X
تبلیغات
رایتل

مطالب اسفند 1395 دامنه

22 اسفند 1395

پست 4886 : به قلم حجة الاسلام محمدجواد غلامی دارابی 61

توضیح دامنه: به نام خدا.  پس از انتشار پست 4884 اینجا، با جناب حجة الاسلام محمدجواد غلامی، به صورت تلگرامی تماس برقرار کردم که مُفاد سخنرانی شما در آن جلسه چه بوده است؟ ایشان با آن که در جایی بودند که امکان تدوین متن، برایش مقدور و میسور نبود، اما اجابت کردند و این گونه نوشتند و به دامنه فرستادند. ممنونم:

«درود بر شما. در آغاز منبر، اعلام تبریک میلاد حضرت فاطمه (س) و روز زن و تولد رهبر کبیر انقلاب، و سپس این عناوین مطرح  و کمی شرح داده شد:

۱- این که حضرت فاطمه (س) در کدام دوران از سه دروه عرب به دنیا آمد؟ (ابتدای دوره اسلامی)

۲- اشاره به آیه اعتصام و توضیح و تفسیرش و این که حضرت فاطمه مصداق حبل الله است، و این که ظهور حبل الله در مولی حضرت علی (ع) است.

۳- تشریح روایت حضرت امام رضا (ع) که می فرماید: اگر می خواهید با ما در مکان رفیع بهشت باشید ، پس شاد باشید در فرح و شادی اهل بیت (ع) و بر شما باد ولایت اهل بیت عصمت و طهارت...

۴- اشاره به برخی از سخنان حضرت رسول (ص) در مدح حضرت فاطمه (س) و در پایان چند بیت شعر از مرحوم حِسان در وصف دُخت گرامی اسلام.»

یکشنبه ٢٩ اسفند ۱۳٩٥ ، ٩:٤٦ ‎ق.ظ

بقیه ادامه
  


پست 4885 : دامنهٔ کویر2، کویریات دامنه قسمت 108

داند او خاصیت هر جوهری

در بیانِ جوهرِ خود چون خری

که همی‌ دانم یَجوز و لایَجوز

خود ندانی تو یجوزی یا عَجوز

این روا و آن ناروا دانی ولیک

تو روا یا ناروایی بین تو نیک

قیمت هر کاله می‌دانی که چیست

قیمت خود را ندانی احمقی ست

سَعدها و نَحسها دانسته‌ای

ننگری سَعدی تو یا ناشسته‌ای

جان جمله علم ها اینست این

که بدانی من کیَم در یَومِ دین

آن اصولِ دین بدانستی ولیک

بنگر اندر اصل خود گر هست نیک

(مثنوی مولوی، دفتر سوم، بیت 2649 تا 2655)

دامنه : اشارۀ مولوی به انسان هایی ست که با آن که مدعی اند خیلی می داننداما به خود و خویشتن خود غفلت دارند.

===========

من در بخش هایی از زندگانی ام، با دو وبلاگم «دامنۀ دارابکلا» و «آلبوم دامنۀ دارابکلا» برای دامنه خوانان شریف پست های متعددی به اشتراک گذاشته ام و اینک چیزی نمانده که سال 1395 را نیز طی کنم و به درکِ حلول سال جدید 1396 برسم. ان شاء الله دامنه خوانان شریف، در سلامت باشند و سال آیندۀ خورشیدی را، باز هم به دور خورشید بگردند و جَبهۀ خویش را بر سجدۀ ستایش و سپاس خدا سائش دهند و سلامت و معنویت بیابند. ایام خوب خدا همآره مستدام.

یکشنبه ٢٩ اسفند ۱۳٩٥ ، ٩:٤٥ ‎ق.ظ

پست 4884 :  دارابکلا و مسجد تکیه قسمت 23

به نام خدا. سخنرانی دوست فاضل و فرهیخته ام جناب حجة الاسلام  والمسلمین  شیخ محمد جواد غلامی دارابی در مسجد جامع روستای دارابکلا. در 28 اسفند 1395 شب میلاد حضرت فاطمۀ زهرا، سلام الله علیها. با حضور روحانیون محترم و بزرگوار حُجَج اسلام: شیخ مرتضی دارابی (امام جماعت محل)، دکتر شیخ باقر طالبی دارابی، شیخ محمد نادری، شیخ علیرضا ربانی زاده، شیخ جواد مهاجری، شیخ مهدی شیردل. عکس ها از جناب حاج حسین رنگین کمان:

     

                                                  

حجة الاسلام  والمسلمین  شیخ محمد جواد غلامی دارابی در مسجد جامع روستای دارابکلا. در 28 اسفند 1395 شب میلاد حضرت فاطمۀ زهرا، سلام الله علیها

یکشنبه ٢٩ اسفند ۱۳٩٥ ، ٩:٤٤ ‎ق.ظ

پست 4883 : به قلم حجة الاسلام مالک رجبی دارابی 178

«سلام. بسمه تعالی. در این پایانی سال دو کلمه جهت تحوُّل تقدیم می کنم: ۱ : مرنج.۲ : مرنجان

شنیدم من از عالم نکته دانی / به من گفت در عنفوان جوانی

دلی را به دست آر اگر اهل حالی / و گرنه مرنجان دلی تا توانی

خلاصه و لبّ اخلاق در دو کلمه است :«مرنج و مرنجان». آیت الله مجتهدی تهرانی ره می فرمایند: مرحوم آخوند (ملاعلی همدانی ره) ازعارف وارسته مرحوم شیخ حسنعلی نخودکی اصفهانی ره درخواست موعظه نمود.  مرحوم نخودکی گفت:«مرنج و مرنجان»

مرحوم آخوند گفت: مرنجان را فهمیدم یعنی کسی را اذیت نکنم. ولی مرنج یعنی چی؟ چطور میتوانم ناراحت نشوم؟ مثلا وقتی بفهمم کسی مرا غیبت کرده یا فحش داده چطور میتوانم نرنجم؟! آقای نخودکی گفت: علاج ، آن است که خودت را کسی ندانی. اگر خودت را کسی ندانستی دیگر نمی رنجی. اگر خودمان را دارای عزت و مقام خاصی در این دنیا ندانیم و خودمان را در برابر خداوند هیچ بدانیم دیگر هیچگاه از سخن دیگران ناراحت نمی شویم.

برمال جمال خویشتن غره مشو / کان را به شبی‌برند و آن را به تبی!

توضیح: البته رنجیدن هایی که به خاطر دین باشد و از دشمنان دین باشد، اینگونه رنجیدن ها پاداش دارد. در آخر برای ولادت حضرت فاطمه صلوات می فرستیم

بر مقدم دختر پیمبر صلوات / بر چشمه ی پاک حوض کوثر صلوات

بر محضر حضرت محمد تبریک / بر مادر شیعیان حیدر صلوات

ولادت حضرت فاطمه سلام الله علیها مبارک :موعظه خوبان، ص 71، جمع آوری بحث مسجد امام حسن مجتبی علیه السلام دارابکلا پائین محله بعد از نماز صبح. ۲۹ اسفند ۹۵ برابر با ۲۰ جمادی الثانی ۱۴۳۸ ه ق»

یکشنبه ٢٩ اسفند ۱۳٩٥ ، ٩:٤۳ ‎ق.ظ

پست 4881 : به قلم حجة الاسلام علی اکبر دارابکلایی 100

«فصل نوزدهم : انس با قرآن. انس با قرآن در روایات. امام سجاد علیه‌السّلام می‌فرماید: لو مات من بین المشرق و المغرب لما استوحشت بعد ان یکون القرآن معی (کلینی، کافی، ج۲، ص۶۰۲). وقتی قرآن با من باشد، اگر همه مردم که ما بین مشرق و مغرب هستند بمیرند و هیچ موجودی بر روی زمین زنده نماند و من تنها باشم، هرگز از تنهایی وحشت نمی‌کنم. رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم درمان همه مشکلات را در قرآن می‌داند و فرماید: اذا التبست علیکم الامور کقطع اللیل المظلم فعلیکم بالقرآن فانه شافع مشفع و شاهد مصدق، من جعله امامه قاده الی الجنه، و من جعله خلفه ساقه الی النار، و هو اوضح دلیل الی خیر سبیل (حلی، عده الداعی، ص۲۶۸) هر گاه کارها چون شب ظلمانی برایتان مشتبه و تاریک گردید به قرآن پناه ببرید؛ چون او شفیعی است که شفاعتش پذیرفته و شاهدی است که تصدیق شده است. هرکس او را رهبر خویش گرداند، وی را به بهشت رهنمون می‌سازد و هرکس بدان پشت پا زند، به جهنم سوقش می‌دهد. قرآن روشن‌ترین راهنما به سوی بهترین راه هاست.

آداب انس با قرآن: 1- رعایت حق تلاوت. یکی از مهم‌ترین شیوه‌های انس با قرآن رعایت حق تلاوت است که در قرآن فرموده:


ادامۀ مطلب
یکشنبه ٢٩ اسفند ۱۳٩٥ ، ٩:٤٢ ‎ق.ظ

پست 4881 : به تنظیم دامنه

به نام خدا. آثار دامنه. پژوهش ها، مقالات، اسناد و یادداشت ها 54

      

دستنوشتۀ دامنه در دهۀ هشتاد در بارۀ «اِبن تیمیه»، مُبدع افراطی وهابیت و دشمن سرسخت شیعه و تصوُّف. عصاره و خلاصۀ اندیشه های ضدعقلی و خشک و قشری او در دستنوشته کاملاً آمده است

یکشنبه ٢٩ اسفند ۱۳٩٥ ، ٩:٤۱ ‎ق.ظ

پست 4880 :به قلم دامنه

به نام خدا. دَجو بَجو . دارابکلا و فرهنگ لغت 66. این لغت دَجو بَجو در گویش دارابکلایی ها، به حالتی گفته می شود که در آن همه چی بهم ریخته باشد و شلَخته. مثلاً:

می رن سروقتِ لباسش؛ می بینند آی دَجو بَجو هسّه. می گن ای شلَخته.

می رن سروقتِ کُمود ظروفش؛ می بینند آی دَجو بَجو هسّه. می گن ای شلَخته.

می رن سروقتِ کیف پولش؛ می بینند آی دَجو بَجو هسّه. می گن ای شلَخته.

می رن سروقتِ کتاب و حسابش؛ می بینند آی دَجو بَجو هسّه. می گن ای شلَخته.

حالا آخر سالی حکایتِ من شد این دَجو بَجو و شلَخته. چرا؟ چون من برای آخر سالی، رفتم 33 تا نون لواش خریدم و داشتم می آمدم، این عادل، مخفی و شکاری این دو عکس را ازم انداخت و بعد رفت مخفی به تلگرامم فرستاد.

گرچه خواستم لغت دارکلایی دَجو بَجو را شرح کنم، ولی حسّ سلسله پست های اختصاصی دامنه گرفتم و عکسم را برای خودم عکسی خاطره انگیز تلقی کردم و طرز نون آوردنم را دَجو بَجویی دیدم. و شاید هم شلَخته!


ادامۀ مطلب
یکشنبه ٢٩ اسفند ۱۳٩٥ ، ٩:۳٠ ‎ق.ظ

پست 4879 : به قلم دامنه

به نام خدا. حضرت فاطمۀ زهرا، سلام الله علیها که میلاد آن کوثر محمدی (ص) روزی ست برای ارزش گذاری  ها و درک و احترام فرزندان و انسان ها به قدر و منزلت و مقام مادر. و نیز روز دقّت و محبت و هدیۀ شوهر به همسر. یعنی عمیق شدن به زن و زندگی و زندگانی.

معتقدم، از این نامگذاری ها فقط اسمش باقی نماند، واقعیت بیابد. یعنی هم درک حضرت فاطمۀ زهرا، سلام الله علیها برای شیفتگان او حاصل شود و هم مادر و زن بخوبی محصول. این نمی شود جز با سه پایۀ رشد: یعنی حرکت. معرفت. برکت. ان شاء الله خیر باشد و عزّت و عفّت.

یکشنبه ٢٩ اسفند ۱۳٩٥ ، ٩:٢٩ ‎ق.ظ

پست 4878 : به قلم دامنه

سیاست6 قسمت 540

به نام خدا

بمب افکن ها و جنگنده ها

ساخت آمریکا و روسیه و اروپا

برای

قتل عام مسلمان ها و انسان ها

این است درد بشر و مسابقۀ وحشتناک خون ریزی ها

به جای سبقت در خیرات و خوبی ها

و عقب ماندن تمدن سازی ها،

این میراث و آرمان آدمها

یکشنبه ٢٩ اسفند ۱۳٩٥ ، ٩:٢۸ ‎ق.ظ

پست 4877 :  دین شناسی3 قسمت 241

توضیح ضروری دامنه : به نام خدا. دامنه این بحث را فقط جهت آشنایی با تنوع قرائت ها و کثرت  اندیشه ورزی های دینی منتشر می کند. نسبت به محتوای آن، نظر دامنه محفوظ است. این که ایشان آنچه در بارۀ دین و جمهوری اسلامی می گوید، آیا درست است یا نه، به دامنه خوانان واگذار می گردد:

متن نقلی.  «ابراهیم منهاج دشتی: پیش از انقلاب تقید به ظواهر دینی در بین مردم کم رنگ شده بود. شرائط و زمینه ای برای امر به معروف و نهی از منکر وجود نداشت. ارشاد و موعظه هم تاثیر خود را از دست داده بود. آزادی های فردی چنان در فرهنگ عمومی جا افتاده بود که سخن گفتن بر خلاف آن یک امر خلاف متعارف به حساب می آمد.

بی حجابی و مصرف مشروبات الکلی و پخش و گوش دادن به موسیقی و آواز، هم توسط زنان و هم توسط مردان رائج و معمولی بود. مذهبی ها مخصوصا روحانیون سنتی از این اوضاع آزرده خاطر و ناراحت بودند. و همیشه در آرزوی شرائطی بودند که بتوانند با این فرهنگ برخورد کنند و فضای فرهنگی و اجتماعی را به دلخواه خود تغییر دهند.

از طرف دیگر اکثر مردم به این فرهنگ عادت کرده و به آن خو گرفته بودند. و در اثر تردد به کشورهای خارجی و اختلاط با مردم آنجا تحت تاثیر قرار گرفته و دریافته بودند که شیوع اموری که در فرهنگ ما زشت و زننده و مفسده انگیز به نظر می رسد در بین ملت های دیگر قبحی ندارد بلکه یک امر عادی است که بر خلاف تصورات و برداشت های ما مفسده ای هم بر آن مترتب نمی شود و موجب نا امنی و هرزگی جامعه نمی شود و به روابط خانوادگی صدمه نمی زند. بلکه از جهات بسیاری زندگی در آن جوامع راحت تر و توام با آسایش و امنیت بیشتری است.

بیشترین چیزی که مردم از جمهوری اسلامی انتظار داشتند آزادی و برآورده شدن حقوق و مشارکت در سیاست و اداره کشور بود. اقشار تحصیل کرده و با سواد و خارج دیده به ذهنشان خطور نمی کرد که در جمهوری اسلامی آزادی های فردی و اجتماعی محدود شود. حتی بسیاری از روحانیون هم فکر نمی کردند که  جمهوری اسلامی بر طبق فرهنگ سنتی عوامانه که توسط اهل منبر در مجالس روضه مطرح می شود و احکامی که در رساله توضیح المسائل جمع آوری شده اداره می شود.در اوائل انقلاب از آیت الله جوادی نقل می شد که در نقد شرائط و سخت گیریهای بعد از انقلاب گفته بود ما انقلاب را با نهج البلاغه به پیروزی رساندیم ولی حالا می خواهیم آن را با رساله توضیح المسائل اداره کنیم.

پیش از انقلاب از جمله آیاتی که روی منبرها و در مقالات و کتب به طور مکرر توسط منبری ها و روحانیون اعم از انقلابی و غیر انقلابی مورد استفاده قرار می گرفت آیه "لا إکراه فی الدین قد تبیّن الرّشد من الغَیّ" (سوره بقره آیه 256) بود که به مردم امید می دادند که اسلام دین آزادی است نه دین اکراه و اجبار و این مطلب را با برخورد کلیسا با نظرات علمی جدید در قرون وسطی که بسیاری از دانشمندان را محکوم به کفر نمودند، مقایسه نموده و در باره آن

 


ادامۀ مطلب
یکشنبه ٢٩ اسفند ۱۳٩٥ ، ٩:٢٧ ‎ق.ظ

پست 4876 :  دین شناسی3 قسمت 240

متن نقلی. «یکی از همتایانِ عرب برای روشنفکر و نواندیشِ مسلمانِ ایرانی، موسسه علمی فرهنگی پژوهشیِ "المومنون بلاحدود"  است. این موسسه در سال 2013 توسط اندیشمندان مسلمانی از چندین کشور عربی و به صورت غیردولتی به مرکزیت شهر رباط (کشور مغرب) بنیان نهاده شد.

مومنان بدون مرز، شمار بسیاری از پژوهشگران مختلف ویژه جوانان را گرد آورده و در نظر دارد تا با ایجاد فضای معرفتی آزاد و پویا، در تعامل و تعاطی میان مسائل تجدد و اصلاحگری دینی در جوامع عربی_اسلامی نقش ایفا کند. نیز این موسسه در تلاش است تا نگرشی انسانی به دین را محقق سازد که دانش و معرفت انسانی و دستاوردهای تمدنی او را به رسمیت بشناسد. نیز این موسسه در تلاش برای پدید آوردن جریانی فکری است عمیقا معتقد به شایستگی و توانایی انسان برای اداره زندگی و جامعه خودش باشد بدون این که به بایدها و نبایدهایی که "ایدئولوژی" ها و "عقیده" ها به او دیکته می­کنند نیازی داشته باشد.

بخشی از مرام­نامه این موسسه بر این اندیشه استوار است که شمول گرایی و مطلق گرایی، با پراکندگی و گوناگونی ملت ها و فرهنگ­ها سازگار نیست و کسانی که در پی یکسان سازی و همانند سازی گوناگونی­ها هستند؛ آزادی انسان و حقوق او را نادیده گرفته و زمینه ساز جنگ و خشونت میان ملت­ها می شوند. سایت موسسه مومنون بلاحدود: http://www.mominoun.com/». (منبع: اینجا)

یکشنبه ٢٩ اسفند ۱۳٩٥ ، ٩:٢٦ ‎ق.ظ

پست 4875 :  دارابکلا و عکس ها2 قسمت 194

عکس های طبیعت روستای دارابکلا از لش دله و تا قارت خل. یکشنبه 29 اسفند 1395. ارسالی های جناب یک دوست به تلگرام دامنه. این هم خودِ جناب یک دوست است که آخر سال، یال شرقی دارابکلا را در این پیمایش پیمود و ثبت نمود. بقیه در اینجا

                                                                   

                                                             

یکشنبه ٢٩ اسفند ۱۳٩٥ ، ٩:٢٥ ‎ق.ظ

پست 4874 : اُنس با قرآن

وَالَّذِینَ إِذَا فَعَلُوا فَاحِشَةً أَوْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ ذَکَرُوا اللَّهَ فَاسْتَغْفَرُوا لِذُنُوبِهِمْ وَمَنْ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلَّا اللَّهُ وَلَمْ یُصِرُّوا عَلَى مَا فَعَلُوا وَهُمْ یَعْلَمُونَ.

و آنان که چون کار زشتى کنند یا بر خود ستم روا دارند خدا را به یاد مى ‏آورند و براى گناهانشان آمرزش مى‏ خواهند و چه کسى جز خدا گناهان را مى ‏آمرزد و بر آنچه مرتکب شده‏ اند با آنکه مى‏ دانند [که گناه است] پافشارى نمى کنند.

(سوره ۳: آل عمران - جزء ۴ - آیۀ 135، ترجمۀ محمد مهدی فولادوند)

یکشنبه ٢٩ اسفند ۱۳٩٥ ، ٩:٢٤ ‎ق.ظ

پست 4873 : به قلم حجة الاسلام مالک رجبی دارابی 177

«سلام : بسمه تعالی ولادت حضرت فاطمه را تبریک می گویم ️مطلب بسیار تکان دهنده: در قیامت

سگ گوید: الحمدلله که خدا مرا سگ خلق کرد و خوک خلق نکرد‼️

خوک گوید:الحمدلله که خدا مرا خوک خلق کرد و کافر خلق نکرد‼️

کافر گوید: الحمدلله که خدا مرا کافر خلق کرد و منافق خلق نکرد‼️

منافق گوید: الحمدلله که خدا مرا منافق خلق کرد و تارک الصلاة خلق نکرد‼️

به پنج دسته تارک الصلاة اطلاق شده است: کسانی که نماز نمی خوانند؛ کسانی که نماز را باطل و غلط می خوانند؛ کسانی که در نمازسهل انگارند(گاهی می خوانند، و گاهی نمی خوانند)؛ کسانی که می خوانند ولی به تکلیف خود عمل نمی کنند یعنی: الف) باید وضو بگیرند تیمم می کنند؛ ب) باید تیمم کنند وضو می گیرند؛ ج) باید غسل کنند ترک می کنند و در نتیجه نماز را نیز ترک می کنند. 5) کسانی که نماز بر گردن دارند ولی نمی خوانند و وصیت هم نمی کنند

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم درباره این افراد میفرمایند: «به غیر دین من می میرند، یعنی مسلمان از دنیا نمی روند» جامع الأخبار ، صفحه ۷۴ ،الفصل الرابع و الثلاثون فی تارک الصلاة * و امالی شیخ صدوق. طرح بحث اداره اوقاف ساری  ۲۸ اسفند ۹۵ برابر با ۱۹ جمادی الثانی ۱۴۳۸ ه ق»

شنبه ٢۸ اسفند ۱۳٩٥ ، ٩:۱٢ ‎ق.ظ

پست 4872 : به قلم دامنه

به نام خدا.  دارابکلا و عمومیات2 قسمت 119. من از چند سال قبل، روی این پدیده در روستای دارابکلا خیلی فکر کرده بودم که چرا دارابکلایی ها تا پیش از پیروزی انقلاب، اسم فرزندان خود را از روی نام های پیامبران قوم یهود و آن دوره های نزدیک به پادشاهی های بنی اسرائیل، برمی گزیدند. مانند: موسی، اسحاق، یعقوب، داوود، سلیمان، یوسف، زکریا، یحیی، عیسی، مریم.

من به پاسخی نرسیدم. این را طرح کردم تا شاید کسی بخواهد روی تاریخ و جامعه شناسی دارابکلا تحقیق و پژوهشی صورت دهد.

من البته یک حدس _تأکید می کنم فقط یک حدس_ می زنم و آن این است در سجّل احوال ساری و حومه، ممکن بوده، کس یا کسان یا جریانی (خصوصاً در دورۀ 13 سالۀ هویدا و آن هدیۀ خاص کاخ حیفا به بهائی ها) گرایش یهودیت داشته اند و اعمال نفوذ در نام گذاری فرزندان مسلمان ها می کردند. و این به یقین نیاز به تحقیقات میدانی دارد و باید فرضیه را آزمون و سپس اثبات کرد.

این را هم بیفزایم که ما مسلمانان طبق نصّ قرآن _سوره ۲: البقرة - جزء ۱ - آیات 3 تا 5_ پست 4848 اینجا، به همۀ انبیای الهی ایمان داریم و اصل نبوت هم، فلسفه اش همین است؛ بنابراین، من نمی خواهم عیب بگیرم، بلکه خواستم علت شیوع این گرایش در بین دارابکلایی ها در آن دوره ها را بدانم. که البته پس از انقلاب این نام گذاری ها بر روی بچه ها چه ذکور و چه اُناث  بشدّت  فروکش داشته است و یا کلاً کنار گذاشته شده است.

شنبه ٢۸ اسفند ۱۳٩٥ ، ٩:۱۱ ‎ق.ظ

پست 4871 : به قلم مهندس محمد عبدی 118

«سلام. این خاطره ات در پست 4858 اینجا، برایم خیلی جذاب و قابل توجه بود و خودم هم از همین دسته بودم که در راهنمایی با تشویق بزرگان و پیران محل شبی دل به دریا زدم و رفتم پشت تریبون تکیه سنه کوه. ابتدا سینه زنی با دم سنگین مردم عادت نداشتند قدری تلب تلوب دادند؛ اما کم کم ردیف شدند و خوب شد و بعد شبهای دیگر و کم کم طی سالهای بعد شده بودم پای ثابت نوحه خوانی سینه زنی و بعد زنجیرزنی و حتی اشعار عربی خوانی ... یاد ایام شباب بخیر و یاد ایام بخیر»

پاسخ دامنه : به نام خدا. سلام من هم به شما مهندس. بله؛ کاملاً در جریان هستم که ذاکر اهل بیت (ع) هستی و نیز مجری مسلط مجالس مذهبی. این خود توفیقی ست که زیربنای نوجوانی کسی، مذهبی گردد و عشق اهل بیت (ع). ممنونم.

شنبه ٢۸ اسفند ۱۳٩٥ ، ٩:۱٠ ‎ق.ظ

پست 4870 : به قلم مهندس محمد عبدی 117

«سلام بر دوست گرامیم کبلاقای عزیز. از مطایبه و شوخ طبعی شما با دست مایه طنز سگ شیر در پست 4852 اینجا، خیلی خندیدم و واقعاً اشاره خوبی به سمناخ یا سپه ناخ همان توت فرنگی شهری ها داشتی و نوش جان نمودی و بهره غذایی و ویتامینی بردی. برایم جالب توجه بود و فهم در مزاح به جدی رساندی سپاس از شما.

در ضمن پستهای دیگر دامنه را به فراخور مطالعه و بهره بردم و واقعاً خسته نباشید جانانه تقدیم می دارم از انجام وظیفه ما هم منتی نیست و توفیق رفیق راهمان باشد در خدمتگذاری حاضریم همیشه.

با امبد به در پیش بودن سالی بهتر و زیباتر و وفور نعمت بیشتر و موجبات شادی و خوشحالی بیشتر برای همه دامنه خوانان و همراهان همیشگی انشاآلله. پیشاپیش سال نو همه دوستان مبارک باشد و سرفراز باشید.»

پاسخ دامنه : به نام خدا. سلام من هم به تو مهندس، رفیق بسیارگرامی و اهل دل و علم من. شما در این باب متخصص هستی و دانشگاه دیده، و من درس پس داده ام. در مورد دامنه نویسی شما، باید بگویم حقیقتاً افتخار بزرگی ست که برگه های دامنه همچنان با جوهر قلمت آغشته می شود و ادامه می یابد. برایت همواره دوامِ سلامت روح و جسم آرزو می کنم رخف.

 

شنبه ٢۸ اسفند ۱۳٩٥ ، ٩:٠٩ ‎ق.ظ

پست 4869 : سلسله پست های  اختصاصی2 قسمت 139

این پست اختصاصی ست، بنابراین تأکید می کنم وقت خود را برای دیدن آن هدر ندهید

      

دامنه. قم. منزل. شب 28 اسفند 1395. عکاس: عارف. بقیه اینجا

شنبه ٢۸ اسفند ۱۳٩٥ ، ٩:٠۸ ‎ق.ظ

پست 4868 :  دارابکلا و عکس ها2 قسمت 193

                

شیار دارابکلا و مُرسم و اوسا از زاویۀ خونۀ نورالله؛ بقیه اینجا

شنبه ٢۸ اسفند ۱۳٩٥ ، ٩:٠٧ ‎ق.ظ

پست 4867 : اُنس با قرآن

وَبَشِّرِ الْمُؤْمِنِینَ بِأَنَّ لَهُمْ مِنَ اللَّهِ فَضْلًا کَبِیرًا* وَلَا تُطِعِ الْکَافِرِینَ وَالْمُنَافِقِینَ وَدَعْ أَذَاهُمْ وَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ وَکَفَى بِاللَّهِ وَکِیلًا.

و مؤمنان را بشارت ده که براى آنان از جانب خداوند بخشش و بخشایش بزرگى [در پیش‏] است‏. و از کافران و منافقان اطاعت مکن و آزارشان را [بدون مقابله و تلافى‏] بگذار و بر خداوند توکل کن و خداوند کارسازى را بسنده است.

(سوره ۳۳: الأحزاب - جزء ۲۲ - آیات 47 و 48، ترجمۀ خرمشاهی)
شنبه ٢۸ اسفند ۱۳٩٥ ، ٩:٠٦ ‎ق.ظ

پست 4866 : به قلم دامنه

به نام خدا

در آستانۀ سررسیدن سال 1395 و دررسیدن سال 1396

سپاس می گذارم:

از دامنه نویسان ارجمند و شرافتمند که بر من سِمت استادی دارند

و از عکاسان خردمند و هوشمند دامنه.

هم نویسندگان دامنه و هم عکاسان دامنه،

دامنه را در محتوا، مشاوره ها، متن ها و نقدها و عکس ها و دلسوزی ها

هرگز تنها نگذاشته اند

و با متن های فاخر و عکس های جذّاب طبیعت و مناسبت

دامنه خوانان شریف را مورد لطف قرار دادند.

از حُجج اسلام:

        

مالک رجبی. محمد جواد غلامی.  علی اکبر دارابکلایی. سید محمد شفیعی مشهد

و از جنابان:

              

حمیدرضا طالبی. مهندس محمد عبدی .حاج علی میرزا چلویی. رنگین کمان رمضانی

      

و از تقی آهنگر (حاج باقرموسی) و نیز از پسرم عاصم

و همچنین از همۀ دامنه خوانان شریف، ممنونم

جمعه ٢٧ اسفند ۱۳٩٥ ، ٤:٠٥ ‎ب.ظ

پست 4865 : به قلم دامنه

به نام خدا. دارابکلا و عمومیات2 قسمت 118. خودمونی می نویسم. تعطیلات است. محل، ازدحام می گردد. آن هم از حالا تا 13 به در. این روزها هم، هوا بهاری می گردد و آبِ گرم و ولَرم، هر دو، موجب خاش خاشی.

پس یک راه حل آن است، حال که آب، کمیاب است _و اغلب هم «آب دوست» هستند_ زیرِ دوش گرم و ولرم حمّوم کم بمانند و خاش خاشی و آب بازی و اساساً هرگونه اُووه بازی در ایام عیدی را کنار بگذارید.

چه اُووی حمُّوم.

چه اُووی وضو.

و چه اُووی آنتی باکتریال کردنِ

دست و دیم و لینگ و رُخ و رُو و مو.

آب خوردن جگوار از رودخانه

جمعه ٢٧ اسفند ۱۳٩٥ ، ٤:٠۳ ‎ب.ظ

پست 4864 : به قلم حجة الاسلام محمدجواد غلامی دارابی 59

«جبران خسارت. به نام خدا، دوستان عزیز سلام، در واپسین روزهای سال ۹۵ متعهد می شویم اگر به کسی آسیب فکری یا عاطفی رسانده ایم از او جبران خسارت کنیم. برای جبران خسارت کردن، عذر خواهی کافی نیست، بلکه متعهد می شویم که رفتارمان را تغییر دهیم.

آغاز و پایان این فرایند به این صورت نیست که با شخصی که آزار دادیم بنشینیم و با او صحبت کنیم. جبران خسارت به این معناست که اجازه دهیم تغیراتی که در شخصیت و رفتارمان رخ می دهند، تبدیل به اعمالی مستمر و قابل اعتماد کنیم در رابطه با کسانی که دوستشان داریم به طوری که آن ها بتوانند روی این تغییرات حساب کنند.»

حجة الاسلام والمسلمین شیخ محمد جواد غلامی دارابی. 27 اسفند 1395. روستای دارابکلا کنار خونۀ دامنه

جمعه ٢٧ اسفند ۱۳٩٥ ، ٤:٠٢ ‎ب.ظ

پست 4863 : به قلم جناب فضل الله فضلی 16

«با سلام. برنامه پخش زنده مصاحبه تلویزیونی دختر عزیزم ملیحه فضلی، قهرمان جهان، امشب جمعه 27 اسفند 1395، ساعت 10 شب در شبکۀ طبرستان اجرا می شود. چنانچه مایل هستید دختر گلم ملیحه فضلی را به عنوان، برترین بانوی ورزشکار سال 1395 استان مازندران برگزینید، عدد 8 را به شماره 30000154 ارسال کنید. پیشاپیش از همۀ شما سپاسگذارم.»

پاسخ دامنه : به نام خدا. سلام من هم شما جناب فضلی، جانباز ایثارگر جنگ تحمیلی و همۀ اهالی خانه، خاصّه خواهر مؤمنه ام طیّبه، آفتاب خاندان ما. من _دامنه_ به خواهرزاده ام ملیحه فضلی افتخار می کنم و عدد 8 را به تبرّک نام مقدس حضرت امام رئوف، رضای آل محمد (ص) ملجأ و یاور و شفارسانِ شیفتگان، برای ملیحه ارسال داشته ام. ان شاء الله، نامش با ارادۀ آزاد مردم مازندران، در این رأی گیری رقابتی، بدرخشد. 8 را همیشه دوست داشتم و برای 8 بیش از چهل بار به بارگاه امام هشتم (ع) مشرّف شده ام. 8 عدد دوست داشتنی مردم ایران است که در پی رضایت رضای رضوی (ع) اند.

       

جمعه ٢٧ اسفند ۱۳٩٥ ، ٤:٠۱ ‎ب.ظ

پست 4862 : به قلم دامنه

به نام خدا. دائی سو بوردهدارابکلا و فرهنگ لغت 65. این لغت دائی سو که یعنی شبیه و عین و مثل دائی، مانند بسیاری از لغات دیگر روستای دارابکلا، کاملاً دووجهی ست. هم برای نَعت است و هم برای ذَم. هم طعنه است و هم فخره. هم بالیدن است و هم نالیدن. با مثال هایی آن را می شکافم. مثلاً به هم می  گن:

اون زنا گوونه: مِه وچه اَنده تیزهوشه.

این زنا جواب دِنه: اَره خاخر وِه دائی سو بورده.

اون پیَر گوونه: مِه نوه همین الان چهل و چهار لغت انگلیسی بلده.

اون پیَر جواب دِنه: اَره گگه وِه دائی سو بورده.

اون مَردی گوونه: مِه کیجا هنو یک 14 نگرفته در املا و حتی انشاء، همش شیش و سه گنّه و دادِ خاش مار ره در یانّه.

اون مَردی جواب دِنه: اَره عامو وِه دائی سو بورده.

اون گت ننا گوونه: مِه وچ ویله همه خوشگل و نازنه و همطی خواسگارچی اسّانه.

اون گت گنّا جواب دِنه. اَره اَره راس گونی وِه دائی سو بورده.

وه گونه. وه گونه. هی وه گونه. وه جواب دنه.

خلاصه بگم، پول دریار بووشه هم، گوننه دایی سو دکته، خپل  و منگ و چولنگ هم دکفه،گوونه، دایی سو دکته. اینه همون دوجهی و تضاد و نعت و لعنت!.

آری در دارابکلا هرچی وونه، هم کیجا دائی سو شوونه و هم ریکا. ای وای بر هرچی عمو و خاله و عمه!

پس وِه یعنی این شامپانزه، کِنه سو دَکته که اینطی فکور و پُراُبّهت دیدزن دکته؟ هع؟ وه هم نکنه دایی سو بورده؟ هع؟

جمعه ٢٧ اسفند ۱۳٩٥ ، ۱۱:٤۱ ‎ق.ظ

پست 4861 : به قلم دامنه

به نام خدا. این «خرت فیلدرز» رهبر حزب آزادی راست افراطی هلند، از چهره های اصلی انتخابات پارلمانی هلند مدعی شده: «اسلام بزرگترین خطر برای هلند است. آینده کشور ما در خطر است. اسلام و آزادی قابل جمع شدن با یکدیگر نیستند.» او اسلام را «دین خشونت» توصیف نمود.

حکومت هلند پادشاهی مشروطه است. پادشاه در این کشور نقش تعیین کننده‌ای ندارد و نخست وزیر بالاترین مقام اجرایی این کشور به شمار می‌آید که از سوی دو مجلس نمایندگان انتخاب می‌شود.(منبع: اینجا

پاسخ قاطع دامنه : به نام خدا. آن که در کنار هم قابل جمع نیست، اسلام و آزادی نیست. اسلام و استبداد است که غیرقابل جمع اند. شما اروپایی های نژادپرست و حامی ظلم و ستم در سراسر گیتی، چون می خواهید علیه ی مسلمانان استبداد بورزید، این گونه درک ناقصی از مکتب اسلام ارائه می دهید. بله، ممکن است برخی از مسلمانان با آزادی دشمن باشند، ولی اسلام دین آزادی و انتخاب است و درِ اجتهاد و نواندیشی در آن باز باز است. همین و بس جناب «خرت» کمی هم انصاف و خرد.

جمعه ٢٧ اسفند ۱۳٩٥ ، ۱۱:٤٠ ‎ق.ظ

پست 4860 : به قلم حجة الاسلام علی اکبر دارابکلایی 99

«قسمت 19. فصل هجدهم : یاد خدا. معنای ذکر به گفته راغب در مفردات، ذکر دو معنی دارد گاه به معنی حضور چیزی در ذهن (یاد آوری) و گاه به معنی حفظ و نگاهداری معارف و اعتقاداتِ حق در درون جان است.

ذکر خدا در قرآن: 1- یا ایها الّذین آمَنوا اذکرو اللهَ ذِکراً کثیراً (احزاب/سوره۳۳، آیه۴۱). ای کسانی که ایمان آورده‌اید، خدا را بسیار یاد کنید.

2- فَاذْکرُونِی أَذْکرْکمْ وَاشْکرُواْ لِی وَلاَ تَکفُرُونِ (بقره/سوره۲، آیه۱۵۲)

پس به یاد من باشید، تا به یاد شما باشم! و شکر مرا گویید و در برابر نعمتهایم، کفران نکنید

3- الَّذینَ آمَنُوا وَ تَطمَئِنُّ قُلُوبُهُم بِذِکرِ اللَّهِ أَلا بِذِکرِ اللَّهِ تَطمَئِنُّ القُلُوبُ» (الرعد – 28) آنها کسانى هستند که ایمان آورده و دلهایشان به یاد خدا آرامش مى‏گیرد، آگاه باشید که تنها با یاد خدا دلها آرامش پیدا مى‏کند.

4- وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ ما هُوَ شِفاءٌ وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنینَ وَ لا یَزیدُ الظَّالِمینَ إِلاَّ خَساراً» (الإسراء/82) و ما آنچه از قرآن فرستیم شفاى دل و رحمت الهى بر اهل ایمان است، لیکن کافران را به جز زیان چیزى نخواهد افزود.

یاد خدا در روایات:  1- امام على (علیه السلام): الذکر یونس اللب و ینیر القلب و یستنزل الرحمة (غررالحکم / ص 66) یاد خدا عقل را آرامش مى دهد، دل را روشن مى کند و رحمت او را فرود مى آورد.


ادامۀ مطلب
جمعه ٢٧ اسفند ۱۳٩٥ ، ۱۱:۳٩ ‎ق.ظ

پست 4859 : به قلم حجة الاسلام مالک رجبی دارابی 176

«سلام : بسمه تعالی. ایام ارتحال حضرت اُمُّ البنین هرچند گذشت اما هر آن و هر لحظه دل را می شود در محضر آن خانم قرار داد.

بی گمان امّ البنین با عشق نسبت داشته

چون که در نزد علی بسیار حرمت داشته

التفاتی کرده مولامان ، و با این التفات

بر سر آن مهربان بسیار منّت داشته

بی جهت ننشسته مهرش بر دل و جان علی

فاطمه با فاطمه، قطعاً شباهت داشته

نام این بانو کنار نام زهرا می برند

بس که این بانو به آن بانو ارادت داشته

صاحب این روح زهرایی شدن آسان نبود

سال ها روی لبش کوثر تلاوت داشته

مهربانی بین که او با بچه های فاطمه

بیشتر از بچه های خود محبّت داشت

تا که بغض بچه ها با نام مادر نشکند

از همین هم نام بردن هم خجالت داشته

رنگ نخلستان گرفته چشم های عاشقش

بس که با غم های مولایش رفاقت داشته

مادر عبّاس شد تا علقمه باور کند

خون او در اصل عاشورا شراکت داشته

از مزار خاکی اش هم می توان فهمید که

هر کسی شد فاطمه سهمی ز غربت داشته

یا اباالفضلی بگو کز خانه ی امّ البنین

دست خالی بر نگشته هر که حاجت داشته

مختصری از شخصیت حضرت ام البنین علیهاالسلام: نام ایشان فاطمه و کنیه اش امُّ البنین (مادر پسران) است، دختر «حزام بن خالد» بود. علی بن ابی طالب علیه السلام آن‌گاه که


ادامۀ مطلب
جمعه ٢٧ اسفند ۱۳٩٥ ، ۱۱:۳٩ ‎ق.ظ

پست 4858 : به قلم دامنه

به نام خدای آفرینندۀ آدمی. در ادامۀ «آنچه بر دامنه گذشت»، به یک موضوعی که در سرنوشت من بشدّت تأثیرگذار بود اشاره می کنم. آن سال های اواسط و اواخر دهۀ پنجاه، یک چیز خیلی مرا به خود جذب کرده بود و آن کتاب های روضه خوانی و سینه زنی و مرثیه خوانی مرحوم پدرم بود که در محل نشیمن مخصوصش در اتاق، کنار دستش ردیف بود و روزانه مرور می کرد و حفظ می نمود. چراکه آن روزگار، مردم، بیشتر از این روزگار، در خونه های شان نذر روضه خوانی برپا می کردند و مرحوم پدرم نیز در کنار سایر روحانیون قدیمی محل، یکی از روضه خوان های ساده و بی آلایش همین مجالس و محافل مذهبی دارابکلا بود.

کتاب هایش که اغلب شعر بود، مرا جذب کرد و همه روزه آن را می گرفتم و می خواندم. حتی دفتر روضه و مرثیه به خطّ پدربزرگم آخوند ملاعلی هم یکی از این کتاب ها بود که هنوز نیز موجود است.

به هر حال ذوق مرثیه خوانی بر سرم زد و بشدّت و ذوق و علاقه بخشی از شب و روزم را به تمرین نوحه ها و مراثی می پرداختم. تا آن که عصر ششمین روز محرّم آن سال، با همه ی قوا و آمادگی و روحیه رفتم تکیه ی دارابکلا و بی آن که از کسی اجازه ای بگیرم رفتم میکروفون را گرفتم، اولین سینه زنی خودم را در برابر انبوه عزاداران زن و مرد محل خواندم؛ خیلی هم تشویق شدم. به من می گفتند: «شِخ کاته» چون بچه آخوند بودم! اولین سینه زنی ام این بود:

حارث مَزن سیلی ما طفل گریانیم

(در اینجا فلق و شفق هم منتشر می شود)

عکس های مختلف دامنه در دورۀ دبستان، راهنمایی و دبیرستان. دهۀ 50 و اوائل دهۀ 60 در روستای دارابکلا

جمعه ٢٧ اسفند ۱۳٩٥ ، ۱۱:۳۸ ‎ق.ظ

پست 4857 : به قلم دامنه

به نام خدا. دامنهٔ کویر2، کویریات دامنه 107. دیشب دفاتر مطالعاتی ام را مرور می کردم و این نکته را دیدم که می نویسم. جلال الدین فارسی در زوایای تاریک (=کتاب خاطراتش) در بارۀ مرحوم دکتر علی شریعتی، اقرار بسیارمهمی کرده است که من در این پست کویریاتی دامنه، آن را می نویسم و ارائه می کنم. باشد تا قدردان این شخصیت تأثیرگذار دینی و سیاسی باشند:

«شریعتی نخستین گوینده و نویسنده ای بود که آن واژه های قرآنی [استکبار، استضعاف، مُترفین، طاغوت، هابیل، قابیل، و ...] را چون دانه های الماس در محیط فرهنگی ما پاشید.» (منبع: زوایای تاریک، ص 155)

         

جلال الدین فارسی. مرحوم دکتر علی شریعتی: «زندگی کوچک تر از آن بود که مرا برنجاند، و زشت تر از آن که دلم بر آن بلرزد.»

جمعه ٢٧ اسفند ۱۳٩٥ ، ۱۱:۳٧ ‎ق.ظ

پست 4856 : اُنس با قرآن

قَالَ فَإِنَّهَا مُحَرَّمَةٌ عَلَیْهِمْ أَرْبَعِینَ سَنَةً یَتِیهُونَ فِی الْأَرْضِ فَلَا تَأْسَ عَلَى الْقَوْمِ الْفَاسِقِینَ

[خدا] فرمود: این سرزمین مقدس [به کیفر نافرمانی از خواسته های حق] تا چهل سال بر آنان حرام شد، همواره در طول این مدت در زمینِ [سینا] سرگردان خواهند بود، پس بر این گروه نافرمان و بدکار غمگین مباش.

(سوره ۵: المائدة - جزء ۶ - آیۀ 26، ترجمۀ انصاریان)

      

نقشۀ شبه جزیره سینا و کوه سینا در سرزمین مصر در آفریقا

جمعه ٢٧ اسفند ۱۳٩٥ ، ۱۱:۳٦ ‎ق.ظ

پست 4855 : سیاست6. قسمت 538

توضیح دامنه : به نام خدا. این مرد «دریک واتسون» است؛ قاضی فدرال ایالت هاوایی در ایالات  متحدۀ آمریکا. وی در ایالت هاوایی با صدور حکمی دومین فرمان اجرایی دونالد ترامپ رییس جمهور آمریکا درباره ممنوعیت ورود اتباع 6 کشور مسلمان از جمله ایران به آمریکا را لغو کرد.

دامنه در این پست فقط اشاره کرد. نکته نمی گوید!، می گذرد. فقط می گوید به اهمیت استقلال قاضی در برابر فرمان ریاست جمهوری تفکر گردد و عبرت... (منبع: اینجا)

پنجشنبه ٢٦ اسفند ۱۳٩٥ ، ٧:٢٧ ‎ب.ظ

پست 4854 : سیاست6. قسمت 537

 آیة الله سیدکاظم نورمفیدی ظهر چهارشنبه 25 اسفند 1395 از بیمارستان مرخص شدند. دامنه در پست 4840 اینجا تصاویری از ایشان در بیمارستان را به نقل از جماران منتشر کرده بود.  سمت راست حجة الاسلام والمسلمین سید مجتبی نورمفیدی ست از اساتید و فضلای حوزۀ قم و فرزند ایشان. خدا را شکر که این عالم مبارز و شهیر خطّۀ شمال و امام جمعۀ گرگان در استان گلستان، سلامتی کامل را بازیافتند.

پنجشنبه ٢٦ اسفند ۱۳٩٥ ، ٧:٢٦ ‎ب.ظ

پست 4853 : سیاست6. قسمت 536

متن نقلی. : پاسخ عباس عبدی به آیة الله محمد تقی مصباح یزدی که دامنه در پست 4824 اینجا به موضع گیری جدید انتخاباتی آقای مصباح یزدی پرداخته بود: «...با فوت مرحوم مهدوی‌کنی، آخرین نقطه امید آنان برای انسجام نیز بسته و این نخ تسبیح اصولگرایان پاره شد. هر چند حضور آن مرحوم هم در سال 92 گرهی از کار این جناح نگشود. اکنون تنها فردی که از چنین جایگاهی برخوردار است، آقای مصباح است که اصولاً شیوه و منش سیاسی ایشان به گونه‌ای است که همه یا باید تبعیت کنند یا برای وی شق دیگری پذیرفتنی نیست. در سال 1392 نیز با استفاده از رد صلاحیت نامزد اصلح مورد نظر ایشان بود که به طور عملی از جدایی کامل وی ممانعت به عمل آوردند. نگرش تکلیف‌مدار و تأکید بر مسئولیت فردی اجازه نمی‌دهد که تسلیم نظر جمع شد. هرچند این نگرش همواره با مشکل مواجه شده و به همین دلیل اصلاحاتی در آن ایجاد شده است. مثل عدول از نظریه نامزد اصلح تا رسیدن به صالح مقبول و بعد تن دادن به دفع افسد به فاسد! واقعیت این است که با هیچ‌کدام از این نگرش‌ها نمی‌توان وارد یک فرآیند انتخاباتی شد. این ذهنیت‌ها آکنده از تضاد است. دفع افسد به فاسد یک شعار ضد انتخاباتی است.

این شعار بدین معناست که هر دو نفر مورد نظر حداقل فاسد معرفی می‌شوند، در حالی که شورای نگهبان مدعی حذف افراد فاسد از گردونه نامزدهاست. به علاوه کسی که چنین شعاری را می‌دهد، پیش از اینکه نامزد رقیب خود را افسد معرفی کند، نامزد مورد حمایت خود را فاسد دانسته است و چون این بخش اقرار است، مردم آن را می‌پذیرند و به او رأی نمی‌دهند.

در مجموع آقای مصباح یزدی با اندیشه و رفتار خود اجازه نخواهد داد که اتحاد و انسجامی براساس رأی اکثریت نزد جناح اصولگرا شکل بگیرد. وقتی که برای اکثریت اعتباری قائل نشویم، فرق نخواهد کرد که این اکثریت در سطح ملی باشد یا در سطح یک حزب یا حتی نزد روحانیون. اکثریت فاقد اعتبار است و این ناقض ائتلاف و انسجام احتمالی است... متن مفصّل علت اختلافات عمیق در جناح راست در ادامۀ مطلب:


ادامۀ مطلب
پنجشنبه ٢٦ اسفند ۱۳٩٥ ، ٧:٢٥ ‎ب.ظ

پست 4852 : به قلم دامنه

به نام خدا. جناب مهندس محمد عبدی سنه کوهی سلام. آنقدر از گیاه سگ شیر، در وبسایتت گفتی! که دیشب عادل وقتی زنگ زد، بابا چی می خوایی برات بیارم، به جای توت فرنگی، فوری گفتم سگ شیر! یعنی همون به قول تو و سنه کوهی ها فرفیونبگذرم که عادل توته ی خوشرنگه را آورد و دامنه هم حسابی خورد. و این هم عکسش که با گوشی از رده خارج شده ام، انداختم:

جناب عبدی با این همه، که این روزها بازار سیاست داغ شده است از نامه نگارهای آن به این. اون به اون. و ایشون به اُوشون، من هم نامه ای به شما تنظیم کرده ام که بگویم: طبق تأکیدات محوری ات در وبسایت پُرمایه و علمی و بی نظیر و برترت در منطقۀ میاندورودِ مازندران، که مرجع و مأخذی قابل وثوق برای خوانندگان شریف است، امروز پی جویی کردم این میوه ی خوشمزه را که کمی علمی تر بشناسم. و شناختم و حتی هدر (=سربرگِ) قالب وبلاگ دامنه را را هم به رنگ توت فرنگی درآوردم.

میوه ای که شما جناب مهندس متخصص کشاورزی، بخوبی می دانی مشهور است به ملکۀ میوه ها در قارۀ کهن آسیا؛ میوه ای سرشار از ویتامین ها. و نیز بسیارمغذّی و حاوی مقادیر زیادی فیبر و  آنتی اکسیدان ها. اطلاعات بیشتر در عصر ایران: اینجا.

پنجشنبه ٢٦ اسفند ۱۳٩٥ ، ٧:٢٤ ‎ب.ظ

پست 4851 : به قلم دامنه

به نام خدا. یکی از روحانیون جناح چپ که خود را اصلاح طلب خطاب می کنند؛ _و من یعنی دامنه، به درستی و واقعی بودنِ این دو اصطلاح اصول گرا و  اصلاح طلب اساساً هیچ اعتقادی نداشته و ندارم و نخواهم داشت، همچنان دسته بندی واقعی و درستِ و علمی جناح چپ و جناح راست را در نوشتارها و گفتارهایم به کار می گیرم_ گفته است:

«...تَکرار میکنم خاتمی به اندازه همه دستگاههای تبلیغی رسمی اثر دارد. دلیل نامه نگاری  [اسفندیار رحیم مشائی به سید محمد خاتمی] می تواند آسیب زدن به محبوبیت بی نظیر خاتمی باشد.» (منبع: اینجا)

من _دامنه_ خواستم فقط بدانم که آیا این فرد در بارۀ حجة الاسلام والمسلمین سید محمد خاتمی، آن هم در آستانۀ انتخابات ریاست جمهوری و شوراهای اسلامی شهر و روستا:

1- راست می گوید؟ (= راست یعنی برحق و باندازه و درست)

2- بلوف نمی زند؟ (= بلوف یعنی ادعای دروغین برای ترسانیدن مردم)

3- جنگ روانی آیا نیست؟ (= جنگ روانی یعنی استفادۀ روشمند از تبلیغات با هدف تأثیرگذاری بر افکار و احساسات)

4- پس؛ یعنی آنهمه شِبه حصر و ممنوع التّصویری خاتمی، بلااثر و بی وجه بوده است و او «به اندازه همه دستگاههای تبلیغی رسمی اثر دارد»؟

دامنه البته؛ نظری ندارد که بدهد، یعنی اساساً بلد نیست که بگوید. هرچند، منتقد خاتمی بوده و هست، از همان سال 1376 پس از بازگشتش از دمشق. پس؛ هر کس بلد است، جواب گوید. مرحمت زیاد. عزّت مزید.

پنجشنبه ٢٦ اسفند ۱۳٩٥ ، ۱۱:۳٩ ‎ق.ظ

پست 4850 : به قلم حجة الاسلام مالک رجبی دارابی 175

«بسم الله الرحمن الرحیم. سلام. پروفسورحسابی نقل می کند: در سالهای پیش از انقلاب در یکی از روستاهای نیشابور مشغول گدراندن دوران خدمت سربازی در سپاه بهداشت بودم. یکی از روزها سوار بر ماشین لندرور به همراه دکتر درمانگاه از جاده ای میگذشتیم که دیدم یک چوپان از دور چوبدستش را تکان میداد و به سمت ما میدوید، در آن منطقه مردم ماشین درمانگاه را می شناختند، ماشین را نگه داشتیم، چوپان به ما رسید و نفس نفس زنان و با لهجه ای روستایی گفت آقای دکتر مادرم سه روزه بیماره…

به اشاره ما درب عقب لندرور را باز کرد و رفت عقب ماشین نشست…

در بین راه چوپان گفت که دیشب از تهران با هواپیما به فرودگاه مشهد آمده و صبح به روستایشان رسیده و دیده مادرش مریض است…

من و دکتر زیر چشمی به هم نگاه کردیم و از روی تمسخر خنده مرموزانه کردیم و به هم گفتیم: چوپونه برای اینکه به مادرش برسیم برای خودش کلاس میذاره…

به خانه چوپان رسیدیم و دیدیم پیرزنی در بستر خوابیده بود، دکتر معاینه کرد و گفت سرما خوردگی دارد دارو و آمپول دادیم و یکدفعه دیگر هم سر زدیم و پیرزن خوب شد…

دو سه ماه از این جریان گذشت و ما فراموش کردیم…

یک روز دیدیم یک تقدیرنامه از طرف وزیر بهداری آن زمان آمده بود و در آن از اینکه مادر پروفسور اعتمادی، استاد برجسته دانشگاه پلی تکنیک تهران معالجه نموده اید، تشکر میکنیم…

من و دکتر، هاج واج ماندیم، و گفتیم مادر کدام پروفسور را ما درمان کرده ایم؟ تا یادمان به گفته های چوپان و معالجه مادرش افتادیم…

با عجله به اتفاق دکتر در خانه پیرزن رفتیم، و از او... ادامۀ متن شیخ مالک و غزل عشق در ادامه

پاسخ دامنه : به نام خدا. سلام من هم به شما جناب شیخ مالک. داستان پندآموزی بود و بادقت و ظرافت و فراست! خواندم. ممنونم. شعر را هم چندلا، هشت لا خواندم. و نهایت این که نوشتی در بانک ملی اسرم. خرسندم به این توش و همّ و غمّ ات، هم.


ادامۀ مطلب
پنجشنبه ٢٦ اسفند ۱۳٩٥ ، ۱۱:۳۸ ‎ق.ظ

پست 4849 : به قلم حجة الاسلام علی اکبر دارابکلایی 98

«قسمت 18. فصل هفدهم: بندگی خدا. تعریف عبادت عبادت را اهل لغت به معنای غایت خضوع و تذلّل دانسته‌اند و گفته‌اند چون عبادت اعلی مراتب خضوع است پس لایق نیست، مگر برای کسی که اعلی مراتب وجود و کمال و اعظم مراتب نعم و احسان را دارد و از این جهت عبادت غیر حق شرک است.

مراتب عبادت عبادت را سه مرتبه است:بعضی خدا را عبادت کنند به امید ثواب آخرت و خوف از عقاب؛ که عامه مؤمنانند. و بعضی خدا را عبادت کنند که شرف عبودیّت یابند و خدا آنها را بنده خود خواند. و بعضی خدا را عبادت کنند از جهت هیبت و جلال او و محبت بدو که مرتبت اعلای عبودیّت است.

تعریف عبد: به فرموده امام صادق ‌(ع) : کلمه عبد از سه حرف "ع - ب - د" تشکیل شده است. "عین" کنایه از علم و یقین بنده نسبت به خداوند متعال است و "با" اشاره‌ای به بینونت و جدایی و دوری او از غیر حق تعالی است. و حرف "دال" دلالتی است بر دنُّو و نزدیکی و تقرب بنده به پروردگار بزرگ، بدون هیچ حجاب و واسطه. (مصباح الشریعة، ج۱،ص۸)

عبد در تمام هستی و کمالات، خویش را مدیون مولای خود می داند. از این رو تسلیم اوست و همین نادیده گرفتن خود و هوا و هوس خویش، او را به رنگ کمالات مولا درمی‌آورد. تا آن جا که به فرموده رسول مکرم اسلام (ص) :


ادامۀ مطلب
پنجشنبه ٢٦ اسفند ۱۳٩٥ ، ۱۱:۳٧ ‎ق.ظ

پست 4848 : اُنس با قرآن

الَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِالْغَیْبِ وَیُقِیمُونَ الصَّلَاةَ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ یُنْفِقُونَ* وَالَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِمَا أُنْزِلَ إِلَیْکَ وَمَا أُنْزِلَ مِنْ قَبْلِکَ وَبِالْآخِرَةِ هُمْ یُوقِنُونَ* أُولَئِکَ عَلَى هُدًى مِنْ رَبِّهِمْ وَأُولَئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ.

آنان که به غیب ایمان مى ‏آورند و نماز را بر پا مى دارند و از آنچه به ایشان روزى داده‏ ایم انفاق مى کنند. و آنان که بدانچه به سوى تو فرود آمده و به آنچه پیش از تو نازل شده است ایمان مى آورند و آنانند که به آخرت یقین دارند. آنان برخوردار از هدایتى از سوى پروردگار خویشند و آنان همان رستگارانند.

(سوره ۲: البقرة - جزء ۱ - آیات 3 تا 5، ترجمۀ محمد مهدی فولادوند)

مرحوم محمد مهدی فولادوند؛ مترجم برجستۀ قرآن

پنجشنبه ٢٦ اسفند ۱۳٩٥ ، ۱۱:۳٦ ‎ق.ظ

پست 4847 : به قلم حجة الاسلام محمدجواد غلامی دارابی 58

                                                                   

«درود بر شما. با احترام و عرض ادب حضور دامنه و بینندگان فهیم دامنه، پیرامون مطلب «دامنه فقط یک نکته را از سر خیرخواهی بگوید»پست 4838 اینجا، مطلبی را تقدیم می کنم.

اولا: در دانشگاه کمتر از لقب دکتر برا اساتید روحانی استفاده می شود بلکه فراوان با کلمه(حاج اقا) خطاب می شوند. اساسا" چه ایرادی دارد کسی که دکترا دارد "دکتر" بگیم ؟مگه مهندسی که در رشته ای دکترا بگیرد به او دکتر اطلاق نمی شود؟ ضمن اینکه بسیاری از طلاب هم زمان در حوزه و دانشگاه تحصیل کردن و مدرک دانشگاهی و حوزوی دارند.

ثانیا: فقط دروس عموی نیست که دانشجو اجبار به گذراندن آن باشد، آیا دانشجو ملزم به گذراندن دروس تخصصی نیست؟ در برخی ازدانشگاه ها از جمله دانشگاهی که حقیر مشغول به خدمت هستم( دانشگاه هنر تهران) درس زبان انگیسی جز دروس عمومی به حساب می آید.

ثالثا: مدارک علمی حوزه با تایید شورای عالی انقلاب فرهنگی صادر می شود، مگه مدارک دانشگاهی در دیگر دانشگاه تایید و معادله سازی نمی شود. آمار می گوید: بیشترین مشتریان زبان های خارجی(انگلیسی، فرانسه، عربی، اسپانولی و... طلاب موفق حوزه علمیه هستند.

رابعا:  آیه نفر نمی خواهد بگوید که بعد از تفقه در دین انذار منحصر در روستا ،بخش، شهر و ... است . بلکه امروز دانشگاه مهمترین بستر برای روحانیت جهت تبلیغ دین و مباحث علمی است.»

پاسخ دامنه به حجة الاسلام محمدجواد غلامی

به نام خدا. سلام من هم به شما جناب شیخ محمد جواد، دوست فاضل و گرانقدر ما. ضمن استقبال از نقد بی تعارف شما بر نوشته ی دامنه، چند نکته را در جوابیه جهت تنویر و تصریح می افزایم:

1- این گونه عناوین و القاب دانشگاهی، بنُدرت در کشورهای دیگر جهان، کاربرد دارد. این فقط در ایران است، زیاد مرسوم شده است و برای عده ای موجب فخرفروشی و ارتزاق های متعدد گردیده است.

2- منظورم این بوده، مگر عنوان های آیة الله و حجة الاسلام در مقام مقایسه، کمتر از پیشوند دکتری ست، که متاسّفانه برخی ها در سطوح مختلف و در جای جای ایران، در پی کسب این عناوین اند و تبلیغ این روحیات؟

3- استاد دانشگاه به کسی اطلاق می شود که


ادامۀ مطلب
چهارشنبه ٢٥ اسفند ۱۳٩٥ ، ۸:۳٧ ‎ق.ظ

پست 4846 : به قلم حجة الاسلام مالک رجبی دارابی 174

«سلام. بسمه تعالی. دو مطلب از دو شهید: ۱: شهید مطهری. ۲: امام موسی صدر. یکی درباره ی اخلاق. دومی : درباره نماز:

شهید مطهری : ریشه اخلاق خوب و بد چیست؟ اخلاق خوب و بد هم مثل همه چیزهای دیگر  دنیا سبب و علت دارد، بی‌جهت پیدا نمی‌شود. سرشت و طینت مؤثر است، اوضاع محیط و تلقینات محیط مؤثر است. یکی از اموری هم که قطعاً تأثیر دارد در فساد اخلاق و روحیه را مسموم و بیمار می‌کند، محرومیتها و احساس مغبونیت هاست. حسادتها، کینه‌ها، عداوتها، بدخواهی‌ها همه از همین جا پیدا می‌شود. تبعیضها و تفاوت گذاشتن‌ها روح یک عده را که محروم شده‌اند فشرده و آزرده و کینه‌جو و انتقام‌کش می‌کند و روح یک عده دیگر را که به صورت عزیز بلاجهت درآمده‌اند لوس، نُنُر و کم‌حوصله و زودرنج و بیکاره و اسراف و تبذیرکن می‌کند.

در میان یک طبقه، حسد و کینه و انتقام و نفرت و دشمنی و در طبقه دیگر کم‌حوصلگی نسبت به کار، استقامت نداشتن، اسراف و تبذیر پیدا می‌شود. فکر کنید مجموعاً چه اوضاع و احوالی در اثر بی‌عدالتی در میان مردم پیدا می‌شود! (منبع: بیست گفتار، مرتضی مطهری. ص 76)

امام موسی صدر :  «نماز: نماز تمرین است برای فروتنی انسان در برابر خداوند. چگونه است که  ما نماز می‌‏خوانیم، ولی پس از یک یا دو سال یا بیشتر، هنوز احساس غرور و خودبینی داریم؟ نمازی که به غرور بینجامد، نمازی است که نفس اماره به آن فرمان می‌‏دهد. نمازی که خداوند به آن فرمان می‌‏دهد، نمازی است که قلب را روشن می‌‏کند و نفس را در برابر حقیقت به کرنش وامی‏دارد و انسان را فروتن و افتاده می‌‏کند. (منبع: مسیرة الامام السیدموسی الصدر).

طرح بحث دارابکلا. چهارشنبه ۲۵ اسفند ۱۳۹۵، برابر با ۱۶ جمادی الثانی ۱۴۳۸ ه ق. مالک رجبی دارابی.»

پاسخ ویژۀ دامنه به شیخ مالک : به نام خدا. به نام خدا. سلام من هم به شما جناب شیخ مالک. متنی مهم را تنظیم نموده ای و به دامنه فرستاده ای. چه زیبا گفت شهید مطهری: حسادتها، کینه‌ ها، عداوت ها، بدخواهی‌ ها همه از روح های مسموم برخاسته است و به قول آن متفکر شهید، برخی ها را لوس، نُنُر و کم‌حوصله و زودرنج و بیکاره کرده است.

از امام موسی صدر هم ممنونم مطلبی ارائه نموده ای. من هم این نوشته ی آن رهبر مستضعفان و بی پناهان را تقدیم شما و دامنه خوانان شریف می کنم که گفت:

«دورۀ مردان قهرمان گذشته است

باید از فردِقهرمان به جامعۀ قهرمان برسیم.»

چهارشنبه ٢٥ اسفند ۱۳٩٥ ، ۸:۳٦ ‎ق.ظ

پست 4845 : به قلم حجة الاسلام محمدجواد غلامی دارابی 57

«تعلل چرا؟ به نام خدا، تعلل(عمل نکردن در زمان نامناسب) رفتاری مخرّب است. این رفتار باعث ایجاد اضطراب، احساس گناه و عدم هماهنگی در مورد امری می شود که زندگی، زمان آن را یاد آوری می کند.

هر زمانی که تعلل می کنیم و کاری را به تعویق می اندازیم، یکی از نیازهایمان را، که با آن کار بر آورده می شود، نادیده می گیریم که این امر باعث ایجاد احساس اضطراب می شود. گاهی هم، خشم یا ترس یا احساس درماندگی می تواند باعث تعلل گردد.

از دیدگاه رویکرد روانشناسی، شناسایی علل تعلل و آگاهی از آن ها راه گشاست اما غرق شدن در علل و ریشه های تعلل، می تواند خودش تبدیل به یک مانع و دستاویز برای تعلل شود. یادمان باشد که تعلل به سادگی تبدیل به عادتی مخرب می شود.

بر این اساس پیشنهاد می شود به خویشتن خود، گوش بسپاریم و اعتماد کنیم، اگر زمان آن رسیده که کاری را تمام کنیم؛ از همین امروز اقدام کنیم. به خودمان تعهد دهیم که این کار را به انجام می رسانیم و آن را شروع کنیم.

به پایان سال ۹۵ نزدیک می شویم. آیا کارهای ناتمام در این سال داریم؟ آیا می خواهیم این کارهای ناتمام و استرس ناشی از آن ها را تا سال بعد حمل کنیم؟ 

بنابراین فهرستی از کارهای ناتمام خود تهیه کنیم. آن ها را اولویت بندی کرده و برای به اتمام رساندن آن ها دست به کار شویم. مهم ترین گام را زمانی بر می داریم که شروع کنیم...»

چهارشنبه ٢٥ اسفند ۱۳٩٥ ، ۸:۳٥ ‎ق.ظ

پست 4844 : به نغمۀ پرنده 24

به نام خدای آفریننده ی پرنده. سلسله پست های پرنده (24). پرنده در این پست بر مبنای  موجودات در عکس پست، این را می نویسد:

اولاً هیمه دیگه پیدا نمیشه. اگه هم بشه یا قاچاقه یا با بند پ تهیه شده.

ثانیاً قندون هم دیگه ترس داره چون همه از بس خوردند، قند خون گرفتند.

ثالثاً کهی تیم هم از مرز چهل هزار تومن هم گذشته، کی پول داره بخره.

رابعاً سیب و کیوی هم در نبودِ یخوک شدن تامسون و اینشو، شده عتیقه.

خامساً آن قوری هم با چای وارداتی یا گرونه و یا عطر و طعم افزودنی داره که ضرره.

سادساً می ماند کتری که آب جوشش برای دفع خِلط گَلی، و اِهه اِهه کردن عالیه.

سابعاً که یعنی هفتم؛ می ماند آن بخاری و تَش؛ که هر چی گرم بشی و تَش پِه بری، باز نیز آن قسط و این قسط، آدمها رو سرد می کنه. یک قسط همان قسط قرآنی ست که پهلوی عدالت و مساوات می نشینه که آی کمه. و دیگر قسط هم، دفترچه قسط هاییه که با پیشخور کردن هی افزوده شده و با ربای بانک هی انباشته. بازم می آد پرنده.

چهارشنبه ٢٥ اسفند ۱۳٩٥ ، ۸:۳٤ ‎ق.ظ

پست 4843 : به قلم دامنه

به نام خدا. دارابکلا و تاریخ (32). در سی و دومین قسمت تاریخ سیاسی دارابکلا، انجمن حجّتیۀ روستای دارابکلا را می نویسم. آن سال های دورتر که هنوز نسل دهۀ چهل محل، پا نگرفته بود، جمعی از متدینین دارابکلا _که در آن یک روحانی شاخص هم حضوری رهبری کننده داشت و به هدایت ها می پرداخت_ انجمن حجّتیۀ روستای دارابکلا را تشکیل داده بودند و گاه آن را «حجّتیۀ مهدویه» می خوانند.

آن ها، با حضور آن روحانی محترم، در جلسات قرآن در درون مسجد جامع دارابکلا _و شاید گاهی هم در خونۀ افراد و اعضاء_ شرکت می جُستند و به


ادامۀ مطلب
چهارشنبه ٢٥ اسفند ۱۳٩٥ ، ۸:۳۳ ‎ق.ظ

پست 4842 : سیاست6 . قسمت 534

                      

آیة الله شیخ عیسی قاسم رهبر شیعیان بحرین همچنان در حصر است و رژیم آل خلیفه بار دیگر محاکمۀ وی را با آینده موکول کرده است. «بحرین از بهمن سال 1389 صحنۀ برگزاری اعتراضات خیابانی مردم است که خواستار برکناری رژیم آل خلیفه و آزادی زندانیان سیاسی هستند.» (منبع عکس: اینجا)

چهارشنبه ٢٥ اسفند ۱۳٩٥ ، ۸:۳٢ ‎ق.ظ

پست 4841 : سیاست6 . قسمت 533

«سردار سرلشکر پاسدار محمدعلی جعفری فرماندۀ کل سپاه سه‌شنبه شب [24 اسفند 1395] در همایش «حوزه علمیه  و آرمان‌های امام(ره) و مقام معظم رهبری» که به همت دبیرخانه تشکل اساتید سطوح عالی و خارج حوزه علمیه قم در سالن همایش مدرسه دارالشفاء برگزار شد، اظهار کرد:

جبهه مقاومت انقلاب قدرت کمونیسم شرق را از هم پاشید و به یاری خدا در حال از هم پاشیدن قدرت غرب است که شواهد آن قابل مشاهده است...

رهبری چند سال قبل خطاب به سپاه اینگونه فرمودند که باید معنای واقعی پاسداری را بفهمید و بدانید پاسداری به موقع، درست و غیر محافظه‌کارانه داشته باشید. فرمانده سپاه با بیان اینکه از نظر رهبری زمانی که از انقلاب اسلامی موجود محافظت کنیم این پاسداری محافظه‌کارانه است، گفت: رهبری بر پاسداری غیر محافظه‌کارانه تأکید دارند که به معنای حفاظت از حالت پیش‌روندگی انقلاب است. وی با طرح این سؤال که باید چه کنیم تا پاسداری ما غیر محافظه‌کارانه شود، عنوان کرد: موارد گوناگونی می‌تواند در این امر به ما کمک کند از جمله پیاده شدن حدود الهی در جامعه.

...امروز در اداره کشور دیدگاه غربی، لیبرالی و غیرانقلابی در بسیاری از مسؤلان وجود دارد که این‌ها در دانشگاه‌های غربی و یا با دروس غربی ترویج شده در دانشگاه‌های داخل تحصیل کرده‌اند و افتخار هم می‌کنند که مدرک گرفته و دکتر هستند.» (منبع: اینجا)

چهارشنبه ٢٥ اسفند ۱۳٩٥ ، ۸:۳۱ ‎ق.ظ

پست 4840 : بزرگان دینی و علمی قسمت 22

آیة الله سید حسن خمینی یادگار گرامی امام و برخی دیگر از شخصیت ها، از آیة الله سیدکاظم نورمفیدی نماینده ولی فقیه در استان گلستان، به دلیل عمل جراحی قلب در تهران، عیادت کردند: تصاویر این عیادت ها:

                                         

        

توضیح دامنه : به نام خدا. آیة الله سیدکاظم نورمفیدی برجسته ترین عالم مبارز خط امامی در خطّۀ شمال. ایشان با تأسیس حوزۀ علمیه نور در گرگان، به پرورش و تربیت بهترین طلاب اهتمام کردند و در منطقه ی شمال و در پهنای ایران از علمای محبوب و شجاع و آگاه محسوب می شوند. من در 16 مرداد 1395 در بخش سلسله مباحث  معرفی کتاب در پست 3162 اینجا به معرفی این شخصیت مبارز و انقلابی و مردمی پرداخته بودم. خرسندم که حال ایشان بهبود یافت و باز نیز برای عزت مردم و انقلاب و اعتلای اسلام، به تلاش و روشن گری خواهند پرداخت. صلوات.

چهارشنبه ٢٥ اسفند ۱۳٩٥ ، ۸:۳٠ ‎ق.ظ

پست 4839 : خط امام قسمت 75

تربیت دینی فرزندان در سبک زندگی امام : «دقت در تربیت دینی کودکان از نکته های مورد نظر آقا [1] بود و می گفتند که بچه باید از هفت سالگی نماز خواندن را شروع کند و به این امر تشویق شود تا وقتی به سن 9 سالگی رسید، برایش عادت شده باشد.

من [2] این مهم را به آقا می سپردم و می گفتم: نمازشان با شما و دیگر نکته های تربیتی شان با من. شما که به آنها می گویید، گوش می دهند ولی حرف مرا گوش نمی دهند.

رسم آقا این بود که از بچه ها در مورد نماز سؤال می کردند، اما همین که می گفتند: خواندیم، قبول می کردند و دیگر کنکاشی نمی کردند. [3]» (منبع: اینجا)

پاورقی ها:

1- امام خمینی (س).

2- بانو خدیجه ثقفی، همسر امام خمینی (س).

3- برگرفته از کتاب پدر مهربان.

چهارشنبه ٢٥ اسفند ۱۳٩٥ ، ۸:٢٩ ‎ق.ظ

پست 4838 : مباحث دینی3 قسمت 237

متن نقلی : «در سال های اخیر از سوی مراجع عظام تقلید و بسیاری از بزرگان تاکیدات، انتقادات یا هشدارهایی نسبت به طلاب در زمینه های مختلف از جمله سطح علمی، زیست و ورود آنها به سمت های اجرایی به گوش می رسد؛ تاکیداتی که روز به روز بیشتر می شود و شاید بتوان گفت از حالت توصیه پدرانه خارج شده و رنگی انتقادی و هشداری گرفته است؛ شفقنا این مسایل را با طلاب جوانی که در بطن حوزه بوده و هستند به بحث گذاشت و محوریت پرسش های خود را تاکیدات مراجع عظام تقلید و بزرگان قرار داد تا علت مشکلاتی که بزرگان حوزه به آن اشاره می کنند، از زبان طلاب هم شنیده شود.

سیدمرتضی شجاعی سخنران و مدرس حوزه، شیخ عبدالحسین مجاهد، سخنران و مدرس حوزه و احسان مقدسیان از طلاب جوان در این نشست به نکات مهمی اشاره کردند و گفتند:

اشتباه ترین جمله برای یک طلبه این است که بگوید درس من تمام شده است، مراجع عظام می گویند حال که سطوح را خواندید و برای تبلیغ به کشور، شهر یا روستا رفتید، از کسب علم جدا نشوید؛ انتقادی که ما نسبت به برخی از آقایان که به سمت هایی اجرایی رفتند، داریم به همین دلیل است، این آقایان متاسفانه از کسب علم جدا شدند، از استاد اخلاق دیدن جدا شدند، طلبه از این دو نباید جدا شود، حال مصداقش چه تعلیم باشد، چه تعلم؛ بسیاری از بزرگان ما مانند حضرت آیت الله وحید خراسانی با وجود اینکه پا به سن گذاشتند، اما همچنان درس می دهند و با شاگردان خودشان در ارتباط هستند، این اهمیت علم آموزی را نشان می دهد... (متن مفصّل در منبع: شفقنا: اینجا)

دامنه فقط یک نکته را از سر خیرخواهی بگوید : به نام خدا. با تأسُّف فراوان باید بگویم برای  برخی از روحانیون و طلاب، القاب و عناوین حوزه دیگر کفاف نمی کند و بسیار خوش می دارند که دکتر خطاب شوند و استاد دانشگاه. حال آن که، در دانشگاه مثلاً مربی درس عمومی تاریخ اسلام است؛ که دانشجو اجبار گردیده، آن را بگذراند. یا سطوح دورس حوزوی را طی کرده، طبق نظام آموزشی حوزه، به او معادل مدارک دانشگاهی داده اند؛ در حالی که چنین افرادی حتی یک ذرّه هم زبان انگلیسی بلد نیستند و در دانشگاه هم درس نخواننده و در کنکور به رقابت برنخاسته اند، خیلی خوش می دارند که در افّواه عامه، دکتر محسوب باشند تا آیة الله و حجة الاسلام. والمسلمین، پیشکش. آیۀ نفر (به سکون فاء) سورۀ توبه از طلبه چی می خواست و چی شد. خدا به داد برسد.

چهارشنبه ٢٥ اسفند ۱۳٩٥ ، ۸:٢۸ ‎ق.ظ

پست 4837 : هاشمی رفسنجانی2 قسمت 110

چکی که مرحوم آیة الله هاشمی رفسنجانی برای تسویه حساب امور شخصی کشید

                                                                   

چهارشنبه ٢٥ اسفند ۱۳٩٥ ، ۸:٢٧ ‎ق.ظ

پست 4836 : : سیاست6 . قسمت 531

«محمود واعظی وزیر ارتباطات: ما معتقدیم آقای علی‌عسگری [رئیس سازمان صدا و سیما] انسان بسیار خوب و مثبتی است و بسیار هم علاقه‌مند است که کار کند ولی هنوز بخش‌هایی در صداوسیما هستند که آنجا را به عنوان یک دانشگاه اداره نکرده و به آن به عنوان یک مجموعه منصف نگاه نمی‌کنند. این گروه محدود که نفوذ زیادی هم دارند می‌خواهند صداوسیما را به عنوان یک حزب و جناح اداره کنند که این مساله خیلی اشتباه است.» (منبع: اینجا)

«محمد باقر نوبخت سخنگوی دولت: ...اما زیبنده رسانه ملی نیست... از همین جا از رئیس، معاونان و توده های کارکنان صدا و سیما که زحمت کش و شریف هستند، قدردانی می کنم. تیمی محدود سیاسی برخی از برنامه ها را حساب شده تهیه می کند که ما حساب آن ها را از حساب رسانه ملی جدا می کنیم اما مردم آن ها را به حساب صدا و سیما می گذارند... رسانه ملی دانشگاه است، این دانشگاه مسیر درست را برای ارزیابی در اخیتار مردم قرار دهد و القای شبهه نکند.

سخنگوی دولت انتقاد خود را متوجه تیم سیاسی ویژه در صدا و سیما دانست و افزود: هدف این کار را بیش از تبیین، تخریب می دانیم که عدد اعلامی نهاد رسمی و قانونی کشور را با مصاحبه چهار نفر نادرست بدانند.» (منبع: اینجا)

نکتۀ صریح دامنه : به نام خدا. جنابان واعظی و نوبخت، این تیم ویژه در درون صدا و سیما، فقط  دولت شما را تخریب نمی کند. آنها باندی مخفی و مخوف اند که با تفکر منحط خود، نظام را تضعیف می کنند و نسل جوان را به جای جذب، دفع و بلکه منزجر می کنند. این باند که مأمورند، عامل اصلی بحران 88 هستند. اینان بزرگان دینی، سیاسی، فقهی، مراجع و روشنفکران متفکر و دانشمندان هویت دار مستقل را تخریب کردند. اینان مانند آن باند قتل های زنجیره ای در وزارت اطلاعات باید رسوا شوند و از آنجا بیرون ریخته شوند.

تا صدا و سیما، شخصی ست و بدون نظارت و پاسخگو و یکه تاز و مطلق العنان، همین است که همین است. باید این سازمان، انتخاباتی شود و با رأی مردم، رئیسش انتخاب شود و از سوی مجلس _که به قول امام «عصارۀ ملت» باید باشد، نظارت گردد؛ تا واقعاً صدا و سیمای جمهوری اسلامی باشد، نه صدای شخصی. همین و بس.

چهارشنبه ٢٥ اسفند ۱۳٩٥ ، ۸:٢٦ ‎ق.ظ

پست 4835 : مرجعیت شیعه. قسمت 88

فتوای شرعی : «حضرت آیت‌الله العظمی سیستانی به پرسشی هایی درباره ورزش بانوان  پاسخ گفته است. به گزارش شفقنا متن پرسش های مطرح شده وپاسخ این مرجع تقلید شیعیان بدین شرح است:

۱پرسش: آیا بانوان می توانند به انواع مختلف ورزش کشتی بپردازند و آیا آنان می توانند اندام لخت کشتی گیران را مستقیم و یا در صفحه تلوزیون بدون لذت جنسی تماشا کند؟

پاسخ: هر چیزی که به انسان ضرر بزند حرام است و بنابر احتیاط واجب، زن، اندام مرد نامحرم را بدون لذت حتی در صفحه تلوزیون هم ننگرد مگر دست و پا آنچه که معمولاً، پوشانده نمی شود.

۲پرسش: آیا رقص برای ورزش و ایجاد شادی با خواهر یا مادر اشکال دارد؟

پاسخ: به احتیاط واجب جایز نیست.

۳ پرسش: لطفا نظرتان را درباره ورزش باستانی زنان و برگزاری کلاسهای مرشدی برای زنان اعلام فرمایید؟

پاسخ: با رعایت حدود شرعی اشکال ندارد.

۴پرسش: حکم انجام ورزش (همراه با موزیک) جهت سلامتی جسمی توسط خانمها چیست ؟

پاسخ: ورزش اشکالی ندارد و موسیقی اگر لهوی باشد گوش دادن به آن جایز نیست.» (منبع: اینجا)

چهارشنبه ٢٥ اسفند ۱۳٩٥ ، ۸:٢٥ ‎ق.ظ

پست 4834 : : سیاست6 . قسمت 530

نکتۀ دامنه : به نام خدا. این بچه نیست، بلکه جوانی ست که دیکتاتور کمونیست کره شمالی  شده است و جایگزین پدرش کیم ایل سونگ گردیده است. در ایران، جناح راست، حامی اوست و از کره شمالی حمایت می کند. جناح چپ اما، منتقد اوست و کره جنوبی را متمدّن می داند و به دموکراسی نزدیک.

نمی دانم چرا کمونیست ها هر کجا، کشوری را گرفته اند، ار روس تا کره و از کوبا تا هر کجا، دیکتاتور شده اند و برخی ها حتی خون آشام گردیده اند. همانند ژوزف استالین. هین! همین.

چهارشنبه ٢٥ اسفند ۱۳٩٥ ، ۸:٢۳ ‎ق.ظ

پست 4833 : سیاست6 . قسمت 529

متن نقلی : «هیات رسیدگی به تخلفات هیات رئیسه مجلس صبح (سه‌شنبه 24 اسفند 1395)  برای بررسی "حضور علی مطهری، محمدعلی وکیلی و بهروز نعمتی در دیدار اعضای فراکسیون امید با رئیس دولت اصلاحات [حجة الاسلام والمسلمین سیدمحمد خاتمی] تشکیل شد و 16 نفر از اعضای این هیات اعلام کردند که این سه نفر تخلفی مرتکب نشده‌اند.» (منبع: اینجا)

نکتۀ ویژۀ دامنه : به نام خدا. جلّ الخالق! جهان دارد کُره های جایگزین را برای زیستن، تحقیق و  تفحُّص می کند، اینجا، در ایران بزرگ، باقِدمت، باتمدُّن، بامکتب اسلامی شیعی ما، نمایندگان مجلس را سین جیم می کنند که چرا رفتی با رئیس جمهور اسبق سید محمد خاتمی دیدار کرده ای؟ و مثل دادگاه رأی می دهند خطا کرده یا نکرده. واقعاً که... .

چهارشنبه ٢٥ اسفند ۱۳٩٥ ، ۸:٢٢ ‎ق.ظ

پست 4832 : مباحث اجتماعی3 قسمت 243

«روزنامه رأی الیوم در سرمقاله خود نوشت: سردبیر این روزنامه یعنی روزنامه «رأی الیوم» در دیدارهایش با مسئولان بلندپایه کشورهای حاشیه خلیج فارس (ببخشید که نام آنها را به دلیل امانتداری ذکر نمی کنیم) و پیش از آن که در نتیجه موضع گیری اش به دلیل جنگ یمن مورد تحریم قرار گیرد، ملاحظه کرد که آنها از موبایل هایی از نوع بسیار قدیمی و از نوع «نوکیا» استفاده می کنند و از هیچ کدام از موبایل های هوشمند جدید استفاده نمی کنند؛ امری که باعث تعجب و شگفتی اش شد؛ این غیرعاقلانه است که این حاکمان یا وزرای شان توانایی خرید موبایل های پیشرفته هوشمند را نداشته باشند این در حالی است که خزانه های کشورهای شان ده ها یا صدها میلیارد دلار از آن سریز کرده است، ناگزیر در این مساله«رازی»است که باید به دنبال تفسیر این پدیده بود.

زمانی که این مساله را با نخستین متخصصان دستگاه های ارتباطی دیجیتالی مطرح شد، پاسخ این بود که این موبایل ها قدیمی هستند و نفوذ به آنها و تجسس علیه شان دشوار است، دقیقا برعکس موبایل های مدرن و پیشرفته است که می توان برای جاسوسی از صاحب شان، مکالمه هایش، تحرکاتش و چه بسا حتی تصویربرداری از او در اتاق خوابش مورد استفاده  قرارشان داد.

همانطور که اسناد ویکی لیکس فاش کرده است بیشتر شبکه های اجتماعی از فیسبوک و توییتر گرفته تا واتساپ و تلگرام و غیره امن نیستند و می توان به آنها نفوذ کرد و دیگر هیچ راز و  مساله شخصی پنهان نمی ماند، متاسفانه. خدا رحمت کند زمانِ زیبای تلفن ثابت سنتی را» (منبع: اینجا)

چهارشنبه ٢٥ اسفند ۱۳٩٥ ، ۸:٢۱ ‎ق.ظ

پست 4831 : بزرگان دینی و علمی (21)

به نام خدا. مرحوم آیت‌الله حاج شیخ حسنعلی نخودکی اصفهانی که در خراسان ساکن بود، آنجا را وطن خود قرارداد، ایشان عارفی روشن ضمیر و دارای کرامات و ادعیه و مکاشفات و اهل دل بود.

وقتی از کوفه به نجف اشرف می‌رفت، در راه، جمعی از دزدان او را وادار کردند که لباس‌هایش را کنده و به آن‌ها تحویل دهد، مرحوم شیخ نخودکی هم لباس‌هایش را به جز ساتر، از تن بیرون آورد و به دزدان داده و فرمود:

«من این لباس‌ها را به شما بخشیدم تا شما گرفتار معصیت و گناه خدا نشوید، زیرا اگر این‌ها را نبخشم غصب است و مال غصبی حرام است

موقعی که دزدها این اخلاق پسندیده و حُسن رفتار و بزرگواری را از آن مرحوم دیدند، لباس‌ها را به او پس داده و به دست او توبه ‌کردند. (منبع: کتاب داستان هایی از اخلاق اسلامی).

فَقُولَا لَهُ قَوْلًا لَّیِّنًا لَّعَلَّهُ یَتَذَکَّرُ. طه. آیۀ 44. با او به نرمی سخن گویید، شاید پند گیرد

عالَمی را یک سخن ویران کند

روبَهانِ مُرده را شیران کند

مولوی

چهارشنبه ٢٥ اسفند ۱۳٩٥ ، ۸:۱٩ ‎ق.ظ

پست 4830 : اُنس با قرآن

یَا أَیُّهَا الْإِنْسَانُ إِنَّکَ کَادِحٌ إِلَى رَبِّکَ کَدْحًا فَمُلَاقِیهِ. ای انسان! تو با تلاش و رنج به سوی پروردگارت می‏روی و او را ملاقات خواهی کرد.

(سوره ۸۴: الانشقاق - جزء ۳۰ - آیۀ 6، ترجمۀ مکارم شیرازی)

چهارشنبه ٢٥ اسفند ۱۳٩٥ ، ۸:۱۸ ‎ق.ظ

پست 4829 : به قلم حجة الاسلام محمدجواد غلامی دارابی 56

«اثبات خویشتن. به نام خدا، تلاش برای این که ثابت کنیم چه موجودی خوبی هستیم، تلاش برای اثبات خوب بودن، تلاش برای این که نشان دهیم دیگران تا چه اندازه ای ما را رنج می دهند، تلاش برای این که نشان دهیم چه اندازه ما رنج می کشیم، تلاش برای این که نشان دهیم چه اندازه فهیم هستیم، رفتاری مخرّب و علیه خویشتن است.

این ها نشانه آنند که در یک رابطه بد کار کرد گرفتار شده ایم. مسئله این نیست که دیگران ما را جدی بگیرند، مسئله این نیست که دیگران بپذیرند که چه اندازه خوب هستیم، مسئله این نیست که دیگران بدانند تا چه اندازه واجد شرایط و پسندیده هستیم. قبل از هر کسی، این خود ما هستیم که باید این ها را بدانیم و به آن ایمان داشته باشیم.

لقمان حکیم در توصیه به فرزندش اظهار نمود: فرزندم! دل بسته به رضای مردم و مدح و ذم آنان مباش؛ زیرا هر قدر انسان در راه تحصیل آن بکوشد به هدف نمی رسد و هرگز نمی تواند رضایت همه را به دست آورد.»

سه‌شنبه ٢٤ اسفند ۱۳٩٥ ، ٩:٤۸ ‎ق.ظ

پست 4828 : به قلم حجة الاسلام مالک رجبی دارابی 173

«سلام :بسمه تعالی. چهارشنبه سوری از دیدگاه آیت‌الله العظمی جوادی آملی. به مناسبت فرا رسیدن آخرین چهارشنبه سال و جشن چهارشنبه سوری بخشی از نظرات مرجع عالیقدر جهان تشیع، آیت الله جوادی آملی را در این خصوص منتشر می‌کنیم.

آتش در ایران قدیم، مقدس و همپایه فرزند اهورا مزدا شمرده می‌شد، از این رو پیش از نوروز به آتشکده‌ها می‌رفتند و آتش بر می‌افروختند و چون طبق برخی از نقل‌ها در ایران هفته نبود، این مراسم در سیصد و شصتمین روز سال (روز بیست و ششم اسفند ماه) برگزار می شد و معتقد بودند در این روز فرورهای (ارواح) نیاکان به زمین فرود می‌آیند و این آتش برای راهنمایی آنهاست ولی آتش افروختن و جستن از آن و شادی کردن در کنار آن، ترقه زدن و منفجر کردن مواد منفجره در چهارشنبه آخر سال، نه برهان عقلی دارد و نه دلیل نقلی و نه منفعت ملی و جز خرافه و در مواردی زیانباری غیرقابل جبران چیز دیگری نیست.

در هیچ یک از متون باقی مانده پیش از اسلام اشاره‌ای به جشن چهارشنبه سوری نشده است. در اوستا، کتیبه‌های عیلامی، هخامنشی، اشکانی، ساسانی و


ادامۀ مطلب
سه‌شنبه ٢٤ اسفند ۱۳٩٥ ، ٩:٤٧ ‎ق.ظ

پست 4827 : به قلم دامنه

به نام خدا. این گوریل است. نمی دانم آیا می خواهد دید بزند یا می خواهد میوه ای بکَند. یا نه می خواهد سواری بر مردش گیرد و بر کولش راه برود. نمی شود ذهن خوانی کرد و هرمنوتیک کارشان را دقیق حدس زد. ولی اینا مرا بردند به قدیم قدیما. آن دم دمای نوروزها که گردگیری خونه می کردند و نردبان نداشتند و کاتی پله داشتند.

همین گونه که گوریل می کند؛ ماها هم می کردیم. یعنی این گونه، گوریل گونه، هم برای گردگیری دمِ عیدی چهارزانو می زدیم. و هم برای قاپیدن چیزمیز از طاقچه های پُر از میوه و حلوا و پول مول جرنگ جیرینگ و خِرط و پِرط، به صورت زیرزیرکی و یواشکی، گوریل وار، نردبان همدیگر می شدیم و تک می زدیم و درمی رفتیم. همه به نظرم این گونه گوریلی کرده اند. و من بگذرم. این هم خاطره ام. عکس هم از عبدی رفیقم.

سه‌شنبه ٢٤ اسفند ۱۳٩٥ ، ٩:٤٦ ‎ق.ظ

پست 4826 : به قلم دامنه

به نام خدا. لاک و کیل لاکدارابکلا و فرهنگ لغت 64. این لغت در دارابکلا به ظرفی اطلاق می شد که با کُندۀ چوب ساخته می شد و بسیار پُرکاربرد بود از جمله:

1- در آن خمیر تَندیرنون می مالیدند و بعد گوشه ای زیر پتو یا گلیم جاسازی می کردند تا خمیر فطیر نگردد و خوب، پُخت آید.

2- از جهیزیه های زنان در قدیم بود. با ظروف مسّی و برنجی هم ردیف بود.

3_ کیل یعنی کیلوکردن و وزن نمودن، و کیل لاک، لاکی بود برای پمون کردن گندم و جو و آرد وکانجی و نخود. پمون، مخفف پیمانه است.

الان اگر به دخترهای امروزه روز بگویید این لاک و کیل لاک کادوی من برای جهیزیه ات؛ تا عمر دارند؛ می نشینند گوشه و هی فیسینگ فیسینگ می کنند و می گویند:

ساید بای ساید می خوام.

سامسونگ می خوام.

سند آپارتمان شش دونگ می خوام.

سفید امضای چک پول می خوام.

لاگ و لَوه و جاجیم و گلیم را می خوام چیکار!

بگذرم و بگویم که عکس لاک را هم از عبدی گرفتم و جیم فنگ.

سه‌شنبه ٢٤ اسفند ۱۳٩٥ ، ٩:٤٥ ‎ق.ظ

پست 4825 : سلسله مباحث خط امام (74)

احترام فوق العادۀ امام به همسرش: «کودک بودیم و اهل شیطنت و توپ بازی اما این بار به جای  حیاط، اتاق را برای بازی انتخاب کرده بودیم. بعد از چند دقیقه ای که از بازی گذشت، توپ به شیشه خورد و شکست. آقا [1] متوجه شدند و دلخور و می خواستند ما را ادب کنند که من گفتم: خانم [22] به ما اجازه  دادند که در اتاق بازی کنیم. این حرف من، آقا را خلع سلاح کرد و دیگر هیچ نگفتند و رفتند. [3] (منبع: اینجا)

پاورقی ها:

امام خمینی (س)

خانم خدیجه ثقفی، همسر امام خمینی (س)

برگرفته از خاطره فریده مصطفوی، دختر امام خمینی (س)

سه‌شنبه ٢٤ اسفند ۱۳٩٥ ، ٩:٤٤ ‎ق.ظ

پست 4824 : سیاست6 . قسمت 628

آیة الله محمد تقی مصباح یزدی در دیدار با جمعی  از اعضای حزب مؤتلفه اسلامی: «بنده به دنبال شناخت وظیفه ای هستم که بتوانم در مقابل خدا جوابگو باشم؛ هر گاه تشخیص دهم کسی اصلح است، از او حمایت می‌کنم، و اگر کار به جایی رسید که قرار است کسی رأی بیاورد که ضررش بیشتر است و رأی به رقیب او سبب دفع ضرر بیشتر می‌شود، دفع افسد به فاسد می‌کنم؛ اما قرارنیست از اول فاسد را ترویج کنم. در صورتی می‌توانم به کسی رأی دهم که بینی و بین الله تشخیص دهم از میان افراد موجود، او اصلح است؛ اما قول دیگران برای من حجت نیست؛ البته رفت و آمد، و بحث و گفتگو با دوستان گرامی را با کمال میل انجام می‌دهم، اما نمی توانم به کسی قولی دهم که از فلانی حمایت می‌کنم، چون حجتی پیش خدا ندارم؛ اما با تمام وجود سعی می‌کنیم اگر کسی را معرفی کردید که در شاخص‌های گفته شده، برتر و اصلح باشد و برای ما هم ثابت شد، از وی حمایت کنیم؛ البته منتی بر شما نداریم، بلکه وظیفه ای است که در مقابل خدا باید انجام دهیم.» (منبع: اینجا)

نکتۀ ویژۀ دامنه : به نام خدا. ضمن سلام و احترام؛ به گمانم دیگر ورود یا عدم ورود برخی از علما  از جملۀ شخص شما جناب آیة الله آقای محمد تقی مصباح یزدی، برای این جناح راست که هر بار «برندسازی» می کند و اسم عوض می سازد و ساز تازه می زند و به نظر من باندسازی می نماید و علمای بزرگ را دور می زند، فرق و توفیری نمی کند. بگذرم که گذشت آن زمان که ... .

سه‌شنبه ٢٤ اسفند ۱۳٩٥ ، ٩:٤۳ ‎ق.ظ

پست 4823 : مرجعیت شیعه (87)

به نام خدا. فتوای شرعی: «حضرت آیت‌الله العظمی سیستانی فتوایی درباره کاری که انسان را زبون سازد بیان کرده است. به گزارش شفقنا متن فتوای مطرح شده این مرجع تقلید شیعیان بدین شرح است:

«هیچ مسلمانی نباید خود را در برابر انسان دیگر اعم از این که او مسلمان باشد و یا غیر مسلمان خوار و زبون سازد، پس کاری که یک مسلمان انجام میدهد اگر او را در مقابل شخص نامسلمانی خفیف و بی مقدار کند پرداختن به چنان کار خفت بار ،جایز نمیباشد.» (منبع: اینجا)

سه‌شنبه ٢٤ اسفند ۱۳٩٥ ، ٩:٤٢ ‎ق.ظ

پست 4822 : به قلم حجة الاسلام علی اکبر دارابکلایی 97

«قسمت 17. فصل شانزدهم : ایمان. مقدمه. حمد و ستایش پروردگاری را سزاست که انسان را آفرید و بابهای سعادت و کمال را به روی او گشود و راه دستیابی به این مهم را ایمان و تسلیم قرار داد. هدف از خلقت انسان، عبادت و پرورش روح بندگی در اوست. و چه چیز جز ایمان با این روح بندگی سازگار و عجین است؟ در آیات و روایات فراوانی به اهمیت ایمان پرداخته شده و هر فرد را به این حقیقت رهنمون می سازد که کوتاهترین و مطمئن ترین راه برای رسیدن به هدف والای آفرینش و قرب پروردگار ایمان است. ایمان با شناخت و معرفت آغاز می گردد با اقرار و شهادتین معنا می یابد و با عمل با اعضا و ارکان بدن محقق می گردد. ایمان مراتب و مراحلی دارد و فرد با قدم نهادن در این مسیر هرگز متوقف نمی گردد، او همواره یا حرکتی رو به بالا دارد و یا سیر نزولی پیدا می کند، البته اگر ایمان حقیقی و راستین باشد،نه تنها همواره سیر صعودی دارد، بلکه فرد تمام آنچه برای او ارزشمند و گرانمایه است، در راهش فدا می نماید. چرا که ایمان با فضیلت ترین فضیلتهاست.

معانی ایمان: ایمان در دو معنا به کار رفته است: ۱- اعتقاد به امامت و ولایت أئمۀ دوازده‌گانه. ۲- در کلمات فقها گاهی ایمان به معنای اسلام نیز آمده است. (مسالک الافهام ج۵، ص۳۳۷۳۳۸) از ایمان به معنای اعتقاد به


ادامۀ مطلب
سه‌شنبه ٢٤ اسفند ۱۳٩٥ ، ٩:٤۱ ‎ق.ظ

پست 4821 : به تنظیم دامنه

به نام خدا. آثار دامنه. پژوهش ها، مقالات، اسناد و یادداشت ها 53

      

      

نمونه هایی از دستنوشتۀ دامنه در ارائه به «جلسات جهان بینی و اصول اعتقادی دهۀ شصت تا دهۀ هفتاد دارابکلا» که به صورت ماهانه با رفقا برگزار می کردیم. به روح روانشاد یوسف رزاقی درود می فرستم که خانه اش مرکز اصلی این جلسات بود و بسیار هم بذل و بخشش داشت در برپا و برجا ماندن آن

سه‌شنبه ٢٤ اسفند ۱۳٩٥ ، ٩:٤٠ ‎ق.ظ

پست 4820 : به ذوق دامنه

به نام خدا. دامنهٔ کویر2، کویریات دامنه 106. استاد شهید آیة الله مرتضی مطهری خیلی زیبا و به نظرم باحکمت و دقت و روشن بینانه و شاید آینده نگرانه و گلایه آمیز و منتقدانه گفته بود:

ما برای «سیرکردن» انقلاب کرده ایم؛ نه برای «سیرشدن»

دزد من نبودم! اون بود!

سه‌شنبه ٢٤ اسفند ۱۳٩٥ ، ٩:۳٩ ‎ق.ظ

پست 4819 : به قلم دامنه

به نام خدا. در قسمت 18 درس مبانی علم سیاست از نظریه های پنچگانۀ «خاستگاه دولت»_که در پست 4653 اینجا نام برده بودم_ اینک نظریۀ خاستگاه زور را می نویسم:

این نظریه پیدایش و ضرورت وجود دولت و حکومت را توجیه عقلی می کند و می گوید دولت محصول زورِ آشکار قوی ترها بر ضعیف ترهاست. در این نظریه، انقیاد ضعیف از قوی مطرح است.

مثلاً لیکاک گفته است این نظریه: «از لحاظ تاریخی بدان معنی است که حکومت محصول تجاوزگری بشر است... غلبۀ انسان بر انسان...»

بر مبنای این نظریه، دولت ها حتی پس از تأسیس و استقرار نیز، حق بکارگیری زور را دارند و حفظ حکومت و امنیت را بدون زور ناممکن می دانند. تمایل کشورها به ایجاد پیمان های نظامی و افزایش قدرت نظامی، ناشی از همین رویکرد و تفکر است. یعنی زور برای بقا ضروری ست.

در اهل سنت نیز پاره ای از عُلما به نظریۀ زور، قهر و غلبه اعتقاد دارند: «الحقّ لمَن غلَب». که برای تکمیل بحث و برای خوانندگان اهل اندیشه و پیگیر این گونه مباحث آن را در ادامۀ مطلب مستند کرده ام. تا کلاس نوزدهم. خدا نگه دار.


ادامۀ مطلب
سه‌شنبه ٢٤ اسفند ۱۳٩٥ ، ٩:۳۸ ‎ق.ظ

پست 4818 : به قلم دامنه

به نام خدای آفرینندۀ آدمی. در ادامۀ «آنچه بر دامنه گذشت»، به بقیۀ مسائل مدرسۀ راهنمایی ابن سینای سورک می پردازم. آن سال ها در مدرسۀ راهنمای ابن سینای سورک، چند چیز دیگر در ذهنم برجستگی داشت:

1- فرح دیبا همسر شاه _که ملکه شهبانو خوانده می شد و در کشور و حکومت نفوذ زیادی داشت_ در سورک روبروی عبور لالیم، شهرکی دیدنی_نمایشگاهی ساخته بود و گویا خود هم برای افتتاح آن آمده بود؛ که به آن بعداً می پردازم.

2- فرهنگ دوچرخه سواری برای ما باب شده بود. چون ایاب و ذهاب به سورک، سخت و پولکی شده بود، برخی از دانش آموزان ترجیح داده بودند دوچرخه بخرند و با آن به مدرسه بروند. حتی در ساعات بیکاری دوچرخه را به سایر بچه ها اجاره می دادند که با آن چند دور بزنند؛ و از این راه پولی هم به دست می آوردند که اغلب می رفتند ساری و نکا سینما.

3- ما چندتا چندتا از سه راه تا داخل میدان اصلی سورک، پیاده می رفتیم. در مسیر، به تماشای ماشین هایی که تازه مُدِ روز شده بودند، می پرداختیم. کشته شدنِ برادرِ جعفر مؤذّن، فرزند مرحوم کبل فرج، در همین مسیر جادۀ سورک، توسط برخورد کامیون با دوچرخه اش، موجی از نگرانی ها در خانواده ها ایجاد کرده بود. و همین باعث شده بود چند وانت نیسان و مزدا شاگردان را به ابتدای عبور سورک برسانند. و همین تا حدّی برای مان مایۀ التیام و رفع خستگی گردیده بود.

بگذرم که الان داخل خود دارابکلا هم، دانش آموزان با سرویس و تاکسی تلفنی پا به مدرسه می گذارند. حال آن که، گاهی برخی از دانش آموزان روستاهای بالادست دارابکلا تا به مدرسه برسند، باید سه چهار رودخانه ی پر از آب و سیلاب را رد می کردند و چکمه را درمی آوردند و شلور را لینگه چی می کردند و از رودخانه با زار و زور عبور می نمودند. و با این سختی ها سواد می آموختند. اگر هم کمی مرفّه تر بودند با اسب و الاغ پدران شان عبور داده می شدند و بقیه را پیاده می آمدند مدرسه.

4- در آن سال ها، برخی ها در خود روستای سورک عاشق شده بودند و برخی ها هم در دارابکلا جرقّه های عشق در آن ها جهیدن گرفته بود از جمله دامنه که مفصّل و شرحه شرحه این پاره از سرگذشتم را می گویم.

(در اینجا فلق و شفق هم منتشر می شود)

دامنه. سال 1357 دریای خزر ساری

سه‌شنبه ٢٤ اسفند ۱۳٩٥ ، ٩:۳٧ ‎ق.ظ

پست 4817 : اُنس با قرآن

إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِنْدَ اللَّهِ الصُّمُّ الْبُکْمُ الَّذِینَ لَا یَعْقِلُونَ (22)... إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِنْدَ اللَّهِ الَّذِینَ کَفَرُوا فَهُمْ لَا یُؤْمِنُونَ (55).

بدترین جُنبندگان نزد خدا افراد کر و لالی هستند که اندیشه نمی‏کنند... بدترین جنبندگان نزد خدا کسانی هستند که راه کفر پیش گرفتند و ایمان نمی‏آورند.

(سوره ۸: الأنفال - جزء ۹ - آیۀ 22  و  آیۀ 55 ترجمۀ مکارم شیرازی)

آیة الله العظمی ناصر مکارم شیرازی مرجع تقلید و مترجم و مفسّر قرآن

سه‌شنبه ٢٤ اسفند ۱۳٩٥ ، ٩:۳٦ ‎ق.ظ

پست 4813 : به قلم حجة الاسلام محمدجواد غلامی دارابی 55

«هم وابستگی. به نام خدا. «هم وابستگی» یا وابستگی متقابل، ارتباطی است که معمولا با عشق و دوست داشتن اشتباه گرفته می شود. در یک ارتباط هم وابسته، یک فرد حامی وجود دارد که نیاز بی اختیار برای کمک رساندن به دیگران دارد و شخص حمایت شونده، نیازمند است که همواره مشکلات او توسط دیگران حل شود.

مهمترین نشانه هم وابستگی گیر افتادن در رابطه نامناسب و غیر کارآمداست. هم وابسته ها نیازمند دوست داشته شدن هستند و تنها در این صورت احساس خوب بودن می کنند. آن ها با وجود این قادرند خود را اداره کنند، در هراس دائمی از وانهاده شدن و رها شدن به سر می برند، آن ها قادر نیستند تنهایی خود را تحمل کنند و این خصوصیت باعث می شود که حتی رابطه های نامطلوب و دردناک خود را ادامه دهند.

این طبیعی است که ما بخواهیم افرادی را که دوست داریم یا برای ما مهم هستند، راضی نگه داریم ولی هم وابسته ها، در راضی کردن دیگران نوعی اجبار احساس می کنند و "نه" گفتن برای آنها دشوار است.

اولین گام برای رهایی از هم وابستگی پذیرش "هم وابسته بودن" است. فرد هم وابسته لازم است بپذیرد که وابستگی اش ابتدا به خود و سپس به دیگران آسیب می رساند. (برگرفته از کتاب "هم وابستگی" اثر جدید ملودی بیتی)»

دوشنبه ٢۳ اسفند ۱۳٩٥ ، ۱۱:۱۱ ‎ق.ظ

پست 4816 : به قلم دامنه

مجسمۀ غول در بوداپست پایتخت مجارستان

به نام خدا. مِه رِه کوه سر دخاته. دارابکلا و فرهنگ لغت 63. این لغت و اصطلاح فعلی (=جمله ای) را دارابکلایی ها در چند جا بکار می برند. اغلب هم، زنان از آن استفاده می کنند. در معنای فارسی، این عبارت یعنی مرا آوار کوه فراگرفت.

وقتی ناخوشی ببینند، می گن: مِه رِه کوه سر دَخاته

وقتی از کار کسی مات و مبهوت شوند، می گن: مِه رِه کوه سر دخاته

وقتی واشونِ شی آن طور که باید می بود، نیست، می گن: مِه رِه کوه سر دخاته

وقتی دم به دم بد بیارند، می گن: مِه رِه کوه سر دخاته

وقتی شب خوی هولناک ببینند و فردا بشینن قاتّه قاتّه برای این و اون مثل نُقل و نبات پخش و ضبط کنن می گن: مِه رِه کوه سر دخاته. غول سر دخاته. ورگ دَم بخارده. کال دِم سگ دَم بَخارده.

دوشنبه ٢۳ اسفند ۱۳٩٥ ، ۱۱:٠۸ ‎ق.ظ

پست 4815 : به قلم دامنه

به نام خدا. رفته بودم نمایشگاه کتاب در قم که به مناسبت درراه بودن سال نوی 1396، در ورزشگاه شهید حیدریان برگزار شد. دیدم روی شاهنامۀ فردوسی خیلی نوید داده شده... که در عکسی که از آن انداختم در بالا می بینید.

با یکی در مسیر که ایران را دوست می داشت و اهل روستای سراچه قم بود _روستای شهید محمد حسین فهمیده_ هم صحبت شدم. سخن بین ما کشیده شد به خیام و فردوسی. گفت رفته بودم توس آرامگاه فردوسی. آنجا شاهنامۀ فردوسی خریدم، ولی خیلی ناراحت شدم. گفتم چرا ناراحت؟ گفت فروشنده، شاهنامۀ فردوسی را گذاشت داخل پلاستیک سیاه داد به من. گفتم چه عیبی دارد؟ گفت باید شاهنامه را به بهترین شیوه، دست مشتری بدهند. شاهنامه است، شوخی که نیست.

گفتم به او چه گفتی؟ گفت گفتم بهترین کار این است پاکت هایی نفیس و کاغذی بسازند و روی آن اشعار آموزنده ی فردوسی را حکّ کنند و از این طریق هم شاهنامه فروشی حرمت داشته باشد و هم با اشعار تبلیغی چند بیتی، روح ملت ایران و شیعیان زنده گردد.

شرح بیشترش در دامنه نمی گنجد و فقط این جمله را در اهمیت شاهنامه فردوسی می آورم و می گذرم:

«بنده مطمئن هستم که اگر از 100 نفر نابرگزیده بپرسید که: «چرا شاهنامه یکی از مفاخر ملی ماست؟» بیش از 90 نفر آن‌ها اهمیت ملی شاهنامه را در تبلیغ میهن پرستی و شرح پیروزی های ایرانیان بر دشمنان آن‌ ها می‎دانند که تازه در همین جا هم اغلب فراموش می‎گردد که شاهنامه سرگذشت شکست های ایرانیان هم هست و اصطلاحی که بر طعنه می‎‎گویند  «شاهنامه آخرش خوش است»، از همین جا برخاسته است.

به سخن دیگر وقتی ما از اهمیت ملی شاهنامه سخن می‎گوییم، غالباًَ تنها به اهمیتی که این کتاب برای ملیت ما دارد نظر داریم. ولی اهمیت ملی شاهنامه خیلی بیش از این است.» (منبع نقل قول: اهمیت شاهنامه فردوسی. دکتر جلال خالقی مطلق)

دوشنبه ٢۳ اسفند ۱۳٩٥ ، ۱۱:٠٧ ‎ق.ظ

پست 4813 : به قلم حجة الاسلام علی اکبر دارابکلایی 96

«قسمت 16. فصل پانزدهم : وجدان کاری. روایات : 1- امام باقر (ع): هیچ چیز نزد خداوند، محبوب تر از کاری نیست که بر آن مداومت شود، هر چند اندک باشد. (الکافی). 2- پیامبر اکرم (ص) فرمودند:خداوند دوست دارد که هرگاه یکی از شما کاری انجام می‏دهد آن را استوار و درست به سامان رساند. (کنزالعمال). 3- امام علی (ع): کار کنید و آن را به پایانش رسانید و در آن پایداری کنید؛ آن گاه شکیبایی ورزید و پارسا باشید. همانا شما را پایانی است؛ پس، خود را به آن پایان (بهشت) رسانید. (نهج البلاغه). 4- امام علی (ع): به طاعت خدای سبحان دست نیابد مگر کسی که تلاش کند و نهایت کوشش خود را به کار گیرد. (غررالحکم).

وجدان کاری: با توجه به تعریف‌های یادشده از وجدان و کار، پژوهشگران برای «وجدان کاری» تعریف‌های متعددی عرضه کرده‌اند؛ از جمله اینکه «وجدان کاری بازگوکنندة انگیزة درونی است که هر فرد با توجه به آن و با شناخت کامل به وظایف محوله، درصدد انجام بهینة کار خویش برمی‌آید. بنابراین، ملکه‌ای که بر طبق آن کاری بدون احتیاج به محرک‌های خارجی، با دقت و کامل انجام گیرد، برخاسته از وجدان کاری به شمار می‌آید. به‌طور خلاصه می‌توان گفت وجدان کاری برابر است با حالت ثابت درونی که فرد را به انجام درست دقیق کار، با میل و رغبت و اشتیاق ترغیب می‌کند (منطقی، 1375، ص 8)

مهم‌ترین نکته‌ای که در تعریف وجدان کاری باید در نظر گرفت، این است که وجدان کاری به‌مثابه یک


ادامۀ مطلب
دوشنبه ٢۳ اسفند ۱۳٩٥ ، ۱۱:٠٥ ‎ق.ظ

پست 4812 : متن نقلی

«روزی من و رجایی با حضرت امام دیداری کردیم که از 8.30 صبح تا 12 طول کشید. ماجرا از این قرار بود که در خرداد سال 60 به هنگام در دستور قرار گرفتن طرحی از سوی فراکسیون سازمان مجاهدین انقلاب پیشنهاد و در دستور جلسه علنی مجلس اول قرار گرفته بود و قرار بود در صحن علنی مجلس مطرح شود. بر اساس آن طرح که «طرح حذف فرمان همایونی» نام گرفته بود، اختیارات نخست وزیر بیشتر و اختیارات رئیس جمهوری کمتر می شد. فرماندهی نیروی انتظامی و انتخاب رییس کل بانک مرکزی به نخست وزیر منتقل می شد. این طرح را فراکسیون غیررسمی سازمان به مجلس برد، فراکسیونی که تعدادش کم، ولی بسیار منسجم بود.

خلاصه قرار بود در آن روز ملاقات با امام، این طرح در مجلس به رای نمایندگان گذاشته شود و امام به نمایندگان توصیه کرده بودند که این طرح را تصویب نکنند. خبرش به ما رسید و ما به جماران رفتیم که با ایشان دیدار کنیم.

قرار شد رجایی خیلی قرص و محکم موضع بگیرد، رفتیم و آقای رجایی در حضور امام پس از طرح موضوع، گفت: «ما قبایی برای نخست وزیری و وزارت ندوخته بودیم. احساس کردیم شما می خواستید ما بیایم و آمدیم حالا دست و پای ما را بسته و انداخته اید در آب و می گویید شنا کنید. اینجا آمده ایم تا تکلیف ما را روشن کنید»؛ شهید رجایی با همین صراحت و شاید تندتر به توصیه امام انتقاد کرد.

در آن جلسه در ابتدا فقط شهید رجایی و من خدمت امام بودیم. امام که معمولا چهره ای جدی داشت، در پاسخ شهید رجایی، خنده شیرینی کرد و گفت: «شما تکلیف مرا روشن کنید بدانید اگر این طرح تصویب شود اولا اینها (منظور بنی صدر و متحدینش یعنی مجاهدین خلق بود) این  کشور را به خاک و خون می کشند و ثانیا عکس العملشان تند است و ما مجبور به واکنش هستیم آنوقت دنیا می گوید بعد از 2500 سال شاهنشاهی نتوانستند اولین رییس جمهورشان را تحمل کنند».

بعد اعضای شورای نگهبان به جمع سه نفره ما پیوستند و آنها هم نظرات ما را تأیید کردند. امام قبول نمی کرد تا آنجا که یکی از آنها به امام گفت اگر این طرح پس گرفته شود، مجلس تضعیف می شود که امام با شنیدن این استدلال فرمودند اگر مجلس تضعیف می شود آن را تصویب کنید.

حال به آن زمان اشاره کردید، می خواستیم بدانیم ماجرای میتینگ جبهه ملی در 25 خرداد سال 60 چه بود که منجر به ورود حضرت امام شد؟

تا جایی که به یاد دارم از دفتر اطلاعات و تحقیقات نخست وزیری دولت شهید رجایی به امام اطلاع داده شد که سازمان مجاهدین خلق قصد دارد در حاشیه میتینگ جبهه ملی در 25 خرداد 1360، دست به شورش و خرابکاری بزند و تلاش های دفتر مذکور برای کنترل اوضاع به اندازه ای که باید، کفاف نمی دهد و از امام خواسته شده بود که کمک کنند، امام هم با فراخوان مردم به حسینیه جماران، سخنرانی تاریخی یراد کردند. از سوی دیگر مردم به میدان فردوسی، یعنی مرکز اجتماع جبهه ملی رفتند و توانست جلوی اغتشاش آن روز را بگیرد.

وقتی سازمان مجاهدین خلق از اجرای برنامه خود در آن روز ناامید شد در 30 خرداد با دستور تشکیلاتی تجمعی راه انداختند و از ابتدای خیابان  طالقان تا آخر راهپیمایی مسلحانه برپا و هر چه به دستشان رسید را تخریب کردند.» (متن مفصل مصاحبۀ جماران با مهندس بهزاد نبوی مشهور به چریک پیر در منبع: اینجا)

دوشنبه ٢۳ اسفند ۱۳٩٥ ، ۱۱:٠٤ ‎ق.ظ

پست 4811: به قلم دامنه. به نام خدا. قسمت هفتم زندگانی رهبر معظم انقلاب. در قسمت قبلی پست 4767 اینجا گفتم میرزا معلم قرآنِ سید علی گمان می کرد این پسربچۀ عالِم محلّه  ی سرشور _آقا سیدجواد_ تبرّک شدنی ست. اینک دنباله ی آن:

دامنه

دامنه

کفش سید علی تابستان ها گیوه بود و زمستان ها، میرزائی. پدرش کفش بنددار نمی خرید. اما سیدعلی کفش بنددار دوست داشت: «آرزوی کفش بنددار به دلمان بود. تا الان هم من [رهبر معظم انقلاب] کفش بنددار نپوشیدم.» (منبع نقل قول های مستقم رهبری: شرح اسم. ص 46)

پدر سید علی در کاسه ای چینی در طبقۀ بالا غذا می خورد. بقیه در درون کاسۀ مسّی در اتاق پایین. «مادر جوش می زد که ما سیر شیم.» (منبع نقل قول های مستقم رهبری: شرح اسم. ص 47)

سید علی آقا از کودکی قبا (= لباسی گشاد که تا زیر زانو می رسد) می پوشید. او عمامه هم داشت. مادر برایش می پیچید و به مسجد می رفت. «اما پدرم عباهای خوب می پوشید. زمستان ها عبای نائینی و تابستان ها عبای خاشیه ی خوب می پوشید.» (منبع نقل قول های مستقم رهبری: شرح اسم. ص 47)

رهبر معظم انقلاب در نوجوانی

اما سید علی از این که قبا می پوشید، خجالت می کشید؛ چون با آن لباس بلند حالت انگشت نمایی داشت و بچه های محلّه اش به گویش مشهدی او را آشیخ خُردو (یعنی کوچیک) صدا می کردند. و همین گاهی موجب می شد سید علی با آنها درگیر شود. هم می زد و هم می خورد. ولی اغلب تحمل می کرد و بی اعتنا به آنها رد می شد.

سید علی همان دبستان «تار» می دید. دیدِ چشمش ضعیف بود و کلمه های روی تخته سیاه و حتی معلم را نمی دید. ادامه در پست آتی.

دوشنبه ٢۳ اسفند ۱۳٩٥ ، ۱۱:٠۳ ‎ق.ظ

پست 4810 : به قلم مهندس محمد عبدی 115

«سلام. از دیدن  پست 4809 اینجا، و خواندن مطلب شما شوکه شدم و با خواندن آن بعد از اطمینان از سلامتی خواهرزاده بزرگوار شما تسلی یافتم و خداروشکر نمودم ازین عنایت خداوندی و ...

اصولا تصادف خبر بسیار ناگواری است برای همه و بخصوص خودم که افراد جوان زیادی را در تصادف از دست دادیم و مهمتر از آن تصادف ناگهانی خبر بسیار بدی است و خدا باید صبر عنایت کند به همه. در هر حال آرزوی سلامتی و موفقیت بیشتر می کنیم برای این بانوی ورزشکار موفق ایرانی و هم محلی ما»

پاسخ دامنه : به نام خدا. سلام من هم به شما رفیق من. از لطف و مرحمت شما ممنونم. نشانِ دیدۀ باز شماست. بله، کاملاً به خیر گذشت. به دعای زیبایت آمین می گویم و خدا پدر بزرگورات را غریق رحمت کناد. چون از دیشب تا امروز، زیاد از من پرس و جو کردند، پست «ملیحه فضلی چگونه دچار سانحه رانندگی شد؟» را نوشتم و انتشار دادم.

دوشنبه ٢۳ اسفند ۱۳٩٥ ، ۱۱:٠۱ ‎ق.ظ

 پست 4809 : به قلم دامنه

     

به نام خدای حکیم و مهربان. خیلی خودمونی بنویسم: صبح زود هم با خواهرم مادر ملیحه و هم با جناب فضل الله فضلی پدر بزرگوار ملحیه تلفنی صحبت کردم. آنچه می نویسم حاصل این تماس مستقیم است:

دیروز 22 اسفند 1395 ملیحه فضلی (خواهرزاده ام) و شاگردش زهرا یزدانی از اردوی تیم ملی در تهران، به ساری برمی گشتند. که قرار بود برای سری تازه رقابت های جهانی، به قرقیزستان بروند. ملیحه که در رانندگی هم بسیار مهارت دارد و مطمئن می راند، بعد از پل ورسک بطور نگهانی با یک مانعی خطرناک (جک) که گوشه ی جاده بود مواجه می شود. برای این که به مانع برخورد نکند و آسیبی به ماشین های پشت سر وارد نکند، فوری می پیچد به منتهی الیۀ جاده در سمت راست و همین پیچیش آنی موجب واژگونی ماشینش می شود.

الحمدلله هیچ آسیبی نه او و نه شاگردش ندیدند، با آن که ماشینش چند پُشتک زد. و این نیست جز مشیت خدای مهربان و دعاهای خیر خیرخواهان. ملیحه یک چهره ملی ست. و تعلق به همه ی ملت دارد. از این که از ناحیه ی مادرش، یک دارابکلایی ست به او افتخار دارم. این هم عکس ماشینش بعد از واژگونی:

خودروی 206 ملیحه فضلی در 22 اسفند 1395 پس از واژگونی. عکس ارسالی جناب فضلی

دوشنبه ٢۳ اسفند ۱۳٩٥ ، ٩:٥٢ ‎ق.ظ

پست 4808 : اُنس با قرآن

وَأَنَّا مِنَّا الصَّالِحُونَ وَمِنَّا دُونَ ذَلِکَ کُنَّا طَرَائِقَ قِدَدًا* وَأَنَّا ظَنَنَّا أَنْ لَنْ نُعْجِزَ اللَّهَ فِی الْأَرْضِ وَلَنْ نُعْجِزَهُ هَرَبًا.

و اینکه از ما برخی شایسته و برخی غیر شایسته اند، [و] ما بر مذاهب گوناگون و متفاوتی هستیم، و اینکه ما یقین داریم که هرگز نمی توانیم خدا را در زمین عاجز و درمانده کنیم و هرگز نمی توانیم [با گریختن و فرار] از دسترس قدرت او بیرون رویم.

(سوره ۷۲: الجن - جزء ۲۹ - آیات 11 و 12، ترجمۀ انصاریان)

حجة الاسلام والمسلمین شیخ حسین انصاریان واعظ و مترجم قرآن

دوشنبه ٢۳ اسفند ۱۳٩٥ ، ٩:٥۱ ‎ق.ظ

پست 4807 : معنویت2 (73) لیف روح 185

به نام خدا. آیة الله العظمی محمد تقی بهجت فومنی و توصیه هایش به معنویت. «هر وقت نیمه شب بی اختیار بیدار شدید، سریع نخوابید، چون ملِکی به اذن خدا شما را بیدار کرده تا با خدا هم صحبت شوید. اگر خیلی برایت سخته بیدار بشی، لااقل بلند شو به آنان سلام کن بعد بخواب».

یکشنبه ٢٢ اسفند ۱۳٩٥ ، ٩:٤٦ ‎ب.ظ

پست 4806 : سه عکس از سه دوربین از دارابکلا در اسفند ماه 1395

راست از جناب یک دوست. وسط از حاج علی میرزا. چپ از معین آهنگر دارابی

          

یکشنبه ٢٢ اسفند ۱۳٩٥ ، ٩:٤٥ ‎ب.ظ

پست 4805 : به قلم دامنهدارابکلا و فرهنگ لغت 62

به نام خدا. شهرنون، آری همین شهرنون؛ نون لواشی که بویش فضای مینی بوس و نیسان و تاکسی به سوی دارابکلا را چنان می پیچید که از فرط گرسنگی زیاد نمی ماند به بغل دستی رو بزنی بگی: اِتّا کمه دینی بخاریم تا سره برسیم؟ مگه می داد. چنان دِه دستی چنگ می زد و می گفت توی بُقچه گره زدم وا نوونه. با این حرفش می زد توی مُخچه.

پدر و مادرهای مان وقتی از ساری یا نکا، برمی گشتند زار می زدیم شهرنون خریدین. گاه فوری می دادند، گاه هم غایّم (=قایّم) می کردند و جا می دادند شب یواشکی از زیر لحاف کُرسی درمی آورند و با لوبیا پته به خوردمان می دادند. که من بگذرم.

من رُک بگم بارها از ساری برمی گشتم توی ماشین مبتلا به غش و ضعف گرسنگی می شدم و بوی شهرنون آی مشامم را می نواخت و دریغ از یک لقمه بذل و بخشش.

جرأت نمی کردی بگی. تا می گفتی می گفت یک ساعت چهل و پنج دقیقه نوبت ماندم و کلنجار رفتم تا سی تا شهرنون گیرم آمد. قدیم قدیما این طوری بود، الان همه تنبل شدند و نون باگت و نون ماشینی می خرند و گاه هم شب نون نیست تو لگن بخورن. بگذرم. 

یکشنبه ٢٢ اسفند ۱۳٩٥ ، ٩:٤٤ ‎ب.ظ

پست 4804 : به قلم دامنه

 به نام خدا. پاسخ دامنه به  شیخ مالک در پست 4800 اینجا در بارۀ : «عشق چیست؟عاشق کیست؟». جناب حجة الاسلام والمسلمین شیخ مالک رجبی دارابی ضمن سلام و ابراز دوستی و احترام به شما؛ متن شما را هم ضمن پست کردن، خواندم و هم بعد از انتشار. اینک چند کلام از جان و کام دامنه به آن برادرمقام.

من در عشق، علمی نمی نویسم، چون عشق را علمی نمی دانم. فنی هم نمی نویسم، چون عشق فن هم نیست. نقلی هم نمی نویسم چون عشق را با نقل به هیچ وجه نمی توان معنی کرد و توجیه. از قلبم و هر چه در فهم من است، می نویسم. پس حرف هایم اگر غلط و غلوط دارد، متنی برای زنگ املاء نپندار، انشاء اش بدان که انشاء یعنی آفریدن.


ادامۀ مطلب
یکشنبه ٢٢ اسفند ۱۳٩٥ ، ٩:۳٥ ‎ق.ظ

پست 4803 : به قلم حجة الاسلام محمدجواد غلامی دارابی 54. «شفقت. به نام خدا. شفقت، مهربانی بنیادی به هنگام آگاهی عمیق از رنج بردن خود و دیگران و تمایل برای رهایی از آن است. مطالعات نشان داده اند که شفقت احساس اعتماد، امنیت و ارتباط اجتماعی را بالا می برد.

اساسا" "پذیرش" نقش مهمی را در ارتباط با شفقت ایفا می کند. پذیرش انسانیت با تمامی نقاط قوت و ضعفش و پذیرش موقعیت های سخت، امکان شناخت محدودیت های موجود در ظرفیت کمک کردن را فراهم می آورد و امکان رهایی از ایده آل ها و انتظارات بالا از خود و دیگران را فراهم می رساند.

جوزف کمپل می گوید: زندگی درد است، اما شفقت آن چیزی است که تداوم زندگی را میسر می کند. بی تردید، رفیع الدین واعظ قزوینی چقدر زیبا در این باب سروده است...

سربلندی آرزو داری شفقت پیشه کن

کاین علم را ریزش باران احسان پرچم است
یکشنبه ٢٢ اسفند ۱۳٩٥ ، ٩:۳٤ ‎ق.ظ

پست 4802 : عکس های طبیعت روستای دارابکلا در 22 اسفند 1395 از زاویۀ یال غربی (مَر بَزه زمین = اگر درست تلفظ کرده باشم) و گَت چال، بالادست شاه تپه، کنار لی لِم. ارسالی تقی آهنگر (حاج باقر موسی) به تلگرام دامنه. بقیه در اینجا

      

یکشنبه ٢٢ اسفند ۱۳٩٥ ، ٩:۳۳ ‎ق.ظ

پست 4801 : هلی تی تی و هلو تی تی روستای دارابکلا

یکشنبه 22 اسفند 1395. ارسالی جناب یک دوست به تلگرام دامنه

      

      

یکشنبه ٢٢ اسفند ۱۳٩٥ ، ٩:۳٢ ‎ق.ظ

پست 4800 : به قلم حجة الاسلام مالک رجبی دارابی 171. «سلام علیکم. بسم الله الرحمن الرحیم. به میمنت بحث عشق از برادر بزرگوار جناب حجت الاسلام شیخ محمد جواد غلامی در پست  4743 اینجا  و به پیوست نوشتۀ شما جناب دامنه بزرگوار در پست 4771 اینجا، بنده هم مطالبی در بحث عشق تقدیم حضور می کنم.

ابتداء جناب دامنه تبریک مرا بپذیر بابت موفقیت های ورزشی خواهرزاده ی شما سرکار خانم فضلی [پست 4785 اینجا]. به شما و بستگان دیگرش بابت کشتی آلیش و کسب قهرمانی تبریک می گویم. 

اما بحث عشق: عرفا و بزرگان عرفان مثل شیخ الرئیس ابو علی سینا رحمت الله علیه .... مراتب عشق را پنج درجه نوشته اند:

اول فقدان دل که «من لیس بمفقود القلب لیس بعاشق».

دوم تأسف، عاشق درین مقام بی معشوق خویش هر دم از حیات متأسف بود.

سوم وجد.

چهارم بی صبری، چنانکه گویند: الصبر عندک مذموم عواقبه و الصبر فی سائر الاشیاء محمود.

پنجم صبابت. عاشق درین مقام مدهوش بود و از غلبهء عشق بیهوش.

و عشق را جمعیت کمالات نیز گفته اند، و این جز حق را نبود. و آن را ذات احدیت نیز ذکر کرده اند. و عاشق آن را گویند که اثر عقل در او نباشد و خبر از سر و پا ندارد و خواب خود بر خود حرام گرداند، زبان به ذکر و دل بفکر و جان به مشاهدهء او مشغول دارد. (از کشاف اصطلاحات الفنون).

عشق چون به کمال خود رسد قوا را ساقط گرداند و حواس را از کار بیندازد و طبع را از غذا بازدارد و میان محب و خلق ملال افکند و از صحبت غیر دوست ملول شود یا بیمار گردد و یا دیوانه شود و یا هلاک گردد. و گویند عشق آتشی است که در قلب واقع شود و محبوب را بسوزد، عشق دریای بلا است و جنون الهی است و قیام قلب است با معشوق بلاواسطه.

عشق مهمترین رکن طریقت است که آخرین مرتبت آن عشق پاک است و این مقام را تنها انسان کامل که مراتب ترقی و تکامل را پیموده است درک می کند. و شکی نیست که محبت و عشق و علاقه پایه و اساس زندگی و بقاء موجودیت عالم است؛ زیرا تمام حرکات و سکنات و جوش و خروش جهانیان بر اساس محبت و علاقه و عشق است و بس. و عرفا گویند حتی وجود افلاک و حرکات آنها بواسطهء عشق و محبت است.

️راز دوام و پویایی عشق، محبت و دوست داشتن هر چیزی، درک این واقعیت است که امکان دارد معشوق و محبوب شما از دست برود. پس سعی کنید در زندگی شما کاری، حرفی، آرزو و نیتی برخلاف دل پر از محبتتان رخ ندهد. محبوب ترین محبوبها، زیباترین معشوقها که خود آفریننده ی ما است آرزو میکنم همیشه عاشق و دوست خدا باقی بمونید آه که درد عشق و دوست داشتن "خدا" چه سختی دارد اما لذت بخش و زیبایی را به همراه دارد.

مرد عاشق هر چه از دهانش بیرون آید بوى عشق مى ‏دهد، اگر بخواهد کتمان کند باز بوى عشق از دهان او به مشام انسان مى‏ رسد. اگر شخص عاشق از فقه هم صحبت کند، باز رنگ و بوى فقه، جنبه معنوى و جذبه عشق را مى‏ گیرد.

پس آن چه از عاشق سر مى ‏زند، اصل آن از جذبه و حالت ذوق او سر مى ‏زند، اگر چه به ظاهر مورد طعن واقع مى ‏شود. (گلستان کشمیری؛ استاد سید علی اکبر صداقت)

چرا عاشقان ساکت میشن و فقط به همدیگه نگاه میکنن؟ روزی استادی از شاگردانش پرسید: چرا ما وقتی عصبانی هستیم داد می‌زنیم؟ چرا مردم هنگامی که خشمگین هستند صدایشان را بلند می‌کنند و سر هم داد می‌کشند؟

شاگردان فکری کردند و یکی از آنها گفت: چون در آن لحظه


ادامۀ مطلب
یکشنبه ٢٢ اسفند ۱۳٩٥ ، ٩:۳۱ ‎ق.ظ

پست 4799 : به نغمۀ پرنده 23 : به نام خدای آفریننده ی پرنده. سلسله پست های پرنده (23). پرنده در این پست چیزی نمی نویسد. ما پرنده ها وبلاگ دامنۀ دارابکلا را می خواندیم، پست شیخ بهایی را دیدیم که کتاب در بغل داشت یعنی پست 4773 نوشتۀ شیخ مالک اینجا. []

مصوبه کردیم و گفتیم این عکس زیر را برای مقایسه بفرستیم دامنه پست شود. تا بدانند شیخ بهایی، با کتاب بزرگ شد اما نسل امروزی ها با تلگرام، کوچک. کتاب کجا؟ و حضور و غیاب و گاهی فساد در تلگرام کجا... .  بازم می آم.

دیگه تلگرام آمد و این دوره نشینی های زیبای دمِ کوچه ها فینیش و تموم شده و همه (البته که برخی ها) کُنج خونه به آن و اون هستند در چت رُوم

یکشنبه ٢٢ اسفند ۱۳٩٥ ، ٩:۳٠ ‎ق.ظ

پست 4798 : متن نقلی. تحلیل سیدمصطفی تاج‌زاده از برندسازی جریان راست و علت اصلی فعال شدن محمود احمدی نژاد و باندش:

«...در سال‌های اخیر اتفاقی افتاده است که من نام آن را «برندسازی» گذاشته‌ام؛ یعنی جریان‌ها برخلاف گذشته نمی‌توانند یک‌شبه رنگ عوض کنند. وقتی شما خود را اصلاح‌طلب معرفی می‌کنید، جامعه می‌داند که اصلاح‌طلبی یعنی طرفداری از برجام، طرفداری از آزادی بیان و انتخابات آزاد و تعامل با دنیا. گذشته جریان راست هر بار با یک نامی وارد عرصه انتخابات شد. بسیاری از مردم هم شناخت درستی نداشتند و ممکن بود به آنها اقبال نشان دهند. چرا این کار را انجام می‌دادند؟ به دلیل آنکه می‌دانستند اگر خود را با نام واقعی معرفی کنند، مردم اقبالی به آنها نشان نخواهند داد.

تشکیل این گروه جدید [جبهه مردمی نیروهای انقلاب] که مدعی‌اند نه احزاب، بلکه افراد آن را تشکیل داده‌اند، نشان می‌دهد خود معتقدند جناح اصولگرا رأی ندارد. ببینید! ما ابایی نداریم از اینکه بگوییم اصلاح‌طلب هستیم و نامزدمان حسن یا حسین است؛ اما معنی تشکیل این جبهه (نیروهای مردمی انقلاب) در اندک زمان باقی‌مانده تا انتخابات، نشان می‌دهد که خود آنها هم فهمیده‌اند جناح اصولگرا با برند واقعی خود نمی‌تواند پیروز انتخابات باشد. دوم اینکه تشکیل این جبهه یعنی اینکه آنها فهمیده‌اند احزاب اصولگرا ناکارآمد هستند؛ چراکه گفته‌اند احزاب را کنار خواهیم گذاشت و با افراد وارد عرصه انتخابات خواهیم شد.

تشکیل این جبهه اثر عمیقی بر انتخابات ندارد؛ چراکه آنها هنوز مردم را نشناخته‌اند. مردم الان می‌دانند چه کسی طرفدار چه نوع نگاهی است. سوم اینکه، اختلافات اصولگراها جدی‌تر از این است که به راحتی حل‌شدنی باشد. همین چندی پیش بود که حمید رسایی اعلام کرد اگر اصولگرایی این است، من از آن اعلام برائت می‌کنم. به هر رو، تشکیل این جبهه موجی در مردم به وجود نیاورده است.

[توضیح دامنه: جبهه مردمی نیروهای انقلاب که به صورت اختصاری «جمنا» می گویند. دامنه در 6 دی 1395 در پست 3959 اینجا با عنوان «در جناح راست باز نیز تجزیه و انشعاب ایجاد شد» به اعلام موجودیت این جبهه که 10 نفر هستند، پرداخته بود ] 

...نظر من این است که احمدی‌نژاد می‌داند، نامزد مورد نظر او تأیید صلاحیت نمی‌شود و  می‌خواهد هم اعلام کند که در صحنه حضور دارد تا حذف نشود و هم اینکه عملا در رقابت انتخاباتی حضور پیدا نکند. برای اینکه روشن شود پایگاه اجتماعی احمدی‌نژاد چقدر است، می‌تواند در انتخابات شوراها فعال شده و فهرستی از هواداران بدهد تا معلوم شود که پایگاه او در تهران و شهرستان‌ها چه میزان است. اما فکر می‌کنم با اینکه می‌داند در شوراهای شهر با مشکل تأیید صلاحیت‌ها مواجه نمی‌شود، از کسی حمایت نمی‌کند و فهرستی نمی‌دهد؛ اما در ریاست جمهوری با اینکه می‌داند رد صلاحیت می‌شود، شرکت می‌کند تا بگوید که اگر ما حضور داشتیم، برنده انتخابات می‌شدیم. به‌هرحال این جریان نمی‌خواهد آرای خود را درون سبد جریان اصولگرا بریزد.

بخش دیگر اصولگرایان، جبهه پایداری است که نامزدهای آنها علی‌القاعده کسانی هستند که  شعارشان این است که ما می‌خواهیم برجام را به هم بزنیم و در مقابل ترامپ عکس‌العمل نشان خواهیم داد. آنها «هل مِن مبارز» سر می‌دهند و از نظر اقتصادی هم شعارهایی مثل احمدی‌نژاد سر خواهند داد؛ مثلا وعده یارانه صدهزارتومانی می‌دهند. جریان اصولگرا زیر بار این طیف هم نخواهد رفت چراکه فکر می‌کند نه کشور توان این شرایط را دارد و نه کسی می‌تواند این شعارها را محقق کند، حتی اگر آنچه مطرح شود، رأی‌آور باشد.

علاوه‌بر‌این، جریان جدیدی شکل گرفته است. خیلی تلاش کنند، وضعی مشابه جبهه پیروان خط امام و رهبری را پیدا خواهند کرد. گذشته از این، اصولگراها برنامه‌ای برای اداره کشور ندارند، اگر داشتند تا به حال اعلام کرده بودند...» (متن مفصل گفت و گو در منبع: اینجا)

یکشنبه ٢٢ اسفند ۱۳٩٥ ، ٩:۱٩ ‎ق.ظ

پست 4797 : آثار دامنه. پژوهش ها، مقالات و یادداشت ها. قسمت 52

      

نمونه هایی از دستنوشتۀ دامنه در ارائه به «نشست های تحقیقات و مطالعات دهۀ 60 با رفقا در روستای دارابکلا بر مبنای آثار علما و دانشمندان شهیر» که شب های جمعه با رفقا برگزار می کردیم. روانشاد یوسف رزاقی بسیار بر این نشست ها اهمیت می داد و تلاش می نمود. محور بحث من در یکی از آن نشست ها «روان شناسی توده ها و تغییرات» بود

یکشنبه ٢٢ اسفند ۱۳٩٥ ، ٩:۱٩ ‎ق.ظ

پست 4796 : به قلم مهندس محمد عبدی 114. «سلام بر شما کبلاقا ابراهیم عزیز. منم بخشهای مهم این بیانیه [پست 4789 اینجا] را خواندم و بارها از رادیو گوش دادم و قدری متاسف شدم و البته متعجب. اما عادت دارم که وقایع را رجوع به کردار نمایم. فلذا انتظار دیگری ازین انتخاب شده های جناب جنتی نداشته و ندارم و صد البته خبرگان ملت می توانست وحدت آفرین تر باشد که به درستی اشاره فرمودی.

ما نسلی هستیم که داریم بیشتر عادت می کنیم که یکسره تاسف بخوریم و آه و حسرت بکشیم و می کشیم و باید هم بکشیم و ... خداوند سایه همه علمای اعلام را از سر این ملک و مملکت کوتاه و کم نفرماید و ما را آنی و کمتر از آنی به خود وا مگذارد.»

پاسخ دامنه : به نام خدا. سلام من هم به شما رفیق گرانقدر من. از این که هیچ گاه از  مسائلی که در جامعه می گذرد، بی تفاوت و سهل انگار نیستی و به آثار و آسیب ها و عواقب هر یک از رویدادها بر نظام جمهوری اسلامی و مردم، فکر می کنی و گاه انگشت اسَف بر دهن می نهی، برای من این نوع دغدغه ها مهم است. و من اساساً ممنونم به احساس های خوب شما رفیق دیرین و برین.

یکشنبه ٢٢ اسفند ۱۳٩٥ ، ٩:۱۸ ‎ق.ظ

پست 4795 : به قلم حجة الاسلام علی اکبر دارابکلایی 95. قسمت 15. «فصل چهاردهم: غفلت زدایی. غفلت براى قلب از خطرناک‏ترین و زیانبارترین عوامل است. قلب غافل قلبى است که از وحى و الهام و دستورات انبیا و اولیا و امامان و حکماى الهى دور افتاده باشد. یکی از امور خطرناکی که ممکن است دامنگیر هر کسی شود و او را از سعادت دنیا و آخرت ساقط سازد، «غفلت» است. غفلت از یاد خدا، سر منشأ خود فراموشی و بیگانگی از خویشتن و سرآمد دردها و بیماریهای بشر و زمینه اصلی همه گناهان و رذایل اخلاقی میباشد و به همین دلیل در روایت از آن به عنوان «أضر الاعداء» یاد شده است. در این تحقیق به مفهوم، عوامل، آثار و راهکارهای علاج غفلت و مقابله با آن پرداخته می‌شود.

غفلت از ماده «غفل» به معنای فراموشی و رها کردن استو در اصطلاح سستی و تنبلی انسان از توجه به هدفش؛ چه هدف دنیوی و چه هدف اخروی. در مقابل غفلت، نیت و اراده کردن میباشد.

غفلت ریشه انحرافات: انسانیت انسان از این نقطه شروع میشود که از غفلت خارج شده، قدم به مرحله آگاهی بگذارد و متوجه شود که سرنوشتی دارد و راههای مختلفی پیش پای اوست که لازم است از میان آنها راه درست را شناخته و از آن پیروی نماید. بنابراین تا انسان از غفلت خارج نشود در واقع هنوز داخل در محدوده انسانیت نشده بلکه مسیر انحطاط و سقوط را میپیماید.

قرآن کریم از غفلت به عنوان ریشه انحراف یاد میکند:«یعلمون ظاهراً من الحیوۀ الدنیا و هم عن الاخرۀ هم غافلون»ظاهری از دنیا را درک میکنند و ایشان از آخرت غافل هستندهمین زندگی دنیا را که مشترک بین حیوان و انسان است را درک می کنند و چیز دیگری جز آن نمی فهمند.

غفلت؛ عامل از بین رفتن هویت انسانی. اولین شرط برای پیمودن راه تکامل، بیرون آمدن از غفلت و بیخبری میباشد و اگر انسان پرده غفلت را کنار نزند، جایگاه خود را در جغرافیای هستی از دست خواهد داد و این


ادامۀ مطلب
یکشنبه ٢٢ اسفند ۱۳٩٥ ، ٩:۱٧ ‎ق.ظ

پست 4794 : اُنس با قرآن. یَوْمَ تَبْیَضُّ وُجُوهٌ وَتَسْوَدُّ وُجُوهٌ فَأَمَّا الَّذِینَ اسْوَدَّتْ وُجُوهُهُمْ أَکَفَرْتُمْ بَعْدَ إِیمَانِکُمْ فَذُوقُوا الْعَذَابَ بِمَا کُنْتُمْ تَکْفُرُونَ* وَأَمَّا الَّذِینَ ابْیَضَّتْ وُجُوهُهُمْ فَفِی رَحْمَةِ اللَّهِ هُمْ فِیهَا خَالِدُونَ.

روزى که چهره ‏هایى سفید و چهره‏ هایى سیاه شود، آنگاه [به‏] سیاه‏رویان [گویند] آیا بعد از ایمانتان روى به کفر آورده بودید؟ پس عذاب را به خاطر کفرى که ورزیده بودید بچشید. و اما سپیدرویان در بهشت رحمت الهى جاویدانند.

(سوره ۳: آل عمران - جزء ۴ - آیات 106 و 107، ترجمۀ بهاءالدین خرمشاهی)

بهاءالدین خرمشاهی مترجم قرآن مجید، چهرۀ ماندگار ایران. از برجسته ترین مترجمان و نویسندگان معاصر. قرآن پژوه و حافظ پژوهش و نویسندۀ صاحب سبک و قلم

یکشنبه ٢٢ اسفند ۱۳٩٥ ، ٩:۱٦ ‎ق.ظ

پست 4793 : به قلم مهندس عاصم طالبی دارابی6. پاسخ عاصم به دامنه در بارۀ پست 4708 اینجا نوشتۀ دامنه در 14 اسفند 1395 :

«به نام خدا. سلام بابای عزیز و دامنه خوانان محترم. پست رو خوندم. خیلی جالب بود. تندخوانی ت هم که عالیه. یه چیزی که خیلی مهمه و از این کتاب [قاتل شما چیست؟ قاتل شما کیست؟] باید یاد بگیریم اینه که:

مسأله و نگرانی و چالش برا همه هست ولی مدیریت و گذر از این موانع، عاملیه که تفاوت آدم ها رو از هم مشخص میکنه.

نگرانی کلاً ساخته ی ذهن آدمه.

زندگی خیلی شیرینه.

مرز بین سخت گرفتن زندگی و جدّی گرفتن آن خیلی باریکه که نباید از آن عبور کرد.

درباره ی نویسنده کتاب آقای جیم ران، ایشان استاد سخنرانی و یکی از ثروتمندان خودساخته در کل دنیا است.

پاسخ دامنه : به نام خدا. سلام من هم به تو پسر بسیار دوست داشتنی من مهندس عاصم. خرسندم زندگی را صادق و واقعی و تحققی می بینی. تندخوانی اگر نکنم از خواندن کتاب های مهم چاپ روز عقب می مانم و پس می افتم. و آن گاه پیش شما کم می آرم و هی باید بگم بلد نیستم! برج میلاد هم که می ری. خوبه خوبه. سنت و مدرنیته را با هم ببین.

مهندس عاصم طالبی دارابی. بهمن 1395. تهران

شنبه ٢۱ اسفند ۱۳٩٥ ، ۱۱:۳٠ ‎ق.ظ

پست 4792 : به قلم حجة الاسلام محمدجواد غلامی دارابی 53. «عزت نفس. به نام خدا، عزت نفس، پایه اصلی ارتباط سالم با خود و دیگران است. فردی که وجود خود را عزیز بداند، به خود احترام می گذارد. او در برابر آنچه سبب خواری و تحقیر شدن می شود از خود مراقبت می کند و به نیکی و سلامت می اندیشد، عزت نفس ابتدا سبب خود دوستی و سپس مایه دیگر دوستی می شود.

عزت نفس عبارت است از توانایی دوست داشتن و احترام به خود و دیگران، چه هنگام شکست و چه زمان پیروزی، اساسا" انسان اندیشه هایی را می پذیرد که به او حرمت نفس هدیه کند و با کسانی همنشین می شود که ارزشمندی خود و دیگران را درک می کند. ما از حریم و مرزهای روانی و عاطفی مان، در مقابل افرادی که با ما رفتاری تحقیر آمیز و خوار کننده دارند، دفاع می کنیم. اکنون بر می گزینیم که به خودمان و دیگران احترام بگذراریم.

عکس بالای متن، دوست بسیار صمیمی ام جناب آقای اسماعیل دارابکلایی که سالهاست عزت نفس را در ایشان می بینم...»

شنبه ٢۱ اسفند ۱۳٩٥ ، ۱۱:٢٩ ‎ق.ظ

پست 4791 : به قلم دامنه. به نام خدا. امشب وفات حضرت اُم البنین سلام الله علیها همسر گرانپایۀ حضرت امیرالمؤمنین امام علی علیه السلام و مادر عظیم الشّأن حضرت ابوالفضل العباس (س) است. با تسلیت و گرامی داشت سالروز این رویداد غم انگیر، این پست را می نویسم:

امام علی علیه السلام برادرش برادرش عقیل بن ابى طالب علیه السلام را که آشنا به اَنساب عرب بود به خواستگارى نزد پدر ام البنین سلام الله علیه فرستاد. پدر ام البنین که بنی کلاب؛ تبار دلاوران بود، خشنود از این وصلت مبارک شد و نزد دخترش شتافت. او نیز با سربلندى پاسخ مثبت به علی داد و پیوندى همیشگى بین وى و مولاى متقیان على بن ابى طالب علیه السلام برقرار شد.

امام علیه السلام در ویژگی های ام البنین، «عقلى سترگ، ایمانى استوار، آدابى والا و صفاتى نیکو مشاهده کرد و او را گرامى مى داشت و از صمیم قلب در حفظ حرمت او کوشید.

ام البنین در جاى خالى حضرت فاطمه زهرا سلام الله، نهایت محبت را به امام حسن و امام حسین علیهما السلام و زینب کبرا (س) نمود...

پس از چندى ام البنین به مولا (ع) پیشنهاد داد که به جاى فاطمه، که اسم قبلى واصلى وى بود، او را ام البنین صدا زند، تا حسنین علیهما السلام از ذکر نام اصلى او توسط مولا علیه السلام به یاد مادر خویش، فاطمه زهرا سلام الله علیه، نیفتاده و در نتیجه خاطرات تلخ گذشته در ذهنشان تداعى نگردد و رنج بى مادرى آنها را آزار ندهد... (منبع: اینجا)

این شعری ست که عظمت حضرت اُم البنین سلام الله علیها را می نمایند که پس از واقعه ی جانسوز عاشورا، اولین کسی بود که مرثیه خوانی و نوحه سرایی کرد و ندای مظلومیت کربلاییان را به گوش نسل های آینده رساند. (منبع: اینجا)

ام البنین مضطر نالد چو مرغ بى پر
گوید به دیده تر، دیگر پسر ندارم

زنها! مرا نگویید ام البنین از این پس
من ام بى بنینم ، دیگر پسر ندارم

مرا ام البنین دیگر مخوانید
به آه و ناله ام یارى نمایید

بنالم بهر عباسم شب و روز
شده آهم به جانم آتش افروز

به دشت کربلا آن مه جنبینم
شنیدم بود سقاى حسینم

به دریا پا نهاد و تشنه برگشت
حسینش تشنه بود، از آب لب بست

گذشت از آب و کسب آبرو کرد
به سوى خیمه ها با آب رو کرد

ز نخلستان چو بر سوى خیم شد
به دست اشقیا دستش قلم شد

شنیدم آنکه جدا شد ز قامت عباس
دو دست بر اثر ظلم قوم حق نَشناس

به چشم راست خدنگش رسیده از الماس
چمن خزان شد و پژمرده گشت چون گل یاس

فائیز تبریزی

نامش فاطمه بود ولی با احترام حضرت فاطمه (س) گفت مرا ام البنین بخوانید نه فاطمه 

شنبه ٢۱ اسفند ۱۳٩٥ ، ۱۱:٢۸ ‎ق.ظ

پست 4790 : به قلم حجة الاسلام علی اکبر دارابکلایی 94. قسمت 14. فصل سیزدهم: عوامل شکست: بزرگترین تراژدی زندگی، وجود مردان و زنانی است که صمیمانه تلاش می‌کنند و شکست می‌خورند. شمار این افراد در مقایسه با افراد موفق بسیار بیشتر است. در این مطلب قصد داریم به بررسی 30 دلیل عمده شکست و عدم موفقیت بپردازم. هنگام خواندن فهرست دلایل شکست افراد، خود را با آن مقایسه کنید. نکته به نکته آنرا در نظر بگیرید و ببینید که چند مورد از آنها میان شما و موفقیت فاصله انداخته‌اند. وقتی بدانید چه چیزهایی است که بین شما و موفقیت فاصله انداخته، آن موانع را از سر راه برمی‌دارید و امکان رسیدن به موفقیت برای شما بیشتر می‌شود

1- اشکالات جسمانی. برای کسی که با یک نقص جسمانی یا مغزی به دنیا می‌آید، کار چندانی نمی‌توان صورت داد. این اشخاص تنها با استفاده از خدمات دیگران می‌توانند شرایط خود را بهتر کنند. توجه داشته باشید که از 31 علت شکست تنها این یک مورد است که نمی‌توان آنرا به سادگی اصلاح کرد.

2- نداشتن هدف مشخص در زندگی. برای کسانی که هدف مشخصی را در زندگی دنبال نمی‌کنند و کسانی که راهی برای حرکت ندارند، شانس موفقیت چندانی وجود ندارد. از هر 100 نفری که با آنها گفتگو شده 98 نفر هیچ


ادامۀ مطلب
شنبه ٢۱ اسفند ۱۳٩٥ ، ۱۱:٢٧ ‎ق.ظ

پست 4789 : به قلم دامنه. به نام خدا. در بیانیۀ پایانی دومین اجلاسیه رسمی مجلس خبرگان رهبری «دوره پنجم» در 18 اسفند 1395 این نوشته شد که:

«مجلس خبرگان رهبری با اذعان به تقویت وحدت و انسجام ملی اعلام می‌دارد مردم با فتنه‌گران  و کسانی که به بهانه انتخابات در صدد براندازی نظام و انقلاب اسلامی برآمده، به نمادهای عاشورای حسینی اهانت کرده و دشمن را به تشدید تحریمها امیدوار کرده‎ و مرتکب ظلم بزرگی به نظام و مردم شدند، آشتی نخواهد کرد.» (منبع: اینجا)

نقد دامنه بر بیانیه : در همین قسمت چهارسطری از بیانیۀ مفصل شما چند نکته وجود دارد که من فقط به بیان ساده می گویم و رد می شوم:

1- مگر می شود واژۀ وحدت و انسجام را در اول جمله بیاورید و بعد بلافاصله بگویید آشتی نمی کنیم؟

2- آیا یادتان هست با تهاجم صدام دیکتاتور بی عقل عراق، طی 8 سال دفاع عزتمندانه کردیم و بعد بر اساس مبانی اسلام و مصلحت ایران، صلح کردیم. زمانی که صلح شد من که دارم این نقد را می نویسم در جبهه بودم و پس از صلح هم تا هفت ماه دیگر نیز در جبهه ماندم تا... . پس چگونه است، آنجا با صدام صلح شد و اینجا می گویید حتی آشتی هم نمی شود؟ صدام چه کرده بود با نظام!؟

3- نوشتید و خواندید که مردم، آشتی نمی کنند. خُب، همین مردم ایران در تهران بیشترین رأی میلیونی را در همین دورۀ پنجم خبرگان به مرحوم آیة الله هاشمی رفسنجانی دادند، که برخی ها! وی را نه فقط «فتنه» که با توجه به اسمش به کنایه و طعنه، «فتنۀ اکبر» می خواندند. بگذرم.

بیانیۀ شما را که خواندنی بود، خواندم و به عنوان یک پَر کاه در میان انبوه ملت، این چند کلمه را نوشتم و نیک می دانم مردم انقلابی ایران خیلی عالی می فهمند.

      

شنبه ٢۱ اسفند ۱۳٩٥ ، ۱۱:٢٧ ‎ق.ظ

پست 4788 : ارسالی جناب یک دوست به تلگرام دامنه

سلام می کنم به پدر و مادرم و مرحوم حجة الاسلام سیدباقر سجادی

غروب پنجشنبه 19 اسفند 1395 اخوی ام دکتر شیخ باقر و سید محمد سجادی

      

شنبه ٢۱ اسفند ۱۳٩٥ ، ۱۱:٢٦ ‎ق.ظ

پست 4787 : به قلم دامنه. به نام خدا. دارابکلا و تاریخ (31). در سی یکمین قسمت تاریخ سیاسی دارابکلا، قضیۀ تلمبۀ دستی آب شُرب روستای دارابکلا را می نویسم:

الان را نبینید. تا همین چهار دهۀ پیش، که شاه، شاهنشاهی می کرد و خود را سایۀ خدا می پنداشت و ثروت پارو می کرد و زمینخوار بزرگ بود و سرآخر با سرقت میلیاردها دلار این ملت و مملکت به پاناما گریخت، دارابکلایی ها آب لوله کشی نداشتند.

سه چهار نقطۀ دارابکلا، تلمبۀ آب دستی بر روی چاهای آب نصب کرده بودند و مردم  _اغلب زنان_ آب را غوراَفتو (عکس پنجم در زیر از مهندس محمد عبدی) و به صورت سرکاتی به خونه ها حمل می کردند. لُغت سرکاتی را در 6 شهریور 1395 در پست 3307 اینجا به صورت مکتوب و مصوّر شرح داده بودم.

و یا به قنات پشون، می رفتند آبِ خوردن می آورند و یا از چاه هفت روز پیش غسّالخانه و حموم مردانه. ظرف و ظروف و لباس را هم در دَره دِله (= رودخانه) می شستند. که من بگذرم. لُغت قنات پشون را نیز در دو قسمت مفصل در پست 85 اینجا و پست 86 اینجا در 9 و 11 بهمن 13922 شرح داده بودم.

فقط سال های منتهی به پیروز انقلاب بود که مرحوم حجة الاسلام والمسلمین شیخ روح الله حبیبی با آن ذهن خلّاق و پرتلاش و روحیۀ مردم گرایانه اش، دارابکلا را به آب شُرب لوله کشی مجهز ساخته بود. روح او و همۀ کسانی که با او در این اقدام مجاهده کردند، شاد.

تلمبۀ دستی آب خوردنی دارابکلا _تا جایی که من در ذهن و حافظه ام دارم_ در این سه نقطۀ محل بود:

پیچ ببخیل. درست روبروی تکیۀ ببخیل که دارند تأسیس می کنند.

پیچ گلچین. درست کنار منزل حاج حیب الله رمضانی.

قوس حموم پیش محلۀ تاریخی و پرخاطرۀ ما. درست روبروی خونۀ شهید ابراهیم عباسیان.

که من با دو تلمبۀ ببخیل و حموم پیش، زیاد خاطره دارم و بارها پیش آن دست دست کاری نمودم؛ یعنی چکّلی پکّلی کردم که بزودی این لغت را هم در فرهنگ لغت دارابکلا شرح می کنم.

این  عکس ها نمونه هایی از تلمبۀ آب دستی ست که دارابکلا، سه چهار تا از آن داشتیم:

روش آب گرفتن از تلمبۀ دستی آب که در دارابکلا نیز این گونه بود

      

راست: تاریخ آب و تلمبه و بچه. عکس چپ: دامنه. چاه آب امامزاده جعفر دارابکلا. نوروز سال 1384. عکاس: سیدعلی اصغر

      

تلمبۀ آب دستی و غوراَفتو، ظرف مسّی آب در قدیم دارابکلا. عکس از مهندس محمد عبدی سنه کوهی

      

نمونه ای از تلمبۀ آب در قدیم

      

سمت راست دکور و نماد تلمبۀ دستی آب. عکس سمت چپ نمونه ای چاه آب با دَلوّ و حلب، که در امامزاده جعفر دارابکلا نیز این نوع چاه خیلی دیدنی بود و مردم از آن می نوشیدند هم برای شفا و هم برای رفع عطش در اربابی صحرا. و در چاه هفت روز محل هم پله داشت به جای دلو و ریسمان دستی داشت به جای چرخ که بعد از استحمام، مردم نوش جان می کردند و می رفتند منزل

قارت بکارده چش شد یعنی چشاش از حدقه بیرون بیرون زد از بس، آب کم شد و بحران آب و نوسان آن پدید آمد و تبذیر و اسراف جایگزین شد

شنبه ٢۱ اسفند ۱۳٩٥ ، ۱۱:٢٥ ‎ق.ظ

پست 4786 : اُنس با قرآن. فَاتَّقُوا اللَّهَ مَا اسْتَطَعْتُمْ وَاسْمَعُوا وَأَطِیعُوا وَأَنْفِقُوا خَیْرًا لِأَنْفُسِکُمْ وَمَنْ  یُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُولَئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ.

تا آنجا که بتوانید از خداوند پَروا کنید و [حق را] بشنوید و اطاعت پیشه کنید و به انفاق بپردازید که به خیر خودتان است، و کسانى که از آزمندى نفس خویش در امان مانند رستگارند.

(سوره ۶۴: التغابُن - جزء ۲۸ - آیۀ 16، ترجمۀ بهاء الدین خرمشاهی)

شنبه ٢۱ اسفند ۱۳٩٥ ، ۱۱:٢٤ ‎ق.ظ

پست 4785 : به نام خدا. این اطلاع رسانی را جناب فضل الله فضلی به من فرستاد. کاندیداهای برترین بانوی قهرمان سال 13955 ورزش مازندران جهت برگزیده شدن توسط مردم در یک رقابت پیام کوتاه رسانی به : « 30000154 ».

کاندیدای نفر شمارۀ 8 خواهرزادۀ گرامی من ملیحه فضلی ست، قهرمان جهان و مربی آلیش. ان شاء الله مردم آزادانه برگزینند

جمعه ٢٠ اسفند ۱۳٩٥ ، ۱٠:٢٢ ‎ب.ظ

پست 4784 : عکس های دارابکلا، اُوسا و مُرسم و طبیعت اطراف سه روستا با چرخشی نیمه دوّار در بیستم اسفند 1395 توسط دوربین جناب یک دوست و ارسالش به تلگرام دامنه. بقیۀ عکس ها در: اینجا

      

      

جمعه ٢٠ اسفند ۱۳٩٥ ، ۱٠:٢٢ ‎ب.ظ

پست 4783 : به قلم دامنه. به نام خدا. عکس های مردم مظلوم موصل عراق در حال فرار از دست قساوت گری های داعش. 18 اسفند 1395. (منبع تصاویر شفقنا: اینجا).

کاش برخی ها سپاسگزار این همه نعمت ها و امنیت و آسایشی که جهوری اسلامی ایران به برکت خون شهیدان برای مردم ایران ایجاد کرده است؛ باشند. ناسپاسی زشت ترین تیرگی  درونی افراد ست که خدا آن را در گوشۀ زشتی های شرک قرار داده است. خیلی عقب ماندگی ست که برخی ها تا مشکلی در کشور می بینند، دم از شاه و شاهنشاه و رضامیرپنج و غرب می زنند. این، عین پس افتادگی ست و ناشکری.

خدا این مردم صبور و رنجدیده و نجیب موصل را مدد رساند و ان شاء الله می رساند.

      

پنجشنبه ۱٩ اسفند ۱۳٩٥ ، ۸:٠٩ ‎ق.ظ

پست 4782 : متن نقلی. « «نامه رئیس دولت‌های نهم و دهم خطاب به رئیس‌جمهور آمریکا تحویل نگهبان سفارت سوییس در تهران (به عنوان حافظ منافع آمریکا در ایران) شده است.» به گزارش ۲۴آنلاین، «نامه اخیر محمود احمدی‌نژاد به دونالدترامپ با حاشیه‌ای ذلت‌آور همراه شد.»

این پایگاه خبری به نقل از منابع موثق نوشت: «نامۀ رئیس دولت‌های نهم و دهم خطاب به رئیس‌جمهور آمریکا تحویل نگهبان سفارت سوییس در تهران (به عنوان حافظ منافع آمریکا در  ایران) شده است. چند روز بعد هم سفارت سوییس با اعلام این خبر به وزارت خارجه ایران گفته است این سفارت و کشور متبوعش نقش نامه‌رسان ندارند. این خبر از سوی احمدی‌نژاد و رسانه‌های حامی‌اش مسکوت مانده است.» (منبع: اینجا)

پنجشنبه ۱٩ اسفند ۱۳٩٥ ، ۸:٠٩ ‎ق.ظ

پست 4781 : «به گزارش خبرنگار شفقنا در قم، حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی مرجع تقلید در انتهای درس خارج فقه خود در مسجد اعظم قم (18 اسفند 13955) با اشاره به حدیثی از حضرت محمد(ص) اظهار داشت:

نبی مکرم اسلام می فرماید: «به زودی فتنه هایی برپا می شود که گاهی در لابلای ان، انسان صبح مومن و عصر کافر می شود مگر اینکه دارای حیات علمی باشد». او با بیان اینکه شاید زمان ما از آن زمانها باشد، افزود: یکی از این فتنه ها، فتنه مالی است که صبح مسلمان و عصر، کافر است؛ گاهی فتنه، فتنه های سیاسی است؛ گاهی فتنه، فتنه های اخلاقی است که نمونه آن فضاهای مَجازی آلوده است.

آیت الله مکارم شیرازی اختلاف های گوناگون در میان خانواده ها را از دیگر فتنه ها دانست و افزود: زمانی می رسد که فاصله ایمان و کفر کم می شود و حفظ ایمان کار آسانی نیست به گونه ای که انسان گاهی دین خود را به دنیا و حتی به دنیای دیگران می فروشد.

او با بیان اینکه حوادث مختلف انسان را تهدید می کند خاطرنشان کرد: در این طوفان های شهوات، مسائل سیاسی، اخلاقی و اجتماعی، نگهداشتن ایمان کار مشکلی است و واقعا باید هرروز صبح خود را به خدا بسپاریم و بر او توکل کنیم که از این طوفانها در امان بمانیم.

این مرجع تقلید با بیان اینکه در توصیف مرحوم آیت الله بروجردی گفته اند که ایشان معاد را باور کرده بود، ابراز داشت: علم توحید، علم معاد، علم به آخرت و علم نظارت خداوند بر اعمال، ما را از طوفانهای زمانه مصون می دارد.

او در مورد شب چهارشنبه سوری و پیامدهای آن گفت: مردم مراقب باشند عید خود را عزا نکنند. این همه تجربه شده، این همه تلفات و ضایعات بوده بازهم عده ای مراقبت نمی کنند.

آیت الله مکارم شیرازی در پاسخ به یکی از شاگردان خود که گفت چرا فتوا نمی دهید؟ ابراز داشت: زمانی بود وقتی یک فتوا صادر می شد همه گوشها شنوا بود اما زمانی شده که گوش های شنوا کم شده است؛ اینجا پدر و مادر مسئولیت دارند، رسانه های جمعی، معلمان مدارس، نیروهای انتظامی هم مسئولیت دارند.

او خاطرنشان کرد: حلّ کارها و مشکلات اجتماعی کار یک نفر نیست بلکه چند نهاد دخیل هستند و وظیفه دارند؛ البته سال به سال کمتر و جامعه عاقلتر می شود.» (منبع: اینجا)

پنجشنبه ۱٩ اسفند ۱۳٩٥ ، ۸:٠٩ ‎ق.ظ

پست 4780 : سلسله مباحث خط امام (72)

امام به همسرش امر نمی کردند : «هیچ گاه ندیده بودم که آقا [1] کاری را که خود می توانستند انجام دهند از خانم [2] بخواهند و وقتی از ایشان سؤال می کردم خب این کار را می توانستید از خانم بخواهید انجام دهند، می گفتند: من حق ندارم به ایشان امر کنم.

یادم هست که بارها خانم وارد می شدند و کنار آقا می نشستند و بعد آقا بلند می شدند و در را می بستند با اینکه می توانستند از خانم بخواهند موقعی که آمدند در را نیز ببندند اما حتی این کار کوچک را نیز از او نمی خواستند.[3] [4]» (منبع: اینجا)

پاورقی ها:

1- امام خمینی (س)

2- بانو خدیجه ثقفی، همسر امام خمینی (س)

3- برگرفته از خاطره زهرا مصطفوی، دختر امام

4- برگرفته از کتاب برداشت هایی از سیره امام خمینی، ج 1

پنجشنبه ۱٩ اسفند ۱۳٩٥ ، ۸:٠٩ ‎ق.ظ

پست 4779 : به قلم دامنه. به نام خدا. دارابکلا و فرهنگ لغت. قسمت 61. کَتل کینگۀ جهنّم. کَتل یعنی کُنده. کینگه یعنی نزدیک به ریشه ی درخت. این لغت در گویش دارابکلایی ها کاربردی لَعنتی و تمَسّخُری و لُغُزی دارد که من چند نمونه را ذکر می کنم:

دارابکلایی ها:

وقتی از کسی بیزار و متنفّر بشن می گن: کتل کینگۀ جهنّم بَووشی الهی

وقتی دل کسی را به درد بیارن، می گن:  کتل کینگۀ جهنّم بَووشی الهی

وقتی با کسی کلنجار برن عاصی بشن، می گن : کتل کینگۀ جهنّم بَووشی الهی

وقتی از کسی بشدّت ناراحت شوند، می گن:  کتل کینگۀ جهنّم بَووشی الهی

وقتی بقیۀ نفرین های دَم دستی کم بیاد، می گن: کتل کینگۀ جهنّم بَووشی الهی

و اساساً کتل کینگۀ جهنّم بَووشی یعنی هیزم دوزخ شوی و در آتش غضب خدا گرفتار آیی. مانند حمّالة الحطب سورۀ مَسد، یعنی همانند همسر ابولهَب که هیمۀ آتش جهنم را بر دوش  مى کشد، به دوزخ می افتد. البته این نفرین دارابکلایی ها اغلب فقط با زبان است نه از تَهِ قلب.

این دو عکس هم کُنده و کَتل کینگۀ درخت با زیرنویس خاص دامنه برای مویۀ بر درخت

کُنده ی درخت 4میلیون سالۀ آذربایجان که توسط یک زمین شناس محلی در پارس ‌آباد مُغان، خریداری و به تبریز منتقل شده است. چقدر عالی ست این فکر و دغدغه و دقت

کُندۀ درخت برای جاچاقویی. چقدر این کار با آن که مثلاً هنری ست زشت است و ضدّ طبیعت و مرگ درخت. امید است قطع درخت از ذهن هر ایرانی بکلّی رخت بربندد

پنجشنبه ۱٩ اسفند ۱۳٩٥ ، ۸:٠٩ ‎ق.ظ

پست 4778 : به قلم دامنه. به نام خدا. در سلسله مباحث خاطرات دامنه به یک خاطرۀ کوتاه ولی آموزنده برای این روزها را می نویسم که روانشاد یوسف رزاقی هم در این خاطره بوده و آن اینه:

سال های دور بود. عصرانه با یوسف و رفقا رفته بودم خونۀ یکی از محلی ها که اِسبه حلوا داشتند. روی سکوی خونه نشستیم و گفتیم و شنیدم و خندیدیم. تا این که چشم یوسف افتاد به زاویه ی خونۀ پسر آن محلی که با ما آمد و شد داشت.

یوسف پرسید چرا سمت راست خونه ات قوس (= کمانه) داره؟

گفت: یَهَع پدرم (= پدرش نشسته بود پیشمون و داشت قلیون می کشید) نذاشت این تیکه را بگیرم.

یوسف وَه خورد و گفت: چرا. چِ وِه. چی شی وِه؟

گفت: چون درخت نارنگی داره.

پدرش خندید و دود غلیظ تَمکو شاهرودی را کجکی داد هوا و با لحن خاص گفت: مگه می ذارم درخت را ببُرّند! به آشپزخانه و حموم! خونه بیفزایند. ناع. ندِمبه درخت ره بَورینن حموم سر دکانن!!

یوسف و همگی خندیدم و عبور کردیم.

حال می فهمیم که قدیمی ها چه ارزشی برای درخت و اَثمار و آثارش قائل بودند. هفتۀ درختکاری ست و روزهایی که یوسف پَرکشید و این خاطره ی من، هم برای درخت گفته شد و هم برای یوسف. روحش پرتلألوّ.

روانشاد یوسف رزاقی فرزند مرحوم حسینعلی رزاقی (ذاکر اهل بیت عصمت علیهم السلام). به همراه رفقا. 13 بدر 1362. جنگل دارابکلا، مسیر جناسم سرتا. عکاس: سید علی اصغر

پنجشنبه ۱٩ اسفند ۱۳٩٥ ، ۸:٠۸ ‎ق.ظ

پست 4777: عکس های روستای دارابکلا در روز 18 اسفند 1395 ارسالی حاج علی میرزا چلویی دارابی به تلگرام دامنه. بقیه ی عکس ها در: اینجا

      

پایین: طلوع گاه (=مشرق) دارابکلا از زاویۀ غروبگاه (=مغرب) دارابکلا ثبتی زیبا ازحاج علی میرزا

پنجشنبه ۱٩ اسفند ۱۳٩٥ ، ۸:٠٦ ‎ق.ظ

پست 7476 : به قلم حجة الاسلام علی اکبر دارابکلایی 93. قسمت 13. «فصل دوازدهم: عوامل موفقیت. تعریف موفقیت. موفقیت در لغت؛ به معنای توفیق، کامیابی، کامروایی، دست‌یابی به آرزو یا انجام دادن کاری آمده است. بیشتر نویسندگان و اندیشمندان تلاش کرده‌اند تعریف جامعی از موفقیت ارایه دهند، اما اگر دقت در تعاریف آنان شود، هرکدام به جلوه‌ای از موفقیت اشاره کرده‌اند. از جمله این‌که گفته‌اند:« آرامش و امنیت، بهترین نوع موفقیت است.

خوشبخت‌ترین مردم دنیا افرادی هستند که به کارشان عشق می‌ورزند؛ بدون توجه به این‌که از این ‌راه، ثروت، شهوت، قدرت و موقعیت‌های اجتماعی بالا به‌دست می‌آورند یا خیر. خشنودترین مردم افرادی هستند که از کارشان لذت می‌برند. هر کاری که می‌خواهد باشد؛ تلاش می‌کنند تا آن‌را خوب انجام دهند. امام علی (علیه السلام) نیز درباره راه‌های موفقیت و خوشبختی می‌فرماید:«هرکسی از خدا و رسول خدا اطاعت و پیروی کند، به رستگاری بزرگی می‌رسد و به ثواب ارزشمندی نایل می‌شود و هرکسی نسبت به خداوند و رسولش، نافرمانی و گردن‌کشی کند، به خسران و زیان بزرگ و آشکاری گرفتار می‌شود و سزاوار عذاب دردناک می‌گردد. (محمد باقر، بحار الانوار، ج ‌۴، ص ۲۶۶)

راه‌ها و عوامل موفقیت 1- هدفمندی‌. آنچه که آدمی را به سوی موفقیت و مقام والای خود و رشد شخصیتی می‌کشاند، داشتن هدف‌های ارزنده در زندگی است. اما انسان در برگزیدن هدف‌ها باید


ادامۀ مطلب
پنجشنبه ۱٩ اسفند ۱۳٩٥ ، ۸:٠٥ ‎ق.ظ

پست 4775 : آثار دامنه. پژوهش ها، مقالات و یادداشت ها. قسمت 51

      

      

نمونه هایی از دستنوشتۀ دامنه در «بحث های ایدئولوژیکی دهۀ 60 با رفقا در روستای دارابکلا بر مبنای آثار استاد شهید مرتضی مطهری» که شب های جمعه با رفقا برگزار می کردیم. یاد روانشاد یوسف رزاقی را گرامی دارم که از اعضای اصلی این جلسات دینی بود

پنجشنبه ۱٩ اسفند ۱۳٩٥ ، ۸:٠٤ ‎ق.ظ

پست 4773 : به قلم حجة الاسلام مالک رجبی دارابی 170. «سلام علیکم. بسم الله الرحمن الرحیم. روز مفقود، روز مشهود، روز مورود، روز موعود، روز ممدود از نظر شیخ بهائی: شیخ بهایی رحمة‌الله‌علیه فرمودند. درباره این روز تمام تلاش خود را به کار ببر! روزها به پنج قسمت تقسیم می‌شوند: 

  1. روز مفقود و گمشده
  2. وز مشهود و حاضر
  3. روز مورود و آینده
  4. روز موعود و وعده داده
  5. روز ممدود و ادامه‌دار

منظور از مفقود و گمشده، دیروز تو بود که با زیاده‌روی، آن‌را از دست دادی. منظور از روز مشهود و الآن و حاضر، همان است که الآن در آن زندگی می‌کنی که فرصتی برای ذخیره کردن توشه برای آخرت است. منظور از روز مورود و آینده، فردای تو می‌باشد که نمی‌دانی آیا از روزهای تو حساب می‌شود یا خیر؟

منظور از روز موعود و وعده داده شده آخرین روز‌های عمر تو می‌باشد که سعی کن همیشه آن‌را در مقابل خود داشته باشی و فراموشش نکنی. منظور از روز ممدود و ادامه‌دار، آخرت تو می‌باشد که وقتی آمد، همیشه ماندگار است، پس درباره این روز، تمام تلاش خود را به کار ببر، زیرا در آن روز یا به نعمت و یا به عذاب همیشگی می‌رسی. (منبع: کشکول شیخ بهایی. ص227و226) مالک رجبی. قم. منزل. ۱۹ اسفند ۹۵.»

مرحوم شیخ بهائی

پنجشنبه ۱٩ اسفند ۱۳٩٥ ، ۸:٠۳ ‎ق.ظ

پست 4773: عکس جمعی از پیشکسوتان فوتبال روستای دارابکلا. شب  18 اسفند 1395 ارسالی جناب یک دوست به تلگرام دامنه و عکس های آبندان روستای مُرسم. همۀ عکس ها در: اینجا

      

پنجشنبه ۱٩ اسفند ۱۳٩٥ ، ۸:٠٢ ‎ق.ظ

پست 4772 : اُنس با قرآن. فَلَوْلَا کَانَ مِنَ الْقُرُونِ مِنْ قَبْلِکُمْ أُولُو بَقِیَّةٍ یَنْهَوْنَ عَنِ الْفَسَادِ فِی الْأَرْضِ إِلَّا قَلِیلًا مِمَّنْ أَنْجَیْنَا مِنْهُمْ وَاتَّبَعَ الَّذِینَ ظَلَمُوا مَا أُتْرِفُوا فِیهِ وَکَانُوا مُجْرِمِینَ* أَلَهُمْ وَمَا کَانَ رَبُّکَ لِیُهْلِکَ الْقُرَى بِظُلْمٍ وَأَهْلُهَا مُصْلِحُونَ.

پس چرا از نسلهاى پیش از شما خردمندانى نبودند که [مردم را] از فساد در زمین باز دارند جز اندکى از کسانى که از میان آنان نجاتشان دادیم و کسانى که ستم کردند به دنبال ناز و نعمتى که در آن بودند رفتند و آنان بزهکار بودند. و پروردگار تو [هرگز] بر آن نبوده است که شهرهایى را که مردمش اصلاحگرند به ستم هلاک کند.

(سوره ۱۱: هود - جزء ۱۲ - آیات 116 و 117، ترجمه فولادوند)

پنجشنبه ۱٩ اسفند ۱۳٩٥ ، ۸:٠۱ ‎ق.ظ

پست 4771 : به قلم دامنه. به نام خدا. جناب حجة الاسلام والمسلمین شیخ محمدجواد غلامی دارابی در پست  4743 اینجا متنی در بارۀ «عشق و خوشبختی» نوشت که در 17 اسفند 1395 در دامنه انتشار یافت. من در این پست می خواهم آن سه مؤلّفه ای که جناب ایشان از قول «اگوست استرنبرگ» در بارۀ عشق نوشت، شرحی بنویسم:

آن سه مؤلّفه «اگوست استرنبرگ» این بود: «صمیمیت مولفه عاطفی عشق است... . شوق مولفه انگیزشی عشق است... . تعهد، مولفه شناختی عشق.»

دامنه معتقد است بی گمان صمیمیت که مهمترین معادل فارسی آن یکرنگی و یکدلی ست، مرکز عاطفۀ آدمی را به همدیگر مشغول می سازد و من در بارۀ این مؤلّفه هیچ حرفی ندارم. زیرا


ادامۀ مطلب
چهارشنبه ۱۸ اسفند ۱۳٩٥ ، ٧:٠٧ ‎ب.ظ

پست 4770 : به قلم مهندس محمد عبدی 113. سلسله مباحث محمد عبدی (113)«سلام بر شما بردار عزیزم کبلاقا ابراهیم طالبی دارابی عزیز. پستهای مختلف و متنوع شما در دامنه را هر روزه مطالعه می کنم و از مطالب متنوع آن بهره کافی می برم و خسته نباشید جانانه عرض می کنم.

سالروز درگذشت انسانی خدوم و دوستی بزرگوار و دلسوز و البته به غایت کوشا و پرتلاش و نیز تلاشگری توانا در عرصه های اجتماعی و به نظرم بسیار خاکی ولی از افلاکیان باقی و خوش نام جناب آقا یوسف رزاقی عزیز است و خیلی دلم می خواست متنی  مناسب حال و هوای آنروزهایمان حواله کنم اما به دلایل کاری و مشغله فکری حاصل نشد. و البته یاد دوست کردن به ذکری و نامی خود یک دنیا ارزش و اعتبار دارد و دوستی دیرین و دستش از دنیا کوتاه به ذکر صلواتی و خیراتی و بیان نیکی هایش خود مغتنم و با ارزش است...

بله یادم هرگز نمی رود خبر دردناک آنروز و قابل بیان نیست تالّم و تاثر ناشی از آن به قول ما سنه کوهی ها «انگار ورگ دکته امه دل دله». و ما روستاییان می دانیم دلهره و رُعب ناشی از از دست دادن دوستی بی نهایت محبوب و معشوق این عبارات کم و نارساست. شاید در بیان ظاهری دهاتی منش باشد اما صبر مجنون در فراق دم لیلی خوشگوار است. بله جز خداوند صابر حلیم چیزی دیگر مَرهم دل دوستان و بستگان نبود آن مصیبت عظما و آن غم جانکاه و ...

شخصا در آن فراق چنان گریستم و گویی برادرم و پاره تنم یکبار دیگر از میان دلم گسسته است و چون همرزم هم بودند دو غم دلم را خانه خراب کرده بود چرا که مرحوم برادرم علی اکبر و آقا یوسف در جبهه جنوب همرزم هم بودند و فراق هر دو هم نزدیک هم و اگر اعتقادات راسخمان بر صبوری و حلم در پیشگاه الهی نبود که قالب تهی می نمودیم در این دو درد و تالّم شدید و هم شأن و هم کُفوّ هم ... در هر حال هردویشان را خدابیامرزاد و غریق رحمت فرماید.

امیدوارم که جامعه امروزی در خیرات و خوبیها امثال یوسف فراوان تحویل جامعه دهد که برای رسیدگی به امور دیگران و برداشتن موانع پیشرفت محل و منطقه از خود مایه گذارند و تلاش وافر نمایند و ... چه بگویم ای دوست یادتان بخیر و ذکر و نام نیکتان همیشه زنده و پاینده:

سعدیا مرد نیکو نام نمیرد هرگز

مرده آن است که نامش به نکویی نبرند

پاسخ دامنه : به نام خدا. سلام من هم به شما رفیق راسخ صادقم محمد عبدی. در لا به لای متن سرشار از احساس بلندت به روح بلند و ماندگار یوسف رزاقی، غرق شدم و با واژگان خالصانه و برآمده از دل تنگت، با یوسف مزارمان گپ و گفت و نجوا سر دادم با آهنگ دلتنگتم امیرحسین رستمی با قبرش همآوایی نمودم. خدا حافظت عبدی با معرفت و وفادار به رفاقت.

این عکس هم یادگار یوسف است که زمین فوتبال دارابکلا را در تیرنگ گردی با دوندگی و خلوص ثبت کرد و به دارابکلا هدیه نمود و نامش باقی ماند. روح این مردِ راد، همیشه شاد.

جام قهرمانی فوتبال در تیرنگ گردی دارابکلا. که یوسف پس از احیای زمینِ فوتبال تیرنگ گردبی برگزار کرد. از راست: روانشاد یوسف. دامنه. علی ملایی

چهارشنبه ۱۸ اسفند ۱۳٩٥ ، ٧:٠٦ ‎ب.ظ

پست 4769 : به قلم رنگین کمان 26. [این پست، پاسخ جناب رنگین کمان است به حجة الاسلام محمدجواد غلامی دارابی، مبنی بر ساختگی بودن عکس پست [آفتاب و ماه در یک راستا] در پست 4765 اینجا و در راستای پست ۴۷۵۷ اینجا،.

«سلام. عکس بی نظیر از ماه و خورشید در یک قاب سه شنبه ۳ اسفند ۱۳۹۵ ساعت ۱۲:۵۲. عکاسها با ١۶ دوربین ۶٢ روز منتظر بودند تا از این صحنه عکس بگیرند... در جهان نیوز: اینجا

این عکس از آن سایت جهان نیوز است که رنگین کمان آدرسش را ارسال کرد و من هم از طریق گوشی ام، عکس انداختم. به تعبیر فنی: «اسکرین شات: screen shat» کردم

چهارشنبه ۱۸ اسفند ۱۳٩٥ ، ٧:٠٤ ‎ب.ظ

پست 4768 : به قلم دامنه. به نام خدا. دارابکلا و چهره ها (69). او حاج علی اکبر چلوئی دارابی ست. برادر حاج حبیب ببخیل. داماد مرحوم آق ابراهیم ملایی تکیه پیش. حاج علی اکبر مردی مؤمن و نیکورفتار و خندان و درستکار است. در  بالامحلۀ دارابکلا ساکن است. عکس را جناب حاج حسین رنگین کمان از چهره اش انداخته و به تلگرامم ارسال داشته. ممنونم از بابت عکس.

برای این مرد مُسنّ و مؤمن دارابکلا روزهای خوب و سرشار از سلامتی آرزو می کنم. ایشان از نسلی ست که امروزه نسل اول محل اند و سالیان زیادی را در کار و تلاش و مشقّت و نداشتی ها گذراندند. خدا نگه دار همه ی بزرگان و مُسنّان.

حاج علی اکبر چلوئی دارابی. 18 اسفند 1395. ساکن بالامحلۀ دارابکلا. عکاس و ارسال: حاج حسین رنگین کمان

چهارشنبه ۱۸ اسفند ۱۳٩٥ ، ٩:۳۸ ‎ق.ظ

پست 4767 : به قلم دامنه. به نام خدا. قسمت ششم زندگانی رهبر معظم انقلاب. همان طور که وعده کردم از این قسمت به بعد، شرح مختصر زندگانی رهبر معظم انقلاب را می نویسم، نه شرح مفصّل که از عهده ی این نوشتار خارج است:

سیدعلی خامنه ای در 29 فروردین 1318 (19 آوریل 1939 میلادی) در مشهد متولد شدند. اما در شناسنانه 24 تیر 1318 درج شده است.

تولد سیدعلی، همزمان بود با سرآغاز جنگ دوم چهانی. نیز همزمان بود اوج دیکتاتوری رضاخان میرپنج که با قدرت ارتش، هر ندایی را سرکوب می کرد؛ چه صدای روحانیت مبارز و چه صدای روشنفکران آگاه و چه صدای خوش خدمتان دربار ناآگاه.

در سه سالگی سید علی بود که ایران به اشغال شوروی و انگلیس درآمد. مشهد مقدس نیز تحت اشغال شوروی ها شد.

در چهارسالگی به همراه برادر بزرگش _سید محمد_ به مکتب خانه رفت. مکتب خانه ای که دخترانه بود و معلّمۀ آنها هم «بی بی آقا». سیدعلی تاب نیاورد و دو ماه بعد به مکتب خانۀ پسرانه رفت. مُلّای این مکتب خانه جناب میرزا بود؛ مردی سالخورده و بداخلاق و وحشت آفرین. بچه ها را بشدّت می زد و همه وحشت می کردند.

جناب میرزا به سید علی می گفت «سید علی آقا». و او را کنار خود می نشاند و تعدادی اسکناس پنج ریالی و ده ریالی به دست سید علی آقا می داد تا به قرآن بمالد و متبرّک شود. چون میرزا گمان می کرد این پسربچۀ عالِم محلّه ی سرشور _آقا سیدجواد_ تبرّک شدنی ست.

من _یعنی دامنه_ بر اساس کتاب شرح اسم، این زندگانی را به قلم و ادبیات خودم می نویسم. برای شرح مفصل زندگی رک: ص 41 و 42 کتاب شرح اسم. ادامه در پست آتی.

عکس رهبر معظم انقلاب آیة الله سیدعلی حسینی خامنه ای در نوجوانی

چهارشنبه ۱۸ اسفند ۱۳٩٥ ، ٩:۳٧ ‎ق.ظ

پست 4766 : به قلم دامنهسلسله مباحث آموختنی قسمت 16 به نام خدا. علت گره زبان حضرت موسی (ع) این بود: فرعون نشسته بود. موسی، موی روی فرعون را برکَند. فرعون عصبانی شد. دستور داد او را بکشند. آسیۀ مؤمنه _زن فرعون_ نگذاشت. گفت: او کودک است نمی داند یاقوت یا آتش را.

فرعون دستور داد آتش و یاقوت بیاورند... . موسی به الهام خدا آتش بر زبان گرفت و از مرگ رهایی یافت. این علت لُکنت زبان حضرت موسی (ع) بود.

می گویند این چهرۀ واقعی فرعون است

همۀ فرازهای زندگی آن حضرت درس است و آموزه. این هم چنین است؛ که دامنه  از شرح آن می گذرد. فقط بگویم واژۀ »فرعون» عنوان و پیشوند پادشاهان قدیم مصر بود که جمع مکسّر فرعون می شود فراعنه. (برداشت آزاد دامنه از ص42 کشف الاسرار و عُدّة الابرار _ذیلِ تفسیر عرفانی آیۀ 27 سورۀ طه_ اثر خواجه عبدالله انصاری تألیف امام احمد بن محمد میبدی)

چهارشنبه ۱۸ اسفند ۱۳٩٥ ، ٩:۳٦ ‎ق.ظ

پست 4765 : به قلم حجة الاسلام محمدجواد غلامی 51. «به نام خدا، درود بر شما، پیرامون پست ۴۷۵۷ اینجا، مطلبی را خدمت شما و بیندگان فهیم دامنه تقدیم می کنم. هنگامی که ماه به نقطه مقابل زمین نسبت به خورشید می رسد و یا به عبارت دیگر فاصله زاوایه ای ماه و خور شید ۱۸۰ درجه می شود تمام قرص ماه روشن به نظر می رسد که (بدر) نامیده می شود.

بنابراین با توجه به وضعیت گردش ماه و خورشید و رویت اهله قمر و بدر کامل ماه میتوان دریافت که عکس مزبور[  ] ساختگی است.»

پاسخ دامنه : به نام خدا. سلام من هم به شما جناب شیخ محمدجواد دوست فاضل ما. من  غرق جذبۀ عکس شدم. زیاد به امور نجوم سردرنمی آورم. هرچند دو کتاب نجوم را در دورۀ طلبگی ام در قم امتحان هم دادم. اما آنچه شما استدلال کردید در علم من قد نمی داد. این دیدگاه شما منعکس می شود تا شاید ان قلتی دیده شود. سپاس بی کران. در مورد نوشتۀ قبلی شما یعنی پست 4743 اینجا بر روی مؤلفه شناختی (مؤلّفۀ سوم)  اگوست استرنبرگ  بزودی متنی ارائه خواهم داد. عکس زیر را نیز جناب غلامی به تلگرامم فرستادند:

چهارشنبه ۱۸ اسفند ۱۳٩٥ ، ٩:۳٥ ‎ق.ظ

پست 4764 : به قلم حجة الاسلام مالک رجبی دارابی 169. «بسمه تعالی. سلام. شعار «سلام». یکی از شعارهای ما که مورد تهدید و خطر قرار گرفته است «سلام» است. اسلام دین صفا و صلح و خیر است، دین اخوت و برادری است. به همدیگر که می‌رسیم سلام می‌کنیم، یعنی من برادر تو هستم و تو برادر من هستی و من برای تو آرزو و دعا می‌کنم سلامت و تندرستی را.

در اسلام افشای سلام یعنی بلند سلام کردن سنت است، که پیغمبر اکرم(ص) فرمود: در معراج مقامات خیلی عالی را دیدم، سؤال کردم برای کیست؟ گفتند برای کسانی که اطعام طعام می‌کنند، دیگران را سیر می‌کنند، و دیگر اینکه بلند سلام می‌کنند، و سوم اینکه در شبها در حالی که دیگران در خوابند بپا می‌خیزند و نماز می‌خوانند. در روایت داریم کسی که سلام نکند متکبّر است و گویا منتظر است همه او را سلام کنند در واقع بسم الله و سلام در ابتدا هر کاری نباشد آن کار ناقص است و برکت و نور ندارد و به انتها نمی رسد و نخواهد رسید.

در سیره رسول خدا شنیده‌اید که هیچ کس در همه عمر نتوانست بر پیغمبر اکرم سبقت به سلام بگیرد. هرکسی که پیدا می‌شد، قبل از اینکه او سلام کند پیغمبر به او سلام می‌کرد. این حرفها کجا رفت؟ بکلی فراموش شد. (پانزده گفتار، ص 160-الی 162). تحریر در مسیر پردیسان بسوی قم حرم مطهر ساعت ۶/۳۰ صبح روز چهارشنبه ۱۸ اسفند ۹۵»

پاسخ دامنه : به نام خدا. سلام من هم به شما شیخ مالک گرامی ما. بله، مسأله ی مهمی را  نوشتی. حتماً باخبری که من در وبلاگ دامنه، از همان روز نخست، سلام گفتن در کامنت نوشتن را، از اصول 17 گانۀ دامنه قرار داده بودم. و به کامنت های بی سلام پاسخی نمی نوشتم. ممنونم. این عکس کوفه ات هم عالی ست. و مرا به یاد زیارتم در سال 1393 انداخته است.

حجة الاسلام والمسلمین شیخ مالک رجبی دارابی. بهمن ماه 1395. کوفه، مابین قبر شهید میثم تمّار و مسجد مقدس کوفه

چهارشنبه ۱۸ اسفند ۱۳٩٥ ، ٩:۳٤ ‎ق.ظ

پست 4763 : به قلم حجة الاسلام علی اکبر دارابکلایی 92. قسمت 12. فصل یازدهم: حب مقام و ریاست حبّ و طلب ریاست. در روایات متعدد از حب ریاست و ریاست طلبی نکوهش شده است. در حدیثى، موسی بن جعفر علیهما السّلام، حبّ ریاست را براى دین مسلمان زیان بارتر از گرگ درنده براى گوسفند مى‏داند.

امام صادق علیه السّلام نیز مى‏فرماید: «کسى که در پى ریاست باشد هلاک مى‏شود» و در سخنى دیگر مى‏فرماید: «کسى که بدون شایستگى ادعاى ریاست کند و کسى که قصدش چنین باشد و (حتى) کسى که آن را حدیث نفس کند، ملعون (و مطرود از رحمت خدا) است. (وسائل الشیعة ج ۱۵، ص۳۵۰-۳۵۱)

معنای ریاست طلبی: البته مراد از ریاست طلبى اى که از آن نکوهش شده، مطلوب بودن خود ریاست و دوست داشتن آن به جهت برترى جویى بر دیگران و دستیابى به اغراض دنیوى چون ثروت اندوزى نامشروع و مانند آن است؛ از این رو، کسى که براى احقاق حق و ستیز با باطل در پى ریاست باشد و شایستگى آن را نیز داشته باشد، مشمول نکوهش نمى‏شود. (مرآة العقول ج۱۰، ص۱۱۸).

حبّ جاه در روایات اسلامى 1- تأثیر مخرّب این رذیله اخلاقى در دین انسان به قدرى شدید است که در حدیثى از رسول خدا(صلى الله علیه وآله) مى خوانیم:


ادامۀ مطلب
چهارشنبه ۱۸ اسفند ۱۳٩٥ ، ٩:۳۳ ‎ق.ظ

پست 4762 : آثار دامنه. پژوهش ها، مقالات و یادداشت ها. قسمت 50

      

نمونه هایی دیگر از اسناد «نشست های مطالعاتی، مسابقاتی و قرآنی دهۀ 60 با رفقا در روستای دارابکلا» که شب های جمعه به نوبت در منازل رفقا برگزار می کردیم. یاد روانشاد یوسف رزاقی به خیر که شائق ترین های این گونه جلسات بود و منزلش مأوای همیشگی ماها. عکس ها از بایگانی های شخصی دامنه

چهارشنبه ۱۸ اسفند ۱۳٩٥ ، ٩:۳٢ ‎ق.ظ

پست 4761 : آیت الله شیخ احمد جنتی در اجلاسیۀ خبرگان علاوه بر سخنان متعدد که قرائت کرد در بارۀ آشتی ملی هم اینها را ارائه داد ه است که خواندنی ست:

«آشتی ملی یعنی چه، آشتی ملی یعنی اینکه ما هر بلایی دلمان خواست سر مملکت و مردم بیاوریم و الان هم دنبال نمایندگی مجلس و کرسی‌های مدیریتی هستیم و به ما جایگاه بدهند، آنها درواقع می‌گویند به ما جایگاه بدهید. آیت‌الله جنتی ضمن تقدیر از مواضع انقلابی مقام عظمای ولایت در برخورد با طرح آشتی ملی، گفت: خداوند رهبری را حفظ کند که پاسخ آنها را داد؛ البته اینها را باید علما به مردم بگویند. وظیفه علما سنگین و وظیفه خبرگان سنگین‌تر است. شما تریبون در اختیار دارید و مردم هم به شما اعتماد دارند که رأی داده‌اند.» (منبع: اینجا)

نکتۀ دامنه : به نام خدا. ضمن سلام و احترام؛ اولاً طبق نصّ صریح قرآن میان مسلمانان هر گاه  کدورتی رخ داده باشد، وظیفه علما و سایرین است میان شان آشتی برقرار نمایند. ثانیاً به گمانم جایگاه خالیی در نظام باقی نمانده که کسی با این فرمول آشتی بخواهد آن را تصاحب کند زیرا برخی ها بتنهایی جندین جایگاه و پست و مقام را یکجا در یدِ قدرت خود دارند. ثالثاً شما در این اواخر عمرتان، کاری کنید که مردم به نظام علاقمند شوند، نه خدای ناکرده به خاطر این گونه سخن های جناحی، از آن دوری کنند و با یأس بسر ببرند و افسوس بخورند که چرا... .

چهارشنبه ۱۸ اسفند ۱۳٩٥ ، ٩:۳۱ ‎ق.ظ

پست 4760 : به نام خدا. در قسمت 24 سلسله مباحث قانون و حقوق، اینک به اصل 107 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران می پردازیم:

«پس از مرجع عالیقدر تقلید و رهبر کبیر انقلاب جهانی اسلام و بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران حضرت آیت الله العظمی امام خمینی «قدس سره الشریف» که از طرف اکثریت قاطع مردم به مرجعیت و رهبری شناخته و پذیرفته شدند، تعیین رهبر به عهده خبرگان منتخب مردم است. خبرگان رهبری دربارۀ همه فقهای واجد شرایط مذکور در اصول پنجم و یکصد و نهم بررسی و مشورت می کنند، هرگاه یکی از آنان را اَعلم به احکام و موضوعات فقهی یا مسائل سیاسی  واجتماعی یا دارای مقبولیت عامه یا واجد برجستگی خاص در یکی از صفات مذکور در اصل یک صد و نهم تشخیص دهند او را به رهبری انتخاب می کنند و در غیراین صورت یکی از آنان را به عنوان رهبر انتخاب و معرفی می نمایند. رهبر منتخب خبرگان، ولایت امر و همه مسوولیتهای ناشی از آن را برعهده خواهد داشت. رهبر در برابر قوانین با سایر افراد کشور مساوی است.

نکتۀ ویژۀ دامنه : به نام خدا. پس طبق این اصل وظیفۀ «خبرگان منتخب مردم» کاملاً مشخص است. پیدا کردن فقیه اَعلم. اگر نشد، یکی از فقهیان دارای شرائط رهبری. و در ادامه، نظارت بر عملکرد رهبر و نهاد رهبری توسط تک تک اعضای خبرگان و گزارش دادن صریح به ملت به عنوان ولی نعمت های نظام. همین. بقیه، از جمله سخنرانی ها و اعلامیه ها و مصاحیه ها و مواضع در بارۀ مسائل غیرمرتبط هر چه باشد، حاشیه است نه وظیفه.

چهارشنبه ۱۸ اسفند ۱۳٩٥ ، ٩:۳٠ ‎ق.ظ

پست 4759 : متن نقلی. پاسخ شجاعانه و انقلابی روزنامۀ جمهوری اسلامی (چاپ چهارشنبه 18 اسفند 1395 به سخنان آیة الله جنتی درنشست دیروز 17 اسفند 1395 خبرگان رهبری:

«دیروز آیت‌الله جنتی در دومین اجلاس سالانه پنجمین دوره مجلس خبرگان رهبری با طرح مسائلی از رئیس‌جمهور خواست گزارشی از عملکرد دولتش درخصوص اقتصاد مقاومتی ارائه نماید...

از حق نباید گذشت. کاستی‌ها هنوز هم کم نیست ولی باید دید آیا دولت یازدهم امکان و فرصت و ابزار جبران کاستی‌ها را به تمامی در اختیار داشته و کوتاهی کرده؟ نقد کردن حق همگان است ولی انتظار این است که به خاطر روی کار آمدن یک دولت مغایر ذهنیت‌های خود، همه چیز را تار، سیاه و نارسا نبینیم؟ ما مسلمانیم، انقلابی هستیم، ادعا می‌کنیم که با فرهنگ و سیاست و جامعه آشنائی داریم و رموز کار در هر مقطعی را به خوبی درک می‌کنیم. به همین دلیل باید زمان نقد و بررسی کارنامه‌ها انصاف و اخلاق و مصالح عالیه نظام را در نظر بگیریم. فقط  در این صورت است که افکار عمومی نقدهای ما را نیز پذیرا خواهد بود.

...برای آنکه درک صحیحی نسبت به ارزش و اهمیت فعالیت‌های دولت یازدهم به دست آید، لازم است مسائل، مشکلات، ابهامات، موانع، تنگناها و بن بست‌های موجود در برابر دولت در همان آغاز راه و تحویل گرفتن چرخه نظام اجرائی از دولت گذشته به درستی برای آحاد مردم تشریح گردد.

به نظر می‌رسد دولت یازدهم در قبال ندانم کاری‌ها و اقدامات غیراصولی دولت گذشته، با سکوت و رودربایستی برخورد کرده و در انعکاس آن همه خطاهای دولت‌های نهم و دهم کوتاهی نموده و به اطلاع عموم نرسانده است که دولت یازدهم یک خزانه خالی، صندوق ذخیره ارزی با آن شرایط و مجموعه مناسبات سیاسی – اقتصادی کشور را در چنان بن بستی تحویل گرفته و سال‌ها تلاش کرده تا کشور را از آن بن بست و بحران و اوضاع فاجعه آمیز نجات دهد و


ادامۀ مطلب
چهارشنبه ۱۸ اسفند ۱۳٩٥ ، ٩:٢٩ ‎ق.ظ

پست 4758 : اُنس با قرآن. إِنَّ الَّذِینَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ عِبَادٌ أَمْثَالُکُمْ فَادْعُوهُمْ فَلْیَسْتَجِیبُوا لَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ صَادِقِینَ* أَلَهُمْ أَرْجُلٌ یَمْشُونَ بِهَا أَمْ لَهُمْ أَیْدٍ یَبْطِشُونَ بِهَا أَمْ لَهُمْ أَعْیُنٌ یُبْصِرُونَ بِهَا أَمْ لَهُمْ آذَانٌ یَسْمَعُونَ بِهَا قُلِ ادْعُوا شُرَکَاءَکُمْ ثُمَّ کِیدُونِ فَلَا تُنْظِرُونِ.

در حقیقت کسانى را که به جاى خدا مى‏ خوانید بندگانى امثال شما هستند پس آنها را [در گرفتاریها] بخوانید اگر راست مى‏ گویید باید شما را اجابت کنند. آیا آنها پاهایى دارند که با آن راه بروند یا دستهایى دارند که با آن کارى انجام دهند یا چشمهایى دارند که با آن بنگرند یا گوشهایى دارند که با آن بشنوند بگو شریکان خود را بخوانید سپس در باره من حیله به کار برید و مرا مهلت مَدهید.

(سوره ۷: الأعراف - جزء ۹ - آیات 194 و 195، ترجمۀ فولادوند)

 
چهارشنبه ۱۸ اسفند ۱۳٩٥ ، ٩:٢۸ ‎ق.ظ

پست 4757 : عکس آفتاب و ماه در یک راستا. از رنگین کمان گرفتم این عکس را

این عکس زیبا را هدیه می کنم به روح روانشاد یوسف رزاقی

سه‌شنبه ۱٧ اسفند ۱۳٩٥ ، ۸:٤۱ ‎ب.ظ

پست 4756 : به قلم احمد بابویه دارابی 6. مندرج سلسله نوشتارهای احمد بابویه (6) و سلسله مباحث مربوط به یوسف رزاقی (18).

«سلام. درود  وسلام به روح عمو یوسف. [در راستای پست 4744 اینجا] در چنین شبی که فرداش ۱۸ اسفند ۱۳۸۳، یوسف عازم تهران بود، من وعمو اصغر خونه او بودیم وچه شوخی ها وخنده های که نکردیم. انگار که شوق پرواز داشت.

یک خاطره همان شب: برادرم ادریس که در خونه او مشغول تعویض شیر آلات بود وبعد از پایان کار دستمزد می خواست به او بدهد چک پول 50هزار تومانی داد که مبلغی را دریافت کند، اما به علت نداشتن خُرده پول امتناع کرد رفت خونه.

ما تا 12 شب کنار هم بودیم گفت تمام خونه راباید تمیز کنم وصبح باید به تهران بروم عمو اصغر [سیدعلی اصغر] اصرار کرد که نرود. ما خداحافظی کردییم رفتیم. اما بعدها برادرم گفت یوسف همان شب به من گفت بیا دستمزت را بگیر (با اصرار زیاد) تا شاید شما را نبینم. روحش شاد ویادش گرامی.»

پاسخ دامنه : به نام خدا. سلام من هم به رفیق بسیارگرامی ام احمد. خاطره ای دل انگیز و  مفید و اخلاقی و در عین حال بُغض آور نقل کردی. ممنونم که یوسف را هیچ گاه فراموش نکردی و نمی کنی احمد. نیک می دانی یوسف خیلی تو را دوست می داشت. این عکس زیر هم از آلبوم دامنه، تقدیم تو و روح پرفتوح و مردم گرای عمویوسف. فاتحه و صلوات.

تکیۀ دارابکلا. مراسم امام خمینی. سال 1368. روانشاد یوسف رزاقی در جلو. احمد بابویه  سمت چپ. دامنه کنار ستون. حسن آهنگر دارابی. موسی رجبی دارابی. رضا آهنگر دارابی. علی دارابکلایی. سید هاشم هاشمی دارابی. عیسی درواری. کبل اکبر رجبی دارابی. منصور شعبانی. مرحوم نامدار حسن رمضانی سرتایی (ذاکر اهل بیت). نادعلی رمضانی دارابی و بقیه

سه‌شنبه ۱٧ اسفند ۱۳٩٥ ، ۸:٤٠ ‎ب.ظ

پست 4755 : دامنهٔ کویر2 (105) پیامبر اسلام (ص) فرمودند: «هر کس، برادر مؤمنش با او مشورت کند و او صادقانه راهنمایی اش نکند، خداوند عقلش از او می گیرد.» (بحارالانوار، جلد 72، ص 104)

سه‌شنبه ۱٧ اسفند ۱۳٩٥ ، ۸:۳٩ ‎ب.ظ

پست 4754 : متن نقلی. «آیت الله احمد جنتی رئیس مجلس خبرگان رهبری امروز (سه شنبه 17 اسفند 95) با حضور 54 نفر از اعضای این مجلس در آغاز دومین اجلاسیه رسمی پنجمین دوره مجلس خبرگان رهبری در مورد انتخابات سال آینده گفت: انتخابات شهر و روستا مصیبت است  چون رسیدگی نمی شود و صلاحیت ها بررسی نمی شود.» (منبع: اینجا)

نکتۀ دامنه : به نام خدا. ضمن سلام و احترام؛ پس اگر این گونه است، نظارت بر این انتخابات را  هم از وزارت کشور بگیرید، تا مصیبت بر ملت وارد نشود. چون هر کجا شما نظارت کرده اید خیلی عالی شد و ملت آسیبی ندید، از جمله ردّصلاحیت مرحوم آیة الله اکبر هاشمی رفسنجانی. حرف های شما جناب آیت الله شیخ احمد جنتی، همیشه خواندنی ست.

سه‌شنبه ۱٧ اسفند ۱۳٩٥ ، ۸:۳٩ ‎ب.ظ

پست 4753 : متن نقلی. «علی مطهری نائب رئیس مجلس شورای اسلامی عصر روز دوشنبه در مراسم سخنرانی خود با عنوان «‌قانون اساسی از متن تا عمل» که در دانشگاه اصفهان برگزار شد اظهار کرد: شعارهای انقلاب اسلامی ما در قانون اساسی تبلور پیدا کرده است. غبطه می‌خورم که شهید مطهری در هنگام تدوین قانون اساسی حضور نداشتند.

گاهی شورای عالی امنیت ملی در کار قوه قضاییه دخالت می‌کند و کار مجلس را محدود می‌کند؛ برای مثال در موضوع حصر خانگی رهبران اعتراضات سال  ۸۸ استدلال می‌کنند که مصوبه شورای عالی امنیت ملی در موضوع حصر مطرح است. البته شورای عالی امنیت ملی در مواقع خاص بحران که کشور را آشوب فراگرفته است این حق را  دارد که رهبران یک اعتراض یا آشوب را برای مدت زمان کوتاهی از بدنه اعتراضات جدا کند، اما در ادامه دیگر حق ندارد بدون حکم مقام قضایی رهبران اعتراضات را برای سالهای زیادی در حصر نگه دارد؛ بنابراین شورای عالی امنیت ملی گاهی جای قوه قضاییه را می‌گیرد چون به غیر از قوه قضاییه کسی حق ندارد مجازات تعیین کند. 

وی افزود:‌ در جلسه‌ای که با یکی از مقامات قضایی داشتیم موضوع حصر خانگی رهبران اعتراضات سال ۸۸ را مطرح کردم که این مقام قضایی به من گفت  رهبران اعتراضات سال ۸۸ که مجازات نشده‌اند چرا که در یک خانه هستند. من در جواب گفتم اگر این گونه است خود شما بیایید ۱۰ روز در یک خانه که تمام اتاق‌هایش شنود کار گذاشته شده محبوس شوید و ببینید که چه طعمی دارد. آن وقت می‌گویید که این رهبران که شش سال در حبسهستند هنوز مجازات نشده‌اند.

درباره ممنوع التصویری رئیس‌جمهور دولت اصلاحات هیچ مستندی وجود  ندارد که این کار قانونی باشد و دادستان تهران هم هیچ مستندی ارائه نکرده است؛ بنابراین این ممنوع التصویری غیر قانونی است.

اعتقاد دارممجلس خبرگان رهبری هم اکنون وظایف خود را کامل انجام نمی دهد چرا که در قانون  اساسی به صراحت آمده که مجلس خبرگان باید نظارت مستمر بر رهبر داشته باشد اما عده‌ای این فکر را می‌کنند که اگر کلمه نظارت را در خصوص رهبری به کار ببرند توهین بهولایت فقیه شده است؛ در صورتی که این گونه نیست. برخی افراد در مجلس خبرگان  حرف‌های زیادی دارند، ولی نمی‌گویند چون سرنوشت آنانی را که انتقاد کرده‌اند دیده‌اند. البته این را باید بگویم که نظر مقام معظم رهبری این نیست. ایشان به صراحت گفته‌اند که  کسی ممکن است برخلاف رهبری حرف بزند اما باید آزاد باشد. منتهی کسانی را سراغ داریم که کاسه داغ‌تر از آش هستند و می‌خواهند از ولایت فقیه بُت بسازند.

وی در پاسخ به دانشجویی که از او پرسید نظر شما در مورد ولایت فقیه چیست؟ گفت:‌ نظر بنده در مورد ولایت فقیه ولایت اسلام است نه ولایت یک فرد. ولی فقیه نمی‌تواند هر کاری دوست داشت بکند. نظر خود مقام معظم رهبری هم همین است. حکم حکومتی در جایی می‌تواند ولی فقیه صادر کند که در آنجا قانون وجود نداشته باشد و به بن بست رسیده باشیم؛ بنابراین اگر ولی فقیه مطابق میل خودش کاری کند همانطور که امام (ره) فرمودند خود به خود از ولایت ساقط است. 

نائب رئیس مجلس شورای اسلامی در پاسخ به این سوال که شما چه کسی را در اعتراضات سال ۸۸ مقصر می دانید؟ گفت:‌ هر کس اشتباهی کرده باشد باید به اشتباه خود اعتراف کند. اعتقاد دارم که موسوی و کروبی خطا کردند اما آن‌ها تنها خطا کار نبودند. این که موسوی و کروبی را منتسب به آمریکا و اسرائیل و فلان جا بکنیم کار صحیحی نیست؛ چرا  که اصلا آن‌ها منتسب به جایی نبودند؛ فقط نباید اعتراضات را ادامه می‌دادند؛ بنابراین موسوی و کروبی طرحی برای فتنه نداشتند و این چیزهایی بود که خودمان بافتیم و به آن‌ها نسبت دادیم. حتی یک عده‌ای ۲۵ خرداد ۸۸ به نفع نظام بیرون آمدند و شعار دادند. قضیه این است که موسوی و کروبی نمی‌خواستند رئیس‌جمهوری احمدی‌نژاد که خسارات زیادی به کشور زده بود ادامه پیدا کند؛ بنابراین اگر قرار است عذرخواهی صورت بگیرد هم نظام باید عذرخواهی کند و هم سران معترضان. 

مطهری در بخش دیگری از سخنانش تصریح کرد: بنده هم اعتقاد دارم حیطه وظیفه سپاه پاسداران باید مربوط به فعالیت‌های نظامی باشد و ورود سپاه به اقتصاد و سیاست را  نمی‌پسندم همانطور که امام (ره) در جایی فرمودند به سپاه چه مربوط است که در مجلس چه می‌گذرد.» (منبع: اینجا)

سه‌شنبه ۱٧ اسفند ۱۳٩٥ ، ۸:۳٩ ‎ب.ظ

پست 4752 : عکس های آبندان و آبریز آبندان روستای مُرسم در جنوب شرقی دارابکلا. روز 17 اسفند 1395. ارسالی جناب یک دوست به تلگرام دامنه. ممنونم.

      

      

سه‌شنبه ۱٧ اسفند ۱۳٩٥ ، ۸:۳۸ ‎ب.ظ

پست 4751 : سلسله مباحث دامنهٔ قم (65). قم شناسی. پارک بنفشه. 16 اسفند 1395 داشتم می رفتم سمت کوه خضر، دیدم پارک زیبا و بزرگ بنفشۀ قم را این گونه زیباسازی کردند و سنگ نما. عکسی با گوشی ام انداختم و  به عنوان یک شهروند عادی قمی، از دست اندرکاران شهرداری قم بسیار ممنونم. 

سه‌شنبه ۱٧ اسفند ۱۳٩٥ ، ۱:۱۸ ‎ب.ظ

پست 4750 : شاه خائن و مخلوع ایران را بیشتر بشناسید

عکس راست: با کفش در منزل خانۀ یک روستایی. عکس چپ: شکار فیلم توسط شاه

                         

سه‌شنبه ۱٧ اسفند ۱۳٩٥ ، ۱:۱٧ ‎ب.ظ

پست 4749 : «شفقنا (پایگاه بین المللی همکاری های خبری شیعه) -حضرت آیت‌الله العظمی سیستانی به پرسشی درباره تصرف در امانت پاسخ گفته است. به گزارش شفقنا متن پرسش مطرح شده وپاسخ این مرجع تقلید شیعیان بدین شرح است:

س : آیا می توان در امانت تصرف نمود و بعد مثل آنرا بجای آن گذاشت یا خیر ؟

پاسخ : بدون اجازه صاحب مال تصرف در آن جایز نیست.» (منبع: اینجا)

سه‌شنبه ۱٧ اسفند ۱۳٩٥ ، ۱:۱٦ ‎ب.ظ

پست 4748 : متن نقلی. «یاسر هاشمی فرزند مرحوم آیة الله اکبر هاشمی رفسنجانی: «خناسان شایعه کثیفی درست کردند که خانواده هاشمی در حال فرار از کشور است... دروغ محض است... هاشمی رفسنجانی  به هیچ وجه مخالف رهبری نبود اما اعتقاد داشت که ولایت مداری با ولایت معاشی فرق دارد.» (متن مفصل در خود منبع: اینجا)

عکس مرحوم آیة الله اکبر هاشمی رفسنجانی. مرحوم ایرج قادری. مرحوم خسرو شکیبایی. مجید مظفری

سه‌شنبه ۱٧ اسفند ۱۳٩٥ ، ۱:۱٥ ‎ب.ظ

پست 4747 : سلسله مباحث خط امام (71). «حجت الاسلام والمسلمین سید علی اکبر محتشمی‌پور نماینده سابق مجلس ایران با بیان اینکه «امام همیشه سعی می کردند که در جریان اخبار به طور مستقیم قرار بگیرند»، اظهار کرد:

«در سال ۱۳۵۹ یک روز مرحوم حاج احمد آقا با من تماس گرفتند که امام با شما کار دارد و فورا بیایید. من سوار ماشین شده و به طرف محل اقامت امام حرکت کردم که در راه شنیدم در اولین خبر ساعت ۱۰ صبح رادیو اعلام شد سید علی اکبر محتشمی به عنوان نماینده امام و مدیر رادیو منصوب شد.»

وی ادامه داد: «آن موقع رییس رادیو و تلوزیون از سوی بنی صدر منصوب شده بود و امام تاکید کرده بودند که در برنامه‌ها توهینی به مسئولان کشورها نشود اما گویا خود ایشان مطلبی را در توهین به ضیاءالحق رییس جمهور وقت پاکستان شنیده بودند که چون قبلا تذکر داده بودند، مدیر  جدیدی که بنده بودم را تعیین کردند.»

حجت الاسلام والمسلمین محتشمی‌پور در پایان خاطر نشان کرد: «حضرت امام همان روز که من خدمتشان رسیدم یک سری توصیه‌هایی به من فرمودند، از جمله این که رادیو باید واقعا صدای جمهوری اسلامی باشد، نباید از آن دروغ و تهمت و اهانت شنیده شود و برنامه‌ها هم باید در چارچوب اسلام باشد و کار حرامی صورت نگیرد.» (منبع: اینجا)

سه‌شنبه ۱٧ اسفند ۱۳٩٥ ، ۱:۱٥ ‎ب.ظ

پست 4746 : به قلم دامنه. به نام خدا. دارابکلا و فرهنگ لغت. قسمت 60. نمک سو تخته. این لغت (=نمک ساپ تخته) در محاوره ی دارابکلایی ها دو کاربرد دارد: یکی در وضع عادی اش که یعنی تخته ای که بر روی آن کارهای آشپزخانه مانند سائیدن گردو، خُردکردن سبزی و ریزکردن گوشت و ... توسط زنان خانه دار انجام می گیرد.

اما در معنای لُغزی و متلکی اش این است که وقتی کسی رو تُرش می کند و ابرو گِره می زند و اَخم و تَخم می کند و لج و لجبازی در می آرَد و در نتیجه پیشانی اش (= به قول دارابکلایی ها سِوال یا سِفال اش) پهنا می گیرد و پهن می گردد، اطرافیان به او می گویند: وِن سِفال را هارش! نمک سو تخته بَهیه.

چیزی شبیه کارتون پینوکیو که در آن، دروغ موجب می شد دماغ دروغگو بلند و بلند و بلند و بشدت دراز شود و دروغش در بیفتد. بگذرم.

      

سه‌شنبه ۱٧ اسفند ۱۳٩٥ ، ۱:۱٤ ‎ب.ظ

پست 4745 : طبیعت جهان (45)

شکار شیر و جَستن گاو وحشی. بارها در مستندهای حیات وحش به چشمم دیدم شیر نتوانست حریف چابکی این گاوهای قوی شود. طبیعت یعنی راز بقا

سه‌شنبه ۱٧ اسفند ۱۳٩٥ ، ۱:۱۳ ‎ب.ظ

پست 4744 : به قلم دامنه. به نام خدا. در سلسله مباحث خاطرات دامنه به یکی از خاطره هایی که با روانشاد یوسف رزاقی در سال 13611 دارم، اشارۀ مختصر می کنم. یعنی خاطره ای  با یوسف برای رفتن به جماران برای دیدار با امام:

سال 1361 بود. یوسف از جبهۀ سومار به مرخصی هفت روزه آمده بود. من و او و جعفر رجبی و حسن صادقی محلی بسیار با هم گشتیم. چون آن سال بقیۀ رفقا در جبهۀ کاویژال مریوان بودند.

هفت روزش که تمام شد، گفت ابراهیم همراهم بیا بریم تهران. اول می ریم جماران دیدار حضرت امام. آنگاه تو برو قم و من هم با قطار می رم جبهه. همین کار را کردیم. رفتیم تهران و شب را در تهران ماندیم. به خونۀ حاج مهدی کشانی دوست نزدیک و صمیمی یوسف رفتیم که بسیار خاطره انگیز بود آنجا.

صبح علی الطّلوع به سوی جماران در شمال شهر تهران، برای شوق دیدار مردمی با امام شتافتیم که داستانش مفصل است و از بحث مان خارج. بعد او به جبهه رفت و من به سمت قم.

خواستم بگویم آن دوره ها، هم شوق و شعَف رزم و جهاد و مقاومت عالی بود؛ هم رفیق با رفیق عهد و اُخوت خاصی داشت؛ و هم عشق به امام خمینی باعث می شد هر سختی و رنج و دوری از خانه و کاشانه ای تحمل شود.

یاد یوسف به خیر که هم رزمنده ای بسیار جدی و منظم و مسلط به بکارگیری سلاح سنگین بود و هم فردی متحرک و ناایستا بود. او اساساً با تنبلی و تن پروری بیگانه بود و در رفاقت هم، آخرین حدّ صمیمیت و صداقت و وفاداری بود.

فردا 18 اسفند 1395، یعنی ورود به سیزدهمین سال فراق غمگینانۀ یوسف

      

عکس سمت راست: آلاچیق سنگدرۀ دارابکلا. سال 1362. دامنه و یوسف. عکس سمت چپ: دامنه (که آن سال یعنی 1365 پیکان دولوکس نمرۀ قم در اختیار داشت) آن دو نفر یوسف رزاقی و جعفر رجبی دارابی که برای گرفتن صندلی جلوی ماشین، این گونه با هم کلنجار می روند که سیدعلی اصغر شفیعی دارابی این صحنۀ عکس خاطره انگیر را شکار کرد

سه‌شنبه ۱٧ اسفند ۱۳٩٥ ، ۱:۱٢ ‎ب.ظ

پست 4743 : به قلم حجة الاسلام محمدجواد غلامی 50«عشق و خوشبختی. به نام خدا، عشق در افراد متعلق به فرهنگ های مختلف، معانی متفاوتی دارد و نحوه تفکر افراد در مورد عشق بر احساسات آن ها دراین مورد تاثیر گذار است.

فرهنگ علاوه بر معنای عشق، بر ویژگی های مطلوب در انتخاب معشوق، احساس ها و عواطفی که با عشق همراه است و نحوه رفتار عاشق و معشوق با یکدیگر نیز تاثیر می گذارد، تائید اجتماعی و حمایت خانواده و دوستان، میزان رضایت فرد از یک رابطه و تعهد او در قبال آن را افزایش می دهد.

اما از دیدگاه «اگوست استرنبرگ» عشق به گونه ای دیگر معنا می شود، از این رویکرد عشق سه مولفه دارد، صمیمیت، شور و شوق و تعهد.

صمیمیت مولفه عاطفی عشق است که شامل گرمی و محبت، و حمایت عاطفی، درک و پیوند می شود.

شور و شوق مولفه انگیزشی عشق است و بر پایه جذابیت استوار است.

تعهد، مولفه شناختی عشق، باعث ایجاد رابطه دراز مدت و ماندن در کنار یکدیگر می شود.

زوج های خوشبخت، هر سه مولفه عشق یعنی صمیمیت، شور و شوق و تعهد را در رابطه با یکدیگر دارند. آنها تلاش می کنند این ویژگی ها را در ارتباط ایجاد کرده و حفظ کنند.»

سه‌شنبه ۱٧ اسفند ۱۳٩٥ ، ۱:۱۱ ‎ب.ظ

پست 4742 : به قلم حجة الاسلام مالک رجبی دارابی 168. «بسمه تعالی. سلام. به مناسبت هفتۀ درختکاری. این آیات را هنگام زراعت و کاشت نهال بخوانید. آیت الله العظمی جوادی آملی: در بیان اهل بیت (علیهم السلام) آمده اگر کسی یک درخت تشنه ای را سیراب کند، همانند این است که مومن تشنه ای  را سیراب کرده؛ این فضیلت، نشان می دهد که وظیفه ما،حفظ محیط زیست و ترویج درختکاری و جلوگیری از آسیب رسیدن به درختان است. خداوند می فرماید شما وقتی این بذر مرده را که جماد است به دل خاک سپردید، آنگاه ما آن را حیات می دهیم؛ لذا انسان، بذر افشانی و حرث می کند،  اما آنکه زارع است یعنی مرده را جان می دهد و زنده می کند، تنها خداست.

به ما دستور دادند اگر خواستید بذری را به دل خاک بنشانید، مقداری از آن بذر را در دست بگیرید و این آیات را بخوانید. «أفَرَأَیْتُمْ مَا تَحْرُثُونَ* أَأَنْتُمْ تَزْرَعُونَهُ أَمْ نَحْنُ الزَّارِعُونَ»  آیا آنچه را کشت مى ‏کنید ملاحظه کرده‏ اید. آیا شما آن را [بى‏ یارى ما] زراعت مى ‏کنید یا ماییم که زراعت مى ‏کنیم) تا به امید خداا این بذر شکوفا گردد. والسلام. قم. ۱۶ اسفند ۹۵. مالک رجبی»

سه‌شنبه ۱٧ اسفند ۱۳٩٥ ، ۱:٠٩ ‎ب.ظ

پست 4741 : به قلم حجة الاسلام علی اکبر دارابکلایی 91. قسمت 11. «فصل دهم: کسب مال. معنای رزق و حلال واژه روزی، به معنای رزقی است که خداوند متعال برای همه افراد زمین عطا کرده است و همینطور به معنای خوراک روزانه آمده است. واژه حلال نیز به معنای جایز و روا آمده است. اقسام رزق در کتاب «کشاف اصطلاحات الفنون» اقسام رزق در چهار نوع شامل رزق مضمون، رزق مقسوم، رزق مملوک و رزق موعود معرفی شده است که رزق مضمون، خوردنی و نوشیدنی است که به اندازه مورد نیاز انسان از طرف خداوند ضمانت شده است.

همچنین، رزق مقسوم، رزقی است که در ازل تقسیم شده و در لوح محفوظ نوشته شده است و رزق مملوک، رزقی است که در ملکیت شخص درآمده است همچنین رزق موعود، رزق خاصی است که خداوند صالحان و عابدان را به آن وعده داده است.

در تقسیم‌بندی دیگری، می‌توان رزق را به دو نوع ظاهری یا مادی و باطنی یا معنوی تقسیم کرد که رزق مادی، مانند خوردنی‌ها، پوشیدنی‎ها و ... و رزق معنوی مانند علوم و معارف و نبوت است. همچنین، رزق بر حسب اعتبارات به رزق حلال و رزق حرام تقسیم شده است که رزق حلال به رزقی گفته می‌شود که از طریق مشروع (طبق نظر دین) به‎دست آمده باشد و رزق حرام نیز به رزقی گفته می‌شود که از طریق نامشروع و برخلاف نظر دین به‎دست آمده باشد. دیدگاه قرآن در رابطه با رزق و روزی خداوند متعال در آیه 58 سوره ذاریات فرموده است:


ادامۀ مطلب
سه‌شنبه ۱٧ اسفند ۱۳٩٥ ، ۱:٠٩ ‎ب.ظ

پست 4740 : به قلم دامنهبه نام خدا. در سلسله مباحث عرفان و معنویت2، لیف روح 184 را به نکته هایی در بارۀ مثَل مؤمن به زنبور عسل اختصاص می دهم:

زنبور عسل چون امر خدا را اطاعت کرد، خداوند در لعابِ او شفا قرار داده است و مؤمن هم شفادهنده است... . مؤمن مثلِ زنبور عسل است:

1- زنبور عسل از کثافت ها دوری می کند و روی گُل ها می نشیند، آدم مؤمن هم چنین است.

2- زنبور عسل شب به فعالیت بیشتری می پردازد، آدم مؤمن هم شب زنده داری می کند.

3- زنبور عسل تحت فرمان ملکه است و خودسر نیست، آدم مؤمن هم تحت فرمان خداست، نه شیطان و خودسر.

نکته های زیادی در پاسخ به این پرسش که «زنبور عسل و مؤمن چه شباهت هایی با هم دارند؟» وجود دارد که بنای لیف روح نویسی بر اختصار است.

مهم این است که بدانیم انسان مؤمن، مانند زنبور عسل است که به گُل روی خوش نشان می دهد. نه مانند مگس، که بنا شده است به کثافت علاقه داشته باشد و به آن عُلقه و رابطه کند. این ذات مگس است و اساس آن دوری از تمیزی ست و همزیستی و آشتی با کثیفی.

نیز مهمتر این است که زنبور عسل به حکم غریزۀ الهی و مأمویت خدایی برای انسان عسل می سازد، هرگز به انسان خیانت نمی کند که به جای گُل، عین مگس بر روی کثافت بنشیند و عسل نامرغوب و مغشوش (=غیرخالص) تولید کند. به عبارت ساده و خودمونی زنبور عسل، هرگز علیۀ بشر کلاهبرداری نمی کند؛ اما انسان هایی که از فطرت پاک خود بیرون می افتند و نافرمان خدا می گردند، به جای اخلاص و صداقت، حاضر می شوند دست در دست شیطان دهند و مؤمنان را به دام و فریب و آلودگی بیآلایند همان طور که عسل تقلبی را به مردم می فروشند به گزاف و دروغ و قسم های چندگانه و چندگونه.

لیف روح، یعنی طهارت روح. لیف روح یعنی دوری از هر نوع رفتاری که خلاف اخلاق و قانون خداست. لیف روح در یک کلام یعنی مانند زنبور عسل شدن و روی شکوفه های گُل زندگی کردن. نه مانند مگس با کثافت و زشتی ها همسو و همنشین و همدم شدن و از چشم خدا افتادن و عمله و یار و نوکر شیطان رجیم شدن که زشت ترین ناسپاسی به خدا و نعمت های خداست؛ نعمت هایی به تو داده تا آدم شوی، نه نافرمان و نمک نشناس و کذّاب.

(برداشت آزاد دامنه از ص 549 کشف الاسرار و عُدّة الابرار _ذیلِ تفسیر عرفانی آیۀ 68 سورۀ نحل_ اثر خواجه عبدالله انصاری تألیف امام احمد بن محمد میبدی)

پرورش زنبور عسل در روستایی در بابل مازندران

سه‌شنبه ۱٧ اسفند ۱۳٩٥ ، ۱:٠۸ ‎ب.ظ

پست 4739 : اُنس با قرآن. إِنَّهُ مَنْ یَأْتِ رَبَّهُ مُجْرِمًا فَإِنَّ لَهُ جَهَنَّمَ لَا یَمُوتُ فِیهَا وَلَا یَحْیَى.

مسلماً کسی که گنهکار به پیشگاه پروردگارش بیاید، دوزخ برای اوست که در آن نه می میرد و نه زندگی می کند.

(سوره ۲۰: طه - جزء ۱۶ - آیۀ 74، ترجمۀ انصاریان)

سه‌شنبه ۱٧ اسفند ۱۳٩٥ ، ۱:٠٧ ‎ب.ظ

پست 4739 : آثار دامنه. پژوهش ها، مقالات و یادداشت ها. قسمت 49

      

نمونه هایی از یادمان «نشست های مطالعاتی در روستای دارابکلا» که شب های جمعه به نوبت در منازل رفقا برگزار می کردیم. یاد روانشاد یوسف رزاقی به خیر که امضاها و صورتجلسات  به خط او در این نوع اسناد خاطره انگیر از بایگانی های شخصی دامنه دل را هم آرام می کند و هم به سمت قبر او متمایل. 18 اسفند 1395 سیزدهمین سال فراق غم انگیر یوسف رزاقی ست

دوشنبه ۱٦ اسفند ۱۳٩٥ ، ۸:۳٦ ‎ق.ظ

پست 4737 : به قلم حجة الاسلام علی اکبر دارابکلایی 90. قسمت 10. «فصل نهم: محبت و مهرورزی مقدمه مهر و محبت انسانی غرایز یک دسته امیال و کششهایی هستند که ضامن حفظ و بقای حیات فردی انسان بوده، احتیاجات حیاتی او را تأمین می کنند. امّا مطالعه در زندگی انسان ها نشان می دهد که پاره ای کششهای دیگر در انسان وجود دارد که براساس توجه به خود و تأمین احتیاجات و منافع فردی نیست بلکه در افقی برتر از این فعالیتهای غریزی قرار دارد از قبیل حبّ فرزند، دوستی و محبّت نسبت به همنوعان، غمخواری و از خودگذشتگی در راه دیگران و امثال آن.

درهیچ یک از این نوع امور، خود فردی انسان هدف نیست بلکه تمایل به حفظ و بقای زندگی جمعی و تعلق به غیر به خوبی مشهود است. از این نوع گرایش ها که توجه انسان را به طور آگاهانه از محور «خود» خارج و به سمت «غیر» معطوف می گرداند، به «مهر انسانی یا محبت» تعبیر می شود. این استعداد که موهبتی الهی است، از جمله امتیازات عالم انسانی، و در اصل، پرتوی از بُعد الهی و ملکوتی انسان است. بنابراین، مهر و محبت انسانی، برخلاف غرایز، که پشتوانه ی «خودخواهی» است استعدادی درونی است که پشتوانه ی «دیگرخواهی» در انسان است، براساس این استعداد فطری، انسان قادر است یک گرایش درونی براساس مهر و محبت به همنوع خود بیابد و از این راه، به ایجاد پیوند قلبی، انس و الفت با او بپردازد.

نمونه ای آیات قرآن در باره مهر و محبت خداوند متعال بارها در کتاب آسمانی ما مسلمانان بر مهر و محبت تاکید فرموده است. این نمونه های از اشارات قران کریم در باره ی مهر و محبت است:


ادامۀ مطلب
دوشنبه ۱٦ اسفند ۱۳٩٥ ، ۸:۳٥ ‎ق.ظ

پست 4736 : متن نقلی. «رئیس پلیس فتای ویژه شرق استان تهران با اشاره به خرید و فروش کانال‌ها در شبکه‌های اجتماعی گفت: این اتفاق باعث شده برخی کاربران بخصوص جوان‌ها و نوجوان‌ها دست به هر ترفندی بزنند تا اعضای کانال خود را افزایش دهند و بتوانند آن را به قیمت خوبی بفروشند.

به گزارش ایران، سرهنگ سامان محمدی با بیان اینکه نوجوانان و جوانان یکی از مهم‌ترین فعالان و دست اندرکاران راه‌اندازی این کانال‌ها هستند، اظهار کرد: متأسفانه این افراد با بارگذاری مطالب مستهجن و غیر اخلاقی به دنبال جذب مخاطب بیشتر هستند.وی با اشاره به اینکه به طور قطع هیچکس کانالی که با محتوای غیر اخلاقی، مخاطب جذب کرده باشد را خریداری نمی‌کند، افزود: این رویه فقط برای صاحب کانال دردسرساز می‌شود.

سرهنگ محمدی با اشاره به دستگیری متهم 16 ساله‌ای که یک کانال مستهجن را مدیریت می‌کرد، گفت: کارشناسان پلیس فتای ویژه شرق استان تهران در پی رصد فضای مجازی این کانال را شناسایی کردند که در آن موارد غیر اخلاقی و مستهجن ترویج و منتشر می‌شد. متهم نیزدر اعتراف‌هایش گفت: «با ایجاد کانال و قرار دادن پست‌های غیر اخلاقی و مستهجن به دنبال بالا بردن اعضای کانال بودم تا بتوانم کانالم را به فروش برسانم که دستگیرشدم.»

سرهنگ محمدی به والدین و خانواده‌ها توصیه کرد: حتماً بر فعالیت سایبری فرزندان خود نظارت کنند تا دچار چنین مشکلاتی نشوند.ضمن اینکه به فرزندانشان بیاموزند که اجازه چه فعالیت‌هایی در فضای مجازی را دارند و از چه فعالیت‌هایی باید به دور باشند.

وی همچنین به نوجوانان و جوان‌هایی که قصد کسب درآمد ازطریق فضای مجازی را دارند، توصیه کرد: حتماً برای این کار از افراد با تجربه و صاحب نظر راهنمایی و مشاوره بگیرند و از توصیه‌های غیرکارشناسی وگمراه‌کننده برخی افراد دوری جویند. چرا که راه‌اندازی کانال با محتوای مستهجن نه تنها به فروش نمی‌رسد و کسی حاضر به خرید آن نیست بلکه مدیر کانال را درگیر مسائل قضایی می‌کند.» (منبع: اینجا)

نکتۀ دامنه : به نام خدا. حیف نیست نهاد و قلب انسان با آن همه شرافت و فطرت پاک و  خداجویی اش، این گونه کثیف شود و با کثیف ترین طریق و مستهجن ترین شیوه کلاهبرداری کند. واقعاً باید مراقب بود و با فساد و فسادگران به مقابله برخاست، راهش فقط مطالعه است و درون سازی و معنویت افزایی و مقاومت سرسختانه علیۀ هرنوع لجن و لجن گرایی.

دوشنبه ۱٦ اسفند ۱۳٩٥ ، ۸:۳٤ ‎ق.ظ

پست 4735 : به قلم دامنه. به نام خدا. دارابکلا و چهره ها (68). او حسن عارف زاده است. برادرِشهید علیرضا عارف زاده. آنچه دامنه از وی می داند این است: من و او از دبستان با هم رفیق  شدیم. رفیق نزدیک و صمیمی. خاطرات زیادی در نوجوانی داریم. حسن، بسیار مهربان و فردی زجرکشیده و دردکشیده بود؛ چون از همان اَوان زندگی مادر مهربانش به رحمت خدا رفته بود. او نزد مادربزرگش بود و توسط او بزرگ شد.

یادم است هر وقت باهم به خونه ی شون می رفتیم، مادربزرگش به من می گفت: آق شخ علی اکبر وچه هسّی؟ می گفتم: آره. فوری می گفت بِر بالا بِر بالا چای بَخو. بگذزم که قدیمی ها آی سخاوت داشتند.

حسن در روستای مُرسم ازدواج کرد و باجناق دوست گرامی ام مهندس سیدعلی اندیک است. حسن بازنشستۀ شرکت نکاچوب است و با یوسف رزاقی در آنجا ربط و رفق داشت. من از سال های دور که به قم مهاجرت کردم و مقیم قم شدم و شهروند اینجا، از آنجا یعنی دارابکلا خیلی دور افتاده ام از جمله از رفقایی خوب و قدیمی چون حسن آقا.

از جناب یک دوست که با ارسال عکس حسن به تلگرام دامنه موجب گشت، سیری به حسن کنم، ممنونم.

خوبی عکس ها یکی همین است که گذشته را به الان پُل می زند و محبت را بر ذهن و قلب بازتولید می کند. چرا که بیناد عالَم، اساساً بر محبت است. محبتی که در آن صداقت و روراستی، میزان است. درود من به حسن که یک دوست است و نیز احسنت به یک دوست که دوست است.

حسن عارف زاده. 15 اسفند 1395. دارابکلا. عکاس: جناب یک دوست

دوشنبه ۱٦ اسفند ۱۳٩٥ ، ۸:۳۳ ‎ق.ظ

پست 4734 : متن نقلی. «نایب رئیس مجلس شورای اسلامی در نامه‌ای خطاب به رئیس مجلس خبرگان رهبری خواستار این شد که موضوع حصر خانگی در دستور کار اجلاس دوم مجلس خبرگان در سال جاری قرار گیرد. به گزارش جماران، در نامه علی مطهری قرار گرفته آمده است:

آیت الله جنتی دامت برکاته. ریاست محترم مجلس خبرگان رهبری. با اهداء سلام و تحیت، نظر به این که در آستانه اجلاس دوم مجلس خبرگان رهبری در  سال جاری قرار داریم، با توجه به این که موضوع حصر خانگی خلاف اصول سی و دوم تا سی و هفتم قانون اساسی است و  شعارهای مردم در تشییع پیکر مرحوم آیت الله هاشمی رفسنجانی نیز پیام روشنی برای مسئولان داشت، مستدعی است ترتیبی اتخاذ فرمایید که  این موضوع در دستور کار این اجلاس قرار گیرد و از این طریق زمینه رسیدگی به اتهامات همه طرف‌های موثر در فتنه سال ۸۸۸ فراهم شود. قبلا از حسن توجه جناب عالی  سپاسگزارم. با تقدیم احترام. علی مطهری» (منبع: اینجا)

نکتۀ صریح دامنه در این رابطه در پست 4733 اینجا درج شده است

میرحسین موسوی، زهرا رهنورد، مهدی کروبی

دوشنبه ۱٦ اسفند ۱۳٩٥ ، ۸:۳۱ ‎ق.ظ

پست 4733 : متن نقلی. آخرین گفت‌وگوی سال روزنامۀ «اعتماد» با اسحاق جهانگیری معاون اول رییس‌جمهوری در مورد رابطۀ جناح چپ با رهبر معظم انقلاب و بحران 88 و موضوع ملی حصر میرحسین موسوی، زهرا رهنورد، مهدی کروبی.

«اگر تمایل دارید ارتباطی از سوی دوستان (اصلاح‌طلب) باشد، خود شما رابط باشید»؛ این روایت پذیرش مسوولیتی است که از سوی رهبری انقلاب به اسحاق جهانگیری پیشنهاد می‌شود؛ مسوولیتی که نزدیک به یک ماه از پذیرفتن آن و جلسه‌ای که او با رهبری نظام برگزار می‌کند، می‌گذرد و نویدبخش اتفاقات خوبی برای اصلاح‌طلبان خواهد بود. روایت از دیدار مفصل با رهبری انقلاب، موضوع اصلی مصاحبه‌ای است که عنوان آخرین گفت‌وگوی سال «اعتماد» را به خود اختصاص می‌دهد. معاون اول رییس‌جمهوری در میزبانی ما در ساختمان پاستور، از جلسه‌ای می‌گوید که خروجی آن پذیرش چنین مسوولیتی بود تا او این روزها با اطمینان بگوید: «آن چیزی که در زمینه ارتباط اصلاح‌طلبان با مقام معظم رهبری و رفع موانع، مورد نظر دوستان است با یک اصولی به دست می‌آید. من مطمئن هستم. شما من را می‌شناسید. من وقتی که با اطمینان حرف می‌زنم به این معناست که هم فکر می‌کنم این کارها شدنی است و هم اینکه امکان دسترسی به آن وجود دارد و دور از دسترس نیست.»

رهبری گفتند قطع رابطه با اصلاح‌طلبان از طرف ما نبود: در جلسه‌ای که جهانگیری راوی آن شده است از چهره‌هایی همچون سید محمد خاتمی، موسوی خویینی‌ها و عبدالله نوری برای ایجاد این کانال ارتباطی، نام برده می‌شود، اما نظر رهبری شخص جهانگیری است. او در واکنش به این اسامی می‌خندد و می‌گوید: «این موضوع از همان مذاکره من با رهبری بود که به بیرون راه یافته است. در این مذاکره از این شخصیت‌ها اسم برده و پیرامون این افراد صحبت شده است. طبق تعبیر شما موضوع مورد بحث این بود که، کانال اصلاح‌طلبان با رهبری باید برقرار باشد». جهانگیری موضوع مورد بحث در این جلسه را برقراری کانال اصلاح‌طلبان با رهبری خوانده و اگرچه بر سابقه این ارتباط آن هم به‌صورت همیشگی تاکید دارد اما، وقتی حوادث سال ٨٨ را به یاد می‌آورد نمی‌تواند به راحتی از کم شدن این رفت‌وآمدها بگذرد و می‌گوید: «البته این ارتباط همیشه بوده است اما، از سال ٨٨ به بعد مقداری این ارتباط دچار مشکل شد. وقتی هم در همانجا توضیح داده شد ایشان در پاسخ به طرح این موضوع گفتند که از طرف ما که اصلا قطع رابطه‌ای نبوده و ما مشکلی نداریم حال اگر تمایل دارید که ارتباطی از سوی دوستان باشد، خود شما (بنده) باشید.»

رهبری نگفتند با کسانی که در طول سال ٨٨ آن اتفاقات را درست کرده‌اند، قهر هستیم: اما این جلسه پیش از بیان مواضع رهبری انقلاب در خصوص آشتی ملی بود. موضوعی که از سوی سید محمد خاتمی و چهره‌های اصلاح‌طلب دیگر مطرح شد، با این واکنش رهبری انقلاب روبه‌رو شد که ما اصلا قهری در داخل نداریم که لازم باشد آشتی کنیم. موضعی که این‌گونه نشان می‌دهد که آشتی ملی، محل ایراد است در نظر جهانگیری به‌گونه دیگری شکل می‌گیرد. او معتقد است که تعبیر رهبری این بود که «در عاشورای سال ٨٨ عده‌ای لودگی کردند و قهر بودن را تنها به همین مورد محدود کردند.» جهانگیری گفت: «زمان اعلام این موضوع (آشتی ملی)، ظاهرا در یکی از سخنرانی‌ها و خیلی قبل‌تر از طرح آن توسط آقای خاتمی بود. من دیدم که اخیرا هم آقای خاتمی از یک مطلبی که در جلسه‌ای مطرح شده و به موضوع رسانه‌ای تبدیل شده بود، گله‌مند بودند. بالاخره هرکسی از منظر خود به این موضوع پرداخت و در بیرون از کشور ممکن بود اینچنین مطرح شود که در داخل ایران چه خبر شده که می‌خواهند با یکدیگر آشتی ملی کنند. به نظر من مقام معظم رهبری به بخشی از این عکس‌العمل‌های غیرواقعی که در داخل یا بیرون از کشور انجام شد و نظام را به شکلی نشان می‌داد که گویی دچار یک مشکل جدی شده و عده‌ای به دنبال حل آن هستند، واکنش نشان دادند و نسبت به آن گفتند که ما اصلا قهری در داخل نداریم و گفتند این هدف حاصل شده است که لازم باشد آشتی کنیم. ما به آن معنا که تلقی شده، قهر نیستیم. ایشان در خصوص قضیه سال ٨٨ فقط اتفاقات روز عاشورا را مطرح کردند. یعنی این‌گونه نبود که بگویند با کسانی که در طول سال ٨٨ آن اتفاقات را درست کرده‌اند، قهر هستیم. تعبیرشان این بود که در عاشورای سال ٨٨ عده‌ای لودگی کردند و قهر بودن را تنها به همین مورد محدود کردند.»

موضوع حصر از دستور کار کسی که حذف نمی‌شود: اما حصر؛ دیگر موضوعی بود که می‌شد از جهانگیری آخرین تحولات آن را جویا شد. او با بیان اینکه تنها یکسری از کارها می‌تواند رسانه‌ای شود، مسائلی مانند رفع حصر را غیررسانه‌ای دانست و گفت: «اینگونه مباحث که مربوط به گفت‌وگوهایی در اتاق‌های دربسته است، رسانه‌ای نشده اما به هر حال این موضوع از دستور کار کسی که حذف نمی‌شود و همچنان در دستور کار می‌ماند. تنها یکسری از کارها می‌تواند رسانه‌ای شود در حالی که مسائلی مانند رفع حصر، نیازمند گفت‌وگو و هماهنگی‌های غیررسانه‌ای است. در عین حال باید مجموعه نظام راجع به موضوعی مانند رفع حصر که می‌شود در مقطعی نسبت به آن عمل کرد، به اقناع برسند. وی تاکید می‌کند: «من خودم به حل مشکلات سیاسی اینگونه خوشبین هستم و فکر هم می‌کنم که ان‌شاءالله با تدابیری که مخصوصا از سوی رهبری معظم انقلاب اتخاذ می‌شود و همچنین با گفت‌وگوهایی که آقای رییس‌جمهور دارند و پیگیری‌هایی که انجام می‌شود حتما مسائل سیاسی هم یکی بعد از دیگری حل می‌شود.» (منبع: اینجا)

نکتۀ صریح دامنه : به نام خدا. ضمن سلام و احترام. باید با صراحت بگویم حال که نزدیک  انتخابات دوازدهم ریاست جمهوری ست، باز هم دم از تلاش برای رفع حصر می زنید تا برای کاندیدای خود، چند رأی بیشتر جذب کنید. اما واقعیت آن است برای رفع حصر کاری که مردم در پی حل کامل آن هستند، نکرده اید. این نشان می دهد شما در این موضوع مهم ملی _که با حیثیت نظام مرتبط است_ فقط وعده می دهید و بس.

تنها کسی که شجاعانه از حق محصورین در طول چهار سال دولت روحانی، دفاع کرده و هنور هم می کند و چندین بار وارد سخن و موضع گیری حق طلبانه شده است، دکتر علی مطهری ست که پرورش یافته ی استاد شهید مرتضی مطهری ست. آقای روحانی حتی حاضر نیست و نبوده است واژۀ حصر را بیاورد چه رسد به حلّش. در پست بعدی (4734) شجاعت مجدد علی مطهری را که این بار موضوع حصر با مجلس خبرگان در میان گذاشت، منتشر می کنم.

دوشنبه ۱٦ اسفند ۱۳٩٥ ، ۸:۳٠ ‎ق.ظ

پست 4732 : متن نقلی. حجة الاسلام والمسلمین عبدالله نوری در بارۀ رابطۀ جناح چپ با رهبر معظم انقلاب به شرق چه گفت؟

«بحث ارتباط اصلاح‌طلبان با مقام معظم رهبری مدتی است که خیلی جدی مطرح و گفته می‌شود که باید به آن پرداخته شود. نظر شما چیست؟

من موافق این موضوع هستم و به نظرم برای تعمیق و گسترش وحدت و همبستگی ملی، بسیار اتفاق خوبی است. ما که طرفدار تعامل و گفت‌وگو با دنیا هستیم، در داخل چه مشکلی وجود دارد که اهل تعامل و گفت‌وگو نباشیم. گاهی اوقات حدس زده می‌شود که افراد و گروه‌های قلیلی وجود دارند که مطلوبشان این است که نظرات اصلاح‌طلبان به رهبری منتقل نشود یا تحریف‌شده و مجعول منتقل شود این در حالی است که مجموعه جریانات اصلاح‌طلب اعتقادشان به اسلام و ایران و قانون اساسی چنانچه بیش از آنها نباشد، کمتر نیست.

چه اشکال دارد برای تقویت منافع ملی و کاهش اختلافات با سعه‌صدر، از گذشته عبور و اتاق فکری در ابعاد ملی تشکیل شود که در آن افراد مختلف با گرایش‌ها و سلایق گوناگون حضور داشته باشند تا به مدیریت کلان کشور در حوزه‌های مختلف برای عبور از مشکلات احتمالی داخلی و تهدید‌های احتمالی خارجی کمک کنند تا امور کشور با کمترین خطر و هزینه و با بیشترین دقت انجام شود؟

وقتی جریانی کنار گذاشته می‌شود، چه‌بسا آن جریان، حتی به لحاظ کمک فکری، یک فرصت بزرگ برای حکومت در مقابل تهدیدات خارجی یا مسائل داخلی باشد و حکومت خود را از این ظرفیت محروم می‌کند. اینکه گفته شود اصلاح‌طلبان، اصولا مانعی برای ارتباط با رهبری ندارند، یک نقطه مثبت است. اصلاح‌طلبان اهل تعامل هستند، مبارزه‌جو و خشونت‌طلب نیستند و نمی‌خواهند برای منافع ملی چالش ایجاد کنند و قطعا همفکری و گفت‌وگو با آنها در موضوعات مختلف برای تقویت و انسجام ملی مفید است و نظام در جریان آرا و نظرات اصلاح‌طلبان در حوزه‌های گوناگون قرار می‌گیرد و چنانچه نظرات آنان را به‌ صلاح کشور دانست، از آن استفاده خواهد کرد.» (منبع: اینجا)

دوشنبه ۱٦ اسفند ۱۳٩٥ ، ۸:۱٩ ‎ق.ظ

پست 4731 : به قلم کامنت گذاری با مستعار « x ». مندرج در متناوب نوشتارهای تک نگاری ها3 (82) و در سلسله مباحث دارابکلا و تاریخ (32).

«سلام دامنه. چرا سانسور میکنی؟ کامل پخش کن همه بشناسن. چرا مثل قوه قضاییه میگی پ پ ژ ؟ میگی  پ  پ پ ؟ خوب بگو ... فر زند ...  ... بهش بگو ... سال در .... چکار کرد؟ [اشاره به قسمت 27 تاریخ سیاسی دارابکلا یعنی پست 4604 اینجا قضیۀ «زیرآب زنی علیۀ دانشجویان روستای دارابکلا»]»

پاسخ ویژۀ دامنه : به نام خدا. سلام من هم به شما جناب مستعار « x ». خُب کاملاً واضح است چرا نام زیرآب زنی که شما می نویسی را سانسور می کنم. اساساً دامنه در دامنه، هرگز چنین کاری نکرده و نمی کند که اسم افراد ببرد چه در کامنت چه در متن. از خودِ شما می پرسم اگر دلت می خواهد سانسور نکنم؛ چرا خودت، خودت را سانسور می کنی. در سجّل احوال! اسمی به اسم « x » ثبت نشده است. پس چرا با نام حقیقی ات نمی آیی؟ حتماً دلیل داری و آن هم حفظ هویت توست.

پس با همین منطق خودت، دلت نخواهد، برای دیگری، اسمش برده شود. من به تو قول می دهم اگر خودت بخواهید با هم بریم سراغش. اگر درست باشد _آنچه برای من ارسال کرده ای_ من خودم به سبک خودم با صراحت و شجاعت وارد بحث می شوم با آن شخص.

در ضمن خودت هم می دانی که دامنه، اساساً نه به هیچ کس باج می دهد و نه از هیچ کس جز خدا می هراسد، چه رسد به کسی که به قول شما خیانت و جنایت کرد و حق خوری نمود و نون بُری.

ممنونم از شما جناب مستعار « x » که هم از دردهایی که نوشته ای، خیلی متأثّر شدم و هم درکت می کنم که چه می گویی. نیز از برخی از وازه های ویژه ات خیلی خیلی هم خندیدم. بگذرم.

دوشنبه ۱٦ اسفند ۱۳٩٥ ، ۸:۱٩ ‎ق.ظ

پست 4730 : به قلم دامنه. به نام خدای آفرینندۀ آدمی. در ادامۀ «آنچه بر دامنه گذشت»، به بقیۀ مسائل مدرسۀ راهنمایی ابن سینای سورک می پردازم:

آن سال ها در سورک بر ما چه می گذشت؟ آن سال ها در سورک که هر روز مسیر رفت و برگشت مان به مدرسۀ راهنمایی ابن سینای سورک در انتهای محل بود، چند چیز برای من مهم، ملموس و پرجاذبه می نمود که گفتن آن برای جامعه شناختی مردم دو روستای همسایه مفید است، دو روستایی که قدیمی های آن هنوز با هم دوست هستند و جدیدهای آن هم، با هم مراورده دارند.

در این روستا، آن زمان که ما درس می خواندیم، نشانه هایی وجود داشت که علامت رشد و برتری از روستاهای مجاور بود. مغازه هایی همچون شیشه بری، نانوایی های لواشی و بربری، شیرینی پزی، دوچرخه سازی، بانک، ماشین های سواری فراوان، سلمانی، درمانگاه مجهّز و شیک، قهوه خانه های زیاد، سبزی فروشی، دو سه تا تکیه و مسجد، قصابی، موتورهای زیاد، سبزی فروشی، حمام عمومی تقریباً شیک، ورزشکاران متعدّد، تحصیلکردگانی که به مرتبۀ پزشکی و مهندسی و بانکداری رسیده بودند و جوانان زیادی که آن زمان موتورسوار بودند و بیا برو داشتند و برخی هم دعوایی بودند و می گفتند قمه و چاقو و خرزنجیر به جیب دارند. حتی پدر و مادرهای ما دارابکلایی ها، همیشه هشدار می دادند مراقب باشید که در این روستا شراب فروشی و آبجو فروشی هم در برِ جاده دارد. بگذرم.

از جمله چیزهای دیگری که در آن محیط برای من تازگی و نمود داشت این بود که سورکی ها به ما دارابکلایی ها هیچگاه به دیدۀ تحقیر نمی نگریستند و خیلی ها شائق بودند اغلب با دارابکلایی ها دوست شوند تا با بقیه ی دانش آموزان روستاهای مجاور.

این نشان می داد دارابکلا در همان زمان نزد آنان از وجاهت و ارزش خاصی برخوردار بود. من خود با چند سورکی که همگی به من علاقه و محبت وافری داشتند، در همان محیط مدرسه، دوست صمیمی شده بودم و هنوز نیز آن دوستی ها باقی مانده است.

خیلی از دارابکلایی ها را می شناسم که با سورکی ها دوست شدند و هنوز نیز آن دوستی ها برقرار مانده است. این متغیّر کلیدی، نشان می دهد اساساً اگر دو انسان سورکی و دارابکلایی همدیگر را خوب درک کنند، مشترکات زیادی در همدیگر می بینند. و همین عُلقه موجب شده است همواره میان تحصیلکرده های دارابکلا و سورک نوعی رابطۀ گرم حکفرما باشد.

البته نادیده نمی گیرم که اندک شرورانی هم بودند که چاقوکشی می کردند و زورگیری داشتند. ولی آنچنان جُربُزه ای نداشتند که با دارابکلایی ها چنین رفتاری بکنند. به نظرم سه علت داشت:

یکی آن که آنان اساساً گرایش و تمایل طبعی و اشتیاقی به دوستی با  دارابکلایی ها داشتند.

دیگر آن که ما دانش آموزان دارابکلایی چون نسبت به بقیۀ روستاهای اطراف و اکناف از انسجام و تعداد بیشتری برخوردار بودند، آنان می ترسیدند به دارابکلایی ها تعرّض و بی احترامی بکنند؛ ضمن آن که تأکید می کنم آنان طبعاً با دارابکلایی ها انیس و صمیمی می بودند. و این ناشی از فرهنگ مذهبی و اخلاقی دارابکلایی ها بود که در منطقه به دارالمؤمنین مشهور بوده و هست.

سوم این که خود دارابکلایی ها هم دوست داشتند بیشتر با سورکی ها و لالیمی ها دوست باشند تا با بقیۀ دانش آموزان روستاها. زیرا سورکی ها نوعی جذبه و فرهنگ دیگرپذیری داشتند و این ناشی را رشدیافتگی آنجا به طور نسبی بود و لالیمی هم بشدّت عاطفی بودند.

من تقریباً یقین و باور دارم که بزرگان و پدر و مادرهای دانش آموزان سورک، به بچه های شان سفارش می کردند هوای دارابکلایی ها را داشته باشند و به آنها احترام بگذارند. هم به دلیل رفاقت هایی که میان مردم این روستا در طول تاریخ وجود داشت و هم به احترام وجود علما و روحانیت و فضای مذهبی دارابکلا، خصوصاً رعایت حفظ شأن و مقام مرحوم آقا آیة الله دارابکلایی که عالم مورد وثوق منطقه بود و نزد همگان از احترام خاصی برخوردار.

(در اینجا فلق و شفق هم منتشر می شود)

دامنه. سال 1357. عکاسی سورک

دوشنبه ۱٦ اسفند ۱۳٩٥ ، ۸:۱٩ ‎ق.ظ

پست 4729 : اُنس با قرآن. یَا أَیُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّکُمْ وَاخْشَوْا یَوْمًا لَا یَجْزِی وَالِدٌ عَنْ وَلَدِهِ وَلَا مَوْلُودٌ هُوَ جَازٍ عَنْ وَالِدِهِ شَیْئًا إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ فَلَا تَغُرَّنَّکُمُ الْحَیَاةُ الدُّنْیَا وَلَا یَغُرَّنَّکُمْ بِاللَّهِ الْغَرُورُ .

اى مردم از پروردگارتان پروا کنید و از روزى بترسید که هیچ پدرى به داد فرزندش نرسد، و هیچ فرزندى فریادرَس پدرش نباشد، بى‏گمان وعده الهى حق است، پس زندگانى دنیا شما را نفریبد، و [شیطان‏] فریبکار شما را نسبت به خداوند فریفته نگرداند.

(سوره ۳۱: لقمان - جزء ۲۱ - آیۀ 33، ترجمۀ بهاءالدین خرمشاهی)

دوشنبه ۱٦ اسفند ۱۳٩٥ ، ۸:۱٩ ‎ق.ظ

پست 4728 : این هم سیستم اس 300 روسی در ایران که به گزارش خبرنگار دفاعی خبرگزاری  تسنیم در یکی از میادین تیر قرارگاه پدافند هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران و در قالب یک رزمایش تحت عنوان "دماوند" تست شده است. (منبع: اینجا)

     

یکشنبه ۱٥ اسفند ۱۳٩٥ ، ۱٠:٤٠ ‎ق.ظ

پست 4727 : متن نقلی. جواد کریمی‌قدوسی، نماینده مشهد، [روز جمعه 13 اسفند 1395] سخنران پیش از خطبه‌های نماز جمعه مشهد بود. نماینده‌ای نزدیک به جبهه پایداری در مورد دفن هاشمی‌رفسنجانی در کنار امام مشابهت‌سازی تاریخی کرده است:

«او از تریبون نماز جمعه مشهد، می‌گوید: «کسانی که منشأ اصلی انحراف بودند بعد از فوتشان جایی دفن می‌شوند که امام آنجا دفن شده است». هرچند او از کسی نام نبرده، ولی منظورش واضح‌تر از این است که نیاز به توضیح داشته باشد؛ مرحوم آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی. او همچنین تلویحا از علاقه اش به کاندیداتوری رئیسی رونمایی کرده است.

جواد کریمی قدوسی گفت: «جالب است همان کسانی که منشأ انحراف بودند، موقعی که از دنیا رفتند کنار ملجأ صاحب رسالت و انقلاب الهی اسلام ناب دفنشان کردند که مسلمانان هرکجا نام پیامبر را می‌شنوند نام آنها را از خاطر نبرند، می‌بینید در کشور ما هم همین اتفاق افتاد و  کسانی که منشأ اصلی انحراف بودند بعد از فوتشان جایی دفن می‌شوند که امام آنجا دفن شده است...

امیدواریم به برکت این شهر مقدس و ملجأ شریف امام رضا(ع) برای انتخابات سال آینده که نزدیک اربعین انقلاب است یکی از مردانی که در این شهر پرورش پیدا کرده و مورد عنایت است و اقبال عمومی هم به سمت اوست، موجی شبیه اول انقلاب برای یک تحول در انتخابات ٩۶ و انتخاب یک کابینه انقلابی رقم بخورد» (منبع: اینجا)

یکشنبه ۱٥ اسفند ۱۳٩٥ ، ۱٠:۳٩ ‎ق.ظ

پست 4726 : «حضرت آیت الله العظمی وحید خراسانی صبح روز (۱۳۹۵/۱۲/۱۴۴) و در درس خارج فقه خویش، ضمن رد شایعاتی که اخیرا علیه ایشان منتشر شده بود، فرمودند: مطالبی که در این درس بیان می شود برای علماست و نه برای جهال. و تحریف مطالب، موجب لعن خداست.

این مرجع تقلید شیعیان تصریح کرد: خدا لعنت کند آن کسانی که یحرفون الکلم عن مواضعه و آنچه ما نگفتیم به ما نسبت می دهند.

حضرت آیت الله وحید خراسانی در ادامه ضمن اشاره به شایعه مذکور تاکید کرد: ما نگفتیم: نبش قبر آن دو ، واجب است و جنازه آنها را باید بیرون آورد بلکه این نتیجه گفته خود صدیق ابوبکر است که گفت: نَحْنُ مَعاشِرَ الْأَنْبِیاءِ لا نُوَرِّثُ ما تَرَکْناهُ صَدَقَه- ما انبیا ارث نمی گذاریم و هرچه از ما می ماند صدقه می باشد.

وی در توضیح و بیان سخن مذکور گفت: در مبحث حجیت ظواهر ثابت شده که هر سخنی بر آنچه که مطابق با آن و یا ملازم آشکار با آن است، دلالت دارد و حجت و برهان است بنابر این، نتیجه این گفته صدیق(ابوبکر) در مقابل صدیقه کبری این می شود که آن صدقه، حق جمیع مسلمین است و هر مؤمنی از خانه رسول خدا (صلی الله علیه وآله) مورد این صدقه است و بر دفن آن دو در آنجا حق اعتراض دارد.

آیت  وحید خراسانی سپس با اشاره به بحثهایی که در غصب مال می باشد، فرمودند: این جا این سئوال مطرح می شود: آیا دفن آن دو در آن مکان به اذن همه مسلمین (از زمان رسول خدا تا قیامت) بود و یا چنین اجازه ای نبود؟ بین نفی و اثبات منزله ای نیست. چنین اجازه ای از همه مسلمین نبود، بنابر این آنان به مقتضای حقشان چنان حقی دارند.» (منبع: اینجا)

دامنه : من این پست را در پست های بعدی توضیح می دهم تا اگر برای دامنه خوانانی کُنگ است؛ روشن تر شود.

یکشنبه ۱٥ اسفند ۱۳٩٥ ، ۱٠:۳۸ ‎ق.ظ

پست 7425 : «حضرت آیت‌الله العظمی سیستانی به پرسشی درباره کسی که حق الناس بر گردنش هست پاسخ گفته است. به گزارش شفقنا متن پرسش مطرح شده و پاسخ این مرجع تقلید شیعیان بدین شرح است:

س: حکم کسی که حق الناس بر گردنش هست چیست؟

پاسخ: اگر صاحبان آنها را می شناسید باید مال یا بدهی خود را به آنها اداء کنید و اگر نمی شناسید یا دسترسی ندارید از طرف آنها صدقه بدهید. (منبع: اینجا)

یکشنبه ۱٥ اسفند ۱۳٩٥ ، ۱٠:۳٧ ‎ق.ظ

پست 4724 : به نام خدای حکیم. اجرای حکم حجت الاسلام والمسلمین احمد منتظری از سوی دادسرا و دادگاه ویژه روحانیت به حالت تغلیق درآمده است... یک مقام مسئول در دادسرای ویژه روحانیت قم گفت در راستای احترام و اجابت خواسته مرجعیت، مقام معظم رهبری با تعلیق اجرای حکم ایشان موافقت فرمودند...» (منبع: اینجا و اینجا)

دامنه در 5 اسفند 1395 پست 4615 اینجا خبر زندانی کردن حجت الاسلام والمسلمین احمد  منتظری پست کرده بود که الحمدلله این حبس لغو شد. اساساً جمهوری اسلامی ایران یعنی آزادی و امنیت و آسایس برای همۀ ایرانیان.

حجة الاسلام والمسلمین احمد منتظری فرزند مرحوم آیة الله العظمی حسینعلی منتظری

یکشنبه ۱٥ اسفند ۱۳٩٥ ، ۱٠:۳٧ ‎ق.ظ

پست 4723 : فواید وفور درختان بر جهان و انسان و حیوان

به مناسبت 15 اسفند، روز درخت و درختکاری. عکس از سایت مهندس محمد عبدی سنه کوهی

یکشنبه ۱٥ اسفند ۱۳٩٥ ، ۱٠:۳٥ ‎ق.ظ

پست 7422 : عکس های مُرسم، اوسا و تشی لت دارابکلا در 15 اسفند 1395، ارسالی جناب یک دوست به تلگرام دامنه در: اینجا

      

یکشنبه ۱٥ اسفند ۱۳٩٥ ، ۱٠:۳٤ ‎ق.ظ

پست 4721 : به قلم حجة الاسلام مالک رجبی دارابی 167. «بسمه تعالی : سلام. تا بحال به مامور های خداوند بر روی زمین دقت کرده ای؟ مامورهایی که هر روز در اطرافمان  دیده می شوند و با افعال و اعمالشان از  ما دعوت می کنند در حکمت خدا بیشتر تامل کنیم.

قرآن را ورق بزنیم و ببینیم این مامور های کوچک و بزرگ، به خواست خدا چه کارهای مهمی را رقم زدند

۱ : یکبار عنکبوت، پیامبر را در غار حفظ می‏ کند. «الّا تنصروه فقد نصره اللّه»

٢ : یا کلاغ، معلّم بشر می‏ شود. «فبعثه اللّه غرابا»

٣ : یا هدهد، مأمور رساندن نامه سلیمان به بلقیس می‏ شود. «اذهب بکتابی هذا»

۴ : یا ابابیل، مأمور سرکوبی فیل سواران می‏ شود. «و ارسل علیهم طیرا ابابیل»

۵ : یا اژدها، وسیله‏ی حقّانیّت موسی می‏ شود. «هی ثعبان مبین»

۶ : یا موریانه وسیله‏ی کشف مرگ سلیمان می‏ شود. «تأکل منساته»

٧ : یا سگ اصحاب کهف مأمور نگهبانی می‏ شود. «و کلبهم باسط ذراعیه بالوصید»

٨ : یا چهار پرنده سبب اطمینان ابراهیم می‏ شود. «فخذ اربعة من الطیر»

٩ : یا الاغ، سبب یقین عُزیر به معاد می‏ شود. «و انظر الی حمارک»

١۰ : یا شتر، گاو و گوسفند در حج، شعائر الهی می‏ شوند. «و البُدن جعلناها لکم من شعائر اللّه»

١١ : یا حیوانی، وسیله‏ی قهر الهی می‏ شود. «الجراد والقّمل و الضفادع»

١٢ : یا حیوانی، وسیله‏ی آزمایش انسان می‏ شود. «تناله ایدیکم و رماحکم»

١٣ : یا حیوانی، معجزه الهی می‏ شود. «هذه ناقة اللّه»

١۴ : یا حیوانی دیگر، وسیله ‏ی خداشناسی می‏ شود. «افلا ینظرون الی الابل کیف خلقت»

١۵ : و یا این سگ زیبا در تصویر مامور رساندن غذای حیوان بی سرپرست دیگری می شود. مالک رجبی. قم. 15 اسفند 1395»

پاسخ دامنه : به نام خدا. سلام من هم به شما جناب شیخ مالک گرامی ما. جالب و با ذوق و از نظر من بدیع بود. دقیق خواندم و دیدم شما از یک متن نقلی، خیلی خوب پندآموزی کردی آن را در سلسله مباحث دینی3 (28) نیز منعکس کرده ام.

امید است درس و پندی باشد برای بندبازانی که بندگان خدا را به شیطان می فروشند و بندگی خدا را کنار می نهند و بندگی شیاطین می کنند. اَمان اَمان از اینان که ایمان می بازند و اطمینان. اینان، به جای آن که به خدا به خاطر نعمت هایی که به آنان بخشیده، گُل بدهند و از آن پروردگار مهربان، ممنون باشند به شیطان، دسته گل هدیه می کنند و فکر می کنند می توانند کلاهبرداری کنند؛ ولی هزاران حیف، که شیطان کلاه شان را بآسانی برمی دارد! و بازنده ی شان می نماید و بس رُسوا و هویت پیدا.

یکشنبه ۱٥ اسفند ۱۳٩٥ ، ۱٠:۳۳ ‎ق.ظ

پست 4720 : به قلم حجة الاسلام علی اکبر دارابکلایی 89. قسمت 9. «فصل هشتم: حیاء. مقدمه. انسان موجودی است اجتماعی و در پرتو اجتماعی زیستن است که می تواند ، احتیاجات مادی و معنوی خویش را بر آورده ساخته و رشد و کمال یابد .در این زندگی اجتماعی ، فرهنگ عمومی که شامل آداب و رسوم ، اخلاقیات و عقاید است و معاشرت اجتماعی آنگاه جلوه می نماید و جذابیت می یابد که تک تک اجزاء آن، خود جلوه ای زیبا داشته و دارای نمائی جذاب باشد؛چرا که فرهنگ کلی جامعه ،از همین جزئیات اجتماعی، نشأت گرفته و بدون آن، هیچ فرهنگی ، واقعیت خارجی پیدا نمی کند .حیاء یکی از خصلتهای نیکوی اجتماعی است ، چنانچه امیر المؤمنان علی (علیه السلام) آن را خلق و خوی زیبا و خصلتی پسندیده معرفی نمودند و بلکه آن را بهترین صفت آدمی بر شمردند با این اوصاف ، حیاء با تجلی در معاشرت اجتماعی و حضور مستمر در فرهنگ عمومی، به فرهنگ اجتماعی ، زیبائی بخشیده و مایه رشد و تعالی افراد جامعه می گردد.

مفهوم حیاء : حیا در لغت به معنای شرمساری و خجلت آمده است ؛ توضیح آنکه، حیاء به انقباض و گرفتگی نفس از کار قبیح و ترک نمودن آن به جهت زشتی آن عمل و یا به جهت ترس از مذمت و سرزنش مردم گفته می شود . این تعاریف و معانی ، باز دارندگی حیا را از هر کار زشتی بیان می دارد ؛ چه این زشتی از طریق شرع بیان شده باشد و رنگ دینی و مذهبی به خود گرفته باشد و چه قبح عرفی داشته باشد و در نظر عموم مردم ، عمل زشتی محسوب گردد .

انواع حیا: الف: حیای نفسانی و ایمانی. حیای نفسانی ، شرمی است که خدواند آن را در همه نفوس آورده است ؛ مانند شرم از


ادامۀ مطلب
یکشنبه ۱٥ اسفند ۱۳٩٥ ، ۱٠:۳۱ ‎ق.ظ

پست 4719 : به نغمۀ پرنده 22 : به نام خدای آفریننده ی پرنده. سلسله پست های پرنده (22). پرنده در این پست این را می نویسد تا فرق شکست و شکستن را به بشریت برساند. چون از ما پرنده ها پرسیدند شکست با شکستن چه فرق هایی دارد؟ این ها به نظرمان رسید که می گویم:

شکست یعنی در یک نبرد واقعی و رسمی از پیروزی پس افتادن. مثلاً:

شکست کُشتی آمریکا در کرمانشاه از ایران ما.

شکست گورخر از گورخر در نبرد بر سر حیطۀ علفزاز.

شکست کشور عراقِ بعثی از مقاومت غیورانۀ جمهوری اسلامی.

شکست مشرکان از اسلام.

اما شکستن دو وجه دارد: هم منفی ست که باید پند جُست و هم مثبت است که باید صبوری کرد و راه را از چاه بازیافت. مثلاً:

شکستن نَمرود از مور.

شکستن شیر از کفتار.

شکستن یک ملت از سرِ خیانت.

شکستن عزّت از دست ذلّت.

شکستن حیثیت از دستان حسادت و خباثت.

شکستن اندولس از دست شراب و خُمر.

شکستن ریه از دست عفونت.

شکستن آینه از دست سنگ.

شکستن تمیزی از دست کثیفی.

شکستن اخلاق از دست فساد.

شکستن آبرو از دست رسوایی و خیانت.

شکستن دل از دست دَنیّت و دِنائت.

و در یک کلام شکستن قلب از دست کینه توزان رذل.

که این بدترین حال انسانِ قلب شکسته است. قلبی که خانۀ خداست؛ نه قلبی که لانۀ شیطان. قلبی که آراسته به سپاس است نه آلوده به ناسپاسی. قلبی که ایمان به صدق دارد؛ نه قلبی که آمیخته به کذب است و بافته به دروغ و دوز و کلک.

الاغ حسّ دارد و می فهمد؛ این تفنگ است که «زبان نفهم» است و هیچ هم نمی فهمد. عکس را از رفیقم مهندس محمد عبدی سنه کوهی گرفتم

یکشنبه ۱٥ اسفند ۱۳٩٥ ، ۱٠:۳٠ ‎ق.ظ

پست 4718 : سلسله مباحث حضرت امام علی (قسمت 31). «عبد الله بن زمعة  از یاران امام علی (ع) درخواست مالى داشت، در جوابش فرمود:

«این اموال که مى‏ بینى نه مال من و نه از آن توست، غنیمتى گرد آمده از مسلمانان است که با شمشیرهاى خود به دست آوردند، اگر تو در جهاد همراهشان بودى، سهمى چونان سهم آنان داشتى، و گر نه دسترنج آنان خوراک دیگران نخواهد بود.» (خطبۀ 232 نهج البلاغه)

یکشنبه ۱٥ اسفند ۱۳٩٥ ، ۱٠:٢٩ ‎ق.ظ

پست 4717 : به قلم دامنه. به نام خدا. قسمت پنجم زندگانی رهبر معظم انقلاب. در این قسمت نکاتی از مادر رهبر معظم انقلاب را می نویسم و از قسمت های بعدی وارد شرح مختصر زندگانی رهبر معظم انقلاب می شوم:

مادرِ رهبر معظم انقلاب : سیّده خدیجه میردامادی همسر دوم مرحوم آیة الله سیدجواد حسینی خامنه ای، دختر مرحوم آیة الله سید هاشم میردامادی معروف به نجف آبادی ست. در سال 1293 هجری قمری در نجف زاده شد. و در مرداد 1368 هجری خورشیدی درگذشت و در حرم امام رضا (ع) کنار همسرش در توحیدخانه، رواق پشت سر مرقد امام رضا (ع) به خاک سپرده شد.

مرحومه سیّده خدیجه میردامادی نزد پدر علم آموخت. به سه زبان عربی، فارسی و ترکی مسلط بود. تفاسیر قرآن مطالعه می کرد. نیز در نقلِ زندگی پیامبر (ص)، احادیث، و همچنین اعمال اُم داوود، عرفه، نماز جعفر طیّار همت ویژه ای داشت. حشر و نشر گزیده ای داشت. عوام گریز بود. اهل شعر حافظ بود. از جهیزیه های او یکی دیوان حافظ بود چاپ شمس.

رهبر معظم انقلاب چهارمین فرزند از شش فرزند اوست که در 29 فروردین 1318 در مشهد متولد شدند. که در پست های بعدی به این زندگانی خواهم پرداخت. خدا نگه دار.

      

عکس مادر و پدر رهبر معظم انقلاب

یکشنبه ۱٥ اسفند ۱۳٩٥ ، ۱٠:٢۸ ‎ق.ظ

پست 4716 : به قلم دامنه : به نام خدا. در قسمت 17 درس علم سیاست از نظریه های پنچگانه ی «خاستگاه دولت»_که در پست 4653 اینجا نام برده بودم_ اینک نظریۀ خاستگاه الهی دولت را به اختصار می نویسم:

1- نظریۀ خاستگاه الهی دولت: از کهن ترین نظریه هاست. در این نظریه این آراء وجود دارد: دولت آفریدۀ خداوند است. شاه و فرمانروا، نائب و نماینده و سایۀ خداست. وظیفۀ مردم اطاعت از حاکم و حُرمت نهادن به اوست. هیچ کس فراتر از فرمانروا نیست. فرمان او قانون است. همۀ اعمال او بحقّ است. سرپیچی از دستور او گناه و مخالف ارادۀ خداست.

مثلاً یهودیان معتقدند: «خداوند به طور مستقیم بر آنها حکمرانی دارد. هندوها حلول الهی را در شکل انسان قبول دارند. نخستین مسیحیان بر این نظر بودند که خداوند دولت را به عنوان کیفر گناه انسان در نتیجۀ هبوط آدم (ع) از فیض در باغ عدن، بر انسان مقرّر نمود. شاه ایران (=پهلوی دوم) نیز شعار خدا، شاه، میهن را در ایران باب کرده بود!

امروزه حق الهی شاهان و این باور که که شاه نمایانگر اُلوهیت است، هنوز نیز در برخی از کشورهای عقب مانده ی سنتی، پایدار مانده است. اما سه رویداد مهم تاریخی موجب گردیده این نظریه بی اعتبار گردد: 1- پیدایش نظریۀ قرارداد اجتماعی. 2- جدایی کلیسا و دولت. 3- پیدایش دموکراسی و مردم سالاری.

اما در مذهب شیعه، دولت به امّت و امامت پیوسته است. از نظر مرحوم علامه طباطبایی، شکل حکومت در شیعه در عصر غیبت، تابع مصلحت زمانه است و هیچ شکل خاصی ندارد. در نظریۀ امام خمینی رهبر کبیر انقلاب اسلامی، ولایت فقیه مطرح شده است. در نگاه رهبر معظم انقلاب نیز ولایت فقیه و مردم سالاری دینی تبیین گردیده است. و در دیدگاه پاره ای دیگر از مراجع عظام و مجتهدین دینی و علمای گذشته و معاصر، این قضیه، به حکومت مردمی و نظارت عمومی و نیز نظارت مراجع، و حتی نظریۀ وکالت راجع شده است. که شرح آن از این سلسله بحث خارج است.

یکشنبه ۱٥ اسفند ۱۳٩٥ ، ۱٠:٢٧ ‎ق.ظ

پست 7415 : به قلم کامنت گذاری با مستعار « x ». «سلام دامنه. ان دانشجو مهم نیست [که کیست] بلکه مهم ان زیراب زن هست که خیانت به محل کرد. [اشاره به قسمت 27 تاریخ سیاسی دارابکلا یعنی پست 4604 اینجا قضیۀ «زیرآب زنی علیۀ دانشجویان روستای دارابکلا»].

من اسامی حد اقل بیست نفر رو دارم که اون ... ... به اعتبار اینکه اول انقلاب با توجه به خلائ نیرو در ... وارد دستگاه شد وچون خودش چیزی در چنته اش نداشت چشم دیدن افراد دیگر رو نداشت بر علیه انها سمپاشی میکرد بعد به... به ... رسید واونجا همه یعنی... خیلی ...رو به ...حیف ...خدا... البته خدا ...جبران کرد.

جناب رنگین کمان یکی از همون علفهای هرز زیر اب زن در ...  ... داره .... جدیدا بالطف زیر اب زنی ... افتخار ... رو هم داره یعنی ...بهش ... تا از ... دیگه نون زیرابی رو نخوره»

یکشنبه ۱٥ اسفند ۱۳٩٥ ، ۱٠:٢٧ ‎ق.ظ

پست 4714 : اُنس با قرآن. یَا أَیُّهَا النَّاسُ ضُرِبَ مَثَلٌ فَاسْتَمِعُوا لَهُ إِنَّ الَّذِینَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ لَنْ یَخْلُقُوا ذُبَابًا وَلَوِ اجْتَمَعُوا لَهُ وَإِنْ یَسْلُبْهُمُ الذُّبَابُ شَیْئًا لَا یَسْتَنْقِذُوهُ مِنْهُ ضَعُفَ الطَّالِبُ وَالْمَطْلُوبُ.

اى مردم مثَلى زده شد پس بدان گوش فرا دهید کسانى را که جز خدا مى‏ خوانید هرگز [حتى] مگسى نمى ‏آفرینند هر چند براى [آفریدن] آن اجتماع کنند و اگر آن مگس چیزى از آنان برُباید نمى‏ توانند آن را بازپس گیرند طالب و مطلوب هر دو ناتوانند.

(سوره ۲۲: الحج - جزء ۱۷ - آیۀ 73، ترجمۀ فولادوند)

یکشنبه ۱٥ اسفند ۱۳٩٥ ، ۱٠:٢٦ ‎ق.ظ

پست 4713 : متن نقلی. «آیت الله جنتی: در واقع ۱۲ عضو شورای نگهبان با اعلام صلاحیت یک داوطلب شهادت می‌دهند که او «مومن»، «با تقوی»، «امین»، «مدیر» و «مدبر» است.» (منبع: اینجا)

نکتۀ ویژۀ دامنه : به نام خدا. ضمن سلام و احترام. پس چرا همین تأئیدصلاحیت شده ها که به  شهادت و گواهی شما «مؤمن»، «باتقوی»، «امین»، «مدیر» و «مدبّر» اند، بآسانی یا توسط خودتان ردّصلاحیت می شوند؟ و یا توسط برخی از افراطی ها، مورد هجوم و تهمت و اهانت؟ نمونۀ اظهر من الشّمس آن مرحوم آیة الله اکبر هاشمی رفسنجانی ست که جنّ و انس از آن قضیه آگاه شدند و من از شرحش بگذرم.

 

حرم امام. 14 خرداد 1395. آیة الله شیخ احمد جنتی و سران قوا مرحوم آیة الله اکبر هاشمی رفسنجانی و سیدعلی و سیدیاسر خمینی. عکس از ایسنا

شنبه ۱٤ اسفند ۱۳٩٥ ، ۱۱:٥۳ ‎ق.ظ

پست 7412 : متن نقلی. «نایب رییس مجلس تاکید دارد آیت‌الله هاشمی تنها واسطه بین اصلاح‌طلبان با رهبری بود اما نماینده جریان اصلاحات نبود.

علی مطهری درگفتگو با خبرآنلاین درخصوص دیدار اخیر اسحاق جهانگیری با رهبر انقلاب و استقبال ایشان از ارتباط مستقیم اصلاح طلبان، گفت: ارتباط همه گروه‌ها با رهبری باید یک امر عادی باشد، نباید رهبری را محدود به برخی افراد و گروه‌ها کرد.

وی تصریح کرد: ارتباط با رهبری باید امری طبیعی باشد که همه افراد و گروه ها بتوانند با ایشان ارتباط داشته باشند. اساسا این موضوع، حرف جدیدی نیست. نباید به گونه ای برخورد کنیم که گویا ارتباط اصلاح طلبان با رهبری باید کار سختی باشد و الان باید گشایشی حاصل شود. بلکه همیشه باید راه های ارتباط گروه ها با رهبری باز باشد.

نایب رییس مجلس درباره خلا آیت الله هاشمی که نقش واسطه گری بین اصلاح طلبان و رهبری را ایفا می کرد، گفت: ایت الله هاشمی واسطه بود اما نماینده اصلاح طلبان نبود بلکه تا حدودی حرف‌های اصلاح طلبان را به اطلاع رهبری می رساند ولی به طور کلی کانال‌های ارتباط با رهبری باید گسترده باشد.» (منبع: اینجا)

شنبه ۱٤ اسفند ۱۳٩٥ ، ۱۱:٥۳ ‎ق.ظ

پست 4711 : متن نقلی. عبدالله گنجی مدیرمسئول روزنامۀ جوان _وابسته به سپاه_ مرقد امام خمینی رهبر کبیر انقلاب اسلامی را کاخ فعلی امام خواند. این گزارش جهت ثیت ارائه می شود:

«پایگاه خبری جماران- در پی انتقاد سایت جماران از عدم حضور میهمانان شرکت کننده در ششمین کنفرانس حمایت از انتفاضه که روز شنبه منتشر شد، مدیرمسئول روزنامه جوان در کانال تلگرامی خود، پاسخی را به این یادداشت نوشت.

پس از این یادداشت چند مطلب برای جماران ارسال شد که یکی از آنها در پی می آید: مدیرمسئول محترم روزنامه جوان در واکنش به یادداشت اخیر جماران در خصوص عدم حضور میهمانان ششمین کنفرانس بین المللی انتفاضه در حرم مطهر امام خمینی گفته  است: «ممکن است به صورت طبیعی شرکت کنندگان در چنین مراسمی دلباخته امام هستند. اما امام را با واژگانی همچون «کوخ نشینی» و «مستضعفین» بازنمایی می کنند و او را مردی که مفهوم قدرت را دچار تحول کرد (ساده زیستی در عین حضور در راس حکومت) می شناسد. ممکن است طراحان همایش احتیاط کرده باشند که مشاهده «کاخ» فعلی امام، تصویر پیشین از آن یگانه دوران را برای این جماعت مخدوش نماید» (منبع: اینجا)

شنبه ۱٤ اسفند ۱۳٩٥ ، ۱۱:٥٢ ‎ق.ظ

پست 4710 : متن نقلی. «به گزارش جماران، روزنامه جمهوری اسلامی در یادداشتی به قلم حجت الاسلام سید علی گرامیان از وعاظ تهران، خاطراتی در باره مرحوم آیت الله هاشمی رفسنجانی منتشر کرد. در بخشهایی از این یادداشت آمده است:

آقای هاشمی حتی در میان بعضی از روحانیون نیز بایکوت شد، در جامعه وعاظ عکسی از من را که با آقای هاشمی گرفته شده بود، نشان داده بودند و گفته بودند کسی است که با آقای هاشمی رفسنجانی عکس دارد؛ با این حال در جامعه وعاظ منبر رفته و سخنرانی کرده است.! چرا؟ گفتم: یاللعجب، کار به کجا رسیده؟! عکس داشتن با آیت‌الله هاشمی رفسنجانی، مرد پیروز انقلاب و سردار جنگ و سازندگی که باید مایه افتخار باشد، اکنون باعث انکسار شده است!

هر ملکی و مالی را در هر کجا که می‌دیدند، به آقای هاشمی نسبت می‌دادند و ایشان را به اشرافیت منتسب می‌کردند، در حالی که او آبرومند بود اما اشرافی نبود. آقای هاشمی چند بار گفت: غیر آنچه تحت عنوان صورت اموالم که به قوه قضائیه داده‌ام، هرچه پیدا کردید؛ مال شما باشد اما کوتاه نمی‌آمدند، پیوسته شایعه می‌ساختند و منتشر می‌کردند.

تا وقتی آقای محسن هاشمی مدیر مترو بود، دولت احمدی‌نژاد کمکی به مترو نکرد. پسرش مهدی را به ده سال زندان محکوم کردند، در حالی که اصرار داشت دادگاهش را علنی برگزار کنند تا مردم در جریان امر قرار گیرند، اما موافقت نشد. آن سردار کذائی گفته بود: اگر فرزندان هاشمی زندان رفتند من ریشم را می‌تراشم. فرزندان هاشمی زندان رفتند اما او ریشش را نتراشید چون ریشش ریشه‌ای نداشت.

روزی خدمتش بودم، گفتم: آقای هاشمی، من از سال 42 به نهضت امام پیوسته‌ام، قبل از پیروزی انقلاب همراه نهضت بوده‌ام و بعد از پیروزی انقلاب 37 سال است که در ارگانهای مختلف نظام خدمت کرده‌ام، در حالی که اکنون نه بیمه دارم نه بازنشستگی، به عنوان یک طلبه خدمت کرده‌ام، در حقیقت تمام عمرم را در این راه گذاشته‌ام. اکنون وقتی خدشه‌ای به این نظام و انقلاب وارد می‌شود، چه از طرف خودی و چه بیگانه، ناراحت می‌شوم چون انقلاب و نظام همه عمر من است. من در مرحله پایین‌تر و شما در مرحله بالاتر، عمرتان را برای این نظام و انقلاب گذاشته‌اید. اکنون به شما این همه جفا می‌شود از طرف خودی‌ها، پس شما چه حالی دارید؟! بعد گفتم: به گمان من سخت‌ترین مورد این ناگواری‌ها وقتی بود که به دختر شما در حرم حضرت عبدالعظیم حرف ناروا زده شد و آن کلمات ناروا در فضای مجازی پخش گردید، در حالی که برادرشان همراهشان بود. به گمانم، اینجا از همه جا بر شما سخت‌تر گذشته است زیرا مسئله توهین به ناموس در میان بود، شما خانواده چقدر مظلوم واقع شده‌اید! در این حال چشمان من اشک‌آلود شد چشمان ایشان نیز، فقط گفت: من خودم و زندگیم را برای اسلام و انقلاب گذاشته‌ام.

او هیچگاه در تضعیف رهبری کلامی به زبان نیاورد و همیشه از ایشان به احترام یاد می‌کرد. روزی یکی از روحانیون مایل بود چیزی در مورد رهبری از ایشان بشنود، لذا چند سئوال در مورد آقایان موسوی و کروبی مطرح کرد. ایشان جواب ندادند وقتی بلند شدند، گفتند: این را برای شما بگویم که اگر سایه رهبری نباشد این مملکت به هم می‌ریزد.» (منبع: اینجا)

شنبه ۱٤ اسفند ۱۳٩٥ ، ۱۱:٥۱ ‎ق.ظ

پست 4709 : به قلم دامنه. به نام خدا. سلسله مباحث طبیعت جهان (43). چند تا از خواص گُلپَر را طبق عکس نوشته ی زیر می نویسم: ضد نفخ است. مقوّی سیستم گوارش. نشاط آور. تقویت کنندۀ حافظه. رافع ناراحتی های عصبی.

و از همه مهمتر دارای بوی خوش و رایحه ای مطبوع است برای گندزُدایی ها. و نیز ضدِّ عفونت است و از میان برندۀ میکروب ها. عکس گُلپَر را از جناب مهندس محمد عبدی گرفتم.

شنبه ۱٤ اسفند ۱۳٩٥ ، ۱۱:٥۱ ‎ق.ظ

پست 4708 : به قلم دامنه. به نام خدا. دیروز از عاصم پرسیدم این بار که آمدی قم چی آوردی برایم که بخونم؟ گفت این را: «قاتل شما چیست؟ قاتل شما کیست؟»

نشستم به سبک تندخوانی _که به آن خو گرفته ام_ جدیدترین کتاب را دیروز جمعه 13 اسفند 1395 خواندم و یاداشت هایی را چرک نویس کردم با نکاتی که به نظرم مهم بود، که حالا در دامنه به اشتراک می گذارم.

هیچ چیزی به اندازۀ کتاب روحم را تَر و تازه نگاه نمی دارد. اما آن نکات و تکّه واژگانی که از نظر من، خیلی عالی بود در کتاب، اینهاست؛ که فقط به صورت گذرا می نویسم و از آن عبور می کنم و به عمق آن می اندیشم. اینها:

  • بیماریِ نگرش... .
  • ترکِ عادتِ نگرانی... .
  • فرسودگی عاطفی... یأس شدید... .
  • فضای پاک پرتو ذهن... .
  • نخواهید که کار راحت باشد، فقط بخواهید که که ارزشش را داشته باشد.
  • نگرانی ایستگاه پخش ذهنی برنامه ها... .
  • نگرانی، اغلب نوعی فریبکاری ست؛ که تصوّر دهن را به سود منفی ها سوق می دهد.
  • نگرانی اگر رها نشود سگ هار می گردد... .
  • زندگی مجموعه ای از مصیبت ها؛ رفتارهای غیرانسانی، جنگ، بیماری، فقر و... است... .
  • بهترین راه، آزادشدن از نگرانی و شناخت آن است... .
  • زندگی شوخی نیست، مگر برای افراد لُوده... .
  • نود درصد نگرانی ها اصلاً اتفاق نمی افتد.
  • مشتاق باشید... .
  • در انجیل آمده: «عشق به پول، ریشۀ همۀ شرّهاست».
  • بهترین شالوده، خودباوری ست... .
  • استعداد شکوفانشده، معلول سه عامل است: 1-عدم اشتیاق برای کشف، 2-عدم تعقّل در ضرورت آموختن، 3-عدم صرف وقت و عمل.
  • زندگی جلسۀ تمرین نیست... .
  • انضباط، نخ جادویی ست که در تمام اعمال ارزشمند آدمی تنیده شده... .
  • انضباط یعنی پیوسته احساس کنی که کاری باید انجام شود.
  • آمیخته در شوق حسِّ شکرگزاری ... .

که من این قسمت زیبای کتاب را که سرشار مفاهیم و آموزه هاست در عکس 3 و 4 در زیر منعکس کرده ام که خواندنِ آن بی حد می ارزد.

      

روی جلد و شناسۀ کتاب «قاتل شما چیست؟ قاتل شما کیست؟» نوشتۀ جیم ران. به انضمام ص 25 و 26 آن که به نظرم بسیارخواندنی ست. عکاس: دامنه

      

شنبه ۱٤ اسفند ۱۳٩٥ ، ۱۱:٤٩ ‎ق.ظ

پست 4707 : سلسله پست های اختصاصی (قسمت 134)

عکس ها در: اینجا

جمعه 13 اسفند 1395. عباس. عاصم. دامنه. عارف. حسن . بهنام. عادل. از خواهرزادگانم حسن و عباس و نیز از ام البنین و راحله بسیار ممنونم که زحمت کشیدند به قم آمدند برای رساندن زائرین نجف و کربلا به پرواز فرودگاه دشت ناز ساری

شنبه ۱٤ اسفند ۱۳٩٥ ، ۱۱:٤۸ ‎ق.ظ

پست 4706 : به قلم حجة الاسلام مالک رجبی دارابی 166. «بسمه تعالی. سلام آقا ابراهیم. دل نوشتۀ زمانی که بمیرم...

زمانی که بمیرم...

تلگرامم آفلاین خواهد شد

فیس بوڪم آفلاین خواهد شد

وایبرم آفلاین خواهد شد

واتس آپم آفلاین خواهد شد

اسڪایپم آفلاین خواهد شد

شماره ام خاموش خواهد شد،

دیگر روی پست ها ڪامنت نخواهم گذاشت،

یا حتی دیگه پیامی هم از طرف دوستان و خانواده دریافت نخواهم ڪرد...

پس وقتی ڪه رفتم (مُـردم) چه چیزی با من خواهد ماند

قرآنی ڪه خوانده ام آنلاین خواهد بود...

پنج وقت نمازی ڪه خواندم آنلاین خواهد بود..

خمسی ڪه دادم آنلاین خواهد بود...

اعمال صالحم آنلاین خواهد بود...

روزه هایم آنلاین خواهد بود.. همه ڪارهایی ڪه برای خدا انجام داده ام با من در قبر آنلاین خواهند بود...

چرا خدا را راضی نڪنیم و خوشبختی و تفریح وشادی ولذت ابدی را بدست نیاوریم یادمان باشد {ڪل نفس ذائقه الموت} هر ڪس طعم مرگ را خواهد چشید..

مالک رجبی. محل تبلیغ ایام فاطمیه. قم و کهک. 12 اسفند ۹۵»

پاسخ دامنه : به نام خدا. سلام من هم به شما جناب شیخ مالک گرامی ما. تلگرام را جاانداختی شیخ؛ که به جای آن که ابزاری برای پیام های انسان ساز باشد، افزاری برای فسادافکنی و تبه کاری و دروغ پردازی و پست ترین رد و بدل کردن ها شده. البته برای برخی ها، نه همۀ آدمها که هیچ گاه خودباختۀ هیچ گونه ابزار و آراء و افراد به دور از خدا و اخلاق نمی شوند. بگذرم. و ممنونم به این نکته آموزی های خوب تان که به یقین تلنگر است و پند.

شنبه ۱٤ اسفند ۱۳٩٥ ، ۱۱:٤٥ ‎ق.ظ

پست 4705 : به قلم حجة الاسلام علی اکبر دارابکلایی 87. قسمت 8. «فصل هفتم : آبرومندی. یکی از بالاترین سرمایه های انسان ها، آبرو است.هر انسانی از آشکار شدن ضعف ها و عملکردهای زشت خود در هراس است. از دست رفتن وجهه و آبرو، سرآغاز بسیاری از هنجارشکنی ها، بزهکاری ها و گناهان است. از فراوان ترین واژه های قرآن کریم و متن های روایی «ایمان» و مشتقات آن است. این واژه، گذشته از گرویدن و باور داشتن، «امنیت بخشیدن» به دیگران را نیز در بر دارد.

نمونه‌های قرآنی: قرآن کریم، انسان را موجودی برخوردار از کرامت و شرافت ذاتی دانسته: (وَ لَقد کَرّمنا بَنی ءَادَم) (اسراء/سوره۱۷، آیه۱۷) که خداوند آن را به او بخشیده وبه واسطه آن، بردیگرآفریدگانش‌برتری داده است، از برجسته‌ترین مظاهر کرامت انسان، برخورداری او از عقل و حیا است و با وجود آن، انسان همواره وبه طور طبیعی درمقابل هر آن‌چه حرمت او را تهدید می‌کرده، عکس‌العمل‌نشان‌داده است؛ از این‌رو ابتدایی‌ترین زشتی، یعنی عورتش راکه با حرمت خود مرتبط می‌دانست، با استفاده از لباس پوشاند: (یبَنی ءَادمَ قَد أنزَلنا عَلیکم لِباساً یُوری سَوءتِکُم و ریشاً). (اعراف/سوره۷، آیه۲۶)، نخستین بار که انسانی درصدد پوشیدن این زشتی خود برآمد، هنگامی بود که آدم و حوّا با وسوسه شیطان‌ از میوه درخت ممنوع خوردند و در پی آن، زشتی‌های آن دو برایشان آشکار شد که به پوشیدن خودبابرگ درخت اقدام کردند: (فَلمّا ذَاقا الشَّجرةَ بَدَت لَهما سَوءتُهما و طَفِقا یَخصِفان عَلیهما مِن وَرَقِ الجَنّةِ). (اعراف/سوره۷، آیه۲۲) ، بیش‌تر مفسّران، «سَوءت» در این آیه را به عورت تفسیر‌کرده‌اند. (الکشّاف، ج۲، ص۹۵)

درخواست عزیز مصر از یوسف برای پوشیده نگاه داشتن اقدام ناشایست همسرش: «یوسفُ أعرِض عَن هـذا) و آرزوی حضرت مریم (علیهاالسلام) پس از آن‌که با فیض الهی، عیسی (علیه‌السلام) را باردار شد به این‌که کاش پیش از این مرده، و‌از یادها فراموش شده بودم: «یلَیتَنی مِتُّ قَبلَ هـذا و کُنتُ نَسیاًمَّنسیّاً) و درخواست لوط از قوم خود به این‌که متعرّض میهمانان وی نشده، او را بی‌آبرو نکنند: «قالَ إِنَّ هـؤلاء ضَیفی فَلا تَفضَحونِ واتَّقوا اللّهَ و لاتُخزونِ) نمونه‌های دیگری از تمایل انسان به حفظ آبرو است که قرآن از پیشینیان حکایت کرده است، نمونه‌ای از اقدام برای اعاده حیثیت و آبرویی که به ناحق لطمه دیده نیز از آیات ۵۰ و ۵۱ سوره یوسف برداشت می‌شود که یوسف پس از آزادی از زندان به آن مبادرت کرد.

معیار آبرومندی: قرآن، ملاک‌هایی را برای آبرومندی و محبوبیّت معرّفی، و‌بر این نکته تأکید می‌کند که انسان پیش و بیش از هر چیز باید در پی


ادامۀ مطلب
شنبه ۱٤ اسفند ۱۳٩٥ ، ۱۱:٤٤ ‎ق.ظ

پست 4704 : به قلم دامنه. به نام خدا. دارابکلا و تاریخ (30). در سی امین قسمت تاریخ سیاسی دارابکلا، به دو قضیۀ فضای خاص سیاسی سال 1357 روستای دارابکلا می پردازم و دو نکته ای را که خود شاهدش بودم را می نویسم:

آن سال منتهی به پیروزی انقلاب، میزان محبوبیت و نفوذ امام خمینی _رهبر کبیر انقلاب اسلامی_ برای انقلابیون بسیار بالا و توصیف ناشدنی بود. در یک تقسیم بندی کلی، مردم دارابکلا در آن مقطع زمانی دو دسته بودند:

اکثریت قریب به اتفاق، حامی و دلسپرده ی امام خمینی بودند و با شوق و ولع در انتظار نتایج و آثار انقلاب بسر می بردند. و چند خانواده و افراد معدود هم هنوز به شاه وفادار مانده بودند و معمولاً به این و آن می گفتند شاه برمی گردد! که خود بعدها دریافتند آن انتظار توهّمی بیش نبود.

در همین گیر و دار در دارابکلا دو اتفاق روی داده بود: یکی در عوام و دیگری در خواص. در عوام این بود که با قاطعیت می گفتند عکس امام در کُره ماه دیده می شود. شب ها در هم در حیاط دو تکیۀ بالا و پایین محله، همه را به رؤیت سطح ماه فرامی خواندند و ناهمواری های روی ماه را به شکل عمّامه و عبا و چهره ی امام تصویر می کردند و به دیگران القا می نمودند که دیدید راست می گوییم. مردم هم _البته برخی_ می گفتند: اَره اَره دیدیم. تا این که از ناحیۀ خود امام این خرافه رد شد.

این قضیه موجب شده بود اهل فَحص و کنجکاوها در دارابکلا، به داستان فوت ابراهیم، فرزند پیامبر اسلام (ص) استناد کنند که همین نوع خرافه آنجا رخ نموده بود که رسول خدا (ص) آن را مردود نموده بود.

آن قضیۀ دوم که در خواص رخ نموده بود این بود که یکی از روحانیون محترم دارابکلا، در نشستی که من هم در آن شب حضور داشتم، از سر عشق شدید به امام خمینی _رهبر کبیر انقلاب اسلامی_ و در نهایت اخلاص پیشنهاد داده بود، وقتی نام «روح الله خمینی» در مجامع برده می شود به جای صلوات الّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد، بگوییم: «لّلهُمَّ صَلِّ عَلی خمینی و آلِ خمینی». که البته روی آن مباحثه و چالش شده بود و رد گردیده بود.

این دو قضیه را از این رو در سلسله مسائل تاریخ سیاسی دارابکلا نوشته ام که صرفاً رخداد را نقل کرده باشم تا در تاریخ سیاسی محل ثبت بماند؛ و الّا هیچ کس به آنچه آن زمان خاص بر حسب اقتضائات انقلابات رخ می تابید، نه گلایه ای می برَد و نه اشکال تراشی می نماید.

تذکر ضروری دامنه : پس از آن که من در قسمت 27 تاریخ سیاسی دارابکلا یعنی پست 4604 اینجا قضیۀ «زیرآب زنی علیۀ دانشجویان روستای دارابکلا» را نوشته و منتشر کرده بودم، کامنت گذار محترمی _که مشخص است از خوانندگان همیشگی دامنه است_ با ارسال چندبار کامنت با مفهومی ثابت به دامنه، از من پرسیده آیا آن دانشجو که علیۀ اش، زیرآب زنان دارابکلا گزارش ردکرده بودند، فلانی فرزند فلانی نبوده؟ عین کامنتش با سانسوری که کردم این است:

«با سلام. آیا این دانشجو «...» فرزند «...» نبوده؟ با تشکر.»

ضمن علیک السّلام و تشکر از دغدغه ات؛ باید بگویم من وقتی شما را نمی شناسم چگونه می توانم جواب شما را بدهم؟ نیز وقتی دامنه در متن پست، تحفّظ ورزیده، چگونه در بخش کامنت این اصل را نادیده بگیرد؟ بگو کی هستی تا بگویم چی به چیه. ممنونم و خداحافظت.

شنبه ۱٤ اسفند ۱۳٩٥ ، ۱۱:٤۳ ‎ق.ظ

پست 4703 : به قلم دامنه. به نام خدا. دیروز در پست 4699 اینجا متنی از دکتر محمود سریع القلم منتشر کرده بودم که در یک فراز گفته بود: «آیا برای ما موضوعیت دارد که کشور‌های عربی خلیج‌فارس طی 11 سال گذشته، 728 میلیارد دلار اسلحه خریده یا سفارش داده‌اند؟»

من در این پست خواستم دو نکته ای ذیل این فراز مهم جناب دکتر محمود سریع القلم بگویم:

نکتۀ اول : من از همان روز نخست، وقتی دولت روحانی قدرت را تحویل گرفت و دکتر محمدجواد ظریف را به وزارت امور خارجه گذاشت و مذاکرۀ هسته ای را در اولویتِ اول دولتش نهاد، معتقد بودم گام نخست دولت روحانی باید رفع تنش از منطقه باشد و سپس مذاکره ی هسته ای. چون هر نوع سیاست مسالمت آمیز ایران با آمریکا و اروپا، حدّ اقل سه واکنش علیۀ ایران برمی انگیزاند:

  1. تشدید دشمنی و توطئه های اسرائیل غاصب
  2. رشک و حسادت و واگرایی اعراب
  3. سیاست های مرموزانۀ همیشگی روسیه

نکتۀ دوم : با مطالعاتی که بر روی سرنوشت شُوم اندولس اسپانیا داشتم _که اغلب از آن باخبریم که چه سیاست ها و بلاهایی موجب فروپاشی این نقطۀ حساس مسلمین در قارّۀ اروپا شده_ بر این نظر بوده و هستم، جنگ واقعی علیۀ ایران جنگ با افزارآلات نظامی نیست، جنگ از طریق ابزارآلات نرم و مخفی ست که برای پوک کردن ملت ایران خصوصاً نسل جوان، مدت مدیدی ست شروع شده است. همچون آفت سَن، که گندم را از درون پوک و بی آرد می کند؛ این جنگ نیز، اگر هوشیار نباشیم ملت، بویژه نسل پویا را پوک و بی عار و بی آرمان می نماید. که خدا آن روز را نیاورد. بگذرم.

شنبه ۱٤ اسفند ۱۳٩٥ ، ۱۱:٤٢ ‎ق.ظ

پست 4702 : اُنس با قرآن. ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا لِلَّذِینَ کَفَرُوا امْرَأَتَ نُوحٍ وَامْرَأَتَ لُوطٍ کَانَتَا تَحْتَ عَبْدَیْنِ مِنْ عِبَادِنَا صَالِحَیْنِ فَخَانَتَاهُمَا فَلَمْ یُغْنِیَا عَنْهُمَا مِنَ اللَّهِ شَیْئًا وَقِیلَ ادْخُلَا النَّارَ مَعَ الدَّاخِلِینَ.

«خداوند مثلی برای کسانی که کافر شده‏ اند زده است، مثَل به همسر نوح، و همسر لوط، آنها تحت سرپرستی دو بنده از بندگان صالح ما بودند، ولی به آن دو خیانت کردند، و ارتباط آنها با این دو (پیامبر) سودی به حالشان (در برابر عذاب الهی) نداشت. و به آنها گفته شد: وارد آتش شوید همراه کسانی که وارد می‏شوند!».

(سوره ۶۶: التحریم - جزء ۲۸ - آیۀ 10، ترجمۀ آیة الله مکارم شیرازی)

شنبه ۱٤ اسفند ۱۳٩٥ ، ۱٠:٤۱ ‎ق.ظ

پست 4701 : به نام خدا. مراسم تشییع جنازۀ نمادین حضرت فاطمۀ زهرا _سلام الله علیها_ در یکی از محلات قم در بلوار شهید سردار کریمی 13 اسفند 1395:

ماه و کنارش فکر کنم سیّارۀ زُهره. عکاس: دامنه. قم 13 اسفند 1395

جمعه ۱۳ اسفند ۱۳٩٥ ، ۸:۱۳ ‎ب.ظ

پست 4700 : سلسله مباحث دامنهٔ کویر (کویریات دامنه 104). جلیل القدر ترین مردمان، عظیم ترین کارهای شان را در لحظات جذبه و ازخود به درشدگی انجام داده اند. در وحدت و وصال با عالَمی عالی تر.

(برداشت آزاد دامنه از ص 28 کتاب «نام آوران فرهنگ معاصر» بخش متن ماکس مولر _زادۀ 1823، درگذشتۀ 1900_ مورخ ادیان و از پیشگامان مطالعات تطبیقی ادیان)

این نکتۀ «کاش، دل ها در چهره ها بود» به نظرم می تواند انشاء مهمی شود

جمعه ۱۳ اسفند ۱۳٩٥ ، ۸:۱۳ ‎ب.ظ

پست 4699 : متن نقلی. از دکتر محمود سریع القلم استاد علوم سیاسی دانشگاه شهیدبهشتی و صاحبنظر در حوزه توسعه:

«طبق مستندات تاریخی، طی 170 سال گذشته، انگلستان، روسیه و آمریکا، وقت و انرژی قابل توجهی از ایران گرفته‌اند. در این دوره، کشور سال‌های محدودی در آرامش و ثبات سپری کرده است. به نوعی می‌توان گفت: 170 سال است ایران با سه قدرت جهانی درگیر بوده است...

...نیاز داریم تا از سیاست خارجی تدافعی به سیاست خارجی اقتصادی منتقل شویم. مدیریت کارآمد کشور بدون ارتباطات گسترده با قدرت‌های میانی امکان‌پذیر نیست زیرا برای به‌روز کردن کشور نیاز به دانش و روش‌های جدید داریم. خود را از صفحه اول روزنامه‌های جهان خارج کنیم. مانند کره‌ای‌ها، ژاپنی‌ها و چینی‌ها آرام کار کنیم. خود را به طور قربانی نشان دادن، نوعی نمایشِ ضعف است... متن مفصّل در ادامه


ادامۀ مطلب
جمعه ۱۳ اسفند ۱۳٩٥ ، ۸:٠٩ ‎ب.ظ

پست 4698 : به نام خدا. توضیح دامنه. یکی از دامنه خوانان با دیدن این قسمت متن جناب مهندس عباس مهاجر دارابی در پست 4680 اینجا که نوشته بود: «...البته بنظر در شبکه‌های اجتماعی که اشخاص مثل امیر تتلو میلیون ها نفر فالوئر دارند و به قول یکی از بزرگان معیار حق و باطل تعداد لایک هاست، انتظار برقرای دیالوگ و شنیدن حرف منطقی بیجا است...» از دامنه پرسیده است امیر تتلو کیست؟ دامنه هم فقط بگوید که این هم عکس امیر تتلو که خواننده است... و بگذرد دامنه.

جمعه ۱۳ اسفند ۱۳٩٥ ، ۸:٠٩ ‎ب.ظ

پست 4697 : طبیعت جهان (42) نبرد دو زرّافه در بوتسوانای آفریقا به سبک کونگ‌ فو

      

جمعه ۱۳ اسفند ۱۳٩٥ ، ۸:٠۸ ‎ب.ظ

پست 4696 : به قلم رنگین کمان 25. [در راستای پست های 4604، زیرآب زنی علیۀ دانشجویان روستای دارابکلا، اینجا]

«سلام. زیرآب زنان آدمها کیستن اینها همان دسته آدمهای هستند که زیر زیرآب زنی از نوع دو را انتخاب می کنند یعنی  ترکیبی. با شما روابط دوستی می بندند ولی در یک چشم به هم زدن شما رو .......

زیر آبزنی دارابکلا  رو چه کسانی بر عهده داشتند؟ همان ... که در هر زمینه ای نقش آفرینی می کردند یا نوی مثل سهم رنداپ کار می کردند از پایه خشکشان  می کردند»

جمعه ۱۳ اسفند ۱۳٩٥ ، ۸:٠٧ ‎ب.ظ

پست 4695 : متن نقلی. سخنرانی بسیار مهم و خواندنی از مصطفی ملکیان فیلسوف نامدار ایران:

«استاد مصطفی ملکیان شامگاه سه شنبه، 10 اسفند 1395، در جمع شماری از دانشجویان دانشگاه زنجان به تبیین و تشریح معناهای گوناگون 'ناسیونالیسم' و  'ارزش داوری' های پیرامون آن معناها پرداخت. به گزارش ایرنا، ملکیان در ابتدای سخنرانی خود در این جلسه، گفت:

متاسفانه در کشور طرح مباحث بدون افتادن به دام سوءفهم و سوء نیت دشوار شده است، من اگر هیچ هنری نداشته باشم و به واقع هم برای خودم هنری قائل نیستم، ولی لااقل یک هنر برای خودم قائلم و آن اینکه بسیار واضح و شفاف، بدون ابهام و ایهام و بدون غموض سخن می گویم.

وی افزود: توقع نداشتم سخنان واضح و شفاف من در باب 'ناسیونالیسم' در چند سال گذشته، تا بدین حد سو تعبیر و سوء تفسیر شود، بنابراین با لحاظ این شرایط، فکر کردم چه بسا برای آخرین بار رأی خودم را در باب' ناسیونالیسم' عرضه کنم.

ملکیان تصریح کرد: بحث من در باب 'ناسیونالیسم' یک بحث سیاسی و نیز بحثی مربوط به روابط بین الملل و ژئوپولتیک نیست بلکه من به ' ناسیونالسیم' از سه منظر فلسفی، اخلاقی و مصلحت اندیشانه نگاه می کنم.

وی به تشریح تفسیرهای مختلف از مفهوم 'ناسیونالیسم' اشاره کرد و گفت: برداشت نخست از 'ناسیونالیسم' به معنای ' وطن دوستی' است، به این معنا که انسان های طبیعی و بهنجار از روی غریزه و فطرت، وطن خود را دوست دارند چنان که به مادر خود عشق می وزند و این امری کاملا پذیرفته شده است ولی نکته این است که 'ارزش داوری' های اخلاقی در باب امور ارادی و اختیاری هستند در حالی که دوست داشتن وطن امر غریزی است و نسبت به آن نمی شود ارزش داوری مثبت یا منفی کرد چرا که این نوع دوست داشتن مبتنی بر غریزه، دارای ارزش اخلاقی نیست.

ملکیان افزود: معنای دوم ناسیونالیسم 'وطن پرستی' است که با 'وطن دوستی' بسیار تفاوت دارد. وطن دوستی یک احساس و عاطفه و هیجان طبیعی است در حالی که 'وطن پرستی' یک باور، عقیده و رأی است.

وی برای تبیین بیشتر این معنا از ناسیونالیسم اظهار کرد: اگر من از دوست داشتن 'وطنم' به باوری در باره 'وطنم' رسیدم که وطن من بهتر از وطن های دیگر است، اینجا به 'وطن دوستی' قناعت نکردم بلکه از آن به 'وطن پرستی' نقب زده ام. در چنین حالتی ما مرتکب آرزو اندشی می شویم که در آن یک مغالطه بزرگ منطقی نهفته است چرا که


ادامۀ مطلب
جمعه ۱۳ اسفند ۱۳٩٥ ، ۸:٠٦ ‎ب.ظ

پست 4694 : «به گزارش خبرنگار شفقنا در قم، [پنج شنبه 12 اسفند 1395] دسته عزاداری با حضور حضرت آیت‌الله وحید خراسانی با حضور خیل کثیری از روحانیون، شخصیت های لشکری و کشوری و خیلی عظیم مردم و دوستداران خاندان عصمت و طهارت دقایقی پیش از خیابان شهدا به سمت حرم مطهر حضرت معصومه(س) حرکت کرد. همچنین دسته عزاداری دیگری با حضور حضرت آیت‌الله صافی گلپایگانی از خیابان انقلاب با حضور عزاداران فاطمی به سمت حرم حضرت معصومه(س) برگزار شد. (منبع: اینجا و اینجا)

      

      

جمعه ۱۳ اسفند ۱۳٩٥ ، ۸:٠٥ ‎ب.ظ

پست 4693 : به قلم حجة الاسلام علی اکبر دارابکلایی 86. قسمت 7. «فصل ششم : نگاه حرام. نگاه حرام و اثرات مخرب آن در زندگی فردی و اجتماعی. آیه ی 30 و 31 سوره ی نور، حاوی مطالبی درباره ی نگاه است. « قُلْ لِلْمُؤْمِنِینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ وَیَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذَلِکَ أَزْکَى لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ خَبِیرٌ بِمَا یَصْنَعُونَ » ای رسول ما مردان مؤمن را بگو چشمان را از نگاه ناروا بپوشند و فروج و اندامشان را محفوظ دارند که این بر پاکیزگی جسم و جان شما اصلح است،...

نگاه حرام در روایات: 1- امام صادق (ع) نیز در این به اره می‌فرماید: «نگاه به نامحرم، تیری از تیرهای مسموم شیطان است و چه بسا یک نگاهی که حسرتی طولانی بر جای گذارد». (بحار، ج 101، ص 40)

نگاه حرام در شرع مقدس عبارت است از: نگاه مرد به بدن زن نامحرم (به جز صورت و دست‌ها تا مچ)؛ خواه با قصد لذت و شهوت باشد یا بدون آن و نیز نگاه به صورت و دست‌ها اگر با قصد شهوت یا ترس افتادن به حرام باشد. همچنین نگاه زن به مرد نامحرم (به جز صورت، گردن و دست‌ها و مقداری از پا) خواه با قصد باشد یا بدون آن و نیز به مواضع یاد شده، اگر با قصد شهوت یا ترس افتادن به حرام باشد.

برای روشن‌تر شدن موضوع، اقسام نگاه‌های ممنوع و حرام را ذکر می‌کنیم:


ادامۀ مطلب
جمعه ۱۳ اسفند ۱۳٩٥ ، ۸:٠٤ ‎ب.ظ

پست 4692 : به قلم حجة الاسلام مالک رجبی دارابی 165. «بسمه تعالی. سلام. مقام فاطمه سلام الله علیها. قسمت دوم. «پس از اینکه مقام و جایگاه صدیقه طاهره سلام الله علیها را از لسان اهل بیت علیهم السلام مطالعه کردیم. در ذهنمان سوال میشود که علماء عصر غیبت کبری درمورد حضرت زهرا سلام الله علیها چه اعتقاد و نظری دارند؟

بی شک کسی هم چون فرزند راستین حضرت فاطمه سلام الله علیها ،امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف نمی تواند به طور کامل مقام و منزلت بی بدیل دختر گرامی پیامبر صلی الله علیه و آله را برای جهانیان معرفی نماید.

از آن جا که ما لایق شرفیابی به محضر نورانیش نیستیم و دست مان از دامانش کوتاه است باید به سراغ وارثان نبی الله ،علمای ربانی برویم و از آنان خواهش نماییم که از مقام و منزلت بی نظیر سیدة النساء العالمین برای ما بگویند تا معرفت و اردات و محبت ما به شفیعه روز جزا افزون شود و در سوگ حضرتش خون بگرییم.

حال به چند نمونه از بیانات بزرگان و علماء در مورد أُمُّ الأَئِمَّهِ النُجَبَاءْ اشاره میکنیم:

۱. امام خمینی رحمه الله علیه می فرماید: تمام ابعادی که برای زن متصوّر است و برای یک انسان متصوّر است، در فاطمه زهرا علیهاالسلام جلوه کرده و بوده است. زنی که تمام خاصّه های انبیا در اوست ، زنی که اگر مرد بود، نبیّ بود ، زنی که اگر مرد بود به جای رسول اللّه بود ... زنی که در حجره‌ای کوچک و محقر، انسان‌هایی تربیت کرد که نورشان از بسیط خاک تا آن سوی افلاک و از عالم ملک تا آن سوی ملکوت اعلی می‌درخشد.

۲. مقام معظّم رهبری حضرت آیت الله خامنه ای حفظه الله در عباراتی این گونه به توصیف حضرت فاطمه علیهاالسلام می پردازند: قلب این زن حکیمه و این زن عالمه و این زن محدثّه و این زنی که با عوالم غیب ارتباط داشت و این زنی که فرشتگان با او حرف می زدند، آن چنان به عوالم مُلک و ملکوت روشن بود که قلب علی علیه السلام و قلب پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم .

۳. علاّمه مجلسی می گوید: بزرگان فُصَحا و بُلَغا از علوّ کلمات و مضامین ظاهر و باطن کلمات خطبه ای که زهرا علیهاالسلام در


ادامۀ مطلب
جمعه ۱۳ اسفند ۱۳٩٥ ، ۸:٠۳ ‎ب.ظ

پست 4691 : اُنس با قرآن. وَاعْلَمُوا أَنَّ فِیکُمْ رَسُولَ اللَّهِ لَوْ یُطِیعُکُمْ فِی کَثِیرٍ مِنَ الْأَمْرِ لَعَنِتُّمْ وَلَکِنَّ اللَّهَ حَبَّبَ إِلَیْکُمُ الْإِیمَانَ وَزَیَّنَهُ فِی قُلُوبِکُمْ وَکَرَّهَ إِلَیْکُمُ الْکُفْرَ وَالْفُسُوقَ وَالْعِصْیَانَ أُولَئِکَ هُمُ الرَّاشِدُونَ.

و بدانید که پیامبر خدا در میان شماست اگر در بسیارى از کارها از [رأى و میل] شما پیروى کند قطعا دچار زحمت مى ‏شوید لیکن خدا ایمان را براى شما دوست‏ داشتنى گردانید و آن را در دلهاى شما بیاراست و کفر و پلیدکارى و سرکشى را در نظرتان ناخوشایند ساخت آنان [که چنین ‏اند] ره‏یافتگانند.

(سوره ۴۹: الحجرات - جزء ۲۶ - آیۀ 7، ترجمۀ فولادوند)

جمعه ۱۳ اسفند ۱۳٩٥ ، ۸:٠٢ ‎ب.ظ

پست 4690 : وقتی نوه به بابابزرگ این گونه زیبا می نگرد

خدا رحمت کناد مرحوم پدرِ جناب مهندس محمد عبدی سنه کوهی

پنجشنبه ۱٢ اسفند ۱۳٩٥ ، ۱۱:٠٧ ‎ق.ظ

پست 4689: به شرح دامنهدردهای جامعه (41). به نام خدای مهربان به حال مستضعفان. فقری که در آن عزّت و عفّت و حُرّیت باشد، بی نهایت بار، برتر از غنایی ست که در آن عفریت و عفونت و عقوبت موج می زند. عکس از مهندس محمد عبدی سنه کوهی.

پنجشنبه ۱٢ اسفند ۱۳٩٥ ، ۱۱:٠٦ ‎ق.ظ

پست 4688 : به قلم دامنه. به نام خدا. دامنه سالروز غم انگیز شهادت مظلومانه و غریبانۀ حضرت فاطمۀ زهرا _سلام الله علیها_ را به همۀ دامنه خوانان شریف، و شیفتگان آن حضرت، تسلیت می گوید و به این پرسش مهم، پاسخی کوتاه می دهد: حضرت فاطمۀ زهرا سلام الله علیها چه درس بزرگی به بشریت داده است؟

از نظر من درس های زیادی داده است؛ که هر کسی، کمی به زندگانی سراسر دانشگاه آن بزرگ زنِ تاریخ، نظری بیفکند، می فهمد. اما یکی از آن درس های ماندگار این بوده است او در برابر حاکم مسلمین _که خود را خلیفۀ اول پیامبر (ص) می خواند_ شجاعانه و روشن گرانه لب به انتقاد گشود و در مکانی چون مسجد، برای حق و حقیقت و حقایق خطبه ای تاریخی و آگاهانه خواند.

و این درس فاطمی، یعنی این که در اسلام می توان به خلیفه، به جانشین، به رهبر، به حاکم و به هر کسی که در جامعه مسلمین ردای جکومت بر تن کرد، انتقاد کرد و هیچ هم نهراسید؛ آن هم در مکانی مقدس چون مسجد. درود بر فاطمه و فاطمیون.

پنجشنبه ۱٢ اسفند ۱۳٩٥ ، ۱۱:٠٦ ‎ق.ظ

پست 4687 : به قلم حجة الاسلام مالک رجبی دارابی 164. «بسمه تعالی. سلام. مقام فاطمه سلام الله علیها. قسمت اول: بخش اول. مقدمه. خداوند متعال خطاب به پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند اگر تو نبودی هرآینه افلاک را نمی آفریدم. و اگر علی علیه السلام نبود هرآینه تو را نمی آفریدم. و اگر فاطمه سلام الله علیها نبود هرآینه شما دو تن  را نیز نمی آفریدم.

مقام حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها بسیار بالاست و توصیف او از عهده ی ما بدور است. برای آشنائی با قطره ای از دریای اوصاف والای حضرت زهرا س به چند روایت از حضرات معصومین علیهم السلام توجه میکنیم:

۱. حضرت على(ع) در پاسخ به ادعاهاى بى اساس معاویه مبنى بر فضایل امویان در نامه اى مى نویسد: «... (دو سید جوانان اهل بهشت) از ماست و (صبیه النار) از شماست ، یعنی کودکانى که نصیب آنان آتش گردید. (بهترین زنان جهان) از ماست. و (حماله الحطب) آنکه هیزم کشد براى دوزخیان از شماست. این فضلیت ها از ماست و آن فضیلت ها از شماست...»

۲. امام حسن (ع) در موارد بسیارى از مادرشان سخن گفته اند. من جمله: «شبى دیدم مادرم در محراب به نماز ایستاده است و تا طلوع خورشید مشغول رکوع و سجود بود و شنیدم براى یکایک مردان و زنان دعا مى کرد و آنان را نام مى برد ولى براى خود چیزى نخواست. عرض کردم: مادر! چرا همان گونه که براى دیگران دعا مى کنى, براى خود دعا نمى کنى؟ فرمود: فرزندم! اول همسایه بعد از آن خانه.»

۳. در یک کلام ، امام حسین (ع) دلیل پایمردى و مقاومت خویش را تربیت الهى فاطمه (س) مى داند. امام حسین (ع) نقل مى کند:


ادامۀ مطلب
پنجشنبه ۱٢ اسفند ۱۳٩٥ ، ۱۱:٠٤ ‎ق.ظ

پست 4686 : به قلم حجة الاسلام علی اکبر دارابکلایی 85. قسمت 6. «فصل پنجم : رازداری. آیات: 1- خداوند متعال در آیه 26 سوره جن در رابطه با رازداری فرموده است: «عَالِمُ الْغَیْبِ فَلَا یُظْهِرُ عَلَى غَیْبِهِ أَحَدًا؛ داناى نهان است و کسى را بر غیب خود آگاه نمى‏‌کند» خداوند متعال، از همه‌ی اسرار مطلع است و از تمام اتفاقات، آگاه؛ اما با این وجود، هیچ کس از اسرار غیب او آگاه نیست. خداوند متعال خود، رازهای بندگانش را می‌پوشاند و به همین دلیل بر رازداری تاکید دارد.

2- در آیه 74 سوره توبه در این رابطه آمده است: «یَحْلِفُونَ بِاللّهِ مَا قَالُواْ وَلَقَدْ قَالُواْ کَلِمَةَ الْکُفْرِ وَکَفَرُواْ بَعْدَ إِسْلاَمِهِمْ وَهَمُّواْ بِمَا لَمْ یَنَالُواْ وَمَا نَقَمُواْ إِلاَّ أَنْ أَغْنَاهُمُ اللّهُ وَرَسُولُهُ مِن فَضْلِهِ فَإِن یَتُوبُواْ یَکُ خَیْرًا لَّهُمْ وَإِن یَتَوَلَّوْا یُعَذِّبْهُمُ اللّهُ عَذَابًا أَلِیمًا فِی الدُّنْیَا وَالآخِرَةِ وَمَا لَهُمْ فِی الأَرْضِ مِن وَلِیٍّ وَلاَ نَصِیرٍ؛ به خدا سوگند مى‏‌خورند که [سخن ناروا] نگفته‏‌اند در حالى‌که قطعا سخن کفر گفته و پس از اسلام آوردنشان کفر ورزیده‌‏اند و بر آن‌چه موفق به انجام آن نشدند همت گماشتند و به عیب‌جویى برنخاستند مگر بعد از آن‌که خدا و پیامبرش از فضل خود آنان را بى‏‌نیاز گردانیدند پس اگر توبه کنند براى آنان بهتر است و اگر روى برتابند خدا آنان را در دنیا و آخرت عذابى دردناک مى‏‌کند و در روى زمین یار و یاورى نخواهند داشت».

3- در آیه 5 سوره یوسف نیز در رابطه با رازداری آمده است:


ادامۀ مطلب
پنجشنبه ۱٢ اسفند ۱۳٩٥ ، ۱۱:٠۳ ‎ق.ظ

پست 4685 : مراسم فاطمیۀ دیشب 11 اسفند 1395 در مسجد پایین محلۀ دارابکلا، با سخنرانی جناب حجة الاسلام والمسلمین علی اکبر دارابکلایی. عکس ارسالی جناب رنگین کمان به تلگرام دامنه. با تسلیت و تشکر وافر.

     

پنجشنبه ۱٢ اسفند ۱۳٩٥ ، ۱۱:٠٢ ‎ق.ظ

پست 4684 : اُنس با قرآن. أَکَانَ لِلنَّاسِ عَجَبًا أَنْ أَوْحَیْنَا إِلَى رَجُلٍ مِنْهُمْ أَنْ أَنْذِرِ النَّاسَ وَبَشِّرِ الَّذِینَ آمَنُوا أَنَّ لَهُمْ قَدَمَ صِدْقٍ عِنْدَ رَبِّهِمْ قَالَ الْکَافِرُونَ إِنَّ هَذَا لَسَاحِرٌ مُبِینٌ.

آیا براى مردم شگفت‏ آور است که به مردى از خودشان وحى کردیم که مردم را بیم ده و به کسانى که ایمان آورده‏ اند مژده ده که براى آنان نزد پروردگارشان سابقه نیک است کافران گفتند این [مرد] قطعاً افسونگرى آشکار است.

(سوره ۱۰: یونس - جزء ۱۱ - آیۀ 2، ترجمۀ فولادوند)

پنجشنبه ۱٢ اسفند ۱۳٩٥ ، ۱۱:٠۱ ‎ق.ظ

پست 4683 : به قلم حجة الاسلام محمدجواد غلامی 49. «خدا حافظ ای داغ بر دل نشسته... به نام خدا، آن گاه که حضرت فاطمه (علیها السلام) به خانه بازگشت و حضرت علی (ع) در انتظار او به سر برده و منتظر طلوع آفتاب جمالش بود، به حضرت فرمود: ای پسر ابوطالب! همانند جنین در شکم مادر پرده نشین شده، و در خانه اتهام به زمین نشسته ای، شاهپر های شاهین را شکسته، و حال آنکه پرهای کوچک هم در پرواز به تو خیانت خواهد کرد. و این پسر ابی قحافه (ابو بکر) است که هدیه پدرم و مایه زندگی دو پسرم را از من گرفته است، با کمال وضوح با من دشمنی کرد، و من او را در سخن گفتن با خود بسیار لجوج و کینه توز دیدم، تا آنکه حمایتشان را از من باز داشته، و مهاجران یاریشان را از من دریغ نمودند، و مردم از یاریم چشم پوشی کردند، نه مدافعی دارم نه کسی که مانع از کردار آنان گردد، در حالی که خشمم را فرو بردم از خانه خارج شدم و بدون نتیجه بازگشتم.

آنروز که شمشیرت را بر زمین نهادی همان روز خویشتن را خانه نشین نمودی، تو شیر مردی بودی که گرگان را می کشتی، و امروز بر روی زمین آرمیده ای، گوینده ای را از من دفع نکرده، و باطلی را از من دور نمی گردانی، و من از خود اختیاری ندارم، ای کاش قبل از این کار و قبل از این که این چنین خوار شوم مرده بودم، از اینکه اینگونه سخن می گویم خداوندا عذر می خواهم، یاری و کمک از جانب توست.

ازاین پس وای بر من در هر صبح و شام، پناهم از دنیا رفت، و بازویم سست شد، شکایتم بسوی پدرم بوده واز خدا یاری می خواهم، پروردگارا نیرو و توانت از آنان بیشتر، و عذاب و عقابت دردناکتر است.

حضرت علی (ع) فرمود: شایسته تو نیست که وای بر من بگویی، بلکه سزاوار دشمن ستمگر توست، ای دختر برگزیده خدا و ای باقیمانده نبوت، از اندوه و غضب دست بردار، من در دینم سست نشده و از آنچه در حد توانم است مضائقه نمی کنم، اگر تو برای گذران روزیت ناراحتی، بدانکه روزی تو نزد خدا ضمانت شده و کفیل تو امین است، و آنچه برایت آماده شده از آنچه از تو گرفته شده بهتر است، پس برای خدا صبر کن.

حضرت فاطمه (علیهاالسلام) فرمود: خدا مرا کافی است، آنگاه سکوت کرد...»

دامنه : سلام... فقط گریه کردم و گریه می کنم، برای مظلومیت حضرت فاطمۀ زهرا و حضرت خدیجۀ کبرا سلام الله علیهما. 

چهارشنبه ۱۱ اسفند ۱۳٩٥ ، ٥:٢۸ ‎ب.ظ

پست 4682 : به قلم دامنه. به نام خدا. در سلسله مباحث دارابکلا و روحانیت، امروز در در شب شهادت حضرت فاطمۀ زهرا _سلام الله علیها_ به معرفی حجة الاسلام شیخ ابراهیم چوپانی می پردازم.

ایشان فرزند جناب اصغر چوپانی و نوه ی حاج عباس چوپانی مَرَسی اند. اول مقطع لیسانس دانشگاه در رشته ی فقه و مبانی حقوق را طی کردند. سپس با این اندوخته ی والا، وارد حوزه ی علمیه شدند.

ایشان در حال حاضر پایه ی پنجم حوزه را در مدرسه ی علمیه ی مصطفی خان ساری _که تحت مدیریت حجة الاسلام والمسلمین حاج سید احمد شفیعی دارابی ست_ می گذرانند.

من از طریق دوست گرامی ام جناب حاج علی میرزا چلویی دارابی دریافتم که جناب شیخ شیخ ابراهیم چوپانی فردی بسیار متین، خوشرو، خوش برخورد، وجیه و بااخلاق اند.

من بابت این نعمت روحانی کردن فرزند، مادر و پدر بزرگوارشان را _که به شغل دامداری در دارابکلا مشغول اند_ تحسین می کنم و بر آنها درودی وافر می فرستم. نیز به برادر عزیزش که هم اکنون در حال گذراندن دوران خدمت نظام وظیفه است و نیز به خواهر گرانقدر و دامادشان سلام و درود روانه می دارم.

شیخ ابراهیم که هم درس های دانشگاه را لمس کرده اند و هم محیط و دروس و تهذیب حوزه را درک، به یقین پیوند مدرَک و اِدراک را بخوبی فهم می کنند و می دانند که حوزه علمیه، چقدر عالی انسان را، متعالی می سازد.

از جناب حجة الاسلام شیخ ابراهیم چوپانی می طلبم مرا و همۀ دامنه خوانان شریف را با آن اَنفاس پاکیزه و روحیه ی متواضع شان دعا کنند. خدا نگهدارتان.

جناب حجة الاسلام شیخ ابراهیم چوپانی

از جناب حاج علی میرزا ممنونم بابت ارسال عکس به تلگرام دامنه و اطلاعاتی که دادند به دامنه

چهارشنبه ۱۱ اسفند ۱۳٩٥ ، ٥:٢٦ ‎ب.ظ

پست 4681 : به قلم دامنه. به نام خدا. وقتی امروز عادل به من گفت مهدی رجب زاده بازیکن ذوب آهن در روز سه شنبه 10 اسفند 1395 پس از گل به تیم فوتبال الاهلی عربستان، شعار «فاطمه، عزّت عالم است» را در معرض دید جهانیان قرار داد، به این کار سنجیده ی  آقا مهدی رجب زاده خیلی غرّه شدم و برای غربت فاطمۀ زهرا سلام الله علیها اشک ریختم و به این مودّت و عشق اهل بیت عصمت (ع) آقا مهدی رجب زاده درود فرستادم. باخبر شدم طبق گزارش منبع ایسنا: اینجا، این حرکت رجب زاده بازتاب زیادی در رسانه های عربی و سعودی داشت.

آری مهدی،  «فاطمه، عزّت عالم است». درود بر تو ای غیورمرد ایران به کارت افتخار می کنم

چهارشنبه ۱۱ اسفند ۱۳٩٥ ، ٥:٢٥ ‎ب.ظ

پست 4680 : به قلم جناب مهندس عباس مهاجر دارابیتک نگاری ها3 (79) «آقای طالبی سلام... وقتتون بخیر... اگر ممکنه براتون این متن را منتشر کنید:

عزیزی در یکی از شبکه های اجتماعی مطلبی را نوشته که بنده به دلیل رابطه ای دوستانه ای که وجود دارد نقدی کوتاهی بر آن به عنوان کامنت نوشتم. اما در جواب نقد صرفا با یک لایک مواجه شدم و دیالوگی شکل نگرفت. که البته بنظر در شبکه‌های اجتماعی که اشخاص مثل امیر تتلو میلیون ها نفر فالوئر دارند و به قول یکی از بزرگان معیار حق و باطل تعداد لایک هاست، انتظار برقرای دیالوگ و شنیدن حرف منطقی بیجا است.

علی ایحال بر حسب اینکه فکر میکنم موضوع بسیار مهمی است و جز دغدغه‌های اصلی جامعه ما و بخصوص جامعه کوچک دارابکلا است تمایل داشتم صورت مسئله را بصورتی دیگر و از زاویه دیگر بیان کنم. دارابکلایی که بعد از سال‌ها جامعه علمی جوانش به شکوفایی و ثمره دادن رسیده است و هر سال بر تعداد و کیفیت قبولی های دانشگاه  و مدارس استعداد درخشان آن اضافه میشود. انصاف نیست که با کم اطلاعی و احیانا خدای نکرده پیگیری مسایل شخصی به این جریانی که تازه شکل گرفته است لطمه ای وارد شود و نبایدم بشود. جان کلام مطلب دوست عزیزمون در ادامه آمده است: 

"چه انسانهایی می توانند با دیگر موجودات جهان همدردی کنند؟ آیا کودکی که به او یاد می دهند چگونه "بهترین" و "نخبه" باشد، قادر به همدردی ست؟ کودک و نوجوانی که در خط تولید "تیزهوشان

برچسب‌ها: اسفند 1395
نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
پست الکترونیکی :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد