X
تبلیغات
کالج کارآفرینی تیوان

مطالب آذر 1396 دامنه

30 آذر 1396
شنبه, ۲۵ آذر ۱۳۹۶، ۰۷:۱۴ ق.ظ

مشهد؛ قلب ایران


دامنه : به نام خدا
قلبِ ایران در مشهد مقدس می تپَد
موزون و میزان
در هر صبح و هر شام
با صدای نقاره زنان
بقیه ادامه
  

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ آذر ۹۶ ، ۰۷:۱۴
ابراهیم طالبی دارابی
جمعه, ۲۴ آذر ۱۳۹۶، ۰۷:۱۹ ب.ظ

درگذشت همسر حاج آقامهدی دارابی

به قلم دامنه. به نام خدا. رفیقم حاج علی چلویی دارابی، لحظات پیش به من خبر داد همسر بزرگوار مرحوم حجت الاسلام حاج سید مهدی دارابی به رحمت خدا پیوست. این مصیبت وارده بر خاندان دارابی ها را به جمیع اعضای این بیت تسلیت می گویم. من به دلیل رفاقت بسیارنزدیک با آق حسین و آق محمد دارابی در نوجوانی و جوانی، از دست این مادر مهربان و بسیار زحمت کش و صبور، بارها و بارها نون و نمک خوردم و محبت شده ام و حق است بر ایشان صلوات وافر هدیه کنم. خدا رحمتش کناد.

ارسال عکس: اُم البنین دارابکلایی


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۴ آذر ۹۶ ، ۱۹:۱۹
ابراهیم طالبی دارابی
جمعه, ۲۴ آذر ۱۳۹۶، ۱۱:۵۷ ق.ظ

عکسها و حرفها 24

عکس و حرف

نکته های کوتاه دامنه تماشا ادامه

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۴ آذر ۹۶ ، ۱۱:۵۷
ابراهیم طالبی دارابی
جمعه, ۲۴ آذر ۱۳۹۶، ۱۱:۵۶ ق.ظ

حکایت حسادت و حماقت

داستان کوتاه. روزی پادشاهی ولخرج هنگام عبور از سرزمینی با دو دوست جوان ملاقات کرد. این دو دوست بینوا که تا آن زمان با گدایی امرار معاش می‌کردند، همچون دو روی یک سکه جدانشدنی به نظر می‌رسیدند.


دامنه: «چشم حسود کور»
وِرد زبان و شعار روزانه و شبانۀ
همۀ ایرانی هاست
حتی بر پشت کامیون ها و تریلی ها
چون برخی تا خِرخِره در حسَد و کینه اند

پادشاه که آن روز سرحال بود، خواست به آنها عنایتی کند. پس به هر کدام پیشنهاد کرد آرزویی کنند. ابتدا خطاب به دوست کوچک‌تر گفت: به من بگو چه می‌خواهی قول می‌دهم خواسته‌ات را برآورده کنم. اما باید بدانی من در قبال هر لطفی که به تو بکنم، دو برابر آن را به دوستت خواهم کرد!

دوست کوچک‌تر پس از کمی فکر با لبخندی به او پاسخ داد: «یک چشم مرا از حدقه بیرون بیاور..!» حسادت، اولین درس شیطان به انسان احمق است! (منبع)
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۴ آذر ۹۶ ، ۱۱:۵۶
ابراهیم طالبی دارابی
پنجشنبه, ۲۳ آذر ۱۳۹۶، ۰۷:۵۹ ب.ظ

قضیۀ عزل آیت الله منتظری

آیت‌الله ابراهیم امینی نجف آبادی: «اما متأسفانه تلاش‌های امام به نتیجه نرسیدند و عملکردها و رویکردهایی که شدیداً به کیان نظام صدمه می‌زدند و عرصه را برای دخالت دشمنان مساعد می‌کرد، از جانب آقای منتظری ادامه پیدا کرد... حضرت امام را به این نتیجه قطعی رساند که ایشان برای تصدی مسئولیت سنگین رهبری شایستگی لازم را ندارد و باید بیش از آنکه نظام خسارات جدی‌تری ببیند، ایشان را از مقامش عزل کنند و لذا در حالی که از تخریب حاصل عمر خود، به‌شدت آزُرده خاطر بودند و صدمه روحی سنگینی خوردند، اما قاطعانه ایستادند و آقای منتظری را به‌رغم علاقه‌ای که به ایشان داشتند، از مقام قائم مقامی رهبری عزل کردندمصاحبه با ماهنامۀ پاسدار اسلام. (منبع)




پاسخ دامنه به آیت الله امینی


1- من با آن که نسبت به این قطعۀ غامض تاریخ ایران پیش داوری نمی کنم، اما قبلاً در این پست «نقدی بر آیت الله خوئینی ها» (اینجا)، تا حدّی نکته هایی گفته ام. اینک با مشاهدۀ مصاحبۀ بسیارمفصّل آقای آیت‌الله ابراهیم امینی امام جمعه سابق قم با ماهنامۀ پاسدار اسلام، چند نکته ای بازگو می کنم. امید است موجب روشن تر شدنِ قضیه عزل شود.

2- آقای آیت‌الله ابراهیم امینی عضو همان خبرگانی بود که رأی به رهبر آینده بودنِ آیت الله العظمی حسینعلی منتظری داد که اصطلاحاً از آن به عنوان «قائم مقام رهبری» یاد می شد. از ایشان می پرسم چگونه ممکن است بدون در نظر گرفتن رأی خبرگان ملت، رهبرِ آیندۀ منتخبِ خبرگان رهبری را فوری بدون تشریفات قانونی عزل کرد؟ پس آن همه رأی قریب به اتفاق نمایندگان ملت در مجلس خبرگان رهبری به مرحوم آقای منتظری چه می شود؟

3- آقای آیت‌الله امینی بگویند مگر نصب و عزل رهبری بر عهدۀ مجلس خبرگان نبوده است؟ پس چرا خبرگان از آراء و نصب خود که جنبۀ مشروعیت سیاسی داشت، دفاع نکرد؟ و ان قُلتی نیاورد؟ به نظر شما مگر خبرگان ناظر و مُشرف و ناصب رهبری نیست؟ پس چرا عزلِ منتظری که حقِ قانونی آن مجلس بود _بر فرض اگر حق ایشان، عزل بود_ در آن مجلس صورت نگرفت و به رأی گذاشته نشد؟ امر بیّن این که، پس از جنگ همه قرار گذاشته بودند در چارچوب قانون باشند و به قانون بازگردند.

4- اگر من جای مصاحبه گران مجلۀ پاسدار اسلام بودم، از آقای امینی پرسش های مهمتری می پرسیدم. از جمله پرسش می کردم آیا رهبر مستقر نظام، حق دارد رهبرِ مستودع (بخوانید قائم مقام رهبری) را بنا به تصمیم فردی اش، برکنار و عزل کند؟ آقای امینی چرا در مصاحبۀ خود جملۀ «به‌شدت آزُرده خاطر بودند» را به امام نسبت داد و در این قضیۀ سرنوشت ساز ملت و حتی اُمت، چنین نسبتی را بکار برده است؟ بقیه ادامه
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۳ آذر ۹۶ ، ۱۹:۵۹
ابراهیم طالبی دارابی
پنجشنبه, ۲۳ آذر ۱۳۹۶، ۰۷:۵۷ ب.ظ

حجت الاسلام شیخ عبداللّه درواری

به قلم دامنه. به نام خدا. سلسله مباحث روحانیت دارابکلا. حجت الاسلام شیخ عبداللّه درواری فرزند مرحوم مَشد عباس است. واقع در تنگۀ بن بست مرحوم آقا دارابکلایی. او از خانواده ای فقرچشیده برخاسته است. ابتدا پیش همسایۀ گرانقدرشان مرحوم آیت الله شیخ محمدباقر دارابکلایی تلمُّذ کرد و سپس گویا به حوزۀ علمیۀ مشهد مقدس رفت و همچنان آنجا مقیم است.


شیخ عبدالله درواری. نفر دوم از راست. عکس از رنگین کمان


وی را مدتی ست که ندیده ام تا مطمئن شوم آیا همچنان در این کسوت مانده است یا نه. البته تا جایی که خبر داشتم هنوز خود را ملبّس به لباس روحانیت نکرده بود. این روزها را نمی دانم. به هر حال شیخ عبداللّه درواری جزوِ روحانیون دارابکلا و از میانِ خانواده ای محروم پا به این عرصه گذاشته است که نیازمند تشویق و حمایت هاست. اساساً روحانیون در طول تاریخ از قشر روستازادگان و از بینِ پابرهنگان و فقردیدگان برخاسته اند و همین امتیاز بزرگ موجب بوده است که اسلام را به مال و منال دنیا معاوضه نکنند و اغلب نیز نمی کنند.


آهنگرمحلۀ دارابکلا. عکاس: جناب یک دوست. 13 دی 1395

من شیخ عبداللّه درواری را از همان جوانی فردی خوش اخلاق، خندان، سر به زیر و از خاندانی مذهبی، دیندار، آرام و مأخود به حیا می دانستم. پدرش از مذهبی ها و مسجدی های محل بود. نَسَب این خانواده ها _که در دارابکلا به چند خانواده در کنار هم در همان تنگۀ بن بست مرحوم آقا دارابکلایی محدود می شود_ از ناحیۀ پدری از تویه و دِروار _بالای کیاسر در منطقۀ استان سمنان_ است. تویه و دِروار دو روستای چِفت به هم است که من رفته ام، دیده ام.


آقا مدرسه؛ حوزۀ علمیۀ روستای دارابکلا. عکاس: جناب رنگین کمان. 15 دی 1395

در سالهای دور این چند خانواده به دارابکلا مهاجرت کرده اند و فامیلی شان نیز از همین روستای دِروار ریشه می گیرد. برای همۀ آنان سلامتی و توفیق آرزو می کنم و برای درگذشتگان شان رحمت و مغفرت الهی می طلبم. به جناب شیخ عبداللّه درواری در هر کجای ایران است، سلام ویژه دارم. ان شاء الله موفق و مؤیّد باشند.


جهت مزید اطلاع، دارابکلایی ها این دو روستا را در تلفُظ جمع می کنند و مثلاً می گویند فلانی توتِرواری هَسّه. مثل مرحوم اصغر توتِرواری ساری، که تا سالهای اخیر هر روز به دارابکلا می آمد و به عنوان یک بازاری واسط و خُرده پا، به خرید گردو و جارو و کانجی از کشاورزان محل می پرداخت.

ثبت و نشر در «روحانیت دارابکلا»، اینجا

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۳ آذر ۹۶ ، ۱۹:۵۷
ابراهیم طالبی دارابی
چهارشنبه, ۲۲ آذر ۱۳۹۶، ۱۱:۴۵ ق.ظ

دولتِ خسته

به قلم سید علی اصغر شفیعی دارابی. سلام. نثرتان در پست «کو آب، برق، نفتِ رایگان؟» (اینجا) برای منافع عمومی مردم بود. و من تماماً قبول دارم. هم تحلیل بسیار عمیق تان و هم قدرت احساس عمیق تان در دفاع از مردم و مخالفت با سیاستهای بودجه دولت را. [تصویر بودجه به نهاد های اشخاص اینجا]


سیدعلی اصغر. 1394

پاسخ دامنه : به نام خدا. سلام من هم به رفیق سیدعلی اصغر. از همآوایی ات با دامنه در همدردی با مردم و منافع ملت ممنونم. همیشه شما را حامی پابرهنگان دیده ام. من دولت حسن روحانی را دولت پابرهنگان نمی دانسته و نمی دانم. دولتی که نمی تواند درآمد ایجاد کند و دم به دم چشمش به جیب پول یارانۀ ملت فرو می ماند، دولتی ناکارآمد است. دولتی که می خواهد (یا می خواسته) بنزین را به لیتری 1500 تومان برساند، دولتی کم تحرّک است و پیِ پول های آسان می گردد. من که سیرِ سیر، سر بر بالین می گذارم چگونه می توانم گرسنگی مستضعفین را درک کنم!؟ دولتش نه به خاورمیانه پرداخت و نه به همسایه. نه به سوی شغل آفرینی رفت و نه به سمت رشد و توسعه. به جای دیپلماسی فعال، می نشینند توئیت! می کنند و بازی می گذارند با اینستاگرام. او حتی از اژه ای هم عقب تر گام می گذارد، غلامحسین اژه ای لااقل واژۀ حصر را نام می برَد، اما او مثلاً با زیرکی از زیر آن درمی روَد. ایام انتخابات برای تکدّی رأی مردم حاضر شده بودند سپاه و نظریه ولایت مطلقۀ فقیه و حصر و آقای «تَکرار می کنم» و حتی واژۀ اصلاحات (که من اساساً چنین واژه ای را برای جناح چپ قبول ندارم و اسمی بی مُسمّاست) را نیز به میان عوام و خواص مطرح سازند اما بعد همه چیز مانند شگردهای حزب کارگزارانی به نسیانی رفت. لبّاده های جورواجور و رنگ به رنگ پوشیدن برای ریاست کردن مهم نیست، لباس کار و نوکری مردم پوشیدن، آرمان بود و افتخار که حالا شده فضیلتی فراموش شده. چندتا جلسات را مدیریت کردن و به آن کشور و این شهر رفتن، هدر دادن فرصت هاست و مهیّا کردن جامعه به سمت پوپولیسمِ در راه و تشدیدکردنِ فقر پُر درد و بلا. سپاس از دلِ تنگت و تنگیِ دلت. دامنه.

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۲ آذر ۹۶ ، ۱۱:۴۵
ابراهیم طالبی دارابی
چهارشنبه, ۲۲ آذر ۱۳۹۶، ۱۱:۲۵ ق.ظ

هزار و یک شب

پرسش گلایه آمیز جناب «دارتوکِن دارکوب» از دامنه، که استیضاح ام کرده چرا این همه داستان کوتاه عبرت آور و جذاب می نویسی، ولی به قصه های هزار و یک شب هیچ نمی پردازی؟ تقاضا داشته به این داستان های زیبا هم بپردازم.

پاسخ دامنه:


به نام خدا. سلام من به شما «جناب دارتوکِن». گلایه ات به هیچ وجه من الوجوه پذیرفته نیست. به جای این که من را به کارهای متعدّد فرا بخوانی، خودت به خودت وَرز بده و حرکتی کن و بنگار. اما بعد، کمی توضیح از سوی دامنه دربارۀ هزار و یک شب با برداشت هایی که از این کتاب جالب دارم:

1- شهریار تصمیم می گیرد همسرش شهرزاد را بکُشد. حتی بنا می گذارد همۀ زنان را بکُشد. چون خبر رسیده بود کار ناشایستی کرده اند. نوبت به کشتن شهرزاد که می رسد، شهرزاد شروع می کند برای شوهرش _پادشاه_ قصه گفتن. آنقدر قصه می گوید که به هزار و یک شب می رسد یعنی سه سال. شهریار از اِعجاب سخن شهرزاد به حیرت و شیدایی می رسد، دست از کُشتنش می شُوید و باز هم عاشق همسرش شهرزاد می شود. شهرزاد با قدرت کلام و قصه حریم زنان را از تهمت ها و بدگمانی ها و بدفهمی ها نجات داد و این یعنی به قول دکتر جلال ستّاری «سخن درمانی».


هزار و یک شب. عکاس دامنه از روی جلد کتاب

2- چند داستان کتاب هزار و یک شب هنوز یادم مانده است. یکی از داستان ها قصۀ غمبار بطّه و طاووس است. در این قصه، طاووس با مادۀ خود، به جزیره ای پناه می برد. بطّه _بطّه یعنی اُردک_ هم به آنها ملحق می شود. طاووس می پرسد تو چرا آمدی جزیره، بطّه؟ می گوید من هم از دست ستمِ و بیدادِ آدمیزاد به اینجا فرار کرده ام. بعد برای طاووس شرح می دهد که الاغ و اسب و شتر و غزال و حتی شیر ملک زاده هم از دست بشر، آزار می بینند و صبح تا شب یا زیر فرمان بی رحمانۀ آدمیزادند و یا اسیر تیر و تفنگ و تله و دام و صید آنان.

این برداشت آزاد دامنه بود از از گوشه ای از زوایای تودرتوی هزار و یک شب. دامنه بگذرد و فقط بگوید هیچ چیزی، به قدر کتاب، انسان را وَرز نمی دهد و او را از مادّه به ماوراء نمی برَد.
۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۲ آذر ۹۶ ، ۱۱:۲۵
ابراهیم طالبی دارابی
چهارشنبه, ۲۲ آذر ۱۳۹۶، ۱۱:۱۵ ق.ظ

زنگ انشاء

توضیح دامنه. به نام خدا. دیشب جوانی از دارابکلا، با دامنه تماس گرفت و گفت یک انشاء به قلم دامنه می خوام با موضوع حرمله و مختار. من هم با این شرط که قول دهد از همین فردا، اهل قلم شود و برای آینده مؤثّر اُفتد، فوری متن دستخطی زیر را با عنوان «حَرمله قوی بود، امّا مختار شجاعِ باایمان» نوشتم و اینجا به اشتراک گذاشته ام. شاید انگیزه ای برای خوانندگان شود که در عصر دیجیتال، قلم را _که قرآن به آن سوگند خورده است_ زمین نگذارند. نمی خواهم بگویم متنِ من مهم است، نه، می خواستم اهمیتِ درس انشاء (=یعنی ایجاد. آفریدن. پروردیدن) را یادآوری کرده باشم. والسّلام.


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۲ آذر ۹۶ ، ۱۱:۱۵
ابراهیم طالبی دارابی
سه شنبه, ۲۱ آذر ۱۳۹۶، ۰۹:۵۹ ق.ظ

برکت و روزی

داستان کوتاه : یکی از صالحان دعا می‌کرد: «پروردگارا، در روزی ام برکت ده». کسی پرسید: چرا نمی‌گویی روزی ام ده؟ گفت: روزی را خداوند برای همگان ضمانت کرده است. اما من برکت را در رزق طلب می‌کنم.


به قول خواجه عبدالله انصاری

الهی! آفریدی رایگان و روزی دادی رایگان،
بیامرز رایگان که تو خدایی، نه بازرگان


برکت چیزی است که خدا به هر کس بخواهد می‌دهد، نه به همگان. اگر در مال بیاید، زیادش می‌کند. اگر در فرزند بیاید، صالحش می‌کند. اگر در جسم بیاید، قوی و سالمش می‌کند. و اگر در قلب بیاید، خوشبختش می‌کند. (منبع)
۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۱ آذر ۹۶ ، ۰۹:۵۹
ابراهیم طالبی دارابی
سه شنبه, ۲۱ آذر ۱۳۹۶، ۰۹:۴۹ ق.ظ

سامون دِزّی

به قلم دامنه. به نام خدا. فرهنگ لغت دارابکلا. قسمت 192.  سامون دِزّی. واژۀ سامون دِزّی در گویش دارابکلای ها اگر نگوییم یک فُحش است؛ یک گلایۀ تمام عیار و یک شِکوۀ جانسوز کشاورز و زمین دار است. و به کسانی اطلاق می شود که مرز میانِ دو زمین همجوار را به شیوه های مرموزانه سرقت می کنند. به عبارتی شبیخون می زنند.

آنان صیح تا شام از زمین همسایه ذرّه ذرّه می کاهند و سانت به سانت به زمین خود می افزایند. حتی اگر هکتار هکتار زمین زراعی داشته باشند، باز هم «سامون دِزّ» ها چنین می کنند! گویی به مرض سامون خواری مبتلا گشته اند و برای شان لذتی مضاعف می آفریند.

می دانید که سامون از سامان می آید یعنی خِطّه، سو، قلمرو، کران، مرز، حد، سرحد، ناحیه، منطقه و نیز یعنی نظم و ترتیب دادن و آراستگی و نسَق (nasaq). و دِزّ همان دُزد در فارسی ست که در لَهجۀ دارابکلایی دالِ مضموم به دال مکسور بدَل می شود و دال آخر می اَفتد و به جایش زاء مشدّد تلفظ می شود تا شدت کار زشت دزدی، فهمانده شود. دارابکلایی های قدیم چه هنری در لفظ آفرینی داشتند. این لُغات را حراست کنیم.

آری سامان و سامون دِزّی یعنی این. تا لغت بعدی خدا کنه سامون دزّی تموم بشه! شاید هم شده، ولی دامنه نمی دونه. به قول کسائی مروَزی: Kisai Marvaz) پیش‌قراول شاعران عاشورایی ایران:


کسی که سایهٴ جبار آسمان شکنَد

چگونه باشد در روز مَحشَرش سامان


پایان

«فرهنگ لغت دارابکلا» اینجا

سامون های زراعی دارابکلا. روز 17 فروردین 1396
عکاس: جناب یک دوست

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۱ آذر ۹۶ ، ۰۹:۴۹
ابراهیم طالبی دارابی
دوشنبه, ۲۰ آذر ۱۳۹۶، ۰۸:۵۸ ب.ظ

کو آب، برق، نفتِ رایگان؟

به قلم دامنه. به نام خدا. سلسله مباحث دردهای جامعه. همانطوری که در پست «یارانه حق ملّته» (اینجا) نوشته بودم، دولت حسن روحانی _ که به تسخیر حزب کارگزاران (راست مدرن و به تعبیر دامنه راست مُرفّه) درآمده است_ برای حذف یارانه در بودجۀ 97 جدّی شد. دو نکته می گویم و خلاص:


1- مگر امام خمینی _رهبر کبیر انقلاب اسلامی_ از آب و برق و نفت رایگان به ملت، سخن نگفته بودند؟ چطور فقیهان منصوب رهبری در شورای نگهبان وقتی می خواهند پیروان ادیان آسمانی را (با اَدلۀ خاص خود) از دایرۀ خدمت و قدرت نظام بیرون نگه داشته باشند، می گردند سخنی از سال 1358 آن امام را پیدا می کنند و مستند می سازند و آن را شرع بیّن توصیف می کنند و ملاک نظر خود، اما وقتی نوبت به نوکری ملت توسط دولت فرا می رسد واژۀ «رایگان» امام، فاقد استناد می شود؟ آیا شورای نگهبان بودجه دولت را تأیید می کند؟ یا نه قول و واژۀ رایگان در بیان امام، حکم تلقی می شود و جلوی دست درازی دولت به پول ملت را می گیرد؟


بارخدایا! کی می شود تهیدستان جهان هم مانند

برخی از رؤسای نظام و داراها و قدرتمندان بخندند!


2- دولت حسن روحانی که به تعبیر من دولتی شیک پوش و شیک گوست، چون با ندای آقای «تَکرار می کنم» دو بار رئیس جمهور شد، دیگر به رأی مردم نیازی ندارد، بنابراین چون توان اشتغال و رفع بیکاری و انواع قول و وعده های 21گانه خود را را ندارد و اساساً دولتی کم تحرّک و متمرکز در مرکز و پایتخت نشین است، دست به گریبان یارانۀ ناچیز مردم شد تا پیرامون را باز هم فقیرتر و نابسامان تر کند.


دودِ این تصمیم بد و ناعادلانۀ این دولتِ حزب کارگزارانی، اول به چشم خود آنان خواهد رفت. کسانی که از فرطِّ دارایی ها و تمکّنات مالی، نه غصّۀ نان دارند و نه غمِ پول و رفاه و تفریح. باز هم مانند همان دولت هاشمی رفسنجانی که با سیاست غلط تعدیل اقتصادی  فرو ریخته بود، اینان هم فرو خواهند ریخت. تردیدی ندارم.

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ آذر ۹۶ ، ۲۰:۵۸
ابراهیم طالبی دارابی
دوشنبه, ۲۰ آذر ۱۳۹۶، ۰۸:۴۸ ب.ظ

تا در طلبِ گوهر کانی، کانی

به قلم دامنه. به نام خدا. لیف روح. قسمت 205. بنده مخالفم با تعرُّبی که اخیراً در ایران پا گرفته است که آن قدر تأکید می کنند که عین یا قاف را از کجا تلفُّط کنند. این جملۀ طعنه ای از گفته های دردمندانه و منتقدانۀ مرحوم محمدمهدی فولادوند (مترجم سرشناس قرآن) است در کتاب شریف قرآن شناسی، ص 511.


منظورش کسانی اند که خیلی عربی بازی (=تعرُّب) می کنند و سعی دارند با خودنمایی، یا با مقدّس مآبی و یا با جهالت، نادانی، غفلت و بی خبری، کلمات قرآنی و عربی را حتی از عرب های عصر رسول الله (ص) هم غلیظ تر اداء کنند، تا بهشتِ عدن و فردوس بَرین را بخرند!



تا در طلب گوهر کانی، کانی

تا در هوَس لقمهٔ نانی، نانی

این نکتهٔ رمز اگر بدانی، دانی

هر چیزی که در جستن آنی، آنی

(رباعی شمارهٔ ۱۸۱۵مولوی)


این گونه افراد که در اِعراب ( اَ اِ اُ ) این همه وسواس اند و آن همه حسّاس، و بارها نمازشان را با شکّ های پی در پی، اِعاده می کنند و استخاره و استغاثه، نسبت به اساسی ترین دردهای جامعه بی اعتنا هستند. نه می دانند درد کیلویی چند است؟ نه می فهمند فقر و احتیاج چیست؟ و نه اساساً در می یابند ستم و بیداد و دروغ از چه ریشه هایی ناشی ست!

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ آذر ۹۶ ، ۲۰:۴۸
ابراهیم طالبی دارابی
یکشنبه, ۱۹ آذر ۱۳۹۶، ۰۹:۱۹ ب.ظ

عکسها و حرفها 23

عکس و حرف

نکته های کوتاه دامنه. تماشا ادامه

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ آذر ۹۶ ، ۲۱:۱۹
ابراهیم طالبی دارابی
یکشنبه, ۱۹ آذر ۱۳۹۶، ۰۹:۵۹ ق.ظ

یارانه حق ملّته

به قلم دامنه. به نام خدا. سلسله مباحث دردهای جامعه. دولت حسن روحانی _که دولتِ حزب کارگزاران (=حزب طبقۀ داراها و مُتمکّنین) یعنی همان راست مدرن و به تعبیر دامنه، راست مُرفّه است_ باز نیز قصد کرده است به یارانه مردم دستی بزند. یعنی می خواهد (حداقل قصد و نیّاتش این است) از جیب ملّت بردارد و به کیسۀ دولتِ پرخرج بریزد.

یارانه حق ملّت است و پولی ست که از منابع درآمدی عمومی، به ازای افرایش قیمت کالاهای اساسی مردم؛ مستقیم به جیب مردم می رود. حال اگر از میان این همه پولها که در جاهای خاص! خرج می شود، چشمتان فقط به این پولِ ناچیز یارانه دوخته است، این چند نکته را به گوش تان فرو کنید:

1- اگر یارانه مردم را می خواهید حذف یا تصرّف کنید، بکنید! اما قیمت های نان، برق، آب، گاز، بنزین و گازوئیل و نفت و اقلام اساسی ملت را به همان قیمت سالهای پیش از اجرای یارانه بازگردانید. آری؛ قیمت های سرسام آور و سوداگرانه را به ارزانی معمول و مردم گرایانه برگردانید، آن گاه با یارانه مردم هر کاری دوست داشتید بکنید و نوش جان تان!

2- تضمین دهید پول عظیم یارانه _که می گفتند هدیۀ امام زمان! است_ به اختلاس های میلیاردی و فیش های نجومیِ دو دولت قبل و حال، نمی انجامد.

3- قول دهید، آن هم قول سَدید، نه وعده های خنده دار انتخاباتی، که این پول یارانه را از ملت می گیرید خرجِ مدرسه سازی، درمانگاه سازی، خانه سازی مستضعفان می کنید و به سمینارها و آنجا و اینجا نمی دهید. و الّا، مردم هیچ اطمینانی به بازگشت پول شان به جیب دولت ندارند.

4- این را هم بدانید بسیاری از مردم، همین یارانۀ ناچیز را _که بارها از سوی دولتچی های حسن روحانی بر سر مردم منّت می گذارند، گویی مالِ پدرشان را می بخشند_ هزینۀ درمان شان، پرداخت قسط های بانک های رباخوارشان، شهریۀ دانشجوی دانشگاه آزاد و خوابگاه دانشگاه دولتی شان، نان و خوراک شان و حتی بدهی های پیشخورشان می کنند. دولت گویی کاری دیگر! ندارد هر روز بر سر یارانه به قول دارابکلایی ها «بِز رقص می دهد»!

امضاء : دامنه

دارابکلا از زاویۀ بَبِرخاسه. 17 فروردین 1396. عکاس: جناب یک دوست
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ آذر ۹۶ ، ۰۹:۵۹
ابراهیم طالبی دارابی
یکشنبه, ۱۹ آذر ۱۳۹۶، ۰۹:۵۸ ق.ظ

مردم شناسی ایرانی

به قلم دامنه. به نام خدا. سلسله مباحث معرفی کتاب. اخیراً کتاب 752 صفحه ای مردم شناسی ایرانی، علیرضا حسن زاده. تهران. افکار، 1385، را خوانده و نکته برداری کردم. این کتاب خواندنی حاصل 26 نشست با قریب 70 پژوهشگر و اساتید برجسته است. از میان یاداشت های خطی ام، چهارنکته را مطابق معمول معرفی کتاب در دامنه، به صورت برداشت آزاد ارائه می کنم:

مردم شناسی ایرانی. عکس از دامنه

1- در صفحۀ 126 آمده است: ایرانی ها عطش شعر دارند... طبع شاعری از ویژگی های ایرانی هاست. ایرانی بودن ثروتِ عظیمی ست که ما داریم.

2- در صفحۀ 124 آمده است: پرده پوشی از ویژگی های هویت ایرانی است. مثل غذاهای ما ایرانی ها که ساده و عیان نیستند. قیمه، قورمه سبزی، آبگوشت و...  که چقدر آمیخته و به هم پیچیده اند و آیینی.

3- در صفحۀ 339 آمده است: ایران افسانه هایی مهم دارد. افسانه ها، انسانِ غرقِ در مصائب محیط را به کناری می کشد، چشمش را باز می کند و همۀ خاطراتش را به او می نمایاند.

4- در صفحۀ 391 آمده است: در کُردها و لُرها این باور است که هر کس اطرافِ نان را نخورد خُرده های نان در جهنّم مار می شود و آنها را آزار می دهد.
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ آذر ۹۶ ، ۰۹:۵۸
ابراهیم طالبی دارابی
یکشنبه, ۱۹ آذر ۱۳۹۶، ۱۲:۱۱ ق.ظ

جنگل پیمایی رُفقا


زیرنویسِ سید علی اصغر شفیعی:
پاییز عروس فصل هاست
رنگارنگی اش جاودانه ست
حس انسان در دل پاییز
طعم انار را دارد
احساس شهر رنگین کمان
با نم شبنم و بازیش
با علف سبزفام بارور می شود
پاییز در طبیعت داراب کلا
مانند آزمایشگاه مدرنی است
که قشنگی رااثبات میکند
حس خوشایند گردش در سرزمین پاییز
دلپذیرتر از زیبایی است
جنگل پیمایی ما هم
افسردگی را
به لحظه های تغییر رنگ می دهد
و میرود
عکسهای ارسالی سیدعلی اصغر
18 آذر 1396 دارابکلا
و

تماشا ادامه

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ آذر ۹۶ ، ۰۰:۱۱
ابراهیم طالبی دارابی
شنبه, ۱۸ آذر ۱۳۹۶، ۰۱:۰۱ ب.ظ

این سی تا اون سی

به قلم دامنه. به نام خدا. فرهنگ لغت دارابکلا. قسمت 191.  این سی تا اون سی. واژۀ «سی» به نظرم دو معنی دارد: یکی به معنی رأس، اوج، یال و بالاترین نقطۀ تپّه است. یکی دیگر از ریشۀ سو به معنای جهت و سمت است.

بنابراین دارابکلایی ها وقتی می خواهند فاصلۀ یک مکان با مکان دیگر را در نظر بگیرند، می گویند این سی تا اون سی. یا وقتی به کسی می خواهند مسیری دور و در افق بالا را نشان دهند می گویند اون سی را می بینی؟ یک نفر داره اون سی راه می ره.

پس؛ سی هم یعنی سو. هم یعنی اوجِ تپّه. روستای دارابکلا سه طرفش سی دارد، یک طرفش (سمتِ میاندورود) جلگه. زمینِ دارابکلا اساساً چهارگونه است: جلگه. تپّه. دامنه. سی.
«فرهنگ لغت دارابکلا» اینجا

سی نوَردی جناب یک دوست
این سیِ (یال شرقی) دارابکلاست
 یکشنبه 29 اسفند 1395


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۸ آذر ۹۶ ، ۱۳:۰۱
ابراهیم طالبی دارابی
جمعه, ۱۷ آذر ۱۳۹۶، ۱۰:۳۳ ق.ظ

دست دادن به زن

جناب دارتوکِن دارکوب دیشب پرسش دیگری به دامنه ارسال کرده، چون شب، به مشیت خدای متعال، خواب بر انسان مستولی ست، پاسخ موکول شد به امروز که جمعه است به قول ایرانی ها آدینه. او پرسیده جناب اقای دامنه «در بارۀ معضل بقرنج به نام دست دادن به زنان چه دیدگاهی داری؟» جناب دارکوب حاشیه هایی هم نگاشته... و قِس علی هذا.


دیدار کمیساریای عالی خارجی نیجریه با ملکه بریتانیا. کاخ باکینگهام انگلستان


پاسخ دامنه:



به نام خدا. سلام من به شما «جناب دارتوکِن». اول این که مُلا لغتی دامنه بگوید بقرنج غلط است و املایش بُغرنج است. یعنی پیچیده. مُعقّد. بسیاردرهم. پیچ در پیچ. دشوار. مُعمّا. دوم آن که دامنه حتی به حدّ طلبه نیست، چه رسد به فقیه! این سؤال را باید به دفاتر مراجع تقلید در قم می فرستادی. ولی خوب، چون میان شما و دامنه نوعی تراضی و ترازو حکمفرماست پاسخی عرض می کنم و مستندی نیز ضمیمه.

1- از شما می پرسم اگر جای عکس بالا بودی با ملکه الیزابت چه می کردی؟ مثل علی هاشمی، قهرمان وزنه بردار ایران در عکس زیر پَنگ پینگ پونگ بازی!! می کردی؟ بله، ما آداب معاشرت داریم که هم از شرع ناشی ست و هم از عرف. هر دوی این شرع و عرف را، مصلحتی ثانویه قید می زند. همان مصلحتی که می تواند حج را _که از احکام قطعی قرآن است_ موقتاً تعطیل کند.

2- من شخصاً آداب فردی شرعی ام را در این جور مواقع بر حسب آرای مرجع اَعلم تقلیدم _که معمولاً مؤمنان آن مرجع را مخفی می دارند و من هم چنین می نمایم_ عمل می کنم. و شما می دانید باید از اَعلم تقلید کرد. اگر اعلَم را نشد تشخیص داد، به آن مرجعی که تفقّه و وارستگی اش زبانزد است باید رجوع نمود. البته رجوع به یکی از مراجع امری اختیاری ست، اما تقلید در فروع دین بر مؤمنان غیرمجتهد، امری واجب است.

3- پرسش شما را به فتوای آیت الله العظمی حسینعلی منتظری دربارۀ دست دادن به زنان، مستند و ضمیمه می سازم که آن فقیه مجاهد نستوه (=خستگی ناپذیر) در سال 1381، با شرایطی، دست دادن به زن را جایز دانستند که خواندن آن را بر خوانندگان شریف و شما جناب دارکوب توصیه می کنم:


مسوول دفتر و شاگرد مرحوم آیت الله العظمی منتظری یعنی حجت الاسلام مجتبی لطفی در یادداشتی با عنوان «حرکت ورزشکار ایرانی و فتوای کارگشای آیت الله منتظری»، می‌گوید که آن مرحوم در سال ۱۳۸۱ در پاسخ به یک دانشجوی ایرانی ساکن اروپا، با شرایطی دست دادن را جایز دانسته بود.



حجت الاسلام مجتبی لطفی نوشت: «چند روز گذشته [علی هاشمی، قهرمان وزنه برداری] ورزشکار ایرانی هنگامی که خانمی مدال برگردنش می آویزد با حرکتی عجیب و غریب رغم دست دراز کردن آن خانم، برای چند ثانیه سوژه خبری پر سرو صدایی ایجاد می کند. از این دست موارد به ویژه در مراودات دیپلماتیک کم نداریم یا باید فدراسیون‌های ما طی پروتکلی از پیش تعیین شده از تکرار این حوادث جلوگیری نمایند یا به فتوای مراجعی که در این موارد به جواز دست دادن با نامحرم فتوا داده اند مراجعه کرد.


پانزده سال پیش!  در اردی بهشت ۱۳۸۱ ایمیلی به دست آیت الله منتظری رسید. پرسش کننده دانشجوی ایرانی ساکن اروپا بود که با سفارت ایران همکاری داشت. اما مشکلی دارد و آن این که کارمندان سفارت ایران با خانم هایی که روابط دیپلماتیک دارند دست نمی دهند و این امر نوعی توهین به اسلام و فرهنگ ایرانی و توهین به خانمی تلقی می شود که دست خود را دراز کرده است. اومی گوید ما مجبوریم حرکات عجیب و غریبی انجام دهیم! خواهشمندیم برای این معضل چاره ای اندیشیده شود.

آیت الله منتظری در پاسخ، با شرایطی دست دادن را جایز دانستند:

بقیه ادامه

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۷ آذر ۹۶ ، ۱۰:۳۳
ابراهیم طالبی دارابی
جمعه, ۱۷ آذر ۱۳۹۶، ۱۰:۲۳ ق.ظ

مُرشد چلویی و رجبعلی خیّاط

داستان کوتاه: یکی از فرزندان شیخ رجبعلی خیاط می‌گوید: روزی مرحوم مرشد چلویی معروف خدمت جناب شیخ رسید و از کسادی بازارش گله کرد و گفت: داداش! این چه وضعی است که ما گرفتار آن شدیم؟ دیر زمانی وضع ما خیلی خوب بود روزی سه چهار دیگ چلو میفروختیم و مشتری‌ها فراوان بودند، اما یک‌باره اوضاع زیر و رو شده مشتری‌ها یکی یکی پس رفتند، کارها از سکه افتاده، و اکنون روزی یک دیگ هم مصرف نمی‌شود …؟


                             

مُرشد چلویی                                                   رجبعلی خیاط


شیخ تأملی کرد و فرمود: تقصیر خودت است که مشتری‌ها را رد می‌کنی. مرشد گفت: من کسی را رد نکردم، حتی از بچه‌ها هم پذیرایی میکنم و نصف کباب به آنها می‌دهم. شیخ فرمود: آن سیّد چه کسی بود که سه روز غذای نسیه خورده بود؛ بار آخر او را هُل دادی و از در مغازه بیرون کردی؟!


مرشد سراسیمه از نزد شیخ بیرون آمد و شتابان در پی آن سیّد راه افتاد، او را یافت و از او پوزش خواست، و پس از آن تابلویی بر در مغازه‌اش نصب کرد و روی آن نوشت:

نسیه داده می‌شود،

حتی به شما

وَجه دستی به اندازه وُسعمان پرداخت می‌شود

(منبع)

دامنه:

مُرشد چلویی را آذر 1395 در فراز ایران اینجا معرفی کرده بودم

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۷ آذر ۹۶ ، ۱۰:۲۳
ابراهیم طالبی دارابی
پنجشنبه, ۱۶ آذر ۱۳۹۶، ۰۸:۵۸ ق.ظ

واکنش مهم سیستانی

به قلم دامنه. به نام خدا. مرجع بزرگ شیعیان جهان حضرت آیت الله العظمی سید علی سیستانی تصمیم دونالد ترامپ رئیس جمهوری آمریکای چپاولگر و سلطه طلب در اعلامِ بیت المقدس اشغالی به عنوان پایتخت رژیم صهیونیستی را محکوم کردند. متن مهم آن مرجع روشن ضمیر و خبیر به نقل از سرویس ترجمه شفقنا به نقل از سایت رسمی دفتر حضرت آیت الله العظمی «سید علی سیستانی»، چنین است:

بسم الله الرحمن الرحیم. تعلیقاً على قرار الولایات المتحدة الاعتراف بمدینة القدس عاصمة للکیان الاسرائیلی صرح مصدر مسؤول فی مکتب السید السیستانی فی النجف الاشرف بما یلی: ان هذا القرار مدان ومستنکر، وقد اساء الى مشاعر مئات الملایین من العرب والمسلمین، ولکنه لن یغیر من حقیقة ان القدس ارض محتلة یجب ان تعود الى سیادة اصحابها الفلسطینیین مهما طال الزمن ، ولا بد ان تتضافر جهود الامة وتتحد کلمتها فی هذا السبیل والله ولی التوفیق. ١٨ ـ ربیع الاول ـ ١٤٣٩هـ (منبع)



ترجمه: این تصمیم محکوم است و به احساسات صدها میلیون عرب و مسلمان توهین کرده با این حال این واقعیت را تغییر نمی دهد که بیت المقدس یک سرزمین اشغالی است و هر چه قدر هم به طول بینجامد باید به حاکمیت صاحبان فلسطینی خود بازگردد و تلاش ها و کلمه امت نیز باید در این راه متحد شود. والله ولی التوفیق. (منبع)



بیت المقدس؛ قبلۀ اول مسلمانان در اشغال صهیونیسم


نکتۀ ضروری دامنه


دامنه حرکتِ ننگینِ امپریالسیم آمریکا را خُدعه ای مرموز می داند و معتقد است در زیر این اقدام بسیارکثیف، تنش افزایی در خاورمیانه نهفته است. آنان که دکتر ظریف را همچنان نُخبه می دانند، از وی بخواهند تحرّک کند و نگذارد ستیزه و جنگ، جای مراوده و مذاکره و دیپلماسی فعّال میان مسلمانان حتی با آل سعود را تنگ کند. اروپای دوران جنگ و وحشت و گریز را به یاد داشته باشیم که چگونه با صلح و گفت و گو به اروپای متحد و پیشرفته (ولو دورمانده از معنویت) رسیده است.

از واکنش مهم و نکتۀ معنادارِ پیام مرجع بسیارهوشمند جهان اسلام آیت الله العظمی سید علی سیستانی، باید سپاسی وافر بگذاریم و برای سلامتی اش دعا به آسمان برسانیم.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۶ آذر ۹۶ ، ۰۸:۵۸
ابراهیم طالبی دارابی
پنجشنبه, ۱۶ آذر ۱۳۹۶، ۰۸:۳۸ ق.ظ

Aks و Harf

عکس و حرف

نکته های کوتاه دامنه. تماشا در ادامه

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۶ آذر ۹۶ ، ۰۸:۳۸
ابراهیم طالبی دارابی
پنجشنبه, ۱۶ آذر ۱۳۹۶، ۰۸:۲۸ ق.ظ

آداب مـعـاشـرت در قرآن

قرآن در صحنه: یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذَا قِیلَ لَکُمْ تَفَسَّحُوا فِی الْمَجَالِسِ فَافْسَحُوا یَفْسَحِ اللَّهُ لَکُمْ وَإِذَا قِیلَ انْشُزُوا فَانْشُزُوا یَرْفَعِ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَالَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجَاتٍ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِیرٌ. هنگامی که گویند: در مجالس [برای نشستن دیگر برادرانتان] جا باز کنید، پس جا باز کنید، تا خدا برای شما [در بهشت] جا باز کند. و چون گویند: برخیزید، بی درنگ برخیزید تا خدا مؤمنانِ از شما را به درجه ای و دانشمندانتان را به درجاتی [عظیم و باارزش] بلند گرداند، و خدا به آنچه انجام می دهید، آگاه است. (سوره ۵۸: المجادلة - جزء ۲۸ - آیۀ 11. ترجمۀ شیخ حسین انصاریان)


علامه طباطبایی

تفسیر علامه طباطبایی: «...منظور از فراخى دادن در مجالس این است که آدمى خود را جمع و جور کند تا جاى آن دیگرى فراخ شود، و (فسحت دادن خدا به چنین کس) به این معنا است که جاى او را در بهشت وسعت دهد. ایـن آیـۀ شـریـفـه ادبـى از آداب مـعـاشـرت را بـیان مى کند، و از سیاق آن برمى آید که قـبل از دستور، وقتى اصحاب در مجلس رسول خدا (صلى اللّه علیه و آله و سلّم) حاضر مى شدند، بـه صـورتـى مـى نـشـسـتـند که جا براى سایرین نمى گذاشتند، و واردین جایى براى نـشـسـتن نمى یافتند که آیۀ شریفه ایشان را ادب آموخت.


البته این دستور اختصاص به مـجـلس رسـول خـدا (صـلى اللّه عـلیـه و آله وسـلم) ندارد، هر چند آیه شریفه در آن مورد نازل شده، لیکن دستور عمومى است... این جمله مُتضمّن یک ادب دیگر است. کلمه (نشوز) -بـه طـورى کـه گفته اند- به معناى بلند شدن از سر چیزى و برگشتن از آن است، و نـشوز از مجلس به این است آدمى از مجلس برخیزد تا دیگرى بنشیند، و بدین وسیله او را تواضع و احترام کرده باشد...


تجلیل از علماء امت. (یـرفـع اللّه الذین امنوا منکم و الذین اوتوا العلم درجات) در این معنا هیچ تردیدى نیست که لازمۀ ترفیع خدا درجه بنده اى از بندگانش را باعث زیادتر شدن قُرب او خداى تـعـالى اسـت، و ایـن خـود قرینه و شاهدى است عقلى بر این که مراد از اینهایى که موهبت عـلمـشـان داده اند، علمایى از مؤمنین است. بنابر این، آیه شریفه دلالت مى کند بر این که مؤمنـیـن دو طـایـفه هستند، یکى آنهایى که تنها مومنند، دوم آنهایى که هم مومنند و هم عالم، و طـایـفـه دوم بـر طـایـفـه اول بـرتـرى دارنـد.


هـمـچـنـان کـه در جـاى دیـگـر فـرمـوده : (هل یستوى الذین یعلمون و الذین لا یعلمون). بـا ایـن بـیان روشن گردید که مسأله بالا بردن درجاتى که در آیه شریفه مورد بحث آمـده، مـخـصـوص علماى از مؤمنین است. آنها هستند که کلمه (رفع درجات) در موردشان صـادق اسـت، و امـا بـقیه مؤمنین ارتقائشان به چند درجه نیست، بلکه تنها به یک درجه اسـت. بـنـابـر این، تقدیر آیه شریفه چنین است: (یرفع اللّه الذین امنوا منکم درجه و یـرفـع الذیـن اوتـوا العلم منکم درجات) و در آیه شریفه تعظیم و احترامى از علماى اُمت شـده کـه بـر هـیچ کس پوشیده نیست. و جمله (واللّه بما تعلمون خبیر) مضمون آیه را تاکید مى کند.»المیزان.

ثقلین؛ قرآن و اهل بیت علیهم السّلام

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۶ آذر ۹۶ ، ۰۸:۲۸
ابراهیم طالبی دارابی
چهارشنبه, ۱۵ آذر ۱۳۹۶، ۱۰:۵۸ ق.ظ

شوقِ مصافحه با روحانیون دارابکلا

مراسم میلاد فرخندۀ

پیامبر رحمت (ص) و پیشوای صادق (ع)

در مسجدجامع روستای دارابکلا
14 آذر 1396
عکسهای ارسالی جناب رنگین کمان

تماشا ادامه

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۵ آذر ۹۶ ، ۱۰:۵۸
ابراهیم طالبی دارابی
چهارشنبه, ۱۵ آذر ۱۳۹۶، ۱۰:۵۷ ق.ظ

سخنان پیامبر اسلام و امام صادق

پیامبر صلی الله علیه و آله: المُسلِمونَ شُرَکاءٌ فی ثَلاثَ: فِی الماءِ و الکَلاَء وَ النَّارِ. مسلمانان در سه چیز شریک اند: آب، مَرتع، آتش (مواد سوختى). (میزان الحکمه. 9634)

دامنه: میلادفرخندۀ پیامبر رحمت (ص) و پیشوای صادق (ع) مبارک

الإمام الصادق علیه السلام: ...ولِلعالِمِ ثَلاثُ عَلاماتٍ العِلمُ بِاللّه ِ، وبِما یُحِبُّ، وبِما یَکرَهُ. دانشمند سه نشانه دارد: شناختن خدا و آنچه خداوند دوست دارد و آنچه دوست ندارد». (الخصال. ص 121. حدیث 113)

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۵ آذر ۹۶ ، ۱۰:۵۷
ابراهیم طالبی دارابی
چهارشنبه, ۱۵ آذر ۱۳۹۶، ۱۰:۴۸ ق.ظ

کِله، کی لِه، کِلا، کیلّاک

به قلم یک دارابکلایی. با سلام خدمت آقای طالبی؛ (فرهنگ لغت دارابکلا)

1- در مورد کلمه لِ [در راستای پست اینجا] حیفم آمد که از کلمه دیگری نام نبریم و آن هم "لَمه" است. همانطور که گفتید وقتی خی شب تمام کشتزار را لگدمال کرده کشاورز می‌گوید: "لِ لمه هاکارده بورده"، یعنی همه کشت را له و لورده کرد.


2- در مورد کلمه "هِدی" هم فکر نکنم کلمه‌ای عربی باشد که از ریشه هدایت باشد. احتمالا کلمه‌ای مازنی و ریشه‌ای ایرانی داشته باشد. همانگونه که از مثال‌های شما بر می‌آید به معنی نزدیک شدن دو قسمت است. در همین راستا، به معنی "همدیگر" هم در زبان ما به کار می‌رود؛ مثلاً به دو بچه که گاهی کنار هم بوده و احیاناً رابطه خیلی خوبی ندارند، بزرگترها نصیحت می‌کنند که "هدی رِ نزنین، هدی رِ دوس داشته بوشین"، همدیگر را نزنید، همدیگر را دوست داشته باشید.


کِه‌له یا کی له

3- موضوع دیگری که چند سالی است ذهن مرا درگیر کرده و با دیدن کلمه "لِ" شما دوباره برانگیخته شده، موضوع دو صدای مصوت بسیار نزدیک به هم در زبان مازنی است که من تقریباً در زبان‌های دیگر آنها را به این صورت تفکیک شده نیافتم؛ دو صدایی که حتی نوشتن آنها به شکل معمول هم بسیار سخت است. این دو صدا را با مثال بیان می‌کنم:


دو کلمه بسیار شبیه از نظر تلفظ اما متفاوت از لحاظ معنی "کِه‌له" و "کِله" اول به معنی اجاق سنگی که قدیم‌ها برای آشپزی از آنها استفاده می‌شد و بعدی به معنی جوی آب. به نظر می‌رسد برخلاف زبان‌های دیگر مثل فارسی یا انگلیسی، ای دو مصوت دو صدای متفاوت در زبان مازنی هستند که باعث ایجاد کلمه جدید و در نتیجه معنی می‌شوند. با عرض پوزش از اطاله کلام.

کی له جوی آب. قنات ندوشن



پاسخ دامنه


به نام خدا
سلام جناب «یک دارابکلایی». بی حد و اندازه مشعوف شدم این گونه عالِمانه به پست های دامنه نظر می افکنی و قلم را با نوشته های خوب خودت که تکمیل بحث های صورت گرفته است، آغشته به واژه می کنی. ممنونم ممنون.

اول آن که لِ و لَمه را خوب و بجا مثال آوردی. آری؛ در گویش و مثَل های قدیمی ترها این عبارت کاربرد دارد. من زیاد دستور زبان فارسی مطالعه می کردم بنابراین معتقدم (یعنی به نظرم می رسد) لِ و لمِه مانند پیشوندها و پَسوندها بر زبان دارابکلایی ها جاری می شود. مانند فعلهای کمکی در انگلیسی و افعال مُعین در فارسی.

دوم این که افزوده ات به هِدی و به قول طلبه ها اِن قُلت شما را دقت کردم. اگر بر فرض ار ریشۀ عربی هدایت نباشد؛ آن گاه بر اساس رأی شما باید هِدی را با حرف «حاء» املا کنیم که می شود: حِدی. که ار ریشۀ حدّ و حدود است. که به مثالی هم که زدی بیشتر تطبیق می کند. یعنی حِدی آمدنِ چاکِ زخم، یا حِدی آوردن چاکِ زبان آدمهای دهن لَق. این که می گویند «ون داهون رِه حِدی بیار» یعنی همان جمع کن و ساکتش ساز. می پذیرم از شما. پس لغت شناسی بهتر از دامنه هم در دارابکلا هست که این گونه عالی و عالمانه با دامنه بحث می کند. حبّذا احسنت.

سوم آن که اما آن موضوع دیگری که گفتی: «چند سالی است ذهن مرا درگیر کرده و با دیدن کلمه "لِ" شما دوباره برانگیخته شده» باید تکمیلی تر بحث کنم. لذا عنوان پست را هم گذاشتم «کِله، کی لِه، کِلا، کیلّاک» تا نوشتۀ شما یک شمارۀ دیگر از فرهنگ لغت دارابکلا گردد، و گردید:

الف: چنانچه باید بدانید و به حتم می دانید _چون از نحوۀ بحث کردنت روشن است اهل فضلی و دست در قلم و چشم بر مطالعات داری_ زبان فارسی بر خلاف انگلیسی، حروف مصوَّت (=صدا دار) مانند «o- u» ندارد، پس باید واژه ها را هنگامۀ اَداکردن از سوی طرفِ مقابل شنید و با لَحنش فهمید منظور چیست. مثلِ لغت «خا» (این پست اینجا) که دَه پونزه معنی دارد بسیار تودرتو است:

ب: کِله (=تَش کِله) را کشف نکردم از چه مصدری ریشه می گیرد. ولی کی لِه (=جوی آب) را می دانم از کجا می آید. وقتی رودخانۀ دارابکلا رو به خشکی می گذاشت و ناگهان در بالادست ها باران می بارید و پس از مدتی آبش به رود، جاری می شد بزرگانِ محلۀ ما می گفتند دَره «کِه ل» سر هاکارده. یعنی اُوه جاری شده. پس کی لِه و به قول شما "کِه‌له" یعنی جایی که آب همچنان جاری ست. مثل کی لِه بینجسّون دارابکلا که از حموم پیش _سیدطالب رَف بِن_ کمی بالاتر از دامنه رَف بِن شُعبه می گیرد.


ج: کِلا همان خُمره است که محل ما در آن ترشی و سرکه و رب ذخیره می کردند و در برخی از جاهای ایران که تشرّعی کمتر داشتند شراب در آن می ریختند.

د: کیّلاک ظرف چوبی (مانند تشت پلاستکی) ست که برای پیمانۀ گندم، جو، بینج و ذرّت بکار می رفت. که با آن هم زکات را اندازه گیری می کردند و به نیازمند می دادند، هم حق سهم شریک را تساهُم و تقسیم می نمودند، هم آب روشنایی و بخت بِنی در آن می ریختند و هم در آن خمیر می کردند؛ چون آرد در آن فطیر نمی شد و خمیر، خوب ورز می آمد.
اصلاً «اطاله کلام» نبود، خیلی هم بحثِ مُستوفایی بود
«فرهنگ لغت دارابکلا» اینجا
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۵ آذر ۹۶ ، ۱۰:۴۸
ابراهیم طالبی دارابی
سه شنبه, ۱۴ آذر ۱۳۹۶، ۰۶:۵۶ ق.ظ

AX

به قلم مهندس محمد عبدی سنه کوهی. سلام بر شما کبلاقا ابراهیم عزیز و دامنه خوانان و بخصوص آقا سید علی اصغر دوست مشترک دیرین. عکسهایش را در این پست (اینجا) دیدم و در آن غرق شدم. اوج و فرود عکسهای آقا سید با آدم سخن می گوید. البته عکاسی هنرمندانه ایشان شُهره عام و خاص بوده و هست اما نگاه به پاییز از زاویه و لنز دوربین ایشان و با زیر نویسهای دلی شما کبلاقای عزیز این لذت نگاه به این پست مطلب را دو چندان کرده است. البته منظره پاییز منطقه ما و شما یکی است و این حس قرابت و نزدیکی طبیعت قطعاً این نشاط و ادراک را خیال انگیزتر و دلرباتر نموده است. هر دوی شما دوستان قدیمی و دیرین موفق باشید.


پاسخ دامنه: به نام خدا. سلام مهندس. خرسندم که حسّی مشترک داشتیم. نگرش دقیق شخص شما به طبعیت و دقت وافرت به فرهنگ بومی، برای من بسیارخیره کننده است. بله؛ درست حدس زدی، هم لنز و هم برداشتِ از لنز، هر دو مهم است. شبیه چیزی که در عکس و حرف پی می گیرم. ممنونم.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۴ آذر ۹۶ ، ۰۶:۵۶
ابراهیم طالبی دارابی
سه شنبه, ۱۴ آذر ۱۳۹۶، ۰۶:۴۶ ق.ظ

سخنِ نادرست سیدحسن نصرالله

به قلم دامنه. به نام خدا. خبر این بود: «یک مسؤول عالی‌رتبه در حزب الله لبنان اخیراً پیامی را از سید حسن نصرالله به سعد حریری [نخست وزیر مستعفی لبنان] منتقل کرده که نصرالله در این پیام تأکید کرده که از سعد حریری چه ظالم باشد و چه مظلوم حمایت می‌کند.» (منبع)

خواستم بگویم به نظر من این سخن سید حسن نصرالله _رهبر حزب الله لبنان_ یعنی قیدِ «چه ظالم» نادرست است و با نصّ و روایات معصومین (ع) نمی خواند. ما همواره سفارش شدیم: کُونا لِلظّالِمِ خَصماً و لِلمَظلُومِ عَوناً. (نهج البلاغه. از نامۀ 47) یعنی پیوسته دشمنِ ظالم و یاورِ مظلوم باشید. بنابراین، بی آن که کاری به فضای متعارض لبنان داشته باشم، این بخش از سخن حجت الاسلام سید حسن نصرالله خطاب به سعد حریری، اساساً اشتباه است.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۴ آذر ۹۶ ، ۰۶:۴۶
ابراهیم طالبی دارابی
سه شنبه, ۱۴ آذر ۱۳۹۶، ۰۶:۳۶ ق.ظ

لِ، لی، هِدی

به قلم دامنه. به نام خدا. فرهنگ لغت دارابکلا. قسمت 189.  لِ، لی، هِدی. این سه لغت به چه معنی ست؟ گرچه مرتبط به هم نیست، ولی تقریباً در یک راستاست. لِ، یعنی فروافتاده. لی، یعنی فرورفتگی و گودافتادگی. و هِدی یعنی بهم آمدگی و پوشانندگی. این سه واژۀ ویژۀ دارابکلایی ها، کاربردهای خبری، طنزی و نیز گاهی لُغُزی دارد. کمی توضیح:



1- وقتی گندِمجار (=گندمزار، مزرعۀ گندم) بر اثر هجوم خی (=خوک و گُراز) یا با باد و طوفان فرو افتد، در این موقع می گویند تِموم گندِم لِ بورده. یا وقتی یکی، با یکی دیگر دعوایی خونین بکند، می گویند زد طرفو لِ لورده کرد. یا وقتی سماور چای جِرم گرفت می گویند سِموار لِ دَکته. یا وقتی درخت جنگل ار ریشه بیفتد، می گویند دار، لِ رفت. یا کسی کمی چُرت بزند و بهواهد کمی بخوابد می گویند: لِ رفت. پس لِ، گاهی همان لِه است. یعنی نابود و خُرد و خمیر. اما اغلب، به معنای همان افتادن است.


2- وقتی چشمانِ کسی گود افتَد، یا وقتی کسی در اثر لاغری شدید، نحیف شود، به متلک یا به دلسوزی می گویند وِن چش لی دَکته. نیز به آشیانۀ مار، می گویند: لی، مَر لی. پس لی، یعنی سوراخ. یعنی گودی.


3- هِدی. مثلاً به بهم زدن خورشت و غذاها و حلوا می گویند هِدی. مثلاً یکی به یکی دیگر می گوید: اون خارش (=خورش، خورشت) رِه هِدی بَزن، نسوزه. حلوا را با کِتّرا هدی بزن تَه نگیره. هدی، از ریشۀ هدایت است. نیز به زخمی که سرش، بند بیاد می گویند وِن چاک هدی بورده. یعنی پوشانده شد. یا اگر کسی دهَن لَق بشه و زیاد گپ بزند به لُغز می گویند وِن چاک رِه هِدی بیار. یعنی ساکتش کن.

«فرهنگ لغت دارابکلا» اینجا

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۴ آذر ۹۶ ، ۰۶:۳۶
ابراهیم طالبی دارابی
دوشنبه, ۱۳ آذر ۱۳۹۶، ۱۰:۱۹ ق.ظ

پاییز دارابکلا در لنز سید علی اصغر

طبیعتِ پاییز آذرین روستای دارابکلا

به دیدۀ لنز و جهان بینی سید علی اصغر شفیعی دارابی

13 آذر 1396

آذر یعنی اَخگر. یعنی آتش. یعنی مظهر نور و گرما

یعنی نُماد شُعله و سوز سرما. و به تسامح و تشبیه دامنه

یعنی روزهای دریافت رنگ ها و رنگینه ها

و نیز کشف  راز و رمزینه های حضرت باری تعالی

بر روی زمین زیبای خدا

که خودِ سید علی اصغر در ضمیمۀ ارسال عکس ها

به تلگرام دامنه این تعبیر و توصیف را نگاشت:

سلام

نمایه هایی از فراگرد (محیط) جنگل پیمایی ما

در جنگل داراب کلا_اوسا

تماشاگه راز با زیرنویس های ویژه دامنه در ادامه

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۳ آذر ۹۶ ، ۱۰:۱۹
ابراهیم طالبی دارابی
دوشنبه, ۱۳ آذر ۱۳۹۶، ۱۰:۱۸ ق.ظ

بساط ریا

از مهندس محمد عبدی سنه کوهی. لیف روح. قسمت 204. بساط ریا. مقدس اردبیلی رفت حمام ، دید حمامی دارد در خلوت خود میگوید: خدایا شکرت که شاه نشدیم ، خدایا شکرت که وزیر نشدیم ، خدایا شکرت که مقدس اردبیلی نشدیم!


مقدس اردبیلی پرسید: آقا خب شاه و وزیر ظلم میکنند ، شکر کردی که در آن جایگاه نبودی، چرا گفتی خدایا شکرت که مقدس اردبیلی نشدی؟ گفت: او هم بالاخره اخلاص ندارد ! شما شنیدی میگویند مقدس اردبیلی، نیمه شب دلو انداخت آب از چاه بکشه دید طلا بالا آمد، دوباره انداخت دید طلا بالا آمد، به خدا گفت: خدایا من فقط یک مقدار آب میخواهم برای نماز شب، کمک کن!


(عکس مقدس اردبیلی

مقدس گفت: بله شنیدم ... حمامی گفت: اونجا، نصفه شب، کسی بوده با مقدس؟ مقدس گفت: نه ظاهرا نبوده ... حمامی گفت: پس... چطور همه خبر دار شدند؟ پس معلوم میشود خالص خالص نیست!! و مقدس میگوید یک دفعه به خودم آمدم و فهمیدم یعنی چه این روایت که «ریا در مردم، پنهان تر است از جُنبیدن و حرکت مورچه بر روی سنگ سیاه در شب تاریک ...» (برگرفته از: سایت واعظون)

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۳ آذر ۹۶ ، ۱۰:۱۸
ابراهیم طالبی دارابی
یکشنبه, ۱۲ آذر ۱۳۹۶، ۰۷:۵۷ ق.ظ

ویژه نامۀ آیت الله العظمی منتظری

متن نقلی: توضیح دامنه. این متن، گفت‌وگویی ست میان سازندگان مستند «قائم مقام» با عمادالدین باقی. مستند قائم‌مقام به زندگی فقیه عالیقدر،مرجع تقلید شیعیان جهان مرحوم آیت‌ الله العظمی حسینعلی منتظری می پردازد. تهیه‌کننده اش مهدی صفارهرندی ست و کارگردانش سیدعلی صدری‌نیا.


عمادالدین باقی _که از نزدیکان و علاقمندان به مرحوم منتظری بوده و هست_ نیز در این مستند سخن گفته است. مستندی که می خواست، منحصر به فرد باشد، ولی هنوز کسی نمی تواند مرحوم منتظری را بدرستی بشناساند زیرا درک و بیان واقعیت ها و قضاوت ها در این باره بسیار حُرّیت و انصاف و از همه مهمتر آزاداندیشی و حق گرایی می خواهد. عکسهای منتخب این پست، از دامنه است.


عمادالدین باقی مشهور به (ع. باقی) نویسنده، پژوهشگر و فعال سیاسی مدنی

آیات عظام مرحوم منتظری، مرحوم موسوی اردبیلی، شُبیری زنجانی

متن روایت عمادالدین باقی: ... یکی از مسائلی که باعث شد آیت‌الله منتظری به عنوان نفر دوم مطرح شود، این بود که در بین روحانیون انقلابی قبل از انقلاب تنها کسی بود که در سطح عالی حوزه قرار داشت. نکته دیگر اینکه ایشان در محافل حوزوی از لحاظ صداقت و از این نظر که جاه‌طلب نبود بسیار شناخته‌شده است. مثلا در خاطرات آقای ابراهیم امینی در صفحه ٨٧ آمده است که وقتی آقای مطهری و آقای منتظری به درس امام می‌رفتند، بعضی از مخالفین می‌گفتند شما که خودتان در فقه و اصول از آقای خمینی باسوادترید. چرا به درس ایشان می‌روید؟ چون آن موقع امام به عنوان استاد اخلاق شناخته می‌شد و تا قبل از فوت آقای بروجردی هیچ‌کس ایشان را به عنوان استاد فقه نمی‌شناخت. 

آقای منتظری دنبال این نبود که برای خودش جایگاهی را تدارک ببیند و نوعا آدمی بود که اگر به این می‌رسید که کسی افضل است، دنبال او می‌رفت. اصلا دلیل اینکه ایشان و آقای مطهری به درس امام می‌رفتند، همین بود. درست است به شاگرد امام معروف شده‌اند و خود ایشان هم از خودش به عنوان شاگرد امام یاد می‌کند، ولی واقعیت این است که ایشان بیشتر شاگرد آیت‌الله بروجردی بود و با هدف جاانداختن درس امام و تثبیت موقعیت ایشان، اینها پای درس امام رفتند. خود این حرکت در اطرافیان، اثر مثبت داشت.

‌ مسئله دیگری که به نظرم مؤثر بود، این بود که چون امام خارج از کشور بودند، آقای منتظری در داخل نقش رهبری انقلاب را در بین نیروهای مذهبی به نیابت از ایشان بر عهده داشت و بزرگ‌ترین پشتوانه و پشتیبان مبارزین بود. اکثر خانواده‌های زندانیان قبل از انقلاب توسط ایشان حمایت مالی می‌شدند.

‌قائم‌مقامی رهبری برای ایشان از پیش از انقلاب محقق شده بود و مجلس خبرگان فقط بر این امر صحه گذاشت. ولی از آن طرف کسانی مخالف بودند و سعی می‌کردند به انحای مختلف در جهت تضعیف موقعیت ایشان.. بقیه ادامه
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۲ آذر ۹۶ ، ۰۷:۵۷
ابراهیم طالبی دارابی
یکشنبه, ۱۲ آذر ۱۳۹۶، ۰۷:۴۸ ق.ظ

اندیشه های مصطفی ملکیان

مصطفی ملکیان: چرا بسیاری مواقع نمی توانیم دیگران را دوست داشته باشیم؟ اینکه ما نمی‌توانیم آدم‌ها را دوست بداریم به دلیل این است که به «آشکاری حقیقت» قائل هستیم و می‌گوییم که حقیقت بسیار آشکار است و آن حقیقتِ آشکار هم پیش ماست و هرکس که به این حقیقتِ آشکاری که پیش ماست، معتقد نیست این مقابل حکم عقل است! خب، آدم با افراد دیگر‌ نمی‌تواند دوستی کند، رابطه داشته باشد؛ اما اگر کسی بگوید آشکارگی حقیقت یک چیز غلطی است و حقیقت آنقدر آشکار نیست و این معنایش این است که هم من در تاریکی‌ها درحال قدم‌زدن هستم و هم رفیقم که مخالف من است در تاریکی قدم می‌زند. اینکه مولانا می‌گوید:

ما که کورانه عصاها می‌زنیم

لاجرم قندیل‌ها را بشکنیم

(مثنوی معنوی، دفتر دوم)

یعنی، همه‌ی ما داریم قندیل می‌شکنیم. نگویید که ما قندیل نمی‌شکنیم و هر قندیلی را که در عالم است، بقیه شکسته‌اند؛ نه آقا، همه‌ی ما در تاریکی عصا می‌زنیم.  

مصطفی ملکیان فیلسوف نامدار ایران

من بارها و بارها گفته‌ام که علت اینکه عده‌ای قدرت تحمل و دوست‌داشتن مردم را ندارند، نه بدان علت است که بدذات‌اند؛ بلکه چون یک ایده‌ی غلطی دارند، آن ایده‌ی غلط این است که: حق، واضح است و هرکسی را که مخالف با این باشد، نمی‌توان دوست داشت. برای همین همیشه طلبکارانه، همیشه از موضع بالا، همیشه با خشونت و همیشه با بگیر و ببند و زدن و بردن، رفتار می‌کند.


ولی اگر گفتند که آقا، عالم تفسیرهای عدیده برمی‌دارد. عالم همچون نسخه‌ای است که به تعبیر امیرالمؤمنین «حمّال ذووجوه» است، یک تفسیر را ما داریم، یک تفسیر را بودایی‌ها دارند، یک تفسیر را وهابی‌ها دارند، یک تفسیر را سنی‌ها دارند و...


اگر چنین گفتید، می‌توان با همه یک زندگی با مدارا و با شفقت و با عشق و محبت داشت. باور کنید اگر شما معتقد باشید که حق پیش شماست، نمی‌توانید اکثر انسان‌ها را دوست داشته باشید و این توان را از خودتان می‌گیرید. اما اگر بگویید که همه‌ی ما آدم‌هایی هستیم که در تاریکی قدم می‌زنیم، گاهی به حق می‌رسیم، گاهی به حق نمی‌رسیم، بعضی جاها درست می‌رویم و بعضی جاها درست نمی‌رویم و به کسی تنه می‌زنیم، آن وقت همه می‌توانیم به همدیگر محبت و شفقت داشته باشیم.


من واقعاً و جداً اعتقادم بر این است که اکثر خشونت‌های موجود به خاطر یک تز غلط است و آن این است که حق، واضحِ واضح است و همانی است که ما داریم، پس هرکسی که با این مخالفت کرد، محارب حکم عقل است و نمی‌توان با او آشتی کرد. چون با یک چیز واضح مخالفت می‌کند. (منبع)

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۲ آذر ۹۶ ، ۰۷:۴۸
ابراهیم طالبی دارابی
یکشنبه, ۱۲ آذر ۱۳۹۶، ۰۷:۳۸ ق.ظ

انقلاب و موسوی اردبیلی


یادداشت دکتر سعید حجاریان

دربارۀ آیت الله العظمی سیدعبدالکریم موسوی اردبیلی

...آقای موسوی اردبیلی پس از رحلت امام علیرغم اینکه رهبری از وی خواست پیشنهاد ریاست قوه قضائیه را بپذیرد، این درخواست را نپذیرفت و در پاسخ به این پرسش که «چرا وقتی امام به شما چنین حکمی داد پذیرفتی اما اکنون از پذیرفتن همان پست ابا داری؟» پاسخ داد:‌ «من از امام می‌ترسیدم اما چنین حسی را نسبت به سایرین نداشته و ندارم». بنابراین پیشنهاد را نپذیرفت و به قم رفت و آنجا به تدریس در حوزه و تقویت و توسعه دانشگاه نوپای مفید مشغول شد تا اینکه سکته ناقصی کرد.


    

پس از آن عارضه من و جمعی از دوستان به عیادت ‌ایشان رفتیم. وی با همان روحیه بشاش و در جواب احوال‌پرسی‌مان، پاسخ داد: «چپ رفت» او اشاره به آسیب‌دیدگی سمت چپ بدن‌اش داشت ولی ضمناً می‌خواست بگوید که دوره چپ‌ها به سرآمده است.


ایشان در اواخر عمر کاملاً مواضع اصلاح‌طلبانه داشت و همگی را به آرامش دعوت می‌کرد. آن مرحوم در بازداشت‌های سال 88 نیز حامی حقوق بازداشت‌‌شدگان بود و صدای تظلم‌خواهی خانواده آنان را می‌شنید و برای حل مسأله حصر نیز یک بار با یکی از مقامات عالیرتبه صحبتی داشت که البته ناموفق بود...


دامنه: آن مرحوم در بحران 88 به اقدام آزادیخواهانه اش بخوبی عمل کردند، با آن که مرجع تقلید بودند، ولی پا پیش گذاشتند گویا تا تهران رفتند و دیدار هم کرد، برای حل مسأله حصر و تظلم خواهی ها، ولی حاصلی نداشت. مرحوم هاشمی رفسنجانی هم دو خطبۀ نمازجمعه اواخر تیرماه 88 را به برون رفتِ از بحران 88 اختصاص داده بود، ولی نه فقط مسموع واقع نشد، بلکه تا آخر عمر از نمازجمعه خلع شد و به جایش حجت‌ الاسلام شیخ کاظم صدیقی _یکی از وُعّاظ تهران_ امام جمعه شد. بگذرم.

بقیه ادامه

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۲ آذر ۹۶ ، ۰۷:۳۸
ابراهیم طالبی دارابی
یکشنبه, ۱۲ آذر ۱۳۹۶، ۰۷:۳۲ ق.ظ

احکام و فتواهای مراجع تقلید

پاسخ آیت‌الله العظمی سیستانی دربارۀ صله رحم و کاشتنِ اَبروی زنان:

سؤال: صله رحم با اقوام بی دین و گناهکار چه حکمی دارد؟ آیا باید آن را فراموش کرد؟ اگر هنگام حضور ما گناه انجام بدهند چه؟

پاسخ: صله رحم را نباید ترک کنید ولی معنای صله رحِم دید و بازدید نیست بلکه عدم قطع رابطه است و به هر حال باید سعی در هدایت آنان داشت باشید.


سؤال: صله رحم آیا واجب است و اگر مستلزم غیبت یا فعل حرام دیگر شود چطور؟

پاسخ: صله ارحام واجب است و قطع رحِم حرام است و آن بمعنای نیکی و احسان به ارحام است، و لازم نیست در مجالس آنها شرکت شود. و اگر شرکت مستلزم گناه است جائز نیست. (منبع)


سؤال: کاشتن ابرو برای زنان اشکال دارد یا خیر ؟

پاسخ: کاشتن ابرو اگر رشد نداشته باشد به جهت وضو و غسل اشکال دارد ولی خالکوبی کردن آن مانعی ندارد. (منبع)

فتاوی پست های قبلی در ادامه

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۲ آذر ۹۶ ، ۰۷:۳۲
ابراهیم طالبی دارابی
شنبه, ۱۱ آذر ۱۳۹۶، ۰۸:۴۶ ب.ظ

اردوگاه مرگ آشویتس

به قلم دامنه. به نام خدا. سلسله مباحث دامنه شب. این پست را با درد می نویسم نه فقط با قلم. اسکار گرونینگ حسابدار سابق آشویتس _اردوگاه آلمان نازی در 60 کیلومتری جنوب غرب کراکوف لهستان_ در سن 96 سالگی در دادگاهی در آلمان به 4 سال!!! زندان محکوم شد. جرم او همدستی در قتل 300 هزار نفر در آشویتس (= Auschwitz) است.


او در زمان ارتکاب جرائمش در سال 1942 میلادی، 21 ساله بود. جزوِ افسران و حسابداران وحشی آشویتس. در اعترافاتش گفته است قربانیان را به عنوان جاسوس در اختیار آشویتس قرار می داد. (منبع)


خواستم دو نکته بگویم و بروم؛ زیرا این روزها آراء دادگاه ها در جهان و حتی ایران خیلی مُحیرّالعقول و از عجایب روزگاران شده است.


یکی این که در مَحکمه ای در تهران (که اینجا پست کرده بودم) سعید مرتضوی به جُرم معاونت در قتل در بازداشتگاه جنایتگاه کهریزک فقط به 2 سال!!! حبس محکوم می شود که هنوز به مردم نگفته اند قاتل کیست که او معاون (یا مباشر) او بوده است. دوم این که این اسکار گرونینگ نیز با آن که در قتل 300 هزار نفر در آشویتس همدستی کرده است، فقط به 4 سال!!! زندان محکوم شده است. اینان به نظر شما آیا عجیب به نظر نمی رسد!؟


با آن که بارها قرآن را حداقل به قرائت نه به عمل! خوانده ایم، باز نیز لازم می دانم یادآوری کنم در قرآن کریم کشتن یک انسان بی گناه مانند کشتن همۀ انسان هاست:


مِنْ أَجْلِ ذَلِک کتَبْنَا عَلى بَنى إِسرءِیلَ أَنَّهُ مَن قَتَلَ نَفْسا بِغَیرِ نَفْسٍ أَوْ فَسادٍ فى الاَرْضِ فَکَأَنَّمَا قَتَلَ النَّاس جَمِیعاً وَ مَنْ أَحْیَاهَا فَکَأَنَّمَا أَحْیَا النَّاس جَمِیعاً وَ لَقَدْ جَاءَتْهُمْ رُسلُنَا بِالْبَیِّنَتِ ثُمَّ إِنَّ کَثِیراً مِّنْهُم بَعْدَ ذَلِک فى الاَرْضِ لَمُسرِفُونَ. (آیۀ 32 سورۀ مائده)

یعنی: «به همین جهت بر بنى اسرائیل مقرر داشتیم که هر کس انسانى را بدون ارتکاب قتل یا فساد در روى زمین بکُشد چنان است که گوئى همه انسانها را کُشته و هر کس انسانى را از مرگ رهائى بخشد چنان است که گوئى همه مردم را زنده کرده است، و رسولان ما با دلایل روشن به سوى بنى اسرائیل آمدند، اما بسیارى از آنها، تعدّى و اسراف، در روى زمین کردند.» شرح و تفسیر این آیه برای اهل فضل در نسیم معرفت: اینجا.

نمای ورودی آشویتس لهستان 1945

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۱ آذر ۹۶ ، ۲۰:۴۶
ابراهیم طالبی دارابی
شنبه, ۱۱ آذر ۱۳۹۶، ۰۹:۵۴ ق.ظ

سخنی صریح با مصباح یزدی

به قلم دامنه. به نام خدا. محضر آیت الله محمدتقی مصباح یزدی عالِم، سیاست ورز و فیلسوف حوزۀ علمیۀ قم سلام علیکم. ضمن آرزوی صحت و سلامتی، چند کلمه ای به صراحت و صمیمیت جهت تنویر افکار عمومی، رساندن سخن به یک عالم دین و اَدای وظیفۀ فردی ام ارائه می کنم:

بقیه ادامه

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۱ آذر ۹۶ ، ۰۹:۵۴
ابراهیم طالبی دارابی
جمعه, ۱۰ آذر ۱۳۹۶، ۰۹:۴۹ ق.ظ

ریش و ریشۀ داعش

هفت درس داعش برای خاورمیانه

مصاحبۀ بسیارخواندنی با قدیر نصری استاد دانشگاه خوارزمی

دامنه خواندن این پست را توصیه و تأکید می کند

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۰ آذر ۹۶ ، ۰۹:۴۹
ابراهیم طالبی دارابی
جمعه, ۱۰ آذر ۱۳۹۶، ۰۹:۳۲ ق.ظ

داستان کوتاه قسمت 27

داستانِ کوتاه: 26- سلامی که بوی نفت می داد. یکی از بزرگان می گفت: ما یک گاریچی در محلمان بود، که نفت می بُرد و به او عمو نفتی می گفتند.  یک روز مرا دید و گفت: سلام. ببخشید خانه تان را گازکشی کرده اید!؟ گفتم: بله!  گفت: فهمیدم. چون سلام هایت تغییر کرده است!


من تعجب کردم، گفتم: یعنی چه!؟ گفت:  قبل از اینکه خانه ات گازکشی شود، خوب مرا تحویل می گرفتی، حالم را می پرسیدی. همه اهل محل همینطور بودند. هرکس خانه اش گازکشی می شود، دیگر سلام علیک او تغییر می کند.


بیچاره الاغ، این حیوانِ کاری خدا. اسیر دست بشر شده است

از اون لحظه، فهمیدم سی سال سلامم بوی نفت می داد. عوض اینکه بوی انسانیت و اخلاقیات بدهد.  سی سال او را با اخلاق خوب تحویل گرفتم. خیال می کردم اخلاقم خوب است. ولی حالا که خانه را گازکشی کردم ناخودآگاه فکر کردم نیازی نیست به او سلام کنم. (منبع)


27- سه جایی که باید برویم. ثروتمندی از پنجره اتاقش به بیرون نگاه کرد و مردی را دید که در سطل زباله‌اش دنبال چیزی می‌گردد. گفت: خدا رو شکر فقیر نیستم. مرد فقیر اطرافش را نگاه کرد و فردی را با رفتار خشونت آمیز در خیابان دید و گفت: خدا رو شکر خشِن نیستم. آن خشن در خیابان آمبولانسی دید که بیماری را حمل می‌کرد گفت: خدا رو شکر بیمار نیستم. مریضی در بیمارستان دید که جنازه‌ای را به سردخانه می‌برند. گفت: خدا رو شکر زنده‌ام.


فقط یک مُرده نمی‌تواند از خدا تشکر کند. چرا امروز از خدا تشکر نمی‌کنیم که یک روز دیگر به ما فرصت زندگی داده است؟ پس؛ برای اینکه زندگی را بهتر بفهمیم باید به سه مکان برویم: 1. بیمارستان 2. زندان 3. قبرستان. (منبع)

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۰ آذر ۹۶ ، ۰۹:۳۲
ابراهیم طالبی دارابی
جمعه, ۱۰ آذر ۱۳۹۶، ۰۶:۳۹ ق.ظ

پاسخ به یک ناشناس

خواننده ای که ننوشت اسمش چیست دربارۀ پست (پاسخ به جناب رهگذر: اینجا) در بارۀ آیة الله مصباح و روحانیان دارابکلا چنین نوشت:


«سلام بنده کاری به نظر شما و جناب یک رهگذر ندارم. اما همین قرد میدانم که شیخ مصباح یزدی یک فرد معمولی است که نتنها از شیوخ دارابکلا برتر نیست بلکه به نظر من بسی پایین تر نیز قرار دارد. اینکه با یه ایت الله گفتن فکر کنیم که ان شخص فیلسوف و دانشمند می باشد سخت در اشتباهیم. میتوان مثالهای فراوانی اورد که شیخ مصباح با وجود اینکه هم لباسانش ایت الله را یدک نمیکشن اما به مراتب برتر و باسوادنر و متشخص تر از ایشانند.»


پاسخ دامنه:


به نام خدا. سلام من هم به شما جناب ناشناس. اول آن که ممنونم در وبلاگ حضور می یابی و نظر هم می گذاری. دوم این که اَکرم بودن هر کس پیش خداوند، به تقوا و پارسایی هاست نه به عناوین و اَلقاب. سوم آن که اگر به نظر شما برخی از روحانیان دارابکلا از آیة الله شیخ مصباح بالاترند، نمی شود بزور مانع دیدگاه شما شد و دیکته گفت؛ اما می توانم این را بگویم عناوین در حوزۀ علمیه برای خود سلسله مراتبی دارد و معمولاً اعتباری بوده است که من آن را یادآوری می کنم:

آیت الله العظمی: فقط به مراجع تقلید اطلاق می شود.

آیت الله: به مجتهدین و فقیهان گفته می شود.

حجت الاسلام والمسلمین: به کسانی که در حدّ اجتهادند و درس خارج فقه را خوب طی کردند و اسلام را به فهم خود قادرند استنباط کنند، اطلاق می گردد.

حجت الاسلام: به طُلابی که چند سالی را طی کردند و مُلبّس به لباس روحانی و عمامه شده اند گفته می شود. (البته این عنوانِ عمومی نظام حوزه است. و از نظر من این عنوام هم خلاصه است و هم بی آلایش و بدون القاب و لُعاب)

شیخ: عنوان عمومی برای روحانیونی که سادات نیستند.

آشیخ: عنوان صمیمانه تر و محترمانه تر برای روحانیان غیرسادات.

سیّد: عنوان عمومی به روحانیونی که سادات هستند.

آسید: عنوان صمیمانه تر و محترمانه تر برای روحانیان سادات.

علّامه: عنوانی ست که ارادتمندان یک روحانی برای او وضع و رایج می کنند و سعی می کنند در جامعه او را جا بیندازند. که به معنی بسیاردانا و بااحاطه است.

در قدیم البته روحانیان را ثقة الاسلام، مُلّا، شیخ الاسلام و آخوند می گفتند.

من از اصول اعتقادی ام این است اسلام با روحانیتِ وارسته شناخته می شود. و تزِ اسلام منهای روحانیت و یا فرمول لوتری «خودکشیشی» را اساساً مردود و خطرناک و انحرافی می دانم و شاید هم بعضاً ناشی از لُژهای مخفی ماسونی.

اضافه کنم «ولی فقیه» هم عنوانی ست که از نظریه های برخی از عُلما نشئت گرفته است که برخی آن را مطلقه، و برخی دیگر آن را مقیّده و محدود می دانند و برخی هم اساساً قائل به آن نیستند مگر در حیطۀ خاص.
خدا حافظ تان. همین و والسّلام.

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۰ آذر ۹۶ ، ۰۶:۳۹
ابراهیم طالبی دارابی
پنجشنبه, ۹ آذر ۱۳۹۶، ۰۸:۲۵ ق.ظ

روستای دارابکلا در 9 آذر 96

روستای دارابکلا در 9 آذر 1396. عکاس و ارسال جناب یک دوست

تماشا در ادامه

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۹ آذر ۹۶ ، ۰۸:۲۵
ابراهیم طالبی دارابی
پنجشنبه, ۹ آذر ۱۳۹۶، ۰۸:۱۸ ق.ظ

عکسها و حرفها 19

عکس و حرف

نکته های کوتاه دامنه. سیاست و طبیعت تماشا در ادامه

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۹ آذر ۹۶ ، ۰۸:۱۸
ابراهیم طالبی دارابی
پنجشنبه, ۹ آذر ۱۳۹۶، ۰۸:۰۸ ق.ظ

دیو چاه

به قلم دامنه. به نام خدا. فرهنگ لغت دارابکلا. قسمت 188دِو چا، دِب چا. این، یکصد و هشتاد و هشتمین لُغت است که در سلسله مباحث فرهنگ لغت دارابکلا، به آن می پردازم. از 26 مهر 1392 که مؤسّسۀ دامنه را راه انداختم تا امروز که 9 آذر 1396 است، این سلسله پست را همچنان با نظم و اشتیاق ادامه دادم.


این مباحث لُغت محلی، آنچنان برای من و برخی از خوانندگان شریف دامنه، که به آداب و رسوم و فرهنگ بومی علاقه و توجه نشان می دهند، دارای اهمیت و ارزش ویژه ایی است که لازم دیدم برای حراست از آن وبلاگی پشتیبان نیز راه اندازی کنم با رویکردِ تفسیر واژه ها، جاها، مثَل ها، باورها و خاطره ها: (اینجا).


بارها برخی ها به من شفاهی و یا پیام کوتاه و کامنت خصوصی و عمومی رسانده اند که سلسله مباحث فرهنگ لغت دارابکلا را بسیار می پسندند. ممنونم.


یکی از هفت خان رستم و کشتن دیو و اژدها

اما دِو چا، یا دِب چا چیست؟ دیو (هیولای افسانه ای و اساطیری) در زبان دارابکلایی ها می شکند و به دِو و دِب تبدیل می شود. چا بدونِ تلفّظ هاء نیز همان چاه است. یعنی در آن قسمت یال شمالی روستای دارابکلا گودال عمیقی حفر است (نمی دانم چاه، طبیعی ست یا کَنده کاری) که از قدیم، دارابکلایی ها به آن می گفتند دِو چاه. و برای این که بچه ها را بترسانند، می گفتند حوالی اش نروید، اژدها شما را می بلعد و می برد تَهِ چاه پیش اژدها. نیز قصه ها برای آن بافته اند که اینجا جای نقلش نیست.


اگر در عکسِ پرسیکتیو (=زاویه دار؛ نمانُما) روستای دارابکلا (قبل از طلوع 15 بهمن 1393. با عکاسی جناب یک دوست) نگاه کنید و آن یال شمالی دارابکلا را به سمت چپ ادامۀ مسیر دهید، به «دِو چاه» در نزدیکی جادۀ بین المللی ساری_مشهد، میان مزارع دارابکلا و روستای اَسرم می رسید که بر بلندای آن گودالی عمیق حفر شده است که به آن دِو چا (=دیو چاه) می گویند. هم هولناک است و هم کمتر کسی جرأت دارد به تنهایی در آن مکان حضور یاید. گویی حسّی می گوید تو را می خورَد.


اساساً در تاریخ بشر حقیقت و اساطیر با هم پیش آمدند. بشر هم در طلبِ حقیقت است و واقعیت را جستجو می کند و هم در پی اساطیر است و افسانه و خیال را می خواهد. کتاب «علی، حقیقتی بر گونۀ اساطیر» دکتر شریعتی نمایان ساز این است شیعه امام علی (ع) را دارد که بر پیشانیِ اساطیر دروغین مهر ابطال می زند.


البته تخیّل خوب، بخش جدانشدنی بشر بوده و هست. مهم آن است، خیالات، به خُرافات و خُزعبلات سنجاق نشود که بدجوری انسان را بَداعتقاد می سازد و نیز خالی بند و حرّاف و ورّاج.

«فرهنگ لغت دارابکلا» اینجا

۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۹ آذر ۹۶ ، ۰۸:۰۸
ابراهیم طالبی دارابی
پنجشنبه, ۹ آذر ۱۳۹۶، ۰۸:۰۵ ق.ظ

چهار طلبه دیگر دارابکلا

به قلم دامنه. به نام خدا. سلسله مباحث روحانیت دارابکلا. برای این که تحقیقم تکمیل تر گردد از روحانیون پُرشمار روستای دارابکلا، باید از چهار طلبۀ دیگر نیز نام ببرم که از این صِنف شریف بیرون آمدند و طلبگی را ادامه ندادند. آنان همگی از طلبه های مرحوم آیت الله آقا دارابکلایی بودند و در مدرسۀ امام صادق (ع) دارابکلا تحصیل می کردند و دو نفرشان به حوزۀ ساری و مشهد نیز رفته بودند اما در نهایت ادامه ندادند.


این چهار تن از جوانان دهۀ شصت عبارتند از: 1- عبدالعلی دباغیان فرزند مرحوم میرزا احمد. 2- اسماعیل رمضانی فرزند مرحوم زکریاتقی. 3- عیسی رزاقی (برادرِ روانشاد یوسف) فرزند مرحوم حسینعلی رزاقی ذاکر پیشکسوت اهل بیت (ع). 4- سید محمد موسوی دارابی فرزند حاج سیدکریم (شیشه بُر) طلبه گرامی و قاری خوش صوت قرآن.


دو نفرِ اخیر به ترتیب در حوزۀ علمیۀ مصطفی خان ساری و حوزۀ علمیۀ مشهد مقدس نیز تحصیل کرده بودند. برای این هر چهار نفر هم محلی، آرزوی سلامتی و بهروزی می کنم و بر رفتگان شان رحمت می طلبم. متأسّفانه هیچ عکسی از هیچکدام در دسترس نداشتم تا منعکس کنم.

ثبت و نشر در «روحانیت دارابکلا»، اینجا

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۹ آذر ۹۶ ، ۰۸:۰۵
ابراهیم طالبی دارابی
چهارشنبه, ۸ آذر ۱۳۹۶، ۱۰:۳۸ ق.ظ

قطع باغ سیب اردبیل و ریشه کنی گردوی دارابکلا

به قلم دامنه. به نام خدا. وقتی تیتر داغِ روزنامۀ همدلی (چاپ چهارشنبه 19 مهر 1396) را خواندم که «باغد‌‌‌‌‌‌‌‌‌ار ارد‌‌‌‌‌‌‌‌‌بیلی د‌‌‌‌‌‌‌‌‌ر اعتراض به پایین بود‌‌‌‌‌‌‌‌‌ن شد‌‌‌‌‌‌‌‌‌ید‌‌‌‌‌‌‌‌‌ قیمت و عد‌‌‌‌‌م فروش محصول سیب خود‌‌‌‌‌‌‌‌‌، د‌‌‌‌‌‌‌‌‌ر اقد‌‌‌‌‌‌‌‌‌امی بی‌سابقه تمام د‌‌‌‌‌‌‌‌‌رختان باغش را قطع کرد‌‌‌‌‌‌‌‌‌» (اینجا)، یاد ریشه کنی فاجعه آمیز سال های گذشتۀ درختان تنومند و دیرینِ گردوهای روستای دارابکلا افتادم.



یک دلّال چوب _که سورکی بود_ قدم به محل می گذاشت، دَم این و آن را می دید و با چندده شاهی پول بی ارزش درختان سر به فلک کشیده و سایه سار گردوی زمین های زراعی را از تَه با ارّه موتوری قطع می کرد، می بُرد به چوب بُری ها می فروخت.


یا شاید هم کُنده های قَطور آن را به مُنبّت کارها (=کَنده کارها) می داد تا مثلاً تاج مُبل درآورند و دستۀ راحتی بسازند و نیز زرق و برق تختخوابش نمایند. که چی؟ که بنشینند و بگویند و بخندند و پُز دهند و غیبت این و آن را کنند و چشم و همچشمی را بگسترانند!


چه فاجعه ایی بود آن سالهای سال. یاد آن درختان یاد باد؛ که زیر سایۀ خُنکش خاطرات زیبا بود و دَم زدنِ زارع خسته و قیل ناهار (=صبحانه و ناهار) کشاورزان و شیردادنِ مادران به فرزندان.


خوب شد که حالا درکی بهتر در جامعۀ ایرانیان حاصل شد، ارزش ثمرات درخت، سایه سارش، اکسیژن سازی هایش و حتی نقش محوری آن در اکوسیستم فهمیده شد.


نه این که دیگر کسی درخت باغ هایش را از ریشه درنمی آورد و نمی فروشد؛ بلکه خود پیش می افتد درخت هم می کارد. چه صنعتی، چه مُثمری و چه حتی چه تجمّلی و سایه ساری. به قول دارابکلایی ها خدا را صدها هزار مرتبه شوکر (=شُکِر).

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۸ آذر ۹۶ ، ۱۰:۳۸
ابراهیم طالبی دارابی
چهارشنبه, ۸ آذر ۱۳۹۶، ۰۷:۱۹ ق.ظ

عکسهایی از سوریه

ارسالی دوست خوبم جناب خلیل آهنگر دارابی اوسایی. 8 آذر 1396.

تماشا ادامه

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۸ آذر ۹۶ ، ۰۷:۱۹
ابراهیم طالبی دارابی
چهارشنبه, ۸ آذر ۱۳۹۶، ۰۷:۰۷ ق.ظ

چرا به صادق زیباکلام بیش از همه اعتماد شد؟

به قلم دامنه. به نام خدا. چرا مردم به دکتر صادق زیباکلام بیش از همه کس و همه جا اعتماد کرده اند؟ تحلیلی از دامنه. همانطوری که می دانید مردم مبلغی در حدود 3 میلیارد تومان به حساب شخصی دکتر صادق زیباکلام برای کمک به زلزله زدگان استان کرمانشاه واریز کردند. از این مبلغ واریزی حدود 80% زیر 50هزار تومان بوده است. یعنی واریزکنندگان از تیپ اقشار متموّل نبوده اند. او _که اینک «معتمد مردم» نام گرفت_ قرار است از این پول، دهکده ای مدرن در منطقۀ زلزله زده پای ریزی کند. (منبع)


دامنه می پرسید چرا مردم به جای حکومت و نهادها، بیشتر از هر کس و همه جا به او اعتماد کرده اند و به حساب دیگران این گونه و این مقدار، پول نریخته اند؟ شاید شما خوانندگان شریف جواب هایی داشته باشید، اما پاسخ دامنه برای این رُخداد دارای پیام این است:


دکتر صادق زیباکلام. بیت رهبری. تیر 1393.

1- ابتدا بگویم من جناب دکتر زیباکلام را از نزدیک می شناسم، چون در دهۀ 70 در مقطع لیسانس در دانشگاه تهران، سه درس مهم «نفت»، «تاریخ تحولات ایران1» و «تاریخ تحولات ایران2» را با او گذراندم و اتفاقاً در هر سه درس این استاد خوش اخلاقم، بالای 19 گرفتم.

بقیه ادامه

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۸ آذر ۹۶ ، ۰۷:۰۷
ابراهیم طالبی دارابی
سه شنبه, ۷ آذر ۱۳۹۶، ۰۸:۵۸ ب.ظ

نوه های حاج شیخ عبدالله

به قلم دامنه. به نام خدا. سلسله مباحث روحانیت دارابکلا. از دیگر روحانیون روستای دارابکلا، می توان به نوه های حجت الاسلام والمسلمین مرحوم حاج شیخ عبدالله دارابی نیا یاد نمود. من ایشان را در  5 مرداد 1395 (اینجا) معرفی کرده بودم. نوه های وی از جمله فرزندِ حجة الاسلام شیخ مهدی دارابی نیا _ایشان را نیز در 15 مهر 1395 (اینجا) معرفی کرده ام_ اصالتاً دارابکلایی اند و مقیم قم می باشند. که نوۀ دختری آیت الله طاهری گرگان هستند

من از زندگی، اوضاع درسی و اشتغالات نوه های روحانی مرحوم حاج شیخ عبدالله از نزدیک آشنایی ندارم، فقط دو ماه قبل از طریق یکی از روحانیون محترم محل، جناب شیخ محمدجواد مهاجری کسب اطلاع کرده ام نوه های حاج شیخ عبدالله روحانی اند.

تا کنون توفیقی نیافتم بیشتر از این قدر بدانم. این پست را برای تکمیل تحقیقم دربارۀ روحانیت دارابکلا آورده ام، هرچند اطلاعات دقیقی به خوانندگان شریف دامنه نداده ام. امید است کسی از آنان مطلع باشد و خیر کند و دامنه را اِخبار سازد.

ثبت و نشر در «روحانیت دارابکلا»، اینجا
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۷ آذر ۹۶ ، ۲۰:۵۸
ابراهیم طالبی دارابی
سه شنبه, ۷ آذر ۱۳۹۶، ۰۸:۵۷ ب.ظ

بسیجیان روستای اوسا

بسیجیان روستای اوسا در اردو. آذر 1396. عکس از دوست گرامی من جناب خلیل آهنگر دارابی اوسایی

تماشا ادامه

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۷ آذر ۹۶ ، ۲۰:۵۷
ابراهیم طالبی دارابی
سه شنبه, ۷ آذر ۱۳۹۶، ۱۱:۱۹ ق.ظ

صَخرۀ یخی آدمی

به قلم دامنه. به نام خدا. لیف روح. قسمت 203. حتماً خوانده اید که یونگ _کارل گوستاو یونگ (1875-1961) فیلسوف سوئیسی مُبدع روان‌شناسی تحلیلی_ معتقد است «لایۀ زیرین شخصیت آدمی را ضمیر ناخودآگاه تشکیل می دهد. ضمیر خودآگاه، نسبت به ضمیر ناخودآگاه، حکم روبنا را نسبت به زیربنا دارد. درست شبیه یک صَخرۀ یخی که بخش عُمدۀ آن در زیرِ آب باشد.»

دامنه در این پست درصدد این است که بگوید در جهانِ حاضر، انسان از اصلِ خود بسیار دور افتاده است و ایران نیز به گذشته کُهن اش غبطه می خورد. غبطۀ حافظ. غبطۀ مولوی. غبطۀ عطّار. غبطۀ سنائی. بوعلی. سعدی و نیز غبطۀ ابوسعید ابی الخیر نیشابوری.

حتی در انقلاب اسلامی نیز باید غبطه خورد: غبطۀ شهید مطهری. غبطۀ مرحوم دکتر علی شریعتی. غبطۀ علامه طباطبایی. غبطۀ مرحوم بازرگان و غبطۀ شهید مظلوم بهشتی. هرچه انقلاب جلوتر آمده است از بزرگانش کم شده است. به قول شهید مطهری بدین مضمون ما همیشه چشممان به گذشته پُرافتخار دوخته است، نه به قولِ من به حالِ تیره و تار و البته آیندۀ امیدوار.

به تعبیر یونگ مثلِ یک «صخرۀ یخی» هستیم که بیشتر وجودمان در عمق دریای بی انتهاست؛ اما هیچ، از آن خبر نداریم. ضمیر ناخودآگاهی که خدا آن را عطا کرده که آن را «انبار اُمیال و آرزوها»، «قدرت ناهُشیار»، «توان نامحدود» نیز توصیف کرده اند. ای خدا چقدر از اصلِ خویش و آشتی با خویشتن خویش دوریم، دور.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۷ آذر ۹۶ ، ۱۱:۱۹
ابراهیم طالبی دارابی
سه شنبه, ۷ آذر ۱۳۹۶، ۱۱:۱۱ ق.ظ

عکسهای سیاسی میاسی

عکس و حرف

نکته های کوتاه دامنه، تماشا در ادامه

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۷ آذر ۹۶ ، ۱۱:۱۱
ابراهیم طالبی دارابی
سه شنبه, ۷ آذر ۱۳۹۶، ۱۰:۳۹ ق.ظ

دین نباید حکومتی شود، حکومت باید دینی شود

حجت‌الاسلام‌ دکتر مرتضی جوادی آملی (فرزند آیت الله العظمی عبدالله جوادی آملی) در بارۀ حکومت و روحانیت: «نهاد روحانیت یک نهاد مستقل دینی است که از جایگاه دین یعنی جایگاه امامت و ولایت ماموریت فهم و تفقُّه در دین و انتشار معارف و ابلاغ جلوه‌های دینی بر عهده او گذاشته شده است...


دین چون یک نهاد قدرت است و جهات اجتماعی و سیاسی عمده‌ای را تحت پوشش خود دارد به همین دلیل همواره مورد دستبردهای ناصحیح و ناصواب از داخل و خارج قرار گرفته است...


نهاد روحانیت بر اساس مرجعیت مراجع و بزرگان دین سعی می‌کند که مستقل از جهات مختلف مخصوصا از جهت قدرت بتواند روی پای خودش بایستند و مقاومت کند و به رسالت، وظایف و ماموریت‌های دینی و الهی خودش بپردازد اما در عین حال جریان‌هایی هم وجود دارند که به این استقلال و جایگاه طمع کردند و سعی دارند که به این نهاد آسیب بزنند...


اولویت روحانیت، مردم و جامعه هستند و بنای روحانیت بر این است که ارتباط خودش را با مردم حفظ کند...


باید کل کشور اعم از مردم، حکومت، خود روحانیت و نهادهای حکومتی توجه داشته باشند که به استقلال روحانیت آسیبی وارد نشود و در مقام صیانت و حفاظت از دین و نهاد روحانیت همانطور که در طول قرون متمادی رواج داشته حافظ و نگهبان مرجعیت دینی و نهاد روحانیت باشند...


الان در خود نهاد قدرت چنین اراده‌ای وجود دارد که روحانیت در خدمت قدرت باشد و این جایگاهی است که باعث آسیب و ضربه به روحانیت می‌شود. اینها شاید نیت خیری هم داشته باشند اما بدون شک اگر بقیه ادامه

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۷ آذر ۹۶ ، ۱۰:۳۹
ابراهیم طالبی دارابی
دوشنبه, ۶ آذر ۱۳۹۶، ۰۹:۴۹ ق.ظ

دو قبر دو رفیق

به نام خدا

به قلم دامنه

امروز وقتی این سه عکس را از رنگین کمان دیدم

سه حسّ به من دست داد:

حسّ اُلفت

حسّ حَسرت

حسّ شُکرت

اُلفت به خاطر خاطره ها با شهید ابراهیم عباسیان

حَسرت به علّت هِجر جانکاه رفیق مان روانشاد یوسف

شُکرت برا کارِخوب امام جماعت، فرمانده پایگاه و شورا

می دانید چرا؟

چون این گذر مترّقی ست از آن حسّاسیتهای عجیب و بیجا

شادمانم شادمان، از دیدن قبر دو رفیق جداشده از ما

خدا را وافر شاکرم برای این ارزش گذاری ها

حجت الاسلام والمسلمین شیخ مرتضی چلوئی دارابی

مزار دارابکلا. آذر 96. قبر روانشاد یوسف رزّاقی و شهید ابراهیم عباسیان

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۶ آذر ۹۶ ، ۰۹:۴۹
ابراهیم طالبی دارابی
دوشنبه, ۶ آذر ۱۳۹۶، ۰۹:۱۹ ق.ظ

وصایای امام حسن عسکرى

به قلم حجت الاسلام محمدجواد غلامی دارابی. به نام خدا. وصایای امام حسن عسکرى علیه‌السلام خطاب به شیعیان:

شما را سفارش مى کنم به تقواى الهى و مراقبت در امر دینتان و کار و کوشش براى خدا و راستگویى و اداى امانت به کسى که امانتى به شما سپرده است _صاحب امانت نیکوکار باشد یا تبهکار_ و سجده طولانى و نیکو همسایه دارى؛ زیرا محمّد صلی الله علیه و آله براى این امور آمده است.

هرگاه فردى از شما در دینش پارسا و در گفتارش راستگو باشد و امانت را ادا کند و با مردم خوشخویى کند، گفته شود «این شیعه است» و این، مرا شاد مى سازد.

تقوای الهی پیشه کنید، مایه آراستگى ما باشید، نه باعث ننگ و زشتى. هرگونه دوستى را براى ما جلب کنید و هرگونه زشتى را از ما دور سازید؛ زیرا هر خوبى که در حقّ ما گفته شود، ما اهل آن هستیم و هر بدى که درباره ما گفته آید، نه چنانیم.

ما را در کتاب خدا، حقّى است و با رسول خدا، خویشاوندیم و خداوند، ما را پاک شمرده است و جز ما، هر کس چنین ادعایى کند، دروغگوست. خدا و مرگ را، فراوان یاد کنید و بسیار قرآن بخوانید و فراوان بر پیامبر صلی الله علیه و آله صلوات بفرستید؛ زیرا صلوات بر رسول خدا صلی الله علیه و آله ده ثواب دارد. آن چه را به شما سفارش کردم پاس دارید، شما را به خدا مى سپارم و بدرودتان مى گویم.» (منبع: تحف‌العقول، صفحه ۴۸۷)محمد جواد غلامی دارابی.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۶ آذر ۹۶ ، ۰۹:۱۹
ابراهیم طالبی دارابی
دوشنبه, ۶ آذر ۱۳۹۶، ۰۹:۰۲ ق.ظ

آنچه بر من گذشت 50

زندگینامۀ من. قسمت پنجاه. به نام خدای آفرینندۀ آدمی. چون خیلی جوان بودیم _میان 17 و 18 سالگی_ چیزهایی در جبهه رخ می داد که موجب تضادها در وجود آدمی می شد. از یک سو دل می خواست نمیری و به عشق زمینی ات برسی. از سوی دیگر امام خمینی رهبر کبیر انقلاب اسلامی از جوان ها می خواست جبهه را تنها نگذارید. بخش تبلیغی جنگ هم کتاب هایی در سنگرها توزیع می کردند که وقتی می خواندی، آرزو می کردی هرچه سریعیر پشت سرِ حضرت جعفر طیّار پرواز می کردی. چند نمونه از تضادها و رخدادها را می نویسم که روز بسیج هم هست و آن را این گونه گرامی بدارم:

یکی این که تعدّد فرهنگ ها در جبهه، هم به اختلافات می انجامید و هم به اختلاط و چندگونی متّحدانه. مثلاً در یک سنگر 7نفره، از هفت شهر و استان رزمنده داشت، و این هم خوب بود و هم گاهی ناجور.

دوم آن که برخی ها فقط اسماً می آمدند جبهه. در هیچ کاری اشتیاق که چه عرض کنم، حتی به تکلیف هم عمل نمی کردند. نه سُفره را جمع می کردند، نه ظرف غذا را می شستند، نه گاهی وقت ها هنگام نمازصبح از خواب ناز برمی خاستند و نه بعضاً آمیخته و فرمان پذیر بودند. این، تضادها را می افزود. اما خلوص و معنویتی که در جبهه بود مانع از تصادم و مشاجره می شد. خودخوری باید می کردی تا آن سوی تو، کمی شرم می کرد و به راه می آمد، که گاه نمی آمد. خواستم بگویم جبهه هم مثل پشت جبهه، جورجوار بود، نه یکسره تقدّس و تکلیف و کرامات.

یکی از کارت های اعزام به جبهه دامنه

جبهۀ جُفیر خوزستان. 1362. ردیف نشسته وسط: معلم شهید آبیان ساری و سمت راست شهید نعمت مقصودلو سرخنکلاته گرگان. و سایر همرزمان دامنه در آن سال. ردیف ایستاده از چپ: شعبان معافی. اسماعیل کُردکلانی ساروی. برادر پاسدار منصوری گرگانی فرمانده گروهانِ گردان مسلم بن عقیل به فرماندهی شهید عالی جویباری. دامنه (لباس پلنگی ایستاده). اسمش یادم رفته. سیدعسکری شفیعی دارابی. نفر خم شدۀ چفیه مشکی به گردن سمت چپ دوست و همرزمم محمد بازاری جامخانه ای که یک پایش را در جنگ از دست داده است

سوم این که من راه خودم را از کتاب جدا نمی کردم. محور خط مقدّم جبهه هم گاهی یک ماه یک ماه آرام بود. نه عراقی شلیک می کردند، نه ایرانی ها. من هر بار به جبهه می رفتم چند کتاب در کوله ام جاسازی می کردم. از آثار شریعتی گرفته تا کتاب های ریچارد نیکسون و نیز  رُمان و داستان. در دل شب داخل سنگر انفرادی زیر نور ماه که عین خورشید در کویر بر سر ما نور می تابید، مطالعه می کردم. که هم، زمان زود بگذرد و هم مزّۀ خواندن و دانستن را بچِشم و از زیبایی های کتاب دور نیفتم. اگر بگویم من اساساً به کتاب، از هر اشیائی بیشتر عشق می ورزم غُلوی نکرده ام. حتی جلد و رنگ کتاب را هم دوست می دارم، چه رسد به متون و گزاره ها و محتوایش. چه خوب و چه بدش.

چهارم این که کسانی را می دیدی که اصول رزم را زیرپا می گذاشتند. من خودم به یک بسیجی آستانه اشرفیه ای _که دوست من شده بود_ بارها گفتم بر پشت بامِ سنگر خواب، نمازشب نخوان، قنّاسه بدستان بعثی نشانه ات می کنند و می زنند. گوش نمی کرد. تا این که شبی تیر به عمق مغزش نفوذ کرد و به شهادت رسید. شهیدی که مظهر خوبی، اخلاق، آرامش و مهربانی بود. ولی با بی احتیاطی مُمتد، این گونه به جوار حق رفت.

در نهایت، من و سیدعسکری شفیعی آن سال را نزدیک 5 ماه در محور عملیاتی جُفَیر بودیم (=معمولا اعزام به جبهه بسیجی ها 3ماه بود، ولی اغلب تمدید می شد یا آماده باش می خورد و تسویه حساب تأخیر می افتاد و یا داوطلبانه بیشتر می ماندند) و ما پس از پایان مأموریت تمدید شده، به دارابکلا برگشتیم. البته حسن آهنگر حاج مرتضی در جایی دیگر بود و ماند و مدتی بعد از ما به خانه آمد.

حالا پاییز 1362 نزدیک است. فصلی که من خیلی دوستش دارم؛ خصوصاً پاییزهای جوانی ام در دارابکلا را. خصوصاً وقتی علاوه بر جوانی، برای عشق هم، قیام کرده باشی. جلسات مستمری را با رفقا ترتیب می دادیم. بحث، مسابقه، تفریح، کوچه گردی، جنگل، و از همه مهمتر فضاسازی های تبلیغی محل که میان دو جناح راست و چپ روستا به اوج خود رسیده بود. من تمام پاییز 1362 را میان محل و آن نهادی که برای عضویت و اشتغال در آن ثبت نام کرده بودم، در رفت و آمد بودم... تا این که روزی فهمیدم...

«آنچه بر من گذشت» اینجا

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۶ آذر ۹۶ ، ۰۹:۰۲
ابراهیم طالبی دارابی
دوشنبه, ۶ آذر ۱۳۹۶، ۰۹:۰۱ ق.ظ

ﺍﺯ ﮔﻮﺳﻔﻨﺪ ﻫﻢ ﮐﻤﺘﺮم

دو داستانِ کوتاه عرفانی و اخلاقی: 1- ﺷﺨﺼﯽ ﺑﺎ ﻣﺎﺷﯿﻦ ﺷﺨﺼﯽ ﺍﺵ ﺑﻪ ﻣﺴﺎﻓﺮﺕ ﺭﻓﺘﻪ ﺑﻮﺩ. ﻣﻮﻗﻊ ﺍﺫﺍﻥ ﻇﻬﺮ ﺗﻮﯼ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺟﺎﺩﻩ ﻫﺎﯼ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺷﻬﺮ، ﺭﻭﯼ ﺗﭙﻪ ﺍﯼ ﻣﺸﺎﻫﺪﻩ ﮐﺮﺩ ﭼﻮﭘﺎﻧﯽ ﻣﺸﻐﻮﻝ ﺧﻮﺍﻧﺪﻥ ﻧﻤﺎﺯ ﺍﺳﺖ ﻭ ﮔﻮﺳﻔﻨﺪﺍﻥ ﻫﻢ ﮐﻨﺎﺭﺵ ﻣﺸﻐﻮﻝ ﭼﺮﺍ. ﺍﺯ ﺩﯾﺪﻥ ﺍﯾﻦ ﺻﺤﻨﻪ ﻟﺬﺕ ﺑﺮﺩ ﻭ ﺧﻮﺩﺵ ﺭﺍ ﺑﻪ ﭼﻮﭘﺎﻥ ﺭﺳﺎﻧﺪ. ﺍﺯ ﺍﻭ ﭘﺮﺳﯿﺪ ﭼﻪ ﭼﯿﺰ ﻣﻮﺟﺐ ﺷﺪﻩ ﺗﺎ ﻧﻤﺎﺯﺕ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻣﻮﻗﻊ ﺍﺩﺍ ﮐﻨﯽ.

ﭼﻮﭘﺎﻥ ﺟﻮﺍﺏ ﺩﺍﺩ: ﻭﻗﺘﯽ ﻣﻦ ﺑﺮﺍﯼ ﮔﻮﺳﻔﻨﺪﺍﻧﻢ ﻧﯽ می ﺰﻧﻢ ﺁﻧﻬﺎ ﮔﺮﺩِ ﻣﻦ ﺟﻤﻊ می شوند. ﺣﺎﻝ ﻭﻗﺘﯽ ﺧﺪﺍی بزرگ مرا صدا می زند ﺍﮔﺮ ﺑﻪ ﺳﻤﺘﺶ ﻧﺮﻭﻢ ﺍﺯ ﮔﻮﺳﻔﻨﺪ ﻫﻢ ﮐﻤﺘﺮم.» (منبع)

2- «روزی حضرت عیسی (ع) از صحرایی می گذشت. در راه به عبادتگاهی رسید که عابدی در آنجا زندگی می کرد. حضرت با او مشغول سخن گفتن شد. در این هنگام جوانی که به کارهای زشت و ناروا مشهور بود، از آنجا گذشت. وقتی چشمش به حضرت عیسی (ع) و مرد عابد افتاد، پایش سُست شد و از رفتن باز ماند. همان جا ایستاد و گفت: خدایا من از کردار زشت خویش شرمنده ام. اکنون اگر پیامبرت مرا ببیند و سرزنش کند، چه کنم؟! خدایا عذرم را بپذیر و آبرویم را مَبر.

مرد عابد تا آن جوان را دید، گفت: خدایا مرا در قیامت با این جوان گناهکار محشور نکن. خداوند به پیامبرش وحی فرمود به این عابد بگو: ما دعایت را مستجاب کردیم و تو را با این جوان محشور نمی کنیم، چرا که او به دلیل توبه و پشیمانی اهل بهشت است و تو به دلیل غرور و خودبینی، اهل دوزخ!»  (منبع: محمد غزالی، کیمیای سعادت، ج. 1.) (منبع)

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۶ آذر ۹۶ ، ۰۹:۰۱
ابراهیم طالبی دارابی
یکشنبه, ۵ آذر ۱۳۹۶، ۰۷:۱۹ ب.ظ

چرا امام عسکری در حصر بود؟

به قلم دامنه. به نام خدا. خُلفای ستمگر و جائر عباسی، 558 سال بر سرزمین های اسلامی حکومت کردند. گاهی کوفه، گاهی بغداد، گاهی رِقّه سوریه، گاهی سامرّاء و نیز مدتی مَرو و توس را پایتخت خود ساختند.

آنان  -که جمعاً 37 خلیفه بودند_ خود را به عنوانِ جانشین های رسول خدا (ص) بر مردم تحمیل کردند و بر هیچ کس رحم و مهری نداشتند، حتی بر اهل بیت عصمت و طهارت (ع) و نیز بر امامان معصوم علیهم السّلام.

این حاکمان خودخواه و مکّار که به اسمِ اسلام، به سرزمین های وسیع جهان اسلام پیش تاختند، هم حکومت را مِلک طِلق خود می دانستند و هم خلافت را از آنِ خاندان عباس. یعنی هم توسعه طلبی و لشکرکشی و هم حکومت موروثی و درون خانوادگی.

اما ائمۀ اطهار (ع) در هیچ دوره ای _چه در زمان امویان و چه در عصر عباسیان_ تن به سازش و تأیید حکومت های فردی، استبدادی و ستمگرانه ندادند. به همین خاطر، هم بشدت سختی کشیدند، هم مورد آزار، اذیت، محدویت و کنترل قرار گرفتند و هم همگی به دست جَور سرانجام به شهادت رسیدند.

از میانِ امامانِ معصوم شیعیان _علیهم السّلام_ سه امام هُمام، یعنی امام کاظم، امام هادی و امام حسن عسکری به بدترین شکل از مردم و شیعه ها دور نگه داشته شدند تا مانع از روشنگری ها، هدایت ها و روابط عاطفی و فکری میان اُمت و امامت شوند. زندانی کردن طولانی امام کاظم حضرت موسی بن جعفر و در حصر و عساکر (=پادگان ها) نگه داشتنِ امام هادی و امام حسن عسکری، نشان می دهد حاکمان ظالم عباسی تا چه اندازه از اسلام و مُروّت و اخلاق و حُکمرانی عادلانه و شیوۀ انسانی سیاست ورزی، به دور بودند.

آنان حفظ قدرت خود را زیربنا و بقیۀ امور را روبنا می دانستند. حتی اگر این تفکر به برادر کُشی میان امین و مأمون می انجامید. اصل اساسی حکومت عباسی، حکومت فردی بود و توسعه طلبی. به طوری که هارون الرّشید به ابرهای آسمان بغداد خطاب می کرد و بدین مضمون می گفت: ای ابرها! حال که  در بغداد نمی بارید! هر کجای جهان ببارید، آنجا سرزمینِ من است.

پس؛ بخوبی روشن می شود که چرا امام عسکری در حصر بود؟ چون با این گونه خُلفای ستم پیشه و به دور از انسانیت و سیاست ورزی اسلامی مواجه بود و در برابر آنان می ایستاد و مردم را به عاقبت سوء همدستی با حکومت های زورگو هشدار می داد.

شهادت امام مظلوم حضرت حسن عسکری، تسلیت

آغاز امامت امام غائبِ همیشه حاضر، تبریک

والسّلام

دامنه

قلمرو عباسیان (نوادگان عباس بن عبدالمطلب، عموی پیامبر اسلام)

     

سامراء؛ که زمانی پادگان نظامی بود و محل حصر امامَین عسکریین (منبع) سمت چپ مسجد روستای جمکران قم در سالهای گذشته، پیش از توسعه و نوسازی گستره. دست اندرکاران این مکان، آن را نماد امام زمان و انتظار قرار داده اند و هر سه شنبه شب در آنحا به انتظار ظهور جمع می شوند و مراسم و نماز خاص می گزارند. ندای یامهدی شعار معنوی و باورمندانۀ هر منتظر مُنجی موعود (منبع)

حرم امام هادی و امام حسن عسکری علیهماالسّلام در سامراء

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۵ آذر ۹۶ ، ۱۹:۱۹
ابراهیم طالبی دارابی
یکشنبه, ۵ آذر ۱۳۹۶، ۰۷:۱۲ ق.ظ

اربابِ حلقه ها

جناب دارتوکِن دارکوب دو پرسش پرسیده یکی دربارۀ «م. سرشک» و دیگری در مورد «ارباب حلقه ها» و طبق معمول از خود چیزی نگفته و از دامنه خواسته چیزی بگوید.

پاسخ دامنه:

به نام خدا. سلام من به شما «جناب دارتوکِن». از م. سرشک آغاز می کنم. در حدّی که سریع به توضیح بیشتر ارباب حلقه ها برسم:

1- «م. سرشک» همان محمدرضا شفیعی کدکنی ست. شاعر و محقق بزرگ ایران (زادۀ 1318) از روستای کدکَن در دامنۀ کوه و جُلگۀ رُخ در ناحیۀ کاشمر و نیشابور خراسان. من، هم تقریباً متمرکز و هم جَسته و گریخته از جوانی تا امروز نوشته های کدکنی را دنبال کرده و می کنم. آثار زیادی دارد. اما یکی از برترین هایی که خواندم کتابی ست که مجتبی بشردوست دربارۀ او نوشته است، «در جستجوی نیشابور» و با شیوه و ادبیاتی رسا، کدکنی را معرفی و بررسی کرده است. من یک نکته می گویم و می گذرم:

محمدرضا شفیعی کدکنی با تخلُّص «م. سرشک» هم حوزه خوانده و هم دانشگاه. هم شاعر است و هم پژوهنده. کافی ست بگویم در همان کودکی در خانواده ایی روحانی، خوب پروریده شده و در درس یکی از برترین استادهایش در حوزۀ علمیۀ مشهد _یعنی مرحوم آیت الله حاج شیخ هاشم قزوینی_ بخوبی درخشیده و او را الگوی خود ساخته و هم اینک همچنان می درخشد. از یادداشت های کتبی ام از این کتاب یک مورد را نقل می کنم و تمام. شفیعی کدکنی معتقد است چند نفر در زندگی اش بیشترین تأثیر را داشته اند:

«بعد از پدرم حجت الاسلام میرزامحمد شفیعی کدکنی چند نفر بوده اند که بیشترین تأثیر را داشته اند یکی از مهمترینِ ایشان مرحوم آیت الله حاج شیخ هاشم قزوینی است که علاوه بر فقه و اصول عملاً به ما آموخت که از تنگ نظری های قرون وسطایی به در آییم و در یادگیری و دانش اندوزی، مرزهای تعصُّب را بشکنیم.» (زندگی و شعرِ محمدرضا شفیعی کدکنی _در جستجوی نیشابور_ نوشتۀ مجتبی بشردوست. تهران: نشر ثالث. نشر یوشیج. 1379. ص 31)

2- اما اربابِ حلقه ها. این یک رُمان است از تالکین. نمی دانم آن را خوانده ای یا نه؟ من کمی از یادداشت های کتبی ام را می گویم. تمام حلقه ها _انگشترها_ یی که در این رُمان به میان آمده است، حلقه قدرت اند که با آن با هم نبرد می کنند. مثلاً حلقه ای که برای «اِلف ها» ساخته شد میل به شفابخشی دارد. حلقۀ نهایی که سائورون _شخصیت اصلی شرّ رُمان که دقیقاً عین شیطان است_ قدرت نهایی اش را وارد می کند. اما سائورون چون فاقد قدرت تخیّل است، شرّ است. شرّ چیست؟

تالکین _نویسندۀ رُمان_ که یک کاتولیک سنت گرای انگلیسی ست، شرّ را در آن، این گونه به مخاطب حالی می کند که برداشت هایم را بطور خلاصه از روی متن بررسی رمان می آورم:

شرّ از نظر مسیحی یعنی درگیر بودن با خود. یعنی شخصی با خود وِرّاجی کند و علیۀ خود باخود درگیر شود. دغدغه اش فقط چیزهایی ست که برای خودش است. یعنی موجودی که از خودش پُر شده باشد. همین پُربودن از خود و این که هیچ خلائی در خود نمی بیند که از طریق دیگران _حرف ها و تجربه ها و اندیشه های سایرین_ آن را پُر کند، سبب می شود هیچ تخیّلی نداشته باشد و خود را در  همه حال، به تعبیر من، سرحلقه بپندارد. مانند ارباب و بنده در کتاب هگل که ارباب فقط نمی خواهد بر بنده استیلا داشته باشد بلکه می خواهد صاحب میلِ او هم باشد.

شرّ همان نداشتن تخیّل است و نداشتنِ قدرت برای درکِ دیگران. چون او در خود احساس پُری می کند و خلائی درخود نمی بیند. مثل سائورون شخصیت اصلی ارباب حلقه ها که با ایجاد حلقه ها سعی می کند همه را بنده و مطیع خود کند و خود را اربابِ همه.

اما خیر، با خیال پیش می رود و خیال نمی گذارد انسان احساس پُر بودن کند که در خود خلائی نبیند که با مدد فکر دیگران جبران کند. سائورون چون فاقد خیال بود، شرّ بود.

رُمان اربابِ حلقه ها بیش از 50 میلیون نُسخه در جهان فروش رفت و در ایران 5000 نُسخه. (منبع: مردم شناسی ایرانی، به کوشش علیرضا حسن زاده. تهران: افکار. 1385. ص 153). به گمانم همین مقدار جواب کافی باشد جناب دارتوکن دارکوب.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۵ آذر ۹۶ ، ۰۷:۱۲
ابراهیم طالبی دارابی
یکشنبه, ۵ آذر ۱۳۹۶، ۰۷:۱۱ ق.ظ

عکسهایی که حرف دارند

نکته های کوتاه دامنه

تماشا در ادامه

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۵ آذر ۹۶ ، ۰۷:۱۱
ابراهیم طالبی دارابی
شنبه, ۴ آذر ۱۳۹۶، ۰۹:۵۹ ق.ظ

مدرسی یزدی کیست و چه گفت؟

توضیح دامنه: در این پست سه متن ارائه می شود: موضع گیری تازۀ حجت الاسلام سید محمدرضا مدرسی یزدی، یکی از شش فقیه منصوب رهبری در شورای نگهبان دربارۀ قضیۀ زرتشتی منتخب شورای یزد. مقالۀ سیدعطاء الله مهاجرانی. پوستر امام خمینی در بارۀ زرتشتیان:



1- مدرسی یزدی: «این ارفاق نظام اسلامی به اقلیت‌هاست که اجازه داده برای خود نماینده ای داشته باشند... این ارفاقات در هیچ کجای دنیا مشابه ندارد...آن جوامعی که خود را سکولار می‌دانند، اجازه می‌دهند یک مسلمان نماینده شود؟... وقتی مصالح مسلمین مطرح است چرا باید یک اقلیت وارد شود؟... آیا در یک اتحادیه یک نانوا می‌تواند نماینده قصاب‌ها باشد؟... اقلیت‌ها خمس و زکات پرداخت نمی‌کنند...بعضی از آقایانی که خودشان را همه چیز می‌دانند، می‌خواهند در مقابل این ماجرا مقاومت کنند!؟» (منبع)


نکتۀ دامنه

مدرسی یزدی کیست؟ متولد 1334 شمسی‌ یزد. استاد مؤسسه‌ «در راه‌ حق‌» وابسته به آیت الله مصباح یزدی. او، آیت الله العظمی یوسف صانعی را «مرجع بدعت گذار نامیده بود». سابقۀ سیاسی او فعالیت پس‌ از انقلاب‌ در کمیته‌ انقلاب اسلامی. نظارت‌ بر انتخابات‌ خبرگان‌ در یزد. و نهایتاً منصوب رهبری در شورای نگهبان (منبع)


2- سیدعطاءالله مهاجرانی: متن نقلی: در نقدی به شورای نگهبان دربارۀ «سپنتا نیکنام»، در وبلاگ خود نوشت: «باید دید چه اتفاقی افتاده است که ایمان و امان به سرعت برق، می‌رفت که فقیهان شورای نگهبان رسیدند. رأی شورای نگهبان باعث شد تا بار دیگر نگاهی به کتاب احکام السلطانیه امام ماوردی بیندازم. مآوردی که در سال ۴۵۰ هجری در گذشته است، فقیه درجه‌ی اول و مفسر ممتاز قران مجید- تفسیر النکت و العیون- و نظریه پرداز فقه حکومتی و سیاست است.


با تأسف بسیار بایست گفت، فقیهان شورای نگهبان ما حتا در قرن پنجم در زمان ماوردی یعنی هزار سال پیش هم زندگی نمی‌کنند؛ ماوردی از این فقیهان انگار هزار سال جلوتر است.

در بخش دوم احکام السلطانیه بحثی در باره‌ی وزارت دارد. وزارت را به دو گونه‌ی وزارت تفویض و وزارت تنفیذ تقسیم می‌کند. در وزارت تنفیذ، مسلمان بودن شرط وزارت وزیر نیست. وزیر بایست کاردان و صادق و هوشمند و صریح و با تجربه بوده و اهل مال اندوزی و طمع ورزی نباشد و… اهل کتاب می‌توانند به عنوان وزیر تنفیذی انتخاب شوند.(1)


ببینید، هزار سال پیش ما چنین میراثی از اندیشه و خردورزی و تساهل و اعتدال و انصاف داشته‌ایم که اهل کتاب می‌توانستند وزیر بشوند، اکنون به این شریعت شورای نگهبان رسیده‌ایم؛ شریعتی خارج از زمان و مکان و فضای زندگی این جهانی.


اگر هم کسی بگوید این رأی غیر منصفانه، غیر عادلانه و بلکه غیر عقلانی ست می‌گویند علیه نظام سخن گفته‌ای!  بیّنه شورای نگهبان کدام است؟ تا لیهلک من هلک عن بینه! چرا این گونه مباحث و صورت جلسات شورا منتشر نمی‌شود؟ آسیب چنین رأی غیر عقلانی و بلکه مربوط به روزگار پارینه سنگی بیش از همه به دین و شریعت و نظام خواهد رسید. (۱): الماوردی، الاحکام السلطانیة، محقق احمد مبارک البغدادی، مکتبة دار ابن قتیبة کویت، ۱۴۰۹ ص: ۳۰ تا ۳۵» (منبع)


3- پوستر امام خمینی دربارۀ زرتشتیان: شما هم که زرتشتیها هستید همیشه خدمتگزار این ملت این مملکت بودید باید به کار خودتان ادامه بدهید وحدت کلمه را حفظ کنید. صحیفۀ امام. ج 6. ص 192.


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۴ آذر ۹۶ ، ۰۹:۵۹
ابراهیم طالبی دارابی
جمعه, ۳ آذر ۱۳۹۶، ۰۹:۵۶ ق.ظ

علل سقوط حکومت از نظر امام علی

از مهندس محمد عبدی سنه کوهی
آفت حکومت از دیدگاه امام علی (ع)  چه زیبا حضرت امیر علیه السلام فرمود: علل سقوط حکومت از دیدگاه امیرالمؤمنین ( ع ) گفتار آن حضرت درباره علل سقوط سیاسی اجتماعی دولت ها چنین است:  «یستدل علی ادبار الدول باربع، تضییع الاصول، والتمسک بالغرور وتقدیم الاراذل وتاخیر الافاضل »  یعنی می توان برای سقوط یک حکومت چنین استدلال کرد که هرگاه چهار چیز در ساختار آن حکومت راه یافت، سقوط می کند:  1 . اصول اساسی را ضایع نمودن.  2 . به جاه زودگذر دنیا مغرور شدن.  3 . فرومایگان را مقدم داشتن.  4 . فرزانگان را مؤخر قرار دادن.  که البته هر یک از این عوامل چهارگانه، ناشی از ضعف سیاسی و سوء مدیریت مسؤولین آن حکومت می باشد.  (شرح غُرر الحکم ؛ ج 6 ، ص 450 .71 . همان ؛ ج 6 ، ص 449. )
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۳ آذر ۹۶ ، ۰۹:۵۶
ابراهیم طالبی دارابی
جمعه, ۳ آذر ۱۳۹۶، ۰۹:۴۲ ق.ظ

واکنشها به قضیه زرتشتی یزد

گوشه ایی از واکنش ها


یک: آیت الله العظمی یوسف صانعی: «در مناظرة قلمی‌ای که حقیر با استاد مصباح ـ حفظه‌الله وهداه ـ داشتم یکی از شاگردان ایشان، مرا زرتشتی‌زاده خوانده بود که لابد به این دلیل(!) حرفهای من ناحساب بوده. من در جواب نوشتم:


نخست آنکه زرتشتی‌ها از دیرباز مردمی درستکار و نجیب و وطن‌دوست و خدمتگزار بوده‌اند بطوری که شهید مدرس در مجلس گفته بود اگر یک مسلمان در این مجلس باشد او، ارباب‌کیسخرو شاهرخ زرتشتی است!



ثانیاً همة ایرانیها زرتشتی‌زاده‌اند از جمله بسیاری از علما و مراجع تقلید ثالثاً و از همه مهم‌تر ائمه اطهار علیهم‌السلام از امام سجاد(ع) تا امام زمان(عج) همگی زرتشتی‌زاده‌اند (بی‌بی شهربانو دختر یزدگرد همسر امام حسین(ع) و مادر امام سجاد(ع). امام‌زمان(عج) که، هم زرتشتی‌زاده است، ‌هم مسیحی‌زاده (مادر امام زمان(عج) نرجس‌خاتون رومی‌الاصل همسر امام حسن عسکری(ع) بوده). العهدة علی الرُّواة.» منبع


دو: سایت الف احمد توکلی: «فرضا مشکل دین اقلیت ها را حل کردیم؛ با مشکل "مسلمانان بی تقوا" و "شل مذهب های مسلمان" چه کنیم؟ بقیه ادامه

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۳ آذر ۹۶ ، ۰۹:۴۲
ابراهیم طالبی دارابی
جمعه, ۳ آذر ۱۳۹۶، ۰۸:۴۸ ق.ظ

شهید مدرّس و قضیۀ سگ دزدگیر

داستان کوتاه: زمانی که نصرت‌الدوله وزیر بود، لایحه‌ای تقدیم مجلس کرد که به موجب آن، دولت ایران یکصد سگ از انگلستان خریداری و وارد کند. او شرحی درباره خصوصیات این سگ‌ها بیان کرد و گفت: این سگ‌ها شناسنامه دارند، پدر و مادر آنها معلوم است، نژادشان مشخص است و از جمله خصوصیات دیگر آنها این است که به محض دیدنِ دُزد، او را می‌گیرند.

آیت الله شهید سیدحسن مدرّس عالِم دینی ساده زیست، سیاستمدار آگاه و شجاع، قهرمان آزاداندیشی و خردورزی توسط مُستبدِّ کینه توز رضاخان میرپنج پس از سالها تبعید در کاشمر، به شهادت رسید

مدرس طبق معمول، دست روی میز زد و گفت: مخالفم.  وزیر دارایی گفت: آقا! ما هر چه لایحه می‌آوریم، شما مخالفید، دلیل مخالفت شما چیست؟ مدرس جواب داد: مخالفت من به نفع شماست، مگر شما نگفتید، این سگ‌ها به محض دیدن دزد، او را می‌گیرند؟ خوب آقای وزیر! به محض ورودشان، اول شما را می‌گیرند. پس مخالفت من به نفع شماست. نمایندگان با صدای بلند خندیدند و لایحه مسکوت ماند. (منبع)

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۳ آذر ۹۶ ، ۰۸:۴۸
ابراهیم طالبی دارابی
جمعه, ۳ آذر ۱۳۹۶، ۰۸:۴۴ ق.ظ

آنچه بر من گذشت 49

زندگینامۀ من. به نام خدای آفرینندۀ آدمی. تابستان بسیارداغی را آن سال _1362_ در جبهۀ جُفیر جنوب طی می کردیم. با این همه، به عملیاتی بزرگ فراخوانده شده بودیم. اول ما را از خط جفیر، برای یک آموزش سریع یک هفته ای به آموزشگاهی در سوسنگرد بازگرداندند.
یادم است برای این که روحیه افزایی کنند، عُلمای پرهیزگار را به میان رزمندگان می آوردند. مرحوم آیت الله ایازی _رئیس حوزۀ علمیۀ رستم کلاه بهشهر_ را آورده بودند. اخلاق گفت و تقویت فکری و معنوی کرد و رفت.

در سنگرهای چادری در لای درختان کویری سوسنگرد استتار شده بودیم. من به بدترین مریضی عمرم دچار شده بودم. اسهال خونی، بی حالی و بی اشتهایی وحشتناک. هر نوع غذایی در دهانم تلخی می داد. گویی حسّ چشایی ام از کار افتاده بود. حتی یادِ آن صحنه ها نیز لرزه بر اندامم می اندازد.

بگذرم که آنقدر وخیم بود حال و احوالم که میانِ رفتن از مَطبِ بیمارستانِ جندی شاهپور اهواز تا آزمایشگاه آنجا _که کمتر از 45 متر بود_ بی حال افتاده بودم و به خواب و شاید هم کُما رفته بودم. هیچ کس هم نبود به دادم برسد، هر کس دوان دوان یا در پی درمان خود بود و یا در پی مداوای همرزمش.

دامنه. 1362. جبهه جنوب

دامنه. حسن آهنگر. 1362. جبهه جنوب، مرکز ستاد تبلیغات جنگ. اهواز

آن سال علاوه بر من و سیدعسکری شفیعی، حسن آهنگر حاج مرتضی نیز در جبهه بود، اما در جایی دیگر. من طی نزدیک به 5 ماه حضورم در این دورۀ سخت، چندباری پیش حسن رفته بودم و باهم می گفتیم و زمان را بهتر از تنهایی ها طی می کردیم. او جایی بود که آقای سیدمحمد خاتمی فرماندهی آن را در کل جبهه ها برعهده داشت: ستاد تبلیغات جنگ.

یکی از همرزمان حسن آهنگر در آنجا، غلامعلی رجایی بود که اینک اهل قلم است، از نویسندگان سابق روزنامه اطلاعات و  از مشاوران نزدیک مرحوم رفسنجانی طی سال های اخیر.

در جبهه، آنقدر از شهر و مردم و زنان و غذاها و اشیای زندگی به دور بودیم، وقتی برای مرخصی چندساعته جهت نظافت و حمام و التیام و کم کردن آلام، به اهواز می آمدیم از مواجه شدن با زنان و مردان در پیاده روهای خیابان های اهواز تعجب می کردیم و شاخ درمی آوردیم: گویی مانند بومیان سرخ پوست آمازون از جامعه جدا شده بودیم و ذهن مان قد نمی داد ترکیب جمعیتی زن و مرد را درست درک کند.

در مرخصی ساعتی از محور جنگی به درون شهر اهواز، بیش از هر چیز آب طالبیِ کنار رود کارون، لذت و حس و حال عجیب داشت. یک مرخصی استنثایی که بیش از دو سه ساعت از وقت مان مّعطّل رفت و برگشت ها و گیرآوردنِ ماشین های دارای حقّ تردُّد منطقۀ جنگی هدر می رفت.

یادِ همرزمان این مرحله از جبهه ام را گرامی می دارم خصوصاً شهیدانی که کنار من به شهادت رسیدند و جسد خونین و پاره پاره ی شان را چشمانم دیدم:

شهید مقصودلو سُرخنکلاته ای. عشقی گرگانی یک پیرمرد مُقنّی پُرقدرت. پیرمردی سلحشور از رسکت دودانگه. شعبان معافی. مصطفی مسافری. معلم های کُجور نوشهر. شهید معلم آبیان ساری. محمد بازاری جامخانه جانباز. اصغر شکری لالیم. زین العابدین زُلیکانی تلاوکی دودانگه. کُردکلانی ساری. منصوری گرگانی. و... و نیز رفیفم سیدعسکری شفیعی دارابی.

«آنچه بر من گذشت» اینجا

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۳ آذر ۹۶ ، ۰۸:۴۴
ابراهیم طالبی دارابی
جمعه, ۳ آذر ۱۳۹۶، ۰۸:۲۸ ق.ظ

کوروش ذوالقرنین

از مهندس محمد عبدی سنه کوهی: «هفتم آبان‌ماه زادروز «ذوالقرنین»، نامی که در آیات ۸۳ تا ۹۸ سوره کهف در قران کریم آمده به استناد صدها منابع موثق و معتبر که از سوی تعداد بسیاری از دانشنمندان، اسلام شناسان، مورخین، متفکران و کارشناسان علوم دینی مطرح شده از آن با نام کوروش پادشاه بزرگ ایرانیان تفسیر شده است.


منشور کوروش و الواح متعدد آن پادشاه بزرگ هخامنش از کتیبه سوم شوشیانا تا منشور واقع در متروپلیتن نیویورک و از موزه‌های بریتانیای کبیر، تا ملبورن استرالیا و پاسارگاد و... تمام هویت پرافتخار همه ما ایرانی‌هاست.



کوروش ملقب به کوروش بزرگ یا کوروش کبیر به پارسی، مشهور به کوروش دوم، به زبان انگلیسی سایروس، نخستین پادشاه و بنیانگذار شاهنشاه هخامنشی بود. نام وی در قرآن کریم سوره کهف آیات ۸۳ تا ۹۸ به نام ذوالقرنین و در تورات به نام عقاب شرق، به مدت ۳۰ سال از سال ۵۵۹ تا ۵۲۹ پیش از میلاد در ایران حکومت کرد.  از کوروش (ذوالقرنین) در قرآن کریم به عنوان پادشاهی مقتدر، خوشفکر و عادل یاد شده است.


پی‌نوشت:

۱. مولانا ابوکلام آزاد. تفسیرالبیان ۲. ترجمه تفسیر سوره کهف، باستانی پاریزی ۳. تفسیرالمیزان جلد ۱۳ علامه طباطبایی ۴. تفاسیر آقایان ناصر مکارم شیرازی، قرائتی، امامی، آشتیانی، عبدالهی، شجاعی و حسنی و محمدی در مجموعه کتاب‌های مجلد "تفسیر نمونه" ۵. تابنده گنابادی، کتاب سه داستان عرفانی از قرآن  ۶. سراحمدخان بنیانگذار دانشگاه علیگر هند در کتابی به نام اطبایی  ۷. "تاریخ هرودت" هارولد آلبرت لمپ ۸. صدر بلاغی در قصص قرآن ۹. دکتر علی شریعتی ۱۰. شهید هاشمی نژاد.»

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۳ آذر ۹۶ ، ۰۸:۲۸
ابراهیم طالبی دارابی
جمعه, ۳ آذر ۱۳۹۶، ۱۲:۰۸ ق.ظ

نمایشگاه صنایع دستی در دارابکلا

زیرنویس جناب یک دوست: «سلام. شب بخیر. نمایشگاه صنایع دستی و غذای بومی 2 آذر 1396 در سالن ورزشی شهید آهنگری دارابکلا با اهدای جوایز، که غرفه خواهر مرحوم یوسف رزاقی از بهترین ها شد.»
پاسخ دامنه: سلام. ازت ممنونم و نیز به همه خداقوت می گویم. اقدام نیکویی بود. دیدنِ تصاویر هنرمندانه ای که به ثبت رسانده ای، برای من بسیار جذبنده بود. بیش از حد خرسندم خواهر گرانقدر رفیق در فراق مان روانشاد یوسف رزاقی بانوی مؤمنه خانم خدیجه رزاقی همسر مرحوم حسن بابویه دارابی معلم مذهبی و متدین دارابکلا، از برترین های برگزیدگان این نمایشگاه و جشنواره شدند. به همۀ زحمت کشان خصوصاً به دوست گرانقدرم محمد دباغیان دهیار جهادگر دارابکلا، این حرکت زیبا را تبریک می گویم. این گونه برنامه ها علاوه بر این که از علامت های رشد و روند به جلوی روستای دارابکلاست، نشان توجه دادن به سنت ها، ارزش ها و دارایی های تمدنی بوم زیست دارابکلا و روستاهای شهرستان میاندورود مازندران است. بهترین دعا خداقوت است و تمنای سلامتی جسمانی و معنویت های روحی
تماشا در ادامه
۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۳ آذر ۹۶ ، ۰۰:۰۸
ابراهیم طالبی دارابی
پنجشنبه, ۲ آذر ۱۳۹۶، ۱۰:۱۹ ق.ظ

آسیب های روحانیت

آیت الله العظمی سید موسی شُبیری زنجانی در دیدار با حجت الاسلام و المسلمین اعرافی، مدیر حوزه‌های علمیه کشور از کم رنگ شدن تقوی، دانش و محبوبیت طلبه ها ابراز تأسف کرد. ایشان کم شدن محبوبیت طلبه‌ها در جامعه را «نگران کننده» دانست و گفت:


نوع طلبه‌ها محبوبیت سابق را ندارند. در گذشته این صِنف محبوب و مورد احترام بود، اکنون ممکن است شخصی به خاطر رفتارش در جایی مورد احترام باشد اما این موضوع درباره نوع طلبه ها نیست. الان اگر اختلافی بین طلبه و غیر طلبه در جامعه رخ دهد، چرا خیلی ها حداقل قسمتی از مشکل را از جانب طلبه می دانند؟ چون محبوبیت طلبه ها کم شده است. اینها مصیبت‌هایی است که اگر چه سخت است اما باید قبول کرد.


وی «ورود طلاب به فعالیت‌های سیاسی» را یکی از عوامل مهم کم شدن محبوبیت آنان دانست و افزود: بسیاری از افراد تخصص لازم را ندارند. جدای از اینکه برخی رفتارها شأن و احترام طلبه را پایین می‌آورد؛ مخصوصا اینکه طلبه پرچم به دوش بکشد و بگوید «زید» را شما انتخاب کنید و «عَمرو» را انتخاب نکنید. این رفتارها شأن و احترام طلبه را پایین می‌آورد؛ یک بازاری محترم این کار را نمی کند که یک طلبه انجام می‌دهد؛

بقیه ادامه

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۲ آذر ۹۶ ، ۱۰:۱۹
ابراهیم طالبی دارابی
پنجشنبه, ۲ آذر ۱۳۹۶، ۰۹:۵۸ ق.ظ

آیت‌الله سیدروح الله خاتمی و زرتشیتان

شهر یزد از دیرباز لقب «دارالعباده» گرفته و در پرورش شخصیت‌های ممتاز علمی و فقهی از سهمی سترگ برخوردار بوده است؛ اما همین شهر، با این پیشینة درخشان در گرایش قلبی به اسلام، قرن‌ها زیستگاه زرتشتیان ایران با همة نمادها و نیایش‌ها و میعادگاه‌های آنهاست.


آقای دکتر دبستانی، نماینده زرتشتیان در مجلس شورای اسلامی موارد متعددی از حسن سلوک آیت‌الله سیدروح الله خاتمی را در برابر زرتشتیان نقل کرده و درباره رحلت ایشان چنین خاطره‌ای را آورده است:



«در مسافرتم به شریف‌آباد (اردکان)، به منزل شوهر خاله‌ام برای گرفتن کلید منزل رفتم. خاله در اولین برخورد گفت: دیدی یتیم شدیم! پرسیدم چه شده است؟ ایشان درگذشت آیت‌الله خاتمی را با تأثر بیان کرد و ادامه داد: او برای همه پدر بود. در حالی که اشک در چشمان خالة هفتاد ساله‌ام حلقه زده بود، گفت: به راستی دوباره یتیم شدیم.» (زاهد روشنفکر انتشارات خانه فرهنگ خاتمى (منبع)


نکتۀ دامنه


ساده بگویم موضع شش فقیه شورای نگهبان یک برکت بود؛ هیچ چیز به اندازۀ همین رأی عجیب علیهٔ هموطن زرتشتی یزد، ملت را به شناخت واقعی آنان نرسانید و هیچ کس به حدّ آقای آیت الله شیخ محمد یزدی، تفکر واقعی جناح راست را نزد مردم ایران نشناسانید. آنان که سکوت کرده اند، نزد خدا پاسخگو هستند. خدایا این شکاف، چه به موقع سر باز کرده است.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۲ آذر ۹۶ ، ۰۹:۵۸
ابراهیم طالبی دارابی
پنجشنبه, ۲ آذر ۱۳۹۶، ۰۷:۴۸ ق.ظ

نقشۀ نجف و کوفه

بقیه ادامه

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۲ آذر ۹۶ ، ۰۷:۴۸
ابراهیم طالبی دارابی
پنجشنبه, ۲ آذر ۱۳۹۶، ۰۷:۳۸ ق.ظ

چهل کَل

به قلم دامنه. به نام خدا. فرهنگ لغت دارابکلا. چهل کَل. قدیمی ترها می دانند چهل کَل چیست. یک باور بوده است در روستای دارابکلا. برعکسِ این روزها که همه طلبِ باران می کنیم از خدا، در دورۀ نوجوانی ما _یعنی سالهای دهۀ شصت و پنحاه_ آنقدرها باران و بارش آسمان خدا زیاد بود، به «چهل کَل» متوسّل می شدند تا باران بند بیاد و زراعتِ کشاورز رنگ آفتاب بگیرد. چهل کَل چه بود؟

چهل کَل، یک دعانوشته مانندی (شبیه دعای چهل قاف. چهل کلید) بود که برخی از بزرگان محل بر روی کاغدی نخ بسته، می نوشتند و آن را بر درختی یا بر بلندای بامی آویزان می کردند تا وارِش و شِلاب بند بیاد.

من با چشمان خودم بارها و بارها دیدم افرادی از دارابکلا و مُرسم و اوسا با باورِ راسخ و مطمئن نزد پدرم _شیخ علی اکبر_ می آمدند و از وی درخواست «چهل کَل» می کردند.

مرحوم پدرم به مدَدِ حافظۀ بسیارعجیب مرحوم مادرم _مُلازهرا آفاقی_، نام چهل نفر «کَل» محل یا اطراف محل و یا کچل های افسانه ها و قصه ها را بر آن کاغد دراز می نوشتند و بر شاخۀ قدکشیدۀ درخت نارنگی داخل حیاط محلۀ حموم پیش مان برمی افراشتند تا هوا صاف شود و بارش پایان پذیرد. و عجیب این که پایان هم می گرفت.

به این می گفتند دعای بندآمدنِ باران؛ که همان چهل کَل است یعنی فهرستی 40 نفره از افرادی که موی سرشان ریخته بود.

«فرهنگ لغت دارابکلا» اینجا.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۲ آذر ۹۶ ، ۰۷:۳۸
ابراهیم طالبی دارابی
پنجشنبه, ۲ آذر ۱۳۹۶، ۰۷:۲۷ ق.ظ

پاسخ به مهندس عبدی

به قلم مهندس محمد عبدی سنه کوهی. سلام. مطالب امروز [1 آذر 1396] دامنه را مثل هر روز دنبال کرده و بسیاری از مطالب را با دقت خواندم. داعش را و نیز سرکرده جابر و شَقی آنرا (این پست: اینجا) خوب و مختصر عالی معرفی کردی، بهره بردم. و تحلیلها را هم مورد استفاده و مغتنم یافتم. مرجعیت و جایگاه آنرا در پیروزی برابر داعش بجا و عالی و مناسب اشاره فرمودی.

سلسله پست های عکسها و حرف ها (اینجا) و زیرنوشته هاش هم خیلی آموزنده و قابل توجه یافتم و مثل همیشه با دقت مرور کردم. و برای رابرت موگابه انقلابی دیکتاتور شده هم بسیار تاسّف خوردم. چقدر خوبه انقلابیون پیر هم قبل از چنین سرنوشتی خود را بازنشسته کنند.

گرازهای اهلی شده جنگل گلستان (اینجا) هم خیلی نظرم را جلب کردند، اما باید در نظر داشت که خی (=خوک) هر چه باشه نجس و انتقال دهنده بسیاری از بیماری ها است و از نزدیک شدن بخصوص کودکان به آنها باید جدا پرهیز کرد.

از جواب شما به رنگین کمان در قسمت دوم (اینجا) هم حمایت می کنم و جای تعجب دارد هنوز هم هستند کسانی که خود را به خواب می زنند و ازین باند انحراف حمایت می کنند و هنوز هم نمی خواهند واقعیت ها را باور کنند.

مطلب آخر اینکه خود را برای پساداعش در منطقه آماده کنیم و هرگز متوهّم نشویم که اینان تمام شده اند بلکه فعلا از شهرها به بیابان رانده شدند.

پاسخ دامنه : به نام خدا. سلام من هم به رفیق متفکّرم جناب مهندس محمد عبدی سنه کوهی. 1- مایۀ خرسندی بوده و هست که دامنه خواننده ای چون عبدی دارد و متن های محوری دامنه از جمله دو متنِ «خلافتِ خشونت» و نیز «زینبیون، فاطمیون، حیدریون» این گونه با اشتهاء می خواند. 2- بله متن «خلافتِ خشونت» را خیلی خوب ادراک کردی کما این که از بدو شکل گیری وبلاگ دامنه تا اکنون، در دامنه باهم پست هایی می نگاشتیم پیرامون این جریان. 3- مرجعیت را باید هم پاس بداریم، چون نهادی بسیارمهم تا قبل از ظهور حضرت موعود (عجّ) است و حتی پس از ظهور هم، نهادی پیشتبان برای دولتِ انتظار است. مرجعیت، برای همۀ زمانها و زمانه ها اولین نهاد مقدس شیعه است. حتی اگر نظام سیاسی شیعه هم شکل نگیرد باز مرجعیت در متن جامعه حیّ و حاضر است. ممنونم به این امر اهتمام داری و داشتی و حتی در وبسایت خود سنه کوه، به مرجعیت همیشه توجه می نمودی. من به مرجعیت اعتقاد راسخی دارم و به هرکس که چنین گرایشی دارد و آن را پاس می دارد، ارزش می گذارم. 4- سلسله مباحث عکس و حرف را با هدفِ اطلاع رسانی می نویسم و نکته نویسی های زیرِتصاویر را هم با سه رویکرد می نگارم: برای بهبودِ اوضاع، برای توجه دادن به روندها و نیز تقویتِ هوشیاری ها به رویدادها. خدا را شکر جا افتاد. بر من هم روشن شده است که بسیار مورد توجه دامنه خوانان است این سلسله پست. 5- در مورد گُرازها و خوک ها هم نکته ات به عنوان یک تحصیلکردۀ رشتۀ کشاورزی نافع و عاید است. پستی جالب توجه شده است. آن فرد شجاع هم آقای عباس آهنگر برادرِ دوست گرامی ام جناب محمد آهنگر دارابی دهیار سابق دارابکلا است که جرأت کرده و آن گونه به خی نزدیک شده است. 6- بله، اساساً داعش را باید از ریشه خشکاند، که ناشی از تفکر خشک و خشونت اندیش و یکّه انگار است. تا زمانی که تدریس های منحرفانۀ اساتید خشونت اندیش در جهان اسلام هست، داعش هم همیشه از موطنِ پیامبران در خاورمیانه بال درمی آورد و دشنه و ریش می گذارد و ریشه های دین را با جهالت می زند. خدا به همراهت مهندس و پوزش اگر مطوّل جواب نگاشتم.
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۲ آذر ۹۶ ، ۰۷:۲۷
ابراهیم طالبی دارابی
پنجشنبه, ۲ آذر ۱۳۹۶، ۰۷:۲۵ ق.ظ

چنین گفت حسن روحانی

«...در سراسر کشور خفقانی حاکم بود. نام امام ممنوع بود. صدا و تصویر امام ممنوع بود. رساله امام ممنوع بود. نوشته‌های امام ممنوع بود. حتی برای پخش رساله امام نام یک نفر دیگر را روی جلد رساله‌ها می‌زدند.



رژیم فکر می‌کرد امام را تبعید کرده، عکس امام را ممنوع و رساله امام ممنوع شده بود و از دل برود هرکس از دیده رود. نمی‌فهمیدند همه این کارها اثربخش نیست. مردم دلداده نهضت اسلامی و راهبر این نهضت هستند و این اعمال کودکانه در مسیر و راه مردم تاثیر نمی‌گذارد.» [مراسم یادبود چهلمین سالگرد درگذشت مرحوم آیت الله سیدمصطفی خمینی، فرزند امام] (منبع)


نکتۀ دامنه

اشاره اش به سید محمد خاتمی ست

بگذرم

چنین گفت زرتشت:

(نوشتۀ فریدریش نیچه فیلسوف و شاعر آلمان)

«زندگی باید پیروز شود و انسان

با پیروزی بر خویش، باید خود را از

غریزه زیانبار اطاعت

خلاص کند تا به تثبیت

شادمانه اراده خویش برکشیده شود.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۲ آذر ۹۶ ، ۰۷:۲۵
ابراهیم طالبی دارابی
چهارشنبه, ۱ آذر ۱۳۹۶، ۱۰:۲۴ ق.ظ

فتوای سیستانی دربارۀ غیرمسلمانان

به قلم دامنه: به نام خدا. دیشب وقتی پاسخ شرعی مرجع بزرگ شیعیان جهان حضرت آیت الله العظمی سید علی سیستانی قلب تپندۀ جهان اسلام به پرسشی در راستای قضایای اخیر شورای یزد را _که شش فقیه منصوب رهبری در شورای نگهبان حضور یک زرتشتی به نام آقای سپنتا نیکنام را «خلاف شرع» اعلان کرده بودند و کل کشور و حتی بخشی از جناح راست را به بُهت فرو برده اند_ خواندم به وجد آمدم که آن مرجع خبیر، وارسته، ملجاء و امید مسلمانان جهان چه شجاعانه فتوا صادر کردند.


آری؛ آن مرجع عظیم الشّأن که در علم و عمل و ساده زیستی و ورع و هوشیاری بسیار پیشتاز و ممتازند، در این فتوای تاریخی شان مشخص کردند که استفاده از مهارت غیرمسلمانان حرام نیست.


درود خدا بر ایشان که با خرد و ایمان و درستکاری شان اسلام را بادقّت پاسبان اند و مسلمانان را با فراست و دانایی رهنمون و هدایتگر. خدا عمرش را بسیار طولانی بگرداند و همواره در صحت و سلامت باشند.


ایشان سخن شرع را بیان کردند این که دیگران از این پند گیرند یا نه، موضوعی دیگر است و از آن می گذرم. قم. دامنه.



پرسش:  اگر غیر مسلمان تعهد دهد که درچارچوب مقررات و قوانین نظام اسلامی عمل کند، آیا انتخاب فردی از اقلیت های مذهبی توسط مردم از طریق برگزاری انتخابات در شهرهایی با اکثریت مسلمان و یا بر عهده گرفتن  نمایندگی مردم توسط او جهت انجام امور مدنی و اداره شهر و امثال آن ، خلاف شرع مقدس اسلام است؟ آیا در تاریخ حکومت نبی مکرم اسلام حضرت محمد صلوات الله وسلامه علیه و امیر المومنین حضرت علی علیه السلام، از مشارکت غیر مسلمانان، برای اداره و توسعه امور مسلمین به ویژه در معماری و پزشکی و فنون دیگر بهره برده نشده است؟ آیا در سیره و فرمایشات اهل بیت علیهم السلام در این خصوص منعی وجود دارد؟ (منبع)



پاسخ

بسمه تعالی شأنه

مجرد استفاده از مهارت های غیرمسلمان حرمت ندارد

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۱ آذر ۹۶ ، ۱۰:۲۴
ابراهیم طالبی دارابی
چهارشنبه, ۱ آذر ۱۳۹۶، ۰۹:۲۹ ق.ظ

کاتسا چیست؟

به قلم دامنه. به نام خدا. کاتسا (تحریم آمریکا علیۀ سپاه) قانون مصوّب آمریکاست به منظور مقابله با دشمنان آمریکا از طریق تحریم‌ها. طراحش «باب کروکر» رئیس کمیته روابط خارجی ست. محوریت اصلی‌ آن مقابله با «ثبات زُدای ایران»؛ به تعبیر آنان. به انضمام تحریم علیۀ دو کشور روسیه و کره شمالی.


موشک های سپاه

چهارم مرداد 1396 با 419 رأی موافق و تنها با سه رأی مخالف، در کنگره به تصویب رسید. مطابق قانون «کاتسا» مسئولان سپاه پاسداران و مرتبطان آنها از 9 آبان 1396 مورد تحریم قرار گرفتند و طبق یکی از بندها، سپاه پاسدارن در ردیف «سازمان‌های تروریستی»، مورد تحریم قرار گرفت. نیز به بهانۀ «مشارکت در برنامه موشکی، مسائل حقوق بشری، نقض قوانین تحریمی، و نیز در راستای اجرای قانون کاتسا.» و آزمایشات موشکی. (منبع) و (منبع)


افراد حقیقی و حقوقی سپاه در زیر
از 9 آبان 96 مورد تحریم آمریکا
قرارگرفتند و اموال و پول های آنان در آمریکا
مسدود می شود:

افراد حقیقی سپاه پاسداران:

1- علی‌اکبر احمدیان، 2- عبدالله عراقی، 3- پرویز فتاح، 4- احمد فروزنده، 5- محمد حجازی، 6- محمد علی جعفری، 7- محمدرضا نقدی، 8- رستم قاسمی، 9- مرتضی رضایی، 10- سید یحیی رحیم صفوی، 11- حسین سلیمی 12- حجت الاسلام حسین طائب رئیس سازمان اطلاعات سپاه. بقیه ادامه

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۱ آذر ۹۶ ، ۰۹:۲۹
ابراهیم طالبی دارابی
چهارشنبه, ۱ آذر ۱۳۹۶، ۰۸:۳۸ ق.ظ

دکتر پیمان

متن نقلی: حبیب الله پیمان در گفت و گو با خبرنگار جماران: «... به نظر می آید دولت فعلی آمریکا هدفش این است که ایران را در برابر  چالش هایی که در منطقه است به طور روز افزونی درگیر کند. علیرغم این که می گوید ایران نباید در منطقه دخالت کند، ولی خودش آتش آشوب و نزاع و جنگ را در منطقه دامن زده و می زند.



کسانی که با آمریکا طرف هستند باید توجه شان به این نکته معطوف باشد که آمریکا از این آتش آشوبی که در منطقه است زیانی نمی کند، زیرا چیزی که آمریکا در خاورمیانه به دنبال ان است یکی تا حدی منابع انرژی است (به رغم اینکه سعی کرده است بی نیاز باشد ولی هنوز این برایش مهم است) و دوم  امنیت اسرائیل و متحدین آن است...

بقیه ادامه

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۱ آذر ۹۶ ، ۰۸:۳۸
ابراهیم طالبی دارابی
چهارشنبه, ۱ آذر ۱۳۹۶، ۰۸:۲۸ ق.ظ

عکس و حرف 16

عکس و حرف

نکته های کوتاه دامنه

فرزندان رهبری به همراه رهبری در بازدید زلزلۀ کرمانشاه. 29 آبان 1396. (منبع) از راست پشت سردار عزیز جعفری: حجت الاسلام سید میثم خامنه ای داماد آقای لولاچیان از بازاریان تهران. حجت الاسلام سید مجتبی خامنه ای داماد دکتر غلامعلی حداد عادل. حجت الاسلام سید مصطفی خامنه ای داماد آیت الله خوشوقت. حجت الاسلام سید مسعود خامنه ای داماد آیت الله خرازی پدر صادق خرازی.

تماشا و تفکر در ادامه

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۱ آذر ۹۶ ، ۰۸:۲۸
ابراهیم طالبی دارابی
چهارشنبه, ۱ آذر ۱۳۹۶، ۰۸:۲۵ ق.ظ

تحلیل بهزاد نبوی از وضعیت کشور

«شرایط امروز و فشار بر آقای روحانی با فشارها بر رئیس دولت اصلاحات متفاوت است. در آن دوره هر 9 روز یک بحران برای دولت ساخته می‌شد، اما امروز به نظر می‌رسد برای دولت روحانی هر 9 ساعت یک بحران ساخته می‌شود.


مشکل جدیدی که در دولت اصلاحات وجود نداشت، این است که در حال حاضر بیش از 50 درصد ثروت کشور در اختیار 3 یا 4 نهاد است. این نهادها نه قابل کنترل و نظارت هستند و نه مالیات می‌دهند. تمام اقتصاد کشور، به نوعی تحت کنترل آنهاست. دیوان محاسبات و مجلس هم حق ندارند از چنین نهادهایی حساب‌کشی کنند.


این در حالی است که دولت بخش کوچکی از ثروت ملی یا تولید ناخالص ملی را در اختیار دارد و از این محل باید حقوق همه کارکنان خود، یارانه مردم و سایر هزینه‌های گوناگونش را تامین کند...


به جرات می‌توانم بگویم فشارهای کنونی بر دولت روحانی به مراتب بیش از گرفتاری‌های دولت اصلاحات است. گرچه در دوره اصلاحات، قوه قضائیه، نیروهای مُسلح و صدا و سیما همراه و هماهنگ با دولت نبودند، ولی امروز علاوه بر همه ‌اینها بحران اقتصادی موجود نیز بیشترین فشارها را بر دولت وارد می‌کند...


مجموعه جریان اصلاحات چون انتخاب آقای روحانی را در جهت منافع ملی و مصالح کشور و ملت می‌دانست، برای انتخابش تلاش کرد، نه به خاطر گرفتن پست و مقام.» (منبع)


بهزاد نبوی در تشییع جنازۀ مرحوم هاشمی رفسنجانی

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۱ آذر ۹۶ ، ۰۸:۲۵
ابراهیم طالبی دارابی
چهارشنبه, ۱ آذر ۱۳۹۶، ۰۸:۱۹ ق.ظ

خلافتِ خشونت

به قلم دامنه. به نام خدا. آنچه در این پست بسیارمهم و ضروری می نویسم از حافظه ام است، لذا اگر خطایی دیده شد، پیشاپیش پوزش می طلبم.


نیاز است کمی به عقب برگردیم. پیامبر اسلام (ص) رحلت کردند. دو تفکّر شکل گرفت: امامت و خلافت. اولی شیعیان شدند و دومی سُنیان. سُنّی ها حرف از خلافت زدند یعنی جانشین پیامبر و شیعه ها به امامت علی علیه السّلام تا 25 سال برای حفظ وحدت اُمت و مکتب، سکوت کردند. اما سُنی های صحابه تا سه خلیفه _عبدالله بن ابی قحافه ملقّب به ابوبکر. عمربن خطّاب. عثمان بن عَفّان_ پیش رفتند و در چهارمین انتخاب مجبور شدند به علی بن ابی طالب رجوع کردند که امامت آن امیر مؤمنان و معصومین پس از آن بر شیعه حجت و عیان بوده و هست. داستانش مفصل و بُغرنج است که مشهور شده است به خُلفای راشدین یعنی راهِ راست یافتۀدیندار.


1- امامت با 11 امام (ع) با انواع سختی ها و محرومیت ها و شهادت ها، به سالِ 255 هجری قمری در سامرّای عراق رسید، یعنی میلاد امام دوازدهم مهدی موعود (عجّ) که سرانجام به مشیت خداوند، به غیبت (امامتِ پنهان امام زمان) ختم شد:

غیبتِ صُغرا _که هفتاد سال به درازا کشید_ و غیبت کبرا _که از سال 329 قمری (940 میلادی) تا آخرالزّمان به طول می انجامد_ و شیعه در این دورۀ طولانی که از 1000 سال هم گذشته است، از طریقِ مرجعیت به پیش آمده است و همچنان این نهاد به عنوان بالاترین نهاد متولّی دین و دیانت در عصر انتظار استمرار دارد تا ظهور حضرت موعود (عجّ) شکل بگیرد.


شیعه در ایران البته در یک بُرهه با پیروزی انقلاب اسلامی ایران بر شاهنشاه ملقّب به آریامهر در 22 بهمن سال 1357، نظریۀ «ولایت مطلقۀ فقیه» را در اندیشه سیاسی و حکومت داری وارد کرد و جمهوری اسلامی را با برگزاری رفراندم و با آرای نزدیک به 100% مردم تأسیس نمود که همچنان ادامه دارد.


ریشِ بی ریشه، خنجر و شمشیر می شه

پرچم و نماد داعش (=دولت اسلامی عراق و شام)


2- اما خلافت؛ در زمانی که امام علی (ع) با بیعتِ آزادانه مردمی به حکومت پرداخت و در حال ادامۀ کار بودند، با سه جنگ تحمیلی جمَل، صفین، نهروان (=ناکثین، قاسطین، مارقین) مواجه شدند که در نهایت با حربه و حیلۀ حکَمیت، خلافت به معاویه واگذار شد. بعد به یزید. و سپس تا بیش از 100 سال میانِ نسل امویان _عموزادگان رقیبِ پیامبر اسلام_ مانند دست انبُه چرخید و چرخید تا با انقراض این نسلِ ملعونه، به نسل عباسیان فرزندان عبّاس (عموزادگان رفیقِ پیامبر اسلام) رسید که هر دو نسل خلافت را به خون و خون ریزی و قساوت و شمشیر و تجاوز و اشغال و تصرّف سرزمین های مجاور آلودند و خود نیز به اضمحلال رسیدند.


اما اندیشۀ خلافت، همچنان امتداد یافت اول به مصر رفت و خللفای فاطمی بر جهان اسلام حکومت راندند و با انواع دگرگونی ها به دولت عثمانی _ترکیه سابق_ختم شد و با فروپاشی آن خلافت عظیم در جنگ جهانی دوم، جهان اسلام _خصوصاً خاورمیانه_ عملاً تکّه تکّه شد و رژیم های محلی و خاندانی و آل ها _آل سعود. آل نهیان. آل قابوس. آل خلیفه. آل هاشم اُردن هاشمی و... با توطئه انگلیسی ها سربرآوردند .

وقتی مکتب کمونیسم در شوروی به دولت رسید و بقیه ادامه

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۱ آذر ۹۶ ، ۰۸:۱۹
ابراهیم طالبی دارابی
چهارشنبه, ۱ آذر ۱۳۹۶، ۰۸:۱۸ ق.ظ

دو متن رنگین کمان

نوشتۀ اول رنگین کمان: سلام. درگذشت خواهرم را به کلیه بستگان و به شما هم تسلیت عرض می نماییم. از کسانی که در طول درمان ما رو تنها نگذاشتند و همراهی کردند و چه بسا در روز تشیع جنازه ما رو همراهی کردند تشکر و قدرانی می نمایم.
از حجت السلام شیخ محمد جواد غلامی و حجت السلامی شیخ مالک رجبی و حاج سید علی  اصغرشفیعی و کربلایی ابراهیم طالبی <دامنه> که با همدردی از بنده و خانواده دل جویی نموداید سپاسگذارم. روحش شاد و یادشان گرامی. اگر هم دیر پاسخ [پست درگذشت: اینجا] را دادم مرا به بزرگواری خود ببخشید.
دامنه: سلام. ممنونم. خدا پدر و خواهر تازه گذشتۀ شما را رحمت کند.
نوشتۀ دوم رنگین کمان: سلام. در این چند روز خیلی از احمدی نژاد انتقاد کردی. [این پست: اینجا] یه جمله حجت الاسلام شیخ علی اکبر دارابکلایی گفتش که باید عیب دیگران رو بپوشانیم نه این هی بیایم باز گو کنیم. خوب این اشتباه کرد. خوب شما باید درستش کنید نه اینکه باییم در جمع بگویم اون خانه چرا خراب نشد این خانه خراب شد در شأن  یک ریس جمهور این نیستش. یا اون نوبخت میگوید به حضرت عباس نداریم بدیم از کجا بیاریم حرفهای بچه اینگونه نیستش.
پاسخ دامنه:
سلام. از این نوشته ات نیز ممنونم. یعنی می گویی انتقاد نکنیم جناب رنگین کمان؟ به هر حال در جمهوری اسلامی، برخلافِ عربستان مَستیدِ سعودی، درِ انتقاد باز است. کما این که خودِ محمود احمدی نژاد و باندِ سه چهارنفره اش هنوز هم دارند راحت به آن و این انتقاد و بلکه حمله می کنند. دیدی که رفتند حرم عبدالعظیم، بست بگیرند، اما دیدند بازارشان نگرفت! و یواشکی دررفتند. به نظرت جناب رنگین کمان انتقاد، بد است یا بست نشینی در حرم آن هم در بوق و کرنای جهان کردن؟
جناب حجت الاسلام والمسلمین شیخ علی اکبر دارابکلایی را نیز سلام برسان و از قولم بگویید عیب پوشی موضوعی اخلاقی و فردی ست، ولی انتقاد و بررسی افکار منحرفانه و روشن سازی آنچه این باند بر سرِ این مملکت آورده، یک اقدامِ نیکوی سیاسی و مسئولانه ست. باید گفت و نقد کرد و حقایق را برملا ساخت تا دیگر کسی در این مملکت بآسانی جرأت نکند احمدی نژاد بسازد و کشور را صدها سال به عقب براند و آن گونه پول نفت را حیف و میل نماید و برای خود در آخرین روزهای کناررفتن از قدرت، دانشگاه ایرانیان بزند و میلیون ها تومان پول را به حساب آن دانشگاه خصوصی اش جابجا کند و بعد وقتی لو رفت مجبور گردد به حکم قانون آن را مُسترد! نماید و صدها کار از این دست. ما جناب رنگین کمان همه باید تلاشم کنیم هیچ کس در این کشور بُت نشود. خداحافظ و ناصرت.
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۱ آذر ۹۶ ، ۰۸:۱۸
برچسب‌ها: آذر 1396
نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
پست الکترونیکی :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد