X
تبلیغات
کالج کارآفرینی تیوان

مطالب مهر 1395 دامنه

30 مهر 1395

پست 3513 : به انتخاب دامنهقرآن در صحنه 31. به نام خدا. توضیح ضروری دامنه: با آمدن ماه محرم، ماه مطالعه و درس گرفتن از امام حسین (ع)، تفسیر آیه ی 112 هود _که از آیات بسیار مهم قرآن است_ تقدیم می گردد

«فَاسْتَقِمْ کَمَا أُمِرْتَ وَمَنْ تَابَ مَعَکَ وَلَا تَطْغَوْا إِنَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِیرٌ. پس همان گونه که دستور یافته‏ اى ایستادگى کن و هر که با تو توبه کرده [نیز چنین کند] و طغیان مَکنید که او به آنچه انجام مى‏ دهید بیناست.


تفسیر مرحوم علامه طباطبایی در المیزان: «بطورى که راغب و دیگران گفته اند کلمه قام و ثبت و رکز به یک معنا است. و ظاهرا ریشه این لغت از قیام آدمى گرفته شده باشد، چون انسان در سایر حالاتش غیر از قیام مانند حال نشستن و دمرو خوابیدن و دو زانو نشستن و طاق باز و به رو افتادن آنطور که در حال قیام مسلط بر کارها و مقاصد خود هست تسلط ندارد و آنطور نمى تواند قبض و بسط و دادوستد را انجام دهد، به خلاف حال قیام که وقتى انسان بر پاى خود بایستد از هر حال دیگرى بهتر تعادل خود را در دست دارد و در نتیجه به تمامى اعمال خود از ثبات و حرکت، دادن و گرفتن، اعطاء و منع و جلب و دفع مسلطتر است، و نیز کنترل تمامى قواى خویش و افعال آن قوا را در دست دارد. بنابراین مى توان گفت حالت قیام در تمامى شؤ ون مُعرّف شخصیت آدمى است.

بقیه ادامه

  

این اصل معناى قیام است، آنگاه این کلمه را بطور استعاره در متعادل ترین احوال هر چیز دیگرى استعمال کرده اند، مثلا استوارترین وضع یک ستون را که همان حالت عمودى آن است قائم مى نامند، و همچنین درختى را که بر پاى خود ایستاده و رگ و ریشه خود را در زمین دوانیده قیام درخت مى خوانند، و به همین منوال قائم بودن یک ظرف آب به این است که روى قاعده (کب) خود ایستاده باشد، و قیام عدل این است که در زمین گسترده شود و قائم بودن قانون و سنت این است که در مملکت اجراء شود.

و به همین منوال اقامه، به معناى بپاداشتن هر چیز است به نحوى که تمامى آثار آن چیز مترتب بر آن شود، و هیچ اثر و خاصیتى پنهان و مفقود نماند، مانند اقامه عدل و اقامه سنت و اقامه نماز و اقامه شهادت و اقامه حدود و اقامه دین و امثال آن.

و اما اشتقاق دیگر این ماده که استقامت است، معنایش طلب قیام از هر چیز است. و به عبارت دیگر استدعاى ظاهر شدن تمامى آثار و منافع آن چیز است، و بنابراین معناى استقامت طریق این است که راه مُتّصف باشد به آن وَصفى که غرض از راه همان وصف است، و آن این است که کوتاهترین خط میان ما و هدف ما باشد و علاوه، روشن باشد و ما را دچار تردید نسازد و به بیراهه نیندازد.

و همچنین استقامت آدمى در یک کار این است که از نفس خود بخواهد که درباره آن امر قیام نموده آن را اصلاح کند، بطورى که دیگر فساد و نقص به آن راه نیابد و به حد کمال و تمامیت خود برسد...

بنابر آنچه که در معناى این ماده و مشتقات آن گفته شد معناى جمله مورد بحث، یعنى آیه فاستقم کما امرت این مى شود: بر دین ثابت باش و حق آن را طبق دستورى که گرفته اى  ایفاء کن...

نماز ظهر عاشورای امام حسین در کربلا، نماد عشق و  استقامت


و اما اینکه گفت مقصود از استقم ادامه بر استقامت و ملازمت بر راه راست و میان افراط و تفریط است این نیز صحیح نیست، زیرا گفتیم که استقامت در هر امرى به معناى ثابت قدم بودن در حفظ آن و در اداى حق آن بطور تمام و کامل است. چون گفتیم استقامت خود انسان عبارت است از پایدارى به تمام قوا و ارکان در برابر وظایفى که به وى روى مى آورد، بطورى که کمترین نیرو و استطاعتش نسبت به آن وظیفه عاطل و بى اثر نماند...

و اینکه فرمود: و لا تطغوا معنایش این است که از خط مشیى که فطرت و خلقت براى شما ترسیم کرده و از آن مرزى که برایتان تعیین نموده که همان عبودیت براى خداى یکتا است تجاوز مکنید، همچنانکه اُمَم قبل از شما تجاوز نمودند و کارشان منجر به شرک شد و سرانجام به هلاکت رسیدند.

و ظاهرا طغیان به این معنا ریشه لغویش از طغیان آب گرفته شده، چون طغیان در آنجا به معناىتجاوز از حد است، آنگاه بعد بطور رعایت در این امر معنوى یعنى سرکشى انسان در طول  زندگیش استعمال کرده اند، چون دیده اند که اثر سوء این طغیان - که همان فساد است - و طغیان آب نظیر هم است.

جمله انه بما تعملون بصیر علّت مضمون قبلى خود را بیان مى کند و معنایش این است که: باید در دین توحید پایدار و بر طریق عبودیت استوار باشى، و تزلزل و بلا تکلیفى به خود راه ندهى، آنها هم که با تواند باید استوار باشند، و از حدّى که خداوند برایتان معلوم کرده تجاوز نکنند، چه خداوند به آنچه که مى کنید بینا است و اگر امر او را مخالفت کنید شما را مواخذه مى کند.»

پنجشنبه ۱٥ مهر ۱۳٩٥ ، ۸:٥٦ ‎ق.ظ

پست 3512 : به قلم دامنه. به نام خدا. اخیراً جان کری _وزیر خارجه آمریکا_ جمله ای را راونه ی بازار مکّاره ی جنگ و سیاست کرده است که نیاز است بر روی آن دقت و فراست گردد. او به این مضمون گفت روسیه از جنگ در سوریه سود می برَد زیرا اگر جنگ در سوریه نباشد، داعش قوایش را در خاک روس متمرکز می کند.

زندگی سوری ها در غارها برای در امان ماندن از کشت و کشتارها

بعد از همین سخن جان کری بوده است که تمام نشست های پشت پردۀ روسیه و آمریکا بر سر سوریه به تعلیق درآمده است و آمریکا به گزینه ی ورود نظامی به سوریه روی آورده است و منطقه ی پرآشوب جهان اسلام از جهالت های برخی از اعراب و عیّاش های وهابیت و دشمنی هاو توطئه های جبهۀ امپریالیسم جهانخوار، آبستن رویدادهای خطرناک شده است.

خیلی ذکاوت و سیاست ورزی های هوشمندانه می خواهد تا در این پدیده ی منطقه ای، با اضلاعی از بازیگران و سوداگران مرئی و نامرئی فائقانه و سربلند بیرون آمد.

پنجشنبه ۱٥ مهر ۱۳٩٥ ، ۸:٥٥ ‎ق.ظ

پست 3511 : به قلم دامنه. به نام خدا. یکی که دامنه را می شناسد این عکس ها را دیشب به تلگرام دامنه فرستاده است. کسانی که به یاد و عشق امام حسین (ع) این روزها در مرکز توانبخشی آرامش ساری، جسم خود را برای عزاداری اباعبدالله الحسین (ع) نیرومندتر می سازند تا تنِ رنجورشان، طاقت روح بلند و معنوی و حودسازی شده ی شان را داشته باشد.

به همۀ آنان سلام دارم و از دور درود می فرستم و ایام حُزن و ماتم و تفکر و مقاومت و صبر و عشق را تعزیت می گویم و به مؤسّسان این مرکز از جمله سفیر محترم ژاپن جناب کوجی هوندا در ایران و جنابان مهندس عبوری شهردار ساری و سید مصطفی علَمدار و دکتر آرام مدیرکل بهزیستی و همۀ دست اندرکاران آن خداقوت و تقبّل الله می گویم که این کار نیکو و مانا را آفریدند و موجب خدمت به محرومان و آسیب دیدگان نخاعی شدند.


    

         

    

پنجشنبه ۱٥ مهر ۱۳٩٥ ، ۸:٥۳ ‎ق.ظ

پست 3510 : به قلم و اشک دامنه. به نام خدا. امروز چهارم محرّم الحرام است. روزی که یک حاکم شرع به اسم بدنام و رُسوای شُریح قاضی، در کِسوت فقه و دین، به قتلِ امام حسین (ع) فتوای شرعی می دهد.

اویی که سال های متمادی قاضی بود و الاغ سوار می شد که مثلاً وجود خود را تحقیر کند!  نَفس خود را نَهیب زند! و روح خود را تهذیب نماید!

اویی که برای ایمن ماندن، ایمانِ نداشتۀ خود را به عُبیدالله بن زیاد فروخت! چه ذلیلانه هم فروخت و فتوا صادر نمود. پس باید و باید چهارم محرم الحرام را بخوبی شناخت و بدرستی به حافظه سپُرد تا تاسوعا و عاشورا را دقیق و کامل شناخت و فرهنگ و رَسم خود نمود.

فدایت یا اباعبدالله، ای مظهر عشق و عزت و مقاومت

در کربلا این فقط قساوتِ تنها نبود که امام و یارانش را کُشت، حماقت و جهالت و ذلالت هم بود؛ یک فقیه ترسو و دنیازده و از جهاد و مقاومت واهمه کرده هم بود که دنیای خود را به دِرهم و دینار می سنجید و گوش به فرمان و سر سپردهٔ یک حرام زاده به اسم ابن زیاد بود.

یزید و فقیه و ابن زیاد هر سه شخص، سه ضلع مثلث شوم کربلا هستند که شمر  بن ذی الجوشن و عمر بن سعد و حرمله و هزاران هزار عمَله در زیر بیرق حُمق و ترس و بدسِگالی های آنان برای خود ننگ و بَربَریت آفریدند و برای امام حسین (ع) و انصار عزیزش، مقاومت و عشق و عزّت و شهادت.

پنجشنبه ۱٥ مهر ۱۳٩٥ ، ۸:٥٢ ‎ق.ظ

پست 3509 : به نام خدا. این فقط یک رقم از چندین تخلّف محمود احمدی نژاد و باندش است به نقل از روزنامه ی «19 دی». روزنامه ای سراسری که از سوی نیروهای ارزشی_ولایی قم منتشر می شود.

خوشا به حال تخلّف کنندگان که آزاد و امن و رها می چرخند!

پنجشنبه ۱٥ مهر ۱۳٩٥ ، ۸:٥۱ ‎ق.ظ

پست 3508 : به قلم دامنه. به نام خدا. یکی که دامنه را می شناسد این دو عکس را صبح امروز تلگرامم ارسال کرده است. بُرج فلکۀ ساعت ساری ست که در سوّمین روز ماه محرّم 1438 سه شنبه 13 مهر 1395 همنوا با مردم مؤمن سیاهپوش شده است.

آری دامنه تاکید می کند که در مصیبت امام حسین (ع) و یاران عزیزش همه عزادارند؛ چه شهر؛ چه شیعه؛ چه هر انسان آزاده و چه هر جنبندۀ دارای حسّ و غریزه و عاطفه.

    

این عکس غم انگیز عصر عاشورا را هم دامنه به این پست می افزاید

سه‌شنبه ۱۳ مهر ۱۳٩٥ ، ٥:٢٦ ‎ب.ظ

پست 3507 : به قلم جناب حمیدرضا طالبی دارابی 23«سلام. بازی امروز تیم فوتبال اتحاد نوین دارابکلا در زمین فوتبال شهدای سورک با تیم ساحل توسکا نوشهر به نتیجۀ مساوی یک یک به پایان رسید

پاسخ دامنه : به نام خدا. سلام دامنه به شما جناب حمیدرضا و همۀ اعضای تیم فوتبال اتحاد دارابکلا. مساوی هم در بازی هیجانی فوتبال گاهی سرنوشت ساز است. خداقوت.

سه‌شنبه ۱۳ مهر ۱۳٩٥ ، ٥:٢٥ ‎ب.ظ

پست 3506 : به قلم دامنه. به نام خدا. از بهترین کارهای عزا و محزون بودن در این روزها که ماه محرم آمده است و سُفرۀ دل عُشاق بازگردیده است، خواندن کتاب ها و متن ها در این زمینه است.

از جمله مطالعۀ این کتاب ها شامل زندگی نامه و شعر و داستان در باره ی عاشورا و مسائل نهضت حسینی (ع) که مورد توجه و اقبال قرار گرفته است. مانند: نامیرا، شهید عشق، من می گویم و شما بگریید، آفتاب در حجاب، طلسم سنگ، فصل شیدایی لیلاها، سقای آب و ادب که زندگی حضرت ابوالفضل العباس (س) است به قلم سید مهدی شجاعی و ... :

در اینجا بجویید

فدایت ای حسین، ای مظهر صبر و استقامت در سخت ترین مصیبت

سه‌شنبه ۱۳ مهر ۱۳٩٥ ، ۸:٤٥ ‎ق.ظ

پست 3505 : به نام خدا. خطبۀ 136 نهج البلاغه که امیرالمؤمنین، امام علی _علیه السّلام_ آن گاه که همه با امام بیعت کردند و عبداللّه بن عمر، سعد بن ابى ‏وقاص، محمّد بن مسلمه، حسّان بن ثابت، و اسامة بن زید از بیعت سرباز زدند این سخنرانى را در مدینه در سال 35 هجرى ایراد کردند:

«بیعت شما مردم با من بى‏ مطالعه و ناگهانى نبود، و کار من و شما یکسان نیست، من شما را براى خدا مى‏ خواهم و شما مرا براى خود مى‏ خواهید. اى مردم براى اصلاح خودتان مرا یارى کنید. به خدا سوگند که دادِ ستمدیده را از ظالمِ ستمگر بستانم، و مَهار ستمگر را بگیرم و بهآبشخور حقّ وارد سازم، گر چه تمایل نداشته باشد.»

سه‌شنبه ۱۳ مهر ۱۳٩٥ ، ۸:٤٤ ‎ق.ظ

پست 3504 : به نام خدا. متن نقلی. تحلیل محمد عطریانفر از مؤسسان حزب کارگزاران سازندگی از رویکرد جناح چپ و تغییر نگرش آیة الله هاشمی رفسنجانی.

«...جمع‌بندی خاتمی، به‌عنوان محور اصلاحات، در سال ۸۰ و برای دور دوم انتخابات ریاست‌جمهوری این بود که ‌ای ‌کاش همان روندی را که هاشمی در سال ۷۶ به ما سپرد، ادامه می‌دادیم. برخی از افراطی‌‌‌گری‌ها که ازسوی دوستان در دوران اصلاحات رخ داد، مورد نقد ایشان بود. خاتمی در دور دوم سمت‌وسو را به همان سیاست‌هایی که هاشمی تا سال ۷۶ تعقیب کرد، سوق داد.

‌در آن زمان روزنامه‌های اصلاح‌طلب تعداد اندکی بودند و تقریبا با اصولگرایان برابری می‌کردند و وزن و تعدادشان در جامعه نسبتا با هم برابر بود؛ البته گفتمان اصلاحات در آن مقطع خیلی توسعه‌مندتر بود. در آن ایام عالی‌جناب سرخ‌پوش فقط مختص شخص اکبر گنجی بود و قطعا صدای وی از لایه‌های پایین‌تر اصلاحات که تحت‌تأثیر فرایندهای رادیکال بودند، تجاوز نکرد. نقد بلااشکال است. کسی نباید مانع نقد منصفانه شود. تعابیر توهین‌آمیز محل اشکال است، آقای قوچانی هم نقد می‌کرد، آقای عباس عبدی نقادانه می‌نوشت، آقای حجاریان هم منتقد بود.

محمد عطریانفر از مؤسسان حزب کارگزاران سازندگی

من حتما منتقد دولت پس از سازندگی هستم که چرا در برابر افراطی‌گری‌ها علیه آقای هاشمی موضع صریح‌تری نگرفت. افرادی هم آقای هاشمی را نقد می‌کردند. چه بسا برخی از این افراد ممکن است خرده‌حساب شخصی هم با هاشمی داشتند و نقدشان چندان هم از سر منزلت ملی و معرفتی نبود. این کسانی که نام برده شد، بعد از مدتی فهمیدند رویکردی را که نسبت به هاشمی در پیش گرفته‌اند، باید اصلاح کنند. حالا این فرایند تا سال ۸۴ طول کشید... (برچسب: هاشمی رفسنجانی)


ادامۀ مطلب
سه‌شنبه ۱۳ مهر ۱۳٩٥ ، ۸:٤۳ ‎ق.ظ

پست 3503 : به نام خدا. متن نقلی. از حجة الاسلام والمسلمین محمد سروش محلاتی«اخلاق در تعیین هدف، چه نقش و تأثیری داشته است. در این زمینه دیدگاه های مختلفی وجود دارد، اما به عنوان نمونه می توان در اینجا به نظریه ای که متفکر بزرگ معاصر، شهید مطهری ارائه کرده، اشاره کرد. تعبیر آن بزرگوار این است که «تمام فاجعه کربلا برای این بود که امام رأی خود را نفروخت».

      

محمد سروش محلاتی                              عزاداری سیدالشّهداء (ع) در مصر

این جمله کوتاه، نشان دهنده این است که حرکت حضرت کاملاً دارای یک هدف اخلاقی بوده است. همه مزاحمت هایی که برای حضرت بود و فشاری که حضرت -چه در مدینه چه در مکه و چه در کربلا- تحمل می کرد، از این جهت بود که از امام یک امتیاز می خواستند.

این تعبیر شهید مطهری است که اگر امام این یک امتیاز را به آنها می داد، کاری به آنها نداشتند و او را احترام، تکریم و تجلیل هم می کردند. نیازی به تحمل رنج ها و استقبال از شهادت هم نبود، اما حضرت حاضر نشد آن یک امتیاز را به دشمن بدهد و آن یک امتیاز، فروختن رأی و عقیده بود. روشن است که فروختن رأی یک امر غیر اخلاقی و غیر وجدانی است. امام در برابر این درخواست غیر اخلاقی مقاومت می کند و شهید می شود.

به هر حال براساس این تحلیل، بسیار روشن است که اقدام امام با یک هدف اخلاقی انجام گرفته است. امام(ع) شهید شد چون رأی خود را نفروخت... سلوک اخلاقی در حرکت انقلابی در چینن مواردی خود را نشان می دهد.» (منبع: اینجا)

سه‌شنبه ۱۳ مهر ۱۳٩٥ ، ۸:٤٢ ‎ق.ظ

پست 3502 : به ذوق دامنه. به نام خدا. کویریات دامنه 67. لازم می دانم در این پست همیشگی کویری، مصائب عظیم حضرت سیدالشّهدا و اهل بیت _علیهم السّلام_ در تاسوعا و عاشورای کربلا را به محضر حضرت ختمی مرتبت، محمد مصطفی صلوات الله علیه و آله تسلیت بگویم و سخنی بسیار مهم از آن پیامبر اسلام و آورندۀ آموزه های وحیانی قرآن نقل کنم.

حضرت محمد رسول الله صلوات الله علیه و آله در اهمیت هجرت در بُعد معنوی و طهارت درونی می فرماید: «أَلْمُهاجِرُ مَنْ هَجَرَ الخَطایا وَ الذُّنُوبَ.» مهاجر کسی ست که از خطاها و گناهان هجرت کند. (منبع روایت: اینجا)

سه‌شنبه ۱۳ مهر ۱۳٩٥ ، ۸:٤۱ ‎ق.ظ

پست 3501 : به قلم دامنه. به نام خدا. آیة الله میرزا عبدالله نظری مازندرانی مشهور به خادم الشّریعه، از مشاهیر بلندآوازۀ مازندران، ساری و سوادکوه در ایرانِ سربلندند. از شاگردان بنامِ و فاضلِ متواضعِ امام خمینی رهبر کبیر انقلاب اسلامی و مرحوم علامه طباطبایی بوده اند.

از عالمان برجسته و متنفّذ منطقه اند. و در میان مردم مؤمن، مسؤولان و روحانیت و خواص _شامل همۀ صنف ها و قشرها_ جایگاه والایی دارند. در سطح کشوری رابطۀ بسیار نزدیکی با مراجع عظام تقلید، رهبر معظم انقلاب، علما، مجتهدین و خصوصاً با آیة الله اکبر هاشمی رفسنجانی دارند.

از بنیانگذران حوزه های علمیۀ مازندران اند. شاگردان فراوانی پرورش داده اند. یکی از شاگردان مشهورش آیة الله دکتر سیدمصطفی محقق داماد بوده است.

دیدار آیة اللهنظری و آیة الله هاشمی رفسنجانی در ساری 

آیة الله عبدالله نظری آثار و نوشته ها و گفتارهای زیادی در مسائل دینی و مردمی از خود برجای گذاشته اند. مردم منطقه با دلیل این که این عالم دینی بسیار ساده زیست و مردم گرا و به دور از هر گونه تکبّر و استکبار و دنیاگرایی ست، به او عشق و ارادت دارند و در مناسبت های عید و عزا به دیدار و مصافحۀ _ملاقات و دست فشردن_ ایشان می شتابند.

بطوری که آگاهان باخبرند ایشان از جمله عالمان دینی بوده اند که از سال های دور، دهۀ غدیریه را جهت احیاء و زنده نگاه داشتن امامت حضرت امیرالمؤمنین و مَودّت اهل بیت _علیهم السّلام_ در منزل و حوزۀ خود بناکرده اند.

من نیز چند باری برای دیدار وی به همراه مرحوم پدرم _حجة الاسلام حاج شیخ علی اکبر طالبی دارابی، از دوستان و ارادتمندان ایشان_ به منزل ایشان در ساری، و یک بار به محل اقامت تابستانی ایشان در ورسک سوادکوه و نیز چند باری به مدرسۀ سعادتیۀ ایشان در خیابان جمهوری اسلامی ساری شتافته ام.

با سلام و ارادت و احترام و آرزوی سلامتی ایشان: دامنه

 آیة الله عبدالله نظری، پیاده روی در سوگ شهادت امام صادق (ع)

دوشنبه ۱٢ مهر ۱۳٩٥ ، ٥:٥٥ ‎ب.ظ

پست 3500 : به انتخاب دامنه. به نام خدا. لیف روح 165. در لیف روح این هفته با یاد حماسه ی ماندگار امام حسین (ع) در تاسوعا و عاشورای سال 61 هجرت، این سخن گوهربار حضرت سیدالشّهداء _علیه السّلام_ را در دامنه مزیّن می نمایم؛ باشد که کلاس درس مان گردد:

«حذَر کن از مواردی که باید عذرخواهی کنی، زیرا مؤمن نه کار زشتی انجام می دهد و نه به عذرخواهی می پردازد، اما منافق همه روزه بدی می کند، و به عذرخواهی می پردازد.» (بحار الانوار، ج 78، ص 120)

فدایت یا اباعبدالله، ای مظهر رشادت و رئوفت و سخا

دوشنبه ۱٢ مهر ۱۳٩٥ ، ۸:٥٦ ‎ق.ظ

پست 3499 : به نام خدا. متن نقلی. «سرلشکر قاسم سلیمانی فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی: یکی از برجستگی‌های جنگ ما این بود که قله‌ های آن، قله‌ های مطهر و مرتفعی بود. اگر قله مرتفع بود، دامنه زیبا و سرسبز می‌شود؛ پیامبر مکرم اسلام (ص) قریب به 10 سال حکومت کردند رسمی اما هزاران سال بر دل‌ها جا دارند. این قله مطهر است. امام (ره) 10 سال حکومت کرد اما تأثیر امام (ره) در جامعه ما بیش از تأثیر تمام حکومت در تمام 50 سال است...

جنگ از ویژگی‌هایش این بود یکی از چیزهایی که اطمینان خاطر می‌دهد، وجود فرماندهان شهید و آن قله‌ های برجسته دفاع مقدس است... جنگ ما یک گنج بود که بیت‌ الله الحرام و  طواف حُجّاج در برابر آن کم است؛ به این دلیل امام (ره) در پیام حج‌ شان فرمودند:

ای نشستگانِ در مقابلِ خانۀ خدا به ایستادگانِ مقابلِ دشمنانِ خدا دعا کنید

برادران و خواهران؛ جامعه‌ای صالح می‌شود که افراد صالح در آن حاکم شوند. عارف به معنای حقیقی، عابد به معنای حقیقی، این خصیصه مهم جنگ بود. خصیصه دیگر این بود که در سطوح جنگ، هیچ‌ گونه احساسِ توقعی و توقع پاداشی نداشتند، کلمه رایج در آن سال‌ها، سردار و سرهنگ نبود، بلکه «برادر» کلمۀ رایج بود. در پایان جنگ کسی فکر نمی‌کرد که حقوق فرمانده سپاه 2500 تومان و حقوق رزمنده عادی هم 2500 تومان. این زیبایی‌ها، جنگ ما را به اینجا رساند.» (منبع: اینجا)

دوشنبه ۱٢ مهر ۱۳٩٥ ، ۸:٥٥ ‎ق.ظ

پست 3498 : به نام خدا. قسمت 3. در قسمت سوم آرایشگاه های مردانۀ دارابکلا در قالب سلسله پست های مسائل عصر دارابکلا، به معرفی دو آرایشگاه مردانۀ دیگر محل به مدد تصاویر جناب یک دوست اشاره می شود. پیشتر از این در 11 خرداد 1395 و 9 شهریور 1395 به چند آراشگاه مردانۀ دارابکلا _که در اصل برای مردان پیرایشگاه درست است نه  آرایشگاه_ اشاره کرده بودم؛ یعنی در پست 2537 اینجا. و پست 3318 اینجا

   

جناب اصغر دارابکلایی در پایین محله و آقا سید اسماعیل صباغ دارابی در تکیه پیش

دوشنبه ۱٢ مهر ۱۳٩٥ ، ۸:٥٤ ‎ق.ظ

پست 3497 : به قلم دامنه. به نام خدا. با حلولِ ماه حُزن و اندوه و عشق بازی عرفانی  محرّم، یک طبّال عزادار پرسابقۀ تکیه ی بالا را معرفی و تجلیل می کنم یعنی سیّد جعفر شفیعی دارابی.

فرزند مرحوم سید اسدالله. برادر شهید حجة الاسلام سید جواد شفیعی دارابی. ساکنانجیردلنگه ی پایین محله ی دارابکلا. شاغل در درمانگاه دارابکلا و دلسوز و خدمت رسان به ساکنان دارابکلا. به عبارتی دامادِ مرحوم حجة الاسلام شیخ روح الله حبیبی. نیز باجناقِ حجة الاسلام دکتر شیخ باقر طالبی دارابی.

او سال هاست در دسته ی زنجیرزنان تکیه ی بالای دارابکلا، طبّال و سنج زن است و هنرمند تجربی ست در این کار عزاداری و نواخت های مویه و ماتمی. برای او و همۀ اعضای خانواده اش _که فامیل گرامی دامنه اند_ سلامتی و دوام عمر و توفیق الهی می طلبم. برای وی صلوات و به روح والدین و پدرهمسر و برادر شهیدش ذکر سورۀ فاتحة الکتاب. ارسال عکس: جناب یک دوست به دامنه در 9 مهر ماه 1395.

سیّد جعفر شفیعی دارابی و فرزندش سیّد سالار. عکاس: جناب یک دوست 9 مهر 1395

دوشنبه ۱٢ مهر ۱۳٩٥ ، ۸:٥۳ ‎ق.ظ

پست 3496 : به نام خدا. از رهبر معظم انقلاب بشنویم. «پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر مقام معظم رهبری: «رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار اعضای ستاد کنگره شهدای استانهای کهگیلویه و بویراحمد و خراسان شمالی که در تاریخ ۵ مهر ۱۳۹۵ برگزار شده بود : امروز نگاهبانی یادِ شهداء یک وظیفه است.

رهبر انقلاب سپس در بیان راههای زنده نگه داشتن یاد و راه شهیدان خاطرنشان کردند: یکی از کارهای مهم، «تبیین روحیات و سبک زندگی شهیدان و سابقه و پشتوانه فکری آنان» است تا معلوم شود شهیدی که مخاطب، از شنیدن فداکاریهای او به هیجان می‌آید، در قبال مسائل حساسی همچون اسراف، تعرّض و تجاوز به بیت المال و اشرافی‌گری چگونه عمل می‌کرده  است؟

یاد شهید عارف محمد بروجردی _مسیح کردستان_ جاویدان

برخی سعی می‌کنند آرمانهای والای شهیدان را پنهان کنند و دفاع مقدس را در سطح جنگهای معمول دنیا و آرمان آن را در حدّ عقب راندن دشمن متجاوز تقلیل دهند.

ایشان، با ردّ این نگاه سطحی به دفاع مقدس، آرمانِ شهیدان را «خداوند، اسلام، حکومت اسلامی، اسلام انقلابی و احکام دینی مهمی همچون حجاب» برشمردند و گفتند: این آرمانها در وصیت‌نامه‌های شهیدان آشکارا بیان شده است و علت تأکیدهای امام بزرگوار بر خواندن وصیت‌نامه‌های شهیدان نیز درک جاذبه فوق‌العاده این آرمانها در ایجاد شوقِ فداکاری و از جان‌گذشتگی است.»

دوشنبه ۱٢ مهر ۱۳٩٥ ، ۸:٥٢ ‎ق.ظ

پست 3465 : به قلم دامنه. به نام خدا. ماه محرّم آمده است و یاد می کنم از شهید همت. شیدا و عاشق و والِه سیدالشهداء، آقا امام حسین (ع). همه او را می شناسیم و من فقط یک نکته در سلسله نوشته های دمی با دماء شهیدان می گویم و می گذرم.

به گواهی سردار سرلشکر پاسدار حاج قاسم سلیمانی، محمد ابراهیم همت با فرماندهی یکلشکر رفت به یک عملیات. با گردان ماند و با دسته، شهید شد. آن هم در تَرگِ یک موتور؛ که  کسی هم او را با آن اوج تواضع و خاکی بودنش، نمی شناخت.

این یعنی اوج عشق بازی رزمندگان و شهیدان اسلام و ایران و نهایتِ قساوت و دَدمنشیِ غرب و عراق و صدام. یاد همّت و همّتیان همواره جاویدان.

سرلشکر پاسدار شهید محمد ابراهیم همّت

دوشنبه ۱٢ مهر ۱۳٩٥ ، ۸:٥۱ ‎ق.ظ

پست 3494 : به قلم دامنه. به نام خدا. امشب آغاز ماه محرم الحرّام است؛ نیز سرآغاز سال نوی هجری قمری 1438. سخنم کوتاه است و توجه دادن به این می باشد که آیا امام حسین (ع) تسلیم ستم و ستمگر شد!؟

از نظر دامنه عاشورا تدبیر و تقدیر خداوند بوده است برای مقاومت و مبارزۀ دائمی با ستم و ستمگر در طول تاریخ با سرمشقی و عشق بازی و ایثار و شجاعت و عرفان امام حسین علیه السّلام.

در اسلام که در قرآن و عترت (ع) بدرستی و کامل نشان داده شده است هم محراب داریم برای پرستش. هم حَرب داریم به معنای مقاومت و مبارزه علیۀ خشونت و خون ریزی و نابودی دُژَم و دژخیمان تاریخ. هم حَربه شناسی داریم برای فریب خُدعه های خنّاثان و نانجیبان و فریفتگان و خودباختگان و ترسوهای سازشگر با ستمگران را نخوردن؛ و هم حَیرانی داریم برای شیدای خدا  و اولیای خداوند شدن.

و امام حسین؛ حضرت سیّدالشّهدا _علیه السّلام_ بارزترین الگوی این راه و ثار و ثارالله است تا  لایتناهی؛ یعنی تا بی کران بی کران بی کران. پس:

این ماه حُزن و عرفان و عشق و مقاومت و ایثار و پرستش و خداجویی و خداخویی که مقتدای بزرگ آن فرزند علی و فاطمه ی زهرا _سلام الله علیهما_ است بر همگان تسلیت و تعزیت و برکت.

فدایت ای حسین، ای مظهر همۀ انبیاء و اولیاء، ای رهبر رحمانیت و مقاومت

یکشنبه ۱۱ مهر ۱۳٩٥ ، ٤:٢٧ ‎ب.ظ

پست 3493 : به قلم حجة الاسلام محمدجواد غلامی 44. «مبدأ تاریخ اسلام، به نام خدا. اکثر مبادی تقویم ها و گاه شمارها متکی بر دین است. اقوام یهود تاریخ خود را بر مبدأ پیدایش بشر بر اساس اخبار تورات حساب می کنند و یا مسیحیان، تولد حضرت عیسی مسیح (ع) را مبدأ تاریخ خویش قرار داده اند و در تقویم های شرق آسیا ظهور کنفوسیوس، بودا، برهما و امثال آن برای طرفدارانشان مبدأ تاریخ است.

در جزیرالعرب عام الفیل عمومیت داشت، و اکثر مورخین ولادت پیامبر (ص) را به این تاریخ نوشته اند. اعراب نیز مانند سایر ملل جهان دوازده ماه را یکسال می گرفتند منتهی این دوازده ماه قمری بود و گفته می شد که اساس آن منطبق است بر سنت باستانی عرب و شریعت ابراهیم(ع).

بعد از رحلت پیامبر اسلام(ص) به پیشنهاد حضرت علی (ع) هجرت رسول (ص) از مکه به مدینه مبدأ تاریخ و تقویم اسلامی قرار گرفت، بعد از تعیین و تصویب مبدأ برای تاریخ اسلام، ماه محرم بنا به خصوصیات خاص (اولاً پایان مراسم حج و ثانیاً آخر ماه های حرام بود) به عنوان اولین ماه سال انتخاب شد.

اگر چه در اکثر کشورها مراسم خاص سال نو برگزار می شود ولی در اکثر کشورهای عربی اَعیاد فطر و قربان به عنوان بزرگترین عید و جشن ملی در نظر گرفته می شوند. و اما شروع سال قمری و ماه مُحرّم برای شعیان یادآور قیام خونین و همیشه جاوید امام حسین (ع) است. در مذهب شیعه ماه محرم با حادثه عاشورا عجین شده است. حادثه ای که با وجود گذشت قرن های متوالی همچنان متبلور و راهگشای جویندگان حق و حقیقت است.»

یکشنبه ۱۱ مهر ۱۳٩٥ ، ٤:٢٦ ‎ب.ظ

پست 3492 : به نام خدا. از رهبر معظم انقلاب بشنویم. «پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر مقام معظم رهبری: «حضرت آیت الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح امروز [یکشنبه 11 مهر 1395] در دیدار اعضای شورایعالی حوزه‌های علمیه، حوزه علمیه را از حکومت اسلامی انفکاک ناپذیر دانستند و با تأکید بر نیازمندی حکومت اسلامی به حوزه علمیه «پر مغز و صاحب علم و پویا و نوآور و آشنا با نیازهای روز» به منظور امتداد معارف و احکام اسلامی در ابعاد مختلف زندگی و اعماق جامعه گفتند: یکی از نیازهای مهم حوزه علمیه در شرایط کنونی، «تدوین طرح تحول» در حوزه و برنامه ریزی بلندمدت، دقیق و زمان بندی شده براساس این طرح تحول و اهداف مورد نظر است.

ایشان با تأکید بر اینکه برنامه ریزیهای حوزه علمیه در بخش های مختلف بویژه دانش آموختگی و دانشوری، اجرایی و عرصه حکومت باید با هدف پشتیبانی و تغذیه ارتباط با حکومت اسلامی باشد، افزودند: حوزه علمیه پشتوانه اقامه حکم اسلامی است، بنابراین اگر حکومت اسلامی،  حکم اسلامی را بخوبی اجرا کند، حوزه علمیه باید با تمام وجود از آن حمایت کند و اگر دچار اشتباه می شود، تذکر دهد...»

یکشنبه ۱۱ مهر ۱۳٩٥ ، ٤:٢٥ ‎ب.ظ

پست 3491 : به شرح دامنه. به نام خدا. بیست‌ و سومین جایزه ی تاریخی ادبی دکتر محمود افشار یزدی، به امیر هوشنگ ابتهاج (ه. الف. سایه)، شاعر روشنفکر ایران تعلق گرفت و در شب 10 مهر 1395 در کانون زبان فارسی _واقع در باغ موقوفات دکتر افشار_ با حضور چهره های ادبی و دینی ازجمله دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی و آیة الله سید مصطفی محقق‌ داماد _ رئیس تولیت موقوفات افشار_ به ایشان اهداء گردید.

اهل فن و سیاست و فرهنگ و ادب، هوشنگ ابتهاج را می شناسند. زادۀ 1306 رشت و صاحب آثار فراوان درشعر نو و ادب و اشارات به سیاست و سابقه ای هم در حزب توده.

«دیباچۀ خون» را او سرود که دامنه ضمن ارائه و اشاره، عکس نوشته ی مهم وی در زیر را ضمیمه ی این پست فشرده می سارد:

نه‌، هراسی نیست...

هزاران بار

با شهیدانِ تمامِ تاریخ

خون جوشان مرا

به زمین ریخته‌اند.

امیرهوشنگ ابتهاج

امروز نه آغاز و نه انجام جهان است

ای بس غم و شادی که پس پرده نهان است

متن کامل این شعر مهم ابتهاج در ادامه


ادامۀ مطلب
یکشنبه ۱۱ مهر ۱۳٩٥ ، ٩:٢٧ ‎ق.ظ

پست 3490 : به قلم سیروس و معصومه رجبی دارابی. «جناب دامنه خیلی ممنون از لطفتون به عزیز دل خاندانمون شهید سیروس واقع در پست 3488 اینجا با عنوان سی و چهارمین سالگرد شهید سیروس.

قلبمون رو روشن کردین. همیشه به همنامی با این شهید افتخار میکردم و همچنین به داشتن چنین جدّه ای (سیروس مار). که بنده حقیر  ره تا وقتی زنده بودن مثل فرزند شهدیش دوست میداشت و همچنین من.

سیروس رجبی دارابی و سید ابراهیم موسوی دارابی. عکاس: رنگین کمان

خاطرات کودکی و نوجوانیم عجین شده بود با ایشان و آن گردنبند مزیّن به عکس شهید و البته آن ماچ های آبدار ایشان.

درضمن امروز آقای دکتر سیدرسول موسوی را ملاقات کردیم خبر از قصیده اش میگرفت که تو وبلاگ شما انتشار دادن. گشتم نبود»

معصومه رجبی دارابی: «سلام... سلام . سالگرد شهادتت مبارک عمو جان. دیگر حرفی نیست جز شرمندگی.»

پاسخ دامنه : به نام خدا. سلام من هم به شما هر دو فامیل ما. ممنونم از حسّ تان به آن شهید و جدّه ی تان مرحومه حاجیه ام البنین نبی زاده که من به او می گفتم: نَن جان.

در مورد پست جناب دکتر سید رسول موسوی باید بگویم من همان صبح جمعه 9 مهر 1395 پس از دریافت از تلگرامم، در پست 3485 اینجا با عنوان «دارابکلا در نگاه دکتر سید رسول موسوی» در دامنه منتشر نمودم.

یکشنبه ۱۱ مهر ۱۳٩٥ ، ٩:٢٥ ‎ق.ظ

پست 3489 : به نام خدا. متن نقلی.  «آیت‌ الله هاشمی رفسنجانی در ابتدای جلسۀ مجمع تشخیص مصلحت نظام تاکید کرد: «سیاست نظام و فتوای رهبری در مورد حرام دانستن سلاح هسته‌ای در مذاکرات، کاربرد بسیار مهمی داشت...

هاشمی رفسنجانی، تاریخ دفاع مقدس را موجب اعتبار جدّی جمهوری اسلامی و غرور مردم غیور آن عنوان کرد و گفت: مردم نشان دادند در دفاع از کیان نظام و کشور اسلامی خود، شکست ناپذیرند و زمانی حاضر شدند سلاح خود را زمین بگذارند که دشمن مجبور به تغییر قطعنامه شورای سازمان ملل و تسلیم خواسته‌های به حق آنان شد.

وی عاقبت متجاوزان و اشغالگران در منطقه را عبرت‌آموز خواند و گفت: صدام حسین و حزب بعث عراق متجاوز شناخته شدند و با افتضاح به تاریخ پیوستند، شوروی آن زمان که عمده نیازهای تسلیحاتی عراق را تامین می‌کرد دستش از عراق کوتاه شد و آمریکایی‌ها هم که عراق را با آن حجم خونریزی و قساوت به اشغال خود درآوردند، نهایتاً نتوانستند در باتلاق عراق که گیر افتاده بودند، دوام بیاورند و متواری شدند.

منافقین مزدور هم که به عنوان ستون پنجم در جنگ علیه ایران، کثیف‌ ترین جاسوسی‌ ها را  می‌کردند، امروز به دریوزگی افتاده‌اند و گاهی با گردهمایی‌های نمایشی، اقدامات بیهوده‌ای انجام می‌دهند و با درآمدهای جاسوسی زندگی می‌کنند.

رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام، در مقابل به افتخارات نظام جمهوری اسلامی ایران پرداخت و گفت: ایران با اقتدار و پیروزی از جنگ خارج شد، به سرعت خرابی‌های جنگ را جبران کرد و بهتر از گذشته زیرساخت‌ها را ساخت در حالی که عراق هنوز هم نتوانسته است خرابی‌های جنگ‌های متعدد را بسازد.

هاشمی رفسنجانی، توفیقات جمهوری اسلامی ایران را وعده نصرت الهی و مصداق آیه مبارکه «اِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ یَنْصُرْکُمْ وَیُثَبِّتْ اَقْدَامَکُمْ» دانست و گفت: در حالی که شرق و غرب و ارتجاع و منافقین علیه جمهوری اسلامی ایران بودند، ولی ایران در منطقه‌ی بحرانی و درگیر جنگ و خونریزی، اکنون مقتدرانه ایستاده ‌است.

وی به تاریخ جنگ اُحد در صدر اسلام اشاره کرد و گفت: پس از جنگ پیامبر اسلام(ص) توضیحاتی دادند که بسیار خواندنی و شنیدنی است و مضمون آن این است که خسارتهای جنگ اُحد، بعدها باعث تقویت جبهه اسلام و تقویت لشگر مسلمانان می‌شود که در جمهوری اسلامی ایران نیز شاهد همین الگو بودیم، چون اگر چه در اوایل انقلاب دچار تروریست حاد شدیم و دشمنان به ما آشوب و جنگ را تحمیل کردند، ولی استقامت‌های آن زمان به اقتدار و تجربه‌های ارزشمند امروز جمهوری اسلامی تبدیل شده است که باید قدردان این امنیت و اقتدار و آرامش در کشور باشیم.

رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام همچنین در آستانه آغاز ماه محرم، این ایام را به اعضای مجمع و مردم تسلیت گفت و اظهار داشت: حماسه عاشورا و نهضت حسینی، همواره سرمایه حیات مکتب اهل بیت (ع) بوده و خداوند نهضت عاشورا را در تاریخ تعبیه فرموده‌اند که تا حضور  آخرین ظالم در دنیا این نهضت و خون به ناحق ریخته شده امام حسین(ع) تداوم خواهد داشت و حیات ظالم و ظالمان را به خطر خواهد انداخت.» (منبع: اینجا)(برچسب: هاشمی رفسنجانی)

یکشنبه ۱۱ مهر ۱۳٩٥ ، ٩:٢٥ ‎ق.ظ

پست 3488 : به قلم دامنه. به نام خدا. چهارشنبه 14 مهر 1395 سی و چهارمین سالگرد شهید سیروس اسماعیل زاده _دائی خانواده ام_ است که در جبهه ی سومار در دفاع مقدس به خیل عظیم و عزیز شهیدان پیوست.

به عبارت ساده خون سرخش را داد تا اسلام و ایران و نظام و مردم و ایمان برپا بماند و راه ستم و محرومیت و میراثخواری و هرگونه چپاول از دیار ایران محو و نابود گردد.

شهیدی که مادرش _حاجیه ام البنین نبی زاده_ پس از شهادتش تا 25 سال، تنها و غریب و بی یار و یاور ماند و پس از مدتی درد شهادت برادرش شهید ابراهیم نبی زاده را نیز لمس نموده است.

مادر مظلومی که پس از سال ها درد و رنج جانکاه و مویه ها و ناله های بی امان به شهیدش سیروس پیوست و در جوارش در مزار روستای دارابکلا آرام گرفت و به فردوس برین رسید و مقام شامخ یافت.

روح این شهید و مادر مظلومش و همۀ شهیدان همیشه شاد باشد. دو تصویر سند زیر را امروز یکی از بستگان آن شهید به دامنه تلگرام کرده است.

قبر شهید سیروس اسماعیل زاده در مزار روستای دارابکلا. عکاس: دامنه

    

عکس سند یادوارۀ شهید سیروس اسماعیل زاده در شهر نکا در سال 1361

شنبه ۱٠ مهر ۱۳٩٥ ، ٧:٢٦ ‎ب.ظ

پست 3487 : به نام خدا. ثبت لحظۀ غروب و ابرهای پنبه ای کومولوس روستای دارابکلا در استان مازندران، ساری، شهرستان میاندورود از جناب یک دوست جمعه و شنبه 9 و 10 مهر 1395. دامنه از ایشان برای این ذوق و هنرمندی بی نهایت ممنون است.

        

شنبه ۱٠ مهر ۱۳٩٥ ، ٧:٢٥ ‎ب.ظ

پست 3496 : به قلم دامنه. به نام خدا. در قضیۀ منع شدن محمود احمدی نژاد از ورود به کارزار انتخاباتی از سوی رهبر معظم انقلاب، مسائل، واکنش ها و مواضع زیادی طی روزهای گذشته در فضای سیاسی پدید آمده است. دامنه برای پرهیز از درازگویی فقط به سه نکته ی نیمۀ تشریحی اشاره می کند که هر سه برآمده از مواضع سه شخصیت جناح راست _هر چند بسیار دیر_ علیۀ محمود احمدی نژاد است:

نکتۀ نخست آن است که آیة الله شیخ احمد جنتی حامی مشهور محمود احمدی نژاد در سال  های گذشته، در جلسۀ مشترک هیأت‌ رییسه مجلس خبرگان رهبری با کمیسیون‌ های داخلی این مجلس در قم گفت: «رهبر معظم انقلاب در موضع‌ گیری اخیر خود فتنه‌ ای که داشت شکل می‌ گرفت را در نطفه خفه کردند.» (منبع: اینجا)

دامنه به آیة الله آقای شیخ احمد جنتی می گوید محمود احمدی نژاد از همان سال های نخست در قدرت بودنش، فردی فتنه جو و فتنه انگیز و اساساً از منهاییون بود و منهاییون تعبیر مهمی ست که شهید آیة الله مرتضی مطهری در سال های دور آن را به هوشیاری و هشداری تبیین کرده بود. یعنی آنهایی که خود را در دین ورزی و سیاست ورزی از روحانیت وارستۀ مبارز انقلابی  آگاه، جدا می کنند و تحت آموزه های منحرفانه و التقاط گرانه ی اسلام منهای روحانیت قرار می گیرند.

دامنه به آیة الله آقای شیخ احمد جنتی نیز می گوید محمود احمدی نژاد اصلاً در حدّ و اندازۀ رجال هم نبود که شما هم او را تأیید صلاحیت کردید و هم بر خلاف صراحت قانون از شخص وی بارها و بارها به نحو آشکار و با دهها جمله ی عجیب و غریب حمایت کردید که در تاریخ ثبت و ضبط است.

دامنه به آیة الله آقای شیخ احمد جنتی همچین می گوید محمود احمدی نژاد نه فقط در مناظره ی رسوای انتخاباتی با مهندس میرحسین موسوی  در سیمای میلی مهندس عزت الله ضرغامی! بی صلاحیتی و بی کفایتی خود را آشکار و هویدا ساخته بود، بلکه از ابتداء هم شخصی مشکوک العقیده بود و تحت تعالیم منحرفانه ی اسفندیار رحیم مشائی بوده است و اطمینان داشته باشید که بحران 88 با تحریک ها و فتنه گری های وی و باند وی بر جمهوری اسلامی تحمیل شد و عامل آن رویدادها شخص اوست که مجلس شورای اسلامی تا جند قدمی عزل وی _مانند رأی عدم کفایت سیدابوالحسن بنی صدر_ رفت ولی بی هیچ دلیلی سازش کرد و با تاسّف با چنین عقب نشینی ایی قاطعیت و شجاعت را از خود زدود. بگذرد دامنه که سخن زیاد است و درد دراز اما حافظه ها همه آگاهان به امور و پشت امور! باز است و پُر از رمز و راز.

نکتۀ دوم آن است که آیة الله محمد محمدی ری شهری نیز در مشهد، محمود احمدی نژاد را از این که با وجود توصیه و نهی رهبر معظم انقلاب در 9 شهریور 13955 تمکین نکرد به صراحت مورد انتقاد قرار داد و تأکید کرد که محمود احمدی نژاد تا پیش از رفتن به گرگان _در 25 شهریور 1395_ می بایست از پیام رهبر معظم انقلاب اسلامی تمکین می کرد و از حضور در انتخابات انصراف می داد و از این رو گفت:

«آقای احمدی نژاد نباید طوری رفتار می کرد که رهبر معظم انقلاب نظرشان را درباره به صلاح نبودن حضور وی در انتخابات ریاست جمهوری بطور علنی اعلام می کردند.» (منبع: اینجا)

دامنه در این باره ابتدا بگوید سخنان رهبر معظم انقلاب در ابتدای جلسۀ درس خارج فقه [دوشنبه 5 مهر 1395] در مورد دلایل صلاح نبودن ورود احمدی نژاد به انتخابات را در پست 3468 اینجا در 6 مهر 1395 منتشر کرده بود. و در ثانی باید بگویم آیة الله آقای ری شهری که به امور کشور اِشراف خوبی دارند، بدانند که مواضع روشن و شجاعانه و حق گویی ها در مسائل اساسی و مهم نظام، گاهی از تنظیم و تشریح و تدریس چندین حدیث میزان الحکمه ی شان، اُولی و ارجح است. خدا را شکر به سخن آمد و حقّی را بیان داشت.

نکتۀ سوم این است که آیة الله محمد امامی کاشانی نیز در خطبه‌ های نماز جمعه تهران از رهبر معظم انقلاب به جهت توصیه ی انتخاباتی به محمود احمدی نژاد تشکر کرد . گفت:«از رهبری به جهت مسئله دخالت یک کاندیدا در انتخابات، تشکر می‌کنم.» (منبع: اینجا)

دامنه معتقد است این تشکر ناشی از آن شناخت و آگاهی یافتن است که اندک اندک بر بسیاری از شخصیت های جناح راست آشکار شده است که محمود احمدی نژاد با تفکر و گرایش انحرافی و اختلاف افکنانه اش، مُضرّ به حال کشور و نظام و فضای وحدت و مصلحت های ایران و اسلام است.

باز نیز خدا را شکر این شخصیت های اصیل و مبارز انقلاب به این مهم و احتمال بروز فتنه گری و فضای تخریب و دوقطبی آگاهی یافتند و سخن حق را در در روز جمعه ی گذشته، در جاهای مختلف از جلسه ی هیأت‌ رییسۀ مجلس خبرگان رهبری در قم و مراسم گشایش شعبه دانشگاه قرآن و حدیث در مشهد گرفته تا نمازجمعه های اراک و یزد و تهران به پیشگاه مردم بیان داشتند.

شنبه ۱٠ مهر ۱۳٩٥ ، ٩:٥٥ ‎ق.ظ

پست 3485 : ارسالی یک دانشجوی دارابکلایی. به نام خدا. توضیح دامنه: یکی از دانشجویان دارابکلایی که از قضا هم وی را می شناسم به دقّت و هم به او محبّت می ورزم به شدّت، این متن سُرودۀ استاد دانشگاه خود یعنی جناب آقای دکتر سید رسول موسوی را برای چاپ در دامنه، به تلگرام ارسال کرده است. ضمن سلام و سپاس از وی و از استاد گرانقدرش که با این طبع شعری نشان داده است اهل ذوق و ادب و دانش و ادراک است، عیناً منتشر می شود:

داراب نامه طبرستان سُرودۀ دکتر سید رسول موسوی

داراب کلا لبریز، از حکمت و ایمان بین

در مسجد و محرابش، صوت خوشِ قرآن بین

در ماه محرم خود، این خِطّه سیه پوش است

مهمانی و خرجش را، از رحمتِ یزدان بین

از چشمه و جنگل شد، سرسبز و تماشایی

در مزرعه و خاکش، روزیِ فراوان بین

در فصل بهارانش، با نَم نَم بارانش

بوی خوش شالیزار، عطر گل و ریحان بین

سجاده ی سبز دشت، آرامش دل ها شد

ابر از پی دلتنگی، لبریز ز باران بین

خاک طبرستان خود، بر جنگل تو نازد

دریای خزر از شوق، در حرکت و جولان بین

بر قامت سبز آن، نقشی بود از ایثار

هم سوسَن آزاده، هم لاله ی بُستان بین

گر سبز بود جنگل، سرخ است چمَن بی شک

سرخی چمن را تو، از خونِ شهیدان بین

آهنگر و بابویه، صباغ و شفیعی را

همرزم شهیدان خوان، از خطه ی یاران بین

در گشت اوسا مُرسم، سَرتا و جِناسم رو

بازار طبیعت را پر رونق و شادان بین

هان موسوی! از شیراز، گر میل سفر داری

رو جنگل داراب از خاکِ طبرستان بین 

پاسخ دامنه: به نام خدا. انصافاً مضامین این سُروده به اَحسن وجه برآمده از طبع بلند و طبیعت فراخ جناب دکتر سیدرسول موسوی ست. این آموزه ها در تک تک ابیات قرائن روشنی ست بر نگرش عمیق شاعر و دقت وافر دکتر سید رسول موسوی. از قم درودی رسا و سلامی مانا به این استاد محترم دانشگاه می فرستم و از دانشجوی عزیز هم بسیار ممنونم دامنه را به این شعر فخیم استاد مزّین کرد. عکس زیر هدیه دامنه به نگاه عمیق استاد که از سادات است و لازم الاحترام.

تکیه پیش میدان امام حسین (ع) دارابکلا ارسالی جناب یک دوست به تلگرام دامنه جمعه 14 خرداد 1395

جمعه ٩ مهر ۱۳٩٥ ، ٩:٥٧ ‎ق.ظ

پست 3484 : به نام خدا. آلبوم 117 عکس های ارسالی جناب یک دوست به دامنه در عصر روز پنج شنبه 8 مهر 1395 از یک روز سرد بارانی پاییزی از مزار روستای دارابکلا و گل ها و کوچه ی اوسا در اینجا

    

اینجا

    

جمعه ٩ مهر ۱۳٩٥ ، ٩:٥٦ ‎ق.ظ

پست 3483به قلم دامنه. به نام خدا. شهریۀ امام زمان _عجّل الله_ یعنی چه؟ طلبگی در نظام روحانیت از بَدو شکل گیری تا اکنون، همواره با درس و بحث و حُجره نشینی و شهریه و تبلیغ و تدوین و از همه مهم تر محرومیت و سختی و فقر مادی آمیخته بود که به حوزۀ علمیه مشهور گردیده است. مانند حوزه های تاریخی حلّۀ کوفه، نجف اشرف، قم و مشهد مقدّس. نیز تحصیل در حوزه های علمیه همیشه با تهذیب توأم بوده است و آموزه و احکام دین مبین اسلام به مدد علم و فقاهت و اجتهادات آنان به مؤمنان تعلیم و انتقال داده می شود.

از این مقدمۀ کوتاه عبور می کنم و صرفاً به موضوع این پست که شهریه ی طُلاب است می پردازم:

شهریه از واژۀ شهر می آید که در لسان عربی یعنی ماه. و شهریه به لحاظ لفظی یعنی ماهانه که اشاره دارد به دریافتی پول و یا اعتبار، یا حواله، یا بُن، یا کالا و ارزاق، و یا به قول نیمه رایجِ حوزوی مرحمتی در اول هر ماه قمری.

شهریۀ امام زمان _عجّل الله_ به تعبیر دقیق و معمول یعنی مقدار پول نقدی که مراجع تقلید و مجتهدین به طلبه های حوزه های علمیه سراسر کشور در آغاز هر ماه قمری به صورت جداگانه می پردازند.

این پول از جمله پول های شرعی ست که هویّت مستقل بودن حوزۀ علمیه از قدرت و حکومت را مشخّص و بارز می سازد به گونه ای که به قول شهید آیة الله مرتضی مطهری از جمله ویژگی عالی و منحصر حوزۀ شیعه محسوب می شود.

شهریۀ امام زمان _عجّل الله_ در مفهوم کلی پولی ست با اسم سهم امام (ع)، که از وجوهات شرعیه توسط مردم مانند خمس و زکات تأمین می گردد. حال ممکن است منابع این بودجه، از امور دیگر مانند کمک های دولت و حکومت نیز استخراج گردد.

صبح امروز از یک دوست طلبه ام در قم پرسیده ام بالاترین و پایین ترین رقم شهریه در حال حاضر در حوزهٔ قم چه مبلغی ست؟ پاسخ دقیق مرقوم کردند بالاترین شهریه تا 800هزار تومان و پایین ترین شهریه تا 300 هزار تومان است؛ که همین مقدارِ فوق، برای غیرمتأهّلین نصف می گردد.

حال با این توضیح نیمه مفصّل، نوشته ام را آغشته می کنم به بیان چند نکته که از نظرم ذکر آن خالی از اهمیت و دقّت کردن نیست:

1- از یکی شنیده و یا خوانده ام که می گویند برخی از طلاب با نیّت و انگیزه ی خالصانه ی خود، با این شرط شهریه ی امام زمان (عج) را دریافت و ارتزاق می کنند که به عنوان قرض از امام (عج) می گیرند و سپس طبق وعده ی خود به آقا (عج)، در زمان مقتضی در سال های آتی آن را برمی گردانند.

2- شنیدم و نیز خوانده ام که برخی از طلبه ها داوطلبانه وقتی به مقام استغنای مالی و درآمدی و تأمین ارتزاق جایگزین نائل آمدند؛ از اخذ شهریه خودداری می کنند.

3- نیز شنیده و خوانده ام که شهریۀ برخی از طلاب را قطع می کنند، مانند طلابی که شاغل در غیرحوزه باشند، نیز مانند طلابی که در حال تحصیل اند ولی در امتحان شفاهی حوزه نمره قبولی نمی آورند.

4- برخی از طلاب در شهرستان ها مقیم اند، اما در طول سال در اول تا سوم و یا تا پنجمین روز ماه های قمری خود را هم برای زیارت و هم برای دریافت شهریه به قم می رسانند و به همین دلیل در ایام اول ماه قمری، حرم قم و مدارس فیضیه و دارالشّفا با ازدحام بیشتر روحانیون مواجه می شود.

5- برخی در گرفتن شهریه از واسط استفاده می کنند یعنی کسی _بیشتر خادم مدرسه_ را وکیل حقوقی خود می کنند و پس از مدتی شهریه را از دست او دریافت می کنند و مزد و اعانه و هدیه ای هم به خادم می دهند.

6- این وسط هستند طلبه ها و روحانیونی که اساساً از طلبگی فقط لباس برای شان به عنوان افتخار _و یا به حدس دامنه، تفخّر_ باقی مانده و هیچ کاری هم برای دین و مؤمنین و میهن نمی کنند؛ ولی از اخذ شهریه تا قِران آخرش هیچ گاه چشم پوشی نمی کنند.

7- نیز برخی از روحانیون به بالاترین استغنای پولی و درآمدهای چند منبع ای و ارتزاق های گوناگون و پی در پی نائل آمده اند، اما  شهریۀ شیرین امام زمان _عجّل الله_  را با نیّت مثلاً به قول شان تبرّک و برکت و پول پاک و منزه و پاکیزه می گیرند. این دسته که به حدس دامنه قلیل اند و اندک، برای تبلیغ و تدوین معارف دین و در رکاب امام زمان  _عجّل الله_ بودن هم هیچ حرکت ندارند و فقط برکت! را می خواهند.

8- در این میان هستند انبوهی از طلاب عزیز و غیور و صبور و تهذیب نفس شده که نه از خانه و آشیانه برخوردارند و نه از شغل و حقوق ماهیانه و نه از حامی مالی خانواده، ولی با عزّت و سعادت و قناعت و رستگاری زندگی می کنند و فلاح خود را با همین شهریۀ امام زمان _عجّل الله_ که بسیار بر آنها اندک ولی پُِربرکت است، آغشته می سازند و ایمان خود را به پول و سود و سوداگری نمی آویزند و کمیابی های مادّی خود را هرگز با داشته های معنوی و علمی شان معاوضه نمی سازند. زیرا در زیّ طلبگی اند و متاع دنیا را با نویدهای آخرت می سنجند.

اینان اند که بخوبی دانسته اند طلبگی یعنی لمس محرومیت و حسّ مسؤولیت و درک معنویت، دریافت عدالت و تفقّه در فقاهت. اینان هیچ گاه دَم از شعار خاکستری و مانور غیرکریستال نمی زند. اینان اساساً کِسوت خود را به استبداد رأی نمی آلایند و حالشان از آزادی آفکار، انتشار عقاید متفاوت، فضای باز فکری و عملی، تقویت تفکر و از همه مهمتر تحمل کردن مخالف متفکر، به هم نمی خورد.

دامنه همآره و همواره با این دسته از روحانیت همآوا و همنواست و وارستگی را در این دسته می بیند. زیرا تمام عزّت نزد خداوند است. «إِنَّ الْعِزَّةَ لِلَّهِ جَمیعاً» (نساء، 139؛ یونس، 65؛ فاطر، 10).

جمعه ٩ مهر ۱۳٩٥ ، ٩:٥٥ ‎ق.ظ

پست 3482 : به نام خدا. متن نقلیتوضیح ضروری دامنه: آیة الله محمدتقی مصباح یزدی روز چهارشنبه 7 مهر 1395 در همایش بسیج پیشکسوتان جهاد و شهادت که در سالن اجتماعات مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی در قم برگزار شد سخنان بسیار مهمی ایراد کرد و دامنه آن را دارای اهمیت و سزاوار دقت و مطالعه ی عمیق دانست و در این پست ارائه نمود.

دامنه اندیشه هایی را که بر مبنای مبارزات حق طلبانه و تاکید بر آزادی و آزادگی و نیز در راه تقویت تفکر مقاومت و انقلابی گری حقیقی باشد، مورد تحسین و تبلیغ قرار می دهد. امید است این گونه سخنان روشنگرانه و به دور از هر گونه جناح زدگی و جناح گرایی، از سوی علمای دینی بیشتر از پیش به جامعه دینی ارائه شود تا جوانان و جویندگان به آن آگاهی و تسلّط یابند و راه ها و آموزه ها را بخوبی و با انتخاب آزاد دریابند:

«به گزارش جماران، آیت الله محمد تقی مصباح یزدی رییس مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) ظهر امروز [چهارشنبه 7 مهر 1395]در همایش بسیج پیشکسوتان جهاد و شهادت که در سالن اجتماعات این مؤسسه برگزار شد، با بیان این که سنت خداوند بر این است که فداکاری ها را وسیله ای برای پیروزی های بزرگ قرار می دهد، گفت: خداوند مقدر کرده تا افرادی همانند شهدا فداکاری کنند و به مقامات عالی برسند تا پرتو آن ها سال ها در جامعه بتابد.

رییس مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره) با بیان این که باید سعی کنیم که به این آفت مبتلا نشویم، ابراز داشت: ابتدا باید حساب مان را با خود و خداوند صاف کنیم که آیا اسلام را قبول داریم و فرمایشات اهل بیت (ع) را واجب الاطاعة می دانیم یا این تشریفات و شعار است، آیا اطاعت امر نائب امام و ولی امر مسلمین را واجب می دانیم یا هر جا موافق میل باشد به آن استناد می کنیم؛ کسانی که دوران جنگ و انقلاب را گذرانده اند بهتر می توانند این مسائل را تحلیل و به نسل جوان منتقل کنند.

وی عنوان کرد: یکی دیگر از آفت ها این است که برخی از مسلمانان اسلام را در یک بعد می پذیرند و آن را در جامعیت نمی بینند، یا خواسته های نفسانی انسان را به آن سمت می برد یا شرایط اجتماعی و بین المللی ایجاب می کند که بخشی را بیینند و بخشی دیگر را نادیده بگیرند.

استاد برجسته حوزه علمیه قم خاطرنشان کرد: اسلام در جامعیت دین خداوند است اگر قسمتی را گرفته و بخش دیگر را رها کنیم التقاط و راه شیطان می شود و جمع راه خدا و راه شیطان امکان ندارد، خداوند دین خالص را می پذیرد اگر التقاط وجود داشته باشد و از فرهنگ های دیگر ضمیمه آن شود خدا نمی پذیرد حالا هرکس که می پذیرد برای او کار کنند، وقتی برای خدا نباشد به سعادت ابدی افراد ختم نمی شود

وی اضافه کرد: یکی از نمونه های بارز این مسأله این است که در دوران ستمشاهی حتی کسانی در لباس روحانیت تصور می کردند مسلمان کسی است که نماز خوب بخواند، شکیات را بلد باشد، روزه بگیرد و زیارت عاشورا بخواند اما مبارزه با دشمنان اسلام و حکومت طاغوت را جزو اسلام نمی دانستند و هر کس بیشتر ذکر می گفت و عبادت می کرد را بیشتر مسلمان می دانستند. بقیه در ادامه


ادامۀ مطلب
پنجشنبه ۸ مهر ۱۳٩٥ ، ۱٠:٢۸ ‎ق.ظ

پست 3481 : به قلم دامنه. به نام خدا. شهید محراب آیة الله سید اسدالله مدنی تبریزی از مبارزین بنام و نستوه و خبیر و صادق انقلاب بود که پس از ایراد خطبه های نمازجمعه در تبریز توسط سازمان تروریستی منافقین به شهادت رسید.

آن عالم بزرگ دینی یکی از برترین انقلابیون اخلاق محور ایران بود و در قلوب مردم ایران جایگاه ویژه ای داشت که سخن امام خمینی رهبر کبیر انقلاب اسلامی در بارۀ ایشان گواه بزرگی ست بر قداست و طهارت و عظمت و جایگاه معنوی و سیاسی آیة الله سید اسدالله مدنی. دامنه از ابتدا از شیفتگان این روحانی عظیم الشّان انقلاب اسلامی بود و هنوز نیز به او عشق می ورزم.

سازمان وابسته به سیا منافقین بهترین های این نظام و مردم را با قساوت و کوردلی ترور کرد و بدنام ترین گروه جنایتکار در ایران شد؛ یک فرقه ای که حاضر شد نوکر و عملۀ صدام شود تا مثلا" در ایران به قدرت سیاسی و حکومتی برسد!

در سایت جماران نیز به بخشی از زندگی و سخن امام خمینی در بارۀ این عالم بی نظیر دینی اشاره شد که مرور می کنیم:

«وی به سال 1292 شمسی در شهر آذر شهر به دنیا آمد، نام پدرش میرعلی بود، در دوران بلوغ به قم عزیمت کرد و پس از گذراندن درس های مقدماتی حدود چهار سال به تحصیل دروس منقول در محضر امام مشغول شد، پنج سال بعد به نجف اشرف عزیمت و تدریس و تحصیل خود را در آنجا شروع کرد.

بعد از پیروزی انقلاب، آیت الله مدنی از سوی مردم همدان به نمایندگی مجلس خبرگان انتخاب شد و بعد از شهادت آیت الله قاضی طباطبائی از سوی امام خمینی به سمت امام جمعه و نماینده امام در تبریز منصوب شد.

شهید مدنی بعداز ظهر روز جمعه، بیستم شهریور سال 1360شمسی پس از آنکه خطبه های نماز جمعه به پایان رسید در سن 67 سالگی توسط منافقین کوردل به شهادت رسید.

امام خمینی رهبر کبیر انقلاب اسلامی و شهید آیة الله سید اسدالله مدنی

امام خمینی در پیامی که در همان روز خطاب به ملت ایران صادر کردند، با تسلیت شهادت این شهید بزرگوار و محکوم کردن جنایات منافقان و وابستگان به آمریکا، به تجلیل از شخصیت آیت الله مدنی پرداختند و بیان فرمودند:

«... این چهره نورانى اسلامى عمرى را در تهذیب نفس و خدمت به اسلام و تربیت مسلمانان و مجاهده در راه حق علیه باطل گذراند. و از چهره هاى کم نظیرى بود که به حد وافر از علم و عمل و تقوا و تعهد و زهد و خودسازى برخوردار بود.» (صحیفه امام، ج 15، ص: 225-2277)»

پنجشنبه ۸ مهر ۱۳٩٥ ، ۱٠:٢٧ ‎ق.ظ

پست 3480 : به نام خدا. متن نقلی. «به گزارش خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران، حجت الاسلام و المسلمین سید حسن خمینی در همایش بین الملی «حقوق مردم و حکومت دینی در اندیشه امام خمینی(س)» که در پژوهشکده امام خمینی و انقلاب اسلامی آغاز شده است، به مقوله «حق ادای تکلیف»پرداخت و اظهار کرد: اگر تکلیفی بر دوش انسان است، او این حق را دارد که جامعه شرایط ادای تکلیف را برایش فراهم کند. به عنوان مثال اگر ما مسلمانان مکلف به گزاردن نماز هستیم این حق را داریم تا شرایط اقامه این تکلیف توسط جامعه فراهم شود.

وی در ادامه سخنان خود به برشمردن برخی از تکالیف شهروندان پرداخت و با اشاره به تکالیفی همچون اهتمام به امور مسلمین و امر بمعروف و نهی از منکر و ضرورت ایجاد بستر مناسب برای ادای آنها، تأکید کرد: نحوه قانون گذاری و برخورد حاکمیت با افراد جامعه نباید به گونه ای باشد که جلوی اعمال تکالیف توسط آنان گرفته شود؛ لذا اگر بگوییم همه باید به امور مسلمین حساسیت داشته باشند، کسی که احساس توانمندی در این زمینه می کند نباید از هیچ طریقى براى او ممانعت ایجاد شود چرا که در واقع در مقابل انجام تکلیف از سوی او، محدودیت صورت گرفته است. اگر تکلیف داریم که به امور مسلمانان اهتمام داشته باشیم هیچ کس حق ندارد ما را نسبت به اعمال این تکلیف و توجه به مسایل جامعه محدود کند. هیچ کس حق ندارد ما را از اقدام براى تصحیح و تغییر جامعه به صلاح باز دارد و نیز اگر تکلیف امر به معروف و نهى از منکر داریم نباید کسى از نتایج آن بهراسد.

یادگار امام با بیان اینکه حق اداى تکلیف، یک حق برآمده از تکلیف است، ادامه داد: اگر وظیفه داریم برای رسیدن به جامعه ای متعالی تلاش کنیم، بستر ادای این تکلیف آزادی بیان است  و کسی که از تحقق این بستر ممانعت می کند جلوی ادای تکلیف را گرفته است؛ گرچه در چنین حالتی، تکلیف از دوش فرد ساقط می شود اما اصل ضرورت انجام این تکلیف به قوت خود باقی خواهد بود. همان قانون گذارى که تکلیف را وضع مى کند به مکلف امکان عمل به آن را مى دهد و هر کسى که از آن ممانعت کند را بازخواست مى کند.

وی در همین زمینه گفت: اگر در کلام امام خمینی می بینیم که «زنان تکلیف دارند در حوزه اجتماعی حاضر شوند» آنان این حق را دارند که شرایط لازم برای حضورشان فراهم شود و اساساً جامعه باید، از چنان سلامتی برخوردار باشند که زنان بتوانند به تکلیف خود عمل کنند.

سید حسن خمینی تأکید کرد: اگر می گوییم همه حق انتقاد دارند و اگر امام می گویند «انتقاد بلکه تخطئه از الطاف خفیه الهی است»، حق داریم که بتوانیم به این وظیفه عمل کنیم؛ اگر رسانه ها تکلیف دارند حقایق را  بگویند، مانعی نباید بر سر راه آنها باشد و از همین رو، سانسور باطل مانع عمل به تکالیف آنهاست.

وی در همین زمینه افزود: اگر رئیس جمهوری وظیفه دارد که قانون اساسی را اجرا کند باید توانایی آن را نیز داشته باشد زیرا وظیفه ای بر دوش او نهاده شده است و او حق دارد شرایط برایش مهیا باشد.

یادگار امام با اشاره به تأسیس حکومت اسلامی در ایران، یادآور شد: هر عاملی که جلوی افراد جامعه را برای عمل به تکلیف بگیرد، در واقع جلوی حق بزرگ ادای تکلیف را گرفته است.

وی با اشاره به حقوق فردی و جمعی اعضای جامعه، اظهار کرد: اگر نسبت به سرنوشت جامعه حساس هستیم باید ببینیم که مسئولان امکان اعمال این تکلیف را به افراد می دهند؟

سید حسن خمینی در ادامه سخنان خود با بیان اینکه امام خمینی آمده است تا جامعه بهتر از گذشته خویش باشد، نیل به این هدف را در گرو امکان ادای تکالیف دانست و تأکید کرد: این همایش باید در جامعه اقدام به «گفتمان سازی» کند و آنقدر سخن خود را در جامعه بیان کند و نقد بشنود تا گفتمان آن به یک باور عمومی تبدیل شود.

وی گفت: اگر می خواهیم جامعه به تعالی برسد باید پاسدار حقوق یکدیگر باشیم و در این مسیر همه با هم گام برداریم.

یادگار امام «نهاد سازی» و «جریان سازی» را در کنار گفتمان سازی، به عنوان دیگر بایسته های اثرگذاری این همایش برشمرد و در پایان سخنان خود تأکید کرد: حق نه دادنی است، نه گرفتنی؛ بلکه حق فراگرفتنی و یاد دادنى است و اگر به حقوق خود توجه کنیم جامعه خوبی در انتظار ما خواهد بود.» (منبع: اینجا)

پنجشنبه ۸ مهر ۱۳٩٥ ، ۱٠:٢٦ ‎ق.ظ

پست 3479 : به نام خدا. متن نقلی. آیة الله العظمی حسین وحید خراسانی از مراجع عظام تقلید جهان اسلام در محرم سال 1436 _مهر ماه 1393_ در درس خارج فقه در مورد عاشورا و حضرت فاطمۀ زهرا (س) توصیه هایی مهم به روحانیون داشتند که در آستانۀ فراآمدن ماه محرم تقدیم می کنم:

«ایشان در ابتدا به شرح وظیفه روحانیون پرداخته، فرمودند: امروز مردم تشنه اند، این عطش مستلزم سقایت شما از زلال معارف کتاب و سنت است. به هر جا رفتید سعی کنید این برنامه را انجام دهید: یکی: تحکیم عقائد، در این عصر تزلزل. دوم: دفع شُبهات که امراض ارواح و قلوب ضُعفاست. سوم: تهذیب اخلاق.چهارم: تعلیم احکام. این ارکان اربعه اگر در تبلیغ شما جمع بشود، اجر شما حساب ندارد.

ایشان در ادامه ضمن نقل روایتی از حضرت سیدالشهدا علیه السلام در کفالت ایتام آل محمد علیهم السلام فرمودند: ما وقتی این روایت را دیدیم، مدتی متحیّر بودیم. اگر در ایام عاشورا، یک یتیم از شیعه را هدایت کنید، نصیبت این است: خدا به تو خواهد گفت: ایها العبد المواسی. کسی که خدا به عبودیت او را بپذیرد، بالاتر از این دیگر چیزی نیست.

این کلام سید الشهدا علیه السلام است: قال الله عز وجل: ایها العبد المواسی! انا أولی بالکرم منک. تو کرم کردی، رفتی یتیم عزیز ما را به هدایت و ارشاد کفالت کردی، من به کرم از تو سزاوارترم. آن کرم چیست؟ به هر حرفی که از دهانت در ایام عاشورا برای هدایت یتیمان سید الشهدا بیرون آمده، هزار هزار قصر دارید. این کلمه محیر العقول است. متن حدیث این است: بعدد کل حرف علّمه ألف ألف قصر وضموا إلیها ما یلیق بها من سائر النعم؛ ضمیمه کنید به آن قصرها آنچه که لایق به آن قصور است از سایر نعم. این اجر انذار شما. 

ایشان در پایان به عظمت عمل سید الشهداء علیه السلام اشاره کردند و سپس فرمودند: همه انبیا به یاد او گریه کردند وهمه ‌به زیارتش می‌ روند، تمام ملائکه هر شب جمعه دور قبر او می گردند، اما یک زیارت استثنائی است! یک زائر برایش می‌آید، تنها هم نمی‌آید؛ با هزار پیغمبر، با هزار صدیق، با هزار شهید، با هزار هزار ملک از ملائکه کروبییّن، همه همراهش، به زیارت او می‌آیند. این زائر کیست؟ او مادرش فاطمه علیها السلام است.

جمله این است: وقتی کنار آن قبر می‌آید و چشمش به آن بدن می‌ افتد، دیگر گریه نیست، ناله نیست، شهقه می‌زند. وقتی آن شهقه را می‌زند هیچ ملکی در آسمان نمی ماند الا این که از تسبیح و تهلیل دست بر می دارد؛ همه گریان و نالان.» (منبع: اینجا)

پنجشنبه ۸ مهر ۱۳٩٥ ، ۱٠:٢٥ ‎ق.ظ

پست 3478 : به قلم دامنه. به نام خدا. عارف من و مهسای من سلام. زیارت و دیدار آقا امام رضا _علیه السّلام_ قبول و گشت و گذارتان نیز پرخاطره و بی خطر باد. از 5 مهر که رفتین هم برقرارم که آنجایین و هم بی قرارم که ازم دورین. ولی خیلی خیلی بهره گیر آن حرم اَمن رضوی باشین و برای مرحومان آق بابا و ننه آقا حتماً زیارت و نماز بگزارین.

دلشاد شدم تصاویر را تلگرام کردین. این هم پست اختصاصی بابا برای شماست عارف و مهسای من. عکس های حرم و کوهسنگی همگی: اینجا

    

بقیۀ عکس ها اینجا

    

چهارشنبه ٧ مهر ۱۳٩٥ ، ٦:٢٩ ‎ب.ظ

پست 3477 : به قلم دامنه. به نام خدا. دکتر غلامحسین ابراهیمی دینانی. متولد 5 دی 1313 روستای دینان شهر دُرچه ی خمینی شهر اصفهان. تحصیل در مدرسه ی علمیه ی نیم آورد اصفهان تا دوره ی سطح و مقدمات فلسفه. ورود به حوزۀ علمیۀ قم در سال 1333 و تحصیل دروس خارج فقه و اصول.

شاگرد خاصّ مرحوم علامه طباطبایی در درس فلسفه. مهاجرت به تهران و ورود به دانشگاه و نهایتاً اخذ مدرک دکتری تخصصی فلسفه در سال 1352. هم حُجره و هم بحث رهبر معظم انقلاب در مدرسۀ علمیۀ حجّتیۀ قم. مهاجرت به مشهد و تدریس فلسفه در دانشگاه فردوسی مشهد در سال 1353. انتقال به تهران در سال 1362 و عضویت در هیئت علمی دانشگاه تهران از آن زمان تا اکنون.

صاحب تالیفات فراوان در زمینه ی فلسفه و نقد آرای فلسفی فلاسفه بزرگ غرب و شرق. شرکت در همایش‌ های داخلی و خارجی و ارائه ی مقالات فلسفی و دین پژوهی. چهره ی های ماندگار ایران در سال 1380 با عنوان چهره ی برتر فلسفه. نویسنده ی چندین کتاب و مقالات. دریافت 3 بار جایزه ی کتاب سال جمهوری اسلامی ایران. یکی از برنامه های هفتگی اش برنامه معرفت است در شبکه 4 تلویزیون ایران. سایت او هم اینجا

دکتر غلامحسین ابراهیمی دینانی

چهارشنبه ٧ مهر ۱۳٩٥ ، ٦:٢٧ ‎ب.ظ

پست 3476 : به نام خدا. متن نقلی. «دیروز [سه شنبه 6 مهر 1395] جمعی از رزمندگان و فرماندهان دوران هشت سال دفاع مقدس به دیدار آیت‌ا... هاشمی رفسنجانی آمدند و فرمانده ۸ سال دفاع مقدس با ارائه تحلیلی از روند تاریخی پیروزی انقلاب اسلامی و چرایی و چگونگی دشمنی‌ها علیه ملت ایران و انقلاب و نظام اسلامی، به نقش اساسی مردم در پیروزی و تثبیت  انقلاب و نظام و تجربیات ارزشمند کشور در مقابله با تروریست‌ها اشاره کرد و گفت:

نتیجه آن حضور مردمی و هوشیاری‌ های امنیتی و مقابله با شورش‌ های کور و تجزیه‌ طلبی‌ ها، امنیت مثال زدنی امروز ایران در منطقه نا امن است.

آیت‌ا... هاشمی رفسنجانی، با تشریح اوضاع سیاسی - نظامی ایران و مقایسه آن با شرایط ارتش بعث عراق، پیروزی‌های نظامی و سیاسی ایران را معجزه الهی برای یاری رساندن به مردم ایران دانست و گفت: علی‌رغم همه فشارهای سیاسی، اطلاعاتی، تبلیغاتی و نظامی غرب و شرق و حمایت‌ های همه‌ جانبه از ارتش بعث، در مرحله اول، اکثر مناطق کشور را از دست متجاوزان پس گرفتیم و در مرحله بعدی، در سازمان ملل، پیروزی مردم ایران را ثبت کردیم.

فرمانده هشت سال دفاع مقدس با اشاره به نامه‌های صدام، به ویژه نامه آخری، گفت: اعتراف حاکم عراق و ارتش بعث برای رسیدن جمهوری اسلامی به همه اهداف خود در دفاع مقدس به عنوان سندی غیر قابل انکار، در تاریخ ایران ثبت شده است.

رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام، وعده خداوندی در «إِن ا... لا یُخْلِفُ الْمِیعاد» را برای پیروزی‌های ایران، بهترین مصداق در دوره معاصر دانست و گفت:

صدام، ارتش بعث، حامیان آنها و منافقین که ستون پنجم آنها بود، از تاریخ عراق حذف شدند و هر چند مردم عراق هنوز روی آرامش ندیده‌اند، اما اگر اختلافات مذهبی و اقدامات تروریستی دشمنان مردم بگذارد، به سوی حکومت مردمی در حرکتند.». (منبع: اینجا)، (برچسب: هاشمی رفسنجانی)

 آیة الله اکبر هاشمی رفسنجانی فرمانده شجاع و آگاه 8 سال دفاع مقدس در لباس نظامی در جبهه

چهارشنبه ٧ مهر ۱۳٩٥ ، ٦:٢٥ ‎ب.ظ

پست 3475 : به قلم دامنه. به نام خدا. در این پست به زبان صمیانه می خواهم از جناب یک دوست که از بَدو راه اندازی دامنه، با دامنه در تهیه و ارسال تصاویر بسیار ماندگار همیاری کوششگرانه و خالصانه داشته است تشکر کنم.

از قم بر تو درود قلبی می فرستم و به نیابت قلبی ات و برای اعضای خانوادۀ شریف ات، به زیارت حضرت فاطمه ی معصومه _سلام الله علیها_ می شتابم و اَدای ادب و احترام می نمایم. امید است این راه و پویۀ پیشرفته از حرکت بازنایستد و نمی ایستد.

این هم اون عکس سدّ رودخانۀ رَف بِن دامنه است که 4 مهر 1395 فرستادی و حالا شده عکس نخست روی رایانۀ شخصی دامنه.

کامپیوتر دامنه. سدّ رودخانۀ روستای دارابکلا از زاویۀ رَف بِن دامنه 4 مهر 1395

چهارشنبه ٧ مهر ۱۳٩٥ ، ٩:٥۳ ‎ق.ظ

پست 3474 : به قلم دامنه. به نام خدا. این عکس را دیشب یکی از آشنایان دامنه به دامنه فرستاده. با دیدن آن سه حسّ هندسی _هندسه هم یعنی علم به اَبعاد و اندازه های اشیاء و چیزها_ به ذهنم خطور کرده که حالا نکته برداری اش نمودم:

یکی این است که خیلی زیبنده و فریباست این راهِ درس و دانش و مدرسه؛

دوم این که خیلی زحمت و هدَررفتِ قُوا دارد این راه علم و تعلیم و معلم و مدرسه؛

و سوم آن که خیلی فرق دارند اَغنیا با فُقرا در این راه مدرک و ادراک و بحث مدرسه

آری اینه هندسۀ مدرسه

چهارشنبه ٧ مهر ۱۳٩٥ ، ٩:٥٢ ‎ق.ظ

پست 3473 : به نام خدا. متن نقلی آزاد. «آموزه مهدویت، از اساسی‌ ترین و راهبردی‌ ترین آموزه‌ های دین مبین اسلام است و همه مسلمانان بدان معتقدند. امید به آینده و انتظار رهایی از چنگال ظالمان و ستمگران و چیرگی حق بر باطل و گسترش عدل در سراسر گیتی، اساس این اندیشه است. (محمدی، ذکرالله، سنوسی و ادعای مهدویت، مشرق موعود، شمارۀ 2)

روایات زیادی که از پیامبر عظیم الشان اسلام در این باره رسیده حاکی از اهمیت و بزرگی این حادثه است. هرچند در بعد دینی و اُخروی بر این آموزه  مهدوی ثوابهای زیادی وعده داده شده. از امام صادق از پدرانش از امیرالمؤمنین (علیهم السّلام) روایت شده است که فرمودند:

الْمُنْتَظِرُ لِأَمْرِنَا کَالْمُتَشَحِّطِ  بِدَمِهِ فِی سَبِیلِ اللَّهِ منتظر امر ما مانند کسى است که در راه خدا به خون خود درغلطد (شیخ صدوق، کمال الدین و تمام النعمة، ترجمه پهلوان، ج ‏2، ص 548)

اما نباید از فواید و آثار دنیوی انتظار غافل شد یکی از پیامد های مهم انتظار فرج و چشم به راه مصلح جهانی بودن، عدم یاس و ناامیدی است.

موضوع انتظار ظهور حضرت حجت آخرین امام زنده و حاضر شیعیان در عصر غیبت، یکی از مهم‌ترین عناصر تفکر شیعی است. این عنصر که شیعه را از دیگر فرقه‌ های اسلامی متمایز می‌سازد، مهم‌ ترین عامل تحرک و پویایی شیعیان و امید آنان به آینده روشن جهان شمرده  می‌شود. به همین دلیل، بزرگ‌ ترین دغدغه و آرمان انسانی آنان فرارسیدن زمان قیام حضرت بقیة‌‌الله الأعظم است که موجب می‌ شود همواره با شوق فراوان تعجیل را در ظهور آن مصلح جهانی از خداوند بخواهند. (منبع: اینجا)

چهارشنبه ٧ مهر ۱۳٩٥ ، ٩:٥۱ ‎ق.ظ

پست 3472 : به قلم جناب حمیدرضا طالبی دارابی 22. «سلام. بردی دیگر برای تیم اتحاد نوین دارابکلا. در هفته هشتم لیگ یک استان مازندران اتحاد نوین دارابکلا با 3 گل از شهرداری سرخ رود با 2 گل، پیشی گرفت.

هر سه تا گل مسابقه را آقا سید مهدی دارابی وارد دروازۀ حریف کرده است. عکس ها ساعتی دیگر ارسال می شود.»

    

    

    

پاسخ دامنه : به نام خدا. سلام دامنه به شما جناب حمیدرضا و همۀ اعضای تیم فوتبال اتحاد دارابکلا. خیلی خرسندم از این پیروزی های پی در پی تیم فوتبال اتحاد دارابکلا. مرحبا به آقا سید مهدی دارابی با این گل های پیروزی بخش شان. ان شاء الله همۀ اعضای تیم اتحاد دارابکلا همواره در ظلّ عنایات حق تعالی باشند و حمایت های خوب و تشویق گرانۀ حامی ها.

سه‌شنبه ٦ مهر ۱۳٩٥ ، ٦:٥٥ ‎ب.ظ

پست 3471 : به قلم حاج حسین رمضانی دارابی 19. «سلام. باید لب به سخن گشود کسانی در این راستا هستند چنان چه دکتر محمود احمدی نژاد کاندید شود شروع به اغتشاش می کند و رهبر هم از این مسأله آگاهی کامل داشته ومصلحت ندانسته اند.

شما هم در این راستا کارهای مثبتی داشتید ما هم همیشه از شما  به نیکی یاد خواهیم کرد. هر اشخاصی که کاندیداها شما باشد رییس جمهور ما خواهد بود.»

پاسخ دامنه : به نام خدا. سلام من هم به شما جناب حاج حسین رنگین کمان. اول ممنونم به سخنان حکیمانه و دوراندیشانۀ رهبر معظم انقلاب دقت کردی و اطاعت. دوم این که باز نیز ممنونم که در این متن خود دامنه را مورد لطف و محبت خود قرار دادید که البته باید اصلاح کنم متن شما را که دامنه فقط اطلاع رسانی و گاه هم تحلیل می کند و هیچ گاه دَم از هیچ کاندیدای خاص نمی زند که تبلیغش را بکند. دامنه جناحی نمی اندیشد. در ضمن پست جناب رنگین کمان اشاره است به پست 3468 دامنه اینجا با عنوان «کاندیدا شدن احمدی نژاد صلاح کشور نیست» که رهبر معظم انقلاب در بیاناتی در درس خارج فقه، صریحاً ورود محمود احمدی نژاد به کارزار انتخابات ریاست جمهوری دوازدهم را به صلاح کشور ندانستند.

سه‌شنبه ٦ مهر ۱۳٩٥ ، ۸:٢٩ ‎ق.ظ

پست 3470 : به قلم دامنه : به نام خدا. قسمت بیستم. الآن را نگاه نکن که همه، گوشی های هوشمند به دست و اَندرُوید دار و چهارهسته ای و هشت هسته ای سازماندهِ خارجی، باهم و بی هم! چَت می کنند و سخن می پراکنند و بعضاً نیز نکته هایی گهگاه مفید و جذّاب و منطقی مراسله می دارند. دورۀ جوانی ما اما بجای گوشی و فضای مَجازی، پیف باف رنگ پاش بود و فضای واقعی شب های سیاهی. شب هایی تیره و تار دهۀ شصت که یک کمی اش را می گویم که چه خبری بوده است:

شب های ظُلمانی دهۀ شصت یک تعدادی از محل _که به گمانم از 15 تا بالغ نمی شد و خودشان هم به لحاظ سواد و آموختن و دانش خیلی خام و کم مایه و بی مطالعه و نابالغ فکری بودند_ جذب گروه های کمونیستی شده بودند. مثلاً حامی حزب توده و فدائیان خلق در دو  شاخۀ جناح کُندروی اکثریت و تندروی اقلیت گردیده بودند. نحله ای فکری و یا آرمانخواه هم البته نبودند، عمَله ی سرپُل های آنها در شهر و روستا و محیط های کارگری و دهقانی بودند و مبتلا به شعارزدگی و هیاهو و دیوارنویسی و بحث های مَن درآوردی. از فدائیان خلق فقط فرّخ نگهدار خیلی مدنی فکر می کرد و در مناظرات با شهید بهشتی شرکت می کرد و هنوز نیز این شخص این گونه است و در تحلیل هایش جانب مدنیت را می گیرد نه اسحله و خشونت.

شب های تار و سیاه پیف پاف های رنگ پاش می گرفتند از تَهِ محل تا بالای محل و از وسط روستا تا کُنج اوسا، شعارهای کمونیستی روسی می نوشتند و یواشکی درمی رفتند. ولی غروب فردا می آمدند تکیه پیش حَوار راه می انداختند. حوار یعنی گفت و گو که در واقع بگومگو بود و داد و فریاد و قیل و قال و مال!

تا این که یک روزی در روز روشن و علنا" در تکیه پیش کُنج نفت انبار محمدحسین مهاجری میان دو شاخۀ درخت توت و بید پارچه ی به قول خودشان گرامیداشت و تجلیل حماسۀ سیاهکل نصب کردند. که بگذرم.

این و برخی جریان های شبیه به این از سوی کمونیست های دهۀ شصت محل، موجب گشت از جناح راست دارابکلا یکی از بزرگان شان _که الان در میان مان نیست_ لیست اسامی شان را در برگۀ بزرگی یادداشت کند به پشت تریبون تکیه ی دارابکلا در پیشگاه انبوه عزاداران بروَد که ماه محرم هم بوده است و اعلان کند اینان کمونیست هستند، یعنی خداپرست نیستند و می گویند خدا نیست! و تاکید نمود مراقب شان باشید و حتی نام بُرد که به حمام عمومی راهشان ندهید که بقیه ی ریزه میزه بماند در حافظه ی دامنه.

جناح چپ محل البته و اساساً با رقیبان خود و حتی کمونیست ها، برخوردهای بحثی  و منطقی و آرام و مناظره مانند، داشت در سر کوچه ها و تکیه پیش. چون اینان در محل در پی تنش و برخوردهای خشونت آمیز نبودند و برای همین هم، دارابکلا اساساً در کل منطقه نمونه بود و در آن نزاعی درنگرفته بود؛ الّا یکی دو بار آن هم با سلطنت طلب ها و شاه دوست ها که قبلاً در همین سلسله بحث تاریخ سیاسی دارابکلا اینجا نوشتم و منتشرش نمودم. تا تاریخ سیاسی  بعدی خدا نگه دار.

سه‌شنبه ٦ مهر ۱۳٩٥ ، ۸:٢۸ ‎ق.ظ

پست 3469 : به نام خدا. نامۀ بیستم نهج البلاغه که امیرالمؤمنین، امام علی _علیه السّلام_ به زیاد بن ابیه، جانشین فرماندار بصره نوشت؛ فرماندار بصره ابن عباس بود که بر حکومت اهواز و فارس و کرمان و دیگر نواحى ایران نظارت داشت:

«همانا من، براستى به خدا سوگند مى‏ خورم، اگر به من گزارش کنند که در اموال عمومىخیانت کردى، کم یا زیاد، چنان بر تو سخت گیرم که کم بهره شده، و در هزینه عیال، در مانده و خوار و سرگردان شوى. با درود.»

سه‌شنبه ٦ مهر ۱۳٩٥ ، ۸:٢٧ ‎ق.ظ

پست 3468 : به نام خدا. از رهبر معظم انقلاب بشنویم. «پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر مقام معظم رهبری«متن بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در ابتدای جلسه درس خارج فقه [دوشنبه 5 مهر 1395]. بسمالله‌الرحمن‌الرحیم. الحمدلله ربّ العالمین و الصلوة و السلام علی سیدنا محمد و آله الطاهرین سیما بقیةالله فی الأرضین. دنباله‌ی حدیث قبل از جناب ابی‌حمزه‌ی ثمالی از حضرت سجاد (سلام‌الله‌علیه) که فِقراتی از این حدیث را در روزهای قبل خواندیم. «إن زُکِّیَ خَافَ ما یَقولون»

حالا قبل از آنی که این فقره را عرض بکنم، این تذکر را، توجه را بدهم که از مطلبی که ما دیروز در ذیل این فقره‌ی قبلی گفتیم مثل اینکه سوءبرداشت شده، بعضی‌ها سوءتلقّی کردند. خب حالا سوءبرداشت فی‌نفسه چیز مشکلی نیست. لکن وقتی که این منتهی بشود به بگومگو و بخصوص در این فضای مجازی و این یک چیزی بگوید، آن یک چیزی بگوید، مایه‌ی کدورت و دل‌چرکینیِ برادران مؤمن از یکدیگر بشود آن‌وقت این چیز بدی است.

بنده‌ی حقیر که این همه اصرار دارم بر وحدتِ قلوب و حرکت در مسیر واحد و اتحاد نیروهای کشور، بخصوص نیروهای مؤمن و انقلابی، خدای نکرده یک چیزی آدم بگوید که مایه‌ی اختلاف بین نیروها بشود، این را به خدا پناه می‌بریم. نباید این چیزها را مایه‌ی اختلاف قرار داد.

خب بله، یک نفری [دامنه: محمود احمدی نژاد]، یک آقایی آمده پیش من، من هم به ملاحظه‌ی صلاح حال خود آن شخص و صلاح حال کشور به ایشان گفتم که شما در فلان قضیه شرکت  نکنید. نگفتیم هم شرکت نکنید، گفتیم صلاح نمی‌دانیم ما شما شرکت کنید. این را گفتیم. خب یک چیز عادی است. انسان بایستی آن چیزی را که می‌بیند و می‌فهمد و فکر می‌کند که به نفع برادر مؤمن‌اش است باید به او بگوید دیگر. ما هم اوضاع کشور را خب، غالباً بیشتر از اغلب افراد آشنا هستیم. آدم‌ها هم، بخصوص آدم‌هایی که صدها جلسه با ما نشستند و برخاستند، بیشتر و بهتر از دیگران می‌شناسیم. با ملاحظه‌ی حال مخاطب و اوضاع کشور به یک آقایی انسان توصیه می‌کند که آقا شما اگر در این مقوله وارد شدید، این دو قطبی در کشور ایجاد می‌شود.

دو قطبی در کشور مضرّ است به حال کشور. من صلاح نمی‌دانم شما وارد بشوید. بله، این چیز خیلی مهمی که نیست. این یک چیز خیلی طبیعی است، خیلی ساده است. بله، ما این توصیه را به یکی از آقایان، به یکی از برادران کردیم. خب حالا این مایه‌ی اختلاف بشود بین برادران مؤمن، یکی بگوید فلانی گفته، یکی بگوید نگفته، یکی بگوید چرا پشت بلندگو نگفته؟ خب حالا این هم پشت بلندگو. (خنده‌ی معظم‌له و حضّار)

دشمنان هم که گوش خواباندند استفاده کنند. ببینید، حواستان جمع باشد. خب به رادیوی «فردا» یا رادیو‌ی «بی‌بی‌سی» چه ارتباطی دارد این قضیه؟ می‌پردازند، بحث می‌کنند، تحلیل می‌کنند، علت چیست، چرا گفتند، این چیست معنایش؟ این معنایش این است که دشمن می‌خواهد استفاده کند. ما چه‌کار باید بکنیم؟ ما باید نقطه‌ی مقابل دشمن حرکت بکنیم.

یعنی مطلب خیلی عادی است، همین‌طور که بنده عرض کردم. خب شما برادر مؤمن من هستی. یک چیزی را به مصلحت شما می‌دانم، می‌گویم به شما. این اشکالی که ندارد ظاهراً. چیز خوبی است. لازم هم هست شرعاً. لازم هم هست خیرخواهی. «النّصیحةُ لِلمُؤمنین» یا «لِلإخوةِ المُؤمنین» یا «لأئمّة المؤمنین» در همه‌ی صور.

این یک چیزی خوبی است دیگر. انسان باید نصیحت کند. نصیحت یعنی خیرخواهی. من به جنابعالی که مثلاً آقای آشیخ عبدالعالی اسمتان است من باب مثال علاقه‌مندم. می‌دانم شما اگر وارد این مقوله شدی به ضررت است. به ضرر کشور هم هست. به شما می‌گویم وارد نشو. نمی‌گویم هم وارد نشو. امر و نهی نیست. حالا بعضی گفتند آقا دستور دادند، امر کردند، نه، گفتیم صلاح نمی‌دانیم. من صلاح نمی‌دانم. این چیز خوبی است. این چیز بدی نیست.

اینی هم که حالا بگویند که فلانی [رهبری] تحت تأثیر زید و عمرو و بکر و ... است؛ نه، این حرف‌ها چیست؟ بنده از زید و عمرو و بکر و اینها هم بیشتر اطلاع دارم، هم انگیزه بیشتر دارم. آنچه که واقعاً  مصلحت باشد، آنچه که مصلحت بدانم بینی و بین‌الله، ما باید به خدا جواب بدهیم. یکی از دعاهایی که دائماً باید امثال بنده و شما بکنیم این است، «وَاسْتَعمِلْنی لِما تَسْألُنی غَداً عَنه» فردا از ما سؤال می‌کنند. چرا فلان چیز را گفتید، چرا نگفتید. از نگفتید هم سؤال می‌کنند. فقط از گفتید نیست. چرا فلان کار را کردید، چرا نکردید. از نکردید هم سؤال می‌کنند.

بنابراین نه، ما این فقره‌ای که دیروز معنا کردیم ناظر به این قضیه اصلاً نبود. داشتیم حدیث را معنا می‌کردیم مثل اینکه امروز هم حدیث را معنا می‌کنیم. آن قضیه هم همینطور است که عرض کردیم. بین برادران مؤمن اختلاف سر این چیزها هیچ مصلحت نیست. شما یک چیزی بگویید، آن یک چیزی بگوید، آن یک چیزی بگوید. یک نفر سومی هم منتظر باشد، به مجردی که شما با هم دعوا کردید، او بیاید از میانه سود خودش را ببرد؛ بردارد ببرد. اینها را باید مراقب بود. امروز کشور به اتحاد نیروها احتیاج دارد. بخصوص نیروهای مؤمن. نیروهای پای کار. سعی کنند از این چیزها اختلاف بوجود نیاورند.»

سه‌شنبه ٦ مهر ۱۳٩٥ ، ۸:٢٦ ‎ق.ظ

پست 3467 : به قلم حجة الاسلام محمدجواد غلامی 43. «آقا ابراهیم عزیز سلام، از اینکه درپست 3464 اینجا یادی از مرحوم حاج محمد چلویی دارابی (شوهر عمه مرحومم) کردی بسیار  سپاسگزاری می کنم.

از اوصاف پسندیده آن مرحوم سیّاح (بسیار سیر و سیاحتی) و رعایت بهداشت فردی بود. بعد از دیدن این پست برای شادی روح جمیع اموات مخصوصاً پدر و مادر عزیزتون فاتحه ای نثار شد.».

پاسخ دامنه : به نام خدا. سلام من هم به شما دوست فاضلم جناب شیخ محمدجواد. چه جالب، خبر نداشتم شوهر عمه ی گرامی تان است. الآن در متن پست مورد نظر این نسبت فامیلی را افزودم. نیز باور دارم که فردی بشدّت نظیف بودند که شما بدرستی یادآور شدید. و من خیلی خیلی ممنونم که برای پدرومادر عزیزتر از جانم _که از فراق شان دردهایی نهفته دارم_ ذکر فاتحة الکتاب هدیه نمودی. خدایا قلب اشکین من را به قبرشان قرین کن.

دوشنبه ٥ مهر ۱۳٩٥ ، ۸:٥٥ ‎ق.ظ

پست 3466 : به قلم دامنه. به نام خدای آفرینندۀ آدمی. کمی که مکتب خانه خواندم خونه ی مان جابجا شد و به سنِّ مدرسه رفتن و شلوغ تر شدن نزدیک شدم و چون دبستان دولتی دارابکلا پیش خونۀ مان بود با همبازی هایم می رفتیم سرَک می کشیدم و حتی بر پشت بام حلبی اش سنگ می انداختیم و فرار می کردیم.

هم عشق مدرسه رفتن داشتیم و هم می ترسیدیم؛ چون خیلی شنیده و نیز از روی دیوار مدرسه بارها دیده بودیم معلمان، دانش آموزان را با شیش و شلپت _ترکه ی انار و درختِ بِه و لَرگ_ تا سرحدّ مرگ می زدند که بگذرم من.

دامنه. 1349_1350، کلاس یک

صبح زودِ یک روز سرد پائیزی _به گمانم سال 1348_ که کلوش _کفش لاستیکی_ پاره پوره پایم بود، دیدم مادرِ شهید ابراهیم عباسیان _همسایۀ مان_ دست پسرش حمیدرضا را _که دوست و  همبازی من بود و هنوز هم آن محبت و عُلقه میان مان باقی و برقرار ماند_ گرفت و داره می بره مدرسه. من هم به خیال خامم که می توانم با او به مدرسه بروم پشت سرش با همان لباس و کلوشم راه افتادم و گپ زنان با حمیدرضا، به دمِ در دبستان رفتم ولی بور و خیط! شدم.

هم اساساً نمی دانستم که مدرسه رفتن به این سادگی و با والدۀ دیگری بدون ثبت نام قبلی نیست! و هم بعدها فهمیدم که من چون از حمیدرضا عباسیان شش ماه کوچکترم باید یک سال دیگر صبر می کردم. بگذرم که قضایای این خاطره ی بر یاد مانده ی من زیاده زیاد. (در اینجا فلق و شفق هم منتشر می شود)

دوشنبه ٥ مهر ۱۳٩٥ ، ۸:٥۱ ‎ق.ظ

پست 3465 : به قلم دامنه. به نام خدا. لیف روح 164. در لیف روح این هفته به شیطان می پردازم که گفته می شود 6000 سال عبادت و خداپرستی کرد ولی با غرورِ عصیانی و انکار دانسته ها، رو به سوی خودپرستی کرد و برای اِغواء و فریب انسان ها تا روز رستاخیز، از خدا مهلت خواست. که خدای متعال به او مهلت داد اما نه تا روز قیامت! و برانگیختگی آدمیان! بلکه تا روز و زمان مُعیّن.

آری، در کتاب انسان کامل شهید آیة الله مرتضی مطهری سال ها پیش خوانده و یادداشت کرده بودم که گفت: «شیطان، شناسندۀ جاحِد _انکارکننده_ است. از همه بیشتر خدا، ملائک و پیامبران را می شناسد، حتی قیامت و معاد را بهتر از همه می فهمد اما مُنکر است.»

روایته که شیطان به مرگ طبیعی نمی میرد، در آخرالزّمان کشته می شود. اماتوسط چه کسی؟ نقل ها متعدد است

دوشنبه ٥ مهر ۱۳٩٥ ، ۸:٥٠ ‎ق.ظ

پست 3464 :  به قلم دامنه. به نام خدا. مرحوم حاج محمد چلویی دارابی. ساکن بالامحلۀ دارابکلا؛ تنگۀ مرحوم ملّامحمدقاسم خراسانی. پدر علیرضا. به عبارتی پدرهمسرِ آقایان حاج نقی رمضانی دارابی _دوست و همدوره ی جبهه ی من_ و سید حسین شفیعی دارابی. به عبارتی شوهرعمّۀ دوست فاضلم جناب حجة الاسلام والمسلمین محمدجواد غلامی دارابی.

او یکی از دارابکلایی های خوش مراوده بود و با همگان شادابی داشت و اخلاق خاص و جذّابی داشت؛ بطوری که گویی با همه ی اهالی محل آشنا و فامیل بود. شوخ طبع و مذهبی و خاکی بود.

یکی از تکیه ای های مشهور محل بود که دائم در مراسم و روضه ها حضور می یافت. در آستانۀ ماه محرم الحرام بر روح او فاتحه و صلوات. عکاس و ارسال: جناب رنگین کمان در 4 مهر 1395 به تلگرام دامنه.

مرحوم حاج محمد چلویی دارابی. عکس: ارسالی جناب رنگین کمان به دامنه

دوشنبه ٥ مهر ۱۳٩٥ ، ۸:٤٩ ‎ق.ظ

پست 3463 : به قلم دامنه. به نام خدا. خاطرات من 52. یکی _که شهید شده است_ در اواخر سال 1359 در کف حیاط مسجد جامع روستای دارابکلا یعد از اقامۀ نماز جماعت به من گفت: آق اِبرام (= ابراهیم) آماده شو بزودی بریم جبهه. من چند باری به او به اصرار گفته بودم جبهه که می ری خبرم کن، منم بیام، که کرد.

من فوری به خونه رفتم مرحوم پدرم را در جریان گذاشتم که رضایت (= امضاء و اثر انگشت) دهد. که دیدم نه فقط به هیچ وجه راضی نشد و بشدّت مخالفت نمود بلکه خشم کرد و گفت: «بو خاش درس ره بَخون!»

برگشتم به او گفتم بابام امضاء نمی زنه. گفت پس نمی شه. دَمق شدم و فوری نقشه کشدیم و عصر فردا با همون فُرم اعزام به جبهه ی بسیج سپاه، راه افتادم به لبِ دریا. در دانشسرای دکتر علی شریعتی در فرح آباد (= خزرآباد فعلی) ساری. چون اخوی ام شیخ وحدت آنجا هم تدریس می نمود و هم در خونۀ سازمانی دانشسرا ساکن بود.

دامنه. جبهه. 1364

یکی از خواهرانم نیز آنجا بود. خیلی منتظر ماندم تا شیخ شب رسید و ترسان لرزان ماجرا را گفتم و فُرم جبهه رفتنم را امضاء کرد و گفت فقط برگشتی باید قول بدی درس مدرسه ات را بخوانی. گفتم چشم و صبح روز بعد پریدم و بلاخره پس از چند روزی به سوی جبهه پرکشیدم.

آری، اغلب بسیجی ها به این نحو به جبهه می رفتند. هم باید نقشه می کشیدی و هم باید به نِق نِق کمونیست ها، اعم از توده ای ها و فدایی ها _که همگی شیفته ی نادان و پُزی و خام و خدمۀ خُفته ی روسیه لنینیستی بودند_ جواب می دادی و هم باید و به قُرقُر ضدانقلاب ها و سُرسُر سلطنت طلب ها پاسخ می نواختی. سازمان تروریستی منافقین که اساساً بیخ صدام بودند و در کوچه پس کوچه با نامردی تمام هر ریش دار انقلابی حزب اللّهی را ترور می کردند.

بگذرم که حالا حالاها خیلی ها قدر امنیت و آسایشی که نظام و شهیدان و رزمندگان آفریدند  را  نمی دانند و بی انصافانه مُنکرند و باز نیز مخفی و سِرّی، سُرسُره بازی می کنند و افکار برخی از نوجوان ها و جوان ها را مثلاً به مُفت و فریب و فریفتگی دارند می خرند! و فکر و خیال می کنند ما مُلتفت نیستم!! باشد روز مبادا که فعلاً مُدارا.

عشق یعنی یه پلاک که زده بیرون از دل خاک

عشق یعنی یه شهید با لبه ی تشنه سینه چاک

عشق یعنی یه جَوون یه جوون بی نام و نشون

عشق یعنی یه نماز با وضو گرفتن توی خون

عشق یعنی انتظار تو دل یه مادر بی قرار

چشم تر مونده به راه واسه یه نشونه یه مزار

عشق یعنی یه پدر که شبیا بیداره تا سحر

عشق یعنی یه خبر خبره یه مفقودالاثر

(از نوحه های حاج محمود کریمی)

یکشنبه ٤ مهر ۱۳٩٥ ، ۸:٤٥ ‎ب.ظ

پست 3462 : به نام خدا. آلبوم 116 عکس های ارسالی جناب یک دوست به دامنه در عصر امروز یکشنیه 4 مهر 1395 از زاویه ی رَف بِن دامنه و حموم پیش و ببخیل در اینجا

    

اینجا

    

یکشنبه ٤ مهر ۱۳٩٥ ، ٧:٥٢ ‎ق.ظ

پست 3461 : به ذوق دامنه. به نام خدا. کویریات دامنه 66. این دامنۀ کویری یک بیت مهمی ست از منظومۀ خسرو و شیرین حکیم نظامی گنجوی در بارۀ شناخت جهان آفرینش و آفرینندۀ جهان و شناسایی و معرفت به جان و جان آفرین:

بلی در طبعِ هر داننده ای هست

که با گردنده، گرداننده ای هست

ماه در هوای اول مهر ماه  1395 روستای دارابکلا. ارسالی جناب یک دوست به دامنه

یکشنبه ٤ مهر ۱۳٩٥ ، ٧:٥۱ ‎ق.ظ

پست 3460 : به نام خدا

دبستان پیش از انقلاب روستای سنه کوه. عکس از مهندس محمد عبدی سنه کوهی

یکشنبه ٤ مهر ۱۳٩٥ ، ٧:٤٩ ‎ق.ظ

پست 3459 : به قلم دامنه. به نام خدا. به عنوان یک بسیجی جبهه رفته ی ساده ترین عنصر جنگی و دفاعی و عضو جرگۀ برحقّ مقاومت، هیچ باور ندارم که اروپا و آمریکا و روسیه و شیفتگان این جرگه! به ندای بشر، به حقوق بشر و به  آزادی و آزدگی باوری داشته باشند. شعاری بیش نیست و نبوده است. چه حالا، چه آن زمان در هشت سال دفاع جانانه ی مظلومانه ی محرومانه ی مقدس.

زیرا همه ی شرق کمونیست و غرب به اصطلاح لیبرالیست و نوچه ها و نوکرهای های خائن شان از جمله در رأس همۀ نوکرهای بدنام و خیانتکار یعنی سازمان تروریستی و جنایتکار جنگی منافقین، پشتِ سر صدام عفلقی و حزب دیکتاتور بعثی، به ملت مؤمن، انقلابی و هوادار و هواخواه مستضعفین ارض و حامی محرومین هستی، ظلم کرده بودند و میلیاردها دلار اسحلۀ ویران کننده ی جان ها و شهرها و خاک ها و دشت و دمَن ها، به رژیم مُستبد عراق هدیه داده بودند.

و هنوز نیز به عیّاشان عرب و آل سعود و جریان مشکوک داعش _مخفّفِ دولت اسلامی شام و عراق_ سلاح های مدرن و کشنده می دهند تا خون بریزند تا آنان به سود و سوداگری و اقتصاد پیشرفته تر برسند و مثلا" در رُتبه ی هشت اقتصاد برتر و مستثمِر فائق دنیا باقی بمانند! ننگ است این، ننگ!

    

جبهۀ جُفیر. 1362. از راست: سیدعسکری شفیعی، محمد بازاری دوست جانبازم از جامخانه. دامنه

یکشنبه ٤ مهر ۱۳٩٥ ، ٧:٤۸ ‎ق.ظ

پست 3458 : به قلم دامنه. به نام خدا. مرحوم حاج سیّد رضا شفیعی دارابی. ساکن محلّۀ چاه هفت روز امامزاده داوود روستای دارابکلا. پدر حجة الاسلام والمسلمین سید محمد شفیعی مازندرانی، حاج سید مرتضی، سید ابوالحسن، حاج سید تقی، سید حسین، سید اسحاق، سید حجّت و دختران مؤمنه و گرامی اش.

به عبارتی پدرهمسرِ آقایان: مرحوم سید هادی صباغ دارابی _پدر دوست گرامی ام سید ادریس_ سید خلیل صباغ دارابی و کربلایی قنبر جنگلبان، برادر شهید جنگلبان روستای اوسا.

آن مرحوم، فردی بسیار پُرنشاط، باروحیه، خوشرو، بشّاش، مردمی، خوش اخلاق و بالاتر از همه مؤمن و مذهبی و مسجدی و تکیه ای و انقلابی بود. با مردم آمیختگی داشت و ساده زیست بود.

من و بسیاری از هم سنّ و سالان من، با ایشان بسیار گرم و صمیمی بودیم؛ زیرا اساسا" روحیه ایی معاشرتی و برخوردهایی گرم و چهره ای خندان و مهربان داشت. اساسا" مردی خوش مرام بود همواره در محاوره لب به سخن داشت. از حاضرترین مذهبی های محل، در محافل مذهبی خصوصا" در ایام عزاداری محرّم الحرام بود.

یادش را در آستانه ی فرارسیدن ماه محرم، همیشه در یادها نگاه می دارم و بر روح همسر مرحومۀ مکرّمه اش درودی مانا می فرستم. برای روح پاک آن مرد مردمی و خاکی و خوش مرام و سادات و نیز بر روح همسر بسیار مهربان و مؤمنه اش در آستانۀ ماه محرم الحرام فاتحه و صلوات. عکاس و ارسال: جناب رنگین کمان در 3 مهر 1395 به تلگرام دامنه.

    

مرحوم حاج سیّد رضا شفیعی دارابی و همسر مرحومۀ مکرّمه و نوه هایش

مرحوم حاج سیّد رضا شفیعی دارابی. از جناب رنگین کمان ممنونم در تهیه و ارسال عکس ها

یکشنبه ٤ مهر ۱۳٩٥ ، ٧:٤٧ ‎ق.ظ

پست 3457 : به نام خدا. متن نقلی. «آیت الله دری نجف آبادی نماینده ولی فقیه در استان مرکزی و امام جمعه اراک شامگاه پنج شنبه در گردهمایی روحانیون شهرستان خمینی شهر اصفهان افزود: امروز بعضی افراد دخیل در قضیه کهریزک بعد از 7 سال اعلام می کنند که ما توبه کردیم اما توبه آن ها دیگر اثری ندارد زیرا زیانهای سنگینی برای کشور داشته است. وی ادامه داد: این غفلت باعث شد تمام دنیا علیه نظام ما معرکه بگیرند، علیه ما توطئه کنند و قانون تصویب نمایند.

     

دُرّی نجف آبادی سعید جلیلی                                   محمود احمدی نژاد و سعید مرتضوی

در سال 88 در قضیه زندان کهریزک صددرصد مخالف بعضی از اعمال و رفتار مسئولان وقت بودم و  در آن زمان به عنوان دادستان کل کشور دستور دادم که انتقال زندانیان صورت نگیرد و حتی آقای اژه ای و دیگران نیز مخالفت خود را در این موضوع اعلام کردند ولی آن ها خودسرانه دست به این حرکت غلط زدند، حالا بعد از 77 سال اعلام می کنند که اشتباه کرده ایم.

عضو خبرگان رهبری گفت: در زمانی که دادستان کل کشور بودم براثر غفلت بعضی از افراد یک خانم بر اثر حادثه ای فوت نمود و این موضوع موجب قطع رابطه دولت کانادا با ایران شد... بعضی مواقع به خاطر اشتباه و کار غلط یک فرد 800 میلیون جمعیت زیر سؤال می روند... یک اشتباه، آثار سوء زیادی را به همراه دارد... »(منبع: اینجا)

نکتۀ ضروری دامنه : به نام خدا. کاش آقای آیة الله دُرّی نجف آبادی که وزیر اطلاعات دولت سیدمحمد خاتمی بود و دادستان وقت بحران 888 و به هر حال بر امور آگاهی داشت و اِشراف و نیز مسؤلیت، همان زمان وقوع جنایات در بازداشتگاه کهریزک در تیر ماه 88، شجاعت به خرج می داد، برای ایفای موضعگیری حقّ و استیفای ذی حقّ، به سخن  می آمد و فاجعۀ جنایتکارانه در کهریزک و کشته شدن زهرا کاظمی خبرنگار _که می گویند به وسیلۀ ضربه بر سرش در زندان اوین کشته شد_ را افشا می کرد که به قول خودش حالا در خمینی شهر اصفهان به قاضی سعید مرتضوی گفته است: «حالا بعد از 7 سال اعلام می کنند که اشتباه کرده ایم.»

آری، همان قاضی ای که بدرستی مهندس میرحسین موسوی در باره اش همان زمان گفته بود روزنامه ها را به صورت فلّه ای (= چند تا چند تا) توقیف و تعطیل می کند. بگذرم. تاریخ، خود می نویسد و به ثبت می گذارد و آقای دُرّی نجف آبادی هنوز هم بعد از 7 سال باز نیز در لفّافه و کنایه سخن می راند!!

یکشنبه ٤ مهر ۱۳٩٥ ، ٧:٤٦ ‎ق.ظ

پست 3456 : به قلم دامنه. به نام خدا. هفتۀ آینده ماه حُزن و عشق به امام حسین و اهلبیت _علیهم السّلام_ فرامی آید و دل های شیدای حسینی، عاشورایی می گردد و قلب های زینبی، پُرنجوا و  سوته دل می شود.

دامنه برای استقبال این ایّام خاصِّ خاصِّ الهی، به معرّفی و تجلیل از یک پیشکسوت ذاکر اهلبیت (ع) و سحرخوان مشهور و محزون صبحدَمان روز عاشورا در روستای دارابکلا، یعنیمرحوم حاج شیخ قربان بابویه دارابی می پردازد؛ باشد تا دَین دامنه به این ماه خدا و عشق به  خدا و ارادت عاشقان به الله و ثارالله، _ولو در حدّ اندک_ اَداء شده باشد.

آن مرد مذهبی و مؤمن و تکیه ای مسجدی از خوبان و بزرگان محل بود. قرآن و احکام و نوحه و مرثیه و نغمه های محزون را خیلی خوب و تجربی بلد بود و از سال ها دور برای دارابکلایی ها می خواند و اشک عزاداران را به عشق امام حسین (ع) درمی آورد.

وی ساکن ببخیل بود و از مردان مورد وثوق مردم. پدر آقایان حاج مهدی و حجة الاسلام شیخ محمد بابویه دارابی اند. به عبارتی پدرهمسر حجة الاسلام والمسلمین شیخ مرتضی چلوئی دارابی _امام جماعت مسجد جامع دارابکلا_  و به عبارتی عموی دوست گرانقدرم احمد بابویه دارابی.

هم سنّ و سالان ما با سبک نوحه ها و مرثیه ها و سحرخوانی محزون او، بسیار آشنا و مأنوس اند و از آن صحنه های حُزن انگیر، خاطره ها به یاد دارند؛ گویی حتی بوی آن روز و شب ها را هنوز هم حسّ می نمایند.

این مرد بزرگ مذهبی تا آخرین دقایق زندگی دست از کار و تلاش و کشاورزی و باغداری نشست و هرگز از ذکر مصائب عاشورا و اهلبیت (ع) فاصله نگرفت و حتی در سال آخر قبل از فوتش در تکیه ی روستای دارابکلا نوحه ی جانانه ای خواند و با لحن خاص و جذّاب سنتی اش در میان انبوه عزاداران نغمه سُرود و صوتش ماندگار شد و نامش جاویدان.

برای روح پاک این شیفتۀ شیعۀ بسیار محزون و محبوب فاتحه و صلوات. عکاس: نوه ی پسری او یونس _فرزند حجة الاسلام محمد بابویه_ که مقیم قم اند. در شنبه 3 مهر 1395. از آقا یونس بسی ممنونم که درخواستم را در تهیه ی تصویر پدربزرگش بخوبی اجابت کرد. خدا حافظ.

          

مرحوم حاج شیخ قربان بابویه دارابی. پیشکسوت ذاکرین اهلبیت (ع) در دارابکلا

مرحوم حاج شیخ قربان بابویه دارابی. پیشکسوت ذاکرین اهلبیت (ع) و سحرخوان عاشوا

شنبه ۳ مهر ۱۳٩٥ ، ۱۱:٢٥ ‎ق.ظ

پست 3455 : به قلم دامنه. به نام خدا. اول بگویم جالب این است این پرنده ی سیاه در همۀ قارّه ها هست، الّا قارّۀ سیاه آفریقا. از باهوش‌ ترین موجودات روی زمین است. مغز کلاغ به مغز آدمی شبیه است. زبانش پیچیده است و مفاهیم متنوعی را انتقال می دهد حتی رویداد خطرناک را.

دغدغۀ غذا ندارد و همه چیز می خورد و حتی اهل ذخیره و انبارکردن غذاهاست. در همه گونه آب و هوا می زیَد. زاد و ولَدش بسیار مخفی ست و باحیا زندگی می کند. تا 90 سال عمر می کند.

چنان حافظه ی قوی دارد که دشمن و افراد اذیت کننده و مهربان به خودش را بخوبی به یاد دارد. اگر کسی یا حیوانی به او بد کرده باشد و لانه و بچه هایش را تخریب کرده باشد و او را اذیت و آزار نموده باشد، بر دشمنش، نفرت می گیرد. و آخر این که نقل است مرغ‌ های بهشتی یکی از نزدیک‌ ترین خویشاوندان کلاغ‌ ها هستند. همین.

کلاغ پرنده ای ست بسیار زیرک و زیبا

جمعه ٢ مهر ۱۳٩٥ ، ٩:٤٤ ‎ق.ظ

پست 3454 : به قلم دامنه. به نام خدا. در این پست خواستم برای هفتۀ دفاع مقدس یک نکتۀ اجتماعی را بگویم و بس. درست است که این روزها برای مرفّهان بی درد و میراثخواران فرصت طلب، مرسدس بنز و پورشه و شاسّی بلند مهم است و نیز برای برخی مدیران از خدا و خلق خدا بی خبر، اختلاس ها و فیش ها و امتیازها؛

ولی برای ما در دهه ی شصت که عاشقانه و به شوق لبیک به امام امت و حفظ و حراست دین و نظام و میهن، به جبهه ها شتافتیم، الاغ و قاطرها مهم بود تا ما را از معبرهای مُهلک و مهیب برهاند و هنوز نیز ارزش خویش را نه به دارایی ها که به محرومیت های مان می دانیم و باز نیز  در راه مقاومت و امامت و عدالت و آزادی و آزادگی قرار داریم.

دو عکس زیر در اثبات ارزش حضور قاطرها و الاغ ها، این دو حیوان خوب خدا در جبهه هاست که از تانک و نفربَر در کردستان کاراتر بودند. حیف که برخی در اوج نیاز ایران و اسلام به آنان، حاضر بودند خاک ایران را به روس! و آمریکا ذلیلانه هدیه بدهند ولی هرگز قدم به جبهه ها نذارند! پس درود بر دو حیوان نجیب! الاغ و قاطر که برای جنگ، گردان قاطریزه بودند در حد اعلای یک لشکر  میکانیره.

    

رزمندۀ لشکر امام حسین (ع) اصفهان                                 دامنه. جبهه بوریدر مریوان. 1360

جمعه ٢ مهر ۱۳٩٥ ، ٩:٤٢ ‎ق.ظ

پست 3453 : به قلم دامنه. به نام خدا. حسین بابویه دارابی. (فرزند مرحوم حاح حیدر). مشهور به حیدر حسین. ساکن ببخیل دارابکلا. برادر آقایان حیدر اسماعیل. حاج داوود و حیدر اکبر و اصغر.

در اینجا یاد کنم مرحوم پدرش حاج حیدر از دوستان بسیار نزدیک مرحوم پدرم بود و در توتون کاری و کشاورزی، انباز (=هِمباز) هم بودند و مراودات زیادی داشتند.

حسین، در جوانی، چون مرحوم پدرش یک دامدار بزرگ محل بود، هم کشاورزی می کرد و هم چوپانی که شغل شریفی ست. مردی بسیار کاری، متواضع و خوش اخلاق است. سرش به زندگی اش است و در کارهای عام المنفعه حضور می یاید و با قدرت بازو و روحیه ی کاری اش کمک می کند. برای سلامتی اش صلوات. عکاس و ارسال: جناب یک دوست در 1 مهر 1395 به تلگرام دامنه.

از یک دوست بسی ممنونم که تصویر این آدم های زحمتکشِ بی ادعا و مؤمنان کاری و مردم یار و بی آزار را به دامنه ارسال می کنند و من افتخارم این است اینان را معرفی مختصر می کنم.

حسین بابویه دارابی. 1 مهر 1395. خداقوت و کسب و کار برکت جناب آقاحسین بابویه

جمعه ٢ مهر ۱۳٩٥ ، ٩:٤۱ ‎ق.ظ

پست 3452 : به قلم جناب حمیدرضا طالبی دارابی 22. «سلام. به نام خدا. شب بخیر. در هفته هفتم لیگ دسته یک فوتبال استان مازندران، تیم اتحاد نوین دارابکلا در روز پنجشنبه 1 مهر 1395 با نتیجه ی زیر بر تیم پایتخت ساحلی نور پیروز شد:

اتحاد نوین دارابکلا: 1 .  پایتخت ساحلی نور: 0

زننده گل: سید مهدی دارابی»

پاسخ دامنه : به نام خدا. سلام دامنه به شما و همۀ اعضای تیم فوتبال اتحاد دارابکلا. خدا را شکر و بر همۀ تان تبریک و خداقوت از جمله به زنندۀ گل آقا سید مهدی دارابی.

    

عکاس: سعید آهنگر دارابی (پسر عیسی آهنگر). 1 مهر 1395

پنجشنبه ۱ مهر ۱۳٩٥ ، ٩:٥۱ ‎ب.ظ

پست 3451 : به قلم دامنه. به نام خدا. مرحوم حاج باقر آهنگر دارابی. ساکن آهنگرمحلۀ دارابکلا. همسر مرحومه حاجیه کلثوم (دخترخالۀ گرامی مرحوم پدرم). به عبارتی پدر آقایان موسی و محمد. به عبارتی پدرهمسر مرحوم سید اسدالله شفیعی دارابی و حاج کبل سید محمد شفیعی دارابی.

آن مرحوم فردی مذهبی، مؤمن، مسجدی، تکیه ای، اهل ذکر و عبادات و سرشار از اخلاق و نیکوکاری و بسیار مردمی بود. یکی از بنیانگذران اولیۀ دامداری گاو بومی محل بود که در چلکاچین دارابکلا گالش منزل بزرگ و وسیع داشت و بخش زیادی از نیازهای دامی و فرآورده های لبَنی و گوشتی منطقه و محل را تامین می نمود. آن مرحوم فردی خیّر و از بزرگان خوب و مورد وثوق خاندان آهنگرها در روستای دارابکلا بود.

برای شادی روح او و همسر مؤمنه و مهربانش فاتحه و صلوات. عکاس و ارسال: جناب رنگین کمان در 1 مهر 1395 به تلگرام دامنه.

مرحوم حاج باقر آهنگر دارابی از مردان بزرگ روستای دارابکلا

پنجشنبه ۱ مهر ۱۳٩٥ ، ۸:٤٧ ‎ق.ظ

پست 3450 : به ذوق دامنه. به نام خدا. قسمت 65 کویریات دامنه. در این کویریات دو حُقّه در ایران _بلکه کل جهان_ در بخش بازار و خرید و فروش را می گویم:

قصّاب _البته برخی از آنان_ پشت می کند، گوشت می بُرّد!

هیچگاه! میوه های روبار با میوه های زیربار یکی نیست!

آری؛ همواره در جامعه، مُنصف از آتش بی انصاف می سوزد

پنجشنبه ۱ مهر ۱۳٩٥ ، ۸:٤٥ ‎ق.ظ

پست 3448 : به قلم دامنه. به نام خدا. گرچه من اساساً وقتم را برای دیدن تلویزیون ایران هدَر نمی دهم و هیچ گاه به هیچ برنامه ای از این دستگاه میلی، هیچ عُلقه و نیازی ندارم مگر شبکۀ مستند و برنامه های حیوانات و طبیعت.

ماهواره هم ندارم، خیالم راحت. ولی گاه گاه، وقتی ناچار به دیدن تلویزیون ایران می گردم، می بینم دو ناهنجاری که از کم جنبگی افراد است، علناً در آن تبلیغ می شود:

یکی این که در سریال های ایرانی همیشه صحنه ای وجود دارد که در آن هنرپیشه داخل ماشین با هنرپیشه ی کناردستش دیالوگ می کند. هرچند این صحنه داخل ماشین یک حُقُه ی سینمایی ست در یک اتاق فیلمبرداری می شود و بیننده فکر می کند ماشین در خیایان در حال حرکت است، اما این یک بی فرهنگی و تبلیغ ناهنجاری اجتماعی ست که دیالوگ های سریال و فیلم را در این گونه صحنه های مثلا" جذّاب و هیجانی، به بیننده نشان دهیم.

دیگری پدیده ی زشت پوشش برخی از مجری ها و مدعوین در برنامه های تلویزیون ایران است که دگمه های پیراهن شان را کلاً از بالا تا پایین نمی بندند. نمی دانم این دیگر چه مُد و تقلیدی ست! خیاط ها پیراهن مردانه را هفت دگمه می زنند که پوشش ایجاد کند برای مردان، نه آن که برای خوشگلی! باشد و در برنامه های عمومی آن را چاک زدن و با نهایت بی فرهنگی با مردم صحبت کردن. این یک ناهنجاری ست و تیشه به فرهنگ پوششِ ایران زدن است.

همین تقلیدهای کورکورانه، ناهنجاری ها و سبُک کردن هاست که فرهنگ دیرین ایران را نابود می سازد و بر پیکره ی آن زخم ها و آلام می اندازد.

پنجشنبه ۱ مهر ۱۳٩٥ ، ۸:٤۳ ‎ق.ظ

پست 3447 : به قلم دامنه. به نام خدا. ابزار پیشرفته ی تلگرام کم کم به دلیل فرهنگ ناپذیری عده ای از ایرانی ها از بهره وری های عاقلانه، منطقی و حسابشده از آن، به کالایی جُرم خیز بدل شده است. هستند کسانی که با این ابزار مدرن و لازم، امنیت ملی کشور، امنیت خانوادگی و مردم، و نیز عِرض و آبروی کشور و نظام و افراد و اشخاص حقوقی و حقیقی و حتی دین و آئین آسمانی و الهی را مخدوش می سازند و با بی غیرتی تمام، هر گونه مزخرفات، اهانت ها، فساد، دروغ، شایعه و مطالب سُست و بی اساس و حتی زشت ترین جعلیات! را علیۀ ایران و ایرانیان و نوامیس و هنجارهای دینی به یکدیگر مبادله می کنند. کی می شود برخی ها دست از این لجن پراکنی ها و اعتیاد به فسادانگیری در تلگرام بردارند، خدا می داند!

خوشبختانه مسؤلان قضایی به دلیل گسترش این پدیده ی زشت، وارد صحنه شدند و برای ادارات، نهادها و سازمان ها و اشخاصی که از طریق تلگرام _که به هر حال یک مؤسّسه ای روسی و خارجی و مشکوک است_ برای ارسال اسناد، دعوتنامه ها و خبرهای سازمانی و اداری و حتی مسائل حیاتی کشور به افراد زیرمجموعه ی خود اقدام می کردند، اخطار قانونی و بجا دادند.

عبدالصمد خرم‌آبادی معاون قضائی دادستان کل کشور در امور فضای مجازی نیز دیروز چهارشنبه 31 شهریور 1395 گفت: «اگر مطلع شویم برخی از نهادها در امور اداری‌ شان از شبکه اجتماعی تلگرام استفاده می‌کنند، قطعا علیه‌ شان اعلام جرم خواهد شد و به طور جدی با آنها برخورد می‌شود.»

مراقب باشید و درست و بهنگام و بجا استفاده کنید

پاوِل والِریویچ دورُف. ساکن شهر لنینگراد روسیه. مؤسّس شبکه ی تلگرام

پنجشنبه ۱ مهر ۱۳٩٥ ، ۸:٤٢ ‎ق.ظ

پست 3446 : به قلم دامنه. به نام خدا. در اواسط دهه ی نخست انقلاب اسلامی، امام خمینی رهبر کبیر انقلاب اسلامی، مردم انقلابی و مبارز ایران و جهان را از خطر اسلام آمریکایی آگاه کردند و اینک در 30 شهریرو 13955 روز عید غدیر، رهبر معظم انقلاب بدرستی و ذکاوت به خطرات ظهور شیعۀ انگلیسی هشدار دادند و فرمودند:

«تحریک احساسات دیگر فرَق اسلامی به اسم شیعه، در واقع «شیعه انگلیسی» است و نتیجه آن، ظهور گروههای خبیث و مزدور وابسته به امریکا و سرویس جاسوسی انگلیس همچون داعش و النصره است که جنایات و ویرانی های زیادی را در منطقه به راه انداخته اند. (منبع: اینجا

دامنه ضمن مهم دانستن این برملاسازی و هشدار هوشمندانۀ رهبری، معتقد است ریشه ی بسیاری از مُعضلات و چالش های جهان اسلام و نیز برخی از تنش های داخلی، مستقیم و بعضاً غیرمستقیم به توطئه های کشور جاسوس محور انگلیس بازمی گردد.

کشوری که کارشناسان بخوبی باخبرند حتی به آمریکا، اطلاعات! می فروشد. زیرا دولت امپریالیستی آمریکا برای ارباب ماندن در جهان و حفظ نظام سُلطه گری و سُلطه پذیری، نیاز مُبرم و لحظه به لحظه به ریزترین خبرها دارد و به همین خاطر اساساً یکی از مُشتری های خریدِ خبر از دستگاه اطلاعاتی جاسوسی انگلیس _اینتلیجنس سرویس_ است.

متاسّفانه برخی از روحانیون ایران و جهان اسلام به جای روی آوری به معارف اسلام ناب محمدی (ص)، از روی تعصّبات و احساسات و یا فریفتگی و شیفتگی و یا حتی بعضاً جهالت و اَغراض خاص، به مسائل و خرافه هایی دامن می زنند که اساساً مصلحت های اسلام و شیعه و مسلمانان را نابود می سازد.

 

پنجشنبه ۱ مهر ۱۳٩٥ ، ۸:٤۱ ‎ق.ظ


برچسب‌ها: مهر 1395
نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
پست الکترونیکی :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد