X
تبلیغات
کالج کارآفرینی تیوان

مطالب تیر 1395 دامنه

1 مرداد 1395

 به ذوق    دامنه

پست 3038 : به نام خدا. کویریات 54 دامنه پنج بیت از غزل عاشقانه و شیدانه ی شمارۀ 780 دیوان شمس مولوی ست:

بر سر آتش تو سوختم و دود نکرد

آب بر آتش تو ریختم و سود نکرد

آزمودم دل خود را به هزاران شیوه

هیچ چیزش به جز از وصل تو خشنود نکرد

آنچ از عشق کشید این دل من که نکشید

و آنچ در آتش کرد این دل من عود نکرد

گفتم این بنده نه در عشق گرو کرد دلی

گفت دلبَر که بلی کرد ولی زود نکرد

آه دیدی که چه کردست مرا آن تقصیر

آنچ پَشه به دماغ و سر نمرود نکرد

پنجشنبه ۳۱ تیر ۱۳٩٥ ، ٩:٥٦ ‎ب.ظ

به قلم    دامنه

پست 3037 : به نام خدا. بیاییم پرهیز از تشریفات و دوری از مادّیات را از مهمترین مراکز دینی کشور آغاز کنیم و نظام و مردم را به روحانیت مانوس و معتقد و معتمد نگه داریم. امام خمینی رهبر کبیر انقلاب اسلامی  در 13 خرداد 1366 در نامه ای به فرزندش مرحوم حاج سید احمد خمینی در مورد حوزه های علمیه نوشته بودند: «هر چه پول و ساختمان زیاد گردد، درس و معنویت کم می شود... من با تشریفات مخالفم و برای حوزه علمیه مُضر می بینم.» (منبع: صحیفۀ نور، جلد بیستم، ص 277)

نمایی از صحن مدرسۀ فیضیه قم. 12 خرداد 1395. بزرگداشت ارتحال امام خمینی

بقیه ادامه

 

 

پنجشنبه ۳۱ تیر ۱۳٩٥ ، ٩:٥٥ ‎ب.ظ

به قلم    دامنه

پست 3036 : به نام خدا. با سه دهه زندگی مستمرّ در قم دریافتم که تیر داغ ترین ماه قم است و مرداد که می آید زهر دما کاسته می شود. خدا را شکر که از این داغی بالای 500 درجه عبور کردیم و فردا راهی مرداد می شویم. به زبان محلی هوای قم در تیرماه، عین درون سوچکه ی توتون و یا حلَب بومسر در خانه های دارابکلاست. این هم از این قم شناسی قسمت 33.

قم. بارگاه حرم حضرت معصومه (س) 18 اردیبهشت 1394

پنجشنبه ۳۱ تیر ۱۳٩٥ ، ۱۱:۱۱ ‎ق.ظ

پست 3035 : متن نقلی. «فرمانده کل سپاه پاسداران در باره دستگیری ‏مدیرعامل معزول بانک ملت گفت: فرد مذکور به ‏سبب حضور در پرونده اقتصادی بزرگ‌ تری که برخی ‏سیاسیون و افراد دیگر در آن حضور داشته‌اند، ‏دستگیر شده است. به گزارش تسنیم، سرلشکر ‏محمدعلی جعفری در حاشیه همایش فرماندهان و ‏مسوولان نیروی زمینی سپاه پاسداران در مجتمع ‏عقیدتی- سیاسی امام رضا(ع) در مشهد در جمع خبرنگاران ‏اظهار داشت: آماده هستیم که دشمن را در کف ‏خلیج‌ فارس دفن کینیم.

وی با اشاره به اهداف و عوامل ‏خارجی برای تضعیف سپاه پاسداران گفت: دشمن، ‏امریکایی‌ها و مخالفان داخلی به دنبال این هستند ‏تا ارزش‌های انقلاب اسلامی را استحاله کرده و ‏حرکت انقلاب را در کشور کند کنند، از این‌رو در ‏تلاشند سپاه را که پرچمدار حفظ و نگهداری انقلاب ‏اسلامی است را با فعالیت‌های خود تضعیف کنند. ‏فرمانده‌کل سپاه پاسداران با اشاره به آمادگی قابل ‏وصف نیروهای سپاه در سراسر کشور تاکید کرد: ‏آمادگی و روحیه تمامی کارکنان سپاه در کشور به‌ ‏گونه‌ای است که از اهداف خود دست نخواهند ‏کشید و همواره به توسعه و نشر انقلاب اسلامی ادامه ‏خواهند داد. سرلشکر جعفری افزود: امروزه با توجه ‏به شرایط منطقه و اتفاقات کشورهای همسایه مردم ‏باید بیشتر قدر این امنیت را بدانند و برای حفظ آن ‏در کنار نیروهای نظامی و اطلاعاتی تلاش کنند.

وی ‏در ادامه در پاسخ به پرسشی پیرامون دستگیری ‏مدیرعامل معزول بانک ملت گفت: یکی از پروژه‌ های ‏اطلاعاتی سپاه رصد و بررسی پرونده‌ های مرتبط با ‏مباحث امنیتی، بحث نفوذ و بحث فسادهای ‏اقتصادی است که دنبال می‌کند. این هم یکی از ‏پروژه‌ هایی است که وقتی به قوه قضاییه گزارش شد، ‏ما دنبال کردیم و پس از صدور حکم توسط دستگاه ‏قضایی، دستور دستگیری نیز صادر شد. فرمانده‌کل ‏سپاه پاسداران عنوان کرد: مردم تصور می‌کنند این ‏دستگیری در رابطه با دریافت حقوق‌های نجومی ‏بوده است؛ قطعا دریافت آن حقوق‌ها یکی از تخلفات ‏بوده است. اما فرد مذکور به‌ دلیل حضور در یک فساد ‏اقتصادی بزرگ‌ تر دستگیر شده است. وی در پاسخ ‏به  اینکه آیا دستگیری‌ ها ادامه دارد؟ اظهار داشت: در ‏این پرونده برخی سیاسیون و افراد دیگر نیز حضور داشته‌اند.» (منبع اینجا)

بازداشت علی رستگار مدیرعامل معزول بانک ملت توسط سازمان اطلاعات سپاه (منبع اینجا)
پنجشنبه ۳۱ تیر ۱۳٩٥ ، ۱۱:٠۸ ‎ق.ظ

پست 3034 : به نام خدا

دنباله ی عکس دیروز دامنه. جنگل دارابکلا. سال 1363. از راست: نقی طالبی دارابی. آقای رضایی همکار آسید. آن پشت روانشاد یوسف مزارمان. سیدعلی اکبر هاشمی دارابی. دامنه. جعفر رجبی دارابی. آن سه نفر نشسته هم محمدی و میری و ... از همکاران اداری سیدعلی اصغر شفیعی دارابی. عکاس: آسید

مشهد. 1382. روی پل باغی در طُرقبه. از چپ: رضوان. عادل. دامنه. خانواده ی دامنه. کیوان. مسعود. امیر. درازکشیده هم عاصم طالبی دارابی. آن مرد هم نوازنده است و رزق و روزی اش! در آن محیط تفریحی همین است. یعنی یک جمعی را می بیند و کمی می نوازد و پول می گیرد و می رود. عکاس: عارف

 

پنجشنبه ۳۱ تیر ۱۳٩٥ ، ۱۱:٠٧ ‎ق.ظ

از رهبر معظم انقلاب بشنویم

پست 3033 : به نام خدا. روزنامه اطلاعات: «حضرت آیت الله خامنه ای در دیدار جمعی از شاعران آیینی و مداحان اهل بیت (علیهم السلام) در حرم مطهر رضوی در تاریخ 24 تیرماه 1395 تاکید کردند: به اعتقاد بنده برترینِ‌ این نیازمندی‌‌ها، نیازهای‌ تبیینی‌ و بصیرت‌ افزایی‌ و تحکیم معارف انقلاب واسلام [است]؛‌ اینها در رأس همه‌‌ این نیازها است. ما ابزارش را هم بحمدلله داریم. یکی‌ از ابزارهایی‌ که ما داریم و دیگران در دنیا معمولاً ندارند، همین مدّاحی‌ است، همین روضه‌خوانی‌ است، همین منبر است، همین مجالس مردمی‌ است؛‌ این در دنیا معمول نیست.

در دنیا‌ این که حالا یک نفر را یک جایی‌ دعوت کنند برود منبر، هزار نفر، دوهزار نفر، پنج هزار نفر، بدون دعوت، با شوق دل خودشان آنجا حاضر بشوند، بنشینند یک ساعت به حرف او گوش بدهند، چنین چیزی‌ در دنیا نیست؛ معمولاً با زحمت، با پروپاگاند، (دامنه: یعنی تبلیغات) با جاذبه‌های‌ جنسی، با انواع‌ و اقسام جاذبه‌ها افراد را می‌ کشانند به مجالس.‌ این که حالا در اعلامیّه می‌نویسند که یک مدّاحی‌ _آقای‌ فلان‌کس_ فلان‌ جا می‌رود و مردم هجوم می‌‌آورند می‌روند می‌‌نشینند گوش می‌کنند،‌ این را ما داریم، دیگران ندارند؛‌ این نعمت است،‌ این را قدر  بدانیم، از این فرصت استفاده کنیم. شعر هم همین‌ جور است.»

مشهد. 24 تیر 1395. دیدار جمعی از شاعران آیینی و ذاکرین اهل بیت (ع) در حرم امام رضا علیه السّلام با رهبر معظم انقلاب

پنجشنبه ۳۱ تیر ۱۳٩٥ ، ۱۱:٠٦ ‎ق.ظ

پست 3032 : به نام خدا. اندیشه های شهید آیة الله مرتضی مطهری

ترسیم کانون دل و کانون عقل

پنجشنبه ۳۱ تیر ۱۳٩٥ ، ۱۱:٠٥ ‎ق.ظ

به قلم جناب یک دوست

پست 3031 : «سلامم به دامنه و حاج آقا سید محمد شفیعی مازندرانی از بابت درخواست  اینجانب در باب سه زن به جهنم نمی روند که با حدیثی از پیامبر خاتم (ص) و با غزلی رسا و شیوا اجابت گردید، متشکرم از دامنه و حاج آقا سید محمد شفیعی مازندرانی بابت هر دو پست درخواستی ام توسط حاج آقا، واقع در (پست 3028 اینجا) و (پست 3023 اینجا»

پاسخ دامنه : به نام خدا. سلام جناب یک دوست. ممنونم از شما چون با خواستت سبب شدید  استاد این چکامه را قلمی کنند به این رسایی.

چهارشنبه ۳٠ تیر ۱۳٩٥ ، ۱٠:٤٠ ‎ب.ظ

به قلم    دامنه

پست 3030 : به نام خدا. ایران همیشه در برابر دشمنان خارجی غیور بود و بی واهمه. باید در برابر عربده کشی های آمریکای جنایتکار و چپاولگر و برخی از عرب های عیّاش ضد ایران و شیعه کُشان پست تر از صهیونیست ها، مقاومت کنیم و ذلّت ناپذیر باشیم؛ مثل همآره ی تاریخ این سرزمین بزرگ و آزاد و آباد.

یادم است که در یک کتابی از قول رئیسعلی دلواری سردار دلیران تنگستان ایران خوانده بودم که می گفت: «ما نمی جنگیم برای آن که چیزی به دست آوریم، می جنگیم تا چیزی ار دست ندهیم.»

درود بر روح غیور رئیسعلی دلواری که مقابل انگلیس مقاوم بود و ذلّت ناپذیر

چهارشنبه ۳٠ تیر ۱۳٩٥ ، ۱٠:۳٩ ‎ب.ظ

به قلم حجة الاسلام      شفیعی مازندرانی 147

پست 3028 : با سلام : جناب آقا ابراهیم .....دعای شما مستجاب شد  و غزل ناقابل تقدیم  می  شود   سلام بنده  را به آن دوست عزیز ابلاغ  بفرمائید. زنانی که به جهنم   راهی ندارند :   قال رسول الله ( ص ) : ثلاثه لا تمسهم النار المرئه  المطیعه لزوجها  والمرئه الصابره علی غیره زوجها  والبار لوالدیها (کنز العمال ج 15 ص 42 ح 43347 ) سه زن  را آتش دوزخ  ، نمی بیند : زنی که  در برابر خواسته  های مشروع شوهرش فرمان پذیر است و  زنی که نسبت  به غیرت ورزی  شوهرش ، تسلیم است و زنی که در  حق والدین شوهرش نیکوکار  است:

چنین فرمود :  آن ختم رسولان

محمد ( ص ) ،   خاتم مینار دوران

سه زن را ره به سو ی  نار  نبود

به جز جنّت نبینم جای آنان

یکی آن  زن ،  بجان فرمان پذیر است

هوای شوی خود،  دارد به هر  آن

دگر آن کو  که می بارد ،  اطاعت

به غیرت ورزی شوهر، فراوان

و سوم ، آن زنی ، در زندگانی

بسی دل مهربان و عشق بازان

به باب و مادر  و اقوام  شوهر

نکوکار است و لبخندان و تابان

شفیعی،  مرد آ نان ، این چنین باد

که یکسر  مهربانی نیست آسان

پاسخ دامنه : به نام خدا. سلام علیکم استاد بزرگوار جناب شفیعی مازندرانی. از شما صمیمانه  ممنونم که به درخواست آن دامنه خوان محترم که در شب سخنرانی تان در مراسم سوم مرحوم سیدمحمد شفیعی دارابی، حضور داشت و بسیار بر وی مهم آمده بود مباحث تان. از این رو از من خواسته بود تا شما را در جریان این بحث تان بگذارم و شما هم متن و غزلی پُرمضمون دینی و اخلاقی ارائه کردید. خدا به شما سلامتی و طول عمر و برکات دهاد.

چهارشنبه ۳٠ تیر ۱۳٩٥ ، ۱٠:۳٦ ‎ب.ظ

به قلم حاج حسین    رمضانی دارابی 15

پست 3027 : «سلام. در مورد پست 3026 اینجا، ما انسانیت را در پول و مقام و بزرگ اندیشی می بینیم اگر اون پزشک فرزند خود را اینچنین میدید بر او چه می گذشت  فرزندامان به امید فردای بهتر چشم دوخته اند ولی نا خدا گاه  زندگی خودرا به پزشگانی  میسپارند که زندگی را به آنها بیامزد پز شکان چون که عضوی از این جامعه پر درآمد ها  هستند  چرا که پزشکی از خود بر جان بیمار مایعی نخواهد گذاشت از بی پولی  در آن روزها عکس این دلبند  نونهال در صفحه های مجازی  ورق می خورد  آه و ناله از دل هر  انسانی وبیماری اشک جاری میشد  زندگی خود را سیاه  میدید از بی محبتی برخی پزشکان و ..»

چهارشنبه ۳٠ تیر ۱۳٩٥ ، ۱٠:۳٥ ‎ب.ظ

به قلم    دامنه

پست 3026 : به نام خدا. در سلسله نوشته های دردهای جامعه به قلم دامنه، اینک به کسانی که به این نظام اسلامیِ برآمده از خون شهیدان و درد و رنج محرومان و سال ها مبارزه ی مبارزان، از طریق دزدی و فساد بیت المال و چپاول پول و امتیازات و سهام، خیانت و جفا می  کنند و ضربه های دردناک می زنند، می گویم خیلی خیلی از اوصاف انسانی و اسلامی دور افتاده اید.

می دانم خبرهای فقر و تبعیض و ستم که در زیر یک نمونه از هزاران نمونه آن را منعکس کرده ام، هیچ بر شما گران نمی آید! اما از برخی آدم های چپ و راست تان می پرسم چرا ریاکارانه و فریبکارانه پیراهن بی یقه می پوشید که بگویید اهل آداب دینی و بومی هستید و از اَلبسه ی غربی پرهیز می کنید. این شیوه ی ظاهرگرانه ی تان ننگ است نه ادب. باز هم در این راه خواهم نوشت.

«در روز 15 آذر 1394 خبری در جامعه ایران از زبان وزیر بهداشت منتشر شد که اذهان عمومی را به‌شدت رنجاند، خبر این بود که کادر پزشکی در خمینی‌ شهر اصفهان به‌ دلیل ناتوانی مالی خانواده‌ ای برای پرداخت مبلغی حدود 100 تا 150 هزار تومان، بخیه صورت یک کودک را که زده بودند، کشیدند.» !!!

چهارشنبه ۳٠ تیر ۱۳٩٥ ، ۱۱:۱٩ ‎ق.ظ

پست 3025 : به نام خدا

جنگل دارابکلا. سال 1363. از راست: سیدرسول هاشمی دارابی. دامنه. آن سه نفر هم همکاران اداری سیدعلی اصغر شفیعی دارابی. عکاس: آسید

دامنه. تهران. بزرگراه شهید عباس دوران. 1393. عکاس: عاصم

چهارشنبه ۳٠ تیر ۱۳٩٥ ، ۱۱:٠٩ ‎ق.ظ

پست 3024 : متن نقلی. «همبستگی دین و سیاست به معنی وابستگی دین به سیاست نیست، بلکه به معنی وابستگی سیاست به دین است.» (منبع: استاد مطهری، نهضت‌های اسلامی در صد ساله اخیر، ص 26)

شهید آیة الله مرتضی مطهری

چهارشنبه ۳٠ تیر ۱۳٩٥ ، ۱۱:٠٧ ‎ق.ظ

به قلم حجة الاسلام      شفیعی مازندرانی 146

پست 3023 : با سلام  : جناب آقا ابراهیم ...در پاسخ  به پیشنهاد  خوب آن دوست عزیز .....  اشعار  قبلی  گم شد چند بیت  ناقابل که   اینک نوشته  ام را تقدیم  می دارم مادر:  

مادر یکی صهبای  دل بیدار عشق است

در زندگی ، شهنامه  ی  صبار  عشق است

آن را که مادر  نیست برگی  ، بی بهار است

بر بی بهاران ، کی ، گل دیدار عشق است

از بس که  محبوب است مادر  ، بهر جان ها

ام ابیها   گویه  ی  مضمار عشق است

من زنده ام  با مهر آن  چهر دل آرا

تا زنده ام  ،  در جانم آن دلدار عشق است

آری : رضای عرش ، خیزد از رضایش

مادر ، بهاور مجمر  و انوار  عشق است

فرزند ، بیش آور ، که آن بیش  آفرینت

یکسر هوادار تو وسالار عشق است

هر دم ، شفیعی ، والدین  خویش  ، بنواز

جنت ترا زین مایه  و مینار عشق است

29 / 4 / 1395 /سید محمد شفیعی مازندرانی

پاسخ دامنه : به نام خدا. سلام من هم به شما جناب حجة الاسلام والمسلمین شفیعی  مازندرانی که به خواسـتۀ آن دامنه خوان گرامی جواب محبت آمیز دادید و این غزل را در توصیف مقام والای مادر سرودید. ضمن خرسندی و افتخار و سپاس از این اهتمام دینی و اخلاقی تان، به روح والدین معزّزتان درود می فرستم.
چهارشنبه ۳٠ تیر ۱۳٩٥ ، ۱۱:٠٦ ‎ق.ظ

پست 3022 : به نام خدا. اندیشه های شهید آیة الله مرتضی مطهری

تذکر آفت های تشکیلات روحانیت

چهارشنبه ۳٠ تیر ۱۳٩٥ ، ۱۱:٠٥ ‎ق.ظ

پست 3021 : به نام خدا

دو معنی مهم ظلم یکی بیداد و دیگری تاریکی ست

سه‌شنبه ٢٩ تیر ۱۳٩٥ ، ٧:٥٩ ‎ب.ظ

پست 3020 : به نام خدا

قرآن کتاب زندگی معنوی و متعالی ست

سه‌شنبه ٢٩ تیر ۱۳٩٥ ، ٧:٥٧ ‎ب.ظ

پست 3019 : به نام خدا

انتظار، امید است

سه‌شنبه ٢٩ تیر ۱۳٩٥ ، ٧:٥٦ ‎ب.ظ

پست 3018 : به نام خدا.

اَبنای روزگار به صحرا روند و باغ

صحرا و باغِ زنده دلان کوی دلبَر است

(غزل 63 سعدی)

سنجاب هم گویی در کوی دلبَر است

سه‌شنبه ٢٩ تیر ۱۳٩٥ ، ٧:٥٥ ‎ب.ظ

پست 3017 : به نام خدا. آلبوم عکس دامنه. قسمت 48 : اینجا

آقا رضوان وعاصم. 9 اسفند 1393 قم. منزل. روز عروسی عارف طالبی دارابی بقیه: اینجا

سه‌شنبه ٢٩ تیر ۱۳٩٥ ، ۱۱:٢٥ ‎ق.ظ

به قلم  دامنه

پست 3016 : به نام خدا. آخ دلم خیلی رفت برای این گایجه خوارش و لاقالی سیوه سوخته و نون کنجدی و لقمه های پی در پی و قورت و دوغ و دلستر و بعد پشت سرِ هم تقک و سکسکه و نوشابه!

در دارابکلا خانه ای به گمانم نیست که این غذای ساده ی خوشمزّه ی سیرکننده در سر سُفره ی نیم پهنِ صبحانه. یا ناهار روزانه و یا شام شبانه، پخته و خورانده! و خارت داده نشود. خصوصا" وقتی زنان خانه آن روز، وقتشان ضیق شود و هی همطی صرف پِک پِک با همسایه و فامیل و خویشان شود! و یا از صحرا یک سبد خوردکال گایجه مِفت برسد!

این عکس خورشت گوجه را مهندس محمد عبدی سنه کوهی به دامنه هدیه کرد

سه‌شنبه ٢٩ تیر ۱۳٩٥ ، ۱٠:٢٢ ‎ق.ظ

به قلم حجة الاسلام    محمدجواد غلامی 35

پست 3015 : «هنر و زیبایی ۱۸. به نام خالق بی همتا، هنگامی که ما یک منظره زیبا را نگاه  می کنیم لذت می بریم و یا پاره ای از اوقات، همین زیبایی را به وسیله کلام به ما عرضه می کنند، باز هم لذت می بریم. اما این دو با هم فرق دارند. برخی تا زمانی که زیبایی را به چشم خود نبینند، درک نمی کند، اما برخی دیگر می توانند مجردتر فکر کنند و زیبایی را به واسطه کلام دریافت کنند.

گاهی زیبای در «کلام» نمی گنجد، بلکه در «مناسبات اجتماعی» مشاهده می شود؛ مثلا مادری را در خیابان می بینیم که خود را به خطر می اندازد تا جان بچه خود را نجات دهد. این، یک رابطه و نسبت انسانی است که در نظر ما زیباست.

از مجموع این موارد حقیقت بزرگی حاصل می شود که قسمت بسیار کم آن در اختیار ما است؛ «حقیقتی» که «زیبا»ست. این حقیقت، همان است که دین به شکل دیگری آن را برای ما تبیین می کند؛ فلسفه نیز به صورت دیگری از آن حرف می زند، علم هم به گونه ای دیگر از آن سخن به میان می آورد. به طور خلاصه حقیقتی وجود دارد که بشر به دنبال کشف و معرفت آن است؛ هنر، دین، فلسفه و علم هر کدام با روش و اسلوب خود تلاش می کنند جلوه گر آن حقیقت باشند و گوشه ای از آن را بر آینه ضمیر ما بتابانند.

بی تردید، هنر حرکتی در سرشت انسان است که می خواهد او را به طراز بالایی از زیبایی برساند، لذا انسان، بدون هنر نمی تواند انسان باشد، کما اینکه انسان بدون هنر نیز، انسان نیست!»

طبیعت و سازه ی سنتی زیبای دامنه ی دریای خزر در شمال ایران

سه‌شنبه ٢٩ تیر ۱۳٩٥ ، ۱٠:۱٩ ‎ق.ظ

به قلم    دامنه

پست 3014 : به نام خدا. شخصی نزد مرحوم آیة الله العظمی اراکی رسید و گفت: مرا نصیحتی  کن. فرمود: چه کاره ای؟ گفت: نجّار. فرمود: آیا تا به حال برای دلت هم در و پنجره ای ساخته ای؟ که غیر خدا وارد آن نشود! (منبع: سلسله درس های تفسیر قرآن در حرم حضرت معصومه (س) در قم)

مرحوم شیخ الفقهاء آیة الله العظمی محمدعلی اراکی. (زندگینامه اش در این منبع: اینجا)

سه‌شنبه ٢٩ تیر ۱۳٩٥ ، ۱٠:۱٧ ‎ق.ظ

به قلم حجة الاسلام    مالک رجبی دارابی 115

پست 3013 : «بسم الله الرحمن الرحیم سلام مسافرت زیارتی، سیاحتی و همیشگی  آخرت ابتدا گذر نامه زیر را تکمیل کنید

نام: انسان
نام خانوادگی : آدمیزاد
نام پدر : آدم 
نام  مادر : حوّا
لقب : اشرف مخلو قات
نژاد : خاکی
صادره : از دنیا
ساکن : کهکشان راه شیری ، منظومه شمسی ، زمین
مقصد : برزخ
ساعت پرواز : هر وقت خدا صلاح بداند
مکان : بهشت اگر هم نشد جهنم

وسایل مورد نیاز :

۱ ـ دو متر پارچه
۲ ـ نماز اول وقت
۳ ـ عمل نیک
۴ ـ ولایت ائمه اطهار
۵ ـ انجام واجبات و ترک محرمات
۶ ـ امر به معروف و نهی از منکر
۷ ـ اعمال صالح ، تقوا، ایمان
۸ ـ دعای والدین و مومنین

توجه :

۱ ـ خواهشمند است جهت رفاه حال خود ، خمس و زکات را قبل از پرواز پرداخت کنید .
۲ ـ از آوردن ثروت .، مقام، . ماشین حتی داخل فرود گاه خود داری کنید .
۳ ـ حتماً قبل از حرکت به بستگان خود توضیح دهید تا از آوردن دسته گلهای سنگین ، سنگ قبر گران و تجمُّلاتی ونیز مراسم پر خرج خود داری نمائید .
۴ ـ جهت یادگاری قبل از پرواز اموال خود را بین فرزندان مشخص نمایید .
۵ ـ از آوردن بار اضافی از قبیل حق النّاس ، غیبت، تهمت و غیره خوداری نمائید ۰

جهت کسب اطلاعات بیشتر به قرآن و احادیث وسنت پیامبر صلی الله علیه وآله و ائمه اطهار علیه السلام مراجعه کنید . تماس و مشاوره بصورت شبانه روزی ، رایگان ،مستقیم و بدون وقت قبلی می باشد .

خراسان شمالی بجنورد طرح جوانان و نوجوانان ۲۹ /۴ /١٣٩۵ برابر با ۱۴ شوال ۱۴۳۷ ه ق ارادتمند مالک رجبی دارابی»

پاسخ دامنهبه نام خدا. سلام من هم به شما جناب حجة الاسلام آقاشیخ مالک. بجنورد را خیلی دوست دارم. چون وقتی در مسافرت های زیارتی امام رضای رئوف (ع) به مشهد، آن شهر تاریخی و دیدنی می رسم، هم استراحت می کنم و در پارک باباامان دم می زنم. و هم به رستوران ها و بازار قشنگش سر می زنم و هم حسّ می کنم سه ساعت دیگر به حرم آقا امام رضا (ع) می رسم.

از تلاش های علمی و عالمانه ات خیلی مشعوفم آشیخ پرتلاش. و از این که در دورترین نقاط و بلاد، دامنه را از مطالعه ات و دامنه نویسی را از قلمت، دور نمی داری شادمانم. باباامان هم برو حتما" جناب شیخ مالک.

سه‌شنبه ٢٩ تیر ۱۳٩٥ ، ۱٠:۱٦ ‎ق.ظ

پست 3012 : به نام خدا. اندیشه های شهید آیة الله مرتضی مطهری

تاکید بر قُبح اَلقاب و عناوین و تظاهر و تکلّفات و اَتلاف اوقات

سه‌شنبه ٢٩ تیر ۱۳٩٥ ، ۱٠:۱٥ ‎ق.ظ

پست 3011 : به نام خدا. تعجب نکنید! بلدرچین زنده را مقابل مار قرار می‌دهند که مار آن را زنده  زنده ببلعد تا تماشاگران با تهیه ی بلیت از دیدن آن لذت ببرند!

بلعیدن زنده زنده ی بلدرچین توسط مار با حضور تماشاگران در یکی از بوستان های نمایش خزندگان نهران !!!

دوشنبه ٢۸ تیر ۱۳٩٥ ، ٧:۳٠ ‎ب.ظ

به قلم دامنه

پست 3010 : به نام خدا. امروز دلم پَرکشیده است که یادی از جدّه ی آدمیان حضرت حوّا _سلام  الله علیها_ بکنم و درودی بی کران نثارش نمایم و از دور زیارتش کنم. این مادر صبور و مهربان بشریّت، در جدّه حجاز (عربستان سعودی) دفن است و به همین خاطر این شهر را جدّه می  گویند.

و البته روایت است که آدم و حوّا _سلام الله علیهما_ توسط حضرت نوح (ع) به نجف آورده شدند و الآن در بارگاه ملکوتی امام علی (ع) دفن هستند. (منبع : تاریخ انبیا، حسین اعتمادزاده. چاپ 42، ص 106)

سلام می کنم به حضرت آدم و حوّا سلام الله علیهما

دوشنبه ٢۸ تیر ۱۳٩٥ ، ٧:٢۸ ‎ب.ظ

انتخاب    دامنه

پست 3009 : به نام خدا. لیف روح 143 چهار کلمه بیش نیست و آن هم ار مرحوم سهراب  سپهری که عرفان را خیلی عملی هجی کرد و از میان مان رفت: 

«مختصر هوشی و سرِ سوزن ذوقی»

روح مرحوم سهراب سپهری شاد

دوشنبه ٢۸ تیر ۱۳٩٥ ، ٧:٢٧ ‎ب.ظ

به قلم حجة الاسلام     شفیعی مازندرانی 145

پست 3008 : «شهید حرم :   آیه الله العظمی کاشف الغطائ در کتاب  گرانسنگ کشف الغطائ   باب الجهاد می نویسد : حدیث  الصلاه عمود الدین   می گوید : نماز برپا  دارنده  ی خیمه  ی  دین است ولی باید  دید که  خود آن خیمه  را در کجا می بافند  ؟؟  وچه کسانی به حراست و نگهبانی  از آن می پردازند ؟؟   بدیهی است  این خیمه را  در جبهه و جهاد می بافند  و به نگهداری آن می پردازند گرچه  جهاد  شکل های مختلفی دارد جهاد علمی و  جهاد رزمی

شهید حرم افضل از هر شهید

دو چشم فلک همچو آنان  ندید

غریب اند همچون امام رئوف

به غربت به سوی   خدا پر کشید

حریم حرم ،  زنده با خون شان

همی ملک ایران فرخنده، دید

فدای وطن ، نیز  ناموس و دین

هم اینان  که شیدای عرش مجید

همینان شفیع اند ما را به حشر

تجلای آفاق عشق و امید

به شهنامه ی زندگی، زین نسَق

حماسه  بسی می توان آفرید

پس ای عاشق منتظر ، جهد کن

رضای امام زمان ( عج ) را پدید

ره روسپیدی ، است  راه جهاد

شفیعی ، از این ره توان بر پرید

28/4/95
دوشنبه ٢۸ تیر ۱۳٩٥ ، ٧:٢٦ ‎ب.ظ

پست 3007 : به نام خدا. اندیشه های شهید آیة الله مرتضی مطهری

ترسیم اوج عظمت حضرت محمد و عترت (صلوات الله)

دوشنبه ٢۸ تیر ۱۳٩٥ ، ٧:٢٥ ‎ب.ظ

پست 3006 : به نام خدا. متن نقلی. از کتاب «هزار و یک نکته» اثر آیة الله حسن حسن زاده آملی. ضمن دعا برای سلامتی این عالم عظیم الشّان جهان اسلام، ارائه می شود: 

فلسفه حرف می آورد و عرفان سکوت.

آن عقل را بال و پر می دهد و این عقل را بال و پر می کند.

آن نور است و این نار.

آن درسی بود و این در سینه.

از آن دلشاد شوی و از این دلدار.

از آن خداجو شوی و از این خداخو.

آن به خدا کشاند و این به خدا رساند.

آن راه است و این مقصد.

آن شجَر است و این ثمَر.

آن فخر است و این فقر.

آن کجا و این کجا.

چون چشم تو دل می‌ برد از گوشه نشینان   دنبال تو بودن گُنه از جانب ما نیست

یکشنبه ٢٧ تیر ۱۳٩٥ ، ۸:۳٦ ‎ب.ظ

به قلم سید ابراهیم    موسوی دارابی 8

پست 3005 : «سلام جناب دامنه (آقای طالبی). جناب دامنه و خوانندگان و نویسندگان محترم ، با خواندن پست 2995 اینجا کودتا در ترکیه،  از شما سوالی داشتم : اینکه انسان ها برای چه می جنگند؟ برای چه علیه هم اینگونه شورش می کنند؟ برای چه: جنگ ، ستیز ، نبرد ، کودتا ، شورش ، اختلاف افکنی، ناامنی ،مبارزه علیه ملل، مکتب ها و آیین ها و ... برای چه: زور و زورگویی ، فساد اخلاقی و سیاسی و اقتصادی ، تجاوز ، دزدی ، اختلاس و ...

آیا انسان ها هنوز بر این باور و اعتقاد و ایمان نرسیده اند که زندگی آنقدر کوتاه و زودگذر است که وقت و زمان جنگ و دعوا نیست . آیا هدف از خلقت انسان ها این است تا به دنیا بیایند و بجنگند برای  اهداف شان!!! وقتی تمام فکر و ذهن مان را برای این کارها معطوف می کنیم  آیا مرگ این اجازه را به ما خواهد داد تا بتوانیم برای سالیانی مطمئن باشیم که زنده می مانیم تا به آن سوال پس از مرگ که در دنیا و زمین و از عمری که به شما داده شد چه کردید  پاسخ مناسب بدهیم؟

می خواستم بگویم زندگی فرصت زیادی به ما نخواهد داد تا بتوانیم به تمام کارهای مان تمام و کمال برسیم. پس زمان و وقت مان را هزینه ی کارهای با ارزش تری کنیم تا چه در این دنیا و چه در آخرت دست پر باشیم.

در خاطرات نیل آرمسترانگ (اولین فضانوردی که پا به کره ماه گذارد) نوشته شده : من آدم حساسی نیستم. وقتی خانه‌ ی والدینم را ترک کردم گریه نکردم... وقتی گربه‌ ام مرد گریه نکردم... وقتی در ناسا کار پیدا کردم گریه نکردم... و حتی وقتی روی ماه پا گذاشتم گریه نکردم... اما وقتی از روی ماه به زمین نگاه کردم، بغضم گرفت... با تردید با پرچمی که بنا بود روی ماه نصب کنم بازی می‌کردم... از ان فاصله رنگ و نژاد و ملیتی نبود... ما بودیم و یک خانه ‌ی گرد آبی... با خود گفتم انسانها برای چه میجنگند؟!! شصت دستم را به سمت زمین گرفتم و تمام دارایی ام و کره زمین با آن عظمت پشت شصتم پنهان شد و من اشک ریختم و گفتم : ای کاش همه بدانند که دنیا ارزشی نداره... قدر خودتون و لحظاتتون رو بدونید. تا دیداری دیگر»

پاسخ دامنه : به نام خدا. سلام جناب آقا سیدابراهیم موسوی دارابی. ابتدا بگویم خاطره ی  بسیار پندآموزی را پیوست متن خود کرده ای. ارزش چند بار خواندن را دارد. سه سال پیش در اردویی در لواسان تهران بودم، فیلمی را برای مان نمایش دادند که نشان می داد زمین در برابر کهکشان در حد یک نقطه است. ولی بشر برای همین یک نقطه چه ها که نمی کند.

دوم بگویم جواب شما را اگر دامنه خوانان دادند حتما" به شما ارائه می کنم.

سوم باید پاسخ کوتاه خودم را بگویم که فرشتگان پیش از شما جناب موسوی از خدا پرسیده بودند و خدا فرمود:من چیزى مى ‏دانم که شما نمى‏ دانید:

وَ إِذْ قالَ رَبُّکَ لِلْمَلائِکَهِ إِنّی جاعِلٌ فِی اْلأَرْضِ خَلیفَهً قالُوا أَ تَجْعَلُ فیها مَنْ یُفْسِدُ فیها وَ یَسْفِکُ الدِّماءَ وَ نَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِکَ وَ نُقَدِّسُ لَکَ قالَ إِنّی أَعْلَمُ ما لا تَعْلَمُونَ» 

و چون پروردگار تو به فرشتگان گفت من در زمین جانشینى خواهم گماشت (فرشتگان) گفتند آیا در آن کسى را مى‏ گمارى که در آن فساد انگیزد و خون ها بریزد و حال آنکه ما با ستایش تو (تو را) تنزیه مى‏ کنیم و به تقدیست مى ‏پردازیم فرمود من چیزى مى ‏دانم که شما نمى‏ دانید.

یکشنبه ٢٧ تیر ۱۳٩٥ ، ۸:۳٥ ‎ب.ظ

به قلم    دامنه

پست 3004 : به نام خدا. چای تازه دم بخور. قند نخور، خرما بمَک. اما ولی زیرا، پِک پِک اصلا"  نکن. چون که مُخ را می خوره مثل خوره این پکّه پکّه و قارته قارته!!

چای سنه کوه. ارسالی مهندس محمد عبدی به دامنه

یکشنبه ٢٧ تیر ۱۳٩٥ ، ۱۱:٢۸ ‎ق.ظ

به قلم حجة الاسلام    شفیعی مازندرانی 144

پست 3003 : «حق شناسی نسبت به پدر و مادر : اعجاز احسان به والدین :  و قضی ربک ان لا تعبدو ا الا ایاه و باالوالدین احسانا ( اسرائ -288/ )

به دیروزت ، نگر ای  نیک اختر

چه ها بگذشت بر تو اندرین در

از آن روزی که از مادر دمیدی

در آغوش پدر ، جانا  چمیدی

هزاران گونه زحمت ها و غم ها

برای مام و بابا شد مهیا

که تا فصل طفولیت سپر شد

ترا روزجوانی ،جلوه گر شد

به نخلت آنقدر  شد آبیاری

که تا بارید ،  بر جانت بهاری

به پایت نخل مادر شد خمیده

پدر از پا فتاد ،  ای نور دیده

کجا امروز  تو می شد بهاور

نبودی گر ترا این جام و ساغر

چسان ،  گل های ناب قدر دانی

نثار شان کنی در زندگانی؟

مبادا آن دو،  در امروز ، بی یار

به دست غربت و  غم ها گرفتار

تو در سوئی و آنان سوی دیگر

مبادا بی وفائی  از تو ظاهر

دعایشان ترا روز آفرین است

همی نفرین شان سوز آفرین است

زخشم این دو خشم عرش خیزد

ترا جانانه  بال و پر بریزد

نظر بر  چهر شان بهرت عبادت (1)

نویسد آسمان فضل و رحمت

به راز طول عمر خضر،  بنگر

بسی بد،  عشق باز این دو اختر (2)

به ظل عرش ایزد می نشینی

چو خود را همچو  عبد  این دو   ببینی (3)

شفیعی،    خادم  این هر دو  باید

که کوتاهی،   در این درگه ،   نشاید  

---------
1 / النظر فی ثلاثه اشیائ عباده : النظر الی وجه الوالدین وفی المصحف وفی البحر( وساول الشیعه ج 17 / ص 230 )
2 / در کتاب تاریج دمشق  ابن عساکر(  ج 22 ص 285 )  آمده است ،: خضر نبی از فرزندان حضرت آدم است که غسل  و کفن و  دفن  او را بر عهده داشت  او بخاطر  احترام ویژه ای که برای والدین  خود قائل بود ، بر اثر دعای خاص  آنان صاحب طول عمر آنچنانی شد
3 / موسای کلیم  کسی را در عرش الهی  در مناجات  دید،  راز آن را از خدا مسئلت  نمود ندا رسید که :  انه کان بارا بولدیه  ولم یمش بالنمیمه (  بحار الانوار ج 71 ص 85 ) (سید محمد شفیعی مازند رانی -27 / 4 / 1395 / )»
یکشنبه ٢٧ تیر ۱۳٩٥ ، ۱۱:٢٧ ‎ق.ظ

به قلم    دامنه

پست 3002 : به نام خدا. در سلسله پست های معرفی روحانیت دارابکلا، امروز به یکی از سرشناس ترین روحانیون دارابکلا می پردازم، مرحوم حجة الاسلام والمسلمین حاج شیخ احمد آفاقی دارابی.

ایشان _پسر عموی مرحوم مادرم مُلّا زهرا آفاقی دارابی_ مؤسّس و امام جماعت مسجد امام حسن مجتبی (ع) پایین محله ی دارابکلا بودند. بزرگ زاده اند، فرزند مرحوم شیخ اسماعیل. که چندی پیش شجره ی کامل این خاندان و مادرم را در پست 2805 اینجا و در پست 5 شهروند دارابکلا اینجا، آورده ام. بگذرم.

اتاق وزیری انتهایی بیت مرحوم حجة الاسلام والمسلمین حاج شیخ احمد آفاقی دارابی، سال های سال محل جلسات انقلابیون دارابکلا بودند. خود ایشان در سال های اولیه انقلاب تا مدت ها ریاست شورای دارابکلا را بر عهده داشتند. آن اتاق، محل دیدارهای ایشان با مردم و محل مطالعه ی وی بوده است.

شاید هیچ خانه ای در دارابکلا نباشد که آن مرحوم در آن یک منبری برای نذری و یا ختم اموات و یا مناسبت های مذهبی، نرفته باشند. یک روحانی خدوم، مردمی و بافضل و دانش و دارای فضیلت های اخلاقی بودند.

از سنگفرش های خیابان های دارابکلا گرفته تا رفع مشکلات روزمرّه ی مردم را بدقّت نظارت می کردند و خود، پیشگام کارها می شدند. هم کار می کردند و هم تهذیب داشتند و هم عالمی باسواد، باورع و توانا در خطابه و روضه خوانی و خاکی و متواضع و تاثیرگذار اجتماعی و دینی بودند.

ما به همراه پدر و خانواده و مادرمان بارها و بارها به دیدارش رفته ایم و ایشان نیز طبق سفارش اکید مرحوم پدرشان، همیشه به مادرم احترام بسیار ویژه ای می نمودند و به منزل مان صله ی ارحام می نمودند. هر گاه به منزل ایشان می رفتیم سرشار از خاطرات و نکته ها و حکمت های مهم می شدیم و برای مان نقل ها و سخن های صمیمانه می نمودند و حتی فکاهی های باحکمت و پرنشاط می گفتند.

آرام، باوقار، بامحبت، دقیق، و بسیار به امور شرعی حساس بودند. فرزندانی پرشمار و شایسته تقدیم جامعه کردند که همگی برای ما بسیار دوست داشتنی و نجیب اند. یکی از آنان را طلبه ی علوم دینی نمودند یعنی جناب حجة الاسلام والمسلمین شیخ جواد آفاقی دارابی ار زوحانیون فاضل و متقی دارابکلا. که من در پست 2774 اینجا در 1 تیر 13955 ایشان را معرفی  کردم.

این روحانی بزرگ و خدوم دارابکلا آنچنان برای دارابکلایی ها و حتی منطقه، سرشناس مشهور بودند که من احساس بی نیازی می کنم بیشتر از این در بارۀ ایشان بنویسم. بر روح وی درودی بیکران می فرستم و بر همسر مکرّمه ایشان سلام دایمی دارم و بر وجود فرزندان و نوادگان و اقوام شان افتخار می کنم.

 مرحومان حُجج اسلام حاج شیخ احمد آفاقی دارابی و حاج سید باقر سجادی. بقیه عکس ها در اینجا

یکشنبه ٢٧ تیر ۱۳٩٥ ، ۱۱:٢٦ ‎ق.ظ

پست 3001 : به نام خدا. اندیشه های شهید آیة الله مرتضی مطهری 

تفسیر مفهوم تجدید دین در زمان ظهور امام زمان (عجّ)

یکشنبه ٢٧ تیر ۱۳٩٥ ، ۱۱:٢٥ ‎ق.ظ

پست 3000 : به نام خدا. در سه هزارمین پست دامنه، چندان حرفی نمی زنم. یک سخن شیرین شعری از مولوی هدیه می کنم. یک عکس خاطره ی دیدار بیت امام خمینی رهبر کبیر انقلاب اسلامی در جماران و تجدید نام آن امام را ارائه می کنم. و نیز یک التماس دعا از دامنه خوانان شریف را مطرح می نمایم. همین و خدا نگه دار.

حرف و صوت و گفت را برهم زنم

تا که بی این هر سه با تو دَم زنم

(مثنوی، دفتر اول، بیت 1730)

سه فرزندم از چپ: عارف، عاصم، عادل و خانواده ی دامنه. تهران. جماران. بیت امام خمینی رهبر کبیر انقلاب اسلامی. 1383. عکاس: دامنه

قم. تیر 1395. عکاس: پسرم مهندس عادل طالبی دارابی

شنبه ٢٦ تیر ۱۳٩٥ ، ٩:٢۸ ‎ب.ظ

پست 2999 : به نام خدا. اصل پنجاه و پنجم: «دیوان محاسبات به کلیه حساب های وزارتخانه‌ها،  مؤسسات‌، شرکت های دولتی و سایر دستگاه هایی که به نحوی از انحاء از بودجه کل کشور استفاده می‌کنند به ترتیبی که قانون مقرر می‌دارد رسیدگی یا حسابرسی می‌نماید که هیچ هزینه‌ ای ازاعتبارات مصوب تجاوز نکرده و هر وجهی در محل خود به مصرف‌ رسیده باشد. دیوان محاسبات‌، حساب ها و اسناد و مدارک مربوطه را برابر قانون جمع‌ آوری و گزارش تفریغ بودجه هر سال را به انضمام‌ نظرات خود به مجلس شورای اسلامی تسلیم می‌نماید. این گزارش ‌باید در دسترس عموم گذاشته شود.»

نکته ی دامنه : به نام خدا. چه اصل زیبایی ست این اصل 55. واقعا" این ایام و آن ایام و اون ایام و شاید همه ی ایام، خواندن دارد این اصل 55.

فیش چند میلیونی برخی ها خیلی خوب اصل 55 را تفسیر کرد!!

شنبه ٢٦ تیر ۱۳٩٥ ، ۸:٢٦ ‎ب.ظ

پست 2998 : به انتخاب دامنه : به نام خدا. متن نقلی از کتاب «زندگانی حضرت زهرا (س)» نوشته ی مرحوم دکتر سید جعفر شهیدی در باره ی سخنان حضرت فاطمه (س) در مورد مسائل مهم آن زمان در بستر شهادت:

«به خدا سوگند! اگر پاى در میان مى‏ نهادند و على را در کارى که پیغمبر به عهده او نهاد مى‏ گذاردند آسان آسان آنان را براه راست مى‏ برد و حق هر یک را بدو مى‏ سپرد... اگر چنین مى‏ کردند درهاى رحمت از زمین و آسمان بر روى آنان مى‏ گشود. اما نکردند... و آنچه نباید بکنند کردند. اکنون لختى بپایند! و ببینند چه آشوبى برخیزد و چه خونها بریزد...! (از سخنان دختر پیغمبر در بستر مرگ).»

سلام بر حضرت فاطمه سلام الله علیها و سلام بر کوخ گلی فاطمه (س) که بُنبان کَن کاخ های ستم است

 

شنبه ٢٦ تیر ۱۳٩٥ ، ۸:٢٥ ‎ب.ظ

به قلم حجة الاسلام  محمدجواد غلامی 34

پست 2997: «هنر و زیبایی ۱۷. به نام خالق زیبایی. نگرش «داروینی» و «فرویدی» به  هنر و اینکه منشأ هنر، صرفا" کشش های زیستی و غریزی انسانها باشد، نگرش های نادرست و نارسا است که بخشی از این گونه نظریه ها، از تخیّل صاحبان نظریه های مزبور سرچشمه گرفته است و جنبه واقع شناسانه ندارد.

هنر هرگز نمی تواند پاسخگوی نیاز های غریزی انسان باشد. انسان وقتی گرسنه شد باید غذا بخورد، وقتی غذا خورد سیر می شود، اما خوردن، به خودی خود منشأ زیبایی نمی شود. چرا انسان سفره غذا را به شکل هنری می چیند و یک ترکیب زیبا از سفره به وجود می آورد، در صورتی که هر چه در سفره بگذارند می خورد و سیر می شود؟ دلیل اصلی آن است که در انسان، نیاز دیگری نیز در کنار نیاز غریزی وجود دارد که باعث می شود انسان سفره خود را رنگین کند و یا آن را به طرز خاصی بچیند و آن، میل سیری ناپذیر به زیبایی است.

اساسا" ترکیبی از نیاز های فطری و غریزی موجب می شود که ما سعی کنیم به نیاز های غریزی خود پاسخ هایی بدهیم که با پاسخ جانداران دیگر تفاوت می کند. همه موجودات زنده، لانه ای را - حتی بین شیار یک سنگ- برای زندگی خود پیدا می کنند که اگر در آن، از سرما و گرما محفوظ باشند و خطری آنها را تهدید نکند و درجه حرارت آن هم مناسب باشد، اما به دنبال این نیستند که عرض و طول این لانه نسبت معقولی با یکدیگر داشته باشد، یا روی دیوار های آن نقاشی کنند، چون فقط می خواهند به نیاز غریزی خود پاسخ دهند؛ در حالی که انسان بر خلاف دیگر جانداران، کاخ نرون را هم که می سازد باز هم به زیبایی و عظمت آن قانع نمی شود،  «شهر ممنوعه» در چین و یا کاخ  «پرسپولیس» را هم که می سازد قانع نمی شود؛ چرا؟ چون انسان به دنبال زیبایی «مطلق» است که امری صرفا غریزی نیست.

عشق به زیبایی در انسان نامحدود است و همین«عشق نامحدود» باعث ارتقاء هنر می شود. یقینا" وقتی حافظ آغاز به سرودن شعر کرد، شعر های اولیه او به زیبایی شعر های بعدی او - که الان در اختیار ماست - نبود. به راستی چرا حافظ شعر های زیبایی که اول سروده بود را دور ریخت و به جای آنها شعر های زیباتری را سرود؟»

دامنه : به نام خدا. ضمن سلام و خداقوت به جناب حجة الاسلام محمدجواد غلامی دارابی و همۀ دامنه نویسان گرامی و بزرگوار و دامنه خوانان شریف، از دوست ارزشمند و فاضلم جناب شیخ محمدجواد غلامی دارابی _معاون نهاد نمایندگی دانشگاه هنر تهران_، بسیار ممنونم با متن های خوب، دقیق و مستندات قرآنی، فضایی زیبا در ورقه های دامنه پدید آوردند. واقعا" هنر، مُمثّل روح است. ان شاء الله روزی در فرصت مقتضی دیدگاههایم را نسبت به این مطالب خواهم نوشت.

کاخ نرون در پایتخت ایتالیا

شنبه ٢٦ تیر ۱۳٩٥ ، ۱٠:۳۱ ‎ق.ظ

پست 2996 : به نام خدا. متن نقلی. «روابط عمومی مجمع تشخیص مصلحت نظام: آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی، در کرمان با اشاره به سوابق رفتاری و گفتاری خویش با امام راحل و بعد از ایشان با مقام معظم رهبری، گفت:

«در زمان امام (ره) با اینکه ارادتی قلبی به ایشان داشتم، وقتی در مسائل سیاسی اختلاف نظر پیدا می‌کردیم، نظراتم را می‌گفتم و به امام عرض می‌کردم که در این قضیه از شما پیروی می‌کنم؛ همچنین در دوران رهبری آیت‌الله خامنه‌ای نیز علاوه بر سوابق طولانی دوستی و همکاری و همدلی، گاهی که اختلاف‌نظر پیدا می‌شود، به ایشان هم عرض کرده‌ام نظرم این است؛ اما شما رهبر جامعه هستید و من باید از شما پیروی کنم و برای مسائل اختلافی نیز حجت شرعی دارم

 او با تشریح سوابق آشنایی خویش با آیت‌الله خامنه‌ای، گفت: «مطمئن باشید، الان هم در ایران کسی نزدیک‌تر از من به رهبر معظم انقلاب نیست».مطمئن باشید، الان هم در ایران کسی نزدیک‌تر از من به رهبر معظم انقلاب نیست».

آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی، همچنین در دیدار جمعی از فعالان سیاسی استان کرمان با بیان این مطلب که «در انقلاب جزر و مدهای زیادی داشتیم»، گفت:«الان هم در یکی از سخت‌ترین گردنه‌ها هستیم که باید با تلاش همگانی و لطف خداوند از این مرحله بگذریم». او در بخش دیگری از سخنان خویش به ابعاد انسانی و شیطانی بشریت در خلقت پرداخت و با بیان تفاوت‌های انسان و ملائک، گفت: «اگر اختیار انسان‌ها با آگاهی و اطلاعات باشد، انسان را و به‌تبع‌آن جامعه را به سوی خوبی‌ها هدایت می‌کند».

آیت‌الله «هاشمی‌رفسنجانی»، گسترش تروریسم را نمونه‌ای بارز برای انحراف و کج‌فهمی دانست و گفت: «آگاهی باید در خدمت سعادت جوامع باشد». او استعمار و استبداد را دو راه دیگر برای انحراف جوامع بشری توصیف کرد و گفت: «اگر مردم کشورها بی‌تفاوت باشند، مسیر حرکت مستبدها را صاف و هموار می‌کنند».

رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام، شایستگی گفتار و رفتار ایرانیان را بسیار بالا دانست و افزود: «این اعتبار در قانون اساسی به مردم داده شد که مردم همه مسئولیت‌های کشور را با رأی خود انتخاب کنند».

او دو انتخابات سال‌های ٩٢ و ٩۴ را نشانه‌ا‌ی از حاکمیت اراده مردم در سرنوشت کشور دانست و گفت: «مردمی که با مقاومت و صبر سیاسی، دولت تدبیر و امید را انتخاب کرده‌اند، با وجود تبلیغات منفی مخالفان، نا‌امید نمی‌شوند».

«هاشمی‌رفسنجانی» با اشاره به مخالفت‌های صریح مخالفان دولت با برجام که یک پرونده ملی است، گفت: «امید مخالفان دولت این است که عمر این دولت را چهار‌ساله کنند و نگرانی‌های آنها این است که این دولت موفق و در اراده و رأی مردم مستقر شود».

او در پاسخ به انتقاد یکی از حاضران که چرا دولت نمی‌گوید که موانع و مشکلاتش چیست، گفت: «ما می‌خواهیم ایران را بسازیم و نمی‌‌خواهیم هیاهو شود؛ چون انقلاب تضعیف می‌شود. ما نمی‌توانیم مشکلات را بگوییم. آقای روحانی هم نمی‌‌تواند برخی مشکلات خود و حتی منشأ و دلایل مشکلات به‌جامانده از دولت سابق را بگوید؛ چون به صلاح و مصلحت کشور در ابعاد داخلی و خارجی نیست و نخواهد بود. به‌همین‌دلیل برخی مشکلات گفتنی نیست. از مردم و به‌ویژه جوانان می‌خواهم مثل دو انتخابات گذشته، امیدوارانه در صحنه باشند و مأیوس نشوند و نگذارند اعتبار اعتدالی کشور که حالا شهرت جهانی یافته، از سوی عده‌ای تندرو دوباره بشکند».

رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام، با بیان مصادیقی از کارهای غیراخلاقی‌ که در ١٠ سال گذشته در کشور انجام می‌شد، گفت: «نگرانی واقعی این است که به تعبیر قرآن، عده‌ای گمراه، خیال می‌کنند دارند کارهای خوب انجام می‌دهند».

او رفتار و گفتار حضرت علی (ع) را نمونه اعلای اخلاق اسلامی و انسانی دانست و گفت: «شیعه آن امام باید توجه داشته باشد که در مسیر سیاست‌ورزی، دچار غیراخلاقی‌ها نشود که در آن صورت شکست و پیروزی برایش «احدی‌الحسنین» است.

رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام، با ارائه تحلیلی از جایگاه آسمانی امام علی (ع) در اسلام و در نگاه پیامبر اکرم (ص)، گفت: «همین حضرت با آن ذوالفقاری که لرزه بر اندام دشمن می‌انداخت، پس از رحلت پیامبر (ص) به وصیت آن حضرت عمل کرد که خود را به مردم عرضه کن و اگر نخواستند، به خودشان واگذار کن».

او انقلاب اسلامی را نظامی بر پایه تفکرات اصیل تشیّع دانست و با اشاره به ساختار نظام اسلامی، گفت: «همه مسئولیت‌ها از رهبری گرفته تا شوراهای روستاها براساس رأی مستقیم و غیرمستقیم مردم است».

آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی، رعایت قانون را مهم دانست و گفت: «عمل خلاف قانون گناه است و از آن بدتر و گناه‌تر این است که بعضی‌ها قانون را براساس خواسته‌های خود تغییر می‌دهند.»(منبع: اینجا). (برچسب: هاشمی رفسنجانی)

آیة الله اکبر هاشمی رفسنجانی. در کرمان. 24 تیر 1395

شنبه ٢٦ تیر ۱۳٩٥ ، ۱٠:۳٠ ‎ق.ظ

پست 2995 : به نام خدا. متن نقلی. «ارتش ترکیه با کودتا علیه دولت رجب طیب اردوغان قدرت را به دست گرفت. بر اساس برخی اخبار رجب طیب اردوغان، رئیس جمهور ترکیه از کاخ ریاست جمهوری گریخته و به نقطه امنی منتقل شده است. البته او در گفت وگو با سی ان ان اعلام کرد که قدرتی جز مردم را به رسمیت نمی شناسد. اردوغان از هواداران خود خواست تا به خیابان ها بیایند.

در همین حال که برخی هواداران اردوغان تکبیرگویان به خیابان ها آمده اند ارتش اقدام به بازداشت آنان کرده است. رسانه های دولتی ترکیه مدعی هستند این کودتا از سوی طرفداران فتح الله گولن طراحی شده است. در واپسین ساعات شب گذشته خیابان های استانبول و آنکارا شاهد حضور عجیب نیروهای ارتش بودند.

شاهدان عینی از پرواز جت های ارتش در ارتفاع بسیار پایین خبر می دادند. تحولات بسیار سریع رخ داد. در زمانی کمتر از دو ساعت، ارتش کنترل فرودگاه استانبول را در اختیار گرفت و پلیس این شهر را خلع سلاح کرد. این در حالی بود که در دقایق ابتدایی نخست وزیر ترکیه رویدادها در آنکارا و استانبول را تلاش غیرقانونی گروهی از نظامیان توصیف کرد. «بن علی ییلدیریم» گفت که این اقدام خارج از سلسله مراتب نظامی صورت گرفته و کودتا نیست. اما سیر تحولات حکایت از ماجرای دیگری داشت. بقیه در ادامۀ مطلب

عکس کودتا در ترکیه در شب 26 تیر 1395 که در نهایت بعد را کمتر از 24 ساعت با حصور میلیونی مردم ترکیه به شکست انجامید


ادامۀ مطلب
شنبه ٢٦ تیر ۱۳٩٥ ، ۱٠:٢٩ ‎ق.ظ

پست 2994 : به نام خدا. به گفته ی دکتر غلامحسین ابراهیمی دینانی یکی از دین پژوهان ایران (زاده ۵ دی ۱۳۱۳ برابر ۲۶ دسامبر ۱۹۳۴ در روستای دینان، از توابع دُرچه خمینی شهر اصفهان):

«اَلقاب و عناوین را می توان به افراد چسباند اما آگاهی را هرگز.»

دکتر غلامحسین ابراهیمی دینانی

شنبه ٢٦ تیر ۱۳٩٥ ، ۱٠:٢۸ ‎ق.ظ

پست 2993 : به نام خدا. من از اخبار سیمای نور استان قم در عصر پنج شنبه 24 تیر 1395، مطّلع شدم که می گفت: «... تعداد شهیدان مدافع حرم حضرت زینب (س) در قم به 185 شهید رسیده است.» که در سوریه به نبرد با داعش (مُخفّف دولت اسلامی عراق و شام) اعزام شده بودند.

روح این عزیزان بزرگ شاد و دل بازماندگان شان سرشار صبر و تحمل باد. امید دارم صدا و سیمای کشوری، آنچه در سوریه می گذرد را درست برای مردم نقل و تحلیل و تفسیر کند.

قم. اتوبان قم-تهران، بهشت حضرت معصومه (س). به تابلو خیره شوید. عکس از سایت مشرق

شنبه ٢٦ تیر ۱۳٩٥ ، ۱٠:٢٧ ‎ق.ظ

پست 2992 : به نام خدا

دامنه. مرخصی از جبهه ی جنگی جفیر. اهواز. مرداد 1361. عکاس: حسن آهنگر دارابی (مرحوم حاج مرتضی)

شنبه ٢٦ تیر ۱۳٩٥ ، ۱٠:٢٦ ‎ق.ظ

پست 2991 : به نام خدا. اندیشه های شهید آیة الله مرتضی مطهری

تاکید بر درک و شناخت دردهای جوانان

شنبه ٢٦ تیر ۱۳٩٥ ، ۱٠:٢٥ ‎ق.ظ

به قلم    دامنه

پست 2990 : به نام خدا. عصر امروز تیم فوتبال اتّحاد دارابکلا تصاویری از تمرین خود در زمین فوتبال سرده اوسا و دارابکلا را به دامنه اهداء کرده است و من ضمن خرسندی از این اقدام نیک و تیریک ورود به بازی دسته ی یک استان، چند کلمه ای می گویم:

آن گونه که من مطّلع ام، تیم اتحاد _که از محله ی چهار باغ دارابکلاست_ تیمی منسجم و با دست اندرکارانی پیشکسوت و بابرنامه و دلسوز است و از ویژگی های بارز آن وجود نیروهای بااخلاق، مذهبی، خوش مرام و انقلابی در این تیم است. و در جذب جوانان فوتبالیست همه ی محلّه ها کوشاست.

ورزش اساسا" ابزاری برای کمال، تفکر، انرژی و دوری از بطالت و لذت در اوقات فراغت است. من این روحیه ی بالای این تیم را ارزش و سرمایه می دانم. امید دارم همگی تان هم در ساختن جسم و هم پروراندن روح، همین گونه بانشاط و در اهتزاز و جوش و خروش و کمال اندیش باشید. به هر حال تیمی شدید برای افتخار روستای بزرگ دارابکلا.

به شما هدیه ام این است به حرم حضرت معصومه (س) می روم و برای تان زیارت می کنم و دعاگوی تان می مانم تا همواره پله های صعود ورزشی و ترقی انسانی و آگاهی های ایمانی را به بهترین وجه بپیمایید.

تمرینات تیم اتحاد دارابکلا در زمین فوتبال سرده اوسا و دارابکلا در 25 تیر 1395. ارسالی های تیم اتحاد به دامنه. از جناب یک دوست ممنونم. بقیه در  اینجا

جمعه ٢٥ تیر ۱۳٩٥ ، ٩:٥۸ ‎ب.ظ

به قلم حاج حسین    رمضانی دارابی 14

پست 2989 : «سلام به شما ودامنه خوانان و دکتر حاج سید حسین شفیعی یکی از محدود  روحانیون هستش با تمام اقشار جامعه روابط بسیار نزدیکی دارد در جامعه محدود کسانی هم هستند که از ایشان به نوعی دلگیر هستند هر چند گاه پیام های از دوستان بدستم می رسد که گاه نا خدا از ایشان دلگیر میشوند دلیل شو را هم بیان نمی نمایند  تا بدانیم چه چیزی را از ایشان طلب دارند  در یک نظر به بنده خطاب نموده اند از این حرکت با دکتر فاصله بگیر  من خودم از محبت های ایشان از الگوه بودن ایشان درس مهر ورزی و خونسردی را در کارنامه خودم دارم ایشان تنها روحانیون هستش با جوانان خوش برخورد هستند»

جمعه ٢٥ تیر ۱۳٩٥ ، ٩:٥٦ ‎ب.ظ

به قلم  دامنه

پست 2988 : به نام خدای آفریننده ی آدمی. پس از ذکر نیای مادری ام، امّا دو نیای پدری ام از نواحی مادربزرگم و پدربزرگم این گونه است:

الف: پدربزرگم مرحوم کبل آخوند مُلّاعلی طالبی دارابی، ابن مُلاحیدر، ابن ملاطالب، از همسر اولش _اُمّ لیلا_ سه فرزند داشت که شیخ محمد _عموی من_ از بزرگترین آن بود. شیخ محمدفقط 55 دختر داشت که عموزادگان من بودند و همگی به رحمت خدا پیوستند:

1- مرحومه فضّه (به معنی نقره و زر)، مادر آقای منصور شعبانی.

2- مرحومه فاطمه. همسر دوم مرحوم علی اکبر آهنگر دارابی؛ خادم الحسین تکیه بالای دارابکلا.

3- مرحومه لیلا. همسر مرحوم سید ابوطالب هاشمی دارابی. به عبارتی مادر آقایان مرحوم سیدحسین، سیدقاسم، سیدعلی اکبر، سیدعلی اصغر و ... .

4- مرحومه ربابه. مادر آقایان رمضان رمضانی، موسی و حسین و ... .

5- مرحومه آسیه. مادر آقایان جلیل محسنی و قاسم و محمد و ... .

ب: پس از فوت همسرش _اُمّ لیلا_ پدربزرگم با کبل فاطمه طالبی دارابی ازدواج کرد و از این همسرش _یعنی مادربزرگم_ سه فرزند داشت:

1- ابوطالب (عمویم)

2- مرحومه حاجیه رضیه عمه ام (همسر مرحوم حجة الاسلام حاج آقاعلی شفیعی دارابی)

3- مرحوم حجة الاسلام شیخ علی اکبر، پدرم.

اما خویشاوندان نزدیک و مَحارم مرحومه مادربزرگم کبل فاطمه طالبی دارابی این خانواده ها  هستند که همگی از پایین محله ی دارابکلا هستند.

مادربزرگ ما دارای 4 برادر بود و جند برادرزاده و یک خواهر و چندخواهرزاده:

1- مرحوم حسین طالبی دارابی ساکن در پایین محله کنار درمانگاه (پدر مرحوم اکبر، مشهور به حسین خال اکبر)

2- مرحوم حاجی که پس از رفتن به حج، نامش را به نجف برگرداند، یعنی حاج نجف (داماد مرحوم حاج شعبان رمضانی)

3- مرحوم حاج صادق (پدر همسر آقای ابراهیم شهابی پسر عموی مادرم)

4- مرحوم حاج فغان که پشت مسجد پایین محله منزلش بود.

خواهرزادگان مادربزرگم عبارت اند از:

1- دخترخاله ی پدرم مرحومه حاجیه سلمه مادر آقایان سیدعلی اکبر و سیدعای اصغر موسوی  دارابی پایین محله.

2- دخترخاله پدرم مرحومه حاجیه کلثوم همسر حاج باقر آهنگر دارابی

3- دخترخاله پدرم حاجیه صدریه همسر مرحوم حجة الاسلام شیخ روح الله حبیبی.

4- دخترخاله پدرم حاجیه ... (اسمش را فراموش کردم)  همسر مرحوم حاج آقا سید نوربخش. به عبارتی مادر آقایان سیداسماعیل نوربخش و سیدعلی و سیدحسین و ... .

در قسمت 8 تبار خاندان طالبی های دارابکلا را بررسی و ترسیم می کنم.(این پست ها را اینجاشهروند دارابکلا هم می ذارم)

محل قبر پدربزرگم مرحوم کبل آخوند مُلّاعلی طالبی دارابی، ابن مُلاحیدر، ابن ملاطالب. (روضه خوان و مؤسّس و بنیانگذار اولین تکیه ی دارابکلا) در درون تکیه ی بالای دارابکلا. مابین منبر و درگاه ورودی. مماس راه پله به سمت داخل و پایین که با فلش نارنجی مشخص کردم) عکاس هر دو عکس جناب یک دوست. در 5 تیر  1395

محل قبر پدربزرگم مرحوم کبل آخوند مُلّاعلی طالبی دارابی، ابن مُلاحیدر، ابن ملاطالب. (روضه خوان و مؤسّس و بنیانگذار اولین تکیه ی دارابکلا) در درون تکیه ی بالای دارابکلا. مابین منبر و درگاه ورودی. مماس راه پله به سمت داخل و پایین که با فلش سبز مشخص کرده ام. بقیه ی عکس ها در اینجا

جمعه ٢٥ تیر ۱۳٩٥ ، ٩:٥٥ ‎ب.ظ

به ذوق    دامنه

پست 2987 : به نام خدا. این چند بیت مولوی در مثنوی در اثبات جذب عناصر نسبت به هم  است و نیز تاکید بر ترکیب جُنبندگان و آدمیان به همدیگر:

بی زمین کی گل بروید و اَرغوان

پس چه زاید ز آب و تاب آسمان

بهر آن میلست در ماده به نر

تا بود تکمیل کار همدگر

میل اندر مرد و زن حق زان نهاد

تا بقا یابد جهان زین اتّحاد

میل هر جزوی به جزوی هم نهد

ز اتحاد هر دو تولیدی زهد

شب چنین با روز اندر اعتناق

مختلف در صورت اما اتفاق

روز و شب ظاهر دو ضد و دشمنند

لیک هر دو یک حقیقت می‌ تنند

هر یکی خواهان دگر را همچو خویش

از پی تکمیل فعل و کار خویش

(مثنوی مولوی، دفتر سوم، ابیات 4413 تا 4420)

آوازخوانی یک جفت شیردریایی در کشور سریلانکا

جمعه ٢٥ تیر ۱۳٩٥ ، ۱۱:٥٩ ‎ق.ظ

به نغمۀ پرنده 12

پست 2986: به نام خدای آفریننده ی پرنده. امروز آمدم به دامنه که سکوت کنم و حرفم را با چشمانم منتقل کنم. ما شما را نظاره می کنیم و خیره می شویم. همین. بازم می آم.

عکس ارسالی مهندس محمد عبدی سنه کوهی به تلگرام دامنه

جمعه ٢٥ تیر ۱۳٩٥ ، ۱۱:٥۸ ‎ق.ظ

پست 2985 : به نام خدا. این را یکی از دامنه خوانان به تلگرامم ارسال کرده است؛ که گویا یا در  جادّه است و یاد دل به جادّه گذاشته و یا هوای زیارت مشهد و جبهه، جادّه و خورشید ناخسته را به ذهنش ساطع ساخته:

جادّه و خورشید و خاطره، کیست که شوقش را نداره!

جمعه ٢٥ تیر ۱۳٩٥ ، ۱۱:٥٧ ‎ق.ظ

به قلم    دامنه

پست 2984 : به نام خدا. رُک بگویم من هم در نوجوانی مثل تو کفش _حتی لاستکی آن را هم  نداشتم_ چون طعم تلخ تنگدستی ها را بشدّت چشیده بودم. حال زخم تو را و چسب تو را و فقر تو را خیلی خوب درک و لمس می کنم.

خدا هرگز نمی گذرد از کسانی که با بدترین شیوه، جا خوش کرده اند در نظام جمهوری اسلامی ایران و به درد ضعیفان و تنگدستان، با بی رحمانه ترین حالات، بی دردند. یاد آن سخن نهیب امام خمینی رهبر کبیر انقلاب اسلامی، افتاده ام که به مردم می آموخت انقلاب را هیچگاه بهمرفّهان بی درد و متحجّران خرمقدّس نسُپارید.

بگذرم که من خیلی خیلی با تو همدردم؛ آری همدرد. زیرا می فهمم که فقر و تهیدستی یعنی چه. که باز هم در این راه خواهم نوشت.

باید بگویم که فقر، همیشه ریشه در دزدی سارقان بیت المال دارد. این تصویر را جناب  سیدابراهیم موسوی دارابی به تلگرامم ارسال کرده است

جمعه ٢٥ تیر ۱۳٩٥ ، ۱۱:٥٦ ‎ق.ظ

پست 2983 : به قلم دامنه. به نام خدا. «او سید حمزه سجادیان است. کشاورز روستای «جورد» شهر رودهن استان تهران. دارای پنج پسر و دو دختر. با سواد مکتبخانه ای. قرآن خوان. آشنا به احکام دینی. شیفتۀ جلسات قرآن کریم و مراثی اهل بیت (ع).

مرتبط با علمای قم در قبل از انقلاب. انقلابی ضد رژیم. اهل نماز شب. مکبّر مسجد. مؤذّن خوش لحن. چند سال زندگی در مشهد مقدس. پدر چهار شهید دفاع مقدس و خود نیز شهید دفاع مقدس در عملیات کربلای 55. شکرگزار شهادت فرزندانش. از جملات مهمش به پسرانش:

«بسم الله الرحمن الرحیم، ما زمان شاه سرباز ندادیم و نباید هم می دادیم ولی الان زمانی است که باید سرباز بدهیم و شماها بایستی دوره ببینید و خودتان برای رفتن به جبهه و پیروزی و حفظ انقلاب آماده کنید. خدایا ! من این ساعت مقدس (پس از اقامه ی نماز جماعت مغرب) را شاهد میگیرم که تا آن اندازه که در فهمم بود ، من امر خدا را به فرزندانم امر کردم و آنها را نهی خداوند ، نهی نمودم»

روح ایشان و چهار پسر شهیدشان شاد. که همه درس است و عبرت. اما حیف که برخی عبرت نمی آموزند و به پیام خون شهیدان جفا روا می دارند.

شهید سید حمزه سجادیان پدر چهار شهید از روستای جورد رودهن

جمعه ٢٥ تیر ۱۳٩٥ ، ۱۱:٥٥ ‎ق.ظ

پست 2982 : به نام خدا. گلابی دارابکلا در 25 تیر ماه

گلابی دارابکلا در 25 تیر ماه 1395. ارسالی جناب یک دوست به دامنه

۲۵ تیر ۱۳۹۵

جمعه ٢٥ تیر ۱۳٩٥ ، ۱۱:٥٠ ‎ق.ظ

پست 2980 : به نام خدا

دامنه و سیدرسول هاشمی دارابی. مشهد. فلکۀ آب (بیت المقدّس) روبروی بازار امام رضا (ع) 1359

جمعه ٢٥ تیر ۱۳٩٥ ، ۱۱:٤۸ ‎ق.ظ

پست 2979 : متن نقلی. «انسان بودن یعنی چه؟ انسان موجودی است که آگاهی دارد (به خود و جهان) و میآفریند (خود را و جهان را) و تعصب می‌ورزد و میپرستد و انتظار می‌کشد و همیشه جویای مطلق است. جویای مطلق. این خیلی معنی دارد. رفاه، خوشبختی، موفقیتهای روزمره زندگی و خیلی چیزهای دیگر به آن صدمه می‌زند. اگر این صفات را جز ذات آدمی بدانیم، چه وحشتناک است که می‌بینیم در این زندگی مصرفی و این تمدن رقابت و حرص و برخورداری همه دارد پایمال میشود. انسان در زیر بار سنگین موفقیت‌هایش دارد مَسخ میشود، علم امروز انسان را دارد به یک حیوان قدرتمند بدل میکند. تو هرچه میخواهی باشی باش، اما... آدم باش.» (قسمتی از وصیت نامۀ مرحوم دکتر علی شریعتی)

مرحوم دکتر علی شریعتی در اَهرام ثلاثۀ مصر؛ جایی که دکتر در آن نشست متن مشهور و مهم «آری اینچنین بود برادر» را آفرید

جمعه ٢٥ تیر ۱۳٩٥ ، ۱۱:٤٦ ‎ق.ظ

پست 2978 : به نام خدا. اندیشه های شهید آیة الله مرتضی مطهری

تاکید بر آثار و برکات علمی و معنوی شیعه

جمعه ٢٥ تیر ۱۳٩٥ ، ۱۱:٤٥ ‎ق.ظ

به قلم    دامنه

پست 2977 : به نام خدا. می خواهم از یک مرد باایمان، مذهبی، متدیّن، هنرمند و نیز اهل دل و از کوشنده ترین انسان های خوب دارابکلا یاد و تجلیل کنم که سال های سال است هنوز دستش در کار و دلش در پرستش خداست؛ اُسّا محمدآقا مقتدایی که همۀ دارابکلایی با هنر و  اخلاق و روحیه ی والا و کریمانه ی وی آشنایی و خاطره دارند.

در زبان صمیمانه ی مردم اِسّ ممدآقا خیّاط است. همیشه شاداب و باروحیه و باآداب و خوش اخلاق است. لبانش با خنده آمیخته است و زبانش به حرف های خوش و نکته های تاریخ و تجربه آغشته.

شاید هیچ خانه ای در دارابکلا نباشد که ایشان و برادران خیاط اش در آن پای نگذاشته باشند. از نسل گذشته، کمتر کسی ست که لباس دوخته ی ایشان را بر تن نکرده باشد. نخستین خیاط و دوزنده ی دارابکلا بوده است. کمتر عروس و دامادی ست که رخت بخت خود را با دوزندگی های ایشان، بر تن نکرده باشد. از پیراهن و کُت و شلوار گرفته تا روسری و چادر و چخشلوار و از زیرشلوار و شال گرفته تا کلاه و لحاف و زیرانداز و روکش های چوب لباسی و بالش و مُتّکا را در خانه های مردم و در مغازه اش، منصفانه دوخته است. دست ایشان همیشه در سلامت و دل شان همیشه شاد بادا.

اساسا"فرهنگ دوختن را ایشان به محل مان آورده است. هر چند اصالتا" از روستای مَمج فیروزکوه است ولی سالیان دراز در دارابکلا سکونت کرد و یک دارابکلایی با فرهنگ و باوقار است.

خیلی با او خاطره دارم، هم در منزل مرحوم پدرمان که چند بار برای سری دوختن آمده بود و هم در مغازه اش که بارها و بارها دوختنی های مرحوم پدرم و خودم را نزدش آورده بودم و همیشه بامحبت و مهربان و خندان و باروحیه ی شاد بود. درود بر او و خانواده و همۀ اهل خانه اش که همگی نزدم شایستگانی قابل احترام اند.

از جناب یک دوست بسیار ممنونم که به درخواستم با روحیه ای گشاده و راضی و شایق، این تصاویر را امروز 24 تیر 13955 با حضور در منزل ایشان، تهیه و به تلگرامم ارسال کردند و سلام گرم مرا نیز به اُسّا و فرزندان حاضر در منزل رسانده است.

اُسّا محمدآقا مقتدایی،خیّاط و دوزنده ی پیشکسوت دارابکلا. پنج شنبه، 24 تیر 1395.بقیه در اینجا

پنجشنبه ٢٤ تیر ۱۳٩٥ ، ۱۱:٥٩ ‎ق.ظ

پست 2976 : به نام خدا. امروز 24 تیر 1395 مردم دارابکلا در مراسم تشییع جناره ی مرحوم سیدمحمد شفیعی دارابی شرکت جستند که به رحمت خدا پیوست. روح ایشان و همسر مکرّمه ی شان (به زبان خودمانی ما مولود عمه) که چند سال گذشته دار فانی را وداع گفت، شاد و غریق رحمت خدای رحمان باد. من گرچه توفیق حضور ندارم اما این غم دردناک را به همه ی خویشاوندان نسبی و سبیی آن مرحوم _که از سادات محترم و خوش اخلاق و مردم دوست و بی آزار و مهربان و خندان به خانه و خانواده و همه ی مردم بود_ تسلیت می گویم.

پنج شنبه 24 تیر 1395. ممنونم از همه و خاصه از جناب یک دوست که تصاویر را ارسال کردند به دامنه. بقیه در اینجا

پنجشنبه ٢٤ تیر ۱۳٩٥ ، ۱۱:٥۸ ‎ق.ظ

پست 2975 : به قلم حجة الاسلام مالک رجبی دارابی 114. بسم الله کِرامُ الکاتِبین. سلام. اشعار زیر را تقدیم می کنم. شاعر ابوتراب جلی است. تهران از مرقد مطهر امام راحل (رح)خمینی کبیر آن ابَرمَرد تاریخ که نظام ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی را به زباله دان تاریخ انداخت...

دور نروَم و اشعار پرمغز و پرمعنی را جهت هشدار و تنبیه و بیداری برای انسانهایی که زود در فَراز و فُرودِ دنیا و در جَزر و مَدِّ دنیا تغییر حالت می دهند؛ تقدیم می کنم. چرا...چرا انسان؟

 

چرا وقتی که راه زندگی هموار میگردد

بشر تغییر حالت میدهد خونخوار میگردد

چرا وقتی که حاصل میکند اسباب آسایش

برای دیگران سرمنشاء آزار میگردد

چرا وقتی بمنزل برد بار آرزوی خود

بدوش مردم از راه شقاوت بار میگردد

چرا خواب است در وقتی که مینالد گرفتاری

ولی چون نوبت شادی رسد بیدار میگردد

چرا وقتی که شد با شاهد اقبال هم بستر

برای بینوایان موجبِ اِدبار میگردد

چرا سر می نهد چون سیل در مَجرای آزادی

ولی در راه سعی دیگران دیوار میگردد

چرا هنگام نعمت مینوازد کوس بی دینی

بوقت تنگدستی مؤمن و دیندار میگردد

بقدری قابل تغییر باشد طینتِ آدم

که شکل اصلیش پوشیده از انظار میگردد

گهی پای کرامت را بجائی می نهد انسان

که خاک اندر کف او زر دست افشان میگردد

گهی تیمار حرص او را چنان سرگشته میسازد

که در دریای هستی مرغِ بوتیمار میگردد

گل آدم گهی آتشکده گه دیر و گه مسجد

گهی بتخانه گاهی مشرق الاذکار میگردد

(شاعر: ابوتراب جلی)

ارادتمند: مالک. حرم امام خمینی. ۸شوال ۱۴۳۷ ه.ق، ۲۳تیر ۱۳۹۵
پنجشنبه ٢٤ تیر ۱۳٩٥ ، ۱۱:٥٧ ‎ق.ظ

پست 2974 : به نام خدا

منزل حاج احمد. قم. 23 تیر 1395. بقیه در اینجا

پنجشنبه ٢٤ تیر ۱۳٩٥ ، ۱۱:٥٦ ‎ق.ظ

پست 2973 : متن نقلی: «عدالت اجتماعى به معنى رعایت مساوات در جعل قانون و در اجراى آن است، نه به معنى اینکه در عمل کارى بکنیم که همه افراد در یک سطح بمانند و در یک درجه از مواهب خلقت استفاده کنند.

به عبارت دیگر عبارت از این نیست که: «کار به قدر طاقت و خرج به قدر احتیاج»، بلکه عدالت اجتماعى از لحاظ وضع قانون عبارت است از اینکه قانون براى همه افراد امکانات مساوى براى پیشرفت و استفاده و سیر مدارج ترقى قائل شود و براى افراد به بهانه هاى غیر طبیعى مانع ایجاد نکند و عدالت اجتماعى از لحاظ اجرا و عمل- که وظیفه دولتهاست- این است که دولت در عمل براى افراد تبعیض و تفاوت قائل نشود. (منبع: یادداشت های استاد مطهرى، ج 6، ص 253)

پنجشنبه ٢٤ تیر ۱۳٩٥ ، ۱۱:٥٥ ‎ق.ظ

پست 2972 : به نام خدا

زیارت یعنی میل کردن و تمایل داشتن و قلب را به ارادت خم نمودن

قم. زیارت در حرم. 22 تیر 1395

چهارشنبه ٢۳ تیر ۱۳٩٥ ، ۱٠:٢٢ ‎ق.ظ

به قلم حجة الاسلام    محمدجواد غلامی 33

پست 2971 : «هنر و زیبایی ۱۶به نام خدا.

ج) زیبایی مجازی:

این نوع زیبایی در واقع مقابل «زیبایی حقیقی» است. زیبایی واقعی، زیبایی حقیقی نیست اما زیبایی مجازی هم نیست بلکه جلوه ای از حقیقت است، در حالی که زیبایی مجازی، دروغین و یا باطل و به تعبیر قرآن، « زیبایی شیطانی و نفسانی» است؛ این زیبایی ها مُوهوم است، یعنی هیچ نسبتی با حقیقت ندارند؛ بر خلاف زیبایی واقعی یا حقیقی، قرآن در مورد زیبایی مجازی هشدار می دهد که: در برابر آن متوقف نشوید و گمراه نگردید.

اگر بخواهیم مصداق این زیبایی را ببینیم باید به زیبایی های خود ساخته بشر که امروز در قالب مُد و لباس و آرایش چهره و منزل بروز می کند اشاره کنیم.

این نوع زیبایی تنها برای عده ای خاص زیباست و برای عده ای دیگر، زیبا یا اصولا" ماندگار نیست؛ یعنی تنها از زمانی به زمانی دیگر تغییر می کند؛ بلکه از فردی به فرد دیگر هم متفاوت می شود( نسبی است). یک مُد لباس، پس از مدتی از مُد می افتد و زشت تلقی می شود. این چه پدیده زیبایی است که مبدل به زشتی میگردد؟»

پیتزا (کِشلُقمه) ظاهرش زیبا اما باطنش واویلا

چهارشنبه ٢۳ تیر ۱۳٩٥ ، ۱٠:٠٩ ‎ق.ظ

به قلم حجة الاسلام    مالک رجبی دارابی 113

پست 2970: «تسویلات شیاطین عصر ما اَعُوذُ بِالله السّمیعِ العَلیم مِن هَمِزاتِ الشَّیاطینِ وَ اَعُوُذُ بِاللهِ اَن یَحضُرُونِ اِنَّ اللهَ هُو السّمیعُ العَلیم سلام بر خوانندگان و نویسندگان ایمانیوسلام برخواهران ایمانی وسلام بر مادران وخواهران با حجاب و عفاف  سلام بر آمران به معروف وناهیان از منکر بمناسبت روز ۲۱ تیر روز دفاع از حجاب و عفاف و مبارزه با بی حجابی مطالبی را تقدیم می کنم.

یکی از الفاظ زیبا آزادی است ، هیچ کس طرفدار اسارت ، زندان و عدم آزادی نیست . و عدم آزادینیست . ولذا شیاطین ، بسیاری از کارهای زشت را در لباس آزادی تزیین می کنند تا مردم بسوی آن بروند . بد بختان عالَم بی حجابی را یا بد حجابی را مُدلِ روز می دانند و زنان باحجابو چادر به سران را مُنگلِ روز می دانند 

هوا پرستان ،(کُنوانسیون محو اشکال تبعیض علیه زنان ) را که حاوی قوانین و احکام خاصی  است به تصویب رسانده اند . این نام زیبای (آزادی) توجه همه را به خودش جلب کرده استو در قالب آزادی زنان آنان را بسوی فحشا و فساد سوق می دهند . متاسفانه بعضی از کشورها که عضو بعضی از تشکیلات غربی هستند . مجبور به پذیرش این کُنوانسیون شده و با دست خود فساد و فحشا را در کشور خویش ترویج می کنند.

آری شیطان و هوای نفس بی بند باری و فحشا را در لباس آزادی تزیین نموده ، و مردم را به آن دعوت می نماید . این آزادی نیست ، بلکه اسارت در چنگال هوا و هوس است ، که نام آن را آزادی نهاده اند .

تسویلات شیطان گاه آن قدر شدید است که نمایند گان ملت در بعضی از کشور ها ، همجنس بازی را به عنوان یک قانون به تصویب می رسانند . تا اگر کسی مزاحم هنجنس بازان شد .با او بر خورد قانونی شود . آزادی تنها در مسیر سعادت و خوشبختی انسانها مطلوب و زیباست ، وگرنه آزادی بی قید و شرطهیچ گاه سعادت انسانها را تامین نمی کند .کسی که در لب پرتگاه قرار گرفته و در آستانه سقوط است را نباید به بهانه آزادی رها کرد تابیفتد و از هستی ساقط گردد . آزادی حساب و کتاب و چار چوبه دارد ، چرا که آزادی انسان باآزادی حیوانات جنگل متفاوت است .لهذا دیده شده در ایران اسلامی ما زنان با بی توجهی به حجاب روی سری را بر داشتند و مانتوها کوتاه وتنگ و زننده وبه مانند .... حرکت می کنند .و قانون حجاب را قانون  جنگل می دانند و کسی هم حرف نمی زند و اکثراً سکوت می کنند و در عروسی ها مَحرم و نامَحرم مختلط هستند و با هم لخت و عریان می رقصند و کسی هم جرات حرف زدن ندارد و  همه می گویند به ما ربطی ندارد .

باید چه کرد من بگویم به من ربطی ندارد . دیگری بگوید به من چه؟ همین طور همه بگویند عیسی به دین خودش و موسی به دین خودش . یا چهار دیواریاختیاری . یا خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو  . هیچ کدام از این مثالها درست نیست . تا ساعت ۲ شب نوار ترانه بندری، دِجی، بقول خودشان با صدای بلند که آسایش مردم و همسایه ها را سلب می کند که دخترشان و پسرشان می خواهند عروسی کنند وخوشبخت باشند . هرگز هرگز ....

اینان بنیاد زندگی را با جرقّه بدبختی شروع کردند . متاسفانه وصد متاسفانه در داربکلاء دارالموءمنین ما چنین عروسی های که بهمراه بی حجابی محض و .....عدم رعایت اصول شرعی است زیاد دیده می شود .وشنیده می شود . لهذا بر همه ی ما فرض و واجب است با اتحاد و همبستگی وبا بیان و قلم جلوی بی حجابی ویا بدحجابی را بگیریم .حتی از رئیس جمهور محترم و همه کسانی که در کسوت لباس روحانیت هستند انتظار می رود درباره داشتن حجاب زنان و مبارزه با بی حجابیتاکید کنند و صحبت داشته باشند. والسلام قم المدسه حوزه علمیه شب ۷ شوال سالروز تخریب ائمه بقیع بدست وهابیت جنایت کار۱۴۳۷ ه ج برابر با ۲۱ تیر ۱۳۹۵ ساعت ۱ بامداد»

چهارشنبه ٢۳ تیر ۱۳٩٥ ، ۱٠:٠۸ ‎ق.ظ

به قلم سید ابراهیم    موسوی دارابی 7

پست 2969 : «به نام خدا سلام گرم بنده به جناب آقای طالبی (دامنه) و خوانندگان محترم.  همچنین سلام می کنم به جناب حجة الاسلام والمسلمین دکتر سیدحسین شفیعی دارابی. از خصوصیات اخلاقی، رفتاری، شخصیتی، عقیدتی، اجتماعی، سیاسی و هر آنچه که منتسب به خصوصیات و ارزش های و شاخصه های وجودی جناب حجة الاسلام والمسلمین دکتر سیدحسین شفیعی دارابی بود را به زیبایی بر قلم جاری ساختید. بنده به دلیل نسبت فامیلی و شناختی که از ایشان دارم به چند شاخصه و ویژگی مهم اشاره می کنم:

یکی از شاخصه های مهم اجتماعی و رفتاری ایشان که در همه جا زبان زد خاص و عام است،و از تاکیدات ایشان است دید و بازدید و صله ی ارحام است و در عمل نیز شاهد بودم که با توجه به حضور و زمان اندکی که در محل داشتند از این فریضه ی مهم دست بر نمی داشتند. خوش صحبت و خوش رو هستند و به دلیل خصایص منحصر به فرد شان ، جوانان ارتباط صمیمی و نزدیکی با ایشان دارند. در سخنرانی ها و مجالس و محافل و گردهمایی ها با تمام وجود شان سعی در برطرف کردن شبهات و خواسته های حاضرین در جلسه بر می آیند. از کمترین زمان ممکن بیشترین استفاده را می برند و لحظه ای را ندیدم که زمان شان به بطالت بگذرانند.

راستش را بخواهید اگر بخواهم از کرامات و خصوصیات شخصیتی ایشان بنویسم فکر میکنم نتوانم حق مطلب را به خوبی ادا کرده باشم پس سخنم را کوتاه می کنم و از خداوند می خواهم سلامتی و تندرستی و عافیت به خیری به ایشان مرحمت بفرمایند تا ما و نسل جوان بتوانیم بیش از بیش از نصایح و رهنمودهای ایشان استفاده بریم. تا دیداری دیگر»

پاسخ دامنه : به نام خدا. سلام صمیمی من هم به شما جناب آقاسیدابراهیم موسوی. بسیار  ممنونم هم به لحاظ این که پست های دامنه را با دقّت های خویش، می خوانید و هم بر برخی از پست ها، متن هایی تکمیلی می نویسد و همین نگاشتن های متنوع برای دامنه خوانان شریف هم مفید است و و انگیزاننده. از این افزوده ی شما نسبت به شخصیت علمی و دینی و اخلاقی جناب حجة الاسلام والمسلمین سیدحسین شفیعی دارابی، خیلی ممنونم.

چهارشنبه ٢۳ تیر ۱۳٩٥ ، ۱٠:٠٧ ‎ق.ظ

به قلم میرزاعلی    چلوئی دارابی 21

پست 2968 : «به نام خدا . سلام گرم و صمیمی به خدمت جناب دامنه و دامنه خوانان. جناب  دامنه عزیز، تقدیر و تشکر دارم به محضر شریفتان بابت ممعرفی چهره های شاخص و محبوب دیارمان به خصوص حضرت حجت الاسلام والمسلمین جناب دکتر شفیعی واقع در پست 2964 اینجا.

کیست در محل که ایشان را نشناسد. جناب ایشان شخصیتی هستند بسیار خونگرم و مردمی .مانوس با بیشتر اقشار جامعه.اهل صله ی ارحام و متواضع در برابر دوستان واشنایان.با دانش و بینش سیاسی عمیق. بیشتر اهل عمل هستند و بدور از ریا کاری.خطیبی توانمند با منبرها وسخنرانیهای پر جذبه .انقلابی هستند و ولایتمدار .اهل فضل و بخشش .صبور در برابر انتقادات و ایرادها و در عین حال قاطع در مورد باورهایش.و در مورد احترام به برادر و اولین استاد خودشان الگویی ست در بین جوانها. جناب استاد طالبی همانگونه که در مورد ربط ایشان فرمودید یک روحانی کاملا شناخته شده و توانمند و به لحاظ فکری و سیاسی و باورهای دینی و عقیدتی دارای خط مشی شفاف و بسیار آگاه بوده ومورد توجه سیاسیون و مسولین محل. واز این رو به لحاظ فکری و اخلاقی و احساس مسولیت در موارد خاص ورود پیدا می کنند .

بنده نیز افتخار داشتم که مطالب پربارشان را که در 111 بند منتشر کردید مطالعه کنم و از این بابت هم از شما جناب دامنه و هم از جناب دکتر بسیار سپاسگذارم. جناب دامنه عزیز کاملا بر این باورم که شما بسیار با هوش و استعداد بالا و در نویسندگی چیره دست و با دانش روز هستید و در ضمن احترام به عقاید فکری و خط سیاسی تان بنده نیز در پاره ای اوقات هم عقیده با شما نیستم . ونیز کاملا بر این باورم که این اختلاف سلایق باید ایجادگر مَودّت و دوستی بین افراد گردد .همان بیاناتی که جناب مهندس عبدی در پست 2966 اینجا، ذکر کردند.

جناب دامنه عزیز خرسندم از باشگاه آزاد اندیشتان. و برایتان آرزوی موفقیت دارم و همانطور که درمتن اخر پست 2964 ذکر کردید امیدوارم خداوند بارقه ی امید و بذر حُب و دوستی بر دلهای هم ی مان بنشاند .با عرض پوزش فراوان و خدا نگه دار»

پاسخ دامنه : به نام خدا. سلام من هم بر شما جناب حاج میرزاعلی. خیلی موجب افتخار بنده  است که هم به من لطف دارید و هم با بخش هایی از دیدگاه هایم هم عقیده نیستی. و این نشان حُرّیت و منطق درست انسانی و عقلی ست. همین روحیه ات نشان پُختگی ست. در باره ی پست های معرفی چهره های شاخص محل خصوصا" روحانیت، باید بگویم این علامت درک و فهم بالای شماست که به معرفی این مفاخر محل، دلگرم و شادابی. از افزوده های خوبت بر متن پست معرفی جناب حجة الاسلام والمسلمین سیدحسین شفیعی دارابی، ممنونم و حقّ آن است که خودت بخوبی گفتی که ارادت و محبت با هیچ چیزی نباید تعویض گردد. خدا حافظت.

چهارشنبه ٢۳ تیر ۱۳٩٥ ، ۱٠:٠٦ ‎ق.ظ

پست 2967 : به نام خدا. اندیشه های شهید آیة الله مرتضی مطهری

تاسّف از هدردادن سرمایۀ باارزش وقت و عمر انسان

چهارشنبه ٢۳ تیر ۱۳٩٥ ، ۱٠:٠٥ ‎ق.ظ

به قلم مهندس    محمد عبدی 52

پست 2966 : «با سلام بر شما کبلاقا ابراهیم عزیز و دامنه خوانان معظم و مکرم و همراه  همیشگی با پیگیری پستهای این روزهای دامنه نکات ارزنده بسیاری یافتم و مثل همیشه بر خود فرض می دانم که خسته نباشید و تشکر مضاعف از زحمات حضرتعالی به سبب انتخاب و ارسال پستها و مطالب آموزنده این وبلاگ وزین و معلومات عالی تقدیم بدارم و دست مریزاد و خدا قوت نثار کنم .

در ثانی در مورد پست مطلب در مورد معرفی روحانیون معظم و معزز داربکلا و منطقه معرفی جناب حجت الاسلام دکتر آقا سید حسین شفیعی دارابی (در پست 2964 اینجا) هم جای تشکر و سپاس مضاعف دارد و با بسیاری از نظرات و مطالب حضرتعالی در مورد ایشان همراه و موافق هستم و گویی خودم دارم به کسی بیان می دارم و منطبق با آرا و نظر خود یافتم و اضافه نمایم که:

ایشان نیز از سلسله جلیله حقیقتیه سادات معظم و صاحب کرامت خارق العاده و مورد نذر و قسم و مورد وثوق خاصه مردمان هزارجریب باستانی سادات سیکا هستند که اجداد طاهرینش به دلایلی به داربکلا مهاجرت نموده و در این خطه عالم پرور عاشق و دوستدار خاندان اهل بیت و سادات صحیح موسوی اقامت گزیدند و میدانیم که سادات معظم سیکا از صحیح ترین و درست ترین و اصیل ترین سادات نسل علوی متصل به خاندان نبوت و عصمت و طهارت علیهم السلام هستند و همیشه ایام بخصوص در دوران قدیم مورد اکرام و تکریم مردمان مناطق بوده اند و معلوم است از چنین نسب درستی پرورش و بروز عالمان دینی همچون استاد شفیعی دارابی مورد انتظار بوده و هست .

از طرف دیگر همانگونه که بیان داشتید داشتن آرای سیاسی متفاوت و دیدگاه بینشی متفاوت حوزوی جناب ایشان با خود را هرگز به معانی دیگر به حساب نیاورده و ذره ای از حس دوستی و موددت و تکریم ما خارج نبوده و نخواهد بود هر چند در بحثهای مختلف آرا و نظرات هر کدام ما در این چند سال ابرام و استحکام داشته و برداشت و نظر خود را صحیح تشخیص و ادامه دادیم و هرگز ظاهر سازی و ظاهر فریبی پیشه ننمودیم و خدای را شاهد و ناظر بر اعمال و کردار خویش دانسته و جز حب و دوستی در ذات خویش چیز دیگری در نظر و رفتار نداشته و نخواهیم داشت .

البته در این بیست و اندی سالی که شخصا ایشان را شناخته و سخنرانیهای ایشان را بارها گوش کرده بودم و در بیشتر مواقع اصلا" همراه فکری ایشان نبوده و نیستم و اکنون نیز نقد و نظر خود را داشته و دارم ولی اندکی از احترام و تکریم به مقام شامخ حضرت ایشان را بر خود فرض دانسته که کوتاهی روا ندارم و واجب التکریم می دانم .

در هر حال ایشان نیز مشابه بسیاری از علمای بلاد ما موجب فخر و مباهات ما در سراسر کشور هستند و توفیق روز افزون ایشان را از درگاه احدیت مسئلت دارم .من الله التوفیق»

پاسخ دامنه : به نام خدا. سلام من هم به تو مهندس که هم دستی در کار داری و هم پنجه ای  در قلم و هم رنجه ای در مطالعات و گنجه ای در میان مردم. ممنونم از لطف تو بر دامنه و افزوده ات بر این پست. چون با تبلت دارم پست می ذارم پاسخ و تابپ کردنم شاق است و پس پوزش.

دوشنبه ٢۱ تیر ۱۳٩٥ ، ٥:٥٥ ‎ب.ظ

پست 2965 : به نام خدا

قم. میدان آستانه ی حرم حضرت معصومه (س). سال 1371. از راست: حسن آهنگر دارابی. هادی آهنگر دارابی. دامنه. سیدعلی اصغر شفیعی دارابی

مشهد مقدس. سال 1359. باغ وحش وکیل آیاد. از راست: دامنه. سیدرسول هاشمی دارابی. احمد نصیری. احمد شیردل دارابی.  موسی رجبی دارابی. جعفر رجبی دارابی. عیسی رمضانی دارابی (مرحوم مرتضی)

دوشنبه ٢۱ تیر ۱۳٩٥ ، ۱۱:۱۳ ‎ق.ظ

به قلم    دامنه

پست 2964 : به نام خدا. امروز در سلسله مباحث متداول دامنه در باره ی روحانیت دارابکلا، به معرفی مختصر جناب حجة الاسلام والمسلمین سیدحسین شفیعی دارابی، یکی از چند چهره ی شاخص روحانیون دارابکلا می پردازم.

این روحانی مشهور دارابکلایی، از یک خاندان سادات بسیار مذهبی، مشهور و مورد وثوق مردم و از پدر و مادری مؤمن و متدیّن و مورد احترام مردم دارابکلا برخاسته اند. گرچه والدین کرام شان را در همان اَوان، از دست داده اند ولی در غیاب دردناک آنان، زندگی خویش را با نهایت تلاش و جهاد، سامان دینی و علمی دادنده اند تا حدّی که به نظرم، گویی به اجتهاد هم رسیده اند.

ایشان به مدَد برادر مؤمن و انقلابی شان جناب حاج کبل سید محمد شفیعی دارابی، حیات خود را امتداد داده اند و الّا ممکن بود از فرط فشار فقر و تنگدستی دوره ی سخت کودکی و نوجوانی، بی پناه و بی حامی می ماندند. اما دست تقدیر خدای باری تعالی و دیده ی تدبیر برادر دلسوز و والا، که خود از وی به «سایه سار پدر» تعبیر می کنند، راه ایشان را به حوزه و طلبگی و کسوت خطابة و روحانیت و کتابت کشاند.

ایشان نیز مانند بیشتر روحانیون دارابکلا، طلبگی را ابتدا نزد مرحوم آیة الله آقا دارابکلایی تبرّک و تلمّذ کردند و آن گاه به قم هجرت کردند. من در 2 سال قبل یعنی 18 خرداد 1393 (در پست 205 اینجا) اتوبیوگرافی _یعنی زندگی نامه ی خودنوشت_ ایشان را منتشر کرده بودم که در این پست، از شرح مجدد تحصیلات و اساتید و پژوهش های شان می گذرم.

اما من ایشان را این گونه می شناسم: به لحاظ اخلاق رفتاری، شخصیتی مهربان، خوش روحیه، گرم گیرنده، خوش کلام، اُنس پذیر، خوش مَشرب و پُرجذبه و در یک کلام مؤمنانه و متشرّعانه دارند و سعی می کنند آشنایی های مقدّماتی را تا می توانند به دوستی های ماندگار برسانند. این از برجسته ترین روحیات طلبگی و اخلاقی ایشان است که کمتر در روحانیون پدید می آید. شاید آن طعم تلخی را که در اَوان کودکی _با از دست دادن والدین خویش_ در زندگی چشیده اند، او را فردی مهربان و غمخوار یاران و هواخواه دوستان بارآورده است. بگذرم.

یکی از برجسته ترین ویژگی اجتماعی ایشان این است که میان ایشان و اخوی گرامی شان یک نوع ربط معنوی و عاطفی و محبت مانای خاصی وجود دارد که برای من بشدّت دارای اهمیت و حتی سوژه ای برای مطالعه و مصاحبه است و من روزی این کار کاوشگری و رایزنی مطالعاتی را حتما" به انجام می رسانم تا سرمشقی برای روابط میان برادران و خویشاوندان در صحنه ی اجتماعی و خانوادگی گردد.

یک زاویه ی این ربط را من می گویم و آن این است ار بس میان این دو برادر حُبّ و ودّ حاکم است  که من همیشه در تصوّرم این گونه ترسیم می شود که میان ایشان و برادرش حاج کبل سید محمد (که در 31 اردیبهشت 1395 در پست 2904 اینجا وی را معرفی کرده ام) گویی یک روحِ نگه دار؛ نگه داری می شود. هر گاه این برادر را می بینم، گویی در جِلدش آن برادر دیده می شود و هر گاه آن برادر را می بینم گویی این برادر، در پوست و روحش نمایان است. من این دو را هر جا و هر کجا، گویی در یکجا می بینم. من، این گونه می بینم این دو را. اگر عیب است _که نیست_ از دیده ی من است و اگر حُسن است _که هست_ از برداشت من است. گویی هم اخوان هم اند، هم اَخلّای هم اند و هم دو کالبدی از دو روح در هم تنیده ی هم. و این هم در این دنیای پربلا و بلیّه ها و دوری ها و تنش ها و توپ و تشرها، کم بهایی نیست که دو برادر، این گونه خلیل و وَدود هم باشند.

اما ربط او با من و خط سیاسی او چگونه است؟ این گونه:

الف: ربط ایشان به من: ایشان چون یک روحانی سرشناس دارابکلا بوده و هستند و از همان آغاز انقلاب اسلامی به مسائل سیاسی و اجتماعی و دینی این روستا آگاهی داشته و دارند و نسبت به آن احساس مسؤولیت کرده و می کنند، از این رو مورد توجه ی سیاسیون و انقلابیون محل از جمله من قرار گرفتند و کماکان با ایشان ربط داشته و دارم. ربط ایشان اما به من این گونه است: به لحاظ عاطفی و روابط رفتاری، خیلی به من محبت و علاقه و دلسوزی و حتی می نوانم بگویم دوستیِ صمیمی نشان داده و می دهند. و بر من نیز عیان و ثابت گردیده واقعا" به من این گونه اند. شواهد و قرائن هم موجودند. و به همین مقدار و حتی بسی بیشتر، من هم به وی اُنس، ارادت و علاقه ی عاطفی و اخلاقی دارم و حتی هنوز مسائل اختلافی موجب نگشته است که من ارادتم به ایشان زائل و زدوده گردد. زیرا ارادتم از نهادم برخاسته است و نمی شود نهاد قلب و دل را بآسانی برهم زد و ویران ساخت؛ چرا که دوستی ها را نمی توان با حاشیه های زودگذر، زُدود و به وزن اَرزن آن را ارزان ساخت.

اما به لحاظ فکری و سیاسی با برخی از باورهای من در زمینه های سیاسی و دینی و... مخالفت دارند و منتقد من هستند و این نقّادی ها را به منطق قلم و به شیوه ی پذیرا، به صحنه ی دامنه هم آوردند و حتی در یکی از منبرهای محرم سال 1392، در غیاب من، بر زبان شان جاری نموده اند که من بر آن شش نقد و حمله ی تند و تعجّب برانگیزشان، دوستانه و رُک در دامنه گلایه بُردم که از آن بگذرم. و علاوه بر آن در طی دو سال دامنه نویسی مداوم ایشان در دامنه، من نیز بر پاره ای از متون و تحلیلهای شان و نیز ایرادات خاصی که بر من وارد می کردند، پاسخ دوستانه و بی تعارف داده ام. بگذرم که ایشان از چند ماه پیش اساسا" _بنا بر دلایل و عللی که خود بر آن واقف اند و من کلا" از آن بی اطلاع_ با دامنه وداع کردند و دامنه نویسی را ترک نمودند. اما من از همین برکت حضورشان در فضای مَجازی (ابتدا با مستعار محسن دارابی و سپس با عنوان حقیقی شان) دریافته بودم که ایشان هم اهل قلم اند و هم توانمند در سخن. هم خستگی ناپذیرند و هم دانشمند. هم ظرفیت دارند و هم ظرافت را می دانند. هم خویشتندارند و هم در پاره ای اوقات، زودرنج و ضربه پذیر احساسات. که شاید همین آفَت، موجب آن تصمیم نادرست شان در ترک دامنی نویسی گردید که البته من هرگز به هیچ کس در دامنه، اِلحاح نمی برم برای هر گونه نوشتن و حضورداشتن.

ب: خط سیاسی ایشان. اولا" ایشان را ذونظر می دانم و نیز باذکاوت. شخصیتی صاحب فضل و دانش و گرایش و ارزش می دانم و نیز باحرارت. داخل در متن سیاسات می دانم و باحلاوت. لذا، برای پرهیز از اِطناب، فقط در سه سطح این بحث را با نظر خودم مستند می سازم و بس:

در سطح دارابکلا: ایشان از همان بَدو، در سال 1358، با جناح راست دارابکلا (که البته تمامی آنها به مراتب رفیق و دوست و همسنگر من نیز هستند و رابطه ی مان با هم درهم تنیده و گرم و آرام است) و با تشکیلات آنها همخوان و همراه بودند و به تعبیر من، مُرشد اول شان بوده و هستند و هنوز نیز بر فضای محفل آنها و ایشان، عطر تحلیل وی، نُطق کلام وی و مواضع متعدّد وی، فشان است و فَخار. و ایشان نیز همیشه با همین تعداد خاص محل، مشاوره و جلوس و نسشت و برخاست داشته و دارند.

در سطح کشور: ضمن احترام به آزادفکری شان، باید بگویم ایشان یکی از برجسته های جریان تفکری آیة الله محمدتقی مصباح یزدی اند. بر همگان آشکار است که آیة الله آقای مصباح یزدی به عنوان یکی از مهمترین بزرگان فکری حوزه ی قم، در درون جمهوری اسلامی و پیشتر از آن در درون انقلاب اسلامی، دارای چه اندیشه ها و آرایی بوده و هست. و جناب حجة الاسلام والمسلمین سیدحسین شفیعی دارابی ایشان را استاد اعظم خود می دانند و بر وی بسیار ارادت و اقتداء می برند و این را از آن رو گفتم که نشان داده باشم سمت و سوی فکری شان چیست. نه آن که بگویم چرا این است؟ و یا این،عیب است.

در سطح دامنه: توفیق داشتم در دامنه، 111 متن ایشان را پست کنم و همه ی این متون وی را در همان حین بدقت می کاویدم و می خواندم و در پاره ای هم ورود می کردم و پاسخی می نگاشتم. (که البته بعد از وداع با دامنه، دیگر من بی نصیب شدم از خواندن نوشته های بعدی ایشان). اما از تحلیل محتوای آنچه در دامنه نوشته بودند، مشخص کرده ام که ایشان، هم دارای تفکر از نوع جناح راست اند و هم گرایش به آنان دارند و هم حامی آنان اند و هم در اوج آن به سرحلقه ی جریان فکری خاص یعنی موسسه ی آیة الله محمدتقی مصباح یزدی متّصل و همراه اند. و این را من نه ایراد می دانم و نه نقص. ولی نقد بر آرای وی را همیشه برای خود حق و ناشی از نعمت آزادی می دانم.

آخر کلام و ختم بیانم این است: به ایشان هم احترام و ارادت خاص دارم و هم نقد و انتقاد و گلایه های دوستانه ی تامّ. و خرسندم اگر از اَخلّای ان شاء الله باتقوای اندک و ناچیز، در پیشگاه ایشان محسوب گردم. خدا ان شاء الله، بر دو دل من و ایشان، همچنان بارقه ی امید و باران حُبّ و وَدّ ببارَد. با پوزش و طلب مَکرمت و اِکرام.

حجة الاسلام والمسلمین سیدحسین شفیعی دارابی. داخل مسجد تنعیم _مسجد عمره_ در مکه. 12 مهر 1394. (لازم به ذکر است در دامنه طی دو سال اخیر 111 متن نوشته ی ایشان و نیز عکس های متعددی از ایشان درج و منتشر شده بود با این کد بایگانی: («مسائل حجة الاسلام سیدحسین شفیعی دارابی» اینجا)

جناب حاج کبل سید محمد شفیعی دارابی در فصل دروی گندم دارابکلا در سوم تیر ماه 1395. عکاس این عکس جناب حاج حسین رنگین کمان

دوشنبه ٢۱ تیر ۱۳٩٥ ، ۱۱:۱٢ ‎ق.ظ

پست 2963 : به نام خدا. امروز 21 تیر، به مناسبت سالگرد شیخ محمد عبده (۱۸۴۹ _ ۱۹۰۵۵) مفتی بزرگ مصر، شاگرد سیدجمال الدین اسدآبادی، شارح نهج البلاغه، سرسلسله ی اصلاح فکر دینی در اهل سنت؛ مقاله ای از حجة الاسلام والمسلمین سیدهادی خسروشاهی در ادامه ی مطلب ارائه دادم. یاد آن مرد بزرگ و روشنگر جهان اسلام گرامی و جاوید باد.

مرحوم شیخ محمد عبده


ادامۀ مطلب
دوشنبه ٢۱ تیر ۱۳٩٥ ، ۱۱:۱۱ ‎ق.ظ

به قلم حجة الاسلام    محمدجواد غلامی 32

پست 2962 : «هنر و زیبایی ۱۵. به نام خدا، ب) زیبایی واقعی:

«زیبایی واقعی» یا زیبایی دنیوی و ظاهری که با چشم می بینیم و درک می کنیم در حقیقت تجلی ای از زیبایی حقیقی است. قرآن، این زیبایی را به چشم عودت می دهد که به عنوان نشانه واقعی پروردگار بدان توجه کند؛ نشانه ها و آیه هایی که در صورت رجوع به باطن آنها و اسیر نشدن در ظواهر، زیبایی عمیق تر و اصیل تری به نام  «زیبایی حقیقی» امور  را به هر انسانی نشان داده و او را بدان هدایت می کند. اما اگر کسی اسیر این زیبایی شود، از درک آن(زیبایی حقیقی) باز می ماند.

اساسا" زیبایی واقعی متغیر، متکثر، متداعی(یعنی در سطح پایینی قرار دارد و قابل تصور ماست) و محسوس است؛ یعنی اگر چه جلوه ای از حقیقت است اما به علت ناپایداری به زودی طراوت و شادابی خود را از دست می دهد :

گل همین پنج روز و شش روز باید       وین گلستان همیشه خوش باشد.

آن گلستان معنوی همیشه هست، اما گلستان مادی چطور؟ البته این زیبایی در همه دوره ها و همه زمانها مورد اعتراف انسانها بوده است و از سوی همه افراد، زیبایی کوه و دریا و پرنده مورد تایید قرار گرفته است.»

نمایی زیبا از دماوند سربلند ایران

دوشنبه ٢۱ تیر ۱۳٩٥ ، ۱۱:٠٩ ‎ق.ظ

پست 2961 : به نام خدا. متن نقلی. از استاد شهید مرتضی مطهری: «مجتهد واقعی چه کسی است؟ اساساً «رمز اجتهاد» در تطبیق دستورات کلى با مسائل جدید و حوادث متغیّر است. مجتهد واقعى آن است که این رمز را به دست آورده باشد، توجه داشته باشد که موضوعات چگونه تغییر مى‌کند و بالتّبع حکم آنها عوض مى‌شود. 

تنها در مسائل کهنه و فکرشده فکر کردن و حداکثر یک «علَى الاَقوى‏» را تبدیل به «علَى الاَحوَط» کردن و یا یک «علَى الاحوَط» را تبدیل به «علَى الاَقوى» کردن هنرى نیست و این همه جار و جنجال لازم ندارد. (منبع: استاد مطهری، ده گفتار، ص120)

متفکّر شهید آیة الله مرتضی مطهری

 
دوشنبه ٢۱ تیر ۱۳٩٥ ، ۱۱:٠٧ ‎ق.ظ

پست 2960 : به نام خدا. اندیشه های شهید آیة الله مرتضی مطهری

ترسیم آزادفکری و تفریق آن از موج گرایی و سنّت گرایی منفی

دوشنبه ٢۱ تیر ۱۳٩٥ ، ۱۱:٠٦ ‎ق.ظ

انتخاب    دامنه

پست 2959 : به نام خدا. جالینوس پزشک، فیلسوف یونان باستان می گفت: «من طعام می  خورم که زنده بمانم، اما دیگران می خواهند زنده بمانند تا بخورند.»

عجیب شد دنیا. ما که کودک بودیم روی کوب می خوابیدم و سر بر کلوخ

دوشنبه ٢۱ تیر ۱۳٩٥ ، ۱۱:٠٥ ‎ق.ظ

به ذوق    دامنه

پست 2958 : به نام خدا. در مثنوی مولوی، دفتر دوم، بیت 228، این مصرع می درخشد که از  پایه های زندگی اعتقادی ست؛ هم در لزوم مرزبندی ها، هم در حفظ حریم ها و هم در برائت جستن از دشمن ها. این سخن سدید مولوی، یعنی دلیل محکم داشتن در این مسیرها و اما و اگر نکردن ها:

هر عَداوت را سبَب باید سنَد

و امیرالمؤمنین امام علی _علیه السّلام_ چه عالی فرموده اند: «هزار دوست و همنشین بسیار نیست. ولی یک دشمن برای آدمی البته زیاد است.» (منبع : امالی صدوق، ص397)

حتما" در خشم خرس هم، سبب باید سند

یکشنبه ٢٠ تیر ۱۳٩٥ ، ۱٠:۳٥ ‎ب.ظ

پست 2957 : به نام خدا.

سال 1383. به سمت زیارت امام رضا (ع) عکاس: مهندس عاصم طالبی دارابی

یکشنبه ٢٠ تیر ۱۳٩٥ ، ٩:٥۸ ‎ب.ظ

به قلم    دامنه

پست 2956 : به نام خدا. این آیه ی قرآن، فرمول اصلی زندگی ست. انسان هایی که جدا از خدا  نیستند، از بدخواهان نمی هراسند و ذرّه ای به آنان تمایل نمی کنند. اساسا" زندگی توحیدی، زندگی بی نیازی از اَغیار و زشت خویان است:

«الَّذِینَ قَالَ لَهُمُ النَّاسُ إِنَّ النَّاسَ قَدْ جَمَعُوا لَکُمْ فَاخْشَوْهُمْ فَزَادَهُمْ إِیمَانًا وَقَالُوا حَسْبُنَا اللَّهُ وَنِعْمَ الْوَکِیلُ»:

اینها کسانی بودند که (بعضی از) مردم، به آنها گفتند: «مردم (لشکر دشمن) برای (حمله به) شما اجتماع کرده‏ اند؛ از آنها بترسید!» اما این سخن بر ایمانشان افزود؛ و گفتند: «خدا ما را کافی است و بهترین حامی ما است. (آل عمران. آیۀ 173، ترجمۀ آیة الله مکارم شیرازی)

اتّکال به خدا کافی ست

یکشنبه ٢٠ تیر ۱۳٩٥ ، ٩:٥٠ ‎ب.ظ

پست 2955 : به نام خدا. این تصویر دلنشین حرم امام رضا علیه السّلام، دقایق پیش از سوی  جناب حجة الاسلام سیدمحمد شفیعی دارابی (حاج سیدتقی) از مشهد مقدس، به دامنه اهداء شده است؛ که تقدیم می کنم به همه ی دل هایی که برای زیارت آن امام رئوف و رضای آل محمد (ص) می تپد. حرمی که مَلجاء و پناهگاه همه ی دلبستگان به آن مولای عظیم الشّان است. دل که راهی آنجا شود، خود زیارت است و تجدید خاطرات.

حرم امام رضا (ع). از طرف بست شیرازی. گنبد طلایی امام (ع) و گنبد سبز مسجد گوهرشاد

یکشنبه ٢٠ تیر ۱۳٩٥ ، ۸:۳٦ ‎ب.ظ

به قلم    دامنه

پست 2954 : به نام خدا. امروز بیستم تیر 1395 داشتم از میدان مرحوم آیة الله میرزای قمی (از مشهورترین فقیهان شیعه و از برترین عالِمان علم اصول قرن 12 قمری) در منطقه ی آذر قم، می گذشتم و به جایی می رفتم که در پشت چراغ قرمز که آنی سبز هم شده بود، چشمم به این پشت نوشته ی ماشین نیسان خورد و فی الفور عکسی انداختم که نکته ای ست به مُدپوشان و مُدگرایان:

به مُد پوشان عالَم بگویید   که آخرین مُد، کفَن است

پشت نوشتۀ ماشین. قم. میدان میرزای قمی. بیستم تیر ۱۳۹۵

یکشنبه ٢٠ تیر ۱۳٩٥ ، ۸:۱٥ ‎ب.ظ

به قلم حجة الاسلام    شفیعی مازندرانی 143

پست 2953 : «اسباب  گریز از سلطه ی شیطان   :و  دفع  شرور :

یاد خدا  ، قرائت  قرآن  ،  وضوی ناب

تسبیح فاطمه ، ( س ) صلواتی که  رو سپید

چون   استعاذه ، نافله  اللیل عرش کیش

غفران طلب نمودن  انسان  پر امید

ابلیس را   زعرصه  ی تو دور می کند

زین راه  ،  می توان به در  عرش ، پر کشید

بر دفع فتنه ، دفع  شرور اند  ، سود مند

زین  جام  ها سرور دل  و جان شود  پدید

یکشنبه ٢٠ تیر ۱۳٩٥ ، ۸:٠٦ ‎ب.ظ

پست 2952 : به نام خدا. اندیشه های شهید آیة الله مرتضی مطهری

تاکید بر سعادت از راه عمل به تکلیف

یکشنبه ٢٠ تیر ۱۳٩٥ ، ۸:٠٥ ‎ب.ظ

پست 2951 : به نام خدا. توضیح دامنه. قبلا" در 23 خرداد 1395 در پست 2678 اینجا مرحوم  حجة الاسلام والمسلمین حاج شیخ هادی مهاجری دارابی را معرفی و تجلیل نموده بودم. الآن توفیق شد تصویری دیگر از آن روحانی مشهور و خطیب بزرگ، از فرزند گرامی شان جناب حجة الاسلام والمسلمین محمدجواد مهاجری به دامنه هدیه گردد. ضمن سلام و تشکر، یادشان را مجددا" گرامی می دارم.

مرحوم حجة الاسلام  والمسلمین حاج شیخ هادی مهاجری از مفاخر بزرگ دارابکلا

شنبه ۱٩ تیر ۱۳٩٥ ، ٧:٥٧ ‎ب.ظ

به قلم دامنه

پست 2950 : به نام خدا. این خبر و اطلاعیه را از آن رو انعکاس می دهم تا دل محزون و پدر از  دست داده ی رفیقم مهندس محمد عبدی سنه کوهی پس چهل شبانه روز درد فراق، تا حدّی التیام یابد و نیز یاد مرحوم پدر مؤمن و انقلابی اش حاج شعبان عبدی سنه کوهی که همکار و غمخوار روانشاد یوسف رزاقی بود، گرامی داشته شود.

خدا ایشان را که بسی زحمتکش بود و با ایمان، رحمت کناد

شنبه ۱٩ تیر ۱۳٩٥ ، ٧:٥٦ ‎ب.ظ

به قلم حجة الاسلام    مالک رجبی دارابی 112

پست 2949 : «بسم الله یا مَنِ اسمُهُ دَواءٌو ذِ کرُهُ شِفاءٌ. سلام جناب آقای طالبی . در راستایپست 2946 اینجا در معرفی مرحوم آق میراحمد موسوی دارابی؛ یکی از دوستانم در زمان حیات مرحوم مغفور میر احمد موسوی دچار مریضی سختی شد . و همیشه بی حال بودند نه می توانست راه برود و نه می توانست بنشیند و..... این مریضی تا دو ماه طول کشید . نزد دکترهای مختلف رفت ولی معالجه نشده بود . تا اینکه یکی از فامیلان مریض آمدند نزد مرحوم میر احمد موسوی  جهت دریافت نسخه ی شفاء. و آن مرحوم جهت استشفای مریض منظور دستورات لازم را ارائه دادند . و آن دستورات لازم را برای مریض عملی کردند و آن مریض در ظرف یک روز یا کمتر از یک روز شفاء پیدا کرد.

این جریان را بنده از اول مریضی تا زمان شفاء آن مریض شاهد بودم و کاملاً اِشراف داشتم و تائید می کنم. برای آن مرحوم فاتحه ایی قرائت می کنم . و برای فرزندان آن مرحوم طول عمر و سلامتی را از خداوند متعال مسئلت دارم . موفق باشید . ۱۹ تیر ماه ۱۳۹۵ برابر با ۴ شوال المکرم ۱۴۳۷ ه ق ساعت ۷ بعد از ظهر دارابکلاء»

پاسخ دامنه : به نام خدا. سلام من هم به شما جناب حجة الاسلام شیخ مالک. بسیار ممنونم  به پست معرفی و تجلیل آن مرحوم، یک نمونه ی بیّن و عینی مثال آوردی که خود درس و یادآوری ست به برخی از رموز و اَسرار هستی که تحلیل مادّی نمی پذیرد و باید به ماورای عالَم باور داشت تا به آن رو نمود. روایت داستان واقعی شما جالب بود برای من.

شنبه ۱٩ تیر ۱۳٩٥ ، ٧:٥٥ ‎ب.ظ

پست 2948 :به قلم یک ایرانی. به نام خدا. توضیح دامنه : این متن کوتاه را از آن نظر پست  نمودم تا هم از بازتاب مثبت و خوشآیند و فوری متنم در باره ی مرحوم آق میراحمد موسوی دارابی واقع در پست 2946 اینجا، مطلع شویم، و هم دانسته باشیم شهروندان غیر دارابکلایی نیز با پاره ای از مؤمنان رئوف و مشهور دارابکلا، همآوایی و دلبستگی و پیوستگی دارند. متن ایشان که خود را معرفی ننمودند اما ضمایر متنش، حاکی ست از بیرون محل به قضایا نگاه کرده اند، چنین است و من نیز ضمن سلام به وی که ایرانی خطابش نموده ام، ممنونم به این نکته اش و روح آغشته ی شان به این گونه معنابینی های بزرگان محل مان:

«باسلام و احترام. خداوند این سید والامقام و افتخار شهرتان را مایه رحمت خویش قرار دهد انشاءالله. باتشکر از شما که بااین مطالب،بزرگان ما را به جوانترها معرفی میکنید.»

شنبه ۱٩ تیر ۱۳٩٥ ، ٧:٥٥ ‎ب.ظ

به قلم حجة الاسلام   محمدجواد غلامی 31

پست 2947 : «هنر و زیبایی ۱۴. به نام خدا. انسان همواره با زیبایی در ارتباط مستمر به سر می برد، در حالی که در هنر جدید، زیبایی اساسا" شرط شمرده نمی شود و هر پدیده جدیدی را هنر نامیده اند، ولی هنری که ما به آن معتقدیم چنین نیست.

در ارتباط زیبایی با هنر حالات مختلفی وجود دارد که می توان سه نوع زیبایی( براساس استخراج یکی از بزرگان از قرآن) را از هم متمایز کرد.

الف) زیبایی حقیقی: زیبایی حقیقی که از آن به زیبایی اخروی یا باطنی هم یاد شده است. در قرآن مجید، زیبایی بهشت به عنوان زیبایی حقیقی شناسانده شده و جهان آخرت به عنوان دنیایی زیبا معرفی شده است. البته معنای این سخن، نازیبا بودن دنیای مادی نیست بلکه نوعی تاکید بر «نگاه بهشتی» به هستی است. دنیا را با نگاه بهشت باید نگریست و زیبایی را در باطن آن دید « زیبایی حقیقی» پایدار است و کسی که آن را درک کند، هیچ گاه اسیر زیبایی مادی زودگذر نمی شود. لذا قرآن می گوید: وقتی مؤمنی وارد بهشت می شود، می گوید مشابه بهشت را دیده ام و نشان می دهد؛ آنها چشم حقیقت بین داشته اند و در بهشت هم چیز تازه ای برای ایشان نیست، حتی اگر هم تازه است مشابه آن دیده شده است.

بی تردید زیبایی حقیقتی «متعالی» است؛ یعنی انسان واقعی با آنها سر و کار دارد و لذت ناشی از آن یک لذت دائم است و انسان از طریق آن دچار « بهجت» می شود؛ یعنی وقتی که زیبایی حقیقی را حس می کنیم آن را همواره دوست خواهیم داشت.»

سکونت در بهشت خدا، آرزوی هر مؤمنی ست

شنبه ۱٩ تیر ۱۳٩٥ ، ۱۱:٥٩ ‎ق.ظ

 پست 2946 : به قلم  دامنه.  به نام خدا. امروز به معرفی و تجلیل از این مرد با شخصیت و مورد وثوق مردم محل و منطقه می پردازم. یعنی مرحوم آق میراحمد موسوی دارابی.

این که اگر اول از همه بگویم آن مرحوم از ثقات و سادات قابل احترام و نیز مورد اِتّکای مردم محل و نقاط مختلف ایران بودند، حق مطلب را به اَحسَن وجه اَداء کرده ام. مردی مؤمن و در عین حال عجین با مردم. مردی با ذکر و راز و نیاز و نماز و در عین حال آغشته به کار و کشاورزی و دمخوری با خاک زمین و باغ. مردی شوخ طبع متین و در عین حال اهل دل و اجتماع و آداب و رسوم.

با او شخصا" بارها و بارها خاطره دارم و دیالوگ های کوتاه و صمیمانه ای که میان من و او بوده را هنوز از بَرم. حقیقتا" با مردم و جوانان بسیار مهربانی داشتند.

با او مانوس و خیلی راحت بودم. با شوخی های جالبی که او با ما می کرد. چون از دوره ی جوانی با فرزندانش آقاسیدرضا و آق میرهادی دوست بوده و هستم، _و خوشبختانه طی چند سال اخیر به این دوستی ام، فرزند دیگرش آق سیدمحمد وکیل گرامی، هم افزوده شد_ به بیت شان، آمد و شدهایی داشتم. و از همین رو با آن مرحوم نزدیک و صمیمی و دارای گپ و گفت های خاص بودم. و ایشان نیز بر من دستی نوازشگر و روحی محبت آمیز داشتند و دائم خاندان مادری و پدری ام را یاد و تجلیل می کردند.

از این رو هنوز وی را فراموش نکرده ام. چه آن زمان هایی که در مسجد می نشستند و چه آن ایام و ساعاتی  که در تکیه ی بالا، تکیه می دادند، چه آن گاه گاهی در بیت شان دیداری با ایشان رخ می نمود و چه اغلب وقت ها که در کوچه و خیابان با ایشان تلاقی می کردم، وی را مردی خوشگو، خوشرو و سرشار از محبت و اشتیاق به افراد و شهروندان و خصوصا" خودم می یافتم.

این که ایشان را یاد می کنم و تجلیل می نمایم تا از اذهان فراموش نگردند، از این روست؛ که شخصیتی شاخص و مؤمنی معتمد و یک دارابکلایی اهل دل و ذکر بودند. و مهمتر این که با اعتقادات خاصی که مردم محل و منطقه و برخی از نقاط و جای جای ایران، به ایشان داشتند؛ از وی طلب نوشتن دعا می کردند.

ایشان هم خالصانه و بر اساس سندها و کتُب معتبر دینی، دعاهای شفا و دفع بلایا و برآوردن نیازها و حتی اولادآوری و ... در حقّ آنان می نگاشتند. و من تا جایی که باخبرم، اغلب هم به نتیجه می رسیدند و دعایش را مُثمر تلقی می کردند و به همین خاطر، حلقه ی اتّصال با وی را نمی بُریدند و همه ساله و یا کمتر و بیشتر، نزدش می آمدند و باز نیز استمداد می جستند و نزدش حاجات را مطرح و توسّلات تازه تر می خواستند.

در آخر بگویم سجایای اخلاقی این مردِ بزرگ و معنوی محل _که باید توسط نسل های جدید مطالعه شود و الگوبرداری گردد_ بسیار والاست و روح آن مرحوم باید از ماها خشنود باشد. و من به تک تک فرزندان گرامی اش، بابت گرامی داشتن قدر و منزلت چنین پدری قابل احترام و معنوی، نه فقط در حیات که پس از درگذشت شان، سپاسگزارم و به همسر زحمتکش و بسیار نجیب و مؤمنه ی ایشان سلام و درود دارم.

آنچه نوشتم بر مبنای حافظه ی شخصی و اطلاعات ذخیره ی خودم نوشتم. بنا بر این، به همین مقدار بسنده نمودم.

مرحوم میر احمد موسوی دارابی یکی از معتمدین و سادات مشهور دارابکلا. از دوست گرامی ام جناب آقا سید محمد موسوی دارابی فرزند شایستۀ ایشان که در هدیۀ این تصویر به دامنه، مرا یاری کرده اند ممنونم

شنبه ۱٩ تیر ۱۳٩٥ ، ۱۱:٥٩ ‎ق.ظ

به قلم    دامنه

پست 2945 : به نام خدا. این تصویر زیر را یکی از دامنه خوانان به دامنه داده بی آن که چیزی در  باره ی آن بنویسد. من عینا" منعکس می کنم/ اما با یک جمله ام:  وقتی زن مجبورا" و یا از فرط فقر، به کارهای شاقّ و طاقت فرسا واداشته می شود، همۀ لطافت ها و عطر دلرّبای زندگی خدشه دار می شود، زیرا زن زینت زندگی و روح خانواده و خانه است. تمام.

دل دامنه، به شدّتِ اشک، با توست؛ تویی که به این کار سخت و شاقّ واداشته شدی

شنبه ۱٩ تیر ۱۳٩٥ ، ۱۱:٥۸ ‎ق.ظ

به قلم سید ادریس    صبّاغ دارابی

پست 2944 : «سلام کربلایی ابراهیم. ممنون کربلایی. انشالله همیشه سالم وسلامت باشید .این رویه دامنه خیلی تاثیرگزار است. تشکر فراوان بابت (پست 2940 اینجا) برای موسسه.»

شنبه ۱٩ تیر ۱۳٩٥ ، ۱۱:٥٧ ‎ق.ظ

به قلم حجة الاسلام    شفیعی مازندرانی 142

پست 2943 : جهاد  مدافع  حرم  : 

در جهاد  عشق  و ایمان ، ای مسلمان ، فرق، نیست

دور ،  یا نزدیک  ، صحرا یا  گلستان  فرق  نیست

هر کجا دشمن کمین کرده است آن جا جبهه است

غزه و تهران ،  عراق و  شام و لبنان  فرق نیست

فتنه ، می کوبد ترا در عرصه های گونگون

بهر او هر جا تو باشی ، هر شبستان ،   فرق  نیست

در یمن  ، بحرین ، ایران وفلسطین  هر کجا

بین حضور دیو آمریکای شیطان ، فرق نیست

بهر دفع  فتنه ، با ید   هر کجا  شهپر کشید

شیعه  و سنی ، در این در ،  پیش یزدان  فرق  نیست

قبله و قرآن و فرهنگ  محمد  ( ص ) ، در خطر

حکم رهبر ،  حکم ان  دلدار پنهان  فرق  نیست

بین مسیحایت  چه می گوید : در این  سامانه  ها

حکم او عشق  است  هر  کوه و  بیابان  فرق نیست

بین  رضای آسمان ، جانا چسان  رخشان  بود

ای شفیعی ، در دفاع عشق ، سامان فرق نیست

10  / 4  / 1395 /  شفیعی مازند رانی 

شنبه ۱٩ تیر ۱۳٩٥ ، ۱۱:٥٦ ‎ق.ظ

پست 2942 : به نام خدا. اندیشه های شهید آیة الله مرتضی مطهری

تاکید بر پیشرفت و ترقّی تدریجی و بَطئی انسان

شنبه ۱٩ تیر ۱۳٩٥ ، ۱۱:٥٥ ‎ق.ظ

به قلم  دامنه

پست 2941 : به نام خدای آفریننده ی آدمی. در قسمت 5 آبای پدری مرحوم مادرم را آورده بودم  که ریشه در روستای آسور بخش ارجمند شهرستان فیروزکوه دارند؛ در این قسمت نیای مادری مرحوم مادرم را می آورم که از ناحیه پدربزرگ مادرش دارابکلایی و از ناحیه ی مادربزرگ مادرش از سادات سیکایی ست با این شجره و اَنساب:

نیا و جدّ مادری مادرم مرحوم آیة الله آق میر صالح صالحی دارابی ست؛ بنیانگذار اولین حوزة علمیۀ دارابکلا. مادربزرگ مادری مادرم مرحومه سیّده مهتاب موسوی سیکایی ست، همسر آیة الله آق  میرصالح صالحی که از سادات مکّرم و مشهور سیکای هزارجریب نکاست. شجره ی این زوج، در عکس زیر مندرج است.

پدربزرگ مادری مادرم آق سیدحسین صالحی دارابی ست که چند فرزند داشت... .

مادر مرحوم مادرم سّیده زینب صالحی دارابی ست همسر مرحوم شیخ باقر آفاقی دارابی. با سه فرزند از آن مرحوم: مهدی، زهرا (مادرم)، شیخ موسی دایی ام که در قم تحصیل می کرد و در دوره ی قیام نوّاب، مفقود شد و از سرنوشت او هنوز اطلاعی در دست نیست.

عمّّۀ مادرم مرحومه سیّده فاطمه مشهور به عمّه جان که روضه خوان و نوحه خوان و ذاکره ی اهلبیت عصمت و طهارت (ع) در مجالس مذهبی و دینی زنانه ی دارابکلا بود. و مرحوم مادرم نزد او سواد و تاریخ شفاهی اسلام و قرآن و روضه خوانی و نوحه خوانی مرثیه سُرایی و شعر آموخت و ذاکرۀ اهلبیت (ع) شد و آموزگار قرآن.

دائی مادرم مرحوم آق علی صالحی دارابی بود. پدرِ مرحومین: آق سیدمیرزاحسن صالحی، آق سیدحسین صالحی، سیده فاطمه صالحی و سیده کلثوم صالحی (مادرِ خلیل و عیسی و موسی درواری).

خالۀ مادرم مرحومه سید ننه جان بود که همسر اول مرحوم حاج محمود کارگر بود.

دو خواهر ناتنی مرحوم مادرم _یعنیخواهر از ناحیه ی مادری_ یکی مرحومه ربابه طالبی دارابی بود و یکی خاله ام سیده خدیجه عمادی _همسر مرحوم حاج محمود کارگر_ که در قید حیات هستند و تنها بازمانده ی این نسل می باشند که نزدمان محبوبیت و احترام والایی دارند.

کلا" خاندان سادات صالحی ها و موسوی ها و عمادی ها و یک بخش ار طالبی های دارابکلا، از قوم و خویشان و اَنساب مادری مرحوم مادرم هستند و خاندان آفاقی ها و شهابی ها از اَنساب  و خویشاوندان پدری ایشان. خدا بیامرزدشان.

این اَنساب نامه را در دیداری که ان شاء الله با حاج کبل سیدمحمد شفیعی دارابی خواهم نمود، تکمیل تر می نمایم.

محلی که با فلش قرمز مشخص ساختم پدربزرگ مادرم آیة الله آق میر صالح صالحی دارابی (بنیانگذار اولین حوزة علمیۀ دارابکلا) و مادربزرگ مادرم مرحومه سیّده مهتاب موسوی ست که نیای وی از سادات بزرگ سیکای هزارجریب نکاست. این شجره توسط حاج کبل سیدمحمد شفیعی دارابی از معتمدین و مشهورین دارابکلا ترسیم شده است که در این زمینه آگاهی و تخصص تجربی دارد.

روستای آسور، از توابع بخشِ ارجمند شهرستان فیروزکوه در استان تهران دارای آب و هوایی بسیار مطبوع. زادگاه آبای پدری مرحوم مادرم حاجیه مُلّا زهرا آفاقی دارابی

جمعه ۱۸ تیر ۱۳٩٥ ، ٩:٠٩ ‎ق.ظ

به قلم    دامنه

پست 2940 : به نام خدا. برای دارابکلا که یک روستایی بزرگ با جمعیت بالاست، تاسیس این گونه مؤسّسات فرهنگی و فکری، نه فقط لازم و ضروری که بسیار تاثیرگذار و امنیت بخش است. تاثیر از آن رو که بُنیه ی فکری جوانان را تقویت و نردبان صعود را مهیا می سازد و امنبت از آن روست که رفت و آمدهای خسته کننده و خطرزا به ساری و دیگر جاها برای شرکت در این گونه کلاس ها را منتفی می سازد و روستا را از نیاز به شهر مستغنی می نماید. از ایجاد این فرهنگ و بهتر است بگویم تمهید این نعمت آسان دسترسی به آموختن زبان، باید از سید ادریس سپاس داشت.

به اساس اطلاعاتی که سید ادریس، مؤسّس این مرکز در اختیارم گذاشته اند؛ کلاس های این ترم، از شنبه 19 تیر شروع می شود و الحمدلله برای این ترم پیش رو، ثبت نام خوبی در سنین مختلف صورت پذیرفت. علاوه بر زبان انگلیسی که زبان بین المللی گردیده و باید آن را آموخت، کلاس های ریاضی مختلف با محوریت آقای فاضل طالبی دارابی (داوود) در فصل های مختلف نیز برگزار می گردد.

معلمین زبان این مؤسّسه نیز، متغیّر هستند. خانم های محترم، رمضانی، آهنگر و ... از اساتید این مرکزند. معلمین ریاضی آقای فاضل طالبی دارابی مداوم هست و آقایان اعتمادیان و حسینی و ... به صورت متغیرند. البته به فراخور نیاز و ترم های خاص، از معلمین و مدرّسین مجرّب محل و شهرستان نیز دعوت به همکاری می کنند. آموزش زبان در این مؤسّسه، هم به صورت ترمیک است و هم به حالت تقویتی. نیز سیدمحمد هاشمی دارابی (سیدرسول) و خانم معظّمه آهنگر دارابی اوّلین فارغ التّحصیلان این مؤسّسه می باشند.

من با اظهار افتخار به وجود و تاسیس این نهاد آموزشی در روستا، که دو سال قبل توفیق داشتم از ساختمان آن بازدید و با دو تن از دانش پژوهان محترم و گرامی آنجا گفت و گویی داشته باشم؛ برای همه ی دست اندرکاران و دانش پژوهان این مرکز فرهنگی و آموزشی، آرزوی سلامتی، بهروزی، کسب علم، عبودیت و عبادت الهی می کنم و صمیمانه از دوست فرهیخته و آگاهم جناب سید ادریس صباغ دارابی در تاسیس و هدایت و مدیریت این مرکز بسیار سپاسگزارم. و برای همیشه ی ایّام به وی و همکارانش خداقوت می گویم.

نمایی از مؤسّسه زبان دارابِ سید ادریس صباغ دارابی. 17 تیر 1395

آقاسیدمحمد هاشمی دارابی (سیدرسول) اولین فارغ التّحصل مؤسّسه و جناب سید ادریس صباغ دارابی، بنیانگذار مؤسّسه زبان داراب. از آقاسید ادریس ممنونم که در تهیۀ این پست دامنه را در اطلاعات سوابق و تصاویر یاری دادند . بقیۀ تصاویر در ادامۀ مطلب 


ادامۀ مطلب
جمعه ۱۸ تیر ۱۳٩٥ ، ٩:٠۸ ‎ق.ظ

پست 2939 : به نام خدا.

قم. تیر 1395

جمعه ۱۸ تیر ۱۳٩٥ ، ٩:٠٧ ‎ق.ظ

به قلم حجة الاسلام    شفیعی مازندرانی 141

پست 2938 : «شهیدان مدافع حرم پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله فرمودند:  و یقول الله عزّوجلّ  انا خلیفته فی اهله و من ارضاهم فقد ارضانی و من اسخطهم فقد اسخطنی. خداوند می فرماید من جانشین (شهید) در خانواده او هستم، هر کس رضایت آنها را جلب کند، رضایت مرا جلب کرده و هر کس آنها را به خشم آورد مرا به خشم آورده است. مستدرک الوسائل، ج 11، ص 10

ای خوش آن دل ، غیر  او را یار ، نیست
در سرش جز  یاد آن سالار نیست
از زمین تا آسمان ها پَر کشان
رهبرش ،  جز حکم آن دلدار  نیست
  شاهراه عِند ربّ   ، باز است باز
جز به عاشق ، نوبت دیدار   نیست
هر کجا دشمن  کمین  کرد ه است   ، هان
جبهه حق  غیر آن  مینار     نیست  ا ...
این سرا و آن سرا جانا چه   فرق  
هیچ  فرقی اندرین  بازار نیست
هر کجا شمع  است ما پروانه ایم
قلب ما جز مخز ن الاسرار نیست
بر شهیدان حرم ،    گل بوسه ها
جز  ز عرش  حضرت دادار   نیست
از  دیار زینب  کبری است این
جان نثاران را   جز این دربار    نیست
ای شفیعی ، خوش به عشاق  الحرم   
جان شان  جز این سرا پرگار تیست
4 / 4 / 1395
جمعه ۱۸ تیر ۱۳٩٥ ، ٩:٠٦ ‎ق.ظ

پست 2937 : به نام خدا. اندیشه های شهید آیة الله مرتضی مطهری

تاکید بر رهایی از عادات و رسوم و القاب و تکلُّفات

جمعه ۱۸ تیر ۱۳٩٥ ، ٩:٠٥ ‎ق.ظ

به قلم    دامنه

پست 2936 : به نام خدا. دیشب نیز جناب کامنت گذار محترم مستعاری «یک دارابکلایی» در زیر پست 2929 به قلم دامنه، اینجا، مطالبی دیگر به مطالب قبلی اش نگاشت و به دامنه فرستاد که فقط به دلیل ناشناس بودنش از پست کردن و پخشش معذورم اما چند نکته به وی می گویم:

1- از این که یک دارابکلایی هستی و من نمی دانم که آیا در خود روستا ساکنی و یا در ساری و نکا و یا هرمزگان و فارس و بوشهر و استان بویراحمد؛ مهم آن است که بک دارابکلایی هستی. پس خرسندم که دامنه را بازمی کنی و می خوانی و حتی نظرت را می فرستی. خیلی خیلی ممنونم جناب.

2- بر من نوشتید: «گفتید که متن بنده را خوب خوانده‌اید اما ظاهراً منظور مرا خوب درک نکرده‌اید.» پاسخم این است متن شما نه فلسفی بود و نه مجعّد چون متون هگل، مگر چی نوشتی که من درک نکردم. در دَم درک کرده بودم و زاویه ی 180 درجه ای دیدت با دیدم را دریافته بودم.

3- بر من توپیدی که «اما شما و بسیاری از... فقط جلوی دماغتان را می‌بینید و فقط شعار می‌دهید و می‌خواهید رفع تکلیف کنید و گناه را از شانه خود پایین بیاندازید و با احساسات آدمها کار دارید، ولی من می‌گویم به مسئله ریشه‌ای‌تر نگاه کنیم. بیایید دلایل واقعی این رفتارها را با تحقیق و مطالعه علمی کشف کرده و آن را ریشه کن کنیم.» پاسخم این است وقتی من به قول شما تا نوک دماغم را می بینم پس به یقین از پروژه ی تحقیقات علمی و کشف واقعی شما بیرونم. ولی بدان که من می دانم شُتر در کویر، به دوردست ها می نگرد که طوفان احتمالی شن را ارزیابی کند! تا مقصد و مسیر را گم نکند.

4- من فسادهای سیاسی و اقتصادی و حتی شهواتی در حکومت از سوی بخش هایی از هر دو جناح چپ و راست را طبیعی و قابل وقوع  می دانم؛ چون بر من روشن است کارگزاران حکومت های انسانی، از قدّسین نیستند. اما معتقدم باید با پدیده ی فساد به عین داغی علی علیه السّلام بر دستان عقیل و با صلابت انقلابی و صداقت شرعی مبارزه کرد، نه مسامحه و سازش و ظاهرسازی و ساخت و پاخت های مَخوف و مُهلک. و نیز من هرگز این گونه فسادها را دستاویزی برای مَحو جمهوری اسلامی کشورم که محصول درخشان 110 سال مبارزۀ مبارزان آگاه و مجاهدت های علمای وارسته ی مجتهد است، قرار نمی دهم که بخواهم ناسپاسی کرده باشم و آن همه زیبایی هایش را از چشمم بیندازم. من فساد را به تعبیری عرَض نظام می دانم نه ذات آن و عرَض را باید از ساحت و مساحت آن زُداند و پاک کرد. نظام جمهوری اسلامی ارمغان ماست باید برای حفظ و اصلاح و بقای آن مهیا بود. آنچه نیازمند پاکسازی و دفن است فساد است، نه اصل نظام و حاصل درخشنده ی خون پاک شهیدان.

5- برای من نوشتی: «چطور شد که حدود سی و هشت سال پیش گونی پول را می‌آوردند وسط می‌گذاشتند که هر که هر چقدر نیاز دارد بردارد و کسی بیش از نیازش بر نمی‌داشت و در این طول چهار دهه حکومت اسلامی چه گذشت که کسانی که سر گونی پول دستشان است همه را به جیب مبارک سرریز کرده‌اند» جوابم این است به شما جناب، این گونی رویایی پول که می گویی، تو فقط اسمش را شنیده ای ولی من با مصداق عینی آن مثال شما یعنی شهید ذبیح الله عالی جویباری زندگی رزمی کرده ام در جبهۀ جُفیر خوزستان، آن زمان سخت سال 13611 که او فرمانده ی بسیار عارف و واصل و متقی و متواضعِ گردان مسلم بن عقیل لشگر 25 کربلای مازندران بود و من عضو داوطلبانه با لباس رزم بسیجی 17ساله از آن گردان. که تصویر یکی از نامه های تکان دهنده اش را برای مزید اطلاع در زیر آورده ام.

ممنونم از نقدت بر من. به هر حال، دیدگاه شما آن است و دیدگاه من این. و همین نشانۀ مدارای ما به هم است. هر کجایی در سلامت و موفقیت باشی باز هم در این راه خواهم نوشت.

نامه ی مهم و اخلاصگرانه ی شهید ذبیح الله عالی جویباری که کل حقوقش در  زمان نوشتن نامه، سه هزار تومان بود نه سه هزار میلیارد!

پنجشنبه ۱٧ تیر ۱۳٩٥ ، ۱٠:٥٠ ‎ق.ظ

به ذوق    دامنه

پست 2935 : به نام خدا. این دوبیتی شمارۀ 327 دیوان باباطاهر عریانِ اهلِ عرفان است که بر  ما، زمزمه ی آن بسیار لازم و آرمان است. البته که ماه رمضان، روزه داری روزهای داغ و شب زنده داری شب های ناب، بر ما آسایش بود، نه فرسایش. اما دعا به پیشگاه خدا لذتی ناب تر دارد:

از آن روزی که ما را آفریدی

به غیر از مَعصیت چیزی ندیدی

خداوندا بحقِّ هشت و چارت

ز ما بُگذر شتر دیدی ندیدی

(هشت و چهار یعنی سوگند به 14 معصوم علیهم السّلام)

شتر نیست، شترمرغه!

پنجشنبه ۱٧ تیر ۱۳٩٥ ، ۱٠:٤٩ ‎ق.ظ

به قلم حجة الاسلام    مالک رجبی دارابی 111

پست 2934 : «بسم الله یا اَهلَ العَفوِ وَالرَّحمَه با عرض سلام و احترام و ادب و ارادت مداوم .بر  همه دامنه خوانان محترم مخصوصا برادر شریف کربلایی ابراهیم مدیر وبلاک دامنه فرارسیدن عید سعید فطر بر شما و خانواده محترم مبارک باد. غرض از ایجاد مزاحمت بنده به نوبه ی خودم وهمچنین از طرف فامیلان و اقوام و خویشا ن عرض سلام و ارادتم را خدمت برادر بزرگوار و خدوم جناب آقا محمد دباغیان و همۀ همکاران زحمتکش آقای دباغیان، تقدیم می دارم . و از زحمات پِی در پِی همۀ این بزرگواران که در محل ما داشتند ستودنی است. تنها کاری که می توانم برای این دهیار محترم و همکاران دیگرشان انجام بدهم دعا است وبنده حتما دعاگوی آنها هستم. تا در ظلِّ عنایات حق ودر پناه خداوند سلامت و تندرست باشند . ارادتمند شما مالک رجبی دارابی .دومین شب شوال المکّرَم ۱۴۳۷ ه ق دارابکلا»

پاسخ دامنه : به نام خدا. سلام و تبریک من هم به شما جناب حجة الاسلام آشیخ مالک.  ممنونم از این که لطف کردید دامنه را تبریک و دعا گفتید. 

پنجشنبه ۱٧ تیر ۱۳٩٥ ، ۱٠:٤۸ ‎ق.ظ

به قلم حجة الاسلام    شفیعی مازندرانی 140

پست 2833 : «پرسش : آیا پیمبر اسلام مهر نما ز داشت ؟  پاسخ : مساله ی مهر نماز،در دوره های بعد  به عنوان  استحباب  در سنت امامان  معصوم ( ع ) درخشید  البته  پیامبر  ( ص ) جانماز حصیری داشت  وهمیشه  در نماز از آن استفاده می کرد در مجمع البیان  ج 2 / ص 122 / چاپ  اسوه آمده است : فی الحدیث : کان النبی  یسجد علی  الخمره : و هی السجاده  الصغیره من الحصیر ...در حدیث آمده است پیامبر اسلام  همیشه  سجاده ی از جنس  حصیر با خود  داشت  و روی آن نماز   می خواند»

پنجشنبه ۱٧ تیر ۱۳٩٥ ، ۱٠:٤٧ ‎ق.ظ

به قلم تنسر 105

پست 2932 : «به نام حضرت حق.سلام جناب دامنه گرامی.سخنی از معام شهید دکتر علی  شریعتی آغاز می کنم.«کسانیکه که تاریخ را مطالعه نمی کنند محکوم به تکرار آن خواهند شد.».(در راستای پست 2929 به قلم دامنه، اینجا)

در تمام طول تاریخ ،هر یک از حکومت ها،فساد و بی عدالتی و چپاول بوده ،منجر به فروپاشی گردید و نامشان در تاریخ به بدنامی ذکر شد.وهیچ نام و آثاری از خود به جا نگذاشتند. و آنانیکه عدالت گسترانیدند و برای ملت و کشورشان ارزش قائل شدند تا ابد ماندگارند. دورد بدورد»

پنجشنبه ۱٧ تیر ۱۳٩٥ ، ۱٠:٤٦ ‎ق.ظ

پست 2931 : به نام خدا. اندیشه های شهید آیة الله مرتضی مطهری

تاکید بر برکت آزادی در اجتماع

پنجشنبه ۱٧ تیر ۱۳٩٥ ، ۱٠:٤٥ ‎ق.ظ

پست 2930 : به نام خدا. عکس های ارسالی جناب یک دوست از دارابکلا در امروز چهارشنبه عید سعید فطر، 16 تیر ماه 1395. در آلبوم 85 دامنه دارابکلا: اینجا

کاوه یا همون بلال دارابکلا. آرایش نکرده است! رنگ خدایی اش است و بس! بقیه: اینجا

چهارشنبه ۱٦ تیر ۱۳٩٥ ، ٩:٢٥ ‎ب.ظ

به قلم    دامنه

پست 2929 : به نام خدا. دیشب در زیر پست 2918 اینجا؛ به قلم دامنه با عنوان «فساد جناح چپ و جناح راست نمی شناسد» چند کامنت به دامنه رسیده از جمله دو کامنت از  کامنت گذاری با مستعار «یک دارابکلایی». حتما" ایشان باخبرند که دامنه بر اساس اصول 17گانه اش، نمی تواند متن وی را پست و یا حتی به عنوان نظر در زیر آن پست منتشر کند. زیرا نه با نام و هویت حقیقی آمده است و نه حتی من او را با این عنوان استعاری می شناسم.

اما بعد؛ وی مطالبی نوشتند که من دقیق خواندم. یکی آن بوده این خوره ی فسادی که در لایه هایی از مدیریت کشور افتاده، در متن جامعه هم، مردم مان همین گونه اند. بگذرم.

من یعنی دامنه؛ حالا در اینجا خواستم این را بگویم هنوز نمرات 18 و 19 ایی که در مدرسه ی راهنمایی و متوسّطه و حتی دانشگاه، در درس تلخ و شیرین تاریخ ایران گرفته ایم، بخوبی و ششدانگ یادمان مانده است که چه فسادهایی در دستگاه های شاهان ایران وجود داشته است و چه ظلم ها و بی عدالتی ها و چپاول هایی صورت پذیرفته است. نمی دانم آیا همان ورق های امتحانی درس تاریخ مان را الآن به ستاد تصحیح اوراق امتحانات آموزش و پرورش و یا اساتید دانشگاه! بدهند؛ همان نمره های 18 و 19 ی ما را به ما می دهند!؟ که خیلی مفصّل و از حفظ _نه از روی تقلّب و دروغ_ و نیز با اوج نفرت و انزجار شدید از فساد درباریان و قدرت طلبان، به سؤالات معلم و استادمان پاسخ دقیق و راست نوشته بودیم. همین.

بیاییم جمهوری اسلامی ایران را _که ثمرۀ خون و پیام هزاران شهید گلگون کفن است_ با  قاطعیت و به حکم اسلام و قانون و نداهای دلسوزان و پاک سیرتان، از دست عده ای اهریمنِ دزد و اختلاس گر رمّال و میراثخوار فریبکار و اشرافیت مدرن، نجات دهیم.

دزد، دزد است؛ چه از جناح راست باشد و چه از جناح چپ. چه مثلا" میانه و چه آن باند و جریان. فساد به محض آن که از هر دسته و گروهی بروز کرد باید از ساحت حکومت دفن گردد و هر آنچه غارت کرده اند کامل و تمام به بیت المال مسترد شود. باز هم در این راه خواهم نوشت.

زن محروم و نیازمند روستایی در منطقه فیروزآباد کرمانشاه؛ فقط یخ است یخچال و یک حلب روغن. یخ شدم هنگامی که این عکس را دیدم و بر خودم لرزیدم

چهارشنبه ۱٦ تیر ۱۳٩٥ ، ٥:٥٥ ‎ب.ظ

پست 2928 : به نام خدا. از رهبر معظم انقلاب بشنویم. «پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر مقام معظم رهبری: «رهبر انقلاب اسلامی در بخش پایانی خطبه دوم نماز عید فطر، به موضوع حقوق ها و برداشت های غیرمنصفانه و ظالمانه اشاره کردند و با تأکید بر اینکه چنین برداشت های نامشروعی از بیت المال، گناه و خیانت به آرمانهای انقلاب اسلامی است، افزودند: در این موضوع، در گذشته، قطعاً کوتاهی ها و غفلتهایی شده است که باید جبران شود اما مسئولان  باید موضوع حقوق های نامشروع را به طور جدی پیگیری کنند و اینگونه نباشد که سر و صدایی به پا و بعد هم قضیه به فراموشی سپرده شود.

رهبر انقلاب اسلامی با تمجید از مواضع رئیس جمهور و رؤسای قوای مقننه و قضاییه مبنی بر برخورد و پیگیری قاطعانه با این پدیده زشت، خاطرنشان کردند: در این موضوع، باید دریافت های نامشروع باز گردانده شود و افرادی که مرتکب بی قانونی شده اند، مجازات و افرادی هم که از قانون سوءاستفاده کرده اند، برکنار شوند، زیرا آنان لیاقت حضور در مراکز و مسئولیتها را ندارند.

حضرت آیت الله خامنه‌ای با تأکید بر اینکه دشمنان نظام اسلامی تلاش دارند تا از این موضوع، مستمسکی بر ضد نظام ایجاد کنند، گفتند: افرادی که دریافتهای نامشروع داشته‌اند در مقایسه با مدیران پاک‌دست نظام، اندک هستند اما همین اندک نیز، مضرّ و عیب است و باید برطرف شود.

ایشان یکی از علل وقوع پدیده زشت حقوقهای نامشروع را آسیبهای ناشی از «مستی اشرافی‌گری» دانستند و تأکید کردند: هنگامی که در جامعه، «اشرافی‌گری، اسراف و تجمل»، ترویج می‌شود، نتیجه آن بروز پدیده‌های زشتی همچون دریافتهای نامشروع است.

رهبر انقلاب اسلامی با تأکید مجدد بر لزوم برخورد جدی با این موضوع خاطرنشان کردند: مسئله عزل و برکناری و بازگرداندن اموال به بیت‌المال باید در دستور کار مسئولان باشد، زیرا افکار عمومی نسبت به این موضوع حساس است و اگر پیگیری لازم نشود، از اعتماد مردم به نظام اسلامی کاسته خواهد شد.

حضرت آیت الله خامنه‌ای، کاهش اعتماد مردم به نظام را فاجعه خواندند و تأکید کردند: مسئولان  باید با پیگیری و اقدامات قاطعانه، اعتماد مردم را حفظ کنند.»

چهارشنبه 16 تیر 1395. نماز عید سعید فطر در مصلای امام خمینی تهران

چهارشنبه ۱٦ تیر ۱۳٩٥ ، ٩:٥٩ ‎ق.ظ

به قلم    دامنه

پست 2927 : به نام خدا. چند روز قبل، در دفتر یادداشت سال 1386 خودم این نکته ی امام خمینی رهبر کبیر انقلاب اسلامی را دیدم و امروز در عید فطر؛ 16 تیر 1395، هدیه ی دامنه خوانان شریف می کنم: «اگر من پایم را کج گذاشتم، ملّت بگوید.» (منبع: اطلاعات، 9 خرداد 1358).

بنا بر این، وقتی رهبر کبیر انقلاب اسلامی چنین می گوید، تکلیف همگان روشن است. امید است جمهوری اسلامی در همه ی زمینه ها سرمشق شود و با رعایت آنچه لازمه ی حکومت داری و مردم سالاری دینی ست، الگوی توسعه و رشد و پیشرفت جهانیان گردد.

عکس تاریخی هجرت امام خمینی به نوفل لوشاتوی فرانسه در 14 مهر 1357

چهارشنبه ۱٦ تیر ۱۳٩٥ ، ٩:٥۸ ‎ق.ظ

پست 2926 : به نام خدا. اندیشه های شهید آیة الله مرتضی مطهری 

تاکید بر تسلّط بر جوارح و نفس و شهوات در خودسازی

چهارشنبه ۱٦ تیر ۱۳٩٥ ، ٩:٥۸ ‎ق.ظ

به قلم میرزاعلی    چلوئی دارابی 20

پست 2925 : «به نام خدا .با سلام و درود به خدمت همگان خصوصا جناب دامنه با تاخیر تبریک حقیر را بابت روز دهیاری و روز قلم پذیرا باشید .

اولا" روز قلم را خدمتتان جناب دامنه شادباش میگویم زیرا خود در این عرصه ید طولایی دارید.

ثانیا روز دهیار را خدمت حاج محمد و پرسنل خدومش نیز تبریک میگویم . و نکته ای که در این باب باید یاد اور شوم این است که .با شناختی که از نزدیک با دهیار محترم دارم ایشان در همه ی زمینه ها اشراف کامل دارند و خود واقف بر همه ی کارها و امور هستند. نظرات و تشویقهای عزیزان را خواندم و نوشته هاشان در جای خود باید مورد تقدیر قرار داد . ولی جناب دامنه زمانی که حاج محمد دهیاری را تحویل گرفتند با مشکل مالی شدیدی مواحه هستند.بهتر نیست بجای این همه تعاریف و نوشتن با افکار خود با تجارب و توانایی خود در هر زمینه و... حتی با واریز مبلغ ناچیزی پول و...به کمک این عزیز برآییم.

ثالثا" پستهای گوناگون تان را خواندم و در مورد مرحومین حاج آقا مهدی دباغیان و حاج حسن رمضانی و حاج شعبان رنجبر مطالبتان را از صمیم قلب تایید مینمایم و امیدوارم روح این عزیزان و والدین شریفتان مورد رحمت الهی رقرار گرفته و با اولیاالله محشور باشند.

خامسا" جناب دامنه عزیز و بزرگوار خواستم اولین نفری باشم که در این وبلاگ وزین خدمتتان و خوانندگانتان عید سعید فطر را تبریک و شادباش گفته باشم . حلاوت و شیرینی این عید بعد از یک ماه گرم و طاقت فرسا گوارای وجودتان . در پناه حق سالم باشید و تندرست و خدا نگه دارتان»

پاسخ دامنه : به نام خدا. سلام من هم به شما جناب حاج میرزاعلی. 1- ممنونم که روز قلم را به دامنه تبریک گفتی. گرچه من مداد نتراشیده ای  دارم که تازه دارم تیزش می کنم که نوشتن بیاموزم و قلم را بفهمم چیست! 2- متشکرم از تشویق نوشته های گوناگونم در دامنه. 3- سپاسگزارم ازت بابت ذکر خیر والدین بسیار عزیزم. 4- بله، اولین نفر بودی دیشب به من تبریک فرستادی. البته در دامنه؛ و الّا در گوشی، زودتر از تو، عزیزی پیشگام این شادباش عید فطر به دامنه شده بود. 5- رابعا" تو در متن گویی بلعیده شد و نیامده به دامنه!

چهارشنبه ۱٦ تیر ۱۳٩٥ ، ٩:٥۸ ‎ق.ظ

به قلم حجة الاسلام    شفیعی مازندرانی 139

پست 2924: «حقوق بشر  اسلامی و  غیر اسلامی : خبرگزاری ها در بیانیه پارلمان اروپا که با 104 رای موافق و دو رای مخالف صادر شد جمهوری اسلامی به سبب اقداماتی که روابط آزادی جنسی بین افراد بالغ و رابطه جنسی با محارم را جرم میداند محکوم شده است و سخنگوی سیاست خارجی اتحادیه اروپا تاکید کرد که موارد مذکور در زمینه حقوق بشر از موارد بی نهایت مهم برای اتحادیه اروپاست.(هفته نامه پرتو سخن، سال ششم، شماره 264)آری : از عقل  سکولار  و بدور  از وحی الهی ، جز این ، بر خواسته ، نیست و همه ی غفلت  پیشگان  این  چنین  اند.

امام راحل(ره )   در یکی از بیاناتش تاکید دارد: «ملت ایران بدون اتکای به غرب و شرق می خواهد روی پای خود بایستد و بر سرمایه های مذهبی و ملی خود استوار است.» (صحیفه امام، ج5، ص234) نیز آن حضرت فرمود: «این که جوانان ما می گویند نه شرق و نه غرب، معنایش این است که هیچ کدام در ایران دخالت نکنند و این کاملا بجا و بحق است.» (همان، ج8، ص114) نیز می فرماید: «دوام و قوام جمهوری اسلامی ایران بر پایه سیاست نه شرقی و نه غربی استوار است و عدول از این سیاست، خیانت به اسلام و مسلمین و باعث زوال عزت و اعتبار و استقلال کشور و ملت قهرمان ایران خواهد بود.(هما ن، ج21، ص 155)»

دوش  پرسید یار نیک نظر

چیست   ، آلاله ی  حقوق  بشر

گفتمش پیش دیو یا انسان   ؟

گفت : در نزد هر دو  ای اختر

گفتمش  پیش دیو هر  چه  هوااست

اهرمن  را هوس   ، بود  محور

هر  چه از نغمه های ابلیسی است

آن حقوق بشر بود این در

سازمان ملل چو آمریکا

جمله ، اذنابشان ، در این  محضر

شاهد این بیان گزارش  زیر

از اروپا و از کنام شرر

لیک در کوی آسمان خویان

هر چه انسانی است   و عرش گهر

آن چه  ابتر بدان ، تمایل ، داشت

اندر این سوق ، نیست  جز  یک شر

پس  در  آفاق وحی  و فطرت پاک

دان ، حقوق بشر  بود دیگر

ای شفیعی ، بخوان گزارش را

تا بدانیم این شکسته  خبر

( 4  /5/ 1395 / ) شفیعی مازندرانی

چهارشنبه ۱٦ تیر ۱۳٩٥ ، ٩:٥٧ ‎ق.ظ

به قلم تنسر 104

پست 2923 : «به نام حضرت حق، خداوند یکتا.با درود و سلام جناب دامنه ودامنه خوانان گرامی.اسم این شهر. (متنی در زیر پست 2918 اینجا؛ به قلم دامنه با عنوان «فساد جناح چپ و جناح راست نمی شناسد»)

این شهر برای همگان خیلی آشناست، به اختصار این شهر را تشریح می کنم.... چنانچه دامنه خوانان به یاد داشته باشند ، یک شهر هرتی را برای دوستان،بازشناس کردم ، متاسفانه هنوز این شهر هرت خیالی ما پیدا نشده،فقط در خیال توّهم مانده،حالا این شهر هم جزئی از شهرهای خیالیست شاید اصلا چنین شهری وجود خارجی نداشته باشد.(به خواندنش می ارزه)

1- شهری است که،دکل نفتی به این کوچکی (حداقل ده تا کامیون بایستی تجهیزاتش را حمل کند)گم وناپدید میشه، هنوز که هنوزه پیدا نشد که نشد.

2 –شهری است که،یک جوان تازه پشم پشت لبش سبز شده،وزارت نفت تمام معاملاتش را به ایشون می سپارد و ایشون هم پول نفت وهم نفت را به جیب مبارکش می زنه و برای خودش در بانک های خارجی سرمایه گذاری می کنه.

3– شهری که،مدیران ارشدش ،با لحاظ کردن قانونی کارشون،حقوق های چند صد میلیونی میگیرند و تازه از مردمشون طلبکار هستند که ما به شما مردم خدمت می کنید.

4-  شهری است که، مردم گندکاری مسئولین را متوجه می شوندودر این شهربی کلانتر اصلا دستگاه نظارتی وجود ندارد،چنانچه چنین دستگاهی باشد،یقینا خودشون به نوعی دخیل هستند. (یک مثل تاریخی،کوروش کبیر،سربازانی داشت بعنوان گوش و چشم شاهی، به نقاط بلادها میرفتند و حضور نامحسوس خویش را در حکم نظارت انجام می دادند.یا مولا علی(ع) هم افرادی برای نظارت به نقاط تحت امرش می فرستاد،یا شاه عباس صفوی ،خودش لباس مردم عدی را می پوشید و در بین مردم حضور نامحسوس داشته، یا... . یعنی نظارت در شهر با کلانتر ازضروریات است.)

5-  شهری است که،فقط از پینه های در بدنش است کسب درآمد می کند، یکی با پینه های دستش و دیگری با پینه ای پیشانیش که همانند نعل اسبی است.

6 –-  شهری است که،مدیرانش و وزار ، هر جور می خواهند برای خودشون پاداش و حقوق  در نظر می گیرند.

 7-  شهری است که،فاصله طبقاتی آنقدر بالاست و شکافش هم خیلی زیاد،مردمش با 250 تا300 هزارتومان حقوق می گیرند ولی مدیرانش بالای 250 میلیون حقوق می گیرند(این کجا و آن کجاست)

8-شهری است که،مسئولین و خانوادشون نمی تواند به اندازه یک روز مثل مردم عادیش زندگی کنند.

9– شهری است که ،سود وام بانکی آنقدر سنگین است  و محاسبه آن جوری است که از 36 درصد هم بیشتر است.قالب بانکداری این شهر را در هیچ آئین و هیج نوع علوم اقتصادی پیدا کرد. به قول مسئولین این شهر بانکداری بدون ربا،اگر بیشتر توجه شود پا را از ربا فراتر گذاشته.

10- شهری است که،مردم عادی اش برای اینکه بتونند حفظ آبرو وام بانکی بگیرند که یا دختر شوهر دهند یا گره از مشکلات شون بکاهند یا اینکه بتونند سر پناهی برای خودشون درست کنند. با توجه به سود سنگین وام و همچنین سود روی سود ،یا به دلیل اینکه شخص از پرداختش عاجز شده سوده معوقه هم بر اون سود اضافه میشه. چه اتفاقی می افته،حفظ آبرو تبدیل به بی آبروهی،پیش بچه و داماد وعروس اش شرمنده و سر آخر سرپناه به بی پناهی تبدیل میشه.در اون طرف چه اتفاقی افتاده،مدیران ارشد تا به پائین، همه از حقوق و پاداش چند صد میلیونی نصیب شون می گرده.

11- شهری است که،اجرای کامل قانون بر روی مردم ضعیف جامعه است. و افراد بالا دست ،دراجرا قانون بر این افراد جامعه ،آنچنان قابل اهمیت نیست.برایشون اجرا نمی شود. آنانیکه وام های سنگین می گیرند که از مسئولین هستند یا اطرافیانشون حالا دستگاه قضا به این جور افراد ،زیاد پای بند به اجرای قانون نیست ، ولی افراد ضعیف جامعه که برای گره مشکلاتشون وام گرفتند، قانون برای این افراد تا اشد مجازات ،قابل اجرا می باشد.(در چنین مواقع بانک ها جنایت می کنند و دستگاه قضا حمایت می کند.)

12- شهری است که، افرادی از همین بالا دستها ،پولهای چند هزار میلیاری را از بیت المال را در کشوری دیگه سرمایه گذاری می کند وفرار را برقرار ترجیع می دهد.بعدها متوجه می شوند که این شخص سالها پیشتر اقداماتش را برای خود و خانوادش مهیا کرده بود.در چنین اتفاقی کسی کاری از پیش نبرده.وجالب اینکه این افراد از بستگان سببی و نصبی ،مسئولین عالی رتبه هستند

13- شهری است که،تظاهر و ریا کاری و چاپلوسی، منبع خوبی برای کسب درآمد است،کسی که پیشانی را داغ کند و پینه نعل اسبی،روی پیشانی ویقعه تا آخر گلو و همچنین ریش آنکاد شده داشته باشد،آدمهای خیلی مورد تائید می باشند.و آدمهای عادی حتما بایستی از فیلترهای نظارتی خاصی15 عبور کنند تا مورد ائید قرار گیرند.

14- شهری است که،ثبات ثبات قیمت در هیچ چیزوجود ندارد. قیمت قبوض چهارگانه سالی چند باربه سمت صعودی افزایش می یابد تا بتوانند حقوق و پاداش غیر متعارف مدیران عالی رتبه را تامین کنند.

15- شهری است که،منابع ملی بین وزرا و مسئولین و مدیران عالی توزیع می شود وزمانی که به مردم می رسند،  کسری بودجه به رخ مردم می کشند.و مردم را به قناعت فرا می خوانند ولی خودشان در مصرف از حد اسراف گذشتند.مردم را ترغیب به دوعده غذا به جای سه وعده میکنند و خودشان از هیچ چیز دریغ نمی کنند...

16- شهری است که،مردمش هر روز برکارتن خواب هایش افزوده می شود.خود کشی و طلاق به دلیل فقر مالی رو به افزایش است.کلیه فروشی یک امری برای برطرف کردن نیازها،در جامعه باب شده.ولی ثروت و سرمایه این ملت در بلادهای دیگه مفت مفت در اختیارمردم اون بلاد میشه.

17- شهری است که، رئیس دولتش بدون هیچ معیاری(البته با معیار من در آوردی)به معاونین و وزیرانش،مدال و نشان خدمت و خدمتگزاری می دهد با هدیای ناقابل،همون سکه های طلا، نه چهارتا یا پنج تا، بلکه از صدتا به بالا ،که بعدها مشخص می گردد که هر یک از آقایان ،خدمتان داشتند اما از جنبه چپاول اموال بیت المال.هر یک بعد دوره تصدی ،سر از زندان درآورند. وجالب تر اینکه هرکه پرونده اش قطورتر بود،مدال و نشان بالاتری داشته و پیشکش و هدایای بیشتری از رئیس دولت گرفته بود.

18-شهری است که،حرفهای قشنگ قشنگ،مسئولینش به مردم تحویل می دهند(خدمت به مردم،دولت خدمتگزار،دولت راستگویان،عدالت،مردم ارباب هستند و مسئولین خدمتگزار،وووووو چیزهای خوب خوب)،ولی در عمل جوری دیگه می باشد و یا اینکه دست شون به وسیله همین مردم رو میشه،

19-شهری است که،چنانچه مردم اون شهر،بیایند حرفی از چپاول و غارت یک عده از مسئولین از خدا بی خبر بزنند، همین مردم متهم به جوسازی سیاسی و به قول شان شایعه پراکنی می شوند و اخطار همه جانبه از مسئولین برای کسانی چیزی از مسئولین بگوید،مورد مجازات قرار می گیرد.در حالیکه این مسئولین صاحب و وارث رسانه های مالی هستند، می تواند در پیشگاه همین مردم با استناد و مدارک عقل پسند ، خود را رفع اتهام کنند.

دامنه گرامی و دامنه خوانان ارجمند،  این قصه سر دراز دارد، و این شهر ،جاذبه های دارد که تا اینجا بسنده کردم. درود بدرود»

چهارشنبه ۱٦ تیر ۱۳٩٥ ، ٩:٥٦ ‎ق.ظ

به قلم تنسر 103

پست 2922 : «به نام حضرت حق، خداوند یکتا. سلام و درود جناب دامنه گرامی و دامنه خوانان ارجمند.متن جناب آفای سید ابراهیم موسوی، (واقع در پست 2909 اینجا) در خصوص آینده دارابکلا و راهکاری  در این خصوص،خیلی ستودنیست.دارابکلا با موقعیت و پتانسیل بسیار عالی، توانایی یک شهر توریستی را دارد.اتفاقا در همین دامنه در چند متن با توجه به امکانات بالقوه که دارابکلا در حال حاضر محیا می باشد،برای رسیدن به یک شهر توریستی،به نگارش درآوردم .

 توجه به زیر ساخت این شهر توریستی که در آینده نزدیک محقق  می شود از جمله ضروریات است. چون دارابکلا با توجه به جمعیت وگسترش وسعت مکانی و همچنین روستا های بالا دست ،موقعیت شهر شدن را دارد.به گفته جنای اقای موسوی، توجه به راه  و تعریض و ترمیم آن، نصب چراغ روشنایی در سطح جاده از جمله اولین اقدام زیر ساخت یک شهر توریستی است و همچنین جاده دارابکلا با اون پیچ وخمش،به خودی خود،و ایجاد فضای سبز وگلکاری در کناره جاده، با هزینه نه چندان زیاد،چشم اندازی خاصی به هر بینده و تازه وارد به دارابکلا می دهد.

اسکان مسافر و همچنین نصب چند بیلبورد،از فضای بکر طبیعت دارابکلا،می تواند ازجمله فعالیت های باشد برای یک شهر توریستی و ارتقاع آن.اما هر شهری شاخصه خاصی برای خودش دارد و شهر توریستی هم بایستی یک شاخصه برتری برخودار باشد. مثلا بعضی از شهرها ،شاخصه مذهبی هستند، بعضی ها بندری، و همچنین بعضی شاخصه صنعتی وبعضی کشاورزی هستند.   و یکی از مواردی که شهرها ، در اذهان باقی می ماند و این هم جزء شاخصه اون شهر می باشد ،تولیداتش، اعم از میوه  خاص اون شهر،محصول کشاورزی اون شهر،صنایع دستی اون شهر، غذاهاو دسرها،و شیرینی های محلی وسنتی اون شهر ،مد نظر می باشد.

لذا با توجه به اینکه می دانیم، دارابکلا موقعیت شهر صنعتی را ندارد،پس برای شهر توریستی،قابلیتش را دارد، از همین الان به فکر شاخصه های موجود باشیم که بتونیم آن را در کشورنهادینه کنیم.در همین وبلاک دامنه در خصوص پیاز دارابکلا،متنی به رشته تحریر در آوردم و در آنجا به همین مقوله پرداختم ، با برگزاری جشنواره برداشت پیاز دارابکلا،نوعی تبلیغ و شاخصه سازی می شود(با توجه می دانیم پیاز دارابکلا،شهره خاصی در منطقه پیدا کرده).

مواردی که لازمه شهر توریستی است، صنایع دستی اون شهر است. بایستی باهمکاری دهیار و مسئولین محلی و همفکری صاحب نظران ، صنایع دستی که بتواند شاخصه باشد مد نظر گرفته شود وبابت آن سرمایه گذاری نمود و این صنایع دستی هم باعث اشتغال و هم باعث تجارت و هم شاخصه این شهر توریست دارابکلا می شود. یکی از مواردی بایستی بدان توجه شود .غذا و دسر و شیرنیی های محلی و همچنین یکی ازتولیدات محلی از جمله(تمشک یا خارمالو)به نوع خاص خودش در دارابکلا شاخص می باشد که با یک جشنوارمحلی، آن را برای آینده شاخصه این شهر توریستی به مردم معرفی می کنیم. با این تفسیر شاخصه هم جزء زیر ساخت ها می باشد،که از اهمیت برخودار می باشد.  امیدوارم بتوانیم در کنار هم ،و نظر و توجه دوستان آینده خوبی برای آیندگان و خودمان ترسیم کنیم پیروز و سربلند باشید. درود بدرود»

چهارشنبه ۱٦ تیر ۱۳٩٥ ، ٩:٥٦ ‎ق.ظ

به قلم تنسر 102

پست 2921 : «به نام خدای اگر برکت از اوست ، حرکت از ماست. به نام خداوند خواستهای بلند و اندیشه های بزرگ و عظم های راسخ. (متنی در راستای پست 2891 اینجا)

نخواستیم کوچک باشیم، تاب نیاوردیم حقارت را،

مومن به درستی راه و مسلح به اتحاد و برادری،

پای در راه نهادیم و قرامون این بود که از اول گام تا به آخر مردانه باشیم.

بازو به بازوی هم،یکی برای همه،همه برای تعالی.

رویایمان قله های دوربود و میعادمان ، اینکه کم نگذاریم،

پس بال گوشودیم، نگذیدم کلاغ بودن را،

هزار سال زنده بر لاشه ها ، به عقابها چشم دوختیم، بلند پروازی آموختیم،

و بر بلندای قله آشیان ساختن را،

هوای پاک سیتغ کوهها و سینه کشاندن را،

آری، انسان شبیه رویاهایش می شود.»

چهارشنبه ۱٦ تیر ۱۳٩٥ ، ٩:٥٦ ‎ق.ظ

به قلم تنسر 101

پست 2920 : «به نام حضرت حق ، درود و سلام جناب دامنه،طاعات و عبادات مقبول حق تعالی. به خوب موضوع اشاره کردید ، (واقع در پست 2838 اینجا). درسته تمام بانک اسلامی ایران به لوگوی (ربا) زینت داده شده ، و در هیچ جا نوشته نشده بدون ربا، بلکه به همگان نشان داده که ربا،یعنی اینکه می تونند سود 24 و 36 درصد هم بگیرند و اگه جای هم14درصد را کاری می کنند به 24 درصد هم پا فراتر بذارند. وجالب تر اینکه در بعضی مواقع سود بالای سود و تا جای هم سود معوّقه به شیوه دیگه محاسبه می شود.

این بانکداری را اگر در هر یک از قالب ادیان جای دهیم ،هیچ قالبی آن را پذیرا نمی باشد و همچنین در قالب هر نوع تئوری اقتصادی هم ،آنرا تطبیق دهیم ،بانکداری اسلامی را پس می زنند.از همه مهمتر بانک ها و پا را فراتر گذاشتند ،نام  ائمه و القاب کاملا اسلامی بر خود نهادند.(عسگریه،قوامین،انصار،ثامن الحجج،رسالت وغیره...)

این را هم منوال یادآوری عرض کنم، همین بانک ها واه های کلان را افرادها مشخص می دهند و جوری سند سازی می کنند که می تونه قابل برگشت نباشد ،اما برای افراد عام جامعه ،جوری سند سازی می کنند که سود از 36 درصد هم فراتر می رود. در چنین مواقعی بانکها... و دستگاه قضا ...»

چهارشنبه ۱٦ تیر ۱۳٩٥ ، ٩:٥٥ ‎ق.ظ

به قلم عمران    رمضانی

پست 2919 : «با سلام وخسته نباشی خدمت آقای دامنه. شرح حال پدرم را در وبلاگ دامنه (واقع در پست 2917 اینجا)، مشاهده کردم واقعا مسرور ودلشاد شدم از اون همه توصیفات زیبای جنابعالی درمورد ایشان.

غرض از مزاحمت، هم عرض ادب وتشکر بود و هم اینکه بگویم پسوندمان (سرتایی) میباشد، چون مرحوم پدرم زادهٔ روستای سرتا بودند و درسال 94 فوت کردند.

در ساخت بناهای مهم ازجمله امامزاده باقر و امامزاده جعفر و ساخت پل یورمحله و آهنگرمحله و اوسا نقش مهمی داشتند. امید است این کارهای خیرش ذخیره قبر و قیامتش باشد. انشاالله. باتشکروسپاس.»

پاسخ دامنه : به نام خدا. سلام من هم به شما جناب آقا عمران بزرگوار و گرامی. خیلی ممنونم  از تشویق ات و نیز اصلاحیه هایت و نیز نکته های افزوده ات در باره ی آن مرد خدوم و خیّر و مشهور که پدری نمونه و مذهبی برای تان بودند و به یادماندنی برای مردم مان. وظیفه ی من که دَین ام را به آن مرد متدیّن و مذهبی و تاثیرگذار محافل دینی و آئینی، اَدا کنم. از شما جناب عمران فرمانده ی پایگاه مقاومت دوم دارابکلا که ذاکر گرانقدر اهلبیت (ع) هستی بسیار ممنونم و نیز مانوس صوت و نغمه ی نوحه ها و مراثی ی متین تان بوده و هستم.

سه‌شنبه ۱٥ تیر ۱۳٩٥ ، ٥:٥٥ ‎ب.ظ

به قلم    دامنه

پست 2918 : به نام خدا. هرگز جوّزده نمی شوم که بی امان فرافِکن گردم و به این و آن تُهمت بزنم که این را خدا و رسولان و امامان _علیهم السّلام_ مان، بشدّت نهی کرده اند و ذَنب و گناه دانشته اند. اما مثل روز روشن شده است که در بدنه ی مدیریت کلان و خُرد کشور، خوره ای خانمانسوز افتاده است که عین حشره ی خون آشام کَنه مخفیانه و انگل گونه، خون می مَکد. یعنی خوره ی فساد و پول خوری و سهمیه ی مردم دزدی. چه با فیش، چه با ریش، و چه با قاچاق حشیش و هزار گونه حیله و نهایتِ پستی و حضیض.

برائت می جویم از فسادی که بخش هایی از هر دو جناح اصلی چپ و راست کشور را در ابعادی مختلف و دردناک فراگرفته است. فساد پولی، فساد معاملاتی، فساد فکری، فساد سیاسی و فساد ترک اخلاق در اغلب عرصه ها و فسادهایی که نقلش موجب اشاعه است و بازتاب شرعی دارد و من از آن بیم دارم که بگویم.

من، نه الآن، که در دوره ی دانشجویی ام در ابتدای دهۀ هفتاد، اَشرافی گری و خصلت های استبدادی و دوری از سبک رندگی اسلامی و ایرانی و فاصله گیری از آرمان انقلاب اسلامی و بخور بخورها را در تحقیقی به دانشگاه داده بودم و از قضا نمره ی 19 هم آورده بودم.

چگونه اختلاس های میلیاردی و فیش های نجومی از حلقومشان فرو می رود، حال آن که در بیخ و گوش همین تهران و جای جای ایران، فقر و نداری و به استضعاف کشاندن خانواده ها، بیداد می کند؟ گناه این دو کودک و شاید هزار هزار از این کودکان محروم، در عکس زیر چیست که باید منتظر غذا بمانند که آیا بیاورند و یا نیاورند!؟ تا شکم شان از فرط گرسنگی و نداشتی و نیاز، به استخوان شان نچسبد و زندگی را به زنده بودن محتاجانه طی کنند؟

شاید طنز تلقی کنید،  ولی رُک و بی تعارف می گویم این کسانی را که فسادشان سر باز کرده و به یقین  مُسری ست و اییدمی و مُهلک و آبروبَرانه، باید فرستاد به اقصی نقطه ی کشور تا تاوان حرامخوری های شان و تقلّب های کثیف شان را در همین دنیا پس بدهند. جوانان و سربازانی مظلومانه در جبهه ای که در بخشی از جهان اسلام پدیدار شده است، هنوز هم دارند خون می دهند؛ اما اینان با بی شرمی تمام خون می مُکند. چرا؟ کجاست مساوات؟ کجاست عدالت؟ و کجاست قاطعیت و اسلام گرایی محمدی و سیره های علوی؟ باز هم در این راه خواهم نوشت.

سهم شما در بیت المال موجود است ای مستضعان، ای محروم شدندگان؛ حیف که بآسانی میل می کنند و «سهمیه دزدی» می کنند

سه‌شنبه ۱٥ تیر ۱۳٩٥ ، ۱:٠٧ ‎ب.ظ

به قلم    دامنه

پست 2917 : به نام خدا. در آخرین ساعات ماه رمضان، 15 تیر ماه 1395، یاد و تجلیل می کنم از  یکی از مؤمنان و مذهبیون مشهور دارابکلا، قاری قرآن و ذاکر پیشکسوت اهلبیت (ع) مرحوم حاج حسن رمضانی سرتایی.

از همان جوانی متّصل بودند به مسجد و تکیه و مذهب و دیانت. هم معماری می کردند برای خانه های مردم و هم مرثیه خوانی می نمودند برای دل های مؤمنین. هم کار می کردند با تن و توان خویش برای خانه و خانواده و هم زار و راز می ساختند با زبان و صوت شان برای مسجد و هیات و تکیه. جمع داشتن این فرهنگ، یک امتیاز است برای انسان که هم اهل کار باشد و هم اهل راز و نیاز و نماز.

بخش های از قرآن را از حفظ داشتند و در مجالس عزاداری تکیه و مسجد، از بر می خواندند. نوحه خوانی اش هم در تکیه بود و هم در دسته. خود از موسّسان هیات پایین تکیه بودند. در هر دو تکیه ی بالا و پایین حضوری شایسته و موثر داشتند.

فردی آرام، متین، مذهبی، مردمی، فعال اجتماعی و مردم دوست بودند. مردم دارابکلا با او خاطره ها دارند و بخوبی ایشان را می شناختند. زیرا یک شخصیت مذهبی و دینی و دارای تخصص بنّایی و معماری بودند و در اغلب خانه های مردم نقشی در ساختن ساختمان بناها داشتند. در ترمیم ساختمان های اماکن مدهبی پیشتاز بودند. نقش ارزنده ای در ساخت تکیه و مسجد پایین محله و بالا داشتند.

و به افزوده ی فرزندشان جناب آقا عمران، در ساخت بناهای مهم از جمله امامزاده باقر و امامزاده جعفر و ساخت پل یورمحله و آهنگرمحله و اوسا نقش مهمی داشتند.

حداقل سه مورد از کارهایی که خودم ناظر فعالیت خالصانه اش یودم یکی ترمیم امامزاده علی اکبر اوسا دارابکلا بود که بانی آن مرحوم پدرم بود. یکی هم منزل رواشناد یوسف رزاقی بود که ایشان آن را طراحی و معماری و بنّایی کردند و در آن روزهایی که به همراه یوسف در ساخت خانه بودیم، با مرحوم نامدارحسن رمضانی، خاطره هایی داریم: خاطره هایی جون خوش اخلاقی، متانت، آرامش؛ نقل داستان های تاریخی، انصاف در کار و جدّیت و نظم و انضباط. و سومی رهبری کردن هیات پایین تکیه بود که سالهای سال به مشهد رفتند و برای هیات نوحه خواندند و برای آقا امام رضا (ع) مصیبت ها خواندند و مرثیه ی اباصلت را عالی فریاد می زدند و نیز بارها و بارها نقل های روضة الشّهداء را از حفظ ذکر می کردند و اشک ها می ریختند و اشک ها می گرفتند.

مفتخرم بارها و بارها از نوجوانی ام تا آخرین سال حیات شان در سال 1394، با نوحه ها و مرثیه های فاخرشان، بر سر و سینه  زدیم و در دسته های عزا زنجیر.

ایشان داماد خاندان سادات گرانقدر حاج کبل سید محمد و حجة الاسلام والمسلمین سیدحسین شفیعی دارابی اند. به همه ی اعضای خاندان سببی و نسبی ایشان سلام و درود دارم.

برای روح آن قاری قرآن و ذاکر پیشکسوت و باتجریه ی اهلبیت (ع) شادی و شعَف و محشورشدن با اولیای الهی طلب می کنم و بر بازماندگان وی درود می فرستم و تاکید دارم نامش را که نامدار باافتخار دارابکلا بودند، حفظ کنند. خصوصا" از جناب آقا عمران، فرزند شایسته و برومندشان می خواهم چنین کنند که خود آقا عمران ذاکر اهلبیت (ع) هستند و فرمانده پایگاه دوم مقاومت دارابکلا که در پستی جدا، وی را معرفی و تجلیل می کنم. خدا حافظ شما.

قاری قرآن و ذاکر پیشکسوت اهلبیت (ع) دارابکلا مرحوم حاج حسن رمضانی سرتایی. بقیۀ عکس ها در ادامۀ مطلب


ادامۀ مطلب
سه‌شنبه ۱٥ تیر ۱۳٩٥ ، ۱:٠٦ ‎ب.ظ

به قلم    دامنه

پست 2916 : به نام خدا. قسمت 36. دِم تولّه. این اصطلاحی ست در دارابکلا که حاکی از دو مفهوم مثبت و منفی ست. مثبت آن این است که آنقدر بچه ها به مادر وابسته اند، که هر کجا مادر قدم می گذارد، می نشیند، مطالعه می کند، گعده راه می اندازد و حتی دَرزن تا می کشد! او دنبالش می دوَد و لحظه ای خودش را از مهرش جدا نمی کند.

اما منفی اش این است: مادر در عروسی دعوته، ولی دم توله می آورد. مسجد مراسم زنانه است، دم توله همراهشه. خواستگاری خصوصی شکل گرفته، دم توله کنارشه. جلسه ی سیاسی ست، دم توله کمربندش را ول نمی کند. رفت سر مغازه ی پوشاک، پوشک بخرد، باز نیز دم توله پیششه. می خواهد نسیه بگذارد، دم توله لو می دهد. می خواهد یک رمز و رازی و حتی یک خبر داغ غیبت و تهمتی به طرف خطابش در نشست های دور همی های همه روزه، منتقل کنه، دم توله مگه می ذاره. عین این گوریل در تصویر، که دم توله کولشه، اونا یعنی دم توله ها هم همینطور گیر می کنن به چادر مادرشان مثل تلی مسّک و یا کمربند پدرشان عین چسب بختک. دم توله ها در همه ی مراسم و محافل حتی خصوصی و محدود، پیشتاز می شین و غذا و میوه را کم می آوردند. وقتی یک نفر دعوت شدی به عروسی و عزا، خُب چرا دم توله می بری همراه !؟ نه یکی و دو تا، حتی چند تا!؟ اینه لُغت دم توله ها در دارابکلا.

دِم توله یعنی این. هر کجا گوریله او هم به او پیچکه

سه‌شنبه ۱٥ تیر ۱۳٩٥ ، ۱:٠٦ ‎ب.ظ

پست 2915 : به نام خدا

قم. در خونۀ پسرم مهندس عادل طالبی دارابی. ماه رمضان تیرماه 1395

سه‌شنبه ۱٥ تیر ۱۳٩٥ ، ۱:٠٥ ‎ب.ظ

به قلم حجة الاسلام    سیدمحمد شفیعی دارابی 8

پست 2914: «سلام آقای طالبی، متشکرم از بابت عکس های فرزندم آقا صدرا. (واقع در پست 2893 اینجا) اما بعد؛ هر سال وقتی که ماه رجب المرجب فرا میرسد با قدم های آهسته وارد صحن جامع رضوی می شوم، صدایی آشنا از تریبون صحن به گوش میرسد آهسته و آهسته گوشه ای را اختیار می کنم اولین جمله ای که با این صدا در ذهنم نقش می بندد این است که افتخار می کنم اهل  روستای عالم پروری چون دارابکلا هستم،صدایی که از عمق تاریخ پیامبر اسلام و زندگی ایشان بگوش میرسد. همگان مات و مبهوت سخنان ایشان میشوند انگار تاریخ را از بر هستند آخرین باری که در صحن جامع رضوی سخنرانی می کردند در رابطه با زندگانی حضرت خدیجه بنا به مناسبتی سخنرانی می کردند.

دامنه خوانان آنجا نبود ولی حقیر مشاهده کردم که مردم چنان سخنرانی ایشان گوش می کردند که انگار در متن تاریخ غرق شدند. اشک از چشمان جماعت جاری می شد و من همچنان در این افتخار که یک دارابکلایی هستم غوطه‌ور میشدم،از منبر که پایین می آمدند مردم با شور و شعف ایشان را در آغوش خود می گرفتند و به پاس تشکر راه را برای ایشان باز می کردند، در حین این تفکرات بودم که مردی خطاب به بنده گفتن که یک سفر عمره را همراه ایشان بودم که خیلی خوش گذشت خدا حفظشان کند.رحمت ایزدی بر پدر و مادرشان.

وقتی این جملات تمام شد بر افتخاراتم افزوده شد به خود بالیدم که الحق که روستایمان چه عالمانی را تحویل جامعه داده است. ما باید قدر این علمای دین را بهتر بشناسیم چون در قیامت سه چیز از انسان شکایت می کند، مسجد، عالِم و قرآن.

در ضمن  آقای طالبی از طرف حقیر به فامیل عزیزم و دوست گرامی دهیار زحمت کش روستایمان جناب آقای محمد دباغیان تبریک بگین. متشکرم.»

سه‌شنبه ۱٥ تیر ۱۳٩٥ ، ۱:٠٤ ‎ب.ظ

به قلم حجة الاسلام    محمدجواد غلامی 30

پست 2913 : «هنر و زیبایی ۱۳. به نام خدا. تنوع زیبایی. زیبایی منحصر به زیبایی ای که دو جنس مخالف از یکدیگر درک می کنند،  نیست. استاد مطهری می گوید: «کسی که زیبایی را منحصر در شهوت جنسی درک می کند، در حقیقت زیبایی را  درک نمی کند.» این گونه زیبایی ها و جمال ها، اقناع کننده روح آدمی نیستند و آن چه از  زیبایی مورد انتظار است استمرار آن و ایجاد روحیه شوق و شعف و نهایتا" قرب به خداوند قادر متعال است. در طبیعت هزاران نوع زیبایی وجود دارد، اشیاء، گیاهان، حیوانات، انسان ها، آسمان ها، دریا ها، این ها همه زیبا هستند و روح نواز، ایشان بحث را به سمت کمال آدمی هدایت می کند و می گوید: « باید کاری کرد که مردم زیبایی های مکارم اخلاقی را درک کنند و افکارشان را به زیبایی در امور جنسی محدود نکنند.»

اساسا" زیبایی صداقت، ایثار، کمک به هم نوع، خیرات و ... زیبایی هایی هستند که کاملا مطابق با فطرت انسان ها و هیچ کس در زیبایی آن ها شک و شبهه ای به خود راه نمی دهد. ضمن این که این گونه زیبایی ها با دوام هستند. اما زیبایی مربوط به انسان ها و جمال و صورت و امور جنسی، محدود به زمان خاصی است و پس از مدتی از بین خواهد رفت.

شهید مطهری، زیبای را به دو بخش حسی و معنوی تقسیم می کند. زیبایی گل ها، درخت ها، جنگل ها، کوه ها، سپیده دم، طلوع آفتاب در شمار زیبایی های محسوس اند که بیش تر مردم آن ها را می بینند و درک می کنند و از مشاهده آنها لذت می برند. در کنار زیبایی های محسوس و حسی، یک سلسله زیبایی های غیر محسوس و معنوی هم وجود دارد، مثل زیبایی های که به قوه خیال انسان مربوط است و به صورت های ذهنی در انسان احساس می شود. استاد شهید، فصاحت و بلاغت و فن خطابه را که از زیبایی های کلامی اند در شمار زیبایی معنوی می داند. کلام فصیح می تواند انسان را به سوی خود جذب کند. انسان در میان همه زیبایی ها، آن چنان در مقابل سخن زیبا و فصیح، شیفتگی نشان می دهد، شاید در مورد هیچ مقولة زیبایی نشان ندهد. بی تردید، اوج  فصاحت و بلاغت را می توان در قرآن کریم و کلام بلند ائمه اطهار (علیهم السلام) یافت.

در پایان این بحث، ضمن تبریک روز دهیار به برادر بزرگوارم جناب حاج محمد دباغیان، از ایشان به جهت مدیریت موفق و متحول درجهت زیبا سازی دارابکلا و نیز از تشویق ها ترغیب های دامنه سپاسگزاری می کنم.»

سه‌شنبه ۱٥ تیر ۱۳٩٥ ، ۱:٠۳ ‎ب.ظ

به قلم حجة الاسلام    شفیعی مازندرانی 138

پست 2912 : «فصل الخطاب :  مقام معظم  رهبری ، دام ظله  در دیدار  رمضانی  ماه صیام  امسال / 12 / 4 / 1395 / با دانشجویان خاطر نشان کردند که : «من بار ها گفته ام که برای من این تقسیمات   اصولگرا   و اصلاح طلب و اصلاح طلب مدرن وسنتی و ازاین  حرف  هائی  که  می زنند مطرح  نیست    من به این  اسم ها اصلا" اهمیتی نمی دهم و توجه  ندارم به محتوا ها کار دارم   اما روی مساله  ی فتنه  ، حساسم  »:

در سمیناری که  چند  سال  پیش  در داشگاه  آزاد اسلامی واحد   قم تشکیل  شده  بود  یکی  از مسئولین  رده  ی  ی بالای بسیج  اساتید در ضمن سخنان  خود   روی این  نکته  تاکید  داشت که :  چرا مساله ی فتنه  برای کشور  مهم است گفته  بود : از رقیب  اوباما   پرسیده  بودند   که  چرا بیش از حد  به   او  انتقاد  می کنی ؟ پاسخ داده بود :   که او در مساله  ی ایران ، بی عرضگی  بخرج  داد  زیرا  در سال  / 88 / سفره ی  بسیار  چربی  در ایران  برای آمریکا فراهم آمده بود  ولی اوباما    نتوانست  از آن بهره  ، برداری  کند

در برابر  دیدگاه   رقیب  اوباما  باید گفت  :   جناب  رقیب  : چشم هایت  را باز کن ،  اوباما  ی بیچاره ،  همه  زورهای  خود  را زد  ولی  الحمد  لله  ایران ،  بزرگتر  از این  حرف ها است  و  الحمد لله : ایران شناسی  شما  ضعیف   است  بهتر آن است ::  شما عقل خود را بکار گیرید  که :  ایران ، یک کشور فوق العاده   است ،  ایران امام زمان ( عج )  است ،    ایران اهل بیت اطهار  ( ع ) است و شماگر چه ،   الحمد لله با پشتوانه های حفاظتی  ایران  بیگانه  اید وآن را فهم  نتوانید  کرد  و درک تان در  این عرصه  قاصر  است و  لکن متاسفانه ،   یاران  شما در این گوشه وکنار   نیز مثل شما هستند  بلکه غافل اند آری:

راز حساس بودن مقام معظم رهبری(  دام ظله  ) را هر انسان  بیداری درک می کند و چیز نا آشکاری  نیست ولی چه باید کرد  که : «ـحق ، عیان است ولی طایفه ای بی بصرند» و همه باید  بدانند  که :

ایران ، سرای اهل بیت آفتاب  ( ع ...ص ) است

از بهر آن غایب نما  ( عجّ )  پا در رکاب است

در انقلاب  پیر ما صد امتحان ها

پس  داد ، امت  ، تابع فصل الخطاب است

بین جانشین پیر دل بیدار ما کیست

خامنه ای معشوق  قلب شیخ و شاب است

ایرا ن  ، سراسر،  شیرمرد  و شیر گیر است

چشم انتظار آفتاب در غیاب است

گر نایبش فرمان دهد ،  روز  تو ای خصم

شام است ، قلب  شوم  ابتر ها کباب است

آری : شفیعی ، پُشتوان کشور ما

آن حاضر غایب  نمای عرش تاب است

/ 14 / 4 / 1395
سه‌شنبه ۱٥ تیر ۱۳٩٥ ، ۱:٠٢ ‎ب.ظ

پست 2911 : به نام خدا. اندیشه های شهید آیة الله مرتضی مطهری

تاکید بر بارور شدن وجود آدمی بر اثر مواجهه با مشکلات

سه‌شنبه ۱٥ تیر ۱۳٩٥ ، ۱:٠۱ ‎ب.ظ

به قلم حجة الاسلام    شفیعی مازندرانی 137

پست 2910 : «بسمه  تعالی :  جناب آقا ابراهیم سلام علیکم     پس  از سلام  :: انتظار دارم   تبریک اینجانب به برادر زحمتکشم جناب  حاج محمدآقا دباغیان  دهیار خوش سلیقه و خدوم  محل ، به مناسبت  / 14  تیرماه  به عنوان روز دهیار را   از طریق  این سامانه   ابلاغ  بفرمائید ...

آیه الله بروجردی نقل می کرد در عالم رویا پیامبر اسلام  را دیدم در حالیکه علمای  بروجرد کنارش بودند  من   در آن مجلس  با خود گفتم : چرا با وجود عالمان بزرگ  ، فلانی   کنار  رسولخدا  نشسته  است :؟   ( که علم او مثلاکمتر بود  )   دیدم  پیامبر اکرم ( ص ) به  من نگاهی  کرد و فرمود : بخاطر آن که وجود او در جامعه ، سود مند تر است  .

بنا بر این جناب   دباغیان  به خاطر  این توفیقاتش ، خیلی  باید خدا را شاکر  باشد زیرا   رتبه ای پیش پیامبر ( ص ) دارد  که سایرین  ندارند  امید  وارم از این   راه بیشتر نظر  مبارک  امام عصر (عج )  را جلب کند   توفیقات  بیشتر ایشان و سایرین از جمله  شورای محل و هیات امنای مسجد  را از درگاه  خداوند متعال مسالت  دارم. حوزه ی علمیه  قم   / 14 / 4 / 1395 سید محمد شفیعی مازندرانی»

دوشنبه ۱٤ تیر ۱۳٩٥ ، ۱۱:٥٦ ‎ب.ظ

به قلم سید ابراهیم موسوی دارابی 6

پست 2909 : «سلام جناب آقای طالبی (دامنه) و نیز درود و سلام و عرض خدا قوت به  جناب آقای دباغیان دهیار محترم و توانمند دیارم دارابکلا. از خصوصیات و کارکرد های مفید و ارزشمند فردی و مدیریتی و رفتاری و اخلاقی جناب اقای دباغیان (دهیار محترم دارابکلا) هر چه بود را تصدیق می کنم (اشاره به پست 2904 اینجا)  گفته ها تمام عزیزان به زیبایی بیان داشتد. بنده که از شخصیت جناب دهیار فهمیدم و آگاهی پیدا کردم و حضوری با ایشان نشستی در دهیاری داشتم متوجه موضوعی شدم که بیشتر اینکه از کارکردهایش تمجید و تعریف شود ، بیشتر به دنبال راهکار های خوب و پیشنهادهای سازنده از طرف صاحب نظران و ایده پردازان است تا قدمی بس بزرگ در آبادانی محل برداشته شود و از این اتفاق استقبال می کنند تا تعریف ها و تمجیدها ، البته این را هم می دانم که تقدیر و تشکر و قدردانی اهالی محل از زحمات و کارکرد های شبانه روزی دهیار محترم و پرسنل زحمتکش ایشان از وظایف و نشانه ی تشکر از ایشان بوده و است و این حمایت ها و تقدیر و تشکر ها ذره ای از حمایت از ایشان بوده تا انگیزه ای باشد در پیشبرد اهداف های والا و بزرگ تا بتوانند با پشتوانه ی قوی مردم به اهداف شان برسند. اینک بنده به چند راهکار اشاره خواهمکرد.

در بحث مهندسی شهری و  همچنین روستایی برای اهداف عمران و آبادانی و نیز زیرساخت ها نیاز و همکاری همه جانبه مردم بخشی از کار است که اکثر مردم با اعتماد سازی که از سوی دهیار محترم صورت گرفته  و نیز توانمندی که از ایشان سراغ دارند همکاری لازم را دارند و بخشی دیگر تامین منابع مالی ست که یک دهیار و یا مدیر موفق نیاز مبرم داردتا بتواند با پشتوانه و سرمایه مالی برای اهداف بزرگ کارهای بزرگی انجام دهد.

هیچ وقت فرراموش نمی کنم ، در یکی از دروس دانشگاهیم استادی داشتیم که تمام تاکید ایشان این بود که لازمه ی  پیشرفت و شکوفایی و شناخته شدن شهر و روستا و یا منطفه ای در مرحله ی اول داشتن مکان های تفریحی ،گردشگری لازم برای جذب توریست و گردشگران و طبیعت دوستان برای ورود به آن منطقه است که خدا رو شکر روستای دارابکلا با بهره مندی از جنگل بکر ،چشمه ها و آبشارهای فراوان و ... به طور خدادادی از نعمت آن برخوردار است و نیازی به ساخت و یا احداث بناها و مکان های مورد نظر برای جذب صنعت توریسم به دارابکلا ندارد. پس نتیجه می گیریم که روستای دارابکلا ، پتانسیل و زیر ساخت های مورد نیاز را برای تبدیل شدن به منطقه ی مورد هدف برخوردار است.

در مرحله ی دوم  روستا و شهر و یا منطقه که بخواهد به آن هدف مورد نظر یعنی ( تبدیل شدن به منطقه توریستی و تفریحی و گردشگری که این صنعت مهم در جهان به لحاظ در آمد سرشار مالی که نصیب آن کشور و یا منطقه می شود تبدیل شده به یکی از دغدغه های مهم و بزرگ دولت مردان و مدیران )  دست یابد  راه  و   جاده  مناسب است که متاسفانه باید بگویم روستای دارابکلا در این مورد ضعیف است . چرا که گردشگران و مهمانانی که بخواهند از این مکان ها دیدن کنند، به دلیل نبود راه و مسیر درخور و مناسب رغبت و استقبال نشان نمی دهند.

این را نیز بگوییم اگر مدیر و یا دهیاری بتواند این مشکل و معضل بزرگ یعنی ( تعریض و ترمیم آسفالت و چراغانی جاده ی سه راه اسلام آباد تا دارابکلا) را هموار سازد و از سر راه بردارد و به سرانجامش برساند بزرگترین کار و قدم را برداشته و کمک می کند به شکوفایی و رونق روستای دارابکلا.

مرحله ی سوم ایجاد مکان های مناسب برای اسکان مسافران است و این را بگویم که از این نظر هم داربکلا از نظر اقتصادی و مالی رشد چشمگیری خواهد نمود.

و در مرحله ی چهارم و آخر تبلیغات حرف اول و آخر را خواهد زد چرا که مکان و یا منطقه ای که از نظر تمامی موارد یاد شده کامل باشد اما به لحاظ تبلیغاتی ضعیف باشد نمی تواند به آن آرمان های ذکر شده دست یابد.

به دهیار محترم و تلاشگر و ساعی پیشنهاد می کنم در ورودی سه راه اسلام آباد (چهار راه آزادگان ) که از نظر موقعیت جغرافیایی و استراتژیکی در مکان خاصی قرار دارد از بیلبورد های تبلیغاتی و بنرها برای معرفی و شناساندن مکان های دیدنی و گردشگری (چشمه ها و آبشارها، جنگل های بکر) و شناساندن فرهنگ دارابکلا به مردم باشد تا شاهد رونق چشمگیر صنعت توریسم به دارابکلا باشیم. به امید فردایی روشن. تا دیداری دیگر.»

جناب سید ابراهیم موسوی دارابی. 1394. دارابکلا

دوشنبه ۱٤ تیر ۱۳٩٥ ، ۱۱:٥٥ ‎ب.ظ

به قلم تنسر 100

پست 2908 : «سلام و دورد جناب دامنه گرامی.14 تیر مصادف با روز دهیار را به جناب محمد دباغیان دهیار  زحمت کش دارابکلا تبریگ می گویم و از زحمات شایسته ایشان در آبادانی دارابکلا سپاسگزاریم. ایشان با توجه به چالشهای که در بدو ورود ایشان  تا به امروز با برخی از افراد برایش بوجود آوردند ،ولی با تمام قوا و پتانسیل بالقوه اش تونستند ثمرات مثبت برای دارابکلا باشند با توجه به اینکه روحیه خدمتگزاری در وجودشان بوده  وبا همین نیت وارد عرصه شدند . با توجه به شناختی که از ایشان دارم برای رفای پرسنل اش نهایت تلاش را دارد.امیدوارم با توجه به توانی اش بتوانند در جایگاهی بالا خدمت به مردم برسند . درود بدرود.» (دامنه: این متن در زیر پست 2904 اینجا به دامنه رسید)

دوشنبه ۱٤ تیر ۱۳٩٥ ، ۱۱:٢٦ ‎ب.ظ

به قلم    دامنه

پست 2907 : به نام خدا. در آخرین روز ماه مبارک رمضان یک بزرگمرد باهمّت و یک نیکنام مؤمن  و مذهبی و خیّر دارابکلا، یعنی مرحوم حاج آقا مهدی دباغیان را معرفی و تجلیل می کنم.

ایشان آنچنان مشهور و زبانزد عام و خاص بودند که تا حدّ زیادی مردم دارابکلا و حتی جمعیت منطقه، از سجایای اخلاقی و اعمال صالحه و کارهای حسَنه و اقدامات شایسته ی ایشان مطّلع و واقف بوده و هستند. نسل جوان نیز، لازم است مختصری از آن آگاهی بیابد، چه با جست و جو از این و آن و چه در این پست که دامنه به ایجاز و اختصار می آورد.

1- بزرگمردی خیرخواه و خیّر بودند. بی هیچ افاده و کبکبه و دبدبه ای خود را وقف امور خیر مردم می کردند. تا جایی که اموال و دارایی هایی خود را هم به امور عمومی هدیه نمودند و هم وُرّاث خود را مغبون رها ننمودند. در این راه، تعادل داشتند. وقف زمین به مزار دارابکلا و هدیه ی زمین برای دبیرستان کمیل دارابکلا و میاندورود، (به نام فرزند نوجوانش روانشاد کمیل دباغیان، که در رودخانه ی دارابکلا غرق شدند) از جمله دو کار مهم ایشان بود.

2- منزلش در همه ی ماه رمضان های سال هایی که در قید حیات بودند، محلّی برای اطعام و افطاردهی های عمومی بود. از ابتدای ماه تا انتهای ماه، از آن سر روستا تا اوسا به توزیع افطار می پرداختند. به گونه ای این سنت را منطقه بندی می کردند که طی سی روز، به همه ی خانه ها این اطعام و افطار به تبرّک توریع می شد.

3- در حل اختلافات میان مردم، با وجاهت و منزلتی که نزد عامه داشتند، کوشا و شائق بودند و اغلب در ترک خصومات حرف او را مورد قبول قرار می دادند.

4- سال ها از دست اندرکاران این روستا بودند که مشهور بود به انجمن خانۀ انصاف. ایشان از مُنصفین و معتمدین بسیار قابل احترام مردم در این امر بودند و در منازعاتی که گاه میان برخی ها رخ می نمود، به رای و دیدگاه ایشان به دیده ی احترام می نگریستند و ترک دعوا می نمودند.

5- به مسائل کشاورزی، عمرانی، آبادانی و مشکلات عمومی روستا توجّه ی وافر و پیگیرانه ای داشتند به طوری که اغلب به توفیق نائل می شدند.

6- در آن زمان دور با وارد کردن ماشین آلات مکانیزه برای خودشان، موجب فرهنگ سازی عمومی و مدرنیزه تر کردن محل شده بودند.

7- مردی مؤمن، متدیّن و مذهبی و اهل عمل و تقوا و رعایت شرعیات دینی بودند. برای ایام وفات و شهادت تمامی معصومین _علیهم السّلام_ در طول عمرشان، در بیت شان مراسم عزاداری و اطعام نذری برپا می کردند و به نوبت از همه ی مردم از تَهِ محل تا بالای محل دعوت به عمل می آوردند تا تبعیضی صورت ندهند. من خود به همراه مرحوم پدرم چند باری به این مراسم فراخوانده شدم و شرکت نمودم.

8- ایشان از متشخّصان و متواضعان محل بودند. با آن که از تمکّن پولی و درآمدی و سرمایه ای برخوردار بودند، هرگز دست از کار و کشاورزی و خاکی بودن و سرِ زمین بیل و کلنگ زدن نمی شستند. مانند کارگرهای خود کار می کردند و عرق می ریختند و لباس کار بر تن می کردند.

9- مخفیانه به برخی از خانواده ها کمک می کردند و مراقب بودند زندگی آنان از اساس ویران نگردد. در میان نسل دباغیان های دارابکلا، ایشان واقعا" نمونه و الگو و سرمشق بودند.

در پایان بگویم که من از حافظه و شناخت خود این مطالب را نوشتم. پس به یقین اگر کسی با همسر مؤمنه و فرزندان گرامی و اقوام و منتسبان ایشان، مصاحبه ای کند به ریز عمکرد و اخلاقیات و اعتقادات مذهبی و پایبندی های شرعی و عرفی شان دست می یابد.

بر همه ی بازماندگان گرامی اش درود می فرستم و تاکید می کنم راه آن مرد مذهبی و خدوم بی ریا و آگاه به امور جامعه و دردمند به حال ضعیفان را مواظبت و مداومت بخشند. خدا یار و حافظ تان.

مرحوم حاج آقا مهدی دباغیان از بزرگمردان و نیکنامان دارابکلا

دوشنبه ۱٤ تیر ۱۳٩٥ ، ۱۱:٢٥ ‎ب.ظ

به قلم جناب    محمد دباغیان

پست 2906 : «سلام استاد طالبی بزرگوار. خیلی لطف کردین ومرحمت نمودین (اشاره به پست 2904 اینجا). واقعا" مستحق اینهمه عنایت و لطف نیستم. درهرصورت بزرگواری نمودین وبنده همیشه مورد عنایت جنابعالی بوده وهستم. وافتخارم اینه که از رهنمودهای ارزشمندتان استفاده کنم. بازم ممنون.»

پاسخ دامنه : به نام خدا. سلام جناب محمدآقا دهیار شایسته و خدوم دارابکلا. وظیفه ی من بود  در قبال آن همه پیشرفت ها و مدیریت هایی که برای دارابکلای بزرگ، ارمغان آوردی و و در اذهان ماندگار شدی. خدا نگه دار.

دوشنبه ۱٤ تیر ۱۳٩٥ ، ٩:٢٥ ‎ب.ظ

به قلم حاج حسین    رمضانی دارابی 13

پست 2905 : «سلام جناب دامنه. با این عکس سیداحمد (واقع در به پست 2861 اینجا)مارا بردی  در دوران که با او خود را شناختیم روزهای که با او داشتیم راه رسم زندگی را یا د می گرفتیم او روز ها و شبها در انتظار محرم بود و ......

میبرم نامت کنار نام خود
تا کنم شیرین به عالم کام خود
من که عالم را به عالم باختم
من کنارت جاودانه تاختم
بال و پر را از پرت بگرفته ام
عمر و هستی را زدامان و تنت بگرفته ام
من چه گویم از صفا و لطف تو
کاش بودی و میکردم کمی من بوی تو
او جوانی داد و عمرش می فروخت
روح در من میدمید دل می فروخت
عمر من بود و دلم لبریز او
کاش میدیدم دوباره روی او

پاسخ دامنه : به نام خدا. سلام من هم به شما جناب حاج حسین رنگین کمان. ممنونم که  یادی از ذاکر اهلبیت (ع) مرحوم سید احمد موسوی دارابی در پست مورد نظر، کردی و این جملۀ خوب را نوشتی: «با او خود را شناختیم روزهای که با او داشتیم راه رسم زندگی را یا د می گرفتیم»

دوشنبه ۱٤ تیر ۱۳٩٥ ، ٩:٢٥ ‎ب.ظ

به قلم  دامنه

پست 2904 : به نام خدا. روزی که به برکت آزادی رای مردم، شورایی جوان و پویا بر صحنه ی خدمت به مردم و نظام اسلامی، در دارابکلای بزرگ و وسیع حاضر و مهیّای کار شد، نخستین گامش برگزیدن مناسب جناب محمد دبّاغیان به عنوان دهیار دارابکلا بود. همان دقیقه ی نخست  شنیدن این انتصاب بجا، بر خود بالیدم و بر حسرت ها و فرصت ها بر خویشتن خویش نالیدم. بگذرم که خبری خیلی خوش آن روز شنیدم.

با نصب محمد بر مدیریت اول روستای مان، بارقه ای از امید و اطمینان بر من و شاید بر بیشتر کسان، باریدن گرفت. و امروز که چند سالی از آن انتصاب می گذرد، خیال و ذهن و باورم از کارکردهای بسیار مهم و خیره کننده ی محمد و یارانش، آسوده است و به همگان می گویم این نعمتی ست که باید به آن قدردان باشیم و خندان.

من به ریز ریز کارهای محمد _که کثیر و فراوان است_ ورود نمی کنم که دامنه اساسا"، جایی برای آن ندارد و او خود مرا می شناسد که پشت صحنه چه شوقی بر وی دارم و چه تشویق هایی. اما نمی توانم ساکت باشم _که بارها هم به فراخور از محمد و امورش گفتم و پست کردم_ زیرا تفکر جهادی محمد همه را به وجد و هیجان صادق می کشاند. اگر شکرگزار این خدمت و مدیریت نباشیم، ناسپاسی مرتکب شده ایم. ناسپاسی یک معنا از چندین معنای مهمش، کُفر است. مانند کُفر نعمت، کُفر امنیت و کُلا" کُفران آنچه نیازمند قدرشناسی و شکرنهادن است . کفر در این معنا یعنی پوشاندن نعمت ها که نزد خدا از جمله بدترین گناه هاست.

تعبیر من از کار جهادگرایانۀ محمد، این است که بگویم دهیاری شایسته برای دیاری شایسته برگزیده شد که تا توانسته، با توان پیش رفته است و تا بوده، با کمال، خوب بوده است. آیا این همانی نیست که در دین وعده یافتیم جاده ی شکر خدا از شکر مخلوق می گذرد؟ محمد خود را و باورهای خود را و ایمان خود را و هوش و مدیریت خود را بسیج کرد و برای این مردم کار کرد و زیرساخت ها و امور رایج و روزمرّه ی آنان را تسهیل و هموار نمود و برای ساختار دهیاری کوشید و بر ساختمان تمیز و منظم آن جوشید و واقعا" در هر سه پاره ی سخت، بخوبی و شایستگی درخشید.

باید بگویم محمد افکارش و قابلیت های مدیریتی اش و شوق و خصلت های فردی اش نشان داده است، ذرّه ای از خدمت به مردم و جمهوری اسلامی ایران، کم نمی گذارد و در این راه مهمترین خصلت های اخلاقشی اش 11 ویژگی ست که هر کدام برای یک خدمتگذار مردمی و دینی مایۀ برازندگی ست:

1- مسلمانی ست با انگیزه و ایمان. 2- فردی ست با چشم و دلی پاک. 3- انسانی ست منظّم و بابرنامه. 4- شخصی ست اخلاق محور و متواضع. 5- نیرویی ست با تفکّر جهادی و خستگی ناپذیر. 5- مسؤولی ست اهل مشورت و دقت. 6- شخصیتی ست دلسوز و پاکدست. 7- مؤمنی ست با عمل و اعتقاد. 8- مدیری ست شایسته و خردمند. 9- مردی ست وفادار به آئین خانه و خانواده. 10- دوستی ست ارزشگرا و بامحبّت. و 11- دهیاری ست بسیار شایسته و مورد قبول جامعه. و در آخر کلام ممنون و سپاسگزار است از او بسیار بسیار دامنه.

جناب محمد دبّاغیان دهیار توانمند و محترم دارابکلا. بقیه در اینجا

دوشنبه ۱٤ تیر ۱۳٩٥ ، ۱:٠۸ ‎ب.ظ

به قلم حجة الاسلام    شفیعی مازندرانی 136

پست 2903 : «یارب : مناجات تائبان

یارب  ببخشا  از کرم    من عاصی  بد اخترم

سنگین  بود عصیان من    در خیل  بد  ها بدترم

+++

همچون تو ستار العیوب    همچون تو غفار الذنب

نبود  به ملک ماسوی    بگذر  زجرم  ابترم

+++

من روسیاهم  ای خدا   من بی پناهم  ای الاه

افتادم  اندر  نار تو    نبود دگر  بال وپرم

بقیه ادامۀ مطلب


ادامۀ مطلب
دوشنبه ۱٤ تیر ۱۳٩٥ ، ۱:٠٦ ‎ب.ظ

به قلم حجة الاسلام    مالک رجبی دارابی 110

پست 2902 : «بسم الله و صَلَّی الله عَلی محمَّد وَالهِ و اُفَوِّضُ اَمری اِلَی اللهِ اِنَّ اللهَ بَصیرٌ بِالعِبادِ. سلام : مسائل زکات فطریه را مطابق اتفاق مراجع  عظام تقدیم می کنم .

1- کسی که موقع غروب شب عید فطر بالغ و عاقلو هشیار است و فقیر و بنده کس دیگر نیست باید برای خودش و کسانی که نان خور اوهستند هر نفری ۳ کیلو گندم یا جو یا خرما یا کشمش یا برنج یا ذرَّت و مانند اینها به مستحق بدهد واگرپول یکی از اینها را هم بدهد کافی است. قیمت گندم هر نفری ۶ هزار تومان و برنج هر نفری ۲۱ هزار تومان

۲ : کسی که مخار ج سال خود و عیالاتش را ندارد و کسبی هم ندارد فقیر است و فطریه بر او واجب نیست .

۳ : کسی که سید نیست نمی تواند به سید فطره بدهد

۴ : به کسی که فطره را در معصیت مصرف می کند نباید فطره بدهند .

مصر ف زکات ۱ : فقیران ۲ : عاملین ۳ : بدهکاران قرض خودش را نمی توانند بدهند و ....... سحر ۲۸ ماه رمضان ۱۴۳۷ ه ق دارابکلا»

 
دوشنبه ۱٤ تیر ۱۳٩٥ ، ۱:٠٥ ‎ب.ظ

به قلم    دامنه

پست 2901 : به نام خدا. این که چرا 14 تیر در ایران روز قلم است به منابع رجوع کنید و مطّلع شوید؛ از جمله این که می گویند ستاره ی عطارد ستاره ی کاتب نویسندگان است و 14 تیر روز عطارد است. اما من فقط این را می گویم که از نظرم، قلم قطرات اشک و اشتیاق عقل و قلب آدمی ست، که یا دردها را می نویسد و یا درمان ها را نوید می دهد. بنا بر این، قلم، ابزار مقدّس رابطه های فکری و ایمانی ست که آموزه ها را می آموزاند. پس از قلم نباید ترسید و آن را نباید با استبداد و دیکتاتوری، شکست! ترجیح می دهم با استاد مطهری صاحب نظر و قلم این روز را خجسته بدارم:

شهید آیة الله مزتضی مطهری در دهة 50 در حسینیه ارشاد تهران، یادگار معلم انقلاب دکتر علی شریعتی، حسینیه ای ارشادگر و افشاگر علیه ی استبداد ستم شاهی

آری، استاد مطهری، هم قلم داشت و هم راز و نیاز و نماز شب. پس، به هر قلم به دستی اعتماد نکنید. شرط قلم، ایمان و حُرّیت و شجاعت است

دوشنبه ۱٤ تیر ۱۳٩٥ ، ۱:٠٤ ‎ب.ظ

از رهبر معظم انقلاب بشنویم

پست 2900 : به نام خدا. «پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر مقام معظم رهبری: رهبر انقلاب اسلامی تأکید کردند: اگر می خواهیم در مقابل جبهه استکبار ایستادگی کنیم و به عزت و شرف شایسته نظام جمهوری اسلامی برسیم، نیازمند حفظ و تقویت تقوا در رفتارهای شخصی و عمومی خود هستیم.... همچنین با اشاره به سخن یکی از دانشجویان درباره تبعات منفی بیان حرفهای مخالف حرف رهبری خاطرنشان کردند: بارها گفته ایم حرف مخالف رهبری، نه جُرم است و نه معارضه‌ای با آن می‌شود... ایشان تأکید کردند: اختلافات نباید به کشمکش تبدیل شود و  تشکلهای انقلابی به گونه ای عمل کنند که رواداری و تحمل مخالف در محیطهای دانشگاهی جا بیفتد... ایشان انقلاب اسلامی را انقلابی عقلایی خواندند و افزودند: براساس عقل گرایی، باید گفت کسانی که معتقدند برای پیشرفت کشور باید به غرب پناه برد، عقل خود را باخته اند زیرا عقل می گوید باید از تجربه ها درس گرفت.»

رهبر معظم انقلاب در دیدار با هزار دانشجو در 12 تیر 1395

دوشنبه ۱٤ تیر ۱۳٩٥ ، ۱:٠۳ ‎ب.ظ

به انتخاب    دامنه

پست2899 : به نام خدا. امروز که روز قلم است و نوبت پست لیف روح در دوشنبه ها، دو سخن  را نقل می کنم برای پاسداشت قلم و نوشتن و برای نوازش دل و رفع خارِش روح:

در 13 اردیبهشت سال 1386 در دفتر یادداشتم به نقل از محسن رضایی (فرمانده اسبق سپاه) نوشته بودم: «بودجه ی فرهنگی کشور، برابر با بودجه ی کود کشور است».

در همین روز در صفحه ی بعدی دفتر یادداشتم از قول لوئی پاستور نوشته بودم: «اصلا" تحقیق، پاداش واقعی ندارد.»

روز قلم بر اهالی قلم مبارک

دوشنبه ۱٤ تیر ۱۳٩٥ ، ۱:٠٢ ‎ب.ظ

پست 2898 : به نام خدا. اندیشه های شهید آیة الله مرتضی مطهری

تاکید بر به کمال رسیدن انسان

دوشنبه ۱٤ تیر ۱۳٩٥ ، ۱:٠۱ ‎ب.ظ

به قلم    دامنه

پست 2897 : به نام خدا. امشب که دو شب مانده به آخر ماه رمضان، یاد و تجلیل می کنم از  یکی از مردان بزرگ دارابکلا که نزد مردم از رجال بود و از معتمدین بسیار واجب الاحترام و از اعضای تاثیرگذار مسجد و تکیۀ پایین محلۀ دارابکلا یعنی مرحوم حاج محمود شهابی دارابی.

این شخصیت مذهبی گرانپایه و مورد وثوق مردم دارابکلا، پاک فکر می کرد، پاک زندگی می کرد و پاک به دیار حق رفت. حرف او ملاک می شد. رای او مایه ی حلّ خصومات. هر جای گام می نهاد و رایی می افکند، همگی به احترام او می پذیرفتند؛ چراکه آن مرد مؤمن و پاک دست و پاک نیّت را عابدی بزرگ و خدومی شایق و انسانی اخلاقمدار می دانستند.

یک ریاضی دان تجربی بود. هندسه دان بود. مساحات را با ذهن خلّاق و بسیار تیزنگر محاسبه می نمود؛ به همین مقدار هم در دیانت هوشیار بود. ذرّه ای لقمه ی حرام در تار و پود زندگی و حتی ذهنش نبود. رای هایی که در زمین و باغ و مزارع و خانه سرا و رسیدگی به اموال می کرد، مو لای درزش نمی رفت. اساسا" در خون آن مرد مردمی و انسان دین ورز، ناخالصی راهی نداشت. مسدود بود مسدود، آری مسدود؛ هر گونه زشتی از او مسدود بود.

این مرد بزرگ که پسر عموی خبیر و مهربانِ مرحوم مادرم حاجیه مُلّا زهرا آفاقی دارابی بود، منبع خیرات بود. جایش بعد از منزل یا  میان مردم برای خدمت نهادن بود و یا در مسجد و تکیه و محافل دیانت و مذهب.

یک الگو، یک نمونه ی دین ورزی؛ یک مردی خوش خو، یک آدم خوش گو و یک سرشتۀ خوش پو، بود. کمتر کسی ست که ذرّه ای از وی گِله ای در دل داشته باشد. آن قدر مقام معنوی و اخلاقی بلندی داشت که نزد عموزاده اش مرحوم حجة الاسلام حاج شیخ احمد آفاقی از ثقات بود از واجب الاِکرام. برای این مرد، به تمام وجود قداست قائل بود. آری قدیس نبود؛ اما در میان مردم به نسبت متوسّطان، خیلی خیلی خبیر و پاک بود.

زندگی او سرمشق است. آنقدر در وجود این مرد بزرگ، نکات آموزنده وجود دارد که اگر کسی از نزدیکانش آن را ریز ریز یادداشت کند کلاس درس می شود. حتی می شود برای او یک نشست شبی با مردان خدا گذاشت و از زوایای آموزنده ی شان گفت و گفت و گفت. او خود یک کتاب بود. من با این بزرگمرد دارابکلا خیلی صمیمی بودم و بارها نزدش رفته بودم و ایشان هم بارها و بارها در منزل مان به ما مهر و محبت می نمود.

من اگر باز نیز فرصت دست دهد از این انسان عارف به خداپیوسته خواهم گفت. او هم شورای اولیه ی محل بود. هم معتمد عمومی بود. هم از موثّران و موسّسان مسجد و تکیه ی پایین محله بود و هم از هیات اُمنای آنجا. در اینجا هم به او و به همسر ساداتش حاجیه سیدکشور ادای احترام ویژه می کنم. روحش شاد.

به فرزندان عزیزش و به نوادگان گرامی اش سلام جانانه دارم. امید دارم راه او را اُسوه و سرمشق خود کنند و زندگی شان را با پیمودن خط او، ادامه دهند و از همه ی فرزندان خوب شان خصوصا" از بزرگ شان جناب حاج خلیل شهابی، تشکر می کنم که وقتی در این اواخر عمرشان بیش از 18 سال، بر بستر آرمیده بودند و به قول معروف قرین السّریر گردیده بودند؛ لحظه ای این مرد نجیب و مؤمن و انقلابی را تنها نگذاشتند. درود درود.

مرحوم حاج محمود شهابی دارابی. از جناب آقا مسلم شهابی ممنونم که به درخواستم این تصاویر به یاد ماندنی این مرد بزرگ را به دامنه اهداء کردند. بقیۀ عکس ها در ادامۀ مطلب


ادامۀ مطلب
یکشنبه ۱۳ تیر ۱۳٩٥ ، ۱٠:٢٥ ‎ب.ظ

به قلم سید ابراهیم موسوی دارابی 5

پست 2896 : «سلام. مرحوم حاج شعبان رنجبر، پدر شهید حسن رنجبر، (واقع در پست 2894 اینجا) شوهر خاله ی بنده است . شاخصه ی ایشان را به  اعتقاداتش می شناسم و می ستایم. همان طور که فرمودید بسیار در احوال پرسی خشوع داشت و ورد کلامش در سلام و احوال پرسی واژه ی «آوی احوال شریف» و دعای «زنده باشید» بود. بسیار خوش رو و مهربان بودند. ساده بود و ساده زیست.

از همسر شان که خاله ی عزیز بنده است، گفتی. باید بگویم علاوه بر اینکه ایشان یعنی خاله ی بنده  مادر شهید رنجبر هستند  فرزند شهید حاج عبد الحسین کارگر نیز هستند و  سردار شهید حاج محمد حسین آهنگر نیز داماد ایشان بودند. واین یعنی حاج شعبان رنجبر و همسرش دین و وفاداری خود را به امام و انقلاب تمام و کمال ادا نمودند و شعر عاشقی و پیوند با امام شهیدان و صبر و استقامت را سرودند.

افخار بنده است که از فامیلان ایشان هستم و در چنین خانواده معتقد به آرمان های امام و انقلابی و بسیجی رشد و نمو یافتم. در پایان بر روح پر فتوح بسیجی مرحوم حاج شعبان رنجبر و شهید عزیزش درود می فرستم و خودم را وام دار و مدیون این افراد می دانم که توانستند پرچم ایران و انقلاب را برافراشته نگه دارند تا ما بتوانیم در سایه ی سار آن شهامت ها و دلیرمردان در امنیت باشیم. تا دیداری دیگر.»

پاسخ دامنه : به نام خدا. سلام من هم به شما جناب آقاسید ابراهیم موسوی دارابی. خیلی  موجب مسرّت شد بحث را تکمیل کردید. بله، بحق یادآوری درستی فرمودی حاجیه لیلا کارگر دارابی_خاله ی مکرّمه ی شما، مضاف بر مادر شهید، فرزند شهید هم هستند و به شهید محمد حسین آهنگر دارابی نیز منتسب. ممنونم سید به آن پست می افزایم این تذکرت. 

جناب آقا سید ابراهیم موسوی دارابی

یکشنبه ۱۳ تیر ۱۳٩٥ ، ۱٠:۱٥ ‎ب.ظ

به قلم    دامنه

پست 2895 : به نام خدا. قسمت 35. زلف بو کافور. در سلسله متن های فرهنگ لغت دارابکلا، این بار به یک اصطلاح که نفرین در زبان عامیانه است، می پردازم که بیشتر ذم تعارفی ست نه جدی. منظور از این  نفرین این است الهی بمیری تا تو را روی سنگ غسالخانه بذارند و زلف و گیسو و مویت را سدر و کافور بریزند و دفن ات کنند! واقعا چه نفرین الکی ملکیی ست این. و این گونه نفرین اغلب هم از زبان به خشم آمده ی نسوان بیرون می آید! آن هم نسبت به اعضای درون خانواده، نه بیرونیان و نامحرمان، تا مثلا دلشان را به این نفرین زبانی خنک کنند و طرف خطاب خود را سقط! این هم از این قسمت فرهنگ لغت.

کافور سمت راستی. سدر سمت چپی، برا غسل میت مردگان

یکشنبه ۱۳ تیر ۱۳٩٥ ، ۱٢:٥٦ ‎ب.ظ

پست 2894 : به قلم دامنه. به نام خدا. امروز در 27 ماه مبارک رمضان، 13 تیر 1395 یاد می کنم از مرحوم حاج شعبان رنجبر دارابی، پدر شهید حسن رنجبر دارابی؛ که بیش از نیم قرن خادم الحسین (ع) مسجد جامع و تکیۀ دارابکلا بودند.

مهمترین مُمیّزۀ این مؤمن خداجو، خداترسی و آرامشش بود. هم نیا و تبارش این گونه بودند و هم خودش با زیستن در عمق و زوایای مسجد و تکیه و به سر بردن با نیکان و خوبان محل، این حصایص را در خود جمعیت بخشیدند. خصوصا" این نعمت هم به آن مرحوم ارزانی شده بود که همسری مؤمنه و آرام و خداجو داشته اند. یعنی حاجیه لیلا کارگر دارابی که مادر شهید هستند  و دارای مقام و منزلت بلند و از خاندانی مذهبی و باایمان.

مرحوم حاج شعبان رنجبر دارابی، از زحمتکشان محل بودند. یادم است گویی بنّا بودند و بنّایی می کردند. حاصل کار و تلاشش را، رزق خانواده ی محترم و جانش می نمودند. به مدد همسر گرانقدرش، فرزندانی شایسته و انقلابی و دوستدار اهلبیت (ع) و اهل دیانت و درستکاری پرورش دادند، و این کم نعمتی نیست که انسان، چنین همّتی کند و جامعه را از خود بسیار راضی و خشنود نماید.

ما تا یادمان می آید این شخصیت معنوی و دینی محل مان، پای از خدمت رسانی به مراسم امام حسین (ع) و مسجد جامع دارابکلا، هرگز بیرون نکشیدند و بی تفاوت ننشستند. بیش از نیم قرن و تا حدّ عمرشان خادم الحسین (ع) بودند و بعد از مرحوم حاج سید گتی رضایی، متولّی مسجد جامع دارابکلا شدند و ساقی حرفه ای این امور بودند. باید دانست که ارزش تولّی مسجد در این است که فرد همیشه خود را بیش از سایرین در محضر خدا می بیند و همین به صورت روانی به فرد روحیۀ معنوی زیستن می بخشد.

ما از این مرحوم که مردی نیکوروی، نیکوصفت و نیکو سرشت بودند؛ هیچ وقت، خشم و خشونت و تعَب و نقاری ندیدیم. مهربان، آرام و خندان بودند. نوع تعارف و احوالپرسی شان آنقدر جذَبه آور بود که هنوز گرمی آن مصافحه هایش در ما حسّ می شود. اگر بگویم با من بشدّت صمیمی و عطوف و حتی گرم و رفیق بودند، گزافه نبافته ام. محبّت شان را عینا" حسّ می نمودم. یادکرد این بزرگ مرد محل، در این ماه روزه و صیام و امساک، وظیفه و اَدای دین من بود و باید دلم را شادمان می کردم.

برای روح بلند این خادم الحسین (ع) گرانقدر و پیشکسوت بزرگ این راه، که هم مؤذّن یودند و هم متولّی. هم ساقی عزاداران بودند و هم فردی کاری. و هم مؤمنی نمونه بوند و هم شخصی متشخّص، و نیز هم دارای مقامِ مهم پدرشهید بودند و هم از نیکنامان دارابکلا؛ شادی و شعَف و حشَر با اولیای الهی آرزو می کنم. به همۀ بازماندگان گرانقدرش سلام می کنم و به همسر معظّمه اش _که هم مادرشهید است و هم فرزندشهید_ درود بی کران می فرستم. روح ایشان و شهید این خاندان، رزمندۀ بسیجی حسن رنجبر دارابی همیشه جاویدان.

مرحوم حاج شعبان رنجبر دارابی پدر شهید حسن رنجبر. یادشان جاویدان. عکس را آقاتقی آهنگر دارابی برای دانه تهیه و ارسال کردند و ممنونم

یکشنبه ۱۳ تیر ۱۳٩٥ ، ۱٢:٥٥ ‎ب.ظ

به قلم    دامنه

پست 2893 : به نام خدا. این سنّت لایتغیّر و قانون الهی ست که از هر کوی و برزنی، یکی به دیار باقی می شتابد و یکی هم به دیار فانی چشم می گشاید. یکی می رود و یکی می آید. آن که می رود به قانون معاد، پوست می اندازد نه این که پوسیده می شود و آن که می آید پوسته ای دیگر می گردد و پویشی دگر. دو نورسیده ی دارابکلایی طی ماه اخیر و ماه های اخیر. اولی سید صدرا شفیعی دارابی ست فرزند حجة الاسلام سید محمد شفیعی از مشهد و دومی میلاد دارابکلایی ست فرزند دوم ابراهیم دارابکلایی که مشهور است به ابی!

ضمن تبریک و خجسته بادا، برای هر دو نوآمده، عمری دراز و در سلامتی و مفید و موثّر به حال آتی اسلام و ایران آرزو می کنم. ان شاء الله تولدها و تکثیر نسل ها نصیب همه فرزندخواهان گردد و دل شان شاد گردد. 

سیّد صدرا شفیعی دارابی نمی دانم چند ماهشه ولی ماهه

میلاد دارابکلایی. عکس روز تولد که الان حدودا" یک ماهه است و خودش هم ماه

یکشنبه ۱۳ تیر ۱۳٩٥ ، ۱٢:٥٤ ‎ب.ظ

به قلم نوۀ مرحوم حاج سیدکاظم شفیعی دارابی

پست 2892 : «تقدیرو تشکر دارم از آقای طالبی عزیز بابت پستی که درباره پدر بزرگ عزیزمان گزاشتین. (پست 2876 اینجا).

پدرم بارش باران خدا بود

پدرم حاکم پیمان وفا بود

پدرم جلوه ایمان و رضا بود

پدرم بر سر ما مرغ هما بود

پدرم در همه حال کارگشا بود

پدرم آیت آینده ما بود

در ضمن پدر بزرگم به غیر از این که مداح اهل بیت بود از خودش و محلیا شنیدم که بنّا هم بودن و طبق گفته محلیا بیشتر ساختمان های محلرو پدربزرگم بنّایی کردن»

پاسخ دامنه : به نام خدا. سلام به شما نوۀ گرامی آن مرحوم. که خود را در متنی که فرستادی  شفیعی دارابی معرفی کردی نوۀ ایشان. من قبلا" در پاسخ به پست آقاسید مجتبی نوۀ ایشان یعنی پسر عموی تان، این را نوشته بودم که وظیفه ی من بود در حق آن مرد بزرگ و نیکوکار متنی بنویسم و تجلیل شان کنم و گفتم که ایشان هم اهل دعا بود، هم بنّا بود و هم ذاکر و اهل قرآن و اخلاق. و من خوشحالم که شما هم بخوبی از آن استقبال نموده اید. آری، ایشان معلم قرآن بود و ذاکر بزرگ اهلبیت علیهم السّلام. روح بلندش جاویدان.

یکشنبه ۱۳ تیر ۱۳٩٥ ، ۱٢:٥۳ ‎ب.ظ

به نغمۀ    پرنده 11

پست 2891 : به نام خدای آفریننده ی پرنده. به تصویر زیر بدقّت بنگرید؛ برخی از شما آدم ها اغلب این گونه شده اید. ورّاج و روده دراز. چون کشف شده تَهِ زبان تان به پریز مغز وصل نیست. ما از خدای مان شاکریم با هدیۀ قانون غریزی به ما جُنبندگان، مانع از پُرچُونگی ویرانگرمان شده است. البته در این عکس، مغز باید پریز می شد، نه زبان؛ که زیان و خُسران است اگر این گونه خودسَر شود و دوشاخه و ورّاجه. بازم می آم.

زبان آدمی اگر به مغزش متّصل نشود، دیگر زبان نیست؛ زیان است و ژیان

یکشنبه ۱۳ تیر ۱۳٩٥ ، ۱٢:٥٢ ‎ب.ظ

به قلم حجة الاسلام  شفیعی مازندرانی 135

پست 2890 : «تفسیر لیله القدر: در تفسیر فرات کوفی ص 581/  آمده است : عن الصادق ( ع ) قال : انا انزلناه فی لیله القدر : اللیله فاطمه ...

لیله ،  یعنی فاطمه ،  اُمّ الامام

آن که با چهرش امامت شد تمام

لیله القدر است اندر  ماسوای

تا جهان  جوید به خطش اعتصام

گر مزین  قلب  ما با مهر اوست

جمله  تقدیر امور ما است  تام

بیشکی ناب است ما  را سرنوشت

قول و فعل او اگر  ما  را است جام

حب او گر ملک  جان را حکمران

فعل ما مقبول عرش ذی الکرام

گر  به شام قدر می آید ملک

در بر ابنای پاکش ،  احتشام

مهدی عالم  ( عج )  گل   دامان اوست

فاطمه  ، یعنی   امام خاص و عام

فاطمه یعنی  ، فروغ برترین

عاجز از عرفان او خلقان تمام

لیله القدرا ، دو دست ما بگیر

سوی عرش خویش بر ، ای خوش مرام

ناتوانیم  و  گدایان دریم

روسیاهانیم ، اندر بند و دام

از کرم ، ای مهر ، تقدیر امور

بهتر از بهتر برای ما بنام

ای شفیعی  ، خوش به آن پروانه ای

گرد شمع او روان ، هر صبح و شام

(5 / 4 / 1395 /  شفیعی مازندرانی )

حضرت فاطمه _سلام الله علیها_ حجّت خداست

یکشنبه ۱۳ تیر ۱۳٩٥ ، ۱٢:٥۱ ‎ب.ظ

پست 2889 : به نام خدا. اندیشه های شهید آیة الله مرتضی مطهری

توصیف عمل انسان به غذاهای روح

یکشنبه ۱۳ تیر ۱۳٩٥ ، ۱٢:٥٠ ‎ب.ظ

به قلم سید ابراهیم موسوی دارابی 4

پست 2888 : «به نام خدا. سلام جناب آقای طالبی "دامنه". بنده شایسته ی این همه لطف و  سزاوار تعاریف شما نیستم. این نشانه ی شخصیت و بزرگی روح و جود و کرم و تواضع حضرت عالی ست که به بنده دارید. تلگرام بنده بر خط ایرانسل و بر روی لپ تاپ بنده نصب است به دلیل اینکه بتوانم با فراغ بال و آسوده خاطر در خدمت زندگی و خانواده و مطالعاتم باشم که تقدیم شما می شود...»

پاسخ دامنه : به نام خدا. سلام صمیمانه ی من هم به شما سید مهربان و فرهیخته. برای فرزند  ژیمناستت آقا سید ایلیا هم آرزوی کسب مقامات عالی علمی و پهلوانی دارم دارم.عوضم این پسر زیباروی خوش سیما را ببوس. من موجب افتخارم است شما در دامنه به این سلاست و پُرمضامین و مطالعه گردیده، مطلب می نویسی. خوبانی چون شما نعمت های بزرگ دارابکلا هستند.

دوست گرامی اهل مطالعه ام جناب سید ابراهیم موسوی دارابی

آقا سید ایلیا موسوی دارابی فرزند سیدابراهیم

درود به آقاسید ایلیا موسوی دارابی که در زیمناستیک ساری آموزش می بیند

شنبه ۱٢ تیر ۱۳٩٥ ، ۱٠:٥٥ ‎ب.ظ

به قلم سید ابراهیم موسوی دارابی 3

پست 2887 :«به نام خدا با عرض سلام و ادب و احترام خدمت جناب دامنه. تضییع ضایع شونده و تبعیض نژادی و فرهنگی و نابرابری حقوق فردی و اجتماعی و ناعدالتی عدالت خواهان ، و ... (در راستای پست 2865 دامنه با عنوان میراثخواران خجالت بکشن اینجا). در این عصر ، یعنی قرن بیست و یکم ، کاملا مشهود است و شعار عدالت و برابری و مساوات و ...  از نظر بنده کاملا مردود است . و به نظر بنده ، ضعف قوانین و عدم سلامت نظام اداری ، اقتصادی و مالی و بیمار گونه ی کشور و عدم نظارت بر آن است که  دست افراد را برای چپاول و غارت باز گذاشته که چنین آشکارا و در خفا دست به چنین کارهایی زده تا فقرا و تنگ دستان روز به روز ضعیف تر و شکننده تر و اغنیا و صاحب منسکان ...

داستان معروف کلبرگ که تمام بزرگان دنیا را به چالش کشید را برای تان به نگارش در می آورم که در ان قانون دست بشر  را به چالش می کشد و سطح شعور و آگاهی و دانایی افراد را قیاس می نماید. ( ﺳﻂﺢ ﺷﻌﻮﺭ اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ) تصور کنید،  مردی که همسرش به شدت بیمار است و چیزی به مرگش نمانده. تنها راه نجات یک داروی بسیار گران قیمت است که در شهر فقط یک نفر هست که آن را می فروشد.

مرد فقیر داستان ما، هیچ پولی ندارد، هیچ آشنایی هم  برای قرض گرفتن ندارد. به سراغ دارو فروش می رود و التماس می کند. به دست و پایش می افتد و عاجزانه خواهش می کند آن دارو را برای همسر بیمارش به عنوان وام یا قرض به او بدهد. دارو فروش به هیچ وجه راضی نمی شود. به هیچ وجه. حالا مرد ما دو راه دارد. یا دارو را بدزدد و یا نظاره گر مرگ همسرش باشد. مرد دارو را شبانه می دزدد و همسرش را از مرگ نجات می دهد. پلیس شهر او را دستگیر می کند.

کلبرگ، روانشناس و نظریه پرداز بزرگ قرن بیستم، با طرح این داستان از مردم خواست به دو سوال جواب دهند: 1- آیا کار آن مرد درست بود؟ 2- آیا برای این دزدی، مرد باید مجازات شود؟ چرا؟ داستان معروف کلبرگ تمام بزرگان دنیا را به چالش کشید. وی پس از طرح آن گفت از روی جوابی که می توانید به این سوال بدهید من می توانم میزان هوش و شعور اجتماعی  شما را تشخیص دهم و مهمترین قسمت این سنجش، پاسخ به سوال "چرا" در سوال دوم بود. هر کس جواب متفاوتی می داد. حتی سیاستمداران بزرگ دنیا به این سوال پاسخ دادند:

آری، باید مجازات شود، دزدی به هر حال دزدی است. - زیر پا گذاشتن مقررات، به هر حال گناه است. فارغ از بیماری همسرش. - کار آن مرد درست نبود اما مجازات هم نشود. زیرا فقیر است و راهی نداشته. اما هنگامی که از گاندی این سوال را پرسیدند، پاسخ عجیبی داد. گاندی گفت  کار آن مرد درست بوده است و آن مرد نباید مجازات شود. چرا؟ زیرا قانون از آسمان نیامده است. ما انسان ها قانون را وضع می کنیم تا راحت تر زندگی کنیم. تا بتوانیم در زندگی اجتماعی کنار هم تاب بیاوریم. اما هنگامی که قانون منافی جان یک انسان بی گناه باشد، دیگر قانون نیست. جان انسان ها در اولویت است. آن قانون باید عوض شود. گاندی گفت انسان بر قانون مقدم است. کلبرگ پس از شنیدن سخنان گاندی گفت بالاترین نمره ای که می توان به یک مغز داد همین است. بله من هم همانند شما این درد را دارم که چرا و چرا!!! . تا دیداری دیگر»

پاسخ دامنه : به نام خدا. سلام من هم به شما جناب  آقا سید ابراهیم موسوی دارابی. اول بگویم، من دیدگاهم به پست مهم شما را به تاخیر می اندازم تا دامنه خوانان خود تفکر کنند. دوم خرسندم از دامنه نویسی تان، زیرا هم شخصی شایستۀ باتقوا هستید و هم قلم شیرین و مسلّطی داری. سوم تمنا دارم اگه ممکن است شمارۀ همراه خود را به دامنه کامنت خصوصی کنید تا دسترسی های مان میسّرتر شود. نیز عکس هایی از خودت را به تلگرام  دامنه ارسال کن تا در سرتیتر متن های تان درج کنم. ممنونم ممنونم.

شنبه ۱٢ تیر ۱۳٩٥ ، ٥:٥٥ ‎ب.ظ

به قلم    دامنه

پست 2886 : به نام خدا. این پست، از سلسله پست های همیشگی قم شناسی ست توسط دامنه. قدیم ها جیب همۀ ماها از سنگینی پول های مسکوک سوراخ سوراخ می شد و بعدها با اسکناس های شیک و پیک لا و تا می خورد و حالا نه در جیب که در کیف همۀ آنها! دهها کارت مارت انباشته است. از کارت مسدودی ها گرفته تا حساب میلیاردی ها و نیز کارت های پیس و میس شده ها یعنی همان به قول دارابکلایی ها در کارت عابر فلانی حتی کک هم نپّرنه.

حالا اما دو سه سالی ست در شهر مقدس قم، این کارت های کرایۀ الکترونیکی باب شده است و شارژی گردیده است و و خیلی هم امور آمد و شد را آسان نموده است. خواستم بگویم خوب سبُک شده است این جیب ها از آن همه پول ها.

کارت کرایۀ الکترونیکی اتوبوس خط واحد داخل شهری قم. عکس گرفتم از روی کارتی که خودمان با آن به حرم و آنجا و اینجای قم می رویم

شنبه ۱٢ تیر ۱۳٩٥ ، ۱۱:٥۱ ‎ق.ظ

پست 2885 : به نام خدا. تصاویر محفل اُنس با قرآن در شب 25 ماه رمضان، 11 تیر ماه 1395 در مسجد جامع دارابکلا به دوربین و ارسال جناب آقاتقی آهنگر دارابی:

حُجج اسلام سیدعلی صباغ دارابی و شیخ اسماعیل دارابکلایی. بقیه ی تصاویر اینجا

شنبه ۱٢ تیر ۱۳٩٥ ، ۱۱:٥٠ ‎ق.ظ

به قلم حجة الاسلام محمد  جواد غلامی دارابی 29

پست 2884 : «هنر و زیبایی ۱۲. زیبایی جانوران، به نام خالق زیبایی، انسان در مشاهده و مکاشفه زیبایی هر روز بیشتر به رازهای نهفته خلقت و به عظمت و شکوه دستگاه آفرینش پی می برد. قرآن کریم به زیبایی جانداران توجه دارد و آن را جزء مناظر چشم نواز طبیعت و به عنوان مظاهر خوبی از طبیعت اشاره کرده است. خداوند در قرآن کریم می فرماید :«والانعام خلقها لکم فیها دفء و منافع و منهما تاکلون ولکم فیها جمال حین تریحون و حین تسرحون ؛ و دام ها را برای شما آفرید، در حالی که در آن ها( وسیله) پوششی و سود هایی ( دیگر)است و از( گوشت) آن ها می خورید و در آن ها برای شما زیبایی است، آن گاه که آن ها را از چراگاه بر می گردانید و هنگامی که (صبحگاهان) به چراگاه می فرستید.»

در این دو آیه بر دو فایده مهم تاکید شده است. الف) فواید ظاهری و مادی که همان به کارگیری این حیوانات برای سواری و بارکشی و استفاده از گوشت و پوست آن هاست. ب) سود باطنی و معنوی که از آن در آیه دوم به جمال و زیبایی تعبیر شده است.

چنان که پیداست زیبایی در آیات دیگر با استفاده از ملازمه بین زیبایی و حسن از یک طرف و زینت و کریم بودن از طرف دیگر قابل استفاده است، در حالی که در این آیه شریفه، معنای مطابقی آن یعنی جمال به کار رفته است و با صراحت بر اصل زیباشناختی در هستی تاکید شده است.

به راستی صحنه ای که به هنگام حرکت دادن حیوانات اهلی در صبح و شام؛ همچون اسب و گوسفند با وجود ازدحام، نظم و رام بودن، صدای هماهنگ سُمّ آن ها و آواز حیوانات رخ می نماید، به قدری زیبا و تماشایی است که هر انسان صاحب ذوقی را به وجد واداشته و غرق در تفکر و زیبایی آن می سازد.»

عقاب سرطاس در حال شکار

شنبه ۱٢ تیر ۱۳٩٥ ، ۱۱:٤٩ ‎ق.ظ

پست 2883 : به ذوق دامنه . به نام خدا. تقدیم می شود به مخاطبینی که به دل و عقل هر دو اهتمام دارند:

پارسی گو گرچه تازی خوشترست

عشق را خود صد زبان دیگرست

بوی آن دلبر چو پرّان می‌شود

آن زبانها جمله حیران می‌شود

بس کنم دلبر در آمد در خطاب

گوش شو والله اعلم بالصواب

 

چونک عاشق توبه کرد اکنون بترس

کو چو عیاران کند بر دار درس

گرچه این عاشق بُخارا می‌رود

نه به درس و نه به اُستا می‌رود

عاشقان را شد مدرس حُسن دوست

دفتر و درس و سبقشان روی اوست

خامُشند و نعرهٔ تکرارشان

می‌رود تا عرش و تخت یارشان

(مثنوی مولوی، دفتر سوم، ابیات 3842 تا 3848)

از نظر دامنه داستان عشقِ پاک و حُبّ ذات و جُفت و زوجِ ناب؛ داستانی ست خداآفریده

شنبه ۱٢ تیر ۱۳٩٥ ، ۱۱:٤۸ ‎ق.ظ

به قلم مهندس    محمد عبدی 51

پست 2882 : «سلام بر دامنه خوانان عزیز و درود و خسته نباشید جانانه به شما کبلاقا ابراهیم  طالبی دارابی بزرگوار و پرتلاش و خستگی ناپذیر. با آرزوی قبولی طاعات و عبادات و روزه ماه رمضان به درگاه احدیت و توفیق بیشتر و امضای زیارت نجف و کربلا و شفاعت در قیامتشان.

 تمامی پستهای این مدت را مورد مطالعه و مداقّه قرار دادم و افزودن مطلبی بر بیشتر پستها را دوستان افزودند ومن هم بیفزایم اولا: از چند نظر سپاس و تشکر محضر جنابعالی ضروری است. هم به لحاظ ادامه معرفی روحانیت معظم و معزز و نیز خادم الحسین هایی که از گروه  مختلف بیان داشتین تاکنون و هم ذاکرین اهل بیت عصمت و طهارت (ع) را هم از نظر دور نداشتین و من هم به ساحت هر کدام از بزرگواران مرحومین ذکر شده صلوات و تحیت و فاتحه نثار می کنم و به زنده ها  سلام و آرزوی توفیق بیشتر و طول عمر با عزت.

در ثانی: به پست مربوط به حاج سیدکاظم شفیعی دارابی واقع در 2876 اینجا، خدا بیامرز که الحق مردخداجوی خدای گون بود و آراسته به صفات برتر خداپسندانه که به لحاظ شناخت بیش از سی ساله ام گواهی و بیان می دارم که ایشان از نسل سادات معظم و معزز تبار هزارجریب باستانی روستای تلم ( Talem) روبروی سوچلما ؛ که این رگه سادات هم از سادات اصیل و واقعی و ریشه دار و با اَنساب درست و صحیح می باشند و  می دانیم که سادات معظم آن منطقه عموما" از سادات مستجاب الدّعوه و دارای کرامات بوده اند و در عین سادگی ظاهری و بی ریا بودن نسل قدیم این دودمان در عین حال مورد احترام و مورد رجوع و نذر و قسم مردمان آن منطقه شریف بوده و هستند که کما اینکه سادگی و بی آلایشی و بی پلشتی ذاتی و عینی این دودمان را در برادر بزرگوارشان مرحوم حاج علی اکبر معروف به سید میرمیر و پسر عمویشان آقا سید مرتضی ساکن روستای هولا ساری هم می توانید بیینید.

همانگونه که قبلا در مباحث مختلف وب سایت سنه کوه اشاره نمودم در اینجا (http://sanekooh.ir/?p=5713) مرحوم حاج سید کاظم شفیعی در دهه سی به سنه کوه آمده و با دایر نمودن مکتب خانه شاگردان زیادی را درس و معارف قرآن و سواد خواندن آموخت که ازین نظر در ذهن و زبان مردمان اهالی مورد تحسین و تقدیر همیشگی بوده و خواهد بود.

در مورد اخلاق و دیگر سجایای اخلاقی آن ذاکر اهل بیت علیهم السلام را بیان فرمودید و منم خاطرات بسیار شیرین و بیادماندنی از ایشان و فرزندان واجب التکریم ایشان داشته و دارم و از اطاله کلام پرهیز می نمایم و ...من التوفیق»

پاسخ دامنه : به نام خدا. سلام گرم من به تو مهندس با این همه لطف، ذوق، تتبُّع و ذکاوت و ارادت. آن پست شما را یعنی واقع در اینجا را همان زمان درگذشت آن مرحوم که در وبسایتت نوشته بودی، خوانده بودم و خیلی برایم جالب بود که ایشان در روستای شما مکتبخانه داشتند. روح شان شاد. و مطلب شما الحَق باید اِلحاق می شد تا معرفی اش تامّ می شد زیرا فامیل سببی توست و از ریزِ خصوصیاتش باخبر بودید. در مورد اصطلاح خادم الحسین (ع) خیلی  مشعوف شدم. من از این اصطلاح خیلی خوشم آمد و از این پس برای همۀ کسانی که در تکیه و مسجد خدمت عاشقانه می کنند، بکار می گیرم. و نیز از این که پست های دامنه را کامل و تام پی می گیری ممنونم و باید بگویم تو در دامنۀ من نباشی پس کی باشد مهندس؟

شنبه ۱٢ تیر ۱۳٩٥ ، ۱۱:٤٧ ‎ق.ظ

به قلم حجة الاسلام    شفیعی مازندرانی 134

پست 2881 : «سازمان  ملل :  (  3 )

گفتمش چیست  سازمان   ملل ؟

گفت : امید زاده ی آدم

گفتمش  پس   چرا   است  کودک کش

از چه  رسواست  در همه  عالم

گفت :  گاهی ، مخارجش ای دوست

می رسد ،  رزق   آن  از  این در ،  هم

گفتمش  : گفته ی   انشتن را

نیک باید  نوشت  ،  مستحکم

بر سر و پای  ساز مان ملل

«حامی   هر که زور گوی  ، منم »

این  ،  جمال شناسنامه آن

وین بود کارکرد آن بی غم

خوش سروده است ، مرد  پاک  خدای

پیرما آن مدرس  اعظم

سازمان   ، سازمان آمریکا است

گشت با واژه  ی  ملل ، مدغم

همچو گلواژه  ی حقوق بشر

و  دگر واژه نفاق صنم

ای شفیعی ، مدار چشم امید

از نهادی که  با ددان محرم

( 12 / 4 / 1395 ) شفیعی مازندرانی
شنبه ۱٢ تیر ۱۳٩٥ ، ۱۱:٤٦ ‎ق.ظ

پست 2880 : به نام خدا. اندیشه های شهید آیة الله مرتضی مطهری

مقایسۀ تطبیقی مسلمانان این عصر و عصر رسول الله (ص)

شنبه ۱٢ تیر ۱۳٩٥ ، ۱۱:٤٥ ‎ق.ظ

به قلم حجة الاسلام شیخ  مالک رجبی دارابی 109

پست 2879 : بسم الله صُمنا اَللّهُمَّ لَکَ صُمتُ و عَلی رِزقِکَ اَفطَرتُ وَ علَیکَ تَوَکَّلتُ.با صلوات و سلام خدمت دامنه خوانان بخصوص مدیر محترم جناب آقا ابراهیم طالبی دارابی . مطالب دامنه را مُرُور می کردم تا رسیدم به اوصافِ مرحومِ مغفور فقیدِ سعید برادر ارجمند و شریف سید احمد موسوی که جناب عالی و دیگر نویسندگانِ بزرگوار خیلی خوب توصیف نمودید . حق مطلب را در وصف آن مرحوم ادا کردید متشکرم . و چون بنده هم با آن مرحوم ارتباط صمیمانه داشتم از این جهت صبر عظیم برای خانواده آن مرحوم و غفران الهی را برای خود آن مرحوم  از حضرت احدیت خداوند تبارک تعالی مسئلت دارم .و برایشان فاتحه ایی بهمراه یک جزء قرآن جمعاً قرائت کردیم .  افطار شب ۲۶ ماه رمضان ۱۴۳۷ هجری ق زرین آباد ساری»

پاسخ دامنه : به نام خدا. سلام من هم به شما دوست ارجمند و فاضلم جناب شیخ مالک. شما  چون منتسب ابن خاندان هستید به یقین بیش از سایرین غیاب آن سید مهربان و اهل قرآن و نوحه و عزا و عاشق اهلبیت (ع) را درک و لمس می کنید. ممنونم.

جمعه ۱۱ تیر ۱۳٩٥ ، ۱٠:٢٥ ‎ب.ظ

پست 2878 : به قلم سیدمجتبی شفیعی دارابی : دامنه: به نام خدا. این متن نوۀ مرحوم حاج سیدکاظم شفیعی دارابی ست که نسبت به انتشار پست معرفی پدریزرگش  2876  اینجا به  دامنه نوشت:

«باسلام خدمت آقای طالبی. بابت متن و تصویرارسالی از پدربزرگم عزیزم ،کمال تشکر از جنابعالی دارم. امیدوارم مثل همیشه عرصه فعالیت وتلاش شما مستدام وبرقرار باشد.

پدربزرگم مردی بود که درماه مبارک رمضان 13 قران کامل میخوند برای اموات خودش و هرکسی به یادش میومد. مردی که به نیازمندها کمک مخفیانه میکرد . مردی که حاج آقای دارابکلایی خیلی قبولش داشت وبه  مردم اون موقع گفته بود بعد من مردم میتونن پشت سر این سید نماز بخونن . مردی بود بعداز  فوتش بعضی ها برای شفای خودشون به منزلش میومدن با حالت تعجب به عکسش نگاه میکردند وگریه میگردند وخبری از فوتش نداشتند و مستقیم به مزار میرفتند وبرایش فاتحه میخوندند. موفق و کامروا باشید . باتشکر سید مجتبی شفیعی دارابی»

پاسخ دامنه : به نام خدا. سلام من هم به شما آقاسید مجتبی. ممنونم. وظیفه ی من بود در  حق آن مرد بزرگ و نیکوکار. هم اهل دعا بود، هم بنا بود و هم ذاکر و اهل قرآن و اخلاق.»

آقاسید مجتبی شفیعی دارابی (فرزند سیدحسین) نوهٔ مرحوم حاج سید کاظم شفیعی و نیز نوهٔ دختری مرحوم حاج کاظم ملایی. مشهد. ۱۳۹۵

جمعه ۱۱ تیر ۱۳٩٥ ، ٥:٥٦ ‎ب.ظ

پست 2877 : به قلم عبد خدا : «باسلام خدمت آقای دامنه. متشکرم بخاطر متنهای جدید جنابعالی درمورد معرفی مداحان وروحانیونی که درگذشته درجمع ما بودند وحال به دیار باقی شتافتند. به نظر بنده اینگونه معرفی ها برای نسل جدید محل لازم بوده است. لطفا در کنار معرفی این اشخاص به معرفی شوراهای سالهای گذشته امثال حاج محمودشهابی یا کربلایی حسن آهنگری ویا خیّرین بزرگواری مثل حاج مهدی دباغیان ویا اشخاصی مثل مرحومه سیده باجی حسینی که ازلحاظ معنوی نزد مردم محل محترم اند. باتشکروسپاس»

پاسخ دامنه : به نام خدا. سلام من هم به جناب «عبد خدا». گرچه من شما را نمی شناسم و طبق اصول 177 گانه ی دامنه، مخیّرم کامنت های اشخاص ناشناس با نام مستعار را پخش نکنم؛ اما چون جناب عالی در این متن، نام نیکان محل را بُردید و ذکر خیرشان کردید، ترجیح داده ام متن شما حتی پست گردد. در پروندۀ مطالب آتی دامنه، این افراد در نوبت اند و من در هر پست برای این خوبان، فقط منتظر عکس شان هستم. تا عکس نباشد، متن را نمی نویسم. شما اگر زحمت بکشید عکس از هر بزرگواری که تشخیص دادید شایسته ی تجلیل و معرفی ست، برای من بفرستید، ممنون می شوم. نیز ازت ممنونم به دامنه اهتمام داری و تشویقم نمودی. خدا خیرتان دهاد جناب عبد خدا؛ چه نام مستعار با مُسمّا و نیکویی.

جمعه ۱۱ تیر ۱۳٩٥ ، ٥:٥٥ ‎ب.ظ

پست 2876 : به قلم دامنه : به نام خدا. امروز 11 تیرماه 1395، 25 ماه رمضان 1437 قمری در سلسله مسائل ذاکرین اهلبیت (ع) دارابکلا، از ذاکر پیشکسوت اهلبیت خاندان عصمت و طهارت (ع) دارابکلا یعنی مرحوم حاج سیدکاظم شفیعی دارابی تجلیل می کنم.

این مرد بزرگ و مشهور دارابکلا از معتمدین و متدیّنین دارابکلا بودند. هم مذهبی، هم مسجدی و تکیه ای و هم اهل دعا و ذکر و نیایش بودند. شخصیتی آرام و متواضع و مردم گرا داشتند. سالهای سال ذاکر اهلبیت (ع) بودند و پیشکسوتی ممتاز در این سلسله؛ و به عبارتی از سرسلسله های نوحه خوانان بودند. مردم محل و منطقه و برخی از نقاط ایران به دلیل اعتقاداتی که به سیادت و مقام معنوی اش داشتند نزدش مراجعه و طلب نوشتن دعاهای شفا و حاجات می نمودند.

خانواده ای مذهبی اند و فرزندانی نجیب و خوب تحویل اجتماع دادند. تا آخرین لحظات عمرش در تکیه و مسجد حاضر می شدند. چهره اش همیشه سرشار از تبسم و تواضع و تفکر درونی بود. در تکیه که می نشستند بسیار متین و در سکوت تام بودند و حال عزادار به خود می گرفتند و با دور و بری های خود در تکیه به ندرت حرف می زدند زیرا آداب عزا را خوب آشنایی داشتند.

برای این مرد که مقام مهم ذاکری اهلبیت (ع) را داشتند و به گردن مان حق دارند و فردی مفید و بزرگ زاده و بزرگ بودند، فاتحه و صلوات نثار می کنیم. به همه ی اعضای گرامی این خاندان سلام و درود می فرستم؛ از پسران (آقا سیدحسین، آقا سیدتقی و آقا سیدعلی) و دختران نجیب و پاکدامن گرفته تا نوه های دختری و پسری شان. قدر این مرد بزرگ را پاس داشته اید و باز نیز تاکید دارم پاس بدارین زیرا آن ذاکر پیشکسوت خیلی نزد مردم ارزش و مقام داشتند. خدا حافظ تان.

مرحوم حاج سیدکاظم شفیعی دارابی ذاکر پیشکسوت اهلبیت (ع) دارابکلا. عکس ها را نوۀ ی گرامی شان آقا سید مجتبی شفیعی دارابی تهیه کردند و ممنونم. دو عکس در ادامۀ مطلب


ادامۀ مطلب
جمعه ۱۱ تیر ۱۳٩٥ ، ۳:۳٠ ‎ب.ظ

پست 2875 : به نام خدا در آخرین پنج شنبۀ ماه رمضان در 10 تیر 1395، دوربین جناب یک دوست در زاویه های متعدد مزار دارابکلا چرخید و ثبت هایی روی قبرها و هوا و خاصه یادان شهداء آفرید. از بابت ثبت  قبور والدین عزیزم و یوسف مزارم ازت ممنونم. عکسهایی ویژه در آلبوم عکس شماره ی 84: اینجا

قبر مرحوم سیدحسن مشهور به آقاسیدفرهاد صالحی دارابی. با آرزوی تجمل و صبر برای پدر و  مادر و خویشاوندانش (اقوام مادری من) که درد دوری مهربان و خوش سیمایی اش، خیلی سخت است بقیه اینجا

جمعه ۱۱ تیر ۱۳٩٥ ، ۳:٢٩ ‎ب.ظ

پست 2874 : به قلم حجة الاسلام شیخ مالک رجبی دارابی 108 :«بسم الله الرحمن الرحیم : مهم‌ترین اصول امام خمینی(رحمه‌الله). سلام و صلوات و سلامتی  خدمت برادر بزرگوار جناب کربلایی ابراهیم طالبی بعلت ایام و لیالی قدر و تراکم منبر وکلاس از فیض حضور در انتقال مطالب در دامنه محروم و مهجور بودم تا اینکه امشب توفیق حاصل شد خدمت برسم  امید وارم در نشر معارف موفق باشید .

۱: اثبات اسلام ناب محمدی و نفی اسلام آمریکایی اسلام ناب از نظر امام بزرگوار، آن اسلام متکی به کتاب و سنت است که با فکر روشن، با آشنایی با زمان و مکان، با شیوه و متد علمی جاافتاده و تکمیل شده در حوزه‌های علمیه استنباط می‌شود و به‌دست می‌آید. اسلام آمریکایی دوشاخه بیشتر ندارد: یکی : اسلام سکولار و دیگری اسلام متحجر.

۲ : اعتماد به وعده‌ی الهی و بی‌اعتمادی به قدرتهای مستکبر و زورگوی جهانی ۰ اعتماد به قدرت پروردگار موجب می‌شد که امام بزرگوار در مواضع انقلابی خود صریح باشد، چون اتکاء به خدا داشت. نه اینکه نمی‌دانست قدرت‌ها بدشان می‌آید و عصبانی می‌شوند، می‌دانست؛ اما به قدرت الهی و نصرت الهی باور داشت.

۳ : اعتقاد به اراده مردم و نیروی مردم و مخالفت با تمرکزهای دولتی در آن روزها، سعی می‌شد به خاطر یک برداشت نادرست، همه‌ی کارهای اقتصادی کشور به دولت موکول شود، امام بارها و بارها هشدار می‌داد، در مسائل اقتصادی، نظامی، سازندگی کشور، تبلیغات و بالاتر از همه انتخابات کشور به مردم اعتماد داشت.

۴ : حمایت از محرومان و مستضعفان و مخالفت با خوی کاخ‌نشینی ۰همه باید تلاش کنند که محرومان را از محرومیت بیرون بیاورند، تا آن جایی که در توان کشور است به محرومان کمک کنند، امام مکرر می‌گفت این کوخ‌نشینان‌ و فقرا و محرومان‌اند که این صحنه‌ها را پر کردند، با وجود محرومیت‌ها اعتراض هم نمی‌کنند، در میدانهای خطر هم حاضر می‌شوند.

۵ : مخالفت صریح با جبهه‌ی قُلدران بین المللی و مستکبران امام با مستکبرین سر آشتی نداشت، واژه «شیطان بزرگ» برای آمریکا، یک ابداع عجیبی از سوی امام بود، وقتی شما یک دستگاهی را، شیطان دانستید، معلوم است که باید رفتار و احساسات شما، در مقابل او چگونه باشد، امام تا روز آخر نسبت به آمریکا، همین احساس را داشت، عنوان «شیطان بزرگ» را هم به کار می‌برد.

۶ : اعتقاد به استقلال ملی و رد سلطه پذیری استقلال یعنی آزادی در مقیاس یک ملت. اینی که بعضی در زبان یا در شعار، دنبال آزادی‌های فردی باشند، اما علیه استقلال کشور حرف بزنند، این یک تناقض است

۷ : تکیه بر وحدت ملی توجه به توطئه‌های تفرقه‌افکن، چه تفرقه بر اساس مذهب شیعه و سنی، چه تفرقه بر اساس قومیت‌ها [از خطوط اصلی امام بود]، تفرقه‌افکنی یکی از سیاست‌های قطعی دشمن بود و امام بزرگوار ما بر روی وحدت ملی و اتحاد آحاد ملت یک تکیه کم‌نظیر داشت. اگر راه امام را گم کنیم یا فراموش کنیم یا خدای نکرده عمداً به کنار بگذاریم، ملت ایران سیلی خواهد خورد. سحر شب ۲۵ ماه رمضان آخر ین جمعه روز قدس ۱۴۳۷ هجری قمری»

پاسخ دامنه : به نام خدا. سلام صمیمی من هم به شما جناب حجة الاسلام شیخ مالک رجبی  دارابی. بله می دانستم در اوج اشتغال تبلیغ و تدریسی. از تدوین تازه ات در نشر آرای امام خمینی رهبر کبیر انقلاب اسلامی ممنونم. بهره بردم. این عبارت بند یک شما «اسلام آمریکایی دوشاخه بیشتر ندارد: یکی : اسلام سکولار و دیگری اسلام متحجر.» که از رهبر معظم انقلاب اسلامی ست بسیار مهم است و باید آن را تبیین کرد و آگاهی داد. در ضمن جناب یک دوست در عکس های مزار دارابکلا در 10 تیر ماه 1395، قبر مرحوم مادرت را نیز ثبت نمود واقع در پست 2875 اینجا .

جمعه ۱۱ تیر ۱۳٩٥ ، ۳:٢٧ ‎ب.ظ

پست 2873 : به نام خدا. اندیشه های شهید آیة الله مرتضی مطهری

تعلیم نحوۀ دعا به پیشگاه خدای باری تعالی

جمعه ۱۱ تیر ۱۳٩٥ ، ۳:٢٦ ‎ب.ظ

پست 2872 : به قلم حجة الاسلام شفیعی مازندرانی 133: « هشدار به ملل ضعیف : ( 2 / )   قال الله  تعالی : و اذا المئوده  سئلت  بای  ذنب  قتلت  ( تکویر  - 8 / )  

ای  ضعیفان  ، به سازمان  ملل
نصرت آرید  با زر  و درهم
ورنه ، فتوای  قتل تان آید
 زین کرانه ، ز اولیائ  نعم
+++
کودکان قتیل ملک یمن
هم فلسطین  و هر کجا  به جفا
ای   بخون  خفتگان  خون آلود
  هیچ کس نیست  در عزای شما
+++
کودکان فقیر و در مانده
کس هوادار  جانتان   نبود
پدری  همچو سازمان ملل
هم  در این سوق ، یارتان  نبود
+++
چون  به کف  نیست  مر   شمایان را
 زر و   سیمی  فدای خویش  آرید
طبق فرهنگ   سازمان  ملل
فدیه  ای  نیست تا به  پیش  آرید
+++ 
خوش به آن کس  دلار زاده  بود
بخت او نغمه خوان  و پیروز  است
عدل و انصاف ،  گر بسامان  نیست
شام  تار ضعیف   کی   روز است ؟
+++ 
غیر  راه  خدای  مهر آئین
بهر خلق  جهان امانی  نیست
 جز گل آسمان و یار  نهان
 یار و  غمخوار و   گل فشانی  نیست
 ( 10 / 4 / 1395 سید محمد شفیعی مازندرانی
جمعه ۱۱ تیر ۱۳٩٥ ، ۳:٢٥ ‎ب.ظ

پست 2871 : به قلم جناب خلیل شاه علی : «با سلام وعرض ادب خدمت جناب دامنه عزیز ودامنه خوانان محترم به خصوص دو دوست عزیز و دیرینم آقا ابراهیم و میرزا علی عزیز ..که با هر دوی این بزرگواران ومرحوم آقا سید احمد خاطرات سبزی داشتیم چه در کلاس های قرآن وسرود چه در اردوها ی فرهنگی پایگاه..لذت بردم از زیبایی قلم این دو بزرگوار و خیلی خرسند شدم و امیدوارم که حضورشان در دامنه ادامه داشته باشد.از شما که زحمت پخش ومعرفی مرحوم سید احمد را کشیدید خیلی خیلی تشکر میکنم وامیدوارم روح این عزیز بزرگوار با اربابش امام حسین محشور شود.»

پاسخ دامنه: سلام. بسیار ممنونم از این که همکاری کردی و نیز از دو نویسندهٔ خوش قلم و پاک سیرت، حاج میرزاعلی و سید ابراهیم موسوی دارابی تقدیر کردی. روح سید احمد قرین اولیاء الهی باد.»

پنجشنبه ۱٠ تیر ۱۳٩٥ ، ۱۱:٥٧ ‎ب.ظ

پست 2870 :  به قلم حجة الاسلام سیدمحمد شفیعی دارابی 7 : «سلام، آقای طالبی، اکنون که این مطالب را می نگارم ساعت 1:45 دقیقه بامداد روز جمعه 11 تیر ماه، 25 رمضان است، با نگاهی به سایت دامنه و پست۲۸۶۱ در معرفی سیداحمد موسوی ، تجدید خاطره های جوانی زیبا رو، دارای قلبی آکنده از عشق به اهلبیت عصمت و طهارت در ذهنم نقش بسته بود، او اهل دل بود و در دل نوجوان ان روز رسوخ کرده بود که باعث جذب حداکثری شده بود و در واقع او استاد اخلاق دوران نوجوانی ما بود، ادب و احترام از ویژگی های برجسته او بود، در تشییع جنازه ایشان کسانی را دیده بود که فقط برای امام حسین گریه کرده بودند و خودشان را قانع کردند تا در تشییع جنازه ایشان به پاس ادب و احترام و مذهبی بودن گریه کنند. لبخند های زیبایش چهره محزونش را با محبت تر نشان می داد، آخرین اثرش را که هیات عزاداری بود امروز به یکی از بهترین هیات تبدیل کرد امروز همه به هیئت احمد آقا می شناسند، چه ادبی، چه احترامی، چه احساسی، چه عشقی،آفرین بر احمد آقا، خدایش رحمتش کند، در بهترین دوران زندگی، بچه‌های محل را جمع کرد،همه محو محبت های خالص ایشان بودند.آن زمانی که مسئولیت کتابخانه را داشتند و زمانی نمایشگاه کتاب باز کردند بود تفسیری از کتاب آقای جوادی آملی را به پیشنهاد ایشان از آن نمایشگاه خریدم. 

حرف آخر، یا علی بن موسی الرضا، جوانی از جوانان پاک روستای ما که به جوار حضرت حق شتافتند. رحمت واسعه به روح ایشان برسد باشد که آخرین اثر که هیئت سید الشهدا است ذخیره قبر و قیامت ایشان قرار گیرد و این هیئت سال های سال به مسیرش ادامه دهد تا هر ساله یاد سید احمد مرحوم زنده شود،»

پاسخ دامنه : به نام خدا. خوشحالم و سلام جناب حجة الاسلام آقا سید محمد شفیعی. چه  عالی شد از جوار حرم امام رضا علیه السلام نام شادروان سیداحمد را به زبان و قلم آراستی. فقط می گویم حبدا احسنت. درود دارم فراوان. خیلی ممنونم با دل پاک خود توصیفاتی را که برازندهٔ آن مرحوم بود، با بیان شیرین تان منضم کردید و دلشاد ساختی یارانش را.
پنجشنبه ۱٠ تیر ۱۳٩٥ ، ۱۱:٥٦ ‎ب.ظ

پست 2869 : به قلم میرزاعلی چلوئی دارابی 19 : «به نام خدا .سلام گرم و صمیمی و برآمده از دل، نثار شما جناب دامنه بزرگوار. و سلامی هم خدمت دامنه خوانان و آرزوی قبولی طاعات و عبادات . حناب دامنه تشکر ویزه حقیر را پذیرا باشید از بابت نشر و معرفی مداحان و روحانیون و خادمان مساجد محلمان. در رابطه با پست 2861 اینجا گفتنیها توسط شما و جناب اقا سید ابراهیم عزیز گفته شد .ولی تقدیر چنین شد که بی بهره از وجود دوستی گرانقدر و در واقع معلمی دلسوز و غمخوارمان مرحوم آقا سید احمد موسوی دارابی باشیم.

جناب دامنه با دلنوشته ات در این پست واقعا" دلشادمان کردی. و من نیز به عنوان نوع دوستی و به خاطر دلتان در این لحظات ناب سحر و فارغ شدن از تلاوت دعای کمیل، سلام و صلوات همراه با ذکر فاتحه نثار والدین شریفتان میکنم تا ادای دین کرده باشم .

در پایان مطلب، همراه خانواده ام از این بابت بسیار بسیار ممنونم و سپاسگذار. و برای شما عزیز بزرگوار از درگاه خداوند ارزوی موفقیت و کامیابی روز افزون دارم . با سپاس فراوان و خدانگه دارتان»

پاسخ دامنه : به نام خدا. سلام می کنم به تو حاج میرزاعلی اهل دل و نیز به خانوادۀ شریف ات.  که از ناحیۀ مادری به خاندان بزرگ و فخیم سادات موسوی ها منتَسب اید. ابتداء صاف بگویم قلبم را در این ساعات شب جمعه غرق شعَف و شادی کردی که برای والدین بسیار عزیزم فاتحه نثار کردی. در دنیای تنهایی و غریبی ام، تو همیشه به والدینم احترام کردی و یادشان را آوردی و من بشدت از این لحاظ در دل روحیه می گیرم. ممنونم و این وظیفۀ قلمم بود در حق و اوصاف سیداحمد بجرخد و جوهر بیفشاند. و الحق و الانصاف جناب سید ابراهیم موسوی دارابی بسیار متین، منطقی و خوش قلم و عالی نوشت و کار را تمام کرد. از بایت تشویقی که کردی بابت معرفی ذاکرین و روحانیون و خادمان مساجد محلمان، باز نیز نشان درک معنوی شماست. سعی کنید به جای مدّاحان بگویید ذاکرین اهلبیت (ع). این واژه مدّاح خوشایند نیست. ممنونم باز هم.

پنجشنبه ۱٠ تیر ۱۳٩٥ ، ۱۱:٥٥ ‎ب.ظ

پست 2868 : به نام خدا

پنج شنبه 10 تیر 1395. قم منزل پسرم عارف. عکاس: مهندس عادل. پست اختصاصی ست؛ هرگز نمی گویم وقت خود را برای این بگذارید ولی خود، خواهید. بقیه در ادامۀ مطلب


ادامۀ مطلب
پنجشنبه ۱٠ تیر ۱۳٩٥ ، ۱۱:۳٥ ‎ب.ظ

پست 2867 : به قلم سید ابراهیم موسوی دارابی 2 : «سلام. از حُسن نظر شما و لطف تان به پسر عموی عزیز بنده، مرحوم سید احمد آقا بی نهایت سپاسگزارم  . از اینکه بنده را دوست خوب خود و با اخلاق خواندی و هرگاه به رفتار و نگاهم زوم کرده ای به یاد پسر عموی عزیزم یعنی (سید احمد آقا) افتادی بسیار بسیار مایه ی مباهات و افتخار بنده است که این حقیر گنهکار را با جوان درستکار و صالح همانند پسر عمویم قیاس نمودید. از تعریف و تمجید های حضرت عالی که بنده را  مورد لطف خویش قرار دادید باید بگویم من خودم را در آن حد نمی دانم و شایسته و سزاوار این همه لطف نیستم.

از دعوت حضرت عالی که بنده را سزاوار و شایسته دانسته اید برای قلم زدن در وبلاگ وزین دامنه. باید بگویم خودم را در آن حد نمی دانم و بیشتر استفاده می برَم از بزرگواران و قلم دستان ماهر و خوش قلم مخصوصا" حضرت عالی . اگر در پست هایی که بدان مسلّط باشم و قدرت تحلیل آن را داشته باشم و بدانم برای عزیزان سودمند است از آن دریغ نخواهم نمود و به دعوت تان حتما" استقبال نشان خواهم داد.

از تذکر تان نسبت به نگاشتن پیشوندها (سید) و پسوندها (دارابی) نیز متشکرم و حتما" بدان پایبند می گردم. تا دیداری دیگر .»

پاسخ دامنه : به نام خدا. کوتاه بگویم و وقت تان را نگیرم: اول سلام صمیمی من به شما جناب  سید ابراهیم موسوی دارابی. دوم بشذت خوشحال گشتم به درخواستم اجابت کردی و از این پس هر آنچه خود تشخیص داده ای برای دامنه و خوانان می نویسی. سوم به شما نوید بدهم در نویسندگی بسیار خوش قلم هستی و مهمتر آن که معلومات داری و بر تو فرض است که آموخته هایت را زکات دهی و به قول امروزی ها به اشتراک بگذاری. و یقین کن به خود و خدا و مردم، مسؤول شدی زیرا واقعا" کشف شدی که قدرت قلم و دانش داری. برایت در دامنه، بخش «مسائل جناب سید ابراهیم موسوی دارابی» باز کردم و از این پس آنچه می نویسی در آن صفحه، واقع در ستون کناری قالب وبلاگ ذخیره می شود. این ورودت به دامنه نویس ارزشی ست که روح سیداحمدآقای موسوی دارابی پسرعموی عارف و شیدای تان آن را هدایت نمود. از مهربانی ات به من، ممنونم وافر.

پنجشنبه ۱٠ تیر ۱۳٩٥ ، ۱۱:٢٥ ‎ب.ظ

پست 2866 : به قلم سید ابراهیم موسوی دارابی : «به نام خدا. سلام جناب آقای طالبی ( دامنه ). از شما جناب عالی، سپاسگزارم به جهت معرفی و شناساندن چهره ها و همچنین از معرفی پسر عموی عزیزم سیداحمد آقا در پست 2861 اینجا.

تصاویر خود گویای حقیقت و شاخصه ی وجودی سیداحمد آقا است . و شما نیز به خوبی آنچه از ایشان می دانستید و از دیگران به دست آوردید را به تحریر در آوردید. شاید به جرات می توانم بگویم به خاطر همسایه بودن دیوار به دیوار و نیز فاصله ی سنی نه چندان زیاد و نسبت فامیلی با هم، نزدیک ترین فرد به ایشان بودم. چه روزها و شب های به یاد ماندنی و خاطره انگیزی داشتیم. یادم می آید زمانی که ایشان عضو شورای فرهنگی پایگاه شهید مهاجر بودند، ساختمان جدید پایگاه که قرار بود به بهره برداری برسد، چه قدر تلاش کردند تا طبقه ی هم کف که الان به دلیل درآمد زایی پایگاه، به داروخانه تبدیل شده را به کتابخانه تبدیل کنند و چه شب  ها تا اذان صبح برای برپایی و احداث کتابخانه بیدار بودیم تا بتواند برای رشد فرهنگ و ارتقای سطح آموزشی و علوم اجتماعی و عقیدتی محل  قدمی بردارند.

نجابت در ایشان نمایان بود. اصول اعتقادی و عملی خویش را هیچ گاه به خاطر منافع شخصی و مادی حراج نمی کرد. به معنای واقعی ثبات شخصیتی داشت . در عین آراستگی ظاهری سادگی در پوشش داشت. حُجب و حیا در ایشان هویدا بود . متین بود و با وقار و مهربان و هر کسی از گل رویش مهربانی می چید. دلی به وسعت دریا داشت. در منزل پدری هر وقت به قول پدرم، غیب می شدم همه می دانستند کنار مرد و جوانی هستم که با او بودن مثال پدری ست. خیلی مطالعه داشتند. آن دوران ( یعنی دوران نوجوانی و جوانی ) که بیشتر جوان ها در محل دنبال جوانی بودند من ایشان را در حال تحصیل و تزکیه می دیدم.

کتاب استاد مطهری را بیش از اشخاص دیگر می پسندید و مطالعه می نمود و بنده را نیز وارد بحث ها و درس های استاد شهید مطهری می کرد هر چند ان زمان سن کمی داشتم اما بهترین موقعیت برای من فراهم بود چون ثبات عقیدتی و شخصیتی بنده از همان دوران نوجوانی ساخته شد و این ها را مدیون عزیز ترین شخص زندگی ام هستم یعنی سیداحمد آقا.

موضوعی را که الان در می خواهم به نگارش در بیاورم را تاکنون به جز خانواده ی خودم و خانواده ی ایشان جایی مطرح نساختم اما در این وبلاگ به دلایلی مطرح می سازم. به دلیل فقدان مکان های فرهنگی و فقر آموزشی در دهه ی شصت و نیمه ی اول دهه ی هفتاد به دلیل جنگ و بازسازی جهادی آن توسط پدر های مان کمتر به موقعیت درسی و آموزشی و فرهنگی  فرزندان مبادرت می کردند. اما من همان دوران رفیق کسی بودم که خود در شاکله ی وجودی خویش این موارد را داشت و من را نیز همراه خویش ساخت و در آن دوره ی سخت نظام آموزشی و ... در پناه شخصی اگاهی یافتم ما هنوز نیز می گویم :

سید احمد در آن دوران هم پدر بود برای من هم برادر و هم معلم. شاید باورتان نشود اینکه بگویم بنده که نزدیک ترین به ایشان بودم تا زمان خدا حافظی اش که با هم بودیم گناهی از ایشان ندیدم. راجع به دیگران از ظاهرشان قضاوت و نظر نمی دادند غیبت نمی کردند. عاشق و دل داده و دل باخته ی آقا امام حسین بودند و به حضرت زینب (س) به دلیل مصیبت های زیادی که بر آن حضرت وراد شده بود از برای شان می سوختند و ارادت قلبی خاصی داشتند. عاشق جوانان و نوجوانان بودند و هر کاری که در توان شان بود برای جوانان انجام می دادند. تاسیس هیات سیدالشهدا یکی از ده ها کار های ماندگار ایشان بود. تشکیل گروه سرود و تواشیح برای شرکت در مسابقات استانی. تاسیس قرض الحسنه سیدالشهدا. مدرس و معلم قرآن و اذان که شاگردانش در همان دوران به مقام های استانی رسیده بودند. و... در پایان تشکر بیکران از شما»

پاسخ دامنه : به نام خدا. سلام می کنم به شما سیدابراهیم موسوی دارابی دوست خوب و  بااخلاق من. که بارها تو را دیدم و گپ زدم و هر وقت به رفتار و نگاهت زوم کرده ام، یادم به پسرعموی نمونه و اُسوه ات شادروان سیداحمد افتاد. ممنونم. ممنونم. داستان کتابخانه و داروخانه برای من درد است. صدها جلد کتاب همان کتابخانه را زمانی که در دوره ی جوانی در آن مکان سایق بودم، خواندم و اینک تاسف می خورم که بر سر کتاب و کتاب خوانی چه آمده است.

از حضورت و متن عالی ات شادمان روحی شدم. چون از دیشب وقتی تصاویرش بر تلگرامم توسط دوست خوبم آقاخلیل ذاکر اهلبیت (ع)، دوست و شاگرد شفیق مرحوم سیداحمد، جاری شد بشدّت منقلب شدم و امروز خودم را اساسا" در نوشتن پست ایشان منزوی کرده ام و بسی گریستم. بگذرم.

من مفتخرم که بازتاب دهنده ی نوشته های خوب و از دل برآمده ی تان هستم. دامنه اگر دامنه شد فقط به خاطر دامنه خوانانی چون شما فرهیختگان شد. من پر کاهی ام در پشت مدیریت وبلاگم که متعلّق به شریف زادگانی چونان سیدابراهیم موسوی هاست.

از جهان بینی و جان بینی ات خیلی به انبساط رسیدم. من تا الآن به اصرار و اجبار و اکراه از هیچ کس نخواستم که در دامنه قلم بزند، اما امروز وقتی قلم و قلب تو را مشهودانه، مشاهده نمودم، دعوتت می کنم اندوخته های خویش را که مزکی به تزکیه ی مرحوم سید احمد موسوی دارابی ست، در دامنه زکات کن. این را از من بشنو، روح آن جاویدان، خرسند می گردد از نوشتن هایت. نیز هیچ گاه در محاوره و نگاشتن ها عنوان و پیشوند سید را از سادات نینداز، خاصه سیداحمد. نیز هرگز پسوند «دارابی» را که هویت مان است، از نام حقیقی تان حذف نکنید. نیز بدان که انسان فقط با کتاب و خواندن و مطالعه انسان می گردد و بی جهت نیست معجزه دین مان کتاب است.

ازت بی هیچ پرده ای، حجابی، مانعی بشدت خرسند گشتم بیش از گذشته ی محبت آمیزمان. خدا نگه دارتان. گریانم گریان و از روح پاک سیداحمد متقاضی شفاعتم و در حیران.

پنجشنبه ۱٠ تیر ۱۳٩٥ ، ٥:٢٥ ‎ب.ظ

پست 2865 : به قلم دامنه : به نام خدا. تا کی باید در بدنۀ نظام اسلامی، دزدان بیت المالی باشند و حق مردم و خاصّه، نیازمندان را مخفی و علنی و بآسانی و آزادی قورت بدهند و بخش زیادی از مردم در فقر و هلاکت و انتظار نان و رزق خدادادی شان بمانند؟ باید از حلقوم اختلاس گران و سارقانِ میراثِ ملّت درآورد و آنان را با عدالت علوی تادیب کرد و به سزای اعمال ننگین شان رساند. فساد از هر کسی که باشد، فساد است. باید آن را از دامان نظام برآمده از خون شهیدان و آرمان های بلند اسلام و مردم ایثارگر ایران زدود. و آنان را از دایرۀ قدرت که بر آن چنبره زده اند بیرون انداخت. باز هم در این راه خواهم نوشت.

حق تو را مدعیان ریاکار رباخوار خوردند. ای نوجوان خفته در دامن پاره و پوره ی لباس تنگ و مُندرس. کو انفاق؟ و کو رسیدگی به فقیران و آسیب دیدگان!؟

پنجشنبه ۱٠ تیر ۱۳٩٥ ، ٤:٤٠ ‎ب.ظ

پست 2864 : به شرح دامنه : 28. به نام خدا. کتاب عبدِ شکور 142 صفحه ای که چاب هفتم از انتشارات ستاد اقامۀ نماز است، نکاتی منتخب و مفید دارد که شب های قدر مطالعه کردم و لازم دیده ام برای دامنه خوانان شریف، معرفی اش نمایم. طبق معمول همیشه، به چهار نکته از لابلای آن اشاره می کنم:

در صفحه ی 14 آمده است: پیامبر (ص) آنگاه که وقت نماز می شد چنان بود که گویی نه او ما را می شناسد و نه ما او را. (به نقل از عایشه همسر پیامبر اکرم (ص) مندرج در محجّۀ البیضاء فیض کاشانی، جلد 4 ص 350)

در صفحه ی 60 می خوانیم: صلوات بر محمد و آل او بخشی از نماز است و نماز بدون آن باطل است.

در صفحه ی 105 درج شده است: پیامبر (ص) عقل را بالاترین نعمت خدا می دانست و به اصحابش می فرمود: ذکر را با فکر و عبادت را با تعقّل همراه کنند.

در صفحه ی 66 نیز نوشته شد: پیامبر (ص) به امیرالمؤمنین (ع) فرمود: سه کار است که این اُمّت توانایی انجام آن زا ندارد: مُواسات با برادر در همه حال، اَدای حقِّ مردم با قضاوت عادلانه و خدا را در هر حال یادکردن.

عکس جلد کتاب از دامنه

پنجشنبه ۱٠ تیر ۱۳٩٥ ، ٤:٢٥ ‎ب.ظ

پست 2863 : به قلم حجة الاسلام محمدجواد غلامی دارابی 28 : «به نام خدا. هنر و زیبایی ۱۱. زیبایی گیاهان، قرآن کریم گیاهان را به سه ویژگی توصیف کرده است.

۱- موزون بودن « وانبتنا فیها من کل شی موزون ؛ و از هر چیز متناسبی در آن رویاندیم.» موزون بودن گیاهان همان تناسب اندام آنها است که در جایی دیگر، این ویژگی به انسان نسبت داده شده است « لقد خلقنا الانسان فی احسن تقویم ؛ به راستی انسان را در نیکوترین اعتدال آفریدیم » به عبارت دیگر، موزون بودن بدین معنا است که صورت بندی هر گیاه به گونه ای انجام گرفته که جز آن سزاوار نبوده است.

۲- زیبا بودن :« وانزلنا من السماء ماء فانبتنا فیها من کل زوج کریم ؛ و از آسمان آبی فرو فرستادیم و "از انواع گیاهان" از هر جفت در آن "زمین" رویاندیم.» زیبایی گیاهان که قرآن از آن به عنوان "کریم" یاد کرده، از مختصات هر گیاه است.  

اساسا"چه کسی می تواند زیبای نهفته در یک گل را در قالب واژه به تصویر بکشد؟! آیا جز آن است که بخشی از تابلو های زیبای نقاشان مشهور جهان که چشم هزاران بینده را به خود جلب کرده و شگفتی بشر را بر می انگیزد، تصویر تنها گوشه ای کوچک از طبیعت و گل های زیبای آن است؟!

۳- شادی آفرینی و بهجت و سرور آوری « وانزل لکم من السماء ماء فانبتنا به حدائق ذات بهجة ؛ و برای شما از آسمان، آبی فرو فرستاد و بوسیله آن باغ های زیبا رویاندیم.» از بهجت آفرینی گیاهان که در قرآن بر آن تاکید شده، سه نکته قابل استخراج است.

الف) تاثیر پذیری روح و روان انسان از مظاهر طبیعی و زیبایی آن.

ب ) نقش گل ها و گیاهان در ایجاد سرور و شادمانی روحی برای آدمی.

ج ) هم آوایی و موافقت قرآن با اصل سرور و شادمانی و ضرورت آن در روان انسان.

در روایات اهل بیت نیز ضمن تاکید بر تاثیر گذاری رنگ بر شادی آفرینی روان آدمی، توصیه شده که مومن با گزینش رنگ های متنوع و روح افزا، زمینه ساز سرور و شادمانی دیگران گردد.»

گل شلیل و زری زری در باغ امام رضا (ع)، یکی از باغ های بزرگ شهر مشهد مقدس

پنجشنبه ۱٠ تیر ۱۳٩٥ ، ٤:٠٦ ‎ب.ظ

پست 2662 : به نام خدا. دارابکلا در زاویه هایی همچون جنگل و هوا و صحرا و چشمه هفت کول و آفتاب و اشخاص، توسط جناب یک دوست ارائه شد در قسمت 83 : اینجا

خیلی رُماتیک است این. گویی صحنه ایی از یک فیلم پُررویداد سینمایی ست. جنگل دارابکلا به دیدۀ خوش زاویۀ جناب یک دوست در 8 تیر 1395 بقیه اینجا

پنجشنبه ۱٠ تیر ۱۳٩٥ ، ٤:٠٥ ‎ب.ظ

پست 2861 : به قلم دامنه : به نام خدا. امروز در سلسله مسائل ذاکرین اهلبیت (ع) دارابکلا، این ذاکر خوشنام اهلبیت خاندان عصمت و طهارت (ع)، این جوان مؤمن و انقلابی برخاسته از نسل سادات نجیب و بسیار مورد احترام مردم دارابکلا؛ یعنی مرحوم سید احمد موسوی دارابی فرزند برومند حاج سیدکریم موسوی دارابی را معرفی می کنم، که مظلومانه از میان مان پرکشیدند و دل مان را برای همیشه در حسرت خوبی ها و تواضع و ایمان و تدیّن شان فرو برده اند.

او هم مسول گروه سرودهای انقلابی جوانان مؤمن دارابکلا بود و هم مدیر و مجری کلاس های قرائت قرآن آنان. و با تاسیس هیات پرشور و حال حضرت سیدالشهداء (ع) دارابکلا به جذب جوانان کوشید و مشوقشان شد در مذهب و دیانت و عزاداری ها. چون خود سیدی نجیب و مومنی بی ریا و آگاه بود، جوانان به خوی و خصال او شوقانه تعلیم می گرفتند و از وی حرف شنوی داشتند و الحمدُ لله خیلی هم در کار فرهنگی و دینی شان موفق بودند و سربلند از جمع شمع جوانان پرکشیدند و به تعبیری معصومانه رفتند

ماه رمضان سال 1379 بود که هنوز رازش باز نشد درگذشتند و دل خاندان خود و دوستان خوب خود را مالامال غم و حُزن ساختند و حال که همین شبها به تاریخ قمری سالگرد اوست یادش را گرامی داشتم و یادمانش هیات حضرت سیدالشهداء (ع) ثمره ای از اوست که هنوز نورافشان محافل و مراسم و مجالس مذهبی و مناسبتی محل مان می باشد و خدا وی را جاویدان سازد.

من لب فرو می بندم و این درد دوری و غیاب آن عزیز را به دردمندان و خاندان و اقوام و خاصّه به دوستان و رفیقان او تسلیت می گویم و خرسندم راهش توسط دوستان خوبش همچنان ادامه دارد. که از تک تک اعضای این هیات خوب و وفادار به آرمان بلند دین اسلام و عزت ایران ممنونم، از کوچولوهای تَهِ زنجیرزنان این دسته گرفته تا جلوداران و دست اندرکاران و ذاکران آن. امان امان ای خوبان.

چهرۀ معنوی و محزون و نگاه عمیق و دیدنی مرحوم سید احمد موسوی دارابی در روز عاشورای دارابکلا بقیهٔ عکس ها در ادامهٔ مطلب


ادامۀ مطلب
پنجشنبه ۱٠ تیر ۱۳٩٥ ، ۱۱:٥٥ ‎ق.ظ

پست 2860 : به قلم دامنه : به نام خدا. افتخار دارم امروز در 24 ماه رمضان المبارک 10 تیر 1395، به تجلیل و سپاس و معرفی جناب محمود شیردل دارابی یکی از پیشکسوتان ساقی و خادم مسجد جامع و تکیۀ دارابکلا می پردازم

ایشان فرزند مرحوم حاج حسین شیردل اند. اخوی حجة الاسلام آشیخ مهدی شیردل دارابی. از کارکنان و بازنشستۀ شرکت نکاء چوب و نیز از همه مهمتر پیشکسوت در خدمت به نمازگراران و روزه داران مسجد جامع دارابکلا و خادم و ساقی مهریان و آرام و باحوصلۀ عزاداران امام حسین (ع) در تکیۀ بالا. چندین سال شائقانه ساقی گری کرد و خدمت رساند به مسجدی ها و تکیه ای ها.

مدتی است این هم محلّی مان دچار نابینایی هر دو چشم شان شده اند و محروم از ادامۀ خدمات رسانی به مؤمنان. و حتما" در  درون دل شان شوق و اشتیاق خدمت تلالؤ می زند و وی را دچار حسرت می کند. ولی به ایشان جانانه می گویم همین سابقۀ ساقی گری برای امام حسین (ع) در محرّم و امام علی (ع) در رمضان برای شما خیر و برکات داشت و اطمینان کن در دفتر عمرت ثبت و ضبط معنوی شد.

یادم هست در خیلی سال های پیش، در شب هایی که در محرّم، زنجیر می زدیم؛ در زیر باران و سرما و یخبندان، این محمود شیردل بود که شیردلانه چلجراخ فانوس را بر سر می گذاشت و جلودار زنجیرزنان بود که دسته های عزادار حسینی، بآسانی و در روشنایی به اوسا و یا امام زاده باقر و امام زاده جعفر برسد. روشن باد چشمان تو با این چلچراغی که سال ها یی هیچ خستگی و کسری بر سرت می گذاشتی و عاشقانه برای اباعبدالله الحسین (ع) و حضرت زینب کبرا سلام علیها عزاداری می نمودی.

در این پست از آقا محمود شیردل به دلیل این ساقی گری ها و خدمات صادقانه اش و عزاداری های بی شائبه اش تجلیل و قدردانی می کنم و مقامش را گرامی می دارم. سپاس و سلام ناتمام بر ایشان دارم و طلب شفای دو چشم شان.

در اینجا از خواهر شهید ابراهیم عباسیان _حاجیه سکینه عباسیان_ که همسر مؤمنه و گرامی و زحمتکش آقا محمود شیردل هستند، و از همسایه های نجیب مان در دارابکلا، تشکر و قدردانی ویژه می کنم. امید دارم این پست دامنه در تجلیل و یادآوری ایشان، مقبول حضرت حق تعالی افتد. خدا حافظ و ناصر همۀ مؤمنان باد.

عکاس هر دو تصویر جناب محمود شیردل دارابی، در پنج شنبه 10تیر ماه 1395، آقا هادی طالبی دارابی (مرحوم عباس) است. از هادی و جناب یک دوست در تهیه و ارسال این تصاویر بسیار ممنونم و ثواب نثار اموات شان

برای شفای هر دو چشم جناب آقا محمود شیردل دارابی این ساقی و خادم مسجد و تکیۀ دارابکلا شفای عاجل آرزو می  کنم و بر ایشان درود و سلام و قبولی طاعات و عبادات و نماز و روزه عرض می کنم

پنجشنبه ۱٠ تیر ۱۳٩٥ ، ۱۱:٤٩ ‎ق.ظ

پست 2859 : «به قلم حجة الاسلام شفیعی مازندرانی 132 : «روز  قدس :  

گفتمش  از چه  دیو می لرزد ؟؟

گفت :  چون روز  قدس :  نزدیک  است

گفتمش  بهر  عشق ،  چون  باشد ؟؟

گفت : گلبانگ  پاک  تبریک  است

قابل توجه فرهنگ  دوستان :

«قال علی ( ع ) : الکتب بساتین  العلمائ: قم :  دفتر نشر معارف : نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری   در دانشگاها  منتسر کرد 0 تلفن : / 0004  774 3 025  کتاب : «صفای باطن در پرتو رمضان »، در چهار فصل –ویراست جدید  ، در 176 صفحه  قیمت 75000/ ریال نویسنده : سید محمد شفیعی مازندرانی 000همچنین  :  « کتاب  اخلاق خانوادگی از دیدگاه پیامبر اعظم » چاپ سوم   در 199 صفحه ، قیمت / 52000ریال  —نویسنده :  سید محمد شفیعی مازندرانی ..همچنین 00  کناب : «درس هائی از وصیت نامه ی امام خمینی » ویراست دوم ، چاپ هشتم : در  216 صفحه به قیمت 60000 /ریال   نویسنده : سید محمد شفیعی مازندرانی 000ضمنا به اطلاع  می رساند : کتاب :  «بهداشت  روانی  در اسلام»در شش فصل به قلم دو تن از اساتید دانشگاه آزاد اسلامی واحد قم : دکتر کریمیان  و دکتر سید محمد شفیعی مازندرانی، در 308 صفحه ، توسط  همین  واحد انتشار  یافت 0قیمت    150000 ریال  تلفن4040 280قسمت پردیسان ، بصیری داخلی 185»
پنجشنبه ۱٠ تیر ۱۳٩٥ ، ۱۱:٤٦ ‎ق.ظ

پست 2858 : به نام خدا. اندیشه های شهید آیة الله مرتضی مطهری

تاکید بر زشتی و قباحت دروغ بستن و مسخره کردن

پنجشنبه ۱٠ تیر ۱۳٩٥ ، ۱۱:٤٥ ‎ق.ظ

به قلم    دامنه

پست 2857 : به نام خدا. در این پست در راستای سلسله مسائل روحانیت دارابکلا، توفیقی ست که به معرفی مختصر یکی از عالمان صالح و بزرگوار دارابکلا مرحوم حجة الاسلام والمسلمین حاج سید محمود شفیعی دارابی بپردازم.

ایشان یکی از عالمان حلیل القدر و مشهور و دوست داشتنی دارابکلا بودند. اندکی در حوزه علمیّه آن روز در ساری درس خوانده اند؛ ولی عمدتا" در حوزة علمیّۀ کوهستان شهرستان بهشهر حضور داشتند و از مقّربان و خواصّ مرحوم آیت الله کوهستانی بودند. بعد از تلمذّات و کسب فیض ها از محضر آن عالم بزرگ و دارای مقامات معنوی و اخلاقی، به دارابکلا بازگشتند و در ساری و در دو روستای بالادزا و پایین دزای منطقۀ سنگتراشان، به امامت مسجد و هدایت مردم و اُنس و آموزش آموزه های دینی و اخلاقی مؤمنان آن منطقه مشغول گردیدند و تا آخر عمرشان دست از این هدایت گری و با مردم زیستن دست نشستند و مایۀ برکات و نعمت آنجا شدند. و در دارابکلا نیز بارها بر روی منبر، مردم را از بیان و آموزه های اهلبیت (ع) بی نصیب نگذاشتند. و من چند باری پای منبرشان به بیانات فصیح و غرّای شان گوش فرا دادم.

وجاهت و منزلت والایی میان مردم داشتند. ساداتی بانزاکت، خویشتندار، بااخلاق، متقی و آرام و خوش سیما و خوش قلب و همیشه متبسّم و باروحیه بودند. جذبه ای بالا داشتند. لباس روحانی و عمّامۀ سیادت به ایشان بسیار حالت معنوی می داد و هیبتی جذّاب و پذیرنده ای داشتند. ایشان همسایه و دوست و همنشین مرحوم آقا دارابکلایی و مرحوم پدرم و برخی دیگر از بزرگان محل بودند. عموی جنابان حاج کبل سیدمحمد و حجة الاسلام والسلمین سیدحسین شفیعی دارابی اند و نیز پدرخانم حجة الاسلام والمسلمین شیخ محمد نجفی. فرزندانی پاکدامن و نجیب و بزرگوار تعلیم و پرورش دادند.

من به دو دلیل با ایشان آشنا و مانوس و ایشان هم نوازشگرمان بودند: یکی به دلیل آن که با مرحوم پدرم خیلی رفیق صمیمی بودند و هر دو به بیت همدیگر آمد و شدای مکرّری داشتند و من نیز از این طریق در منزل مان و منزل شان به همراه مرحوم پدرم دیدارهایی متناوب داشتم. و نیز به دلیل رفافت و دوستی نزدیکی که میان من و فرزندشان آقاسیدمحمدرضا (داماد مرحوم آیة الله آقا دارابکلایی) در دروه ی جوانی و مدرسه برقرار بود، به بیت شان می رفتم و ما را مورد الطاف و مهرشان قرار می دادند و محبت وی بر خودمان را بسیار لذیذ و حس کردنی می بافتم.

در این ایام مبارک ماه رمضان به روح پاک و عزّتمند این مرد بزرگ، خدوم مردمی، مانوس ملت و اخلاق محور و پرهیزکار و عالمی وارسته و نمونه و بی ریا و آرام که آثار و برکات وجودش طی حیات باعرت شان، در دل خیلی از مردم و مؤمنان هنوز تجلی دارد و تلالؤ، درودی دراز و بی کران می فرستم زیرا حقیقتا" دوستدارش بودم و از او درس هایی در زندگی ام گرفته ام.

عالِم صالح و بزرگوار و پرهبزگار دارابکلا مرحوم حجة الاسلام والمسلمین حاج سید محمود شفیعی دارابی. از نوۀ اش یعنی دوست فرهیخته ام جناب حسین طالبی دارابی (داوود) که به درخواستم این تصویر را تهیه و به دامنه هدیه نمودند؛ بسیار ممنونم

چهارشنبه ٩ تیر ۱۳٩٥ ، ۱٠:٢٥ ‎ب.ظ

پست 2856 : به نام خدا. شب قدر 23 رمضان مسجد جامع دارابکلا به تصویر سیدمحمد سجادی، سیدمحسن حسینی (فرزند سیدحسین سیدخلیل بالامحله) و رنگین کمان داراب. که سحرگاه دیشب توسط جناب یک دوست به دامنه ارسال گردیده است. ممنونم از همگی این خوبان. ارائه می شود با زیرنویس های دامنه:

شب قدر 23 رمضان 8 تیر 1395 مسجد جامع دارابکلا . خطیب حجة الاسلام والمسلمین شیخ مرتضی چلوئی دارابی امام جماعت مسجد جامع دارابکلا. بقیه در اینجا

چهارشنبه ٩ تیر ۱۳٩٥ ، ۱٢:٥٠ ‎ب.ظ

پست 2855 : به قلم دامنه : به نام خدا. امروز به یادکردِ مرحوم کربلایی علی اکبر آهنگر دارابی، مرد مؤمن و متدیّن و پیشکسوت ساقیان مسجد جامع و تکیۀ دارابکلا و همسرش مرحومه کربلایی فاطمه طالبی دارابی، خادمۀ مسجد و تکیه دارابکلا می پردازم تا مؤمنان نزدمان، گرامی داشته شوند؛ چنانچه نزد خدای رحمان گرامی داشته می شوند.

ایشان از زحمتکشان بی ریای مسجد و تکیه بودند. فردی آرام. تمیز. خوش برخورد. مسلط در کار و خوش طعم سازترین چای نذری و برترین ساقی. بزرگان محل خیلی خوب به یاد دارند این مؤمن و متدیّن را. ما هم او را بارها و بارها در آبدارخانۀ مسجد و تکیه دیدیم.

او همچنین فامیل مان بود. چون شوهرِ مرحومه کربلایی فاطمه طالبی دارابی (دخترعموی دامنه) یعنی فرزند شیخ محمد طالبی دارابی (عموی من) بود. که البته از این همسر فرزند نداشت. مرحومه کربلایی فاطمه هم چندین سال خادمۀ مسجد و تکیه دارابکلا بود. یاد این دو ساقی پیشکسوت که هر دو کربلایی اند، همیشه جاویدان باشد.

مرحوم کربلایی علی اکبر آهنگر دارابی (پدر اصغر سفیدکار پایین محله). از آقاتقی آهنگر دارابی ممنونم خواسته ام را اجابت کرد و عکس این ساقی گرامی مسجد و تکیۀ دارابکلا را از روی پاسپورت سال 1330 ثبت کرد و به دامنه هدیه نمود


ادامۀ مطلب
چهارشنبه ٩ تیر ۱۳٩٥ ، ۱٢:٤٩ ‎ب.ظ

پست 2854 : به قلم حجة الاسلام شفیعی مازندرانی 131 : «عاقبت تجاوز به بیت المال و اموال دیگران : قال علی ( ع ) : بئس الکسب الحرام(غررالحکم )

داوود نبی ، (ع )  به مال دولت   دستش نه دمی ،  دراز می کرد

می بافت زره ، در این کرانه   کز قیمت آن بساز می کرد

هر چند که دولتش گران  بود   داوود ، هزار ناز می کرد

فرزند  سپیده اش  سلیمان ( ع )    گیتی به کفش چه راز می کرد

می بافت  به  عمر خویش  ، زنبیل   تا رفع همه ،  نیاز می کرد

از ثروت و مال دولت خویش    هر گز نه ، حساب  باز می کرد

بنگر به پیمبر و به حیدر    با  زهد ، چه عشقباز می کرد

اینان ،   به من و شما سراسر    الگوی کریم عرش باور

اموال  دگر  کسان  و دولت    سرمایه ی  امتحان این در

سخت است حساب هر تجاوز    فردا و  سرای  صبح  محشر

خوشنود بود  کسی به فردا    امروز،  سپید دست و ساغر

با لقمه  ی پاک و پاکدستی    در ساحت قرب  حق ، بزن پر

در دیده  ی  یار حاضر الغیب    از ثروت بد ، گریز ، ای فر

از لقمه ی شبهه ناک ، بگریز   چون  بره ، ز گرگ  گرسنه، اندر

چهار  پاره

نبود ، گدا  کسی که دِرَم  نیست در کفش

او برخدا عیال و در این سو بهاور است

آری : گدا کسی است  پی مال دیگران

دستش  چپ است گرچه بظاهر توانگر است

8 / 4 / 1395 سید محمد شفیعی مازندرانی

پاسخ ویژۀ دامنه : به نام خدا. ضمن سلام و قبولی طاعات و عبادات، از استاد بسیار ممنونم که  در این روزها که دست درازی ها و به عبارت درست تر، سرقت های پشت صحنۀ عده ای از دست اندرکاران نظام اسلامی _که ثمرۀ خون سرخ شهیدان است و دستآورد سال ها مبارزۀ انقلابیون به رهبری امام_، رو گردیده و بلکه رسوایی شان آغاز شده، این شعر شایسته را دردمندانه سرودند و به دامنه ارسال داشتند. حقّا که به نظرم شاعر باید درد زمانه و مردم و آموزه های دینی را به نظم درآورد و در میان مردم بدَمد. یعنی همان چیزی که در بیانات اخیر رهبر معظم انقلاب در نیمۀ رمضان ساطع شده است.

چهارشنبه ٩ تیر ۱۳٩٥ ، ۱٢:٤۸ ‎ب.ظ

پست 2853 : به نام خدا. متن نقلی . از دکتر علی شریعتی: «نیایش دکتر شریعتی ﺩﺭ ﺷﺐ ﻗﺪﺭ ﺳﺎﻝ ۱۳۵۱ ﺣﺴﯿﻨﯿﻪ ﺍﺭﺷﺎﺩ :

ﺍﯼ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ، ﺍﯼ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ؛
ﺑﻪ ﻋﻠﻤﺎﯼ ﻣﺎ ﻣﺴﺌﻮﻟﯿﺖ ،
ﻭ ﺑﻪ ﻋﻮﺍﻡ ﻣﺎ ﻋﻠﻢ ،
ﻭ ﺑﻪ ﻣﻮﻣﻨﺎﻥ ﻣﺎ ﺭﻭﺷﻨﺎﯾﯽ ،
ﻭ ﺑﻪ ﺭﻭﺷﻨﻔﮑﺮﺍﻥ ﻣﺎ ﺍﯾﻤﺎﻥ ،
ﻭ ﺑﻪ ﻣﺘﻌﺼّﺒﯿﻦ ﻣﺎ ﻓﻬﻢ ،
ﻭ ﺑﻪ ﻓﻬﻤﯿﺪﮔﺎﻥ ﻣﺎ ﺗﻌﺼّﺐ ،
ﻭ ﺑﻪ ﺯﻧﺎﻥ ﻣﺎ ﺷﻌﻮﺭ ،
ﻭ ﺑﻪ ﻣﺮﺩﺍﻥ ﻣﺎ ﺷﺮﻑ ،
ﻭ ﺑﻪ ﭘﯿﺮﺍﻥ ﻣﺎ ﺁﮔﺎﻫﯽ ،
ﻭ ﺑﻪ ﺟﻮﺍﻧﺎﻥ ﻣﺎ ﺍﺻﺎﻟﺖ ،
ﻭ ﺑﻪ ﺍﺳﺎﺗﯿﺪ ﻣﺎ ﻋﻘﯿﺪﻩ ،
ﻭ ﺑﻪ ﺩﺍﻧﺸﺠﻮﯾﺎﻥ ﻣﺎ ﻧﯿﺰ ﻋﻘﯿﺪﻩ ،
ﻭ ﺑﻪ ﺧﻔﺘﮕﺎﻥ ﻣﺎ ﺑﯿﺪﺍﺭﯼ ،
ﻭ ﺑﻪ ﺑﯿﺪﺍﺭﺍﻥ ﻣﺎ ﺍﺭﺍﺩﻩ ،
ﻭ ﺑﻪ ﻣﺒﻠّﻐﺎﻥ ﻣﺎ ﺣﻘﯿﻘﺖ ،
ﻭ ﺑﻪ ﻣﺤﺎﻓﻈﻪ ﮐﺎﺭﺍﻥ ﻣﺎ ﮔﺴﺘﺎﺧﯽ ،
ﻭ ﺑﻪ ﺩﯾﻦ ﺩﺍﺭﺍﻥ ﻣﺎ ﺩﯾﻦ ،
ﻭ ﺑﻪ ﻧﻮﯾﺴﻨﺪﮔﺎﻥ ﻣﺎ ﺗﻌﻬّﺪ ،
ﻭ ﺑﻪ ﻫﻨﺮﻣﻨﺪﺍﻥ ﻣﺎ ﺩﺭﺩ ،
ﻭ ﺑﻪ ﺷﺎﻋﺮﺍﻥ ﻣﺎ ﺷﻌﻮﺭ ،
ﻭ ﺑﻪ ﻣﺤﻘﻘﺎﻥ ﻣﺎ ﻫﺪﻑ ،
ﻭ ﺑﻪ ﻧﺸﺴﺘﮕﺎﻥ ﻣﺎ ﻗﯿﺎﻡ ،
ﻭ ﺑﻪ ﺭﺍﮐﺪﺍﻥ ﻣﺎ ﺗﮑﺎﻥ ،
ﻭ ﺑﻪ ﻣﺮﺩﮔﺎﻥ ﻣﺎ ﺣﯿﺎﺕ ،
ﻭ ﺑﻪ ﮐﻮﺭﺍﻥ ﻣﺎ ﻧﮕﺎﻩ ،
ﻭ ﺑﻪ ﺧﺎﻣﻮﺷﺎﻥ ﻣﺎ ﻓﺮﯾﺎﺩ ،
ﻭ ﺑﻪ ﻣﺴﻠﻤﺎﻧﺎﻥ ﻣﺎ ﻗﺮﺁﻥ ،
ﻭ ﺑﻪ ﺷﯿﻌﯿﺎﻥ ﻣﺎ ﻋﻠﯽ ،
ﻭ ﺑﻪ ﻓﺮﻗﻪ ﻫﺎﯼ ﻣﺎ ﻭﺣﺪﺕ ،
ﻭ ﺑﻪ ﺣﺴﻮﺩﺍﻥ ﻣﺎ ﺷﻔﺎ ،
ﻭ ﺑﻪ ﺧﻮﺩﺑﯿﻨﺎﻥ ﻣﺎ ﺍﻧﺼﺎﻑ ،
ﻭ ﺑﻪ ﻓﺤّﺎﺷﺎﻥ ﻣﺎ ﺍﺩﺏ ،
ﻭ ﺑﻪ ﻣﺠﺎﻫﺪﺍﻥ ﻣﺎ ﺻﺒﺮ ،
ﻭ ﺑﻪ ﻣﺮﺩﻡ ﻣﺎ ﺧﻮﺩﺁﮔﺎﻫﯽ ،
ﻭ ﺑﻪ ﻫﻤﻪ ﯼ ﻣﻠﺖ ﻣﺎ ، ﻫﻤﺖ ﺗﺼﻤﯿﻢ ﻭ ﺍﺳﺘﻌﺪﺍﺩ ﻓﺪﺍﮐﺎﺭﯼ ،ﻭ ﺷﺎﯾﺴﺘﮕﯽ ﻧﺠﺎﺕ ﻭ ﻋﺰﺕ ﺑﺒﺨﺶ ؛»
چهارشنبه ٩ تیر ۱۳٩٥ ، ۱٢:٤٧ ‎ب.ظ

پست 2852 : به نام خدا. اندیشه های شهید آیة الله مطهری

تاکید بر آموزۀ مردم دوستانۀ حکومت و سیاست علوی

چهارشنبه ٩ تیر ۱۳٩٥ ، ۱٢:٤٦ ‎ب.ظ

پست 2851 : به قلم حجة الاسلام محمدجواد غلامی دارابی 27 : «حکایتی زیبا و اثر گذار از مرحوم  آخوند کاشی. مرحوم ملا آخوند محمد کاشانی( کاشی)  عارف، فیلسوف، حکیم، فقیه، و عالم شیعی در اوسط قرن سیزدهم و از شاگردان مرحوم میرزا حسین نوری بود. روزی مرحوم آخوند کاشی مشغول وضوگرفتن بودند.. که شخصی باعجله آمد، وضو گرفت و به داخل اتاق رفت و به نماز ایستاد..

با توجه با این که مرحوم کاشی خیلی بادقت وضو می گرفت و همه آداب و ادعیه ی وضو را بجا می آورد، قبل از اینکه وضوی آخوند تمام شود، آن شخص نماز ظهر و عصر خود را هم خوانده بود..! به هنگام خروج، با مرحوم کاشی رو به رو شد. ایشان پرسیدند: چه کار می کردی؟

گفت: هیچ. فرمود: تو هیچ کار نمی کردی؟! گفت: نه!  (می دانست که اگر بگوید نماز می خواندم، کار بیخ پیدا می کند)! آقا فرمود: مگر تو نماز نمی خواندی؟! گفت: نه! آخوند فرمود: من خودم دیدم داشتی نماز می خواندی! گفت: نه آقا اشتباه دیدید. سؤال کردند: پس چه کار می کردی؟ گفت: فقط آمده بودم به خدا بگویم من یاغی نیستم، همین!این جمله در مرحوم آخوند (رحمة الله علیه) خیلی تأثیر گذاشت..تا مدت ها هر وقت از احوال آخوند می پرسیدند،  ایشان با حال خاصی می فرمود: من یاغی نیستم.

خدایا ما خودمون هم می دونیم که عبادتی در شان خدایی تو نکردیم..نماز و روزه مان اصلاً جایی دستش بند نیست! فقط اومدیم بگیم که: خدایا ما یاغی نیستیم.. بنده ایم.. اگه اشتباهی کردیم از جهلمون بوده.. همین جمله را از ما قبول کن. الهی و ربی من لی غیرک..»

افزودۀ دامنه: به نا خدا. علامه آخوند ملا محمد جوشقانی معروف به آخوند کاشی از حکیمان، فیلسوفان و فقیهان بزرگ عصر قاجار. متولد 1249 هجری قمری در جوشقان کاشان. درگذشتۀ شعبان المعظم 1333 هجری قمری. مدفون در تخت فولاد اصفهان.

چهارشنبه ٩ تیر ۱۳٩٥ ، ۱٢:٤٥ ‎ب.ظ

پست 2850 : به نام خدا. متن نقلی. از شهید آیة الله مرتضی مطهری : «معنای «اِحیاء» شب. این شب‌ها را شب‌های «احیاء» هم می‌نامند. «احیاء» یعنى زنده کردن، زنده نگه‌داشتن. وقتى که انسان مانند یک لاشه بیفتد؛ سر شب می‌خورد، بعد هم خستگى و کسالت و سیرى، تا صبح می‌افتد مثل لاشه‌اى که فقط نفس می‌کشد، او دیگر حیات ندارد؛ خودش مرده است، شبش هم قهراً مرده است. شب را زنده نگه‌داشتن به این است که انسان خودش در آن شب زنده باشد یعنى حیات معنوى داشته باشد. حیات معنوى انسان با یاد  خداست. به هر اندازه و در هر حالت که قلب انسان از خدا غافل نباشد انسان زنده است؛ روزش زنده است شبش هم زنده است. (منبع: استاد مطهری، آشنایی با قرآن، ج9، ص55 با تلخیص)

این عکسِ شعر مرحوم شهریار، اهدایی مهندس محمد عبدی سنه کوهی به دامنه

سه‌شنبه ۸ تیر ۱۳٩٥ ، ٥:٥۸ ‎ب.ظ

پست 2849 : به قلم تنسر 99 : «به نام حضرت حق خداوند یکتا.درود وسلام جناب دامنه گرامی و دامنه خوانان محترم. عبادات و طاعات همه مقبول حضرت حق.بعد مدت فاصله از دامنه و نوشتن متن خصوصی برای جناب دامنه عزیز تصور بر ناراحتی ایشان گردیده .برداشتی شده که بنده با توجه به شناخت تنسر ار دامنه دارم، قصد هیچ بی حرمتی به ایشان را نداشتم فقط یک گپ و گوی دوستانه وعاشقانه بود همین وبس.ولی بابت متنم که در دو بخش خلاصه بیان می کنم.

منظوراینکه مسیر خارج شدن دامنه بدین منوال است که مدتی است که چالشهای جامعه بدان دچار شده کمتر توجه شده ،چالشهای که امروز می تونه با ایجاد فضا همدردی با مردم همراه باشد،فی المثل در همین اتفاقات اخیر از غارت و چپاول قانونی گرفته تا کشته شدن سربازان، از کم توجه ای مسِولین،یا همچنین تورمی که با حرف از زبان دولت تدبیرو امید ، ولی در عمل مردم با وجود خودشان آنرا لمس می کنند،شعاری که در حد شعار باقی مانده ،از این دست مسائل به وفور میشه گفت. از اینکه گفتم دامنه به مسیر اولیه برگشته،بدین منوال است که دامنه در گذشته نه چندان دور بحث ها و چالشهای جامعه را به وضوع بیان می کردند و چند صباحی این چنین بحث ها کم رنگ شده.

در باب اینکه از مسیرش خارج شده بدین معنا نیست که مسیر انحرافی در پیش گرفته ،بلکه سلایق شخصی هر کس است که بسته به این است مسیر خاصی را برای خودش تبین کند و یا اینکه مسیر گذشته تکمیل و بازسازی کند.

بنده حضور گرامی خودم جناب دامنه این راعارضم،هیچ وقت بنده به خود این اجازه نمی دهم که از چنین القابی به شما نسبت دهم و یا اینکه چنین چیزی در ذهنم پرورش دهم ، نه به جانب دامنه و نه به هیچ کس دیگه،با توجه به باز شناسی خودم (تنسر) از جناب دامنه و همچنین ارادتم به شخص دامنه و برادرانش جناب آقای شیخ وحدت و جناب آقای دکتر شیخ باقر.پس تفسیری به اینکه بنده شما را به راه انحرافی کرده باشم کمی بی انصافی می باشد.

برای بنده قابل هضم است و یقین دارم که جناب دامنه،نه میرزابنویس است و نه نشخوار کننده،بلکه دامنه دارای نبوغ عقلی و درایت خاص قلم در جامعه می باشد و بنده شما را بعنوان یک استاد اهل قلم به دل و خوش ذوق، از جان دل قبول دارم.ولی انسان گاهی در گذر زمان ،می تواند طبق علایق شخصی خویش ،کاری برخلاف روال گذشته انجام دهد که این نه ایراد است و نه خرده گرفتن،شخص با توجه اندیشه فکری خویش امروز خویش را بهتر از روز گذشته حرکت کند. به قول حضرت علی (ع) بایستی کاری کنیم امروز ما بهتر از دیروز ما باشد.

در خصوص دایره المعارفی که نوشتم بدین منوال است که دامنه در چند ماه اخیر ترجیح دادند ( این هم جز علایق شخصی افراد می باشد)به معرفی کامل از دانش آموخته های حوزوی بپردازد، در حالیکه در کنار دانش آموخته های حوزوی در جامعه، بخصوص در دارابکلا ما دانش آموخته های دانشگاهی داریم که با خون دل درس خواندند و اون هم با سرمایه مادی پدرشون یا با دست رنج خودشون، جایگاه علمی کسب نمودند، در اینجا با یک مثال خیلی کوچک ،یکی از دانش آموختهای دانشگاهی داریم که مقاله علمی اش در بهترین دانشگاه اروپایی مورد توجه قرار گرفته ولی به دلیل یک سری از مسائل نمی تونند اون را بسط و گسترش دهد.

حالا چنانچه دانش آموخته های حوزوی آنچنان برای جامعه قابل قبول و ارزش گذاری هستند ، لذا دانش آموخته های دانشگاهی هم با توجه به قابلیت هایشان برای جامعه و مردم ارزشمند و قابل تقدیر می باشد.درسته می توان دانش آموخته حوزوی را حجت اسلام بنامیم ، یقینا دانش آموخته های دانشگاهی هم برای ارتقاع جامعه در بستر های مختلف، می تواند جایگاه رفیع در جامعه و در کنار مردم داشته باشند.

اما در بخش، چرا در پست(غارتگران از امام علی خجالت بکشن پست 2818 اینجا) متنی نوشتم؟چون این بخش از جمله چالشهای است که به دنبالش می تواند بی اعتمادی به نظام و کشور ایجاد شود و همچنین ،نظامی که با خون بهاء هزاران شهید و جانباز به مسیری در حرکت می باشد به چالش بکشد. به همین جهت بر خود وظیفه دانسته،با بارگذاری در این متن،که خواسته عامه مردم در بازشناسی و واکاوی آن در جامعه خیلی حایز اهمیت می باشد و اهمیت آن اینه که مردم بایستی از قضایا موجود آگاهی پیدا نموده، حق مسلم مردم است که بدانند با چه ... در جامعه روبرو هستند.

اقتصاد مقاومتی که امروز جزء شعار مسِولین است ،فقط فقط به دوش مردم سنگینی می کند و این سنگینی چنان فشاری به اقشار مردم آورده که حتی صدای شان از نای شان قابل شنیدن نیست . اتفاقاتی که بعنوان فیش حقوقی(نمیشه گفت حقوق،چون حقوق،جمع حق می آید)در حالیکه اینها اضافه بر حق شون دست درازی می کنند. بقول معروف،یکی گرفت و برد و دیگران ماندند کم کم می خورند، این همون شهر هرتی که براتون نوشته بودم و امروز این شهر هرت کاملا بر همگان مشهود  است .

در پایان با کمال احترام و ادب به جناب دامنه،در متن مورد نظر قصد نداشتم آتش هفتاد مَن، باشم بلکه یک گپ و گوی دوستانه بود و از اینکه برداشتی خارج از ذهنم برداشت شده کمال عذر خواهی را دارم . امیدوارم در این ماه رحمت مورد بخشش قرار گیرم و بنده قصد ناراحتی کسی را نداشته و ندارم. و تلاش می کنم یک انسان باشم ونمی خواهم چه از زبانم و چه از قلمم و چه از عملمم ، باعث ناراحتی کسی را فراهم کنم.پیروز و سربلند باشید.»

سه‌شنبه ۸ تیر ۱۳٩٥ ، ٥:٥٦ ‎ب.ظ

پست 2848 : به قلم دامنه. به نام خدا. امشب نیز شب قدر است و بسیار نیکوست یادی از یکی دیگر از متصدّیان و خادمان خوب و سادات محترم مسجد جامع و تکیهٔ دارابکلا بکنیم. یادی از مرحوم حاج سیدحسن عمادی دارابی که به گمان من به اندازهٔ عمرشان در این امر ثواب و خیر و مذهبی دخیل و مهیا و پای کار و تلاش بودند.

آن مرحوم، پدربزرگ شهید سید تقی عمادی دارابی ست. این مقام یعنی جدّ شهید بودن، خود  یک افتخار بزرگی ست و به وی شرافت و مقام والا بخشید. از سادات محترم و مذهبی و اهل مسجد و تکیه و دوستدار خاندان عصمت و طهارت (ع) بود و دارای فرزندان بسیار خوب و قابل احترام بود از جمله؛ آقا سیدمحمد عمادی دارابی، پدر شهید سیدتقی عمادی دارابی.

آن مرحوم زحمات زیادی می کشید. به امور مسجد و تکیه دقت وافر داشت. سختگیر هم بود، اما نیتش حفظ حریم مقدس بود و ایجاد نظم و انتظام و آبروداری. هم نسل من و نسل های پیش از ما، با ایشان خیلی خاطرات داریم. هم آن زمان بچه بودیم و هم در این اواخر حیات شان. وی واقعا" مردی جدّی و منظم و با دیسیپلین بود. مؤمن و متین و ار حاضرین دایمی نماز جماعت و عزاداری امام حسین (ع) بود. برای روح آن بزرگوار و نیز فرزندش مرحوم آقاسیدعلی عمادی دارابی که مدتی مدید در جوانی مکبّر نماز حماعت مسجد جامع دارابکلا بود، درود و صلوات و فاتحة نثار می داریم.

مرحوم حاج سیدحسن عمادی دارابی. پدربزرگ شهید سیدتقی عمادی دارابی. عکس را  آقاتقی آهنگر دارابی به دامنه هدیه کردند و ممنونم

سه‌شنبه ۸ تیر ۱۳٩٥ ، ٥:٥٥ ‎ب.ظ

پست 2847 : به نام خدا

دامنه. کوفه. مسجد حنانه. محل بارگاه ملکوتی سر مقدس اباعبدالله الحسین (ع). 7 دی ماه 1393

دامنه. نجف اشرف. باب الرضا (ع). یا باب ساعت. ضلع شرقی حرم امام علی (ع). 8 دی1393

سه‌شنبه ۸ تیر ۱۳٩٥ ، ۱۱:٥٩ ‎ق.ظ

به قلم    دامنه

پست 2846 : به نام خدا. در این روزهای روزه که متعلق است به مظلومیت علی و آل علی _علیهم السّلام_ و نیز یادمانی است از حکومت عدالت علوی و نیز فریاد آهی ست در نهاد یتیمان و نیازمندان که با شهادت علی (ع) فهمیدند کسی که مخفی مخفی برای آنان آذوقه می آورد او بود، انتشار و افشای این لسیت حراج بیت المال توسط دولت مدعی احمدی نژاد، دل هر کس را که آشناست با اسلام و سیرۀ انبیاء و امامان _ علیهم السلام_ به درد می آورد. دولتی که شعارهای جورواجور و فریبنده اش، گوش فلک را کر می کرد و حتی می گویند یک صندلی خالی هم برای آقا امام زمان (عجّ) کناردست جلساتش باز می گذاشت و به تظاهر دم از مهدویت می زد و عبارت اللهم عجّل لولیک الفرج را لقلقۀ زبانش می کرد و تا جلسات نیویورک و شانگهای هم آن را مثلا" بر لب زمزمه می کرد و تبرّک می جُست. این بود یکی از لیست های پشت صحنه اش: حراج سکّه ها و میراث ملّت به کام لذت و ذلّت. چگونه حلقوم شان، این بادآورده های مفت! را تحمل می کند و استخوان در گلو نمی گردد!؟

خدایا امام زمان؛ آن مهدی موعود (عجّ) آن ناجی که یادگار حضرت زهرا سلام الله علیهاست را برای ما و برای نجات ملت ما و جهان آلوده ی ما و هَدم فساد و ریاکاری ها و دفن فاصلۀ طبقاتی های مُهلک، بفرست. بفرست. بفرست. یا علی و یا زهرا.

منبع این لسیت بالا سایت الف ( وابسته به دکتر احمد توکّلی) اینجا

سه‌شنبه ۸ تیر ۱۳٩٥ ، ۱۱:٢٠ ‎ق.ظ

پست 2845 : به نام خدا. اندیشه های شهید آیة الله مطهری

تاکید بر فرو آمدن ملائک و روح به زمین در شب قدر

سه‌شنبه ۸ تیر ۱۳٩٥ ، ۱۱:۱۸ ‎ق.ظ

پست 2844 : به نام خدا. متن نقلی. از شهید آیة الله مرتضی مطهری : «یکى از بارزترین ممیّزات خوارج جهالت و نادانى شان بود. خطر جهالت این گونه افراد و جمعیتها بیشتر از این ناحیه است که ابزار و آلت دست زیرکها قرار مى گیرند و سدّ راه مصالح عالیه اسلامى واقع مى شوند. 

همیشه منافقان بى دین، مقدسان احمق را علیه مصالح اسلامى برمى انگیزند؛ اینها شمشیرى مى گردند در دست آنها و تیرى در کمان آنها. مردمى تنگ نظر و کوته دید بودند. در افقى بسیار پست فکر مى کردند. اسلام و مسلمانى را در چهاردیوارى اندیشه هاى محدود خود محصور کرده بودند. مانند همه کوته نظران دیگر مدعى بودند که همه بد مى فهمند و یا اصلًا نمى فهمند و همگان راه خطا مى روند و همه جهنمى هستند. 

این گونه کوته نظران اول کارى که مى کنند این است که تنگ نظرى خود را به صورت یک عقیده دینى درمى آورند، رحمت خدا را محدود مى کنند، خداوند را همواره بر کرسى غضب مى نشانند و منتظر اینکه از بنده اش لغزشى پیدا شود و به عذاب ابد کشیده شود. 

تنگ نظرى مذهبى از خصیصه هاى خوارج است اما امروز آن را باز در جامعه اسلامى مى بینیم. این همان است که گفتیم خوارج شعارشان از بین رفته و مرده است اما روح مذهبشان کم و بیش در میان بعضى افراد و طبقات همچنان زنده و باقى است. بعضى از خشک مغزان را مى بینیم که جز خود و عده اى بسیار معدود مانند خود، همه مردم جهان را با دید کفر و الحاد مى نگرند و دایره اسلام و مسلمانى را بسیار محدود خیال مى کنند.

خوارج با روح فرهنگ اسلامى آشنا نبودند ولى شجاع بودند. چون جاهل بودند، تنگ نظر بودند و چون تنگ نظر بودند زود تکفیر و تفسیق مى کردند تا آنجا که اسلام و مسلمانى را منحصر به خود دانستند و سایر مسلمانان را که اصول عقاید آنها را نمى پذیرفتند کافر مى خواندند، و چون شجاع بودند غالباً به سراغ صاحبان قدرت مى رفتند و به خیال خود آنها را امر به معروف و نهى از منکر مى کردند و خود کشته مى شدند.و گفتیم در دوره هاى بعد، جمود و جهالت و تنسُّک و مقدس مآبى و تنگ نظرى آنها براى دیگران باقى ماند اما شجاعت و شهامت و فداکارى از میان رفت. 

خوارج بى شهامت یعنى مقدس مآبان ترسو، شمشیر پولادین را به کنارى گذاشتند و از امر به معروف و نهى از منکر صاحبان قدرت که برایشان خطر ایجاد مى کرد صرف نظر کردند و با شمشیر زبان به جان صاحبان فضیلت افتادند. هر صاحب فضیلتى را به نوعى متهم کردند، وقتى که على تکفیر بشود، تکلیف دیگران روشن است.» (منبع: مجموعه آثار استاد شهید مطهرى 16، ص: 305. کتاب جاذبه و دافعه علی علیه السلام)

سه‌شنبه ۸ تیر ۱۳٩٥ ، ۱۱:۱٧ ‎ق.ظ

پست 2843 : به انتخاب دامنه : به نام خدا. نقل است که: «یکی از معمّرین و معتمدین شهر به این شرط در جنگ کربلا علیۀ امام حسین (ع) شرکت کرد که ابن زیاد به او کمک مالی بدهد تامسجدی را که می ساخت، به اتمام برساند.»

جاهلیتی که از بُغض به امام علی (ع) ریشه گرفت و تا به کربلا رسید و فاجعه آفرید و عترت رسول الله (ص) را به بدترین شیوه به شهادت رسانید

سه‌شنبه ۸ تیر ۱۳٩٥ ، ۱۱:۱٦ ‎ق.ظ

پست 2842 : به قلم حجة الاسلام شفیعی مازندرانی 130:« راز قتل علی ( ع ) :  یکی پرسید کس ، چون مرتضی( ع )  نیست  کسی جز او مثال مصطفی( ص )  نیست

چرا کشتند آن سالار ما را

به ملک آسمان معیار مارا

بدو گفتم : به منشورش نظر کن

دمی در سوق کردارش گذر کن

علی ( ع )  می گفت : ای بنشسته ، ساحل
زطوفان  خسته گان  کن حل مشکل
علی ( ع ) می گفت خلقی ،  سرفرازند
توانمندان ، فقیران را نوازند
علی( ع )  می  گفت : ای آزاده انسان
مبادا برده ای  در دام  شیطان
زاهریمن ، جدائی ،  نیک روزی است
که ذات  او ز خلقان ، بخت سوزی است
علی( ع )  می گفت حق ، را  بندگی کن
 در آفاق صراطش زندگی  کن
  ره فتح و ظفر ، در این دیار است
وگر نه باطل  و ناپایدار است
علی ( ع ) می گفت : عدل  و عرش خو باش
 رضای  او طلب کن ،  راستگو  باش
دو چشمان در ره  دلدارحق ، دار
از او عالم ،  بهارستان  دادار
علی ،( ع )  می گفت : تقوی  پیشه  باید
خرد ورز و  یل  اندیشه باید
به جان کس ،  سزا دان  ، نیش گژدم
چواو  خورد است  ، بیت  المال مردم
ستانم  هر چه این سو شد  ،   چپاول
بر آرم آن چه از آنان  تناول
اگر چه بر زنان  دادند ، کابین
نمی ورزند  در این عرصه ، تمکین
که من خود ،  بنده  ی پروردگارم
از این نا همرهان ،   باکی ،  دارم
جمل ، صفین  و  جمع نهروانی
از این کو یند  ،  جانا گر بدانی
علی ( ع ) را این کسان بودند دشمن
چه غوغا زاده  و بد کیش  و پر فن
 ز تیغ ابتر  بیداد  این چم
ز پا افتاد ، آ ن عدل مجسم 
بیا ای دوست  ،   از او اقتدا کن
به  آئینش نگر ، جانا وفا  کن
که او الگوی ملک آفتاب است
 امام الخلق ،  او  ام الکتاب است
شفیعی ، راه او راه تجلی است
ز غیر او تمنای تبری است
( 6 / 4 / 1395 / شفیعی  مازندرانی )
سه‌شنبه ۸ تیر ۱۳٩٥ ، ۱۱:۱٥ ‎ق.ظ

پست 2841 : به نام خدا

روشنگری و روشنفکری شهید مظلوم آیة الله دکتر بهشتی از زبان مرحوم آیة الله نعمت الله صالحی نجف آبادی

دوشنبه ٧ تیر ۱۳٩٥ ، ٧:٥٦ ‎ب.ظ
پست 2840 : به نام خدا

هدیهٔ معنوی نهج البلاغه به پسرم عارف در دبیرستان معلم قم. سال 1381

دوشنبه ٧ تیر ۱۳٩٥ ، ٧:٥٥ ‎ب.ظ

پست 2839 : به نام خدا. اندیشه های شهید آیة الله مطهری

تاکید بر رهبری همیشگی امام علی (ع)

دوشنبه ٧ تیر ۱۳٩٥ ، ٧:۳٥ ‎ب.ظ

پست 2838 : به نام خدا

آرم برخی از بانک های ایران با واژۀ ربا آمیخته. ولی باتک ها همه بدون ربا !!!!!! اند

دوشنبه ٧ تیر ۱۳٩٥ ، ٧:۳۱ ‎ب.ظ

پست 2836 : به قلم سید ادریس صبّاغ دارابی. «سلام کربلایی‌. انشالله طاعات و عبادات شما مقبول درگاه خداوند قرار گرفته باشد. و تسلیت به مناسبت شهادت امام علی (ع) . تشکر  فراوان به مناسبت  این پست 2833 اینجا .خداوند اموات شما و من حقیر را رحمت کند. پست  های یاد خاطره سازان و اهالی موثر محل، بسیار خوب و  آگاهی دهندۀ نسل جدید است. قدردان همه آنان هستیم. موفق باشید.»

پاسخ دامنه : به نام خدا. سلام سید ادریس. دیشب شب قدر عکس پدربزرگت از طریق آقاتقی  آهنگر دارابی به تلگرامم رسید. صبح پست معرفی آن مرحوم، مؤذّن بزرگ را منتشر کردم و حالا در عصر روز شهادت امام علی (ع) نوۀ گرانقدرش جناب سید ادریس و شاید خیلی از متدیّتان خرسند اند از این پست. ممنونم از لطفت سید. اَدای دین بود برای دامنه. از باورهای من یکی این است معاد و ماوراء یعنی پوست انداختن آدمی نه پوسیده شدن آن. و روح پدربزرگت طبق این باور اعتقادی مان شاد شد. ان شاء الله.

سیدادریس صباغ دارابی. جمعه 7خرداد 1395. امام زاده جعفر دارابکلا. عکاس: آقاتقی آهنگر دارابی

دوشنبه ٧ تیر ۱۳٩٥ ، ٧:٢٦ ‎ب.ظ

پست 2835 : به قلم حجة الاسلام محمدجواد غلامی دارابی 26 : «هنر و زیبای ۹. به نام خدا. حضرت علی (ع) شخصیتی بی بدیل، بی نظیر و یگانه در طول تاریخ بشری است. بزرگان، اندیشمندان، و متفکران از ادیان مختلف حضرت را مورد مدح و ستایش قرار دادند.

جرج جرداق مسیحی می گوید: روزی در یک همایش فرهنگی، یکی از دوستان مسلمانم کتابی به من هدیه داد و گفت این کتاب نوشته های یکی از امامان ماست.

جرج می گوید: از او پرسیدم این کتاب مربوط به چه زمانی است؟ دوست مسلمانم گفت ۱۴۰۰: سال پیش حدودا، نوشته شده است. جرج می گوید با خودم گفتم مطالب ۱۴۰۰ سال پیش به چه درد ما می خورد، اما به رسم احترام و با خوشرویی این هدیه را گرفتم و به منزل بردم.

یک روز از روی بی حوصلگی کتاب نهج البلاغه را ورق زدم و نگاهی گذرا به مطالب کتاب انداختم، مطلبی خواندم که نظرم را جلب کرد: ( این که ماده اولیه همه کائنات و موجودات عالم از آب است.) جرج می گوید: اهمیتی ندادم و کتاب را کناری گذاشتم و دیگر سراغش نرفتم تا این که یک سال بعد در کنفرانسی بین المللی شرکت کردم که دانشمندان، جدیدترین یافته های علمی خود را بیان می کردند. یکی از دانشمندان در مقاله علمی اش این نکته را گفت که تحقیقات علمی نشان می دهد که ماده تشکیل دهنده همه موجودات را آب تشکیل می دهد.

جرج جرداق می گوید با شنیدن این مطلب به یاد آن جمله نهج البلاغه افتادم و بعد از باز گشت فورا به سراغ آن رفتم و شروع کردم به خواندن مطالب آن و بسیار تاسف خوردم که چرا از اهمیت این کتاب غافل بودم ...

هر بار که این کتاب را می خواندم نگرش ها و یافته ها و افق های جدیدی از علوم مختلف برایم آشکار می شد. جرداق تا آخر عمرش موفق شد ۲۰۰ بار نهج البلاغه را بخواند... پشت جلد کتاب جرج جرداق مسیحی نوشته شده است :

O' Ali,

Ifl say you're superior to jesus Christ, my religion

Cannot accept it

Ifl say he' superior to you,my conscience won' t

Accept it

I bon't say you're God

...So, tell us yourself, o' Ali

?Who are you!

اگر بگویم تو از مسیح بالاتری،

دینم نمی پذیرد. !

اگر بگویم او از تو بالاتر است،

وجدانم نمی پذیرد.!

نمی گویم تو خدا هستی ...!

پس خودت بگو به ما ای علی: 

تو کیستی؟!»

از آخرین عکس های جورج جرداق مسیحی لبنانی قبل لز درگذشتش

دوشنبه ٧ تیر ۱۳٩٥ ، ٧:٢٥ ‎ب.ظ

پست 2834 : به قلم دامنه : به نام خدا. هفتم تیر ماه سال شصت، سازمان تروریستی منافقین با کثیف ترین اقدام و با انفجار وحشیانه ی مقرّ سرچشمۀ تهران، متفکرترین روحانی نظام، شهید مظلوم  آیة الله دکتر سیدمحمد حسینی بهشتی را به همراه 71 یار وفادارش بهشهادت رساند و با این ننگ، گور خود را برای همیشه کند و به آغوش امپریالیسم و صدام پناه  گرفت و ساز و برگ ها و اسحله هایش را علیۀ این مردم و جمهوری اسلامی ایران بکار بُرد و در نهایت به فرقه ای منحرف و درمانده و به بن بست رسیده ی محض و مستاصل منتهی شد. تاکید دارم هوشیار و با ذکاوت باشید که این توهّم ننگ، و دیکتاتوری حزبی و یکّه پرستی درون حربی، و سیاست ارعاب و ارهاب از سوی هیچ کس بازتولید نشود که سمّ است و هلاکت و ویران. یاد شهدای 72 تن خصوصا" بهشتی و محمد منتظری جاویدان.

شهید مظلوم  آیت الله دکتر سیدمحمد حسینی بهشتی در حال استراحت

دوشنبه ٧ تیر ۱۳٩٥ ، ۱۱:۳۳ ‎ق.ظ

پست 2833 : به قلم دامنه : به نام خدا. در این روزهای روزه و شب های قدر و احیاء، یاد می کنم از یک پیشکسوت بزرگ و ساداتی بزرگوار که صدای زلال او هزاران بار در محیط دارابکلا و حومه ی وسیع آن پیچید، مرحوم سید ابوالقاسم صبّاغ دارابی که هم از مجاورین مسجد و تکیه ی بالا بود و هم مقیم در آن. هم مؤذّن بود و هم سحرخوان ماه رمضان. هم چاووشی خوان زائران کربلای معلّی بود و هم از اقامه گویان نمازگزاران.

پیش از هر چیز به روح این سادات عظیم القدر که مقام مؤذّنی اش وی را نزدمان در جایگاه بلندی نشاند، طلب فاتحة و صلوات می کنم. او سیدی مهربان، خندان و منظم و متدیّن و دوستدار اهلبیت (ع) بود. هیچ گاه از نماز جماعت عقب نماند. بارها و بارها با الله اکبر های او دست از سحرخوردن شستیم و بارها و بارها با «لا اله الّا الله» ی او روزه های مان را افطار نمودیم. و سحر سحر با نغمه ها و چهچهه های او در کوچه پس کوچه های دارابکلا از خواب عمیق برخاستیم و بر سُفره طعام نشستیم که روزه ی بی سحری نگیرم. او به گردن مان حق دارد و من یادش را به شوق و اشتیاق و افتخار در دامنه به یادگار و ماندگار گذاشتم تا دَین خودم را به آن عالی مقام اَداء کرده باشم.

حضورش در محافل با آن شیوه های شیرین، به آن فضا رونق می داد. با آن مرحوم در اذان گویی ها و اقامه گویی ها و سحرخوانی ها و چاووشی ها خیلی خیلی خاطره ها داریم. یک خاطره اما سیاسی ست که شیخ وحدت در سرگذشت خود به آن اشاره کرده بود و آن این بود شیخ برای نخستین عکس امام خمینی را در دهۀ 40 در آرایشگاه ایشان، یعنی مرحوم سید ابوالقاسم صبّاغ دارابی _که آن زمان سلمانی هم می کرد؛_ بر روی دیوار آن مشاهده کرد. بگذرم. فقط خواستم یاد این بزرگ محل را زنده بدارم تا این شب ها بر او درود و سلام بفرستید که نقل است مؤذّن های مؤمن نزد خدا محبوب هستند و حق دعا و شفاعت _به اذن . مشیت خدا_ دارند. 

مرحوم سید ابوالقاسم صبّاغ دارابی. مؤدّن و سحرخوان پیشکسوت مسجد جامع دارابکلا. از آقاتقی آهنگر دارابی ممنونم که این عکس را برای دامنه تهیه کرد.


ادامۀ مطلب
دوشنبه ٧ تیر ۱۳٩٥ ، ۱۱:۳٢ ‎ق.ظ

پست 2832 : به قلم آسید علی اصغر شفیعی دارابی 60 : «به نام خدای عشق وعدل. سلام. زندگی کردن شیعه باامام علی ع ،نشانگاه تعادل شخصیت واندیشه اوست، چنانچه ازامام علی ع هیچکس ،هیچ نگویدهم! امام علی ع دردرون قلب هازنده وجاودانه است.

شیعیان؛ مردمانی هستندکه نه پیامبرص ونه امام علی ع رادیده اند،برجمالشان مهرنظاره نزده اند،زمان زیستن شان رابی اثر می دانند برای اثبات شخصیت ومقامشان!

مهرورزی براندیشه ایشان ،عاطفه وعشق عمیق وفراوان رادرراه شناخت آنان درمصدر فرایند قراردادند.

شایدتمدن وسرزمین آگاهی بویژه در ایران ،مردم این سرزمین رابسوی حق کشانید امافریفتگی این فرضیه وقضیه آسمانی است ، پدیدارشناختی گرایش واشتیاق ذوق عشق با ذوق واشتیاق به عقل رابوجودآورد وبین شان نسبت برقرارنمود...

فطرت انسان برعدل وعدالت استوار است، درمقام امامت امام علی ع عدالت اساسی ترین اصلی بود که ایشان را به توصیه وعمل به آن،مشهور ومعروف نموده است.

رهبربزرگی که برای شایدبرای لگدکردن مورچه ای درشب هنگام گریه میکرد ومیل به شام خوردن نداشت! چطوری در اندیشه انسان جدید جایگاهی ندارد؟

امام علی ع عالی ترین رسم زندگی شیعیان است .

گرایش من به نونمودن ایمان در محفل فکری اندیشمندان دینی خیلی زیاد است تااندیشه های دینی همواره ای زمان نو، تازه واستمرار یابد وغریب نباشد وعقب افتادگی دینی رانمی پذیرم، همواره اوامر به رعایت عدالت امام علی ع از مکاتب بشری ،تازه تر ومدرنتراست ،انگار عدالت مقتضیات زمان پذیر نیست!

پدیده ها شاید به زمان تقویمی امام علی ع نباشد اما محتوی عدالت ازخاستگاه مکتب امام علی ع است.

کم کاری ما! در عرضه وفهماندن مبانی مکتب امام علی ع به انسان هایی که در کره خاکی زندگی میکنند، غفلت حاکمان دنیا ومردم جهان را به جایی رسانده که هنوز سلاح های کشتار جمعی هم بودجه ویژه ای سالانه بخود اختصاص می دهد وهم مردم دنیا در برابر این اقدام سکوت مرگبار اختیار نمودند... هنوز جنگ قدرت مفاهیم مبادلات بین المللی است ودر این میان خون انسان ها به پای ماندگاری به هر قیمتی حاکمان جبار ومستکبر دنیا میریزد و انسان همواره میمیرد در صورتی که حق حیات دارد...

امام علی ع با نهج البلاغه اش منشور حقوق بشر را تحریر نموده است وانسان امروز از این منشور برتر غافل است. جالبتر اینجاست امام علی ع با همه عظمت خویش ادعایش این است که بنده خداست ...»

دوشنبه ٧ تیر ۱۳٩٥ ، ۱۱:٢٢ ‎ق.ظ

پست 2831 : به نام خدا. متن نقلی : از مرحوم دکتر علی شریعتی. «درد علی علیه السلام ... درد علی دو گونه است :

یک درد. دردی است که از زخم شمشیر ابن ملجم در فرق سرش احساس می‌کند. و درد دیگر دردی است که او را تنها در نیمه‌شب‌های خاموش به دل نخلستان‌های اطراف مدینه کشانده... و به ناله در آورده است.

ما تنها بر دردی می‌گرییم که از شمشیر ابن ملجم در فرق‌اش احساس می‌کند.

اما، این درد علی نیست.

دردی که چنان روح بزرگی را به ناله در آورده است، تنهائی است. که ما آن‌را نمی‌شناسیم!!

باید این درد را بشناسیم... نه آن درد را...

که علی درد شمشیر را احساس نمی‌کند.

و...ما...

درد علی را احساس نمی‌کنیم...

سکوت

... مگر با کلمات می توان از علی سخن گفت؟

باید به سکوت گوش فرا داد تا از او چه ها می گوید؟

او با علی آشناتر است...»

معلم انقلاب مرحوم دکتر علی شریعتی
دوشنبه ٧ تیر ۱۳٩٥ ، ۱۱:٢۱ ‎ق.ظ

پست 2830 : به نام خدا. اندیشه های شهید آیة الله مطهری

تاکید بر رُسوایی حتمی تُهمت زنندگان

دوشنبه ٧ تیر ۱۳٩٥ ، ۱۱:۱٩ ‎ق.ظ

پست 2829 : اقامۀ نماز یعنی برپاداشتن نماز؛ نه فقط خواندن آن. این نمازی در اندازه ی اقامه ی نماز است، نه صِرف خواندن آن:

این خشوع نماز پدرِ شهید آیة الله مرتضی مطهری ست در حالت قیام با قد خمیده

دوشنبه ٧ تیر ۱۳٩٥ ، ۱۱:۱٦ ‎ق.ظ

پست 2828 : به قلم حجة الاسلام شفیعی مازندرانی 129 : «اعجازقرآن به سر : در احادیث  آمده است : در لیله القدر ، فرشتگان ، از  آسمانیانی که به زمین آمده ، صبحگاهان باز می گردند  می پرسند : آیا بهمه منلزل روزه داران  سری زدید ؟  و  آیا خدا همگان را آمرزیده است ؟  پاسخ می دهند : آری : جز چند منزل ،  که از فیوضان لیله القدر محروم اند : عاق والدین ، قاطع رحم ، آدم کینه توز   و شرابخوار

قرآن به سر کن تا دلت پرواز گیرد

جان و تنت ، با عرش حق،  دمساز  گیرد

قرآن ، به سر کن ، غیر آن از سر بدر کن

تا چتر  ایزد ، مر  سرت را ناز  گیرد

قرآن به سر کن با چهارده ،  مهر بر تر

در سایه ی آنان سرت اعزاز گیرد

قرآن بسر کن تا صف  معراج خیزی

فرآن ّبه سر ،  قرآن به دل  ، آواز گیرد

قرآن به سر کن  ، تا امام الحاضر  الغیب

کز لطف ناب خود ترا سرباز  گیرد

قرآن بسر کن با دعای اشک آلود

هر دم دعا کن  کین دعا اعجاز دارد

قرآن بسر کن در دیار لیله  القد ر

امشب ،   ملایک ، دست آن  گلناز ،گیرد

قرآن بسر کن تا موانع ، رفع گردند

آن نازل عرشی ترا  همراز گیرد

قطع رحم ،  کینه  ، شراب و عاق والد

آن مهربان با توبه ای ، در باز گیرد

قرآن به سر کن اشک ریز  سوک مولا

امشب چه خونین فرق ،جامش باز گیرد

قرآن بسر کن ای شفیعی ، اندرین در

فرصت ، غنیمت  دان که دل،  پرواز گیرد

( 5 / 4 / 1395 / شفیعی مازندرانی )
دوشنبه ٧ تیر ۱۳٩٥ ، ۱۱:۱٥ ‎ق.ظ

پست 2827 : به نام خدا

خدایا عشق قرآن و قدر و محمد و علی و فاطمه و حسن و حسین  آل محمد را در ما احیاء کن

یکشنبه ٦ تیر ۱۳٩٥ ، ٧:٥٥ ‎ب.ظ

به قلم    دامنه

پست 2826 : به نام خدا. سلام دامنه به جناب تنسر. در پست 2825 اینجا، متنی از تنسر منتشر شده است که در ظاهر آن، یازده پاره نسبت به دامنه دیده می شود و در باطن آن بیش از هفتاد من آتش باره. از باطنِ متن بگذره دامنه؛ چراکه باید بحث هرمنوتیک (= علم تفسیر متون) کنه که باز نیز ممکنه دایرة المعارف به سمتش حواله بشه. یکراست می رم روی آن یازده ظاهر.

1- تنسر نوشته است: «سلام و درود بجانب دامنه گرامی». دامنه پاسخش این است: این گرامی داشتن دامنه به دلیل فقط پست 2818 است که «غارتگران! از امام علی (ع) خجالت بکشین» را نوشت؟ گویا این تَحبیب گردانیدن دامنه از سرِ همین یک پست است و بر آنچه دامنه طی این مدت بنا نهاده است، دود بُطلان شده نه درود و سلام!

2- تنسر نوشته است: «طاعات عبادات مقبول درگاه حق تعالی.» دامنه پاسخش این است: این نوع دعاها در حقّ دیگران، از اخلاق نیکو و پسندیده ی مؤمنان در جای جای ایران و دارابکلای دارالمؤمنین است و خدا کنه طاعات و عبادات قلیل و انباشته به گناه و غفلت و تقصیر و قصور دامنه، پیش خدای رحمان پذیرفته گردد؛ خدایی که خود نیز توّاب است و توبه ی عبادش را می خواهد و می خواند.

3- تنسر نوشته است: «خرسندم که باردیگر دامنه با نوشتن پست 2818 با عنوان «غارتگران! از امام علی (ع) خجالت بکشین» به مسیر اولیه خویش بازگشته» دامنه پاسخش این است: خرسندی تنسر چون فقط به خاطر همین یک پست دامنه است نیازمند بررسی های دامنه است که چرا چنین شده است، خصوصا" وقتی در دنبالۀ گزاره، دامنه به فردی تصوّر شده است که از مسیرش خارج شده است و حالا با نوشتن این پست 2818 از انحرافش بازگشته است.

4- تنسر نوشته است: (دامنه با نوشتن پست 2825) «از حالت دایرالمعارفی خارج شده». دامنه پاسخش این است: دایرة المعارف یعنی پیوند دادن همۀ علوم دنیا به هم. که بنیانگذار آن «دُنی دیدرو» ست که اصحاب دایرة المعارف فرانسه وُلتر و مونتسکیو و روسو و ... در عصر روشنگری به آن پیوستند و آغازگر تحولاتی ژرف در سراسر اروپا و حتی روسیۀ پِطر کبیر شدند. دامنه بارها شعارش بوده کشکوله. اگر تنسر می پنداره دامنه دایرة المعارفی شده، ظنّ و وهم و به عبارت ایرانی پندار اوست؛ نه واقعیتی که در هزارلای دامنه در حال پیش رفتن و کاویدن است. دامنه، هرگز میرزابنویس نیست، که نُشخوار کننده باشد. دامنه قلم دارد که از نوجوانی بیخ آن را تراشیده است و ذغال و کربُنش همچنان پابرجاست و جوهر دارد و دامنه اساسا" فراخورنویس است. به فراخور ایام می نویسد و تا تداول ایام را در یادها زنده بدارد. همین و بس.

6- تنسر نوشته است: «مسیری که همان رسالت اندیشه ورزی در دامنه خوانان بوده را درپیش گرفته.» دامنه پاسخش این است: دامنه خوانان شریف، خودشان اندیشه ورزند. دامنه در این مسیر نه خودش را مُبدع می داند و نه مدعی. مهم آن است این اندیشه با انگیزه توام شود که تلفیق عقل نظری و عقل عملی ست. از نظر دامنه اندیشۀ بی انگیزه فقط در عقل نظری ماندن است که خیلی مُضر و مُهلِک است. و انگیزۀ بی اندیشه هم فقط عقل ناقص عملی داشتن است که به تحجّر و تظاهر و فُسیل شدن منتهی می شود. دامنه در مسیری که تنسر گفته است، از همان آغاز بوده است و هیچ انحنا و برگشتی نداشته که بخواهد بازگشت کرده باشد. راه و چاه هر دو پیش روی همه است، دامنه چاه ها را گوشزد کرده و می کند. اندیشه ورزی مال خود دامنه خوانان است و بس.

7- پنج مورد دیگر متن تنسر را من جوابی نمی دهم. فقط یک مثال از شیوۀ مطالعاتی ام و ترجیحات زندگی اعتقادی و فکری می آورم تا نه ریا و خودنُمایی که ایجاد انگیزش و انگیختگی در میان دامنه خوانان شریف نموده باشم و آن این است:

شاید برای جناب تنسر آنچه در پست 2825 نوشتم بسیار مهم باشد ولی برای دامنه مهمتر، تقویت درون است که با آموزه های قرآن و متون عرفانی به ثمر می رسد و انسان را در برابر هجوم انواع نابسامانی های فکری و مادی و حواشی زندگی، بیمه و دارای امید می کند. زیرا، همۀ زندگی از امید و روح پر و بال می گیرد. اگز تنسر می خواهند بداند دامنه در مسیر است یا  نه، به این گونه مطالعات دامنه داوری کند نه پستی که علیۀ غارتگران و سال قیل هم علیۀ میراثخواران و بارها و بارها علیۀ جیره خواران انقلاب نوشته و منتشر کرده ام و بازخوردهایش هم زیاد بود.

یک نمونه از محورهای مطالعاتی دامنه را می گویم، چون تنسر با نقدش مرا مجبور ساخته است. مثلا" سال 1386 در این صفحۀ قرآن شخصی ام که شیخ وحدت به من هدیه کرد و ترجمۀ خود ایشان و گروه قرآن شان است، شش حاشیۀ نوشتم از المیزان:

در حاشیۀ اول سمت چپ در ذیل آیۀ 247 بقره در مورد این که طالوت که خدا به او هم نیروی جسمی قویی ارزاتی داشت و هم دانشِ فزون؛ نوشتم: از نظر قرآن ملاک نه پول بلکه نیروی فکری و جسمی ست. از المیزان جلد 2 صفحۀ  435

در حاشیۀ دوم زیر همان نوشتم: اساسا" حکومت برای این است که جامعه طوری تدبیر شود که هر کس به کمال لایق خود برسد.

در حاشیه سوم در سمت راست نوشتم: کسی که بر خدا تکیه دارد هیچ حادثه و گرفتاری  تکانش نمی دهد.

در حاشیۀ چهارم نوشتم: امام رضا فرمود سَکینه (آرامش) بادی از بهشت است.

در حاشیۀ پنجم نوشتم: سَکینه، مرتبه ای از روح است که با مؤمن تکلّم می کند.

در حاشیۀ ششم هم نوشتم: تابوت (صندوق) از توب و تویه است لذا بازگشت از راه شیطان،تابوت و توبه است.. مُردگان را در تابوت می گذارند یعتی بازگشت او به اصل خود...

حال از تنسر پرسیده می شود مسیر چیست که دامنه از آن کج شده است که با نوشتن متن علیۀ غارتگران، تازه به راه راست برگشته است؟ مسیر از نظر دامنه، ترجیحاتی ست که انسان با قرآن که فُرقان _یعنی جداکننده حق و باطل_ است، در مسیر می ماند. اگر جناب تنسر و احیانا" دامنه خوانان هم نظر تنسر همین صفحۀ قرآن را _که در سه تصویر زیر نشان داده ام_ امشب که شب قدر است مفتوح کنند و به آن تدبّر کنند هزاران بار از متن 2825 دامنه علیۀ غارتگران ارجح است و اندیشه ساز. التماس دعا و هزارها سخن نهفته حبس شده ام در کام و انتها.

تحشیۀ دامنه بر گوشه های صفحات قرآن به استناد و مطالعۀ تفاسیر مفسران خصوصا" المیزان. این صفحه سورۀ بقره است آیه های 246 تا 248 دو عکس دیگر در ادامۀ مطلب


ادامۀ مطلب
یکشنبه ٦ تیر ۱۳٩٥ ، ۱۱:٠٥ ‎ق.ظ

پست 2825 : به قلم تنسر 98 : «سلام و درود بجانب دامنه گرامی. طاعات عبادات مقبول درگاه حق تعالی.خرسندم که باردیگر دامنه با نوشتن پست 2818 اینجا با عنوان «غارتگران! از امام علی (ع) خجالت بکشین به مسیر اولیه خویش بازگشته و از حالت دایرالمعارفی خارج شده و مسیری که همان رسالت اندیشه ورزی در دامنه خوانان بوده را درپیش گرفته.

امید است با تعامل در این راستا قدم های هر چند کوچک ولی مثمر ثمر برداریم.  متن زیبای شما در این پست 2818 در راستای آگاهی رسانی به اهل قلم، ستودنی می باشد و همچنین  در کنار مردم  بودن و با مردم همنوا بودن، نشانه صدق شما می باشد. چون امروز مردم میهن عزیزم  هم درد و هم نوا می خواهند.پیروز و سربلند باشید.»

پاسخ ویژۀ دامنه : در پستی جداگانه.

یکشنبه ٦ تیر ۱۳٩٥ ، ۱۱:٠٢ ‎ق.ظ

پست 2824 : به قلم دامنه : به نام خدا. حتما" اگر شد بخوانید. این شخصیتِ سیّد و پُرجدبه ایی که در عکس زیر مشاهده می کنید مرحوم سیدرضایی بالامحله ایی ست پدر بزرگ آقایان رضایی ها. که همه، وی را گتی صدا می زدیم. در این شب های قدر ماه رمضان خواستم اَدای  دَین کرده باشم و وی را معرفی و یاد نموده باشم و برایش فاتحه و صلوات از دامنه خوانان شریف طلب ساخته باشم که خدا را خشنود دیده باشم و شاید هم، شما را نیز خشنود پنداشته باشم.

مردی غیور و قوی بود. قدرت بدنی داشت. مریض نمی شد. عمر درازی کرده بود. چند سال متوالی، متولّی مسجد جامع دارابکلا بود. بر کارش اِشراف داشت. سیاست داشت. هر کس را نمی گذاشت در مسجد، آزاد و رها باشد و هر طور و هر وقت خواست در آنجا باشد. بشدّت مراقب همه جای مسجد بود. از اموال و آب و ظرف و ظروف گرفته تا تمیزی فرش و نظم حیاط و اجرای مقررات.

باید به او احترام می گذاشتی و رضایت این سیدرضایی دوست داشتنی را جلب می کردی تا کمی کنار بخاری هیزمی وسط مسجد، با دوستان، بیتوته ی زمستانه ایی می کردی و پای خود را از سوز ایستادن های پی در پی و زیاد در سرمای تکیه پیش، گرم می نمودی و الّا یا یک تشر و تُشر و اخم و تَخم و جاری ساختن واژگان ویژه و بشدت مهم و خاص خاصش، تا می توانسی فرار می کردی و از دور و برش دور می شدی. اگر سیاست نمی کرد، نمی توانست متولی مسلّطی باشد. اما با من و رفقایم خیلی نرم و آرام و مهربان و دوست بود و به زور گاهی هم خندان می شد.

او خود خاطرات زیادی در زندگی اش داشت. و با او نیز، خیلی از دارابکلایی ها خصوصا" مسجدی ها، خاطرات زیادی به خاطر دارند. کمتر کسی ست که یک تَشر و تُشر او را نوش جان نکرده باشد. حتی بزرگان و آقایان. کلا" خاطره بوده است برای همسن و سال های مان. با هزارها نقل و نُقل و انتقالاتش. یک خاطره ام از او این است که حیّ و حاضر بودم در این قصه ی جالب:

جلسات انقلابیون دارابکلا اغلب داخل مسجد برگزار می شد. ولی کسب اجازه و جلب رضایت او از رضایت و اجازت مرحوم آیة الله آقا دارابکلایی در برقراری نشست ها، مهمتر می یود. چون او اگر کج می افتاد، جلسات را تا ثریا کج می نهاد. حتی اگر استاندار هم در آن نشست حضور می داشت، برهم می زد و همه را بیرون می کرد. این سیاست ویژه ی او بود. با این همه، همه وی را دوست می داشتند. این مشی سیاستی و آدابی او برای این بود که همه را وادار کند مطیع او شوند چون او خود را فقط متولی مسجد نمی پنداشت، خود را حاکم و حکومتدار! آن منطقۀ مقدسه می دانست. یک شب که لج کرده بود و جلسۀ انقلابیون خیلی ادامه یافته بود با حالت خاصی لحاف خواب خود را کنار بخاری و بیخ جلسه انداخت و یک بطری کامل کک دوا و لل دوا را ریخت روی لحافش و فوری روی آن دراز کشید و پیش خود گپ می زد و لُغز می بافت. ولی دید جلسه به کارش ادامه داد. عصبانی شد و رفت گوشۀ آبدارخانه، یک فشفشۀ قطور مگس کُش شیمایی بسیار بدبو و متعفّن را آورد و تمام و یا نیمی از آن را خالی کرد روی لحاف و حول و  حوش پتو و گلبم و جاجیمش و جلسه را با این بو به باد داد. عکس اون لحافش در عکس دیده می شود. خدا بیامرزدش که خیلی شجاع و جسور و نمازگزار بود. براش دلی، فاتحه بخوانید. 

مرحوم سید رضایی دارابی مشهور به گتی. متولّی مسجد جامع دارابکلا. عکس را آقاتقی آهتگر دارابی به دامنه اِهداء کرده است و ممنونم از این کار پُرثوابش

یکشنبه ٦ تیر ۱۳٩٥ ، ۱۱:٠۱ ‎ق.ظ

پست 2823 : متن نقلی. به نام خدا. امام موسی صدر: «بنام خدا : هنگامی که آیات روزه را در ماه رمضان ملاحظه می‌کنیم، درمی‌یابیم که قرآن کریم آیۀ دعا را ضمن آیات روزه قرار داده است: «وَإِذَا سَأَلَکَ عِبَادِی عَنِّی فَإِنِّی قَرِیبٌ أُجِیبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ»

این آیه در وسط آیات روزه است، بنابراین، آشکارا میان دعا و استجابت دعا و روزه ارتباط وجود دارد. طبیعی است انسانی که بینشی واضح‌تر و شعور و احساس بیشتری نسبت به مسائل دیگران دارد و درنتیجه عقل و قلب او به نور ایمان نورانی است، به خدا نزدیک‌تر است و دعای او مستجاب.

بی‌شک دعا تأثیری شگرف در سرنوشت انسان و در تصمیم برای این سرنوشت دارد. بنابراین، ماه رمضان، زمان استجابت دعاست و دعا در این حالت، حال صفای قلب، حال دوری آدمی از کینه‌ها، حال بینش انسان و احساس کردن مسائل دیگران و صبر اوست. 

در این حالت است که شرایط دعا فراهم است و دعای آدمی مستجاب می‌شود و در نتیجه ماه رمضان‌مان در سرنوشتمان تأثیر می‌گذارد. رسیدن آدمی به درجه‌ای عالی از مقام استجابت دعا عادتاً در دهۀ آخر است؛ چراکه زمانی طولانی از روزه گذشته و این‌گونه به معنای جدیدی برای شب قدر می‌رسیم که در این امت استمرار دارد.» (منبع:امام موسی صدر. کتاب حدیث سحرگاهان، شماره 251)

امام موسی صدر در بازدید از مدرسۀ بیت الاطفال در صیدای لبنان

یکشنبه ٦ تیر ۱۳٩٥ ، ۱٠:٥٩ ‎ق.ظ

پست 2822 : به نام خدا. آموزه های شهید مظلوم بهشتی

ترسیم فرهنگ زشت نفاق

یکشنبه ٦ تیر ۱۳٩٥ ، ۱٠:٥۸ ‎ق.ظ

پست 2821 : به قلم تقی آهنگر دارابی :  «با سلام  خدمت عمو ابراهیم  عزیز.  در مورد آقا سید باقر سجادی (اشاره به پست 2813 اینجا)، روز جمعه 5 تیر 1395 توفیق داشتم نماز جماعت ظهر و عصر مسجد دارابکلا شرکت کنم . در سخنرانی  بعد از نماز که توسط جناب آقای صادق الوعد خلف صالح  آقا ایراد شد ذکر خیر آقای سجادی بزرگوار شد. روحش شاد. در ضمن امشب تونستم عکس متولی قدیمی مسجد (گتی) رو داشتم پیدا کنم فکر کردم اگه بتونم عکسهای  دیگر متولی های مسجد گیر بیارم که نوه های آقا سید حسن عمادی و سید ابوالقاسم صباغ بهم قول دادن بهم برسونن انشاالله  گرفتم پست میکنم الان فقط عکس حاج شعبان رنجبر  و گتی را دارم عکس آقا اسدالله  شفیعی  که شما دارید . موفق باشید.»

پاسخ دامنه : به نام خدا. سلام آقاتقی. از این که با دامنه بخوبی از نظر تامین عکس های  قدیمی و تازه، پشتیبانی می کنی خیلی خرسندم. وجود شماها که به دامنه لطفی صادق دارید، برای من خیلی قیمت دارد. از بابت ذکر خیر مرحوم حجة الاسلام سجادی ممنونم. در مورد عکس مرحومان گتی و  حاج شعبان رنجبر خیلی بجا بود و بزودی معرفی شان می کنم که خیلی برای مسجد و تکیه زحمت کشیده بودند. روح شان شادمان.

یکشنبه ٦ تیر ۱۳٩٥ ، ۱٠:٥٧ ‎ق.ظ

پست 2820 : به قلم حجة الاسلام شفیعی مازندرانی 128 : «رخشندگی اعجاز شق القمر :   اولویت های معارف روزه :  (4  )  تلاوت قرآن :  تلاوت قرآن در ماه رمضان  همچون  دعا وانفاق ، مورد تاکید  است  واین تاکید بدان خاطر است  که :

1 / : قرائت  قرآن  انجام  پذیرد البته  : روخوانی  قرآن  بیشتر مورد تاکید  است تا حفظ خوانی آن

2 / : توجه به معانی  کلمات  و جملات  آن

3 / : دقت در مسائل اساسی و مقاصد  و اهداف آن

4 / : راهیابی به   هدایت ها ، و   تعبد به  مسائل نهفته  در باطن آن

5 / : آگاهی  از احکام  وتعالیم حیات بخش آن

6 / افزایش عمل به دستورات   و پایبندی  به خواست های آن

7 / :    توجه  به  شاهکار های  مختلف آن  ، از جمله   شاهکارهای  علمی آن:

در یکی از تحقیقات علمی آمده است سفینه ی فضایی آمریکایی " کلمنتاین " که سالها در مدار کره ی ماه کار تحقیقاتی انجام می دهد به این نتیجه رسیده است که کره ی ماه صدها سال پیش به دو نیم کره  ی    متساوی تقسیم شده و دوباره به یکدیگر متصل شدند. یک محقق اردنی با ارسال گزارشی به ناسا آنان را نسبت به این موضوع مطلع ساخت که مسلمانان، این پدیده را متعلق به 1400 سال پیش می دانند که  مرتبط به معجزه ای از پیامبر اسلام (ص) به نام " شق القمر" است. ." و همین  مساله  موجب شد که  یکی از رجال بنام   مرکز تحقیقاتی  ناسا  مسلمان  شود   دقت   در  دکتر «دیوید پیت کوک» که هم اکنون رئیس کرسی حزب اسلامی بریتانیا است می‌گوید: من به وسیله آیه «اقْتَرَبَتِ السَّاعَةُ وَانشَقَّ الْقَمَرُ» مسلمان شدم.

وی می‌گوید: من علاقه‌مند به مطالعه ادیان تطبیقی بودم درباره همه ادیان مطالعه کردم به دین اسلام رسیدم، دوستی مسلمان داشتم به او گفتم من می‌خواهم در رابطه با اسلام تحقیق کنم، قرآنی با ترجمه انگلیسی به من داد و من خوشحال شدم. شب هنگام همین که قرآن را ورق می‌زدم نظرم جلب سوره قمر شد بقیه در ادامۀ مطلب


ادامۀ مطلب
یکشنبه ٦ تیر ۱۳٩٥ ، ۱٠:٥٦ ‎ق.ظ

پست 2819 : به نام خدا. اندیشه های شهید آیة الله مطهری

تاکید بر عقل و ایمان و ترقّی روح

یکشنبه ٦ تیر ۱۳٩٥ ، ۱٠:٥٥ ‎ق.ظ

پست 2818 : به قلم دامنه : به نام خدا. این روزها و آن روزها و همۀ روزها، همآره کسانی بوده اند که یواشکی از کیسۀ این انقلاب برای خود کاخ ها و کارخانه ها و خدَم ها و حشَم ها دوخته و ساخته اند! ولی ریاکارانه و فریبکارانه برای مردم، سورۀ زُخرف را قرائت و تحلیل نموده اند. چه فیش، چه کیش، چه اختلاس و چه استبداد، همه و همه ظاغوت است و طاغوت را باید زُدود و طومارش را درهم پیچید. مردم را شاید بتوانن تا مدتی از دزدی های نجومی و فلَکی و دغلی، چه در عرصۀ سکّه و چه در وادی سیاسه و چه حتی در پهنای پهن اندیشه، دور و دور و دور و نااطلاع! نگه دارن؛ ولی رسوایی یک قانون و سنت الهی ست که در وقت مقتضی شکارشان می کند. واقعا" از امام علی (ع) خجالت بکشین که مثلا" شیعۀ اویین. ولی گویی کیسه های سکّه ی زرآلود و زهرآلود معاویة بن ابی سفیان، بر مشام شان خوش و نوش آمده است.

رُک بگویم ما را نمی فرستادند جبهه. خودمان پشتاز می شدیم و پیشمرگ زیرا باورمان بوده که فدایی شدن برای انقلاب، لقاء الله به ارمغان می آورد و عمل صالحه برای مان ثبت می سازد. اما حالا با این غارت هایی که مخفیانه می کنن، دل خیلی از حوان ها را خالی می کنند و جیب خیلی ها را پُر. خیانت از این عظیم تر نداریم. بارها و بارها و بلکه صدها بار رهبر معظم انقلاب گفتند رفع فساد و تبعیض کنید ولی برخی ها گوش نکردند که نکردند و همین برخی ها، با این گونه دغل ها، ضربه های کاری به نظام و انقلاب و باورهای مقدس مردم زده اند که جبران ناپذیر است و حسرت آور.

ولی ای جوان، ای دامنه خوان، ای مؤمن و ای متدیّن، بدان که دزدی یک استثناء است، نه قاعده و پارادایم. پس با انقلاب همیشه بمان. چون این انقلاب محصول خون شهیدان است اما با دزدان در هر پست و مقام برائت کن و بستیز. چون انحراف از پیام خون شهیدان است. این تصویر زیر دردِ دل دامنه است که گریان است و شاید هم نالۀ دل شما هم باشد که حیران است:

دامنه به فریاد و خشم ممدوح و چشم اندوه می گوید: خود خوب می دانن که کدام راه، سیرۀ علوی ست؟ ولی جیب های هزارلای شان حُب شان شده است و کاخ های هزارتوی شان محبوب شان. علی و فاطمه (سلام الله علیهما) کوخ داشتند و داغ. که حتی بر دستان برادری چون عقیل نشست و به جرگۀ معاویه رفت!!!!!!!!

شنبه ٥ تیر ۱۳٩٥ ، ٥:٥٥ ‎ب.ظ

پست 2817 : به نام خدا. متن نقلی. «استاد مصطفی ملکیان. جمع اضداد در علی ابن ابی طالب (ع). برای انسانی که تحول پیدا کرده است، محالات انسان های عادی، آهسته آهسته دیگر محال نیست.مثال ساده اش این است که برای انسان عادی جمع عدالت و محبت امکان پذیر نیست. یعنی اگر من انسان عادی شما را به شدت دوست بدارم، بعد بخواهم در مقام قاضی درباره ی شما داوری کنم، نمی توانم عدالت را اعمال کنم. پس اگر عدالت را اعمال کردم، لااقل در آن لحظه عدالت نداشته ام. ولی اگر محبت سر جایش باشد، نمی توانم از عدالت به این سو یا آن سو میل نکنم. حالا اگر همین انسان کمی متحول شود، جمع این دو امکان پذیر می گردد. این که درمورد علی ابن ابی طالب گفته اند: "جُمِعَت فیک الاضدادُ" به همین معناست. نه این که علی ابن ابی طالب قانون "جمع اضداد ممکن نیست" را نقض کرده است، خیر. آن هایی که در من و شما ضد است و با هم جمع نمی شود، دراو اصلاً ضد نیست. در من و شما عدالت و محبت دو ضد هستند ولی در علی ابن ابی طالب ضدیت برداشته می شود و لذا با هم جمع می شوند. درسگفتار معنویت در نهج البلاغه.»

فیلسوف نامدار ایران مصطفی ملکیان

شنبه ٥ تیر ۱۳٩٥ ، ۱٠:٤٥ ‎ق.ظ

پست 2816 : به نام خدا. اندیشه های دکتر علی شریعتی

ترسیم تناسبِ صداقت و سیاست

شنبه ٥ تیر ۱۳٩٥ ، ۱٠:٤٤ ‎ق.ظ

پست 2815 : به نام خدا. آموزه های شهید مظلوم بهشتی

اوج ذوب دو روحانی مبارز مترقی انقلابی نسبت به هم. یاد اخلاص ها به خیر!

شنبه ٥ تیر ۱۳٩٥ ، ۱٠:٤٠ ‎ق.ظ

پست 2814 : به نام خدا. اندیشه های شهید آیة الله مطهری

تاکید بر مشئ علوی در سرزدن به نیازمندان

شنبه ٥ تیر ۱۳٩٥ ، ۱٠:۳٩ ‎ق.ظ

پست 2813 : به قلم جناب حمیدرضا طالبی دارابی 13 : «سلام. شب بخیر. از استاد حسن زاده آملی:سَر برود ولی سحر نرود. دیشب در مراسم باشکوه قرآن به سر که توسط حجت الاسلام والمسلمین صادق الوعد اجرا و احیاء شد؛ بسیار برایم جالب و دلنشین بود.

بعد از پایان قرآن به سر، که زیارت وارث توسط برادر خلیل شاه علی قرائت شد که همه یاد مرحوم سید باقر سجادی می افتند که با لحن خاصی این دعا را می خواند، دیدم آقا محمد سجادی در گوشه مسجد جای ورودی خانمها دست به روی صورت دارد گریه میکند...

بعد از پایان دعا با هم به طرف یورمحله حرکت کردیم دلش به درد آمده بود چونکه میگفت امسال مُلاها نه روی منبر و نه در جای دیگر از پدرم یاد نکردند،  گفتم هیچ غصه نخور چرا که عمو ابراهیم ما در وبلاگ خودش دامنه واقع در پست 2786 اینجا، برای مرحوم پدرت مطلب خوبی نوشته،  تا اینکه رسیدیم سر کوچه مان در جایی نشستیم و برایش پست مرحوم سید باقر سجادی و مهندس محمد عبدی را واقع در پست 2793 اینجا، برایش خواندم،  دیدم اشک از چشمانش جاری شد و گریه میکند.....

و اینجاست مستجاب دعا در التماس دعا در این شبها. روح همه درگذشتگان و حق داران شاد.»

پاسخ دامنه : به نام خدا. سلام جناب آقاحمید. از نوازشگری هایت بر آقاسیدمحمد سجادی،  فرزند و یادگار شایسته و مذهبی و اهل مسجد و تکیۀ آن مرحوم، بخوبی مطّلع ام. خیلی خیلی خرسند شدم در شب احیای قدر، دل آقا سیدمحمد سجادی ما را خشنود کردی. او خیلی با پدرش رفیق بود و با از دست دادن پدر، دچار حسَرات و تنهایی ها شد، ازت می خواهم ای عموزاده ی خوبم، همچنان آقاسیدمحمد را تنها نگذار و سلامم را باز نیز به او و مادر بسیار مهربان و زحمتکشش برسان.

از دلخوشی ات به نحوۀ اجرای احیای قرآن به سر کردن، توسط جناب حجة الاسلام والمسلمین حاج شیخ اسماعیل دارابکلایی (صادق الوعد) مسرور گشتم و بر ایشان درود و خداقوت می فرستم. دامنه معتقد است قرآن را باید به سر کرد و سِرّ آن را به دل نمود و آن گاه با سر و دل، زندگی را بسر کرد و سیر و صیروت داشت. صیروت یعنی شدن. و شدن یعنی حرکت جوهری داشتن. عین حرکت جوهری سرخ شدن یک سیب بر بالای شاخۀ درخت که آرام آرام و بطئی و نادیدنی ست. آری به گفته علامه حسن حسن زاده آملی، سَر برود، ولی سحر نرود. ممنونم با نقل این صُدفۀ آقاسیدمحمد در حین زیارت وارث توسط آقا خلیل شاه علی که ذاکری زحمتکش است و مذهبی و فعال. یاد لَحن زیارت وارث مرحوم حجة الاسلام حاج سیدباقر سجادی در حیاط مسجد جامع دارابکلا به خیر و حاودانی.

دو دوست خوبم آقاسیدمحمد سجادی و آقا حمیدرضا طالبی دارابی. 5 تیر 1395

شنبه ٥ تیر ۱۳٩٥ ، ۱٠:۳٧ ‎ق.ظ

پست 2812 : به قلم حجة الاسلام محمدجواد غلامی دارابی 25 : «هنر و زیبایی ۸ ( لبخند زیبای مولا حضرت علی "ع" )به نام خدا.نقل شده یکی از علمای نجف که اتفاقاً شاعر زبردستی هم بوده و به دو زبان فارسی و عربی هم خیلی خوب سخن می گفته، در حرم مطهر حضرت علی (ع) نشسته بود، دید یک نفر عوام آمد جلوی ضریح مقدس و این شعر را گفت:

شمع می سازم برایت یا امیرالمؤمنین

قد این گلدسته هایت یا امیرالمؤمنین

این عالم مشاهده می کند به محض اینکه آن مرد عوام این شعر را گفت، جلوی ضریح امیرالمؤمنین صلوات الله علیه در آنجا یک قندیل بسیار گرانقیمت نصب نموده بودند که هدیه یکی از پادشاهان برای حرم مولا بود که ناگهان از جا کنده شد و پایین آمد.

بلافاصله آن مرد عوام قندیل گرانبها را گرفت که نشکند، اتفاقا تولیت حرم آنجا مشرف بود و ماجرا را مشاهده کرد و فهمید عطای مولا علی علیه السلام است ولی آن بنده خدا ابتدا قبول نکرد که قندیل طلا را بگیرد. آنرا به تولیت آستان پس داد. چهار پایه آورند و آنرا نصب کردند ولی دوباره قندیل رها شد و آمد و افتاد در دامن آن مرد عوام !

این دفعه نکته ای بود و آن اینکه بار اول مرد عوام زیر قندیل بود ولی این دفعه زیر قندیل نبود ولی باز آمد و در دامنش افتاد. در نتیجه در این مطلب که این قندیل طلا عطای مولا امیرالمؤمنین صلوات الله علیه است کسی شک نکرد!

تولیت حرم گفت: معلوم است این را حضرت به شما جایزه مرحمت کرده اند، ببر و بفروش.

مرد عوام گفت: این را خودم هم فهمیدم ولی به چه کسی بفروشم؟ بقیه در ادامۀ مطلب

حرم امام علی علیه السّلام در نجف اشرف. ارسالی مهندس محمد عبدی به تلگرام دامنه


ادامۀ مطلب
شنبه ٥ تیر ۱۳٩٥ ، ۱٠:۳٦ ‎ق.ظ

پست 2811 : به قلم حجة الاسلام شفیعی مازندرانی 127 : «اعجاز  وضو :    اعجاز طهارت اسلامی ) —--با غزل  کوتاه  زیر ، می توان سرودی  توسط  جوانان    فراهم آورد  قال رسول الله «یا انسُ اَکثِرْ مِنَ الطَّهُورِ یَزدِ اللهُ فی عُمُرِکَ فَإنِ استَطَعْتَ اَنْ تَکُونَ بِاللَّیْلِ و النَّهارِ عَلی طَهارَةٍ فافَعل فإنَّکَ تَکُونُ اِذَا مِتَّ عَلی طهارَةٍ مِتَّ شهیداً.؛ [وسائل الشیعه، ج 1، ص 383، استحباب وضو] ای انس! از آب، زیاد استفاده کن (همیشه با وضو باش) که در این صورت خداوند عمرت را طولانی می کند. پس اگر بتوانی همه ی لحظات  شب و روز، این کار را بکن؛ زیرا اگر با طهارت بمیری، شهید به  حساب می آئی  ای.» ) 

چنین سرود  رهبر ، که آخرین پیمبر

چو خواستی  ، ترا عمر ، فزون  شود   سراسر

و خواستی  ، فزونی ،  به  رزق  خود  زداور

هماره ، با وضو باش ، به هر دم و به هر  در


ادامۀ مطلب
شنبه ٥ تیر ۱۳٩٥ ، ۱٠:۳٥ ‎ق.ظ

پست 2810 : به قلم آسید علی اصغر شفیعی دارابی 59 : «سلام. در مورد پست مادرم کیست؟ واقع در 2805 اینجا، می گویم:

مادر شما جاذبه ای خاصی داشت.

اهل تفکر و دانش بود.

با سکوتش، چشمانش و نگاهش حرف می زد.

در سرسرای خانه، سمبل مادری بود که عشقش به همسر و فرزندانش، از ایشان کسی را ساخت که پدر وفادارت برای عشق باهم بودنش، قصه لیلی و مجنون را تحت شعاع قراردادن

همه فرزندانش را اهل قرآن به معنای پدیدارشناسی و مفهومی بارآورد.

شعر گفتنش، هنری بودکه ایشان را اهل دین نمود چونکه بنظرم هر کسی اهل علم و هنرباشد، دینداراست.

مادرتان، مادر من هم بود

مایه های غذایش پر از عاطفه و مهربود که بما خورانید.

باورکنید ای دامنه خوانان محترم، به لحاظ عاطفی و عشق ورزیدن بهم این خانواده آنقدر عمیق و ژرف بودند که مدرّس من هم شدند.

هم مادرشان وهم پدرشان اساس مهرآفرینی راپدیدآوردند.

من هم مانند صاحب دامنه این مادر فهیم را صاحب مَنصب می دانم. عظمتی بود. شما فرایند شکل گیری وراثت خانواده مادری ایشان را در پست 2805 اینجا مطالعه بفرمایید، نشانگر  اندیشمندی مادری است که هنوز تواضع فرزندان فرهیخته را نمایان میکند.

حتی بیماریش مانع ارتباط عمیق این مادر با قرآن و اُنس با این کتاب اراده الهی نمیشد.

حقیقتا" مقام مادری داشت. روحش ایشان و پدرمهربانت شاد باشد.»

پاسخ دامنه : به نام خدا. سلام من هم از قم، و با حال قیامم به تو آسید. همۀ گزاره های تو را در این متن دقت کردم ولی وقتی به این جمله ات رسیدم که با قلبت نوشتی : «مادرتان، مادر من هم بود.» بر سر میز کامپیوترم لحظاتی گریستم. فقط بگویم آسید، تو عضو بیت ما بودی و هستی و خواهی بود. همین، که دیگه چیزی ندارم بگم. شب قدرم، احیاء شد به نام مادرم که هر چی دارم (که اندک و کم و قلیل است) از او دارم که آموزگارمان و به قول خودت آموزگار تو هم بود. مادرم، تو را صمیمانه فرزند معنوی اش می دانست. خدا حافظ.

جمعه ٤ تیر ۱۳٩٥ ، ۱۱:٤٦ ‎ب.ظ

پست 2809 : به قلم حجة الاسلام شفیعی مازندرانی 126 : «سوگنامه ی امیر المومنین ( ع )

به کام  خسته ی او  ریخت ،  روزگار ، چه غم

هماره ،  داشت ، به دامن ، هزار  ،  درد و الم

هر آن که همدم  بت ، بود  یا دم طاغوت

علیه او  و پیمبر  ،  قدم  ،  نهاد   قدم

به  عمر خویش ،  ندید ه  است  راحت ایام

که گوئیا به سرش بود   سایه سار ستم

نگر به شعب  ابی طالب  و به شام مبیت

چگونه ، خصم  ، کمین  کرد   دمبدم  هر  دم

مدینه ، عرصه ی هشتاد رزم  خون آوا

علی ( ص ) ، به صحنه ، هدف ، بهر تیر های صنم

پس از رسول خدا ( ص ) ، باب  بیت او بنگر

فدای صبر تو   ای  صبر و اصبر   آدم

به پیش دیده ی تو  روی همسرت نیلی

قتیل ،  محسن  مظلوم   تو  در این   ماتم

علی  ، ( ع ) فتاد زپا آن دمی که زهرایش

شهید  راه  علی ( ع ) ، شد  علی  ( ع )  است  اندر غم

جمل ، چو ظلمت  صفین و  نهروان  جفا

چه خون ، به  قلب علی ( ع ) ، کرد آن صف و آن چم

به  صبح  نوزدهم ،  دیده  ی زمانه ، چه دید ؟

چه  ریخت  بر جگرش  تیغ  زاده ی  ملجم  ؟

چه ناتوان  به پسر  گفت : هان ، ببر گیرید

مرا به پای  خودم تا به حجره ام بروم

مرا   فتاده ، چنین  سوی   خانه ام  مبرید

مباد ،  دیده  ی  زینب ، زغم  شود پر   نم

شفیعی ، کس ، نتواند  ز سوک  او گوید

زداغ او همه ، اشک است  دیده ی عالم

4 / 3 / 1395

جمعه ٤ تیر ۱۳٩٥ ، ۱۱:٤٥ ‎ب.ظ

پست 2808 : به قلم میرزاعلی چلوئی دارابی 18 : به نام خدا . با سلام خدمت جناب دامنه و دامنه خوانان.طاعات و عبادات همگان مقبول درگاه خداوند. جناب دامنه در رابطه تمجید و تحسین از دهیار محترم و پرسنل سخت کوشش هر انچه گفته شود باز کم است ولی بنده که از نزدیک با جناب حاج محمد در ارتباط هستم و واقف بر خصوصیات اخلاقی و روحیاتشان .هماره از این تعریفات دوری میکنند و به قول معروف به این موضوع تن نمیدهند .بنده چند بار به ان جناب عزیز پیشنهاد دادم که حتی عملکردهای خودشان را در این چند سال لاقل بنویسند ولی قبول نکردند و فرمودند که ان کسی که باید ببیند و بنویسد خودش واقف بر همه ی کارها من میباشد.بنده هم بر ایشان درود میفرستم و ارزوی موفقیت برایشان دارم.

جناب دامنه نظر به معرفی مداحان و ذاکران اهل بیت ع نیز میگویم بسیار کار پسندیده ای ست و در مورد سید اسدالله شفیعی باید بگویم که فیلم روز عاشورای چندین سال پیش را که نگاه میکردم ایشان دقیقا بالای سقف تکیه قدیمی روی حلب نشسته بودند و با حالت حزن و گریه نظاره گر هیاتها و دسته رویها بودند و ظاهرا کار هر ساله ایشان بر همین روال بود .خدایش بیامرزد و روحش شاد.

جناب دامنه همانطور که مستحضرید شبهای مبارک قدر را پیش رو داریم پس بیاییم در این شبهای مبارک به قول جناب سادات موسوی واقع در پست 2608 با زبان یکدیگر برای هم دعا کنیم. در پست 2805 اینجا یادی از مادر شریفتان کردید پس به رسم ادب میگویم خداوند بیامرزد  والدینتان را و جنابتان را حفظ بفرماید. سالم باشید و تندرست .خدا نگه دارتان. ضمنا فقط و فقط و فقط جهت یاداوری عارضم که جناب /حاج/ مسلم شهابی . با عرض پوزش فراوان.»

پاسخ دامنه : به نام خدا. سلام جناب حاج میرزاعلی. در هر سه مورد سخن نیکو و پسندیده و  منطبق بر واقع را به قلم و زبان آوردی. خدا با این نوع گواهی دادن های مؤمنان نسبت به هم، خشنود است. من با جناب محمد دباغیان از خیلی سال آشنام، کاملا برای من فردی جاافتاده و مورد وثوق و احترام است. در مورد مرحوم آقا سیداسدالله شفیعی پدر شهید حجة الاسلام سیدجواد شفیعی خاطره ی ذهنی جذابی را مطرح کردی. من هم این صحنه را دیدم. نمی دانم در خود صحنه دیدم یا در فیلم و عکس. ممنونم از حضور گرم، صمیمی و شایسته ات. شب قدر گواهی ات، ارزش معنوی داشت. در مورد متن سادات موسوی دارابی در پست 2608 اینجا بله  متن معنوی مهمی بود و ارزش ارجاع را داشت که یادآور شوی. در مورد والدین من، قلبم را شاد شاد شاد معنوی کردی با دعایت در شب قدر و من به احترام این یادآوری ات از میزم لحظه ای برمی خیزم. در مورد این که مسلم شهابی را بنویسم حاج مسلم. چشم. ممنونم. غلفت داشتم. الان در پستش واژه ی حاج را می افزایم.

جمعه ٤ تیر ۱۳٩٥ ، ۱۱:٢٥ ‎ب.ظ

پست 2807 : به قلم دامنه : به نام خدا. این سه تصویر را جناب محمدرضا رجبی دارابی (پسردائی خانواده ام) به تلگرامم ارسال کرد. شب قدر است امشب و ایرانیان همه دلی مشتاق و سرگشته به مشهد دارند، خصوصا" صحن پنجره فولادش.

عشق امام رضا (ع) را باید در قلب و جان نگه داشت. ضمن سلام به فامیل مان محمد رجبی، ان شاء الله همه ی دوستداران اهل بیت (ع)، شب های پُرگشایشی در شب های قدر _که شب میزان و اندازه گیری هاست_داشته باشند.

مشهد. حرم امام رضا (ع) صحن زیبای انقلاب پنجره فولاد، مرکز حاجات

سلام بر حضرت فاطمۀ زهرا دُخت و کوثر رسول الله (ص)

محمدرضا رجبی دارابی. عکس ارسالی اش به تلگرام دامنه

جمعه ٤ تیر ۱۳٩٥ ، ٥:٥٩ ‎ب.ظ

پست 2806 : به قلم جناب حاج مسلم شهابی: «سلام جناب آقا ی طالبی. طاعات و عباداتتون قبول حق. در مورد مطالبی که نوشتید در پست ۲۸۰۵ یعنی شجره نامه و آیت الله بلباسی فیروزکوهی بنده چندین سالی هست که با یکی از بلباسی های مقیم ساری در تماس هستم و کل شجره نامه رو از ایشون گرفتم (آقای حاج محمد بلباسی). وایشون هم تایید کردند.

ضمن اینکه دایی ایشون که مسن تر بودند میگفتن که حتی از بزرگانشون شنیده بودند که بانو ملا زبیده فی البداهه شعر میگفتند و پسرش شیخ موسی مینوشتند و دارابکلا رو هم که  انتخاب کردن و ماندگار شدند میگفتند که از مسافرت مشهد بر میگشته به شب بر میخوره و در اینجا شب میمونه بعد دید که جای خوبیه بر میگرده و با خانواده میاد دارابکلا.

خواستم عرض کنم که نمیدونستم شما از این مطالب و شجره نامه که در پست جدیدتان ۲۸۰۵ آوردین، اطلاعی ندارید وگرنه زودتر از اینها تقدیمتان میکردم  طاعات قبول و عصرتون بخیر.

پاسخ دامنه: به نام خدا. سلام به فامیل نجیب و دوست داشتنی ام، جناب حاج مسلم شهابی. خرسندم به فوریت، پست ۲۸۰۵ مرا در بارهٔ مادرم کیست در سلسله بحث آنچه بر دامنه گذشت، استشهادت را برام ارسال کردید. خوب است این نقل را آوردی. مرحوم حاج آقا آفاقی و حسن عمو شهابی هم که مطلع اید رفته بودند با بلباسی ها دیدار کردند و باقی قضایا. در ضمن مرحوم مادرم برای مان قضایا را نقل می کرد و در جریان بودیم اما استناد جناب بلباسی از آسور فیروزکوه برای مان مهم بود. اگر تو هم زودتر مرا در جریان می گذاشتی هنوز هم عالی تر می بوپد. ولی خوب خدا را شکر متن را به قلم خود مستند ساختی. جده مادرمان و پدرتان و کلا آفاقی ها، یعنی بانو ملا زبیده به پدربزرگ مرحوم آیة الله بلباسی آسوری فیروزکوهی هم  سیوطی و حاشیه تدریس می کرد. سیوطی کلا کتاب منظوم در ادبیات عرب است که همین موجب گشت بانو ملازبیده در شعر مسلط باشد. بسیار ممنونم آقا مسلم.

جناب آقا مسلم شهابی (حاج خلیل) از عموزادگان محبوب مادرم

جمعه ٤ تیر ۱۳٩٥ ، ٥:٥٥ ‎ب.ظ

پست 2805 : به قلم دامنه . به نام خدای آفریننده ی آدمی. مادرم کیست؟ مادرم حاجیه مُلّا زهرا آفاقی دارابی فرزند مرحوم آشیخ باقر آفاقی دارابی و مرحومه سیده زینب صالحی دارابی ست. آموزگار قرآن بود و مکتب خانۀ خانگی داشت و ذاکرۀ اهلبیت عصمت و طهارت _علیهم السّلام_در محافل مذهبی روستای دارابکلا بود. در میان اقوام و بیت مان مشهور بود به مُلّا زهرا. اول شجرۀ پدری اش را و در قسمت بعدی شجره ی مادری اش را می نویسم تا تبارشناسی کرده باشم.

(در ضمن یکی از چند برنامه های مهم دامنه در آیندۀ نزدیک، تبارشناسی همۀ دارابکلایی هاست که در هفت محلّۀ دارابکلا ساکن اند. این سوژۀ مهم اجتماعی دامنه است که در حال تحقیق در اطراف آنم تا ارسال پست های مسلسل آن را بزودی آغاز کنم.)

جدّ بزرگِ مادرم، بانو مُلّا زُبیده است. ملا زُبیده روحانی بود و سیوطی و حاشیه ملاعبدالله  تدریس می کرد. فرزند یکی از فرزندان مشهور ملا زبیده، شیخ موسی _پدربزرگ مادرم_ است. او نزد مادرش ملا زبیده سیوطی و حاشیه، دو درس مهم حوزه علمیه را آموخت. شیخ موسی چهار فرزندش را شیخ و روحانی کرد. به این ترتیب:

شیخ احمد آفاقی: فرزندانش  مرحومه اُمّ کلثوم مرحومه جمیله آفاقی دارابی _همسر مرحوم زکریا رمضان بالامحله_ .

شیخ اسماعیل آفاقی: فرزندانش مرحوم حجة الاسلام والمسلمین حاج شیخ احمد آفاقی دارابی امام جماعت مسجد پایین محلّۀ دارابکلا و مرحومه زُبیده که در روستای مرزیت نکا زاغ مرز ساکن بود.

شیخ محمد آفاقی: فرزندانش حسن شهابی و مرحوم حاج محمود شهابی (پدر حاج خلیل و ابراهیم و مرحوم علی و محمد و ... ) و مرحوم حسین شهابی (پدر باقر و اصغر و رضا و ... )

شیخ باقر آفاقی:  فرزندانش مرحومه ملّازهرا آفاقی دارابی (مادرم) مهدی و شیخ موسی (دائی ام) که از 70 سال پیش تا اکنون _که در قم به همراه پدرم و سایر روحانیون دارابکلا در آن زمان در دوره ی قیام شهید نواب صَفوی، طلبگی می آموختند_ از سرنوشتش هیچ خبری نیست. دردی جانکاه بر دل مادر منتظر و چشم در راهم، که تا آخرین حد برادرش را ندید و رحلت نمود.

بنابراین ما از ناحیه ی  مادری، از نسل بانو ملا زبیده و فرزند روحانی اش شیخ موسی آفاقی هستیم که داستان آن در زیر مستند می شود.

در اینحا نکته ی مهمی را استناد می سازم. در 19 خرداد 1395 شخصی به اسم محمدرضا بلباسی فرزند آیة الله حاج شیخ علی اکبر بلباسی فیروزکوهی به دامنه متّصل شد و چند پیام نوشت که سر نخ های به ما داد که ما مشغول تحقیق بیشتر آنیم. وی وقتی به وبلاگ دامنه مراجعه می کند به اسامی آفاقی ها مثل مادرم، دائی ام و مرحوم حاج شیخ احمد آفاقی و پدربزرگ مان آشیخ باقر آفاقی در پست های متعدد دامنه برمی خورد؛ بلافاصلع مرحمت می کند و این اطلاعات مهم را به ما می رساند. که من فورا" اخوی ام شیخ وحدت را در جریان می گذارم و ایشان بر ملازبیده و شجره ی مان صحّه می گذارند و باقی قضایا که متعاقبا" می آورم. این هم از نعمت های وبلاگ دامنه در دنیای مَجازی ست که انسان ها و اقوام را به هم آشنا و قرین می نماید. جالب شد یرای مان داستان تبارمان.

دو متن های جناب محمدرضا بلباسی فیروزکوهی:

«سلام. در سال های دور در روستای آسور از توابع شهرستان فیروزکوه شخصی بنام شیخ موسی فرزند بانو ملا زبیده در این روستا زندگی می کرد که به ساری عزیمت نموده و نام  خانوادگی خود را به آفاقی تغییر داده است پدر بزرگم شیخ باقر درس سیوطی را از ملا زبیده آموخت. می خواهم بدان این همان است؟ متشکرم. 19 خرداد 1395»

«سلام آقای دارابی. اینکه گفتید از دائیتان شصت سال است اطلاع ندارید یعنی در قم بوده و به یکباره ناپدید شده؟ علی ای حال شیخ موسای مد نظر ما حدود صد سال پیش باتفاق مادرش در آسور بوده آنها از طایفه احمدی بودند. لازم به توضیح است که آسور دارای چهار طایفه ۱_بلباسی که اصالتا کُرد میباشند ۲_بابکی که ترک بوده ۳_جورسرا هم مهاجر از جایی و ۴_ احمدی اصالتا" آسوریند که پسوند همه آنها آسور دارد. اینکه بتونید توضیح بیشتر رو از پیران طایفه احمدی بگیرید مطمئن نیستم ولی همه مطالبی که گفتم نقل قول از مرحوم والدم آیت اله فیروزکوهی بوده و حتی محل زندگیشان را به من نشان داده بود. پدر بزرگم شیخ باقر شاگرد  مادرش بود. سیوطی  و حاشیه ملا عبداله می خواند. البته همانطور که می دانید خیلی از نوه ها هم نام پدربزرگ‌شان هستند و این شیخ موسای شما نوه اون باشه. این نکته فراموش کردم بگم که فرزندان شیخ موسی در ساری مقیم شدند. اما از اینکه در دارابکلا بودند مطمئن نیستم. در هر صورت از آشنایی شما خوشبختم از طریق «... ۰۹۳۷» می توانید به تلگرامم وصل شوید روز خوش. محمدرضا بلباسی. 19 خرداد 1395» وبلاگ  آسور اینجا»

من هم فورا" با مدیر محترم وبلاگ آسور جناب آقای محمدرضا بلباسی فرزند آیة الله در وبش مکتابتی نمودم و تبادلاتی برقرار ساختم و ... .

این سلسله بحثم، در وبلاگ شهروند دارابکلا http://atd42.blogsky.com (پیوند شماره ۱ در  دامنه) نیز منتشر می شود.

مادرم مرحوم حاجیه مُلّا زهرا آفاقی دارابی. تهران. منزل دامنه. سال 1383

مرحوم مادرم ما را در این خونۀ محقّر ساده و بی آلایش روستایی، بزرگ کرد و پرورش داد و همۀ مان پیشش قرآن و قصّه های مهم می آموختیم. روحش شاد. دارابکلا. عکاس: جناب یک دوست. خرداد 1395. عکس پدر و مادرم در ادامه مطلب

بخشی از متن جناب محمدرضا بلباسی در وبلاگش آسور در ادامه مطلب


ادامۀ مطلب
جمعه ٤ تیر ۱۳٩٥ ، ۱٠:٥٥ ‎ق.ظ

پست 2804 : به نام خدا. اندیشه های شهید آیة الله مطهری

تاکید بر رحمت و مهربانی خداوند بر بندگان توبه کننده

جمعه ٤ تیر ۱۳٩٥ ، ۱٠:۳٦ ‎ق.ظ

پست 2803 : به قلم حاج حسین رمضانی دارابی 12 : «سلام. مرحوم سید اسدالله شفیعی یکی از خوبهای دارابکلا بود. (اشاره به پست 2795 دامنه اینجا)همواره دست از دعا و مناجات در  ماه مبارک رمضان کو تاهی نمی کرد. روحش شاد. در دورا ن ابتدای بودیم که معلم از یکی شاگردها پرسیده بود مخترع برق کیست؟ اون هم در پاسخ گفته <آقاسوالله>. کلاس شده بود منفجر»

پاسخ دامنه : به نام خدا. سلام جناب رنگین کمان. ممنونم ازت. خاطرۀ جالب و قشنگی بود که به موقع در راستای پست 2795 نقل کردی. این نشان می دهد که آن مرحوم واقعا" در میان مردم و جوانان آن دوره، به عنوان همه کاره ی برق دارابکلا جاافتاده بود. در اینجا یاد کنم از پدرِ برق دارابکلا مرحوم حجة الاسلام والمسلمین شیخ روح الله حبیبی. روح او شاد که در برق  رسانی دارابکلا جهید و آبادش ساخت و روح سیداسدالله هم شاد که در تصدّی امور برق دارابکلا همتی والا و دلسوزانه داشت.

جمعه ٤ تیر ۱۳٩٥ ، ۱٠:۳٥ ‎ق.ظ

به قلم  دامنه

پست 2802 : به نام خدا. این فروشندۀ مرغ محلی، آقامحمد رمضانی دارابی ست. فرزند مرحوم حاج اکبر اسماعیل بالامحله. قبلا" در دو پست در 3 و 4 خرداد 1395 با همکاری جناب یک دوست در سلسله مسائل عصر دارابکلا، یعنی پست 2446 اینجا و پست 2456 اینجا از کار و ابتکار  برادران رمضانی و حمایت از محصولات بومی شان، سخن گفتم و تصاویر کارگاه و سردرِ فروشگاه این دو جوان زحمتکش را منتشر کرده بودم. اینک که رفیقم مهندس محمد عبدی سنه کوهی از هنر وی تصویربرداری تازه ای کرد و به دامنه ارسال داشت، برای تحسین و تشویق ارائه می شود. این جوان دارابکلایی بر روی گوشگ که بر تن] درخت در می آید، و در حال افتادن و دور ریختن است، هنری را نمایان می سازد از نوشته هایی جاویدان. ضمن سلام و خداقوت به مهندس و جنابان برادران رمضانی ها. التماس دعا:

جناب علی رمضانی مرحوم حاج اکبر اسماعیل در دفتر فروشگاه مرغ خودشان. بقیۀ عکس ها در ادامۀ مطلب


ادامۀ مطلب
جمعه ٤ تیر ۱۳٩٥ ، ۱٠:۳۳ ‎ق.ظ

پست 2801 : به قلم حجة الاسلام سیدمحمد شفیعی دارابی 6 : «بسم الله الرحمن الرحیم. سلام آقای طالبی عزیز و دامنه خوانان محترم. با تشکر از زحمات شما، این متن نقل شده را مقدمتا" منتشر کنید تا در پستی دیگر متن کامل تری در این باره تقدیم شما کنم:

«معلمی به بچه ها گفت: من نمیدونم وقتی ما قرآن رو داریم، دیگه ولایت فقیه برای چیه؟

از تهِ کلاس یکی از بچه ها گفت: آقا وقتی ما کتاب داریم معلّم برا چیه!؟»

پاسخ ویژه ی دامنه : به نام خدا. سلام دوست فاضلم جناب حجة الاسلام سیدمحمد شفیعی دارابی. اول از همه باید بگویم در مشهد هیچ وقت ما را در حرم امام رئوف و رضا (ع) از یاد مَبر. باشه منتظر متن پژوهش شده و به قلم خودتان در این باره می مانم. این متن هم جالب بود و استدلال ساده و قابل قبول داشت و نیز از نظر دامنه با پِرنسیب بود. و پرنسیب همه حتما" می دانند که یعنی اصل و اساس و آداب و قاعده مند. اساسا" جناب آقا سیدمحمد از نظر اصول فکری دامنه، امامت یعنی پیشوایی، یعنی پیشبَرندگی مردم و متدیّنان و شهروندان و نیز یعنی جلودار و هادی و لذا به او رهبر و مقتداء و امام و نیز ولیّ می گویند. به همین دلیل در عصر غیبت امام زمان (عجّ)، رهبر جامعۀ مسلمین چه در دوره ی تاسیس حکومت و چه پیش از آن، باید مرجع و یا مجتهد جامع الشّرائط و از همه مهمتر عادل و دانا و شجاع باشد. ممنونم. منتظرم.

جمعه ٤ تیر ۱۳٩٥ ، ۱٠:۳٢ ‎ق.ظ

پست 2800 : به قلم حجة الاسلام شفیعی مازندرانی 125 : «کار و دعا : دعا ها ئی که به اجابت نمی رسند : سنت الهی ، بر آن است که : انسان ، در زندگی روز مره خود ، دعا و عمل در حد توان خود را مقرون سازد بدین خاطر : امام صادق ( ع ) فرمود : دعای چهار کس ، به اجابت نمی رسد «أربعه لا یستجاب لهم دعاء: این چهار کس ، عبارت اند از :

1- رجل جالس فی بیته یقول: یا رب ارزقنی فیقول له: ألم آمرک بالطلب؟ مردی . که در خانه بنشیند و بگوید، خدایا! به من روزی بده. خداوند متعال به او می فرماید : مگر به تو دستور ندادم که باید به دنبال آن بر خیزی و در طلبش بکوشی ؟ 

2- و رجل کانت له امرأه فدعا علیها فیقول: ألم أجعل أمرها بیدک؟ مردی که زنینا ساز گار در خانه دارد [و از او به تنگ آمده است] و دعا کند که خدایا! مرا از شر این زن آسوده کن! خداوند بزرگ به او می گوید: مگر طلاق ، در اختیار تو نیست؟!- البته : در این مورد باید توجه داشت که پیامبر اکرم ( ص ) فرمود :ابغض الحلال الطلاق ز شترین ، حلال ، طلاق ، است این رهنمود آسمانی ، به نوبه ی خود ، به طرفداران طلاق می گوید ، صبر ، کنید و حوصله بخرج دهید که جدائی ، شیرین نست و خیلی ها پشیمان اند و حتی الامکان به طلاق ، فکر نکنید و از خدا بخواهید تا الفت و محبت آفریندو

3- و رجل کان له مال فأفسده فیقول: یا رب ارزقنی، فیقول له: ألم آمرک بالاقتصاد ألم آمرک بالاصلاح ثم قرأ: «و الذین اذا انفقوا لم یسرفوا و لم یقتروا وکان بین ذلک قواماً » . مردی که مالی دارد و آن را تباه ساخته ا: بیهوده خرج کند ، آنگاه بگوید: خدایا! به من روزی بده! خدا ی مهبان به او می گوید: آیا من به تو دستور ندادم که در خرج کردن میانه رو باش و مالت را بی جهت خرج نکن؟

4- و رجل کان له مال فأدانه بغیر بینه فیقول: ألم آمرک بالشهاده».. مردی که مالی دارد و بدون شاهد و سند آن را به این و آن قرض دهد [و بدهکار، مالش را به او پس ندهد و آن مرد پیوسته به درگاه خدا دعا کند] خدا وند متعال به او می گوید: مگر من به تو دستور ندادم که بی شاهد و سند قرض نده؟) ( بحارالانوار، ج 93، ص 360 ) 

در حدیث د یگری آمده است که رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: از جمله کسانی که دعایش مستجاب نمی شود مردی است که زیر دیوار شکسته ، قرار داشته بدون آن که فرار کند ، دعا کند که دیوار بر سرش فرود نیایدد آری : د عا باید همراه با عمل مناسب خود باشد : بنا بر این آنچه که در فرهنگ ما آمده است که : از تو حرکت از خدا برکت ، مساله ای بسیار اساسی و ریشه دار است (خصال صدوق، ج 1، ص 1)»

جمعه ٤ تیر ۱۳٩٥ ، ۱٠:۳٠ ‎ق.ظ

پست 2799 :  به قلم دامنه : به نام خدا. برخی از متشخصین روحانی، در اظهارت تعجب برانگیزی بر این گمانند که در قانون اساسی جمهوری اسلامی مفهوم نظارت بر رهبری و نهادهای زیر نظر رهبری اصلا وجود ندارد، از جمله آقایان آیة الله شیخ محمد یزدی و آیة الله شیخ صادق لاریجانی که به صراحت این موضوع را به افکار عمومی کشاندند. دامنه ضمن مخالفت شدید با این نوع طرز تفکر خطرناک و دعوت همگان به تفکر در این باره، ، معتقد است اساسا در حکومت اسلامی احدی نیست که تحت نظارت نباشد حتی حاکم. این نص صریح اسلام و سیرهٔ معصومین (ع) و مصرح قانون اساسی ست. حتی خود رهبر معظم انقلاب بارها به این مساله توجه دادند و اخیرا نیز به خبرگان پنجم فرمودند از من هم می توانید مطالبات داشته باشید. به متن استنادی زیر توسط یکی از اعضای خبرگان رهبری توجه گردد.

«گفت‌وگو با آیت‌الله بطحایی، عضو مجلس خبرگان در بحث نهادهای نظامی هم که زیر نظر رهبری هستند، امکان نظارت هست؟

پاسخ: با توجه به اختیاراتی که قانون اساسی به خبرگان داده است و با تبیین مقام معظم رهبری در صحبت‌های اخیرشان در روز اختتامیه که حتی خبرگان می‌توانند از من هم مطالبات داشته باشند (این عین عبارت ایشان است در صحبت‌هایی که داشته‌اند)، بله. وقتی مجلس بتواند از رهبر مطالبه داشته باشد، از دیگران به طریق اولی می‌تواند مطالبه داشته باشد. پس بر ارتش هم می‌تواند نظارت داشته باشد.» (منبع: اینجا)

پنجشنبه ۳ تیر ۱۳٩٥ ، ۱٠:۳٥ ‎ب.ظ

پست 2798 : به نام خدا

پنج شنبه، 3 تیر 1395. قم‌. افطاری خونهٔ شیخ وحدت

پنجشنبه ۳ تیر ۱۳٩٥ ، ۱٠:٠٥ ‎ب.ظ