X
تبلیغات
کالج کارآفرینی تیوان

مطالب شهریور1395 دامنه

31 شهریور 1395

پست 3445 : به قلم دامنه. به نام خدا. در هفتۀ دفاع مقدس لازم دانستم بگویم برخی از افرادِ خالی از عقیده و انباشته به انواعی از عُقده، نه از فکرِ ناشی از دغدغه و تز، که از روی گرایش شان به دَبدَبه و پُز، اندیشه ی اسلام انقلابی و فرمول مقاومت را مورد هجوم قرار می دهند و برای آن که بدیلی بیابند، شعارگونه دَم از اسلام رحمانی می زنند.

اسلام، تسلیم در برابر خدا بودن است نه تسلیم زر و زور و تزویر شدن. رحمت، در اسلام در کنار مقاومت در برابر ظلم و ستم است، نه دلبسته شدن و فریفته شدن و میدان و عرصه ها را به دشمنان کینه توز خارجی و داخلی سپردن.


یک مثال خیلی ساده در اثبات ضرورت اقتداء به تفکر مقاومت و درست بودن نگرش دفاع و مقابله در برابر خون ریزی های دشمن، همین قدرت های دفاعی در کالبد فیزیکی جُنبندگان است. هیچ حشره، خزنده، درنده و حتی حیوانات کم خطر در محیط مردمی نیست که خداوند در وجودش ابزار دفاعی تعبیه نکرده باشد و آن را مسلّح به دفاع و حمله ی ضروری نکرده باشد.

مقاومت در تفکر شیعه، راهی وحیانی و منطقی ست علیه ی خشونت. بهتر است عُقده ای های خالی از عقیده کمی _آری فقط یک کمی_ دست از پُز و رُعب و جُبن بردارند و به تز و تفکُّر و تدبُّر روی آورند و این همه از مقاومت بد نگویند. همین.

این حیوان دریایی هم گل دارد هم در موقع لزوم ابزار مقاومت علیۀ خشونت

بقیه ادامه

  

چهارشنبه ۳۱ شهریور ۱۳٩٥ ، ۱۱:٠۱ ‎ب.ظ

پست 3444 : به نام خدا

    

قلّۀ دماوند. 1381. عارف. عاصم. عادل. عکاس: دامنه                               منرل پدرم. 1365.  امیر، ابی. اسماعیل

جبهه. 1364. ایستاده نفر 2و3 چپ: روانشاد یوسف. علیرضا آهنگر (موسی). نشسته چپ: احمد بابویه. دامنه. مرحوم سیدابراهیم حسینی

چهارشنبه ۳۱ شهریور ۱۳٩٥ ، ۱٠:٤۳ ‎ب.ظ

پست 3443 : به نام خدا. متن نقلی. در بارۀ مرحوم آیة الله نعمت الله صالحی نجف آبادی. قبلا" در 24 مرداد 1395 نیز در پست 3227 اینجا بخشی از زندگی این عالم دینی ارائه شده بود و این اشاراتی است به گوشه ای دیگر از زندگی علمی آن مرحوم:

«مرحوم صالحی نجف آبادی دست پرورده استادان بزرگی همچون آیت الله حاج آقا رحیم ارباب اصفهانی و آیت الله العظمی حاج آقا حسین بروجردی است. نوآوری های فقهی و شرح صدر و بینش باز او ریشه در تعلیمات پرارج و ارزش این دو فقیه برجسته دارد.

او بارها ضمن تدریس از مقام علمی به ویژه ابتکارات علمی و نکته سنجی و دقت آیت الله بروجردی سخن به میان می آورد و تاکید می کرد شیوه تحقیق را از آیت الله بروجردی آموخته است.

مرحوم آیة الله نعمت الله صالحی نجف آبادی

از فقاهت و شیوه تدریس و کیفیت ورود به بحث و خروج از آن و تکیه بر استقلال علمی و اعتماد به نفس از آقای بروجردی زیاد سخن به میان می آورد که در مباحث علمی صرفاً نباید نقال بود بلکه باید طالب علم خود به استنباط بپردازد.

می گفت آیت الله بروجردی به شاگردان متشکل حلقه درس می گفت: اینکه می گویی فلان و بهمان چنین و چنان گفته اند به جای خود، ولی تو خودت چه می گویی و با این شیوه افراد را وادار به تحقیق و دستیابی به اظهارنظر خاص اجتهادی خودشان می کرد.

مرحوم صالحی می گفت اگر آن شیوه دقیق و باریک بینی و نکته سنجی های آقای بروجردی نبود، من موفق به تالیف کتاب «شهید جاوید» نمی شدم. دقت های علمی آن استاد بزرگ مرا واداشت در هر موضوعی که وارد شوم به گونه اجتهادی به بحث و قلم فرسایی بپردازم و دامن تقلید را رها کنم و وارد عرصه تحقیق و آزاداندیشی شوم.» (منبع: اینجا)

چهارشنبه ۳۱ شهریور ۱۳٩٥ ، ٥:٢٥ ‎ب.ظ

پست 3442 : به قلم دامنه. به نام خدا. آیة الله اکبر هاشمی رفسنجانی روز سه شنبه 30 شهریور 1395 با تشریح اوضاع داخلی کشور به شرایط پسابرجام و رفع تحریم اشاره کرد و گفت:

باید از فرصت استفاده کنیم تا خرابی‌های 8 ساله گذشته را با تکیه بر وحدت و همدلی جبران کنیم.» (منبع: اینجا)

نکتۀ تحلیلی دامنه این است که به تعبیر «خرابی‌ های 8 ساله گذشته» در ادبیات آیة الله اکبر هاشمی رفسنجانی دقت شود، زیرا تفسیری ست از دورۀ دولت 9 و 10 محمود احمدی نژاد. تعبیری که ایشان پس از قبول صلح در جنگ، برای خرابی های آن 8 سال نیز بکار می گرفت.

اگر واقعا" اراده ای وجود داشته باشد و آزادانه آن دو دوره ی دولت 9 و 10 احمدی نژاد مورد تحقیق و تفحُّص مجلس، مردم و صاحب نظران قرار گیرد، بسیار از مسائل پشت پرده و انحرافات و اختلاس ها و ریخت و پاش ها و در یک کلام فساد سیاسی و مالی آشکار می شود.

احمدی نژادی که به همه، حتی به مراجع عظام تقلید، رهبر معظم انقلاب و حتی پدر معنوی جریانی تندرو و مُنشعب از درون جناح راست _یعنی آیة الله محمدتقی مصباح یزدی_ نیز تمکین نکرد و راه مکتب ایرانی! رحیم مشایی را قُطب خود ساخته بود و مثلا" مشّاء شده بود و منزوی و دورکار

کسی که با شیوه های مستبدانۀ فردی و با دوری از ولایت فقیه و مراجع و دلسوزان نظام، کشور بزرگ و تاریخی ایران را در بحران های بزرگ فرو برده بود؛ از بحران 88 گرفته تا نزاع های داخلی و تنش های خارجی! بگذره دامنه که دامنه ی این بررسی، بسی فراخ و خرابه! (برچسب: هاشمی رفسنجانی)

چهارشنبه ۳۱ شهریور ۱۳٩٥ ، ۸:٥٥ ‎ق.ظ

پست 3441 : به قلم دامنه. به نام خدا. حجة الاسلام والمسلمین حسن روحانی رییس‌ جمهور ایران بامداد سه‌شنبه 30 شهریور 1395، روز عید غدیر خم با فیدل کاسترو رهبر انقلابی و ضدامپریالیستی کوبا در هاوانا مرکز کوبا دیدار کرد.

فیدل کاسترو رهبر مردمی و آگاه کوبا، با اشاره به بحران آب در نقاط مختلف جهان، تأکید کرد در برنامه‌ ریزی آینده کشورهای جهان، آب مسئله محوری خواهد بود.

خواستم در این پست ضمن تجلیل از فیدل کاسترو، علیرغم تفاوت مکتب و عقیده و مرام با وی، فقط سه نکته بگویم:

1- برخلاف همه ی رهبران حکومت های کمونیستی که آلوده به دیکتاتوری و شیوه های توتالیتری شدند، فیدل کاسترو از جمله کمونیست هایی ست که  در طول انقلاب و حکومت، هرگز فریفتۀ قدرت و فساد نشد و تن به ذلّت و خفّت و غرب پرستی! نداد.

2- گرچه هنوز نفت و گازِ جهان اسلام برای غرب استعمارگر و مدعی لیبرالیسم و حقوق بشر!، متاعی سیاسی و بنیادی ست و برای آن حاضر است آرمان دموکراسی و اصول انسانی و حقوق بشر را به دوستی با عیّاشان دیکتاتور و مُستبد عرب نادیده بگیرد؛ اما در آینده این آب است که صلح و جنگ ها را تعیین می کند!

3- دامنه معتقد است ایرانیان در طول ایام، زندگی را به قناعت و قنات و قنوت آموخته اند که  اساس آن معنویت و دوری از اِسراف و ریخت و پاش و نیز پرهیز از هر گونه هدَردادها بوده است؛ پس در یک کلام بگویم روح ایرانی خود را فراموش نکنیم و زندگی را بر محور دیانت و با الگوی قناعت و قنات و قنوت بگذارنیم و آب و آبرو را باهم پاس بداریم.

هاوانا. دیدار حجت الاسلام والمسلمین حسن روحانی و فیدل کاسترو

چهارشنبه ۳۱ شهریور ۱۳٩٥ ، ۸:٥٤ ‎ق.ظ

پست 3440 : به نام خدا. از رهبر معظم انقلاب بشنویم. «پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر مقام معظم رهبریصبح [سه‌شنبه 30 شهریور 1395]حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار قشرهای مختلف مردم، ضمن تبریک عید سعید غدیر خم... با اشاره به صفات و خصوصیات معنوی و انسانی حضرت علی (ع) همچون ایمان عمیق، سبقت در اسلام، فداکاری در راه اسلام، اخلاص، علم و معرفت بالله، شجاعت، ترحُم، ایثار و گذشت، افزودند:

بخش دیگری از خصوصیات آن حضرت مربوط به شیوه حکومت داری است که از جمله‌ی آنها  عدالت، انصاف، برابر دانستن همه آحاد مردم، اجتناب از زخارف دنیا، تدبیر، سرعت عمل در انجام وظیفه، تبیین، هدایت جامعه به تقوا و بی باک بودن در عمل به حق و در عمل به عدل، است.

رهبر انقلاب اسلامی در خصوص اجتناب امیرالمؤمنین علی(ع) از امکانات دنیوی و حکومتی برای مصارف شخصی، تأکید کردند: وسوسه شدن برای استفاده از منابع مالیِ در اختیار، یکی از بلاهایی است که حکومتها به آن مبتلا هستند، در حالی که حکومت امامت با این مسائل جداً مخالف، و استفاده شخصی از امکانات عمومی ممنوع است...

کسی که رشوه می‌گیرد یا از بیت المال زیاده‌خواهی می‌کند، یا بر بدیها چشم می‌بندد و هیچ احساس مسئولیتی در قبال هدایت جامعه نمی‌کند، برای نظام و جامعه اسلامی، زینت نیست و در واقع مایه عیب برای شیعه است...

متأسفانه جامعه ما گرفتار پدیده زشت اسراف شده است و این اسراف در ابعاد مختلف از جمله در زندگی های شخصی خود را نشان می دهد... اگر جامعه ای بخواهد از لحاظ استحکام درونی اقتصاد به نقطه مطلوب برسد حتماً باید جلوی اسراف را بگیرد.»

 

چهارشنبه ۳۱ شهریور ۱۳٩٥ ، ۸:٥۳ ‎ق.ظ

پست 3439 : به قلم حجة الاسلام مالک رجبی دارابی 132. «سلام علیکم. بسمه تعالی. با طلا باید نوشت. سخنان کوتاه از بزرگان جهان. کلمات قصار

۱ : ملاک شناخت مقام انسان نزد خدا. برادر بزرگوار ما جناب آقا ابراهیم طالبی مدیر وبلاگ دامنه در پست 3431 اینجا با عنوان «یاد امام رضا بودن» حدیث ارزشمند از ثامن الحجج امام رضا (ع) نقل کردند بنده را بیاد این سخن علی (ع) آورد . بمناسبت عید غدیر تقدیم می کنم:

هر کس دوست دارد بداند که نزد خداوند چه جایگاهی دارد باید ببیند خدا نزد او چه جایگاهی دارد. به هر کس دنیا و آخرت عرضه شود و او آخرت را ترجیح دهد، خداوند را دوست دارد و اگر دنیا را بر آخرت ترجیح دهد خداوند در نظر او مقام و منزلتی ندارد. (بحار ج۷۰ ص ۲۵۵)

۲ : اگر می خواهید بدانید خداوند به پول و ثروت با چه نظر پستی می نگرد، نگاه کنید. ببینید آن را در اختیار چه افرادی قرار داده است. چالز دیکنز

۳ : بزرگترین افتخار در این نیست که هرگز سقوط نکنیم، بلکه در این است که هر بار که سقوط کردیم ، مجدداً بپا خیزیم. کنفو سیوس

۴ : حرف حق تلخ است، ولی مرد حق، این تلخی را به هیچ شیرینی نمی فروشد. ویکتور هوگو

۵ : اگر مرد سبک مغزی را دیدید که منصب عالی دارد، تعجب نکنید، باد همیشه اشیاء سبک را بالا می برد. ژرژ ساند .

۶ : اگر می خواهید اخلاق کسی را امتحان کنید، به او قدرت بدهید . آبراهان لینکلن

۷ : اگر بر ناتوان خشمگین شدی دلیل بر این است که قوی نیستی . ولتر

۸ : اگر مسیح علیه السلام مرده ایی را زنده کرد، معلم ملتی را احیاء کرد . ارپید

۹ : با بزرگان و شجاعان عالم و حتی درندگان بیابان روبرو شدم، هیچ یک مانند همنشین بد، بر من غالب نشد. بزرگمهر

۱۰ : درباره هیچ کس قضاوتی نکنید، تا اینکه ببینید با چه کسی همنشین است. حضرت سلیمان (ع) .

انشاء الله برای همگان قابل استفاده باشد . پیروز و سربلند باشید . التماس دعا  تحریر شده شام عید غدیر شب سه شنبه قم المقدسه. ۱۸ ذی الحجه ۱۴۳۷ ه ق  مورخه ۳۰ / ۶/ ۱۳۹۵»

پاسخ دامنه : به نام خدا. سلام من هم به شما جناب شیخ مالک. از شما ممنونم هم به دلیل متن هایی که به قلم خودت می نویسی و هم به علت لطف تان به دامنه. همۀ نکته های این پستت را خواندم و کلام مولا علی (ع) آرامش بخش بود و نکتۀ پنجم و هشتم هم بسی مهم. خدا حافظ.

چهارشنبه ۳۱ شهریور ۱۳٩٥ ، ۸:٥٢ ‎ق.ظ

پست 3438 : به انتخاب دامنه. قرآن در صحنه 30. به نام خدا. توضیح ضروری دامنه: با توجه به سررسیدن ماه مهر و بازگشایی مدارس و دانشگاه ها و حوزه های علمیه، ضمن تبریک به دانش آموز، دانشجو و طلبه و نیز آرزوی سلامتی و توفیق برای آموزگار و استاد و مجتهد، تفسیر آیه های 66 تا 70 سورۀ کهف قرآن مجید را _که در راستای رُشد و تربیت و تعلیم و آموختن است_ به استناد تفسیر مرحوم علامه طباطبایی در المیزان تقدیم و هدیه ی معنوی می نمایم که اگر با حوصله و ذکاوت و دقت به آن نگریسته گردد، بسیار لذت آفرین و پُررمز و راز و آموزنده می باشد. خوانندگانی که حوصله ی کمتری در خواندن متن ها دارند، در صورت تمایل می توانند نتیجۀ ملاقات را در متن زیر عکس مرور کنند:

قَالَ لَهُ مُوسَى هَلْ أَتَّبِعُکَ عَلَى أَنْ تُعَلِّمَنِ مِمَّا عُلِّمْتَ رُشْدًا ﴿۶۶﴾ موسى به او [دامنه: حضرت خضر علیه السّلام] گفت آیا تو را به شرط اینکه از بینشى که آموخته شده‏ اى به من یاد دهى پیروى کنم (۶۶) قَالَ إِنَّکَ لَنْ تَسْتَطِیعَ مَعِیَ صَبْرًا ﴿۶۷﴾ گفت تو هرگز نمى‏ توانى همپاى من صبر کنى (۶۷) وَکَیْفَ تَصْبِرُ عَلَى مَا لَمْ تُحِطْ بِهِ خُبْرًا ﴿۶۸﴾ و چگونه مى‏ توانى بر چیزى که به شناخت آن احاطه ندارى صبر کنى (۶۸) قَالَ سَتَجِدُنِی إِنْ شَاءَ اللَّهُ صَابِرًا وَلَا أَعْصِی لَکَ أَمْرًا ﴿۶۹﴾ گفت ان شاء الله مرا شکیبا خواهى یافت و در هیچ کارى تو را نافرمانى نخواهم کرد (۶۹) قَالَ فَإِنِ اتَّبَعْتَنِی فَلَا تَسْأَلْنِی عَنْ شَیْءٍ حَتَّى أُحْدِثَ لَکَ مِنْهُ ذِکْرًا ﴿۷۰﴾ گفت اگر مرا پیروى مى ‏کنى پس از چیزى سؤال مکن تا [خود] از آن با تو سخن آغاز کنم (۷۰)

تفسیر مرحوم علامه طباطبایی در المیزان : کلمه رشد در معنا، مخالف غَى است، آن به معناى اصابت به واقع و صواب و این به معناى خطا رفتن است.

در این جمله [قَالَ إِنَّکَ لَنْ تَسْتَطِیعَ مَعِیَ صَبْرًا] خویشتن دارى و صبر موسى را در برابر آنچه از او مى بیند با تاکید نفى مى کند و خلاصه مى گوید: تو نمى توانى آنچه را که در طریق تعلیم از من مى بینى تحمل کنى و دلیل بر این تاکید چند چیز است، اول کلمه ان. دوم آوردن کلمه صبر است به صورت نکره در سیاق نفى، چون نکره در سیاق نفى، افاده عمومیت مى کند. سوم اینکه گفت: تو استطاعت و توانایى صبر را ندارى و نفرمود نسبت به آنچه که تو را تعلیم دهم صبر ندارى .

چهارم اینکه قدرت بر صبر را با نفى سبب قدرت که عبارت است از احاطه و علم به حقیقت و تاویل واقع نفى مى کند پس در حقیقت فعل را با نفى یکى از اسبابش نفى کرده، و لذا مى بینیم موسى در هنگامى که آن عالم معنا و تاویل کرده هاى خود را بیان کرد تغیرى نکرد، بلکه در هنگام دیدن آن کرده ها در مسیر تعلیم بر او تغیر کرد، و وقتى برایش معنا کرد قانع شد. آرى، علم حکمى دارد و مظاهر علم حکمى دیگر.

نظیر این تفاوتى که در علم و در مظاهر علم رخ داده داستان موسى (علیه السلام) است در قضیه گوساله که در سوره اعراف آمده، با اینکه خداى تعالى در میقات به او خبر داد که قوم تو بعد از آمدنت به وسیله سامرى گمراه شدند، و خبر دادن خدا از هر خبر دیگرى صادقتر است، با این وصف آنجا هیچ عصبانى نشد ولى وقتى به میان قوم آمد و مظاهر آن علمى را که در میقات به دست آورده بود با چشم خود دید پر از خشم و غیظ شده الواح را انداخت، و موى سر برادر را گرفت و کشید.

پس جمله إِنَّکَ لَنْ تَسْتَطِیعَ مَعِیَ صَبْرًا اِخبار به این است که تو طاقت روش تعلیمى مرا ندارى، نه اینکه تو طاقت علم را ندارى.

کلمه خبر [در این آیه وَکَیْفَ تَصْبِرُ عَلَى مَا لَمْ تُحِطْ بِهِ خُبْرًا] به معناى علم است، و علم هم به معناى تشخیص و تمیز است، و معنا این است که: خبر و اطلاع تو به این روش و طریقه احاطه پیدا نمى کند.

موسى (علیهالسلام) در این جمله قَالَ سَتَجِدُنِی وعده مى دهد که به زودى خواهى دید که صبر مى کنم و تو را مخالفت و عصیان نمى کنم، ولى وعده خود را مقید به مَشیت خدا کرد تا اگر تخلف نمود دروغ نگفته باشد...

ظاهر این است که کلمه منه [در آیۀ قَالَ فَإِنِ اتَّبَعْتَنِی فَلَا تَسْأَلْنِی عَنْ شَیْءٍ حَتَّى أُحْدِثَ لَکَ مِنْهُ ذِکْرًا] متعلق به کلمه ذکرا باشد، و احداث ذکر از هر چیز به معناى ابتداء و آغاز به ذکر آن است بدون اینکه از طرف مقابل تقاضایى شده باشد...

در این جمله اشاره است به اینکه به زودى از من حرکاتى خواهى دید که تحملش بر تو گران مى آید، ولى به زودى من خودم برایت بیان مى کنم. اما براى موسى مصلحت نیست که ابتداء به سؤال و استخبار کند، بلکه سزاوار او این است که صبر کند تا خضر خودش بیان کند.

مطلب عجیبى که از این داستان استفاده مى شود رعایت ادبى است که موسى (علیه السلام) در مقابل استادش حضرت خضر نموده، و این آیات آن را حکایت کرده است، با اینکه موسى (علیه السلام) کلیم الله، و یکى از انبیاى اولوا العزم و آورنده تورات بوده، مع ذلک در برابر یک نفر که مى خواهد به او چیز بیاموزد چقدر رعایت ادب کرده است!

از همان آغاز برنامه تا به آخر سخنش سرشار از ادب و تواضع است، مثلا" از همان اول تقاضاى همراهى با او را به صورت امر بیان نکرد، بلکه به صورت استفهام آورده و گفت: آیا مى توانم تو را پیروى کنم ؟

دوم اینکه همراهى با او را به مصاحبت و همراهى نخواند، بلکه آن را به صورت متابعت و پیروى تعبیر کرد.

سوم اینکه پیروى خود را مشروط به تعلیم نکرد، و نگفت من تو را پیروى مى کنم به شرطى که مرا تعلیم کنى، بلکه گفت: تو را پیروى مى کنم باشد که تو مرا تعلیم کنى.

چهارم اینکه رسما خود را شاگرد او خواند.

پنجم اینکه علم او را تعظیم کرده به مبدئى نامعلوم نسبت داد، و به اسم و صفت معینش نکرد، بلکه گفت از آنچه تعلیم داده شده ای و نگفت از آنچه مى دانى.

ششم اینکه علم او را به کلمه رشد مدح گفت و فهماند که علم تو رشد است ( نه جهل مرکب و ضلالت ).

هفتم آنچه را که خضر به او تعلیم مى دهد پارهاى از علم خضر خواند نه همه آن را و گفت: پاره اى از آنچه تعلیم داده شدى مرا تعلیم دهى و نگفت آنچه تعلیم داده شدى به من تعلیم دهى.

هشتم اینکه دستورات خضر را امر او نامید، و خود را در صورت مخالفت عاصى و نافرمان او خواند و به این وسیله شأن استاد خود را بالا برد.

نهم اینکه وعدهاى که داد وعده صریح نبود، و نگفت من چنین و چنان مى کنم، بلکه گفت: ان شاء الله به زودى خواهى یافت که چنین و چنان کنم. و نیز نسبت به خدا رعایت ادب نموده ان شاء الله آورد.

خضر (علیه السلام) هم متقابلا رعایت ادب را نموده اولا" با صراحت او را رد نکرد، بلکه به طور اشاره به او گفت که: تو استطاعت بر تحمل دیدن کارهاى مرا ندارى.

و ثانیا" وقتى موسى (علیه السلام) وعده داد که مخالفت نکند امر به پیروى نکرد، و نگفت: خیلى خوب بیا بلکه او را آزاد گذاشت تا اگر خواست بیاید، و فرمود: فان اتبعتنى پس اگر مرا پیروى کردى.

و ثالثا" به طور مطلق از سؤال نَهیش نکرد، و به عنوان صرف مولویت او را نهى ننمود بلکه نهى خود را منوط به پیروى کرد و گفت: اگر بنا گذاشتى پیرویم کنى نباید از من چیزى بپرسى تا بفهماند نهیش صرف اقتراح نیست بلکه پیروى او آن را اقتضاء مى کند.»

چهارشنبه ۳۱ شهریور ۱۳٩٥ ، ۸:٥۱ ‎ق.ظ

پست 3437 : به نام خدا. آلبوم 115 عکس های ارسالی جناب یک دوست به دامنه در سه شنیه 30 شهریور 1395 در روز خُجستۀ عید غدیر خم در اینجا

    

گل روستای دارابکلا                                                                        انجیر روستای دارابکلا

سه‌شنبه ۳٠ شهریور ۱۳٩٥ ، ۱:٢٩ ‎ب.ظ

پست 3436 : به قلم دامنه. به نام خدا. در سلسله مباحث معرفی دارابکلایی ها اینجا، این پست در معرفی مختصر جناب عیسی قاسمی دارابی ست. فرزند حاج قاسم علی. ساکن ببخیل دارابکلا. به عبارتی داماد مرحوم سید ابراهیم صباغ دارابی.

وی فردی کاری، خوش اخلاق، فعال و پُرجنب و جوش است و در زمینه های لوله کشی آب ساختمان و امور فنی مهارت و اشتغال دارد به طوری که در میان مردم و دوستدارنش مشهور است به عیسی مهندس.

من از خیلی سال پیش با ایشان سلام و علیک های گرم دارم و بیشتر امور فنی منزل پدرم را ایشان و محمد رمضاتی معمولا" رسیدگی می کردند و رفع عیب می نمودند. برای سلامتی اش صلوات. عکاس: جناب یک دوست. 30 شهریور 1395

      

خداقوت جناب آقا عیسی                                                     انار سردرگاه منزلش

عیسی قاسمی دارابی. عکاس: جناب یک دوست. 30 شهریور 1395

سه‌شنبه ۳٠ شهریور ۱۳٩٥ ، ۱:٢٧ ‎ب.ظ

پست 3435 : به قلم دامنه. به نام خدا. خاطرات من. فردا 31 شهریور است. یعنی سرآغاز هفتۀ دفاع مقدس که در 8 سال سخت و مظلومانه و جانکاه آن،

خونِ شهیدان پیام آفرید،

جانِ جانبازان نوید داد،

ایثارِ رزمندگان، امید ساخت،

و نیز نق نقِ نق زنان و توطئه گران و ترسویانِ گریزان از جنگ و دفاع مقدس، هیچ غلطی برای شان جز خُسران به بار نیاورد!

دفاعی علیۀ امپریالیسم و نوکران منطقه ای آن. یعنی شاهان عیّاش عرب و حاکمان دیکتاتور منطقه که آرزوی تسخیر ایران و واژگونی نظام را در سر می پروراندند!

دفاعی علیۀ خیانت پیشگان مزدور روسیۀ کمونیست و آمریکای امپریالیست. یعنی سازمان تروریستی منافقین و شاخه های برانداز احزاب کمونیست و مائویست که خیلی خام و پیاده و عقب مانده و خائن و کم سواد و بی جنبه و عُقده ای بودند.

دامنه. اولین کارت اعزام به جبهه ام

دهها خاطره ی درام و کُمدی در طی چند باری که در این جنگ و دفاع مقدس به جبهه های غرب و جنوب ایران رفته بودم، دارم. که هر کدام محتاج حوصله دامنه است و کشش خواننده. یک خاطره ام اما این است:

به بسیجیان در حین جنگ هیچ گونه پول و حقوقی نمی دادند، مگر در پایانِ تسویه حساب، آن هم مبلغی بسیار ناچیز و بی مقدار. من سال 60 در جبهه ی غرب بودم. هیچ پولی در جیب نداشتم و اساسا" پولی هم نداشتم.

پدرم دو ماه پس از رفتنم، نامه ای برایم پست کرد و لایش 1000 تومان گذاشت و ارسال کرد. اما  این نامه و این پول بابرکت مرحوم پدرم، آنقدر به اشتباه در گردان ها و قلّه ها و محورها چرخید و چرخید و چرخید تا وقتی به من رسید که دیگر رمَقی برای خرجش نداشتم و با همان کاغذ و خط پاره پوره ی پدرم، پول و نامه را آوردم محل و به او نشان دادم و حسابی دلش سوخت و کمی هم خندید و سپس خرجش کردم به راهی که فکر می کنم شیرین ترین خرجی ام بود در طول عمرم. بگذرم.

سه‌شنبه ۳٠ شهریور ۱۳٩٥ ، ۱:٢٦ ‎ب.ظ

پست 3434 : به قلم روزگار 18متن نقلی. «سلام خدمت دامنه گرامی و دامنه خوانان ارجمند.

علی، شاه

عَلی، ماه

عَلی، راه

عَلی نَصْرُ مِن الله

علی زِمزِمۀ هَر دِلِ آگاه

علی عِینِ یَقینْ است

علی بَر هَمه ى خَلْقْ امیرالْمؤمِنینْ است

علی کاشِفِ هَر غَم

علی بَر هَمه مَرْحَم

علی ذِکْرِ لَبِ عیسى بن مَرْیَم

علی هَستى خاتَم

علی بَرگِ بَراتِ هَمۀ خَلْقْ ز آتَش و جَهَنَّم

علی اصلِ وجودْ است

علی روى سُجودْ است

علی مَعدَنِ جودْ است

علی راز و نیازْ است

علی سوز و گُدازْ است

علی مَحْرَمِ راز است

علی مُهرِ قبولی نَماز است

علی بَرْگ و بَراتْ است

علی حَجُّ زَکاتْ است

علی تَجَلّی صفاتْ است

علی بابِ نِجاتْ است

علی حَیّ و مَماتْ است

علی رَمْز عُبور و مُرور از روى صراط است

علی ساقی کوثَر که هَمان آب حیات است

فَقَط حِیدَرِ کَرّار امیر الْمؤمِنینْ است.

عید غدیر بر همگان مبارک

از مناجات دلنشین امیرالمؤمنین علی علیه السّلام

سه‌شنبه ۳٠ شهریور ۱۳٩٥ ، ۱:٢٥ ‎ب.ظ

پست 3433 : به قلم دامنه. به نام خدا. واقعا" آیا علی (ع) امام ماست؟ همه از آمدن عید خُجسته ی غدیر خم، روز نوید امامت علی به کلام حضرت محمد (ص) بشدّت شادمانیم و به هم تبریک و شادباش می گوییم. ولی آیا علی (ع) امام و مقتدا و پیشوا و رهبر ماست؟

علی (ع) مظهر خداپرستی، دانایی، مردم دوستی، فقرزُدایی، یتیم نوازی، ساده زیستی، مدیریت سیاسی و از همه مهم تر هُمای رحمت و اُسوۀ عدالت است. به نظرم اگر علی (ع) امام ماست که 100% نیز چنین است پس باید چنین باشیم:

در پرستش خدا، عشق و عرفان را بپیماییم.

در دانایی، مانند علی (ع) خود را سیراب نماییم.

در مردم دوستی، از تبختُر و تکبُّر و فخرفروشی پرهیز کنیم.

در فقرزُدایی، تفکر دِهش را جایگزین انباشت نماییم.

در یتیم نوازی، دلی به مهر علی (ع) جستجو کنیم.

در ساده زیستی، عار نداشته باشیم و ایمان را به مادّه و دنیا نیالاییم.

در مدیریت های اجتماعی و سیاسی، خود را یکّه و همه کاره نپنداریم.

در رحمت و شفقت، مُفاد حقیقی اسلام را به همدیگر تعلیم دهیم.

در عدالت ورزی، اسیر احساسات و امتیازات و برتری خواهی نشویم.

دوشنبه ٢٩ شهریور ۱۳٩٥ ، ٩:۳٥ ‎ق.ظ

پست 3432 : به قلم دامنه. به نام خدا. یک دامنه خوان خوش ذوق و همیشگی دامنه، وقتیپست 3431 اینجا با عنوان «یاد امام رضا بودن» را در دامنه دید این عکس دیدنی زیر را به تلگرامم فرستاد.

نمی دانم آیا الآن مشهد است یا جایی دیگر. به هر حال بسیار پُرمعناست این عشق کودک به حرم رضوی و فرش نمازگزاران حریم آن حرم آرامش بخش. بر من خیلی اثر ذوقی گذاشت این عکس و شوق و عشق عیان شده در چهرۀ کودک.

عشق یک کودک به آقا امام رئوف رضا (ع)

دوشنبه ٢٩ شهریور ۱۳٩٥ ، ٩:۳۳ ‎ق.ظ

پست 3431 : به انتخاب دامنه. به نام خدا. لیف روح این هفته، یادِ امام رضا بودن است. سخنی ست از آن امام رئوف (ع). اصول کافی، جلد 4. ص 469:

«هر وقت خواستی ببینی چقدر یاد تو هستم، ببین چقدر یاد من هستی و من در نظرت چگونه هستم؟»

در مشهد قلب ها به قبلۀ امام رضا می تپد

دوشنبه ٢٩ شهریور ۱۳٩٥ ، ٩:۳۱ ‎ق.ظ

پست 3430 : به قلم حجة الاسلام محمدجواد غلامی 42. «حج ولایت. به نام خالق بی همتا، سال دهم هجرت بیابان حجاز شاهد حدود ۹۰ یا ۱۲۰ هزار مسلمان بود که با لباس احرام غبار آلود و اشک ریزان، شعار لبیک... لبیک سرداده، عاشقانه و فرشته صِفت خدای را عبادت می کردند.

رسول خدا (ص) خوب می دانست که امت اسلام امامی عادل و آگاه نیاز دارد تا رنج های چندین ساله اش بی ثمر نشود. وقتی فریضه حج پایان یافت و مردم به سوی شهرهای خود حرکت کردند، صدای منادیان پیامبر (ص) در صحرای حجاز طنین افکند شد و مسلمانان را به توقف فراخواند. زیرا فرشته وحی پیامی جدید آورده بود: «یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیک من ربک و... »

رسول حق (ص) همه مردم را در مکانی به نام «غدیر خم» گرد آورد تا روح اسلام (خلافت و رهبری) را به طور کامل تبیین نماید. پس از انجام فریضه ظهر، پیامبر (ص) بر فراز منبر بلندی از جهاز شترها قرار گرفت و پس از نیایش پرودگار، خبر نزدیک بودن رحلت خویش را اعلام کرد و آنگاه فرمود: کتاب خدا و عترت (اهل بیتم) بعد از من دوش به دوش هم راهبر شمایند. شما به درستی پیرو آنها باشید تا گمراه نشوید. سپس دست مولا علی (ع) را بلند کرد تا حاضران او را ببینند و فرمود: « هر که من مولای اویم، علی مولای اوست».

حضرت پس از آنکه این جمله را سه بار تکرار کرد، فرمود: حاضران این حقیقت را به دیگران برسانند. هنوز جمعیت پراکنده نشده بود که فرشته وحی ݥهر کمال و پیام شادباش خداوند را ابلاغ کرد: «الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتی و رضیت لکم الاسلام دینا»

«هر که من مولای اویم، علی مولای اوست»

دوشنبه ٢٩ شهریور ۱۳٩٥ ، ٩:۳٠ ‎ق.ظ

پست 3429 : به قلم دامنه. به نام خدا. ده سال پیش در 25 خرداد 1385 یک مقاله ای را برای جایی خلاصه کرده بودم، برگرفته از مصطفی ملکیان فیلسوف نامدار ایران که عصاره و نمایۀ آن را در این پست با برداشت های آزاد خودم برمی شمارم.

مردم ما تقریبا" با 25 مشکل اساسی در درون و بیرون خود دست و پنجه نرم می کنند به  عبارتی این عوامل از ریشه های پس افتادگی جامعه و مردم است:

1- پیش داوری. مثل خوش بینی های نابجا به برخی افراد و لایه های اجتماعی.

2- دُگماتیسم و جُمود. مثل اعتقاد به این که مُحال است فلان گزاره درست نباشد.

3- خُرافه پرستی. یعنی باور به عقایدی که هیچ شاهدی به سود آن وجود ندارد.

4- بهاء دادن به داوری های دیگران نسبت به خود. این عین خوره، می خورد شخص را.

5- همرنگی با جماعت. برخی خیال می کنند همیشه باید با جماعت هم ایده بود و همراه.

6- تلقین پذیری. یعنی همه را با موضع و رای خود همسان خواستن.

7- القاپذیری. یعنی آنقدر تکرار می کنند تا آوازه گری آن جای دلیل را بگیرد و همه باور کنند.

8- تقلید. یعنی به شکل دیگری درآمدن. تقلید فقهی البته امری پذیرفته است.

9- تعبّد. یعنی پذیرش سخن به دور از استدلال و زندگی به دور از فهم و تشخیص. تعبّد به خدا را _که امری پرستشی و عبودیت و عشق است_ به بقیه ی امور و اشخاص تعیم دادن.

10- شخصیت پرستی. مثلا" فلان شاعر را مطلق قبول داشتن و سرسپردن.

11- تعصّب. یعنی شیفته شدن و چسبیدن به امور و باورها. نوعی هَمیت جاهلیت!

12- اعتقاد به برگزیدگی. مثل باور صهیونیست ها به نژاده بودن و برتر بودن قوم! یهود.

13- تجربه نیندوختن از گذشته. یعنی ذهن را نسبت به قضایا تار و تیره نگه نداشتن.

14- جدی نگرفتن زندگی. یعنی چیزهای مهمتر را برای چیزی بی اهمیت رهاکردن!

15- دیدگاه بد به کار. باید دانست که جوهر انسان کار است. بیکاری و هرزگی مُخلِّ زندگی ست.

16- قائل بودن به ریاضت. یعنی نه مصرف زدگی و نه مُرتاض گری هندی.

17- زیاده گویی. عُرفا در سکوت تبادل روحی داشتند. پُرحرفی خلاف توصیه های مذهبی ست.

18- زبان پریشی. یعنی حرف های نفهیده و پریشان با دیگران زدن.

19- از دست رفتن قوّه تشخیص مصلحت و خوشایند. مثل منفعت کوتاه مدت را دیدن.

20- ظاهرگرایی. یعنی فریفتۀ ظاهر قضایا شدن و عُمق را نفهیدن.

21- دخالت های بیگانگان و استعمارگران.

22- انواع سُلطه گری ها و سُلطه پذیری ها.

23- تلّقی عوامانه به دین.

24- ... .

25- ... .

دو مورد 24 و 25 را خالی گذاشتم تا خود دامنه خوانان شریف آن را پُر کُنند و یا پَر بکَنند.

دوشنبه ٢٩ شهریور ۱۳٩٥ ، ٩:٢٧ ‎ق.ظ

پست 3428 : به نام خدا. متن نقلی. مهدی فضائلی از فعالان جناح راست در خبرگزاری فارس _از خبرگزاری های وابسته به جناح راست_ نوشت:

«چند روزی است محافل رسانه‌ای و سیاسی گوناگون از‌جمله کانال‌های نزدیک به دکتر احمدی‌نژاد، از ملاقات وی با رهبر انقلاب اسلامی خبر می‌دهند؛ دیداری مهم که به ‌درخواست و پیگیری خود او انجام شده...

اما ظاهرا نتیجه‌اش خلاف انتظار وی بوده‌ است! هرچند هنوز جزئیات این دیدار که چند هفته قبل انجام شده است، منتشر نشده؛ ولی این مقدار قطعی است که وی با نهی صریح رهبر معظم انقلاب، برای ورود به میدان رقابت انتخابات ریاست‌جمهوری سال آینده مواجه شده است!

محمود احمدی نژاد منتهی الیۀ سمت راست

حضرت آقا این بار نه به شیوه معمول و غالب خود- و البته نه همیشگی- بلکه مبتنی بر مصالح کشور و مشابه موارد خاص و استثنا، در برابر آمدن دکتر احمدی‌نژاد به میدان رقابت‌های ریاست‌جمهوری سکوت نکرده و صراحتا نظر مخالف خود را ابراز کرده‌اند.

بنابراین بدون تردید، اعلام نظر صریح رهبری، حدود ٩ ماه مانده به انتخابات را باید اقدامی پر خیر و برکت و البته توأم با اتمام حجت دانست. امروز احمدی‌نژاد و یاران دوآتشه و سینه‌چاک او در معرض آزمونی مهم قرار گرفته‌اند؛ آزمون «ولایت‌پذیری»! احمدی‌نژاد که مدتی است نشست‌های «تبیین آرمان‌های انقلاب اسلامی و بازخوانی خط امام و رهبری» را برگزار می‌کند، امروز باید در عمل نشان دهد با نهی مهم‌ترین «ثقل» احیا‌شده از سوی امام (ره) یعنی «ولایت فقیه» چگونه برخورد خواهد کرد و تمکین می‌کند یا خود را «مأذون»! نمی‌داند و راه خود را می‌رود؟ او در دوران ریاست‌جمهوری‌اش در گفت‌وگو با نویسنده این سطور، مدعی بود سینه‌اش را سپر کرده تا تیرهای نشانه‌رفته به سمت آقا به او اصابت کند!». (منبع: اینجا)

دوشنبه ٢٩ شهریور ۱۳٩٥ ، ٩:٢٧ ‎ق.ظ

پست 3427 : به نام خدا. از رهبر معظم انقلاب بشنویم. «پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر مقام معظم رهبری: «حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح امروز [یکشنبه 28 شهریور 1395] در دیدار شرکت کنندگان در همایش سراسری فرماندهان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی یکی دیگر از تحریف های اجزاء قدرت نرم نظام اسلامی را، «مساوی دانستن آرمانگرایی با عدم عقلانیت» دانستند و خاطرنشان کردند: آرمانگرایی عین عقلانیت است زیرا اگر ملتی بدون آرمان شود، همانند وضعیت امروز جوامع غربی از درون تهی و پوچ خواهد شد.

یکی از عناصر قدرت نرم جمهوری اسلامی ایران، «بی اعتمادی مطلق به قدرتهای سلطه گر جهانی» است که امروز مظهر آن امریکا است... متأسفانه برخی ها حاضر نیستند این بی اعتمادی را قبول کنند و اگرچه به زبان می گویند امریکا دشمن است اما احساس واقعی بی اعتمادی به امریکا، در آنها وجود ندارد...

اگر ما امروز راه را برای مذاکره با امریکاییها و وسوسه های آنها در بخشهای مختلف، باز کنیم، نه فقط زمینه ساز نفوذ آشکار و پنهان آنها شده ایم بلکه پیشرفت مورد نظر کشور هیچ گاه محقق نخواهد شد و عقب ماندگی قطعی خواهد بود...

امریکاییها اصرار دارند که ما با آنها درباره مسائل منطقه غرب آسیا به‌ویژه سوریه، عراق، لبنان و یمن مذاکره کنیم؛ هدف واقعی آنها از این درخواستهای مذاکره چیست؟ آنها هدفی جز جلوگیری از حضور جمهوری اسلامی ایران در منطقه به عنوان عامل اصلی ناکامی های امریکا، ندارند...

عقلانیت اقتضاء می کند، نسبت به کسانی که دشمنی خود را آشکار کرده اند، بی اعتمادی مطلق داشته باشیم... مذاکره با امریکا نه تنها فایده ندارد، بلکه ضرر هم دارد و این موضوع، با  استدلال به مسئولان سطوح بالای کشور گفته شده و آنان نیز پاسخی در رد آن نداشتند.

فرمانده کل قوا سپس در بیان چند توصیه خطاب به پاسداران انقلاب اسلامی، محور همه  توانایی‌های سپاه را «ایمان و روحیه انقلابی و جهادی» دانستند و افزودند: نباید اجازه داد که روحیه انقلابی با میل و دل بستن به دنیا و وارد شدن در مسابقه تجمل پرستی و اسراف تضعیف  شود.»

دوشنبه ٢٩ شهریور ۱۳٩٥ ، ٩:٢٦ ‎ق.ظ

پست 3426 : به قلم حجة الاسلام مالک رجبی دارابی 131. «بِسمِ اللّهِ العَلیِّ العَظیم. سلام علیکم. ولادت امام هادی و عید غدیر. امام علی علیه السلام را به همه شما دامنه خوانان تبریک می گویم از خداوند تبارک و تعالی مسئلت دارم عیدی ما را ظهور امام زمان و سلامتی رهبر و آمرزش گناهان و ادای قرض مقروضین و برآورده  شدن حاجت حاجت مندان عنایت فرماید.

لازم دانستم مطالبی در ارتباط با عید غدیر محضر شما خوبان تقدیم کنم .چرا از غدیر تجلیل کنیم ؟

۱ : می خواهیم محکم بگوئیم سرچشمه ی  مذهب ما امیرالمومنین واهل بیت علیهم السلام  می باشند نه ابوحنفیه و شافعی ودیگر مذاهب اهل تسنن .

۲ : می خواهیم اثبات کنیم و تکرار کنیم و محکم بگوئیم جانشین بلا فصل پیغمبر علی علیه السلام است بدلائل ذیل که عبارتنداز دلیل اول :

۱ : آیات نازله درباره ی علی علیه السلام مثل

۱- ١ آ یه ولایت سوره مائده آیه ۵۵ 

۱ - ٢ آیه تبلیغ سوره مائده آیه ۶۷

١ - ٣ آیه اطاعت سوره نساء آیه ۵۹

١ - ۴ آیه مباهله سوره آل عمران آیه ۶۱

بیش از ۳۰۰ آیه درباره علی علیه السلام است

دلیل دوم : احادیث نبوی

۱ : حدیث غدیر ۲ حدیث منزلت ۳ حدیث یوم الاِنذار ۴ حدیث ثقلین واحادیث معروف دیگر

دلیل سوم : نظر رجال عامه ودیگران درباره علی

دلیل چهارم : دلیل عقلی و اصولی

منبع بهمراه توضیحات کتاب علی کیست مرحوم فضل الله کمپانی ۱ز ص ۲۹۳ الی ص ۴۰۰ رجوع کنید و آداب و اعمال شب عید غدیرمخصوصا روز عید غدیر به بخش اعمال شب و روز عید غدیر کلیات مفاتیح الجنان رجوع کنید

دو تا از اعمال را می گویم که خیلی مهم است .

۱ : درهم و دینار ( پول پول ) عیدی بدهند چه سید و چه غیر سید یعنی این عیدی دادن منحصر به سید نیست بلکه غیر سید هم عیدی بدهد اگر یک درهم بدهی در این روز برابر است باصد هزار درهم در اوقات دیگر

۲ : اطعام دهی به مومن مثل آنکه جمیع پیغمبران وصدّیقان را اطعام داده وافطار به روزه داران این روز مثل آنکه صدهزار پیغمبر و صدیق را افطار داده. التماس دعا ۲۹ شهریور ۱۳۹۵ برابر با  ۱۷ذی الحجه حوزه علمیه قم»

یکشنبه ٢۸ شهریور ۱۳٩٥ ، ٩:٢٥ ‎ق.ظ

پست 3425 : به قلم دامنه : کلاس درس علم سیاست 11. به نام خدا. نوسازی چیست؟ به زبان ساده نوسازی در علم سیاست، روندی ست که در آن خردمندانه از منابع جامعه و طببعت بهره برداری می شود تا جامعۀ نو ایجاد شود.

جامعۀ نو، نیز جامعه ای ست که در آن شهرنشینی، باسوادی، تحرّک اجتماعی، رشد اقتصادی و وابستگی گستره اجتماعی وجود دارد.

     

نوسازی لازمۀ جامعۀ نو                                             پل تاریخی راه آهن ورسک

نوسازی در حقیقت نیرویی ست که در گذرِ زمان بر سراسر جهان و همۀ تمدن ها سایه می افکند و گسترش می یاید. از جنبه های اساسی نوسازی: شهرنشینی، صنعتی شدن، دموکراتیزه شدن، تعلیم و تربیت، مشارکت رسانه ها و مهم تر از همه در اختیارگرفتن محیط طبیعی و اجتماعی برای پیشرفت و آبادانی و نیز رشد و توسعه است.

نوسازی راه انقلاب های سیاسی و اقتصادی را هموار می کند. در یک عبارت ساده تر، نوساری در سطح فکری یعنی گسترش شگرف دانش بشر و در سطح اجتماعی یعنی وفاداری افراد به خانواده و هنجارها و در سطح اقتصاد یعنی رشد تولید کشاورزی و بهره وری از طبیعت و رونق بازار و بازرگانی و صنعت.

هر گونه مقاومت و مخالفت با نوسازی و جامعه ی نو، در واقع هم پَسروی و عقب ماندگی ست و هم اسیر احساسات و هیجانات و جوّزدگی های زودگذر و زیان بخش شدن. این بستر تا پهن نگردد، جامعه نیز نو نمی گردد. تا کلاس دوازدهم. خدا نگه دار.

یکشنبه ٢۸ شهریور ۱۳٩٥ ، ٧:٥٤ ‎ق.ظ

پست 3424 : به نام خدا

     

شیخ باقر. مهدی آهنگر. مهدی دهقان                          سیدعلی اکبر هاشمی. سید رضا موسوی 

خمین. بیت امام خمینی. 1381. از چپ: عارف. عادل. عاصم. امین (حاج احمد). عکاس: دامنه

یکشنبه ٢۸ شهریور ۱۳٩٥ ، ٧:٥٤ ‎ق.ظ

پست 3423 : به نام خدا. خط امام

تاکید بر تهذیب روحانیت و تحذیر فسادِ دوری از تهذُّب

یکشنبه ٢۸ شهریور ۱۳٩٥ ، ٧:٥۳ ‎ق.ظ

پست 3422 : به قلم دامنه. به نام خدا. دیروز یک دامنه خوان روگرفت حکمی را برای من تلگرام نمود که در آن شخصی به جُرم سرقت 8 عدد نارنج به چند ضربه شلاق و ردّ مال محکوم شد. گرچه من بر حکم قاضی و وقوع جرم و چرایی و چستی آن، هیچ گپ و گفتی ندارم و دخالتی نمی کنم؛ اما سخنم را در یک جمله در دامنه، اظهار می دارم.

یادم مانده خیلی خوب که سال ها پیش، در کتابی خوانده بودم یک دانشمند مشهور جهان می گفت قانون همیشه علیه ی ضُعفا عمل می کند! و دامنه هم می افزاید علاوه بر این! اغلب هم به نفعِ اَغنیا تفسیر و توجبه و تفصیل می گردد! اختلاس های میلیاردی کجا و 8 عدد نارنج کجا و نیز دلکشی های تُرَنج های عصر حاضر کجا!؟

راستی تُرنج یک معنا از چندین معنایش میوۀ بالنگ است که مُربّایی خوشمزه می شود و قضیۀ دست بریدن آن در قصّۀ یوسف (ع) و زُلیخا، در سورۀ یوسف از زبان زلیخا استدلال شده است.

یکشنبه ٢۸ شهریور ۱۳٩٥ ، ٧:٥٢ ‎ق.ظ

پست 3421 : به قلم جناب حمیدرضا طالبی دارابی 21. «سلام. به نام خدا. در هفته ششم لیگ دسته یک فوتبال استان مازندران، تیم اتحاد نوین دارابکلا در ساعت 16.30 روز 27 شهریور 1395 در زمین شهدای سورک به مَصاف تیم یاران هادی نوروزی بابل رفت.

تمرین اتحاد در 14 مرداد 1395. زمین سرده اوسا

نتیجه این مسابقه: اتحاد نوین دارابکلا با دو 2 گل بر یاران هادی نوروزی با یک 1 گل، غلبه کرد.

زننده گل ها : سید مهدی هاشمی و سید مهدی دارابی.»

پاسخ دامنه : به نام خدا. سلام دامنه به شما و همۀ اعضای تیم فوتبال اتحاد دارابکلا. پس بازی قبلی که اتحاد از رقیب ورزشی اش عقب مانده بود، جبران شد و خدا را شکر و بر همۀ تان تبریک.

یکشنبه ٢۸ شهریور ۱۳٩٥ ، ٧:٥۱ ‎ق.ظ

پست 3420 : به قلم حجة الاسلام مالک رجبی دارابی 130. «سلام جناب آقا ابراهیم. با توجه بهپست 3408 اینجا (دربارۀ ون کلّه منجول دکته در فرهنگ لغات دارابکلا) اسب و گاو و گوسفد و  پلنگ و ببر و شیر و فیل و حیوانات دیگر..... را هم بنویس.»

پاسخ دامنه : به نام خدا. سلام من هم به شما جناب شیخ مالک. از مزاح و مطایبۀ قشنگ شما ممنونم. حال که اینطوره پس سرگذشت شیر و پلنگ و ببر !! را شما بنویسید؛ چون ما غیرآخوندها اساسا" زهره ترَگ می شویم و یوقت نغافلی! کیسۀ زرداب چسبیده به کبِدمان پاره می کنیم!

ای منِ دامنۀ مُلالُغتی همین گوزنگو و ملجه و منجول و بعوه و ارمجی و لِسک را می نویسیم خودش خیلی بس است بحث!!!!

لِسک و بَعو و اُووه

شنبه ٢٧ شهریور ۱۳٩٥ ، ۸:٤٧ ‎ق.ظ

پست 3419 : به قلم حجة الاسلام شیخ مالک رجبی دارابی 129. «سلام : شهید آیة الله مدنی خطاب به مسئولین نظام با گریه گفته بود: آقایان نکند در قیامت محمد رضا (شاه ) جلوی ما را بگیرد و بگوید دیدید شما هم وقتی دستتان را تُرِنج دادند دستتان را بریدید و مثل من کاخ نشین شدید .

2 : شهید محمد ابراهیم همَّت در وصیت نامه اش آورد . یاد خدا را فراموش نکنید. مرتب بسم الله بگوئید با یاد و ذکر خدا و عمل برای رضای خدا مسائل ما حل می شود.

تقدیم به محضر همه شهدای اسلام مخصوصا" شهدای ایران و تخصیصا" شهدای دارابکلاء صلوات. این پست اشاره است به پست 3416 دامنه، اینجا، به عنوان شهیدان روستای دارابکلا»

شنبه ٢٧ شهریور ۱۳٩٥ ، ۸:٤٦ ‎ق.ظ

پست 3418 :  به قلم حجة الاسلام مالک رجبی دارابی 128.  «سلام علیکم : در خانه اگر کس است _ یک حرف او را بس است. در صورتی دعا در حق امام زمان علیه السلام مستجاب است . که نکات زیر رعایت شود .

1 : دعا از زبان صدق و راستی خارج شود 2 : در گفتار و کردار صداقت حاکم باشد . 3 : با نیت پا ک و لقمه ی پاک باشد 4 : با اخلاص کامل بدور از ریا ، تظا هر باشد . 5 : صِرف لقلقه زبان نباشد بلکه از اعماق دل باشد.

با رعایت این شروط اگر دعا کند دعا صعود می کند در این صورت است هم دعا در حق خودش مستجاب است وهم در حق امام زمان علیه السلام در آخر از همه کسانی که در دعای ندبه حاضر می شوند مخصوصا ازدست اندر کارا ن دعا تقدیر و تشکر می کنیم‌. [اشاره است به پست 3409 اینجا]

مخفی نماند خوانندگان دعای ندبه توجه داشته باشند و قتی دعای ندبه تمام  شد دو رکعت نماز زیارت امام زمان علیه السلام وارد است بخوانند طریقه اش مثل نماز صبح است فقط نیت فرق می کند در نماز صبح نیت نماز صبح و درنماز مستحب وزیارت  به نیت زیارت ومستحب و...... موفق باشید  ما را از دعای خیرتان بی نصیب مفرمائید»

شنبه ٢٧ شهریور ۱۳٩٥ ، ۸:٤٥ ‎ق.ظ

پست 3417 : به قلم مهندس محمد عبدی 63. «سلام بر کبلاقا ابراهیم عزیز. پست هایت را یک به یک مطالعه نمودم و کیف کردم، ولی این مطلب پست 3413 اینجا در بارۀ حاج قاسم  سلیمانی، بسیار خوشایند و عالی بود در حالی که خبرش را صدا و سیمای میلی عنوان کرده بود اما دلیلش را نگفته بود چه خبر شده و به قول مشد رحمان پاکتی گفته بود

در هر حال از آگاهی بخشی صادقانه و خداپسندانه شما در همه پست های دامنه به عنوان یک دامنه خوان همیشگی و پروپاقرص به سهم خود بی نهایت تشکر کرده و سپاسگزارم. هر مطلب شما دنیایی از معرفت و آموزش دارد. موفق باشید»

پاسخ دامنه : به نام خدا. سلام من هم به شما رفیق آگاه و خالص و دانا. این نشان از توجّهات  شخص شما به مسائل سیاست داخلی ست. لذا با پستی که در این قضیه نوشتم مطلب را به هوشمندی گرفتی. ممنونم رفیق.

شنبه ٢٧ شهریور ۱۳٩٥ ، ۸:٤٤ ‎ق.ظ

پست 3416 : به قلم دامنه. به نام خدا. در نهمین قسمت از سلسله مباحث دمی با دماء شهیدان یاد می کنم از شهیدان غیور دارابکلا. نام و یاد شهیدان دارابکلا را در این پست، با یک جملۀ بسیار مهم یک شهید 17 ساله از سرزمین پهناور و انقلابی ایران، آذین می کنم که هزاران معنا در آن نهفته است و فلسفۀ حیات طیّبه ی اسلامی را به متدیّنان و انقلابیون می نمایاند:

بدنم را به خاک،

روحم را به خدا،

و راهم را به شما می سپارم.

19 شهید روستای دارابکلا. عکاس جناب یک دوست. تابستان 1395

شنبه ٢٧ شهریور ۱۳٩٥ ، ۸:٤۳ ‎ق.ظ

پست 3415 : به نام خدا. متن نقلی. 5 نقص اساسی در نهاد آموزش و پرورش گفت‌وگو با مصطفی ملکیان فیلسوف نامدار ایران:

«واقعیت این است که من وقتی به آموزش و پرورش به معنای نهاد آموزش و پرورش که وزارت آموزش و پرورش فقط بخشی از آن است، نگاه می‌کنم، 5 تا واقعیت دردناک در نهاد آموزش و  پرورش می‌بینم.

نهاد را به معنای جامعه‌شناختی آن در اینجا به کار می‌برم که مثلاً شامل وزرات آموزش و  پرورش، وزارت علوم، تحقیقات و فن‌آوری، وزرات فرهنگ و ارشاد اسلامی، خطیبان، واعظان و سخنرانان، صدا و سیما، و همه آنهایی که آگاهانه یا ناآگاهانه، خواسته یا ناخواسته در حال تربیت من و تو هستند.

من و تو به عنوان شهروندان این جامعه. بنابراین من فقط به وزرات آموزش و پرورش نظر ندارم، به نهاد آموزش و پرورش نظر دارم. اما شک نیست که در نهاد آموزش و پرورش، مهمترین سهم از آنِ وزارت آموزش و پرورش است.

به جهت اینکه از سال‌های آغاز زندگی، ما را در چنگ خود دارد و سال‌های آغازین زندگی ما نسبت به سال‌های بعدی زندگی، بیشترین اهمیت را دارند، پس بیشترین نقد هم معطوف به وزارت آموزش و پرورش خواهد بود.

اما به هر ترتیب کل نهاد آموزش و پرورش، 5 تا عیب و نقص اساسی دارد. دو تا از این 5 تا، به نظر من بنیادی‌تر و بنیانی‌تر هستند با اینکه چه بسا به نظر آید که 33 تای بعدی، مهمترند.

1- تاکید بر حافظه، نه فهم؛

2- غیبت استدلال‌گرایی؛

3- ایدئولوژیک‌اندیشی؛

4- ظاهرگرایی؛

5- غیبتِ درس‌های زندگی.

شرح مفصل هر یک از پنج عیب در ادامۀ مطلب


ادامۀ مطلب
شنبه ٢٧ شهریور ۱۳٩٥ ، ۸:٤۳ ‎ق.ظ

پست 3414 : به نام خدا. متن نقلیتوضیح ضروری دامنه. تحلیل بسیار مهم علامه محمد رضا حکیمی در باره ی نقش سیاسی، دینی و انقلابی حضرت فاطمۀ زهرا سلام الله علیها که مقدمه مبسوط اوست بر کتاب «شهر گمشده» نوشته یمحمد حسن زورق. تاکید می کنم این متن با دقت و اشتیاق خوانده شود تا در آستانۀ فرارسیدن عید خُجستۀ غدیر خم، دل مان با فهم و مودّت اهلبیت (ع) خصوصا" علی (ع) و فاطمه (س) آغشته تر گردد:

«...آن لحظات چه لحظاتی بوده است، و فاطمه (س) چه شخصیتی بوده و چه کرده است. اگرچه فاطمه نتوانست علی را دوباره تا ستیغ بلند غدیر، ستیغ آسمانی «مَن کُنت مولاه فهذا علی مولاه» برآورد، و قرآن را، در کنار چشمه خورشید، به دست علی، بر همه جامعه‌ها بتاباند و امت واحد قرآنی بسازد، لیکن توانست علی را از قبر ساخته سیاست سُفیانی بیرون آورد، و در معبر  تاریخ قرار دهد، تا دست کم روزی، اگرچه برای مدتی کوتاه و پرمخاطره، حکومت قرآنی واقعی بتواند تشکیل شود، و مدینة النبی یک نمونه از خود به جای بگذارد، و نهج‌البلاغه آفریده شود.

اگر علی (ع) در‌‌ همان خانه نشینی و انزوایی که در جریان جنجال سقیفه بر او تحمیل شد، باقی مانده بود و خطبه آتشین و حرکت انقلابی دختر پیامبر او را دوباره مطرح نساخته بود، هیچ‌گاه به‌‌ همان خلافت ظاهری اندک ساده خویش نیز نمی‌رسید، و قرآن دیگر به هیچ وجه ابعاد فردسازی و جامعه‌پردازی خود را نشان نمی‌داد.

آیا به دست چه کسانی می‌توانست نشان دهد؟ همانان که کعبه را به منجنیق بستند، و سر پسر پیامبر را به سرنیزه در شهر‌ها و هامون‌ها گرداندند، و در شرابخواری و آدم‌کشی همانند نداشتند، و به هنگام خلافت، به قرآن می‌گفتند: قرآن، خدا حافظ! (هذا فراق بینی و بینک!)

یکی از مسایل بسیار مهم در این حادثه عظیم، مضامین خطبه فاطمی است، و سخنان دیگری  که فاطمه (س) در این چند روز تا پایان عمر کوتاه خویش فرموده است. من سخن خود را در می‌نوردم. خطبه‌ای که به تعبیر مورخ و محدث معروف، بهاءالدین اربلی (م: ۶۹۲ ق): «علی‌ها مسحه من نور‌النبوه، و فی‌ها عبقه من ارج الرساله، و قداوردهاالموالف و المخالف…» «خطبه‌ای که فروغ نبوت از آن می‌تابد، و بوی خوش رسالت از آن می‌ترواد، و شیعه و سنی آن را در کتاب‌های خود نقل کرده‌اند».

باید اهداف الهی، انسانی، اقتصادی، معیشتی، اجتماعی، تربیتی و حماسی این خطبه را درک کرد.

تاکیدی که این خطبه بر ضرورت حکومت عادل می‌کند و به صراحت می‌گوید که در غیر حکومت عدل، مردمان بردگان زرخرید اقلیتی مستکبر و سرمایه‌دار خواهند بود و فاصله معیشتی مردم به  بیش از حد تحمل وجدان انسانی و روح قرآنی خواهد رسید، باید فهمیده شود.

... در آن روز‌ها که علی (ع) نمی‌توانست دست به شمشیر ببرد، فاطمه (س) از سخن، شمشیری ساخت _ آتش‌ بیان و حق‌نشان _ که هم خونی ریخته نشد، و هم حقیقت را تا ابد  بر لوح زمان‌ها و پیکره آبادی‌ها و مکان‌ها ثبت کرد.

اگر فاطمه (س) نبود، یا اگر به این قیام الهی اقدام نمی‌کرد، امروز نه تنها از ارزش‌های اسلامی،  بلکه از هیچ ارزش و فضیلتی چه بسا نشانی نبود و قرآن کریم، با انواع تفسیر‌های اَشعَری و مُتعزلی و ماتریدی یا تاویل‌های فلسفی و عرفانی، ماهیت و حیانیت و منزه از اختلاف بودن خود را از دست می‌داد، و از تفسیر مفسران راستین کتاب الهی، یعنی ائمه طاهرین (ع)، چیزی یافت نمی‌شد.

لیکن این قیام قرآنی و حماسه فاطمی، سبب شد که علی (ع) از حذف مطلق مَصون ماند، و پس از بیست و پنج سال، به روی کار آید و بتواند شهر نمونه قرآنی را بسازد، یعنی کوفه منهای فقر؛ چنان که احمد حنبل شیبانی _ امام مذهب حنبلی در کتاب فضایل الصحابه نقل می‌کند که علی (ع) فرمود: «ما اصبح بالکوفه احد الا ناعما، ان ادناهم منزله لیاکل البر، و یجلس فی الظل، و یشرب من ماء‌الفرات»

«در کوفه همه زندگی‌ای مناسب دارند: صاحبان پایین‌ترین شغل‌ها نان گندم می‌خورند، خانه دارند، و از آب سالم و گوارای فرات می‌نوشند.

اگر شجاعت حضرت زهرا (س) نبود و اگر ایشان به حمایت از امامت قرآنی بر نمی‌خاست «فاطمه فاطمه نبود، در حالی که فاطمه فاطمه بود، و تا ابد فاطمه فاطمه است…» (منبع: اینجا)

شنبه ٢٧ شهریور ۱۳٩٥ ، ۸:٤۳ ‎ق.ظ

پست 3413 : به قلم دامنه. به نام خدا. بلاخره سرلشکر پاسدار حاج قاسم سلیمانی فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با یک بیانیۀ کوتاه اما بسیار گویا، فضای تیره و غبارآلود سیاست داخلی را _که عده ای از فعالان!!! جناح راست با حرکات تصنُّعی! ایجاد کرده بودند، تا ایشان را کاندیدای ریاست جمهوری نمایند_ شفّافانه و خبیرانه از بین بُرد و در متنش بدرستی و با مشی انقلابی نگاشت:

«انشاء الله با استعانت از خدای سبحان تا آخر عمر در همین جایگاه «سربازی» خواهم بود.»

آری، دامنه به عنوان پَر کاهی در میان انبوه ملت معتقد است تا زمانی که جبهۀ خون ریز و  جنایتکار امپریالیستی آمریکا و نوکران وهّابیت و جاهلیت عرب و دشمنان کینه توز شیعه و انسانیت و ایرانیت در جهان و منطقه توطئه و ستیزه می کنند، همۀ انقلابیون ایران و نیروهای ارزشی و دینی و وفادار به آرمان شهیدان، باید در جایگاه «سربازی» مستقر و مهیّا بمانیم و به رهبری رهبر معظم انقلاب در برابر تمامی دشمنان کینه توز و منحرف و جاهل خارجی و داخلی راه مقاومت و آگاهی بخشی را طی نماییم و هرگر تن به خفّت و خواری و تسلیم و کُرنش ندهیم.

مرگ بر آمریکای جنایتکار و برائت از نوکران جاهل و مفتون و مغبون آن

والسّلام. سرباز اسلام و ایران و رهبری: دامنه

سرلشکر پاسدار حاج قاسم سلیمانی فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی

شنبه ٢٧ شهریور ۱۳٩٥ ، ۸:٤٢ ‎ق.ظ

پست 3412 : به نام خدا. متن نقلی. دکتر علی مطهری در پاسخ به حسن بیگی نماینده دامغان _که به موضعگیری های او در باره ی مرحوم آیة الله العظمی منتظری انتقاد کرده بود_ نوشت:

«آقای حسن بیگی نماینده محترم دامغان فرد زحمت‌کشیده‌ای برای انقلاب است و حضور مؤثری در جبهه‌های جنگ داشته است و من برای ایشان احترام قائلم. ما با این تیپ دوستان در اصل دفاع از انقلاب مشترکیم ولی در نحوه دفاع اختلاف داریم.

برخی از اینها اصلا معتقد به خطا در جمهوری اسلامی نیستند و یک وجود ملکوتی برای نظام قائلند برخی دیگر معتقد به خطا هستند اما می‌گویند نباید به صورت آشکار گفته شود چون موجب تضعیف نظام است.

امثال من می‌گوییم باید خطاها به صورت آشکار گفته شود تا تکرار نشود و نظام اصلاح گردد و به  نظر من راه درست همین است مگر مواردی که با اقدام پنهان اصلاح می‌شود که بسیار اندک است.

مشکل دیگر من با این تیپ افراد که توصیه می‌کنند آقای مطهری مانند پدرش رفتار کند این است که اینها شخصیت و افکار شهید مطهری را درست نمی‌شناسند و تصور نادرستی از ایشان دارند.» (منبع: اینجا)

شنبه ٢٧ شهریور ۱۳٩٥ ، ۸:٤۱ ‎ق.ظ

پست 3411 : به قلم دامنه. به نام خدا. قسمت 64 کویریات دامنه. در این کویریات دو نکته می نویسم؛ یکی از دکتر علی شریعتی در کتابش هبوط در کویر و دیگری از دفتر دلم:

اول از هبوط در کویر ص 178 : «در این دنیا، آفتاب همواره در سرزدن است. بهار هموار در رسیدن و دل، مُدام در فهمیدن.»

از دفتر دلم: یک چین بر جَبین افزوده شد ...

جَبین اینان چین نمی خورد اساسا"

جمعه ٢٦ شهریور ۱۳٩٥ ، ۸:۳۳ ‎ب.ظ

پست 3410 : به قلم دامنه. به نام خدا. بخشی محمد رمضانی دارابی. ساکن پیچ گلچین دارابکلا. بنّای ماهر و باتجربه و مُنصف و پیشکسوت محل. کمتر خانه ای در مُرسم و اوسا و دارابکلاست، که او در آن بنّایی نکرده باشد.

دو برادرش یکی رضاست و دیگری احمد که در ساری ست و در خیابان ملامجدالدین، آپارتی ماشین دارد و دامنه با هر دو تن آشناست ولی با جناب بخشی محمد، دوست و هم مراوده و خودمونی و بسیار مرتبط است.

او داماد مرحوم حاج رضا طالبی دارابی ست. باجناق مرحوم حجة الاسلام والمسلمین شیخ صادقی ارمی و حسن آقا آهنگر دارابی (برادر شهید موسی آهنگر اوسا)نیز پدرخانمِ رضا شهابی  (مرحوم حسین شهابی پسرعموی مرحوم مادرم).

وی مردی زیرک، کاری، نیکوکار و درستکاری ست. بسیار به آگاهی از امور مملکت و جامعه تشنه است و مسائل را با کنجکاوی جستجو می کند. خیلی به خانۀ مان آمد و شد داشتند و با هم بسیار گرم و صمیمی ایم. پس از حادثۀ دلحراش تصادف فرزندش در راه زیارت امام رضا (ع) در مسیر مشهد مقدس که به فوتش انجامید، خیلی دلشکسته و مغبون و مغموم است.

امروز از جناب یک دوست، دریافتم که عروسی فرزندش حسن آقا رمضانی بوده است. عکس های وی و چند تصویر از جشن عروسی فرزندش در تالار مهسای شهرستان نکا در زیر و ادامۀ مطلب منعکس می گردد. امید است همواره دلشاد باشد برای سلامتی ایشان و شاه دامادش صلوات و برای شادی روح فرزند ازدست رفته و امواتش قرائت فاتحة الکتاب. عکس و ارسال: جناب یک دوست در 26 شهریور 1395 به تلگرام دامنه.

جناب بخشی محمد رمضانی دارابی. جمعه 26 شهریور 1395. تبریک می گویم جشن عروسی فرزندت را

شاه داماد حسن رمضانی دارابی بقیه در ادامه


ادامۀ مطلب
جمعه ٢٦ شهریور ۱۳٩٥ ، ۸:۳٢ ‎ب.ظ

پست 3409 : به نام خدا. گزارش تصویری مراسم معنوی و دینی دعای نُدبه در امامزاده جعفر دارابکلا در صبح جمعه 26 شهریور 1395 که توسط جناب یک دوست از زاویه های مختلف به تصویر کشیده شد. همۀ عکس ها در اینجا

    

داخل امامزاده جعفر                                          سکوی امام زاده جعفر

جمعه ٢٦ شهریور ۱۳٩٥ ، ۱۱:٤۳ ‎ق.ظ

پست 3408 : به قلم دامنه. به نام خدا. فرهنگ لغات دارابکلا. قسمت 45. اَمِه کلّه مِنجول دَکته. این لغت در زبان و گویش دارابکلایی ها یک نوع اعتراض و برائت جویی ست.

وقتی خونه عینِ زنانه حموم بشه؛ می گن: اوووه اَمِه کلّه مِنجول دکته.

هرگاه یکی پُرچونه پیدا بشه فرطّه فرطّه ورّاجی بکنه؛ می گن: هی مِه کلّه مِنجول دَکته.

وقتی صدای برنامه های درهم برهم تلویزیون میلی منزل را و یا پخش اِجرغِریبی آهنگ های ماشین را، روی ماکزیموم _یعنی آخرین حدّ صدا_ می ذارن؛ می گن؛ آهای اوهوی اَم کلّه مِنجول دَکته.

و نیز هر کی هی پکّه پکّه کنه و قانع هم نوُونه؛ می گن: اووه وع! اَمِه کلّه مِنجول دَکته.

بقیه خود ردیف کن و بنال.

این مِنجول است؛ کرمی که ریشه و طوقۀ درخت را می جَود و می مَکد و می پوکاند

پنجشنبه ٢٥ شهریور ۱۳٩٥ ، ٩:٤٦ ‎ق.ظ

پست 3407 : به قلم دامنه. در این پست به زبان آسان می خواهم دو پدیده  ی دائمی درون آدمیان را باز کنم یعنی این که بشر در سراسر حیات خود، همیشه در میان دو پدیده ی مهم رهایی و رهنمایی ست:

رهایی از چنگال دشمن، از زیر ذلّت، از خواهش های زشت، از کمینگاه های پست و نیز از آلودگی های رذل.

رهنمایی به خوبی ها، محبّت ها، دلدادگی ها، عشق ها، راستی ها، به هم مددرساندن ها و در یک کلام شادی و شعَف های معنوی و مادّی ها.

این ما هستم که می توانیم آزادانه و آگاهانه تعیین کنیم آیا در راه ایم یا در بُن بست؟ اگر در راه ایم پس، هم در زمان مقتضی مثل فیل زیر به فکر رهایی از چنگ کروکودیل ایم و هم مانند مهربان مادری همچون اُردک زیر، در فکر رهنمایی ها.

آری، زندگی یعنی همین رهایی ها و رهنمایی ها، بقیه هرچه هست، هم مردگی ست و هم روزمرّگی که همگی نیازمند ویرایش و ویراستاری ست!

              

  رهایی بهتره؟                                          یا رهنمایی!؟

پنجشنبه ٢٥ شهریور ۱۳٩٥ ، ٩:٤٦ ‎ق.ظ

پست 3406 : به قلم دامنه. به نام خدا. خاطرات من. ایشان حاج سید محمد هاشمی دارابی ست. از هاشمی های دارابکلا. پدرِ دوست ارجمندم سید احمد هاشمی دارابی. عموی رفیق همیشگی ام سید رسول هاشمی دارابی.

شیفتۀ امام رضا (ع) است. به نقل یکی از اهل وثوق، با یک ارادۀ فوق العاده بی اطلاع به هیچکس، آنا" می رود مشهد و آقا امام رضا (ع) را جانانه زیارت می کند و عاجلا" همان روز هم بازمی گردد به خانه. 

با ایشان خیلی دمخور و گرم و خندانم و وی نیز بر من محبّتی سرشار و دلی مهربان دارد. چند خاطره از او دارم که یکی را می آورم:

روزی در دهۀ شصت تکیه پیش کنار قصابی احمد ملائی دارابی _مشهور به آق ایراهیم احمد_ ایستاده بودیم با رفقایم که الآن شده میدان تکیه پیش. او یعنی احمد ملائی یک گوگِ بطیمن موذی _شهری ها بخوانند گوسالۀ قوی و فربِه - را به یک غریبه ای فروخت.

هر کار کردند گوگ را داخل نیسان زامیاد پُر از کاه و گوگی، و انباشته از آت و آشغال و کثافات و نیز آمیخته به پوش و  کاچّیله بذارند، نتوانستند. یعنی گوگ از کثافت و کاه داخل نیسان تنفّر داشت و لج کرد و نمی رفت.

این جناب حاج سید محمد هاشمی دارابی _که از آن گوش و کُنج قهوه خانۀ کبل حوّا اسحاق، صحنه را به ریشخند! نظاره می کرد و لُغُزهای قشنگ می گفت_ با قدّ رشیدش و تن تنومندش و زبان غرّایش و گفتار قوی اش به بغل نیسان رسید و کنار گوگ ایستاد و به همگان گفت:

وطّه. وطّه. هع بورین کنار. یکدفعه گوگ را مثل یک مَتکا بالش بلند کرد و انداخت کف کاه و کثافات وانت نیسان و گفت: اِسا بَوِرین گوگ ره.

کلِّ ملت ایستاده در تکیه پیش، غش غش زدند به خنده. و بی نهایت وامانده و تعجب به اینهمه زور و قدرت و توان و توش او.

من هم آن روز حسابی غشیدم و به خود گفته بودم: هوووف چه زوری داره این سیّد!

حالا ولی دامنه با قاطعیت می گوید: زور فقط برخی جاها خوب است،، نه همه جا و همه گاه. این اقتدار است که همه جا و هرگاه بجاست و روا.

آری آری؛ گاهی خاطرات در ضمیر آدمی در زُمرۀ برترین درس ها و گوهرین ترین عبرت هاست. این بود از خاطرات.

حاج سید محمد هاشمی دارابی. 5 شهریور 1395 دارابکلا. منزل حاج علی محمد غلامی دارابی

پنجشنبه ٢٥ شهریور ۱۳٩٥ ، ٩:٤٤ ‎ق.ظ

پست 3405 : به نام خدا. متن نقلی. «آیة الله هاشمی رفسنجانی، با تأکید بر این نکته که اگر با هم باشیم، هیچ دشمن خارجی نمی‌تواند ما را شکست دهد، به شرایط روحی، عاطفی و همدلی و برادری اوایل انقلاب اشاره کرد و گفت:

نیروهای نظامی و مردمی با رشادت و از خود گذشتگی، ارتش بعث را که از طرف شرق، غرب، ارتجاع و ستون پنجم منافقین، همه‌گونه حمایت‌های مالی، نظامی‌، اطلاعاتی، جاسوسی و تبلیغاتی می‌شد، شکست دادند و پس از جنگ زیربناهای کشور را ساختند. اما متأسفانه برخی با جناح بازی و سوءاستفاده درصدد مصادره دستاوردهای دفاع مقدس و انحصار‌طلبی هستند.» (منبع: اینجا) (برچسب: هاشمی رفسنجانی)

پنجشنبه ٢٥ شهریور ۱۳٩٥ ، ٩:٤٤ ‎ق.ظ

پست 3404 : به نام خدا. متن نقلی. «چند روز گذشت، اما همچنان بازتاب‌های عذرخواهی تلویحی سعید مرتضوی از خانواده قربانیان جنایت کهریزک ادامه دارد. روز گذشته نایب‌رئیس  مجلس شورای اسلامی با اشاره به نامه عذرخواهی مرتضوی درباره وقایع بازداشتگاه کهریزک گفت که مرتضوی در این نامه خطای خود را پذیرفته و با به‌کاربردن عنوان «شهید» برای کشته‌شدگان کهریزک درواقع معترضان سال 88 را مُحق دانسته است.

علی مطهری به «ایسنا» گفت: «نامه آقای مرتضوی درمجموع یک کار مثبت بود. در این نامه او خطای خود را پذیرفت و خوب است نامه‌ای هم درباره زهرا کاظمی بنویسد و موضوع را روشن  کند. این که ایشان سه جوان مرحوم، روح‌الامینی، کامرانی و جوادی‌فر را «شهید» نامیده است نشان می‌دهد که اعتراض مدنی را در جمهوری اسلامی ایران به رسمیت می‌شناسد و مانند  برخی افراد نیست که معتقدند- اگرچه به زبان نمی‌آورند- اساسا در جمهوری اسلامی ایران خطایی رخ نمی‌دهد و کسی هم حق اعتراض ندارد و هر معترضی را ضدنظام و حتی ضداسلام و ولایت معرفی می‌کنند».

فرزند شهید مطهری افزود: «این هم یک نقطه مثبت نامه ایشان بود و حتی می‌توان از تعبیر «شهید» نتیجه گرفت که آقای مرتضوی معترضان سال 88 را محق می‌داند، اما به نظر من بیش از آنکه آقای مرتضوی به‌عنوان مسئول خطاهای خود مجرم است، کسانی که چیزی به نام  مرتضوی را ساختند و از او حمایت کردند مجرم هستند.

وقتی شما به جوانی کم‌تجربه آن‌همه اختیارات بدهید که هر نشریه‌ای را که خواست تعطیل کند و هر رفتاری با متهمان داشته باشد، خودبه‌خود سرکش می‌شود و طبیعت آن است».

سعید مرتضوی و محمود احمدی نژاد همیشه باهم بودند!

نایب‌رئیس مجلس با بیان اینکه هرجا تمرکز قدرت بدون نظارت ایجاد شود و منتقدان سرکوب  شوند، فساد به وجود می‌آید، گفت: «افرادی از آقای مرتضوی که دنبال قدرت بود به‌عنوان ابزار دست استفاده کردند و پشت‌سر او پنهان شدند، به نظر من پرونده آنها هم باید مورد رسیدگی قرار گیرد.

مسئله‌ای که برای من حل نشده است، حمایت عجیب آقای احمدی‌نژاد به‌عنوان رئیس‌جمهور از آقای مرتضوی است که با علم به تخلفات و خطاهای ایشان، این مقدار از او حمایت کرد تا آنجا که  حاضر شد وزیر کار به خاطر حمایت رئیس‌جمهور از آقای مرتضوی برکنار شود و حادثه یکشنبه سیاه مجلس نهم در روز استیضاح وزیر کار رخ دهد. چراکه دلیل اصلی استیضاح وزیر کار دولت دهم، عزل‌نکردن آقای مرتضوی از ریاست سازمان تأمین اجتماعی بود درحالی‌که طبق قانون و خصوصا رأی دیوان عدالت اداری باید او را عزل می‌کرد».

مطهری در پایان خاطرنشان کرد: «به‌هرحال اینها باید برای ما درس شود تا در آینده با اختیارات وسیع‌دادن به یک فرد، موجب بدبختی خودش و افراد دیگر و آسیب اجتماعی نشویم».(منبع: اینجا)

پنجشنبه ٢٥ شهریور ۱۳٩٥ ، ٩:٤۳ ‎ق.ظ

پست 3403 : به قلم دامنه. به نام خدا. در هشتمین قسمت از سلسله مباحث دمی با دماء شهیدان یاد می کنم از شهدای مظلوم و غیور عملیات افتخارآفرین مرصاد.

مرداد سال 1367 در برابر عملیات جنایتکارانۀ فروغ جاویدان سازمان تروریستی منافقین _که برای نوکری آمریکا و صدام به خاک ایران و مردم مظلوم استان کرمانشاه حمله کرده بودند_، عملیات رشاد آفرین و برآمده از غیرت غیورمردانِ مرصاد، علیۀ سازمان تروریستی منافقین شکل گرفت که304 نفر از رزمندگان اسلام به شهادت رسیدند.

در این عملیات عزت آفرین مرصاد_ یعنی کمینگاه_ بیش از 2000 نفر از منافقین به هلاکت رسیدند که حداقل 16 نفر از آنها از مسئولان این سازمان التقاطی مارکسیستی و دیکتاتوری سانترالیستی بودند.

شهدای عملیات مرصاد تویسرکان استان همدان. یادشان جاویدان

پنجشنبه ٢٥ شهریور ۱۳٩٥ ، ٩:٤۳ ‎ق.ظ

پست 3402 : به قلم دامنه. به نام خدا. حاج رمضان رمضانی دارابی. فرزند کبل ابراهیم. ساکن ببخیل المجار دارابکلا. رانندۀ کامیون. پسرخالۀ ارجمند دامنه. برادر جنابان موسی، حسین و علی و خواهران محجبۀ مؤمنه شان. داماد مرحوم حاج سیف الله رمضانی دارابی. به عبارتی باجناق مرحوم حجة الاسلام والمسلمین شیخ عباسعلی مختاری. و نیز به عبارتی نوۀ دختری مرحوم شیخ محمد طالبی دارابی(عموی دامنه) و نوۀ پسری مرحوم حاج شعبان رمضانی دارابی. مادر ایشان مرحومه رُبابه طالبی دارابی هم خالۀ من است و هم عموزاده ام.

وی مردی متواضع، مؤمن، کاری، بی آزار، خانواده دوست، فامیل گرا، دارای اخلاق نیکو و اهل مسجد و تکیه و عبادت و پرهیرکاری ست. برای سلامتی اش صلوات. عکس و ارسال: جناب یک دوست در 24 شهریور 1395 به تلگرام دامنه.

پسرخالۀ دامنه حاج رمضان رمضانی دارابی. 24 شهریور 1395. ارسالی جناب یک دوست

پنجشنبه ٢٥ شهریور ۱۳٩٥ ، ٩:٤٢ ‎ق.ظ

پست 3401 : به قلم حجة الاسلام مالک رجبی دارابی 127. «سلام و درود خدا برجوانان غیور و برومند و شریف دارابکلا مخصوصاً تیم ملی اتحاد (اشاره به پست 3393 اینجا) که با تلاشها و تمرینهای زیاد خودشان گلهای زیادی را به ارمغان آوردند این بار هم زحمت کشیدند ولی در بازیها همیشه برد و باخت وجود دارد شاید حکمت این بود که یک گل عقب باشند تا تواضعشان بیشتر محفوظ بماند.

در هر صورت به همه این جوانان رشید و دلاور خدا قوّت می گویم مخصوصاً به برادر زاده ی خودم  مهندس جناب آقا عرفان رجبی که از جوانان بسیار خوب  و زحمتکش دارابکلا هستند .

باعرض پوزش اسامی جوانان بزرگوار دیگر را نمی دانم تا اسمشان را ذکر کنم . ولی برای سلامتیشان دعا می کنیم . البته بعضی از آنها چهره ایشان را زیارت کردم  در کلاسهای تابستانه ولی تو فیق حاصل نشد اسمشان را دقیق بدانیم و در این میان از جناب آقا عیسی آهنگر که سر مربی محترم تیم ملّی هستند و با لباس شخصی در عکس دیده می شوند خدا قوت  و دست مریزاد می گوییم  . همچنین به شما جناب آقا ابراهیم و جناب یک دوست هم دست مریزاد می گوئیم بابت گِرد آوری نتیجه فوتبال اتحاد دارابکلا با چالوس موفق ، مؤید ، منصو ر باشید .»

پنجشنبه ٢٥ شهریور ۱۳٩٥ ، ٩:٤۱ ‎ق.ظ

پست 3400 : به نام خدا. متن نقلی. امام علی (ع) در نگاه معلم انقلاب مرحوم دکتر علی شریعتی در آستانۀ عید خُجستۀ غدیر در دامنه تقدیم می گردد:

«در طول بیست و سه سالی که محمد نهضت خویش را در دو صحنه روح و جامعه آغاز کرده است، علی همواره درخشیده است؛ همواره در آغوش خطرها زیسته است و یکبار نلغزیده است؛ یک بار کمترین ضعفی از خود نشان نداده است.

آنچه در علی سخت ارجمند است، روح چندبعدی او است، روحی که در همه ابعاد گوناگون حتی ناهمانند قهرمان است:

قهرمان اندیشیدن و جنگیدن و عشق ورزیدن،

مرد محراب و مردم،

مرد تنهایی و سیاست،

دشمن خطرناک همه پستی‌هایی که انسانیت همواره از آن رنج می‌برد،

مجسمۀ همه آرزوهایی که انسانیت همواره در دل می‌پرورد.» (منبع: علی شریعتی، برخی ویژگی‌های شخصیت پیامبر، م. آ. 28، ص 119 - 116)

چهارشنبه ٢٤ شهریور ۱۳٩٥ ، ٥:۳٦ ‎ب.ظ

پست 3399 : به قلم دامنه. من گرچه نه متخصص امور حیواناتم و نه متنفّر از دنیای وُحوش. اما بسیار عمیق به آگاهی های دنیای زیبای این جُنبندگان خلقت حضرت خالق شیفته و وابسته ام.

در این پست در پی شناخت و شناساندن همۀ راز و رمزهای حلزون نیستم فقط چند نکته از اَسرارشان را می آورم:

جانوری شگفت‌ انگیز است. هیچ گاه بر خلاف برخی انسان ها گُم نمی‌شود. چرا؟ چون غریزۀ خاصی دارد که هر چه از جایگاه خود دورتر شود باز هم به مدد آن به همان جا بازمی‌ گردد.

حلزون گرچه حدود 10 گرم است ولی قادر است 450 گرم را کِشان‌ کِشان با خود و برای خود ببَرد. و مهمتر آن که زبان حلزون زبانی ست که مانند سوهان هزارها دندانه دارد و با همین سوهان،  همه چیز را به کام خود می برد و می بلعد!

و دامنه در نهایت ضمن توجّه عمیق به زندگی حلزون می گوید: اَمان امان از زبان های سوهان! و امان امان از زبانه های چاخان پاخان دهان!

من هیچ نمی دانم این دو حلزون به هم چی می گویند؟ عشق است یا ستیز و کذب

چهارشنبه ٢٤ شهریور ۱۳٩٥ ، ٥:۳٥ ‎ب.ظ

پست 3398 : به نغمۀ پرنده 15. به نام خدای آفریننده ی پرنده. اینک پرنده با نغمه هایی آمده است تا به بعضی ها بگوید:

کتاب که نمی خوانین. مطالعات را که دود کردین. آراستگی اخلاقی و انسانی را که آلودین. صداقت و راستی و وفای به عهد و پیمان را که با هزار هزار دروغ و دُوز و کلَک و توطئه و حیله و نیرنگ و حُقّه سنجاق کردین. حکایت های قرآن و بزرگان و بوستان و راستان را هم که پشت گوش انداختین.

گویی برخی تون فقط بلدین گردوخاک بپا کنید و ماهی بگیرین! و مُختَص بیآزارین! ولی بدانین که در میدان سیاست و اخلاق و کردار، با هوای تیره و تار نمی توان گردش کرد. به قول سعدی:

حقایق سرایی است آراسته

هَوی و هوَس گَرد برخاسته

نبینی که جایی که برخاست گَرد

نبیند نظر گرچه بیناست مَرد

آری، وقتی گردوخاک بلند کنند! بینا هم عین نابیناست

چهارشنبه ٢٤ شهریور ۱۳٩٥ ، ٥:۳٤ ‎ب.ظ

پست 3397 : به قلم میرزاعلی چلوئی دارابی 25. «به نام خدا. با سلام خدمت جناب دامنه گرامی . اولا" تشکر ویزه ای دارم خدمت شریفتان بابت معرفی اشخاص مختلف و هم محلی هایمان و مطالب پربارتان در پستهای گوناگون .

ثانیا در باب پست 3389 اینجا، خدمتتان عارضم که خیلی خرسند گشتم وقتی عکس آقا نقی رو دیدم .گفتنی ها در مورد ان جناب توسط عزیز دلمان جناب آقای حجة الاسلام مالک رجبی دارابی در پست 3392 اینجا، بیان شد.

ایشان _آقا نقی_ بسیار اهل دل و شوخ طبع و اهل معاشرت ودلسوزند . فنی کار ماهری هستند و بسیار فرد زحمتکش. ومن نیز برای ایشان و خانواده محترمشان و برادر گرامیشان حاج حسن که نامشان را بردید آرزوی صحت و سلامتی دارم.

جناب دامنه عزیز گر چه این بار کمی دیرتر خدمت رسیدم اما مطالب گوناگون تان را با دقت مطالعه میکنم و برایم بسیار سودمند و مفید بوده و کمال تشکر را از شما دارم. ضمنا" سلام شما و جناب آقای رجبی را حتما" خدمت آقا نقی خواهم رساند. بدرود و خدا نگه دار»

پاسخ دامنه : به نام خدا. سلام من هم به شما جناب حاج علی میرزا. ممنونم از شما هم بابت  معرفی بیشتر جناب نقی حاج لطفعلی در این پست. و هم از این که دامنه را مورد لطف خالصانۀ خود قرار می دهید. بله، کار شایسته ای ست اگر سلامم را به وی و همچنین به برادرش حسن آقا برسانید.

چهارشنبه ٢٤ شهریور ۱۳٩٥ ، ٥:۳۳ ‎ب.ظ

پست 3396 : به نام خدا. متن نقلی. واکنش‌ ها به نامۀ عذرخواهی سعید مرتضوی دادستان سابق تهران در بحران 88 ادامه دارد:

«ایامی را به خاطر می‌آوریم که سعید مرتضوی بسیار قدرتمند و پرنفوذ بود. در آن دوران به مخیله هیچ‌کس خطور نمی‌کرد همین مرتضوی مقتدر، بارها به عنوان متهم، دادگاهی و سوژه عکاسان شود و روزی برسد که نامه پوزش‌خواهی او به تیتر یک رسانه‌ها بدل شود؛ اما آن روز آمد. دادستان سابق تهران در چند سال اخیر بارها در مقام متهم در دادگاه حاضر شده، اتهاماتش هم بی‌شمار است. از فساد مالی تا معاونت در قتل، اما این بار ماجرا متفاوت بود. او پس از هفت سال انکار و حمله ‌پیش‌دستانه، مسئولیت جنایات کهریزک را - هرچند به صورت غیرعمد- پذیرفت و به این دلیل ابراز شرمندگی کرد.

بازداشتگاه کهریزک

همین عذرخواهی نصفه‌ونیمه بود که باعث شد خاطرات هفت‌ساله برای برخی و داغ هفت‌ساله برای بعضی دیگر زنده شود. واکنش‌ها پس از ۴٨ ساعت همچنان ادامه دارد. درحالی‌که تقریبا تمام رسانه‌های اصولگرا دراین‌باره سکوت معناداری را پیش گرفته‌اند؛ اما در فضای مجازی این نامه همچنان محل بحث و تبادل ‌نظر کاربران است.

سعید مرتضوی و محمود احمدی نژاد در آغوش هم

کلیدواژه بیشتر کاربران هم این بوده که مرتضوی باید به خاطر آنچه در کهریزک رخ داد، مجازات شود. از سویی دیگر برخی شخصیت‌های حقوقی و سیاسی هم درباره مرتضوی و کهریزک به اظهارنظر پرداختند. شاید دلخراش‌ترین واکنش مربوط به خواهر محمد کامرانی، جوان ١٨ساله‌ای که در کهریزک جان باخت و به جلسه کنکور نرسید، باشد. خواهر کامرانی می‌گوید این داغی نیست که با عذرخواهی فراموش شود.

واکنش های فعالان سیاسی از جمله روزنامه جمهوری اسلامی که نوشته «رئیس‌جمهوری [محمود احمدی نژاد] که در زمان مسئولیت او و به‌خاطر رفتارهای تحریک‌آمیز و مناظره‌های از قبل طراحی‌شده او در صداوسیما به امواج فتنه دامن زده شد؛ دراین‌میان چه نقشی دارد و همچنین حامیان سینه‌چاک او؟...» در ادامۀ مطلب


ادامۀ مطلب
چهارشنبه ٢٤ شهریور ۱۳٩٥ ، ٩:٤٢ ‎ق.ظ

پست 3395 : به نام خدا. متن نقلی. واکنش دکتر سعید حجاریان به سعید مرتضوی دادستان سابق تهران در بحران 88:

«ایسنا: آقای مرتضوی در نامه خود از کشته‌شدگان حوادث بازداشتگاه کهریزک به عنوان شهید یاد کرد، نفس استفاده از واژه شهید، از سوی او به منزله اقرارش بر به‌وقوع‌ پیوستن آن جنایت هولناک است.

سعید حجاریان

او در این نامه پنج‌بندی گفته؛ وقایع کهریزک حوادثی غیرعمد بوده است، پس در نهایت او به‌ دست‌داشتن در این حادثه اقرار کرده و مقصر محسوب می‌شود، اما قبلا اعلام کرده‌ بود از ماجرای کهریزک خبر نداشته است. در هر صورت بر اساس قاعده فقهی «اقرار العقلاء علی انفسهم»، قاضی می‌تواند بر پایه اقرارکردن شخص متهم، برای او حکم صادر کند.

سعید مرتضوی اعتقاد دارد حوادثی که در زمان دادستانی او رخ داده است، غیرعمد بوده؛ پس او حکم قتل غیرعمد را باید قبول داشته باشد. اگر از عذرخواهی مرتضوی توبه تعبیر شود، باید از او انتظار اجرای شرایط قبول توبه را مطابق آنچه در اسلام آمده است داشته باشیم. او اول باید قول بدهد که دیگر آن گناهان را تکرار نکند، دوم باید آنها را جبران کند. در گام سوم بر اساس شرایط توبه از گناه، هر آن چیزی که از آن فسادها به دست آورده را باید پس دهد؛ اگر آدم کشته، قصاص شود، اگر معاونت در قتل داشته، حکم بگیرد و غرامت بدهد، به‌هرحال باید بر اساس قواعد فقهی و قانونی مجازات شود.» (منبع: اینجا)

چهارشنبه ٢٤ شهریور ۱۳٩٥ ، ٩:٤۱ ‎ق.ظ

پست 3395 : « به نام خدا. نامۀ 33 نهج البلاغه که امیرالمؤمنین، امام علی _علیه السّلام_ به فرماندار مکّه _قثم بن عبّاس، پسر عموى پیامبر اکرم صلّى اللّه علیه و آله و سلّم در سال 39 هجرى که عوامل معاویه قصد توطئه در شهر مکّه را داشتند_ نوشت:

«پس از یاد خدا و درود، همانا مأمور اطلاعاتى من در شام  به من اطلاع داده است که گروهى از مردم شام براى مراسم حج به مکّه مى ‏آیند،

مردمى کور دل،

گوش‏ هایشان در شنیدن حق ناشنوا،

و دیده ‏هایشان نابینا،

که حق را از راه باطل مى ‏جویند،

و بنده را در نافرمانى از خدا، فرمان مى ‏برند،

دین خود را به دنیا مى ‏فروشند،

و دنیا را به بهاى سراى جاودانه نیکان و پرهیزکاران مى ‏خرند،

در حالى که در نیکى ‏ها، انجام دهنده آن پاداش گیرد، و در بدى‏ ها جز بدکار کیفر نشود. پس در اداره امور خود هشیارانه و سرسختانه استوار باش، نصیحت دهنده ‏اى عاقل، پیرو حکومت، و فرمانبردار امام خود باش. مبادا کارى انجام دهى که به عذرخواهى روى آورى، نه به هنگام نعمت‏ ها شادمان و نه هنگام مشکلات سُست باشى. با درود.»

سه‌شنبه ٢۳ شهریور ۱۳٩٥ ، ٥:٥۸ ‎ب.ظ

پست 3393 : به قلم جناب حمیدرضا طالبی دارابی 19. «سلام. بازی رفت تیم فوتبال اتحاد دارابکلا با پرسپولیس چالوس به نتیجۀ زیر به پایان انجامید:

اتّحاد دارابکلا با 1 گل از پرسپولیس چالوس با 2 گل باخت.

پاسخ دامنه : به نام خدا. سلام دامنه به شما و همۀ اعضای تیم فوتبال اتحاد دارابکلا. اساسا"  مسابقات _خصوصا" در عرصه های ورزشی_ همواره با بُرد و باخت درآمیخته است، لذّت و هیجان فوتبال هم در همین باخت و بُردهاست. حتما" در بازی بعدی تیم خوب اتّحاد، جبران مافات می کند. از شما جناب حمیدرضا طالبی دارابی ممنونم در تدوین و گزارش فوری این رویداد ورزشی محل.

تیم فوتبال اتحاد دارابکلا. چالوس. در 23 شهریور 1395. ارسالی جناب یک دوست

سه‌شنبه ٢۳ شهریور ۱۳٩٥ ، ٥:٥٧ ‎ب.ظ

پست 3392 : به قلم حجة الاسلام مالک رجبی دارابی 126. «جناب آقا ابراهیم سلام. موفق و مؤید باشید. بابت مطالب متنوع که در سایت دامنه می آورید و برای ما قابل استفاده است شکَّرَ اللهُ مساعیکم.

این بار عکس آقا نقی رفیق قدیمی خودم را در پست 3389 اینجا دیدم و با دیدن عکس ایشان یادی از دوران قدیم یعنی درست 300سال قبل کردم خاطرات آن زمان که با ایشان داشتم در ذهنم  مرور کردم دوران قشنگی بود

و ایشان یکی از مردا ن پاک دارابکلا هستند و ایشان از همان زمان قدیم در در س و بحث و کار و زندگی موفق بودند و تا الا ن همچنان موفقیتشان استمرار دارد بنده از جوار مرقد و مضجع حرم حضرت معصومه سلام الله علیها درود و سلام خالصانه ام را به ایشان ابلاغ می کنم و نائب الزیاره ایشان هستم حالا ایشان  چه این پیام را ببینند و چه نبینند بنده وظیفه ام را انجام دادم.

از جناب یک دوست هم تقدیر وتشکر می کنم که که با ارسال عکس کار شما را آسان می کنند . باز هم موفق باشید»

پاسخ دامنه : به نام خدا. سلام من هم به شما جناب حجة الاسلام شیخ مالک. ممنونم از این  که در دامنه های متنوع دامنه همچنان حضور شایسته دارید و هم می خوانید و هم می نویسید. از شما همین انتظار هم متوقع است. خوشحالم دوستت آقای نقی آهنگر حاج لطفعلی را در دامنه دیدی و این گونه از خوبی های وی گفتی. بر شناخت من از ایشان افزودی.

سه‌شنبه ٢۳ شهریور ۱۳٩٥ ، ٥:٥٦ ‎ب.ظ

پست 3391 : به قلم دامنه. به نام خدا. قسمت 63 کویریات دامنه. از نظر قرآن از آغاز جهان همواره نبردی پیگیر میان گروه اهل حق و گروه اهل باطل برپا بوده است. به تعبیر شهید آیة اله مرتضی مطهری _در ص 54 کتاب قیام و انقلاب مهدی_ هر فرعونی، موسایی در برابر خود داشته است.

و به تعبیر رسای مولوی همواره دو پرچم، یکی سپید و دیگری سیاه در جهان برافراشته بوده است:

دو علَم افراخت اِسپید و سیاه

آن یکی آدم دگر ابلیس راه

سه‌شنبه ٢۳ شهریور ۱۳٩٥ ، ٩:٥۳ ‎ق.ظ

پست 3390 : به توضیح دامنه. به نام خدا. روز 5 شنبه 18 شهریور 1395 به تهران رفته بودم و خاطره ام را در پست 3371 اینجا با عنوان «تهران، کهریزک و جاده قدیم قم» نوشته بودم و از بازداشتگاه کهریزک و سعید مرتضوی گفته بودم.

حال، این خبر زیر _که به عبارتی اعتراف وتوبه نامۀ سعید مرتضوی ست در بارۀ فاجعۀ ننگین بازداشتگاه کهریزک_خواندنی ست که روز یکشنبه 21 شهریور 1395 همزمان با جلسه سوم و آخر دادخواهی خانواده مرحوم محسن روح‌الامینی از وی، انتشار داده است:

«...لذا اینجانب [سعید مرتضوی دادستان وقت تهران در بحران 1388] به سهم خود از محضر مقدس امام زمان که صاحب اصلی انقلاب می‌باشند، روح بلند و ملکوتی امام راحل و شهیدان، رهبر عظیم‌الشأن انقلاب اسلامی و ملت بزرگوار و خانواده‌های این عزیزان صمیمانه پوزش طلبیده و ابراز تأسف و تأثر و اعتذار دارم و امیدوارم این اعتذار و دلجویی بتواند مرهمی بر این  زخم و التیامی بر این داغ باشد.

سعید مرتضوی دست راست محمود احمدی نژاد

اینجانب به عنوان دادستان وقت تهران در پیشگاه خداوند و وجدان خود از وقوع این حادثه هولناک اگرچه خداوند باری‌تعالی عالم است، در شکل‌گیری آن هیچ عمدی نبوده، ابراز شرمندگی می‌کنم.

امیدوارم تلخی این حادثه و هزینه‌های عظیم این خسارت معنوی همچنان در حافظه مسئولان  مربوطه باقی مانده و من‌بعد شاهد تکرار این‌گونه وقایع تلخ در کشور عزیزمان ایران اسلامی نباشیم».

توضیح منبع : نکته مهم در این میان شاید این باشد که براساس همین متن، مرتضوی به وقوع جُرم در کهریزک اعتراف و اقرار دارد. البته همچنان محل ابهام است که او در گذشته خلاف واقع گفته یا امروز بنا به دلالیل نامعلوم عذرخواهی می‌کند؛ چراکه دادستان سابق، ٢۶ تیر ٨٩٩ در نامه‌ای به رئیس مجلس گفته بود:

«اساسا عمده مدتى که ‌١۴٧ نفر از متهمین آشوب‌هاى ‌١٨تیر در کهریزک به سر مى‌بردند اینجانب در مرخصى بودم و این مرخصى به لحاظ اینکه مربوط به ایام دفاع از رساله دکتری است از پنج ماه قبل تنظیم و تاریخ دفاع از سوى دانشگاه اعلام شده بود. لذا انتساب مطالب مورد اشاره برخى رسانه‌ها به فردى که در ایام مذکور در مرخصى بوده اشتباهى است که از روى غرض‌ورزى طراحى مى‌گردد».» (منبع: اینجا)

سه‌شنبه ٢۳ شهریور ۱۳٩٥ ، ٩:٥٢ ‎ق.ظ

پست 3389 : به نام خدا. عکس هایی از دارابکلایی ها

به شرح دامنه : آقای نقی آهنگر دارابی. فرزند حاج لطفعلی. ساکن پایین محلۀ دارابکلا. کارمند صدا و سیما در امور گُل کاری و فضای سبز. برادر جناب لطفعلی حسن. داماد جناب حاج غلام یزدانی. و نیز برادر خانمِ دهیار دارابکلا جناب محمد دباغیان. برای سلامتی اش صلوات. عکس و ارسال: جناب یک دوست در 22 شهریور 1395 به تلگرام دامنه.

 
سه‌شنبه ٢۳ شهریور ۱۳٩٥ ، ٩:٥۱ ‎ق.ظ

پست 3388 : به نام خدا. آلبوم 112 عکس دامنهٔ دارابکلا از گل ها و فضای دارابکلا در 21 شهریور ماه 1395 از جناب یک دوست در  اینجا

کدوی دارابکلا. ارسالی جناب یک دوست به دامنه.21 شهریور 1395

دوشنبه ٢٢ شهریور ۱۳٩٥ ، ۱٠:٢٩ ‎ق.ظ

پست 3387 : به قلم دامنه. به نام خدا. لیف روح این هفته یک جملۀ متضاد است و آن این است مراقب باشیم که آیا در درونِ ما ژن تاریخی ماست یا جنِّ تاریکی ها !؟

کهیهکشی برای تقویت ژن خوب است و نیز برای پرهیز از جنّ ! عکس ارسالی جناب یک دوست در 21 شهریور 1395 به تلگرام دامنه

دوشنبه ٢٢ شهریور ۱۳٩٥ ، ۱٠:٢۸ ‎ق.ظ

پست 3386 : به قلم جناب «دارابی». «سلام. علیرغم ارادتی که به شما دارم آوردن این نوع مطالب مغرضانه وغلط ولو اینکه از ناحیه شما نباشد ازجهات مختلف دارای ایراد وپاسخ جدی است. [اشاره به پست 3360 اینجا به عنوان «حصر میرحسین و رهنورد و کروبی» به نقل از غلامحسین کرباسچی] فقط به دو مورد اشاره میکنم.

۱ـ مگر امام راحل نفرمودند معیار حال فعلی افراد است ..فتنه میرحسین.... هرگز از ذهن وتاریخ انقلاب ما پاک نخواهدشد.

۲ـ بارها از مطالب شما خواندم ارادت خوبی به رهبری نظام دارید سوالم از شمای سی سال کار کرده در این کشور اینست چقدر خودمان را ملزم به تبعیت از حضرت ایشان میبینیم .

مرور برفرمایشات اخیر ایشان در سالروز جنایت اهالی فتنه خالی از لطف نخواهدبود. اگر همه هجمه های انان را از یاد برده ایدکه بعید است .حداقل آتشزدن نمادهای عزاداران حسینی سال ٨٨ را فراموش نکنید وآن جمله معروف میر حسین در تقدیر از این مفسدین را.......»

پاسخ دامنه : به نام خدا. سلام من هم به جناب «دارابی» که در پیام خود، آدرس ایمیل خود را  داد و خود را به دامنه تا حدی شناساند. نقدت بر دامنه را خواندم. بهتر و اسلامی تر و عادلانه تر آن است که دادگاه مهندس میرحسین موسوی تشکیل شود و از زبان خود ایشان بشنویم بحران سال 88 را.

دورۀ محمدرضا شاه پهلوی چند محاکمۀ سیاسی مشهور داریم و حتی در تاریخ ثبت است و کتاب و فیلم هم شده است. مثل دادگاه شهید خسرو گلسرخی. داداگاه مرحوم مهندس مهدی بازرگان و محاکمۀ مرحوم آیة الله سید محمود طالقانی.

ما که جمهوری اسلامی هستیم و آن همه به آن می بالیم، از چی هراس داریم!؟ از آشکار شدن حقیقت ها؟ یا از دفاعیات محصورین که حق مسلّم دفاع دارند ولو آن که به قول شما چنین و چنان اند؟

بگذاریم همه چیز بر مبنای قانون و اصول اسلامی پیش بروَد نه با حُبّ و بُغض های فردی و احساسی. پیش تر هم پرسش دامنه در یک پستی این بوده است آیا اساسا" در اسلام مجازاتی به اسم حصر داریم؟ آن هم بدون محاکمه و دفاعیه و حکم قاضی شرع؟ اگر آری،  مستندات آن چیست؟

دوشنبه ٢٢ شهریور ۱۳٩٥ ، ۱٠:٢٧ ‎ق.ظ

پست 3385 : به نام خدا. عکس هایی از دارابکلایی ها

به شرح دامنه : آقای مشهدی قنبر غزلی دارابی. ساکن پشت مسجد جامع دارابکلا. فردی بسیار زحتمکش و باتقوا. اهل مسجد و تکیه. یکی از خوبان محل. خوش برخورد و خوش سخن و نسبت به مردم، مهربان. برای سلامتی اش صلوات. عکس و ارسال: جناب یک دوست در 21 شهریور 1395 به تلگرام دامنه.

دوشنبه ٢٢ شهریور ۱۳٩٥ ، ۱٠:٢٦ ‎ق.ظ

پست 3384 : به قلم روزگار 17. «سلام دارم به جناب دامنه عزیز و دامنه خوانان گرامی. خجسته باد عید قربان، عید صالحان و عید اهل طاعت و تسلیم.

عید قربان جلوه گاه تعبُّد و تسلیم ابراهیمیان حنیف است. فصل قُرب یافتن مسلمانان به خداوند، در سایه عبودیت است. عید قربان، مَجرای فداکردن عزیزترین، برای رضای خداست.

عید قربان، مجرای فیض الهی و بهانه عنایت رحمانی به بندگان مومن و مسلم و مطیع است به سودای جهان. عاشق، دلیر است. همیشه عشق، قربانی پذیر است. همیشه قُرب دل در وصل عشق است. موحّد بودن ما اصل عشق است. عید قربان بر شما برادر گرامیم و دامنه خوانان مبارک باد.»

پاسخ دامنه : سلام من هم به شما جناب روزگار. ابتداء ممنونم از محبت تان به دامنه. سپس سپاس فراوان دارم متنی زیبا در وصف عید اضحای قربان، به دامنه ارسال کردی و آن گاه بگویم متن تان را بدقّت خواندم و کانون آن به تشخیص من این است که آدمی در پی قُرب به خداست در سایه سار عبودیت. این عکس زیر هم هدیۀ دامنه به روح متن خوبت و به روحیۀ خوبترت:

عید اَضحای قربان بر دامنه خوانان شریف و شما جناب روزگار خُجسته باد. عکس گل ارسالی جناب یک دوست به تلگرام دامنه است در امروز 21 شهریور 1395

یکشنبه ٢۱ شهریور ۱۳٩٥ ، ٩:۱۱ ‎ب.ظ

پست 3383 : به قلم نیروانا. «سلام جناب دامنه. من هم خیلی تبریک میگم به این دو زوج. امیدوارم در کنار هم خوشبخت بشن. بخاطر این پست 3379 اینجا «جشن عقد محمدحسن و فاطمه» متشکرم»

پاسخ دامنه : سلام من هم به شما نیروانا. خُب، پس من هم باید خدای بزرگ را شاکر باشم که  دل خیلی از فامیل ها را و نیز قلب شما نیروانای گرامی را با آن پُستم شاد نمودم. این تبریک مسرّت بخش تو نشان لطف و سخای باطنی توست و من هم ازت بسیار ممنونم. خدا همیشه نگهدارتان. سلامم را به همگی تان برسان.

من هم این خاروندی ها (به قول شما شهری ها خُرمالو ها) را هدیه می کنم به عروس و داماد عزیز و به شما نیروانای گرامی و فهیم. عکاس و ارسال این تصویر خوش منظره جناب یک دوست به دامنه در 21 شهریور 1395

 

یکشنبه ٢۱ شهریور ۱۳٩٥ ، ٦:٤٩ ‎ب.ظ

پست 3382 : به قلم موسوی. «سلام دارم خدمت برادر گرامی آقای طالبی. تشکر می کنم از شما بابت پست۳۳۷۹ اینجا و تبریک شما. من هم آرزوی خوشبختی برای همه جوانان محترم  محل و هموطنان ایران  دارم. و هم چنین آرزوی سلامتی برای شما و همسر گرامیتان و آرزوی خوشبختی و موفقیت برای فرزندان شما دارم و همچنین برای عزیزان خودم. باز هم تشکر می کنم»

پاسخ دامنه : به نام خدا. سلام من هم به شما خواهر بزرگوارم موسوی. ممنونم و خرسندم  شما را با انتشار پست جشن عقد دختر عزیزتان که مادر گرانقدر و شایسته و مؤمنهٔ فاطمه خانم هستید، دلشاد سازم. از این که در متن خودتان بر فرزندانم دعا کردی ممنونم. ثواب آن پست من در بارهٔ جشن عقد دختر گرامی تان و آقا محمدحسن، به یقین به روح پدر و مادر عزیزتر از جانم جاری خواهد شد و این وظیفهٔ دامنه بود که برای فامیلی چون شما، پستی شادی بخش انتشار دهد. خدا حافظت و از شما التماس دعا.

این دو گل زیبا هم هدیهٔ دامنه به عروس و داماد. عکاس جناب یک دوست

یکشنبه ٢۱ شهریور ۱۳٩٥ ، ٢:٢٥ ‎ب.ظ

پست 3381 : به قلم معصومه رجبی دارابی. «با سلام و درود به شما جناب دامنه فامیل گرامی مان. انشاء الله در کنار همدیگر خوشبخت بشن. اشاره به پست 3379 اینجا و تبریک مخصوص دارم به برادر زاده عزیزم قلب  قلب قلب قلب »

پاسخ دامنه : سلام من هم به شما فامیل که از انتشار پست 3379 اینجا، یعنی مراسم جشن برادرزاده ات فاطمه خانم با محمدحسن مهاجر، خرسند شدی و به وجد آمدی و به آنها تبریک گفتی و این شکلک های مندرج در متن خودت را هدیه ی شان نمودی.

دامنه نیز علاوه بر تبریک و هدیۀ گل در پست قبلی این دو گل را نیز مجدد تقدیم می کند به عروس و داماد و همۀ خویشاوندان نسَبی و سبَبی شان. عکاس و ارسال این گل جناب یک دوست به تلگرام دامنه در 21 شهریور 1395

یکشنبه ٢۱ شهریور ۱۳٩٥ ، ٩:۳٤ ‎ق.ظ

پست 3380 : به نام خدا. متن نقلی. «... پدر همیشه تأکید می‌کرد باید قناعت کنیم و همگی باید کار کنید. در نتیجه دو برادر ما علاوه بر رفتن به دبیرستان، کار هم می‌کردند. البته درباره برادرهای دیگرم اطلاع چندانی ندارم، برادران من، کتاب‌فروشی و حتی بلال‌فروشی می‌کردند و در کنارش درس هم می‌خواندند. پدر معتقد بود وقتی برای پول زحمت بکشید، قدر آن را نیز خواهید دانست، این یک مسئله تربیتی بود و بچه‌ها توانستند روی پای خود بایستند.» بقیه در ادامه

مرحوم آیة الله سید محمود طالقانی در مچلس خبرگان قانون اساسی در سال 1358 که برای دوری از اشرافی گری بر روی مبل و صندلی نمی نشست. روحش شاد


ادامۀ مطلب
یکشنبه ٢۱ شهریور ۱۳٩٥ ، ٩:۳۳ ‎ق.ظ

پست 3379 : به نام خدا

مراسم جشن عقد آقا محمدحسن مهاجر (فرزند قاسم، مشهور به حاجی مهاجر. به عبارتی نوۀ پسری مرحوم حاج شیخ حسن مهاجر و نوۀ دختری حاج نادر دباغیان) با خانم فاطمه رجبی دارابی (فرزند محمدرضا رجبی دارابی. به عبارتی نوۀ پسری اسحاق رجبی و نوۀ دختری آق سید رحیم موسوی دارابی) در هتل عرب ساری. عصر روز دوشنبه 15 شهریور 1395. دو روز پس از سالروز خُجستۀ ازدواج امام علی و حضرت فاطمۀ زهرا (علیهما السّلام).

دامنه این پیوند مبارکِ فاطمه خانم و محمدحسن را صمیمانه تبریک می گوید و آرزوی خوشبختی ابدی دارد و زندگی شاد و معنوی و عاشقانه و سرشار از سعادت و کامیابی. بسیار خوشحالم که هم داماد و هم عروس از فامیل های خانوادۀ من است. در عکس شاه داماد محمدحسن مهاجر و محمدرضا رجبی دارابی پدرِ عروس خانم در کنار همدیگر

دامنه از صمیم دل این پیوند را به فامیل مان محمد رجبی و خانوادۀ گرامی شان، معلم بزرگوار خواهر گرانقدرم موسوی دارابی و همۀ اعضای خانواده ی دو طرف تبریک می گوید. شادی و خوشحالی و پیوندها، یک اصل دینی و آسمانی ست. خدا نگه دار

همۀ عکس های  این جشن باشکوه و خجسته که توسط جناب یک دوست گرفته شده و همان لحظه به تلگرام دامنه ارسال داشته در آلبوم 118 عکس دامنه (که همان شب 15 شهریور 1395 پست و منعکس نموده بودم) در اینجا مشاهده شود.

یکشنبه ٢۱ شهریور ۱۳٩٥ ، ٩:۳٢ ‎ق.ظ

پست 3378 : به قلم مهندس محمد عبدی 62. «متن ۱_ سلام خاطره جالب توجهی را پست 3371 اینجا منتشر نمودی رفیق. جدا" شخصا" وقتی داستان راستان گم شدن زره حضرت علی  امیرمومنان (ع) و قضیه اش با اون یهودی و مراجعه به محکمه رو می خونم هر دفعه تشنه تر می شوم و آه و حسرت می کشم از ته دلم که آن الگو و اسوه کجا و محاکمه این طوری این این فرد با آن عمکردهاش!! کجا و عدم محاکمه اون یارغارش کجا ؟؟؟!!!

بله این است روش در پیش بودن کنارگذاردن احکام  و آموزه های دینی در این مکاره دنیا خدا قائم آل محمد (عج) را بزودی برساند انشائ الله.

متن ۲_ سلام سپاس از لطف شما در پست 3377 اینجا. نسبت به 4 سال پیش که رفته بودم چشمه سورت، متاسفانه چیزی در حد 70 درصدش را عدم رعایت و نظارت و کوتاهی مردم و مسئولین تخریب شده است و اگر فکری عاجل نشود فکر نکنم تا چند سال دیگر اثری ازش باقی بماند و هرچند خود چشمه و ابش به گونه ای است که خودش را ترمیم می کند.

پاسخ دامنه : به نام خدا. سلام من هم به شما. عکسی که از چشمه سورت گرفتی خیلی با حس و حال است منظره. هم طبیعت و هم پسرت.

شنبه ٢٠ شهریور ۱۳٩٥ ، ۸:٢٩ ‎ق.ظ

پست 3377 : به نام خدا

امیر رضا، پسر مهندس محمد عبدی سنه کوهی. چشمه سورت مازندران نزدیک کیاسر که از سه راهی تلمادرّه تا چشمه حدود 15 کیلومتر است. جمعه 19 شهریور 1395 

 
شنبه ٢٠ شهریور ۱۳٩٥ ، ۸:٢۸ ‎ق.ظ

پست 3376 : به قلم حجة الاسلام مالک رجبی دارابی 125. «بسمه تعالی. سلام. یوم الترویۀ. علت نامگذاری. روز ترویه یکی از ارزشمندترین روزهای زمان برشمرده شده است که خود آداب و اعمال مخصوصی دارد.

رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: خدای تبارک و تعالی از هر چند چهار شماره برگزید، از فرشتگان: جبرئیل و میکائیل و اسرافیل و عزرائیل و از پیغمبران چهار نفر برای مبارزه بوسیله شمشیر: ابراهیم و داوود و موسی و من و از خاندانها چهار خاندان که فرمود: خاندان آدم و نوح و خاندان ابراهیم و خاندان عمران را بر جهانیان برگزید و از شهرها چهار شهر برگزید و فرمود: سوکند به تین و زیتون و طورسینین و این بلد امین پس مقصود از تین مدینه است و از زیتون بیت المقدس و از طورسینین کوفه و از بلدامین مکه

و از زنها چهار زن برگزید: مریم و آسیه و خدیجه و فاطمه سلام الله علیها و از اعمال حج چهار عمل را برگزید: قربانی کردن و صدا به لبیک بلند کردن و احرام و طواف و از ماهها چهار ماه که ماههای حرامند برگزید: رجب و شوال و ذی القعده و ذی الحجه و از روزها چهار روز برگزید: روز جمعه و روز ترویه (هشتم ذی حجه) و روز عرفه و روز عید قربان.

اعمال این روز. محمدبن ابی عمیر از یکی از یارانش از امام صادق علیه السلام نقل کرده است که فرمود: روزه روز ترویه کفاره گناهان یک سال و روزه روز عرفه کفاره گناهان دو سال است.

محدث قمی در مفاتیح الجنان روزه این روز را برابر با کفاره شصت سال برشمرده است و آورده است که شیخ شهید غسل این روز را مستحب دانسته است. شیخ صدوق در امالی آورده است که از جمله اعمال مستحبی حج اینکه روز ترویه از هنگام زوال شمس تا شب را درک کند تمام حج تمتع را درک کرده است. 

طبق این روایات منزلت روز ترویه تا جائی است که درک آن مساوی با درک تمام حج انگاشته شده است، چرا که روز ترویه در اصل آماده شدن برای ورود به عرفات و عید قربان است.

وقایع این روز. در این روز؛ نامه امام حسین علیه السلام به کوفه پس از شهادت مسلم بن عقیل. صلوات فراموش نشه ۱۳۹۵/۶/۲۰ برابر با ۸ ذی حجه ۱۴۳۷ ه ق. حوزه علمیه قم مسجد اعظم کتابخانه»

شنبه ٢٠ شهریور ۱۳٩٥ ، ۸:٢۸ ‎ق.ظ

پست 3375 : به نام خدا. آلبوم 111 عکس دارابکلا با صحنه های متنوع از فضا و اشخاص و نیز گل های دارابکلا از جناب یک دوست در اینجا

نمایی از پایین محله انجیر دلنگۀ دارابکلا. در روز 5شنبه 18 شهریور 1395 . ارسالی جناب یک دوست به تلگرام دامنه. بقیه در اینجا

شنبه ٢٠ شهریور ۱۳٩٥ ، ۸:٢٧ ‎ق.ظ

پست 3374 : به نام خدا. صبح جمعه 19 شهریور 1395 در سالروز شهادت امام محمد باقر (ع) دعای نُدبه در امامزاده باقر _مزار دارابکلا_ برگزار گردید. جناب یک دوست این مراسم را به تصویر کشید. بقیۀ عکس ها در. اینجا

جمعه 19 شهریور 1395 شهادت امام محمد باقر (ع). بقیه در اینجا

شنبه ٢٠ شهریور ۱۳٩٥ ، ۸:٢٦ ‎ق.ظ

پست 3373 : به قلم جناب فضل الله فضلی 7. «سلام، مراسم استقبال از پرافتخارترین ورزشکار تاریخ بانوان ایران و اولین دارنده دو مدال طلای جهانی، قهرمان جهان در سالهای 2009 کانادا و 2011 ترکیه در رشته ووشو و تنها قهرمان قهرمانان بانوی کشور، کاپیتان و مربی سابق تیم ملی ووشوی بانوان، مربی برتر مازندران، و تنها ورزشکار بانوی تاریخ ایران که سه مدال جهانی در 2 رشته ورزشی حرفه ای (ووشو و کشتی آلیش) کسب کرد در روز شنبه 95/6/20 ساعت 11 صبح در میدان امام ساری انجام خواهد شد حضور گرمتان موجب شادی و مسرت خواهد شد.»

نفر باحجابِ سمت راست خواهرزاده ام ملیحه فضلی. این عکس را مهندس محمد عبدی سنه کوهی به نقل از رسانه ها به دامنه تلگرام نمود و ممنونم

پاسخ دامنه : به نام خدا. سلام من هم به ملیحه و جناب فضلی و خواهرم طیّبه. شادباش می گویم این قهرمانی جدید را و از قم برای این قهرمان پرافتخارمان دعا می کنم. پارسال در  24 بهمن 1394 نیز در بارۀ قهرمانی ملیحه فضلی در ووشو و کشتی پست 1727 اینجا، در دامنه منتشر شده بود.

خواهرزاده ام ملیحه فضلی. ارسالی جناب فضلی پدر ملیحه به دامنه که به نقل از رسانه ها در ورزش بانوان «تاریخ سازی» کرد

شنبه ٢٠ شهریور ۱۳٩٥ ، ۸:٢٥ ‎ق.ظ

پست 3372 : به نام خدا. امشب، شهادت امام محمد باقر _علیه السّلام_ است. ضمن تسلیت، دو سخن از آن امام عظیم الشأن، نوۀ امام حسین (ع) را ارائه می کنم:

1- افزایش نعمت از جانب خداوند قطع نمی شود، مگر اینکه شکر از جانب بندگان قطع گردد. (بحارالانوار، دار احیاء الترا العربی، ج 68، ص 54)

2- تمامت کمال، فهم‏ اندوزى در دین و بردبارى بر ناگوارى و اندازه‏ نگاه‏ داشتن در زندگانى است.

بقیع در مدینه

پنجشنبه ۱۸ شهریور ۱۳٩٥ ، ٤:٥۳ ‎ب.ظ

پست 3371 : به قلم دامنه. به نام خدا. خاطرات من. قسمت 48. صبح امروز 5 شنبه 18 شهریور 1395 برای یک کاری به تهران رفتم و عصر هم برگشتم. زیاد نمی خواهم زیاده گویی گویم الّا ذکر چند نکته:

وقتی رسیدم تهران از دور و قلبی سلام دادم به حضرت عبدالعظیم حسنی در ری. بعد ذهنم را بردم به بهشت زهرا و چشمم را دوختم به قبر مرحوم آیة الله سید محمود طالقانی آن عالم کم مانند جهان اسلام که فردا 19 شهریور سالروز وفات غمبار اوست.

کاش آن شب سفیر روس! در منزلش با آن مرحوم دیدار نکرده بود و صبح هم خبر بُهت انگیز فوت طالقانی عزیز را نمی شنیدیم. عالم نستوه و وارسته ای که اگر اینک حیات داشتند بسیاری از نابسامانی های ایران و جهان متلاطم اسلام را بسامان می ساختند.

نکتۀ سه اینه داشتم از کهریزک می گذشتم و این کانتینرها را دیدم و عکسی گرفتم و دیدم از ترکیه آمدند و بگذرم که در زیر گذاشتم.چ

فوری یاد کانتینرهای داغِ داغ بازداشتگاه غیرقانونی کهریزک _شما بخوانید وحشتگاه کهریزک_ افتادم که در تیرماه داغ بحران سال 88، آن قاضی معروف و مشهور!!! یعنی مرتضوی _یار و همدم محمود احمدی نژاد_  بسیاری را در درون آن به... بقیه را شما خود تتمیم کنید!

آری همان قاضی سعید مرتضوی اهل تفت و همه کاره در یک دوره ی خاص که به قول مهندس میرحسین موسوی روزنامه را به صورت فلّه ای توقیف و تعطیل می کرد و الآن سه چهار سال  است مثلا" دارد از سوی محاکم قضایی ما، محاکمه می شود بابت چند پرونده اختلاس و بریز و بپاش. خدایا تو خود شاهد باش!!

سعید مرتضوی همدم محمود احمدی نژاد

بله بگذرم و می گذرم و دیدم آزادراه تهران قم خیلی واویلاست و راهبندانه. زدم به اُریب خودمو کج کردم به جادۀ کامیون و تریلرروی قدیم قم، و با خیال راحت و بسی آسان و خیلی آسوده تر از آزادراهِ اتوبان، به قم رسیدم و خونه.

با گُشنگی و تشنگی گشتم یخچالم را دیدم خورشت بادمجون در گوشه اش هنوز هست. کمی گرم و ولَرم کردم و با نون بربری خوردم و یک پمبلیک هم خوابیدم. خانواده ام وقتی نباشه و در مسافرت رفته باشه، غذاهایم صبح و ظهر و شام اساسا" ساده و فوری و زوری ست.

تهران. پنج شنبه 18 شهریور 1395. عکاس: دامنه

پنجشنبه ۱۸ شهریور ۱۳٩٥ ، ٤:٥۳ ‎ب.ظ

پست 3370 : به نام خدا. از رهبر معظم انقلاب بشنویم. «پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر مقام معظم رهبری: «حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح امروز (چهارشنبه 17 شهریور 1395) در دیدار خانواده های شهدای مِنا و مسجدالحرام، کوتاهی و بی‌کفایتی آل سعود در این حادثه را، اثبات مجدد بی لیاقتی این شجره خبیثه‌ی ملعونه در تصدی و اداره حرمین  شریفین خواندند...

ایشان، سکوت دولتها و حتی علما، فعالان سیاسی، روشنفکران و نخبگان جهان اسلام در قبالشهادت ۷ هزار زائر بی‌گناه را، «بلای بزرگ امت اسلامی» خواندند و افزودند: حساس نبودن در  قبال مسائلی نظیر حادثه سخت و جانکاه منا، مصیبت واقعی جهان اسلام است...

بی کفایتی سعودی ها و ناامنی تحمیل شده از سوی آنان بر حجاج خانه خدا، حقیقتاً نشان داد این حکومت، لایق اداره حرمین شریفین نیست که این واقعیت باید در جهان اسلام ترویج شود و جا بیفتد.

سکوت محض در قبال کوتاهی یک حکومت در ادای وظایفش و جان باختن ۷ هزار انسان مظلوم و بی‌گناه، هویت دروغین مدعیان جهانی حقوق بشر را آشکار کرد»

نکتۀ دامنه : به نام خدا. از رهبر معظم انقلاب بسیار بسیار ممنونم که با بیان صریح انقلابی  علیۀ آل سعود، این خاندان کثیف و هرزه و فاسد و منحرف از اسلام ناب محمدی (ص) را _که قاتل هزاران شیعۀ مظلوم و محروم یمنی ست_، رسوا کردند و حقیقت ها را برملا نمودند.

پنجشنبه ۱۸ شهریور ۱۳٩٥ ، ٤:٥٢ ‎ب.ظ

پست 3369 : به قلم حجة الاسلام مالک رجبی دارابی 124. «سلام آقا ابراهیم شریف. متن های دامنه را مطالعه می کنم. برایم جالب است. مرحوم پدر شما خیلی مقام بالایی داشته وبرای ما مجهول بود چو ن با جوانان و نوجوانان و شاگردانش درارتباط بود.

بیشترین سفارش امامان ما  این بود که با جوانان و نوجوانان و کودکان ارتباط سالم داشته باشید و آ نها را  بسوی خدا گرایش بدهید  . خدا رحمت کند پدر شما را که با این حرکت قلب امامان را خوشحال کرد و آن جوانان و نوجوانان را بسوی خدا و قرآن گرایش داد. التماس دعا»

پاسخ دامنه : به نام خدا. سلام من هم به شما جناب حجة الاسلام شیخ مالک دوست فاضل و ارجمند دامنه. خیلی خیلی بزرگواری کردی که با خواندن پست های دامنه از جمله پست 3365 یعنی «آنچه بر دامنه گذشت 13» یادی از مرحوم پدرم کردی و این گونه خدا بیامرزش دادی. من بشدّت به کسانی که بر والدین من حتی یک صلواتی هدیه کنند احساس اشک انگیز پیدا می کنم و بغض شادمانی و شعَف گلویم را می فشاد.

مرحوم مادرم نیز در بخش دختران مکتبخانه را پیش می برد و آموزگار قرآن تعداد زیادی از دختران دارابکلا و اوسا و مُرسم بود. اتفاقا" من بیشتر نزد مادرم قرآن درس می گرفتم و درس پیش می دادم به سبک شمرده شمرده ی هوالفتاح العلیم. بسم الله الرحمن الرحیم.

پنجشنبه ۱۸ شهریور ۱۳٩٥ ، ٤:٥۱ ‎ب.ظ

پست 3368 : به قلم مهندس محمد عبدی 61. «سلام بر کبلاقا ابراهیم عزیز. در بین این پست های اخیر آنچه برام جذابتر و جالب توجه تر بود همین خاطرات برگی دیگر از زندگی شما بود، پست 3365 اینجا. اونم خاطره مکتب خانۀ پدر خدابیامرزتان.

در این مورد زیاد شنیده بودم اما خاطرات و شیوه ارائه مطلب شما خیلی ملموستر و جالب توجه تر بود برام. واقعا چه دورانی بود اون دوران قدیم و شیوه زندگی و آموزش.

منم در مورد مکتبخانه داری، قبلا" در وب سایت سنه کوه مطالبی نوشته بودم و کم و کیف شیوه اداره مکتبخانه های قدیم تقریبا یک جور بود و قضیه تِلا برای مکتبدار هم اونجا هم مرسوم بود.

و البته خروس های زیادی ذبح می شدند اما آنچه من بیشتر شنیدم تِرکوله و نیمچه بودند تا تلای بزرگ یا گت تلا. چرا که جوجه های قدری بزرگ شده را می گفتند جوجۀ ملاشده، که اشاره به همین موضوع می توانست باشه و ... تنبیهات اون دوران هم واقعا سخت و دردآور بودند و البته کارساز. موفق باشید»

پاسخ دامنه : به نام خدا. سلام من هم به تو رفیق بامحبّتم مهندس. بله درست ترسیم کردی.  کاش آدرس لینک پست مکتبخانه در وبسایت خودت سنه کوه را برای من مشخص می کردی. البته فکر کنم دو سال قبل خواندم، ولی دوست دارم باز نیز مرورش کنم اگر آدرس را بفرستی.

خیلی خیلی ممنونم ازت رفیق که در این عصر 5شنبه، یادی از مرحوم پدرم کردی. دنیا یعنی همین خوبی و خلوصی. که اتفاقا" دیشب در خواب زیارتش کردم چه عالی و مصفّا. گویی انگاری پدرم از پست 3365 اینجا یعنی «آنچه بر دامنه گذشت 13» باخبر شد.

ممنونم لینک مکتبخانه سنه کوه را فرستادی با این عنوان: تاریخ شفاهی سوادآموزی و تحصیل در سنه کوه (۲) اینجا

مکتبخانۀ قدیمی در ایران

پنجشنبه ۱۸ شهریور ۱۳٩٥ ، ٤:٥۱ ‎ب.ظ

پست 3367 : به قلم دامنه. به نام خدا. برای من، سخنان صبح سه شنبه 16 شهریور 1395  رهبر معظم انقلاب در ابتدای جلسۀ درس خارج فقه در سال تحصیلی جدید حوزه‌ های علمیه، (که در پست 3366 اینجا با عنوان وظیفۀ روحانیت در فضای مَجازی، منتشر کرده ام) بسیار کلیدی و راهبردی ست و دارای پیام های انبوه.

امید می برَم همگان، خاصّه روحانیت پُرشمار، فاضل، بزرگوار، توانا، خویشتندار و دلسوز دارابکلا به آن اهتمام کنند و وظیفه های مهم و حیاتی خود را با ایجاد وبلاگ شخصی و منظم خویش اداء نمایند و نشان دهند پیرو رهبری اند و به ندای مهم ایشان لبیک می گویند و در عرصه اند.

من خود که سه سالی ست که از 26 مهرماه سال 1392 در روز خُجستۀ عید غدیر، عید امامت و ولایت امیرالمؤمنین علی _علیه السّلام_ وبلاگ دامنۀ دارابکلا را تاسیس کرده ام، تجربه کرده ام هیچ ابزار مدرن تری که هر روز مانند قارچ تولید می شوند _که برخی از آن ابزارها یک فرصت اند و برخی دیگر یک تهدید_ جای ابزار ماندگار و قابل ذخیره و بایگانی وبلاگ را نمی گیرد زیرا یک وبلاگ حرفه ای  و جدّی همان کتاب است و کتابخانه ی ماندگار و آنچه در وبلاگ نگاشته و نگه داشته می شود حقیقتا" ارزش افزودۀ مطالعه و دانش افزایی ست، نه سرگرمی و تفنّن و خیال پردازی و وهن و دروغ گویی و آبروبَری.

گرچه من اندک زمانی ست _یعنی کمتر از سه سال_ که پس از 30 سال خدمت و اشتغال در جمهوری اسلامی ایران، به تأسیس و راه اندازی دامنۀ دارابکلا همّت کرده ام، ولی باز نیز  احساس می کنم در طی این مدت تا توانسته ام برای دامنه وقت هایی متمرکز، اندیشیده شده، هدفمند، معنوی و ارزشی گذاشته ام و آنچه خود تشخیص می داده ام به صلاح است گفته ام و همچنان نیز خواهم گفت.

خدا را نیز در این مسیر مهم، شاکرم که نه از دستۀ اغنیا و مرفّهان بی دردم و نه از تنبل های تن پرور و دنیاپرستان مزدور. و نه الحمدُلله طالبِ دنیا و زر و زور و تزویر. من به لطف خدای متعال از دو چیز بشدّت و حدّت و حرارت پرهیز دارم و از آن بسی نفرت:

اول: بطالت و کرختگی و ذهنِ مأیوسی.

دوم: زندگی زشت مقایسه ای و چشم و همچشمی و حسادت و بُخل ورزی.

این دو زشتی فوق _که از آن با همۀ توش و توانم منزجرم و بسی مُتنفّر_ اگر کس و یا کسانی را مبتلا و آلوده کند، عین عفونت بدخیمِ مُتعفّن است که باید 1000% ریشه کن و زدوده گردد.

و لازم است و باید روحانیت بزرگوار دارابکلا به این ندای بسیار حیاتی رهبر معظم انقلاب اقتداء کند و با خردمندی و توان علمی و ایمانی بالا، به قول رهبری به مقابله با نقشۀ دین‌ زدایی و عفت‌ زدایی برخیزد و ایمان و اعتقادات مردم دارابکلا و جای جای ایران را پاسداری و تبیین نماید.

روحانیت معزّز دارابکلا خدای ناکرده، خیال نکند حریم نسل جدید در محیط بازِ دارابکلا اَمن و در امان و همواره آغشته بر ایمان است، بلکه بعکس، خیلی هم مورد حملۀ مرموزانه  و مزوّرانه و البته تهیدستانه! و بی پیمان! است.

و دامنه البته به فَحص و نیز به مدد، این مسیر را در رصد داشته و دارد و به همین دلیل و علت در آگاهی بخشی و حراست از دین و دین ورزی و آزادی و آزادگی به فضای مجازی ورود نموده است.

چهارشنبه ۱٧ شهریور ۱۳٩٥ ، ٧:٤۳ ‎ق.ظ

پست 3366 : به نام خدا. از رهبر معظم انقلاب بشنویم. «پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر مقام معظم رهبری: «حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح امروز (سه‌شنبه) در ابتدای جلسه درس خارج فقه در سال تحصیلی جدید حوزه‌های علمیه، با اشاره به وجود برنامه‌های گسترده برای انحراف ذهن و دل مردم و جوانان از اصل دین، اولین و مهمترین وظیفه روحانیون را «مقابله با نقشه دین‌زدایی و عفت‌زدایی» خواندند و تأکید کردند: حوزه‌های علمیه و روحانیون باید با شناخت فضای مجازی و استفاده از فرصتهای آن، معارف و مفاهیم اسلامی را تبیین کنند.

رهبر انقلاب اسلامی، «بصیرت» را به معنای شناخت نیازها و واقعیات جامعه خواندند و افزودند: «بصیرت» یعنی بدانیم جوانِ امروز چه نیازهایی دارد و بر لوح دل آماده و مشتاق او، چه چیزی نقش بسته یا باید نقش ببندد.

ایشان با اشاره به هزینه‌های گزاف و برنامه‌ریزی‌های فراوان علیه ایمان و اعتقادات مردم گفتند:  دشمن از طریق تولید و ترویج شبهات و همچنین تولید محتوای ضد عفت و حیا، به‌دنبال انحراف جوانان مؤمن و سالم از اصل دین و دریدن پرده‌های حیا است و امروز این کار در بستر فضای مجازی انجام می‌شود.

حضرت آیت الله خامنه‌ای، مقابله با این نقشه را اولین و مهمترین وظیفه روحانیت خواندند و خاطرنشان کردند: حوزه‌های علمیه و دانایان مذهب باید قابلیت مواجه شدن با لشکر عظیم دشمن را در خود ایجاد کنند.

ایشان با اظهار تأسف از ناآشنایی برخی مبلغان دینی با ابزارهای جدید رایانه‌ای و همچنین عدم  درک درست از اهمیت مسئله فضای مجازی در برخی مسئولان، افزودند: فضای مجازی، به صورت توأمان دارای منافع و مضرات بی‌شماری است که باید با استفاده از فرصتهای آن، مفاهیم اسلامی را در سطح گسترده ترویج کرد و در همین خصوص، شورای‌عالی فضای مجازی با هدف تمرکز در فکر، تصمیم و اقدام تشکیل شد.

حضرت آیت الله خامنه‌ای، شناسایی شبهات روز و پاسخ به آنها را از جمله کارهای مهم حوزه‌های علمیه برشمردند و افزودند: این کار هیچ منافاتی با فقاهت ندارد، زیرا فقه، منحصر به  احکام عملی نیست، بلکه «فقه الله الاکبر» در واقع همان معارف اسلامی است و باید برای پاسخ به شبهات دینی نیز همانند کاوشهای دقیق و پردامنه فقهی، اقدام و عمل کرد.»

افزودۀ ضروری دامنه : به نام خدا. برای من، این سخنان رهبر معظم انقلاب، بسیار کلیدی و راهبردی ست و دارای پیام های انبوه؛ که امید می برَم همگان، خاصّه روحانیت پُرشمار و فاضل و بزرگوار و توانای دارابکلا به آن اهتمام کنند و وظیفه های مهم و حیاتی خود را با ایجاد وبلاگ شخصی و منظم خویش اداء نمایند و نشان دهند پیرو رهبری اند و به ندای مهم ایشان لبیک  می گویند و در عرصه اند.

این بحثم را مفصلّ تر در پست 3367 اینجا با عنوان «سخنی خودمونی با روحانیت دارابکلا» حرف هایم را گفته ام.

چهارشنبه ۱٧ شهریور ۱۳٩٥ ، ٧:٤٢ ‎ق.ظ

پست 3365 : به قلم دامنه. به نام خدای آفرینندۀ آدمی. هر گاه قرآن آموز در مکتبخانۀ مرحوم پدرم به سورۀ ۹۱ الشّمس _جزء 30_ (یعنی وَالشَّمْسِ وَضُحَاهَا، سوگند به خورشید و تابندگى‏ اش، وَالْقَمَرِ إِذَاتَلَاهَا، سوگند به ماه، چون پى [خورشید] روَد)؛ می رسید باید یک تِلا _خروس محلّی_ برای پدرم هدیه می آورد!

حال آن که معنای تَلَاهَا در آیۀ 2 این سوره، هیچ ربطی به خروس و تلای محلی نداشت! این تَلَاهَا به معنی در پی خورشید رفتن ماه است یعنی چرخش ماه به دور خورشید.

ولی در مکتبخانه، رسیدن به این واژگان مقدس إِذَا تَلَاهَا، در پیِ تلا و خروس رفتن و برای رئیس مکتبخانه هدیه آوردن معنا داشت! که البته با ذوق و شوق و رضایت قلبی والدین قرآن آموز همراه بود، زیرا رسیدن بچه اش به این بخش عَمّ جزء، نوعی غرور و جشن و سرور داشت!

سه مُبصر بسیارجدی داشت مکتبخانۀ مرحوم پدرم و سه جای نشیمن خاصّ، سه مبصر اینان بودند:

1- علی بابویه دارابی (نجّار ببخیل)

2- مرحوم باقر طالبی دارابی (مرحوم ابوالقاسم ببخیل)

3- عبدالله رمضانی دارابی (زکریا رمضان بالامحله)

سه جای نشیمن اینجاها بود:

اتاق اول خونۀ مان که بخش بیرونی خونۀ مان بود که اتاق پشتی اش بخش اندرونی،

گوشۀ دالون در انتهای سکّوی سمت غربی (آن خونۀ مان دو سکوی شرقی و غربی داشت)

و داخل تلوار روباز _تالار_ که محلی برای کارهای بیرونی منزل بود.

من بخوبی یادم است که پدرم با لباس آخوندی و بدون عمّامه گذاشتن به سرش، در کُنج اتاق، دَمِ درِ خروجی غربی به سمت دالون می نشست و افراد پس از زنگ صبحگاهی از در شرقی اتاق به داخل می آمدند و گوش تا گوش می نشستند و به نوبت یکی یکی می رفتند پیشش زانو می زدند درس پیش می دادند، اگر درس قبل را بلد و مسلط بود، درس جدید می گرفت، اگر نبود یا باید جریمه می شد و یا تنبیه.

برخی از بس تنبل و بازیگوش و _شاید هم کورذهن! بودند_ اصلا" هیچی یاد نمی گرفتند. که پدرم مجبور بود اینان و نیز خاطیان را یا فلک کند و یا وارونه به سقف وسط اتاق کلاس در مقابل چشمان قرآن آموزان، آویزان.

وقتی هم کسی را آویزان می کرد خیلی جدّی جدّی تنبیه اش می کرد و طرف تا مدتی باید در این وضع می ماند و سایرین درس عبرت! می گرفتند.

این خاطره بسیار شنیدنی ست که یک روز یکی از قرآن آموزان آفتابۀ مسّی قیمتی! را انداخت  توی چاه مُستراح خونۀ مان. پدرم بشدّت عصبانی شد و به فکر چاره! افتاد و همه را در حیاط به خط کرد و گشت و گشت یکی را که خیلی لاغر و نحیف بود _که از قضا فامیل مان هم بود و اخلاقا" درست نیست که اسمش را اینجا بیارم_ برگزید و بر کمرش ریسمان بست و به کمک مُبصران و همهمۀ حاضران او را آرام آرام و با حیرت ماها، به داخل چاه مستراح فرستاد و آفتابه را نجات! داد.

چه کارهای خطیری می کرد این مرحوم پدرم! این قضیه به یک داستان پرجنجال ختم می شود که اینجا مجال شرحش نیست. با پدرم خیلی زیاد و انبوه خاطره دارم که نقلش سخت است که من فقط در میان خواص مان آن را به صورت تئاتری! اجرا می کنم و حسابی هم استقبال می گردد.

آری؛ با زنگ صبحگاه همه ورود می کردند به مکتبخانه و هیچ کس حق نداشت تا خوردنِ زنگ خروج در ظهرگاه، به خانه اش برگردد. با به صدادرآمدن زنگ خروج در ظهرگاه _پس از ادای نماز جماعت ظهر و عصر_ در حیاط بزرگ خونۀ مان به سه ستونِ ببخیل، پایین محله و بالامحله ردیف می شدند و به نوبت و حضور و غیاب مجدد به خونه ها بازمی گشتند.

من که الآن دارم روایت می کنم به همان حسّ و حال کودکی و نوجوانی ام و خاطرات زیبای آن موقع بازمی گردم و ذهنم با بوی آن ایام یک مرورگر فعال می شود. (در اینجا شهروند دارابکلا هم منتشر می شود)

چهارشنبه ۱٧ شهریور ۱۳٩٥ ، ٧:٤۱ ‎ق.ظ

پست 3364 : به نام خدا. متن نقلی. از مرحوم دکتر علی شریعتی. «اما ابوذر کیست؟ ابوذر یک عرب صحرا نشین بدوی است که می گویند در بیابان ها راهزنی می کرد. او آوازه ی محمد را شنید و به مکه رفت و محمد به اکسیر عشق او را زر کرد. دینی که محمد آورده بود کارخانه ای بود که در آن انسان واقعی ساخته می شد و ابوذر در آن جا تبدیل به یک انسان کامل شده بود. قهرمان این داستان فرزند غیور صحراست که در میان قبیله ای طغیان کرد و در صحرای خلوتی فرو نشست یا بهتر بگویم خفه اش کردند.

او حقیقت را از محمد آموخته بود و حقیقت دینش شده بود و از محبوبش آموخته بود که: حق را بگو اگرچه تلخ باشد و در راه خدا از سرزنش هیچ کس مترس!

بعد از محمد او در برابر عثمان ها و معاویه ها طغیان کرد. معاویه هایی که می گفتند همه چیز از آن خداست، از آن مردم نیست و از آن نماینده خدا یعنی آنهاست و ابوذر می گفت مردم نماینده ی خدایند.

ابوذر به عثمانی حمله می کند که در دوره ی حکومتش برای اولین بار زندانی سیاسی پیدا می  شود و برای اولین بار مسلمانی به خاطر حمله به روش خلیفه یه دست نشانده هایش تحت تعقیب قرار می گیرد.

برای اولین بار انسانی به وسیله حکومت شکنجه می شود، برای اولین بار قرآن وسیله عوام فریبی قرار می گیرد و برای اولین بار حاکمان دستشان در سرنوشت مردم باز می شود و از مسؤلیت قانونی و اسلامی مبرّی می شوند.

ابوذر می گفت اگر فردی محروم است مقصر تنها حکومت و طبقه استثمار کننده نیست، بلکه تمام جامعه مسؤل است. ابوذری که می داند زیباترین سخن راست ترین سخن است. رو به مردم می گوید:

شما با خشم خدا خشنودی رؤسا و زمام داران هیأت حاکمه تان را فراهم نسازید. اگر خیانتی کردند از آن ها دوری کنید اگرچه شکنجه و تبعید ببینید تا خدا را خوشنود سازید.»

سه‌شنبه ۱٦ شهریور ۱۳٩٥ ، ۸:۳۱ ‎ق.ظ

پست 3363 : به نام خدا. متن نقلی. از مصطفی ملکیان فیلسوف نامدار ایران. «در باب هنر زندگی مطالب زیادی برای خواندن و شنیدن هست، نخستین نکته‌ اش این است که ایماژ تو از زندگی چیست. [دامنه: ایماژ در فرهنگ معین یعنی نقش، انگاره، تصویر ذهنی]

ما تا به امروز در تاریخ جهانی 25 ایماژ از زندگی داشته‌ ایم. ایماژ یعنی اینکه تو چه استعاره‌ ای را مناسب‌ ترین استعاره برای زندگی‌ ات می‌بینی و زندگی را، آن می‌بینی. در آن صورت ایماژ تو سؤالاتی را ایجاد می‌ کند که متفاوت است از استعاره شخص دیگر از زندگی خودش.

مثلاً استعاره شخصی از زندگی، بازی است. برای کسی که زندگی را بازی می‌داند تمام  تلاشش این است که طوری زندگی کند که احتمال بردش در زندگی بیشتر و احتمال باختش کمتر شود و تمام سؤالات او از زندگی حول این احتمالات می‌چرخد.

شخصی دیگر زندگی را یک معمّا می‌داند، این فرد به طور قطع سؤالاتش با فرد قبلی فرق  می‌کند و سؤالاتش از زندگی این است که چه راهنماهایی در زندگی هست که با استفاده از آنها بتواند این معما را حل کند...

ایماژ دیگر این است که زندگی جهنم است بنابراین من چگونه زندگی کنم که عذاب کمتری  بکشم. نویسندگان در این حوزه راه‌های کرخت‌کردن را می‌آموزند تا با کرختی، عذاب کمتری بکشیم و بعضی دیگر راه‌های دورشدن از این جهنم را آموزش می‌دهند.

عده‌ای دیگر زندگی را مسابقه می‌ دانند و به رقبایشان توجه می‌کنند تا در مسابقه برنده شوند.

عده‌ای دیگر زندگی را الاکُلنگی می‌بینند که برای بالارفتن بیشتر، باید کسی پایین‌تر بیاید.

فردی دیگر زندگی را تئاتری می‌بیند و سؤالاتش از زندگی این است که چطور می‌تواند نقش خود  را به متقاعدترین صورتی ایفا کنند که بینندگان زندگی او این‌طور برداشت کنند که واقعاً دارد خوب زندگی می‌کند. بنابراین هر یک از ایماژها سؤالات متفاوتی از زندگی ایجاد می‌کند.

کسانی هستند که زندگی را واقعاً در مقایسه نظری و مسابقه عملی معنا می‌کنند. یعنی در  تمام زندگی فکر می‌ کنند که دائماً باید خود را با دیگران مقایسه کنند و با آنها در حال مسابقه باشند. اینجاست که به دنبال راه‌ های افزایش ثروت، قدرت سیاسی، حیثیت اجتماعی، جاه و مقام، شهرت و محبوبیت هستند.

در کتاب «لبه تیغ»، در واقع برای ایزابل اینکه دیگران در مورد او چه فکر می‌کنند اهمیت دارد و اینکه دیگران موفقیت او را در کسب ثروت، قدرت، جاه و مقام و قدرت اجتماعی بیشتری می‌بینند. این را، زندگی برای موفقیت بیش‌تر می‌گویند. از طرف دیگر لاری زندگی را در رضایت بیش‌تر می‌بیند. شهرت، ثروت، علم آکادمیک و... برایش مهم نیست.

هر کس ایماژ خودش را خودش باید مشخص کند و هیچ کتاب و پیشوایی نمی‌تواند مشخص کند  که من به سراغ چه ایماژی بروم. مهم‌ترین سؤال این است که باید از خود بپرسیم، که آیا زندگی موفقیت‌آمیز می‌خواهیم یا زندگی رضایت‌بخش؟

زندگی موفقیت‌ آمیز در این است که در یکی یا بیشتر از هفت مطلوب اجتماعی از دیگران جلو بزنیم. این هفت مطلوب عبارتند از ثروت، قدرت سیاسی، حیثیت اجتماعی، جاه و مقام، شهرت، محبوبیت و علم آکادمیک.

آنهایی که دنبال موفقیتند که من هم قصد مذمت آنها را ندارم دائم خود را در حال مقایسه با دیگری می‌بینند.» (منبع: اینجا)

سه‌شنبه ۱٦ شهریور ۱۳٩٥ ، ۸:٢٩ ‎ق.ظ

پست 3362 : به نام خدا. قسمت 19. لوای قانون. اصل 142 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران: «دارایی رهبر، رئیس جمهور، معاونان رئیس جمهور، وزیران و همسر و فرزندان آنان قبل و بعد از خدمت، توسط رئیس قوه قضائیه رسیدگی می شود که برخلاف حق، افزایش نیافته باشد.»

نکتۀ دامنه : دیگر دارد نزدیک می شود که سنّ انقلاب مان به 40 سالگی هم برسد؛ ولی ما هنوز نشنیده ایم طی این مدت طویل، یکی را برای این اصل مهم بازخواستی کرده باشند. یا واقعا" اوضاع خیلی مدینۀ فاضله است و ما خبر نداریم، یا آن که رسیدگی به این اصل جگر شیر می خواهد و روح عدالت. و یا هم شاید من اطلاعاتم اندک باشد و آلزایمر سیاسی گرفته باشم وحافظه ام مخدوش شده باشد!

سه‌شنبه ۱٦ شهریور ۱۳٩٥ ، ۸:٢٩ ‎ق.ظ

پست 3361 : به نام خدا. از رهبر معظم انقلاب بشنویم. «پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر مقام معظم رهبری: «در آستانه ایام حج، حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در پیام مهمی به مسلمانان سراسر جهان و حجاج بیت‌الله الحرام،... تأکید کردند:

حکّام سعودی که امسال صَدّ عَن سبیل‌اللّه و المسجد الحرام کرده و راه حجّاج غیور و مؤمن ایرانی به خانه‌ِ ی محبوب را بسته‌ اند، گمراهانی روسیاهند که بقای خود بر اریکه‌ ی قدرت  ظالمانه را در دفاع از مستکبران جهانی و هم‌پیمانی با صهیونیسم و آمریکا و تلاش برای برآوردن خواسته‌ ی آنان میدانند و در این راه از هیچ خیانتی روی‌ گردان نیستند...

حکّام فتنه‌ انگیزی که با تشکیل و تجهیز گروه‌ های تکفیری و شرور، دنیای اسلام را گرفتار  جنگهای داخلی و قتل و جرح بی‌ گناهان کرده‌اند و یمن و عراق و شام و لیبی و برخی دیگر از کشورها را به خون آغشته‌اند؛ سیاست‌بازانِ از خدا بی‌خبری که دست دوستی به رژیم اشغالگر صهیونیست داده و چشم بر رنج و مصیبت جانکاه فلسطینیان بسته‌ اند و دامنه‌ ی ظلم و خیانت خود را تا شهر و روستای بحرین گسترده‌اند؛ حاکمان بی‌ دین و بی‌ وجدانی که فاجعه‌ ی بزرگ  منا را پدید آورده و با نام خادمان حرمین، حریم حرم امن الهی را شکسته و میهمانان خدای رحمان را در روز عید در منا و پیش از آن در مسجدالحرام قربانی کرده‌اند،...» 

افزوده ی دامنه: محمد آل الشیخ از خاندان شیخ محمد بن عبدالوهاب (مؤسس فرقۀ جعلی و افراطی وهابیت). با هزاران اَسَف باید گفت فاسدان آل سعود و بدتر از آنان مُفتی های نوکر زر و زور و تزویر دین مبین اسلام را منبعی برای ارتزاق و دنیاخواهی های خود و مَفرّی برای فساد و حکمرانی های استبدادی و دیکتاتوری خویش ساخته اند.

سه‌شنبه ۱٦ شهریور ۱۳٩٥ ، ۸:٢۸ ‎ق.ظ

پست 3360 : به نام خدا. متن نقلی. غلامحسین کرباسچی، شهردار اسبق تهران و دبیرکل حزب کارگزاران سازندگی، در گفت‌وگوی مفصل با خبرگزاری ایسنا در بارۀ مسألۀ حصر و نیز در بارۀ آیة الله اکبر هاشمی رفسنجانی بر این نظر است که:

«درباره اینکه آیا واقعا" این حصر به نفع کشور، مردم، انقلاب و خود این افراد هست یا خیر، اختلاف نظراتی وجود دارد. قطعا عده‌ ای از مردم و مجموعه سیاسی کشور معتقدند این شرایط و فضا نه‌ تنها به‌ نفع کشور، نظام و انقلاب نیست، بلکه حتی نتیجه عکس می‌دهد اما برخی  معتقدند این حصر برای اداره و آرامش کشور و برای حفظ جان و امنیت محصورین ایجاد شده است.

من معتقدم حتی اگر مخالف آقایان موسوی، کروبی و خاتمی باشیم نباید این محدودیت‌ها را  ایجاد کنیم چون نمی‌توانیم با حصر و ایجاد محدودیت به نتیجه دلخواه برسیم، به قولی «الانسان حریصٌ علی ما مُنع» و جایگاه این افراد هیچ‌وقت با چنین برخوردهایی تنزل پیدا نمی‌ کند.

ما قطعا" هجمه‌های واردشده به آقای هاشمی را قبول نداریم و افکار و برنامه‌های ایشان را برای کشور مفید می‌دانیم. این موضوع به شخص آقای هاشمی یا خانواده ایشان برنمی‌گردد بلکه به افکار ایشان مربوط می‌شود. حزب کارگزاران در مجموع اعتقاد دارد افکار آقای هاشمی برای سازندگی و توسعه کشور تاکنون مفید بوده و درحال‌حاضر نیز مفید است.

ما بسیاری از مسائلی را که در رابطه با فرزندان ایشان مطرح می‌شود نمی‌دانیم و قبول نداریم و به این کاری نداریم که ایشان پنج فرزند دارد، عمامه سفید دارد یا این‌طور لباس می‌پوشد، بلکه مسئله ما با آقای هاشمی مسئله افکار، شخصیت و سوابق ایشان است.» (منبع: اینجا به نقل از ایسنا)

سه‌شنبه ۱٦ شهریور ۱۳٩٥ ، ۸:٢٧ ‎ق.ظ

پست 3359: به نام خدا. نامۀ 71 نهج البلاغه که امیرالمؤمنین، امام علی _علیه السّلام_ بهمنذر بن جارود عبدى نوشت:

«پس از یاد خدا و درود، همانا شایستگى پدرت مرا نسبت به تو خوشبین، و گمان کردم همانند پدرت مى ‏باشى، و راه او راه مى ‏روى. ناگهان به من خبر دادند، که در هواپرستى چیزى فروگذار نکرده، و توشه‏ اى براى آخرت خود باقى نگذاشته ‏اى، دنیاى خود را با تباه کردنِ آخرت، آبادان مى ‏کنى، و براى پیوستن با خویشاوندانت از دین خدا بریده ‏اى.

اگر آنچه به من گزارش رسیده، درست باشد، شُتر خانه ‏ات، و بند کفش تو، از تو باارزش‏تر است، و کسى که همانند تو باشد، نه لیاقت پاسدارى از مرزهاى کشور را دارد، و نه مى‏ تواند کارى را به انجام رساند، یا ارزش او بالا رود، یا شریک در امانت باشد یا از خیانتى دور ماند، پس چون این نامه به دست تو رسد، نزد من بیا. ان شاء اللّه.»

[لازم به ذکر است منذر از نظر امام علی (ع) به وضعی درآمده بود که پیوسته بر بندِ کفش! خود مى ‏دمید تا گردى بر آن ننشیند! یعنی رفاه زده و اَشرافی گری پیشه کردن]

سه‌شنبه ۱٦ شهریور ۱۳٩٥ ، ۸:٢٦ ‎ق.ظ

پست 3358 : به نام خدا. عکس هایی از دارابکلایی ها

به شرح دامنه : آقای مصیّب هدایتی. فرزند مشهدی حسین رجبی دارابی. ساکن پایین محلۀ دارابکلا. فردی زحتمکش که برای باغات و مزارع مردم کار روزمزد می کند و برای خانواده اش تلاش می کند. این خوبان محل ارزش تشویق و تجلیل دارند که در زندگی شان هیچ گاه به مردم آزار نمی رسانند و در پی معیشت و زیست مستقلانه و سادۀ خویش اند. به این گونه انسان های بی ادّعا احترام ویژه می گذارم. برای سلامتی اش صلوات. عکس و ارسال: جناب یک دوست در 15 شهریور 1395 به تلگرام دامنه. از جناب یک دوست بابت به تصویر کشیدن این هم محلّی زحمتکش بسی ممنونم.

دوشنبه ۱٥ شهریور ۱۳٩٥ ، ۱۱:٤٥ ‎ق.ظ

پست 3357 : به قلم دامنه. به نام خدا. ایشان مرحوم حاج علی منتظری ست، پدر مرحوم آیة الله العظمی حسینعلی منتظری و به عبارت دیگر پدربزرگِ مبارز شهید حجة الاسلام والمسلمین محمد منتظری.

حاج علی منتظری کشاورز بود و ساده‌ زیست. مردی مؤمن و انقلابی و بسیجی رزمنده. هم شیفتۀ کتاب و کتابخانه بود و هم معلم قرآن و اُسوه ی اخلاق. بر روح بلند و مطهرش صلوات.

مرحوم حاج علی منتظری در کنار رزمندگان در جبهه های دفاع مقدس

                              

پدر و فرزند                                              با شهید حسین خرّازی

دوشنبه ۱٥ شهریور ۱۳٩٥ ، ۱۱:٤٤ ‎ق.ظ

پست 3356 : به انتخاب دامنه. به نام خدا. لیف روح 143 نکته ای ست پرمغز از مرحوم مهاتما گاندی رهبر فقید هندوستان:

 

«نیایشی که در آن دل هست و واژه نیست، بهتر است از نیایشی که در آن واژه هست ولی دل نیست.»

چهارمنار شهر حیدر آباد هندوستان

دوشنبه ۱٥ شهریور ۱۳٩٥ ، ۱۱:٤۳ ‎ق.ظ

پست 3355 : به قلم حجة الاسلام محمدجواد غلامی 41 . «به نام خالق زیبایی. سلام به دامنه و دامنه خوانان عزیز. نیکی و احسان به دیگران و هم نوعان صفتی پسندیده است که هم از نظر عقل و هم از نظر عرف مورد تایید است. همه ادیان آسمانی و جوامع بشری برای این صفت خداپسندانه، اهمیت ویژه ای قائلند و فاعل آن را محترم می شمارند.

در این میان، البته بعضی نیکی ها اهمیت دو چندان دارد که نیکی به پدر مادر از جمله آنهاست. خداوند در قرآن بیش از ۲۳ بار صراحتا و ضمنا انسانها را به احسان و نیکی به پدر و مادر امر می کند.

پیامبر گرامی اسلام (ص) نیز فرمودند: پدر و مادر، بهشت و جهنم تو هستند، بهشت در رضای آنهاست و دوزخ در خشم آنهاست.

چه زیبا سروده است مرحوم ملک الشعرای بهار در وصف والدین،

خدا را پرست و پدر را ستای

ولی جان به قربان مادر نمای

زیرنویس از ایشان: «پدرعزیزم حاج علی محمد غلامی دارابی در کنار رفیق سالهای دور حاج سید محمد هاشمی دارابی»

دوشنبه ۱٥ شهریور ۱۳٩٥ ، ۱۱:٤٢ ‎ق.ظ

پست 3354 : به نام خدا. متن نقلی. «سؤال: جریانی در داخل کشور تصمیم دارد سال ۹۶ انتخابات دو قطبی معیشتی، ایجاد کند. شبیه آنچه که در انتخابات ۸۴ اتفاق افتاد. انتخابات ۹۶ می‌تواند یک انتخابات برجام محور باشد، با این دو قطبی که همینطور در آمریکا موافقان و مخالفان برجام شکل دادند، همان انتخابات تکرار می‌شود؟»

پاسخ آیة الله اکبر هاشمی رفسنجانی: «وعده‌ های همان موقع هم آن قدر موثر نبود. مردم رأی خودشان را درست دادند و می‌ دانیم اتفاقاتی افتاد که الان دیگر نمی‌ شود و یا لااقل وزارت کشور  دست دولت است. مردم فهمیدند که کارهای نمایشی زندگی‌ شان را حل نمی‌ کند و به صدقه‌ گیر تبدیل می‌کند. این را فهمیدند. راه درست این است که ما بیاییم اشتغال درست کنیم، رونق ایجاد کنیم و با دنیا تجارت‌ مان را راحت کنیم. تولید و تجارت کنیم که می‌توانیم.»  (منبع: اینجا) (برچسب: هاشمی رفسنجانی)

دوشنبه ۱٥ شهریور ۱۳٩٥ ، ۱۱:٤۱ ‎ق.ظ

پست 3353 : به قلم مهندس محمد عبدی 60. «سلام بر دامنه و دامنه خوانان و با تشکر از دو بزرگوار استا حسین و آقا سید ابراهیم موسوی عزیز. با دقت یکبار دیگر متون گذشته و نیز نقد دوستان را مطالعه کردم. یعنی پست 3346 نوشتۀ رنگین کمان اینجا و پست 3348 نوشتۀ سید ابراهیم موسوی دارابی اینجا را.

واقعا برداشت شما از مطالبم به تندی چنین برداشتی مدنظرم نبوده و نیست و اگر چنین تند و سخت در مورد تفکر حزبی و برداشتی تک حزبی بویش به مشام می رسد اولا عذرخواهی می کنم.

در ثانی تمام جان کلامم به حاج حسین این بود که نباید از هر فرد و گروهی کورکورانه تقلید تا دم مرگ کرد و بیان داشت "زیر پای احمدی نژاد خون ریختیم ما هم هرگز دست بر نخواهیم گشید  حالا چه محا کمه شود چه نشود"؟؟!!!

حقیقتا شما باشی از بیرون محل به چنین مطلبی برخورد کنی چه چیزی به ذهنت می رسد ؟جز تجسم اعمال و محشور شدن با او حقیقتا باید متاسف باشیم از برداشت افراطی افرادی نسبت به شخصیتهایی که ضدیت با قانون در آنها هویداست.

بازم نخواهیم تجدید نظر در طرفداری کنیم به نظرم فاسد و بدکردار بد است با هر تفکری و عضویت در هر حزب و گروهی ... دروغگو دروغگوست و دزد دزد، بد بد بدبینی و بددلی و افترا و تهمت هر چه بزرگتر گناهش نابخشونی تر است. ظلم از کلفتی، پاره می شود. موفق باشید»

یکشنبه ۱٤ شهریور ۱۳٩٥ ، ٩:٢٦ ‎ق.ظ

پست 3352 : به ذوق دامنه. به نام خدا. قسمت 62 کویریات دامنه، نقلی ست از دفتر یاداشتم در روز 22 آبان 1386 از کتاب کشف الاسرار امام خمینی به روایت حکیم بوعلی:

«کسانی که چیزی را بی دلیل باور می کنند، از طبیعتِ انسانیت بیرون رفته اند.»

===

یکشنبه ۱٤ شهریور ۱۳٩٥ ، ٩:٠٩ ‎ق.ظ

پست 3351 :  به قلم دامنه : کلاس دهم. به نام خدا. ویژگی های نظام های سیاسی توتالیتر. این نظام های خشن و سرکوبگر که به تعبیری ویژگی های زندان، پادگان و گورستان را در خود جمع دارند، دارای خصوصیات زیرند:

سخنرانی بنیتو موسولینی رهبر ایتالیا در جمع هوادارن رژیم فاشیستی در ونیز. 1933. (بنیتو موسولینی متولد 29 ژوئیه 1885 در رومانی. اعدام در پایان جنگ جهانی دوم توسط پارتیزان‌های ایتالیا در یک محاکمۀ صحرایی)

1- وجود یک ایدئولوژی رسمی مسلط بر جامعه.

2- سلطۀ یک حزب واحد بر کل کشور.

3- دیکتاتور حاکم، به عنوان ایدئولوگ مردم.

4- وجود یک نیروی پلیس سرکوبگر، خشن، فراگیر، رسمی و مخفی.

5- انحصار وسائل ارتباط جمعی در دستان حکومت.

6- در اختیار داشتن تمام و کمال تسلیحات و سلاح های مربوط به مبارزۀ مسلّحانه در انحصار دولت.

7- نظارت بر تمامی جهات اقتصادی و فرهنگی و فکری و سیاسی جامعه و تک تک افراد.

8- از میان بردن جامعۀ مدنی و تحمیل نهادهای خودساخته از بالا به جامعه.

9- سرَک کشیدن و تفحُّص در حریم خصوصی افراد و اعتقادات ملت به عنوان نوکران حکومت.

10- و ... .

هیتلر، موسولینی و پول پوت _رهبر خمرهای سرخ کامبوج_ و دو رهبر پدر و پسر در کره شمالی کمونیستی، نمونه های آشکار نظام های توتالیتری اند. تا کلاس یازدهم. خدا نگه دار.

یکشنبه ۱٤ شهریور ۱۳٩٥ ، ٩:٠٩ ‎ق.ظ

پست 3350 : به قلم دامنه. به نام خدا. دیروز _شنبه 13 شهریور 1395_ سال تحصیلی جدید حوزه های علمیۀ سراسر کشور با سخنرانی آیة الله العظمی ناصر مکارم شیرازی آغاز شد. من نیز که پای یک برنامه ی ویژۀ افتتاح مدارس روحانیت بودم و این آمار را گرفتم و در دامنه ارائه می دهم:

تعداد طلاب کشور: 180000 نفر.

تعداد طلاب نوآموز امسال: 17000 نفر.

تعداد طلاب مقیم قم: 75000 نفر.

تعداد حوزه علمیۀ کشور: 400 حوزه.

تعداد شهدای روحانیت: 4363 شهید.

دامنه ضمن سلام و احترام و ارادت به مقام شامخ روحانیت وارسته و تجلیل از شهدای گرامی روحانیت معزّز _که نماد جهاد و اجتهاد حوزه اند_ برای تمامی طلاب ارجمند و ارزشمند دین مبین اسلام، آرزوی سلامتی و آزاداندیشی و تبیین دقیق معارف دینی و دفاع از حق و آزادی و آزادگی و مردم دوستی دارد.

مراسم عمّامه گذاری طلاب مدرسۀ علمیۀ امام جواد _علیه السلام_ آزادشهر استان گلستان در مسجد جامع آزادشهر

عمامه گذاری توسط حجت الاسلام والمسلمین ابراهیمی از اعضای دفتر رهبر معظم انقلاب

مدرسۀ علمیۀ امام جواد _علیه السلام_ آزادشهر استان گلستان

یکشنبه ۱٤ شهریور ۱۳٩٥ ، ٩:٠٩ ‎ق.ظ

پست 3349 : به قلم دامنه. به نام خدا. جناب حجة الاسلام والمسلمین شیخ مهدی دارابی نیا، فرزند مرحوم «آیة الله حاج شیخ عبدالله دارابی نیا» هستند که قبلا" پدرشان را در 8 خرداد 1395 در پست 2500 اینجا معرفی نموده بودم. اینک مختصری از حاج شیخ مهدی دارابی نیا می نویسم.

ایشان از روحانیون دارابکلا هستند و مقیم قم. خود به ندرت به دارابکلا می آیند اما اقوام نسبی شان اغلب و شاید تماما" در بالامحلۀ دارابکلا ساکن اند. خود ایشان از اوان جوانی به قم هجرت کردند و دروس حوزۀ علمیه را تا آخرین مراحل _که درس های خارج فقه و اصول است_ طی کرده اند. و الحمدُلله از فضلای شایسته و بااخلاق و متواضع اند.

از سال های پیش به عنوان یکی از قُضات در قوه قضاییه _در تهران_ مشغول اند. ایشان داماد آیة الله طاهری یکی از علمای مشهور شهر گرگان در استان گلستان هستند.

در محافل و معابر عمومی فردی متین، آرام و اغلب در حالت سکوت و تواضع اند. خوش برخورد و مهربان اند. نزد روحانیون دارابکلایی از احترام برخوردارند.

امید دارم در کُرسی قضاوت، عدالت علوی تکیه گاه شان و مشیِ اسلام ناب محمدی (ص) تجلی گاه شان باشد. برای ایشان سلامتی و برای روح ابوی گرامی شان علوّ درجات آرزو می کنم.

حجة الاسلام والمسلمین شیخ مهدی دارابی نیا. بقیۀ در ادامۀ مطلب


ادامۀ مطلب
یکشنبه ۱٤ شهریور ۱۳٩٥ ، ٩:٠۸ ‎ق.ظ

پست 3348 : به  قلم سید ابراهیم موسوی دارابی 13. «به نام خدا سلام خدمت جناب دامنه و مهندس عبدی و نیز دامنه خوانان گرامی. نقد بر اظهار نظر جناب مهندس عبدی به تفکرات جناب رنگین کمان.[اشاره به پست 3344 به قلم مهندس محمد عبدی اینجا].

در ابتدا خدمت جناب مهندس عبدی روشن سازم ، اگر بنده نقدی بر سخن تان به جناب رنگین کمان دارم دلیل بر حمایت بنده از گروه ویا حزبی نیست . بنده معتقدم در تمامی احزاب و گروه ها و دولتی ها اشکالات و ایراداتی وارد است و یک انسان آزاده با تفکرات مستقل و فراجناحی هیچگاه نمی بایست اینچنین با دولت و جناحی که هم فکر و هم راستا است در تمامی موارد حمایت کند و بلعکس با دیدگاه های جناح مخالف تان اینگونه برخورد کنید.

همان طور که جناب عالی مستحضرید در کارکردهای دولت های گذشته (چه اصول گرا و چه اصلاح طلب ) کارهای زیربنایی خوبی صورت گرفته اما موضوعی که مرتبط با دیدگاه جناب رنگین کمان مد نظر بوده ،کارکردهایی ست که در دولت گذشته صورت گرفته که برای مردم عادی ، مشهود و ملموس بوده و تلاش دولت بیشتر در جهت رفع نیازهای مردم عادی بوده و همین که در بحث روانی توانسته بود در قلوب اقشار پایین و متوسط جامعه نفوذ داشته باشد از دیدگاه مردم قابل احترام است و شما نمی بایست اینگونه با شخصی با چنین تفکراتی برخوردمنفعلانه داشته باشید.

از صراحت قلمم معذورم؛ احساس بنده راجع به گفتار جناب عالی در مورد جناح مخالف تان این است که بسیار نسنجیده عمل نمودید چرا که هر کسی با چنین نوشتار تند و افراطی نسبت به جریان خاص ونگرشی اینگونه به جناحی ، به این موضوع پی خواهد برد که شما به سلائق و تفکرات و بینش دیگران نسبت به پیرامون محیط مخالف هستید و همگان باید از تفکرات وبینشی که حضرت عالی بدان دست یافتید پیروی نمایند.

از شما می خواهم مطلبی را که به تحریر درآوردید را مجددا ملاحظه بفرمایید تا بدانید با این متنی که نوشتید چه اندازه به تفکرات حزب مخالف تان تاختید ونیز به سخره گرفتید .

امید دارم با اندکی تامل بر متنی که نگاشتید و بدون توجیه غیر موجه در صدد عذر خواهی برآیی . البته امیدوارم تا دیداری دیگر»

یکشنبه ۱٤ شهریور ۱۳٩٥ ، ٩:٠٧ ‎ق.ظ

پست 3347 : به قلم حاج حسین رمضانی دارابی 18 . «سلام. [در پاسخ به پست 3344 به قلم مهندس محمد عبدی اینجا] آن روزهای که در نیروگا ه رو می بستند و می رفتند درش را همین رئیس جمهور ی که از نظر شما مال بیت المال را به یغما برده است می پردازم  چرخ هسته ای ما داشت  می چرخید چه کسانی با پول عوضش کرده اند ما قطره قطره هسته ای را رسندیم به بالای شصت درصد چه کسی سیمان ریخت داخل ش تا چرخ نیروگا های ما با ز بایستد  با اندکی پول عوضش کردیم و لی پولی به دست ما که نرسید

آقای نوبخت میاد جلوی تریبون می گوید روی اون پولها حساب باز نکنید چون چالش کنده شده حقوقهای نجوی شما چرا به دادگاه احضار نشدند این هم مال احمدی نژادهستش باید  جواب پس بدهد هسته ای رو فروختیم  پول شوبه ما ندادند باید خسارتشون هم بدهیم درد دل زیادی در بین مردم هستش کو کلید ساز شما پول نداریم خزانه خالیست  باید قلک همکاری در بین مردم توضیح کنیم تا به سوی دولت یه کمی هم باید مرات کنم چون که کار مثبتی انجام نداده این دو سه روزش هم باید بگذره تا روشن فکران پاسخ دهند»

شنبه ۱۳ شهریور ۱۳٩٥ ، ٧:٤٦ ‎ب.ظ

پست 3346 : به قلم جناب حمیدرضا طالبی دارابی 18. سلام. بازی رفت فوتبال اتحاد دارابکلا با ستاره سرخ بابل: نتیجه :3 بر 1 به نفع اتحاد دارابکلا.

زننده گلها: 2 گل آقا سیدمهدی دارابی و گل سوم علی اکبر آهنگر دارابی پسر حسین. 

پاس گلها: عرفان رجبی.»

پاسخ دامنه: به نام خدا. سلام دامنه به شما و همۀ اعضای تیم فوتبال اتحاد دارابکلا و حامیان و تشویقگران آن که با پیروزهای پی در پی در عرصۀ ورزش و دقت در مراعات اخلاق و رعایت شئونات دینی، موجب افتخار ورزشی و فرهنگ مذهبی و اجتماعی محل بزرگ دارابکلا هستند.

ارسالی های جناب یک دوست به تلگرام دامنه در غروب شنبه 13 شهریور 1395. بقیۀ عکس ها در ادامۀ مطلب


ادامۀ مطلب
شنبه ۱۳ شهریور ۱۳٩٥ ، ٧:٤٥ ‎ب.ظ

پست 3345 : به قلم دامنه. به نام خدا. فرهنگ لغات دارابکلا. قسمت 44. لوش و کلک و تمکوچوله. این دو عکس ارسالی جناب مهندس محمد عبدی سنه کوهی به تلگرام دامنه، اولی لوش است و کلک و دوّمی قیلون سر و تمکوچوله _تنباکو جا_ که مرا به نوشتن دو نکته ی اجتماعی و ترسیم سبک زندگی در راستای فرهنگ لغات دارابکلا وادار کرد:

اساسا" لوش و کلک _در و دروازه_ نشان عمیقی از حریم و حُرمت نوامیس مردم روستاست، یعنی هر کس، خاش کلّه ره همطی سر نینگنه بی یاالله گفتن و بی آن که زنگ خونه ی مردم را به صدادرآوردن و کوبه های در را توک توک ندادن، کارک و زنجیر و قفل را واکند و به حریم خونۀ کسی ورود کند و یکراست هم بی اهه اهه برود دربِن سرِ _سکّوی_ طرف و یا حتی توی مطبخ و بدتر از آن توی اتاق نشیمن.

این لوش و کلک علامت بسیار مهمی از فرهنگِ حفظ نوامیس در روستاهاست که از قدیم تا اکنون پابرجاست و باید بشدّت از این سبک اخلاقی و شرعی زندگی اسلامی و انسانی حراست شود.

امّا قیلون سر _قلیان_ و تمکوچوله هم یادآور پُک پُک دود و پِک پِکِ گلوست درروستاها که برای دمزنون به آن روی می آورند و برای هم قصه و غصه روایت می کنند و گاهی هم نقل حکایت و خاطره چنان گاندلی و خالی بندی می دن که آسمان هم سوراخ می شود چه برسد به کال دیوار. آخه خاصیت دود و دُخّان حداقل یکی همین گاندلی دادن است!!

و هم علامت خطری ست برای پخ پخو شدن ریه و سینه و گلو. پس از آن دورِ دور شو که ممکن است آلوده به تمکو شوی و دود و پُک پُک دود و پِک پِکِ گلو.

لوش و کلک در سنه کوه

تمکوچوله و قیلون سر

شنبه ۱۳ شهریور ۱۳٩٥ ، ۱٠:۳٢ ‎ق.ظ

پست 3344 : به قلم مهندس محمد عبدی 59. «سلام. اصولا در تجسّم اعمال داریم که هر کسی براساس سلایق و شاکله وجودی و انچه بخاطر سپرد و دل داد و در درونش رخنه کرد و در او نفوذ یافت محشور می گردد .

من شک ندارم که در مورد جناب حسین اقا رمضانی و مطلبش در مورد احمدی نژاد واقع درپست 3336 اینجا، هم در او همین گونه شده است و با او محشور خواهد گشت و خدا کند که با اختلاسگران و دروغگویان و بیت المال را به یغما به بیت الحال بردند همنوا و هم مامن و مسکن نگردند بلکه فقط تجسم رویایی و ظاهری اعمال اتفاق بیفتد نه جسمی و ...

خلاصه امثال استا حسین کم نیستند که بنا را بر صحت و درستی و خوش قلبی خود متصور هستند و دنباله رو حالا طرف هر که هرچه می خواهد باشد،باشد و هر عملکردی ارائه دهد با هر نیتی بدهد فقط با معیار ذهنی و فکری خود درست و راست می پندارند و میگن دروغ او از راست دیگران دلچسبتر است و این متاسفانه علت عقب ماندگی جهان سوم است و خواهد بود . خدا خیرشان دهد و پول زیادی به ما ... با آرزوی توفیق بیشتر برای خدمتگزاران بی منت و صدیق جامعه»

شنبه ۱۳ شهریور ۱۳٩٥ ، ۱٠:۳۱ ‎ق.ظ

پست 3343 : به نام خدا. عکس هایی از دارابکلایی ها

به شرح دامنه : سیّد ابراهیم ترمی. اوسایی بوده است. سالهاست به دارابکلا آمده است. ساکن ببخیل است. پدر سید جلال و سید اسماعیل و سید عبدالله ترمی ست. پیشکسوت درودگران و نجّاران دارابکلا و اوساست. یکی از برادرانش روحانی مقیم قم است. فردی پرتلاش، کاری و هنرمند در نجّاری و خرّاطی و چوب تراشی ست. فردی مذهبی ست و اهل تکیه. بارها شاهد بودم که در حین کار هیچ گاه نمازش را به تاخیر نمی انداخت. برای سلامتی اش صلوات. عکس و ارسال: جناب یک دوست در 12 شهریور 1395. عکس سید اسماعیل و نوه اش در ادامۀ مطلب


ادامۀ مطلب
شنبه ۱۳ شهریور ۱۳٩٥ ، ۱٠:٢٩ ‎ق.ظ

پست 3342 : به قلم دامنه. به نام خدا. فرهنگ لغات دارابکلا، قسمت 43. کهیهکشی. این لغت که اشاره به یکی از غذاهایی دوست داشتنی دارابکلایی هاست، از لغات ترکیبی محلی ست. کهی یعنی کدو و هکشی پسوند اوست که شاید به معنای به این شکل درآوردن و هورت و قورت دادن باشد و شاید از مصوّت های بی معنایی باشد که معمولا" دنبالچۀ برخی از لغات در گویش دارابکلایی هاست.

در دارابکلا این غذای نرم و لذیذ و خوشمزّ را _که اغلب پیش غذا و تفنُّن خوری ست_ با آبِ انار ترش، یا با آب نارنج و آب غوره و فلفل و گلپَر و برخی ادویه جات دیگر مطابق با سلایق فردی هر فرد سرو می کنند.

بسیار ملیّن _یعنی روان کننده روده ها_ است، یک آنتی بیوتیکی طبیعی ست و که با خوردن آن دیگر کسی نیازی به آمپول های دارویی ندارد البته اگر انسان ها در تغذیه ها مراعات کنند، کمتر دچار امراض می شوند زیرا عامل اصلی بیماری ها پُرخوری ها و تغذیۀ ناسالم و حجیم خوری هاست.

این کهیشکی و کلا" کدو سبز، سرشار از منیَزیم، پتاسیم، مس، فیبر، فولات، فسفر و منگنز است و از این رو برای همۀ خوش خوراک ها مفید و مؤثّر است.

و نیز دارای پروتئین، روی، کلسیم، آهن، نیاسین، تریپتوفان، ویتامین K و ویتامین C، ویتامین A است. برای کسانی که مشکل پروستات دارند بسیار مفید است. ضدّ سرطان است و از پیری جلوگیری می کند و کاهندۀ وزن نیز است.

کهیهکشی از کچّلیک _کدو سبز_ در خونۀ حمیدرضا طالبی دارابی. ارسالی جناب یک دوست به تلگرام دامنه در جمعه 12 شهریور 1395

شنبه ۱۳ شهریور ۱۳٩٥ ، ۱٠:٢۸ ‎ق.ظ

پست 3341 : به نام خدا. جناب یک دوست دیروز جمعه 12 شهریور 1395 عکسی از جناب محمد علی عمادی از اعضای پرتلاش شورای اسلامی روستای اوسا و چند قطعه گل حیاط منزل شان  در اوسا را به تلگرام دامنه گسیل داشته است _که ضمن سلام و خداقوت به  ایشان که برای مردم اوسا و آبادی روستا زحمت می کشند_ منعکس می شود:

جناب محمد علی عمادی اعضای پرتلاش شورای اسلامی روستای اوسا. ارسالی جناب یک دوست به تلگرام دامنه جمعه 12 شهریور 1395 بقیه در ادامۀ مطلب


ادامۀ مطلب
شنبه ۱۳ شهریور ۱۳٩٥ ، ۱٠:٢٧ ‎ق.ظ

پست 3340 : به قلم احمد بابویه دارابی. «سلام بر دامنه و پسر عموی با محبت ودوست داشتنی  ام. بسی خرسند شدم از پست 3338 دامنه اینجا، در معرفی پسر عموی گرامی ام جناب حجة الاسلام شیخ محمد بابویه دارابی و از موفقیت وتلاش  در طریقت علم وحُسن انجام شغلی ایشان.

و از شما جناب دامنه دوست فاضل و ارزشمندم تقدیر وتشکر دارم بابت معرفی و زندگینامه عمو و پسر عمویم متن گذاشتید .»

پاسخ دامنه: به نام خدا. سلام من هم به تو احمدآقا رفیق خالص و دوست داشتنی ام. وظیفه ی دامنه بود که روحانیون دارابکلا را حداقل به نسل پویای جوانان معرفی کند تا هم سرمایه های انسانی و معنوی روستای شان را بشناسند و هم از تاریخ معاصرشان باخبر شوند. از محبّتت ممنونم احمد.

شنبه ۱۳ شهریور ۱۳٩٥ ، ۱٠:٢٦ ‎ق.ظ

پست 3339 : به نام خدا. دیشب 11 شهریور 1395 به مناسبت شهادت امام جواد _علیه السّلام_ در منزل جناب حجة الاسلام حاج احمد آهنگر دارابی در قم، طبق سنوات چند سالۀ ایشان، مجلس عزاداری و روضه خوانی و شام دهی برگزار شد و این تصاویری ست از آن مراسم:  اینجا

حجة الاسلام والمسلمین حاج سید جواد شفیعی دارابی (پسر عمه ام). 11 شهریور 1395 شهادت امام جواد _علیه السّلام_ منزل جناب حجة الاسلام حاج احمد آهنگر دارابی در قم. بقیۀ عکس ها در اینجا

جمعه ۱٢ شهریور ۱۳٩٥ ، ۱٠:٠٩ ‎ق.ظ

پست 3338 : به قلم دامنه. به نام خدا. ایشان جناب حجة الاسلام شیخ محمد بابویه دارابی اند که امروز سی ام ذی القعده، روز شهادت امام جواد، فرزند عزیز و گرامی امام رضا _علیهما السّلام_ در سلسله مباحث روحانیت دارابکلا به معرفی شان می پردازم.

شیخ محمد بابویه _که از اوائل دهۀ شصت تا کنون از دوستان بسیار خوب و بامحبت من است_ فرزند شایستۀ مرحوم حاج شیخ قربان بابویه دارابی اند که از ذاکرین پیشکوت دارابکلا بودند که من بزودی در پستی ویژه و در آستانۀ فرارسیدن ایام حُزن و عزای محرم در سلسله مباحث ذاکرین اهلبیت (ع) دارابکلا اینجا، به معرفی و تجلیلش خواهم پرداخت.

شیخ محمد بابویه که از طلبه های موفق، بااخلاق، مهربان، وفادار و متدیّن دارابکلا هستند، طلبگی را از سال 1363 به بعد، با هجرت موفقیت آمیزشان به شهر قم آغاز کردند و الحمدُلله تا پایان سطح حوزه را بدرستی و توفیقات گذراندند و پای دروس خارج فقه اساتید مبرّز قم زانوی تلمّذ و آموختن زدند.

ایشان ضمن توجّه و اهتمام به دروس طلبگی، در ادارۀ مرکز خدمات حوزه های علیمۀ قم مشغول به کار هستند و به شکرانۀ خدای متعال و شایستگی ها و تجربیات اندوختۀ خویش،رئیس ادارۀ رفاه و بیمه و تربیت بدنی این مرکز هستند.

شیخ محمد به عبارتی دیگر برادرهمسرِ جناب حجة الاسلام والمسلمین حاج شیخ مرتضی چلویی دارابی _امام جماعت مسجد جامع دارابکلا_ هستند.

وی در کارهای خود بسیار جدی اند و با حوصله و دقت به آن می پردازند. در محل ادارۀ خود، در مرکز خدمات حوزه، برای امور متعدد طلبه ها و روحانیون گام های فراوانی گرفته و می گیرند و دلسوز به امور معیشتی و رفاه حال آنان اند و فردی اساسا" خستگی ناپذیرند. از این رو، این مسؤولیت ایشان در قم، موجب افتخار برای روستای دارابکلاست که باید قدردانِ این طلبۀ گرانقدر و بااخلاق و تلاشگر باشیم.

روابط میان من و ایشان بسیار صمیمانه و دائمی و توام با ارادت و علاقۀ متقابل است. و معمولا" در مجالس و محافل همدیگر را همیشه دیدار می کنیم.

جالب آن که فرزندش آقا یونس بابویه دارابی در ورزش رزمی_دفاعی ووشو، از برترین های استانی و کشوری اند و بالاترین مراحل این ورزش دفاعی را طی کردند و دارای مقام های استانی و کشوری ست و این موجب افتخار برای دارابکلاست.

شیخ محمد، داماد جناب حاج مصطفی اکبر بابویه دارابی اند و از این رو باجناق رفیق شفیق و قدیمی و بسیار دوست داشتنی ام جناب حاج علی ملایی دارابی _مرحوم حاج ابراهیم_ اند. همچنین شیخ محمد پسر عموی رقیق گرانقدر و بسیار نجبیب من، احمدآقای بابویه اند.

برای شیخ محمد و همسر گرامی و مهربان و دو فرزند دختر و پسرشان آرزوی سلامتی دارم و به روح پاک پدر گرامی شان درودی دائمی می فرستم. با ارادت: دامنه

حجة الاسلام محمد بابویه دارابی. قم 11 شهریور 1395

حجة الاسلام محمد بابویه دارابی با عادل فردوسی پور

حجة الاسلام محمد بابویه دارابی با وحید شمسایی بقیۀ عکس ها در ادامۀ مطلب


ادامۀ مطلب
جمعه ۱٢ شهریور ۱۳٩٥ ، ۱٠:٠٩ ‎ق.ظ

پست 3337 : به قلم دامنه. در سلسله مسائل مسجد و تکیهٔ دارابکلا، اینجا، به یکی دیگر از خادم الحسین (ع) ها اشاره می کنم. وی مرحوم کربلایی علی دارابکلایی متولّی امامزاده باقر دارابکلا بود. مردی آرام، نجیب، مذهبی، مسجدی و تکیه ای، خوش تبار و همیشه لبخند به لبان بود. برای مزار دارابکلا زحمات زیادی می کشید.

فقرچشیده بود، اما هیچ گاه هویت و عزّتمندی خود را ترک نمی نمود. من هرگز وی را عصبانی و پرخاشی ندیدم. اگر به ایشان نذری می دادی با کمال خوشرویی و تبسّم و از درون دل خوشحالی می نمود و بشدّت قدردان این گونه هدایا و دعاکننده در حقّ هدابادهندگان بود.

به نظر من کمتر کسی ست که از او نارضایتی به دل داشته باشد و یا اساسا" هیچ کسی نیست که از آن مرحوم ناخرسند مانده باشد.

برای روح این مرد خدمتگزار مزار و امامزاده باقر دارابکلا و دوستدار مردم محل، فاتحه و صلوات نثار می کنیم. و به بازماندگان نسبی و سببی ایشان سلام داریم.

از جناب حاج حسین رنگین کمان نیز که با ارسال عکس هایی از آن مرحوم، سبب خیر این پست دامنه شدند، بسی ممنونم و خدا پدر آقای رنگین کمان را نیز غریق رحمت کناد.

مرحوم کربلایی علی دارابکلایی. ارسالی رنگین کمان به تلگرام دامنه 11 شهریور 1395

مزار دارابکلا و نمای امامزاده باقر از زوایۀ بلندی شمال شرقی. در 11 شهریور 1395. از جناب رنگین کمان بابت این تصاویر ممنونم. بقیۀ عکس های کربلایی علی دارابکلایی در ادامۀ مطلب


ادامۀ مطلب
جمعه ۱٢ شهریور ۱۳٩٥ ، ۱٠:٠٩ ‎ق.ظ

پست 3336 : به قلم حاج حسین رمضانی دارابی 17. «جناب دامنه شما اگه تمام پستهایتان را بر ضد احمد نژاد بگذارید در این هشت سال گذشته ما همان مردم داربکلای  و ایانی هستیم زیر پای احمدی نژاد خون ریختیم ما هم هرگز دست بر نخواهیم گشید  حالا چه محا کمه شود چه نشود (اشاره به پست 3328 به قلم دامنه اینجا) چه نامزد رئیس جمهور سال آینده شود چه نشود

به این دولت تدبیر و امید  رای نخواهیم داد چون همش  حقوق مردم را زیر پا له خواهند نمودخلاصه اینکه در سال 88 نیز برخی از اظهارنظرهای اینچنینی سبب شدت تا انتخابات ریاست جمهوری دهم با حوادثی تلخ همراه شود. در آن زمان نیز همین اطمینان که یکی از سران فتنه به عنوان کاندیدای جریان اصلاحات پیروز قطعی انتخابات است بستر فتنه را فراهم کرد و ماجرای توهم تقلب را به‌وجود آورد.»

جمعه ۱٢ شهریور ۱۳٩٥ ، ۱٠:٠۸ ‎ق.ظ

پست 3335 : به نام خدا. سیلاب رودخانۀ دارابکلا در روز جمعه  12 شهریور 1395 که این نعمت خدادادی توسط جناب یک دوست و جناب رنگین کمان ثبت و به تلگرام دامنه ارسال شده است: اینجا

اینجا رَف بِن دامنه است. سیلاب رودخانۀ دارابکلا در روز جمعه  12 شهریور 1395. عکاس و ارسال جناب یک دوست به تلگرام دامنه. عکس های ثبت شده توسط جناب یک دوست و جناب رنگین کمان. همگی در اینجا

جمعه ۱٢ شهریور ۱۳٩٥ ، ۱٠:٠٧ ‎ق.ظ

پست 3334 : به قلم حجة الاسلام مالک رجبی دارابی 123. بسمه تعالی. سلام. سوگنامه امام جواد علیه السلام. آقایی که در کودکی یتیم شد. در سن چهار سالگی پدرش مدینه را ترک کرد . در حالی که جواد الائمه اشک می ریخت و گریه می کرد. بعضی ها به حضرت گفتند: این فرزند را با خودتان ببرید . فرمود : باید جوادم بماند .

جوادالائمه علیه السلام نزدیک سه سال پدر بزرگوارش را ندید تا روزی که خبر شهادت را شنید و عزادار پدر شد . امام جواد در کودکی یتیم شد . آن هم نه یتیمی که حد اقل سه سال  پدرش را ندیده بود . پدر بزرگوارش ایران بود . او با امام جواد در مدینه مکاتبه داشتند. گاهی نامه می داد و در نامه می نوشت : نور چشمم ، میوه ی قلبم .

امام رضا خیلی به جواد الائمه علاقه داشت .این اولاد را در سن چهل یا چهل و هفت سالگی ، به امام رضا علیه السلام داد و لذا وقتی به دنیا آمد ، فرمود .، با برکت تر از این مولود مولودی بدنیا نیامده است . وقتی که بدنیا آمد امام رضا برایش گریه کرد و فرمود .  پسرم از روی غضب به شهادت می رسد . پسرم مسموم می شود . فرمود : بابی انت و اُمّی ، پدر و مادرت به قربانت که آسمانها برایت گریه می کنند. اهل زمین برایت گریه می کنند . فرشته ها برایت گریه می کنند .می دانید چه وقت اینها را فرمود ؟

امام جواد باب الحوائج است ، مخصوصاً جهت حاجت های دنیا. اگر امام رضا را به این آقازاده قسم بدهی ، اگر فاطمه معصومه را به پسر برادرش قسم بدهی ، عنایت می کنند.امام جواد در دوران جوانی به شها دت رسید، ۲۵ سال داشت .  

السلام علیک یا ابا جعفر یا محمدبن علی ایهالجواد یابن رسو ل الله انشاء الله. ۱۱/۶/۱۳۹۵ برابر با ۲۹ ذی القعده ۱۴۳۷ ه ق التماس دعا»

جمعه ۱٢ شهریور ۱۳٩٥ ، ۱٠:٠٦ ‎ق.ظ

پست 3333 : به قلم دامنه. به نام خدا. امشب، شبِ شهادت امام جواد، فرزند عزیز و گرامی امام رضا _علیهما السّلام_ است. ضمن سلام به روح بلند و ملکوتی آن امام همام و تسلیت به خوانندگان و نیز شیفتگان ایشان در سراسر جهان، سه سخن بسیار مهم، هشداردهنده و آموزندۀ آن امام بزرگوار را تقدیم می دارم:

1- مَنِ اسْتَحْسَنَ قَبیحا کانَ شَریکا فیهِ. هر که کار زشتى را تحسین و تأیید کند، در عِقاب آن  شریک مى باشد.

2- نِعْمَةٌ لاتُشْکَرُ کَسِیَّئَةٍ لاتُغْفَرُخدمت و نعمتى که مورد شکر و سپاس قرار نگیرد همانند خطائى  است که غیرقابل بخشش باشد.

3- الْعامِلُ بِالظُّلْمِ، وَالْمُعینُ لَهُ، وَالرّاضى بِهِ شُرَکاءٌ. انجام دهندۀ ظلم ، کمک دهندۀ ظلم و کسى که راضى به ظلم باشد، هر سه شریک خواهند بود. (منبع هر سه حدیث: تبیان، اینجا)

کاظمین، حرم امام کاظم و امام جواد _علیهما السّلام_

پنجشنبه ۱۱ شهریور ۱۳٩٥ ، ٩:٤٩ ‎ق.ظ

پست 3332 : به قلم دامنه. به نام خدا. فرهنگ لغات دارابکلا، قسمت 42. آقا اسیو پیش. یکی از مناطق مزرعه ایی و باغی دارابکلا، آقا اسیو پیش است. علت این که اینجا را به این نام می خوانند این است در شیار آب این قسمت محل، آسیاب آبی گندم و جو و ذرّت داشت که متعلّق بوده به مرحوم شیخ اسماعیل دارابکلایی پدربزرگ مادری حجج  اسلام شفیعی مازندرانی و علیرضا ربانی زاده و بقیۀ منتسبان. به همین علت این اسیو مشهور شد به آقا اسیو.

حالا این قسمت پیچ در پیچ جادۀ مرگ و زندگی دارابکلا در جوفِ و جوار آقا اسیو پیش مدت مدیدی ست که شده محل تصادفات مرگبار و غمبار و هر چند وقت چند بار.

کافی ست کسی قلم به دست گیرد و به حافظه اش مراجعه کند و بنویسد از روزی که در پیش از انقلاب، این جادۀ پیچ در پیچ احداث گردیده است تا حالا، چند تصادف در این نقطۀ کورِ آقا اسیو پیش، شده است؟ که اغلب هم منجر به جرح و مرگ گردیده است.

جادۀ دارابکلا. آقا اسیو پیش. 28 اسفند 1394. ارسالی سید علی اصغر شفیعی دارابی به تلگرام دامنه

پنجشنبه ۱۱ شهریور ۱۳٩٥ ، ٩:٤۸ ‎ق.ظ

پست 3331 : به نام خدا. از رهبر معظم انقلاب بشنویم. «پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر مقام معظم رهبری: «حضرت آیت الله خامنه ای افزودند: البته ما برای گسترش صنایع دفاعی محدودیت هایی قائل هستیم و سلاح های کشتار جمعی همچون سلاح شیمیایی و سلاح هسته ای، براساس مبانی اعتقادی و دینی ممنوع هستند... ممنوعیت سلاح شیمیایی در بخش تهاجمی است اما افزایش توان در بخش های دفاعی در برابر حمله شیمیایی اشکالی ندارد... به غیر از این محدودیت ها، در بقیه زمینه ها هیچ محدودیتی برای افزایش توان دفاعی و نظامی وجود ندارد و  پیشرفت در این عرصه ها، یک وظیفه است.

برای تأمین امنیت ملت، کشور و آینده، باید علاوه بر توان دفاعی، توان تهاجمی را نیز افزایش داد... این قدرتها که مدعی عقل و انصاف هستند و درخصوص صلاحیت اخلاقی کشورها برای دارا بودن یا دارا نبودن برخی تجهیزات دفاعی سخن می گویند، خود، به هیچ‌یک از اصول اخلاقی پایبند نیستند.

رهبر انقلاب اسلامی، دولت امریکا را فاقد صلاحیت اخلاقی برای اظهار نظر درباره جمهوری  اسلامی ایران دانستند و گفتند: چه حزبی که دولت آن، امروز در امریکا برسر کار است و چه حزب رقیب که دولت قبلی را به دست داشت، هیچ‌کدام صلاحیت اخلاقی ندارند، زیرا هر دو حزب،مرتکب جنایات و فجایع گوناگونی شده اند.»

پنجشنبه ۱۱ شهریور ۱۳٩٥ ، ٩:٤٧ ‎ق.ظ

پست 3330 : به قلم مهندس محمد عبدی 58. «سلام. با توجه به پست 3328 اینجا، واقعا آیا مشکل کشور ما قانون است یا افراد آیا دموکراسی منجر به محاکمه رسف در برزیل بهتر و به حق نزدیکتر است یا اعمال برداشت های سلیقه ای کشور ما که در مورد احمدی نژاد و مواردی چندین اینچنینی صرفا بخاطر خوشایند یا بدایند فرد یا افرادی قانون نادیده گرفته می شود؟ با کدام مورد شما به عدالت نزدیکتر می شود ؟

به نظر شما چاره اینگونه بی عدالتی در نادیده گرفتن قانون و دم از عدالت علی وار زدن چیه ؟ آیا اسلام اینی است که ما داریم پیاده می کنیم یا اونی است که آنان بدون ادعای خاصی دارن پیاده می کنند؟ واقعا انسان می ماند و به اینده این مرز و بوم تاسف می خورد که چطور قانون نادیده و به هیچ انگاشته می شود ولی ادعای آنچنانی و بهمانی مطرح و تبلیغات می شود !!! خدایا توبه توبه.»

پاسخ دامنه: به نام خدا. سلام مهندس. من مشکل اساسی را در قانون می دانم که در پست مورد نظر، تصریح کرده ام. همه باید به قانون برگردند تا قوام کشور مخدوش نشود. آیا عدل و محاکمه های قضایی فقط برای بقّال سرِ کوچه و نقّال سرِ قهوه خانه است! فقط!!؟

پنجشنبه ۱۱ شهریور ۱۳٩٥ ، ٩:٤٦ ‎ق.ظ

پست 3328 : به قلم دامنه. به نام خدا. زیاد حرفی ندارم که در این پست بگویم، فقط این دو خبر زیر را ارائه می کنم تا مقایسه ای نموده باشم. من نظرم فقط این است هنوز در ایران آن مشکل اساسی که یوسف خان مستشار الدّوله در کتابش «یک کلمه» نوشته بود، همچنان باقی و پابرجاست! او گفته بود: «مشکل ایران یک کلمه است؛ قانون.»

بنابراین، به نظر دامنه هنوز قانون برای ما فرهنگ و تفکر و اندیشه و عمل و معیار سیاست ورزی نشده است. حال دو خبر سیاسی زیر را دقت کنید:

در برزیل : مجلس سنای برزیل دیروز 10 شهریور 1395 طبق قانون اساسی برزیل به صورت دادگاه در آمد و با 61 رای عدم اعتماد به خانم دیلما روسف رئیس جمهوری این کشور وی را به  جرم دستکاری غیرقانونی در بودجه دولتی با اتکا به وام‌هایی بدون مجوز کنگره برای موفقیت در رقابت‌های انتخاباتی دو سال گذشته، برای مادم العمر برکنار کرد.

در ایران : حجة الاسلام والمسلمین غلامرضا مصباحی‌مقدم سخنگوی جامعه روحانیت و نمایندۀ سه دوره مجلس شورای اسلامی نیز دیروز 10 شهریور 1395 گفت: «معتقدم سال 88 و در مناظرات انتخاباتی، تقصیراتی متوجه آقای احمدی‌نژاد بوده، اما وزنی را که آقای مطهری به این مسئله می‌دهد قبول ندارم... به عنوان نماینده سه دوره مجلس گلایه از قوه قضائیه دارم که باید در هنگام خود به اتهامات دولتمردان قبل می‌پرداخت. مجلس، چند بار تخلفات رئیس‌جمهور را به رأی گذاشت و به قوه داد. می‌گویند پرونده در جریان است، آیا نباید به عموم گزارش شود؟ ما نمی‌گوییم ضربتی انجام شود، اما مردم باید مطلع باشند. تکلیف انتخابات دوره بعد را این رسیدگی‌ها مشخص می‌کند... هر کسی که دفاع تمام‌عیار از احمدی‌نژاد کرده است باید هزینه هشت سال عملکرد وی را بپردازد». (منبع: اینجا)

دیلما روسف رئیس جمهور محاکمه شده و برکنارشدۀ برزیل

محمود احمدی نژاد. که به نقل از سخنگوی قوه قضائیه در حال محاکمه است!

پنجشنبه ۱۱ شهریور ۱۳٩٥ ، ٩:٤۳ ‎ق.ظ

پست 3327 : به ذوق دامنه. به نام خدا. قسمت 61 کویریات دامنه نصیحت یک پارساست به یک پادشاه:

«تنها یک وقتِ مهم وجود دارد: حالا. زیرا تنها وقتی ست که ما بر آن تسلّط داریم.»

چهارشنبه ۱٠ شهریور ۱۳٩٥ ، ٩:٥۱ ‎ق.ظ

پست 3326 : به نغمۀ پرنده 14. به نام خدای آفریننده ی پرنده. آمده ام که که بگویم. هم سر مهم است هم قلب. هم، دست اهمیت دارد و هم همدست. هم راه را باید شناخت که چیست و هم همراه را باید فهمید که کیست. هم قلبِ پُمپاژی در اوج ضرورت زندگی ست و هم قلب روحی در نهایت وجود آدمی ست.

این که دالایی لاما _رهبر دینی در تبعید تبّتی ها_ گفته است خویشتن را با سر و دیگران را با قلب اداره کنید، به نظر ما پرنده ها سخنی ست برآمده از تاریخ بشریت و الهام یافته از درون طبیعت و برخاسته از نظام آفرینش و بطور کلی استمرارگرفته از بنیاد جُنبندگان خلقت. بازم می آم.

تنزین گیاتسو، چهاردهمین «دالایی لاما» ی سرزمین تبّت در غرب چین است. در تبّت به رهبر معنوی و دینی «دالایی لاما» می گویند. دالایی در زبان مغولی به معنای دریاست و لاما نیز یک کلمه ی سانسکریتی به معنای استادِ مذهبی ست. تبتی‌ ها بر اساس سنت خود بر این باورند که دالایی لاما تناسخ پیشینیان خود و مظهر بودیستاوای مهربان است

چهارشنبه ۱٠ شهریور ۱۳٩٥ ، ٩:٤٩ ‎ق.ظ

پست 3325 : به نام خدا. عکس هایی از دارابکلایی ها

به شرح دامنه : سیّد اسماعیل شفیعی دارابی. فرزند مرحوم سیّد ابراهیم. ساکن ببخیل. برادر سید علی اصغر شفیعی دارابی. رنگ کار ساختمان و دیوار. فردی شوخ طبع و آکنده از حکایت ها و لُغُزها و جوک ها. در عین حال سیّدی دلرحم، مهربان، مردمی و بسیار زیرک و زرنگ و هوشمند. بقیه را همه حسابی بلدین که او چه اُعجوبه ای ست. من که هر گاه شبی یا روزی در پیشش نشستم و گوش به هوشش دادم از خنده غش های پی در پی ام، زیاد نمانده بود که نفسم بند بیاد. برای سلامتی اش صلوات. عکس و ارسال: جناب یک دوست در 9 شهریور 1395.

چهارشنبه ۱٠ شهریور ۱۳٩٥ ، ٩:٤۸ ‎ق.ظ

پست 3324 : به قلم دامنه. به نام خدا. فرهنگ لغات دارابکلا، قسمت 41. وِنه چِش گنّه. این یک اصطلاحی ست در دارابکلا که جنبۀ ترس و پیشگیری از چشم زخم زدن  دارد که در فارسی مشهور است به شورچشمی. و در فرهنگ لغتنامه ها به کسی اطلاق می شود که با نگاهش مردم را زیان رساند و یا بیمار سازد.

کوچیک که بودیم به همدیگر می گفتیم مثلا" ونه چش گنّه. لذا هرگاه برخی از اشخاص را در کوچه ها و حین بازی ها می دیدیم، کُلِّ همبازی ها را فرامی خواندیم که مواظب باشیم. و باید جایی از قسمت گوشتی بدن مان را  _اغلب باسن را_ طبق فرمول خُرافی یا واقعی سنت های گذشته ی دارابکلا، چپّلیک می گرفتیم تا مثلا"از چشم زخم طرف، در امان بمانیم و رهایی  یابیم.

حتی اگر آن روز هر حادثه ایی ولو کالش کردن، پاره پوره شدن پیرهن و حتی دماسّن لُقمه و اوووه در گَلی _گلو_ و اساسا" هرچی پیش می آمد می گفتم: ونۀ چش بیته.

وِنه چِش گنّه هنوز نیز در محل جاری ست. من یادم است مرحوم پدرم وقتی ما را به مسافرت می بردند صبح زود دعا و آیات می خواندند و بر روی مان فوت می زدند و تا پا را کوچه می گذاشتیم اگر در همان دمِ دروازه با کسی دَم می خوردیم، فورا" ما را به داخل حیاط برمی گرداندند و با چند دقیقه صبر و توقف دوباره به راه می افتادیم.

به هر حال وِنه چِش گنّه در راستای همان اصطلاح «مِره اِمرو فلانی دَم بخارده» است که هر دو ریشه در ترسیدن از چشم زخم برخی افراد دارد که مشهورند به شورچشم بودن و حسود!

چهارشنبه ۱٠ شهریور ۱۳٩٥ ، ٩:٤٧ ‎ق.ظ

پست 3323 : به قلم جناب حمیدرضا طالبی دارابی 17 : «سلام. نتیجه دومین بازی لیگ دسته یک استان مازندران در زمین فوتبال سورک بدین گونه است: خزرشهر نوشهر با 3 گل بر  اتحاد دارابکلا با 2 گل پیروز شد. زنندۀ دو گل اتحاد؛ عرفان رجبی و حسن کارگر.»

تیم فوتبال اتحاد دارابکلا

دامنه: به نام خدا. ضمن سلام ان شاء الله در بازی بعدی بر رقیب فائق آیند

چهارشنبه ۱٠ شهریور ۱۳٩٥ ، ٩:٤٦ ‎ق.ظ

پست 3322 : به نام خدا. در شانزدهمین قسمت سلسله مسائل نهج البلاغه، نامۀ 43 نهج البلاغۀ امیرالمؤمنین، امام علی _علیه السّلام_ را در توبیخ یکی از کارگزاران حکومتی اش در بخشش اموال و غنائم بیت المال مردم ایران به اعراب!! ارائه می کنم، یعنی نامه به مصقلة بن هبیره شیبانى، فرماندار اردشیر خرّه «فیروز آباد» از شهرهاى فارس ایران که در سال 38 هجرى نوشته شد:

«گزارشى از تو به من دادند که اگر چنان کرده باشى، خداى خود را به خشم آورده ‏اى، و امام خویش را نافرمانى کرده ‏اى، خبر رسید که تو غنیمت مسلمانان را که نیزه‏ ها و اسب‏های شان گردآورده و با ریخته شدن خون‏ های شان به دست آمده، به اعرابى که خویشاوندان تواند، و تو را برگزیدند، مى ‏بخشى.

به خدایى که دانه را شکافت، و پدیده ‏ها را آفرید، اگر این گزارش درست باشد، در نزد من خوار شده و منزلت تو سبک گردیده است پس حق پروردگارت را سبک مشمار، و دنیاى خود را با نابودى دین آباد نکن، که زیانکارترین انسانى.

آگاه باش، حق مسلمانانى که نزد من یا پیش تو هستند در تقسیم بیت المال مساوى است، همه باید به نزد من آیند و سهم خود را از من گیرند.»

«فیروزآباد استان فارس که قدیم آن را گور می‌نامیدند به روزگار کیانیان شهر بزرگی بوده و  حصاری عظیم داشت. از دیدنی‌های این شهر می‌توان به قلعه دختر، کاخ ساسانی و برج آتشکده و بقایای شهر گور اشاره کرد

«شهر ساسانی گور نخستین شهر دایره‌ ای شکل ایران که به دستور اردشیر بابکان ساخته شده است.»

سه‌شنبه ٩ شهریور ۱۳٩٥ ، ۱٠:۱٢ ‎ق.ظ

پست 3321 : به قلم دامنه. به نام خدا. در سلسله پست های «دردهای جامعه به قلم دامنه» این بار باید این گونه بگویم که در جمهوری اسلامی ایران برخی از دست اندرکاران، نه فقط درآمدهای بادآورده، نجومی، بده بستانی، میراثخواری و امتیازطلبی دارند بلکه با فاصلۀ طبقاتی بسیارعمیق با قشر محروم جامعه، خوی و خصلت قصرنشینی و رفاه زدگی و اَشرافی گری گرفته اند و از کنار دردهای مردم نیازمند با کمالِ بی دردی و بی خیالی می گذرند.

خرید خانه های مجللّ، سکونت در محلّه های مدرن بالاشهر، خریدهای مدرن البَسه و اغذیه، تنظیم تفریح های متعدد و پرهزینه و نیز گشت و گذارهای درآمدزا از کیسۀ بیت المال، از نمونه های دردآور و فسادانگیز این نوع انحرافات و فسادهاست.

خدا نیارد روزی را که خدا و مردم بر آنان و آن گونه سبک های زندگی شان خشم گیرند. خدا استمهال می کند و مردم نیز صبوری و اتّحاد.

بازی های کودکانه ی فُقرای این مرز و بوم

تن خستۀ این دختر دستفروش با هزاران درد و نیاز و در انتظار التیام

سه‌شنبه ٩ شهریور ۱۳٩٥ ، ۱٠:۱۱ ‎ق.ظ

پست 3320 : به قلم دامنه. به نام خدا. ایشان جناب سید عیسی شفیعی دارابی ست. از فرزندان بااخلاق و آرام و نجیب و شایستۀ مرحوم سید میرمیر. وی خود مشهور است به سیدمیرمیر عیسی. با ایشان خاطرات زیاد در ذهن دارم ولی مهمترین خاطرۀ من از وی چهار چیز مهم است:

یکی آن که وقتی در نوجوانی و جوانی نوحه خوان و مرثیه خوان بودم او بشدت مرا تشویق می نمود و شیفتۀ صوت نوحۀ من در تکیه و دسته بود.

دیگر این که عشق من به والیبال بود و در بازی والیبالی که با حضور بسیار شوقانۀ وی در حیاط دبستان دولتی دارابکلا در تابستان های هر سال داشتیم، او بیش از حد با احساس پرشور و جذّاب والیبال می کرد و تکّه کلامش این بود که: ندانّه ندانّه ندانّه... یعنی توپ رقیب آبشار ندارد!

سوم نون پختن ماهرانۀ وی در نانوایی برادرش حاج سیدعلی در پیش از انقلاب و اوائل انقلاب بود که من در نوجوانی هر وقت مراجعه داشتم، خوشپخت ترین نون ها را به من می داد، چون دقیق می دانست از طرف مرحوم عمه ام (همسر مرحوم حجة الاسلام حاج آقا علی شفیعی) می آم و برای مرحوم عمه ام می خرم و آنان به مرحوم عمه ام (فرزند مرحوم کبل آخوند ملا علی) بیش از حدّ احترام می گذاشتند.

و چهارم عشق خاصّ و وفادانۀ سیدعیسی بود به همسر گرامی شان. همسری صبور و مهربان که از فامیل های مان هست. مادر مرحومش مرحومه حاج بلور طالبی دارابی (مادربزرگِ مادریشهید سید تقی عمادی دارابی) از عموزادگان مان بودند.

حال وقتی با این عکس ها تندیرنون و آغوزنونِ خوش پخت و باحوصلۀ وی به همراه همراهی های همیشگی همسر گرانقدرشان را دیده ام، خیلی خیلی خرسند گشته ام و به این خانواده ی گرامی سلام و درود و خداقوت و کسب و کار برکت می گویم و برای سلامتی شان صلوات می فرستم. نیز به آقا سیدمصطفی و آقا سیدمهدی پسران وی و سایر فرزندانش _که نمی دانم اسامی شان را_سلام دارم و دعا.

از جناب یک دوست در تهیه و ارسال این تصاویر عالی و دیدنی و قابل تشویق و خرسندی بسیار ممنونم که موجب گشتند این پست تدوین گردد. نون های لذیذ و خوشپخت سیّد عیسی در فروشگاه فدک دارابکلا به فروش می رسد.

تندیرنونِ جناب سید عیسی شفیعی دارابی در دارابکلا.  ارسال جناب یک دوست به تلگرام دامنه در 8 شهریور 1395

دلم از گرسنگی رفت وقتی آغوز نون را دیدم بقیۀ عکس ها در ادامۀ مطلب


ادامۀ مطلب
سه‌شنبه ٩ شهریور ۱۳٩٥ ، ۱٠:٠٩ ‎ق.ظ

پست 3319 : به نام خدا. متن نقلیتوضیح دامنه: آیة الله اکبر هاشمی رفسنجانی با رفتن به شهر دماوند، با آیة الله العظمی عبدالله جوادی آملی در منزلشان دیدار کرد. از آنجا که در این دیدار سخنان مهم اندیشه ای میان شان رد و بدل شد، به دلیل اهمیت آن در دو بخش مسائل اندیشه سیاسی و مسائل مرجعیت شیعه در دامنه منعکس می شود:

«آیت الله هاشمی رفسنجانی، با بیان این جمله که «پایه‌ها و مبانی خوبی در فقه شیعه وجود دارد»، گفت: اگر فضلا و علمای حوزه‌ های علمیه، مسائل مستحدثه را جدّی بگیرند، فقه جدیدی شکل می‌گیرد.

ایشان با نقد تفکری که حکومت در زمان غیبت را نمی‌پسندد، گفت: جامعه اسلامی، به خصوص در زمان غیبت نیازمند اداره است و چه خوب است که این اداره بر اساس اجتهاد اسلامی و فقه شیعی باشد.

آیت‌الله هاشمی رفسنجانی، موج جدید نگارش کتاب توسط علما و فضلای حوزه‌های علمیه، به خصوص در قم را ستود و با اشاره به تفسیر آیت‌الله جوادی آملی، گفت: درست است که علامه طباطبایی، تفسیر کاملی نوشت، اما در تمام سالهای پس از نگارش آن کتاب، مسائل جدیدی در جامعه مطرح شده که نیاز به نگاه تفسیری دارد.

رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام، با تأکید بر این جمله که «حوزه، نقش بسیار ارزنده‌ای برای حفظ و بقای نظام اسلامی در جامعه دارد»، گفت: باید دلسوزان جامعه و حوزه برنامه‌ ریزی کنند تا فضلا و علما با نگاه اسلامی، مسائل اجتماعی را بررسی کنند.

ایشان در بخش دیگری از سخنان خویش، به مطالبه مقام معظم رهبری از دانشگاه‌ها در خصوص کرسی‌ های آزاداندیشی اشاره کرد و با انتقاد از سطحی‌نگری مسئولان مربوطه به این مقوله عمیق و محدود کردن آن به برگزاری چند سمینار و همایش، گفت: به این فکر افتادیم که برای تحقق این امر، کاری انجام دهیم، در این راستا گروهی از افاضل حوزه و دانشگاه جمع شدند تا در باره مسائل روز و تطبیق و تبیین آن براساس ارکان اسلام در عقاید و اخلاق، تحقیق، بحث و تبادل‌ نظر کنند.

آیت‌ الله جوادی آملی نیز در آغاز این دیدار گفت: خداوند عنایتی به شما کرده که چه بخواهید و چه نخواهید، از استوانه‌ های این نظام هستید.

ایشان با بیان این جمله که «هر نعمتی با مسئولیتی همراه است»، گفت: یکی از ویژگی‌های شما، صبر است که به قول معروف، کیمیاست و خداوند هم به شما داده است.

آیت‌الله جوادی آملی، با ابراز تأسف از تخریب‌هایی که صورت می‌گیرد، صبر آیت‌الله هاشمی رفسنجانی را ستود و گفت: تشکیل حکومت و زمینه‌سازی برای راهنمایی انسان‌ها، آرزوی همه انبیاست و این انقلاب، فرصتی برای ماست که مردم را راهنمایی کنیم و در این راه، از تلخی‌ها نرنجیم و باید صبر کنیم.

ایشان «اصبروا»، «و صابروا» و «استعینوا بالصبر والصلاه» را راهنمای قرآن خواند و گفت: خداوند وعده داده است که صابران را پیروز می‌کند.

آیت‌الله جوادی آملی همچنین در خصوص کارهای تحقیقاتی و پژوهشی که انجام می‌دهد، گفت: کارهای تفسیری و مباحث مربوط به فلسفه را ادامه می‌دهم و در مدت اقامت در اینجا هم، مسجدی است که دو وعده نماز می‌خوانم.

ایشان افزود: در خصوص کارهای قرآنی، واقعیت این است که بعد از تفسیر المیزان علامه طباطبایی، فکر می‌کردیم تمام مطالب گفته شد، اما با گذشت زمان، مسائل جدیدی پیدا شد، حتی در درس‌ها بعضاً سؤالات تازه‌ای مطرح می‌شود. به گونه‌ای که تفسیر جدیدم به چهلمین جلد رسید، اما هنوز به نصف قرآن نرسیدیم.

آیت‌الله جوادی آملی، با بیان این جمله که «این انقلاب خیلی برکت داشت»، به تفسیر شیخ طوسی، تفسیر فیض و دیگر تفسیر قرآن اخیراً اشاره کرد و گفت: 400 سال بعد از تفسیر فیض، علامه طباطبایی تفسیر خویش را با مطالب جدید و بسیار نوشت که به برکت انقلاب و حتی دفاع مقدس بود.

ایشان افزود: در بحبوحه فعالیت‌های توده‌ای‌ ها، علامه طباطبایی بعضاً روزی 8 ساعت با سران آنها بحث می‌کرد، به گونه‌ ای که یکی از آنها به اعضای گروهک خویش می‌گفت که طباطبایی مرا موحد کرد.

آیت‌الله جوادی آملی با ارائه گزارشی از اوضاع حوزه علمیه قم، ورود زودهنگام طلبه‌ها به کارهای سیاسی، فرهنگی ،قضایی و اجتماعی را به نهال‌ فروشی کشاورزان و باغبان‌ها تشبیه کرد و  گفت: باید برنامه‌ای باشد تا طلبه‌ها پس از تکمیل دروس برای مسئولیت‌ها و کارها وارد جامعه شوند.

آیت‌الله جوادی آملی در ادامه سخنانش و در تأیید این جمله آیت‌الله هاشمی رفسنجانی که «حوزه‌های علمیه باید فعالیت بیشتری برای تبیین و تطبیق مسائل جامعه با مبانی اسلام و قرآن داشته باشد»، به نامه‌ای از حضرت علی(ع) به مالک اشتر و محتوای آن اشاره کرد و گفت: حضرت می‌فرماید: دین هست، ولی در دست اشرار اسیر است و ‌ای مالک توجه داشته باش که اگر رهبر جامعه و استاندار، آدم‌های خوبی باشند، کافی نیست، باید مردم با دین همراه شوند.

ایشان با یادآوری تعبیر حضرت علی(ع) که «انّ عمادالدین بالجماع المسلمین»، گفت: مردم حرف اول را می‌ زنند، اگر مردم نباشند و رهبر، ولو حضرت علی(ع) باشد، حکومت اسلامی شکست می‌خورد.» (منبع: اینجا)

دیدار آیة الله اکبر هاشمی رفسنجانی با آیة الله العظمی عبدالله جوادی آملی در منزلشان در دماوند. شهریور ماه 1395

سه‌شنبه ٩ شهریور ۱۳٩٥ ، ۱٠:٠۸ ‎ق.ظ

پست 3318 : به نام خدا. قسمت 2. در قسمت دوم آرایشگاه های مردانه دارابکلا در قالب سلسله پست های مسائل عصر دارابکلا، به معرفی چند آرایشگاه مردانۀ دیگر محل به مدد تصاویر جناب یک دوست اشاره می شود. پیشتر از این در روز سه شنیه 11 خرداد 1395، به چند آراشگاه مردانۀ دارابکلا اشاره کرده بودیم یعنی در پست 2537 اینجا.

آرایشگاه جناب حسین ملائی دارابی فرزند شیخ حسین محمدعلی سرتاش. در آهنگر محله روبروی مغازۀ رنگین کمان. آن تابلوی با سگار روشن وارد نشوید بسیار آموزنده و منطقی ست. عکس های ارسالی جناب یک دوست به تلگرام دامنه در 8 شهریور 1395. بقیۀ آرایشگاه ها در ادامۀ مطلب


ادامۀ مطلب
سه‌شنبه ٩ شهریور ۱۳٩٥ ، ۱٠:٠٧ ‎ق.ظ

پست 3317 : به ذوق دامنه. به نام خدا. لیف روح 142. این قسمت لیف روح، سه جملۀ کلیدی ست با برداشت آزاد دامنه از لابلای اثر گرانسنگ قرآن شناسیِ یک قرآن پژوه مشهور ایرانی :

زرۀ روانی خود را سوراخ نکنیم تا آسیب پذیر شویم... . انسان عصیانگر، راندۀ آواره ای ست با وجدان پاره پاره... . خودیافتگی، مقدمۀ خودساختگی ست. (منبع: قرآن شناسی، مرحوم محمدمهدی فولادوند، تهران، الست فردا، ص 436 و 437)

طبیعت درون مان را همانند طبیعت بیرون مان زیبا و پرمعنا نگاه داریم

دوشنبه ۸ شهریور ۱۳٩٥ ، ۱۱:٠٧ ‎ق.ظ

پست 3316 : به نام خدا. عکس هایی از دارابکلایی ها

به شرح دامنه : عیسی رمضانی دارابی. فرزند مرحوم حاج مرتضی (مشهور به جعفر مرتضی، از اعضای قائم مقام شورای اسلامی دارابکلا تا پیش از اجرایی شدن اصل شورا. مردی حکیم و خبیر و مؤمن ). ساکن ساری. معلم بازنشسته. رفیق و باجناق دامنه. فردی پُرجنب و جوش با روحیه ی بیش فعالی در امور کشاورزی و مزرعه. اهل مطالعات تاریخی و پردغدغه. مسلّط به آثار معلم انقلاب دکتر علی شریعتی. از هم بحث های سیاسی و فکری شبانه ی دامنه در دهه های 60 و 70 و مباحثه گر همیشگی پردامنه. بیش از این گفتن مباد. برای سلامتی اش صلوات. عکس و ارسال: جناب مهندس محمد عبدی سنه کوهی در 8 شهریور 1395.

معرفی افراد در عکس توسط محمد عبدی: عکس نوجوانان دهه شصت روستای سوچلما. پایه اول راهنمایی. مدرسه راهنمایی آیة نورالله الله طبرسی. سال تحصیلی ۶۸_۶۹. معلمان: آقایان عیسی رمضانی دارابی و بخشی کچپ محله ای. ایستاده از راست: مرحوم سعید طبرسی، ابراهیم بابایی، احمد ابراهیمی، وفایی پجتی، اصغر ربیعی، شیخ رضا ربیعی(سه داش آموزاز روستای کفرات) و رضوانی. نشسته از راست: (دانش آموز از روستای کفرات)، عیسی نوری، محمد فردوسی مازندرانی، تقی براری، مهدی طهماسبی، اصغر ذاکری، اصغر کریمی (دو دانش آموز از روستای اطراف) و اسحاقعلی بابایی.

دوشنبه ۸ شهریور ۱۳٩٥ ، ۱۱:٠٦ ‎ق.ظ

پست 3315 : به نام خدا. متن نقلیتوضیح دامنه: مهندس بهزاد نبوی عضو ارشد سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی که پس از بحران 88، در زندان روزگار می گذراند و دکتر احمد توکلی نائب رئیس سابق مجلس شورای اسلامی، دیروز 7 شهریور 1395 در مسجد الرّحمن خیابان شهید سپهبد سیّد‌محمد ولی قرنی تهران، به مسائل سال شصت پرداختند و به این سؤال محوری پاسخ دادند که «رجایی یک سیاستمدار پوپولیست بود یا مردمی؟» با هم متن گزارش این نشست را مرور می کنیم:

«سایت خبری تحلیلی ساعت24: «سخنانشان از شکل و قالب مرسوم خارج شد و شکل خاطره‌گویی به خود گرفت. خاطراتی که از قبل از انقلاب و زندان آغاز می‌شد و چرخی در دولت شهید رجایی و میرحسین موسوی می‌خورد و گهگاه طعنه‌ای هم به بنی‌صدر و بهشتی می‌زد.

احمد توکلی بحث را آغاز کرده بود که با صدای دست حاضران، متوجه حضور بهزاد نبوی در سالن شدیم. بهزاد وارد شد و همان انتهای سالن نشست. توکلی که صحبت‌های خود را قطع کرده بود، از نبوی خواست تا در ردیف اول سالن بنشیند. حالا هر دو وزیر دولت دفاع مقدس در کنار هم نشسته بودند و خاطرات سال‌های دورشان آنها را به هم مرتبط می‌کرد. توکلی در بیان خاطرات برای آنکه چیزی کم نگذاشته باشد، گاه با لهجه شمالی بخشی از خاطره‌اش را نقل می‌کرد و گاه صدایش را از گلو خارج کرده و درحالی‌که سعی داشت تُن بمی به آن بدهد، از قول بهشتی به نقل خاطره می‌پرداخت.

احمد و بهزاد به رسم زمان انقلاب هم را برادر صدا می‌کردند. بااین‌حال هنوز هم در روایت‌هایشان آثار همان اختلافات گذشته دیده می‌شد. اختلافاتی که توکلی به عنوان وزیر کار دولت میرحسین موسوی، با بهزاد نبودی بر سر نگاه به اقتصاد داشت، حالا هم بر سر بقیه ی گزارش در ادامۀ مطلب

بهزاد نبوی و احمد توکلی بقیۀ تصاویر در این لینک ایلنا: اینجا


ادامۀ مطلب
دوشنبه ۸ شهریور ۱۳٩٥ ، ۱۱:٠٥ ‎ق.ظ

پست 3314 : به نام خدا. از رهبر معظم انقلاب بشنویم. «پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر مقام معظم رهبری: «حضرت آیت الله خامنه‌ای فرمانده معظم کل قوا ظهر امروز [یکشنبه 7 شهریور 1395] در دیدار فرماندهان و مسئولان قرارگاه پدافند هوایی خاتم الانبیاء (صلی الله علیه و آله) ارتش جمهوری اسلامی ایران، با تأکید بر اهمیت پدافند به‌ عنوان «خط مقدم مقابله با هر گونه تهاجم»، خاطرنشان کردند:

در مقابل این دشمن که به‌دنبال تضعیف توان دفاعی کشور است، باید آمادگی‌های نیروهای مسلح آنچنان افزایش یابد که دشمن حتی به خود اجازه فکر کردن درباره تجاوز را ندهد...

جبهه مقابل ما که از آن با تعابیری همچون «نظام سلطه» یا «صهیونیسم جهانی» یاد می‌کنیم، جبهه‌ای خبیث و خدعه‌گر و با اندیشه‌های ظالمانه است که با اصل اعتقادات دینی، استقلال و زیر بار حرف زور نرفتن ملت ایران، دشمنی دارد...

این دشمنی یک روز در چهره رژیم ایالات متحده امریکا و روز دیگر در چهره رژیم ظالمی همچون صدام بروز می‌کند، اما مهم آن است که ما با استفاده از امکانات و ظرفیتهای فراوان کشور و با شناخت موقعیت و برنامه دشمن، موضع و تصمیم درست را اتخاذ، و به آن عمل کنیم...

سامانه اس۳۰۰ ابزاری دفاعی است نه تهاجمی، اما امریکایی‌ها تمام تلاش خود را کردند که جمهوری اسلامی از این امکان برخوردار نشود... ما با چنین دشمنی مواجه هستیم که حق دفاع را نیز برای ملت ما قائل نیست و در واقع می‌گوید بدون دفاع بمانید تا هر زمان که خواستیم بتوانیم کشور را مورد تهاجم قرار دهیم... دشمن باید بفهمد که اگر تهاجم کند، ضربه محکمی خواهد خورد و دفاع ما شامل پاسخگویی نیز خواهد بود.»

افزوده ی دامنه: سیستم موشکی اس- 300 روسی، یکی از پیچیده ترین و پیشرفته ترین سامانه های ضدهوایی در جهان است که قادر به ردیابی همزمان 100 هدف در آسمان و هدف گرفتن هواپیماها و موشک‌ها در شعاع بهینه 120 کیلومتری_شعاع اسمی 150 کیلومتری_ است. این سامانه شامل یک پرتابگر موشک سیّار است که هر سه تا پنج ثانیه قادر به پرتاب یک موشک است و می تواند در ارتفاع حداکثر 30 کیلومتری و برد 1500 کیلومتری به یک هواپیما اصابت و آن را منهدم کند. موشک اس 400 البته از آن پیشرفته تر است که در اختیار روس هاست.

دوشنبه ۸ شهریور ۱۳٩٥ ، ۱۱:٠٤ ‎ق.ظ

پست 3313 : به قلم دامنه. به نام خدا. حاج رجب محمدزاده نانوای مشهدی بود. چندین مرحله به جبهه رفته بود، تا سرانجام در سال 1366 در هور عراق، با اصابت گلولۀ خمپاره، از ناحیۀ سر و صورت و حلق و بینی و ریه مجروح و دچار آسیب شدیدی شد.

بر روی این جانباز 70%، طی 28 سال زندگی سخت، 26 بار عمل جرّاحی صورت گرفت اما هرگز ترمیم نگردید و در نهایت در 14 مرداد 1395 در بیمارستان رضوی مشهد به فیض شهادت رسید.

این پست هم تجلیلی از مقام صبوری و ارج و قُرب شهادت طلبی اوست و هم یادآور این نکته ی مهم که ما نیز زندگی مان را به وجه شاکرانه و شوقانه، بر روی نعمت های آشکار و نهانی که داریم بنا کنیم، نه آن که مایوسانه بر روی نداشته های مان، دائم غُصه و غمباری پیشه سازیم. همین.

 

جانباز بزرگ دفاع مقدس که بعد از 28 سال صبوری در 14 مرداد 1395 به شهادت رسید یعنی جانباز شهید حاج رجب محمدزاده

دیدار خانوادۀ جانباز شهید حاج رجب محمدزاده با رهبر معظم انقلاب در 7 شهریور 1395. آن شهید نیز در فروردین سال 1394 در حرم مطهر رضوی (ع) با رهبری دیدار کرده بود. بقیۀ عکس های این جانباز شهید در ادامۀ مطلب


ادامۀ مطلب
دوشنبه ۸ شهریور ۱۳٩٥ ، ۱۱:٠۳ ‎ق.ظ

پست 3312 : به قلم دامنه. به نام خدا. خاطرات من. قسمت47. تابستان یکی از سال های دهۀ شصت بود. آن ایّام، حقوق مان را نه از بانک که با کیسه های گونی می آوردند در طبقهٔ زیرزمینِ محل کار و طبق لیست و با نوبت، طی ساعت طولانی می گرفتیم. مثل حالا حالاها نبود که با دینگ سینگِ پیامک گوشی، درجا بفهمی حقوق را ریختند و سرش را فوری و آنی چال بگیری!

آن روز سخت، که سخت محتاج دریافت حقوق شده بودم، حقوق مان را در چند کیسۀ گونی دوهزار تومانی و پول خردها آورده بودند، ولی از قضا به من و چندتایی نرسید.

عصر آمدم منزلم در دارابکلا. دیدم خونه هم هیچی به جز نون تنوری سه روز پیش مونده، موجود نیست. نه ناهاری، نه ماستی، نه سیرداغ پیازی و نه حتی پیش مونده غذایی!

رفتم داخل حیاط خونه ام که باغچه ی خوردنی ها و سبزی ها داشتیم، چند کال گوجه از بوته بکنم و نون و گوجه نوش کنم و از عذاب گرسنگی سخت، بدر آیم. دیدم گوجه را هم یک کسی گرسنه تر از دامنه، آمده کنده و برده و خورده!

دیگه بی طاق شده بودم و چند کال از همان گوجه های نرسیده و سبز و کال را از بوته ها تُند تُند کندم و آوردم قاچ قاچ به صورت خام خام مثل یک خزنده ی بسیار گرسنه ی تشنه ی در به در شده عین افعی! بلعیدم. و همان روز هم خیلی روشن و دقیق فهمیدم این لذیذترین ناهاری ست که در عمرم خورده ام.

بوتۀ گوجه ی کال و پخته

یکشنبه ٧ شهریور ۱۳٩٥ ، ۱۱:٤٥ ‎ق.ظ

پست 3311 : به نام خدا. متن نقلیبه قلم سید علی اصغر شفیعی دارابی 67. «فقر چند بعدی چیست؟ پس از مطالعات متعدد در راستای فقر درآمدی از سال 2009 موسسه توسعه انسانی سازمان ملل متحد با همکاری دانشگاه آکسفورد شاخص فقر چندبعدی را تعریف کردند. شاخص فقر چندبعدی نشان‌ دهنده محرومیت افراد جامعه در قابلیت‌های اولیه انسانی است و الگوی متفاوتی از فقر درآمدی ارائه می‌کند.

این شاخص دارای سه بعد کلی: بهداشت و سلامت و آموزش استانداردهای زندگی است که براساس آن میزان محرومیت مشخص می‌شود.

متاسفانه این شاخص در کشور ایران محاسبه نشده است در صورتی که اولین قدم در مسیر مبارزه با فقر و محرومیت، آگاهی از وضعیت فقر در کشور است. بررسی وضعیت کشور در این  شاخص و ارائه راهکارهای علمی و عملی به تصمیم‌سازان اقتصادی و سیاست‌گذاران کشور کمک می‌کند.

یکی از مهم‌ترین آرمان‌های «اهداف سند توسعه هزاره سازمان ملل متحد» (MDG)،‌ ریشه‌ کنی فقر و گرسنگی مطلق بوده که در قالب دو هدف فرعی شکل گرفته است. کاهش 50 درصدی، افرادی که درآمدشان کمتر از یک دلار در روز است و افرادی که از گرسنگی رنج می‌برند نمونه این اهداف است.

پیچیدگی موضوع فقر با توجه به روند بسیار مخرب آن در توسعه اقتصادی کشورها، نیازمند تدابیر ملی و بین‌المللی است.» (منبع: دنیای اقتصاد- محمدعلی مختاری)

 
یکشنبه ٧ شهریور ۱۳٩٥ ، ۱۱:٤٤ ‎ق.ظ

پست 3310 : به نام خدا

شهر دیدنی دامنه

دامنه شهری ست در مسیر جادۀ اصفهان_خوزستان، در لای کوه‌ های دالانکوه در قلب شهرستان فریدن اصفهان. شهری متحرّک و دو طبقه در جهان. یعنی در زیر آن، بافت  تاریخی این شهر نیز قرار دارد. از شمال با خوانسار، از شرق با نجف آباد، از غرب با داران و از جنوب با رشته کوه دالانکوه همسایه است. شهری بشدّت مذهبی با سوگواری های دیدنی ایام محرّم و عاشورا. نیز شهری با جاذبه های دیدنی و با زیارتگاه مشهور: امامزاده عبدالله بن موسی بن جعفر (ع) و امامزاده ابراهیم بن موسی بن جعفر (ع)بقیۀ عکس های این شهر دیدنی در ادامۀ مطلب


ادامۀ مطلب
یکشنبه ٧ شهریور ۱۳٩٥ ، ۱۱:٤۳ ‎ق.ظ

پست 3309 : به ذوق دامنه. به نام خدا. در کویریات شصتم از ترس و لرز یک پادشاه فرانسوی از قدرت قلم نویسنده ی آزاده می گویم:

«هر وقت پایۀ تختِ من می لرزد، حسّ می کنم که نویسنده ای آزاده، قلم به دست گرفته است.»

قصر هایدلبرگ از کاخ‌ های باستانی آلمان. از مقرّهای حکومت پادشاهان آلمان که توسط سربازان لویی چهاردهم تخریب شد

یکشنبه ٧ شهریور ۱۳٩٥ ، ۱۱:٤٢ ‎ق.ظ

پست 3308 : به قلم دامنه. به نام خدا. حجة الاسلام سلمان خدادادی تیرکلائی آبان 1345 در روستای «تیرکلا» بهشهر متولد شد. اوائل انقلاب در مقابل گروه های الحادی و ضدانقلاب به مبارزه برخاست و چندین بار مورد آزار و اذیتِ آنها قرار گرفت.

دروس حوزوی را سال شصت و یک در مدرسة علمیۀ امام صادق (ع) کوتِنای قائمشهر آغاز کرد. بعد به جبهۀ مریوان در کردستان رفت. سپس به قم رهسپار شد و ادامۀ تحصیل داد.

سرانجام در 12 تیر 1365 در منطقۀ عملیاتی مهران (مرحله سوم عملیات کربلای1) در سالروز شهادت امام جعفر صادق (ع) تشنه لب، به شهادت رسید و به مولایش حضرت سیدالشهداء (ع) و  عاشوراییان پیوست.

از وصیت آن شهید: «مرا در روستای‌ «تیرکلا» و در جوار قبر شهید حبیب‌ الله‌ پرندک‌ دفن‌ نمایید تا  این‌ که‌ در شب‌ اول‌ میهمان‌ حبیب‌ باشم‌ و از فشارِ قبر در امان‌ باشم‌.»

شهید حجة الاسلام سلمان خدادادی تیرکلائی. منزل پدرش

شهید حبیب‌ الله‌ پرندک‌. روح هر دو شهید رفیق شاد و جاویدان باد

یکشنبه ٧ شهریور ۱۳٩٥ ، ۱۱:٤۱ ‎ق.ظ

پست 3307 : به قلم دامنه. به نام خدا. قسمت 40. سرکاتی. این یک لغتِ قدیمی دارابکلایی هاست که اشاره دارد به پارچه ای قطور گردکرده به دور هم، که زنان روی سر می گذاشتند و با آن اثاث منزل، هیزم، غوراَفتو (ظرف مسی آب)، جاجیم، کیسۀ قند، سبد کالا و علی الخصوص بُقچه ی پارچه ای حموم و سایر اشیاء ی عتیقه و غیرعتیقه و نیز توتون و پنبه و آغوز و کاندس و خریدهای شهر را حمل می کردند بی آن که حتی یک بار هم بر زمین بیفتد و یا حتی با دست آن را داشته باشند.

در این میان برخی زنان و مادران بسیار مهارت داشتند و خیلی متعادل آن را حمل می کردند. و حتی کلّه ی شان آنقدر زور داست می گفتند سرکاتی هم نمی خواد؛ کاری بسیار مهم که اساسا" مردان چه با سرکاتی و چه بی سرکاتی از آن بسی عاجزند.

از مهمترین این صحنه ها در دارابکلا که با سرکاتی اثاث و اشیاء و کالاها را حمل می کردند یکی اثاثیه ی ظریف و قیمتی و چینی و شکستنی جهیزیه ی عروس بود که زنان در عصر عروس یار در داخل سینی آن را به منزل داماد حمل می کردند. و دیگری آب آوردن دختران از قنات پشون بود که من داستان جذبه دار و عشقی  آن را در لغت قنات پشون در پست های گذشته آورده بودم.

البته زنان و دختران الآن دارابکلا، اساسا" به این سرکاتی ها بسیار آلرژی و حساسیت دارند و اصلا" سراغ آن نمی روند چون سر را برای تفکر و اندیشیدن و هویت می خواهند نه برای بار و مار و کار.

نیز برخی از زنان اساسا" از همان سال های دور تا الآن هنوز هم بلد نیستند حتی یک بقچه ی نرم لباس را با سرکاتی حمل کنند. چون کلا" این دسته هی تپُق می آرند.

چه خوبه مهندس محمد عبدی سنه کوهی این بحث سرکاتی را از حوزۀ فرهنگ سنه کوه و هزارجریب نکا تفصیل دهد.

حمل اثاث عروس در یک عروسی سنتی مازندران توسط زنان

این هم حمل با سرکاتی ست یا بی سرکاتی

اینم نوعی عجیب از حمل بار، ماشین ها همه باید بزنند کنار

شنبه ٦ شهریور ۱۳٩٥ ، ٩:۱٧ ‎ق.ظ

پست 3306 : به نام خدا. توضیح دامنه. جناب یک دوست عکس بینگوم _بادمجون_ زیر را دیشب به تلگرامم فرستاد. صبح که واکردم تلگرامم را، یاد قضیه ی خرمقدّسی یک شخص در داستان استاد شهید مطهری در کتاب «امدادهای غیبی در زندگی بشر» افتادم که سال های پیش آن را در دفتر یادداشتم خلاصه کرده بودم. این پست محصولی ست از دیدن این بینگوم و آن قضیۀ ی آموزنده. عین قضیۀ بسیار مهم در کتاب شهید مطهری، این است:

«گاهی هم حساسیتهای کاذب در جامعه به وجود می‌آورند یعنی مردم درباره اموری حساسیت نشان می‌دهند که دلیلی ندارد. یکی از آقایان نقل می کردند که در یکی از شهرستانها مردی از  کسَبه که خیلی مقدس بود، خدا به او فرزندی نداده بود جز یک پسر، آن پسر برایش خیلی عزیز بود، طبعاً لوس و ننُر و حاکم بر پدر و مادر بار آمده بود، این پسر کم کم جوانی برومند شد.

جوانی، فراغت، پولداری، لوسی و ننُری دست به دست هم داده بود و او را جوانی هرزه بار آورده بود، پدر بیچاره خیلی ناراحت بود و بچه به سخنانش گوش نمی‌داد، از طرفی چون یگانه فرزند پدر بود، حاضر نمی‌شد طردش کند، می سوخت و می‌ساخت. کار هرزگی فرزند به جایی رسید که کم کم در خانه ی پدر که هیچ وقت جز مجالس مذهبی مجلسی تشکیل نمی شد بساط مشروب پهن می کرد. تدریجاً زنانِ هرجایی را می آورد، پدر بیچاره دندان به جگر می گذاشت و  چیزی نمی گفت.

درآن اوقات تازه گوجه فرنگی به ایران آمده بود. عده‌ ای علیه این گوجه‌ ی ملعون فرنگی تبلیغ می کردند به عنوان اینکه فرنگی است و از فرنگ آمده است، مردم هم نمی‌خورند و تدریجاً مردم آن شهر حساسیت شدیدی در باره‌ ی گوجه فرنگی پیدا کرده بودند و از هر حرامی در نظرشان حرامتر بود در آن شهر به این گوجه ارمنی بادمجان می گفتند این لقب از لقب گوجه فرنگی  حادّتر و تندتر بود، زیرا کلمه ی گوجه فرنگی فقط وطن این گوجه را مشخص می کرد ولی کلمه‌ ی ارمنی بادمجان مذهب و دین آن را معین می کرد،  قهراً در آن شهر تعصّب و حساسیت مردم علیه این تازه‌وارد بیشتر بود.

روزی به آن حاجی که پسرش هرزه و لاابالی شده بود و خودش خون می‌خورد و خاموش بود، اهل خانه خبر دادند که امروز آقاپسر کار تازه ای انجام داده است، یک دستمال ارمنی بادمجان با  خود به خانه آورده است.

پدر وقتی این خبر را شنید دیگر تاب و توان را از دست داد آمد پسر را صدا زد و گفت: پسر شراب خوردی صبر کردم، دنبال فحشاء رفتی صبر کردم، قمار کردی صبر کردم، خانه‌ ام را مرکز شراب و فحشاء کردی صبر کردم، حالا کار را به جایی رسانده ای که ارمنی بادمجان به خانه آورده‌ای این  دیگر برای من قابل تحمل نیست. دیگر من از تو پسر گذشتم، باید از خانه‌ی من به هر گوری که می خواهی بروی!

به این می‌گویند حساسیت کاذب، که ریشه‌اش عدم رشد فکری و عقلی است. بیشتر دعواها در خانواده و جامعه به خاطر نداشتن رشد کافی است.»

بینگوم _بادمجان_ روستای دارابکلا. ارسالی جناب یک دوست در 5 شهریور 1395

شنبه ٦ شهریور ۱۳٩٥ ، ٩:۱٦ ‎ق.ظ

پست 3305 : به نام خدا. آلبوم 108 عکس دارابکلا شامل سردۀ و گل ها از جناب یک دوست و تصاویری متنوع از سوی رنگین کمان و دو تصویر از داراب زیست در اینجا

این درخت لرگ است که چوبش نرم ولی در آتش بآسانی نمی سوزد، هی چس چس می کند. ارسالی جناب یک دوست به تلگرام دامنه در 5 شهریور 1395. بقیه در اینجا

شنبه ٦ شهریور ۱۳٩٥ ، ٩:۱٥ ‎ق.ظ

پست 3304 : به نام خدا. اندیشه های مرحوم دکتر علی شریعتی

تقبیح بی دینی به عنوان نمادی از روشنفکری

شنبه ٦ شهریور ۱۳٩٥ ، ٩:۱٤ ‎ق.ظ

پست 3303 : به قلم دامنه. مرحوم حجة الاسلام والمسلمین حاج شیخ حسین آهنگر دارابی یکی از آن روحانیون دارابکلایی بود که مانند برخی از همکسوتان خود، در ساری ساکن بود. ایشان فرزند مرحوم حاج بابا بود. برادر مرحوم حاج مرتضی و کبل هادی آهنگر دارابی. به عبارتی عموی رفیق گرامی مان حسن آهنگر دارابی و مهدی آهنگر دارابی. و نیز عموی همسر گرانقدر مرحوم یوسف رزاقی، رفیق در فراق و هجران مان. به عبارتی عموی دوست دورۀ اوایل انقلاب  مان مجتبی آهنگر دارابی.

ایشان طبق شنیده هایم در حوزۀ نجف هم بودند. به دلیل این که در محیط های عمومی دارابکلا به نُدرت آمد و شد داشتند، شناختی از این روحانی مقیم ساری ندارم. فقط گاه گاهی در دیدارهای اتفاقی در معابر محل، سلام و علیکی داشتم. از این رو در معرفی ایشان اطلاعات کافی ندارم.

با فرزندانش مرحوم محمد، امیر و محسن که به منزل عموی شان حاج مرتضی می آمدند کم و بیش آشنایی داشتم. و نیز کم و بیش با قضایای سیاسی فرزند بزرگ دیگرش یعنی _جواد آهنگر دارابی_ آگاهی و اطلاع داشتم.

این روحانی دارابکلایی در یکی از مساجد شهر ساری نماز اقامه می کردند و مسائل و امور شرعی محلۀ سکونتش را برعهده داشتند. به روح شان درود می فرستم و بر تمامی بازماندگان نسبی و سببی شان (در ساری و دارابکلا) سلام دارم.

از چپ: مرحوم پدرم. مرحوم حجة الاسلام حاج شیخ حسین آهنگر دارابی. بهمن 1365. حیاط تکیۀ بالای دارابکلا. تشییع جنازۀ شهید حجة الاسلام سیدجواد شفیعی دارابی. عکس دوم در ادامۀ مطلب


ادامۀ مطلب
شنبه ٦ شهریور ۱۳٩٥ ، ٩:۱۳ ‎ق.ظ

پست 3302 : به نام خدا. عکس هایی از دارابکلایی ها

به شرح دامنه : حاج اکبر آهنگر دارابی. مشهور به حاج گتی اکبر. (مرحوم حاج گتی کدخدای دارابکلا بود). ساکن انتهای محلّۀ تکیه پیش دارابکلا، مشهور به قاسم شاهمیری دکون پیش. به عبارتی پدر آقاجواد که فروشگاه کفش دارد. به عبارتی پدرزنِ شهید حجة الاسلام سیّد جواد شفیعی دارابی. مرحوم حبیب (عباس) طالبی دارابی. سیّد موسی موسوی دارابی (از انقلابیون محل و دوستان قدیمی مان) و اسماعیل اعتمادیان (از آزادگان دفاع مقدس). حاج اکبر فردی مذهبی و اهل مسجد و تکیه است. طبقۀ دوم خونۀ  قدیمی قبلی اش، سال ها دندانپزشکی محل بود. و اگر اشتباه نکنم صحنه هایی از یک فیلم سینمایی نیز که در دارابکلا و اطراف فیلمبرداری شده بود، از خونۀ ایشان بود که به سبک سنتی چوبی ساخته شده بود. برای سلامتی اش صلوات. عکس و ارسال: جناب یک دوست در 5 شهریور 1395.

شنبه ٦ شهریور ۱۳٩٥ ، ٩:۱٢ ‎ق.ظ

پست 3301 : به نام خدا. در پانزدهمین قسمت سلسله مسائل نهج البلاغه، اسلام از نظر امیرالمؤمنین، امام علی _علیه السّلام_ در بخشی از خطبۀ 106 نهج البلاغه را ارائه می کنم:

«اسلام روشن‏ ترین راه‏ ها است، جادّه ‏هایش درخشان، نشانه‏ هاى آن در بلندترین جایگاه، چراغ‏ هایش پرفروغ و سوزان، میدان مسابقۀ آن پاکیزه براى پاکان، سرانجام مسابقه‏ هاى آن روشن و بى پایان، مسابقه دهندگان آن پیشى گیرنده و چابک سوارانند.

برنامۀ این مسابقه، تصدیق کردن به حق،

راهنمایان آن، اَعمال صالح،

پایان آن، مرگ،

میدان مسابقه، دنیا،

مرکز گرد آمدن مسابقه دهندگان، قیامت،

و جایزۀ آن بهشت است.»

حرم امام علی (ع)

شنبه ٦ شهریور ۱۳٩٥ ، ٩:۱۱ ‎ق.ظ

پست 3300 : به نام خدا. عکس هایی از دارابکلایی ها

به شرح دامنه : جابر آهنگر دارابی. فرزند رفیق قدیمی و انقلابی و همیشگی ام جناب حاج خلیل، ساکن آهنگرمحله ی دارابکلا. به عبارتی برادر آقاجواد. و نوۀ مرحوم حاج محمدعلی و مرحوم حاج ابراهیم. و نتیجۀ مرحوم حاج اسماعیل. مغاره اش سم فروشی ست، که به اینترنت پرسرعت هم همیشه وصل است، از عکسش کاملا" هویداست. نمی دانم داماد کیست. ولی دوستان نیکی دارد که گاه با هم دیدار هم داریم. شغل مهمی ست جابر. ولی فقط مراقب باش جابر که بوی سمّ ممّ تو را منگ نکند! آن پوستر عاقبت نقدفروشی و عاقبت نسیه فروشی هم عالی ست جابر. راستی معنی جابر را که بلدی!؟ نیستی از سلمان بپرس. برای سلامتی و توفیقات و برکات کسب و کار جناب جابر صلوات. عکاس و ارسال: جناب یک دوست در 4 شهریور 1395. یک عکس دیگر در ادامۀ مطلب


ادامۀ مطلب
جمعه ٥ شهریور ۱۳٩٥ ، ۱٠:٤٠ ‎ق.ظ

پست 3299 : به قلم دامنه : کلاس نهم. به نام خدا. قدرت نامحسوس را می توان در نمونه های زیر در نظر داشت:

1- کیفیت حکومت کردن در کشورها؛ حکومتی که با فساد و خودکامگی و بی انضباطی آمیخته باشد، نمی تواند قدرت ایجاد کند.

2- ارادۀ تخصیص منابع به دست یافتن بر هدف های ملی؛ معمولا" دولتی که برای اهدافش به زور متوسل می شود، قدرت بیشتری دارد تا دولتی که تمایلی به این کار ندارد. مانند آمریکا و سوئیس.

3- روحیه و لیاقت و کیفیت نظامیان؛ ارتش بزرگ با کادرهای فاقد جنبه های روحیه و نظم و لیاقت و ارزش ها و ایمان و باورها، بسیار بی اثر خواهد بود. (مثل فیلم کمدی «جانبازان هنگ بی جان» می گردد)

4- توان بالقوۀ اتحاد دولت؛ آمادگی یک دولت برای اتحاد با دولتی دیگر، قدرت را افزایش می بخشد. مثل اتحاد تاریخی فرانسه با انگلیس علیه ی شکست نازیسم.

5- سطح آگاهی سیاسی مردم؛ با بالا رفتن سطح دانش سیاسی مردم، دولت در بسیج منابع، قدرتمتدتر می شود. تا کلاس دهم. خدا نگه دار.

جمعه ٥ شهریور ۱۳٩٥ ، ۱٠:۳٩ ‎ق.ظ

پست 3298 : به نام خدا. متن نقلیبه قلم سید علی اصغر شفیعی دارابی 66«رابطه فرهنگ و اقتصاد ونگاهی به باورهای فرهنگی روستاییان مناطق مرکزی ایران در مورد آب میتواند جالب باشد پیشاپیش پیدا است که جایگاه آب نزد مردمان ساکن در اقلیم خشک با جایگاه آب نزد ساکنان مناطق پرباران یکسان نیست. 

فرهنگ به عنوان یک فرآورده حاصل از زیست محیط و انسان پرورده شده در این زیست محیط، خاستگاههای عمیق اقتصادی دارد؛ نکته ای ناپوشیده برای اغلب ما. اما فرهنگ نیز پس از شکلگیری و تنیده شدن اجزای آن در یکدیگر، همچون درختی تناور بر گستره های مختلف اقتصاد سایه می افکند و کارکردهای اقتصادی انسان و جامعه را زیر نفوذ و تأثیر خود میگیرد.

سیمای اقتصاد بسیاری از کشورها را با وجوه فرهنگی آنها توصیف میکنند؛ توسعه اقتصاد چین را حاصل قناعت چینی، پیشرفتهای اقتصادی ژاپن را حاصل سختکوشی ژاپنی و شاید گاهی اوقات پسماندگی برخی ملل را حاصل تنبلی ملی یا بیخیالی عمومی اعلام مىکنند. واقعیت این است که فرهنگ و اقتصاد، رابطه ای علت و معلولی و دوسویه دارند. هر دو در مواردی علت و گاهی معلول دیگری هستند. 

اقتصاد همچون تراکتور، بسترهای موجود فرهنگ را شخم میزند و فرهنگ بذرهای تازهای برای تغییر عملکرد اقتصاد میپاشد. توسعه بازار مصرف، عادات جدید پدید می آورد و عادات و رفتارهای فرهنگی تازه سفارشهای نوینی را در مقابل اقتصاد قرار میدهد تا مسیرهای جدیدی را بپیماید.

اما بسترهای سنگلاخ فرهنگی چه بر سر اقتصاد میآورد؟ آیا تراکتور اقتصاد در بسترهای سنگلاخ، توانایی آزاد کردن ظرفیت خود را به صورت شخم عمیق بسترهای فرهنگی دارد؟ رابطه دوسویه اینجا خود را به خوبی مینمایاند: اقتصاد، اسیر همراهی فرهنگ است. فرهنگ میتواند موتور توسعه اقتصادی را روشن یا آن را کم توان و خاموش کند.»

جمعه ٥ شهریور ۱۳٩٥ ، ۱٠:۳٩ ‎ق.ظ

پست 3297 : به انتخاب دامنه. به نام خدا. تفسیر آیۀ شاکله (84 سورۀ اسراء) با استناد به تفسیر نمونۀ آیة الله العظمی ناصر مکارم شیرازی:

قُلْ کُلٌّ یَعْمَلُ عَلَى شَاکِلَتِهِ فَرَبُّکُمْ أَعْلَمُ بِمَنْ هُوَ أَهْدَى سَبِیلًا. بگو هر کس بر حسب ساختار [روانى و بدنى] خود عمل مى ‏کند و پروردگار شما به هر که راه‏یافته‏ تر باشد داناتر است.(ترجمۀ مرحوم محمدمهدی فولادوند).

شاکلة در اصل از ماده شکل به معنى مهار کردن حیوان است، و شکال به خود مهار مى‏ گویند، و از آنجا که روحیات و سجایا و عادات هر انسانى او را مقید به رویه‏ اى مى‏ کند به آن شاکله مى‏ گویند. مفهوم شاکله هیچگونه اختصاصى به طبیعت ذاتى انسان ندارد، لذا مرحوم طبرسى در مجمع البیان دو معنى براى آن ذکر کرده است، طبیعت و خلقت و نیز طریقه و مذهب و سنت (چرا که هر یک از این امور انسان را از نظر عمل به نحوى مقید میسازد).

و از اینجا روشن مى‏ شود آنها که آیه فوق را دلیلى بر حکومت صفات ذات بر انسان گرفته‏ اند و آن را دلیلى بر جبر مى‏ پندارند، و در این راه تا آنجا پیش رفته‏ اند که به تربیت و تزکیه اعتقاد ندارند، تا چه حد در اشتباهند و شاکله هرگز به معنى طبیعت ذاتى نیست، بلکه به هر گونه عادت و طریقه و مذهب و روشى که به انسان جهت مى‏ دهد شاکله گفته مى‏ شود

بنا بر این عادات و سننى که انسان بر اثر تکرار یک عمل اختیارى کسب کرده است، و همچنین اعتقاداتى که با استدلال و یا از روى تعصب پذیرفته است، همه اینها نقش تعیین کننده دارند، و شاکله محسوب مى‏ شوند. اصولا ملکات و روحیات انسان معمولا جنبه اختیارى دارد چرا که  انسان هنگامى که عملى را تکرار کند، نخست حالت و سپس عادت و بعد تدریجا تبدیل به ملکه مى‏ شود، همین ملکات است که به اعمال انسان شکل مى‏ دهد و خط او را در زندگى مشخص میسازد، در حالى که پیدایش آن مستند به عوامل اختیارى بوده است.

در بعضى از روایات شاکله به نیّت تفسیر شده است، در اصول کافى از امام صادق ع چنین نقل  شده: النیة افضل من العمل الا و ان النیة هى العمل، ثم تلا قوله عز و جل قُلْ کُلٌّ یَعْمَلُ عَلى‏ شاکِلَتِهِ‏. یعنى على نیته:

نیت افضل از عمل است اصلا نیت همان عمل است سپس آیه قُلْ کُلٌّ یَعْمَلُ عَلى‏ شاکِلَتِهِ را قرائت فرمود و اضافه کرد منظور از شاکله نیت است. این تفسیر، نکته جالبى در بر دارد. و آن این که نیّت انسان که از اعتقادات او برمى‏ خیزد به عمل او شکل مى‏ دهد، و اصولا" خود نیّت یک نوع شاکله یعنى امر مقیّدکننده است، لذا گاهى نیّت را به خود عمل، تفسیر فرموده و گاه آن را برتر از عمل شناخته، چرا که به هر حال خط عمل منشعب از خط نیت است.»

جمعه ٥ شهریور ۱۳٩٥ ، ۱٠:۳۸ ‎ق.ظ

پست 3296 : به نام خدا. عکس هایی از دارابکلایی ها

به شرح دامنه : جواد رنجبر دارابی. فرزند مرحوم حاج شعبان رنجبر دارابی، خادم الحسین (ع) مسجد جامع و تکیۀ دارابکلا. ساکن پایین محله ی دارابکلا. به عبارتی برادر گرامیِ بسیجی شهید حسن رنجبر دارابی. داماد حاج گُل محمد رمضانی دارابی. جناب آقا جواد رنجبر شغل اصلی اش برقکاری ست. مغاره اش بغل دست سم فروشی جناب جابر آهنگر دارابی ست، اوقات فراغت را در مغازه اش سازه _جارو_ می بندد. کسب و کارت برکت ای ساقی زحمتکش مسجد جامع و تکیه ی دارابکلا. این پست را به دلیل این که جناب جواد، مانند مرحوم والدش، خادم الحسین (ع)است، علاوه بر این مجموعۀ نوشتار، در سلسله مسائل مسجد و تکیهٔ دارابکلا، اینجا، نیز ذخیره می کنم.

من در 18 آذر 1392 برادر شهیدش حسن رنجبر دارابی را در پست 54 اینجا با عنوان کوچه های دارابکلا پر از شهیده (9)، معرفی و تجلیل کرده بودم. و مرحوم پدرش را در 13 تیر 1395 در پست 2894 اینجا. برای سلامتی و توفیقات و برکات کسب و کار جناب جواد، صلوات. عکاس و ارسال: جناب یک دوست در 4 شهریور 1395. سه عکس هم در ادامۀ مطلب

ادامۀ مطلب
جمعه ٥ شهریور ۱۳٩٥ ، ۱٠:۳٧ ‎ق.ظ

پست 3295 : به قلم حاج حسین رمضانی دارابی 16. «سلام. ایشان [مرحوم سید علی اکبر حسینی دارابی، واقع در پست 3274، اینجا] یکی از خوبهای دارابکلا بودن. از محبت های ایشان هم نمیشود دریغ کرد تا همیشه یاد ایشان را زنده نگه داریم. روحش شاد یادش گرامی.

سلام. ما از دولت روحانی هیچ حرکت روبه جلوی نداشتیم تا ایشان دفاع کنیم. [اشاره به پست 3285 اینجا]

سلام. بَه بَه. شما هم یک روز به گیر مدیران ظالم افتادید. درد داشت؟ شیش و شلپت محبت می آورد چه بسا. ما رو هم فلک می کردند. محبت پیشکش از مدرسه بیرونمان میکردند. باز روز از نو و همان صف اول تنبیه بودیم به زور مدیران ظالم.[اشاره به زندگینامۀ دامنه با عنوان آنچه بر دامنه گذشت 12، واقع در پست 3294 اینجا]

سلام. از جناب یک دوست هم صمیمانه تشکر می نمایم به خاطر عکسهای زیبا و باشوقش را برای دامنه ارسال مینماید. [اشاره به پست 3284 اینجا] تا همه از طبیعت زیبای داربکلا لذت ببریم واز شما گلایه داریم از بابت حمایت نکردن از محیط زیست حتی یک پست هم اعتراض  ندیدیم  خودتان را به نوعی شریک نمی دانید در امر فضای سبز  به نوعی  آبشار مازیار ما  را هم ... شما نظاره گره همین صحنه هستید که طبیعت ما ازبین برود چرا و چگونه.»

پاسخ دامنه: به نام خدا. سلام من هم به شما حاج حسین. 1- بله مرحوم سید علی اکبر حسینی دارابی، سیدی شریف بود و شریف زندگی نمود. 2- نقد هر دولتی حق هر شهروندی ست. من هم تا به این سنّم هرگز وکیل مدافع هیچ دولتی نبوده و نیستم. 3- البته مرحوم پدرم در آن فلک کردن من، ظالم نبودند که شما نوشتید. می دانم شوخ طبعی نمودی! 4- من هم مانند خودت، از جناب یک دوست بسیار ممنونم. و من از شخص خودت نیز بسیار متشکرم که وبلاگ خودت را سرزنده نگه می داری و خیلی خوب و متنوع آن را مدیریت می کنی که من همیشه خواننده وبلاگت هستم و با دامنه نیز از طریق عکس های ارسالی زیبا و بجا همکاری دارید. ممنونم و خداحافظ.

جمعه ٥ شهریور ۱۳٩٥ ، ۱٠:۳٦ ‎ق.ظ

پست 3294 : به قلم دامنه. به نام خدای آفرینندۀ آدمی. در آن خونۀ مان که مکتبخانۀ پدر و مادرم نیز بود، من هم نزدشان درس می خواندم. درس عمّ جزء. (یعنی جزء سی ام قرآن، که با سورۀ نباء که با آیۀ «عَمَّ یَتَسَاءَلُونَ» آغاز می شود).

شاید بیش از 150 نفر در آن مکتبخانه حضور داشتند. البته دخترها به صورت مجزّا و حضور خصوصی در صبح و بیشتر عصرها نزد مادرم تعلیم می گرفتند

مکتبخانه مثل یک دبستان اداره می شد. حضور و غیاب می شد. زنگ تفریح می خورد. مُبصر و ناظم داشت. ساعت خاصی برای رفتن در رودخانه ی زیر خونه ی مان _رَف بِن کبل آخوند_ برای گرفتن وضو جهت اقامه ی نماز ظهر و عصر داشت.

حتی بخوبی یادم مانده که مرحوم پدرم از دانش آموزان می خواست بعد از گرفتن وضو، هر نفر یک سنگ نیز از کف رودخانه برای دیوار حیاط خونه ی مان بیاورد.

در مکتبخانۀ پدرم حتی نیز فلک و کُتک و ترکۀ ی انار و حلق آویز به سقف برای تنیه  و ماشه دار و سازه کتینگ داشت.

من یک بار حسابی توسط پدرم فلک شدم. دوتا پایم را به فلک بستند دو نفر محکم دو سرش را داشتند و پدرم با شیش و شلپت _ترکه_ حسابی و محکم می نواخت.

فلک ابزاری ساده بود. یعنی یک چوب که دو سرش طناب بسته می شد و موقع فلک کردن، به دورِ دو تا پای فرد بسته می شد و دو نفر هم دو سمت آن را محکم می گرفتند و فرد را بر زمین می خواباندند و پدرم با خشم و اخم کف هر دو پا را چندین بار با ترکه یا ماشه دار و یا سازه کتینگ _دسته ی جارو_ می زد. (در اینجا شهروند دارابکلا هم منتشر می شود)

آن زمان ها عمّ جزء در خانۀ همۀ دارابکلایی بود

این عکس صحنه ای از فلک شدن است

پنجشنبه ٤ شهریور ۱۳٩٥ ، ٩:٠٥ ‎ق.ظ

پست 3293 : به نام خدا. «پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر مقام معظم رهبری: حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح امروز [چهارشنبه 3 شهریور 1395] در دیدار آقای روحانی رئیس جمهور و اعضای هیأت دولت ضمن قدردانی از زحمات و تلاشهای دولت یازدهم...نکات مهمی را در قالب ۷ سرفصل در زمینه های «اقتصاد مقاومتی»، «سیاست خارجی»، «علم و فناوری»، «امنیت»، «فرهنگ»، «برنامه ششم» و «فضای مجازی» به‌عنوان اولویت های اصلی کشور و نقشه راه دولت یازدهم در یک سال پیش رو بیان کردند...

بنده طرفدار جزم‌اندیشی، فشار و اختناق در عرصه فرهنگ نیستم بلکه به آزاداندیشی اعتقاد راسخ دارم اما آزاداندیشی به معنای ولنگاری و اجازه دادن به دشمن برای لطمه زدن نیست.

حضرت آیت الله خامنه‌ای در جمع‌بندی این سرفصل تأکید کردند: در فرهنگ باید روحیه آزاداندیشی همراه با برنامه‌ریزی عادلانه وجود داشته باشد و با هدایت و کمک به رویشهای خوب جلوی ضربات فرهنگی گرفته شود.

حضرت آیت الله خامنه‌ای هفتمین سرفصل از توصیه‌های خود به دولت را مسئله فضای مجازی خواندند و گفتند: فضای مجازی، دنیایی رو به رشد، بسیار وسیع و غیرقابل توقف است که فرصتهای بزرگ و در عین حال تهدیدهایی را هم می‌تواند به همراه داشته باشد.

رهبر انقلاب اسلامی در بخش پایانی سخنان خود به موضوع حقوقهای نجومی اشاره  کردند. حضرت آیت الله خامنه‌ای با تأکید بر اینکه نباید از این قضیه به آسانی عبور کرد، خاطرنشان کردند: اعتماد مردم در این قضیه ضربه فراوانی خورده است، زیرا مردم و جوانان تحصیلکرده دریافتهای خود را با این دریافتهای غیرعادلانه مقایسه می‌کنند و این سؤال را می‌پرسند که بر اساس چه معیار و امتیازی و به دلیل انجام کدام کار ویژه این حقوقها پرداخت شده است؟

ایشان با تأکید بر لزوم عزم راسخ و برخورد قاطع با مسئله حقوقهای نجومی در تمام قوا و سازمانها افزودند: در موارد بجا و لازم، قوه قضائیه نیز باید ورود و با متخلفان برخورد کند.»

رهبر معظم انقلاب در دیدار آقای روحانی رئیس جمهور و اعضای هیأت دولت. 3 شهریور 1395

پنجشنبه ٤ شهریور ۱۳٩٥ ، ٩:٠٤ ‎ق.ظ

پست 3292 : به نام خدا. متن نقلی. «فقه به مَثابه فلسفه اخلاق. به طور کلی درکی که مسلمانان از اخلاق و نقش آن در تنظیم وهدایت افعال آدمی داشته و دارند تا حدود زیادی غیر از درک غربیان از شأن و منزلت و کارکرد اخلاق است.

از نظر مسلمانان اخلاق اولاً و بالذات مقوله ای فردی و اخروی به شمار می رود؛ یعنی با باطن و درون آدمی سر و کار دارد و معطوف به اصلاح و تهذیب وپیرایش نفس و روان آدمی  ومتکفل سعادت وفلاح و رستگاری اخرویِ شخصِ فاعل است ونقش آن در تنظیم روابط اجتماعی بالعرض و تبَعی است.

اما در جهان غرب و خصوصا در دنیای مدرن ،اخلاق اولاً و بالذات نهادی اجتماعی به شمار می رود، که ناظر به روابط افراد وسایر نهادهای اجتماعی و مبنایی برای همکاری جمعی است ونقش و کارکرد اصلی و اولیه آن تأمین و تضمین رفاه وخوشبختیِ جمعی و دنیوی می باشد وتاثیر آن در کمال و سعادت فردی و اخروی بالعرض و تَبَعی است.

فلسفه اخلاق درتمدن غرب دقیقاً همان نقش و جایگاه را دارد که فقه درتمدن اسلامی دارد و فلسفه اخلاق در حقیقت فقه جهانِ مدرن وفیلسوفان اخلاق، فقیهانِ جهانِ مدرن اند.

به اعتقاد پاره ای از صاحب نظران تمدن اسلامی تمدنی فقهی و فقیه پرور است. به عقیده نگارنده معنای درست این سخن آن است که در این تمدن فقه جای اخلاق را گرفته است، نه اینکه جا را بر اخلاق تنگ کرده است.

طبق تعریفی که غربیان از اخلاق دارند، می توان ادعا کرد که فقه همان اخلاق رایج در جوامع اسلامی است، یعنی در فرهنگ اسلامی فقه هم بر اخلاق فردی و هم بر اخلاق جمعی تقدم دارد، در حالیکه تلقیِ انسان مدرن، اخلاق فردی مقدم بر فقه فردی و اخلاق اجتماعی مقدم بر فقه اجتماعی است. (دکتر ابوالقاسم فنایی. دین در ترازوی اخلاق. ص 39)

پاسخ ضروری دامنه: به نام خدا. اسلام به عنوان دین کامل چیزی را از بشر فروگذار نکرده است. مسلمانان اگر در پاره ای زمینه ها ضعف دارند ناشی دو پدیده ی زشت و ویرانگر استبدادزدگی توسط قدرت انحصارگر است و استعمارزدگی توسط غرب چپاولگر و سوداگر.

از نظر دامنه فقه و اخلاق نه علیه ی یکدیگر متعارض اند و نه هیچ کدام تنگ کننده ی جای دیگری. این انحرافات که مشاهده می شود ریشه در برخی از مشکلات و موانع دارد که یکی از آنها همین غرب استعمارگر است که موجب تباهی برخی از ملت ها و موجد عقب نگه داشتگی برخی کشورها گردیده است.

دکتر ابوالقاسم فنائی

پنجشنبه ٤ شهریور ۱۳٩٥ ، ٩:٠۳ ‎ق.ظ

پست 3291 : به نام خدا. اندیشه های شهید آیة الله مطهری 

تاکید مطهری بر گرفتنی بودن  و  دادنی بودن حقّ

پنجشنبه ٤ شهریور ۱۳٩٥ ، ٩:٠٢ ‎ق.ظ

پست 3290 : به قلم دامنه. به نام خدا. وقتی یکی از جوانان از مرحوم آیة الله العظمی حسینعلی منتظری عکسی به امضای ایشان هدیه خواستند، آن مرحوم این متن مندرج در عکس را نگاشتند. روح آن فقیه عالیقدر و مبارز همیشه شاد.

مرحوم آیة الله العظمی حسینعلی منتظری

چهارشنبه ۳ شهریور ۱۳٩٥ ، ۸:٢٤ ‎ق.ظ

پست 3289 : به نام خدا. از خصوصیات اخلاقی  حاج آقا رحیم ارباب به نقل از یکی از شاگردانش مرحوم آیة الله نعمت الله صالحی نجف آبادی:

مرحوم آیة الله حاج آقا رحیم ارباب همیشه کلاه پوستینی بر سر می گذاشت و یکی از علمای عارف اصفهان بود

چهارشنبه ۳ شهریور ۱۳٩٥ ، ۸:٢۳ ‎ق.ظ

پست 3288 : به نام خدا. اندیشه های شهید آیة الله مطهری

تقبیح مسخره کنندگان

چهارشنبه ۳ شهریور ۱۳٩٥ ، ۸:٢٢ ‎ق.ظ

پست 3285 : به نشر دامنه. به نام خدا. متن نقلی. « آیت ا... سید حسن خمینی در تجدید میثاق هیات دولت با آرمان‌های بنیانگذار جمهوری اسلامی (در روز سه شنبه 2 شهریور 1395 در حرم امام) گفت: کار بزرگ حتما مخالفان دشنام‌گو دارد... اگر انسان در برابر دشنام سر خَم کند خودش را به ارزان‌ ترین قیمت فروخته است؛ اگر قرار باشد انسان در مقابل دشنام کوتاه بیاید در حقیقت قیمت بسیار کمی روی خودش گذاشته است.

حرکت روبه‌جلو حتما" مخالفانی دارد. این مخالفان بعضا" از منطق و فضای انصاف خارج می‌ شوند، اما کسی که در مقابل دشنام‌ها و بی‌انصافی‌های آنها سر فرود بیاورد قیمت بسیار نازلی روی خودش گذاشته است.

یادگارامام ضمن بیان اینکه مقابله با تحجر و ایستادن بر اندیشه هزینه دارد، خطاب به هیات دولت گفت: مرد میدان باشید و هزینه بدهید.

او خطاب به اعضای دولت توصیه کرد که ایستادگی بر اندیشه داشته باشند و افزود: البته الزاما کسی که ثبات رأی دارد درست عمل نمی‌ کند. باید علاوه بر ثبات رأی، به صحت رأی نیز توجه شود. اما اگر توکل کردیم و صحت رأی داشتیم و خداوند کمک کند تا ثبات قدم پیدا کنیم، آنگاه پیش می‌رویم.

او یادآور شد: هجمه‌ها بر دولت سنگین است و بی‌ انصافی‌ هایی وجود دارد که عزم و تلاش دولت را طلب می‌کند. در رأس دولت شخصیت محترم، وجیه و مقبولی وجود دارد که نشان دادند این هزینه‌ ها را به‌خوبی پرداخت می‌ کنند و به عهدی که با مردم بستند پایبند هستند.

امید داریم که اعضای کابینه هم اینگونه باشند و همت مضاعفی را بدرقه کار خودشان کنند و این مسیر را که تا الان آمدند ادامه دهند.» (منبع: اینجا)

آیة الله حاج سید حسن خمینی و حجت‌الاسلام‌ والمسلمین حسن روحانی. حرم امام خمینی رهبر کبیر انقلاب اسلامی. (خرداد 1392)

چهارشنبه ۳ شهریور ۱۳٩٥ ، ۸:٢۱ ‎ق.ظ

پست 3284 : به نام خدا. آلبوم 107 عکس دارابکلا شامل جنگل دارابکلا و گل های حیاط طهماسبی ها از جناب یک دوست در 1 و 2 شهریور 1395: اینجا

حمیدرضا طالبی دارابی بقیه در اینجا

چهارشنبه ۳ شهریور ۱۳٩٥ ، ۸:۱٩ ‎ق.ظ

پست 3283 : به قلم دامنه. به نام خدا. بوعلی _ابوعلی حسین بن عبدالله بن سینا_ که پدرش بلخی بود، در سال 370 هجری قمری در بخارا زاده شد. در 10 سالگی همۀ قرآن و بسیاری از ادبیات را آموخت. پدر و برادرش محمود هر دو به مسلک اسمائیلیان درآمده بودند، اما بوعلی چنین نکرد.

پدرش رسائل اخــوان الصفاء را می خواند و بوعلی نیز آن را مطالعه می نمود. بوعلی نزد یک هندی حساب را آموخت. پیش یک طبری ناتلی، فلسفه را. و در پزشکی نیز متبحّر شد.

در 22 سالگی پدرش _که در دستگاه اداری سامانی کار می کرد_ درگذشت و بوعلی برخی امور دولتی امیرسامانی عبدالملک دوم را به عهده گرفت.

همین همکاری با دولت سامانی موجب شد تا بوعلی با تغییر و تحولات در عرصه ی سیاست و کشورداری آن دولت، به همراه آنان به گرگان و ری و قزوین و اصفهان و کرمانشاه و همدان بیاید و در همدان نیز درگذشت و آرامگاهش آنجاست.

دو کتاب قانون و شفا از مشهورترین آثار بوعلی ست. قانون در مورد مسائل پزشکی ست و شفا _که آن را در اصفهان نوشت_ در مباحث فلسفه.

این خلاصۀ بخشی کوتاه از زندگی اوست که اینجا آوردم. حال چند سخن مهم و ساده و روان از بوعلی را می آورم:

1- من از گاو می ترسم! چون شاخ دارد، ولی عقل ندارد.

2- در خود غور کنید تا به خود آیید.

3- فقط انسان به نفس، حیات و مرگ خویش آگاه است.

4- سلطان آنچه می طلبد، به چنگ می آورد! (در نقد قدرت)

5- شرّ و خیر ملازم هم اند؛ اگر خدا شرّ را خلق نمی کرد، خیر نیز عین شرّ می شد.

6- اگر برای یک اشتباه، هزار دلیل بیاورید، در واقع هزار و یک اشتباه از شما سرزده است.

7- نیک بخت ترین مردم کسی ست که کردار را به سخاوت بیاراید و گفتار را به راستی.

8- هیچ چیز در دنیا اتفاقی نیست.

9- موسیقی ،صدای خداست.

این سخن بوعلی نیز عالی ست که گفت: «هر کس عادت کند که به هر دلیل هر حرفی را باور کند، از صورت انسانی خارج می شود»

چهارشنبه ۳ شهریور ۱۳٩٥ ، ۸:۱٧ ‎ق.ظ

پست 3282 : به نام خدا. عکس هایی از دارابکلایی ها

به شرح دامنه: علی خادملو. فرزند مرحوم اکبر خادملو. ساکن موزی لت بالامحلۀ دارابکلا. با این عکس یاد می کنم از مرحوم پدر وی یکی از قهوه خانه داران قدیمی دارابکلا در تکیه پیش، که اصالتا" از گلوگاه بهشهر بود و به همین دلیل مشهور بود به اکبر گلوگاهی. پیرمردی زحمتکش، شیک پوش و با روحیه و صاحب سبک خاص سخن و شوخ طبعی. در اینجا به روح آن مرحوم فاتحه و صلوات می فرستم. عکس و ارسال: جناب یک دوست به تلگرام دامنه در 1 شهریور 1395

چهارشنبه ۳ شهریور ۱۳٩٥ ، ۸:۱٦ ‎ق.ظ

پست 3281 : به قلم دامنه. به نام خدا. بلاخره امروز خبری این گونه رسید که روس ها پایگاه هوایی شهید نوژه ی همدان را ترک کردند و به روس بازگشتند. متن کامل این اتفاق را در ادامۀ مطلب درج کردم.

اگر این خبر درست باشد _که گویی همین گونه است_ چند  نکته ی گذرا می گوید دامنه:

1- روس ها در تاریخ طولانی ایران، هیچگاه قابل اعتماد نبودند.

2-  آمریکایی ها علیۀ دولت ملی مرحوم دکتر محمد مصدق کودتا کردند.

3- روس ها نیز مجلس ملی ایران را با قشون نظامی قزاق ها به توپ بستند و مشرطه خواهان را به استبداد صغیر مبتلا کردند.

4- سوری ها در جنگ عراق علیۀ ایران حتی یک سرباز به کمک ما نفرستاد.

5- امنیت ملی البته از متغیّرهای چند چهره ای ست که همیشه در ذیل آن تبصره ها برای کشورها برپاست.

بمب افکن های روسی در پایگاه هوایی شهید نوژۀ همدان. متن گزارش در ادامۀ مطلب


ادامۀ مطلب
سه‌شنبه ٢ شهریور ۱۳٩٥ ، ٧:٢٦ ‎ب.ظ

پست 3280 : به قلم جناب حمیدرضا طالبی دارابی 16 : «سلام. مسایقه هفته اول لیگ دسته اول فوتبال مازندران میان اتحاد نوین دارابکلا _ اندرگلی شیرگاه در امروز سه شنبه 95/6/2 در زمین اندرگلی شیرگاه، تیم اتحاد دارابکلا با نتجیه 4 بر 3 بر تیم اندرگلی شیرگاه پیروز شد. عکس های این دیدار که دقایق قبل پایان یافت برای انعکاس در دامنه ارسال می شود. گل ها: سه گل را سید مهدی دارابی و یگ گل را عرفان رجبی روانۀ دروازه کردند.

پاسخ دامنه: به نام خدا. سلام و تبریک من هم به شما حمیدرضا و تمانی اعضای  تیم برجستۀ اتحاد و همه ی حامیان ورزش روستای دارابکلا. ان شاء الله باز نیز  شایستگی های بالای خود را در نبردهای ورزشی بعدی بخوبی نشان دهند.

تیم اتحاد دارابکلا. در زمین اندرگلی شیرگاه. 2 شهریور 1395 بقیه در ادامه مطلب


ادامۀ مطلب
سه‌شنبه ٢ شهریور ۱۳٩٥ ، ٧:٢٥ ‎ب.ظ

پست 3279 : به نام خدا. اصل 84 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران: «هر نماینده در برابر تمام ملت مسئول است و حق دارد در همۀ مسائل داخلی و خارجی کشور اظهار نظر نماید.»

نکته ی دامنه : به نام خدا. به نظرم این اصلِ مترقّی و دینی و منطبق بر دیدگاه متفکرترین عالمان دینی را دو دسته بیشتر از همه آسیب می زنند: خود نماینده های ترسو و بده و بستان طلب که وقتی نماینده شدند، جذب قدرت می شوند و هضم و معادلات بلکه معاملات. و دسته ی دوم کسانی اند که از آزادی ها مثل بید می لرزند!

باید مثل شهید آیة الله سید حسن مدرس شجاع، آگاه و ساده زیست شد تا نماینده ی حقیقی و خادم واقعی ملت و اسلام و ایران شد

سه‌شنبه ٢ شهریور ۱۳٩٥ ، ٦:٤٠ ‎ق.ظ

پست 3278 : به قلم دامنه : کلاس هشتم. به نام خدا. منابع قدرت دولت دو گونه است، محسوس و یا محسوس. منابع محسوس، قدرت هایی ست که به لحاظ کمّی قابل بررسی ست و با واژگان می توان آن را برشمرد. مانند:

1- جغرافیا؛ موقعیت و نوعِ سرزمین، نقش تعیین کننده ای دارد. مثلا" کوهستانی بودن کشور، یک نوع قدرت است.

2- وسعت؛ گستردگی سرزمین تا حد زیادی اشغال نظامی خارجی را از بین می برد. مثل وسعت زیاد کشور روسیه که علیه ی بلندپروازی های هیتلری تاثیر مهمی داشت.

3- منابع ملی؛ هر چقدر منابع طبیعی بیشتر باشد، قدرت دولت نیز افزایش می یابد.

4- توان اقتصادی؛ مثل صنعتی شدن که قابلیت کشور را بالا می برد.

5- توان نظامی؛ توان نیروهای مسلّح یک دولت، از عناصر کلیدی معادلات قدرت است.

6- جمعیت؛ در صورتی که همه چیز در حد متعادل باشد، جمعیت زیاد به قدرت دولت می افزاید. اگر کشور دچار ضعف های دیگر باشد، جمعیت از عوامل محدودکننده ی قدرت می شود. تا کلاس نهم. خدا نگه دار.

سه‌شنبه ٢ شهریور ۱۳٩٥ ، ٦:۳٩ ‎ق.ظ

پست 3277 : به نام خدا. اندیشه های شهید آیة الله مطهری

تفسیر حکیمانه و خواندنی شهید آیۀ الله مطهری از بخش دوم آیۀ 100 سورۀ نساء: «... وَمَنْ یَخْرُجْ مِنْ بَیْتِهِ مُهَاجِرًا إِلَى اللَّهِ وَرَسُولِهِ ثُمَّ یُدْرِکْهُ الْمَوْتُ فَقَدْ وَقَعَ أَجْرُهُ عَلَى اللَّهِ وَکَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَحِیمًا.» ترجمۀ مرحوم فولادوند: و هر کس [به قصد] مهاجرت در راه خدا و پیامبر او از خانه‏ اش به درآید سپس مرگش دررسد پاداش او قطعا" بر خداست و خدا آمرزنده مهربان است.

سه‌شنبه ٢ شهریور ۱۳٩٥ ، ٦:۳۸ ‎ق.ظ

پست 3276 : به نام خدا. متن نقلی. «آیا دعا و ناله تأثیر دارد؟ دین فردی و دین جامعه‌ ای چیست؟ در غرب و شرق چگونه است؟ و چه تأثیری کرده است؟

من نظر خودم را می‌گویم نمی‌خواهم از کسی عیبی بگیریم. من به آن جمله‌ یِ خیلی معروف آگوستین قدیس معتقدم که می‌گوید: وقتی من در حال مناجات با خدا بودم ناگهان یک الهام باطنی به من گفت: ای اگوستین ناله و فریاد مکن. من برای شنیدن پیام تو احتیاجی به فریاد ندارم، ‌ولی تو برای شنیدن صدای من به سکوت احتیاج داری.

یعنی آن قدر داد و فریاد ندارد. خدا احتیاج ندارد که بفهمد من چه می‌خواهم، ‌احتیاجی ندارد که ناله بزنم و نعره بکشم ولی من برای این‌که صدای خدا را بشنوم به سکوت احتیاج دارم. در سکوت است که انسان صدای خدا را می‌شنود. از این لحاظ هر چه عبادت _چه مقوله‌یِ دعا و چه مقوله‌ یِ مناجات_ در سکوت بیشتری انجام شود و با صدای آهسته‌ تری باشد، بهتر است. 

در حدیث آمده است که «سکوتک اطول من کلامک» یعنی سکوت تو از کلامت طولانی‌ تر باشد. به نظر من این کاری ناخوشایند است که خدا را پیرمردی سالخورده و سنگین گوش تصور کنیم مخصوصاً در جلسات دعا، مثلاً‌ در جلسات دعا آن کسی که جلسه را اداره می‌کند می‌ گوید این صلوات در حد این مجلس نبود یعنی فریاد بکشید،‌ آخر که چه بشود، ما چکار می‌ خواهیم بکنیم. خدا چه احتیاجی دارد. ما در سکوت و تنهایی است که کلام خدا را می‌ توانیم بشنویم. ما به سکوت احتیاج داریم.» (منبع: مصطفی ملکیان، پرسش و پاسخ انجمن اسلامی دانشگاه تهران، سال 79)

مصطفی ملکیان، فیلسوف نامدار ایران

سه‌شنبه ٢ شهریور ۱۳٩٥ ، ٦:۳٧ ‎ق.ظ

پست 3275 : یه قلم سید ابراهیم موسوی دارابی 12. متن نقلی. «وقتی بچه بودم ، دعا میکردم که خدا به من دوچرخه بدهد ؛ بعد فهمیدم که تخصص خدا در دادن چیزهای دیگریست! بخاطره همین یک دوچرخه دزدیدم و از خدا تقاضا کردم که مرا ببخشد.» (ال پاچینو)

عصر عصرتنهایست، نگاه که کنی میبینی همه ترجیح میدهند صندلی جلوی تاکسی بنشینند، همه تلاش میکنند آهنگهاشان را تنهایی گوش بدهند،

هیچکس دوستی را برای همیشه اش نگاه نمیدارد چون اینجورچیزها تاریخ مصرفشان گذشته، وسیله های آشپزخانه ها نیازی به مادر ندارند و دوربینهای عکاسی نیازمند کسی نیست که بتواند بگوید سه، دو، یک..

خودت نگاه کن میبینی سلفی ها و مونوپادها چقدرخوب تنهایی را حفاظت میکنند تا مجبورنشوی از رهگذری در پارک خواهش کنی پرتره ی زیبایی از دوستیهایتان رسم کند و مجبور نشوی لبخندی از اجبار تحویلش بدهی... چون نه دوستی هست نه رهگذری، همه ی رهگذر ها درحال چک کردن پیام هستند، هرکدام از سرنشینان تاکسی آهنگی را به تنهایی گوش  میدهند، اگر خدایی ناکرده روزی از اجبار سوالی از کسی پرسیدی حتما بابت خدشه دار شدن حریم وسیع تنهایی اش مفصل عذر بخواه، یادت باشد آن چند نفری که هنوز دوروبرت هستند را نپرانی، مراقب دوستیهایمان باشیم.»

سه‌شنبه ٢ شهریور ۱۳٩٥ ، ٦:۳٦ ‎ق.ظ

پست 3274 : به نام خدا. عکس هایی از دارابکلایی ها

به شرح دامنه : مرحوم سید علی اکبر حسینی دارابی. ساکن حموم پیش دارابکلا. پدر جنابان مهندس سید تقی و اخوانش و خواهران مؤمنه و باتقوا و محجّبه ی شان. به عبارتی به عبارتی همسر زنی مؤمن و فداکار و نجیب و زحمتکش یعنی خواهرِ جناب حجة الاسلام آشیخ رحیم آهنگر دارابی. به عبارتی همسایۀ بسیار مهربان و صمیمی و خوش کلام و شوخ طبع مان در دارابکلا. مردی مؤمن و مذهبی و ساداتی بسیار گرانقدر و مورد وثوق مردم. مدتی مدید متکفّل غسل میّت درگذشتگان مردم دارابکلا بود و در این کارش بسیار تکلیف گرایانه و متشرّعانه عمل می کرد. برای شادی روح بلندش فاتحه و صلوات. عکس و ارسال: جناب رنگین کمان به تلگرام دامنه در 1 شهریور 1395. 

سه‌شنبه ٢ شهریور ۱۳٩٥ ، ٦:۳٥ ‎ق.ظ

پست 3273 : به قلم دامنه. به نام خدا. سردار سرتیپ پاسدار حسین دهقان وزیر دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح ایران در مورد اعتراض برخی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی به حضور هواپیماهای روسی در آسمان ایران و استفاده این هواپیماها از امکانات کشور ئر پایگاه نوژه همدان گفته بود:

«تا هر وقت لازم باشد اجازه استفاده از پایگاه نوژه را خواهیم داد. این موضوع ربطی به مجلسندارد. این کار تصمیم نظام در جهت مقابله با داعش و تروریست‌ها در سوریه بوده است.» (واقع در پست 3260 دامنه، اینجا)

سخن دامنه این است؛ این که شورای عالی امنیت ملی حق مصوبّه دارد، امری هم درست و هم ضرور است، اما این که به فرموده ی امام خمینی رهبر کبیر انقلاب اسلامی «مجلس در رآس امور است» نیز یک نصّ صریح سیاسی در جمهوری اسلامی ست.

اقتداء به مقتدای کبیر انقلاب اسلامی راهی ست که ملّت آن را آموخته است. ضمن احترام به وزیر دفاع، دولت دکتر حسن روحانی که با مردم پیوند امید بسته است این طرز سخن گفتن ها با مردم را از دایرۀ دولت و حتی از ساختار جمهوری اسلامی ایران باید محو کند.

سردار سرتیپ پاسدار حسین دهقان وزیر دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح ایران در دولت حسن روحانی و رئیس بیناد ایثارگران در دوره ی دولت سید محمد خاتمی

دوشنبه ۱ شهریور ۱۳٩٥ ، ٩:۱۸ ‎ق.ظ

پست 3273 : به ذوق دامنه. به نام خدا. لیف روح 148 هشت مصرع منتخب از دیوان غزلیات فیض کاشانی ست: 

نکردیم کاری درین بندگی ها

ندیدیم خیری از این زندگی ها

از این زندگی ها نشد کام حاصل

درین بندگی هاست شرمندگی ها

ز زنگار عقل آئینه دل سیه شد

خوشا سادگی ها و دیوانگی ها

رهی گر بحق هست شوریدگی هاست

خوشا عیش سودای شوریدگی ها

مُلا محسن فیض کاشانی

دوشنبه ۱ شهریور ۱۳٩٥ ، ٩:۱٧ ‎ق.ظ

پست 3270 : به نام خدا. متن نقلی. خطاب امیرالمؤمنین (ع) به یکی از دوستداران ایشان: من تو را دشمن دارم. شخصی آمد خدمت امیرالمؤمنین علی علیه السلام؛ لبخندی زد، عرض کرد: «یا امیرَالمؤمنین! انّی احِبُّک» من تو را دوست دارم. فرمود: وَلکنّی ابْغِضُک‏ اما من تو را دشمن دارم! (نفرمود دروغ می‌گویی، چون راست می‌ گفت، دوست هم داشت.)

گفت: چرا؟ فرمود: برای فلان کارَت. فلان‌ کس احتیاج داشت به تعلیم قرآن و بر تو واجب بود که آن را به او یاد بدهی، از او پول گرفتی.

بنابراین هیچ منافاتی نیست که ما علی (ع) را دوست داشته باشیم اما عمل ما طوری باشد که علی (ع) ما را دشمن داشته باشد.» (منبع: استاد مطهری، آشنایی با قرآن، ج 3، ص 129)

مسجد کوفه

 
دوشنبه ۱ شهریور ۱۳٩٥ ، ٩:۱٦ ‎ق.ظ

پست 3269 : به قلم جناب حمیدرضا طالبی دارابی 15 : «سلام. هفته اول لیگ دسته اول فوتبال مازندران. اتحاد نوین دارابکلا _ اندرگلی شیرگاه. سه شنبه 95/6/2 ساعت 16/30 زمین اندرگلی شیرگاه.

پاسخ دامنه: به نام خدا. سلام من هم به شما حمیدرضا و اعضای اتحاد. ان شاء الله شایستگی های بالای خود را در این نبرد و معرکه ی ورزشی بخوبی بُروز دهند.

14 مرداد 1395. زمین سردۀ اوسا دارابکلا. تیم اتحاد دارابکلا. ارسالی یک دوست به دامنه

دوشنبه ۱ شهریور ۱۳٩٥ ، ٩:۱٥ ‎ق.ظ

پست 3268 : به قلم دامنه. به نام خدا. اساسا" سازه ی مسجد یک پیام وحیانی و نصّ بیّن قرآنی و از امتیازات برجسته ی اسلامی ست. اما مسجد یعنی چه؟ یعنی فقط محلی برای سجده گذاری و نمازگزاری!؟ من در این متن چند نکته را می گویم:

اول آن که، این سازه ی مقدس باید با برترین هنرها و معماری ها ساخته شود، بطوری که انسان در آنجا از هر کجا آسایش عمیق تری درک کند. مانند مسجد کم نظیر گوهرشاد در کنار حرم امن رضوی (ع).

دوم آن که، هیچ کس و نهاد و ارگان و مؤسسه ای حق ندارد مسجد را به اشغال خود درآورد و آنجا را محلی برای اشتغال سازد. نه امام جماعت، نه پایگاه مقاومت، نه هیات اُمناء، نه روحانی سخنران و نه حتی متولی و خادم و بانی و مؤسّس مسجد، حق ندارند مسجد را ملک طِلق خود کنند. مسجد مال خدا و همه ی مؤمنان است.

سوم آن که، اگر فقط ساخت مسجد ملاک معنویت و دین ورزی باشد! _که هرگز چنین نباشد_ امویان و مروانیان و برخی از وزیران و شاهان ستمگر و جلّاد در این راه پُر از ریا! از همه پیش اند!، مسجد باید روح جامعه باشد در آن توحید و مبارزه با هر نوع بُت و بُت پرستی و بُت گرایی کوبیده و لِه شود و همانند تبَر توحیدی ابراهیم خلیل الله _سلام الله_ نابود گردد.

چهارم آن که، این قدرتِ حاکم و حکومت است که از مساجد باید خط بگیرد و از انذارهای بحقّ آن بلرزد و درس بگیرد، نه بالعکس که مسجد ازحکومت و قدرت بهراسد و از آن خط و ربط جناحی و دستوری برگیرد و گاه با این مشی های به دور از حق، معارف و توحید و پرستش را آلوده سازد.

پنجم آن که، مساجد از وضع فلاکت بار بی برنامگی باید خارج شوند و از اوضاع مخرّب جناحی بودن نیز باید اجتناب بورزند و در راه حقیقت و توحید بمانند.

ششم آن که، کاری کنند بر تعداد نمازگزار بیفزایند، نه آن که با روش های نامناسب و کسل کننده و سخنران های متملّق قدرت و نیز سیاست ورزی های جناحی، از نمازگزاران بکاهند.

هفتم آن که، مسجد را حقیقتا" به همان ارزش و مقام و منزلت دورۀ برجسته ی حضرت رسول الله (ص) و امام علی (ع) برگردانند. مانند حسینه ی ارشاد تهران و مسجد هدایت تهران در عکس زیر که مرحوم آیة الله طالقانی «زمانی‌ امامت‌ جماعت‌ مسجد هدایت را عهده‌ دار شد، که‌  این‌ مکان‌ تکیه‌ ای بیش‌ نبود و تنها در ایام‌ محرّم‌ گشوده‌ و مراسم‌ سوگواری‌ در آن‌ برگزار می‌شد اما ایشان این مسجد را مرکز احیای تفکر دینی پایتخت کرد.»

مسجد هدایت؛ که مرکز احیای تفکر دینی پایتخت گردیده بود توسط مرحوم طالقانی

دوشنبه ۱ شهریور ۱۳٩٥ ، ٩:۱٤ ‎ق.ظ

پست 3267 : به نام خدا. عکس هایی از دارابکلایی ها

به شرح دامنه : مرحوم حاج رضا طالبی دارابی. ساکن یورمحله ی دارابکلا. پدر جناب باقر مدّاح _ذاکر اهلبیت علیه السّلام و مدّاح مشهور عروسی ها در سال های اخیر دارابکلا و اطراف_ و سه صبیِه ی مؤمنه و باتقوا. به عبارتی پدر بزرگ آقایان حمیدرضا و حمزه طالبی دارابی. به عبارتی پدرزنِ جنابان حسن آهنگر دارابی اوسایی (همکلاس و دوست دامنه و برادر شهید موسی آهنگر)، بخشی محمد رمضانی دارابی(بنّای مشهور دارابکلا و دائی آقا منوچهر و آقا ابراهیم از دوستان قدیمی دامنه) و مرحوم حجة الاسلام والمسلمین شیخ محمد صادقی نژاد اِرمی (که در حادثۀ سقوط هواپیما در بینالود خراسان مشهد به همراه فرزندش به رحمت خدا پیوست.) به عبارتی عموی مهربان و گرم نفَس و خوش سیرت و خوش طینت و گرامی مان. مرد مؤمنی که کار و تلاش و تکیه و مسجد و مذهب و ایمان و خدمت به مردم را باهم داشت. خوش اخلاق، بسیار شوخ طبع و دارای تکّه کلام های شادی آور. مدتی هم به نحو عالی، حمام مردانه ی محل را اداره می کرد و حسابی گرم و نرم و تَر و تازه و تمیز و منظّم و باانصاف و حساب شده نگه می داشت. برای شادی روح پرورش یافته و مذهبی و الهی اش فاتحه و صلوات. عکاس و ارسال: جناب یک دوست در 31 مرداد 1395. 

دوشنبه ۱ شهریور ۱۳٩٥ ، ٩:۱۳ ‎ق.ظ


برچسب‌ها: شهریور1395
نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
پست الکترونیکی :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد