X
تبلیغات
رایتل

مطالب فروردین 1395 دامنه

31 فروردین 1395

پست 2085 : به قلم دامنه : به نام خدا. زبان بشر در خلقت، از قلب جدا نبود و استقلالی از خود نداشت بلکه بشر در ابتدای آفریده شدن اصلا" گویا و ناطق نبود، صامت و بی سخن و بی کلام بود. اندک اندک زبان از ناحیه ی قلب به کار افتاد و بعدا" الفاظ پدید آمد که آلوده به دروغ و تظاهر و فریب شد و از قلب فاصله گرفت. اما همواره زبان در انسان های شریف و خالص و پاک، صدای واقعی قلب ماند و نماینده ی حقیقی دل شد، مانند عقربکِ باک بنزین ماشین. (برداشت آزاد دامنه از صفحه ی 37 تا 40 کتاب مقالات راشد، اثر حسینعلی راشد، موسسه اطلاعات، تهران، 1381)

سه‌شنبه ۳۱ فروردین ۱۳٩٥ ، ٧:٥٥ ‎ب.ظ

پست 2083 : به قلم دامنه : کلاس چهارم. به نام خدا. علم سیاست با وجود استقلال باید با علوم اجتماعی دیگر و شاخه های مختلف دانش بشری در تماس و همپیوندی باشد تا درونداشتِ آن از یافته های دیگر رشته ها تاثیر پذیرد و غنی تر شود. علم سیاست در این میان با علم جامعه شناسی از همه بیشتر همپیوندی دارد. جامعه شناسی علمی ست که می کوشد اصول عام پدیده ها و روابط اجتماعی را کشف کند و قوانین دگرگونی و رشد جامعه را برپا دارد. و چون علم سیاست از قدرت و اقتدار در جامعه بررسی های گسترده ای به عمل می آورد، با جامعه شناسی بشدت هم بسته است. و جامعه شناسی می تواند در این مسیر سودمندانه با علم سیاست همراه باشد. از سوی دیگر جامعه شناسی سیاسی نیز به عنوان علم میان بُر، می خواهد رهیافت های جامعه شناختی و سیاسی را با هم، پیوند دهد. تا کلاس پنجم خدا نگه دار.

بقیه ادامه

  

سه‌شنبه ۳۱ فروردین ۱۳٩٥ ، ٧:٠٥ ‎ب.ظ

پست 2082 : به قلم دامنه : به نام خدا. او سیدقاسم هاشمی دارابی ست. فرزند مرحوم سیدابوطالب. بازنشسته ی شرکت نکاچوب. از جوانی اهل سختی کشیدن و سخت کوشی بود. هنوز نیز از کار و رزق و روزی درآوردن عاری ندارد. تن به پرواری و بیکاری نمی دهد. از این که بگذرم.

در درون این سید خوش خند، شاید هزاران سخن و تلخند و لبخند و لغُز و متلک های بی آزار و گوارا جمع (=به قول دارکلایی ها دَچیه) است؛ زیرا فردی اساسا" شوخ طبع و پُرمزاح و شاداب و دائم الضَحک است. او فامیل درجه ی یک دامنه است؛ یعنی مادر مرحومه اش، برادرزاده ی مرحوم پدرم است.

برای سید قاسم هاشمی دارابی که همه او را به شادابی و بی آزاری و سیدی خوب و خوش و خرم می شناسند، در سلسله بحث های عصر دارابکلا در فضای دامنه، آرزوی بازم شادی و شعف و نشاط می کنم و موندم که این جناب یک دوست با وی تا حمزه ای بنِه سر چیطی رفت و روده بُر نشد و چیزی نبافت و نگفت!!

سید قاسم هاشمی دارابی. دارابکلا. جنگل. حمزه ای بنه سر. دوغ است آیا یا شیر اما؟ 29 فروردین 1395. ارسالی جناب یک دوست به تلگرام دامنه. خنده او را دَچیه است

سه‌شنبه ۳۱ فروردین ۱۳٩٥ ، ٦:٤٥ ‎ب.ظ

پست 2081 : به قلم حجت الاسلام شفیعی مازندرانی 61دامنه : به نام خدا. متن و شعر زیر از سوی استاد شفیعی مازندرانی به تلگرام دامنه ارسال شده است. ضمن سلام و سپاس، عینا" منتشر می شود: "تفسیر یک سنت الهی: رابطه ئ میان اعمال ما با افعال طبیعت :( ارتباط ئ میان  ما با محیط زیست  ) قالَ الصادق (علیه السلام): إذا فَشَتْ أرْبَعَةٌ ظَهَرَتْ أرْبَعَةٌ: إذا فَشا الزِّنا کَثُرَتِ الزَّلازِلُ، وَ إذا اُمْسِکَتِ الزَّکاةُ هَلَکَتِ الْماشِیَةُ، وَ إذا جارَ الْحُکّامُ فِى الْقَضاءِ اُمْسِکَ الْمَطَرُ مِنَ السَّماءِ، وَ إذا ظَفَرَتِ الذِّمَةُ نُصِرُ الْمُشْرِکُونَ عَلَى الْمُسْلِمینَ (وسلئل الشیعه ,ج 6 ص 204 ). امام صادق ( ع ) فرمود: هنگامى که چهار چیز در جامعه شایع و رایج گردد چهار نوع بلا و گرفتارى پدید آید: بقیه در ادامه ی مطلب


ادامۀ مطلب
سه‌شنبه ۳۱ فروردین ۱۳٩٥ ، ٦:۱٥ ‎ب.ظ

به نغمۀ    پرنده 3

پست 2080 : به نام خدای آفریننده ی پرنده. شما برخی از آدم ها، هم به تولّدهای هم تبریک می گین و کف می زنین و هم از فوت و موت های هم، به هم تسلیت می دین و مویه سر می دهین؛ ولی مابینِ تولد تا فوت، ولو آن که 120 سال هم به طول بینجامد، هرچه می خواهید علیه ی هم می کنین. منِ پرنده، گرچه حدسیاتی توی ذهنم دارم، ولی آیا می تونم بپرسم اسم این کار متضادّتان چیست!؟ بازم می آیم.

سه‌شنبه ۳۱ فروردین ۱۳٩٥ ، ٩:٥٥ ‎ق.ظ

پست 2079 : به نام خدا. کمی قم گردی کردم که دلم وا بشه. و این هم هوای پس از رگبار روزهای قبلش که تگرگ بود و جاری شدن آب و گل و لای که خیلی لا به لا بود:

قم سه شنبه 31 فروردین 1395 پس ار رگبار زیبای بهاری. عکاس: دامنه

سه‌شنبه ۳۱ فروردین ۱۳٩٥ ، ٩:٥٤ ‎ق.ظ

پست 2077 : به قلم دامنه : به نام خدا. این بیان صریح رهبر معظم انقلاب است در باره ی مفهوم مطلقه در نظریه ی ولایت مطلقه فقیه. در این متن که در زیر مستند کردم، حتما" به دو واژه ی "ممتاز و برجسته" در بیان رهبری دقت شود. که بارها دامنه در این باره گفته است مطلقه یک مفهوم مدرن است نه پَسرفته. زیرا اسلام به تعبیر زیبای آیت الله شهید مرتضی مطهری بر اساس مقتضیات زمان و مکان پیش می رود نه با تحجّر و خرافه به بُن بست. تفسیر رهبر معظم انقلاب در باره ی مفهوم مطلقه نیز در راستای همین اندیشه ی مترقی شهید مطهری ست. بنابراین از نظر دامنه، کسانی که به واژه ی مطلقه در گفتمان غالب و مسلّط و رایج ولایت فقیه حساسّیت و یا به قول مرحوم دکتر علی شریعتی "ویار" دارند، مقدار زیادی از اساس و مبانی این نظریه ی مدرن دینی، پس افتاده اند. متن رهبری را برای استناد و نیز انقیاد آگاهانه می آورم:

"ولایت فقیه به معنی اختیارات بی حدّ و مرز نیست. ولی فقیه همانند آحاد مردم، محکومِ قوانین کشور است و نمی تواند در منطقه ی ممنوعه ی قوانین، عمل و اقدام کند. ولایت مطلقه در قانون اساسی، دارای مفهومی ممتاز و برجسته است. مُجملی از آن عبارت است از این که در  خلاء های قانونی یا در مواردی که مدیران برجسته ی نظام مصداقی از یک قانون را برخلافِ مصلحت بزرگی تشخیص دهند، ولی فقیه با رعایت همه جوانب و با درنظرگرفتن مصلحت اَهَم، می تواند یا موظّف است به آنان اجازه دهد که بر طبق آن مصلحت اَهم عمل کنند. توسّل به این استثناء، خود یک قانون است که هم در فقه و هم در قانون اساسی به آن پرداخته شد و مجموعه قوانین کشور با آن کامل شده است." (منبع: روزنامه اطلاعات. 8 آذر 1378. پرسش و پاسخ رهبری با دانشجویان دانشگاه تربیت مدرس تهران در 12 شهریور 1377)

سه‌شنبه ۳۱ فروردین ۱۳٩٥ ، ٩:٤٥ ‎ق.ظ

پست 2076 : به قلم دامنه : 15. به نام خدا. اصل پنجاه و ششم: "حاکمیت مطلق بر جهان و انسان از آن خداست و هم او، انسان را بر سرنوشت اجتماعی خویش حاکم ساخته است. هیچ کس نمی تواند این حق الهی را از انسان سلب کند یا در خدمت منافع فرد یا گروهی خاص قرار دهد و ملت این حق خداداد را از طُرقی که در اصول بعد می آید اعمال می کند."

نکته ی دامنه : خیلی روشن است، نیازی به نکته ی دامنه نیست. کافی ست واژه واژه های این اصل را دقیق بخوانیم، بآسانی درخواهیم یافت که معنی "هیچ کس نمی تواند این حق الهی را از انسان سلب کند" یعنی چه. آری حق الهی ملّت، نه قیّم بودن قشری خاص و یا فردی خاص و یا جناحی خاص و یا بدتر از همه باندی خاص.

سه‌شنبه ۳۱ فروردین ۱۳٩٥ ، ٩:۳٥ ‎ق.ظ

پست 2074 : به قلم حجت الاسلام شفیعی مازندرانی 61 : دامنه : به نام خدا. غزل سیاسی منطقه ای زیر، از سروده های استاد شفیعی مازندرانی که اشاره دارد به آنچه در سوریه می گذرد از سوی ایشان به تلگرام دامنه ارسال شده است. ضمن سلام و سپاس، آن را از ذهن عبور می دهیم و بر روی آن تامّل می کنیم که "چرا اینچنین است برادر":

"بیاد شهدای حرم : وقاتلوهم حتی ،لاتکون فتنه (  بقره   193)

آفرین ، بر غرش طوفنده ی پای جهاد
حبذا ، دلدادگان عرش اعلای جهاد
هر کجا  دشمن کمین کرده است آن جا جبهه ،است
هان ، تفاوت  نیست اندر کوی و صحرای جهاد
در دیار مرز ، یا درداخل  و خارج ، چه باک
هر کجا گرک ، است آن جا  شیر  را نای جهاد
  دلبر  غایب نما   یار  است  ما را هر گذر
نائبش از  سوی او ما را است    ،  مولای جهاد
در دفاع  ، از خط و فرهنگ و حریم اهلبیت
با یدی ، با سر دویدن با تمنای جهاد
قاتلوهم  ،گفته ی عرش است  در مکتوب عشق
ای شفیعی ، خوان  تو منشور تجلای جهاد
سه‌شنبه ۳۱ فروردین ۱۳٩٥ ، ٩:٢٥ ‎ق.ظ

پست 2073 : به انتخاب دامنه. 130. به نام خدا. از صفحه ی 388 کتاب مهم قرآن شناسی. اثر مرحوم محمدمهدی فولادوند، مترجم ممتاز قرآن کریم، این لیف را هدیه ی روح دامنه خوانان نیک اندیش می کنم: حضرت عیسی سلام الله علیه فرمود: "اگر به آنچه دانی عمل کنی، خداوند آنچه را ندانی به تو خواهد آموخت"

کی عمل کردی بدان چه خوانده ای؟

تو در آنچه خوانده ای، وامانده ای

و دامنه می افزاید: الهی عذر، گهگاهی هستیم هوایی. عکس ارسالی مهندس محمد عبدی به دامنه

دوشنبه ۳٠ فروردین ۱۳٩٥ ، ٧:٥٥ ‎ق.ظ

پست 2072 : به نشر دامنه : به نام خدا. دامنه حرف های دیروز یکشنبه 29 فروردین 1395 آیت الله اکبر هاشمی رفسنجانی را در باره ی نقش رای مردم در اسلام، خواندنی یافت که عینا" می آورم: 

"آیت‌ا... هاشمی‌رفسنجانی، اهانت به رقبا و زیر پا گذاشتن قانون را بخشی از نبایدهای انتخابات در جمهوری اسلامی دانست و گفت: باید برای رفع این عیب تلاش کنیم که انقلاب اسلامی، برای عزت مردم و کشور ایران، گسترش تعالیم مکتب اهل بیت (ع) و تقویت مکارم اخلاق اسلامی و انسانی بود. ایشان با بیان این جمله که «این انتخابات درس‌های زیادی داشت»، گفت: یکی از نکات غم‌انگیز این انتخابات، تلاش بعضی از معمّرین برای تخریب رقبای  انتخاباتی بود که اگر جوانان نمی‌دانستند، خودشان می‌دانستند که دارند دروغ می‌گویند. ایشان حضرت علی (ع) را قرآن ناطق توصیف کرد و با بیان تاریخچه جمع‌آوری قرآن در صدر اسلام، به قرآن منسوب به آن امام همام اشاره کرد و گفت: چنان شخصیتی که عزیز پیامبر (ص) و مسلمانان بود، پس از ماجرای غدیر و اتفاقات پس از رحلت نبوی، در گفتار و رفتار بر رأی و نظر مردم تاکید می‌کردند. آیت‌ا... هاشمی‌رفسنجانی با بیان این جمله که «حضرت علی راستگوترین انسان تاریخ است»، گفت: گفتار ایشان در نهج‌البلاغه و سیره ایشان در تاریخ نشان از توجه عمیق به آرای مردم دارد. رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام با تاکید بر این جمله که «اسلام آمده تا روز قیامت، مردم را هدایت کند»، گفت: بهترین راه برای فهم تعالیم اسلام و قرآن در شرایط فعلی که ۱۴۰۰ سال از آن گذشته، اجتهاد به عنوان مکمّل خاتمیت دین اسلام است. ایشان با اشاره به برنامه‌های امام راحل به عنوان مجتهدی آگاه و فقیهی سیاسی، برای مبارزه با طاغوت، گفت: ایشان براساس تعالیم امام علی(ع) همواره بر نقش مردم در همه مقاطع انقلاب اسلامی تاکید می‌کرد که با وجود منصب آسمانی ولایت، براساس وصیت نبوی، وقتی مردم را آنگونه دید، کارها را به خودشان واگذار کرد و مشغول کشاورزی شد که آثارش در منطقه ینبع عربستان برقرار است.( منبع : اینجا )

دوشنبه ۳٠ فروردین ۱۳٩٥ ، ٧:۳٥ ‎ق.ظ

پست 2070 : به نشر دامنه : به نام خدا. دامنه این تحلیل کامبیز نوروزی حقوقدان مشهور کشور در باره ی اقدام شورای نگهبان در مورد مینو خالقی منتخب مردم اصفهان را خواندنی و مهم می داند. متن تحلیل حقوقی وی بی آن که دامنه دچار پیش داوری شود، صرفا" جهت مزید اطلاع دامنه خوانان ارجمند، عینا" بی هیچ دخل و ترفی منتشر می شود:

"اقدام شورای نگهبان در ردصلاحیت مینو خالقی (منتخب مردم اصفهان برای نمایندگی در مجلس شورای اسلامی) به دلایل متعدد از نظر حقوقی قویا محل بحث است؛ یکی اینکه حدود اختیارات و صلاحیت اشخاص حقوقی حقوق عمومی، از جمله تمامی دستگاه‌های حکومتی، محدود به موارد مصرح قانونی است. اشخاص حقوقی برخلاف اشخاص حقیقی، مشمول اصل اباحه نیستند. اشخاص حقیقی بنا بر اصل اباحه می‌توانند همه‌کار انجام دهند مگر مواردی را که  شرع یا قانون ممنوع کرده است. بنابراین در اشخاص حقیقی، سکوت قانون و شرع، حمل بر جواز می‌شود. یعنی قانونا و شرعا می‌توانند آن کارها را انجام دهند. اما اشخاص حقوقی و خاصه دستگاه‌های حکومتی فقط مجاز به انجام کارهایی هستند که قانون به آنها اجازه داده است و هرگاه چنین اجازاتی در قانون داده نشده باشد، به معنای آن است که نمی‌توانند آن کارها را انجام دهند و در نتیجه در اشخاص حقوقی، سکوت قانون، حمل بر منع باید بشود. مقنن به شورای نگهبان اجازه نداده است پس از انتخابات در مورد صلاحیت نامزدها تصمیم دیگری بگیرد غیر از آنچه در مراحل قبلی گرفته است. دلیل دیگر اینکه اگر قائل به این باشیم که شورای نگهبان بعد از پایان مراحل رسیدگی به صلاحیت‌ها، باز هم مجاز به ورود به موضوع صلاحیت است و می‌تواند تصمیم خود را عوض کند، تالی فاسدش این است که برای این اختیار هیچ حد یقف و مرز و پایان زمانی نمی‌توان قائل شد. خصوصا اینکه عدم صلاحیت، یا امر حادث است یا امر مکشوف. هر زمان ممکن است فساد کسی در گذشته کشف شود، یا مرتکب فعلی شود که موجب صدق عنوان عدم صلاحیت باشد. حال اگر شورای نگهبان اختیار داشته باشد بعد از طی تمام مراحل راجع به اعلام تصمیم در مورد صلاحیت یک داوطلب، اختیاراتش در این مورد استمرار یابد، نتیجه‌اش این است که نه‌فقط در زمان رأی‌گیری و بعد از اعلام نتیجه رأی‌گیری، بلکه حتی در مدت نمایندگی باز هم شورای نگهبان می‌تواند به ادعای کشف فساد یا ارتکاب فساد، به عدم صلاحیت آن داوطلب یا نماینده نظر دهد. چنین تفسیری علاوه بر اینکه از پایه با حقوق اساسی ملت مغایرت محض دارد موجب این است که تمام انتخابات و قوانین و مقررات انتخاباتی- حتی انتخابات ریاست‌جمهوری- به چیزی لغو و بیهوده بدل شود زیرا نهایتا شورای نگهبان این اختیار را خواهد داشت که در زمان رأی‌گیری یا پس از آن با اعلام عدم صلاحیت یک نامزد، رأسا بخش مهمی از وقایع و رقابت انتخاباتی را که وفق قانون رخ داده‌اند، منتفی و بی‌اثر کند. در اینجا می‌گوییم چنین تفسیری در مورد حدود اختیارات شورای نگهبان به استناد یکی دیگر از بدیهی‌ترین اصول حقوقی مردود است زیرا این تفسیر اولا باعث می‌شود مفهوم انتخابات در کشور کلا از بین برود. بقیه در ادامه ی مطلب


ادامۀ مطلب
دوشنبه ۳٠ فروردین ۱۳٩٥ ، ٧:٢٥ ‎ق.ظ

پست 2069 به قلم حجت الاسلام شفیعی مازندرانی 59 : دامنه : به نام خدا. استاد شفیعی مازندرانی متن سروده ی وصفیه در اوصاف حضرت امام جواد (ع) را دیشب به تلگرامم ارسال کردند. ضمن سلام و سپاس و تبریک این میلاد فرخنده، تقدیم می شود:

"میلاد  خورشید  : طلوع  جواد  الامه ( ع )

گه ی میلاد صهبای سداد است
که  باز  اینک زحق ، باب المراد است
گل ، افشان کن ، سرای سینه ی  خویش
درخشان ، چهر زیبای  جواد ، است
چه ، خوشنود است بابای رئوفش
دل آن دیده ، در  ره ،شاد و شاد است
بزن ،دستی ، به  دامان کریمش
که  در باز است  و الطافش  زیاد  است
شفیعی ، هر چه ،خواهی      ،    دست ، پیش آر
کرم ، دراین  ،     صف و سو خانه زاد است
دوشنبه ۳٠ فروردین ۱۳٩٥ ، ٧:۱٥ ‎ق.ظ

پست 2068 : به قلم حجت الاسلام شفیعی مازندرانی 60 : دامنه: به نام خدا. استاد شفیعی مازندرانی شعر زیر را دیشب به تلگرامم ارسال کردند. ضمن سلام و سپاس تقدیم می شود:

"میلاد سید  الاتقیا امام خامنه ای ( 29 فروردین )   ادام الله ظله ،  گرامی باد. بگو  او کیست ؟

بگو ، او  کیست؟ اندر روزگارم
فروغ حیدر و زهرا عیارم
ز آل البیت مفضال مکرم
محمد (ص)، خوی  هر کوی دیارم
حکیم و عدل  گستر، عرش آوا
فقیه ژرف اندیش و مسیحا
فلاطن ، کو، سیاست  را از این حق
بیاموزد پی تدبیر  دنیا
بگو او  کیست ،؟ استکبار  عالم
فقط از حکم او لرزان ، به هر دم
همه ،مستضعفان را نور چشمان
دل مستکبران  از او پر  از غم
بگو  او سیدی ، از آل طاها است
خمینی را یکی ، تفسیر و مجلا است
علی ، نامش ، لقب  او را حسینی
همی ، خامنه ای، معروف دنیا است
شفیعی، گو جهان سالار ما اوست
زعیم برتر و مینار  ما  اوست
خدایا جاودان  دارش ، در این در
که کشتیبان حق پرگار ما     ااو است

دوشنبه ۳٠ فروردین ۱۳٩٥ ، ٧:٠٥ ‎ق.ظ

پست 2067 : به ذوق دامنه : 36. به نام خدا. "خودِ" انسان پیری ندارد و مرگ هرگز بر "خود"راه ندارد... این فقط اضافه هاست که پیر می شود نه آن "خود" وجودی انسان. (برداشت آزاد دامنه از کتاب مهم قرآن شناسی اثر مرحوم محمدمهدی فولادوند، مترجم ممتاز قرآن. صفحه ی 451)

یکشنبه ٢٩ فروردین ۱۳٩٥ ، ۱٢:٠٥ ‎ب.ظ

پست 2066 : به تنظیم دامنه : 24. به نام خدا. در آیه ی 61 سوره ی مبارکه زُمر نکته ای بسیار امیدبخش آمده است که تدبّر و ایمان به آن می طلبد: وَیُنَجِّی اللَّهُ الَّذِینَ اتَّقَوا بِمَفَازَتِهِمْ لَا یَمَسُّهُمُ السُّوءُ وَلَا هُمْ یَحْزَنُونَ: و خدا کسانى را که تقوا پیشه کرده ‏اند به [پاس] کارهایى که مایه ی رستگارى‏ شان بوده نجات مى‏ دهد، عذاب به آنان نمى ‏رسد و غمگین نخواهند گردید.

تفسیر مرحوم علامه طباطبایی در المیزان : "ظـاهـرا کلمه مَفازَه مصدر میمى از فوز به معناى رستگارى باشد که عبارت مى شود از ظفر یافتن و رسیدن به هدف. و حرف باء که بر سر این کلمه در آمده باى مـلابـست و یا سببیّت است، پس فوزى که خدا حکم آن را برایشان رانده، سبب نجات ایشان است. و جـمـله لَا یَمَسُّهُمُ...، بیان این نجات دادن است، گویا فرموده: خداوند نجاتشان مى دهـد، و دیـگـر نـه از خـارج بـدى و نـامـلایـمـى بـه ایـشان مى رسد و نه ازدرون اندوهى آزارشان مى دهد."

یکشنبه ٢٩ فروردین ۱۳٩٥ ، ۱۱:٥٥ ‎ق.ظ

پست 2065 : به قلم حجت الاسلام شفیعی مازندرانی 57 : دامنه: سروده ی زیر دیشب توسط استاد شفیعی مازندرانی به تلگرامم ارسال شد. ضمن سلام و سپاس تقدیم می شود: "مولود کعبه: قال رسول الله: مَن ماتَ وَ لَم یَعرف امام زمانه ماتَ میتَة الجاهلیه:

کعبه: آن، قبله گاه آل ادب
جام عشق و  وفا عبادت ربّ
هر کسی ،هر کجاست، گاه نماز
سوی این خانه، می کند آغاز
اندر این خانه، خانه زاد، نشد
کس، در این بیت حق، مراد  نشد
جز، علی، آن امام  لَم یَزلی
آن که بر ما سوا یگانه، ولی
یعنی، بی حُبّ او عبادت ها
نیست مقبول درگه ی  الله 
هر زمانی، برای خلق، علی است
آفتاب دل و به قلب، ولی است
بقیه در ادامه ی مطلب

ادامۀ مطلب
یکشنبه ٢٩ فروردین ۱۳٩٥ ، ۱۱:۱٥ ‎ق.ظ

پست 2064 : به نشر دامنه : ( دامنه : به نام خدا. نامه ی دکتر علی مطهری به آیة الله شیخ احمد جنتی دبیر شورای نگهبان در مورد ابطال آرای مینو خالقی منتخب شهر اصفهان خواندنی ست. متن گزارش این نامه بی آن که دامنه پیش داوری کند، بی دخل و تصرف عینا" می آید: )

"علی مطهری، نماینده مجلس نهم و منتخب مجلس دهم، طی نامه‌ای به آیت‌الله جنتی، دبیر شورای نگهبان، نکاتی را درباره ابطال آرای مینو خالقی، منتخب مردم اصفهان، مطرح کرد. شورای نگهبان، بعد از برگزاری انتخابات و قرارگرفتن مینو خالقی در جایگاه سوم اصفهان، او را به دلیل آنچه «رسیدن مستندات جدید» اعلام شده، از فهرست منتخبان مردم حذف کرده است. اما علی مطهری معتقد است که نباید به‌سادگی از کنار این مسئله گذشت، چراکه اگر این رویه باب شود، بعد از این حتی شورای نگهبان می‌تواند یک رئیس‌جمهور را بعد از انتخاب‌شدن، حذف کند. علی مطهری در نامه خود به آیت‌الله جنتی که روز گذشته پایگاه خبری «عصر ایران» آن را منتشر کرده، آورده است: «موضوع حذف خانم مینو خالقی، از منتخبان اصفهان، در انتخابات مجلس شورای اسلامی مسئله‌ای نیست که بتوان به‌سادگی از کنار آن گذشت. اگر این رویه در کشور باب شود که پس از تأیید صلاحیت یک کاندیدا و رأی مردم در یک انتخابات سالم، آن منتخب به این بهانه که مدارک جدیدی به دست ما رسیده و نظر ما درباره صلاحیت او تغییر کرده است حذف شود، این امر می‌تواند مستند شورای نگهبان در آینده واقع شود و منتخبان زیادی از جمله یک کاندیدای ریاست‌جمهوری را پس از انتخاب مردم و رأی مثلا ٣٠ میلیونی حذف کند».
مجلس باید وزیر کشور را استیضاح کند. مطهری در ادامه نامه دیروز خود با تأکید بر اینکه «قطعا نظارت استصوابی را عقلا و قانونا این مقدار نمی‌توان توسعه داد»، آورده است: «به همین جهت قانون‌گذار تصمیم‌گیری درباره این موضوع را در‌خصوص منتخبان مجلس به نمایندگان ملت ارجاع داده است که اگر پس از انتخاب مردم، مدارک جدیدی درباره یک منتخب ارائه شد، این مدارک در فرایند تأیید اعتبارنامه‌ها توسط مجلس مورد بررسی قرار گیرد؛ یعنی اگر باید منتخبی حذف شود، این کار باید با نظر مجلس که نماینده ملت است انجام شود تا احترام به رأی مردم محفوظ بماند. اینکه بگوییم چون ما می‌دانیم مجلس دهم اعتبارنامه او را رد نمی‌کند پس ما او را حذف می‌کنیم، منطق درستی نیست». اما این نماینده مردم پس از بیان انتقاد خود از نحوه برخورد شورای نگهبان با ماجرا، به مسئولیت وزارت کشور نیز اشاره کرده و نوشته است: «در اینجا وزارت کشور نیز مسئولیت سنگینی دارد. ماده ٧٣ قانون انتخابات مجلس می‌گوید: «صدور اعتبارنامه منتخبین موکول به عدم ابطال انتخابات از طرف شورای نگهبان می‌باشد و شورای نگهبان در اسرع‌وقت نظر خود را درباره انتخابات اعلام می‌نماید و وزارت کشور موظف است بلافاصله دستور صدور اعتبارنامه را بدهد». با توجه به اینکه انتخابات حوزه اصفهان از طرف هیأت نظارت استان و طبعا شورای نگهبان تأیید شده است وزارت کشور وظیفه دارد اعتبارنامه خانم خالقی را صادر کند، در غیر این صورت مجلس باید وزیر کشور را به دلیل دفاع‌نکردن از حقوق ملت و تسلیم‌شدن در برابر یک رویه غیرقانونی که کیان جمهوری اسلامی را تهدید می‌کند، استیضاح کند».
انتقاد از شیوه ردصلاحیت‌ها. فراز پایانی نامه علی مطهری به آیت‌الله جنتی هم به دو نکته مهم اشاره دارد. او ابتدا نفس ابطال رأی یکی از پنج منتخب اصفهان و استناد شورای نگهبان به تصاویر زندگی خصوصی او را مورد انتقاد قرار داده و نوشته است: «اگر شورای نگهبان انتخابات حوزه اصفهان را ابطال کرده پس چرا فقط خانم خالقی را حذف کرده است و سایر منتخبان باقی مانده‌‌اند؛ و اگر می‌گوید صلاحیت این یک نفر پس از انتخاب سالم مردم به دلیل وصول مدارک جدید رد شده است، پاسخ این است که قانون‌گذار تصمیم‌گیری درباره این موضوع را به‌خاطر احترام به رأی مردم به مجلس واگذار کرده است. مطلب آخر اینکه تجسّس در زندگی مردم آن هم درباره یک زن و بی‌توجهی به آبروی مؤمن از نظر اسلام مذموم است. اینکه رقبای یک کاندیدا که فکر نمی‌کردند او رأی بیاورد، پس از اقبال مردم به وی و انتخاب او مدارکی از زندگی خصوصی وی ارائه کنند، زیبنده نظام جمهوری اسلامی نیست. فرضا آن منتخب، اشتباهی در زندگی خود کرده ولی سیره او یک سیره اسلامی است آیا باید ردصلاحیت شود، آن هم بعد از اتمام فرصت بررسی صلاحیت‌ها و رأی مردم؟ آیا اعضای محترم شورای نگهبان خود در زندگی خویش اشتباهی مرتکب نشده‌اند؟ از جناب‌عالی که دلسوز انقلاب اسلامی هستید می‌خواهم که اجازه ندهید این رویه سوء در جمهوری اسلامی باب شود زیرا علاوه بر نادیده‌گرفتن حق انتخاب‌کنندگان، ظلمی است به منتخب حذف‌شده». دومین نکته‌ای که مطهری در فراز پایانی نامه‌اش مورد اشاره قرار داده، کل ردصلاحیت‌هاست و مطهری در این‌باره، خطاب به آیت‌الله جنتی نوشته است: «اصولا برای ردصلاحیت‌ها در آینده باید یک فکر اساسی شود تا تناقض‌هایی در جامعه به وجود نیاید. مثلا جناب آقای افشین علا که رهبر انقلاب درباره ایشان می‌نویسند «من شما را شاعر انقلاب می‌دانم» و در دیدار عیدانه با محبت فراوان از او تقدیر می‌کنند چرا ردصلاحیت شد؟ آیا این امر یک منطق دوگانه را در ذهن مردم تداعی نمی‌کند؟» بقیه در ادامه ی مطلب

                                

 علی مطهری                                           مینو خالقی         


ادامۀ مطلب
شنبه ٢۸ فروردین ۱۳٩٥ ، ۱:٥٥ ‎ب.ظ

پست 2063 : به انتخاب دامنه : به نام خدا. امام علی (ع) در خطبه ی 144 نهج البلاغه نکات بسیار مهمی را مطرح نمودند که 4 نکته آن را به اختصار و با برداشت آزاد می آورم: فلسفه ی بعثت انبیا این است "تا استدلالی یا جای عذری برای کسی باقی نماند." در ادامه ی خطبه، آن امام هُمام فرمودند:  "خدا ما اهل بیت پیامبر را بالا آورده" و نیز هشدار دادند: "خداوند از درون بندگان پرده برمی گیرد." و در نهایت به برخی از انسان های گمراه اشاره کردند و گفتند اینان "برای به دست آوردن حرام، یورش آورده یکدیگر را پس زدند."

شنبه ٢۸ فروردین ۱۳٩٥ ، ۸:٠٥ ‎ق.ظ

پست 2062 : به قلم دامنه. به نام خدا. او جناب حجت الاسلام شیخ موسی چلوئی دارابی ست. بالامحله ایی. از خانواده ایی مذهبی که در خاندان نَسَبی و سببَی ایشان چند روحانی وجود داشت و دارد که هر کدام را به مرور در دامنه معرفی خواهم نمود.

وی فردی بااخلاق، خوش برخورد و تیزفهم و هوشمند است. مدتی مدید در قم تلمّذ می نمود و زندگی می کرد که چند سالی ست به دلیل حضورش در مراکز نیروهای مسلّح، در محل ساکن شده است. دامنه با ایشان رابطه ی صمیمی دورادوری دارد و از او همواره به نیکی یاد کرده و می کند. در برخی از منابر وی حضور داشتم. خوش طبع سخن می راند. در جامعه نزاکت رفتاری دارد و در زیّ طلبگی، چارچوب های دینی و عرفی و اخلاقی را مراعات می کند.

بر او سلام دارم و آرزوی توفیق و زیستن در ظلّ خدای متعال و نیز پرتلاش و موفق ماندن در زیر چتر آقا امام زمان (عج).

حجت الاسلام شیخ موسی دارابی. ارسالی جناب یک دوست. 26 فروردین 1395. پایین تکیه دارابکلا


ادامۀ مطلب
شنبه ٢۸ فروردین ۱۳٩٥ ، ٧:٥٥ ‎ق.ظ

پست 2061 : به بازنشر دامنه. به نام خدا. وقتی این دو تصویر بسیار دل انگیز روستای کوهپایه ای مَرَس را در وبلاگ خوب و بسیار فعال جناب حاج حسین رنگین کمان، یعنی در این پست: اینجا 

شنبه ٢۸ فروردین ۱۳٩٥ ، ٧:٤٥ ‎ق.ظ

پست 2060 : به قلم حجت الاسلام شیخ مالک رجبی دارابی 48 :"سلام علیکم .جناب آقا ابراهیم ممنونم ازاینکه مارا بااین نوشتاری که در ارتباط بافوت استاد اخلاقم  که درطی 3سال ازسال 1373 الی 1375 درخدمتشان بودم وبهره بردم درمشهدمقدس مدرسه علمیه ایشا ن که معروف به مدرسه موسوی نژاد بود حرف اول را می زد ازنظر علمی ونظم واهمیت به درس مخصوصا فقه واصول زبانزدبود خودش شخصیت وارسته وعارف وساکت وبسیا ر باسواد بود واساتید وطلاب مدرسه اش همه درست حسابی بودند وهر طلبه ایی راقبول نمی کردند طلبه ایی که در درس شُل وول بود واهمیت نمی داد قبول نمی کرد درهرصورت خدا رحمت کند برایش حتما فاتحه می خوانم"

توضیح دامنه : به نام خدا. سلام و سپاس. اشاره ی جنای شیخ مالک به پست 2049 به قلم دامنه یعنی اینجاست در باره ی درگذشت استاد فقه و اخلاق حوزه ی علمیه مشهد، مرحوم آیة الله سیدمحمد موسوی نژاد)

شنبه ٢۸ فروردین ۱۳٩٥ ، ٧:۳٥ ‎ق.ظ

پست 2059 : به قلم حجت الاسلام شیخ مالک رجبی دارابی 47 : "بسم الله الرحمن الرحیم. جواب تسلیت .سلام علیکم برادربزرگوار وزحمتکش جناب آقاابراهیم ازاینکه ماراهمیشه مورد لطف ومحبت خودت قرارمیدهید واقعاتشکرمیکنم خداپدرومادر ودیگر اموات شمارا رحمت کند مارا دعا کنید.

سلام علیکم .استاد عزیز وشریف وارجمندم حجت الاسلام دکتر حاج آقا شفیعی مازندرانی از اینکه مارا مورد تفقد قراردادید صمیمانه سپاسگزارم .خدا تک تک اموات شما رارحمت کند وسایه ای شمارا برسر ما مستدام بدارد ومارااز دعای خیرتان بی نصیب مفرمائید.

سلام علیکم خطیب شهیر ،ارجمند،تواناحجت الاسلام دکتر حاج آقا سید حسین شفیعی دارابی ازبیانات فصیح وشیوای شما درسومین روز جوان رنجدیده مرحوم تازه گذشته واخوی اینجانب آقا محمد جواد رجبی استفاده عالی بردیم ازاینکه ازقم زحمت کشیدید ومجلس مارا باقدومتان مزین کردید تقدیر وتشکر می کنم ودراین ماه رجب از شماالتماس دعای مخصوص دارم  وخدا پدرومادرشماراودیگر اموات شمارا بیامرزد.

سلام علیکم .جناب آقا حمیدرضا طالبی دوست قدیمی ازاینکه هم درمجلس جهت بیان تسلیت تشریف آوردی وهم عکس گرفتی و برای جناب دامنه ارسال نمودی برای شماآرزوی سلامتی وعمرطولانی ازخدای تبارک وتعالی مسئلت دارم هروقت دلت شکست برایم دعاکن.

سلام علیکم .جناب حاج حسین مسئول سایت رنگین کما ن ازاینکه جهت تسلی خاطر قدم رنجه نمودید وماراموردتوجه قراردادی وروح جناب آقامحمد جواد راشاد نمودید خیلی انر ژی گرفتیم برای موفقیت شما دعامی کنم شماهم دردعاکردن نسبت بماجدی باشید. ارادتمند همه ای شما مالک. 1395/1/27. هشتم ماه رجب 1437 هجری قمری عازم قم هستم داخل ماشین نوشته شد."

پاسخ دامنه : به نام خدا. سلام جناب حجة الاسلام شیخ مالک رجبی دارابی. انتشار پست 2051 به قلم دامنه، وظیفه ی دینی، انسانی و نیز اَدای دوستی من با شما بود. و انتشار پست 2055 نوشته ی استاد شفیعی مازندرانی نیز حسَب اَدای تکلیف دامنه بود. روح برادر شما  همواره شاد و شما نیز در سایه ی عنایات حضرت باری تعالی، سالم و تندرست، سرباز فقهی امام زمان (عج) باقی بمانید.

شنبه ٢۸ فروردین ۱۳٩٥ ، ٧:٢٥ ‎ق.ظ

پست 2058 : به قلم آسید علی اصغر شفیعی دارابی 39 : (دامنه : به نام خدا. عصر امروز جمعه 27 فروردین 1395 آسید علی اصغر شفیعی دارابی، به پست 2057 دامنه یعنی اینجا که  به یُمن سرآغازیدن بازنشستگی اش با الفبای قلبم نوشته ام، متن زیر را به تلگرامم ارسال کردند. ضمن سلام و سپاس و تبریک به ایشان، عینا" طبق خواسته ی اکیدش منتشر می کنم؛ گرچه خودم را همچنان همان یارِ غار و رفیق خاکی اش می دانم و وی را بزرگ خویش می شمارم: )

"به نام خدای مهربان. سلام. روحم به من پند داد، پس به من آموخت صداهایی را بشنوم که زبان ها آن را متولد می کنند؛ نه حنجره هایی که آن را ناله می کنند. اما قبل از اینکه جانم به من پند دهد، گوش هایم بیمار بودند. چیزی غیر از سر و صدا و هیاهو را درک نمی کردند. اما اینک در آرامش می نشینم. پس می شنوم صدای آن را که نغمه های زمان را می سُراید و ستایش فضا را می خواند و رازهای غیبی را آشکار می کند‌. استاد و بزرگم آقاابراهیم، مرا ذیل بزرگی خویش بُرده تا دوباره در کوره ی داغ ایشان آبدیده شوم. شرمسارم نمود و بر من منّت نهاد و ترانه بهاریش را فراگرفتم و یاد شعر حافظ را تازه نمودم که:
بلبل از فیض گل آموخت سخن ور نه نبود
این همه قول و غزل تَعبیه در منقارش
بنابراین همچون گذشته مرعوب آموزش هستم؛ فرامی گیرم، فرامی آموزم. و می آموزم و می آموزم‌... . رستگار باشید..

پاسخ دامنه : به نام خدا. سلام و اسلام و ایمان و احسان؛ این است آموزه ی هر دومان. تو مرعوب نیستی آسید که مرغوبی. از همان غزل حافظ که تو آسید از بیت 4 بر من آوردی، من نیز از همان غزل، بیت نخستش را بر تو می آورم:

فکر بلبل همه آن است که گُل شد یارش

گُل در اندیشه که چون عِشوه کند در کارش

آسید و دامنه  10 فروردین 1394 دارابکلا. ببَرخاسه

جمعه ٢٧ فروردین ۱۳٩٥ ، ٤:٠٥ ‎ب.ظ

به قلم  دامنه

پست 2057: به نام خدا. سیدعلی اصغر شفیعی دارابی کیست؟ زاده ی 1342 دارابکلاست؛ از پدری سادات و صاف، با مادری وناجمی که او هم ساده و صاف. از بدو تولد طعمِ تلخ نداشتی ها را عمیقا" چشیده است اما عزّت دینی و عرفی اش را هرگز نفروخته است. طبع خاکی اش ریشه در خاندانی بی غلّ و غش داشت و خود با غیوری و دین ورزی بر هر پلشتی سخت، دیده ای پُر اَخم و تَخم گذاشت. دهه ی پنجاه، او و من در حیاط وسیع خانه ی پر سخاوت عمه ام، مرحومه کل رضیّه طالبی، همپیوند قلبی شدیم و در اَوان انقلاب اسلامی جوش دلی خوردیم و میان مان دوستی از نوع برادری پدیدار شد و هزاران خاطره بر ورق ورق های زندگی مان سبز و سرخ شد و هرگز به زردی نگرایید.

هم بحث ترین رفیق همیم. همرزم نیز بوده ایم. نیز حتی همسنگر و نیز هم چادر و هم بند در جبهه و جهاد و نیز هم غار و هم یار. من او را بزرگم می دانم و او با آن همه دلصافی و بی کینگی اش مرا بزرگ! خویش می خواند. برای هم کتاب مفصلّیم. فصل فصل های زندگی مان بی هم تا نشد و لا نخورد. بیت او آشیانه ی منه؛ خانه ی من ماوای اوست. رازهای بین مان به امانت است تا به قیامت. دوست هم مانده ایم، هم عقیده. مستقل و غیروابسته. دین را آیین وجودمان می دانیم و راه انبیا و امامان را، راه قطعی بشر می خوانیم. بر مکتب امام خمینی راه می پوییم و به نظام جمهوری اسلامی ایران امیدِ اتصال به حضرت انتظار(عج) بسته ایم. ولایت فقیه را گفتمان حقیقی پیوست به نظریه امامت می دانیم.

و من بیش از این نمی گویم که خسته ی تان نکنم. فقط یاد یوسف مزارمان را بیاورم که گره تسبیح مان بوده و هست، تا یوسف روحم را در وجودم همیشه، تر و تازه داشته باشم. بربازنشستگی آسید پس از سی سال خدمت و خدمات و حسَنات، شادباشی مُبتهجانه می  فرستم. و در آخر تاکید می کنم: هیچ روزی را بی سلام به آفتاب شرقی حضرت آقا امام رضا علیه السّلام شب نکنند و آن دل غوغایی شان را از کربلای معلّا برنگردانند. گواهی می دهم او مومن بوده و هست و ان شاء الله به یقین مومن خواهد ماند. و این آیه ی 10 سوره ی مبارکه ی حُجرات را از جان و دل هدیه اش می کنم: إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُوا بَیْنَ أَخَوَیْکُمْ وَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّکُمْ تُرْحَمُونَ. در حقیقت مؤمنان با هم برادرند، پس میان برادرانتان را سازش دهید و از خدا پَروا بدارید، امید که مورد رحمت قرار گیرید.

آری، او و دامنه هر دو، بازنشسته و با دلی شسته و رُوفته، سر بر سر هم می دهند، ولی سر به سر هم نمی گذارن!

آسید و دامنه دو یار غار در 1382 در زیر تپه ی باجگیرون دارابکلا

در تکیه ی دارابکلا بزرگ شده ایم. ما مقتدای مان امام حسین (ع) است. به عاشورا تکیه داده ایم، تا نلغزیم. همین. عکس ماه محرّم سال 1392

جمعه ٢٧ فروردین ۱۳٩٥ ، ۱۱:٥٥ ‎ق.ظ

پست 2056 : به قلم آسید علی اصغر شفیعی دارابی 38 : (دامنه: این متن امروز از آسید برای چاپ و انتشار در دامنه به تلگرامم ارسال شد. ضمن سلام و سپاس از ایشان، با هم آن را که مضامین مهمی دارد، می خوانیم: )
"اگر یک جلد کتاب بخوانید ممکن است به کتاب خواندن علاقه مند شوید.
اگر دو جلد کتاب بخوانید حتما به کتاب خواندن علاقه مند می شوید.
اگر سه جلد کتاب بخوانید به فکر فرو می روید.
اگر چهار جلد کتاب بخوانید در خلوت با خودتان حرف می زنید.
اگر پنج جلد کتاب بخوانید سیاهی ها را سفید و سفیدی ها را سیاه می بینید.
اگر شش جلد کتاب بخوانید نسبت به خیلی عقاید و نظرات بی باور میشوید و به توده های مردم و باورهایشان خشم می گیرید.
اگر هفت جلد کتاب بخوانید کم کم عقاید و نظرات جدید پیدا می کنید.
اگر هشت جلد کتاب بخوانید در مورد عقاید جدیدتان با دیگران بحث می کنید.
اگر نه جلد کتاب بخوانید در بحث ها یتان کار به مجادله می کشد.
اگر ده جلد کتاب بخوانید کم کم یاد می گیرید که با کسانی که کمتر از ده جلد کتاب خوانده اند بحث نکنید.
اگر صد جلد کتاب بخوانید دیگر با کسی بحث نمی کنید و سکوت پیشه می گیرید.
اگر هزار جلد کتاب بخوانید آن وقت است که یاد گرفته اید دیگر تحت تاثیر مکتوبات قرار نگیرید و با مهربانی در کنار دیگر مردمان زندگی می کنید و اگر کمکی از دستتان بر بیاید در حق دیگران و جامعه انجام میدهید و در فرصت مناسب سراغ کتاب هزار و یکم می روید. (برگرفته از فیسبوک حوره کتاب)
جمعه ٢٧ فروردین ۱۳٩٥ ، ۱۱:۱٥ ‎ق.ظ

پست 2055 : به قلم حجت الاسلام شفیعی مازندرانی 56 : (دامنه: به نام خدا. دو متن تسلیت به جناب شیخ مالک رجبی دارابی و تبریک به جناب تقی آهنگر دارابی از استاد شفیعی مازندرانی به تلگرام دامنه ارسال شد که عینا" می آید: )

"جناب حجه الاسلام و المسلمین حاح شیخ مالک رجبی : در گذشت اخوی گرامی  را به حضرتعالی  و ابوی و بیت مکرمه تسلیت می گوئیم"

"با سلام : درخشش بیشتر برادر عزیزم حاج محمد تقی آهنگری :در امور تربیتی در سطح کشوری :و درعرصه های برازندگی دیگر را همواره :از خدا :آرزومندم"

          

جناب تقی آهنگر دارابی. (عکس از رنگین کمان) و جناب حجة الاسلام شیخ مالک رجبی دارابی

جمعه ٢٧ فروردین ۱۳٩٥ ، ۱۱:٠٥ ‎ق.ظ

پست 2054 : به قلم حجت الاسلام شفیعی مازندرانی 55 : "چیستی تقوی: قال علی ( ع ) :علیک بالتقی ،فانه خلق الانبیا (غررالحکم ):

گفت استاد ای نکو خویان
کیست ،در دیده ، بهترین انسان
داد پاسخ یکی  ،در این گردون
آن که خوش قامت است و نیک بیان
دیگری ،گفت : آن که نیکو چشم
سومی گفت :آن هنر سامان
خود ،دو لیوان ، نشان آنان داد
جالب و نیک ظاهر و الوان
در یکی آب بود و دیگر ،زهر
ظاهر هر دو خوش نما، خوش، جان
گفت زین دو کدام نیکو تر ؟
دیده ها سوی اولی  ،نگران
گفت ،پس اندرون نظر باید
  ورنه باطن ،گهی ،خلاف عیان
بقیه در ادامه ی مطلب

ادامۀ مطلب
پنجشنبه ٢٦ فروردین ۱۳٩٥ ، ٧:٠٥ ‎ب.ظ

پست 2053به انتخاب دامنه : به نام خدا. این پست را حتما" بخوانید. واقعا" پس از خواندن بیشتر از قبل درک می کنید مقام بلند حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها را. امام خمینی رهبر کبیر انقلاب فضایل بسیاری را برای حضرت زهرا (ع) برشمرده اند که در اینجا گوشه ای را نقل می کنم. با هم آن را مرور کنیم و بر روح ملکوتی حضرت فاطمه زهرا (س) و بنیانگذار جمهوری اسلامی درود و سلام بفرستم:

"تمام ابعادی که برای زن متصوّر است و برای یک انسان متصوّر است، در فاطمه زهـرا (س) جلوه کرده و بوده است. یک زن معمولی نبوده است. یک زن روحانی، یک زن ملکوتی، یک انـسان به تمام معنا انسان، تمام نسخه انسانیت، تمام حقیقـت زن، تمـام حقیقـت انـسان، او زن معمـولی نیست. او موجود ملکوتی است که در عالم به صورت انسان ظاهر شده است. بلکـه موجـود الهـی جبروتی در صورت یک زن ظاهر شد است ... زنی که تمام خاصّه های انبیاء در اوست، اگر مرد بود، نبی بود؛ زنی که اگر مرد بود، به جای رسول االله بود." (صحیفه امام، ج 7، ص 337)

"من راجع به حضرت صدیقه (س) خودم را قاصر می دانم که ذکری بکنم، فقط اکتفا می کنم بـه یک روایت که در کافی شریف است و با سند معتبر نقل شده اسـت. (کُلینی، محمدبن یعقوب، الکافی، 241/1، حدیث 5) و آن روایـت ایـن اسـت کـه حضرت صادق(ع) می فرماید: فاطمه (س) بعد از پدرش 75 روز زنده بودند در ایـن دنیـا، بودنـد و حزن و شدت بر ایشان غلبه داشت و جبرئیل امین می آمد خدمت ایشان و به ایشان تعزیت عـرض می کرد و مسائلی از آینده نقل می کرد.

ظاهر روایت این است که در ایـن 75 روز مـراوده ای بـوده است. یعنی، رفت و آمد جبرئیل زیاد بوده است و گمان ندارم که غیر از طبقه اول از انبیـاء عظـام درباره کسی اینطور وارد شده است که در ظرف 75 روز جبرئیل امین رفت و آمد داشـته اسـت و مسائلی را در آتیه ای که واقع می شده است، مسائلی را ذکر کـرده اسـت و آنچـه کـه بـه ذُریـه او می یرسیده است در آتیه ذکر کرده است و حضرت امیر آنها را نوشته است ...

مسأله آمدن جبرئیـل برای کسی یک مسأله ساده نیست. خیال نشود که جبرئیل برای هـر کـسی مـی آیـد و امکـان دارد بیاید. این یک تناسب لازم است بین روح آن کسی را که جبرئیل می خواهد بیاید و مقام جبرئیل که روح اعظم است...تا تناسب مابین روح این کسی که جبرئیل می آید پیش او و بین جبرئیل که روح اعظم است، نباشد، امکان ندارد این معنا و این تناسب بین جبرئیل که روح اعظـم اسـت و انبیـای درجه اول بوده است مثل رسول خدا و موسی و عیسی و ابراهیم و امثـال اینهـا، بـین همـه کـس نبوده است... .

فقط این است که برای حضرت زهرا(س) است که آن که من دیده ام کـه جبرئیـل بـه طور مکرّر در این 75 روز وارد می شده و مسائل آتیه ای که بر ذریه او می گذشته است، آن مـسائل را می گفته است و حضرت امیر هم ثبت می کرده است... در صورت، من این شرافت و فـضیلت را از همه فضایلی که برای حضرت زهرا ذکر کرده اند ـ با اینکه آنهـا هـم فـضایل بزرگـی اسـت ـ ایـن فضیلت را من بالاتر از همه می دانم که برای غیر انبیاء (علیهم السلام) آن هم نه همـه انبیـاء، بـرای طبقه بالای انبیا (علیهم السلام) و (بعض) از اولیائی که در مرتبه آنها هست، برای کس دیگر حاصل نشده... (ر.ک: صحیفه امام، ج 20، ص 6(علاوه بر ذکر منبع صحیفه امام در متن، منبع دیگر سایت:اینجا)

یــا فــاطــمــه اشـفــعـی لـنـا عـنـدالـله

پنجشنبه ٢٦ فروردین ۱۳٩٥ ، ۸:٠٥ ‎ق.ظ

پست 2052 : به ذوق دامنه : به نام خدا. تو را هر روز بیشتر دوست دارم. امروز بیشتر از دیروز و کمتر از فردا. ( از کارت پُستال های مرحوم دکتر علی شریعتی به همسرش پوران شریعت رضوی). و مولوی در مثنوی می گوید:

عشق قهّار است و من مقهور عشق

چون شکَر شیرین شدم از شور عشق

(مثنوی. دفتر ششم. بیت 902) 

جهان بر لولای حُبّ می گردد. دوستی خود را در دل خفه نکنید؛ بگویید به هم

پنجشنبه ٢٦ فروردین ۱۳٩٥ ، ٧:٥٥ ‎ق.ظ

پست 2051 : به نام خدا. از طریق جناب یک دوست با ارسال این تصویر باخبر شدم محمدجواد رجبی دارابی برادر ناتنی جناب حجة الاسلام شیخ مالک رجبی دارابی بعد از مدتی رنج بیماری به دیار باقی شتافت. به ایشان و همه ی نزدیکان آن مرحوم، تسلیت می گویم.

ارسالی جناب یک دوست به تلگرام دامنه 26 فروردین 1395 بقیه ادامه مطلب


ادامۀ مطلب
پنجشنبه ٢٦ فروردین ۱۳٩٥ ، ٧:۳٥ ‎ق.ظ

پست 2050 : به قلم دامنه. به نام خدا. او سیدمحمد رئیسی سجادی ست. فرزند مرحوم حجت الاسلام سیدباقر سجادی یکی از اعضا و رئیس وقت شورای اسلامی دارابکلا. سیدمحمد بی هیچ ادعایی از همان نوجوانی دستش در کار بود و پایش در کوشش. با هم نسبت فامیلی از ناحیه ی پدری داریم. زحمتکش است. از تلاش کشاورزی بازنمی ایستد. بی نهایت صمیمی و با صفاست.

برای سیدمحمد (که هر سال در منزل شان در حضور مرحوم پدرشان ساعات و خاطرات شیرین داشتیم)، آرزوی سلامتی و خوشحالی و شادی می کنم و ان شاء الله همیشه همین گونه شاد و شوخ طبع بمانند. خدا نگه دار. جناب یک دوست چند تصویر از وی انداخته که خود وی در جریان است در وبم پُست می شود:

سیدمحمد سجادی. عصر دوشنبه 23 فروردین 1395. ارسالی جناب یک دوست به تلگرام دامنه

پسران او: سیدمحمدباقر و سیدمحمد صادق سجادی. بقیه در ادامه ی مطلب


ادامۀ مطلب
پنجشنبه ٢٦ فروردین ۱۳٩٥ ، ٧:٢٥ ‎ق.ظ

پست 2049 : به قلم دامنه : به نام خدا. انا لله و انا الیه راجعون. آیة الله سیدمحمد موسوی نژاد، شخصیت سرشناس، معلم اخلاق، مربی طلاب، مؤسس مدارس علمیه بامداد امروز 4 شنبه 25 فروردین 1395 در مشهد مقدس، ندای حق را لبیک گفت و به ملکوت اعلی شتافت. آن مرحوم زاده ی 1310 مشهد است.

نزد برجسته ترین اساتید حوزه ی مشهد یعنی آیت‌الله حسنعلی مروارید، آیت الله میلانی، آیت الله میرزاجواد تهرانی، آیت‌ الله شیخ هاشم قزوینی، آیت‌ الله شیخ مجتبی قزوینی و آیت‌الله میرزا احمد مدرسی به درجات عالی رسید. در مدرسه ی تحت مدیریت آن مرحوم، توجه ی عمیقی به معنویت و اخلاق می شد و این مرد بزرگ و آموزگار دین و اخلاق در تربیت طلاب بسیار موثر بودند و برکات فراوانی از نفس زکیه ی وی بر جان طلاب جاری شد.

دامنه ضمن تسلیت فقدان این عالم با ورع و پرهیزکار و تجلیل مقام شامخ آن درگذشته ی صاحب مقام معنویت و عرفان و اخلاق، از دامنه خوانان می طلبد برای وی صلوات و فاتحه ای زمزمه کنند. روح شان شاد و سرشار رحمت واسعه باد.

مرحوم آیة الله سید محمد موسوی‌ نژاد استاد برجسته ی اخلاق و فقه حوزه علمیه خراسان که بامداد 4شنبه 25 فروردین به لقاء الله پپوست

چهارشنبه ٢٥ فروردین ۱۳٩٥ ، ٩:٥٥ ‎ب.ظ

پست 2048 : به نام خدا. قسمت 55 آلبوم عکس دارابکلا در 24 و 25 فروردین 1395 از دید دوربین جناب یک دوست از لی لم خوش منظره با زیرنویس دامنه: اینجا

دو گل سرخ رنگ زیبا در دارابکلا. الهی دوتایی همطی 155 سال عمر بکنین. روز 4شنبه 25 فروردین 1395. ارسالی جناب یک دوست به تلگرام دامنه

چهارشنبه ٢٥ فروردین ۱۳٩٥ ، ٦:٥٥ ‎ب.ظ

پست 2047 : به قلم دامنه : به نام خدا. شهر مقدس قم هم مانند جای جای ایران و دارابکلای زیبا، در این فصل بهار سال 1395، باران های رگباری خوبی بر تن تشنه اش لمس کرده است. از جمله امروز 4شنبه 25 فروردین که از صبح باریدن گرفت و فضای لطیفی با خود آورد و از ساعت 5 عصر به حالت رگباری شدید، بسیار دیدنی و باصفا شد.

این هم صحنه ی رنگین کمان بستن آسمان در میدان مفید قم در انتهای بلوار شهید آیة الله  صدوقی و بزرگراه شهید عماد مغنیه (حاج رضوان) با عکاسی لحظه ای دامنه.

در ضمن آب نیسان در این روزها یادتان نرود، از آسمان بگیرید و در این فصل پرباران بهاری نوش جان کنید که تاکید شده است نافع است و پُر اثر. خواص آن در مفاتیح الجنان مرحوم شیخ عباس قمی درج شده است.

بزرگراه شهید عماد مُغنبه قم. ساعت 5 عصر 25 فروردین 1395. عکاس: دامنه

میدان مفید قم. 5 عصر 25 فروردین 1395. لحظه رنگین کمان بستن آسمان عکاس: دامنه

درود بر ابر و نَم و رگبار و باران. عکاس: دامنه. آن روبرو بُرج تجاری مفید قم. 5 عصر 25 فروردین 1395

چهارشنبه ٢٥ فروردین ۱۳٩٥ ، ٥:٥٥ ‎ب.ظ

پست 2046 : به قلم دامنه : به نام خدا. باروخ بندیکت دِ اسپینوزا فیلسوف هلندی قرن 17 جمله ای دارد که می گوید: " دل را که به نیروی شمشیر نمی توان مسخّر کرد، با نیروی محبّت می توان فریفت". باید به اسپینوزا گفت حُبّ، فریفتن نیست، واقعیت و قانون خدا در وجود تمامی اشیاء است. حُبّ میان اشیاء حتی به شعور هم نیاز ندارد، یک طبع خدادادی ست. از نظر مرحوم علامه طباطبایی یکى از حقایقى که ما در وجدان خود مى ‏یابیم و کسى نمى ‏تواند منکر آن شود، حقیقتى است که نام آن را حُبّ و به فارسى دوستى مى‏ گذاریم مانند دوست داشتن  غذا، زن، مال، جاه و علم، که دوستى اینها پنج مصداق از مصادیق حُب هستند که هیچ شکى در وجود آن در دل خود نداریم... حُب عبارت است از تعلّق و ارتباط وجودى بین مُحبّ و محبوب... و حُب حقیقتى است که در تمامى موجودات عالم، سریان و جریان دارد. از انسان تا درخت.. و به تعبیر دامنه میان هر چیزی که پدیدار شده است. (برای تفصیل نظر علامه رجوع شود به بحث حب و محبت در جلد اول المیزان) تا بعد.

او جمله ی کلیدی داشت که می گفت : زاری نکن؛ بفهم.

چهارشنبه ٢٥ فروردین ۱۳٩٥ ، ٩:٥٥ ‎ق.ظ

پست 2045 : به قلم حجت الاسلام شیخ مالک رجبی دارابی 46 : "سلام علیکم .بسم الله الرحمن الرحیم .فوائد سحرخیزی .آیه قرآن 63و64سوره فرقان می فرمایدبندگان خاص  خداوند رحمان کسانی هستندکه  با آرامش وبی تکبر برزمین راه میروند وهنگامی که جاهلان حرفهای بد ونابخرادانه گویند به آنها سلام می گویند وبابی اعتنایی وبزرگواری میگذرند.کسانی که شبانگاه برای پروردگارشان سجده وقیام می کنند درسورهاسراایه 72داریم که خدا به پیامبر می فرماید پاسی ازشب رااز خواب برخیزوقرآن ونماز بخوان تابه مقام محمودبرسی .بندگان خاص خدا درسحرگاهان عبادت می کردند ونمازشب میخوانند تسبیح درسحرگاهان میباشدوتمام موجودات درسحرگاهان تسبیح می گویند دعادردل شب مستجاب می شود طبق آیات قرآن. بقیه در ادامه مطلب


ادامۀ مطلب
چهارشنبه ٢٥ فروردین ۱۳٩٥ ، ٩:۱٥ ‎ق.ظ

پست 2044 : به نام خدا. اگر خواستید برید آلبوم عکس دارابکلا قسمت 54 را از دید دوربین جناب یک دوست ببینید با عکس هایی خوش منظره با زیرنویس دامنه: اینجا

زهرا خانم دختر کوچولوی باحجاب و خوش خنده ی جناب یک دوست. بگو برای چی داری می خندی تو؟ هی غش کردی چیه؟ در روز دوشنبه 23 فروردین 13955. ارسالی جناب یک دوست به  تلگرام دامنه

سه‌شنبه ٢٤ فروردین ۱۳٩٥ ، ۸:٥٥ ‎ب.ظ

پست 2043 : به انتخاب دامنه : به نام خدا. از مرحوم میرزا محمداسماعیل دولابی که عارفی پرهیزکار، فاضل و صاحب مقامات معنوی بود؛ سخن های فراوانی وجود دارد که همگی گوهرین و دُرّند. این یکی هم عالی ست یعنی مقایسه ی نفاق با اِنفاق:

نفاق اینه خودت را پراکنده کنی.

انفاق اینه آنچه خودت می خوری پراکنده کنی تا بقیه هم بخورند.

دامنه : خدایا دل مومنی می خواهم تا برای قلبِ مومنی باشم.

سه‌شنبه ٢٤ فروردین ۱۳٩٥ ، ۱:٥٥ ‎ب.ظ

پست 2042 : به قلم حجت الاسلام شیخ مالک رجبی دارابی 45 : (دامنه: به نام خدا. جناب حجت الاسلام شیخ مالک رجبی دارابی نسبت به پست 2050 دامنه یعنی اینجا، دیدگاه خوب و شایسته ای را در باره ی مرحوم حجة الاسلام حاج سید باقر سجادی به دامنه ارسال کردند. ضمن سلام و سپاس به ایشان، باید بگویم وی طی این مدت در نوشتن متن های خوب در دامنه بسیار کوشیدند و متواضعانه قلم زدند. اینک متن 45 ایشان را در پست 2042 بی کم و کاست منتشر می کنم. ممنونم از شیخ مالک، روحانی اهل مطالعه و بزرگوار و محترم. نیز ممنونم از جناب یک دوست که با ارسال عکس هایی از سیدمحمد سجادی موجب شدند پست 2040 را  بنویسم : )

"بسم الله الرحمن الرحیم.سلام علیکم :خدا رحمت کند حجة الاسلام حاج سید باقر سجادی را که صفات زیررادارا بود.1:سفره داربود2:روحانی متواضع بود3:شوخ طبع بود. 4: رئس شورای حل اختلاف محل بود5:یکی از شوراهای محله ای دارابکلابود6:کشاورز پرکاربود7یکی از سرمایه داران دارابکلابود 8هیئت اُمناء مسجد جامع دارابکلاءبود 9:هیچ وقت امامت جماعت را قبول نمی کرد در جواب می گفت من شرائط امامت جماعت را دارا نیستم 10: همیشه مستمع بود سخنرانی نمی کرد می گفت ماباید عالم وعامل باشیم منظورش این بود هرسخنرانی که می کنیم اول خودمان باید عمل کنیم بعد برای مردم بیان کنبم 11:خانه اش رفت ،آمد بزرگان بود 12:خوش مشرب بود وروابط عمومی بسیار خوبی داشت 13:با صراحت حرفهای خودش رابیان می کردوانشاءالله خدا فرزندشان سید محمد را نگه بدارد چون خیلی فرزندشان را دوست می داشت برای سید محمد آرزوی سلامتی در زندگی دارم. موفق باشید جناب دکتر آقاابراهیم طالبی." 

مسجد جامع دارابکلا. مرحوم حجة الاسلام حاج سید باقر سجادی. عکس در پست 1259 دامنه  اینجا

سه‌شنبه ٢٤ فروردین ۱۳٩٥ ، ۱:۳٥ ‎ب.ظ

پست 2041 : متن نقلی. به نام خدا. توضیح دامنه: این طرح یک دیدگاه است که آیا امسال به حج بریم یا نرویم؟ که جناب حجة الاسلام سیدهادی خسروشاهی به آن پرداخته است. دامنه بی آن که پیش داوری کند، به جهت اهمیت این بحث، آن را به روی دامنه خوانان بزرگوار می گشاید:

"حج برویم یا نرویم؟ پس از اجرای توطئه‌های دشمنان اسلام علیه وحدت امت اسلامی، بنی‌سعود با اعلام قطع رابطه سیاسی با جمهوری اسلامی ایران، گام دیگری در راستای همگامی بیشتر با دیگر سران مرتجع عرب، برداشتند و پس از آن نیز هجمه‌های بی‌شرمانه‌ای در سطح جهانی، ضد نظام اسلامی، از سوی مسئولان رسمی آن کشور یا عوامل مزدور آن، سامان دادند که تا کنون نیز همچنان ادامه دارد.

با توجه به نزدیک‌شدن ایام مراسم حج تمتع و ممانعت عملی بنی‌سعود از تحقق مقدمات این امر، این سوال مطرح است آیا امسال مردم ایران در مراسم حج شرکت بکنند یا نه؟ این در حالی است که هنوز مسئولان رسمی کشور بنی‌سعود به وظایف شرعی و قانونی خود در جبران خسارت‌های مادی و معنوی که به حجاج ایرانی در مراسم سال قبل روا داشتند، عمل نکرده و تلاش می‌کنند اصولا آن فجایع را به فراموشی بسپارند.

در این شرایط و با یادآوری آن همه رذیلت‌ها و پلشتی‌ها و قتل‌عام‌های حجاج، به علت سوءمدیریت و صلاحیت‌نداشتن، آیا شرکت حجاج ایرانی در مراسم امسال- یا مراسم عمره- به مصلحت و مجاز هست یا نه؟ به عبارت دیگر، آیا عزت و حکمت و مصلحت ایجاب می‌کند که ایرانی‌ها با قبول اهانت‌ها و پلشتی‌های اعراب جاهلی که به تعبیر قرآن مجید «و اشد کفراً و نفاقاً» هستند، در این مراسم عبادی شرکت کنند؟

حج عمره که در آن سطح گسترده، از سوی ایرانی‌ها دنبال می‌شد و در واقع کمک مالی به بنیه  اقتصادی بنی‌سعود و کمک به تقویت بنیه نظامی آن برای قتل‌عام مردم مسلمان یمن و لشکرکشی ضد مردم بحرین و تقویت همه‌جانبه تروریست‌های افراطی از نوع داعش است، بدون تردید باید تعطیل می‌شد؛ زیرا کمک چندین‌میلیارددلاری زائران ایرانی عمره مفرده به اقتصاد بنی‌سعود نمی‌تواند منطقی و مشروع باشد که امیدواریم مسئولان مربوطه در این زمینه فکر و  اقدامی اساسی کرده و با توضیح و تبیین دلایل روشن آن، دین‌باوران ایرانی را به این‌سو هدایت کنند که عمره مکرره ضرورتی ندارد و زیارت عتبات عالیات در ایران، عراق، سوریه و مصر، می‌تواند جایگزین رفع نیازهای معنوی و عبادی آنان باشد.

اما درباره حج تمتع امسال، به نظر می‌رسد به علت حصول نتایج مثبت در رابطه با مشکلاتی که بنی‌سعود به وجود آورد، حضور در مراسم حج امسال- آن هم به هر قیمتی- می تواند پذیرفتنی باشد؛ چراکه در مواقع احتمال ضرر، اجتناب از یک امر واجب، ضروری خواهد بود. در این رابطه نقل نامه حضرت امام‌خمینی (ره) به برادر بزرگوارش آیت‌الله سیدمرتضی پسندیده که به علت بیماری ایشان بود، می‌تواند راهگشا باشد. امام‌خمینی(ره) خطاب به آیت‌الله پسندیده در نامه‌ای چنین می‌نویسد: «بسمه‌تعالی. برادر بزرگوارم، قربانت شوم. شما را به خدای متعال قسم می‌دهم که به حرف‌های دکتر ترتیب اثر دهید. چرا موجب نگرانی همه می‌شوید، خداوند لازم نموده است که در مواقع احتمال ضرر، انسان از آنچه واجب است اجتناب کند، اگرچه ترک حج و صوم و صلوه باشد. شما می‌خواهید موافق حکم خدا عمل کنید، کاری نکنید که خداوند – نعوذبالله- از شما ناراضی باشد. این احتیاطات شما برخلاف شرع است و لازم است از آن اجتناب فرمایید... والسلام. ٢٢ رجب ١۴٠۶- ١٣/١/۶۵. روح‌الله الموسوی‌الخمینی»
البته آنچه بیان شد، به عنوان یک دیدگاه و یک تذکار است و تصمیم‌گیری نهایی به عهده مسئولان امر خواهد بود." (منبع: روزنامه شرق. شماره ۲۵۵۷ - ۱۳۹۵ سه شنبه ۲۴ فروردین 1395. اینجا)

حجة الاسلام سیدهادی خسروشاهی

سه‌شنبه ٢٤ فروردین ۱۳٩٥ ، ٩:٥٥ ‎ق.ظ

پست 2040 : به قلم حجت الاسلام شفیعی مازندرانی 54 : "آمریکا   اعلام کرد که ایران و حزب اله در خاور میانه ،پرچمدار  تروریسم اند : آری : از کوزه ، همان تراود  که در اوست. آمریکا  موجودی  عجائب الخلقه: چشم خوش بینان به آمریکا روشن :

داعش وحشی که سر تا پای  او اندر  گل است

پیش آمریکا بشر آوا و محبوب دل   است 

لیک  :نصر الله محبوب زمین و آسمان

در نگاه او  :،خصیم است   و ،حیاتش باطل است

نیز  ایران ، حامی مظلوم های بی امان

پیش آمریکا مزاحم پیشه و  نا   قابل است
  
بقیه در ادامه ی مطلب

ادامۀ مطلب
سه‌شنبه ٢٤ فروردین ۱۳٩٥ ، ٩:۳٥ ‎ق.ظ

پست 2039 : به قلم حجت الاسلام شفیعی مازندرانی 55 : قسمت سوم: آسیب‌های بهره برداری بهینه از محیط زیست  امام صادق(ع) فرمود: در چند موضع نماز خواندن در ان روا نیست...» و یکی از آن مواضع را مسیر راه مردم برشمردند.  (برقی، (1371)، 2/366). امیر المؤمنین علی(ع)، خیلی از دست آنها ناراحت شدند؛ چنانکه ریش سفیدهایشان جلو آمدند و تقاضای بخشش کردند. آقا با ناراحتی فرمودند: «از شما درنمی¬گذرم مگر این که وقتی به اینجا برمی¬گردم، موانع این جایگاه¬های در مسیر را برچیده باشید و پنجره¬های مشرف را بسته باشید و نادوان¬های مانع عبور و مرور را از جا درآورده و چاه¬های سر راه را پر کرده باشید؛ چرا که همه اینها، سر راه مسلمانان و مایه آزار آنهاست».  (قطب الدین راوندی، (1409)، 1/230).

امام علیه السلام فرمود: «هر کس راهی را ببندد، خداوند عمر او را کوتاه و رشته عمرش را قطع می¬کند».  (ابن بابویه، (1413)، 1/26) سیره حضرت امام سجّاد(ع) این بود: گاهی پیش می¬آمد که فقط یک کلوخ کوچک در وسط راه افتاده بود، امّا حضرت برای برداشتن آن هم از مرکبشان پایین می¬آمدند و آن را با دست خود از سرِ راه مردم کنار می¬زدند.  (طوسی، (1414)، 673). در زندگی نامه علامه طباطبایی آمده است: یکی از کسانی که آن حضرت را در هنگام رفتن به حرم حضرت معصومه(س) در قم دیده بود می¬گفت در طول راه چیزی را می¬دید که ممکن است موجب اذیت عابران گردد را با عصای خود به کناری می¬نهاد یا در میان جوی آب کنار خیابان می¬انداخت پوست موز، پست هندوانه و غیره. بقیه در ادامه ی مطلب

ادامۀ مطلب
سه‌شنبه ٢٤ فروردین ۱۳٩٥ ، ٩:٢٥ ‎ق.ظ

پست 2038 : به قلم دامنه : 18 به نام خدا. میوه ی خوش طعم و آب دار و مقوّی و خوشمزه خوشبو و لذیذ است. یکی از بهترین منابع ویتامین آ . با آنتی اکسیدانی بسیار عالی که مانع سرطان. کلسترول خون را کاهش می دهد و درصد بیماری های قلب و عروق را به طرز چشمگیری کم می کند. در بهبود بینایی و حفظ سلامت و طراوت پوست، نقش ارزنده ای دارد. به علاوه بتاکاروتن بالایش، مانع بروز آب مروارید در چشم می شود. حاوی ویتامین ث و مواد مغذّی دیگری مثل پتاسیم، اسید فولیک، فیبر، منیزیم، یُد و ویتامین های ب6 است. چون دارای مقدار زیادی فیبر هست، برای کسانی که از یبوست (= دیر دیر روان و روانه می شن!) رنج می‌ برند، خیلی مفید است. پس، از این میوه ی خوشبوی طالبی به یاد داشته باشیم که:

1- اشتها آوره.

2- مُدرّ است (= برو فرهنگ لغت وا کن مُدرّ را معنی کن و بخن).

3- نرم کننده (= ملیّن) است.

4- موجب طراوت و شادابی پوست بدن است.

5- مفید و نافع برای درمان کم خونی ست.

6- ضدّ سِل و یبوسَت و بواسیره.

7- سرشار از ویتامین های آ و ث و سلولز و ... می باشد.

8- رفع کننده ی عطش و تشنگی ست.

9- تسکین دهنده ی سوختگی های سطحی و یا درمان ورم پوست است.

10- و نرم کننده ی لطیف پوست می باشد.

خالیک قورت ندیم! گرز بزنیم بخوریمش که خوش طعم و خوشبو و مقوی و خوشمزه است و همه  آثار و برکات از سوی خدای مهربان توش جمع شده است.

دوشنبه ٢۳ فروردین ۱۳٩٥ ، ۸:٥٥ ‎ب.ظ

پست 2037 : به نام خدا. قسمت 53 دارابکلا و اوسا را به دیده ی دوربین امروز، دوشنبه 23 فروردین 1395 جناب آقای یک دوست، به صورت دایره وار از زاویه های متعدد تپه ی ببَرخاسه با زیرنویس های دامنه ببیند: اینجا

دارابکلا در روز 23 فروردین 1395. ارسالی جناب یک دوست به تلگرام دامنه

دوشنبه ٢۳ فروردین ۱۳٩٥ ، ٦:٥٥ ‎ب.ظ

پست 2036 : به قلم مهندس محمد عبدی 13 : (دامنه: به نام خدا. این متنی ست از مهندس محمد عبدی سنه کوهی که ساعت 17 عصر امروز 23 فروردین 1395 نسبت به بحث ناسخ و منسوخ دامنه در پست 2035 اینجا، ضمن سلام و سپاس، عینا" بی کم و کاست ارائه می شود: )
"سلام. بحث ناسخ و منسوخ یکی از حیاتی ترین و مهمترین مباحث درک مسائل و بخصوص در مبحث ادیان است و اگر این مورد را نادیده بگیریم قطعا ایرادهای زیادی در تکامل بشری خواهد بود و بر همین اساس محکم و قاطع با تمسّک به قاعده درست ختم نبوت آخرین مبعوث الهی یعنی حضرت محمد مصطفی (ص) رد بابیّه و بهائیت و... آسان و قابل دفاع شده است و کذاب بودن مدعیان اینگونه امور بر همه روشن و مبرهن شده و اتمام حجت می گردد. در باب سخن و نامه حضرت امام ره هم با توجه به اینکه بارها و بارها گفته و بیان شده است که نامه 6 فروردین امام ره کاملا محرمانه و با شرایط خاصی نگارش شده بود و اصرار و ابرام بر عدم نشر، فلذا ملاک و معیار نامه رسمی و مورد تایید و بدون حرف و حدیث، نامه 8 فروردین امام بوده و  هست. البته اگر کسی بی طرفانه و بدون پیشداوری و حب و بغض خاصی مجله رنجنامه نوشته مرحوم حاج سید احمد خمینی ره را بخواند قضاوت خودش را حتما خواهد داشت و البته شنیدنی است . به امید موفقیت بیشتر تمامی مسئولین خدوم نظام مقدس جمهوری اسلامی"
دوشنبه ٢۳ فروردین ۱۳٩٥ ، ٥:۳٥ ‎ب.ظ

به قلم    دامنه

پست 2035 : به نام خدا. جناب مستطاب حجت الاسلام والمسلمین سیدحسین شفیعی دارابی سلام علیکم. توضیحاتی بر متن 121 شما در پست 2033 یعنی اینجا . ابتداء به رسم  ادب و ارادت، آشکار سازم از رفع کسالت تان خرسند گشتم، زیرا دلتنگ از غیاب تان بودم. نیز بسیار مفتخرم از حجم بالای کارهای حوزوی، دانشگاهی، مطالعاتی و نوشتاری تان. هم به لحاظ عالم دینی بودن تان و هم هم محلی بودن مان. اما بعد متن شما را در 7 و 15 دقیقه ی صبح امروز منتشر کردم و حالا که ساعت 10 و 55 دقیقه ی همین روز که شهادت غم انگیز امام هادی علیه السّلام است، جوابیه ی کوتاهم را نوشتم و منتشر می کنم؛ با عرض سپاس و تسلیت:

1- در انتهای بند دال، به هر حال به شیوه ی کاملا" اخلاقی و علمی در بحث "دست مریزاد" و به قول شما "دست مریضا" که بین مان تضاربی ادبیاتی درگفته بود، نوشتید: "البتّه می پذیرم: در اینگونه موارد، حرکت بر طبق مشهور، از نقطة مثبت بیشتری برخوردار می باشد." این گزاره ی علمی شما برای من کلاس درس اخلاق بود. بسیار ممنونم.

2- آنچه در بند هاء نوشتید، باید روشن کنم من هرگز از مطوّل نویسی تان ناخوش نیستم، حتی در برخی از نوشته های تان وقتی زود به انتهای متن می رسم، می گویم چه زود تمام شد. چون شائق به مباحث و درک دیدگاه های شما هستم. بله، سلایق و اَذواق دامنه خوانان ارجمند مختلف است. در ضمن از خداقوت گویی تان به دامنه بابت بارگذاری 32 پست طی 5 روز غیبت تان در طوفان فکری، ممنونم و نشانه مرحمت و لطف همیشگی شماست.

3- در مورد مرحوم آیت الله حسینعلی منتظری باید بگویم استدلالات، قرائن، مثال ها، نقل ها،  استنادات، اعجاب ها و نقد و ابرام های تان همه را دقیقا" درک می کنم که چه می خواهید بگویید و چرا چنین می گویید. اما من بحثم را با این جمله می بندم: من عاقل هستم و می فهمم که در فرهنگ اسلام و آموزه های اخلاق و نیز مسلّمات عقلی، همیشه ناسخ، منسوخ را کنار می گذارد؛ نه منسوخ، ناسخ را. یعنی رُک بگویم برای من که در مکتب امام خمینی پرورده و پروار شدم، نامه ی 8 فروردین 1368 ایشان ملاک است که منطوق و مفهوم و گزاره های آشکار آن ناسخِ نامه ی 6 فروردین 1368 است. برای این امور واصح و مبرهن، علم هرمنوتیک (= کشف و تاویل و تفسیر متن ها و سخن ها ) هم نیاز نیست. از شرح صدرتان در این بحث که از نظرم ضروری و مفید بود، ممنونم.

دوشنبه ٢۳ فروردین ۱۳٩٥ ، ۱٠:٥٥ ‎ق.ظ

پست 2034 : به قلم دامنه: دیروز 22 فروردین 1395 رهبر معظم انقلاب در دیدار فرماندهان ارشد نیروهای مسلّح ایران، سخنانی استراتژیک داشتند که سه نکته ی آن از همه کلیدی تر بود: مکتبی بودن. کارایی داشتن. مردمیِ و غیرجناحی ماندن. عین عبارات چنین است: "تنها نیروی مسلح جهان که هم «مکتبی» است و انگیزه های معنوی دارد و هم «کارایی» دارد و در کشوری برخوردار از «استقلال سیاسی» عمل می کند، نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران هستند." و "نیروهای مسلح برای شخص خاص و یا برای حزب و جناح خاصی نیستند بلکه مربوط به همه ملت و کشور هستند و باید حصار امن مردم و مدافع امنیت ملی و عمومی باشند." (منبع خبر: پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری: اینجا).

به نظر دامنه تا حالا که گذشت، از این پس هر کس، چه در سپاه، چه در ارتش، چه در نیروی انتظامی و چه در وزارت دفاع، بر خلاف این سخن بیّن و حکیمانه ی رهبری که بر وفق آموزه های امام خمینی رهبر کبیر انقلاب اسلامی و منطبق بر قانون اساسی ست، عمل کند، یا ولایت ناپذیر است، یا خیانت کار است و یا بدون شک اختلاف افکن و افراطی و جناحی. پس پیش به سوی نظامیان کارای مکتبی مردمیِ غیرجناحی.

عارف والا مقام شهید حاج ابراهیم همّت، نمونه اعلای یک نظامی کارای مکتبی مردمی غیرجناحی

دوشنبه ٢۳ فروردین ۱۳٩٥ ، ٧:٥٥ ‎ق.ظ

پست 2033 : به قلم حجت الاسلام سیدحسین شفیعی دارابی 121 : «پاسخ به پاسخ های «رُک» آقا ابراهیم (4). بنام پروردگار بصیر و دوستدار اهل بصیرت. آقا ابراهیم و همة دوستان عزیز سلام علیکم. قبل از پرداختن به ذکر آخرین قسمت از مجموعة چهارقسمتی «پاسخ به پاسخ های رُک آقا ابراهیم»، ذکر چند نکته را لازم میدانم:

الف- عرض تبریک به جهت طلوع ماه پرفضیلت «رجب»؛ ملتمسانه به درگاه خدای منّان عرضه میدارم: «پروردگارا، حال که بار دیگر توفیق درک این ماه عظیم و عزیز را بر ما ارزانی داشته ای، کریمانه عنایتی فرما تا از لحظه لحظة پر فیض این ماه بزرگ در جهت تقرّب به خودت و اولیاء پاکت بهره گیریم، و در گردونة ارجمند «رجبیّون» قرار گیریم؛

ب - حسن تصادف، نگارش آخرین قسمت از مجموعة مذکور، همزمان شد با شب دو شنبة هفتة جاری و سوّمین شب از  ماه پرفضیلت «رجب»؛ این همزمانی را به فال نیک می گیرم؛ زیرا فردای چنین شبی، مصادف است با سال روز شهادت امام هادی (علیه السّلام)؛ چون طبق نقل جمع چشمگیری از مورّخان و محدّثان، آن بزرگوار در روز دوشنبه سوم ماه رجب سال دویست و پنجاه و چهار هجری قمری به شهادت رسیده است؛ بدین جهت، فرارسیدن شب و روز شهادت آن امام همام را  به محضر امام زمان (علیه السّلام) و به همة محبّان صدیق آن بزرگوار تسلیت عرض می کنم؛ امّید وارم، نام همگان در لیست سوگواران حضرتش ثبت و درج گردد، و از شفاعتش در سرای آخرت بهره مند گردیم؛

ج- به جهت فزونی حجم کارهای آموزشی و پژوهشی، و کسالت پیش آمده، تدوین این قسمت از مجموعة یاد شده، به تأخیر افتاد؛ بدین جهت از همة دوستان تعقیب کنندة این مجموعه از نوشته ام، از این تأخیر غیر عمدی عذر خواهم؛

د- از زمان آخرین نوشتة اینجانب (که در قالب پست 1999 شاهد بارگذاری آن در «دامنه» بوده ایم) تا کنون، حدود 6 روز میگذرد؛ در طول این روزها، شاهد بارگذاری مطالب متنوّعی در قالب 32 پست در این وبلاگ خوب بوده ایم؛ بدین جهت برای سوّمین بار، خطاب به آقا ابراهیم (که زحمت تهیّة و بارگذاری این همه پست هارا متحمّل گردیده است)، چنین می نگارم:

«دست مریضا» (؛ یعنی دستت بیمار مباد)؛ البتّه آنچه که جناب ایشان در مقام توضیح و تصحیح نوشتاری این واژة ترکیبی آورده است، و تلاش نمود تا اینجانب و همه خوانندگان را از ساختار نوشتاری مشهور آن در قالب «دست مریزاد» آگاه سازد، هم شایستة تحسین است و هم مستحقّ تقدیر؛ ولی همچنانکه خود اعتراف نموده است، و قرینة کلامی‍ّه هم دالّ بر آن بوده و می باشد؛ مقصودم از به کارگیری تعبیر «دست مریضا» در خطاب به ایشان، نفرین نبوده و نمی باشد؛ و دارای بار مثبت است؛ در واقع هم پایة با مفاد تعبیر ترکیبی «دمت گرم» می باشد؛ پس اینکه جناب ایشان از باب «مطایبه» نوشت : (برچسب: سیدحسین شفیعی2)


ادامۀ مطلب
دوشنبه ٢۳ فروردین ۱۳٩٥ ، ٧:۱٥ ‎ق.ظ

پست 2032 : به قلم حجت الاسلام شفیعی مازندرانی 53 : "قسمت دوم. دستورالعمل‌های پیامبر اسلام به رزمندگان حفظ درختان : پیامبر اسلام (ص) در باب اهتمام به حفظ محیط زیست همواره به یاران، رهنمود می¬داد در حدیثی آمده است: «کان رسول الله(ص) اذا اراد ان یبعث سرّیةً دعاهم فاجلسهم بین یدیه ثم یقول: سیروا بسم الله و بالله و فی سبیل الله و علی ملة رسول الله: لا تغلّوا ولاتَمَثَلِو و لا تغدروا و لاتقتلوا شیخاً فانیاً و لاصبیّا و لا امرئة و لاتقطعوا شجراً الاّ تصتطروا الیها.(کلینی، (1407)، 5/ 27). امام صادق(ع) فرمود: سیره و عادت همیشگی پیامبر(ص) این بود که: هنگام اعزام یاران به سوی جهاد، آنان را کنار خود جمع می کرد و به آنان خاطر نشان می¬کرد: با نام خدا به این کار روی آورید و برای خدا عمل کنید و به خاطر احیاء دین اسلام تلاش کنید؛ هرگز خیانت و غلکاری نکنید بدن مقتولین از دشمن را مُثله نکنید، فریب ندهید پیران کناره گیری کرده، کودکان، زنان، رانکشید هرگز درختی را قطع نکنید مگر در صورت اضطرار اگر کوچکترین یا برترین فردی از شما دشمن را پناه داد باید همه آن را محترم بشمارند اگر یکی از دشمنان شمشیر بر زمین نهاد تا کلامی از شما بشنود تا به دین شما ملحق شد برادر شماست و اگر ملحق نشد، او را با کمال حراست به مراکز امن مورد نظرش برسانید و همیشه از خدا استعانت و کمک بجوئید. در رهنمود فوق سخن از حفظ حریم انسانها، حتی درختان و احترام به محیط زیست است و از هر گونه ظلم و ستمگری نهی شده است. بقیه در ادامه ی مطلب


ادامۀ مطلب
دوشنبه ٢۳ فروردین ۱۳٩٥ ، ٧:٠٥ ‎ق.ظ

پست 2031 : به قلم دامنه : به نام خدا. با سلام به جناب قلّه که در وبلاگت اینجا بر دامنه جوابی نوشته بودی، آمدم تا در صددِ جوابِ جواب تو برآیم، اگر قدّم به قلّه ای که تو هستی قد بده:

1- از این که در مقدمات خود، نامه ی مرا "سرشار از خوش طبعی برای قله" خواندی و آن را "حاوی مطالبی همراه با شوخی و محبت و عطوفت و مهربانی و جدیت و تهدید و تشویق" دانستی؛ ازت ممنونم.

2- بارها گفته ای و باز نیر می گویی منظورت از عنوان بصیرت اینه که دارابکلائی ها در قله ی بصیرت اند. این طور که تو قله را به رُخ مُخ می کشی باید بگویم این، قلّه نیست، قلعه ای است بر قله، که برای رسیدن به آن باید از قبل رمز عبور دریافت کرد! آخه تو مگه اُپوزیسیونی از مرئی ساختن خود می هراسی؟ تو مگه از سخنان و نوشته های بصیرت یافته ات تردید داری در کِتف و کَهف نام بی مسمّا پناه گرفتی؟ صاف بگویم تو چون از افکار عمومی بشدّت می ترسی، حاضر نیستی پای نوشته های خود (= چه خودنویس و چه دیگر نویس و چه منقول) ، امضای هویت بزنی. زیرا وقتی عیان بشی خیلی از همفکران تو می گویند: اِعه قلّه این بود!!؟ این که افکارش هنوز ناَرس و تُند مزاج و ... بوده و هست.

3- آن لینک ها را که در بند 5 شمردی، غیر از این چند تا: واژه یاب، آوینی المیزان، پارس قرآن، قانون اساسی، مابقی که بدون شماره زیر آن درج بود مربوط بود به قالب وبلاگ که برخی قالب های رایگان، این کد لینک های تبلیغاتی را به ستون شان مُنضم می کنند که قابل ویرایش و حذف شدنی هم نیست. حال که قالب را تغییر دادم، مشاهده می کنی که آز آن کد لینک ها خبری نیست.

4- اما آن عکس نوشته ی پنج بندی آنکس آنکس را که در لای جوابت منتشر کردی باید بگویم خیالت خیلی راحت باشد، دامنه الحمدلله، مشیء اش در این امور ابوریحانی ست و از دسته ی وَهم تو بیرون، و بیرونی ست.

5- و اما جوابم به کل جوابت اینه که از زبان 5 دارابکلائی فرضی مستعاری به تو جواب می دهم  که عین تو بر وزن قُلّه و قریب به قله اسم برگزیده اند:

جُلگه می گوید: مگر می شود دَم از بودن در اوج قله ی بصیرت زد و خود در آن غائب و مخفی  بود؟ مگر اینجا سرپُل ذهاب است که در قدیم برای عبور از آن باید باج و خراج می دادی تا ردّ می شدی!

بُشکه می گوید: اساسا" آیا می شود خود را بصیر دانست ولی جُربُزه ی معرفت (= شناسایی و  شناساندن و شناختن) نداشت!

دُرشکه می گوید: از کجا معلوم، مدیر قله ی بصیرت که دم از بصیرت می زند، یک "نفوذی"  نباشد که خیلی باید از نفوذی ها ترسید، چون جامه و خامه ی خودی بر تن و دست می کنند و آنش بیار معرکه می گردند.

سُلطه می گوید: عین آنچه جناب حجت الاسلام شیخ مالک رجبی در پست های 1762 اینجا و1769 اینجا به ترتیب در معنی بصیرت و نیز در جواب به وبلاگ قله ی بصیرت گفت؛ می گویم: "بصیرت یعنی قوی دل باش. نترس باش. بُزدل نباش. خودت را معرفی کن. حقگو باش. نان را به نرخ روز نخوریم .مخفی حرف نزنیم. ابوالفضل العباس (س) نافذالبصیره بود. یعنی هر چه امام حسین (ع) فرمود عَرضه داشت: چشم. و در آخر با بدن پاره پاره به شهادت رسید. این معنای بصیرت است." نه مثل جناب قله که اصلا" می ترسه وارد اجتماع بشه، چون حرف هایش خریدار نداره. اساسا" از مدار پرته.

چُرتکه می گوید: اگر واقعا" این جناب قله شعارش اینه، مردم دارابکلا در قله ی بصیرت هستند،  پس چرا همین مردم محل از نظرشان برخی ضدانقلاب، برخی ضدولایت، برخی فتنه گر، برخی نفوذی، برخی چنین و چنان اند؟ آیا جناب قله، دامنه را که یک دارابکلایی تمام عیار است، در  قله ی بصیرت می داند یا نه دامنه از قافله ی مردم بصیر دارابکلا عقب است و از بصیرت طرد!

آری، و دامنه در نهایت می گوید ای جناب قله ی در قلعه! هر چند نزدم خیلی محترم و دوست داشتنی هستی و بر خلاف حرفت با تو در صلح ام، نه خدای ناکرده در قهر و جنگ و نیز می دانم تو چیزمیزهایی هم در مسایل می فهمی، خصوصا" عمق نوشته های مرا، ولی بر این اساس تو هرگز قله، نیستی و حتی در قله هم نیستی، فقط در قلعه ای. دژی مخفی و دور از مردم که  درش از پشت چفت و بسته و با روزنه هایی که تعبیه ی هر قلعه ای ست، از آنجا یک چشمی و مورّب و کجکی مردم را مثلا" داری می بینی و خط و ربط می دی. بگذرم که دامنه همیشه کارش گذر است و گذار!

یکشنبه ٢٢ فروردین ۱۳٩٥ ، ٧:۳٥ ‎ب.ظ

پست 2030به انتخاب دامنه : به نام خدا. به نظرم اگر با حوصله و در فرصت خاص و با اشتیاقاین بخش از سخنان مهم مرجع عارف و عالم پرهیزکار مرحوم آیت الله محمدتقی بهجت فومنی را با اشتهای روحی خویش با دقّت و دلخواهی، بخوانید، شک ندارم کلاس درس اخلاق و دین ورزی بزرگی ست. با سلام به آقا امام زمان امام و ولیّ انسان های آزاده و مومن و خداجوی جهان :

"قطعا گناه کردن، مهم‌ ترین علت محرومیت از عنایات امام زمان (عج) است، امام مهدی (عج) نیز در توقیع شریفشان به شیخ مفید می‌ فرماید: «ما را از ایشان (شیعیان) چیزی محبوس نکرده است، مگر گناهان و خطاهایی که از ایشان به ما می‌رسد و ما آن را ناخوش می‌ داریم و از ایشان نمی‌ پسندیم».

اگر بفرمایید چرا به آن حضرت دسترسی نداریم، جواب شما این است که چرا به انجام واجبات و ترک محرّمات ملتزم نیستند؟ او به همین از ما راضی است؛ زیرا «اورع الناس من تورّع عن المحرمات»؛ پرهیزکارترین مردم کسی است که از کارهای حرام بپرهیزد، ترک واجبات و ارتکاب محرّمات، حجاب و نقاب دیدار ما از آن حضرت است.

بنابراین اگر ما از گناه اجتناب کنیم و منتظر واقعی باشیم، به مقامی می‌ رسیم که غیبت و حضور برایمان فرقی ندارد، امام سجاد(ع) به ابوخالد کابلی می‌فرماید: «ای ابوخالد! به درستی که مردم زمان غیبت حضرت مهدی (عج) آنان که معتقد به امامت هستند و در انتظار ظهور او به سر می‌برند، با فضیلت‌ ترین مردم همه زمان‌ ها هستند؛ به دلیل اینکه خداوند متعالی عقل و فهمی به آنان عنایت کرده که غیبت در نزد آنان به منزله ظهور و مشاهده گشته است».

از این رو، در حدیث دیگری امام جعفر صادق(ع) می‌فرماید: «هر کس دوست دارد که از یاران حضرت قائم(عج) شود؛ باید که منتظر باشد و در عین حال به پرهیزکاری و اخلاق نیکو مشغول شود». بنابراین اگر کسی ترک گناه کند و منتظر امامش باشد، از یاران واقعی حضرت به شمار می‌آید، آن‌ گاه اگر بزرگترین توفیق الهی او را دریابد، غیبت و ظهور حضرت برایش تفاوت نخواهد داشت." (منبع: مهدویت، پرسش‌ها و پاسخ‌ها، از پژوهشکده مهدویت)

از دید دامنه، در باره ی فرهنگ انتظار حضرت حجّت (عج)، ارجاع دادن به قرآن مجید، عمیق ترین سخنی ست که مرحوم آیت الله محمدتقی بهجت فومنی به مومنان سفارش کردند

یکشنبه ٢٢ فروردین ۱۳٩٥ ، ٧:٢٥ ‎ب.ظ

پست 2029 : به ذوق دامنه : به نام خدا. این نکته ی کویری را خیلی بر جان گذاریم: در قلب اسلام صفحه ی 218 خوانده ام: "بعد از بدن، نزدیک ترین چیز به روح انسان لباس اوست. لذا لباس انسان باید مناسب و بر اساس سادگی و فروتنی باشد." برید به > زیرنویس تصویر زری زری

این حشره ی خوش رنگ زری زری، (کفش دوزک) در لباس پوشیدن استاد همه است، زمستان الکل تولید می کند که یخ نزند. جوان که بودیم این زری زری را می گرفتیم به او می گفتیم: زری زری! مِه یار بورده کام وَری؟

یکشنبه ٢٢ فروردین ۱۳٩٥ ، ٩:٢٥ ‎ق.ظ

پست 2028 : به قلم دامنه : به نام خدا. امشب شهادت امام دهم، حضرت امام هادی علیه السّلام است. ضمن سلام به پیشگاه آن ولیّ برگزیده ی خدا، یک سخن بسیار مهم از آن امام شهید، تقدیم دامنه خوانان ارجمند می کنم. باشد پندگیرنده باشیم  و در سایه ی رهنمودهای گوهربار زیست معنوی کنیم:

النّاسُ فِى الدُّنْیا بِالاْمْوالِ وَ فِى الاَّْخِرَةِ بِالاْعْمالِ. یعنی مردم در دنیا به وسیله ی ثروت و تجمّلات شُهرت مى یابند اما در آخرت به وسیله ی اعمال، محاسبه و پاداش داده خواهند شد. (منبع: اعیان الشیعه، ج 2، ص 39)

سلام و توسّل معنوی می جوییم به امام هادی (علیه السّلام) شهید به دست ستمگران بی  رحم دولت موروثی و استبدادی عباسی

یکشنبه ٢٢ فروردین ۱۳٩٥ ، ٩:٠٥ ‎ق.ظ

پست 2027 : به قلم حجت الاسلام شیخ مالک رجبی دارابی 44 : "بسم الله الرحمن الرحیم.  سلا م علیکم : سوم رجب مصادف است با سالروز شهادت امام هادی (ع)، پیشوای دهم شیعیان در ماه ذی الحجه سال 212 ه.ق در شهر صریا (نزدیک مدینه) دیده به جهان گشود. پدر ایشان حضرت امام محمدتقی جوادالائمه علیه السلام و مادرشان بانویی فاضله و عفیفه به نام سمانه استنام مبارک ایشان علی از القابشان نقی، هادی و نجیب؛ و کنیه‌شان ابوالحسن است. امام علی‌النقی الهادی علیه السلام در سال 220 ه.ق به امامت رسیدند. در این زمان ایشان در مدینه بودند و در آنجا به مدت 13 سال وظایف امامت خود را انجام می‌دادند؛ مردم از این سرچشمه حیات معنوی و علمی و فکری سیراب می‌شدند و ایشان نیز به همه امور شیعیان رسیدگی می‌کردند تا این که متوکل (خلیفه وقت) که در دشمنی با ائمه اطهار(ع) مشهور بود؛ به خاطر هراسی که از نفوذ و محبوبیت امام علیه السلام در جامعه داشت ایشان را از مدینه به سامرا فرا خواند بقیه در ادامه ی مطلب


ادامۀ مطلب
یکشنبه ٢٢ فروردین ۱۳٩٥ ، ۸:٥٥ ‎ق.ظ

پست 2026 : به سُرایش حجت الاسلام شفیعی مازندرانی 53 : ( دامنه: به نام خدا. اشعار زیر دیشب توسط استاد شفیعی مازندرانی برای چاپ در دامنه، به تلگرامم ارسال شده است. ضمن سلام و سپاس به ایشان، با هم آن را به نیّت تجلیل از شهیدان زمزمه می کنیم: )

خوشا آنان که زین ساناته رفتند 
به عرش  عند رب  ،  دردانه ، رفتند 
که اندر قاف قرب یرزقون اند 
شهید  راه صاحبخانه ، رفتند 
چه خونین ، بال ، زین سو  پر کشیدند 
به عشق آن ، می و پیمانه ، رفتند 
حرم، می بالد از این ، عشق بازی 
برای فرق ایمان ، شانه ، رفتند 
مدافع ، جان نثار  ، آل عصمت 
برای دفع هر بیگانه ، رفتند 
خدا ، فرمود امواتش ، مخوانید 
که  بل احیا  ، سوی کاشانه ، رفتند 
شفیعی ، گو به یاد یار غایب  
به امر ناب او مستانه ، رفتند
اول رجب 1395: شفیعی مازندرانی
شنبه ٢۱ فروردین ۱۳٩٥ ، ۱۱:٥٥ ‎ق.ظ

پست 2025 : به نام خدا. دارابکلا را از زاویه ی دوربین جناب سیدمحمد صباغ دارابی ببینید: اینجا که در سایت باشگاه خبرنگاران جوان هم منعکس شد. از سید محمد، دوست گرامی دامنه ممنونم و سلام دارم و خداقوت می گویم و خدا نگهدار.

تصاویری از زیبایی های دارابکلا در روز جمعه بیستم فروردین 1395 توسط جناب سید محمد صباغ دارابی ست که در سایت باشگاه خبرنگاران جوان منعکس شد. از طریق ارسال لینک به دامنه، واصل شد. درود و جاویدان باد شهید سیدباقر صباغ عموی رزمنده ی سیدمحمد

شنبه ٢۱ فروردین ۱۳٩٥ ، ۱۱:٤٥ ‎ق.ظ

پست 2024 : به نام خدا. با دید زیبابینِ دوربین جناب یک دوست، عکسهای ارسالی شماره 51 به تلگرام دامنه را می بینیم: اینجا

جنگل دارابکلا. افرایی. کلبه ی عمویوسف. جمعه 20 فروردین 1395. ارسالی جناب یک دوست به تلگرام دامنه. حوض کنار جاده ی کلبه. یک دوست در این عکس، همه ی ذوقش را در درون حوض آب نهاد و دلمان را شنایی و شناور ساخت

شنبه ٢۱ فروردین ۱۳٩٥ ، ٩:٥٥ ‎ق.ظ

پست 2023 : به قلم حجت الاسلام شفیعی مازندرانی 52 : "قسمت اول: اجر معنوی حفظ محیط زیست در فقه و فرهنگ اسلامی جلوه¬های مختلف حفظ محیط زیست مورد تاکید اسلام. سید محمد شفیعی مازندرانی 
چکیده: پروردگار حکیم، همة ابعاد طبیعت را جهت بهره برداری صحیح (معقول) و خداپسند ما آفرید و ما در این عرصه مسئولیت داریم تا از هر گونه اسراف کاری، تخریب، سوء استفاده بپرهیزیم و با بهره¬برداری مجاز الهی و امام زمان پسند (طبیعت از انفال است) در حفاظت و حراست از محیط زیست و آنچه در این عرصه حضور دارند بپردازیم، و از این راه جلب رضای خدا و پاداش دیگر را نصیب خود سازیم در این مقاله خاطرنشان شد که آدمی می¬تواند از راه تلاش در احیاء جنگل، دریا، کوه، حیوانات و پرداختن به آبادانی در خور شأن آنها پیش خداوند متعال، کسب آبرو کند. همچنین خاطرنشان شد که بسیاری از بدبختی¬های ما «کیفرهای الهی» است که بر اثر عدم رعایت در باب پای بندی به اصول بهره برداری صحیح از ابعاد مختلف محیط زیست بر ما وارد می¬شود. در این تحقیق به این حدیث توجه تام شده است که پیامبر اکرم فرمود: هر کسی در آستانه رفتن از این دنیا باشد و در دست او نهالی است که می تواند آن را در زمین بکارد باید چنین کاری را انجام دهد و لحظات حساس باقی مانده از عمر خود را به کاشتن نهال اختصاص دهد.
کلمات کلیدی: محیط زیست، حراست، قانون، بهره برداری صحیح
مقدمه: حفظ محیط زیست، چیزی است که عقل سلیم بشری بدان توجه دارد این مساله مورد تاکید اسلام بوده بگونه‌ای که بسیاری از ابعاد آن هنوز مورد کشف عقلانی آدمیان قرار نگرفته¬اند.
امام صادق(ع) فرمود: شَرِّقا اَو غَرِّبا لن تجدان علماً صحیحاً الاّ شیئاً خرج من عندنا اهل البیت (کلینی، (1407)، 1/ 299) به شرق و غرب جهان توجه کنید علم راستین و قابل توجهی دیده نمی‌شود جز آنچه که از زبان ما به شما می‌رسد، نکته قابل ذکر آن است که طبیعت (محیط زیست) در روح، جسم، سرنوشت و آینده ما انسان نقشی اساسی و غیر انکاری دارد که بقیه در ادامه ی مطلب

ادامۀ مطلب
شنبه ٢۱ فروردین ۱۳٩٥ ، ٩:٤٥ ‎ق.ظ

پست 2022 : به قلم میرزاعلی چلوئی دارابی 1 : "به نام خدا و سلام خدمت همه ی عزیزان و جناب دامنه به قول مهندس عبدی کبلاقا. اقای طالبی عزیز خدمتتان عرض کنم که نام شناسنامه ای بنده علی چلویی ست که در محل به میرزا علی میشناسند البته خودم میرزا نیستم نوکر شماهایم . شما دعا بفرمایید که هیچ وقت بی علی نمانم. نام پدرم به میان امد که با افتخار خاک پای ایشان هستم . از عمویم گفتی که من هم دلسپرده و ارادتمندش میباشم. از لطف شما و همه گرامیان سپاسگذارم. برای حقیر نوشتی: "کاری بزرگ و ماندنی" (در پست 2021 اینجا) که اصلا خودم را لایق این کار کوچک نمیدانم.و در پاراگراف دوم با این همه تعابیر شرمنده ام کردی والبته رنجیده. بنده با این کار کوچک سوای نیتی که داشتم خواستم کار فرهنگی همراه با عمل انجام داده باشم تا در اینده مثل جاده گرگان به نیکی از محلمان یاد شود. در پایان ضمن تشکر ویزه از حاج اقا رجبی از شما جناب دامنه گرامی ملتمس دعایم که هم در دیار علم و فقاهت هستی و هم نزدیک به کریمه اهل بیت. دعایم کن که واقعا محتاج محتاج محتا............جم بدرود و خدا نگه دار".

پاسخ دامنه : به نام خدا. سلام و سپاس. بسیار ممنونم جناب میزراعلی چلوئی دارابی. وظیفه ی دامنه بود از کار خوبت تشکری کرده باشد. و عمل خداپسندانه ات در تاریخ ثبت مانده باشد. در صحّت و سلامت باشی همواره و همه جا.

شنبه ٢۱ فروردین ۱۳٩٥ ، ٩:۳٥ ‎ق.ظ

به قلم  دامنه

پست 2021 : به نام خدا. گرچه پرِ کاه هستم در این دنیای فانی ولی می خواهم از جناب آقای حاج میرزاعلی چلوئی دارابی فرزند حاج رحمان تجلیل کنم. او برادرزاده ی دوست گرامی و همسنگرم حاج  علی چلوئی دارابی ست. که سال هاست به هم دل سپُرده ایم و به هم ارادت داریم و احترام. بگذرم. برادرزاده ی این رفیق و همرزمم، یعنی میرزاعلی، سال قبل اقدام بسیار خداپسندانه و خیره کننده ای در جاده ی دارابکلا انجام داده است. یعنی کاری بزرگ و ماندنیِ کاشتن صدها نهال در این مسیر، با هدف حفظ سرسبزی و پاسبانی از طبیعت زیبای دارابکلا. به سهم خودم که بسی ناچیزم و از سوی دامنه خوانان ارجمندم، از شما به تعبیر خودمونی میرزا، تشکر و تقدیر می کنم و امید می برم که ان شاء الله شاخه شاخه های این نهال ها شاهدی برای خوبی های تو در دنیا پیش خدا باشد. با کاشتن این درختان و هزینه هایی که به سزاواری نمودی، چندین اثر بر جای گذاشتی که آیندگان بیشتر این را می فهمند؛ از جمله ی آن اینان اند:

عمل نیکو. پاسداشت درخت که شاخه هایش به تعبیر پیامبر اسلام (ص) بال ملائک است؛ سایه بان برای رهگذران. شاخه سار برای حیوانات. آشیانه برای پرندگان. اکسیژن برای بوم زیست. هوای پاک برای دل های پاک. زیبایی برای انسان که جمال دوست است چون خدا جمیل است. و نعمت های فراوان که ما به آنها علم و ادارک نداریم. درخت؛ نشانه ای از مظاهر زیبای خدای مهربان است. پس تو هم مهربان بودی و به جاده و مردم و بوم و محل خودت مهر ورزیدی.

اگر از کردکوی به گرگان رفته باشی که حتما" رفتی، کناره های 20 کیلومتری این مسیر پر ار درختان سر به فلک کشیده است و می گویند فرمانده ارتشی تیپ گرگان آن را طراحی کرده و به کمک کارگران زحمتکش کاشته. حالا هر کس از آن اتوبان عبور می کنه هم حظّ می کنه و هم خاطره در خود جمع می کنه. برات طول عمر آرزو می کنم جناب آقای حاج میرزاعلی چلوئی دارابی فرزند حاج رحمان. دیگر چیزی بلد نیستم بنویسم. همین. از تو می خواهم هرگز نام علی را از نامت حذف نکن: همیشه بنویس: میرزاعلی.با آن دل درختی و پاک ات دعایم کن که دعاهای مثل شماها خوبان بر جان آدم می نشیند؛ آری، تو بر من دعا کن که خیل خیلی محتاج دعاهایم.

نظر حجت الاسلام شیخ مالک رجبی: «سلام علیکم :جناب آقای حاج میرزا علی چلویی از مَردان نیک و مؤمن و متدین دارابکلا هستند نه تنها دارابکلا بلکه هرکجا رَحل اقامت داشته باشند خوبی و تواضع ایشان بروز و ظهور پیدا می کند بنده با ایشان ارتبا ط نزدیک دارم .ایشا ن یکی از مؤمنین مسجدی و در مجالس مذهبی هستند.و حضور مستمر دارند و همان طور که شما برادر ارجمند جنا ب آقا ابراهیم از ایشا ن تعریف کردی (که با کاشتن صدها نهال ......کاری بزرگ وماندنی انجام دادند )بجا تعریف کردید .ممنون از شما .موفق ،مؤید، منصورباشید.»

دارابکلا. حاج میرزاعلی چلوئی دارابی. 20 فروردین 1395. ارسالی حاج حسین رنگین کمان به تلگرام دامنه. حاج حسین ممنونم بقیه ی عکس ها در ادامه ی مطلب


ادامۀ مطلب
جمعه ٢٠ فروردین ۱۳٩٥ ، ٧:۳٩ ‎ق.ظ

پست 2019 : به قلم حجت الاسلام شیخ مالک رجبی دارابی 43 : " بسم الله الرحمن الرحیم. از حضرت ام کلثوم چه میدانیم: سلام علیکم :اگر عزیزان توجه داشته باشند نام حضرت ام کلثوم را فقط درشب 19 ماه رمضان می شنوند.وآن هم جریان علی علیه السلام درشب 19 ماه رمضان درخانه ای ام کلثوم علیها السلام افطار کردند.وگاهی هم در محرم ..چون امروز  29جمادی الثانی 1437 هجری قمری بنابه نقلی سالروز شهادت حضرت ام کلثوم است . دلیل این مورخان که در کتاب اعلام النساءآ ورده شد این استکه حضرت ام کلثوم (ع )4ماه پس ازباز گشت کاروان اسرای کربلا به شام دانسته اند .از این جهت مطالب مختصر خدمت شما خوانندگان تقدیم کنم. حضرت ام کلثوم دختر امیر المومنین علی علیه السلام بود. بقیه در ادامه ی مطلب


ادامۀ مطلب
جمعه ٢٠ فروردین ۱۳٩٥ ، ٧:۳٤ ‎ق.ظ

پست 2018 : به قلم دامنه : به نام خدا. به آنچه در اینجا در باره ی دامنه در پاسخ به پست 2009 یعنی اینجا با عنوان "شوخی با دامنه از طرف مغضوب او وَلاَ الضَّالِّینَ"نوشتی پاسخ می دهم: دو پاسخ می دهم: پاسخ تستی در همین پست و پاسخ تشریحی در آتی. اما پاسخ تستی: در این عکس دامنه دقت کن که یارِ غارم در سال 1388 در آبشار دارابکلا گرفته، یک معنی اش اینه: دامنه خواسته بیایه به قُلّه آنهم در ستیغه! ولی دیده خیل خیلی غباریه و بدجوری ابریه. چشم  دیده نمی خواهه، نور بینش و بصیره می جویه که بر دامنه خیل خیلی زوده:

دیدی نمی شه  دامنه بیاد قله؟ که بند شیش خودت گفتی: "ساده وشگون روستایی هستمی" !! متن کامل تو را هم در ادامه ی مطلب درج کردم و هم لینکش را ثبت: در ادامه ی مطلب


ادامۀ مطلب
جمعه ٢٠ فروردین ۱۳٩٥ ، ٧:٢٩ ‎ق.ظ

پست 2017 : به قلم دامنه : به نام خدا. حلول ماه رجب ماه خاص خدا را پیشاپیش تبریک می گویم. طبق آیه ی 55 سوره ی یاسین اهل بهشت در آن جا خوش هستند و با هم شوخی و خوش و بش و فُکاهی می کنند: إِنَّ أَصْحَابَ الْجَنَّةِ الْیَوْمَ فِی شُغُلٍ فَاکِهُونَ، در این روز اهل بهشت کار و بارى خوش در پیش دارند. و طیق آیه ی 58 همین سوره خدا به آنها سلام می دهد: سَلَامٌ قَوْلًا مِن رَّبٍّ رَّحِیمٍ از جانب پروردگار[ى] مهربان [به آنان] سلام گفته مى ‏شود. پس در سرآغاز ماه مهم رجب المُرجّب، سلام صمیمانه ی دامنه به دامنه خوانان بزرگوار ارجمند:

در ادامه ی مطلب، متنی در باره ی سلام در قرآن برای مشتاقان گذاشتم


ادامۀ مطلب
جمعه ٢٠ فروردین ۱۳٩٥ ، ٧:٢٥ ‎ق.ظ

پست 2016 : به قلم دامنه :  به نام خدا. قیمت دیه ی نفس انسان در سال جدید بیشتر شد یعنی 190 میلیون تومان برای ماه‌ های غیر حرام. معادل 100 نفر شُتر، که در چهار ماه حرام شامل ماه های رجب المرجب، ( که از شنبه است) و ذی القعده و ذی الحجه و محرم الحرام به این دیه، یک سوم افزوده می شود. از فردا قانون دیه امسال اجرایی می شود. هر کس ماشین دارد و بیمه اش  مال سال قبل است اگر تا الان الحاقیه نزده، کوتاهی و کاهلی نکند، برود دفاتر بیمه، الحاقیه بگیرد. معمولا 30 یا 40 هزار تومان باید برای بیمه ی الحاقی یعنی تکمیل بیمه ی شخص ثالث ماشین اش طبق قیمت دیه ی سال جدید بپردازد. اگر نگیرد، هر اتفاقی خدای ناکرده بیفتد، آن افزایش دیه ی انسان را بیمه نمی پردازد و باید مالک ماشین از جیب گشاد و یا تنگش بدهد. مطلب زیر اطلاعات افزوده ای ست برای درک و آگاهی از میزان دیه ی انسان که هر سال به دلیل گران تر شدن شتر و گوسفند و گاو و ... دیه اش نیز افزوده می شود. به عبارتی دیگر، انسان گران تر نمی شود. قیمت انسان همواره 100 شتر یا 200 گاو یا 1000 گوسفند و ... است. آنچه کم یا زیاد می شود مقدار پولی است که در ازای آنها پرداخت می گردد، ارزش پول اگر ثابت باشد مقدار آن ثابت می ماند، و اگر متغیر باشد (پایین بیاید یا بالا برود) مقدار آن به همان نسبت کم یا زیاد می شود:

"دیه (= وَدْی) نفسِ انسان با شُتر محاسبه می‌شود و دیه سایر اعضای بدن با دینار. بر اساس شرع و قانون مجازات اسلامی (ماده ۲۹۷) دیه نفس انسان مسلمان یکی از امور شش گانه است که قاتل در انتخاب هر یک از آن‌ ها مخیّر می‌باشد و تلفیق آن‌ ها جایز نیست:
۱- یکصد شُتر سالم و بدون عیب که خیلی لاغر نباشند.
۲- دویست گاو سالم و بدون عیب که خیلی لاغر نباشند.
۳- یک هزار گوسفند سالم و بدون عیب که خیلی لاغر نباشند.
۴- دویست دست لباس سالم از حلّه‌ های یمن
۵- یک هزار دینار مسکوک و غیر مغشوش که هر دینار یک مثقال شرعی طلا به وزن ۱۸ نخود است.
۶- ده هزار درهم مسکوک سالم و غیر مغشوش که هر درهم به وزن ۶/۱۲ نخود نقره می‌باشند. (منبع متن افزوده : اینجا)

جمعه ٢٠ فروردین ۱۳٩٥ ، ٧:۱٩ ‎ق.ظ

پست 2015 : به نام خدا. واقعا" دیدنی ست عکس های 19 فروردین 1395 جناب یک دوست به تلگرام دامنه. ممنونم از این همه جَست و خیز مورد تاکید فرهنگ دینی و سبک خوب زندگی: اینجا

دارابکلا. جنگل. حمزه بِنه سر. 5 شنبه 19 فروردین 1395. ارسالی جناب یک دوست به تلگرام دامنه. فقط آق رضی سجادی و تِلم دوو را می شناسم. سلام و خداقوت و کسب و کار برکت. آق رضی فکر کنم تلم را خریده

جمعه ٢٠ فروردین ۱۳٩٥ ، ٧:۱٧ ‎ق.ظ

پست 2014 : به قلم حجت الاسلام شفیعی مازندرانی 51 : "دعای امت : دعا در حق مقام معظم رهبری دعا در حق امام زمان است: تداوم امامت در روز گار غیبت کبرا : اما م در نگاه  اهل سنت  کسی است که حاکمیت بر جامعه را تسخیر کند  چه از طریق حق  و چه از راه با طل (او اولی الامر است _تفسیر الدرالمنثور } 2 _ 536 _ -مفردات راغب ص 82_ ) ولی شیعه فقط به امامت امام معصوم می اندیشد ( مجمع البیان ج 3 ص 64 )و در صورت غیبت به نایب او چشم می دوزد که عنوان ولی فقیه را دارد  این عنوان طبق قانون اساسی از آن کسی است که فقهای مجلس خبرگان ملت که نمایندگی ملت را دارا می باشند از میان فقهای واجد شرائط جامعه، وی را (ولی فقیه) تعیین می کنند تا کشور دچار چند صدائی نشود و هرج و مرج ، پیش نیاید (که امروز،  یعنی پس از ارتحال  امام خمینی (سلام الله علیه)، امام خامنه  حائز این عنوان هستند. شعر:

در ایران جز یکی، فرمان روا نیست
صدائی غیر آوای وِلا نیست
به جز از او نخیزد حکم گوئی
به جز حکمش به ما صوت الهدی نیست
همو مجلای یار در نهان است
که او جز نایب آن آشنا نیست
نوای او نوای انقلاب است
جز او کس بهر ما صاحب لوا نیست
خدایا دشمنانش را بر انداز
که خصم او به جز خصم خدا نیست
هر آن کس غیر راه او بپوید
به جز همسوی با خصم دغا نیست
شفیعی دمبدم او را دعا کن
دعایش جز دعا بر یار ما نیست 
جمعه ٢٠ فروردین ۱۳٩٥ ، ٧:۱٥ ‎ق.ظ

پست 2013 : به قلم دامنه : به نام خدا. دو روز گذشته به لحاظ ماه قمری سالگرد مرحوم آیت الله العظمی سید محمدرضا موسوی گلپایگانی بود. مرجعی بزرگ، همراه و حامی رهبر کبیر انقلاب امام  خمینی، عالمی خدوم و مردمی و دارای آثار فراوان مراکز عام المنفعه در ایران و جهان و فقیهی متنفّذ و معنوی. دامنه افتخار دارد چند بار به دیدار عمومی اش رفته و چندین بار در مسجد اعظم قم او را از نزدیک دیده و ... . برای این مرد بزرگ و حامی انقلاب و دلسوز مردم درود و صلوات. برای شناخت بیشتر متنی در ادامه ی مطلب گذاشتم.

دو مرجع بزرگ شیعه. هر دو مقتدر و مردمی. امام خمینی رهبر کبیر و مرحوم گلپایگانی مرجعی  قوی


ادامۀ مطلب
پنجشنبه ۱٩ فروردین ۱۳٩٥ ، ۱٠:٥٩ ‎ق.ظ

پست 2012 : به انتخاب دامنه : قسمت 3. در سلسله مباحث فاطمه شناسی برای درک بیشتر مقام حضرت فاطمه زهرا ( سلام الله علیها) ترجیح دادم سخنان مهم یکی از مراجع عظام تقلید را در باره ی پاره ی تن پیامبر خدا (ص) ارائه کنم. سخنان مهم آیت الله حسین وحید خراسانی. باشد تا انگیزه ای برای معرفت و محبت و در اوج آن مودّت گردد:

"بسم الله الرحمن الرحیم. الحمد لله رب العالمین وصلی الله علی سیدنا محمد وآله الطاهرین سیما بقیة الله فی الأرضین واللعن علی أعدائهم إلی یوم الدین . امروز مقدمه فاطمیه است؛ مهم این است که ما بفهمیم [فاطمه کیست]، نفهمیدیم، این اکسیر اعظم است؛ کمال علم این است. این گوهر چه گوهری است؟ نه کسی شناخته! نه کسی می‌تواند بشناسد. روایاتی که در موضوع صدیقه کبری است، به قدری بهت انگیز است که فقهاء تراز اول در درک آن‌ها متحیّرند، از اسم گرفته تا مُسمّا. اما اسم: لفاطمة تسعة أسماء عند الله. [او] کسی است که اسم او در مقام عندیت ملیک مقتدر است، آیا مسمّا کجاست؟ فهم این روایات دونه خرط القتاد. لفاطمة...، برای فاطمه نه اسم است، اما کجا؟ عند الله. بقیه در ادامه ی مطلب

ای مادر سادات، ای اُسوه عِباد، درود به تو که پاره ی تن رسول الله (ص) هستی


ادامۀ مطلب
پنجشنبه ۱٩ فروردین ۱۳٩٥ ، ۱٠:٥٥ ‎ق.ظ

پست 2011 : به زیرنویس دامنه : به نام خدا. باز هم روز 17 فروردین 1395 دارابکلا را به دیده ی تیز دوربین جناب یک دوست نظاره می کنیم که دارابکلا و حریم وسیع اش شامل مُرسم و جنگل و صحرا و اوسا را با هنر خیره کننده اش، دایره وار برای دامنه و دامنه خوانان نمایاند با عکس های بسیار بی نظیر و بی همتا : اینجا

ای شهرستان میاندورود، هر چه بزرگ و حجیم بشی، و پُر دود و دَم بشی، اما دارابکلا باز هم از تو وسیع تره، چون جنگل و صحرا و دامنه ها داره. . 17 فروردین 1395. ارسالی جناب یک دوست به تلگرام دامنه

پنجشنبه ۱٩ فروردین ۱۳٩٥ ، ٩:۱٥ ‎ق.ظ

پست 2010 : به قلم حجت الاسلام شیخ مالک رجبی دارابی 42 : "سلام علیکم. توضیح  مختصر در ارتباط با دیالکتیک.دیالکتیک (dialectic) کلمه ای است یونانی و در اصل از واژه دیالگو(dialogos) مشتق شده است که به معنای مباحثه و مناظره است. دیالکتیک به روش خاصی از بحث و مناظره گفته می شود که اول بار سقراط حکیم در مقابلِ طرف گفتگوی خود در پیش گرفت. هدف وی از این روش، رفع اشتباه و رسیدن به حقیقت بود.

روش او به این صورت بود که در آغاز، از مقدمات ساده شروع به پرسش می نمود و از طرف خود در موافقت با آنها اقرار می گرفت . سپس به تدریج به سوالات خود ادامه می داد تا اینکه بحث را به جایی می رساند که طرف مقابلش، دو راه بیشتر نداشت:
یا اینکه مقدماتی را که قبل از این در شروع بحث پذیرفته بود، انکار کند و یا اینکه از مدعیات خود دست کشیده و به آنچه سقراط معتقد است، معترف شود. این روش گفتگو و بحث، امروزه نیزبه نام روش دیالکتیکی یا روش سقراطی معروف است. 
افلاطون، کلمه دیالکتیک را به روش خاص خود اطلاق کرد که هدفش دستیابی به معرفت حقیقی بود. به عقیده او، از راه سلوک عقلی و همراه با عشق، باید نفس انسانی را به سوی  درک کلیات و یا مثل که حقایق عالمند، راهنمایی کرد. او طریقه خاص خود را برای کسب این نوع معرفت، دیالکتیک نامید و تمام آثارش را نیز به طریق بحث و گفتگو و به عبارت دیگر به روش دیالکتیکی نگاشت. دانشمندان جدید از قبیل کانت نیز این کلمه را در مواردی استعمال کرده اند.  اما قبل از همه این ها، حدود پنج قرن ق.م فیلسوفی یونانی به نام هراکلیتوس، نخستین کسی بود که این لفظ را به کار برد. او معتقد بود که عالم همواره در حال تغییر و حرکت است و هیچ چیز پابرجا نیست. 
هگل، دانشمند مشهور آلمانی با توسل به مفهومی که هراکلیتوس ابداع کرده بود و در ادامه نظریه وی، منطق و روش مخصوص خود را برای کشف حقایق، دیالکتیک نام گذارد. وی، وجود تضاد و تناقص را شرط تکامل فکر و طبیعت می دانست و معتقد بود که پیوسته ضدی از ضد  دیگری تولید می شود. 
بالاخره در مکاتب مارکسیسم و لنینیسم، واژه دیالکتیک به معنای حرکت و تحول در تمام جنبه های مادی، اجتماعی، اقتصادی، خلاقی و طبیعی به کار رفت. بدین ترتیب، فلسفه دیالکتیک در این مکاتب چیزی جز مطالعه طبیعت و جامعه ی در حال دگرگونی نیست. مارکس و انگلس نظرات مادی خود را براساس منطق هگل تشریح و تبیین کردند و از همین جا بود که ماتریالیسم دیالکتیک به وجود آمد. در حقیقت، ماتریالیسم دیالکتیک، ترکیبی است از فلسفه مادی قرن هجدهم و منطق هگل که مارکس و انگلس این دو را به یکدیگر مرتبط ساختند. (منابع اصول فلسفه و روش رئالیسم، جلد 1، صفحه  71)"
چهارشنبه ۱۸ فروردین ۱۳٩٥ ، ٧:٢٥ ‎ب.ظ

به قلم    دامنه

پست 2009 : به نام خدا. مدیر فعّال و محترم وبلاگ "قله ی بصیرت دارابکلا" پستی پست کردهاینجا و در ضمن آن نوشته: "جناب دامنه ی بسیار عزیز قهر کرده با قله ی بصیرت" چند گونه پاسخ می توان بر این! و آن! نوشت که به برخی از این! اشاره می کنم و آن! را فعلا" به سکوت می گذرانم:

1- اولا" سلام به تو جناب قلّه که در ستیغ قله، آن هم قلّه ی رفیع و صعب العبور یصیرت هستی و دامنه هنوز که هنوزه در دامنه است و کناره و کرانه با یک حال نظاره. و خیلی هم راضی و پرنشاط و شاد و خشنودم به همین دامنه، که تا نیل به قلّه ی تو، قدم هایی به اندازه ی طی کردنِ مدار راس السّرطان که همان سرِ خرچنگ است، توشه نیازه.

2- در شرف و مردانگی ات نسبت به دامنه تا اینجا هیچ شکی ندارم، چون به این گونه قواعد پایبندی نشان دادی و خیلی هم هول و ولع نمی کنی مثلا" یک چیزی علیه ی دامنه گیر بیاری و توی بوق و کرنا بکنی که خدای ناکرده عِرض و آبروی مرا ببری و مثلا" دلت را از کینه و عُقده تخلیه کنی، نه. تو ثابت ساختی به قولی که با آئین ات دادی، پایبندی. عقل را به همین جهت عقل می گویند چون عرب زانوبند شتر را عقل می گوید. یعنی عقل مانند زانوبند شتر نمی ذاره آدمی  رَم کنه و مثل هوای شرجی دَم کنه و مانند افعی دُم راست کنه. از این نظر خیلی پیشی. تحسین داری پیشم جناب قلّه. و دلشادم که عهدشکنی در این باره نمی کنی. روسیه کسی ست که خِذلان را نفهمه که خدا آن روز را برای هیچکه نیاره.

3- ولی در باره ی آن و آن و آن و نیز آن، خیلی جولان می دی جناب قلّه. فکر نکن دامنه جواب بلد نیست برات بیاره، خوب هم به یاد دارم چی بیارم بذارم ولی صبوری می کنم که تو تا کی از قیامت درس بزرگ می گیری و با ولع و تشجیع درونی یا تحریک بیرونی و شاید هم عشق شَبابی! دیگه هی کپی رایت نمی کنی از آن محفل و از آن باند.

4- نوشتی در وبلاگت: " جناب دامنه ی بسیار عزیز قهر کرده با قله ی بصیرت ". رُک بگم به هر که تو به او خیلی عشق داری، دامنه هرگز از تو جناب قله قهرمَهر نکرد و نمی کند، چون خیلی باخبرم خامی و کال، و تا پخته شوی و تامّ نیازه دامنه با تو تا کنه تا یکباره لایه لایه نشی و اَخمت درهم نشه و ابرو کمان نکنی و تیر بر چلّه ی قله رها نکنی. می خوانمت، چون می خوانمت. هر دو خواندن منظورمه که تو خوب تیزی در درک الفاظ و فهم سجع نویسی های دامنه!!

5- پیشتر هم پستی گذاشتی بدون شرح و صفحه ی لینک و پیوند وبلاگ مرا با صفحه ی لینک و پیوند وبلاگ خودت وفق دادی. شاید کمتر کسی زوم کرد که ببینه چیه. ولی دامنه چون هنوز همبادام زمینی را از خوراکش حذف نکرده و هر روزه یک منگ می خوره چون آنتی اُکسیدانه و  سلول خاکستری مغز را حفظ می کنه، لذا فوری فهمید که می خواهی بگی قله لینک دامنه را نگه داشته، ولی دامنه لینک قله را ورش داشته. خوب، معلومه، وقتی به اصولم، اصل های 16 و 17 هم اضافه شده، باید در لینک تو تجدید نظر کنم. ولی تو چرا به پست بدون شرح خودت وفادار نماندی؟ ها جناب قله؟ تو که خشم را گفتی به خشم خواستی بیاری!

6- خودت، به خوشی خوش، خودت را از وراء یا از قفاء بر دامنه بشناسان، به قول دارکلایی ها مِقار برو. من که ورای ورای ورای تو را هم می دانم. ولی خودت مقار بیایی همه چیز حَلّه، قلّه. حتی اگ چنین شد باهم با ویزایی که می گیریم می ریم حِلّه.

7- و در همان پست نوشتی: "به یقین طبق شناختی که از جناب دامنه داریم، ایشان در گروه  فوق قرار نمی گیرند اما متاسفانه برخی از بیانات ایشان که باز متاسفانه چندین بار هم تکرار شده است همانند آبی است که به آسیاب دشمن ریخته می شود." پاسخ دامنه خیلی حیّ و حاضره؛ ولی باشه پس از رفتن به حِلّه. حَلّه جناب قُلّه؟ دعا کن کارم به تحلیل محتوای مطالب وبلاگت نکشه که پُر از کِش و قوسه (= پیچ و تابه)، و الّا بر شما با این صراحاتم خیلی سخته؟

چهارشنبه ۱۸ فروردین ۱۳٩٥ ، ٧:۱٥ ‎ب.ظ

پست 2008 : به قلم یک دوست 1 : "سلام به دامنه و دامنه خوانان. خصوصاً کسانی که در امر آلبوم دامنه با دامنه همکاری میکنند، خصوصاً آسید که ما همگی شاگردش هستیم، و سید رسول شفیعی که در طبیعت گردی اش ارمغان ها دارد، و دوست خوبمان احمد طالبی نقاش که او هم در تصویری برداری از طبیعت، یک هنرمند است و با تشکر از حاج میرزا چلویی و رنگین کمان که از دامنه خوانان با ذوق هستند. از دامنه و دامنه خوانان خصوصاً آسید تقاضا دارم یک دوست را در امر  تصویر برداری راهنما باشند."

پاسخ دامنه : به نام خدا. سلام جناب یک دوست، دوست خوب و هنرمند متین دامنه. تو  استادی در این راه. آسید ازت بسیار تعریف کرد. من افتخار می کنم به هنرت. همه ی کسانی که در بخش عکس با دامنه با شوق و خردمندی همکاری می کنند؛ مانند آسید، سیدرسول شفیعی، حاج حسین رنگین کمان، دارکلایی ریکا ( تقی آهنگر دارابی) و احمد طالبی و گهگاهی دو نفر دیگر جنابان "یک دامنه خوان" و نیز جناب مهندس محمد عبدی از خود شما زیاد تعریف کردند و شما را پیشتاز می دانند و خیلی هم کامنت زیر پست های عکس های تو واصل می شود که بعضا" پخش هم می شود. به هر حال خیلی طرفدار داری.

آسید در زمیه ی عکس سِمت استادی دارند و بارها و بارها چه عمومی و چه خصوصی از هنرت گفت و به وجد آمد. و یا مثلا" شیخ وحدت هم خیلی از تصاویری که می گیری و منعکس می کنم احساس نشاط و خوشحالی نمودند و پیشم اظهار نمودند و تحسین کردند هنرت را و گفتند خیلی زیبا عکس می گیری.

من هم که خادم در دامنه ام، ازت بسیار ممنونم. چون هم دامنه خوانان را دلشاد می کنی و هم بر تنوع و گوناگونی فضای دامنه نقش می آفرینی و هم به ثبت رویدادهای طبیعی خدا در حریم دارابکلا می پردازی. ماجوری و مطمئن باش این نوع امور منفعت دارد؛ زیرا امید و شادی و دیدن را تولید می کنی که در دین خدای مهربان خیلی تاکید شده اسن. خدا به همراهت جناب یک دوست

نظر حاج حسین رنگین کمان : "سلام جناب یه دوست. شما خودتان یک الگو هستید ما را هم یاری بفرماید. دست شما درد نکنه با تصویر های زیبا ی از دامن طبیعت به یادگار گذاشتی".

نیمی از دارابکلای بزرگ و زیبا در دید تیزبین دوربین جناب یک دوست. 17 فروردین 1395

چهارشنبه ۱۸ فروردین ۱۳٩٥ ، ٦:۱٥ ‎ب.ظ

پست 2007 : به قلم دامنه : به نام خدا. مدّ "وَلاَ الضَّالِّینَ". می دانم که قرائت الفاظ قرآن بر وفق مخارج و طبق صفات آن هر چه نیکوتر و تجویدی تر باشد، بیشتر بر دلها می نشیند و آداب دانی علم قرآن به حساب می آید و تقدیس و احترام آن. مثل میزان کشش و مَدِّ "وَلاَ الضَّالِّینَ" آخر آیه ی هفتم سوره ی حمد، که در نمازها نیز با آن خوگرفته ایم. ولی می پرسم آیا به همین حدّ و میزان به رباخواری و ستمکاری و پارتی بازی و شکاف نابرابرانه و ظالمانه میان فقیر و غنی و اختلاس های میلیاردی و دزدی های جورواجری هم حسّاس هستند؟ یا نه، شعارش را فقط سرمی دهند؟ بارها مراجع عظام تقلید این متولّیان دین و آئین و دینداران، فتوا داده اند و باز نیز فتوای خود را شرح و تفصیل کرده اند و سخنرانی ها و تذکرها سرداده اند که جریمه گرفتن دیرکرد وام بانک ها حرام و ربا و فعلی قبیح است، پس چرا مثلا" یک راهپیمایی مردمی و رسمی با مجوّز سازمان تبلیغات اسلامی که زیر نظر مدیریت آیت الله آقای شیخ احمد جنّتی ست، صورت نمی گیرد تا بساط حرامخواری کنده شود!؟ آیا مبارزه با حرام ربوی از مدّ "وَلاَ الضَّالِّینَ" کمتر است؟ این را گفتم تا رسانده باشم معضلات جامعه ی دینی ایران همیشه از غرب سرازیر نمی شود، بخشی از آن داخلی ست و مال همین برخی از متشرعین ظاهرگراست که فریادشان اغلب جاها برقرار است اما بعضی جاها بر فرار است. والسّلام.

چهارشنبه ۱۸ فروردین ۱۳٩٥ ، ٥:٠٥ ‎ب.ظ

پست 2006 : به ذوق دامنه : به نام خدا. کویریات این پست دوتاست؛ یکی در وادی بدعت در دین و ایمان و دیگری در ورای عشق و انسان. هر کدام را خواستی؛ بخواه و بخوان:

1- هنگامی که بِدعت (= نوآوری های دروغین و خودمحورانه)  ظاهر شد، وظیفه ی عالم دینی ست که علم خود را ظاهر کند. (منبع: تشیّع و مشروطیت، دکتر عبدالهادی حائری، صفحه ی 126)

2- از مثنوی مولوی ست که : بُلبُلانه نعره زن بر روی گُل    تا کنی مشغولشان از بوی گُل

چهارشنبه ۱۸ فروردین ۱۳٩٥ ، ٤:۳٥ ‎ب.ظ

پست 2005 : به نام خدا. روز 17 فروردین 1395 دارابکلا را در بهترین زوایا با دید دوربین جناب یک دوست نظاره کنید. عکس های بسیار زیبا، سرسبز و نشاط آور: اینجا

مسجد جامع و تکیه ی دارابکلا. 17 فروردین 1395. ارسالی جناب یک دوست به تلگرام دامنه. ممنونم جناب یک دوست که بعد از سیدعلی اصغر اثبات کردی بهترین و برترین هنر و ذوق عکاسی طبیعت را در خود ذخیره کردی. خیلی با مهارت و خوش زاویه تصویر می اندازی. ازت بسیار خرسندم و زحماتت را در همکاری با دامنه از یاد نخواهم برد

سه‌شنبه ۱٧ فروردین ۱۳٩٥ ، ٩:۱٥ ‎ب.ظ

پست 2004 : به قلم دامنه : کلاس سوم. به نام خدا. 1- علم سیاست پویاست. این علم دیرین در بسیاری از عرصه ها سهیم است که بررسی نتایج اقتدار و قدرت از مهمترین آنهاست. 2- علم سیاست توضیح حال است. یعنی، پدیده ها و روندهای موجود را بررسی می کند. 3- علم سیاست فهم گذشته است. بررسی نهادها، اندیشه ها، دولت ها و رفتارهای گذشته از باستان تا الآن به ارزیابی های امروز کمک می دهد. 4- علم سیاست پیشنهاد کننده است. هدف نهایی همه ی بررسی های علم سیاست این است که به تصمیمات عملی بینجامد نه صرفا" در لای صفحات و در حالت انتزاعی (= ساخته ها و پرداخته های ذهنی) باقی بماند. 5- علم سیاست در مرحله ی جنینی ست. با آن که این علم بیش از 2500 سال قِدمت دارد، اما هنوز در دوران کودکی ست. و اگرچه در 100 اخیر بسیار پیش رفته است، اما همچنان در حالت تغییرات پی در پی و رشد است. تا کلاس چهارم خدا نگه دار.

سه‌شنبه ۱٧ فروردین ۱۳٩٥ ، ٦:٤٤ ‎ب.ظ

پست 2003 : به قلم دامنه : به نام خدا. جناب حجت الاسلام والمسلمین آقای سیدحسین شفیعی دارابی سلام علیکم. بر سر جمله ی دست مریزاد که املای منه، و دست مریضا که املای شماست در دو پست متوالی 1985 اینجا و 1999 اینجا، به حکم مُلّالغتی بودن دامنه، مطایبه ای (= مزاح و خوش طبعی) تقدیم می کنم:

جمله ی «دست مریضا» که اساسا" کاربردی ندارد، نفرین است به معنای دست، بیمار باد. در مقابل، جمله ی «دست مریزاد» آفرین است، یعنی دست، افتاده مَباد. البته من یقین دارم که حضرت عالی به قرینه ی جمله ی بعد از عبارت « دست مریضا» هرگز نفرین را برای من اراده نکرده اید. این پستم ضمن تصحیح آنچه مجدد بکار گرفته اید، صرفا" یک مطایبه با شما می باشد. که خاطرم جمع است پذیرای این نوع لطائف و فکاهیه ها هستی. در ضمن مطّلع اید و خوب هم خوانده اید که قبلا" در پست 1987 در 15 فروردین 1395 اینجا، نیز در پاسخ تان بر دست مریضا نوشته بودم:

"خیلی خرسندم و نیز به انبساط خاطر، خندیدم زیرا خودم در سنگکی های قم، به گوشم بارها شنیدم که با لَهجه ی خیلی قشنگ قمی می گویند: دست مریزاد. که به گفته ی مرحوم علی اکبر دهخدا، جمله  ی فعلیه ی دعایی ست و صُوت مرکّب است. برای تحسین شخصی که از دست او کاری نمایان، برآید. من هم به حضرت عالی می گویم دست مریزاد. یعنی نریزد دستت هرگز. که شما نمی دانم چرا زای مریزاد را به ضاد بُردی!"

سه‌شنبه ۱٧ فروردین ۱۳٩٥ ، ۱:٤٥ ‎ب.ظ

پست 2002 : به قلم مهندس محمد عبدی 12 : "سلام کبلاقا ابراهیم جان. آنچه موجب نجات انسانها از آتش قعر و دوزخ الهی می شود، بر مبنای آموزه های دینی قطعا" پذیرش سخن حق است نه توجیه و تفسیر و قال و من قال کردن . نیز چه سخن عالی از معصوم (ع) به ما رسید با این مضمون: کسی که زیاد و پُر گوست، قطعا زیاد هم اشتباه می کند و کسی هلاک خواهد شد که از تذکر اشتباهش پند نگیرد و ابرام و توجیه کند. خداوند به برخی از منتقدان و دو بهم زنانِ بزرگان و پیشقراولان انقلاب، توفیق توبه و انابه عنایت فرماید تا حق را حق ببینند و به توجیه و تفسیر ناحق، جلوه حق ندهند. انشاءالله. موفق باشید"

سه‌شنبه ۱٧ فروردین ۱۳٩٥ ، ٩:۱٥ ‎ق.ظ

به قلم  دامنه

پست 2001 : به نام خدا. جناب مستطاب (=خوش و نیکو و پسندیده) حجت الاسلام والمسلمین سیدحسین شفیعی دارابی سلام علیکم. بدون فوت وقت و پرهیز از مقدمات، و با ذکر سپاس، می روم روی جواب به پست 1999 اینجا که حاوی متن یکصد و بیستم شماست:

1- در سرآغاز متن تان نوشتید: "فرصتی پیش آمد تا مراجعه ای به وبلاگ خوب «دامنه» داشته باشم؛ و از مفاد پست های هشتگانة جدید بارگذاری شدة در آن مطّلع گردم؛ که زحمت تهیّه و تدوین پنج پست از این مجموعه را شخصا متحمّل گردیده اید؛ اینجانب ضمن تشکّر و عرض خسته نباشید به جنابعالی و گفتن «دست مریضا» و «ما شاء الله به این همّت والا» و غبطه خوردن از این «استفادة بهینه از وقت»" دامنه هم می گوید این متن چهار سطری تان، دل مرا مسطّح و قلب مرا منبسط ساخت و شائقم نمود که کار دامنه هرز و عبث نیست هر چند معترفم که پُر از اشتباه و خطاهام ولی تشویقیّه ی شما برای من، غذای پرانرژی روحی ساخت و هزارانخداقوت باد، بر درونم نهاد. ممنونم از آن مرد با ظرفیت و خوش اخلاق و خوش نهاد.

2- پاسخم به بند ب حضرت عالی، در باره ی نوشته ام مبنی بر ورود شما به زندگی مرجع بزرگ شیعیان آیة الله حسین وحید خراسانی، صرفا" یک مثال بود تا نشان داده باشم با آن که مرا به سزا و روا، از ورود بر متشابهات برحذر داشته بودی. خود در پاره ای از اوقات بدان ورود نموده ای. پس این که  فرمودی دچار کذب فاحش شدم، جایی ندارد. چون طبق سوره عصر، ما تَوَاصَوْا داریم که از باب تفاعل است و جنبه ی مشارکت دارد نه انفراد. یعنی همه ی مومنان به هم توصیه کنید آن هم به حق و به صبر. که در این پست با هم این سوره ای که اقیانوسی از معانی و معنویت است تبرّک می کنیم که حضرت عالی در این کتاب مجید توفیق یافتی مُجدّانه دکترای تخصصی اخذ کنی: وَالْعَصْرِ. إِنَّ الْإِنسَانَ لَفِی خُسْرٍ. إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ: سوگند به عصر [غلبه حق بر باطل]. که واقعا انسان دستخوش زیان است. مگر کسانى که ایمان آورده و کارهاى شایسته کرده و همدیگر را به حق سفارش و به شکیبایى توصیه کرده‏ اند.

3- در مورد بند جیم و توضیحات مشرّح تان در باره ی توئیت منتسب به آیت الله اکبر هاشمی رفسنجانی فقط باید دو چیز بگویم: آن پست 1997 گفتمان و موشک، هجمه به رفسنجانی"، هرگز حتی ذرّه ای منظورم شما نبودید و دور است این از شما. و نیز پاسخم اینه :

پُرسی که تمنّای تو از لعلِ لبم چیست

آنجا که عیانست چه حاجت به بیانست

که طبسی حائری در کشکولش آن را به این صورت هم نقل کرده است:

خواهم که بنالم ز غم هجر تو گویم

آنجا که عیانست چه حاجت به بیانست

سه‌شنبه ۱٧ فروردین ۱۳٩٥ ، ۸:۱٥ ‎ق.ظ

به قلم  دامنه

پست 2000  : به نام خدا. این دوهزارمین پست در دامنه است. برای پست 2000 که به قید اتفاق و اقبال به قلم دامنه افتاد، 5 نکته بیش نمی گویم:

نکته ی یکم این است که به گفته ی مشهور، اگر دروغ، خنّاق (= اختناق آور و خفه کننده) بود، خیلی ها خفه می شدند. اشاره است به رواج روحیه ی دروغ در ایران و جهان.

نکته ی دوم آن است که "... و نوح (ع) پس از 900 سال رنج و کار و فداکاری در راه خدا، برای تنها بچه اش پارتی نمی تواند بشود... (معلم انقلاب مرحوم دکتر علی شریعتی. مجموعه آثار 19، صفحه ی 19) آری، این است رسم دین و آئین خدای عادلِ متعال.

نکته ی سوم این می باشد که به گفته ی وُلتر خطاهای بشری اول رهگذر و بعد میهمان اند و چندی نمی گذرد که صاحبخانه می شوند.

نکته چهارم آن است که به فرموده ی حضرت وصیّ، امام علی علیه السّلام، اگر به کسی چیزی گفتی و در مقابل، او نگفت چرا؟ او از فطرت انسانیت خارج است. نقل مضمونی ست و اشاره  دارد به اهمیت و ارزش چون و چرا کردن منطقی و عقلی و اخلاق گرایانه میان بشریت.

و نکته ی آخر هم در دوهزارمین پست دامنه این سخن عاشقانه ی دامنه است که بنای زندگی اش بر عشق چیده شده بود و بر عشق پیش می رود : قلب میگو در سَرِ آنها قرار دارد و یک زنبور برای یک قاشق عسل، باید روی 4000 گل بنشیند. تفسیرش با توست نه با دامنه. تا پست 3000 خدا نگه دار...

سه‌شنبه ۱٧ فروردین ۱۳٩٥ ، ٧:٢٥ ‎ق.ظ

پست 1999 : به قلم حجت الاسلام سیدحسین شفیعی دارابی 120 : "پاسخی معترضه (= پاسخی میان پاسخها). بنام پروردگار بصیر و دوستدار اهل بصیرت. آقا ابراهیم سلام علیک. ساعت حدود 4 بعد از ظهر روز دوشنبه 16/ 1/ 1395ش، توفیق یافتم تا مجدّدا به دفتر کار آموزشی و پژوهشی خود در دانشگاه مجازی المصطفی العالمیّه (صلوات الله علیه و آله) بازگردم؛ و به ادامة ارزیابی متن درسنامة «قرآن و مستشرقان» که توسّط یکی از اساتید فرهیخته (جناب آقای دکتر محمّد کاظم شکر یزدی) تهیّه تدوین یافته بود به پردازم؛ در ساعت پایانی این مرحلة از حضورم، فرصتی پیش آمد تا مراجعه ای به وبلاگ خوب «دامنه» داشته باشم؛ و از مفاد پست های هشتگانة جدید بارگذاری شدة در آن مطّلع گردم؛ که زحمت تهیّه و تدوین پنج پست از این مجموعه را شخصا متحمّل گردیده اید؛ اینجانب ضمن تشکّر و عرض خسته نباشید به جنابعالی و گفتن «دست مریضا» و «ما شاء الله به این همّت والا» و غبطه خوردن از این «استفادة بهینه از وقت»، به بیان نکات ذیل، بسنده می نمایم: بقیه در ادامه ی مطلب


ادامۀ مطلب
سه‌شنبه ۱٧ فروردین ۱۳٩٥ ، ٦:٥٥ ‎ق.ظ

پست 1998 : به قلم حجت الاسلام شفیعی مازندرانی 50 : "مفاخر دارابکلا. عاقبت دو جوان دارابکلائی : دو تن از جوانان مومن و پاکدامن دارابکلا (ساری _مازندران )جهت تحصیل علوم دینی ،به ساری رفته در مدرسه  حاج درویش علی ( بعدا مورد تخرب توسعه شهری قرار گرفته و اکنون  میدان ساعت معروف ساری است ) با همت تمام مشغول  تحصیل شدند و در این مدرسه خوش درخشیده بودند که ناگهان غایب شدند و تلاش ها جهت پیدا شدن آنها بجائی نرسید از این واقعه بیش از بیست سال گذشت تا این خبر در محل پیچید که  دو تن از علمای بزرگ نجف در حلقه درس  رئیس حوزه  علمیه  آنجا یعنی مرحوم شیخ انصاری، از دارابکلا هستند  و سر انجام آن دو  به دعوت مردم محل، از نجف باز گشته و در دارابکلا رحل اقامت افکنده  پس از چندی دو مدرسه علمیه با شکوه و پر رونق در اختیار شیفتگاه علوم آل محمد استان مازندران قرار گرفت. که یکی در بالا محله زیر نظر آیت الله شیخ ملا محمد حسین دارابکلایی و دیگری در سید محله زیر نظر آیت الله سید صالح دارابکلائی تأسیس شد و این دو مدرسه متأسفانه با ارتحال این دو عالم رو به تخریب نهاد و سر انجام اثری از آنها در دست نیست. 

البته با بازگشت مرحوم آیت الله دارابکلایی از نجف به این محل جای مدرسه ملا سید صالح مدرسه علمیه جدیدی به نام مدرسه امام صادق تأسیس گردید که در استان مازندران دارای درخشش ویژه ای بود که این حقیر در این مدرسه همراه بسیاری از طلاب سر شناس امروز استان و حوزه های علمیه قم و مشهد تحصیل کرده ایم و متأسفانه اکنون موقتا تعطیل است و مدرسه علمیه بالا محله که محل آن به عنوان اتاق پیش معروف است، جد مادری خودم را که در آن تدریس می فرمود را دیدم که از این مدرسه امروز اثری در دست نیست. 
امیدواریم که با تفضلات امام زمان نسل جدید بتواند راه و آثار ارزشمند آنان را تداوم بخشیده و به ادامه خط آنان همت گمارد. والسلام. شفیعی مازندرانی. 16/1/95"
.
سوال دامنه : به نام خدا. سلام جناب استاد شفیعی مازندرانی. ممنونم از این نوشته ی تان. سوالم این است منظورتان از "آیت الله سید صالح دارابکلائی" همان آسید صالح صالحی ست که جدّ مادر مرحومم زهرا آفاقی هست؟
.
پاسخ حجت الاسلام شفیعی مازندرانی : "با سلام :  ظاهرا باید این چنین باشد ولی تحقیق دقیق با ید در خود محل انجام گیرد   قبول زحمت بفرمائید."
.
پاسخ دامنه : سلام مجدد. ممنونم. بله. قبلا" در سال های گذشته از جناب حاج کل سید محمد شفیعی پرس و جو کردم ایشان تصدیق کردند. نیز در پست شماره ی 100 در دامنه با عنوان هشدار به روحانیت دارابکلا در 1 آذر 1392 یعنی اینجا از آق میر صالح صالحی پدربزرگ مادر  مرحومه ام یاد کردم) بنابراین، این که شما ذکر کردین،همانی ست که در سوال از شما پرسیدم. خدای متعال آن دو عالم بزرگوار (جدّ مادری شما و  پدربزرگ مادرمرحومه ام  آق میر صالح صالحی را) را رحمت کناد.
دوشنبه ۱٦ فروردین ۱۳٩٥ ، ۱۱:٠٥ ‎ب.ظ

پست 1997 به قلم دامنه : به نام خدا. چند روزی ست در فضای ایران برای برخی ها خوراکی لذیذ برای هجمه ی ناصواب و دروغ پردازانه به آیت الله اکبر هاشمی رفسنجانی مهیّا شده است، امروز خود ایشان این مساله را به بیان خود توضیح دادند که عصاره ی سخنانش در زیر می آید. فقط یک نکته را دامنه بگوید که اینان با بی تقوایی تمام به شیوه ی نیکیلو ماکیاوللی، تا توانستند به بهانه ی عشق به موشک، بر ادب خویش خط بُطلان کشیدند و هر بی ادبی بود بر زبان و متن خود جاری کردند تا آقای هاشمی رفسنجانی را به جای نقد، نفی کنند و مثلا" وی را از سر انتقام 7 اسفند 1394، نفله کنند. کینه توزی هم حدّ یقفی!! دارد.

از خدا که نمی ترسید، از وجدان خود هم که نمی ترسید، آیا از آتش آخرت هم نمی ترسید!؟ به شما توصیه ی برادرانه می کنم، ایمان خود را برای این و آن لکّه دار نکنید و ننگ ذخیره نکنید. آن توئیت که یعنی جیک جیک 170 کاراکتری در توئیتر، آن گونه تگذیب شد، شما که به جای 170 کاراکتر جیک جیک، این همه خُرعبلات تراشیدید، واقعا" از ادب بی بهره اید. بکوشید ادب بیاموزید تا سنّ اندک تان به قول جلال آل احمد دچار آفت پوکی سَن زدگی نگردد. اینجا بلاد ایران است نه فلورانس پرنس نیکیلو ماکیاوللی. در زیر متن هاشمی رفسنجانی را با دقت بخوانید:

«آیت‌الله هاشمی رفسنجانی در جواب سؤال یکی از حاضران که پرسید: «ماجرای سخن شما در باره موشک و گفتمان که در توییتر منتشر شده بود، چیست که باعث سوء استفاده بعضی‌ها برای القاء اختلاف بین شما و مقام معظم رهبری شده است؟»، گفت:

نقل این جمله برای من هم تازگی داشت و گفتم که اصل آن جمله را بیاورند که آوردند و دیدم که مربوط به تاریخ 14 آبان 1387 یعنی هفت سال قبل و در مصاحبه مفصّل با یک  گروه فیلمساز هلندی با موضوع «تاریخچه کاربرد سلاح‌ های شیمیایی علیه ایران»، است. وی با ابراز تأسف از تحریف و تقطیع خودسرانه این جمله و سوء برداشت از آن و تعجیل بعضی از جریان‌ها و گروه‌ ها برای سوء استفاده از این جمله، ادامه داد:

اولاً به عنوان کسی که در طول دوران زندان ستمشاهی، قرآن تفسیر می‌کردم، مصداق و تفسیر عملی آیه‌ «وَأَعِدّوا لَهُم مَا استَطَعتُم مِن قُوَّةٍ وَمِن رِباطِ الخَیلِ تُرهِبونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَعَدُوَّکُم» را در شرایط موجود که دشمنان، انقلاب، ایران و اسلام را تهدید می‌کنند، تجهیز قوای نظامی کشور، از جمله تقویت قدرت موشکی کشور را لازم می‌دانم...

بارها گفته‌ ام هم به عنوان اصل ولایت فقیه باید از رهبری نظام حمایت کرد و هم به عنوان شخص ولی فقیه، کسی بهتر از آیت‌الله خامنه‌ ای نداشته و نداریم... وی گفت: اولین موشک را جهاد سازندگی به کمک سپاه پاسداران ساخت که به نوعی مهندسی معکوس از موشک‌هایی بود که از برخی کشورها به شکل خیلی محدود می‌گرفت.» (منبع برای متن مفصّل سخنان آیة الله اکبر هاشمی رفسنجانی: سایت الف. کد خبر: 342432 اینجا) (برچسب: هاشمی رفسنجانی) (برچسب: هاشمی رفسنجانی)

موشک نقطه زن قدر شلیک از ارتفاعات البرز ایران. درود بر توان و اقتدار سپاه نماینده ی رزم ملت ایران

دوشنبه ۱٦ فروردین ۱۳٩٥ ، ۸:۱٥ ‎ب.ظ

پست 1996

به قلم حجت الاسلام شیخ مالک رجبی دارابی 41 : "سخنی با مداحان  سلا م  علیکم :بسم الله الرحمن الرحیم وبه نستعین وهو خیرالناصرین:   مد احی در لغت به معنای تعریف وتمجید کردن از کسی است ،ودر اصطلاح  تعریف کردن از ائمه اطهار علیهم السلا م می باشد .که این تعریف باید به بهترین صورت امکان انجام گیرد ،چرا که  آنان از هرگونه معصیت وگناه بدور بوده واز بندگان خاص ومقرب درگاه خدا وندمتعال بوده اند .پس مداحان گرامی باید هر چه بیشتر و بهتر در این راه گام بر داشته وهمچنین درتز کیه ای نفس خود بکوشند ودیگران را هم ارشاد نمایند. اولین مداح وروضه خوان امام حسین علیه السلا م که برای حضرت آدم (علی نبینا وعلیه السلام ) روضه ای عطش را خواند . اولین روضه خوان در کنار پیکر مطهر امام حسین علیه السلا م خواهر مظلومه ای ایشان حضرت زینب علیها السلام  بودند .اولین روضه خوان در مسجد شام  که با بیان مصائب پدر گرامیشان ماهیت یزید را بر باد داد ند واو را رسوا ومورد لعن ابدی قرار دادند امام سجاد علیه السلام بودند . واولین روضه خوان درکنار قبر مطهر حضرت سید الشهدا علیه السلام  جابربن عبد الله انصاری بودند که در روز اربعین این امام عزیز مرثیه ثرایی کردند .پس می توان گفت :کسانی که مرثیه اهلبیت علیهم السلام  را می کنند ،درواقع همکاران این مقربان هستند وقدر خود را باید بدانند ومداحی را برای خود شغل قرار نداده وآخرت را به بهای ناچیز نفروشند.وتوجه داشته باشند که رفتار واعمالشان شایسته یک مداح واقعی باشد.
مداح دارد ریشه درآب و گِل عشق
مداح یعنی چلچراغ محفل عشق
مداح یعنی لب به غیبت وا نکردن
مداح یعنی باکسی بد تا نکردن
مداح یعنی عیب کا ر خویش دیدن
یعنی خدا را در کنار خویش دیدن
مداح یعنی عارف و وارسته بودن
تنها به اولاد علی دلبسته بودن
بی شک کسی که سایه نشین این خاندان شد وخود را خادم  وغلام این در گاه دانست  ؛،قطعا آنها هم به سراغشان می آیند .ولطف وکرامتشان را شامل حال اینها خواهند نمو د. روزی مداحی درمحضر امام صادق علیه السلام روضه ای امام حسین علیه السلام دامن  آن مداح را پراز اشرفی کرده وبه او فرمو دند :قابل تو را ندارد،که اجر تو با خداست وخداوند پاداش تو را خواهد داد.
خصوصیات مداح : ذاکر اهلبیت علیهم السلام باید دارای خصو صیات فردی  ،اجتماعی،معنوی،واخلاقی خاصی باشد،تابتواند آنچنان که لایق هنرش است در اجتما ع حضوری سودمند داشته باشد،دراینجا بعضی از خصوصیات مداح :
1:اعتماد به نفس یعنی به خودش تلقین کند شهامت وشجاعت در مداحی راویأس وناامیدی را از خود دور کند وبا ید بگوید من استعداد این کار رادارم
2:طهارت وانجام فرائض (با وضو باشد وواجبات را به وقتش انجام بدهد واز محرمات دور شود .)
3:اخلاص یعنی نیت وهدفش فقط خدا باشد. درمداحی رقابت نداشته باشد با احسن وبارک الله وطیب الله گول نخورد داشتن صدا ملاک نیست بعضی ها با حرف عادی زدن دل مستمعین را می شکنند.واین اخلاص است که می توانددلهارا شکسته ومنقلب نماید.
«خود را بشکن تاشکنی خلق جهان را» همچنین اگر از او اشکالی گرفتند ناراحت نشود .کم وزیادبودن جمعیت دراوتأثیر نگذارد.ندادن هدیه اورا دلسرد نکند.تنها هدفش رسیدن به قرب الهی ورضایت اهلبیت علیهم السلام باشد .اگر هدفش چیزی جز این بود ،آنراتغییرداده وبه هدف مقدس وقربة الی الله تبدیل کند.تا نباشد از جانب معشوقه کششی   کوشش عاشق بیچاره به جایی نرسد
4:مداح باید تواضع داشته باشد،تا حرفش بهتر در مردم اثر کرده ومورد محبت عاشقان اهلبیت علیهم السلام قرارگیرد .نباید خودرابالاتر وبرتر از دیگران بداند وتکبر وغرور داشته باشدکه دراین صورت نخواهد توانست وظیفه اش را به طور احسن انجام دهد.
5:یکی دیگر ازخصوصیات مداح سخاوت است یعنی ازخودش اگر سرمایه دارد به فقیر وفقرا کمک نمایدوهمچنین تجربیاتش را در اختیار دیگران بگذارد تا فیض معنوی ببرد
6:مشوق دیگران باشد که آنهاهم مداح شوند
7:مودب با شد جایی که روحانی کاردان هست اورا احترام کند واول از روحانی مسجد استفاده شود درصورتی که خودش آماده باشد ونام معصومین وبزرگان را با احترام وادب باز گوکند
8:خوش قول باشد بدقولی مداح باعث اتلاف وقت مردم میشود
9:وقت شناس باشداگر به او سه دقیقه ویا سی دقیقه وقت دادند به موقع تمام کند ودر هر دو مورد بتواند بدون هیچ مشکلی انجام وظیفه کند
10: به مقتضای مجلس روضه بخواند ویامداحی کند
11:محتوای روضه منظم باشد این شاخه وآن شاخه نکند .مختصر ومفید مردم را خسته نکند
12:صحیح مداحی کند دروغ نگوید
13:از مجالس دیگر تجربه کافی داشته باشد .
14 حفظ ظواهر وظاهر خیلی مهم است .چون ایشان الگو وسرمشق دیگران است
15:گفتار ورفتار مداح هماهنگ باشد مثلا اگر درباره ای گذشت حضرت ز هرا سلام الله علیها حر میزند خودش هل گذشت باشد. حسن ختام این مبحث راسخنی از مقام معظم رهبری آیة الله العظمی خامنه ای ادامه الله ظله العالی قرار  می دهیم که فرمود مداحان وگویندگان فضائل اهل بیت علیهم السلام بهترین کسانی هستند که میتوانند حلقه ای عمل را به حلقه ای محبت وصل کنند ویک زنجیر واقعی در ارتباط مابا آنان به وجود آورند . 1395/1/16 قم المقدسه 25 جمادی الثانی 1437 هجری قمری"
دوشنبه ۱٦ فروردین ۱۳٩٥ ، ۸:۱۱ ‎ب.ظ

پست    1995

به قلم دامنه : به نام خدا. جناب مستطاب حجت الاسلام والمسلمین سیدحسین شفیعی دارابی سلام علیکم. لازم دانستم به نکاتی از متن 119 تان در پست 1994 اینجا، پاسخی کوتاه بیفزایم. با امید به رضایت خدا و استقبال شما که حقیقتا" نشان دادید، در این عرصه با همه ی وجود برای خوانندگان وقت می گذارید. و یقین بدانید این اقدام خیره کنندی تان در راستای زیّ طلبگی و انتقال آموزه های حوزوی و مطالعات دینی و ابلاغ معارف اسلامی ست. اما بعد؛،

1- از بحث تفسیری تان در باب قسم، که سعی داشته و دارم بر این فرهنگ وَحیانی خود را بیشتر از پیش تطبیق دهم؛ بهره ی وافر بردم. این گونه تذکرات در لابلای نوشته های تان حقیقتا" فرهنگ ساز است. بسیار ممنونم، زیرا همواره خودم را از نوجوانی در لوای پند و اندرزهای شما و دیگر روحانیان فاضل و بزرگوار، در منابر و مجالس دارابکلا و قم، قرار داده ام و از آن برای زندگی کردن و متدین ماندم، اکتساباتی هم نموده ام.

2- در باب پرهیز از سوگند در بند ب نوشتید: "هیچگاه تقاضای بنده و یا هر خوانندة دیگر «دامنه»، از جنابعالی این نبوده و نخواهد بود که برای اثبات عدم انگیزة ایجاد موج و موج سواری در طرح  برخی از پرسش ها و در ذکر برخی از مطالب مبهم، به خوردن قسم روی بیاوری، بلکه خواست خیر خواهانة همگان این است از وجود نشانه ها و قراین موهِم این انگیزه بکاهید" و توصیه ی دینی و خیرخواهانه فرمودی که "در جهت ممانعت از بروز چنین ذهنیّت ها تلاش" نمایم. ابتدا باید با نیّت خالص بگویم: به روی چشم. ولی در ثانی باید بگویم: گاهی با لجاجت ها و کینه توزی های عمدی برخی ها، مجبور می شوی برای صدق راه و کلام و عقیده ی خویش از واژه ی مقدس الله و سوگند به آن، مدد بجویی تا شاید بحثی با در میان آمدن این قُدسیّت سوگند، فیصله پذیرد، که متاسفانه باید گفت، گویی برخی ها اساسا" نمی خواهند از ظنّ بد که اِثم و گناه است، دست بردارند و سخن برادر دینی خود را بپذیرند. اما معتقدم مطالب شما در این باب، باورهای زیربنایی همه ی ماهاست، که اغلب، غفلت ها موجِد این رخداد می شود.

3- در بند پنج آوردی: "اوّلا: مگر بنده منکر آمیخته بودن عصر حاضر از دو ویژگی مهمّ «انفجار اطّلاعات» و «پدیدار شدن هزاران شُبهه در هر لحظه لحظه» هستم که جنابعالی در پرتو عبارت مذکور (دست کم به صورت غیر عمدی) در پی مخدوش ساختن ذهن مخاطب نسبت به اینجانب برآمدی؛ و کوشیدی تا بنده را از منکران دو ویژگی بارز عصر حاضر جلوه دهی؟" در پاسخ می گویم حقیقت آن است نه " در پی مخدوش ساختن" ذهن مخاطبان علیه ی شما هستم و نه جناب مستطاب عالی را از مُنکران دو ویژگی بارز عصر حاضر یعنی انفجار اطّلاعات و پدیدار شدن هزاران شبهه در هر لحظه لحظه، می دانم. چطور ممکن است من نسبت به شما دچار این خَبط بزرگ و خطای فاحش و ضداخلاقی و کریه شوم، حال آن که واقف و آگاهم که شما از روحانیانی هستی که هم با ابزارهای مدرن روز در این فضای درهم تنیده و تیره، آشنایی، هم آن را خردمندانه بکار گرفته ای و هم لحظه ایی از آن غفلت و تغافل نمی ورزی. این است که دامنه گاهی گویا باید سوگند را به وسط بیاورد تا باور بیاورد!! این نتیجه گیری تان از آن بحث من که واقعیات عصر مدرنیته و پُست مدرنیته را گفتم، واقعا" برای من استبعاد آورد که چرا حضرت عالی این گونه برداشت نمودید که دامنه خدای ناکرده چنین چیزی در سر پرورانیده باشد. حتی تصوّرش هم خطاست چه رسد به تصدیقش. بگذرم.

4- در بخش ثالثا" بند 5 نوشتید: "آقا ابراهیم، انتظار از جنابعالی که به لطف الهی هم در گذشته و هم در وضعیّت فعلی، مدال پرافتخار پیوستگی با «منبر» و «منبری» را در کارنامه ات داری، اینست که بیش از پیش مراقب این شگرد معاندان باشی؛ و خدای نا کرده به صورت نا خواسته در استخر آنان شنا نکنی". اول آن که از شما سپاسگذارم که پیوستگی مرا به منبر و منبری تصدیق کردی و پیش خدا گواهی دادی و گواهی ساداتی مانند شما که از خاندان بسیار خوب دارابکلا هستید، برای من افتخار است. دوم آن که بارها در پای منبر نشستم. بارها در زیر منبر سخن گفتم و دو سال قبل نیز بر قداست منبر و محتوای آن در تکیه سخن گفتم و در پست 51 با عنوان مُلّا و مَدّاح اینجا به قلم دامنه، در 25 آذر 1392 در باره ی اتفاقی که در تکیه ی پایین محله ی دارابکلا میان مداح مدعو و دوست و فاضل ارجمندم حجت الاسلام والمسلمین جناب آقای شیخ محمدجواد مهاجری افتاده بود، دیدگاهم را نسبت به اهمیت منبر مطرح کردم. ( با پاسخ به 40 کامنت در ذیل آن پست) بنابرین توصیه و سفارش شما به من از قبل هم بر روی چشمانم جای داشت. کافی ست همان داوری مرا در آن قضیه بخوانید که در باره ی منبر و ملا و مداح چگونه می اندیشم. یعنی پست 25. باز نیز می گویم: افتخار می کنم دین من از زیر منبرها ریشه گرفته. و شما و برادر شریف تان حاج کل سید محمد شفیعی بخوبی آگاهید که جدّ پدری ام مرحوم آخوند ملاعلی طالبی دارابی این ملاحیدر این ملا طالب، روضه خوان همین تکیه دارابکلا بوده و در زیر همان منبر تکیه ای دفن است که اولین موسّسِ  اولین تکیه ی دارابکلا بوده، و جدّ مادری ام مرحوم شیخ باقر آفاقی دستی در تدریس در مسجد جامع ساری داشت و پای نیز در منابر و نیز مرحوم پدرم شیخ علی اکبر طالبی دارابی، که در حد و اندازه ی خود ذاکر و روضه خوان خاندان عصمت و طهارت علیهم السّلام بود و نیز مادر مرحومم حاجیه زهرا آفاقی روضه خوان و معلم قرآن بخشی از زنان روستای مان. پس یقین بدان وقتی در این خاندان خوگرفته ام هرگز در استخر آنان که من هم عین شما با آنان ضدّ و مخالفم، شنا نمی کنم و غرق هم نمی شوم. و اساسا" با منهاییون مخالفم. و منبر را می پسندم که البته منبرهای اخلاقی، دینی، به دور از خرافه و مستند به کتاب و سنت. باز نیز به پند ارجمندتان می گویم: چشم.

5- در بند 6 تفسیریه ی خوبی نگاشتید و قصد خویش از طرح مُحکمات و مُتشابهات زندگی افراد را به یادم آوردی که "یعنی مراقب باشیم که در زمرة کسانی قرار نگیریم که همواره در پی «متشابهات» در زندگی اشخاص باشیم" باید بگویم، بله. جز این هم برداشتی از آن متن تان نداشتم. من به این توصیه ی دینی شما که مبنای فکری هم دارد کاملا" پاسخ مثبت می دهم و خودم تا جایی که از خودم باخبرم از ورود به آن خودداری می ورزم. تا جایی که اخلاقم در خانه، و میان دوستان و فامیلانم به گونه ای ست که همگان می دانند اخبار خانوادگی را از زبان هیچ کس به هیچ وجه گوش نمی دهم. تزم ماقال به جای مَن قال است و افکار به جای اشخاص. البته چون می دیدم شما در برخی از پست های تان با ایجاد فرصت و اغتنام از آن، به اشخاص خاص، هم به زیان اشاره و تصریح طعنه می زدید و هم در نقدشان به حریم های اخباری ورود می کردید، مجبور بودم بر متشابهات برخی دیگر مثالی بیاورم تا نقد و احیانا" نفی شما را خنثی سازم. مثلا" شما در باره ی آیة الله سیدحسن خمینی، حتی حاضر شدی به نقد زندگی مرجع بزرگ شیعه آیة الله حسین وحید خراسانی ورود کنی و بگویی تا به حال آیا هیچ بیانیه ای صادر کردی در باره ی مسائل انقلاب که حالا بیانیه ... .  و یا با نقد فرزندان آیة الله هاشمی رفسنجانی مثل ف ... و م ...، ( که زندگی پرحاشیه ای دارند و دادگاه با مسائل آنان باید کار داشته باشد نه شما و من و دیگران) به خودِ ایشان حملاتی داشته اید. خوب می پرسم این ورود شما، حقیقتا" ورود به محکمات زندگی هاشمی ست؟ یا متشابهات و حواشی ایشان؟ با این وجود تذکر اخلاقی شما را پسندیده می دانم. خوب اگر گیر دادن به فرزندان ملاک باشد، شما بهتر از من خبر دارید فرزندان برخی از آقایان به دلیل قیام مسلحانه علیه ی نظام اسلامی، و عضویت در سازمان تروریستی منافقین (که نهایتا" نوکر سازمان سیا آمریکا گردیده) اعدام و زندانی شدند. بگذرم و ذائقه ی شما را تلخ نکنم. با همه ی وجودم می گویم از بحث های شما حتی سر سوزنی ناراحت نمی شوم، حتی در نقد خودم باشه. چون نعمت است این گونه بحث و تضارب ها. حضور شما در دامنه مفید و دارای آثار بزرگی ست ولو آن که با شما بحث و حتی جدال احسَن شود و من پاسدار حریم شما بوده و هستم و می مانم. و با آن که بر متون شما نقدهایی می نگارم ولی هرگز به هیچ کسی اجازه ی تعرّض و اهانت به شما را نمی دهم. خدا حافظ و ناصرتان.

دوشنبه ۱٦ فروردین ۱۳٩٥ ، ٢:٠٥ ‎ب.ظ

پست     1993

به انتخاب دامنه : قسمت 127. به نام خدا. در این لیف روح یکصد و بیست و هفتم، دو نکته ی تقریبا" به هم پیوسته را می آورم: اول: برای عاشق عارف، صبرِ بر عشق ورزی آسان است، ولی صبرِ از عشق ورزی بشدت مشکل. دوم: علم روانکاوی نشان داده است، انسان دو نیاز روحی مهم دارد: دوست داشته باشد و دوست داشته شود. یعنی محبّ بودن و محبوب بودن. همین. (بردداشت آزاد دامنه از: آئین در آئینه. صفحه 297)

دوشنبه ۱٦ فروردین ۱۳٩٥ ، ۱٢:٥٥ ‎ب.ظ

پست 1994

به قلم حجت الاسلام سیدحسین شفیعی دارابی 119 : ( دامنه: به نام خدا. با سلام و سپاس فراوان، متن پاسخ جناب حجت الاسلام والمسلمین سیدحسین شفیعی دارابی به نوشته ی دامنه در پست 1960 در 11 فروردین یعنی: اینجا . که در ساعت 11 و 455 دقیقه ی امروز دوشنبه 16 فروردین 13955 به تلگرام دامنه واصل شد، عینا" منتشر می شود. جناب آقای شفیعی از زحمات شما در تبیین مسائل اخلاقی و فرهنگ قرآنی در این متن تان، بسیار ممنونم: )

"پاسخ به پاسخ های «رُک» آقا ابراهیم (3). بنام پروردگار بصیر و دوستدار اهل بصیرت. آقا ابراهیم سلام علیک؛ پس از بازگشت از برنامة کاریم از دانشگاه مجازی المصطفی العالمیّه صلوات الله علیه و آله (حدود 15/ 9 شب دو شنبه) توفیق مراجعة به وبلاگ ارجمند «دامنه» رفیقم گشت؛ نوشتة جدید جنابعالی در قالب پست 1986 را همچون گذشته مطالعه نموده، و از مفاد ششگانة آن آگاه گشته ام؛ از اینکه از خواندن تعبیر«دست مریضا»، خیلی خرسند گشتی و نیز انبساط خاطر پیدا نمودی، خوشحال شدم؛ امّیدوارم این حالت خوشت، مصداقی از این سخن بلند و معروف علوی باشد؛ آنجا که فرمود: «اَلمُؤمِنُ بَشرُهُ فی وَجِهِهِ وَحُزنُهُ فی قَلبِهِ» : «شادی مؤمن در رخسار او و اندوهش در دل است» (نهج البلاغه، کلمات قصار، شماره325)؛ البتّه ایراد و انتقاد واردة بر نکات مذکور را کم نمی بینم؛ ولی فعلا چاره ای جز گذر از کنار آن ها را ندارم. در دو قسمت پیشین از این مجموعه از نوشته هایم در جهت پاسخ دهی به بخشی از نوشتة جنابعالی که آویختة به عنوان «پاسخ رُکم به حجت الاسلام سیدحسین شفیعی» (پست 1960) بوده است، نکات سه گانه ای را بازگو نمودم؛ ( دامنه: یعنی پست 1976 اینجا و پست 1985اینجا) اکنون نیز، به ذکر سه نکتة  دیگر می پردازم:
4-  آقا ابراهیم، در آن نوشتة خویش چنین آوردی: «اگر قسم خوردن ها در قرآن نهی نمی شده بود، حتی حاضر بودم قسم هایی به صیغه ی شرعی بخورم که نه، نه موج، نه سوار بر موج. فقط و فقط: طوفان فکری برای نشاط عقیدتی سیاسی و برکات نهفته»؛ در این راستا، ذکر سه مطلب را سود مند میدانم:
الف- بلی، از دیدگاه اسلام‌، سوگند یاد کردن، عملی ناپسند بوده و اجتناب از آن بسیار مطلوب و پسندیده می‌باشد، اما متفاوت بودن حالات انسان به هنگام سوگند یاد کردن از یک سو و انگیزه‌های مختلف جهت قسم خوردن از سوی دیگر، موجب برخورد متفاوت قرآن کریم با انواع سوگندها شده است؛ به بیانی واضح‌تر، خداوند متعال در قرآن کریم، در آیه 224 از سوره بقره مسلمین را از هر نوع سوگندی حتی به منظور نیکی و تقوی و اصلاح بین مردم برحذر داشته و سپس در آیه 225 از همان سوره با تقسیم سوگندها به سوگند لغو و سوگند جدّی‌، سوگند لغو را فاقد اثر جزایی و فقهی و سوگند جدی را موضوع احکام فقهی و اثرات وضعی قرار داده است‌. به عنوان مثال‌، قسم‌هایی که معمولاً از روی عادت برای امور عادی و کم‌ ارزش‌، بر زبان جاری می‌گردند، در عین حال که نامطلوب و شایستة پرهیز هستند لغو و بی‌اعتبار شمرده شده و اسلام هیچگونه عقوبتی را چه دنیوی و چه اخروی بر آن مترتّب نمی‌سازد. اما سوگند هایی که با عزم و اراده و تصمیم جدی و به منظور رسیدن به اهدافی خاص‌، از انسان صادر می‌شود، دارای اهمیت بوده و به همین لحاظ دارای اثرات گوناگون وضعی و فقهی هستند.(جهت اطلاع بیشتر در این خصوص‌، به تفسیر نمونه‌، ج 2، ذیل آیات یاد شده از سوره بقره (224 ـ 225) و همچنین تفسیر آیه 89 از سوره مائده مراجعه نمایید). البته لازم به ذکر است که ممنوع بودن سوگند و نامطلوب بودن آن حکمی کلی است‌؛ ولی استثناء بردار است‌. زیرا قسم خوردن نزد حاکم شرع‌، نه تنها ممنوع و یا مکروه نیست‌، بلکه در برخی موارد واجب و تنها راه حل خصومت‌ها است‌. از آن جمله هنگامی که مرد، همسر خود را متهم به زنا کرده و نتواند برای اثبات مدعای خود، چهار شاهد عادل بیاورد، به دستور قرآن کریم باید به ترتیبی خاص‌، سوگند یاد کند و همسر او نیز، می‌تواند در دفاع از خود به شیوه‌ ای که قرآن کریم تعلیم داده‌، قسم بخورد.(آیات 6 ـ 9 سورة نور)؛
ب- هیچگاه تقاضای بنده و یا هر خوانندة دیگر «دامنه»، از جنابعالی این نبوده و نخواهد بود که برای اثبات عدم انگیزة ایجاد موج و موج سواری در طرح  برخی از پرسش ها و در ذکر برخی از مطالب مبهم، به خوردن قسم روی بیاوری، بلکه خواست خیر خواهانة همگان این است که از وجود نشانه ها و قراین موهِم این انگیزه بکاهید؛ و در جهت ممانعت از بروز چنین ذهنیّت ها تلاش نمائید؛
ج- قطعا همان طوفان فکری که به قصد نشاط عقیدتی سیاسی و برکات نهفته در محاوره های علمی محبوب نبوی (صلوات الله علیه و آله) در پی آن در تلاش هستی نیز، آداب و شرایط خاصّی دارد؛ تنها با رعایت آن آداب است که این طوفان فکری نتیجه خواهد داد؛ و گرنه بعید نیست که همگان و یا بخشی چشمگیری از خوانندگان این طوفان های فکری، در گرداب طوفان سر درگم و بی حدّ و حصر، نابود شوند؛
5-  آقا ابراهیم، در فراز دیگری نوشتی: «هیچ نیازی به شُبهه افکندن ندارم، عصر، عصر انفجار اطلاعات است، لحظه لحظه هزاران شُبهه پدیدار می گردد و دیگر هم، دوره، دوره ی منبر محوری نیست و ...»!!!؛ در این راستا نیز ذکر امور ذیل را سومند میدانم:
اوّلا: مگر بنده منکر آمیخته بودن عصر حاضر از دو ویژگی مهمّ «انفجار اطّلاعات» و «پدیدار شدن هزاران شبهه در هر لحظه لحظه» هستم که جنابعالی در پرتو عبارت مذکور (دست کم به صورت غیر عمدی) در پی مخدوش ساختن ذهن مخاطب نسبت به اینجانب برآمدی؛ و کوشیدی تا بنده را از منکران دو ویژگی بارز عصر حاضر جلوه دهی؟؛
 ثانیا: با توجّه به اینکه: بروز شبهات، خود نمادی از پیدایش معلول در عرصة فکری است؛ پس هیچگاه نمی توان آن را بی علّت دانست؛ قطعا نوشتة های شبهه آفرین هر نویسنده ای، خود علّتی در کنار سایر علل خواهد بود؛ تک تک این نوشته ها به منزلة علّت ناقصه ای هستند که به اندازة توان خود در بروز شُبهات در هر لحظه لحظه تأثیر گذار خواهند بود؛ پس هیچ بعدی ندارد که نوشته های بنده و جنابعالی و یا دیگر افراد به گونه ای باشد که در گردونة عوامل شبهه افکن قرار گیرد؛
 ثالثا: اگرچه دوره، دورة «منبر محوری» نیست و نمی توان نقش سایر رسانه های تآثیر گذار در عرصة گفتمان را نادیده گرفت؛ ولی چه کنم که با به صورت صریح عرض کنم: باور اینجانب همانند قضاوت کارشناسان حاذق، بر خلاف این سخن جنابعالی (= و دیگر هم، دوره، دوره ی منبر محوری نیست) و نیز بر خلاف فرمایش جناب رئیس جمهور(؛ که در روز شنبه، ۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۳ در آئین اختتامیه چهارمین جشنواره ارتباطات و فناوری اطلاعات فرمود: «دیگر دوران پیام از طریق بلندگوها، منبرها و تریبون های یک طرفه به سر آمده است») می باشد؛ زیرا واقعیّت خارجی حکایت از این دارد که برقراری ارتباط مستقیم با مستمع، به ضمیمة قداستی که مخاطبان برای منبر قائلند و اعتمادی که آنان به خطیب دارند، تأثیر کرسی «خطابه» به مراتب بیشتر از سایر ابزار اطّلاع رسانی است؛ این است که می بینیم، یکی از شگردهای مهمّ طرّاحان شعار «اسلام منهای روحانیّت» و دلباختگان به آنان، ستیز نامرئی با «منبر» و «منبری» های تأثیر گذار بوده و می باشد؛ حتّی گاه هم ممکن است آنان دم از احترام به منبر و منبری هم بزنند، و سخنی در راستای قداست آن دو به میان بیاورند؛ امّا وقتی که
در پی هدف آنان برآئیم و به آن دست یابیم، به این نتیجه می رسیم که این شیوة، مصداقی از ضرب المثل «با پنبه سر بریدن» و «حرکت با چراغ خاموش» است؛ آقا ابراهیم، انتظار از جنابعالی که به لطف الهی هم در گذشته و هم در وضعیّت فعلی، مدال پرافتخار پیوستگی با «منبر» و «منبری» را در کارنامه ات داری، اینست که بیش از پیش مراقب این شگرد معاندان باشی؛ و خدای نا کرده به صورت نا خواسته در استخر آنان شنا نکنی؛ و نباید به بهانة اینکه «باید به علم روزگار مسلّح شد و خاطر مکدّر و ذهن تیره گشته ی خیل عظیمی از افراد جامعه ی انسانی را به منطق و آورده های نصّ و عقل و تفکر زُدود»، دچار نادیده گیری تأثیر والای منبر و خطابه گردید؛ یکی از توصیه های مهمّ امام راحل (ره) به خطیب همیشه در یاد مرحوم آقای فلسفی (که جلسة موعظة و منبر ایشان توسّط جمعی از طرفداران دکتر مصدّق در مسجد تهران به تعطیلی کشیده شده بود)، این بوده است: «... در هر صورت جنابعالى نباید به این چیزها سنگر را خالى کنید. مفسدین همیشه مى‏خواهند امثال جنابعالى را از میدان بیرون کنند تا هر تاخت و تازى بخواهند بکنند و انتقادى در کار نباشد...» (صحیفه امام، ج‏1، ص: 30)؛ در سخن دیگری از آن بزرگوار نیز میخوانیم: «... ، ما هر روز باید منبر برویم براى حفظ این مکتب، براى حفظ این نهضتها...» (صحیفه امام، ج‏8، ص: 528)؛ مقام معظّم رهبری نیز فرموده است: «بعضی تصور می‌کنند که با آمدن وسایل ارتباط جمعی مدرن، از قبیل مطبوعات گوناگون، تلویزیون، رادیو و اینترنت، نقش منبر با این شکل که واعظ با پنجاه یا صد نفر حرف بزند، به پایان رسیده است. بنده به هیچ‌وجه چنین اعتقادی ندارم و معتقدم هیچ‌ چیز جای منبر را نمی‌گیرد (بیانات در دیدار جامعه‌ی وعاظ تهران ۲۸/۱۰/۱۳۸۱)؛ معظّم له در سخن دیگری نیز فرموده است: «عنصر [مهم]، هنرمندی در نحوه‌ی بیان است. من به منبر خیلی عقیده دارم. امروز اینترنت، ماهواره، تلویزیون و ابزارهای گوناگون ارتباطی فراوان هست، اما هیچ‌کدام از اینها منبر نیست؛ منبر یعنی روبه‌رو و نفس‌به‌نفس حرف زدن؛ این یک تأثیر مشخص و ممتازی دارد که در هیچ‌کدام از شیوه‌های دیگر، این تأثیر وجود ندارد. این را باید نگه داشت؛ چیز باارزشی است؛ منتها بایستی آن را هنرمندانه ادا کرد تا بتواند اثر ببخشد. (بیانات در دیدار روحانیان و مبلغان در آستانه‌ی ماه محرم ۵/۱۱/۱۳۸۴)؛
6-  آقا ابراهیم، بنده، در پرتو جمله ای، غیر مستقیم تذکّر داده بودم که وجود «متشابهات» در زندگی هر فردی ازجمله حضرت استاد مصباح یزدی طبیعی است؛ و خوب است در پی «محکمات» باشیم؛ هدف بنده از این تذکّر هم، توجّه دادن به توصیة قرآنی مذکور در خلال آیة 7 آل عمران بود؛ یعنی ارجاع «متشابهات» به «محکمات»؛ و نیز توجّه دادن به هشدار مذکور در همین آیه بود؛ یعنی مراقب باشیم که در زمرة کسانی قرار نگیریم که همواره در پی «متشابهات» در زندگی اشخاص باشیم؛ نگاه خوشبینانه ام این است که جنابعالی متوجّه این هدف بنده شدی؛ ولی متأسّفانه در مقام پاسخ نوشتی: «باز نیز رُک و بی پرده بگویم، در زندگی برخی ها، مُحکمات در بندِ متشابهات است و اساسا" شیوه ی مالوفانه ی عده ای بر منهج متشابهات است»؛ اینجانب با صرف نظر از درست یا نادرستی بهره گیری از واژة «مألوفانه» در ساختار ترکیبی این جمله، می گویم:
 اوّلا: اگر یک عدّه شیوه و سبک زندگیشان آویختة به متشابهات باشد، دلیل نمی شود که ما هم در پی متشابهات باشیم؛ مگر آنکه در پی عمل به ضرب المثل «خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو» باشیم؛ قطعا مفاد چنین ضرب المثلی، مورد قبول فرهنگ قرآن کریم نمی باشد؛ چون شعار قرآنی این است «کُلُّ نَفْسٍ بِمَا کَسَبَتْ رَهِینَةٌ» : (مدثر: 38) : «هر کس در گرو کسب خویش است»؛
 ثانیا: مقصود از این عبارت جنابعالی که نوشتی «در زندگی برخی ها، مُحکمات در بندِ متشابهات است» روشن نیست؛ آیا مقصودتان این است که اصلا در زندگی آنان، محکماتی وجود ندارد و یا منظور کم رنگ بودن محکمات در زندگی آنان است؟؛ اگر اوّلی مورد نظر تان باشد، قطعا دچار نگاه افراطی شدی؛ و اگر دوّمی باشد، پس می توان به کمک محکمات اندک هم، به رفع متشابهات دست یافت؛ به هرحال این هشدار قرآنی را از یاد نبریم «...؛ فَأَمَّا الَّذِینَ فی قُلُوبِهِمْ زَیْغٌ فَیَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَاء الْفِتْنَةِ وَابْتِغَاء تَأْوِیلِهِ...» (آل عمران: 7) : «...اما آنها که در دلشان میل به باطل است ، به سبب فتنه جویی و میل به تاویل از متشابهات پیروی می کنند...» (البتّه اصل این سخن در مورد متشابهات در قرآن کریم است؛ ولی با تجرید خصوصیّات و تسرّی مفاد آن به موارد دیگر، می توان در مورد متشابهات در زندگی اشخاص نیز از این آیه بهره جست).
(حوزة علمیّة قم/ سیّد حسین شفیعی دارابی/ ساعت 30/ 12  شب دوشنبه 16/ 1/95ش = 25 جمادی الثّانی 1437ق)."

پاسخ دامنه : به نام خدا. ضمن سلام صمیمانه و بهره گیری بسیار از این متن اخلاقی تان که صبغه ی فرهنگ قرآنی در آن موج می زند، پاسخم به نکاتی از متن 119 تان در پست جداگانه. ان شاء الله تعالی.

دوشنبه ۱٦ فروردین ۱۳٩٥ ، ۱۱:٥٥ ‎ق.ظ

پست 1992 : به قلم دامنه : به نام خدا. پس از درگذشت مرحوم آیة الله عباس واعظ طبسی ، حوزه ی علمیه مشهد با حکم رهبر معظم انقلاب به صورت شورایی در آمد. این حوزه کهن پرچمدار تفکر تفکیکی ست و مکتب تفکیک در آن گفتمان حاکم است.

تفکیک عنوانی از استاد محمد رضا حکیمی ست، یعنی لزوم جدایی آموزه های سه گانه ی فلسفی، عرفانی و دینی از هم برای پیروان آن. شورایی کردن این حوزه و  ترکیب بندی اعضای شورا به تدبیر رهبری، حاوی پیام های مهمی ست که مشتاقان مطالعات امور دینی باید به آن توجه کنند. دامنه فقط به یک نمونه از این رویکرد تازه و مهم اشاره می کند و بقیه را دامنه خوانان محترم، خود کاشف شوند.

حوزه ی مشهد بر خلاف حوزه ی قم، حوزه ای کثرت گرا و چند گفتمانی ست و رهبر معظم انقلاب با علم به این قضیه و با چینش افراد مختلف در این شورا، به آن توجه ای خاصی و اهتمامی بلند نموده اند. حضور آیت‌ الله حاج آقا مهدی مروارید در این شورا، حاوی پیام بسیار  مهمی ست زیرا وی دارای گفتمانی متفاوت است.

گفتمانی که صبغه ی اخلاق در آن درخشش محوری دارد که از ثمرات بزرگ والد عظیم الشّان شان، مرد عرفان نظری و عرفان عملی، عبد صالح مرحوم آیة الله حاج میرزا حسنعلی مرواریداست. و نیز به لحاظ مَشرب فقهی، متّصل است به تفکرات مرجع بزرگ شیعیان آیت‌ الله سید علی سیستانی. امید است مشیء اخلاق محورانه ی آیت الله حاج آقا مهدی مروارید، این حوزه ی کهن را سمت و سوئی والاتر از آنچه اکنون است، دهد. التماس دعا.

مسجد ملاحیدر مشهد، محل نماز جماعت و پایگاه آیت‌ الله حاج آقا مهدی مروارید و مشتاقان مذهبی و معنوی وی. خیابان خسروی (شهید اندرزگو) جنب باب الجواد حرم رضوی(ع). عکاس : دامنه. 1393

دوشنبه ۱٦ فروردین ۱۳٩٥ ، ۸:٠٥ ‎ق.ظ

به نغمۀ    پرنده 2

پست 1991 : به نام خدای آفریننده ی پرنده. سلامم به دامنه خوانان و دامنه. ما پرنده ها گرچه زبان داریم اما نه برای حرف و نُطق، که برای نغمه و صُوت. اما شما برخی از آدم ها که از نعمت حرف زدن برخوردارید، چرا فقط مُذبذب (= دو دله و شکّ افتاده) شده اید و دائم هم قُدقُد می کنید؟ قدرت نُطق را خدا برای آن به شما داده تا مفاهمه کنید و به عمل نیک، نائل شوید نه این که  ورّاج (= بیهوده گوی پرحرف و پرچانه ی بسیار دروغگو) شوید و به سوی زشتی ها وادار. پرنده این مُعضل را گفت تا انتقاد آورده باشد به این گونه آدم ها که ما پرندگان از این نوع رفتارهای تان نسبت به همنوع آسیب می بینیم.

به این تصویر زیر، خوب بنگرید که خود شماها بشرها، بشارت دادین به هم که چنین است و چنان؛ ولی هر روز و شب خلاف آن عمل می کنید و گردون ما را به گند می آرید. فقط خواستم نغمه ی دومم را در این پست، کارت پُستال کنم تا در زندگی هرگز مُذبذبی نباشین. همین. و مذبذبی هم آن کسی ست که بین این و آن در تردّد و آمد و شد است خود هم نمی داند چه می کند و یا نمی خواهد چه بکند. آن طور که منِ پرنده  از این بالا می نگرم در زمین سیاست و فعالیت های اجتماعی ایران، مذبذب زیاد شده اند. بازم می آیم.

تصویر ارسالی جناب مهندس محمد عبدی به تلگرام دامنه

دوشنبه ۱٦ فروردین ۱۳٩٥ ، ٧:٥٥ ‎ق.ظ

به قلم  دامنه

پست 1990 : نامه دامنه به آسید. به نام خدا. رفیقم؛ آسید دلپاکم سلام. بَطنِ متن تو را درپست 1988 خواندم. تویی که هم الفبای رفیق بودن را بلدی و هم هوشی سرشار تو را  دربرگرفته که نمی گذاره نداها و آواهای شیطانی، نقطه ی مزاحم دوستی و رفاقت صاف و خالصانه ات با دامنه شود. نه حالا، از همان سالهای آغازین دوستی مان که به اواسط دهه ی 50 می رسد و حالا هم نزدیک 50 سال شده است، همیشه مردی پُرجذبه و خداگرا و خائف به هتک حُرمت خلایق بوده ای. از این روست برای من یک خویشتن ثانی هستی و در خویشتن من می مانی. حراست تو را حراست خویش می دانم و عشق به تو را به عنوان فرآورده ی پالایشگاه قلبم، تا عمر باقی می دارم. تو و من بارها به هم نجوا دادیم که  هیچ کس به حدّ ذرّه ی خَردل، در پیشگاه خدا غایب نیست و از دیده ی او بیرون نمی شود، چرا که او خود در آیة الکُرسی اش گفته است:

لاَ تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَلاَ نَوْمٌ، نه خوابى سبُک او را فرو مى‌گیرد و نه خوابى گران. با این همه، چگونه می توان دست به هر کاری زشت و کثیفی زد، اما خدا را نعوذبالله در خواب و چُرت دید!؟ و با فریب خود و اسیر شدن در دام اِغواها، همه را به یاد آورد، اما خدا را به نسیانی سپُرد و باز نیز پُز دین و دینداری نمود؟ من به تو بر وفقِ رفق، قول شرف داده ام که تا زنده ام، ایمانم را به غیر نفروشم. و تو هم به من عهد دادی به عشق خون امام حسین (ع) دست از ایمان و معنا نشوئی. وعده ی مان همان پیمانی ست که به قلب هم سپردیم تا نَدیم این و آن نگردیم که نادم شویم. پاسخ به تخریب هایی که از دید تیزبینانه ات در چند روز اخیر باز نیز مانند چند ماه قبل، علیه ی دامنه کلید خورده و هیچ هم بدان اعتنایی ندارم، از قورت دادن آب، بر من آسانتره، ولی تو نیک می دانی مُرجّحاتی در مسیر عقیدتی سیاسی ام دارم که هیچ چیزی را فدای صرف وقت آن نمی کنم. ممنونم. با این دو گفته ی سعدی و قیصر امین پور پایان می برم این نامه ام را که در عقد رفاقت و ایمان مان یار غاریم و پنجه در پنجه دستان. بگذرم. سعدی اما چنین گفته:

رفیقی که غایب شد ای نیکنام

دو چیز است از او بر رفیقان حرام

یکی آن که مالش به باطل خورند

دوم آن که نامش به غیبت برند 

آری رفیقم آسیدم، تنها هنر نمی خواهد که دل را زنگاری از حَقد و کینه نگیره، بلکه مقدار زیادی ذکاوت و اخلاص و ایمان و ترس از خدا می طلبد تا خام نشد و کال چیده نگردید. به قول مرحوم قیصر امین پور:

تا شعله در سریم، پروانه اَخگریم

شمعیم و اشک ما، در خود چکیدن است

بی درد و بی غم است، چیدن رسیده را

خامیم و درد ما، از کال چیدن است

به شوق می گویم هر کجایی باش آسید رفیق بی فراقم، جغرافیای مسافت مال تو، ولی هندسه عشق مال من

یکشنبه ۱٥ فروردین ۱۳٩٥ ، ٥:٥٥ ‎ب.ظ

پست 1989 : به نام خدا. دارابکلا در 13 فروردین و 15 فروردین 1395 از دید دوربین جناب احمد طالبی ارسالی های غروب امروزش به تلگرام دامنه : اینجا

دارابکلا. 15 فروردین 1395. ارسالی جناب احمد طالبی به تلگرام دامنه

یکشنبه ۱٥ فروردین ۱۳٩٥ ، ۳:۱٥ ‎ب.ظ

پست 1988

به قلم آسید علی اصغر شفیعی دارابی 40 : ( دامنه : به نام خدا. متنی ست واصله از آسید در باره ی رفیقش دامنه که ساعت 1 بامداد امروز 15 فروردین 13955 به تلگرامم ارسال کردند. ضمن سلام و سپاس بی هیچ کم و کاست و تصرّفی، منعکس می کنم . پاسخم با را بزودی با عنوان " یار غاریم، پنجه در پنجه دستانیم" خواهم نوشت: )
"سلام
دروصف مردی که تمام شدنی نیست...
آرمان ها،آفریده انسانند،ارزشهاراآدمیان نیافتند،بلکه ساختند،کشف نکردند،ایجادکردند.
...وزندگی که کسانی که زندگی میکنند زندگی رامی آفرینند.این تعبیری زیبایی شناسانه ازاخلاق وزندگی است،نه کاربردمدلهای جاودان.آفرینش یعنی همه چیز...
چرا آزادی بیان؟
۱_اساس جست و جوی حقیقت است.
۲_ یکی از عناصر بنیادی دمکراسی است.
۳_یکی از آزادی هایی است که نظرکرامت وبهروزی انسان کیفیت تعیین کننده دارد.
حتی عقیده درست اگرازچالش دورنگاه داشته شود،به یکی ازجزمیات مرده تبدیل می شود.
تصدیق میکنم ؛معرفت بهترازجهل اسد وحقیقت بهترازخطاست.
 
ابراهیم طالبی مدیروب دامنه رابدلیل جاودانگی در آزادی بیان تنهایافتم ازاینروچندکلمه ای دروصف ایشان می نگارم...
اندیشمندی که اهل پردازش قواعداست.
شجاعت وجرات بیان نمودن فرضیه های موجود در جامعه رادارد.
اهل جنبش دانشجویی بوده،
فعالترین نیروی علمی و اجتماعی دانشگاه محسوب می شدند.
شیرمردجبهه های نبردحق علیه باطل بودند‌.
جانبازجنگ تحملی هستند.
توانمنددرعرصه مشاوره های استراتژیکی نظام جمهوری اسلامی بودند...
تقوی ستیز دارندکه رهنمای دوران مسئولیت هایش بوده .
باکتاب مانوس بودند.
درهمه صحنه های انقلاب اسلامی وحفظ ارزشهای آن حاضربودندوهستندوازاصالت نظام ومولفه های آن دفاع علمی دارند.
درکناردانش سیاسی خویش به دین پژوهی هم پرداختندوآموزگارشدند‌.
هیچ شهبه ای درنگرش سیاسی ،اجتماعی ودینی اش وجودندارد.
ازاندیشه های سیاسی خویش دفاع می کنند.
ودانسته است که به اندیشه دیگران احترام بگذاردواین دلیل برقبول اندیشه دیگران نیست.
آموخته است برای هرتفکری به آزمون برودامامعنویت اندیشه رادرمعرض قرارندهد.
تحمل عقیده مخالف راداردوچنانچه ادای تکلیف وانجان وظائف آسمانی پروژه طرح تخریب شخصیت علمی وسیاسی ابراهیم طالبی مدیروب دامنه کلیدخورده ودرگام اول تردیدرابرزمان  حال براندیشه ای ایشان می باشدبایدعرض کنم؛
خیلی هابه من هم رجوع کردندکه بیشترشان جوانان اهل اندیشه ومردان اندیشه ورزکه مستقل وزمان به پیش هستندکه وب دامنه باحضوردیگران شده عرصه بحث های اززامان گذشتن وفقط به مباحث ایدئولوژی ...
اماابراهیم ازباب احترام حضورجناب دکترشفیعی بحث هاراپیگیری می نمودندواین دو قربان صدقه همدیگرهم می رفتند
که استادرسم احترام به میزبان رابه تردیدبردندوانگارازتصادم باسامانه یک (چه واژه ای بکارببرم!)برگشته وادامه هم دادندکه....
عزت ابراهیم راخدابه ایشان داده است ."
یکشنبه ۱٥ فروردین ۱۳٩٥ ، ۱۱:٢٧ ‎ق.ظ

پست    1986

پاسخ دامنه: به نام خدا. سلام علیکم. جناب حجت الاسلام والمسلمین سیدحسین شفیعی دارابی، ضمن سپاس و احترام چند نکته ای در صدد پاسخ به این متن 118 در پست 1985 یعنی اینجا برمی آیم. ان شاء الله مرضیّ خدای باری تعالی و خشنودی حضرت مستطاب عالی  گردد:

1- شما دقیقا" در متن 116 تان مندرج در پست 1958 اینجا نوشتید: "بنده نیز به لطف الهی، خوفی از این اقدام تشکیلاتی نانوشته تان ندارم؛ زیرا اوّلا: هنوز معتقدم، خیر خواه هستید و نه معاند عنود" اشکال و نقد من بر شما در این گزاره، علاوه برناروایی اصطلاح قریب به مُحاربِ "معاندِ عنود" به قید زمان "هنوز" شماست؛ که چرا اساسا" باید در حق یک برادر دینی خودت که بارها بر متشرّع بودنم گواهی دادی، این گونه زمانمند و تحت انقیاد زمانی "هنوز"، معتقد باشی معاند عنود نیستم؟ سخن در تقدیر این گزاره ی شما می دانید چی می شود؟ این می شود: تا این زمان بر این باورم خیرخواهی که هر آن ممکنه از خیرخواهی بلغزی و بشوی معاند عنود. می پرسم اگر خدای ناکرده زمانی فرا برسد که به ظنّ و یا یقین خود دریابی من خیرخواه نیستم، آیا متضادّ خیرخواهی و یا نقطه ی مقابل آن معاند عنود است؟ به نظر من شما در این گزاره در باره ی من نباید واژگان معاند عنود را استخدام می کردی هر چند اگر خیرخواهی من بر شما گنگ و ناباورانه شود. بگذرم و می گذارم به حساب نارسایی های لفظی نه معنایی.

2-  اگر در مقابل خطابه های شما بحث کتاب خواندم را پیش کشیدم، از آن رو بود شما در یکی از متن های اخیرتان آورده بودی به این مضمون که  شهرهای فراوان مسافرت کردی و صدها خطابه برای مردم ایراد کردی. من ضمن خرسندی به این جنب و جوش های تبلیغ دینی تان، نوشتم "من هم دست بسته نبودم، به چند برابر منبر رفتن های بسیار اثرگذار و با مثوبت تان، نشستم در خلوت های پذیرنده ی روحم کتاب خواندم. حتی در جبهه در شب و درون سنکر زیر نور ماه". اما نخواستم منطبق بر آن نتیجه ی مذمومه ی اخلاقیی باشم که شما در بند دو گرفتید. هدف این بود اگر مسائلی مطرح کنی امثال ما آن را درک و هضم می کنیم و حتی اگر بر باورمان سخت آید، در برابر آورده ی علمی تان، بحث و نظر داریم. همین. و الّا تذکرات اخلاقی تان مایه ی ساختن روح هر انسانی ست و من هم پذیرای این تتمّه ی نصیحتی تان هستم خصوصا: استناد آیه ی 179 اعراف.

3- اما در بحث مفصّل تان در باره ی حجت الاسلام شیخ محسن غرویان، من هم چند افزوده ای می آورم:

یکم: به قولِ ویلهلم فریدریش هگل بشر باید بر روی سَر، یعنی بر روی ایده بایستد و واقعیات را بر این پایه بنا کند. ( منبع: فلسفه هگل). ابتدا برای شما روشن سازم که هرگز درجات بسیار بالای علمی، فقهی، فلسفی آیت الله آقای محمدتقی مصباح یزدی را انکار نکرده و نمی کنم و به زبان خودمونی می گویم وی بدین لحاظ چندین سر و گردن از بسیاری از حاضرین حوزه، بالاترند و در غیاب وی هیچ گاه به هویت فردی وی خدشه ای وارد نساخته و نمی کنم. اساسا" چنین کاری نارواست. اما به من حق بدهید با برخی از آورده های فکری و سیاسی و دینی و خاصه مشیء سیاست ورزی ایشان هم مخالفت داشته باشم و هم آزادی نقد. پس یقین کن، دامنه هرگز تخریب گری نمی کند، بلکه نقد را می آورد که آیا عیاری گیرند. تمامی پیش خطبه های تهران ایشان را خواندم. اغلب شماره های مجله معرفت را هم ابتیاع و هم مطالعه کرده ام و با برخی از دانش آموختگان آنجا حتی رفیقم و مراودت داشته و یا دارم. برخی از کتاب های آقای مصباح را در کتابخانه ی شخص ام دارم و خوانده ام از جمله همان آذرخشی که نقل کردی که در باره ی قیام امام حسین (ع) است. پس دامنه را بر امور آیت الله آقای مصباح؛ به ظنّ خود فردی سیاست زده، نامطّلع، جوّزده و ناآشنا و به دور ار اخبار آنجا و دچار بیگانگی، ندان. ضمن آن که باخبرم جنابان حجج اسلام فیاضی و احمدی و رمضانی در اندازه های بالا توانایی و تسلّط علمی دارند. و خود شما را انسانی ملّا و مسلّط می دانم. نیز مجله ی پویا را که اغلب از آن بی خبرند، می خوانم که فرزند آیت الله، یعنی حجت الاسلام مجتبی مصباح آن را تعبیه و ندبیر می کند. بگذرم.

دوم: آنچه در وصفیات فردی و خصوصی و محفلی حجت الاسلام شیخ محسن غرویان آوردی، من مسئولیت نشرش را نمی پذیرم و اخلاقا" و شرعا" بر عَهد و عُهده ی شما وامی نهم. چون بنای دامنه بر بررسی افکار است نه اشخاص. رویکرد دامنه بر اندیشه هاست نه اخبار.

سوم: بله خیلی خوشحال شدم این مقدار با مسائل دخیل در موسسه ی آیة الله آقای محمدتقی مصباح یزدی آشنایی و مراودات فیزیکی و تفکری داری. شیخ محسن غرویان را از زمانی که در ماهنامه کیان در دهه ی 70 با دکتر عبدالکریم سروش به مقابله ی متنی و نطقی برخاسته بود، می شناسم. از زمانی که در روزنامه ی رسالت می نگاشت. از زمانی که میدانداری می کرد علیه ی جریان روشنفکری. نیز یک پای ثابت رسانه ی سیمای عصر علی لاریجانی بود. همه ی آنچه می نوشت را می خواندم و هنوز هم مقالاتش را دارم؛ ولی صاف و رُک بگویم وی که سهل است، هرگز خودم را نه شیفته ی اشخاصی مثل اینان می کنم و نه پیرو افرادی ام که از عرصه ی اندیشه پردازی به سیاست زدگی غلت می خورند.

چهارم: از این که نوشتی:"اینجانب در قبال این تصمیم ادّعائیتان، چاره ای جز استفاده از تعبیر رایج در نانوائی های قم (؛ که برخی از مشتریها، جهت تشویق و تشکّر از خبّاز زحمتکش بر زبان میآورند) ندارم؛ بدین جهت میگویم: واقعا «دست مریضا» که این قدر در فکر ذائقه ام هستی و عمدا دوست نداری که دچار تلخی شود" خیلی خرسندم و نیز به انبساط خاطر، خندیدم زیرا خودم در سنگکی های قم، به گوشم بارها شنیدم که با لَهجه ی خیلی قشنگ قمی می گویند: دست مریزاد. که به گفته ی مرحوم علی اکبر دهخدا، جمله  ی فعلیه ی دعایی ست و صُوت مرکّب است. برای تحسین شخصی که از دست او کاری نمایان، برآید. من هم به حضرت عالی می گویم دست مریزاد. یعنی نریزد دستت هرگز. که شما نمی دانم چرا زای مریزاد را به ضاد بُردی!

پنجم: با همه ی احترام به شما، از بند سادسا" تان که رنگی کردم، سخت دچار حیرت شدم که چرا شما تا این مقدار از او گفتی. حتما" برای خودتان حجّت دارید و من فقط آن را خواندم. چون متقدم هیچ حُجّیتی ندارد این جبر و احتمالات شما در باره ی سرنوشت محتوم انسان. چه آقای غرویان باشد و چه هر روحانیی که مبتلا به دگردیسی ها شده باشد. دنیا دیار ابتلائات است و روسفید عبورکردن. در این باره نه داوری دارم، نه انتظار داشتم که برای کسی برملا گردد؛ مسئولیت آن با شماست که فردی مجتهد و اسلام دانی.

ششم: از حضورتان در دامنه همواره حسّ نشاط می کردم، زیرا بر بضاعت های علمی تان آگاهم. بر قدرت نویسندگی تان واقفم. بر دلسوزی و هدایتگری تان بر من، ذرّه ای شک ندارم. بر اشراف فقهی و فهم دینی تان نه فقط مطّلع ام که بر دانشم بر این احاطه ی تان طی این مدت حضور موثرتان در دامنه نویسی، افزوده شد. پس در دامنه بمان و اندیشه پردازی کن و تمنّایم این است، دست از اشخاص بشور و به افکار روی کن که در وجودتان حرف های فراوانی برای نقل و آگاهی بخشی و به زبان همیشگی تان بصیرت افزائی ست. در دامنه نزدیک 2000 پست نوشته شد، نزدیک 1600 تای آن به قلم خود دامنه است، که اگر دقیق شوید، در زمینه های معنوی، اندیشه ای، آموختنی، دینی، اجتماعی و سیاسی و نیز پست هایی با رویکرد تنوع دهی و کشکولی ست، توقّع ام این بوده و هست و خواهد بود، فقط در زمینه ی سیاسی ورود نکن، به بحث های مهمتر دامنه و دامنه نویسان در حوزه های عالی تر، که اولی و ارجح است هم گام بنِه. به هر حال اگر می بینی من به نقد نوشته های تان ورود می کنم، حقی ست که شما بدان آگاهید. حتی بر شیخ وحدت که اخوی ست و بر من بزرگی دارد، نقدهایی نگاشتم؛ هم اخیرا در پست 1971 اینجا و هم سال پیش در 28 اردیبهشت 1394 در پست 847 اینجا . بنابراین، هرگز به صداقت و خلوصم در طوفان فکری خصوصا" مواجهه های فکری و اندیشه ای با خودتان، تردیدی نکن که معاد، آینه ی قلبی منه و قیامت هر آن پیش روی مان، که بخواهم خدای ناکرده آن باشم که تصوّر و بلکه تخیّل بر آستانه ی تان (به فرموده ی تان به صورت تلفنی) به ناحق و ناروا ورود دادند، که اساسا" و شرعا" هیچ درصدی از واقعیت و حقیقت ندارد؛ بلکه تُهمت بیّن از سوی تهمت زننده یا تهمت زنندگان بر دامنه است. که بر من گذر از این نوع امور آنان، بسیار آسان است. به خدای شان وامی گذارم هر کس درصدد باشد، به حیَل متعدد بر تخریب و دامن زدن بر آید. با این وجود به آیه ی 33 نمل تبرّک تان می دهم که قرآن دانی مسلط هستی: وَالْأَمْرُ إِلَیْکِ فَانظُرِی مَاذَا تَأْمُرِینَ: و[لى] اختیار کار با توست بنگر چه دستور مى ‏دهى. با پوزش و با مدد به هدایت و طلب دعایت.

یکشنبه ۱٥ فروردین ۱۳٩٥ ، ۱٠:٠٥ ‎ق.ظ

پست 1985 : به قلم حجت الاسلام سیدحسین شفیعی دارابی 118 : "پاسخ به پاسخ های «رُک» آقا ابراهیم (2). بنام پروردگار بصیر و دوستدار اهل بصیرت. آقا ابراهیم سلام علیک؛ همچون گذشته از جنابعالی به جهت تحمّل زحمت بارگذاری نوشته هایم در وبلاگ ارجمند «دامنه» تشکّر می شود، امّید وارم بیش از پیش مأجور باشید. در فراز پایانی نوشتة قبلی، وعده داده بودم : در سه قسمت بعدی، از باب نمونه به بیان برخی از تحریف های معنوی و غیره رخ دادة در نوشتة اخیرتان نسبت به نوشته های اینجانب خواهم پرداخت، و پاسخ های خویش را نیز در این راستا بیان خواهم نمود؛ اکنون به ذکر قسمت اوّل از این مجموعة سه قسمتی می پردازم:

1-  آقا ابراهیم، بنده نوشته بودم: «هنوز معتقدم، خیر خواه هستید و نه معاند عنود»؛ ولی جنابعالی؛ در فرازی از جملة آویختة به صبغة تعریضی (و شاید هم خشم گونة) خود نوشتی «رُک تر می گویم ابتداء خدا را شاکرم قلم شما سهوا" به رسم برخی از تعلیم یافتگان آن موسسه ی خاص، نلغزید به جای معاند ننوشتی مُحارب.»؛ این جملة جنابعالی زمانی درست است که بنده نوشته باشم «معاند عنود» درحالیکه آنچه که بنده نوشتم عبارت است از تعبیر منفی «نه معاند عنود»!!! (برچسب: سیدحسین شفیعی2)


ادامۀ مطلب
یکشنبه ۱٥ فروردین ۱۳٩٥ ، ٩:٢٥ ‎ق.ظ

پست 1984

به شرح دامنه : کتاب 24. به نام خدا. به مطالعه دوستان و اهل کتاب تاکید دارم این کتاب مرحوم آیت الله حسینعلی منتظری را حتما بخوانید. مناظره ی ست فرضی میان دو دانشجو به نام های  ناصر دانشجوی الهیات و منصور دانشجوی علوم ( در این نقش شکّاک) و ناصر که منتظری ست. کتابی ست بسیار خواندنی و تاثیرگذار در اثبات اصول دین به نحو شایسته. این کتاب را آن مرحوم در دوره ی زندان ستم شاهی نوشته بود که مفقود شده بود. اما در سالهایی که به حکم دادگاه ویژه روحانیت انقلاب اسلامی در حبس و حصر بود، در روستای خاوه قم آن را تفصیل داد که در سال 1383 به چاپ رسید. در سال 1385 این کتاب را دو بار خواندم و یادداشت برداری نمودم.

در صفحه ی 317: انسان در قوس صعودِ نفس، دارای سه مرتبه ی ادارک حسّی، خیالی و عقلی ست.

در صفحه ی 221 : از قدرت خدا دور نیست که نسبت به فردی عنایت خاصی داشته باشد.

در صفحه ی 91 : تدبیر بدن و همه ی جهازات و دستگاه های آن زیر نظر روح است و از آنها برای خود بهره می برد.

در صفحه ی 86 : تحصیل ایمان و اعمال صالحه که مخصوص نفوس سعیده است، حرکت اختیاری ست نه حرکت جوهری.

یکشنبه ۱٥ فروردین ۱۳٩٥ ، ٧:٠٠ ‎ق.ظ

پست 1983 : به قلم دامنه: به نام خدا. لیف روح 128. در سال 1361 فیلم توبه نصوح ساخته یبسیار تاثیرگذار محسن مخملباف را با آسید به اتفاق روانشاد یوسف مزارمان در یکی از سینماهای ساری دیدیم. این یادداشتم که به نظرم خیلی ارزش خواندن دارد، مال همان سال است که برداشتم را به درخواست آسید از متن آن فیلم در 13 بند برای آسید نوشته بودم که در ساختار و گفتار فیلم می درخشید:

1- خودت را با بَدها مقایسه نکن، ببین در میان مومنین چه چیزهایی کم دارید.

2- مُردن ترس ندارد؛ گناه، ترسِ از مرگ می آره.

3- توی خونه ی غصبی گُل نمی کارند.

4- خدا، گُلچین است.

5- اَغنیای واقعی، فُقرا هستند که از دنیا مستغنی اند.

6- چشم تنگِ مرد دنیابین را / یا قناعت پُر کند یا خاک گور

7- تُف به چشمِ ناپاک.

8- گناه نکردن، آسان تر از توبه کردن است.

9- آب ریخته شده، براحتی جمع نمی شه (= گناه).

10- اگر نمی توانیم جایی را آزاد کنیم، خودمان را که می توانیم آزاد کنیم. (اشاره دیالوگ پیرمرد گناه کاری ست که می خواست به جبهه بره)

11- مایوس شدن از رحمت خدا، گناه بزرگی ست.

12- خدا درِ بهشت را از سوی مردم بازمی کند؛ (= اشاره به حقّ النّاس و حلالیّت طلبیدن هاست در فیلم)

13- استغفار لقلقه ی زبان نیست، شرائط ششگانه دارد...... .

فیلمی بسیار پرمعنا از محسن مخلباف. تولید 1361

یکشنبه ۱٥ فروردین ۱۳٩٥ ، ٥:٥٥ ‎ق.ظ

پست 1982 : به قلم دامنه. به نام خدا. هر مرد و زنی ممکن است به ترتیب عمو و دائی و یا عمّه و خاله شود. این چهار دسته که از نزدیکترین افراد به آدمها هستند؛ در دین اسلام بر حُرمت و محبت شان تاکید رفته است. با این متن خواستم سه نکته را برجسته کنم.

1- خانواده های جوان نگذارند با خودکنترلی های غیر قابل توجیه از ازیاد نسل جلوگیری کنند که یکی از خسارت های آن از بین رفتن همین چهار دسته است.

2- اگر زن و مردی به هر دلیلی فوت کنند، در اسلام از قول معصومین (ع) تاکید شده است، مقدم ترین فرد برای تربیت فرزند عمّه است.

3- در ایام نوروز اگر به این چهار دسته ی عزیز، احترام گذاشتید، خوشا به سعادت تان. امید است هیچ کس این فضیلت های اساسی را فراموش نکند. 

دامنه. سال 1385. عکاس: سید علی اصغر 

شنبه ۱٤ فروردین ۱۳٩٥ ، ٥:۱٥ ‎ب.ظ

پست 1981

به قلم حجت الاسلام شیخ مالک رجبی دارابی 40 : "سلام علیکم دیدگاه اسلام درباره  مارکسیسم وکاپیتالیسم یانظراسلام درباره مالکیت.  اسلام درباره مالکیت نه حرف مارکسیسم را قبول دارد که می گوید.منابع اقتصا دی بایددردست دولت ویک عده معدودی دولت مردان قرارگیرد .زیرانتیجه نظریه مارکسیسم قرارگرفتن ثروت در دست افراد اندکی به اسم دولت خواهد بود.وبقیه افراد جامعه ازمنابع ثروت کشوربی بهره می مانند ونه اسلام حرف کاپیتالیسم را قبول کرده که معتقدند .منابع اقتصادی کشور وثروت جامعه باید دردست سرمایه داری قرار گیرد.زیرا زمانی که ثروت دردست تعداد معدود سرمایه دارقرار گرفت ،نتیجه اش آن خواهدبود که عده ایی اززیادی ثروت نمی دانند چگونه خرج کنند و مبتلا به انواع فسادها وجنایات خواهدشد .ویاباا موال بادآورد خود تبلیغات رادر چنگ قدرت خود درآورندودرمسائل سیاسی هرفردی راکه بخواهد که بعنوان رئیس جمهور برسرکار میاورند .درحقیقت درنظام سرمایه داری کشور ومنابع اقتصادی دردست آنان قرارمی گیرد .وبقیه مردم بعنوان مزدور واجیر درخدمت منافع سرمایه داران می باشند اگرچه در ظاهر نظریه مارکسیسم وکاپیتالیسم باهم فرق دارند ،امادرواقع هردو به یک موضوع برمیگردد وآن قرار گرفتن منابع وثروت در دست تعداد معدودی از افراد جامعه وبقیه افراد ومردم درحقیقت اسیری بیشتر نخواهندبود.

امااسلام اصل مالکیت فردی را امضانمودوآن محترم شمرد، لکن به خاطر آنکه مالک واقعی خداوند است وانسان امین الله وامانت داراو میباشد، اسلام سفارش نموده هرفر دی از اموالش جهت رفع نیازمندیهای خود وخانواده اش  مطابق شان ومنزلتش ،بدون اسراف وتبذیر ،وبقیه اموال رادرتقویت بنیه اقتصادی وفرهنگی ونظامی جامعه نماید تاانباشته شدن  ثروت سبب انحراف

برچسب‌ها: فروردین 1395
نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
پست الکترونیکی :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد