرده بود، یک جلد آن را به شهید سید محمدباقر صدر هدیه نمود. فکر می کنید شهید صدر با آن همه دانش و احاطۀ علمی و نفوذ سیاسی اش، دربارۀ مرحوم علامه طباطبایی چه نوشت؟

 

 

شهیدصدر چنین نوشت:

 

«اما بعد، با افتخار هدیه گرانبهایی را که فرستادید دریافت کردم. کتاب عقیده شیعه حقیقتاً مرا شگفت‌زده کرد؛ کتابی که با دربرداشتن ژرف‌اندیشی‌های محقق بزرگ حضرت آیت‌الله علامه سید محمد حسین طباطبایی –خداوند مسلمانان را از آموزه‌های او بهره‌مند سازد– خلأیی بزرگ را در کتابخانه مذهب تشیع پر کرد.

 

این کتاب توانسته است واقعیت تاریخی و فکری و دینی تشیع را به شیوه علمی بسیار زیبا و _تا جایی که من می‌‌دانم_ بی‌سابقه‌ای، رونمایی و ارائه کند.

 

البته چنین چیزی از ایشان عجیب نیست؛ چراکه ایشان با نگارش آثار شاخص و خلق شاهکارهای فکری و پژوهشی در تفسیر و فلسفه و تاریخ، حقیقتاً یکی از منابع اندیشه اسلامی به شمار می‌آید و به‌خوبی نشانه‌های نهضت فکری بزرگ اسلام را به نمایش می‌گذارد».(منبع: شفقنا)

۱۶ تیر ۹۷ ، ۰۸:۴۳ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

مُرابطۀ اخلاق با دینداری

سفرنامۀ تبلیغی شیخ مالک

 


به قلم حجت الاسلام مالک رجبی دارابی: سفرنامۀ تبلیغی. قسمت سوم. نظرات برادر گرامی آقای طالبی مدیر دامنه را در پاسخ به قسمت دوم سفرنامه در (اینجا) احترام می کنم. و در پیوست آن، پیام ها و نکات آموزنده دینی را تقدیم می دارم.

 

 

حجت الاسلام مالک رجبی دارابی. 13 تیر 1397. روستای دارابکلا


1 : اکثریت انسانها هر چند دیندار نباشند اما اخلاق را قبول دارند و می پسندند که آدم باید اخلاق مدار باشد. آدمی که پُز میدهد یا قیافه می گیرد یا خشک است و گرم نمی گیرد یا روحیه ی اخلاقی ندارد، هرچند دیندار هم باشد، مورد توجه قرار نمی گیرد. این جور آدمها، در تصحیح اخلاقشان باید کوشا باشند تا الگو باشند برای دیگران و غیردینداران.

 

 

مثل پیغمبر عزیز ما (ص) که با اخلاق بسیار خوبشان خیلی از یهودی ها و کسانی که دین ما را دارا نبودند، مسلمان کردند.

 

 

غرض و منظور، اخلاق فرماندهان بود که برای اینجانب لذت بخش بود. آنها با رفتار بسیارخوبشان ما را شرمنده ی اخلاق خودشان قرار می دادند با توجه به اینکه بنده چندها سال از نظر سِنی از آنها کوچکتر بودم و از نظر قوت و قدرت و شجاعت در کارهای رزمی از من واردتر بودند، اما در مقام احترامریال بدون اغراق و چاپلوسی به این جانب هنگام ورود و خروج در کلاس یا تشرُّف به جایگاه نمازجماعت و سخنرانی  اگر نشسته بودند، تمام قد، بلند می شدند. یا در مسیر رفت و آمد مورد احترام قابل توجهی، قرار می گرفتیم؛ چنان با ادب بودند، که اصلاً مسخره و مَضحکه در وجودشان راه نداشت.

 

 


2 : پیام دوم از این سفر اینکه اگر پیام پیغمبر را در فلسفه ی بعثت (انتشار اخلاق و اعتقادات و احکام و تفسیر قرآن) آن عزیز سفرکرده را جامه ی عمل بپوشانیم، به ضرس قاطع می توانم بگویم که  یک تبلیغ تمام عیار و کمال خواهیم داشت و در پیشگاه الهی مأجورِ بی حد و حصریم. و این اجر قابل احصاء نیست.

 


3 : بنده در این سفر تنها بودم علتش این بود که

بقیۀ خاطره و جواب دامنه ادامه

ادامه مطلب...
۱۵ تیر ۹۷ ، ۰۶:۵۶ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

هوتک چیست؟

گیرکردنِ زالویی در گلو

 

این را با درد و درک هردو بخوانید

 

سلسله پست های دردهای جامعه

 

به شرح و قلم دامنه. به نام خدا. اول بگویم هوتک چیست؟ هوتک گودالِ روبازی ست که آب جمع شده در آن، سهم مشترک، میان حیوان و انسان است که بسیار آلوده  و انباشته از زالو و باکتری هاست.

 

اکثر مردم منطقه زابل، دچار بیماری‌های تنفُّسی سِل، تنگی نفس و ... هستند. هیچ کارخانه و کارگاهی در آن منطقه و حومه وجود ندارد.

 

 

دختران منطقۀ زابل زیر سنِّ 15 سال مجبور به ازدواج هستند، حتی در 9 سالگی نیز شوهر داده می شوند. و کودکان از گرسنگی جانی برای درس خواندن ندارند.

 

 

(منبع عکس)

 

 

مشکل سوءتغذیه نیز بیداد می کند و برخی دانش‌آموزان بدون صبحانه به مدرسه می روند و تا ظهر چیزی برای خوردن ندارند. به طوری که عزیز سارانی (نماینده سیستان و بلوچستان در شورای عالی استان‌ها و عضو شورای شهرستان زابل) صریحاً به عصر ایران گفت: «اینجا [منطقۀ زابل] شرایط وحشتناک است.»

 

 

 

مردم منطقۀ سیستان برای امرار معاش، به استان‌های دیگر همچون استان گلستان، خراسان جنوبی و یزد مهاجرت می‌کنند و بیچاره، دربه‌در و آواره استان‌های دیگر می‌شوند.

 

 

 

نمی‌توان دقیقا گفت چه میزان از روستاها تخلیه شده‌اند اما در اطراف شهرستانِ هیرمند، منطقۀ قرقری و نیمروز _در نزدیکی دریاچه خشک شده هامون_ تقریباً از جمعیت خالی است.

 

 

 

مردمان منطقه بلوچستان و چابهار برای مصرف آب از هوتک استفاده می‌کنند. آب این گودال‌ها به شدت آلوده است. اخیراً یکی از روستاییان به دلیل مصرف این آب، زالویی در گلویش گیر کرده بود. پزشکان مجبور شدند با عمل جراحی زالو را از گلویش بیرون آورند.

 

نمی دانم بگذرم با بگویم! بله؛ می گویم چون سخن حق را باید گفت، دستاوردهای انقلاب می دانیم خیلی زیاد است و منکرین آن باید خیلی بی انصاف باشند که آن همه را نادیده بگیرند و انکارش کنند؛ ولی، اما، زیرا، به خدا سوگند که رسیدن به دردهای مُزمن محرومان و رفع نیازهای ضعیفان و تهیدستان، اُسّ و اساس و فلسفۀ اصلی انقلاب ایران بوده است.

 

 

مردم را در فقر و بدبختی و ناداری تنها نگذارید! ای دولتِ خسته ای وزرای پا به سن گذاشته. ایران فقط تهران نیست. از عذاب خدا بهراسید و جامۀ کار بپوشید نه لبّاده های شیک و گشاد و نه پیراهن آخوندی سفید و موهای بزَک کرده.

۱۵ تیر ۹۷ ، ۰۶:۴۳ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

ایران، اسلام و روح یک ملت

ایرانی ها چگونه مردمی اند؟
 

 

به قلم دامنه. به نام خدا. با سلام؛ مطابق معمول دامنه، چهارنکته از این کتاب را به اشتراک می گذارم.

 

ابتداء مشخصات کتاب: ایرانی ها؛ با عنوان فرعی: «ایران، اسلام و روح یک ملت». نوشتۀ خانم ساندرا مک کی پژوهندۀ آمریکایی. ترجمۀ شیوا رویگریان. چاپ اول، ققنوس 1380، در 436 صفحه.

 

کتاب «ایرانی ها» نوشتۀ ساندرا مک کی. عکس از دامنه

 

در ص  8 می خوانیم: ایرانی ها به تبع هویت یگانۀ خود، با تمامی شیاطین خودی و غیرخودی به پیکار برخاستند... هیچ نیروی نمی تواند دو وجه ایرانی و اسلامیِ ایران را باز ستانَد. و حکومتی در ایران کامرواست که هر دو وجه _ایرانیت و اسلامیت_ را همواره در برابر دیدگان خود قرار دهد.

 

 

در ص 55 آمده است: دینِ زرتشت _دین قبل از ظهور اسلام ایرانی ها_ برای هزار سال در میان تشریفات بی تأثیر و مراسم عبادی اَسرارآمیز رو به فساد می رفت...

 

 

در ص 247 : «محمدرضا پهلوی نه تنها به خاطر حفظ استقلال ایران بلکه برای حفظ تاج و تخت خود ایالات متحده آمریکا را به ایران کشانده بود..و

 

 

در ص 402 نوشته است: «خاتمی [سید محمد] از سوی دیگر بیشتر به عمویی مهربان، شبیه است تا به سیاستمداری روحانی... او دین شناسی آزاده است... مردم وی را مردی می دانند که از شائبۀ فساد مبرّاست.»

 

 

در ادامۀ مطلب عکس متن ص 30 کتاب را منعکس کردم دربارۀ همپیوندیهای کوروش و دین زرتشت؛ که به نظرم مهم و خواندنی ست: می توان بر روی عکس کلیک کرد یا ضربه زد و در حجم بالا متن را مطالعه کرد:

 

بقیه ادامه

ادامه مطلب...
۱۵ تیر ۹۷ ، ۰۶:۳۳ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |
جمعه, ۱۵ تیر ۱۳۹۷، ۰۶:۲۲ ق.ظ دامنه |
طبیعت تابستانۀ دارابکلا

طبیعت تابستانۀ دارابکلا

به دیدۀ جناب یک دوست

احمد گرجی بالامحله. خال به دوش. خال، برگِ چلۀ درخت است برای خوراک دام. 14 تیر 1397.

 

 

عکس ها در اینجا

 

 

آقای محمدعلی نبی زاده برادرشهید ابراهیم نبی زاده. بیمارستان بوعلی ساری. ایام شهادت امام علی (ع) 16 خرداد 1397. ارسالی جناب یک دوست. با سلام و آرزوی سلامتی و شفا برای این مرد پرتلاش و خوش گفتار و خوش رفتار روستای دارابکلا. (ایشان دائیِ مادر همسرم هستند) عکس زیر محمدعلی نبی زاده و دامادش آقای گال برار بابویه دارابی برادر حسین نجّار و علی نجّار. درود به نبی زاده و سلام به جناب یک دوست که یادِ آقای نبی زادۀ این مرد خندان و بشّاش و مردمی و خاکی دارابکلا را تجدید کرده اند که اینک بر بستر بیماری ست.

 

 

برای شفای آقای نبی زاده صلوات

 

۱۵ تیر ۹۷ ، ۰۶:۲۲ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

انقلاب و نامحرمان

شرح و استفهامی بر زایش


به قلم  فتح الله دهقان: [دانش آموختۀ جغرافیای سیاسی] : سلام. بحث بسیار جالبی است (اینجا) و نیاز روز. اگر بیشتر راجع به زایش توضیح دهید ممنون. نکته بعدی اینکه ما از مرحله انقلاب عبور کرده و وارد حکومت شده ایم اصلا ایا امکان ماندن در شرایط انقلاب برای مدت طولانی وجود دارد؟

 

 

استاد به نکته مهم وظریفی اشاره فرمودند که مصداق سخن مقتدای من وشما است که فرمودند نگذارید انقلاب به دست نامحرمان بیفتد. انقلاب تئوری پردازان خاص خودش را طلب میکند که در شرایط خاص انقلاب پرورش یافته به انقلاب باور داشته وبرای ان هزینه کرده وگفتمان خاص انقلاب را تولید نمایند.

 

 

انقلاب به شرایط ابزار وعناصری که به گفتمان انقلاب باور داشته ودر راه ان سعی وتلاش نموده وحتی جان خود را در صورت لزوم فدا نماید این شرایط فضا را برای عناصر فوق الذکر فراهم نموده که به زایش دست بزنند ایا این شرایط اصلا مهیا است؟ ایا ان عناصر وجود خارجی دارند؟ اگر استاد ایدئالها و آرمانها را بفرمایند خوب است ولی اگر...

 


مسئله بسیار مهم فرهنگ است. انقلاب اسلامی ایا توانست فرهنگی  که برخاسته از تاریخی که از شرح وحال ملتی که  پدرسالار دارای حکومتهای بسیط  تک ساخت متمرکز و پادشاهانی که خود را فرّه ایزدی پنداشته و مورد قبول مردم نیز بوده است و ...... فرهنگ باید تغییر کند.

 

استاد هر کسی برسر کار امد وهر چه کرد به نام مکتب کمونیسم تمام شد عامه مردم نه سواد واطلاعات تاریخی را دارند نه حوصله این کارها را انها تاثیر این مسائل را در زندگی شان میبینند

 

راجع به مستضعفان حرف دل من را زدی ولی ایا مستضعفان در طول تاریخ پیاده نظام صاحبان صاحبان زر وزور وتزویر نبوده اند اگر روزی مستضعفان به غنای فکری رسیدند مشکل حل میشود والا.. شتر در خواب بیند پنبه دانه گهی لف لف خورد گه دانه دانه.

 

 

راجع به پیروان محمد وعلی که قبله امال من وشماست: همان انها (اَشراف) بودند که سر مبارک فرزند فاطمه که مولا ومقتدای من وعشق من است را از تن جدا کردند که فارغ افسانه های که کاسبان دین به ان اضافه نمودند تا از این راه نمدی برای خود دست وپا کنند تاریخ از نقل ان شرم دارد

 

 

ببین برادر تا تا مردم وخصوصا مستضعفان به بلوغ فکری در چهار چوب اخلاق و......نرسند همین اش است وهمین کاسه.

 

 

من وشما معتقدان به نظام  ومدافعان جمهوری اسلامی ودلباخته گان به ارمان های امام ولی وابسته به هیچ جناح وباندی نیستیم وعلاقمند به انسانهای که پاکدست و پاکفکر و البته دفاع اگاهانه ومنطقی وبجا واما راجع به دو گروهی که نام بردی، چنان اند که مگس گرد شیرینی. البته رفورم و اصلاح لازمه زندگی بشر است وهاگ اصلاح هیچ وقت نمی میرد وبا توجه به شرایط رشد ونمو میکند.

 

پاسخ دامنه

 

به نام خدا. سلام جناب دهقان. از ارائۀ فوری دیدگاهت نسبت به نوشتۀ دامنه ممنونم. چند جواب که خود پرسیدی:

 

1- گفتی زایش را کمی باز کنم. ببینید خوانندگان شریف، پنج مثال می زنم برای شرح زایش و یا منظورم از زایش.

 

مثال یک: عترت. در درون عترت هزاران راز و آموزه نهفته است باید زایش شود تا مفاهیم آن گفتمان سازی شود.

 

مثال دو: فرهنگ ایرانی. در ظرف فرهنگی ایران زمین باورها و اعتقادها و رفتارهای بسیار مهمی نهفته است که باید زایش شود تا آموزه و گفتمان و کردار گردد.

 

مثال سه: در قرآن میلیونها نکته خوابیده که باید زایش شود و تفسیر و آموزه سازی.

 

مثال چهار: دین. به قول دکتر عبدالکریم سروش، دین صامت است باید دین را به حرف آورد با معرفت دینی. این همان زایش است. نیز مفاهیم سازی خاص دکتر شریعتی از میعاد حج و فرهنگ انقلابی شیعه.

 

مثال پنج: انقلاب اسلامی ایران. این انقلاب محتوای بسیار عمیقی دارد و فرهنگ و گفتمان های متعدد، که شخصیت های بارزی آن رشد دادند و به پای تبیین آن و شرح رویکرد و بیان «مواضع»، شهید شده اند. مانند شهید مطهری و شهید بهشتی. وه باید بازهم زایش شود تا انقلاب آبیاری گردد و نپژمُرَد.

 

 

 

2- البته زایش ابعاد وسیعی دارد. که در آموزه ها عین مثال های بالاست و در رفتارها عین سیاست ورزی های شهید بهشتی که دائم مواضع را تبیین می کرد و حزب را معبدی برای سیاست ورزی می دانست و اهل زایش تفکر و کادرسازی بود.

 

 

و در گفتمان سازی عین خلاقیت های ملکیان و دکتر سروش البته در نقد وضع موجود برای نیل به وضع مطلوب.

 

 

بگذرم. امید است اشارات من گویا بوده باشد و گرفته باشید جناب دهقان و خوانندگان.

۱۴ تیر ۹۷ ، ۱۸:۵۵ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

کتاری و کتابی

زایش و زُدایش

 


به قلم مهندس محمد عبدی سنه کوهی: با سلام به شما کبلاقا ابراهیم عزیز. مبحث بسیار خوبی را (اینجا) باز نموده ای. چه جالب، زایش و زدایش.

 

مهندس محمد عبدی سنه کوهی

 

 

اینهایی که فرمودی، تبیین تئوریکی بسیار خوبی است و در این چهل سال انقلاب، تو مغزمان زیاد رفته و از نظر تئوریکی و بحث شناسی و به قول پدر خدابیامرزم «کتاری» خیلی خوبه، چونه ها گرم بیوفته خوبه. البته تبیین اینگونه مباحث برای جوانان مفید هست و ... .

 


در عمل و نتیجه رعایت زایش و زدایش انقلاب خودمان را که خون بهای شهیدان را شخصاً اصلا سر در نمی آورم و برای اینده این نظام بسیار احساس خطر می کنم خطری که می تواند خود، انقلابی دیگر باشد یا جنبش و نهضتی اصلاح طلبانه. اگر غیر از نسخه اصلاح طلبانه شما نسخه دیگری سراغ دارید برایم تبیین فرمایید.

 


جا زدن خود در بین ضلع سومی که بین اصلاحات و اصول گرا باشد، فعلا قابل فهم نیست. مگر اوایل انقلاب که روش امام خمینی ره بود و افکار مختلف را سر یک سفره می نشاند، اما هزاران دریغ و حیف که اکنون اثری از آن نیست و جایش را افتراق و انقطاع و انشقاق گرفته است و هر گروهی رأس کار می آید در دریای اختلاس و دزدی های قبیله ای و باندی خواه ناخواه غرق می گردد و بوی تعفُّن لجن دروغ و اختلاس تمام جامعه را در نوردیده است و دریغ از پالایش و پاکسازی و قاطعیت در برخورد !!!

 


حمله شما به اصلاح طلبان، هر چند انتقاداتی به بسیاری از آنها وارد است قابل فهم است و شما را درک می کنم فقط یک جمله عرض کنم اگر سرسختانه و بی منطق در دنیای جدید فقط مشغول بُرد موشکهایمان باشیم و ناشیانه و آزمون و خطا دل به انرژی هسته ای ببندیم و از رفاه و زندگی مردم غفلت کنیم و جیبهای اطرافیان و وابستگان به حکومت فقط پر باشد و سفره اکثریت ملت خالی دنیا این «وَل چو» را راست خواهد کرد.

 

 

اساسی آنوقت همان پا برهنگان و فقرا و مستضعفان یا سکوت خواهند کرد مثل ملت عراق و یا همراهی مثل ملت افغانستان. خدایا دور باد ازین ملک و مملکت. درود بر شما و روان پاک شهدای عزیز.

 

 

پاسخ دامنه

 

به نام خدا. سلام مهندس. صاف می روم روی اصل جواب. 1- بسیارسپاس از این همه حضور مسئولانه در پاسخ به نوشته های دامنه. 2- اساساً منطق هم اول کِتاری ست و بعد کتابی. در غار حرا هم اول فقط پیام می آید بخوان: اقراء. سپس مکتب تبیین می شود. پس کِتاری و کتابی، کنار هم اند. کِتار در گویش مازندرانی یعنی چونه.

 

 

3- در آن بخش که دردها را برشمردی با شما هم نظرم. 4- در موشک و هسته ای با شما کمی اختلاف دارم. درست که با فقط موشک مملکت درست نمی شود، ولی اگر موشک نباشد هم اصلاً نمی شود. به لحاظ علم روابط بین الملل اوضاع کنونی جهان، صلح مسلّح است چیزی شبیه قبل از عهدنامه ورسای. لذا ایران نمی تواند تماشگه راز بماند و مانند صوفیه خلسِه بگیرد و سماع.

 

 

5- من حمله نکردم، اصلاح طلبان را نقد و مورد یک پرسش قرار دادم که آیا حاضرند امام را نقد کنند اگر آری، چرا نمی کنند و اگر نه چرا نه. یعنی فقط سی سال دورۀ پس از امام باید اصلاح شود؟. 6- فرمودی بین دو جناح جا زدی. این اصطلاح شما اساساً غیراخلاقی است. گرچه من، هرچه از رفیق شفیقی چون عبدی برسد، برکت می دانم، ولی من نیازی به جازدن ندارم. تفکرم اینه. اسمی هم ندارد. بازسازی را هم به لحاظ تئوریک مطرح کردم و نه فعل سیاسی.

 

از آن رفیق به دلیل حضور عالی در بحث های دامنه ممنونم و فوق العاده خوشحال و دلگرم. برای تو و خودم همیشه دعا می کنم که قلم و قدم را باهم طی کنیم

۱۴ تیر ۹۷ ، ۱۸:۵۱ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |
پنجشنبه, ۱۴ تیر ۱۳۹۷، ۰۶:۵۸ ق.ظ دامنه |
در ارومیه چه گذشت؟

در ارومیه چه گذشت؟

سفرنامۀ تبلیغی شیخ مالک

 


به قلم حجت الاسلام مالک رجبی دارابی: سفرنامۀ تبلیغی. قسمت دوم. با سلام ارادت آقای طالبی. بخش دیگری از این دسته از مطالب بنده، به دامنه خوانان محترم ارائه می گردد:

 

بیدار شو ای دل که جهان می‌گذرد

وین مایهٔ عمر رایگان میگذرد

در منزل تن مخسب و غافل منشین

کز منزل عمر کاروان میگذرد

(مولوی «دیوان شمس» رُباعیات)
 

شیخ مالک رجبی. سفرتبلیغی خرداد 1397 یالرود؛ محلۀ محدث نوری. از توابع بلدۀ نور

 

عده ای زیادی از بزرگان به من گفتند شما که سفرهای زیاد تبلیغی دارید از عمر خودتان استفاده کنید. دست به قلم بشوید حتما سفرنامه ایی تدوین کنید. بنده سالهای سال تصمیم گرفتم بنویسم، ولی تازه موفق به نوشتن شدم امیدوارم مفید واقع شود. و حال ادامه ی آن را داشته باشم.

 


چه خوب بود همان موقع می نوشتم به همراه تصویر و عکس، اما این توفیق هم حاصل نشد. آنچه که بیاد دارم مرقوم میدارم.
 

 

شَوق و ذَوق وافر اینجانب نسبت به تبلیغ و سفرهای تبلیغی، باعث شد سه کیف بزرگ کتب تبلیغی و لباسم ۳۴ ساعت طی طریق با اتوبوس در اواخر دی ماه ۱۳۷۶شمسی از مشهد مقدس با حکم و نسخه ی تبلیغی عازم سپاه ارومیه قرارگاه حضرت حمزه ی سیدالشهداء و گردان المهدی و گردان ۱۴ معصوم ع و گردان نظام مهندسی و پادگان مالک اشتر قرار بگیرم.

 

 

ابتدای ورودم ساعت ۱۰ شب اول ماه مبارک در قرارگاه حمزه سیدالشهداء مستقر شدم. در بَدو ورود با

بقیۀ خاطره و جواب دامنه ادامه

ادامه مطلب...
۱۴ تیر ۹۷ ، ۰۶:۵۸ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

زایشِ انقلاب

یک بحث تازه است از دامنه

 

به قلم دامنه. به نام خدا. از نظر من، انقلاب «زائو»ست. هم می زاید و هم می زُداید؛ و انقلاب اسلامی ایران، به عنوان عالی ترین انقلاب معنوی و سیاسی جهان، باید زایش کند. باید بزاید. و باید بزُداید. در یک کلام انقلاب باید زاینده باشد. چرا و چگونه؟

 

 

ابتداء یک مقدمۀ چندسطری نیاز است: انقلاب، وَجه مُمیّزۀ مشخصی دارد یعنی هر تغییر و تحول و دگرگونیی انقلاب نیست. هر انقلاب باید حداقل 5 مشخصّۀ ذاتی داشته باشد تا نامِ انقلاب به خود گیرد؛ که نویسندگان داخلی و خارجی بر روی آن کتاب ها نوشته اند: مثلِ خانم نیکی کدی شرق شناش آمریکایی و دکتر مصطفی ملکوتیان (با استاد مصطفی ملکیان فیلسوف نامدار ایران اشتباه نشود که نظریه پرداز و استاد معنویت است).

 

 

دکتر مصطفی ملکوتیان کاشانی در کتابش «تئوریهای انقلاب» بخوبی نظریه های انقلاب را تألیف کرده است که من شاگرد ایشان بودم در سال 1371 در دانشگاه تهران و در این درس از ایشان بسیار آموخته ام. بگذرم.

 

کتاب «سیری در نظریه های انقلاب» تألیف دکتر مصطفی ملکوتیان

 

 

اما بحث؛ همۀ حرفم این است: اگر انقلاب _هر انقلابی_ «زائو»بودنش را فراموش کند و به محض تثبیت، به قول دکتر علی شریعتی از نهضت به نهاد تبدیل گردد، اندک اندک زوال خود را می بیند.

 

 

مثلاً اگر انقلاب پیشرفتۀ کمونیستی_سوسیایستی ولادیمر ایلیچ لنین روسیه شوروی، به جای ژوزف استالین _که خودخواه بود و دیکتاتور و بلکه دولتی توتالیتر (=تمامیت خواه)_ به لئون تروتسکی می رسید، شاید زایش می کرد و به عنوان یک موجود زاینده، حیاتش را تضمین می نمود. که دیدیم استالین همه چیز لنین را برباد فنا داد و این نظام با 70 سال سابقه به موزه رفت.

 

 

 

حال می آیم سراغ انقلاب اسلامی ایران. از اینجا آغاز می کنم، که به گمانم انسجام و وحدت بحث بهتر دیده می شود و خواننده را زودتر به اُسّ مطلب راه می دهد:

 

 

 

چنانچه می دانید، یک فیلسوف مشهور و پرآوازۀ پُست مدرنِ غربی _میشل فوکو_ انقلاب ایران را «روح جهانِ بی روح» لقب داده بود. و خود به ایران آمده بود تا نظریه اش را تکمیل کند.

 

 

او چندسالی ست بر اثر ایدز _ البته به روایت رسمی غربی ها_ مُرده است، ولی انقلاب ایران، همچنان ضربان قلبش آرام و جهنده و گاهی هم پُرتپش می زند. او نیست، تا بتواند نظرش را اصلاح یا نقد و یا تکمیل کند، که انقلاب ایران همچنان «روح جهانِ بی روح» باقی مانده است یا نه!؟

بقیه ادامه

 

ادامه مطلب...
۱۴ تیر ۹۷ ، ۰۶:۵۶ ۸ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

آنچه بر من گذشت 71

زندگینامۀ من

 

پست 6528. آنچه بر من گذشت. قسمت 71. به نام خدای آفرینندۀ آدمی. با آن که خودم را یک نیروی پُرجهندۀ سیاسی می دانستم و از مسائل مملکت و جامعه و اوضاع اندیشه ای دهۀ شصت، بی خبر و بی توجه نبودم؛ اما چارچوب شغلی ام را به مُرّ قانون و فرمان تحذیری امام خمینی _رهبر کبیر انقلاب اسلامی_ دقیقاً رعایت می کردم و هیچ گاه خلافِ این جهت شنا ننمودم.

 

 

 

26 خرداد 1369 ساری بودم که خبر رسید وضع همسرم دگرگون شده. خودم را فی الفور به منزل رساندم و آن دو _مادر و فرزندِ در راه_ را با هول و ولَع و دِهشت، به بیمارستان امام خمینی ساری؛ کمی پایین تر از دروازه بابل، در تقاطع امیرمازندرانی. ساعتی نگذشت که عادل من _پسر دومم_ پا به جهان گذاشت.

 

 

 

آن روزها سونوگرافی کمتر رسم بود. اغلب خانواده ها، ریسک نمی کردند ببینند آیا فرزندِ در شکم، از ذکوره یا ازاُناث؟ لذا من، پیش بینی کرده بودم اگر دومین فرزندم، دختر باشد، یکی از صفات برجستۀ فاطمه زهرا _سلام الله علیها_ را بر او بگذارم؛ یعنی مُنعِمه، یعنی نعمت پروردۀ خدا.

 

 

که نشد و خدا هرگز به ما دختر نداد. که می گویند دختر؛ رحمت است و برای پدر، نازکِش. راضی به حکمت و مصلحت خدای مهربان ام و جَبهۀ سپاس و شکر بر زمین می سایم.

 

 

نام اولین فرزندم را بر مبنا و نیّت عرفان _خداشناسی و خداجویی_ در همان ایام مجرّدی، عارف گذاشته بودم و این دومین فرزند را بر حسب عشق به عدالت و عدل الهی، عادل نهادم.

 

 

دامنه. سال 1384. عکاس: سیدعلی اصغر

 

 

پیش تر از آن، سعی کرده بودم خانه ای در حیاط خانۀ پدرومادری ام _که والدین بهتر از جانم، اجازۀ ساخت آن را به من داده بودند_ بر روی بنای نیمه ساز قبلی _که شیخ وحدت سال های اوائل انقلاب تلاش کرده بود بسازد که ادامه نیافت و پدر با او حساب کرد_ بسازم، و ساختم.

 

 

چون طی این مدت _از 31 مرداد 1365 تا نوروز 1367_در دو اتاق مجاور سمت شرقی منزل پدرومادری، با آنها زندگی می کردیم. به قول محلی ها هنوز سِوا _یعنی جدا_ نشده بودم. خورد و خوراک و پخت و پزها واحد بود و یکجا. زیرا عروس خانواده ها _طبق رسوم محل دارابکلا_ تا مدتی باید پیش پدرشوهر و مادرشوهر زندگی می کرد. همین خانه ای که ساخته و تکملیش کردم، پس از فوت والدینم به عنوان ارث ماندگار مرحومان پدرو مادرم، برای من ماند. درود و صلوات خدا بر روح جاویدان و پاک شان.

 

 

 

معمولاً در دارابکلا، روال همین گونه بود. یعنی عروس و داماد تا دوسه سال در کنار خانواده زندگی می کردند و آرام آرام از والدین و اعضای خانه، جدا می شدند. که حالا کمی فرق کرده است. اول خانه می سازند و سپس عروسی می کنند. بگذرم.

 

 

طی پنج سال اشتغال در ساری، در این شهر چهارپاتوق داشتم که اغلب آنجا سرمی زدم: یکی: کتابفروشی رسالت در خیابان انقلاب روبروی مخابرات. دیگری: کتابسرای دانشجو در خیابان فرهنگ، پیچ روبروی ادارۀ کل آموزش و پرورش. سومّی: لوبیافروشی داغ سرِ تقاطع قارن_انقلاب که صبحانۀ دلچسبی می داد؛ لوبیاچتی داغ با آرد و کولک گلپَر که به زبان بومی می گویند لوبیا پَته. و چهارمین پاتوقم: دفاتر توزیع و فروش پنج روزنامه مهم آن دهۀ داغ شصت بود: اطلاعات، کیهان، جمهوری اسلامی، رسالت؛ و سپس روزنامۀ سلام؛ که بعد از رحلت امام توسط سیدمحمد خوئینی ها تأسیس شده بود.

 

 

روزنامه سلام. شمارۀ 21 آبان .1374. تیتر سخنان مرحوم هاشمی رفسنجانی

 

 

 

من این پنج روزنامه را بی هیچ وقفه ای، همه روزه می خواندم. فقط یکی را نمی خریدم _روزنامۀ جمهوری اسلامی_ چون که در محل کار توزیع می شد. که هنوز هم در منزل دارابکلا، شماره های مهم و تاریخی این پنج روزنامه را در آرشیو و بایگانی شخصی ام دارم. یادم است بیشتر متن های مهم و سرمقاله های بسیارمهم و تاریخی این پنج روزنامه را، با پول شخصی ام، و با وساطت رفیقم سیدعلی اصغرشفیعی دارابی، فتوکپی کرده بودم و به صورت صحافی و کتاب درآورده بودم و گاهی در جلسات و نشست ها از آن استفاده می نمودم.

 

 

 

بگذرم و خواستم بگویم ما و همدوره ای های عصر ما، این گونه، زندگی را پیش می بردیم. که با تأسُّف فراوان، سطح مطالعات این نسل حاضر، نه فقط کم، بلکه تعطیل شده است و همه، در تلگرام می پلکند و ضرر و زیان و حتی خُسران قرآنی می خرند. ننگ و خطر وحشتناکی که آیندۀ ایران را خواه ناخواه نابود می سازد. و شک ندارم دشمن پشت این قضیه است.

 

 

بدا به حال کسانی که با هرزه نویسی ها،چرندبافی ها، دری وری ها و تهمت ها و هجویات زشت، نوجوانان معصوم این مملکت را، ساعت ها، تا پاسی از شب، در تلگرام و کانال های بی ارزش و مزخرف شان، مشغول می سازند و کتاب و مطالعه را _که انسان را می سازد و جامعه را دگرگون می کند_ مظلوم و تنها و خاکخور و گردگیر، رها ساخته و کناری انداخته اند. خدا نگذرد! نمی دانم چی بگویم. بگذارم و بگذرم. خیلی حسرت و افسوس می خورم و حتی غُصّه.

 

 

حالا دیگر شهریور 1371 نزدیک می شود و من در سن 29 سالگی، به دلیل قبولی در رشتۀ علوم سیاسی دانشگاه تهران_ باید محل کارم را با 5 سال سابقۀ خدمت و 3 سال سنَوات مثبت (جبهه و نیز مدتی سربازی) جمعاً 8 سال سابقه؛ و نیز محل سکوتم را با 29 سال سکونت و خاطره و همهمه و وِل وِله و هِلهله، برای یک گام متعالی تر _یعنی درس و مشق_ که عشق ثانی من شده بود_ ترک کنم. و کردم.

 

 

دارابکلا را با یک وانت نیسان اثاثیۀ منزلمان، که نیمی را در همانجا باقی گذاشته ایم_ با وداع جانسوز با والدین و خداحافظی خاطره انگیز را اُقربا و رُفقا، به سمت قم ترک می کنیم. که من اسمش را نه گُسَست، بلکه هجرت می گذارم. دو هجرت: هجرت اول من در سال 1363 به قم برای طلبگی حوزه. و هجرت دوم ما به قم در سال 1371 برای دانشجویی دانشگاه.

 

 

پسرانم: عارف. عادل. عاصم. 1383. عکاس: دامنه

 

 

من و دو فرزندمان عارف و عادل و همسرم خدیجه، به رانندگی داماد خاندان مان آقای حسینعلی رمضانی. حالا هم فرزند سوم _عاصم_ در راهِ دنیاست و هم ما در راه قم. هجرت دوم. در این حرکت تاریخی عمرم، چه ها بر من گذشت؟... تا بعد...

(نشر همزمان در: آنچه بر من گذشت: اینجا)

۱۴ تیر ۹۷ ، ۰۶:۴۶ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

بحث آزاد دربارۀ کوروش کبیر

دیدگاه جناب دهقان

 

به قلم  فتح الله دهقان: [دانش آموختۀ جغرافیای سیاسی] : سلام. بسیار جالب بود. [اشاره به این پست: اینجا] دراین خصوص لازم میدانم به عرض برسانم ما نباید مطلق نگاه کنیم. بایستی نسبی قضایا را دید.

 

سخن منتسَب به کوروش کبیر


 

ودیگر این که هر طبقه ای را بایستی با جنس خودش در طبقه خودش مورد بررسی وتجزیه تحلیل قرار داد. واین طور نیست که بگوییم همه پادشاهان ظالم واهل فسق وفجور بوده اند. افرادی مثل کریم خان زند و... نیز بوده اند.
 

 

 

وبه نظر من ما بایستی پادشاهان را با هم مقایسه کنیم در این بین عده ای بهتر از دیگران بوده اند. اصلا قدرت فساد میاورد. البته خواهش میکنم هر که میخواهد به من پاسخ دهد مثال مولا علی را نیاورد. بله، علی (ع) نمونه واسوه تقوا بود. ولی یکی بود. ما هم مخلصشیم. به قول کوچه بازاری کَرشیم.

 


اصلا قدرت که در پادشاه وحاکم تجلی میکند این مسائل جزئ لاینفک آن است. اصلا بفرمایید کی ظلم نکرد؟ اصلا ما یک ایراد اساسی داریم که این مسائل را با اخلاق قاطی میکنیم. این ها مقولات متفاوتند. وبه نظر من شاید به عدم شناخت ما به این مسائل برمیگردد.

 


استاد بدرستی فرمودند عده ای کینه وعناد دارند به جمهوری اسلامی. وهمه چیز را سیاه میبینند.و آنها ایراد دارند که ولی فقیه حکومت فردی واستبداد است ولی هم اینها، مدینه فاضله شان محمدرضا شاه است.
 

 

 

من خودم از رضا پهلوی شنیدم که پذیرفت واقرار کرد که پدرش مستبد و خودرأی بوده است. اینها دور قبری شیون میکنند که مُرده ای در آن نیست. البته وقتی منصفانه نگاه بکنیم رضاشاه خدمات بزرگی باین  کشور کرد. در هر حال  ما بایستی نسبی قضایا را ببینیم. و مهمتر اینکه در نوشتن وتحلیل هامون منصف باشیم وحق را بگوییم  که قطعاً به مذاق خیلی ها خوش نمی اید.

 

 

پاسخ دامنه

 

به نام خدا. سلام جناب دهقان دوستِ نویسندۀ فاضل من. خدا خیرت دهاد و هر کجا هستی این روزها، روزهای شیرین و شب های پرستاره داشته باشی. اما بعد، تکمیل بحثت:

 

1- بسیار خوش آمدید به بحث آزاد دربارۀ کوروش. مطلبت را خواندم و ورای آن را هم خواندم و از بیان دیدگاه شما بهره گرفتم. ارزش بحث در همین علم افزایی هاست.

 

 

2- من پادشاه عادل نمی شناسم. اگر می شناسید معرفی کنید. کوروش را با آن مشخصات می شناسم که در آن پست (اینجا) رُک گفتم. اگر کریم خان زند ملایری (بنیانگذار دودمان زندیه) را مثال آورده ای، حتماً تاریخ را مرور کرده ای، ایشان _که روح شان شادمان باد_ برای برائت از عنوان پادشاهی خود را «وکیل الدُوله» خواند. پس طبق فرمول و مبانی شما وی را باید در طبقۀ خودش بررسی نمود نه در عِداد پاشاهان.

 

 

3- بحث فقط بحث ظلم پادشاهان نیست. من اساساً پادشاهی را غصب می دانم. غصبِ حق ملت و بالاتر غصب حق حاکمیت خدا. هرکس شاهی کند محکوم است. چه کسی به پادشاهان حق حکمرانی داده است؟ آنان به زور و وارثت بر مردم سوار شدند و استبداد بر این مملکت گستراندند.

 

 

ما در اسلام به جای پادشاه و شاهنشاه و عنواین دیگر، رهبری داریم که الگوی مدیریتی شیعه است و علم و عدل صفت برجستۀ آن است. لذا اگر روزی خدای ناکرده ولی فقیه هم پایش را کج بگذارد و به فرمودۀ امام خمینی _رهبر کبیر انقلاب اسلامی_ بخواهد دیکتاتوری کند، خود به خود منعَزل است. زیرا اسلام با هیچ کسی شوخی ندارد.

 

 

همۀ این دغدغه های امام، برای این است که نظریۀ سیاسی شیعه، مخدوش نشود. یعنی ارادۀ ملت، بیعت آزاد با حاکم، رأی به وکیلان برای خدمت و مسألۀ کلیدی و مهم شیعه، یعنی رابطۀ متقابل رهبری و امامت و اُمّـت.

 

 

4- خیلی عالی موضوع استبداد پهلوی را روشن کرده ای و این بیان شما تحسین دارد. درمورد رضاخان میرپنج اما با شما توافق ندارم. جریان عنود را هم خوب مثال آوردی که به انقلاب اسلامی کینه کردند و دنبال هر حربه و ابزاری برای کوبیدن آن هستند.

 

 

این که واژۀ «استاد» را برای من بکار برده ایی، من بی تعارف بگویم شاگردِ همۀ دامنه نویسان و دامنه خوانان شریف هستم. از حضورت، صمیمانه ممنونم و منتظر نوشته های خوب شما می مانم.

۱۳ تیر ۹۷ ، ۱۷:۲۷ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

آری اینچنین بود برادر!

توضیحی بر متن کوروش کبیر

 

به قلم دامنه. به نام خدا. رفیق گرانقدرم جناب مهندس محمد عبدی سنه کوهی در (اینجا) متن مرا دربارۀ کوروش (اینجا) مورد نقد قرارداده اند؛ که ضمن قدردانی جانانه از وقت گذاری ایشان برای نقّادی، توضیحی جهت جواب به ایشان، برای دامنه خوانان شریف ارائه می کنم:

 

 

 

1- هیچ پادشاهی پیامبر نبود، اما برخی پیامبران الهیِ بنی اسرائیل مانند حضرات داود و سلیمان _علیهماالسلام_ به امر خدای متعال، جامۀ سلطنت بر تن کردند؛ چنانچه حضرت یوسف (ع) پس از همۀ ابتلائات و زندان و آزمون ها و محنت ها، به مشیّت خدا، عزیز مصر شد. و فرق است میان پادشاهی که به زور و وراثت، بر مردم حاکم شود با سلطانی که خدا او را به مصلحت دین و مردم آن روزگار، برگزیند. بنابراین، ایراد اول شما جناب عبدی بر متن من، خَلط موضوع بوده است.

 

 

 

2- دکتر شریعتی در نوار تاریخی «آری اینچنین بود برادر!» خطابش به همۀ بردگان و تهیدستان است و ذمّ همین سلطنت ها و شاهان که اَهرام ثلاثه و کاخ های ستم را ساختند و بر گُردۀ مردم سوار شدند. او رفت کنار اهرام نشست و نوشت و بعد در مشهد یا حسینیه ارشاد تهران، آن را بر شنوندگان پرشور و شعورش با آن لحن آسمانی اش خواند. دیدگاه من نسبت به پادشاهان، از همین نوار متفکرانه شریعنی شکل گرفته است و همچنان به شریعتی دراین باره ایمان دارم که  از روی علم، سخن گفت، نه از روی حقد و جهل و احساس.

 

 

 

3- خوشحالم خود جناب عالی پس از کمی نقد، تصریح کرده ای: «و صد البته از منظر نگاه دینی شما هرگز در مسیر ظلم و جور نبودند.» آیا به یک مؤمن به دین مبین اسلام می آید انبیای الهی را در مسیر ظلم قرار دهد!؟ حتی تصوّر و خیال این تفکر، خطا و بلکه گناه است چه برسد به باور به این نقیصه و ذَنب لایغفر.

 

 

 

ما طبق آیات 3 تا 4 سورۀ بقره که می فرماید ایمان شش شرط دارد، پنجمین آن این است که مصدِّق همۀ انبیاء باشیم. «وَمَا أُنْزِلَ مِنْ قَبْلِکَ: و آنچه پیش از تو فرود آمده است،». پس، قیاس پادشاهیِ پادشاهان و از جمله کوروش با سلطنت برخی از پیامبران (ع) به اقتضاء حکم خداوند، از اساس نارواست. و به نظر من  شما در نقد کمی شتاب زده عمل کرده ای.

 

 

 

 

4- شاید خودت هم بهتر از من می دانی، کسانی که از کوروش «بُت» می سازند، و دم از احیای آیین زرتشت می زنند، و یا شعار احیای سلطنت می دهند؛ اغلب شان یک کلمه از کوروش نمی دانند. اینان، _بیشترشان_ به کینۀ انقلاب اسلامی، دم از کوروش می زنند و او را تظاهراً جلوی نظام ایران علَم می کنند تا به نیّات شوم شان برسند. و الّا، کوروش اگر در قرآن تمجید شده است و عملکردش آن گونه توصیف گردیده است، برای آن بوده است که ستمدیده هایی را از مَهلکه ی ستم کنندگان نجات دهد و یأجوج و مأجوج را با آن سدّ سدید ش دربند کند.

 

 

 

 

تو خود می دانی عبدی، که یأجوج و مأجوج های امروزی! کوروش را هم قبول ندارند. آنان فقط در پیِ انتقام گیری از انقلاب اسلامی اند، که بساط سلطنت و شاه و شاهی گری و خیانت های سازمان های برانداز را برچید و مردم را و آرای آزاد مردم را حاکم کرد و ولایت فقیه هم مواظبِ همین دو امر است: حفظ حدود شرع و حفظ حقوق مردم.

 

 

عکس کوروش کبیر و ماندانا

 

 

5- اما از پاراگراف «باید قبول کنیم که...»، نوشتۀ منتقدانۀ شما بر دامنه، تا انتهای پست شما، هیچ ربطی به متن من ندارد. لذا منطقاً معاف از پاسخم. از سماحت طبع شما جناب عبدی باخبرم؛ لذا می دانم پاسخ من شما را حتی اگر اقناع هم نکند، ظرفیت شنیدن و بحث کردن داری. ضمن آن که من در آن متن استنثنائاتی برای کوروش، _نسبت به پادشاهان دیگر_ قائل شدم؛ که گویا شما آن را از دیده معمولاً تیزبین خود، عبور نداده اید. برایت آرزوی سعادتِ هر دو عالم _بلکه عوالم_ می کنم. تمام. قم. ارادتمند: دامنه.

 

 

پاسخ عبدی به دامنه

 

و

سلام مجدد
این نوشته شما را کجای دلم بگذارم اخوی:
«پادشاهان، همیشه بر مردم سرزمین خود ستم روا داشته اند و اربابی کرده اند و آنان را برده و رعیت و بی سرزمین ساخته اند.»
 
 
 
منظورم به این کلمه همیشه بوده و هست. قصدم دفاع از پادشاهی نبوده و نیست و اعلان برائت کردم اما اینکه شکل دیگری غیر از موروثی که آنهم مبتنی بر دلایل و شواهد عامه پسند بوده و هست چنین به نظر میاد که غیر موروثی سلطنت هم دچار مشکل و غیر قابل دفاع شده است .
 
 
 
اینکه ضامن دفاع از حقوق مردم را شخص یا افرادی خاص هم تلقی نماییم هم به نظر می رسد که دیگر خاصیت و کارایی استدلالی خود را از دست داده است به نظرم آنهم مشروط به تایید اکثریت مردم در یک فضای انتخاب آزادنه است و لاغیر.
 
 
نگاه دکتر شریعتی هم در یک دوره خاص با نگاه برتر آنزمان شکل گرفته بود و اگر اکنون بود دور از ذهن است چنین بیاناتی را تکرار می کرد حداقل سکوت می نمود .
 
 
البته آنانی که به فکر احیای سلطنت هستند را نه نفی می کنم و نه تایید نیتشان حداقل بر من و شما مشخص هست چه آنانی که با پرچم و علم کورش و رضاشاه به راه افتادند و چه با علم مقدس خلیفه پنداری جانشینی پیامبر و تقدس مآبی های افراطی.
 
 
 
به نظرم حفظ شرع ابزاری شده است برای تامین خواسته قشری خاص و این مذموم و پذیرشش برای عامه عموم سخت شده است کار به شخص خاصی ندارم اما تفکر غالب فعلی با ابزار دینی در حال جا انداختن مطامع دنیوی با شعار اخروی است و ازین نظر بنده خود را همراه برخی ها نمیدانم و صف خود را جدا می دانم و حقیقت قضیه آن است که نباید دین را ابزار سرکوب خواسته های برحق مردم کرد و نظر اکثریت را نباید نادیده گرفت و بر منتخب اکثریت ملت عرصه را چنان سخت کرد که نظر و کارش مورد هجمه قرار گیرد و روز حسابرسی خود را صاف در کشید و ناه و عقاب را برای دیگران خواست و ...
 
 
 
باید قبول کنیم را فعلا نه شما دوست خوبم و نه آنانی که باید بشنوند نمی شنوند و خود را به کوچه علی چپ می زنند و فعلا چون تنعم در سفره پهن انقلاب و خون شهدا زیر دندان آنان هست حرفی برای گفتن نه من دارم و نه شما
باشد تا روزش شاید کسانی شنیدند

موفق باشید ای رفیق شفیق

 

 

جواب مجدد دامنه

 

به نام خدا علیک السّلام مهندس. من در آن متن (اینجا) حکمت و فلسفۀ ولایت فقیه را گفتم که «ولی فقیه در جامعۀ مسلمین، مواظبِ دو امر است: حفظ حدود شرع و حفظ حقوق مردم.» و این نافیِ حقّ حاکمیت بر سرنوشت ملت نیست، که شما اشکال وارد نموده اید.

 

 

نیک می دانید که برخی ها ولی فقیه را برنمی تابند ولی حاضرند جان و خون شان را برای شاه های مُرده و پادشاهان خیانتکار و ستمگر و بدکار

بقیه ادامه

ادامه مطلب...
۱۳ تیر ۹۷ ، ۱۴:۱۴ ۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |
چهارشنبه, ۱۳ تیر ۱۳۹۷، ۰۷:۵۷ ق.ظ دامنه |
سادات جهان چند نفرند؟

سادات جهان چند نفرند؟

100 میلیون سادات جهان

 

به توضیح دامنه: با سلام و احترام صمیمانه به همۀ سادات که نزد شیعیان از قُرب و درجات عالیه برخوردارند، و اعتقاد راسخم به فضیلت سادات محترم این پست را با شوق و اشتیاق تقدیم می کنم:

 

 

در نشست «جایگاه سادات در اسلام» در کشور آفریقایی سنگال عنوان شد که مجمع جهانی اهل بیت (ع) تلاش برای تشکیل "جامعه جهانی سادات" را آغاز کرده است.

 

در جهان 100میلیون سادات داریم که 6 میلیون از سادات در ایران زندگی می‌کنند.

 

 

در این همایش عنوان شده است که جایگاه پیامبر اسلام (ص) و محبت مسلمانان به اهل بیت (ع) در قرآن و حدیث، فرهنگِ احترام به فرزندان حضرت زهرا (س) دستمایۀ مهمی برای تحقق وحدت امت اسلامی در عصر حاضر است.

 

 

در تمدن ایرانی اسلامی، موضوع سادات در ادبیات فارسی جایگاه رفیعی دارد؛ مانند شعر بلند سنایی غزنوی در مدح محمد (ص) و آل محمد (ع).

 

 

بسیاری از مردم سنگال به ویژه رهبران دینی این کشور همچون شیخ احمدو بامبا و حاج مالک سی، از سادات حسنی هستند. (منبع)

۱۳ تیر ۹۷ ، ۰۷:۵۷ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

نامۀ امام علی به معاویة بن ابی سفیان

راهِ ما، راهِ علی

 

این نامه را بخوانید

 

خویشاوندان ما از قریش مى ‏خواستند پیامبرمان صلّى اللّه علیه و آله و سلّم را بکُشند،  و ریشه ما را درآورند و در این راه اندیشه ‏ها از سرگذراندند، و هر چه خواستند نسبت به ما انجام دادند، و زندگى شیرین را از ما سلب کردند، و با ترس و وحشت به هم آمیختند، و ما را به پیمودن کوه‏ هاى صعب العبور مجبور کردند،  و براى ما آتش جنگ افروختند، امّا خدا خواست که ما پاسدار دین او باشیم، و شر آنان را از حریم دین باز داریم.

 

 

نهج البلاغه امام علی علیه السّلام

 

 

مؤمن ما در این راه خواستار پاداش بود، و کافر ما از خویشاوندان خود دفاع کرد، دیگر افراد قریش که ایمان مى ‏آوردند و از تبار ما نبودند، هر گاه آتش جنگ زبانه مى ‏کشید، و دشمنان هجوم مى ‏آوردند یا به وسیله هم پیمانهای شان و یا با نیروى قوم و قبیله ‏شان حمایت مى ‏شدند در امان بودند.

 

 

پیامبر اسلام صلّى اللّه علیه و آله و سلّم اهل بیت خود را پیش مى‏ فرستاد تا به وسیله آنها، اصحابش را از سوزش شمشیرها و نیزه‏ ها حفظ فرماید، چنانکه عبیدة بن حارث در جنگ بدر، و حمزه در احد، و جعفر در موته،  شهید شدند. 

 

 

کسانى هم بودند که اگر مى ‏خواستم نامشان را مى ‏آوردم، آنان دوست داشتند چون شهیدان اسلام، شهید گردند، امّا مقدّر چنین بود که زنده بمانند، و مرگشان به تأخیر افتاد.

 

 

شگفتا از روزگار، که مرا همسنگ کسى قرار داده که چون من پیش قدم نبوده، و مانند من سابقه در اسلام و هجرت نداشته است، کسى را سراغ ندارم چنین ادّعایى کند، مگر ادّعا کننده‏ اى که نه من او را مى‏ شناسم و نه فکر مى‏ کنم خدا، او را بشناسد در هر حال خدا را سپاسگزارم.

 


 

 

اینکه از من خواستى تا قاتلان عثمان را به تو بسپارم، پیرامون آن فکر کردم و دیدم که توان سپُردن آنها را به تو یا غیر تو ندارم.

 

 

سوگند به جان خودم، اگر دست از گمراهى و تفرقه بر ندارى، به زودى آنها را خواهى یافت که تو را مى ‏طلبند، بى آن که تو را فرصت دهند تا در خشکى و دریا و کوه و صحرا، زحمت پیدا کردن شان را بر خود هموار کنى. و اگر در جستجوى آنان بر آیى بدان که شادمان نخواهى شد، و ملاقات با آنان تو را خوشحال نخواهد کرد، و درود بر اهل آن.

 

 

[نامۀ 9 نهج البلاغه‌. نامه امام (ع) به معاویه در افشاى دشمنى ‏هاى قریش و استقامت پیامبر  _صلّى اللّه علیه و آله و سلّم_ و افشاى ادّعاى دروغین معاویه در خونخواهى عثمان].(منبع: موعود اُمم)

۱۳ تیر ۹۷ ، ۰۷:۵۱ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |
سه شنبه, ۱۲ تیر ۱۳۹۷، ۰۷:۱۱ ب.ظ دامنه |
خبر و نظر

خبر و نظر

از لوبیا چیتی تا جنگ ناروا

 

 

1- در این کشور چه خبر است؟ با دلار 4200 تومانی یک تیم فوتبال، تایر خودرو وارد کرده است. یک شرکت خودرو سازی، چایی وارد کرده یا شرکت وارد کننده پارچه، 120 هزار یورو لوبیا چیتی وارد کرده است. (منبع: عصر ایران)

 

دامنه: همه  هم هی می گویند مملکت امام زمانه.

 

 

 

2-  فرق اصلی انسان و میمون نه در صورت ها و دُمی که میمون دارد و انسان ندارد که در یک چیز است: انسان می تواند به آینده فکر و برای آن برنامه ریزی کند ولی میمون این توانایی را ندارد. (منبع)

 

 

دامنه: که بشر غرق حاله.

 

 

3- خبر ازدواج مریم رجوی با ترکی الفیصل رئیس سابق استخبارات عربستان سعودی رسمی شد (منبع: جهان نیوز)

 

دامنه: حراج شد: شوهران قبلی اش: موسی خیابانی، مهدی ابریشمچی و مسعود رجوی.

 

 

 

4- آخرین تحولات میدانی سواحل غربی یمن (منبع: مشرق نیوز)

 

دامنه: شیعیان یمن همچنان در مقاومت برای رسیدن به حق حاکمیت

 

 

یمن دست چه گروهایی ست: نقشه را بیابید

 

 

5-  سردار غلامحسین غیب‌پرور رئیس سازمان بسیج مستضعفین: امروز دشمن آرایش جنگی به خود گرفته/ مراقب باشیم کوچه و خیابان دست ضدانقلاب و منافقان نیفتد (منبع: تسنیم)

 

 

دامنه: هر تفکر و جناحی که با بستن فضای سیاسی، انقلاب اسلامی را به مصادرۀ خود درآورده؛ هم آنان آشوب طلبان خشونت طلب بی آرمان را جَری تر کرده اند

 

 

 

6- حجاریان در بخش دیگری از اظهارات خود با اشاره به آینده جبهه اصلاحات در قدرت گفت: دیگر محال است بگذارند اصلاح‌طلبان دولت را بگیرند. باید کم‌کم عادت کنیم به امثال دولت اعتدال.... انتخابات بت نیست برای ما؛ چه کسی گفته اصلا باید شرکت کرد یا نکرد. ممکن است شرکت کنیم؛ ممکن است شرکت نکنیم. بستگی به شرایط دارد(منبع: روزنامه شرق)

 

 

دامنه: انتخابات مجلس هفتم را مگر خاتمی و موسوی لاری اجرا نکردند

بازهم همان انشقاق پیش روی شماست

 

 

 

7- آیت الله حسین نوری همدانی: اگر در یک جا در دنیا، ماه دیده شد، برای کل مردم زمین اول ماه قمری است / استنباطات فقهی دیگر، خلاف واقعیت و خلاف قرآن است آیت الله نوری همدانی با اشاره به اختلاف تعیین اول ماه قمری در بین فقها و مناطق مختلف عنوان کرد: بر اساس بیان قرآن، ماه یک موجود متحرک است که مبدا، مسافت و مقصد آن معلوم است و یک بدر بیشتر نداریم، پس در همه دنیا اگر در یک جا ماه دیده شد، برای کل مردم زمین اول ماه است.(منبع: انتخاب)

 

دامنه: نظری ندارم

 

 

8- سیدحسین موسوی تبریزی، دبیر مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم:مسئولان باید در برابر آشوب های اخیر تدبیر کرده و سره را از ناسره جدا کنند و اجازه ندهند این همه مجاهدت در چهار دهه پس از انقلاب از میان برود. (منبع: اعتماد آنلاین)

 

دامنه: آشتی کنان راه بندازید ای اهالی انقلاب

 

 

9- سرنوشت متفاوت اعضای حزب جمهوری اسلامی؛ وقتی میرحسین، هاشمی و لاجوردی دور یک میز بودند!(منبع: رویداد24)

 

 

دامنه: عکس بالای تیتر پست را برای همین خبر 9 گذاشتم، کاش آن دورۀ بهشتی تکرار شود و اخوت و یکرنگی و وحدت همۀ انقلابیون حولِ حق و عدالت را ببینیم

 

 

 

10- فاطمه حقیقت جو: شروط آقای خامنه ای قابل درک و درست می‌باشد زیرا وظیفه وی به عنوان رهبر مملکت طرح مطالبات حداکثری است و یقینا با تیم مذاکره کننده کف مطالبات نیز تعیین شده است.(منبع: انصاف نیوز)

 

دامنه: او نماینده مجلس ششم بود که به آمریکا گریخت

 

 

11-ارتش رژیم صهیونیستی برای مقابله با ایران یک پست جدید ایجاد کرد منبع: سنیم و  گادی آیزنکوت رئیس ستاد کل ارتش اسرائیل «نیتزا آلون» رئیس بخش عملیات را عهده دار مسئولیت مقابله با ایران در همه زمینه ها کرده است. ( منبع: شفقنا)

 

دامنه: این رژیم سال ها بخش شیعه شناسی هم تأسیس کرد که از دانشمندان شیعه هم بیشتر امور شیعه را مطالعه و جمع آوری می کنند. من خود دهۀ گذشته کتاب سمیناز شیعه شناسی آنها را مطالعه کرده ام

 

 

12- جهان نیوز علیرضا زاکانی چهرۀ تندروی راست افراطی از قول امام نوشته: ساواکی پیش من از آخوندفاسد محترم‌تر است. (منبع)

 

دامنه: مهم مصادیق آن است نه کلیات قضیه

 

 

 

13- چرا بن‌سلمان به کاخ پادشاهی نمی‌رود/ محل اختفای ولیعهد سعودی کجاست؟ (منبع: مشرق)

 

 

 

کاخ بن سلمان در ریاض

 

 

دامنه: این شاهزاده جاهل در کشتی روسی مخفی ست

 

 

14-بیش از 3000 عالم دینی افغانستان جنگ افغانستان را ناروا و غیرشرعی خواندند (منبع: الف)

 

دامنه: به قول مردم دارابکلا باز خدا پدر و مادر اینارو بیامرزه!

 

 

 

15- آیت الله شبیری زنجانی: تفرقه‌افکنی روش فرعون است/ انسجام و همدلی نیاز امروز کشور (منبع: ابنا، خبرگزاری اهل بیت)

 

دامنه: کاش حرف مراجع دلسوز قم از سوی قدرت سیاسی گوش می شد. مراجع بزرگ شیعه همیشه غمخوار انسجام امت اسلامی بودند و هستند

 

 

 

16- رئیس سازمان حج و زیارت: اجازه نمی‌دهیم حج تحت‌ شعاع روابط سیاسی قرار گیرد/ حج را از تعاملات سیاسی ایران و عربستان جدا کرده‌ایم (منبع: عصر ایران)

 

دامنه: آیا چنین حجی مقبول است!؟ حج اساسش بر سیاست و برائت و مقاومت است نه مناسک خشک و خالی. عاقلان دانند

 

 

 

17- شمخانی: امنیت سوریه امنیت ماست / مستشاران ایرانی در کنار نیروهای سوری در یک سنگر حضور دارند (منبع: الف)

 

 

 

دامنه: آیا امنبت ما هم امنیت سوریه است!؟ نظر ملت چیست؟ آقای شمخانی! سوریه حتی یک تیر به خاک اسرائیل غاصب شلیک نکرده است این تز حافظ اسد بوده است برای زیستن در ذیل امنیت دیگران!

 

 

 

18- ورود «رهبر» به دانشگاه [امام حسین (ع)] سپاه از مسجدالاقصی (منبع: مشرق)

 

 

دامنه: تحلیل این حرکت رهبری بر عهده دامنه خوانان

۱۲ تیر ۹۷ ، ۱۹:۱۱ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

نقد عبدی بر دامنه

دربارۀ متن کوروش کبیر

 


به قلم مهندس محمد عبدی سنه کوهی: سلام کبلاقا جان. کاش را، خوب آمدی و دلم به رضا آمد تا مطلبی بیفزایم. دوست نازنین و خوبم، شرحت از کوروش کبیر را در (اینجا) با دقت دوبار خواندم ودر بخشهای زیادی با تو هم نظرم؛

 

 

ولی اینکه صرفا تمام پادشاهان را ستمگر خطاب نماییم به نظرم نوعی ظلم عظیم است چرا که حضرت سلیمان نبی علی نینا سلام الله و نیز حضرت یوسف علیه السلام پادشاهی کردند و صد البته از منظر نگاه دینی شما هرگز در مسیر ظلم و جور نبودند.

 

 

باید قبول کنیم که در دوران غیبت پیامبر و امامی معصوم حق حاکمیت مردم به عهده خودشان و به تشخیص خودشان است حتی اگر کورش کبیر را بخواهند که پادشاهی کند.

 


آنچه به نظرم مذموم و زشت است به عناوینی خاص باندی و گروهی و هر عنوان دیگری شکلی از حکومت را بر مردم یک کشور تحمیل کنیم و با سرنیزه و کشتار بخواهند بر مردم حکومت کنند که این بدترین نوع ظلم و تعدی است و طاغوت مطلق به بیان انبیاو قرآن کریم است .

 

 


ای کاش و فقط ای کاش حداقل به همین مطالب و شیوه کورش ار مجری باشیم دنیا گلستان خواهد شد کما اینکه در دوران او گفته می شود وضعیت بهترین بوده است و رضایت خلق مقدمه رضای الهی است پس چون او باید کوشا بود تا رفاه و خوشی را در جامعه نهادینه کرد از عقد و کینه و دشمن تراشی به شدت پرهیز کرد .
خدا آخر عاقبت این ملک را بخیر کناد
موفق باشید.

 

جواب دامنه

 

در اینجا با عنوان «آری اینچنین بود برادر!»

۱۲ تیر ۹۷ ، ۱۲:۵۵ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

مقام مبلّغ

از شیخ مالک

 

به قلم حجت الاسلام مالک رجبی دارابی: سفرنامه تبلیغی. قبل از استارت سفر نامه تبلیغی بجاست بعنوان مقدمه جایگاه مُبَلِّغ دین از مَنظَر رسولخدا (ص) بطور خیلی خلاصه یاد آور شوم .
 
 
پیامبر اسلام، پیام آوران دین را جانشینان خود برمی شمارد و محبت ویژه خویش را نثار آنان کرده، برایشان دعا مى کند. امام على بن ابى طالب علیه السلام  نقل مى کند که: «قالَ رَسُولُ اللَّهِ : اللَّهُمَّ ارْحَمْ خُلَفائى! - ثَلاثاً - قِیلَ یا رَسُولَ اللَّهِ وَمَنْ خُلَفاؤُکَ؟ قالَ: الَّذِینَ یُبَلِّغُونَ حَدِیثِى وَسُنَّتِى ثُمَّ یُعَلِّمُونَها اُمَّتِى»؛(١)
 
رسول خدا  سه بار فرمود: خداوندا! به جانشینانم رحم کن! گفته شد: اى رسول خدا! جانشینان شما چه کسانى اند؟ فرمود: آنان که گفتار و کردار مرا تبلیغ مى کنند و آنها را به امّت من مى آموزند.»
 
 
 
مبلّغ با تلاش تبلیغى خود، سنتهاى نیکوى الهى و انسانى را در جامعه پایدار مى سازد و بدعتها و خرافات را بر مى چیند و محبّت الهى را در دل و جان انسانها مى نشاند و با حرکت دادن مردم به سوی پارسایی، آنان را محبوب خداوند می سازد؛ از این رو پاداش زیادى نزد خدا دارد. امامان معصوم علیهم السلام بهشت را پاداش مبلغان قرار داده و آنها را از کسانى معرفى کرده اند که پیامبران و شهیدان به مقامشان غبطه مى خورند.
 
به دو حدیث ذیل توجه نمائید:
بقیه ادامه
ادامه مطلب...
۱۲ تیر ۹۷ ، ۰۷:۵۸ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |
سه شنبه, ۱۲ تیر ۱۳۹۷، ۰۷:۵۷ ق.ظ دامنه |
مکاشفه یعنی چه؟

مکاشفه یعنی چه؟

نظر علامه حسن زاده آملی

سلسله مباحث معنویت لیف روح قسمت 226

 

سؤال: مکاشفه چیست؟ آیا حُجّیت دارد یا خیر؟

 

استاد: «مکاشفه درجۀ ضعیفی از همان وحی است... البته همانطور که تعبیر مکاشفه در مورد وحی هیچگاه بکار نرفته است، تعبیر نابغه هم در مورد خود پیامبران به کار نمی رود... وحی فوقِ مکاشفه است... هر ندایی ندای رحمانی نیست. به قول ملای رومی:

 

هر ندائی کان تُرا بالا کشَد

آن ندائی دان که از بالا رسَد

 

امیرالمؤمنین نیز «بُسینه» (زنی زیبا) را در عالم تمثُّل دید، فهمید که دنیاست و برایش بدان صورت متمثِّل شده است، لذا آن را رها کرد.

 

علامه حسن حسن زاده آملی بر مزار مادر

 

باید دانست صرف این حالات و مکاشفات، دلیلِ قُرب عندالله نیست، مکالمه با خدا اگر قُرب باشد، شیطان هم به نقل قرآن، خیلی با خدا صحبت کرد!

 

به هر حال، مکاشفات انسان هایی مثل ما، با اوهام مخلوط است؛ لذا باید آنها را با یک اصلی تطبیق دهیم تا آن اصل، آن را امضاء کند. یعنی باید قرآن آن را امضاء کند.

(برداشت آزاد دامنه از کتاب درمحضر استادحسن زاده آملی. ص 50 و 51)

 

۱۲ تیر ۹۷ ، ۰۷:۵۷ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

فکر و شمشیر و حکمرانی کوروش کبیر

کوروش کبیر را بهتر بشناسم

پست 6519

به قلم دامنه. به نام خدا. من هنوز هم، کوروش را نمی شناسم. درباره اش مطالعات غیرمنسجم کرده ام، اما نمی توانم آنچه کوروش بوده را حقیقتاً درک کنم. علت اصلی اش تقریباً سه چیز است:

 

 

یکی این است چون اساساً فردی ضدّ سلطان و سلطه گری و کشورگشایی ام. در ثانی تاریخ مکتوب را دست کاری شده می دانم که بر مبنای میلِ سلاطین پیش می رفت و با تملّق گویی شاهان و درباریان و اساساً قلم تاریخ نگاران برمحور قدرت می چرخید نه ملت. و سوم این که اعتقادی به ناسیونالیسم و ملی گرایی که ایرانی گری ضد اسلامی_عربی ست، ندارم و آن را جاهلیت و ایستادگی در برابر سخن حق می دانم.

 

تصویر کوروش و آرامگاهش در استان فارس. پاسارگاد

 

 

اما از کوروش کبیر بر حسب کتاب ها و نقل ها، چیزهایی می دانم که می توانم به تعبیر امروزی خودم بگذارم: 23 «نقشۀ راه» کوروش. بی آن که خودم در بارۀ این نوشته ام ارزش گذاری و یا جانبداری کنم، این اصول را بر حسب مطالعاتم احصاء می کنم. باهم آن را مرور می کنیم حتی اگر بعضاً و یا تماماً آن را باور ندارید و تردیدآمیز بسر می برید:

 

 

1- کوروش به غلبه و ترغیب اعتقاد داشت و با این دو نیرو، سُلطۀ خود را در داخل و خارج پیش می بُرد و اصولش را حاکم می کرد. اما البته ترغیب را بر غلبه ترجیح می داد چون استدلال می کرد ترغیب و یاری بر نیروی قهری و حیوانی مقدّم است.

 

2- کوروش، پادشاهی تخت نشین نبود و به جنگجویان نمی گفت بروید دشمن را تارومار کنید! خود در میان لشکریانش حضور داشت که نهایتاً در رزم و در کنار ارتش خود، کشته شد. با آن که کوروش در 530 ق. م، توسط ملکۀ ماساژت ها سر بُریده شد، اما پیکر مُثله شده اش به پاسارگاد _مقر حکومتی اش_ بازگردانده شد و بر حسب وصیتش آرامگاهش، ساده و بر پایۀ سنگ سخت بنا شده است. [می توانید تز سردار قاسم سلیمانی را در ذهن بازسازی کنید که می گوید: فرمانده، جلوی سرباز حرکت می کند نه عقب آن فقط فرمان می راند]

بقیه ادامه

 

ادامه مطلب...
۱۲ تیر ۹۷ ، ۰۷:۵۱ ۵ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

مشکل ایران مدارا است

دربارۀ مقالۀ دهقان

پست 6518

به قلم دامنه. به نام خدا. با سپاس از دوست فاضلم جناب دهقان، چندنکته را دربارۀ مقالۀ ایشان _منتشرشده در (اینجا)_ بیان می دارم:

 

 

1- جناب دهقان در مقاله اش مشکلات دیگر کشور را انکار نکردند اما معتقدند مشکل در فرهنگ است که همین بر مشکلات دیگر بار می شود. و این فرضیۀ ایشان، ادعای جالب و کاملا علمی و بر مبنای متدلوژی ست و حتی می تواند با بسط تحقیق و بررسی متغیرها، آن را تبدیل به یک نظریه دقیق علمی نماید.

 

 

2- جناب دهقان بدرستی مطرح کرده است که انفجاراطلاعات در عصر ارتباطات، دنیا را ریز در حدّ یک دهکده کرده است. و مثال ملموسی آورده که همان گونه رنسانس در فلورانس در سال 1400 میلادی بر جهان و مشخّصاً اروپا اثر عمیق گذاشته، دهکده شدن جهان نیز فرهنگ ایران را بشدّت درنوردیده و آن را در معرض آسیب قرار داده است، که آفات آن بر عاقلان پوشیده نیست و نمی توان سر ما کلاه گذاشت و آن را پنهان نگه داریم.

 

 

آیا این دو پدیده _رنسانس و انفجار اطلاعات_ جز پدیدۀ علمی و فرهنگی مگر نامی دیگری هم دارد!!؟ پس؛ مدعای دهقان، درست و بر مبنای تجربه تاریخی و نشانه های جاری جوامع انسانی و ایرانی ست.

 

 

3- آقای دهقان به نظرم نکته ایی درست آورده است که گفته است: «ما نیاز به رفرم در همه زمینه‌ها به ویژه در خصوص فرهنگ» داریم. و انکار نکرده اند بخشی از تاریخ کهن و معاصر و جاری ما، از فرهنگ غنی فارسی فاصله گرفت و آسیب دید. لذا می خواهد بگوید این معضلات، راهش رفورم است نه انقلاب. اصلاح فکر. اصلاح حوزه. اصلاح دانشگاه. اصلاح نقد و اقتباس. و اصلاح استبداد پذیری و دنبال یک زورگوی مقتدر گردیدن.

 

 

 

4- از نظر من متن جناب دهقان از انسجام علمی برخوردار است. چون متن کامل ایشان در چاپ روزنامۀ آفتاب یزد، دچار ویرایش شده، ناقد محترم جناب یک دارابکلایی در (اینجا) احساس کردند متن سَکت دارد و حتی پارادوکسیکال (=متناقض نما) است. من، این نوشتۀ دهقان را پژوهشگرانه و دارای بارعلمی می دانم.

 

 

سخن دیگر هم دارم ولی نمی خواهم بحث طول بکشد. یعنی من، مشکل اصلی ایران را «مدارای عقیده و سیاست» می دانم که نداریم!! یا کم و بسیار بخیلانه داریم. که ناشی از استبدادزدگی ماست. و هردو جناح مدعی کشور یعنی چپ و راست در آن بشدت غوطه ورند و با همین تز غلط شان، ایران را عقب نگاه داشته اند. بگذرم و برای هردو بزرگوار آرزوی توفیق دارم. قم. دامنه.

۱۱ تیر ۹۷ ، ۱۹:۵۹ ۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

ادب چیست؟

کویریات دامنه

 

در محضر استاد حسن حسن زاده آملی. عکس از دامنه

 

 

به قلم دامنه. به نام خدا. آیت الله حسن حسن زاده آملی می گوید ادب را چنین معنا کردند «ادب یعنی نگاهداشت حدِّ هر چیز» این معنای خوبی است. ادبیات وجه تسمیه اش همین است. ادبیات، ما را آموزش می دهد که حدود زبان را رعایت کنیم. ادیب کسی است که حدود زبان را می داند و رعایت می کند. و مؤدّب کسی است که حدود اعضاءِ جوارح و جوانح را مراعات می نماید. (منبع: در محضر استاد حسن زاده آملی». تألیف محسن غرویان. ص 22)

 

 

بنابر تعریف بالا، دامنه معتقد است، ادب اقتضاء می کند اولاً به عنوان یک موجود عاقل حدّ هر چیزی را بشناسیم. این یعنی دانش. ثانیاً آن حد و حدود را تا می توانیم به وُسع خویش مراعات نماییم. این یعنی ارزش. که جمع آن می شود: دانش و ارزش.

 

 

اتفاقاً دکتر عبدالکریم سروش نیز کتابی خواندنی و بسیارآموزنده دارد تحت همین عنوان «دانش و ارزش»؛ که در دهۀ شصت آن را نگاشته است.

۱۱ تیر ۹۷ ، ۱۷:۴۷ ۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

پاسخ به یک نقد

جواب دهقان به یک دارابکلایی

 

به قلم  فتح الله دهقان: [دانش آموختۀ جغرافیای سیاسی] : سلام. تشکر میکنم که دوست عزیزی مقاله مرا مطالعه نموده و تشکر مضاعفی نیز در خصوص مطالبی که در (اینجا) تذکر داده بودند دارم.

 

 

دوست عزیز ما دو نوع ایراد شکلی ومحتوایی به مقاله ام _(اینجا)_ وارد دانسته بودند. در خصوص ایراد شکلی حتما از نظرات ایشان در مقالات بعدی استفاده خواهم نمود.

 

 

در خصوص ایرادات محتوایی در مورد پارادوکس. بله پارادوکس در فرهنگ ما وجود دارد یکی از اهداف من نیز همین بوده. البته هدف اصلی من ضمن پذیرش نقش دیگر مشکلات، بیان نمودن این مسئله که مشکل اصلی کشور فرهنگی است، در خصوص دفاع این جانب، بنده به مانند همه صاحب نظران ومورخین داخلی وخارجی به این مسئله معترفم که فرهنگ ایرانی غنی و....است منتها با توجه با انکه فرهنگ ساخته شرایط مکانی وزمانی و..... در مقاله در حد توان توضیح دادم.

 

 

نظرم این است بعضی از مولفه های فرهنگی بایستی به روز شود لازم به توضیح نیست که شرایط جامعه امروز با گذشته دور زمین تا آسمان تغییر کرده است. امروزه همه به عینه میبینیم که تلاشهای زیادی در خصوص ناکارامد نشان دادن فرهنگ ایرانی وهمچنین جایگزینی فرهنگ غربی مشاهده میکنیم.

 

 

همان طور که میدانیم فرهنگ ایرانی شامل دو بخش فرهنگ وتمدن ایرانی وفرهنگ اسلامی بعد از حمله اعراب به ایران تشکیل شده است. در این مسئله جای بحث نیست به تبع ان دو جریان ملی گرا واسلام گرا در کشور شکل گرفته که اختلافات این دو جریان باعث هرز رفتن نیروها واستعدادهای کشور که میتوانست در جهت عمران ابادی وتوسعه کشور استفاده شود.

 

 

در خصوص ارتباط فرهنگ ایرانی اسلامی هدفم نبوده که بگویم که فرهنگ ایرانی اسلامی کاملا با هم منطبق است بلکه هدفم این بوده که این امر قابل کتمان نیست وتلاش دوجریان معتقد به این دو جریان نیز در تاریخ ایران بوده ودر حال حاضر نیز به عینه قابل مشاهده است.

 

 

البته گروهی که نماد ان علامه بزرگوار مطهری است سعی کردند پلی بین این دو جریان بزنند که در مقاله توضیح دادم.

 

 

لازم به توضیح است ابن که من نظر خود را بعد از نظرپردازان گفته حمل براین نشود که من خودم را نظریه پرداز و....میدانم در پایان عذرخواهی می کنم از تاخیری که در جواب به مرقومه دوست عزیزمان  [جناب یک دارابکلایی] به علت در سفر بودن بنده حقیر سراپا تقصیر ایجاد شد.

 

دامنه: من نظرم را نسبت به مقاله مشکل فرهنگی _و نقد جناب «یک دارابکلایی» بر آن_ بزودی خواهم داد. با تشکر فراوان از هر دو بزرگوار که در نقد و پاسخ منطق بحث را مراعات و اخلاق علمی را عملی نمودند.

۱۱ تیر ۹۷ ، ۱۷:۳۷ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |
دوشنبه, ۱۱ تیر ۱۳۹۷، ۰۵:۲۷ ب.ظ دامنه |
درگذشت ابراهیم شاهمیری

درگذشت ابراهیم شاهمیری

تسلیت به شاهمیری ها

 

به نام خدا. صبح امروز 11 تیر 1397، از طریق رفیق گرامی ام جناب حاج علی چلوئی باخبر شدم آقای حاج ابراهیم شاهمیری -مشهور به روح الله اوریم- به رحمت خدا پیوست.

 

من به همراه دامنه خوانان شریف، این درگذشت را به تمامی منتسبین نسَبی و سبَبی خصوصاً به اعضای خانوادۀ ایشان و خاندان شاهمیری ها تسلیت می گویم.

 

ان شاء الله خدای مهربان این مردِ باایمان، مذهبی، اهل تکیه و دارای اخلاق آرام و نیکو را رحمت کُناد.

 

تسلیت مهندس عبدی


با سلام 
از شنیدن خبر درگذشت کربلایی حاج ابراهیم شاهمیری دارابی همسفر سوریه و کربلای ما در سال 81 و فامیل عزیز بسیار متاثر و متاسف شدم.


ضمن عرض تسلیت به فرزندان معزز دیگر بستگان علو درجات برای آن عزیز سفر کرده و صبر اجر برای اقربا و بازماندگان از خداوند متعال مسئلت دارم.

 


صد البته روح بلند و خدایی خاله شی عزیز و حاج اوریم دایی با توجه به عشقش به اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام و شرکت مکرر و مداوم در نماز جماعات و دلبستگی و مراعات حرام و حلال خداوندی دارای جایگاه رفیعی نزد خداوند خواهد بود و امیدوارم با سیدالشهدا و صلحا همنشین گردد.
خدایش بیامرزد
.
 

دامنه: سلام مهندس. ممنونم. خدا پدر و برادرت همسنگر یوسف را بیامرزد.

۱۱ تیر ۹۷ ، ۱۷:۲۷ ۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

مِر بَکُن

مِر چیه؟

 

به قلم دامنه: به نام خدا. لغت 213: مِر بَکُن. خودِ «مِر» را نمی دانم چیه. ولی وقتی با «بَکُن» ترکیب می شود (=مِر + بَکُن) معنی آن در زبان مردم دارابکلا: یعنی بسم الله بگو، نترس و برو. گاهی هم، می گویند مِر بَکُن دریا رِه میون هاکون. یعنی بسم الله بگو و نترس که از دریا هم عبور می کنی. این یعنی اثر بسم الله گفتن.

 

جن

می گویند این چهرۀ یک جنّ است! البته جنّ ها مثل انسان ها دو دسته اند: مؤمن و غیرمؤمن کافر

 

 

البته مِر گفتن در میان نسل قدیم دارابکلا، اغلب برای خلاصی از جنّ و پری بوده است؛ که نسل به نسل به ما منتقل شده است. خصوصاً وقتی کسی می خواست از گوشۀ قبرستان عبور کند، می بایست مِر می گفت تا ترس از او زدوده شود. و می شد.

 

 

یادم مانده است برخی ها می آمدند پیش پدرم دعا بگیرند، پدرم کتاب لا می گرفت و سرآخر می گفت: چون مریض شما، مِر نگفت اینجوری شد! آنها هم باورشان می شد.

 

 

مِر کردن نه فقط یک لغت است که یک باور بوده و هست. هنوزم هم کسانی اند وقتی می خواهند حمام عمومی بروند از ترس جن ده بار مِر می کنند تا دچار غول گرفتگی نوشتن. قدیم، خیلی ها تعریف می کردند غول دیشب مرا سردخاته. چون مرِ نمی گفتند، می خوابیدند. بگذرم. (فرهنگ لغت دارابکلا: اینجا)

۱۱ تیر ۹۷ ، ۱۲:۵۷ ۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

نقدی بر مقالۀ مشکل کنونی ایران چیست؟

دامنه نویسان


به قلم جناب «یک دارابکلایی» : با سلام. مقاله «مشکل ایران چیست؟» انتشار یافته در: (اینجا) پر است از تناقض و پارادوکس. ظاهراً نویسنده مجبور است یکی به نعل بزند یکی به میخ. برادر! یا شتر باش بار ببر، یا مرغ باش تخم بگذار. شترمرغ بودن اصلا کار خوبی نیست. 

 

 

توضیح دامنه:


سلام جناب یک دارابکلایی. ممنونم از ابراز دیدگاه ات که رک بیان نمودی. حتما جناب دهقان جواب دارند که خود صلاح می دانند. اما من فقط بگویم کاش پادوکسیکال بودن را با ذکر نمونه، تعیین می نمودی. راستی، شترمرغ مگه بد است!!!؟ خداحافظ.

 

 

 

به قلم جناب «یک دارابکلایی» :
با سلامی دوباره.
منظور من از پارادوکس آن است که ظاهراً مقاله قصد دارد بیان کند که مشکل اصلی جامعه ما مشکل فرهنگی است، اما در بسیار از قسمت‌ها از این فرهنگ دفاع می‎‌کند و نویسنده معتقد است باید از آن فهمی نو شود ـ یعنی اینکه فرهنگ دارای مشکل نیست، بلکه این فهم افراد است از آن که باید تغییر کند، و این همان تناقضی است که با هدف اصلی مقاله دارد.

 


بنده قصد ندارم علیه یا له مقاله صحبت کنم. اعتراضم به نوع نگارش مقاله است. تا آنجا که آموخته‎ام هر نوشته‌ای باید وحدت درونی داشته باشد، یعنی اینکه شما یک هدفی برای بیان آن دارید و کلیه مطالب آن باید در راستای بیان و تقویت آن باشند. این همبستگی میان مطالب معمولاً با استفاده از کلماتی همچون کلمات ربطی یا اشاره‌ای و یا از طریق معنایی صورت می‌گیرد.  معمولا در مقالات آکادمیک هدف در پاراگراف اول بیان می شود ـ همانگونه که در این مقاله «مشکل فرهنگی به عنوان مشکل اصلی کشور» به خوبی تبیین شد ـ و سپس پاراگراف‌های متعدد بعدی هدف اصلی را حمایت (یا به قول خارجی‌ها ساپورت) می‌کنند ـ که در این مقاله بسیار ضعیف است.

 

 

ربط بعضی از پاراگراف‌ها به هدف اصلی ضعیف بوده حتی بعضی هم به نظر می‌رسد اصلاً ربطی به موضوع ندارد، مثلاً موضوع ارتباط میان فرهنگ ایرانی و اسلامی چندان ارتباطی ندارد یا حداقل به درستی ربط آن نشان داده نشده.
 

 

 

در کل وحدت مطالب مقاله ضعیف است و خواننده را در درک و فهم مطالب و ارتباط بین آنها دچار مشکل می‌کند. علاوه بر آن مقاله نه دلایلی قوی و مستدلی برای ادعای «مشکل فرهنگی به عنوان مشکل اصلی کشور» بیان کرده و نه راه حل درستی برای حل آنها.

 

 

توضیح دامنه:

 

به نام خدا. سلام من هم به شما جناب یک دارابکلایی. به یقین جناب دهقان پس از دیدن هر دو نقد شما، پاسخی خواهند داشت که به محض دریافت، انتشتار می دهم. نقد شما نشان از فضل شما می دهد و آنچه نوشتی به یقین برای بِه شدن اوضاع است نه له کردن خدای ناکرده چیزی یا کسی.

۱۱ تیر ۹۷ ، ۱۲:۵۲ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

مشکل کنونی ایران چیست؟

مشکل ایران، فرهنگی ست

 

به قلم  فتح الله دهقان: [دانش آموختۀ جغرافیای سیاسی] : جهان کنونی دارای مشکلات اقتصادی، سیاسی، امنیتی، فرهنگی و... می‌باشد. ایران نیز دارای مشکلاتی در سطوح فردی، اجتماعی و ملی می‌باشد. بعضی مشکلات، موضوعی ومقطعی، برخی اساسی و تاریخی است. راجع به ریشه و عوامل مشکلات کشور دیدگاه‌های متفاوتی وجود دارد.

 

جناب دهقان. ان شاء الله از خلیج فارس به سلامتی بازگردی

 

بعضی ریشه مشکلات را داخلی وعده ای به خارجی‌ها‌ و «تئوری توطئه» نسبت می‌دهند. عدم اجرای قانون، فساد، سیاستمداران و مدیران ناکارآمد، به جای خود صحیح، منطقی و وارد است. ولی بنظر می‌رسد مشکل اصلی کشور فرهنگی است. در این مقاله بر آنیم در حد توان به این مسئله بپردازیم که آیا مشکل اصلی کشورما فرهنگی است؟

 


1- فرهنگ: اساس و فونداسیون، برای هر کشوری است، فرهنگ، ساخته شرایط مکانی و زمانی، نیازهای انسانی و همچنین نیازهای انسان‌ها‌ را تامین می‌کند. فرهنگ در طی قرن‌ها‌ شکل گرفته و پدیده ای تاریخی است که از ارزش‌ها‌ و هنجارها ساخته شده و در جغرافیای مختلف جهان، متفاوت می‌باشد.

 

بقیه ادامه

ادامه مطلب...
۰۹ تیر ۹۷ ، ۱۹:۵۱ ۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

مصیبت از هلاکت دشوارتره

در قیامت چه خبر است؟

 

وَوُضِعَ الْکِتَابُ فَتَرَى الْمُجْرِمِینَ مُشْفِقِینَ مِمَّا فِیهِ وَیَقُولُونَ یَا وَیْلَتَنَا مَالِ هَذَا الْکِتَابِ لَا یُغَادِرُ صَغِیرَةً وَلَا کَبِیرَةً إِلَّا أَحْصَاهَا وَوَجَدُوا مَا عَمِلُوا حَاضِرًا وَلَا یَظْلِمُ رَبُّکَ أَحَدًا

(سوره ۱۸: الکهف - جزء ۱۵، آیۀ 49)

 

 

تفسیر علامه طباطبایی

 

 

 

وضع کتاب به معناى نصب آن است تا بر طبقش حکم کنند. و کلمه مُشفقین مشتَق از شفقَت است، و اصل شفقت رقّت است. راغب در مفردات مى گوید: اِشفاق عنایت آمیخته با ترس را گویند، چون مُشفق کسى را گویند که نسبت به مُشفق علیه محبت و علاقه دارد، و از آثار سوءعملش نسبت به جانش مى ترسد، و این محبت آمیخته با ترس اشفاق است...

 

 

 

کلمۀ ویل به معناى هلاکت است، و _به طورى که گفته شده_ اینکه در هنگام مصیبت، ویل را (یا ویلاه) ندا مى کنند و یا مى گویند (یا ویلتاه) از این باب است که به طور کنایه برسانند که مصیبت وارده آنقدر سخت است که از هلاکت دشوارتر است، لذا در برابر آن، ویل را مى خواهد و صدا مى زند، و از آن استغاثه مى کند که او وى را از مصیبت وارده نجات دهد. همچنانکه گاهى در هنگام مصیبت، آدمى آرزوى مرگ مى کند، چون آن را از مصیبت وارده آسانتر مى بیند، مانند گفتار مریم که گفت: (یا لیتنى مت قبل هذا).

 

 

 

از ظاهر سیاق استفاده مى شود که (کتاب) در جمله (و وضع الکتاب) کتابِ واحدى است که اعمال تمامى خلایق در آن ضبط شده، و آن را براى حساب نصب مى کنند، نه اینکه هر یک نفر یک کتاب جداگانه اى داشته باشد، و این با آیاتى که براى هر انسانى و هر امتى کتابى جداگانه اى سراغ مى دهد منافات ندارد، مانند آیه «کل انسان الزمناه طائره فى عنقه و نخرج له یوم القیمة کتابا...» و نیز مانند آیه «کل امة تدعى الى کتابها و آیه هذا کتابنا ینطق علیکم بالحق».

 

 

 

بعضى گفته اند: مراد از (کتاب) نامه هاى اعمال است، و الف و لام در (الکتاب) براى استغراق است (یعنى تمامى کتابها) و لیکن سیاق آیه مساعد آن نیست.

 

 

 

فَتَرَى الْمُجْرِمِینَ مُشْفِقِینَ مِمَّا فِیهِ وَیَقُولُونَ: این جمله تفریع بر وضع کتاب و نصب آن است، و این تفریع و همچنین ذکر اِشفاق آنان، خود دلیل بر این است که مقصود از کتاب، کتاب اعمال است، و یا کتابى است که اعمال در آن است. و اگر از آنان به (مُجرم) تعبیر کرده براى اشاره به علت حکم است، و اینکه اشفاقشان از آن حالى که به خود گرفته اند، به خاطر این است که مُجرم بودند.

 

 

پس این حال و روزگار مخصوص به آنان نیست، هر کس در هر زمانى مجرم باشد، هر چند که مشرک نباشد، چنین روزگارى خواهد داشت.

 

 

تجسُّم گناهان کوچک و بزرگ و وحشت گنهکاران در قیامت:

 

وَیَقُولُونَ یَا وَیْلَتَنَا مَالِ هَذَا الْکِتَابِ لَا یُغَادِرُ صَغِیرَةً وَلَا کَبِیرَةً إِلَّا أَحْصَاهَا: دو کلمه (صغیرة) و (کبیرة) وصف اند که در جاى موصوف خود که همان خطیئه و یا معصیت و یا زشتکارى و امثال آن است نشسته اند.

 

 

و اینکه گفتند: واى بر ما این چه کتابى است که هیچ کوچک و بزرگى را فروگذار نکرده و همه را شمرده است، خود اظهار وحشت و فزع از تسلط کتاب در احصاء و شمردن گناهان و یا تسلطش بر مطلق حوادث و از آن جمله گناهان است، که این اظهار وحشت را به صورت استفهام تعجبى اداء کرده اند،

 

 

و از آن به دست مى آید که چرا اول صغیره را گفتند بعد کبیره را با اینکه جا داشت بگویند: هیچ گناه بزرگ و (هیچ گناه کوچکى را هم فروگذار نکرده) چون در کلام مثبت، وقتى مطلب را ترّقى مى دهند از بزرگ گرفته به کوچک ختم مى کنند. و وجه آن این مى باشد _و خدا داناتر است_ که هیچ گناه کوچکى را به خاطر اینکه کوچک است، و مهم نیست، از قلم نینداخته، و هیچ گناه بزرگى را به خاطر اینکه واضح است، و همه مى دانند فروگذار نکرده. و چون مقام، مقام تعجب است مناسب این است که از کوچکتر شروع شود.

 

 

 

وَوَجَدُوا مَا عَمِلُوا حَاضِرًا وَلَا یَظْلِمُ رَبُّکَ أَحَدًا: - از ظاهر سیاق برمى آید که جمله مورد بحث مطلب تازه اى باشد نه عطف تفسیر براى جمله (لا یغادر صغیرة و لا کبیرة).

 

 

و بنابراین، از آن برمى آید که آنچه را حاضر نزد خود مى یابند خودِ اعمال است، که هر یک به صورت مناسب خود مُجسّم مى شود نه کتاب اعمال و نوشته شدۀ آنها، همچنان که از امثال آیه (یا ایها الذین کفروا لا تعتذروا الیوم انما تجزون ما کنتم تعملون) نیز همین معنا استفاده مى شود، و جملۀ «و لا یظلم ربک احدا» نیز _که در ذیل آیه مورد بحث است_ همین معنا را تایید می کند؛ چون ظلم نکردن بنا بر تجسُّم اعمال روشنتر است، زیرا وقتى پاداش انسان خودِ کرده هاى او باشد و احدى در آن دخالت نداشته باشد، دیگر ظلم معنا ندارد. دقت فرمائید. المیزان.

۰۹ تیر ۹۷ ، ۰۷:۵۷ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

انجمن های علمی حوزۀ قم

قم شناسی

 

 

به قلم دامنه: به نام خدا. یک از مراکز خوب و ارزندۀ حوزۀ علمیۀ قم، «انجمن های علمی حوزه» است. چون خودم از بدوِ تأسیس این نهاد، یکی از اعضای آن بوده ام و در اغلب همایش ها، بررسی ها، نشست های علمی و تخصصی، نقد و نظرها و نیز سایر جلسات متناوب آن، شرکت می جُستم، کاملاً باخبرم این مرکز، محیطی بسیارخوب، دوستانه، عالمانه، روشنگرانه و خیلی صمیمی و جدّی ست.

 

 

 

ساختمان «انجمن های علمی حوزه». عکاس: دامنه

 

 

با آرزوی توفیقات بیشتر برای همۀ اعضای فاضل، صاحب قلم، سلیم النّفس و دارای آثار علمی متعدّد و خواندنی آن مرکز. ان شاء الله تعالی، شیوۀ مألوفِ مدارا و مروّت، مستدام بماند. قم. دامنه.

 

۰۹ تیر ۹۷ ، ۰۷:۴۷ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |
شنبه, ۹ تیر ۱۳۹۷، ۰۷:۳۷ ق.ظ دامنه |
حکایت عقاب و کلاغ

حکایت عقاب و کلاغ

عُمر در گَند بسر نتوان بُرد

 


متن وارده به دامنه: عقابی در بلندای قلۀ رفیعی لانه داشت. عقاب به پایان عمرش نزدیک شده بود، اما نمی خواست بمیرد. (متوسط عمر عقاب 30 سال و متوسط عمر کلاغ 300 سال است). به یاد آورد که پدرش از پدرش که او هم از پدرش شنیده بود که:

 

 


در پایین قُلّه، کلاغی لانه دارد. چهار نسل از خانواده ی عقاب ها این کلاغ را دیده بودند اما کلاغ هنوز به نیمه ی عمر خود نیز نرسیده بود! عقاب در دلش به کلاغ حسادت کرد؛ تصمیم گرفت به نزد کلاغ برود و راز عمر طولانی وی را جستجو کند. بنابراین بال گشود و در آسمان به پرواز درآمد. شکوه و عظمت عقاب بر کسی پوشیده نبود.

 

 

 

با پروازش در زمین هیاهویی شد. پرندگان با حسرتی آمیخته با ترس به لای درختان گریختند، خرگوش ها و آهوان سراسیمه به دل جنگل پناه بردند.

 

 

 

به لانه ی کلاغ رسید؛ کلاغ با وحشت و تعجّب به وی نگریست! چه امری این افتخار را نصیب او کرده بود؟! عقاب داستان را برای کلاغ گفت و از او خواست تا راز عمر طولانیش را برای وی فاش کند.

 

 

 

کلاغ گفت که: این کار را خواهد کرد و به او یاد خواهد داد آنچه خود انجام داده است تا عمر طولانی به دست آورد؛ پس باید عقاب از این پس با او زندگی کند و دَمخور او شوَد و عقاب پذیرفت!
 

 

 

اما زندگی کلاغ کاملا متفاوت با زندگی او بود. عقاب که همیشه در اوج آسمان جا داشت و غذایش گوشت تازه و آب چشمه ساران کوهسار بود. دید که کلاغ چگونه دزدی می کند، چگونه تحقیر می شود، چگونه از پسمانده ها و لاشه ها غذا می خورد و ازآب لجن، سیراب می شود...

 

 

 

او در یکروز زندگی با کلاغ همه ی اینها را تجربه کرد. در همان روز اول، عقاب زندگی خود را به یاد آورد و دانست که: زندگی و فرمانروایی کوتاه خود در بلندای آسمان را، هرگز با زندگی طولانی در نِکبت زمین، عوض نخواهد کرد، حتی اگر عمرش فقط یکروز باشد.

عمر کوتاه با عزّت بِه از عمر طولانی با خِفَّت است.(منبع: مَحاقع)

 

 

حکایت عقاب و کلاغ، اثر دکتر پرویز خانلری

(از شاهکارهای شعر معاصر)

 

 

عقاب و کلاغ

 

 

 

گشت غمناک دل و جانِ عقاب

چو ازو دور شد ایامِ شباب

 

دید کش دور به انجام رسید

آفتابش به لبِ بام رسید

 

 

بقیه ادامه

ادامه مطلب...
۰۹ تیر ۹۷ ، ۰۷:۳۷ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

از ویلا تا طغیان مردم علیۀ تحمیل

خبر و نظر

1- ناصر سراج رییس سازمان بازرسی کل کشور: خرید ۳۸ هزار و ۲۵۰ عدد سکه توسط یک جوان ۳۱ ساله؛ (رقمی معادل ۵۳ میلیارد و ۵۵۰ میلیون تومان) (منبع: فرارو)
 

دامنه: این بود دولت کلید!؟ سکّه فروشی که دکّان داری ست.

 

 

 

2- خانم غنا کریم، استاد دانشگاه سیدنی: ما نباید خودمان را صرفاً به جایی تقلیل دهیم که تنها یک شخصیت در داستانی باشیم که دیگران در مورد خودمان به ما تحویل می دهند. ما باید نویسنده و راوی داستان های خودمان باشیم. (منبع: شفقنا)

 

 

دامنه: زن را فقط زیور می داند، غرب. و آشپز می خواهد، شرق

 

 

 

3- آیت‌الله العظمی لطف الله صافی گلپایگانی: این افتخار نیست که زنان هم برای تماشای فوتبال به ورزشگاه بیایند، حدود زن و مرد باید حفظ شود... بانوان ما هم می‌توانند با حفظ حجاب و عفاف در جهات مختلف نمونه باشند. (منبع: عصر ایران)

 

دامنه: کاش برخی ها برای چندرأی بیشتر از زنان آن جوری! آرمان فروشی نکنند و حرف سدید مراجع بزرگ و دلسوز حوزه و جهان تشیُّع را گوش کنند

 

 

 

4- نقاشی شالیزارهای چین (منبع: اعتماد آنلاین)

 

 

دامنه: نمی دانم لائوتسه است؟ یا کنفوسیوس؟

 

 

5- علی پروین: اگر علی پروین نبودم، تا 5 صبح در خیابان بوق می‌زدم... اگر بازی با پرتغال 5 دقیقه ادامه داشت، این تیم را شکست می‌دادیم. (منبع عصر ایران)

 

دامنه: من در کرنا می دمیدم که هم فوتبال و هم فریادرسی در یمن هر دو را باید توجه داشت.

 

 

 

6- سخنان شهید مظلوم آیت‌الله دکتر بهشتی در مسجد اعظم قم خطاب به طلاب حوزه‌ی علمیه (15 اسفند 1357) : عاقبت تحمیل مسلمان بودن، طغیان مردم علیه این تحمیل است... توصیه من به طلاب عزیز وبه فضلای ارجمند این است که منادی حق باشید، دعوت کننده به حق باشید، آمر به معروف و ناهی از منکر با رعایت تمام معیارهای اسلامی اش باشید، اما مجبور کننده مردم در راه اسلام نباشید، چون آن مسلمانی ارزش دارد که از درون انسان ها و عشق انسان ها بجوشد و بشکفد. (منبع: انصاف نیوز)

 

دامنه: اگر به تفکر ناب شهید بهشتی ها برنگردیم، اوضاع بدتر از این هم می شود

 

 

 

7- کارتون «این بیشه گمان مبر که خالیست…» کاری از «بنیامین آل علی» کارتونیست انصاف نیوز به مناسبت حضور مقتدرانه‌ی تیم ملی ایران در رقابت‌های جام جهانی فوتبال ۲۰۱۸ روسیه. (منبع: انصاف نیوز)

 

 

 

دامنه: سری هم بزنید به شکل نقشۀ ایران در دورۀ کوروش

 

 

 

8- مجلس سنای هلند پوشاندن صورت را در مدارس، حمل‌ونقل عمومی، ساختمان‌های دولتی و بیمارستان‌ها ممنوع کرد.... علاوه بر روبنده شامل هر نوع پوشش صورت از جمله کلاه ایمن ماسک‌های اسکی هم می‌شود. دولت هلند هم اعلام کرده که این قانون ارتباطی با مذهب ندارد. (منبع: ابنا: خبرگزاری اهل‌بیت (ع))

 

دامنه: تمدن غرب به منع روسری هم می رسد که بعضاً هم رسیده است

 

 

 

9- «بدن مقدس» نمایشنامه ای درباره به چالش کشیدن کج‌روی‌های دینی و انحراف‌های مذهبی (منبع: ایلنا)

 

دامنه: قصه «بدن مقدس» داستان مقاومت مردم فرانسه در برابر هیتلر است

 

 

 

10- سرلشکر رحیم صفوی: گاهی به نظر می‌آید اگر دولت نباشد، کشور بهتر اداره خواهد شد (منبع: جهان نیوز)

 

دامنه: سلام آقارحیم؛ آیا آنارشی نمی شه!؟

 

 

 

11-  حسین کروبی به نقل از پدرش حجت الاسلام مهدی کروبی: پول ویلای سعدآباد پرداخت نشده است... ولایتی گفت قضیه را با رهبری حل می‌کنم حجت‌الاسلام کروبی خبر داده که علی اکبر ولایتی باقی مانده پول ملک سعدآباد را پرداخت نکرده است. (منبع: رویداد24)

 

دامنه: آقای کروبی! شما چرا اساساً اموال در اختیار بنیاد شهید را به این و آن فروخته ای از جمله به ولایتی که دم از ولایت هم می زند!؟ فساد از ریشه است، یعنی فروش اموال بیت المال مسلمین به ثمَن بخس و ناچیز، و تبعیض و رانتی. مگر شاه از همین نوع کارها نمی کرده است که رفته است!!؟

 

 

 

ماجرای ویلای ولایتی در سعدآباد و واکنش رئیس بسیج دانشجویی دانشگاه آزاد.

شرح ماوقع: (اینجا: ایران آنلاین)

 

۰۸ تیر ۹۷ ، ۰۷:۵۷ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

ننگ فساد را نباید تکرار کرد

پاسخ به جناب دهقان

 

به قلم دامنه: به نام خدا. درپاسخ به مطالب جناب آقای دهقان در (اینجا) که به عنوان «فساد، سِن زدگی جامعه» در دامنه منتشر شد، چندنکته جواب، ارائه می کنم:

 

 

1- از بحث عالمانۀ شما که آغشته به زیور ادبیات ساده و رسا و سرشار از دلسوزی و آینده سازی بود_ بهره و لذت بردم. ایرانی ها باید هم این گونه به سرنوشت خود حسّاس و واکنشگر و به آنچه در میان حکومت و مردم می گذرد، آگاه و نصیحت گر و راه حل دهنده باشند؛ بخصوص شهروند جمهوری اسلامی ایران، که بنیانِ نظام آن، بر اراده و آرای مردم است. متن شما همین را نشان داشت. سپاس.

 

 

 

2- قول ویل دورانت را مفروض گرفتی و آوردی که: «هیچ تمدنی از بین نمی رود مگر آنکه زمینه داخلی داشته باشد»، آری؛ این، یک فرضیه نیست که بازهم نیاز به آزمودن و اثبات با ردّ و قبول داشته باشد، بلکه یک نظریه است، یک قانون است حتی یک پارادایم می باشد. و من معتقدم ترجمان دقیقِ آیۀ مهم و کلیدی 11 سورۀ رعد است:

 

«...إِنَّ اللَّهَ لَا یُغَیِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى یُغَیِّرُوا مَا بِأَنْفُسِهِمْ وَإِذَا أَرَادَ اللَّهُ بِقَوْمٍ سُوءًا فَلَا مَرَدَّ لَهُ وَمَا لَهُمْ مِنْ دُونِهِ مِنْ وَالٍ»

 

یعنی: بى ‏گمان خداوند آنچه قومى دارند دگرگون نکند مگر آنکه آنچه در دلهای شان دارند، دگرگون کنند و چون خداوند براى قومى [کیفر] بدى بخواهد، برگردانى ندارد، و در برابر او سرورى ندارند. (ترجمۀ بهاءالدین خرمشاهی)

 

 

3- نوشتی: «متاسفانه شاهد رشد انواع فسادها در جامعه کنونی ایران هستیم و بیم آن می رود که شیرازه جامعه را از هم بپاشد». باید بگویم این سخن شما کاملاً منطقی ست. چرا؟ چون که، با کمالِ تأسُّف بخشی از جامعه و حکومت، هردو، نه تنها نسبت به عواقب زشت فساد و بازتاب خطرناک آن بر سرنوشت نسل حاضر خصوصاً نسل آینده، بی اعتنا هستند و همچنان به کار خود ادامه می دهند، بلکه انحراف های خود را نادیده می گیرند و همه را با آتش فساد خود، می سوزاند. چرا این ضرب المثل، در ایران این همه شیوع دارد؟


گر حکم شود که مست گیرند
در شهر هر آنچه هست گیرند!

 

چون که، مردم به همه بدبین! شدند؛ که این تعمیم دادن پدیدۀ بسیارخطرناکی ست و موجب سلب اعتماد می شود که نیجۀ قطعی آن عدمِ رضامندی می شود که در علم سیاست کنار کارآمدی و مشروعیت سیاسی قرار دارد. و این که رهبری چندباری در سخنرانی های عمومی، بین وجودِ فساد و عمومیت داشتن فساد، فرق قائل اند _یعنی می پذیرند فساد در حکومت وجود دارد، ولی اعتقاد دارند آن گونه هم نیست که تصوّر می شود فساد، عمومیت دارد_ ناشی از همین خطر خانماسوز است. بگذرم.

 

 

فساد اداری یک پدیده نابود کننده

 

 

4- در مهمترین بخش متن خود نوشتی: «حاکمیت موظف است زمینه فعالیت آزاد آن ها [رسانه ها به عنوان رکن چهارم دموکراسی] را فراهم نماید. تا آنها به ایفای نقش بپردازند،»

 

 

خواستم در جوابِ این نکتۀ درست شما، سخن صریح و بااهمیت امام خمینی _رهبرکبیر انقلاب اسلامی_ را مستند سازم، تا ضمنِ اهمیت دادن به مقابله با فساد حکومتی، مبانی فکری نظام را نیز یادآور گردیده باشم که کسی خیال نکند هرکس، دیدگاه انتقادی داشت برانداز یا نمک نشناس است. مگر آن که خیال کند که ایران از چینِ کمونیست دیکتاتور، در دفنِ فساد، عقب تر! و عاجزتر! است:

 

 

«همه باید نظر خودشان را بدهند... و هیچ کدام هم برایشان حتی جایز نیست که یک چیزی را بفهمند و نگویند... باید وقتی می فهمند، اظهار کنند... این موافق هر که باشد، باشد، مخالف هرکه هم باشد، باشد» (صحیفه امام، ج13، ص102) .

 

 

5- در بند 8 متن خود، نکتۀ بسیارهوشمندانه ای گفتی: «انسان خدا باور و دین دار اختلاس نمی کند، آنهایی که مدعیان دروغین دینداری و کاسبان از دین هستند، اگر مرتکب فساد شدند... »

 

 

حرف شما منطقی و مبتنی بر سنت قرآنی ست. دیندار حقیقی نیازی به فساد ندارد؛ زیرا پروای او نمی گذارد به این سمت و سو قدم بگذارد، و می داند هرگونه فساد، ایمانش را می زُداید و خسران بزرگ به جای دین ورزی می خرد!

 

 

اما ما می بینیم بعضاً، آخوند هم می رود به سمت رانت، به سوی دنیازدگی. و به فساد آلوده می شود. ساختمان چندین طبقه می سازد و همۀ ابزارآلاتش را از ترکیه و ایتالیا و چین و ماچین می آورد. این آلودگی، فقط و فقط به خاطر سوء استفاده از حکومت داری ست.

 

 

ایران شاهد بوده، که روحانیت زرتشت، در تاریخ ایران چه فسادهایی مرتکب شده بود و چه همدستی های زشتی با قدرت می نمود و چه توجیه گر بدی برای بدی ها و فسادها و نابسامانی و ظلم و ستم های جبّاران سلطنتی بود، که وقتی، وقت آن رسیده بود تا ایران به اختیار به اسلام روی آورَد، جامعه چه مشتاقانه به دین مبین و رهایی ساز و عدالت گرای اسلام، روی خوش نشان داده بود و مُسلم شد.

 

 

این ننگ فساد را نباید تکرار کرد، زیرا خشم خدا هرگز تبعیض بردار نیست. هرکس را در هر مقام و لباسی که باشد، تأدیب سخت می کند و به عقوبت دشوار مبتلا می سازد و عذاب خالدی (=همیشگی و دائمی) در سرنوشتش می نویسد.

 

 

6- از قوّۀ قضائیه به عنوان «قلب دموکراسی» گفتی که من فعلاً از آن عبور می کنم و همان عقوبت خدا را نوید می سازم.

 

 

بگذرم و بگویم که ایمان و باور به وعده و وعید (=مژده و تهدید) خداوند، انسان را مانند ترمزِ بازدارنده _و به قول دکتر شریعتی تقوایِ ستیز_ از فساد و فریب و ثروت اندوزی و اساساً ثمره خواهی های مُفت و مجانی و رانتی، بازمی دارد.

 

 

به همین مقدار جواب، بسنده کنم و از کار و نوشتۀ دلسوزانه شما _که راهی برون رفت از خدای ناکرده منجلاب است_ سپاس بگذارم. و بگویم فساد گرچه محوناشدنی ست، اما کم شدنی که هست. بازنیز، دامنه را با نوشته های خویش، مدَد برسان دهقان. خداحافظ. قم. دامنه.

۰۸ تیر ۹۷ ، ۰۷:۴۷ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

چه باید کرد؟ راهکار مبارزه با فساد

فساد سن زدگی

 

به قلم  فتح الله دهقان: (دانش آموختۀ جغرافیای سیاسی) . فساد، سِن زدگی جامعه: تاریخ حیات بشری مملو از صفات و پدیده های خوب و بد، زشت و زیبا، سره و ناسره است. عدالت و بی عدالتی، پاک دستی و عیاری، کمک به دیگران و حق دیگران را تضییع کردن، صفا و صمیمیت، عناد و دشمنی و ... دو روی یک سکه اند. فساد در طول تاریخ حیات بشر وجود داشته و خواهد داشت.

 

جناب دهقان

 

 

در ادیان، فرهنگ ها، آداب و رسوم و ... در قبح فساد سخن ها گفته شده و سفارشات زیادی در خصوص نهی آن شده است. در قرآن کریم نیز به سرنوشت اقوامی که در اثر فساد در زمین به غضب الهی گرفتار شده و از روی زمین محو شده اند، بارها سخن به میان آمده است. و در سیره ائمه نیز به این مسئله توجه زیادی شده است.

 

 

 

دانشمندان و بزرگان تاریخ بشری نیز به این مسئله توجه زیادی نموده اند. چه تمدان ها که بر اثر فساد از بین رفته و به قول ویل دورانت که می گوید: «هیچ تمدنی از بین نمی رود مگر آنکه زمینه داخلی داشته باشد» بنا به گواه تاریخ فساد یکی از مهمترین عوامل داخلی زوال تمدن ها بوده است.در فرهنگ ایرانی نیز فساد و اختلاس امری قبیح و زشت و پاکی و پارسایی نکو و تکریم می شود.

 

 

 

در این خصوص در جای جای فرهنگ ایرانی به صور گوناگون مکتوب، شفاهی، عرف و ... سخن ها به میان آمده است. و جان کلام، در فرهنگ کهن و باستانی ایران زمین، پندار نیک، گفتار نیک، کردار نیک است.

 

 

 

فساد مالی و رانت خواری باعث می شود که بدون هیچ سعی و تلاش و با استفاده از رانت و از راههای غیر قانونی، ناصحیح و غیر شرعی سرمایه مملکت در دست تعدادی از افراد همان ها که توماس هابز در لویاتان به بیماری ذات الجنب تشبیه شان می کند قرار گیرد. فساد مالی، رانت خواری و اختلاس یکی از انواع فسادها ست که

بقیه ادامه

ادامه مطلب...
۰۷ تیر ۹۷ ، ۱۴:۲۶ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

پیام یک ایرانی مقیم هلند

در ایران چه خبره؟

 


به قلم حجت الاسلام محمدجواد غلامی دارابی: به نام خدا، درود بر شما. ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﻫﺎﯼ ﻣﻘﯿﻢ ﻫﻠﻨد ﭼﻨﯿﻦ ﭘﯿﺎﻣﯽ ﺑﻪ ﺩﻭﺳﺘﺶ ﺩﺭ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺩﺍﺩﻩ، ﮐﻪ ﺧﻮﺍﻧﺪﻧﺶ ﺧﺎﻟﯽ ﺍﺯ ﻟﻄﻒ نیست ﺩﺭ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﭼﻪ ﺧﺒﺮ ﺍﺳﺖ؟!

 


ﺑﺎﻭﺭ ﮐﻨﯿﺪ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺳﻪ ﺳﺎﻝ ﻭ ﻧﯿﻢ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺩﺭ ﻫﻠﻨﺪ، ﻫﻨﻮﺯ ﮐﻪ ﻫﻨﻮﺯ ﺍﺳﺖ ﺩﺭ ﺧﺎﻧﻪ ﯾﮏ ﻫﻠﻨﺪﯼ، ﯾﺨﭽﺎﻝ ﺳﺎﯾﺪ ﺑﺎﯼ ﺳﺎﯾﺪ ﻧﺪﯾﺪﻩﺍﻡ! ﻧﻪ ﺩﺭ ﺧﺎﻧﻪ ﺭﯾﯿﺲ ﺩﺍﻧﺸﮑﺪﻩ، ﻧﻪ ﻣﺪﯾﺮ ﮔﺮﻭﻩ، ﻧﻪ ﺍﺳﺘﺎﺩ، ﻧﻪ ﺻﺎﺣﺒﺨﺎﻧﻪ، ﻧﻪ ﻫﻤﺴﺎﯾﻪ ﻭ ﻧﻪ ﺟﺎﯼ ﺩﯾﮕﺮ..!

 

 

ﺷﺎﯾﺪ ﺑﺎﻭﺭﺵ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺎ ﮐﻪ ﺩﺍﺧﻞ ﮐﺸﻮﺭ ﻫﺴﺘﯿﻢ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺳﺨﺖ ﺑﺎﺷﺪ ﻭﻗﺘﯽ ﺍﯾﻨﺠﺎ ‏(ﺩﺭ ﻫﻠﻨﺪ‏) ﻣﯽﺑﯿﻨﯽ ﮐﻪ ﺩﺧﺘﺮ ﻭ ﭘﺴﺮﯼ ﮐﻪ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﻨﺪ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺍﻭﻟﯿﻪﺷﺎﻥ ﺭﺍ ﺷﺮﻭﻉ ﮐﻨﻨﺪ، ﺍﻭﻻً ﺍﯾﻨﮕﻮﻧﻪ ﻧﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﺗﻤﺎﻡ ﻭﺳﺎﯾﻞ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺭﺍ ﺁﻥ ﻫﻢ ﺍﺯ ﭼﻨﺪ ﻧﻮﻉ ﻭ ﭼﻨﺪ ﺩﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻨﺪ.

 

 

ﺑﻠﮑﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﻭﺳﺎﯾﻞ ﺿﺮﻭﺭﯼ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺭﺍ ﺍﺑﺘﺪﺍﯼ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺧﺮﯾﺪ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ ﻭ ﺑﻌﺪ ﮐﻢ ﮐﻢ ﺑﺎ ﮔﺬﺷﺖ ﺯﻣﺎﻥ ﻭﺳﺎﯾﻞ ﺩﯾﮕﺮﺷﺎﻥ ﺭﺍ ﺧﻮﺩﺷﺎﻥ ﺗﻬﯿﻪ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ ﻭ ﺟﺎﻟﺐﺗﺮ ﺁﻧﮑﻪ ﺑﺮﺧﯽ ﻟﻮﺍﺯﻡ ﺿﺮﻭﺭﯼ ﺯﻧﺪﮔﯽ، ﺑﺮﺍﯼ ﺷﺮﻭﻉ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺭﺍ ﺣﺘﯽ دﺳﺖ ﺩﻭﻡ ﺗﻬﯿﻪ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﻣﺎﺷﯿﻦ ﻟﺒﺎﺳﺸﻮﯾﯽ، تلویزیون و...
 

 

ﻣﻬﻤﺎﻧﯽ ﻭ ﻋﺮﻭﺳﯽﻫﺎﯾﯽ ﻫﻢ ﮐﻪ ﺑﺮﮔﺰﺍﺭ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ، ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺳﺎﺩﻩ است. ﺍﯾﻨﮕﻮﻧﻪ ﻧﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﮐﻤﺮ ﭘﺪﺭ ﻭ ﻣﺎﺩﺭ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﻋﺮﻭﺱ ﻭ ﺩﺍﻣﺎﺩ ﺑﺮﺍﯼ ﺷﺐ ﻋﺮﻭﺳﯽ ﺑﺸﮑﻨﺪ.

 

ﺩﺭ ﻫﻠﻨﺪ ﻭ ﺑﺮﺧﯽ ﮐﺸﻮﺭﻫﺎﯼ ﺩﯾﮕﺮ، ﻋﺮﻭﺱ ﻭ ﺩﺍﻣﺎﺩ ﺿﻤﻦ ﺩﻋﻮﺕ نزﺩﯾﮏﺗﺮﯾﻦ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﻭ ﺍﻗﻮﺍﻡﺷﺎﻥ، ﺍﺯﺩﻭﺍﺝﺷﺎﻥ ﺭﺍ ﺩﺭ ﮐﻠﯿﺴﺎ ﻭ ﺑﻌﺪ ﺩﺭ ﺷﻬﺮﺩﺍﺭﯼ ﺛﺒﺖ ﮐﺮﺩﻩ ﻭ ﺑﻌﺪ ﺑﻪ ﯾﮏ ﺭﺳﺘﻮﺭﺍﻥ ﺭﻓﺘﻪ ﻭ ﺗﻤﺎﻡ ﻣﺮﺍﺳﻢ ﻋﺮﻭﺳﯽ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻫﻤﺎﻥ ﺷﺎﻡ ﺭﺳﺘﻮﺭﺍﻥ ﺧﺘﻢ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ.

 


ﺁﻧﻬﻢ ﻧﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﺩﻭﯾﺴﺖ ﻭ ﭘﻨﺠﺎﻩ ﯾﺎ ﭘﺎﻧﺼﺪ ﻧﻔﺮ ﻣﻬﻤﺎﻥ بلکه ﻧﻬﺎﯾﺖ ﺳﯽ ﯾﺎ ﭼﻬﻞ ﻧﻔﺮ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﻫﻢ ﺧﯿﻠﯽ ﺩﺳﺖ ﺑﺎﻻ ﺍﺷﺎﺭﻩ ﮐﺮﺩﻡ. ﺣﺎﻻ ﺗﺼﻮﺭﺵ ﺭﺍ ﺑﮑﻨﯿﺪ ﮐﻪ ﯾﮏ ﺩﺧﺘﺮ ﻭ ﭘﺴﺮ ﺩﺭ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺑﺨﻮﺍﻫﻨﺪ ﺯﻧﺪﮔﯽﺷﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺑﺮﺧﯽ ﻭﺳﺎﯾﻞ ﺩﺳﺖ ﺩﻭﻡ ﺷﺮﻭﻉ ﮐﻨﻨﺪ !!!!
 

 

 

ﺑﺎﻭﺭ ﮐﻨﯿﺪ ﺍﯾﻦ ﺭﯾﺨﺖ ﻭ ﭘﺎﺷﯽ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻫﺎﯼ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﻣﺮﺳﻮﻡ ﻭ ﻣﻌﻤﻮﻝ ﺷﺪﻩ، ﺩﺭ ﺍﺭﻭﭘﺎ ﻭ ﺑﻪ ﻭﯾﮋﻩ ﻫﻠﻨﺪ ﻣﺮﺳﻮﻡ ﻭ ﻣﻌﻤﻮﻝ ﻧﯿﺴﺖ، ﺑﻠﮑﻪ ﻋﺠﯿﺐ ﻭ ﻏﯿﺮﻣﻨﻄﻘﯽ ﺍﺳﺖ. ﺑﻠﻪ ﺍﯾﻦ ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ﺗﺠﻤﻞﮔﺮﺍﯾﯽ ﻭ ﻣﺼﺮﻑﺯﺩﮔﯽ ﻭ ﭼﺸﻢ ﻭ ﻫﻢ ﭼﺸﻤﯽ ﻣﺎ ایرانی هاست. ﺷﺎﯾﺪ ﺟﻬﺎﻥ ﺳﻮﻣﯽ ﺑﻮﺩﻥ؛ ﯾﻌﻨﯽ ﻫﻤﯿﻦ.....یعنی زندگی کردن برای بقیه... !!
محمد جواد غلامی دارابی.

 

پاسخ دامنه

 

به نام خدا. سلام به شما

 

من می خورم غذارو    شکر می کنم خدارو

 

اسراف نمی کنم من     تو خوردن  آشامیدن

 

تو مدرسه تو خونه     حتما یادم می مونه

 

مداد نمی تراشم     وقتی نوکش بلنده

 

ورق نمی کَنم من     تا دفترم بخنده

(منبع)

۰۷ تیر ۹۷ ، ۱۴:۲۴ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

شریعتی؛ یک چهرۀ همچنان مظلوم

Ali Khamenei _ Ali Shariati

 

به قلم حاج سیدتقی شفیعی دارابی:  سلام جنا ب طالبی مدیر ارزشی دامنه. از مباحث علمی وفکری شما و جناب دهقان استفاده کردم. به همین خاطر بخشی از مصاحبه دوست دیرین رهبری انقلاب ودکتر مظلوم شریعتی در صورت امکان جهت اشتراک ارسال می گردد.

 

 

آقای خامنه‌ای زندگی در قصر را ننگ‌‌‌ می‌دانست؛ ایشان می‌گفت مگر فقرا آجیل می‌خورند که من هم بخورم.
 

 

او درباره برخی نقل قول‌ها درباره میزان رفاقت و صمیمتش با رهبر انقلاب، می‌گوید که برخی شلوغش کرده‌اند، ایشان رفیق زیاد دارد و من هم یکی از آن رفیقان هستم؛ البته رفیقی که می‌گود: من هر زمانی دلم برای ایشان تنگ می‌شد به دیدار ایشان می‌رفتم. الان هم هر وقت دلم بخواهد می‌توانم ایشان را ببینیم. من تاریخش را به یاد ندارم، هر زمانی بخواهم به دیدار ایشان رفته‌ام. متاسفانه یکی‌دوسال است که من به دلیل وضعیت جسمی نمی‌توانم تهران بروم منتهی ایشان در این مدت خانه ما آمدند و ایشان را دیدم.

 

 

حاج حیدر رحیم‌پور ازغدی، پدر حسن رحیم‌پور ازغدی

 

 

آقای خامنه‌ای یک عالم و روحانی متدین و متشرع است که اگر همه دنیا علیه‌اش باشد، دست از حق و حقیقت نمی‌کشد
 

 

وی در پاسخ به ادعای کسانی که می‌گویند آیت‌الله خامنه‌ای به دلیل کارهای فراوان اجرایی، زمان لازم برای مطالعه و تحقیق علمی نداشته است، گفت: آیت‌ الله خامنه ای در 22 سالگی "کفایه" می‌گفت؛ یعنی سخت ترین کتاب‌های سطح. وقتی نزد آقا( امام خمینی) رفت 5-4 سالی که خارج می‌خواند بیشترین اشخاص من جمله آیت‌الله رفسنجانی رحمه‌الله می‌گفتند والله ایشان مجتهد است. بعد از این که ولی فقیه شدند یک روز خانه ایشان رفتم و دیدم آقای مومن و آقای خزعلی، آقای هاشمی (هاشمی شاهرودی) آمدند. یعنی، 4 شاگرد آقای صدر(ره)، آقای خویی(ره) و امام خمینی(ره) آمده بودند تا جلسه شورای فقهی تشکیل بشود و مباحث فقهی در آن مطرح گردد؛ یعنی باهم مباحثه علمی کنند.

 

بقیه ادامه

ادامه مطلب...
۰۷ تیر ۹۷ ، ۱۴:۱۹ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

تحریم توهین به صحابه

صبّ و دشنام صحابه ممنوع

 

متن نقلی: «به گزارش خبرگزاری اهل‌بیت (ع) ـابناـ شورای عالی اسلامی الجزائر بار دیگر بر تحریم توهین به صحابه رسول اکرم (ص) و حفظ حرمت همسران ایشان تأکید کرد.

 

 

شورای عالی اسلامی الجزائر ضمن تاکید بر این مسأله، آن را نوعی توهین آشکار نسبت به پیامبر(ص) و مغایرت با ایمان دانست.

 

نقشۀ الجزایر در شمال آفریقا

 

این شورا ضمن صدور بیانیه‌ای، بر فتوای حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی ایران مبنی بر تحریم توهین به صحابه و لزوم حفظ حرمت همسران پیامبر تأکید کرد.

 

 

همچنین شورای عالی اسلامی الجزائر این فتوای صادر شده از مرجع بزرگ شیعیان را تأیید کرد و از این اقدام مبارک در جهت اتحاد ملت استقبال کرد.» پایان نقل قول. (منبع)

۰۷ تیر ۹۷ ، ۰۸:۳۹ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

با خدا نسبتی دارید!

فامیلِ خدا

 

هوا، سرد و برفی بود. پسرک، در حالی‌که پاهای برهنه‌اش را روی برف جابه‌جا می‌کرد تا شاید سرمای برف‌های کف پیاده‌رو کم‌تر آزارش بدهد، صورتش را چسبانده بود به شیشه سرد فروشگاه و به داخل نگاه می‌کرد.

 

 

این دو کودک مسلمان میانماری اند که اسیر خشم بودایی ها شدند

 

با نگاهش، نداشته‌هاش رو از خدا طلب می‌کرد،... خانمی که قصد ورود به فروشگاه را داشت، کمی مکث کرد و نگاهی به پسرک که محو تماشا بود انداخت و بعد رفت داخل فروشگاه. چند دقیقه بعد، در حالی‌که یک جفت کفش در دستانش بود بیرون آمد.

 

خانم گفت: «آهای، آقا پسر!»

 

پسرک برگشت و به سمت خانم رفت. چشمانش برق می‌زد وقتی آن خانم، کفش‌ها را به ‌او داد. پسرک با چشم‌های خوشحالش و با صدای لرزان پرسید: «شما خدا هستید؟»

 

 

خانم گفت: «نه پسرم، من تنها یکی از بندگان خدا هستم!» پسر گفت: «آها، می‌دانستم که با خدا نسبتی دارید!» (منبع)

۰۷ تیر ۹۷ ، ۰۷:۲۹ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

روح ملت ایران

ایران شناسی

 

به قلم دامنه: به نام خدا. در این پست از برداشت های خودم از کتاب «ایرانی ها؛ ایران، اسلام و روح یک ملت» اثر خانم ساندرا مک کی، نویسندۀ زبردست آمریکایی _که به ایران آمده بود و ازنزدیک دست به تحقیق زده بود_ استفاده کرده ام.

 

 

ایرانیان عقاید تحسین برانگیز دیگران را، هیچ گاه بَرده وار تقلید نمی کردند. فرهنگ ایرانی، همیشه این بوده که عقاید را بازبینی کنند و با شکل دهیِ دوباره آن را بپذیرند.

 

 

نقشۀ ایران

 

 

مثلاً گرچه در عصر سلوکیه که با اشغالگری های اسکندر مقدونی _شاگرد ارسطو_ به ایران به حکومت رسیدند، یونانی مآبی باب شده بود، اما ایرانی، که در جهان به عنوان پذیراترین مردمان شناخته می شوند، به فرهنگ یونانی بی اعتنا ماندند و هویت فرهنگی خود را حفظ کردند.

 

 

یا آن که ایرانی ها با رغبت و اشتیاق و انتخاب، اسلام آوردند اما فرهنگ اَعراب را هرگز نپذیرفتند و به اندیشه ها و دانش و هنر خود به اسلام یاری رساندند و عصر طلایی اسلام را پدید آوردند.

 

 

مهم تر آن که، در طول بیش از 2500 سال سلطنت در ایران، حکومت ها آمدند و رفتند، ولی فرهنگ ایرانی زنده ماند. مانند روحِ عدالت خواهی، هنر، آداب، مدارا با گونه گونی و اشتیاق به جذبِ عقاید جدید با حفظ بازبینی و شکل دهی در آن. زیرا ایرانیان، به مسائل مربوط به معنا و هدف زندگی سخت می بالند و در وَرز دادن افکار توانا هستند.

 

 

یک مثال بزرگ برای این هویت خواهی ایرانی ها، «عید نوروز» است که دست کم 25 قرن، تاخت و تازها و سلاطین و فشارهای خارجی و انواع سختی ها را دید، ولی مانند قلّۀ دماوند باقی ماند و همچنان «نوروز» برای ایرانی ها، یک هویت و تحول خواهی معنوی و مینویی ست.

 

 

خلاصه آن که روح ایرانی این است؛ مردمانی هستند با دو سنت پیچیده و درهم تنیده: که یکی از ایران باستان می آید و دیگری از مکتب متعالی اسلام. آری؛ به قول «ساندرا مک کی» ایران همچون قالی اش طرحی پیچیده و دیدنی و عالی دارد.

۰۷ تیر ۹۷ ، ۰۷:۱۹ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

علامه طباطبایی در نگاه علی شریعتی

یک شخصیت پرمحتوا

 

 

حتماً برای مطالعۀ این متن وقت بگذارید

 

مرحوم دکتر علی شریعتی در بخشی از کتاب «انسان بی‌خود» (مجموعه آثار، شماره ۲۵) به مقایسه‌ی بی‌هویتی غرب‌گرایان و شخصیت والای اسلام‌شناسان حقیقی می‌پردازد و به همین مناسبت علامه طباطبائی (رضوان الله تعالی علیه) را الگوی برتر یک شخصیت پرمحتوا می‌داند و معرفی می‌کند:

 

 

 

این آقای طباطبائی… همه نوابغ فلسفه و عرفان و کلام و ادب اسلام در اندیشه او به صورت خودآگاه وجود دارد، دریائی از چهارده قرن تفکر و علم و ذوق و ایمان و فداکاری و حماسه و معنویت- که در این فرهنگ و تاریخ عظیم اسلام است- در درون او منعکس است.

 

 

 

برای این‌که آن‌ها خالی از محتوای بومی و محتوای اصیل خودشان نشده و شخصیت‌زده نشده‌اند، (ولی) این متجدد تصدیق‌دار است که شخصیت‌زده شده.

 

 

 

و می‌دیدم کسانی را که از همین مشرق‌زمین و از توی جامعه‌های اسلامی به اروپا می‌آمدند، یا اروپائی در همین جا پیششان می‌آمد: علامه طباطبائی یکی از همین کسان- که من همیشه حس می‌کردم- است؛ یک مُدرّس بزرگ، یک فیلسوف و یک مرد متفکر بزرگ اسلامی است؛ در قم هم هست؛ یک آدم مُنفرد هم هست؛ دَم و دستگاه و هیچی هم ندارد؛ این، در برابر شخصیت‌های بزرگی مثل «هانری کروبَن» (یا) استادان بزرگ و شرق‌شناس و کرسی‌دار سوربن که قرار می‌گیرد، روح موفق و مسلط خودش را بر آن خارجی کاملاً نشان می‌دهد. چرا؟

 

 

 

برای این‌که این آقا خالی از محتوای خودش نشده؛ این آقای طباطبائی یا امثال او که دچار شخصیت‌زدگی نشدند؛ پُرند؛ از چی؟ از همه تاریخ خودش؛ آنجا که نشسته همه فرهنگ اسلامی در درون او موج می‌زند، همه نوابغ فلسفه و عرفان و کلام و ادب اسلام در اندیشه او به صورت خودآگاه وجود دارد، دریائی از چهارده قرن تفکر و علم و ذوق و ایمان و فداکاری و حماسه و معنویت- که در این فرهنگ و تاریخ عظیم اسلام است- در درون او منعکس است؛ آن‌وقت او با این عظمت و با این وقار و سنگینی خودش را می‌یابد و بنابراین در برابر یک فرنگی که قرار می‌گیرد، می‌بیند این فرنگی همه‌اش سیصد سال تاریخ دارد، همه‌اش چهارصد سال ادبیات دارد، و هنوز تازه به دوران رسیده- از سه قرن پیش- است؛ این است که احساس تفوق انسانی بر او می‌کند.

 

 

اما تصدیق‌دار متجدّد غرب زده:

 

اما تصدیق‌دار متجدّدی که از خودش فارغ شده، اسلام را همان مزخرفاتی می‌داند که وقتی کوچک بوده مامانش به او گفته؛ بعد که دیگر بزرگ شده، از آن هیچ نمی‌داند؛ بعد که دکتر شده مذهب اسلام (را) به همان اندازه‌ای (می‌شناسد) که وقتی قُنداق بوده، یا وقتی که خودش را نمی‌توانسته جمع کند، یک چیزهائی (درباره اسلام) به او گفته‌اند، و یا آدم‌های بی‌استعدادی که اصلاً صلاحیت این‌که درباره اسلام صحبت بکنند نداشتند، مسائلی را به نام تعلیمات دین به او یاد دادند؛

 

 

وقتی بچه بوده در آن سطح چیزهائی از دین یاد گرفته، بعد هم فراموش کرده؛ چیزی هم نبوده؛ تازه اغلبش هم منحرف بوده؛ بعد که رشد کرده و تحصیلات عالی کرده، این تحصیلات عالیش را همه از اروپائی گرفته؛ راجع به خودش هیچی نمی‌شناسد؛ از اسلام یک دین کلی می‌شناسد و مجموعه فحش‌هائی که اروپائی‌ها می‌دهند؛ از گذشته تاریخ خودش چند خواجه می‌شناسد (خواجه نظام‌الملک، خواجه رشیدالدین فضل‌الله…!)؛

 

 

 

(در این صورت) از دین بیزار می‌شود، از تاریخش بیزار می‌شود، از فرهنگش بیزار می‌شود، از ادبیاتش بیزار می‌شود. ادبیاتش چیست؟  مجموعه شعرهائی که تملُّقی است برای گدائی در برابر یک پادشاه ترک یا مغول.

 

 

 

...از آن‌همه معنویت و زیبائی که در عرفان و ادب ما هست، تملق‌های گدایانه و انحراف‌های صوفی‌مآبانه به رخ ما کشیده شد؛ و آن‌همه عوامل مترقی انسان‌ساز نو و عقلی و منطقی که می‌تواند ملتی را امروز احیاء کند و انسانی را مواج از شخصیت و نیرو و قدرت سازندگی بکند- که در اسلام هست-، به صورت مجموعه‌ای از تعلیمات خشک و جامد به رخ او و به مغز او وارد شده نه برای این‌که او آن‌ها را بشناسد برای این‌که از آن‌ها بیزار بشود.

 

 

 

...آنچه که امروز به عنوان بزرگترین و نخستین قدمی که روشنفکران خودآگاه ما باید بردارند تا به عنوان نخستین گام برای هرگونه اصلاح معنوی و فکری و به عنوان مقدمه‌ای و زمینه‌ای برای بنیاد هرگونه فرهنگی و هرگونه تربیتی و اصلاحی در فرد و جامعه تلقی بشود، این است که:

 

 

 

همان‌گونه هوشیارانه و طبق برنامه علمی و منطقی‌یی که آن‌ها ما را از خویش بیگانه کردند و نسبت به معنویت و مذهب خود نه تنها ناآشنا که دشمن کردند تا شیفته خود کنند و خود را در برابر آن‌ها حقیر، ذلیل و پست حس کنیم و هرچه را به خود منسوب است محکوم بدانیم و هرچه را که به او منسوب است مورد تقلید قرار بدهیم (این موجبات موجب شده است که ما- چنان‌که می‌خواست- تبدیل به یک انسان دست دوم بشویم که فقط به دردِ رنج بردن و مصرف کردن آنچه او تولید می‌کند- هم کالای معنوی و هم کالای مادی- (دچار شویم) و به این صورت در بیائیم)، (ما هم) بیاندیشیم تا همان‌گونه، همه این عوامل، همه این اصول و همه این راه‌هائی را که آن‌ها طرح کردند و برنامه‌هائی را که عنوان کردند تا ما را از خود بیگانه و از خود مُنسلخ و از خود گریزان و منفور کنند، (بشناسیم و) از همان راه‌ها برگردیم. به کجا؟

 

 

 

به خویش؛ به کدام خویش؟ به آن خویشی که در گذشته تجربه کرد، که انسانِ مستقلِ سازنده تمدن و کمال و فضیلت و جامعه متمدن نسبت به زمان خودش می‌ساخت، و به مکتبی که تجربه کرد، که مظاهرِ متعالیِ انسان‌هائی که برای همه وقت زنده‌اند و زیبایند، می‌سازد؛ به آن خویش برگردیم؛ آن خویش الگو می‌خواهد؛ چگونه؟  چنان‌که علی (ع) بود!  (منبع: شفقنا)

۰۶ تیر ۹۷ ، ۰۸:۴۸ ۹ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

می‌کند آشفته‌ام، همهمه‌ی خویشتن

غزلی از رهبری

 

در شِکوه از خویشتن

 

می‌کند آشفته‌ام، همهمه‌ی خویشتن
کاش بُرون می‌شدم از همه‌ی خویشتن

 

می‌کشد از هر طرف، چون پَر کاهی مرا
وسوسه‌ی این و آن، دَمدمه‌ی خویشتن

 

پنجه درافکنده‌ام، در دل خونین خویش
گرگ‌وَش افتاده‌ام در رَمه‌ی خویشتن

 

باده‌ی نابم گهی، زهر هلاهل گهی
خود به فغانم از این، مَلقمه‌ی خویشتن

 

طفلم و بنهاده سر، بر سر دامان عشق
تا کُنَدم بیخود از زمزمه‌ی خویشتن

 

مست و خرابم امین! بی‌خبر از بود و هست
از که ستانم؟ بگو! مَظلمه‌ی خویشتن

(منبع)

 

(دامنه: امین، تخلُّص شعری رهبری ست)

 

نُسخۀ خطّی غزل رهبری

۰۶ تیر ۹۷ ، ۰۸:۲۸ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

شاید سحر توبه کرده باشد

راه، راهِ علی

 

امام علی (ع) خطاب به مالک اشتر نخعی:

ای مالک!

اگر شب هنگام کسی را در حالِ گناه دیدی،

فردا به آن چشم نگاهش نکن؛

شاید سحر توبه کرده باشد

و تو ندانی.

 

 

 

نیز امام علی (ع) در جایی دیگر فرمودند: کنار پیامبر اکرم نشسته بودم آن حضرت سر بر دامن من گذاشته بود و ما سخن از دجّال می گفتیم. رسول خدا چشم بازکرد فرمودند: بیم آن دارم از رهبران و حاکمانِ گمراه در ریختنِ خون خاندانم. (منبع: علامه مجلسی. بحارالانوار. ج 28. ص 48)

 

 

از آن خوانندۀ شریفِ خوش ذوق، ممنونم که این «عکس نوشتۀ» مهم مولا امام علی (ع) را دیروز به واتساپ من، ارسال کرده اند تا این پست شکل بگیرد. خدا به ایشان توفیق عطاء کند و حوائج برحقّش را استجابت.

۰۶ تیر ۹۷ ، ۰۸:۱۸ ۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

گولِ اوباش و اراذل را نباید خورد

چرا شهید بهشتی؟

 

به مناسبت ترور بهشتی و 72 تن

به قلم دامنه: به نام خدا. اغلب بر این خیال اند که اوباش و اراذل صرفاً به تعبیر لغت نامۀ معین «فرومایگان، و مردمان بی سر و پا»یی اند که هرازگاهی با فرصت طلبی، وارد ماجراجویی ها می گردند و با فریاد و تهدید و خشونت، نعره و عَربده می کشند و شیشه می شکنند و دکّان خالی می کنند و در اوجش، قمه درمی آورند و خون بی گناهی را بر کف می ریزند و از معرکه، درمی روند و تمام. نه. این هست، ولی همه اش _خدایی و الله وکیلی_ این نیست. چیست؟ شرح می دهم:

 

پیکر پاک آیت الله بهشتی لحظاتی پس از شهادت توسط سازمان تروریستی منافقین

 

 

1- جهان سوم _کشورهای عقب نگه داشته شده توسط استعمار غرب_ با مشکل بزرگی روبروست؛ جابجایی قدرت و گردش نخبگان. همین موجب می شود عرصۀ سیاست، منازعه آمیز شود.

 

 

خشونت گرایی عاجل و غیرتوجیه پذیر و قیام مسلّحانۀ لجوجانۀ 30 خرداد سال شصت ایران توسط «سازمان مجاهدین خلق» _که پس از آن از سوی امام خمینی _رهبر کبیر انقلاب اسلامی_ منافقین خوانده شدند_ یادآور زشت ترین چهرۀ سیاست ورزی علیۀ انقلاب اسلامی از سوی این گروهک مدعی و برتری طلب است. مسألۀ بغرنجی که کیانِ این سازمان را به بادِ فنا داد.

 

 

 

2- مبارزات ضدّ استعماری ملل مستضعف جهان برای برگزیدن راه میانبُر با آموزه های آزمون نشدۀ مارکس و لنین درهم آمیخت و تجربه های تلخ و خشونت زایی آفرید؛ ازجمله شیوۀ بسیارخشن خِمرهای سرخ کامبوج.

 

 

و ما در ایران شاهد بودیم سازمان تروریستی منافقین و گروه هایی نظیر آن، مثل کومله و پیکار و فدایی خلق اقلیت و... از خِمرهای سرخ کامبوج و مبارزات خونین و چریکی کمونیستی آلبانی و یوگسلاوی الگو می گرفتند. این تاکتیک، سبب شد استراتژی نشر، گفت و گو، صدور بیانیه، چاپ نشریه مجاهد، سخنرانی، اعلان مواضع، حضور آرام در دانشگاه و سیاست ورزی عادی سازمان منافقین ویران گردد و بشدت آن ها را منحرف و عصبی سازد و به سمت و سوی قوۀ قهریه سوق دهد.

 

 

جنگ نامردانه در جنگل های شمال ایران، ترورهای کور و هدفمند در دو سطح جامعه و حکومت، خصوصاً پاسدارکُشی و حزب الله کُشی نمونه هایی از این نگرش خصمانه و به شیوۀ بدتر از اراذل و اوباشِ این سازمان التقاطی بود.

 

 

کشتار 500 هزار مسلمان توسط نیروهای خمرهای سرخ مائویست کمونیست در کامبوج

 

 

3- این سازمان از تز ماکیاوللی پیروی می کرد که به شهریار توصیه می کرد هدف وسیله را توجیه می کند. لذا سازمان، که در حصار دو شخص خودخواه _خیابانی و رجوی_ به صورت بسته و استالینی رهبری می شد؛ این نسخه را برای اعضایش پیچید و درواقع طومار خود را درهم پیچید!

 

 

شیهد مظلوم بهشتی

 

 

بارزترین مثال برای اثبات سیاست مطلق گرایانۀ ماکیاوللیستی این سازمان، ترور شهید مظلوم دکتر بهشتی است. آنان، پیشروترین و مترّقی ترین روحانی انقلاب را به صورت قهری و بمب گذاری از صحنه حذف کردند. شخصیت ناموری که، همۀ پتانسیل های رهبر شدن پس از امام را دارا بود.

 

 

او تا بوده، به صورت مدنی و شفّاف فعالیت می کرده، یعنی؛ از طریق ایجاد حزب جمهوری؛ که اقدامی مدنی و مدرن بود. از طریق مناظره ها؛ که حتی با کمونیست ها هم لیّن و لطیف و به سنت نبوی سخن می گفت. و نیز با حضور در مساجد و تکایا و ورزشگاه ها و در میان مردم برای بیان مواضع و روشنگری ها.

 

 

سازمان، آنچنان به سطح اراذل و اوباش _و حتی پایین تر از آنان_ تنزُّل پیدا کرده بود، که حاضر شده بود، مدرن ترین روحانی کشور را که «یک ملت» بود و «مظلوم زیست» با ناجوانمردانه ترین ابزار کشتار و شیوه های فریب و استتار، به زغم خود حذف کند.

 

 

شهید بهشتی؛ آن روحانی دنیادیده و بروز، که بخش های مهم و مردم مدار و حقوقمندانۀ قانون اساسی ما مدیون تفکر و روشن بینی های اوست. کسی که مرحوم آیت الله العظمی منتظری، ادارۀ مجلس خبرگان قانون اساسی را بر عهدۀ او می گذاشت زیرا در وجودش تفکر و اندیشه و مدیریت می دید.

 

 

و این آخرین سخنان بهشتی چند لحظه پیش از شهادت است: «ما باید ببینیم رئیس جمهور آینده می‌تواند روحانی باشد یا نه؛ آیا نظر امام که فرمودند رئیس جمهور روحانی نباشد، همین است یا فرق کرده و اجازه می دهند.

 


بعد افزودند: اگر نظر امام فرق کند که غیر روحانی رئیس جمهور بشود، آن فرد را این جلسه باید تعیین و معرفی کند و اگر فرمودند باید روحانی باشد، باز انتخاب آن توسط این جلسه است.» (منبع)

 

 

 

رسوایی های سرکردۀ منافقین

 

 

4- سازمان آنچنان کورکورانه مشیء سیاسی و عقیدتی خود را به چند زن و مرد در بالای هرم قدرت مسدود کرد که می توان گفت بسته ترین، کنترلگرترین و نظامی ترین سازمان در جهان محسوب می شود. این سیاست فردپرستانه نهایتاً آنان را در کنار صدام نشاند و بیخ موساد و زیر چتر آمریکا و گوشۀ گود مرصاد و کمین برحق رزمندگان در چهارزبَر حسن آباد اسلام آباد غرب.

 

 

 

حال و روز آنان اینک، با آن شناعت و خون ریزی و سبُعیت و درندگی، آنچنان وخیم و بحرانی و رسواگر است که حاضرند برای به دست آوردن پول و مطرح شدن در محافل غربی، اطلاعات استراتژیک ایران بزرگ و کهن و سرفراز را به دشمنان و پست ترین رژیم جعلی یعنی اسرائیل بفروشند. کار کثیفی که حتی به غیرت اراذل و اوباش هم برمی خورَد! چه برسد به انسان هایی که به خاطر پاره ای مشکلات و دیدن فساد و تبعض و بی عدالتی، از نظام گلایه دلسوزانه دارند، نه براندازانه و فرافکنانه.

 

 

 

5- با این شرح کوتاه، خلاصۀ حرف من است: انقلاب اسلامی ایران، آن مقدار ارزش دارد که آن همه شهیدان حاضر شدند خون شان را برای بقای آن در راه خدا هدیه کنند و این خون، پیام دارد. و پیام موجب می شود، انقلاب از گزند حوادث و توطئه ها و دشمنی های خارجی در امان بماند.

 

 

 

پس؛ هوشیار باشیم؛ وقتی آن سازمان که رهبر داشت. سازماندهی داشت. دیسیپلین متمرکز بی رحمانه داشت، ارتش داشت، پول و حمایت غرب را داشت. آرمان _ولو باطل_ و برنامه و نیرو داشت، و به انواع و اقسام جاسوسی و جاسوسان و مزدبگیران دسترسی داشت، و در یک کلام هدف براندازانۀ مسلّحانه داشت، نتواست عقلانیت پیشه کند و مبارزات طولانی اش علیۀ انقلاب را رنگ و بوی مدنی و قانونی و مردمی بدهد و در نهایت کاری کارستان! کند؛ دیگر تکلیف اعتراضات کور و اغتشاش های فاقد رهبر و جنبش و اعتراض های غیرمدنی و پیش و پا افتادۀ فاقد انگیزه و هدف و آرمان، کاملا روشن است.

 

 

و کمتر کسی باور دارد از دست این دستجات بی هویت و به دور از تقیّدات مذهب و عِرق ایرانیت، چیزی علیۀ این انقلاب برآید و به یقین برنخواهدآمد.

 

 

مردم ایران انقلاب اسلامی را می خواهند، و از آن پشیمان نیستند، فقط چند حرف و مطالبه دارند که من بخشی از نگرش ها را در (اینجا). مطرح کردم و ادامۀ آن را بزودی بیان می کنم. ان شاء الله.

۰۵ تیر ۹۷ ، ۱۹:۵۷ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

اِضلال و ضلال

لیف روح 225

 

به نام خدا. قَدَری ها ضلال [=گمراهی] از جانبِ خدا را نمی پذیرند. جَبری ها به عکس معتقدند، گمراهی از سوی بنده نیست، از خداست. و امّا در قرآن آمده، اِضلال و ضلال، هردو است. یعنی امر بین الامرین.

 

 

میوه های درخت شیعه: عبودیت. راستگویی. کمک کردن. ایثار. صلح. وفا. آزادگی. دوستی. ایمان. دوستی. محبت. عکس از دامنه از روی تبلیغات آسانسور هتل گلشن مشهد

 

 

 

یعنی اِضلال از سوی خداست اما اختیار ضلال از بنده است. پس؛ چون بنده خواست گمراه شود خدا هم گمراهی او را می پذیرد. آیا بهتر نیست زمینۀ ضلالت و گمراهی خود را با دست خود فراهم نکنیم.

 

 

 

لازم به توضیح است، امر بین الامرین یعنی در کارهای اختیاری انسان، هم اراده خدا و هم اراده انسان دخالت دارد. نقل است، تعبیر الامر بین الامرین را نخستین بار امیرالمؤمنین علی (ع) مطرح کرده است. (منبع)

 

(برداشت آزاد دامنه از تفسیر کشف الاسرار حکیم میبدی. ذیل آیۀ 29روم)

۰۵ تیر ۹۷ ، ۰۶:۵۶ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |
سه شنبه, ۵ تیر ۱۳۹۷، ۰۶:۴۶ ق.ظ دامنه |
بیست و سه خبر و نظر

بیست و سه خبر و نظر

گوناگون؛ از ایران و جهان

 

 

1- زنان عربستان سعودی بدون اجازه مردان نمی توانند حساب بانکی داشته باشند (منبع)

 

دامنه: آیا غرب این را نمی داند؟ می داند، ولی زیر سبیلی رد می کند تا بدوشد؟

 

 

2-  چهرۀ آیت الله سیدمحمود هاشمی شاهرودی پس درمان در آلمان (شنبه 2 تیر 1397.  (منبع)

 

 

دامنه: آیا او با این حال و وضع می تواند؟

 

 

3- حجت الاسلام سیدمحمد خاتمی: کسب قدرت سیاسی و حضور فعال در انتخابات ، اگرچه اهمیت دارد اما نباید به موضوع ومحور فعالیت‌های اصلاح‌طلبان تبدیل شود... (منبع)

 

دامنه: آیا او از قدرت می ترسد؟

 

 

4- سایت انتخاب: دولت در برخی امور، اساساً رها شده و برخی بزرگان دولتی نیز، انگیزه و تمایلی برای حل مشکلات و معضلات ندارند! (منبع)

 

دامنه: آیا او به خانه نشینی آرام پس از اتمام می اندیشد؟

 

 

5- از سال 1372 تا الان (تیر 1397) ویلا‌ی مصادره‌ای یکی مسئولان رژیم سابق در شهر لواسان به مساحت ۱۰ هزار مترمربع به‌طور رایگان در اختیار سرلشگر فیروزآبادی بود (منبع)

 

دامنه: آیا او درد بی خانمان ها را درک می کرد؟

 

 

6- رفیق دوست: طبق فرمان حضرت امام خمینی (ره) قرار بود ثروت افرادی که در رژیم گذشته به ناحق تصرف شده بود در اختیار بنیاد مستضعفان قرار گیرد تا کمک حال محرومان باشد. (منبع)

 

دامنه: آیا او که این همه سال این تز امام را نگفت، واهمه داشت؟

 

 

7- دفتر سیدمحمد خاتمی هم در کاخ اقبال است که توسط مؤسسۀ نشر آثار امام تحویل او شد (منبع)

 

دامنه: آیا او خود را حامی مستضعفان و اصلاح طلب می پندارد؟

 

 

8- حجت الاسلام محمد جعفر منتظری دادستان کل کشور: دلیل مشروعیت کار ما این است که منصوب رهبری هستیم  (منبع)

 

دامنه: آیا او نمی داند مشروعیت به کارکردگرایی ست، نه نصب؟

 

 

9- ما امیدواریم این قلدر، [ترامپ] امروز به دست علی زمان ما نابود شود. (منبع)

 

دامنه: آیا او می داند رهبری با این گونه تشبیه با امام علی (ع) تخریب می شود؟

 

 

10- تسلیت حجت الاسلام علوی وزیر اطلاعات دولت به حجت الاسلام حسین طائب ریس سازمان اطلاعات سپاه بابت درگذشت حجت الاسلام سید علی اکبر حسینی اخلاق در خانواده  (منبع)

 

دامنه: آیا می دانستید او پدرهمسرِ طائب بود؟

 

 

11-  طبیعت ییلاقی گیلان (منبع)

 

 

دامنه: آیا این مرد زحتمکش می داند سکّه با بی تدبیری شدید دولت تدبیر! به مرز 3 میلیون تومان رسید؟

 

 

12- دومین پیش نشست «کنفرانس بین المللی گردشگری و معنویت»، صبح امروز شنبه 2 تیر 1397 تحت عنوان "مبانی روانشناسی و سلامت معنوی در گردشگری" در سالن جلسات مسجد مقدس جمکران برگزار شد (منبع)

 

دامنه: آیا امام زمان (عج) هم به این گونه هزینه ها خشنودند؟

 

 

 

12- مصطفی میرسلیم: بنی‌صدر دچار "خودشیفتگی" شده بود.. فکر می‌کرد بیشتر از امام پایگاه رأی دارد. (منبع)

 

 

دامنه: کی نبود؟ آیا او نمی داند بنی صدر او را نخست‌وزیر معرفی کرده بود؟

 

 

13-  سایت مشرق نوشت از حجت الاسلام سیدعلی اکبر محتشمی‌پور: «حفظ نظامی که دروغ و شکنجه و انحراف دارد، اوجب واجبات نیست!» (منبع)

 

دامنه: آیا «اصلاح طلبان» اوجبِ واجباب را هم قابل اصلاح می دانند!؟

 

 

14- سایت تسنیم: «مریم رجوی سرکرده گروهک منافقین با انتشار پیامی در توئیتر از اغتشاش‌گران امروز (4تیر 1397) بازار تهران حمایت کرد.» (منبع)

 

دامنه: آیا می دانید این زن چهارم رجوی جنایتکار، با جان بولتون آمریکا، سر وسرّی دارد و دریوزگی می کند؟

 

 

15- 35 میلیون تن مواد خوراکی سالانه در ایران هدر می‌رود؛ رقمی که 3 برابر میانگین جهانی است و می‌تواند 12 میلیون انسان گرسنه را سیر می‌کند. (منبع)

 

دامنه: آیا ما زینتِ شیعه هستیم که سفارش شده ایم به این؟

 

 

16- بی‌بی‌سی فارسی در برنامۀ پرگار به طاهره قرةالعین پرداخته (منبع)

 

دامنه: آیا می دانید این زن بهایی عصر ناصری به دارابکلا آمده بود و حمام زنانه رفته بود و در حمام ...؟

 

 

 

17- در این بازار آشفته کنونی یارانۀ 45500 تومانی هر شهروند ایرانی 5 دلار! شده (منبع)

 

دامنه: آیا دولتِ حزبِ کارگزارانی، نمی خواهد بگوید کشورداری را هیچ بلد نیست؟

 

 

18- اموال مصادره‌ای باید به نفع مستضعفان صرف گردد (منبع)

 

دامنه: آیا خبردارید این دستور شرعی امام به شورای انقلاب بود؟

 

 

19- بشار اسد: تا سال 2021 در قدرت می‌مانم و اگر مردم مرا بخواهند پس از سال 2021 نیز آمادگی دارم (منبع)

 

دامنه: آیا دیکتاتور سوریه نمی داند مسئول بدبختی ها و خون ریزی هاست؟

 

 

20- آیت الله شهید بهشتی :مناسبات روحانیت با مردم طاغوتی باشد مردم از روحانیون بیزار می شوند (منبع)

 

دامنه: آیا می دانید با جنایت کثیفِ سازمان تروریستی منافقین، ملت چه انسان بزرگی را از دست داد؟ آیا مثل بهشتی داریم تا سال های سال؟ اویی که می گفت» «ستم پذیری به اندازۀ ستمگری گناه است.» (منبع)

 

 

 

 

21- وخامت اوضاع جسمانی شیخ عیسی قاسم رهبر معنوی انقلاب بحرین (منبع)

 

دامنه: آیا می دانید در اسلام مجازاتی به نام حصر نداریم؟ حصر، بد است؛ چه بحرین باشد، چه ایران و چه نیجریه

 

 

23- آیا می دانید او _ترانه علیدوستی_ «شهرزاد» را به پایان برده؛ هم فرهاد را رها ساخته! هم قباد را کشته دیده! و هم قصۀ هزار و یکم را آن گونه در سکانس آخر  گفته؟

 

 

 

 

23- و بلاخره؛ ایران 1 پرتغال 1 در جام جهانی روسیه.

 

دامنه: آیا حق ایران نبود صعود به یک هشتم حذفی؟ بود. ولی نشد. خداقوّت مردانِ دوندۀ غیرتمند فوتبال ایران

 

۰۵ تیر ۹۷ ، ۰۶:۴۶ ۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

یالرود بلده

گزارش یک هجرت تبلیغی

 


به قلم حجت الاسلام مالک رجبی دارابی: با سلام : امسال ماه رمضان در بلده ی نور که محل تبلیغم بود اطلاعات جالبی برایم اتفاق افتاد که تا آن زمان اطلاع نداشتم . به طور خلاصه و کلی تقدیم میکنم .

 

 


۱ : با توجه به اینکه اینجانب نزدیک به ۳۰ سفر زیارتی، زیارت مولانا علی علیه السلام اول مظلوم عالم در نجف اشرف مشرف شدم در همه این سفرها قبر همه ی علماء اعلام در حرم مطهر زیارت می کردم و فاتحه می خواندم مِن جمله عالم عامل خالص فقید سعید شیخ عباس قمی (رح) و علامه محدثی نوری (رح) که جهت ادای احترام سر قبرشان حضور پیدا می کردم ولی هیچ وقت به این فکر نکردم که علامه ی نوری زادگاهش نور مازندران است تا اینکه در این ماه رمضان در محله ی یالرود قرار گرفتم متوجه شدم ایشان در این محل بیش از صد سال قبل قدم به عرصه ی وجود گذاشتند .

 

 

این شخصیت بزرگ استاد مرحوم شیخ عباس قمی بود و کتابهای معروف و مشهور زیادی نوشته  و علامه مطهری در کتاب حماسه ی حسینی از ایشان یاد می کنند ...

 


۲ : علی‌اکبر جمشیدی معروف به ناطق نوری در روستای اُوزکلا که ۵ یا ۶ کیلومتری بلده نور به دنیا آمدند . و ایشان در خانواده ی روحانی بزرگ و خانواده شهید که برادرشان می باشد معروف میباشند.

 

 


۳ : یوش، روستایی است از توابع بخش بلده شهرستان نور در استان مازندران ایران. این روستا به دلیل آن که زادگاه نیما یوشیج پدر شعر نو فارسی است، شهرت یافته‌است.

 


۴ : همسر امام خمینی رحمت الله علیه بنام مرحومه خدیجه ی ثقفی در کمرود دو کیلومتری محل تبلیغمان بود اهالی آن محل می گفتند فامیلانشان آنجا هستند مثل برادرانشان که خانه و کاشانه دارند و هر از گاهی حاج سید حسن خمینی و برادرانشان در آنجا حضور پیدا می کنند و مردم آن محل می گفتند حاج سید حسن خمینی و برادرانشان آنجا خانه و زمین دارند . 
 

والسلام ۴ تیر ۹۷

 

 

پاسخ دامنه

 

به نام خدا. سلام جناب شیخ مالک. بسیار ممنونم از این که اطلاعات خوبی از محل تبلیغ خود در یالرود بلده نور داده اید. البته پسوند نوری خود گویاست. دو نکته بگویم و رد شوم:

 

1- مرحوم محدّث نوری که شما فرمودی، باید بگویم کتاب «فصل الخطاب»ش دردسر ایجاد کرده بود؛ چون قائل به تحریف قرآن! بود، نعوذبالله.

 

 

2- شهید مطهری نیز در کتاب سه جلدی تحریفات عاشورا، ردّپایی از نوشته های محدث نوری نشان می دهد و ایشان را محترمانه نقد می کند. خدا بیامرزدش. ممنونم. درضمن عکسهایی که از یالرود به پیام رسان من فرستاده بودی را هم گذاشتم (اینجا) که دید ه ای لابُدّ.

۰۴ تیر ۹۷ ، ۱۱:۱۱ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

منجول همان کرم خرّاط است

از منجول بیشتر بدانیم

 


به قلم مهندس محمد ع