X
تبلیغات
رایتل

مطالب تیر 1394 دامنه

29 تیر 1394

پست 1104 : به قلم اسمعیل : به نام خدا. دامنه : این متنی ست دو قسمتی از جناب اسمعیل. پاسخی ست به مجموعه ی آنچه که تا کنون برخی از نویسندگان و کامنت گذاران دامنه بر این ایشان وارد کردند و یا تحسین نمودند. دامنه تصریح کند که شخصیت جناب اسمعیل گرچه برای دامنه به لحاظ هویت حقیقی مُحرز نیست، ولی حضورش در دامنه بسیار درست می دانم زیرا او هم نماینده ی یک تفکر در جامعه ازاد اندیش دارابکلاست.

این تنوع دیدگاه و آزاداندیشی برای دامنه همان آرمانی ست که نامش باشگاه دامنه و یا سفری پهن شده ی دامنه است. ضمن سلام و سپاس و خداقوت و قبولی طاعات و عبادت و عبودیت به جناب اسمعیل، با هم آن را می خواینم. امید است هرگز دچار بحران آزاداندیشی و انصاف نشویم:

«سلام بر دامنه و تبریک عید سعید فطر بر همگانبخش اول نوشتار جناب اسمعیل: امام علی (ع): عاقل آن نیست که خیر را از شرّ تشخیص دهد، بلکه عاقل آنست که میان دو شرّ آن را که ضررش کمتر است بشناسد. گپی دارم با آزادی بیان، ناشناس، آزادی، رنگین کمان و با احترام به جنابان تنسر، نگاه و مهندس عبدی و سیدعلی اصغر شفیعی و سید تقی شفیعی و آقا معین و روحانیون عزیز و همه دامنه خوانان. انسانها به سه دسته اند: 1 شجاع 2 ترسو 3 میانه رو و یا در واقع آنانی که گاهی خود را به کوچه الی چپ می زنند تا نه اولی و نه دومی را برنجانند و خود نیز نون را به نرخ روز می خورند.


از بین اسامی بالا شجاع ترین فرد آقای دامنه (ابراهیم طالبی دارابی)  می باشند که از همان اول با تشکیل وبلاگ و با اسم واقعی خود در صحنه حاضر شدند. و بعد از آن آقایان سید علی اصغر و سید تقی شفیعی و مهندس عبدی می باشند که شجاعت بخرج دادند و با نام واقعی در صحنه ماندند و موضعی مشخص دارند. آقا معین هم با همه جوانی اش، شهامتش مثال زدنی است.

در بین روحانیون نیز با توجه به اینکه تعداد زیادی روحانی عالم و دانشمند در محل و قم و مشهد داریم اما متاسفانه تا کنون فقط چهار تن از این عزیزان حاضر شدند تا بینش و دانش اسلامی خود را به جوانان و ..... انتقال دهند. اینکه چرا؟؟؟ بهتره تا خود این عزیزان جواب این سوال را بدهند.

آیا این عزیزان واقعا وقت ندارند؟ یا حال و رغبتی برای این کار ندارند و یا خوانندگان مطالب

را در حد و اندازه های خود نمی یابند که وقت خود را صرف امثالی چون من و دیگران نمایند؟؟؟؟

خواهش ما از این عزیزان اینه که حداقل هر هفته یا دو هفته یک بار هم که شده به سوالات دینی و شرعی و اجتماعی و فرهنگی و سیاسی ما با توجه به رسالتی که دارند پاسخگو باشند. اگر این را هم نمی توانند هر کدام شان سالی دو بار به محل رجوع می کنند بهتره در حسینیه این موارد را انجام دهند.


اما جنابان تنسر و نگاه که من خود به شخصه از مطالبشان کمال استفاده را می کنم. خصوصا جناب تنسر که واقعا پخته و با دانش به تحریر در می آورند، فقط یه چیز کم دارند و آن نام زیبای حقیقی شان است اینکه چرا بی نام حاضر می شوند و از چه واهمه دارند بهتره خود این عزیزان پاسخگو باشند؟؟اما آزادی بیان و ناشناس و رنگین کمان و آزادی که بنده را مورد لطف خویش قرار دادند تا ساعاتی دیگر.  آرزوی سربلندی برای همه عزیزان.


بخش اول نوشتار جناب اسمعیل: سلام بر آقا ابراهیم و سفره ی گستران و بیکرانش. امام علی (ع): زکات عقل تحمل نادان است. قابل توجه دوستان آزادی بیان و آزادی و ناشناس و رنگین کمان و... باید به عرض برسانم تا زمانی که با کسی همنشین و هم کلام نشدیم سعی نکنیم با کلمات فریبنده و شیطانی دیگران را محاکمه کنیم و یا با القاب بد از دیگران یاد کنیم.


سخنم با آزادی بیان: معلوم نیست که پشت این نام چه جنسییتی نهفته، آیا مذکر یا مونث در واقع می تونیم فکر کنیم که مونث هم می تواند باشد، البته با احترام به همه زنان عالم. اول این که: شاید ایشان خود را همردیف معصومین قرار داده که در طبقه هفتم بهشت جلوس کرده نزد امام حسین(ع)، گویا دیگران را به طبّالی یزید متهم می نماید، شاید هم قاضی القضات شدند . قابل توجه ایشان که بنده تنفر از یزید و یزیدیان زمان را در دل دارم و عشق و مرام امام حسین و پدر و مادر و جدش و فرزندانش تا مهدی موعود (عج) و لاغیر. دوم این که:


فتنه را کسی بوجود آورد که باعث اختلاس های فراوان خود و یارانش بودیم و هستیم. از فروش فرودگاه قشم تا غیب شدن دکل های نفتی و تا معاون اول و وزرایش و زنجانی ها. کسی که با عوام فریبی و خس و خاشاک خواندن مردم سرزمین خود و تشبیه کردن آنها به بزغاله، سر آغاز فتنه گری بوده است و گویا می خواسته تاریخ آمدن مهدی(عج)را اعلام نماید.


سوم این که: ایشان و هیچ کس دیگه حق ندارند به مهندس موسوی این اولاد پیغمبر توهین روا بدارند زیرا ایشان از مخلص ترین افراد به نظام بوده و هست. و اگر ایشان در ترور مردان هسته ای دست داشت حکومت هیچگاه ایشان را تحمل نمی کرد، بنا براین بی گناه بوده که هنوز محاکمه نشده در واقع جرات محاکمه را ندارند .  (البته بصورت علنی ). چهارم اینکه: ایشان تسلیت گفتن به مردم یک کشور را توهین به ایرانیان قلمداد کردند، عملی که نه پیغمبر و نه کتابش ما را از آن بر حذر نداشتند، اما نگفتند که سفر خالد مشعل طی 72 ساعت گذشته به عربستان و دیدار او با پادشاه عربستان که با جیره ما بوده چه حکمی دارد، بی خیال خالد هیچ گاه برای ما مشعل نبوده است.

یا نگفته که بغل کردن مادر هوگوچاوز چه حکمی دارد. پنجم اینکه: سانترفیوژ را برسان به 1000000 نیاز خاص به نون داریم تا بتوانیم جامعه را از فقر و تنگدستی و فساد رهایی بخشیم. با عقل و تدبیر باید رفتار کنیم با دنیا تا هم نان مردم بچرخد و هم .... ایشان نام روحانی عزیز شفیعی را آوردند در صورتی که خود سید بزرگوار در ابتدا با اسم مستعار حضور داشتند و این خود باعث غبار آلود شدن جو شده بود البته ایشان در نهایت شجاعت خاص خویش را نشان داده و با نام واقعی خود خط بطلانی بر همه موارد کشید.

اما حرفم با جناب ناشناس: گویا آنقدر بی هویت بوده که این نام را برای خویش انتخاب کرده شاید هم یه خانمی پشت صحنه باشد ولی نه احتمالا اهل اسراییل می باشد وگرنه درشناسنامه ایرانیان چنین اسمی جایی ندارد.

و با آزادی و رنگین کمان : گمانم حلب سری نون به کسی گویند که در پستو جا خوش کرده کسی که با اسم اصلی در صحنه حضور دارد نیازی به عقده گشایی ندارد. جناب رنگین کمان قرار نیست یه شبه تحریم ها برداشته شود همین که بعد از 35 سال دنیا به بر چیده شدن تحریمها رای مثبت داده ما را بس.

پدران غیور ما همین الان هم به یارانه احتیاجی ندارند همانطوریکه قبلا نمی گرفتند نکنه قبلا بیرون می خوابیدی که الان سر پناهی داری؟ به قول ریش سفیدان محل حاضریم نه تنها 44000 تومان را پس بدهیم بلکه هر خانواری 5 تا 10000 تومان به دولتمردان بدهیم تا پول آب و برق و گاز و تلفنمان مثل دوره آسید محمحد خاتمی و هاشمی و مهندس موسوی بشه که در بدترین شرایط جنگ، کشور را سر پا نگه داشتند. بیاییم همدیگر را تحمل کنیم و الا مثل رییس قبلی جو ما را فرا می گیرد و می رویم در سازمان ملل وبرای صندلی های خالی صحبت می کنیم بعد ادعا می کنیم که هیچکس حتی مژه هم نمی زدند شاید هم راست می گفت آخه صندلی خالی که مژه و پلک نمی زنند.

یاد تنسر و نوشته هایش بخیر ،راستی شهر هرت شهری است که در آن شهردار می شود سردار و سردار می شود شهردار. بیایید نقادان را تحمل کنیم نه اینکه به کهریزک روانه شان کنیم. یادمان باشد که حرّ بن ریاحی، طبّال یزید بود و عزت یافت، ولی نزدیک ترین یار امام حسین (ع)، ملعون شد. اونی رو که خدا بخواهد عزت بده را نمی توان کاری کرد جناب آزادی بیان..و در پایان کلام امام علی(ع): نیاز عاقلان به ادب، همانند نیاز کشتزار به باران است.

پاسخ دامنه : به نام خدا. داوری ندارم. می گذارم بر عهده ی دامنه خوانان. کامنت های این پست در ادامه ی مطلب


ادامۀ مطلب
سه‌شنبه ۳٠ تیر ۱۳٩٤ ، ٧:٥٧ ‎ب.ظ
پست 1096

به قلم سید علی اصغر شفیعی دارابی 16 : به نام خدا. این یک چالش کوچولوی عُمق دار بود میان آسید و شیخ وحدت  بر سر عقل و تجریه و منطق سوفَسطائیان یونان باستان در این پست شیخ وحدت در وبلاگشان: تماشاگه دارابکلا. یعنی این پست:" انسان برترین موجود کره خاکی " دامنه بحث تشاجُری میان آنان را قدم به قدم تعقیب کرد. تا دیدم که سرانجام شد و باز نیز شمع اَنجَم به انجام. بسیار جدی بود چالش. این را می گویند پرسش و پاسخ بی محابا و بی مهابا هر دو.
بقیه ادامه
  
دامنه هیچ فعلا" نظری ندارد!! ولی در چالش با شیخ وحدت با همه ی قوا پشت آسید می ایستد. چون روحانی ساخته شده برای به چالش کشیدن. برای نقد شدن. برای رفع هر نوع ابهام. بر سر شیخ وحدت که خوبه؛ حتی بحث بر سر وحدت وجود و توحید و احَد و صمَد و لم یلِد و لم یولَد هم باشه بازم با همه ی توان با آسیدم. بگذرم که در شیخ وحدت جدا از نسبت برادری، ظرفیت ها و ظرافت هایی بیش از تصوّر سراغ دارم. با هم می خوانیم آنچه میان شان درگرفت و گذشت. بیشترش را در خود آدرس بالا یا در دنبالک ها بازش کنید:
متن نامه ی آسید به شیخ وحدت: سلام. اول این که من بعد از یک روز از پاسخ حضرتعالی در کامنت اولم بوده است. به  عبارتی دارم می گم که عصبانی نبودم. دوم این که مثال منطق سوفَسطایی مثَل بود که در مثَل مناقشه نیست؛ نه برای صفت نویسندگی شما. سوم این که شما استاد بی تعارفِ معرفتی، سیاسی و بلوغ فکری ام هستید. چنانچه برداشت شما از روند حضور در قالب کامنت گذاری ام گستاخانه بوده پوزش می طلبم و نادیده گرفتنت را لطف آموزنده ی اخلاقی می دانم. چهارم این که ظرفیت شما بیش از انتظار تعریف شده است بگذار از این موهبت الهی یی که در نهاد اکتسابی حضرتعالی وجود دارد، بیشترین استفاده را ببریم."
پاسخ شیخ وحدت به آسید بسمه تعالی. سلام بر شما. من، بیش از سه دهه است که شما را می شناسم، در طول  این مدت جز صفا و وفا و نیکی از شما در خاطر ندارم. قضاوت همه دوستان در باره شما حکایت از سرشت نیکوی شما دارد.
شنبه ٢٧ تیر ۱۳٩٤ ، ۱:٢۳ ‎ب.ظ
پست 1095
 
به قلم نگاه 8 : به نام خدا. این تازه ترین متنی ست که سحرگاهان عید فطر توسط جناب  " نگاه " به دامنه ارسال شده است. در باره ی مجموعه خطابه ی محکم و مستند و بی خرافه ی جناب حجت الاسلام والمسلمین دکتر محمدرضا نصوری در مسجد جامع دارابکلا. تحلیل محتوایی جاذب نگاشتند جناب نگاه. ضمن سلام و سپاس و خجسته باد عید اسعد فطر، با هم می خوانیم:
با سلام و عرض ادب و احترام . و با تبریک فرا رسیدن عید سعید فطر به تمامی مسلمین جهان. مخصوصا دامنه خوانان گرامی ابتدا دعا می کنم: خدایا ؛ به حرمت این عید سعید فطر نیکوترین سرنوشت ها،حلال ترین روزی ها، پربارترین زیارت ها، خالص ترین نیت ها، صالح ترین عمل ها را برای ما مقدّر بفرما. آمین. می خواهم از عالم و فاضل و استاد توانمند جناب حجت الاسلام والمسلمین دکتر نصوری تشکر ویژه داشته باشم. چرا؟اینکه سنت شکنی نمودند در بیان مطالب و روضه خواندن. چرا که همانند جنابان دکتر رفیعی و عالی، فقط به بیان مطالب می پرداختند. شور و هیجان کاذب به مستمع تزریق نمی کردند. با احساس و عواطف مستمع بازی نمی کردند، تا آنها را به نوعی وادار به گریستن نمایند. از داستانها و روایت هایی که باعث دودلی، شکّ یا درگیر کردن اذهان جوانان می شد کاملا برحذر می بودند. علاوه بر محتویات مطالب، یک روانشناس خبره بودند. چرا که مطالب شان را بر حسب کشش جلسات بازگو می نمودند. وقت شناس بودند چرا که بجز شب 21 و 23 به دلیل شب های قدر، در باقی جلسات 35 الی 40 دقیقه مطالب شان را ایراد سخن می نمودند تا مبادا مستمعی خسته شود. آرام و دلنشین نطق می فرمودند. از منم منم ها و نگرش شخصی به دور بودند. بیشتر از اینکه از جهنمی بترساند می آموخت اندیشیدن و آموختن را. بشارتش آزادی بود و آزادمردی.
در پایان باید تشکر کنم از هیات امنای مسجد جامع که باید بگویم آنها هم سنت شکنی درست و بجا انجام داده اند. بهره گیری از سه خطیب اندیشمند و توانا در سه دهه، بسیار بجا و قابل تامّل بود؛ چرا که با این برنامه ریزی باعث تنوع و پویایی و شکوفایی هر چه بهتر مراسمات شدند. هر چند کاستی هایی هم از طرف هیات امنای مسجد وارد می دانم که فکر می کنم جایش نباشد. عید مبارک."
شنبه ٢٧ تیر ۱۳٩٤ ، ۱٢:۳٤ ‎ب.ظ

پست  1094 : به قلم مهندس عاصم طالبی دارابی 1 : دامنه : به نام خدا. این متنی ست که مهندس عاصم طالبی دارابی امشب جمعه 26 تیر ماه 1394 از محل کارش در تهران به دامنه ارسال کردند. او در این متن هم تشکر ویژه کردند از جنابان آسید، تنسر، نگاه و اسمعیل که بر عاصم به دلیل متن تفسیری پست درخت بامبو، لطفی عطیف نموده بودند. و هم در این نوشته ی شان نکاتی مهم و طلایی دیگر به ارمغان آوردند:

«سلامی گرم به بابای عزیزم و همه ی دامنه خوانان دارابکلا. بسم الله الرحمن الرحیم. سرآغاز عذرخواهی می کنم بابت تاخیر در جوابم. واقعآ سرم شلوغه. در اینجا لازم است روشن سازم برای چهار بزرگوار که بر من لطف انشاء نمودند: عمواصغرم. تنسر عزیز. نگاه گرامی. و اسمعیل عزیز و نیز بابای خاصم:
1- عرض ادب خدمت عمو اصغر عزیزمان که حکم عموی واقعی داری برامون. تنها چیزی که در این دنیا تغییر نمی کنه خود " تغییره ". ما انسان ها هر چند ماه، لباسامونو عوض می کنیم ولی افکارمونو نه. و من طی یک سال اخیر حداقل از کتابهایی که خوندم یاد گرفتم: " اگر به کارهایی که در گذشته انجام می دادید ادامه دهید به همان نتایج قبلی می رسید " و نکته ی بعدی این که انسان ها دو بار از نظر من متولد میشن: اول روز به دنیا اومدنشون. دوم روزی که بفهمن چرا زندگی می کنن. که اون روز، روز تبلورشونه.
2- تنسر عزیز ( که البته نمیشناسمتون ولی کامنتتون ارزشمند بود برام ): در مورد کتاب "بیندیشید و ثروتمند شوید" اثر ناپلیون هیل بگم که رمز رسیدن به موفقیت مالی 3 فاکتوره: اول فکر به آینده. دوم احساسِ بودن در اون جایگاه و سوم برنامه ریزی برای رسیدن بهش. و در راه رسیدن به موفقیت توقف ممنوعه، خودشگفتی ممنوعه، اشرافی گری ممنوعه.
3- نگاه عزیز، مرسی از کامنتتون. امیدوارم داستان بامبو سرلوحه ی همه ی جوونا باشه.
4- اسمعیل عزیز، دقیق رفتم شمردم الان 29 کتاب خوندم طی 13 ماه اخیر و الان کتاب 30 اممه.
باید اضافه کنم: اطرافیان شما رو از جایگاهی که خودشان هیچ وقت در آن نبوده اند برحذر می دارند. پس مراقب باشید. در نهایت از بابای مهربون و فوق العاده باسوادم تشکر می کنم که همیشه حامی ام بوده و هست و خواهد بود... . و خیلی زود حامی اش خواهم بود ( مثل داستان درخت بامبو ) بدرود.»

پاسخ دامنه : به نام خدا. سلام. خواهم نوشت ای پسرم. ای دور از من ولی تنیده به روح و  خیال و آرمانم. عاصمم می دانستم کی هستی و چی می طلبی. می دانستم تا چه حد قاطع هستی و با هدف پیش می روی. می دانستم برای خود ارزشگذاری های خاصی کردی و در راه آن موانع را نه عامل عقبگردی که پیش تاختن می دانی. ولی نمی دانستم این همه قلبت به قدمت پیوند دارد. نمی دانستم کلمه را نه فقط برای کلمه که برای گفتمان می خواهی.

من فدات می شم پسر آخرم که با دل پاکت سرودی: خیلی زود حامی اش خواهم بود همین بس است برای بابای تو که می دانی چقدر دوستت دارد و تو را برای خدا و در راه فقط خدا می خواهد. هر کجایی آزاد باش و آزاده ولی فقط بر محور عصمت و قرآن باش. من قرین قلب توام در شب های خاصم و روزهای خاص ترم. محتاج نوید و مژده های توام. درود ای عاصم طالبی. درود ای پناه آتی. درود ای دلسوز پدر در معاصی.

مهندس عاصم طالبی دارابی. دارابکلا. مرسم. نوروز 1384. عکاس: دامنه

شنبه ٢٧ تیر ۱۳٩٤ ، ۱٢:۳٢ ‎ب.ظ
پست 1090
به قلم نگاه 7 : به نام خدا. متنی ست از سر لطف و دلنوازی. از سوی نگاهِ عطوف و دلسوز جناب نگاه به مهندس عاصم  طالیی دارابی. ضمن سلام و سپاس به چنین روح و روحیه و روحیه بخشی، با هم می خوانیم آنچه نگاه آن را بر قلم آورده تا قدم عاصم نلغزه:
"سلام و درود بر جناب مهندس عاصم: نگاهم را با نگاهت پیوند می زنم و تبریک بر پدر گران تان که توانسته علم به تحصیل و لذت کتاب خوانی و تفکر و تعقل آمیخته با برداشت درست و منطقی را در شما بپروراند. تا این گونه بتوانی با مضامین پر بارت، پدر را خشنود نموده تا این گونه بر تو بنازد و ببالد. برداشت شاید اشتباهم از متنی که نگاشتی این است تا در این هجمه ی فشار و انتقادی که بر پدر می شود ( البته از دید گاه نگاه غیر منصفانه ) را با آن متن متین و سنگین و پر بارت راجع بهدرس بامبویی می تواند امید و دلگرمی باشد در این هجمه های سنگین فشار و انتقاد های ( از دیدگاه نگاه غیر منصفانه ) بر پدرت.  هر چند نگاه می داند جسارت و سخت کوشی و مدیریت جناب دامنه را. نگاهت را به خدا می سپارم.
پاسخ دامنه : به نام خدا. جناب نگاه سلامم به شما. آنچه بر صفحه می آوری چیزهایی ست که از صافی و فیلتر قلبت  غربال می شود. چه در باب روزه. چه عالم معنا. چه سیاسیات. چه اجتماعیات و چه حضور در مسائل خرد و کلان روستات.
جمعه ٢٦ تیر ۱۳٩٤ ، ۱۱:٠۱ ‎ق.ظ

پست 1089

یه قلم آزادی بیان 1 : به نام خدا. این نوشته ی واکنشی جناب آزادی بیان است به پست جناب  اسماعیل در باره ی مذاکرات هسته ای. دامنه خوشحال است از حضور مجدد آزادی بیان در دامنه و شرکت ایشان در مناظره ی شکل گرفته بر سر مذاکرات وین. ضمن سلام و خوش آمد گویی به وی، با هم می خوانیم آنچه واکنش نشان داد جناب آزادی بیان:
"سلام آقای طالبی. نماز و روزه قبول باشه. امیدوارم حالتون خوب باشه. چند وقتی بود که به خاطر مشکلاتی که در وبلاگ های دارابکلا پیش اومد زیاد سر نمیزدم. حالا که دو باره بستر آماده شده، رو من هم حساب کنید. ( دامنه: حساب منطقی!؟ یا حساب بانکی سودآور!؟ باشه حتما" ) فقط در مورد متن جناب اسمعیل اینو میتونم بگم که این شخص به نظرم این متن بهترین مثل برای جنابشان اینه: " هم طبّال یزید هست و هم علمدار امام حسین " ... . در اینجا لازم به ذکر است بگم که همانظور که جنابعالی میدونید قضیه ترور فرزندان بقیه در ادامه ی مطلب

ادامۀ مطلب
جمعه ٢٦ تیر ۱۳٩٤ ، ۱٠:۳٢ ‎ق.ظ
به قلم آسید علی اصغر شفیعی دارابی 13 : به نام خدا. آنچه در زیر می خوانید متنی ست که به کوشش و سلیقه ی آسید برای دامنه خوانان تهیه شده است. با هم آن را می خوانیم. به ایشان سلام گرم دارم و سپاس نرم:
زنِ قرآن، فعال اجتماعی است؟ محمد نصر اصفهانی: نگاه قرآن به زن با نگاه همه انسانهایی که در چارچوب فرهنگ بسته خویش به او ‌می‌نگرند متفاوت است. قرآن خلقت زن و مرد را از یک حقیقت دانسته است (زمر6) و در انجام وظایف و مسئولیت‌های انسانی و اجتماعی، فرقی بین آن دو قائل نیست. اگر بین آنان تفاوتی‌ قائل شده است این تفاوت ارزشی نیست بلکه ناشی از وضع فیزیولوژیک و فرهنگ اجتماعی خود ساخته آنان است. (نسا32). در فرهنگ قرآن، زنان همچون مردان در انتخاب راه زندگی خویش، نقش مستقل و تعیین کننده دارند و در مقابل انتخاب خویش همچون مردان شخصاً متعهد و مسئول هستند. حوا در هدایت و عصیان با آدم به یک اندازه مسئولیت داشت و نقش مستقل و کاملاً مساوی با او ایفا کرد. هنگامی که هر دو توبه کردند، خدا توبه هر دو را با هم پذیرفت. (بقره25-37). نگاه منفی قرآن به زنان با مردان تفاوت ندارد و با معیاری یکسانی در مورد آنان قضاوت می‌کند، به همین جهت ابولهب و زن ابولهب نقش برابر در تقبیح قرآن دارند. (مسد) همسر نوح و همسر لوط با وجود اینکه هر دو همسر پیامبر هستند، چون مستقلاً تصمیم به مخالفت با اندیشه و باورهای صحیح شوهران خود می‌گیرند از جانب خدا، همچون مردان، مورد مذمت بقیه در ادامه ی مطلب

ادامۀ مطلب
پنجشنبه ٢٥ تیر ۱۳٩٤ ، ٦:٠٥ ‎ب.ظ
پست 1083
 
به قلم آسید علی اصغر شفیعی دارابی 12 : به نام خدا. قلب نوشته ی زیر از آن رفیق چندین  ساله ی دامنه جناب آسید است خطاب به مهندس عاصم طالبی دارابی. با سلام به روح آن رفیق در فراق، متن عطوفانه ی ایشان که از بدو زندگی دامنه بر فرزندانم مهر و محبت عمیق و اخلاصی داشتند، ارائه می گردد:

"سلام عشق من عاصم. ببین عاصم، برای یک کامنتت، پدر هوشیار و زیرک و سیاستمدار و مومن، چقدر خوشحال شد. بنابرین برای خرسند شدن من و بابای مهربانت اندوخته های منطقی و احساسی و... را برای مان و دامنه خوانان به تحریر در آورید. دومین مسئله ای که فرمودید کتاب خواندن در کنار درس خواندنت، من و بابای خوش فکرت را هم خرسند نمودی. بر نجابت نگاهت درود می فرستم. ".

پاسخ دامنه : به نام خدا. عاصم عزیزم، اگر این پست را دیدی حتما" ادب و عشق و احترامت را  به " عمو اصغر مهربونت " مثل اقامه ی نمازت، برگزار. آسید دامنه زبانی اَلکن دارد در برجاگزاری حق محبتت. فقط می گوید: قصه ی شیرین و فرهاد منی در عرفان و درون خوانی ها.
پنجشنبه ٢٥ تیر ۱۳٩٤ ، ۱۱:٠٤ ‎ق.ظ

پست 1082

به قلم تنسر 16 : به نام خدا. آنچه در نوشتار زیر می خوانید از جناب تنسر است در باره ی  مذاکرات هسته ای در وین. ضمن سلام و سپاس فراوان و خداقوت به جناب تنسر، باهم آن را از نظر و دیده می گذرانیم:

" سلام جناب آقای دامنه گرامی و دامنه خوانان عزیز. این رویداد و دستاورد بزرگ را به همه ایرانیان در هر جا جهان هستند تبریک و شاد باش می گویم. و این دستاورد کمتر از ملی شدن نفت نباشد ولی بالاتر از ملی شدن نفت است و دستاوردهای برای همه جهانیان داشته است. ایران در مقابل شش قدرت جهانی و مداخله توهمی بعضی کشورها و ایران هراسها یک تنه ایستادگی نموده و این جز حمایت و پشتبانی ملت و رهنمودهای رهبری که به انصاف در میزبانی ماه رمضان امسال با مسئولین، مواضع روشنی در خصوص هسته ای داشته و همچنین تیم مذاکره را مورد اعتماد خویش و ا 
بقیه در ادامه ی مطلب

ادامۀ مطلب
پنجشنبه ٢٥ تیر ۱۳٩٤ ، ٩:۳٩ ‎ق.ظ

پست 1076 : به قلم دامنه : قسمت 28. به نام خدا. کهیتک کلّه. کهی و کهچلیک یا همان کدو، در بوته ای دراز به عمل می آید و معمولا" در هر بوته چند کدو تولید می شود. بگذرم. دارابکلا به برخی از افراد می گن: کهیتک. یا کیهتک کلّه. یا ون کلّه کهیتک هسّه. هع وه هم کهی تک بیهه اِما ندوسّمی.

به هر حال این واژه یک لُغُز است و متلک قهار مغزی. حتی اگر خیلی با غیظ و غضب و غرَض همراه باشد، لفظ کهیتک توهینی قهار به فرد است.

کدویی که از بوته اش تک بیفتد و آب و هوا و نور و خاکش کم حد باشد: یا ولویلانگ می شود. یا تلِّ زهر. یا پوک و پلاسیده. یا گند و متعفّن به حدی که هیچ گندی به گنداب داخل کدوی معیوب نمی رسد. و یا هم آنقدر بی خاصیت رشد می کند که از خیار هم بزرگتر نمی شود. همه ی اینها موجب شده که دارابکلایی ها به این تیپ افراد زیربگویند کهیتک کلّه:

دودوتا چند تا را بلد نیست بگه.

شبانه روز سه تا استکان می شکند.

پول شمردن را هنوز یاد نگرفته.

در شطرنج یک بار نشد ببره.

در املا سی غلط دارد.

یک دَم پُختی پلا نمی تواند آماده کند.

اصلا پس انداز بلد نیست.

راه می ره می خوره. می شینه می خوره. دراز می کشه می خوره. کله اش دود می کند از دلیکی.

یک بار نشده در یک جایی در یک مسابقه ای اول یا دهم بشه.

هیچوقت نشده یک 19 بیاره.

سی بار یک مطلب را به او بگی بازم می گوید: هع!؟

همیشه خودکارش در جیبش جوهر پس می دهد چون سر ته میذاره.

یک سوراخ دیوار خونه را هم نمی تونه گِل بگیره.

شصت بار رفته ساری نکا بازم وقتی می خواد بیاد دارابکلا گیج و منگه و شهر اینو می گیره.

حواس اصلا نداره، هوش را کلا" گذاشته سر طاقچه. فقط کارش شکم نوازیه.

یک کتاب را تا ته نبرده تمامش کنه.

چهار تا حدیث نبوی و علوی در ذهن نسپرده.

و کلا" به مُخ و مغز و فکر و عقل و رشد و رشید شدن هیچ هم نمی رسه (مُخ تعطیله) و فقط اشتهاء هایش را آبیاری و سیراب می کند و موقع خوردن که شد سه بار نون تیلیت می کنه توی آبگوشت و لوبیا پته و خمیرآش و سوپ جو و گویجه خوارش. خاب معلومه کلّه، کلّه نمی شه، همون کهی و کهچلیک و کهیتک می شه!!

به قول مرحوم علامه طباطبایی از 25 ادب انسان معنوی شدن یکی گرسنگی کشیدن و کم خوری ست. با پوزش از طنزنگاشت دامنه در بحث فرهنگ لغات دارابکلا. جسارت به کسی نباشد.

چرا این شکلی شدند را نمی دانم. ولی اساسا" کدو گلبول‌های قرمز خون را چندبرابر می‌کند. یک کدوی متوسط حاوی 33 درصد ویتامین B6 را تامین می کند که در ساخت هموگلوبین موثره و کمبودش باعث کم‌خونی ست

چهارشنبه ٢٤ تیر ۱۳٩٤ ، ٩:٤٩ ‎ق.ظ

پست 1078 : به قلم عاصم طالبی دارابی 1. به نام خدا. این متن نوشته ی کوتاه زیر از مهندس عاصم طالبی دارابی دانش آموخته ی دانشگاه امیر کبیر است که عصر امروز از دفتر کارش در تهران به وبلاگ بابایش دامنه فرستاده است. نظر آقاعاصم مربوط است به آن پست درخت معجزه ی رشد، متن شماره ی 1059 دامنه با عنوان: درسی از بامبو . ضمن سلام و سپاس از جناب آقاعاصم آخرین یادگار دامنه، که در طول ماه مبارک رمضان فقط دو شب احیاء در کنارمان در قم بود، با هم آن را می خوانیم:

«با سلام خدمت بابای عزیز و گرانقدرم. همه ی افراد موفق و ثروتمند دنیا مسیر سخت مسخره شدن، شکست خوردن، ناامید شدن، و حتی طرد شدن و ... را طی کردند. ولی همه ی اونا میدونن موفقیت در یک قدمی شکسته. دقیقآ داستان درخت بامبو .... اینو طی حداقل 30 کتابی که تو یک سال اخیر مطالعه کردم متوجه شدم.»

پاسخ دامنه : سلام عاصم ای عزیزترینم. یادمان هستی ام. دانش آموخته ی جدّی و منطقی ام. پسر مهربان و سرشار از روحیه و با حسّ و حالم. دل و قلب بابای پر از درد و آلامم. امید این سال های سختی و تنهایی ام. داماد آینده ی پیش رویم. و از همه ی اینها بالاتر فرزند دل و جگر و جرات و جُربُزه دارم. آنچه نوشتی برای بابا و شاید هم برای همه ی دامنه خوانان، بر تار و پودم نشست.

دردهایم را به درک هایم پیوند زدی و با این نوشته ی کوتاه ولی عمیق ات، شوقم را به خودت متّصل ساختی. و نیز در شور و شعَفی خاص، غرقم ساختی وقتی که دریافتم که سی کتاب طی یک سال اخیر به جان و دل خواندی. تو جناب عاصم می دانم در رشته ی عمران، مهندسی، پس از بابات بشنو در دل و درمانِ دردِ درون و نیز عرفان خدای رحمان و رئوف هم، مهندس باش. مهندسی دقیق و اندازه دان و پر از امید و خیالات پاک و ایده های ناب. فدات: بابات.

مهندس عاصم طالبی دارابی. قم منزل. شب 19 تیر 1394. 23 قدر و احیاء . عکاس: دامنه

عاصم، 10 سال قبل. تشی لت. 1384 . به چه فکری؟ عکاس: دامنه

چهارشنبه ٢٤ تیر ۱۳٩٤ ، ٧:۳۳ ‎ق.ظ

پست 1075 : به قلم  دامنه : 11. به نام خدا. زنبورهای رقّاصه.  طبق کشف آقای کارل فن فریش برنده ی جایزه ی نوبل 1973، چشم زنبور عسل مرکّب از 63000تلسکوپ است. در میان آنها زنبورهای رقّاصه یا خبرگزار هستند که نقش رهیابی و تفهیم برای سایر زنبورها دارند. (منبع: قرآن شناسی مرحوم فولادوند. صفحه ی 388).

آیا تعجّب ندارد که در چشم ریز زنبور عسل، این همه تلسکوپ قوی و کارا چگونه و با چه قدرت فوق العاده ای جاسازی شده است؟ باید به حضرت خالق، خدای متعال پناه برد و با فطرت پاک و عشق الهی سبحان الله گفت و خضوع و خشوع نمود. در پست شماره ی 1034 قبلی دامنه با عنوان " 150 فریب فاخته " در 13 تیر 1394 نیز این قدرت خارق و مرموز خلقت مطرح شده بود.

زنبور

 

سه‌شنبه ٢۳ تیر ۱۳٩٤ ، ۸:۳٢ ‎ب.ظ
پست 1074
به توضیح دامنه : به نام خدا. ساعت 11 و 42 دقیقه ی امروز سه شنبه 23 تیر 1394 جناب حجت الاسلام والمسلمین  محمدرضا نصوری به دامنه نامه ای محبت آمیز ارسال داشتند و بر خطابه های دهه ی آخر رمضان خویش در مسجد جامع دارابکلا توضیحی افزودند. دامنه هم به جناب ایشان ارادت خاص و مراوده ی اشتیاق دارد و هم این روحانی باتقوا و فاضل و دارای دیدگاه های متناسب با اسلام ناب محمدی را ارجمند می داند. خدای رحمان  جناب ایشان و امثال ایشان را محفوظ بدارد. با هم می خوانیم متن ایشان را:
"با سلام خدمت مدیر محترم و کسانی که نظرات خود را مرقوم داشته اید. از انعکاس مطالب حقیر در فضای مجازی متشکرم. توفیقی بود امسال دهه آخر ماه مبارک رمضان در جمع مردم بسیار خوب و باوقار دارالمومنین دارابکلا هستم. محور کلی مطالب من " ویژگی ها و اوصاف منتظرین و آسیب هایی که آنان را تهدید می کند و راه برون رفت از آسیب چیست " می باشد. گرچه در جایی که بزرگان قبل از حقیر سخنرانی کردند مشکل هست ولی انشاالله بتونیم گام نو در زمینه سازی ظهور امام زمان علیه السلام برداریم. در ضمن از مدیر دامنه نسبت به مطالب و تصاویر و تحلیل های مختلف متشکرم. موفق باشید."
پاسخ دامنه : علیکم السلام جناب نصوری. وظیفه ی دامنه بود. نیز مشعوفم از تشویق و تاییدات آن بزرگوار و روحانی با فضیلت و مسلّط. ان شاء الله آنچه در دامنه منتشر می شود مرضیّ خدا واقع شود.
سه‌شنبه ٢۳ تیر ۱۳٩٤ ، ۱٢:۱۱ ‎ب.ظ
پست 979 : به ذوق دامنه : 16. به نام خدا. از مرحوم قیصر امین پور:

الفبای درد از لبم می تَراود
نه شبنم، که خون از شبم می تراود
سه حرف است مضمون سی پاره دل
الف لام میم از لبم می تراود
چنان گرم هذیان عشقم که آتش
به جای عرق از تبم می تراود
ز دل بر لبم تا دعایی بر آید
اجابت ز هر یاربم می تراود
ز دین ریا بی نیازم، بنازم
به کُفری که از مذهبم می تراود
دوشنبه ٢٢ تیر ۱۳٩٤ ، ۱۱:٥٥ ‎ب.ظ

پست 1169 : به قلم حاج سید تقی 5 : به نام خدا. دامنه: متن زیر خلاصه ای از سخنرانی مهم حجة الاسلام و المسلمین محمدرضا نصوری ست که در شب 23 ماه رمضان امسال 18 تیر 1394 شب مبارک و فرخنده ی قدر در مسجد جامع دارابکلا بیان فرمودند. ضمن سلام به ایشان که از دوستان فاضل و دانشمند دامنه است و نیز تشکر ویژه از دوست بزرگوار جناب حاج سید تقی شفیعی دارابی، در ارسال این گفتار زیبنده ی این ایام و روزگار، با هم آن را می خوانیم:

«سلام آقا ابراهیم  مدیر محترم وبلاگ دامنه. یکی از چند سخنرانی که در مسجد جامع برنامه ریزی و مورد استفاده همگان قرار گرفت دکتر نصوری است. ایشان همان گونه که می دانید کارشناس مهدویت هستند و بحثی در شب بیست و سوم در خصوص حق الناس داشتند. برداشتم از آن بحث برای دامنه خوانان محترم در شب بیست و هفتم ماه مبارک که شب قدر و نزول قرآن کریم بصورت دفعی است (بنا بر نقلی ) مفید به فایده باشد. التماس دعا. ( دامنه: تشکر جناب آقای شفیعی. اقدام خداپسندانه ای کردی در ارسال فوری این گفتار ).

طبق منابع اسلامی حقوق به سه دسته قابل تقسیم است: حق الله: خداوند حقوق فراوان بر بندگانش دارد که اعتقاد و ایمان آوردن به او و عمل به دستورات او و انجام بقیه در ادامه ی مطلب



حجج اسلام آقایان بزرگوار نصوری سمت راست و ربانی سمت چپ. قم. 10 اسفند 1393 مراسم عروسی عارف طالبی دارابی. عکاس: دامنه

ادامۀ مطلب
دوشنبه ٢٢ تیر ۱۳٩٤ ، ۱:۱۱ ‎ب.ظ

پست 980 و 1002 و 1067 : به انتخاب دامنه. قسمت 92. به نام خدا. سه بُرش برداشت آزاد دامنه از داستان مهم موسی و شبان:

شبان: ای خدای من فدایت جان من

جمله فرزندان و خان و مانِ من

خدا: من نکردم خلق تا سودی کنم

بلکه تا بر بندگان جودی کنم

موسی: هیچ آدابی و ترتیبی مَجو

هر چه می خواهد دل تنگت بگو

رودخانۀ دارابکلا. اواسط تیر ماه 1394 . ارسالی جناب یک دوست به تلِگرام دامنه

به انتخاب دامنه : به نام خدا. قسمت 93. این لیفی ست از عمر خیّام.

دریاب که از روح جدا خواهی شد

در خانه ی اَسرار فنا خواهی شد

مِی خور که به زیر گِل بسی خواهی خُفت

بی مونس و بی رفیق و بی همدم و بی جُفت

-------------------

به انتخاب دامنه : لیف روح95. به نام خدا.

آن کس که بداند، و بداند که بداند

اسب طرَب خویش به افلاک رساند

آن کس نداند، و بداند که نداند

آن هم خرَک لنگ به منزل رساند

آن کس که نداند، و نداند که نداند

در جهل مُرکّب ابدالدَهر بماند

--------------------

به انتخاب دامنه : به نام خدا. قمست 96. با سه نکته ی مهم و قابل تفکر و خویشتن شناسی،  لیف روح این هفته ی ماه رمضان را به ماه شوّال در دوشنبه ی هفته ی بعدی تحویل می دهیم

نکته یکم: حضرت ابوذر گفته: برای من فراگرفتن یک مساله محبوب تر است از این که صد رکعت نماز بگزارم.

نکته ی دوم: زُلیخا در مواجهه ی با حضرت یوسف که پس از مرگ شوهر پادشاه اش به همسری آن پیامبر خدا (ع) در آمده بر اسبش همی مالیده و گفته: بزرگ است خدایی که بنده ی خود را به عزّ طاعت، عزیز کرد و پادشاهان  را به ذِلّ معصیت، ذلیل.

نکته ی سوم: رسول خدا حضرت محمد مصطفی صلوات الله فرموده: با لشکری بتوان رُوم را از قیصر گرفت، ولی با نیروی همه ی زمین، نفس را از یکی نتوان گرفت! (منبع هر سه نکته، برداشت آزاد دامنه از کتاب شریف کشف الاسرار حکیم میبدی)

سورۀ یوسف درس عبرت طهارت نفس

یکشنبه ٢۱ تیر ۱۳٩٤ ، ۱:٠٠ ‎ق.ظ

پست 1062 : به قلم تنسر 14 : به نام خدا. آنچه می خوانید بحث آزاد جناب تنسر است نسبت به پست 1061 دامنه یعنی این متن:آمریکا برتره یا بربره ؟ ایشان فضای بحث دامنه را گسترش دادند و در پاره ای از مصادیق رویکردی تازه تر جایگزین ساختند. ضمن سلام و سپاس دامنه از ایشان با هم دیدگاه تنسر را می خوانیم:

«سلام جناب آقای دامنه. به نام خداوند یکتا. آمریکا نه برتره نه بربره! بلکه آمریکا بهترین ها را برای خود می خواهد. بهترین مغز های متفکر را، بهترین سرمایه گذار را، بهترین تئورستن ها را به دور از مسائل سلیقه ای برای خود می خواهد. آمریکا از بعضی تازی های خود باخته بهتره که خود را آلت دست امریکا کردند که بهشتی برای خود ترسیم کردند حیوان صفتانه و بدتر از آن همزبانان و هم آئین های خویش را می درّند. آمریکا از بعضی ها که خود را به دینار و دیبایی می فروشند بهتر است. آمریکا همه چیز برای خود می خواهد ولی من و تو بایسته است به هوش باشیم و هوشیار .

در تباد ل و ارتباط با آمریکا هیچ کدام ضرر نخواهیم کرد ولی عرب ها و شیخ نشین های خلیج همیشه فارس (پارس) تاب تحمل این ارتباط را ندارند و از طرفی با گرم شدن این روابط، دیگر لوازم بُنجُل چینی را در کهنه خرین های جویبار بایستی جستجو کرد دیگر موسرخ های غربی بازی یک غُل دو غُل در مذاکرات و معادلات پیش نمی کشند، دیگر عده ای از خودباخته های ایران نماها که پشت آتش این تفرقه جاخوش کردن جایی برای کوچ کشی ندارن. دیگر در داخل هم عده ای که سازشان با ستیزه جوی کوک می شود صدای از خودنمایی خود بروز نمی دهند. ارتباط با آمریکا یک تاکتیک سیاسی ست. و این ارتباط و نفوذ قدرت سیاسی و جنگ افزاری و و موقیعت جغرافیایی ایران در منطقه تعادل و توازن ایجاد می نماید. و ...

در خصوص کناره ی ساحل، فکر می کنم ما در این مورد کمتر از آمریکا نیستیم. سواحل دریای طبرستان و سواحل خلیج همیشه فارس. چون سواحل ما به دست بعضی ارگان ها به مالکیت شان در آمده است و از طرفی از ملت بهترون ها ! در اطراف سواحل لنگر انداختند. ریختن زباله صنعتی و غیر صنعتی، ریختن فاضلاب شهری و مسکونی در داخل دریا، توجه نداشتن به اکوسیستم دریا و... ... آیا اینها از شیطنت آمریکاست؟ یا خود نمی خواهیم از این طبیعت خداوند رحمان نهایت استفاده را ببریم؟ درود و بدرود.»

شنبه ٢٠ تیر ۱۳٩٤ ، ٧:٢٧ ‎ب.ظ

پست 1061 : به قلم دامنه : به نام خدا. پوزش از قوم بَربَر قفقاز شمالی که اینجا کنایه از بربریّت رفتاری ست نه نژاده کوبی.

برتره ؛ چون طی بیش از 200 سال عمرش در علم اول است.

ولی بربره ؛ چرا که با بدترین آپارتاید علمی، جهان را حریف خود می داند.

برتره ؛ چون با کمترین برنامه ی اقتصادی در راس جهان قرار گرفته است.

ولی بربره ؛ چرا که در اقتصاد جهان، نه رقابت که اختلال می کند.

برتره ؛ چون کشورش را وطن دانشمندان جهان ساخته است.

ولی بربره ؛ چراکه وجود آزاد دانشمندان رقیب در سایر کشورها را بر نمی تابد.

برتره ؛ چون ابرقدرت تسلیحاتی و دارای ارتش اول است.

ولی بربره ؛ چرا که امنیت ملی اش در هژمونی و سلطه گری جهان تعریف شده است.

برتره ؛ چون یک کشور بازیگر موثر جهانی ست.

ولی بربره ؛ چرا که در این بازیگری، خوی ستمگری دارد و حامی ستمگران است.

برتره ؛ چون در کشورش شعار آزادی و تمدن و رشد جاری ست.

ولی بربره ؛ چرا که دچار پاردوکس است: حامی اسرائیل جنایتکار و دشمن فلسطین آزادیخواه.

برتره ؛ چون کشوری مهاجرپذیر و جهان وطنی ست.

ولی بربره ؛ چرا که برای جهان نمی خواهد: شانتاژ دانشمند هسته ای پاکستان در ایران.

برتره ؛ چون بر حقوق بشر و دمکراسی پیشتازه

ولی بربره ؛ چون که از منحط ترین حکومت های عربی دفاع می کند و رای بر پایه ی پول است.

برتره ؛ چون ثروتمند است و توانا و وام دهنده به جهان.

ولی بربره ؛ چرا که بنیادش بر کاپیتالیسم و امپربالیسم و مرکانتالیسم (سوداگری) ست.

همین مُکفی ست و به اندازه. بقیه پاردوکسیکالیسم (تناقضات) آمریکایی را شما بگید. کامنت های این پست در ادامه ی مطلب

تصویر زاویه دار ساحل تفریحی میامی  ایالت فلوریدا ی آمریکا. بر روی عکس کلیک کنید! می پرسم آیا همین آرامش و تفرّج را برای فلسطین و لبنان و یمن و ایران هم می خواهد آمریکا !؟


ادامۀ مطلب
شنبه ٢٠ تیر ۱۳٩٤ ، ٤:٤٦ ‎ب.ظ

پست 1092 : به قلم آزاد دارابی 1 : به نام خدا. آنچه می خوانید تهیه ی کسی ست که در نزد دامنه از  اشخاصی بانزاکت، بانظافت، باوجدان، باوقار، و از همه مهم تر باانصاف و وجدان است؛ یعنی دوست بسی عزیزم جناب آزاد دارابی ابتداء ابیات برگزیده ی ایشان را می خوانیم.

سپس دامنه در زیر متن جناب آزاد دارابی، حرف هایی دارد با جناب آزاد جان. با سلام و سپاس فراوان و با اشتیاق جان وی را استقبال می کنم و از همین جا به او دستور می دهم! آری دستور که باید از این پس در دامنه سلسله نویس باشد و این سفره ی دامنه را امتداد دهد و باشگاه آزاداندیشی را کمال بخشد: با عنوان با مُسمّای "از نای آزادی بیان "؛ زیرا جان مایه ی او نزد دامنه بی حد سرشاره و بی شوره زار:. 

سلام بر استاد گرامی ام جناب آقای طالبی. یه شعری رو از مرتضی کیوان هاشمی خوندم خواستم واسه شما هم بفرستم:


من از کرامت دونان ، خوشم نمی آید

من از محبت نادان، خوشم نمی آید

از این مجسمه، این کوه یخ، از این مرداب

من از طبیعت بی جان، خوشم نمی آید

به قول حافظ: اگر دست اهرمن باشد

من از نگین سلیمان، خوشم نمی آید

مرا به باده در انظار خلق دعوت کن!

من از تخلف پنهان، خوشم نمی آید

به پیش آیینه ها ، پشت پات می بوسم

من از روابط پنهان، خوشم نمی آید

زیارت تو، مرا آرزوی دیرین است

ولی ز نخوت دربان، خوشم نمی آید

اگر بناست ببارد به روی اقیانوس

من از لطافت باران، خوشم نمی آید

ز بس که خدعه و نیرنگ دیده ام، دیگر

از این دو پای «از انسان» خوشم نمی آید

پاسخ دامنه : به نام خدا. جناب آزاد دارابی ام سلام. با تو آزاد حرف دارم. تو جایی و زمانه ای  که باید جان ببخشی، قالب تُهی می کنی و به گوشه می خزی؟ انزوا اگر صحیح بود غار کهف بنیاد هستی می شد نه بازار عکاظ و صحرای عرفات و قلب گشاد. تو این همه مدت رفتی پی پیگیری نفسانیات؟ پس کو عِرق روشنگری هات؟

صدها پُست نوشتی در وبلاگت: آزادی دارابکلا : اینجا که آدم ها پَست نشوند و فریب پُست و میز را نخورند، ولی خودت رفتی در پناه سایه و از آفتاب رهیدی به خیال و آمال؟ دلگیرم ازت آزاد جان.

ولی نه آن دلگیری که باز نیز برَمی و برَهی، نه. نه. بل دلگیری که بی امان بیایی و در دامنه بخوبی خصالت و آن تقوای ذاتی و اکتسابی ات بدَمی و بمانی. پس بدَم با آن نای نازخودت که با آهنگ منظم و دایمی و سالم و سلیم سلسله وار در دامنه شور شیرین وشورش فرهاد و شعور و شعَف شبان شوی.

ایامت و لیالی ات لیلی وار و مجنون صفت باد. که لیلی از لیل است و سکوت شب و مجنون از جنّ است و ماورای طبع. بدَم آزاد. بدَم دم به دم. مرا بالاجبار به گپ آوردی این دم باز هم.

شنبه ٢٠ تیر ۱۳٩٤ ، ۱:۱٧ ‎ب.ظ

پست 1057 : به قلم دامنه : به نام خدا. دامنه ابتدا سلام دارد و نیز تشکر ویژه، که قلم تان را منزّه داشتید در نقد و استیضاح دامنه در نوشتن پست 1042 با عنوان آسیب شناسی مسجد دارابکلا.

بنابراین دامنه این شیوه ی شما را قابل تحسین می داند. خصوصا" وقتی در مقدمه ی نقدتان کار وبلاگی دامنه را به عنوان تضارب آراء پذیرفتید و بخوبی آوردید: " با تشکر از دامنه ی محترم که این فرصت را در فضای مجازی ایجاد کرده است تا در خصوص مسائل مختلف، تضارب آرا به وجود آید . اما جوابیه ی دامنه به شش بند نقدتان مندرج در پست 1053 دامنه در تاریخ 5 شنیه 18 تیر 1394:

بند یکم: اتفاقا" دامنه آسیب مورد نظر را دقیقا" می شناسد و  فعل شکّی " نمی دانم " دامنه در آن بند از نوع تاکید بوده است نه نادانی. در قرآن و در آیه ی 183 سوره ی مبارکه ی بقره فقط وجوب روزه آمده است:  یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ کُتِبَ عَلَیْکُمُ الصِّیَامُ کَمَا کُتِبَ عَلَى الَّذِینَ مِن قَبْلِکُمْ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ . نه حکم و دستور شکل و فُرم مراسم و مناسک شب و روز این ماه. پرسش تاکیدی نفی گونه ی دامنه به همین راجع است که این نوع مراسم معیوب از کجای اسلام و قرآن و حتی سنّت (= مجموعه ی قول و فعل معصومین علیهم السلام ) پیدا شده است؟

دامنه نمی خواهد بگوید اگر مسلمانان واضع این سبک و سیاق مراسم ماه رمضان هستند، خیلی بیجا و بد کردند و بدعت آفریدند، نه، می خواهد بگوید چرا در طول زمان این سبک مناسک شکلی و آلوده به خرافه، دستخوش تحولات و اصلاح نشده و آسیب ها آن را احاطه کرده و از محتوا ساقط ساخته است؟ شما حالا به دلیل عقاید آزادانه ی دیگری که دارید، اسم این آسیب شناسی  استفهامی دامنه را می گذارید شُبهه افکنی!!  اما دامنه آن را چاره جویی می داند نه تردیدآفرینی. از شما می طلبم خیلی آسان و به فوریت و سهولت نوشیدن آب خنک، نقدها و دلسوزی ها و اصلاح گری های هم دین و هم کیش خود را که مثل شما اهل اطاعت و بندگی و عبادت و عبودیت خداست، به تهمت شّبهه افکنی  متّصف نکنید.

چگونه بوده است خیلی همآهنگ آسیب های عزاداری سبک صفوی ماه محرم را تقریبا" زدوده ایم و قمه زنی وحشت آفرین و آلوده ساز و عریان شدن مردان سینه زن در روز عاشورا، تکدّی گری خفّت بار کاروان اُسرا، تیراندازی رومیان و نیز علَم و کُتل های بی وجه را از صفحه ی ذهن و عرصه ی عین محو کردیم، و بسیار هم، با همدیگر کنار هم راضی هستیم که دین را و پیام حیات بخش عاشورای حسینی را از خطرات مُهلک مناسک من درآوردی دولت ظاهرگرای صفوی در برایر اسلام منطق و عشق و جهاد واقعی علوی نجات بخشیدیم!؟ خوب، ورود دامنه به آسیب های مراسم ماه رمضان نیز از همین دغدغه و دقیقه ناشی شده است. اگر بر شما سخت گذشت، باکی نیست، دامنه هم پا پس می کشد و تفکر تحول آفرینی خالصانه اش را به سطح جامعه نمی کشاند. ولی تا کی باید اسیر خرافه دوستی های عوام محترم و بی تقصیر و غافل بود؟ دامنه به مقاومت شما بر سر این آسیب شناسی احترام می گذارد ولی هرگز تن به باورهایی نمی دهد که می اندیشد نه فقط از اسلام و ایمان نیست ، بلکه مخلّ آن هم هست.

کجا آمده زنان جامعه را از صبح علی الطلوع تا پاسی از شب بکشانند پای وعظ و خطابه و ندبه و توسل و قرائت و نماز قضا و ختم انعام و نمازهای خوفیه و مستحیبه و انواع کلاس و مراسم و پند و پندار؟ این راه، راه نیست، بیراه است. اشاره ی دامنه در مثال زنان، کلی ست و به همه ی نقاط کشور برمی گردد و هرگز به مراسم امسال محل ورود نکرده و نمی کند زیرا از آن دور و بی خبر است. بالاتر بگوید اگر حتی وبلاگ دامنه بر شما سنگین می آید دامنه حاضر است اساسا" این صحنه را ترک کند و فضای مُجازی مَجازی را به شما و دیگر فعالان محترم واگذارد. اشتیاقی اگر برای دامنه در این ورود تاخیری (= تاسیس وبلاگ دامنه دارابکلا ) به صحنه ی مَجازی فکری و فرهنکی و سیاسی و عقیدتی بوده است، با نیت خالصانه می گوید: صرفا" برای  اَدای تکلیف و اقامه ی اصل بزرگ شیعه ی علوی یعنی قانون و سنت و فرهنگ عاشورایی امر به معروف و نهی از منکر است. و نیز خدمت به نظام اسلامی که با خون شهیدان آبیاری شده است. همین.

بند دوم: دامنه در مورد نقد شما به مساله ی جا و مکان در داخل مسجد و صدر و ذیل مجلس باید بگوید، این یک روال غلط است، دیر یا زود باید اصلاح شود. اگر تاریخ را ورق زده باشید که زدید، اساسا" مساجد در عصر رسول الله صلوات الله، فرش هم نبوده است چون که سجده ی واقعی خالصانه ی خشوع و خضوعی بر خدای متعال در درون مسجد فقط می بایست بر روی ریگ و خاک کف آن عملی و گزارده می شد. این عمر خلیفه ی دوم اهل سنت بود که گستراندن فرش را در مساجد باب کرد. منظور دامنه از این نقل نه تقبیح  بدعت این اقدام است، نه، بلکه می خواهد بگوید اساسا" در اسلام کف مساجد لُخت و پوشیده از ریگ و خاک بوده است و کسی برای خود فخر نمی دید که مثلا در فلان نقطه ی مسجد جاخوش کرده است.( هر چند باز جاهلیت عربی در آن مسجد فاقد فرش نیز تجلی و نمود داشت)

نیز نمی گوید دامنه، که فرش ها را جمع کنند و ریگ بپاشند. این ارتجاع است نه ارتفاع. پس آنچه دامنه در آن آسیب شناسی آورده بود، این بوده است که در آمدن به مساجد خلوص پیشه کنیم و تعبّد ساز کنیم و تقّرب بخریم. همین. و این فرهنگ پیش نیازش فقط فقط رفع امتیازات جا و مکان است. مگر کسی فلان جای مسجد را خریده که حتی اگر آخرین دقایق هم به مسجد نرسیده هیچ کس حق و جرات نداشته باشد بر جای رزروکرده ی او بنشیند!؟. دامنه می خواهد بگوید این سنت های عربی و جعلی و امتیازطلبی های غیر توحیدی و فرعون منشانه را برای رضای خدا کنار بگذاریم. چرا پیامبر (ص) به شکل دایره ای نشست برگزار می کردند؟

برای این که در دایره، فاصله ی همه ی شرکت کنندگان به مرکز آن، واحد و یکسان است. بارها از محلات و بلاد دور و نزدیک وارد مسجد پیامبر (ص) شدند و ایشان را نشناختند. چرا؟ چون آن حضرت خود را مثل همه خاکی و متواضع در می آوردند و برای خود جای ویژه اختصاص نمی دادند و همین مکرّمات اخلاقی ایشان باعث شد اسلام از 5 نفر اولیه به جمعیت عظیم بدل شود. خاکی بودن آنقدر مهم است که آن حضرت نام امام علی را گذاشتند : ابوتُراب. تراب یعنی خاک. بگذرد دامنه.

بند سوم: اما در مورد زنان. دامنه معتقد است نیمی از جمعیت دارابکلا را زنان تشکیل می دهند وجمعیت حاضر در مسجد و تکیه بیشتر زنان هستند تا مردان. پرسش دامنه آن است چرا باید این بخش وسیع جامعه ی انسانی منفعل و پرده نشین و مستمع و پندگیرنده محسوب شوند؟ چرا آنان به تریبون دسترسی ندارند؟ چرا مردان آموزگار زنان شده اند؟ چرا زنان هیچ زبانی برای گفتار و نصحیت برای مردان ندارند؟ تا کی باید این قشر در پوسته بماند و ظهور فکری نداشته باشد؟

آیا این عیب است در بخش زنان هم یک تریبون تجهیز گردد و گاهی باسوادهای آنها برای بخش مردان نصایح و سخن ساز کنند؟ عیب این کار چیست؟ مراسم ماه رمضان بشدت مردمحور است و زن فقط گوش کننده است. متاعی زبان آنان کاربردی ندارد. چرا؟ مگر زنان تا ابد باید سخنان و مواعظ مردان را گوش فرا دهند؟ این از نظر دامنه انحراف و اجحاف است.

بندهای چهارم و پنجم : الحمدلله در این دو بند با دامنه هم جهت و هم نظر بودید. امید است با فرهنگ سازی بر نسل جدید و جوان این ناهنجاری های تخریب گر از محیط مسجد زدوده شود. این نمی شود مگر به روحیه ی اصلاح تفکر و بینش. این مثال دامنه را دقت کنید: در میان اهل سنت دو چیز بسیار پسندیده هرگز ترک نمی شود یکی هنگام قرائت قرآن همه گوش فرا می دهند و سکوت احترام آمیز دارند کما آن که خود قرآن فرموده وقتی قرآت تلاوت می شود همه باید گوش فرا دهند. و دوم این که هیچ گاه در مجالس و محافل شان، کتاب مقدس خدا را بر زمین نمی گذارند که از سطح انسان نازلتر قرار گیرد.

بند ششم: و اما در این بند، دامنه کمی سخن دارد. یکی این که حجم بالای 60 منبر برای 30 روز ماه رمضان چندان مُنتج به نتیجه ی مطلوب و دلخواه نیست. زدگی می آورد و بی حاصل است. دوم آن که مبنای تبلیغ و مراسم در مسجد باید برای نسل در حال رشد باشد نه آن بزرگان و مُسنّان محترم و بزرگوار مجلس که صدها منبر گوش دادند و آنچه بود برای خود توشه برگرفتند. مهم نسل جوان و نوجوان و میانسال است که در حال پیش آمدن و میدان دار شدن است. این ممکن نیست مگر آن که خطیب دست از اشتیاق منبر منولوگی بردارد و بر کف زمین مسجد و پایگاه و محافل و خانه ها دایره زند و حرف های متقابل جوان و دانشجو و کارگر و کارمند و زن و مرد را بشنود و بگوید. تا زمانی که هدف فقط منبر رفتن است، این درد علاج نمی شود.

و در آخر سوم آن که دامنه الگویی برای شما نشان می دهد که چند سالی ست جاری شده است و آن را بشدت می پسندد و آن شیوه ی عالمانه ی رهبر معظم انقلاب در طول ماه رمضان است. ایشان ظهرها را فقط نماز اقامه می کنند و مقداری متعارف مابین دو نماز ادعیه ی جمعی با اختصار و با مضامین فاخر اذکار ذاکرین. و در طول غروب و شب های رمضان نشست های بسیار مهم گفت و شنودی می گذارند نه سخنان یک جانبه ی صرف. دامنه دریافته است رهبر معظم انقلاب درصدد الگو گذاری اند برای ماه رمضان و آرام آرام آن را جلو می برند. در تمام این مدت با همه ی دستجات اجتماعی جلسات چند ساعته برگزار می کنند و حرف های همه را می شنوند و ثبت می کنند و پاسخ می دهند و حتی دستور پیگری را صادر می نمایند.

شبی با شاعران. شبی با دانشجویان. شبی با مسئولان. شبی با بازاریان. شبی با روحانیان. و شاید شبی با افراد خاص که علنی نمی شود و اساسا" ایشان این شیوه ی بحث و گفت و گویی را در ماه رمضان باب کرده اند. دامنه این شیوه را می پسندد. نه این که ماه رمضان که ماه ضیافت و شادی و شعُف انسان مومن با خداست را تبدیل به ماه گریه و عزا و مصیبت و روضه کنند و مردم را با انواع برنامه های کسل کننده و عادت شده، خسته کنند و رنجور سازند. این ماه، ماه برکت خواهی از خوان خداست نه ماه گریه و زاری و مانور مدّاحی.در کل کشور این ماه، ذاکرین با خلوص باید میدان دار باشند نه مدّاح های پول پرست و نرخ گذار و دارای حرف های دروغ و بدعت و خرافه. در این ماه خطیب همنوا و توانا باید با نسل جوان اختلاط علمی و دینی و عقیدتی و اخلاقی کند و  نشست های پربازده احیاء کند نه فقط منبر برود و یک جانبه حدیث راند.

دامنه منبر را نه فقط قبول دارد بلکه آن را مهم هم می داند، اما افراط در آن، نه تنها ثمری نمی بخشد بلکه جوان را از مسجد فراری می دهد. بیاییم برای رضا و خشنودی خدا، خود وخودنمایی و خرافه جویی را پایان دهیم که چون خوره افتاد بر جان و جهان و اسلام و ایمانِ مومنان. والسلام. کامنت های این پست در ادامه مطلب


ادامۀ مطلب
جمعه ۱٩ تیر ۱۳٩٤ ، ۱:٢۳ ‎ب.ظ
پست 1053

به قلم جناب قله : به نام خدا. این نقدی ست که وبلاگ قله ی بصیرت بر دامنه نگاشت و دیشب دم دمای سحر دامنه را  باخبر ساخت. از این وبلاگ محترم بسی ممنونم که شجاعانه و با شیوه ی مرضیّ خدا دامنه را در باره ی پست شماره ی 1042  یعنی این پست: " آسیب شناسی مسجد دارابکلا " به نقد و چالش و استیضاح کشاند. ( اینجا ) ابتدا کامنت اِخباری قله ی بصیرت به دامنه و سپس متن کامل نقد و آنگاه جوابیه ی دامنه را می خوانید:

متن کامنت اِخباری قله ی بصیرت: " با سلام. نماز روزه شما مقبول درگاه احدیت. نقدی بر پست آسیب شناسی مسجد دارابکلا در وبلاگ دارابکلا در قله بصیرت منتشر کرده ایم. منتظر جواب حضرتعالی هستیم. با تشکر. اجرکم عندالله. " متن نقد قله ی بصیرت بر دامنه: " با تشکر از دامنه ی محترم که این فرصت را در فضای مجازی ایجاد کرده است تا در خصوص مسائل مختلف ، تضارب آرا به وجود آید و یقینا از بین آرای مختلف است که، آنچه که درست و خیر و صلاح است به دست می آید. اما در خصوص مطلب مربوط به آسیب شناسی مسجد دارابکلا نکاتی قابل ذکر است.
1. جسارتا عرض می کنم اگر در باره آسیب مورد نظر چیزی نمیدانید چرا اظهارنظر می بقیه در ادامه ی مطلب

ادامۀ مطلب
پنجشنبه ۱۸ تیر ۱۳٩٤ ، ٩:۳٧ ‎ق.ظ

پست 1049

به قلم دامنه نویسان : به نام خدا. با سلام بر همه ی علی دوستان و علی گرایان. نویسندگان دامنه با بهترین تحلیل و واژگان و عشق به علی به بحث " چرا امام علی را ترور کردند؟ " پست شماره ی 1046 ورودی شایسته یافتند. ضمن تقدیر بی حد از آسید، تنسر، نگاه، اسمعیل و زیتون سبز، با هم قلم و قلب این بزرگواران را می کاویم:

آسید علی اصغر شفیعی دارابی: " سلام. تحلیل و تحقیق عمیق ترا خواندم و دقت بر موضوعات ده گانه ات به نوعی  شناخت امام علی ع را هم یادم داده و هنر بزرگی است که تاریخ زندگی اندیشه امام اول را در قالب « چراامام علی ع راترورکردند » به یادمان علمی و منطقی بر جای بگذارید. بسیار شب درخشانی داشتم و با حضور سازنده ات بُغضم شکست و برای مظلومیت امام علیه السلام اشک ریختم ( دامنه: فدای اشک شور و شعورت ) و از روند نوشتن منظم تو همواره باور فرخنده ترا می ربایم و شاداب...

این جامعه و مردمش نیاز فوری به امام علی ع دارند باید صحنه بکر وجدان را با ایمان پر نمود. با شناخت ارزش های امام علی ع می توان این پدیده را ایجادکرد. در مقابل صدای وحشتناک شمشیر آغشته به سهمگین ترین سم کشنده امام علی فرمودند: به خدای کعبه رستگار شدم. به نظرم اثبات مرحله ای بزرگی از حقیقت حیات است. از همه مهمتر آگاهی بر رضایت بندگی است که امام را خرسند می کند. "

جناب تنسر: " سلام دامنه گرامی. مطالب دقیق و علمی اشاره نمودید و علی را در ده بند خلاصه کردی. خیلی عالی بود و استفاده کردیم. خواستم مطلبی اشاره کنم بدین بقیه در ادامه ی مطلب


ادامۀ مطلب
چهارشنبه ۱٧ تیر ۱۳٩٤ ، ۱۱:٠۱ ‎ب.ظ

پست 1043 : به قلم چند دامنه نویس : به نام خدا. آنچه در زیر می آید بازتاب پست 1042 دامنه است با عنوان : آسیب شناسی مسجد دارابکلا. شامل دیدگاه های بزرگوارانی چون آسید، مهندس عبدی، جناب تنسر، جناب اسمعیل، جناب زیتون سبز، جناب د.مثل دامنه، جناب ماه عسل، جناب رنگین کمان، و سایر دامنه  خوانان دیگر. ضمن سلام  و سپاس با هم مرور می کنیم:

آسیدعلی اصغر شفعی دارابی: سلام. روند حاکم بر مساجد همواره عمومی و نگاه به این مقوله پوپولیستی است. و همه کسانی که در مناسک واقع مشارکت می ورزند و آنانی که به مسجد به هر دلیل نمی آیند احساس مالکیت دارند. به عبارتی محل امن می دانند مسجد را!... بنابراین چنانچه آسیب شناسی از نوع معماری باشد رئالیستی است و گرنه ایده الیستی است. آسیب شناسی شما حس مسئولیت و حضور معنویت در مسجد داراب کلاست. غیر از بندهای که محققین فرهیخته چه زن و چه مرد و حضورب یان مطالب از طرف زنان در مسجد که شیوه بسیار مفیدی ست برای اعتماد بنفس فرزندان دیارم، بقیه برمی گردد به موضوع آداب دانی مسجدنشینان و اجرای امر اخلاق اجتماعی.

مهندس محمد عبدی: سلام.این آسیب شناسی شما آسیب همه مساجد ماست و  صد رحمت به مسجد جامع داربکلا که نسبت به جاهای دیگر هم با معنویت تر است و هم از جمعیت مختار و مفید بیشتری برخوردار است و حداقل مسجد شما رستوران و قهوه گونه نیست مگر اضطراری و لازم گردد و ... موارد را با دقت خواندم هم خندیدم و هم سگرمه هامو تو هم بردم و هم حسرت خوردم و هم آرزوهای طول و دراز کردم و هم تجدید خاطره و مرور رفتارها و کردارها و ...

جناب اسمعیل: سلام مسجد دارابکلا ملک شخصی کسی نیست اما بصورت میشه گفت شخصی و گروهی و جناحی اداره می شود و بقیه صُم و بُکم قلمداد می شوند. آنقدر ضعف داریم که نمی توانیم فرد یا جماعتی را به مسجد اضافه نماییم در واقع آن مکانیزمی که قادر باشد جوانان را به سمت و سوی مسجد بکشانیم به علت درک غلط باورهایمان از دست دادیم

جناب تنسر: به نام خدا. سلام جناب آفای دامنه گرامی. آسیب شناسی در خصوص مسجد خیلی عالی یادآور شدید. و هر بندش در خود مسائلی نهفته دارد.  مسجد به نوعی شب نشینی بدل شده تا ادای فرائض دینی و دراین راستا ثواب نائل شود عالیست. نشستن ریش سفیدها و پیران در صدر هر مجالسی از نیک اندیشی ایرانیان است ولی صاحب ملک شدن یک قسمت اماکن مذهبی نوعی بد رفتاری دینی ست .یا تریبون مسجد در مالکیت افراد خاصی است. ازطرف دیگر نوع نگاه به شیوه ای در مسجد حاکم است،افراد خود خوب جلو داده تا مورد سوء ظن واقع نشوند و این خود از عبودیت حضرت حق فاصله می اندازد، چنانجه شخصی با نیت خالص وارد مسجد شود ولی با دیدن افراد خاصی ان نیت کمی شل شده و نیت عبودیت تبدیل نیت جلب نظر بدل گردد . نمی دانم در مسجد بالا چه چیزی حاکم است که همسایه های مسجد پایین به مسجدد بالا می آیند، بخصوص افراد سیاسی . یکی از مواردی که از دید جناب دامنه مخفی شده، جمع آوری پول به صورت دوره گردی ،که خود این کار در منزلت مسجد و مردم دارابکلا نیست، بهتر می بود دفتری اعانات و جمع آوری نذورات تاسیس شود. دعا حلقه اتصال به ایزد منان است. خداوند دعای از ته دل را ترجیح میدهد تا به دعاهای با صدا بلند و ریاکارنه. بخصوص بعد نماز بایسته است تسبیح حضرت فاطمه گفته شود که خود نوعی اتصال قوی به خداوند است ولی در این میان خود جلّوگران با صدای بلند خلوت تسبیع گو را بهم میزند. درخصوص بند  6جالب بیان داشتی روحانیون با تشگیل حلقه از تحصیل کرده ها وبا بیان مباخث محکمتر وقوی وبیان بطن مسائل دینی ،روش عالی است ولی به دور از تفتیش عقاید حاکم باشد...درود و بدرود.

جناب زیتون سبز: با وجودیکه حضور جوانان ما در مساجد کم است اما با قاطعیت میشه گفت، جوانان ما دین گریز نیستند. حضور جوانان در مسجد یک دغدغه جدی و عدم حضور آنان یک خسارت تلقی میشه. در این حوزه باید آسیب شناسی بشه که چه مولفه هایی برای جذب جوانان به مسجد موثر است و جوانان، تحصیلکردگان، بازاریان و همه اقشار جامعه از زن و مرد را می توان به مساجد جزب کرد. در کنار این آسیب شناسی باید توجه داشت که چه راه‌هایی و توسط چه کسانی روحانی یا هیئت امنای مسجد، انتخاب می‌شود. و روحانیونی نیارن که با یک سخن یا یک منبر خاص و کنایه ای باعث دید بد نسبت به روحانیت شود. وانان ما دین گریز نیستند و از معنویت استقبال می کنند حضور پرشور آنان در شب‌های قدر و دهه محرم در مسجد نشانگر این است. برای حضور کمرنگ جوانان در مسجد باید به دنبال دلیل گشت، این دلیل  مهم است، ممکن است مانعی برای حضور جوانان در مسجد وجود داشته باشد این مانع باید شناسایی و رفع شود.به نظرم اولین برنامه این است که روحانی مسجد حضور مستمر در مسجد داشته و فکری جوانگرا داشته باشد، سن و سال روحانی مهم نیست بلکه مهم نوع فکر و جوانگرا بودن او است.افراطی نباشد، از جناح خاصی طرفداری نکند، مسلط به امور جامعه و جوانان باشد، بار علمی جدا از حوزوی به مسائل روز دنیا مسلط باشد. با جوانان در امورات مشورت کند. به جوانان باید فرصت داد که وجود خود را در مسجد با خاصیت ببینند، در امور جاری مراسمات و عزاداری ها از آنها استفاده بشه و تقسیم کار به جوانان نیز باید کارهایی را به آنها واگذار کرد. یا محول الحول والاحوال حول حالنا الی احسن الحال.

جناب د. مثل دامنه: سلام. نکات به جا فرمودید ولی بعضی موارد را نمیشد تغییر داد چون افراد افراطی وجود دارند که اگر پیشنهاداتی جهت بهبود خدمات در مسجد داده شود انگاری دین و اسلام را زیر سوال بردی به همین خاطر گردن رگ زور آنها زیاد است و قابل اصلاح ضعیف است.

جناب ماه عسل: با سلام. همه این مواردی که گفتید واقعا درست میباشد. واقعا روح معنویت و ارامش ذر مسجد حاکم نیست فقط شده جایی برای شب نشینی مردم وپر شده از ریا کاری ورییس بازی ها و جناحی وسیاست ورزی های بعضی ها.خیال میکردیم با آمدن هیات امنا های جدید وجوان ترروند کار بهترمیشد ولی این طور نبودصد رحمت به قبلیا. در مورد دعا خواندن هم کاملا موافقم. از خوانندگان دعا گرفته تا همهمه افراد. بعضی ها به زور فقط به فکر ارضا کردن خودشان هستند. میخوام بدونم ... که همش غلط میخونه و صداش هم ازاز میده مجبوره بخونه. چرا ازجوانانی چون خلیل  شاه علی یا سید محمد شفیعی و خوانندگان خوش صدا استفاده نمیکنند. خلاصه به دل نمی نشیند و باید چاره ای جست.

جناب رنگین کمان: با درود. شما به عنوان یک الگو به دست اندر کاران مسجد تذکرات مثبت فرمودید حال شما یکی را هدایت کن دعا بن سبک زیبا تلفظ کند ما هم لذت بیشتری از معنویات دعا پی ببریم. کامنت های این پست در ادامه ی مطلب


ادامۀ مطلب
سه‌شنبه ۱٦ تیر ۱۳٩٤ ، ٦:٥۱ ‎ب.ظ
پست 1041

به قلم نگاه : دامنه : به نام خدا. این متنی ست از جناب " نگاه " که به دامنه ارسال داشتند. از  جناب نگاه پس از سلام، می طلبم بیشتر در دامنه حضور بیابند زیرا متون شان شایسه ی قرائت و نشر و تفکر است:
"سلام بر همگی. آسید عزیز خیلی زیبا در وصف مولای مان علی (ع) نگاشتی. شبها در مسجد جایت خالی ست اما از قلمت معلومه این شب های قدر را خوب درک نمودی و بر جان و دلت نیز همی نشست که اینگونه تشنه شنیدن اوصاف و جلال علی شده ای. نگاه که از فرط بار گناه کمرش خمیده در این شب های عزیز به توصیه شما در وصف مولای مان می نگارد امیدوارم بپذیرید.
واژه علی؛ شعور مرموز حقیقت خداست.
کلمه علی؛ برگیرنده همه دردها.
صدای علی؛ آوای دلربای دل های عاشق.
توانایی علی؛ سراسر بی دامنه ...
نجوای علی ؛ درد دل با چاه گفتن ...
مقام علی ؛ درجه ای به بلندای آسمان هفتم .
ای خدا ؛ جان را بگیر ؛ این عشق را از ما نگیر. فزت و ربّ الکعبه. علی جان موقع عبور تو شب در پیت اندکی درنگ کرد، کوه سر به زیر و آنگاه ضجه ی فرشتگان بلند می شود. ادامه مطلب انشا الله شب 21 ماه رمضان. تا بعد بدرود. "
اجابت جناب نگاه به تمنّای دامنه : " سلام از شعور و کرامات انسانی اخلاقی شماست جناب دامنه که دیدگاه و تفکر نگاه را شایسته دانسته و نگاه را به حضور بیشتر و فعال تر در باشگاه آزاداندیش تان دعوت می دارید. نگاه نیز به رسم اخلاق و ادب می گوید بیشتر استفاده می برد از تفسیر ها و نگاه هایی چون شما جناب دامنه، آسید عزیز، جناب تنسر، مهندس عبدی، زیتون سبز، اسمعیل و دیگر بزرگوارانی که در دامنه حضور پررنگی دارند. نگاه از دعوت شما استقبال کرده و سعی در حضور فعال تر در مباحث تان می نماید.

پاسخ دامنه : سلام به شما جناب نگاه. حقیقتا" از این همه شور و شوق و تبادل جدی بحث ها و حضور شایسته ی شماها خوبان بسیار خوشحالم. و از این که همه ی مان به اهداف الهی مان در این هم اندیشی ها و طوفان فکری پرشور و شعور در باشگاه دامنه در حرکتیم بسیار شاکرم اول خدای رحمان را و آنگاه شما بزرگواران را. از اجابتت به تمنای دامنه بسیار سپاسگذارم. درود.
سه‌شنبه ۱٦ تیر ۱۳٩٤ ، ۱:۳٩ ‎ب.ظ

پست 1042 : به قلم دامنه : به نام خدا. دامنه نگاهش در این آسیب شناسی به هیچ وجه به ماه رمضان امسال مسجد دارابکلا نیست. آنچه می آید یک نوشته از روی درد و چاره جویی برای درمان است. دامنه آذر ماه سال 1392 نیز در وبلاگش دامنه دارابکلا عزاداری در تکیه ی دارابکلا را آسیب شناسی کرده بود با عنوان : آسیب شناسی عزاداران تکیه ی دارابکلااینجا 

1- دامنه نمی داند آیا آنچه در مسجد دارابکلا برای شب های ماه رمضان اجرا می شود همانی ست که اسلام و ایمان و امامان می خواهند یا نه، ما واقعا" از لُپ و لُباب عبادات و طاعات در 30 شب ماه مبارک رمضان فاصله ی عمیق داریم و باید دگرگونی اساسی در نوع شب زنده داری های سی شبه ی این ماه در مسجد دارابکلا ایجاد کنیم و سنت شکنی شجاعانه نماییم. آنچه دامنه در گذشته از سبک مناسک مسجد محل دیده و شنیده است، متاسفانه باید بگوید رضایت بخش نبوده است. اما امسال را دامنه نه داوری می کند و نه بررسی.

2- برخی از شرکت کنندگان در مسجد آنقدر جا و مکان مسجد برای شان اهمیت و اعتبار دارد که گویی آن قسمت خوب و پر نور و گرم و نرم مسجد را خریداری کرده اند. چه می شود گاه به گاهی یک آدم معمولی تر محل هم، جایش مثلا" کنار منبر و بالای مجلس باشد؟ از کسی با علم و فضل شنیدم پیامبر خدا (ص) از این که برخی ها برای خود در جاهای خاصی از مسجد جا خوش می کردند، خشم می گرفتند و تذکر می دادند. ما هم یاد بگیریم هیچ کجای مسجد را به خود اختصاص ندهیم. هیچ جای مسجد مال هیچ کس نیست و اختصاص به هیچ کس ندارد. هر کس هر جا خواست باید بنشید. چه بر پشتی پشت بنهَد و چه بر ستون تکیه بدهد و چه در وسط و گوشه ای جلوس بکند و  چه در بالا و پایین مجلس آرام بگیرد.

3- چرا در طول سی شب و سی روز مراسم در مسجد، حتی یک ثانیه هم زنان حق و نقشی در دعوت اسلامی، تبلیغ دینی، تذکرات اخلاقی به مردان، و ایراد سخنرانی نداشته باشند؟ مگر نمی گوییم حضرت فاطمه ی زهرای مرضیّه سلام الله علیها در مسجد مدینه سخنرانی کردند و حضرت زینب کبرا سلام الله علیها پیامدار عاشورا در مسجد کوفه و شام سخنان افشاگرانه آن هم در مقابل چشمان این زیاد در کوفه و  یزید در شام کردند. پس چرا در مسجد دارابکلا اساسا" زن نه به منبر می تواند نزدیک شود و نه حتی می تواند یک مقاله و متنی ارائه کند؟ آیا زنان فقط باید بشنوند و گوش کنند و ایفاء و اطاعات نمایند؟ پس می پرسم آن زبانِ زنان مال کجاهاست؟ حتما" مال سر سفره های عقد است و مال شب های بله برون ها برای فقط بله گفتن ها!؟

4- سبک دعاخوانی در مسجد دارابکلا کاملا" تکراری، بی روح، با همهمه های جمعیت و نیز کاملا بی توجه به روح و مضمون دعاهاست. تا حدی که خواننده ی دعا در ادای کلمات و ایجاد لَحن در آن باز می ماند. هرگز کسی نه به لغات دعای افتتاح دل می سپارد و نه حتی می پرسد این دعا اساسا" از چه چیز و به چه کسی می گوید؟ حال آن که دعا اورادی ست از زبان دل بنده و مومنان با آفریدگار شان. این سبک اجرای مراسم کاملا از روی عادت است و بی حد بی روح و بی پیام است. باید فکری اساسی برای آن شود. اصل دعا و اجرای آن هرگر مورد تردید نیست؛ نحوه ی اجرای آن مورد نقدو استیضاح است. و فضایی که در مسجد به هنگام خواندن آن حاکم می شود: همهمه و بی توجهی و بی اعتنایی.

5- برخی در طول مراسم از همان ابتدا در چُرت و حتی خواب عمیق اند. آنانی که کسالتی دارند و خواب بر آنان مستولی می شود ار بحث دامنه بیرون اند؛ ولی آن سالم ها هیچ ابایی ندارند که کل منبر را خواب باشند. حین دعا چرت بزنند و حتی در اوج مراسم در طول سی شب حتی ندانند در مسجد چی گذشته و می گذرد. برخی ها می آیند فقط بپرسند از همدیگر از کرگ و چینکا تا جو و گندم و شالیزارها. این بگه آب زراعی خشک شده. آن بگه امسال شالی سر به فلک می زنه. آن بگه 400 تا شل باغ من نصفش خشک و شَته گرفته. آن یکی بگه تو چرا در باغت خرمالو نزدی که هیچ درد سری ندارد و بی معونه است. این یکی از کانجی و شالی می گه و آن یکی از سیر و پیاز و چرخ ماسوره. و حسابی هم سیر می شوند از گپ و گفت و لُغُر و دلشوره. و حتی برخی ها مثل موتورهای چند زمانه در یک آن و همزمان: هم قرآن می خوانند. هم تسبیح می زنند. هم مفاتیح مرور می کنند. هم گوش می کشند که بغل دستی از چی دارد صحبت می کند و هم از روضه ی خطیب منبر حظّ می کنند و گریه نیز هم. عجیبه این هم.

6- نمی داند دامنه چرا نقش اصلی در گفتار و متن را به جوانان و دانشجویان نمی سپارند. چه عیبی دارد هر شب یک جوان مستعد چه زن باشد و چه مرد، پشت تریبون رود متنی تحقیقی ارائه کند و خطیب مجلس هم دست به تشویق و اصلاح ببرند. آیا لازم نیست به این متفکران جوان بهاء دهیم و قدرت سخنوری  و پند آموزی را در آنان ایجاد کنیم؟ دامنه هنوز نمی داند آیا اساسا" ضروری است تمام 60 مجلس ماه رمضان ( 30 تا روز و 30 تا شب ) را روحانی و خطیب مدعوّ به منبر برود؟

اگر جواب آری ست دلیل این همه تراکم منبر در چیست؟ آیا زدگی ایجاد نمی کند. آیا بر فروکاست خود خطیب نمی انجامد؟ اگر 30 منبر روز را روحانی موعظه کرد؛ دیگر چه نیازی ست 30 شب مراسم را نیز منبر برود؟ آیا بهتر نیست به جای منبر جلسه ی بحث و قرآن شناسی و گفت و گو و مناظره با محوریت خطیب محترم ایجاد نمود؟ بگذرم. تا همین مقدار کافی ست. حرف های دیگری هم داشت دامنه که وامی نهد به دامان دامنه خوانان. کامنت های این پست در ادامه ی مطلب


ادامۀ مطلب
دوشنبه ۱٥ تیر ۱۳٩٤ ، ۱۱:٤٥ ‎ب.ظ

پست 1040

به قلم آسید علی اصغر شفیعی دارابی : به نام خدا. دامنه در شب قدر دیشب خوشحال گشت  دو قلب آسید و تنسر در فضایی مَجازی و دور از هم به هم جوشیده و جوشش آفریده و با قلم شان سخن بر جان دامنه خوانان ساز کردند. ضمن تحیّت و سلام و طلب عاجرانه ی عفو و غُفران از هر دو عزیزِ گران و صاحب ذوق و قلم و عرفان، متن قلبی آسید را با دل و جانم می گذارم برای اکران و اِکرام:

نامه ی آسید به تنسر: سلام. بر تنسر ناشناس و همیشه بیدار سلام. نماز و روزه گوارای وجودتان! از لطف بیکران و تشویق بر چکیده ای از شاگردی من در رابطه ی نوشته ای برای شناخت امام علی ع ممنونم.از حس بسیار زیبای شما در مورد عدالت امام بقیه در ادامه ی مطلب

ادامۀ مطلب
دوشنبه ۱٥ تیر ۱۳٩٤ ، ٥:۳۸ ‎ب.ظ

پست 1037

به قلم تنسر 10: به نام خدا. متن زیر گفتاری دیگر از جناب تنسر است با عنوان شهر هِرت. ضمن سلام گرم و آشنای  دامنه به ایشان و نیز توجه کردن همه ی مان به احیای شب های قدر که شب تفکر و مطالعه و بحث و زنده داشتن و زندگی یافتن و بیداری و بیدارباشی ست، با هم متن این دوست خلّاق و با اخلاقِ دامنه را می خوانیم:
به نام خدا، هستی بخش جهان. سلام جناب آقای دامنه و دامنه خوانان گرامی. شهر هرت!! نمی دانم شهر هرت کجاست؟ فقط همین مقدار از دوستم جناب دکتر محسن مدرسی شنیده ام که گفته اند، در آمریکا بعد آغاز شهر لاس و گاس، شهری است به نام شهر هرت، شهر دل. یعنی هر چه که دلت می خواهد می توانی انجام دهید.نوعی وسترن. فقط در دو مورد یکی از پشت نمی توانند کسی را با تیر بزنند، یعنی نامردی کشتن خلاف قانون آنهاست. دوم اذیت و آزار و کشتن زن در این شهر کاملا ممنوع است و مجازات سنگینی دارد. حالا شهر هرت در امور محاوره ی ما کجاست؟
1- شهر هرت، شهری که در آن بوق زدن یک عادت شده است.
2- شهر هرت شهری که در آن زیر گرفتن حیوانات در جاده ها و رها کردن آن  بجاست بقیه در ادامه ی مطلب

ادامۀ مطلب
دوشنبه ۱٥ تیر ۱۳٩٤ ، ۱:٠۱ ‎ب.ظ
پست 1036
به قلم آسید علی اصغر شفیعی دارابی 10 : به نام خدا. این متنی ست بسیار جانسوز و  عرفانی و سیاسی از آسید علی اصغر شفیعی دارابی که دقایق پیش در شب احیای قدر به دامنه ارسال داشتند. ضمن سلام و احترام و التماس دعای فراوان از محضر ایشان؛ با هم می خوانیم:

سلام در باره ی امام علی علیه السلام دلم میخواد ازمردی بنویسم که همه ستایشش میکنندو همه نوشته ها بر قدرت بدنی و کرامات ایشان نوشتند از انجایی که هیچ نوشته ای در شناخت امام علی ع وجود ندارد و معرفت در برابر عظمتش بیشتر به محبتش رفته؛ من هم شرمنده ایشان هستم هنوز بغض شناخت ایشان در اندیشه ام محبوس است مردی که نمی دانم چرا هم سکوت میکرد. هم سخن میگفته هم قدرت برنده بودن داشت، پیروزی را در شکست کشف میکرد. مردی که شخصیت خویش را برای مصلحت بزرگ نادیده می انگاشت. مردی که به کار کشاورزی اشتغال داشت تا بر کیسه آذوقه ی دیگران بریزد. مردی که اشک می ریخت برای اینکه شاید در تاریکی مورچه ای را زیر پا گذاشته! چرا ایشان رانمی شناسم؟
انگار بندگی خدابی معرفت امام عادل تکمیل نمی شود. انگار عرفان بی حضورش لذت ندارد. انگار بی ایشان از انسان شناسی بیگانه هستم. مردی که تهدیدها را به فرصت مبدل می کرد. از همه مهم تر امامی که همواره مظلوم بوده است. من واقعه ی تبعید ابوذر را در حضور امام اش را می خوانم تازه می فهمم که قدرت درک شکیبایی و صبر یعنی چه!؟ معرفت به امام علی ع نباید دچار عوام زدگی شود! برای امامی که نمی توانم در وصف ارزش بزرگی اش چیزی بنویسم، گریه می کنم و اشک می ریزم و برای غفلتم هم!!!
دامنه: گریه کن گریه کن! که گریه مال دل تنگه. بی دردی و بی عاری مال دل سنگه.
دوشنبه ۱٥ تیر ۱۳٩٤ ، ۱۱:۳۸ ‎ق.ظ

پست 1038

به انتخاب دامنه : به نام خدا. قسمت 94. لیف روح این بار دامنه در  بهترین هفته ی قدر و احیاء دو پاره ی ناب از پیر هراته چون که گفته هایش همه حیاته:
پاره ی یکم:
الهی! آمدم  با دو دست تُهی!
سوختم به امید روزبهی!
چه باشد اگر این دل خسته ام مَرهم نَهی!؟
پاره ی دوم:
صد هزاران فرشته در دریای سجود و رکوع غوّاصی کنند کسی از آنان حدیثی نکند
ولی آن گدای بی نوا از خواب بر آید و گوید:
آه! بی گاه! شد. وقت نماز گذشت ( و قضا شد )
خداوند در دفتر عزت و مجد رقم اِکرام بر کسوت راز وی کشد.
دوشنبه ۱٥ تیر ۱۳٩٤ ، ۱۱:۳۳ ‎ق.ظ

پست 1034 : به قلم دامنه : 11. به نام خدا. پرنده ی چابک و زیرک فاخته ( کبوتر جنگلی ) استاد ضدجاسوسی و نماد فریب دادن ماهرانه در جهاناست. پرنده ای اجتماعی ست و اغلب در غیر فصل تولید مثل، در گروه های بزرگ دیده می شود. پرنده ی محبوب سازمان های جاسوسی ست و آموزگار فریب ماهرانه ی محیط های اطلاعاتی. این پرنده روی تخم خود نمی خوابد با 150 نوع فریب ماهرانه تخم های خود را در لانه ی افعی جاسازی می کند و با این فریب، جوجه هایش زیر افعی سر از تخم بیرون می آورند و فاخته در موقع مناسب با فریب های دیگرش که ناشناخته مانده و با شیوه ی غافلگیرانه؛ جوجه هایش را نجات می دهد. بقیه را دامنه نمی داند که این فاخته در امور خاصه و ویژه چه بلا بلیّه ایهسّه!! بگذره دامنه. 

شنبه ۱۳ تیر ۱۳٩٤ ، ٢:۳۸ ‎ب.ظ

پست 1033

به قلم تنسر 9 : به نام خدا. این متنی ست از جناب تنسر که نوشته های ایشان بشدت مورد استقبال دامنه خوانان قرار گرفته است. متنی در باره ی پیاز دارابکلا که ساعت 1 و 355 دقیقه ی بامداد به دامنه ارسال داشتند. از وی به خاطر این وقت گذاری مسئولانه و شائقانه برای دامنه و دامنه خوانان سپاسگذارم. با هم ببینیم که تنسر برای پیاز چه تازه هایی آوردند:

"به نام خداوند روزی دهنده. سلام به دامنه گرامی و دامنه خوانان عزیز. پیاز از قدیمی ترین سبزیها و صیفی جات در دنیا و ایران است. که خاستگاه آن در ایران و افغانستان می باشد . این محصول سه هزار سال قبل از میلاد مسیح در مصر کشت می شد. پیاز به دلیل مواد آنتی بیوتیک جنبه داروی دارد، به گونه ای به تقویت سیستم دفاعی بدن در پیشگیری از بیماری ها موثر است.پیاز باعث آرامش می شود و کاهش فشار خون و چربی موثر است. پیاز برای ضد عفونی کردن خون، شش ها و بقیه در ادامه ی مطلب

ادامۀ مطلب
شنبه ۱۳ تیر ۱۳٩٤ ، ۱٠:۳۸ ‎ق.ظ

پست 1103 به قلم دامنه : به نام خدا. حدّ وسط چیست؟به این متن خیلی دقت شود. از مباحث کلیدی و بنیادی ست. و آن این است: هر سه قوی درونی انسان شامل قوّه ی عاقله، قوّه ی شهویه و قوّه ی غضبیه دارای سه حدّ و حالت اند: یعنی حد وسط، حد افراط و حد تفریط. که در زیر برای دامنه خوانان ترسیم می کنم:

قوه ی عاقله:حدّ افراط: جُربُزه. حدّ وسط: حکمت. حدّ تفریط: بِلادت (بدکار)

قوه ی شهویه:حد افراط: شَرَه (میل بالا). حد وسط: عفّت. حد تفریط: خُمود(خاموش)

قوه ی غضبیه: حد افراط: تهوُّر. حد وسط: شجاعت. حد تفریط: جُبن (ترس)

جمع حد وسط ها در هر سه قوه، عدالت است. (برداشت آزاد دامنه از جلوه های ماندگار، اثر مرحوم آیت الله العظمی منتظری. صفحه ی 31 ). دامنه به اشاره از قول بلخی می گوید: بی ادب، با هزار کس تنهاست!

دامنه. 1385. عکاس: عاصم

شنبه ۱۳ تیر ۱۳٩٤ ، ٧:۱۸ ‎ق.ظ

پست 1031

به قلم معین آهنگر : به نام خدا. این متنی ست که جناب آقا معین آهنگر غروب جمعه 12 تیر 1394 به دامنه روانه کرده.  ضمن سلام و ارادت به ایشان و تشکر فراوان آن را می خوانیم. دامنه برای این دوست اندیشمندش در باشگاه ی دامنه ستونی با عنوان " تراوِش قلم معین " در نظر گرفته که از این پس نوشتجات و شعرگویی هایش در آن جای داده می شود. تراوش و تراویدن یعنی چکّه چکّه شدن  و جاری شدن مثل آب باران:

"سلام. به همه ی عزیزان عرض ارادت دارم. تاسیس وبلاگ تماشاگه دارابکلا احساس دلگرمی به بنده داد تا راجع به موضوعاتی که روازنه جزءی از افکار و دلمشغولی هایم است، با فردی در آن سطح اجازه ی گفتگو داشته باشم. بنده ادامه ی این کار را جذاب و با ارزش می دانم به این خاطر که شناخت متقابل استاد وحدت نسبت به محصلی کم سواد اما جستجوگر، به درک خاستگاه ابهامات ذهنی و پرسش های وی می انجامد تا پاسخ ها مرتبط تر و قانع کننده تر باشد. 
به جناب دامنه و سید عزیز به خاطر همه ی دوستی هایشان تبریک می گویم چرا که بقیه در ادامه ی مطلب

ادامۀ مطلب
شنبه ۱۳ تیر ۱۳٩٤ ، ٦:٠۱ ‎ق.ظ

پست 1030

به نام خدا. این نامه ی جناب اسمعیل است به دامنه که عصر جمعه 12 تیر 1394 به دامنه ارسال شده. اسمعیل آرام آرام دارد توانایی های فراوان خود را در سفره ی دامنه بروز می دهد. دامنه بگوید که جناب اسمعیل در این سفره و باشگاه دامنه هر وقت خواستی غذایی بذاری تا دامنه خوانان نوش کنند بسم الله. فقط این را بدان که تخلیه ی دامنه برایت هنو هنوزه زوده زود!! با هم نامه ی اسمعیل را می خوانیم:
"با سلام و عرض خسته نباشی. با تشکر از جنابعالی که وقتی را صرف جوابدهی به سوالات این حقیر در نظر گرفتید. سوال چهارم را گذارید حضرات جواب دهی نمایند. جواب سوال اول و سوم تا حدودی قانع کننده بود هر چند از شما جوابی نخواستم، جناب دامنه بزرگوار اصولا هر که سوالی داشته باشه آیا جوابش با شماست؟؟ در توانایی های شما شکّی به دل ندارم، اما اجازه بدهید تا مخاطبین از کانال شما به دیگران دسترسی پیدا کنند تا آنان نیز پاسخگو باشند، در واقع شما باید از ایشان بخواهید."

پاسخ دامنه : به نام خدا. چی شده اسمعیل پشیمون شدی؟ چهار نوع جواب دامنه به  سوال چهارم را از دامنه نمی  خواهی؟ پس راحت کردی دامنه را. فقط بگوید دامنه: هع اع قانع نشدی از سه جواب دامنه و گفتی: "جواب سوال اول و سوم تا حدودی قانع کننده بود. " پس شما جناب اسمعیل در پی این هستی!! یعنی مثلِ اتاق تشریح پزشکی که لاشه ی آدمی را لاش و لوش می کنند تا بفهمند پروستات کجاست و آپاندیس چند سانته و ریه اش دودی ست یا توی روده اش دود و گازی ست و ...!!! دامنه هم دست به تشریح بزنه مثل جرّاحان تیم تشریح، میدان سیاست را سیّاسی و شکّاکی کنه. نه نه. این زوده و زوره؟
جمعه ۱٢ تیر ۱۳٩٤ ، ٧:۳٧ ‎ب.ظ

پست 1028 : به تدوین دامنه : 14. به نام خدا. آیات 139 تا 148 سوره ی مبارکه صافات: و ان یونس لمن المرسلین . اذ ابق الى الفلک المشحون. فـسـاهـم فـکـان من المدحضین. فالتقمه الحوت و هو ملیم. فلو لا انه کـان مـن المـسـبحین.  للبث فى بطنه الى یوم یبعثون.  فنبذناه بالعراء و هو سـقـیـم. و انـبـتـنـا علیه شجرة من یقطین. و ارسلناه الى مائة الف او یزیدون. فامنوا فمتعنهم الى حین. یعنی: همانا یونس هم از پیامبران بود. به یادش آور زمانى که به طرف یک کشتى پر بگریخت. پس قرعه انداختند و او از مغلوبین شد. پس ماهى او را ببلعید در حالى که ملامت زده بود. و اگر او از تسبیح گویان نمى بود. حتما در شکم ماهى تا روزى که خلق مبعوث شوند باقى مى ماند. ولى چـون از تـسـبـیح گویان بود ما او را به خشکى پرتاب کردیم در حالى که مریض بود. و بر بالاى سرش بوته اى از کدو رویاندیم. و او را به سوى شهرى که صد هزار نفر و بلکه بیشتر بودند فرستادیم. پـس ایـمـان آوردنـد مـا هـم بـه نـعـمـت خود تا هنگامى معین ( مدت عمر آن قوم ) بهره مندشان گردانیدیم.

تفسیر مرحوم علامه طباطبایی در المیزانیـعـنـى و یـونـس نـیـز از پـیـامـبران بود که به سوى کشتى فرار کرد، با اینکه کشتى ظرفیت سوار شدن او را نداشت و اباق به معناى فرار کردن عبد از مولایش میباشد. مـراد از فرار کردن او به طرف کشتى این است که او از بین قوم خود بیرون آمد و از آنان اِعراض کرد. و آن جناب هر چند در این عمل خود خدا را نافرمانى نکرد، بقیه ادامه ی مطلب


ادامۀ مطلب
پنجشنبه ۱۱ تیر ۱۳٩٤ ، ٩:٠۳ ‎ق.ظ
سالگرد معلم انقلاب دکتر علی شریعتی

به قلم دامنه : به نام خدا. با یاد و نام این معلم بزرگ انقلاب دو جمله ی مهم از ایشان را هدیه می کنم به دامنه خوانان بزرگوار: " واقعیت این است که اندیشه ی ایرانی نشان داد که حقیقت اسلام را نه آنچنان که بر او عرضه کردند؛ بلکه آنچنان که آن را پنهان کردند دریافت. " منبع: صفحه ی 999 کتاب اقبال معمار تجدید حیات بنای تفکر اسلامی اثر دکتر علی شریعتی. و جمله ی دوم : " عصر غیبت، عصر مسئولیت رهبری اجتماعی مردم است و دوران انتخاب رهبر به عنوان مقام " نیابت امام " به وسیله ی مردم. " منبع: صفحه ی 211 کتاب عقیده نوشته ی دکتر علی شریعتی. یاد مرحوم علی شریعتی یکی از نامی ترین مردان روزگار و ازخالص ترین شیعه ی علوی جاودان باد. 965 .عکس ها در ادامه ی مطلب

ادامۀ مطلب
پنجشنبه ۱۱ تیر ۱۳٩٤ ، ٧:۳٦ ‎ق.ظ

پست 1021

به قلم تنسر 6 : به نام خدا. این متنی ست به قلم خوب و مستدل جناب تنسَر که غروب امروز چهارشنبه 10 تیر 13944 به دامنه ارسال داشتند. ضمن سلام و سپاس فراوان از ایشان که دیدگاهی روشن و آگاهی بخش دارند؛ با هم متن وی را که در باره ی پست 982 دامنه است، یعنی این پست: خبر آبی و خوشآیند می خوانیم:

" سلام و درود فراوان. آب: بابا آب داد. هوالذی انزل من السماء ماء. بابا آب داد. اولین آموختنی که آموختیم ایرانی ها به طبیعت به عنوان مظهر الهی احترام می گذاشتند و مقدس می شمردند و می گفتند اینها از پدید ه های ایزدی و مقدس است. ستایش آب،آناهیتا، آلهه ی آب توسط ایرانی ها، به منزله پرستش نبود،ب لکه آب و خاک برای بشر همان قدر ارزش دارد که بشر بدون آب وجود خارجی نخواهد داشت. از تقدس آب نزد ایرانیان همین بس که مهین و زادگاه را آب و خاک می نامند. ایرانیان آب را مظهر بقیه در ادامه ی مطلب


ادامۀ مطلب
چهارشنبه ۱٠ تیر ۱۳٩٤ ، ٧:٢٧ ‎ب.ظ

پست 1019

به قلم حاج سید تقی 2 : به نام خدا. این خبری خوش و خوشآیند است از جناب حاج سید تقی  شفیعی دارابی مدیر کل اتباع خارجی استان مازندران که به دامنه ارسال داشتند. ضمن سلام و سپاس و احترام به ایشان؛ این خبر آرامبخش را می خوانیم:
"سلام آق ابراهیم عزیز. بی جهت نبود که حاج آقای شفیعی مازندرانی فرمودند: دامنه از آن ماست. حال که به یُمن ماه صیام همه در حال عبادت و سرورند و خبرهایی از جنس اشتغال به میان آمد خبر مسرّت بخش دیگری را به اطلاع حضرتعالی و همه دامنه خوانان گرامی خصوصا دوست محلی عزیزم آق اسمعیل،  چون دوست دارم ان شاء الله روزی کنار هم خواهیم نشست و از نیات و ذهنیات گذشته و حال همدیگر مطلع تر خواهیم شد . بگذریم ... 
1- بیش از شش ماه تلاش و پیگیری مداوم ( حضوری و  تلفنی ) آق اسماعیل آهنگر موسی ابن کبل علی مقدمات جذبش در شرکت نکاچوب مهیا و از روز شنبه مشغول به کار می شوند. جناب ٔ آق ابراهیم سه هفته قبل به شما گفتم آن روز که به شرکت رفتم شب خواب مرحوم زنده یاد آق یوسف رزاقی را دیدم مشعشع بود بغلم کرد وگفت خیلی ناراحتم دارابکلای ها در نکا چوب جذب کم شدند. به روحش صلوات. ( دامنه: اللّهم صلّ علی محمد و آل محمد )
2- حسین جنگلبان فرزند قنبر در طرح سالمسازی دریا از اول تیر مشغول به کار شد ( موقت و فصلی ).
3- سید مهدی شفیعی فرزند سید عیسی ( ابن سید میر میر ) به کارخانه کاسپین معرفی شد. انشالله در هفته های آینده مشغول بهکار خواهد شد. دعا بفرمایید.
4- آن پیشنهاد بحق جنابعالی، بهفکرش هستم."

پاسخ کوتاه دامنه: به نام خدا. سلام دامنه هم بر شما دوست بزرگوار که در این مدت زحمات زیادی برای محل متقبّل شدید. شما و جناب استاد حجت الاسلام والمسلمین شفیعی مازندرانی بر دامنه لطف مضاعف دارید. باور کن خدای رحمان را شکر کردم و برای شما در جوار حرم حضرت فاطمه ی معصومه سلام الله علیها دعای خیر کردم. خودم لمس می کنم چه شور و شوقی دارد وقتی یک جوان در اوج سختی معیشتی، در جایی مشغول می شود. به روح پاک والدین شما جاری شود این ثواب در راه صواب که کردید. یاد یوسف مزار خُفته ی مان کردی و الان که در حال نوشتن هستم اشکم برای او که دل و جان ما رفقا بود؛ سرازیر شد. سپاس سپاس سپاس.
چهارشنبه ۱٠ تیر ۱۳٩٤ ، ۱:۱٢ ‎ب.ظ

پست 1015

به قلم دامنه: به نام خدا. دوست و برادر انقلابی ام جناب آقای حاج سید تقی شفیعی دارابی  سلام علیکم. نمی دانم الان بر چه کاری هستی؟ در هر جایی تقبّل الله. و می دانم احتمالا" خبر داری  چهار نفر از جوانان خوشنام دارابکلا، در مرحله ی مقدماتی یک سازمان شهری مهم قبول شدند. سه مرحله ی آزمون عملی و حراستی و گزینشی شان به یقین در راه است. دامنه با دهان روزه  از شما با دهان روزه صمیمانه و مُصرانه می طلبه برای این چهار جوان برومند در این سه مرحله ی مهم؛ کارسازی فعالانه بکنی. یقین دارم تمنای دامنه را بی منّت تسهیل می سازی. همین. درود و بدرود.
اجابت حاج سید تقی به دامنه : به نام خدا. جناب حاج سید تقی شفیعی دارابی به تمنای  دامنه در کارگشایی کار اشتغال چهار جوان جویای کار دارابکلا جواب اجابت دادند و این خبر و نوشتارش را بعد از ظهر امروز سه شنیه 9 تیر 1394 به دامنه گسیل و نوید داشتند. ضمن سلام و سپاس، خبر و اقدام وی را می خوانیم:

"خبری از جنس اشتغال و افتخار. در آزمون سال جاری که با حضور 1374 نفر برای استخدام 45 نفر در استانداری برگزار شد، 4 نفر از جوانان متدین محل مان در مرحله مقدماتی پذیرفته و قبول شدند. آرزو می کنیم با عزم راسخ تر در گام بعدی آزمون عملی و مهارتهای 9 گانه، این عزیزان موفق باشند.بدین طریق 4 جوان جویای کار از نوع خدمت بی منت مشغول کار و کسب روزی حلال شدند. اسامی:
1- محمد آهنگر داراب فرزند حسین (حاج ابوالقاسم)
2- بهروز رمضانی دارابی فرزند حسین (حاج قنبر)
3- ابراهیم چلویی دارابی فرزند اسماعیل (حبیب)
4- سید ولی هاشمی دارابی فرزند مرحوم میراسکندر"

پاسخ دامنه : جناب آقای شفیعی بسی افتخار و بسی بسی ممنون. به یقین این ارسالیه ی شما نشان از آن دارد که در دو مرحله ی مهم دیگر حراستی و گزینشی شان کارگشایی مسئولانه خواهی نمود. اجرتان با شهدای فی سبیل الله.

سه‌شنبه ٩ تیر ۱۳٩٤ ، ۱:٠٤ ‎ب.ظ
پست 1014
به قلم دامنه : به نام خدا. آسید در دو کامنت در زیر پست 1007 : چهره های سازمان منافقین(2) بر دامنه نقدی خیرخواهانه و مبتنی بر متدولوژی تحقیق نوشتند:

نقد اول آسید بر دامنه: " بی نام: سلام. من این گروه را " فرقه " می دانم. در فرقه یک قطب وجود دارد و همه باید مریدا" از قطب اطاعت مطلق فرمایند. اما برای انتقال شرح حال هر سازمان و گروه و دشمن و... از کلمات و واژه های بد استفاده نفرمایید.

پاسخ دامنه به نقد اول: سلام بر شما که نامت درج نشد. نوشتی: " اما برای انتقال شرح حال هر سازمان و گروه و دشمن و ... از کلمات و واژه های بد استفاده نفرمایید. " می شه برام بگید مثلا کدام وازه ی بد؟

نقد دوم آسید بر دامنه: سلام. بی نام من بودم عزیز. در پاسخ به کامنت ها و اژه های کثیف و...به کار بردی! نفرت و تنفر عمیق و عاطفه ها را باید زیر تیغ منطق برد. ضمن اینکه می توان در قطعنامه های بعد از تظاهرات بکار برد. قواعد است نه نظر. «نظرآزمایی» بازتولید مواضع اندیشه هاست."

و حالا جوابیه ی دامنه به نقد آسید بزرگوار:
سلام
با همه ی عزت و شرفی که نزدم داری؛
دامنه از واژه ی کثیف در وصف سازمان منافقین عقب نمی نشیند.
چرا؟
چون که :
نانوا را کشتند.
رُفته گر حزب اللهی را تیرباران کردند.
شهید بهشتی من و تو و ما را از ما گرفتند.
صیاد دلم را که رزمنده عارف جبهه ها بود آنهم در درون ارتش شاه ساخته، ترور کردند.
کارگر و پاسدار و بسیجی را تا توانستند شکنجه کرده و بعد کشتند.
بهترین های مردم را مُثله کردند.
17000 انسان مومن بی گناه را شهید کردند.
دست به ترورهای بی رحمانه ی درون سازمانی زدند.
بعد هم با همه ی خطاها به جای عذر پیش امام و امت؛ دست به جنایات گسترده زدند.
سپس در اوج ذلّت کنار صدام نوکری کردند.
صدامی که 220000 نفر ایرانی را شهید
چندین هزار نفر را آواره و بی خانمان و جانباز کرد
این سازمان در خُبث و خُسرانی عظیم علیه ی دو ملت ایران و عراق جنایات کردند.
دانشمندان هسته ای مان را با بی مروتی غرق خون کردند
بر اینان جز سازمان کثیف نامیدن چه نامی سزاست؟
سازمانی ست برای ترور.
برای قدرت و یکه سالاری.
به قول خودت برای فرقه شدن
و به تعبیر دامنه با همه ی مردم فرق داشتن!!
پوزش آسید که دامنه در اظهار نظرش آزاده و مستقل.
گرچه در متن اصلی صرفا" نویسنده ام
ولی در پاسخ کامنت ها یک فعال سیاسی دارای موضع شفاف بی اِبا و روشنم
با ارادت تامّ و بی تبصره به تو آسید.
سه‌شنبه ٩ تیر ۱۳٩٤ ، ۱:٠۱ ‎ب.ظ

پست 1009 : به قلم دامنه : به نام خدا. باور کنید جدا از نزاع های جورواجور بر سر کرک و چینکا. یا غاز و سیکا و نیز آبچک و سامون صحراها که ثبت و درج نمی شود در هیچ کجا و دادگاه ها، 15 میلیون پرونده ی قضایی در قوه ی قضاییه نظام جمهوری اسلامی مانند یک بمب بزرگ اجتماعی و روحی ست. دامنه دیشب در سر طعام سرپایی افطار بود که آیت الله شیخ صادق لاریجانی رئیس این قوه ی مهم نظام، آمار داد در حال حاضر 15000000 پرونده در قوه ی قضائیه وجود دارد که با  کمبود قاضی مواجه ایم. دامنه حقیقتا" لقمه ی بازکردن روزه اش، نزدیک بود بر گلوش گیرپاژ کند این آمار زلزله گونه ی چند ریشتری را وقتی شنید. شما هم کمی فکر کنید. دامنه سرانگشتی حساب کرد و وارد ریاضیات شد، دید اگر طرفین هر پرونده ی اقامه ی دعوا ( شاکی و متشاکی ) مثلا" چهار نفر باشند باید گفت 60 میلیون ایرانی درگیر کار قضایی اند از جُرم و جنایت وحشیانه گرفته تا نپرداختن پول سرم مریض خانه!. وای وای؛ در اُمّ القُرا یعنی ایران، چه خبره و چیست این رخدادها.

دوشنبه ۸ تیر ۱۳٩٤ ، ۱٠:٥٢ ‎ق.ظ

پست 1004 : به نام خدا. متن نقلی. هفت تیر سال شصت مخوف ترین حادثه ی انقلاب اسلامی توسط سازمان منافقین به وقوع پیوست. که در آن شهید مظلوم آیت الله دکتر بهشتی و 72 تن از یاران انقلابی شان ترور شدند. ضمن تجلیل و یاد آن  شهیدان، متنی ویژه از شهید بهشتی توسط دامنه تقدیم می شود. خلاصه ای گذرا و تک جمله ای از ده جلسه تفسیر قرآن شهید بهشتی. از یادداشت های مطالعاتی سال 1389 دامنه. لطفا" به همه ی جملات مجزّای برگزیده دقت و تامّل شود:

امت یعنی گروهی دارای هدف... هر کس در هر مقامی در جامعه اسلامی اسیر اَلقاب و آداب و تشریفات باشد، دور از اسلام است... این قانونمندی خداست که باید در مراحلی از تاریخ، متجاوزان به دست مجاهدان تنبیه شوند. ولو دفع الله النّاسَ بعضهم ببعض... عاشورا رستاخیر حسین بن علی بود. حسین (ع) که چکیده ی مبارزه با فساد است قیام کرد تا مبادا حق خواهی و حق پرستی در جامعه بمیرد... کمک وحی به عقل بشر در ریزه کاری ها و ابعاد ناشناخته است...

عقل و شرع " راه بندان " را رفع می کند... اسلام صرفا" با کرامات و کارهای فوق العاده پیش نمی رود... ما در عصر تزلزل سریع ارزش ها بسر می بریم... نماز یعنی روزی 5 بار شست و شوی روحی و فکری... مردانه دانستن اقدام زن، جمله ای صحیح نیست...

نماز جمعه های ما بیشتر به دکور شبیه است!... انسان انتخابگر انسانی است که آوای حق به گوشش می رسد... در حکومت بد، پُست ها سرقفلی دارند! و کم کم آدم های بافضیلت و خوب را از گردونه خارج می سازد. امام باقر (ع) از دنباله رو بودن مردم شِکوه کرده و هشدار دادند... از امام صادق (ع) نقل است که جامعه ای که ضعیف نتواند حق را از قوی بگیرد، آن جامعه آلوده است... برخی بی اعتنا به بهداشتِ جان اند... ای انسان این قدر در دایره ی زندگی ات تنگ نظر مَباش... وقتی سرطان فساد در حکومت و پیکر عُمّال و کارکنان افتد باید منتظر مرگ آن جامعه بود... وقتی تخلّف از قانون الهی علنی شد و واکنش مردم بروز نکرد، زیان آن دامن همگان را می گیرد...

معلوم می شود برترین واجب امر به معروف و نهی از منکر است... مساله امر به معروف و نهی از منکر حتی قبل از به وجود آمدن جامعه اسلامی به قدرت رسیده ی مدینه، در تعالیم اسلام آمده است.... ولی متاسفانه چند قرن است آهنگ انحطاط داریم، آهنگی خطرناک بس آزار دهنده... باید بینش فطری در شما بیدار شود و شما با یادآوای درونی فطری خود بیندیشید... با عمق موافقم. با سطحی نگری مخالفم. با ژرف نگری موافقم. و... ایمان عبارت است از دلبستگی انسان به چیزی، به طوری که نسبت به آن شوری در خود احساس کند آن هم بدون دغدغه.

بحث تا همین مقدار کفایت دارد. و دامنه همه ی دامنه خوانان بزرگوار خصوصا نسل جوان برومند و هوشمند را دعوت می کند به بازشناحتن شهید مظلوم آیت الله بهشتی. روحش همیشه شاد بادا. لعنت بر دستان ترور کور سازمان منحط منافقین که انقلاب اسلامی خصوصا مردم انقلابی را دچار کمیابی کرد، کمیابی شخصی نستوه و بزرگ و روشن و مدرن متدین و متفقّه و مجتهد و مدبّر مثل شهید عظیم الشان و ناشناخته و مظلوم بهشتی.

جلسه ی شورای انقلاب است. از چپ: دکتر یدالله سحابی. شهید مطهری. شهید مظلوم بهشتی. موسوی اردبیل. مرحوم طالقانی. مقام معظم رهبری. مرحوم مهندس بازرگان. شهید باهنر

یکشنبه ٧ تیر ۱۳٩٤ ، ۱۱:۱۱ ‎ق.ظ

پست 1001

به قلم حاج سید تقی 1 : به نام خدا. این متنی ست که جناب حاج سید تقی شفیعی دارابی مدیرکل محترم اتباع خارجی استان مازندران در ساعت 9 و 48 دقیقه ی صبح امروز شنبه 66 تیر 1394 که به دامنه ارسال داشتند. ضمن سلام و احترام و خرسندی و سپاس، با هم این نامه ی سرگشاده ی جناب ایشان را می خوانیم:

"بسمه تعالی. سلام آق ابراهیم دوست ارجمند و مدیر وبلاگ وزین دامنه. ضمن آرزوی قبولی طاعات و عبادات در ماه صیام، ارزش و اعتبار قلم و رسالت خطیر آن، به اندازه ای والاست که خداوند در قرآن کریم بدان سوگند یاد نمود و یقیناً با آگاهی از همین جایگاه رفیع، شما را بر آن داشت تا این سوگند ارزشمند را به عنوان پست ثابت در بالای صفحه وبلاگ تثبیت نمایید. فرصت را غنیمت شمرده و از نویسندگان محترم و متقی که متعهدانه، مسئولانه و کارشناسانه با رعایت اخلاق و ادب و بدور از تهمت و افتراء و با خردمندی و به جهت قُرب الهی و پرداخت زکات علم به انتشار معلومات و یافته های علمی و تجربی خود برای ارتقاء سطح دانایی، اقدام می کنند، سپاسگزاری نمایم.

بی تردید نقد منصفانه و مشفقانه که از جمله رسالت انبیاء الهی و صاحبان قلم بوده، همواره باعث خودسازی و رشد و تعالی فرد و جامعه می گردد. فلذا دوست صاحب نظر و صاحب سبک و سیاق دامنه عزیز و آسید گرامی و نگاه محترم و سایر دوستانی که به ارائه نظرات صادقانه و محققانه و کارشناسانه برای مخاطبین در فضای مجازی می پردازند، قطعاً در پیشگاه ایزد منان ماجور خواهند بود. بقیه در ادامه ی مطلب


ادامۀ مطلب
شنبه ٦ تیر ۱۳٩٤ ، ۱:٠۳ ‎ب.ظ

پست 899

به قلم دامنه : به نام خدا. شنبه 6 تیر 1394 وفات حضرت خدیجه سلام الله علیها است. اولین زن  مسلمان و اُم المومنین. کسی که دارایی او به توانایی اسلام انجامید. دو نکته ی دامنه این دو تاست:
نکته ی نخست این است که خود رسول خدا صلوات الله در حق آن زن عظیم الشّان فرمودند:" هیچ ثروتی به اندازه ی ثروت خدیجه برای من سودمند نبود." و نکته ی دوم همان نکته ی مهم تری ست که خدا در قرآن از خدیجه ی کبرا گفته است. در سوره ی ضُحی آیه ی هشتم:" وَ وجَدک عائلا فأغنی. خداوند تو ( محمد ص ) را فقیر یافت و بی نیاز نمود." مراد از بی نیاز ساختن پیامبر (ص) مال و بخشش خدیجه بود که همه ی اموال و دارایی های خود را در طبَق اخلاص گذاشته و برای پیشرفت دین مبین اسلام، در اختیار پیامبر خدا صلوات الله نهادند. یعنی هشتاد هزار شتر و همه ی اموال و دارایی های تجاری شان را. پس درود بر حضرت خدیجه و همه زنانی که چون اویند؛ هم برای اسلام، هم برای ایمان و هم برای خاندان و خانواده و خانه ی شان.
جمعه ٥ تیر ۱۳٩٤ ، ٩:٢٢ ‎ب.ظ

پست 998 : به قلم دامنه : یک: به نام خدا. علی زرکش یزدی. با توجه به نزدیک شدن به فاجعه ی ملی 7 تیر و شهادت شهید مظلوم آیت الله دکتر بهشتی و 72 تن، دامنه در چند قسمت پشت صحنه ی جنایات و ترور و صف بندی های داخلی سازمان منافقین را بطور خلاصه برای دامنه خوانان می آورد. آنچه می آید ویراسته ی مجدد از تحقیق نوشته های سال 1385 دامنهاست که برای نخستین بار منتشر می شود:

متولد 1328 مشهد. دانشجوی دانشکده ی فنی دانشگاه تهران از سال 1348. پایه گذار و نخستین مسئول و سردبیر نشریه ی مجاهد و مسئول کل انتشارات و تبلیغات سازمان. مسئول تشکیلات سازمان. مناظره کننده با شهید آیت الله بهشتی. چهره و قیافه ی علی زرکش برای بسیاری از اعضای سازمان ناشناخته بود. در خرداد 1359 با مهین رضایی ازدواج کرد. نقش فعال در قیام مسلحانه ی 30 خرداد 1360 علیه ی نظام داشت. مسئول ترورهای سازمان نیز بود.

در سال 1364 در دادگاه ویژه ی سازمان محاکمه و پس از یک ساعت محاکمه محکوم به اعدام شد اما حکمش اجرا نشد و پس از انتقال سازمان به بغداد او در زندان سازمان محبوس شد. چون علی زرکش به نوع رهبری مسعود رجوی اعتراض داشت مورد خشم و غضب رهبری سازمان قرار گرفت. علی زرکش در عملیات فروغ جاویدان به عنوان بقیه در ادامه ی مطلب



راست محسن مخلباف و علی زرکش مرد شماره 2 سازمان که به دستور مسعود رجوی ترور شد

سرباز 0 از سوی سازمان شرکت کرد و از پشت سر به دستور مسعود رجوی توسط فرهاد چاه پرست و احتمالا ابراهیم ذاکری ترور شد و به همراه همسرش مهین رضایی به قتل رسید. فرهاد چاه پرست مسئول زندان های سازمان و ابراهیم ذاکری فرمانده تیم های ویژه ی عملیاتی در داخل کشور بودند. علی زرکش مرد شماره ی 2 سازمان بود.

دو: مهدی ابریشمچی. زاده ی 1326 استان آذربایجان. بزرگ شده ی تهران. یک سال بزرگتر از مسعود رجوی. از اعضای قدیمی سازمان در دوره ی شاه. علی زرکش دست چپ رجوی بود. وی دست راست او. همیشه از نفرات دوم سازمان بود مثل علی زرکش یزدی و موسی خیابانی. حضور در همه ی تصمیمات سازمان. تحصیل کرده ی مدرسه ی مشهور علوی تهران. یعنی همان مدرسه ی انجمن حجتیه.

هم دوره ای افراد مشهوری چون: دکتر عبدالکریم سروش. کمال خرازی. نعمت زاده. شهید قندی. حداد عادل. علی اکبر ولایتی. شوهر اول مریم قجر عضدانلو ( همسر کنونی مسعود رجوی ).  نویسنده ی کتاب " فلسفه ی انتظار" در قبل از انقلاب. مسئول تمامی روابط سازمان با بیرون. بطوری که در درون سازمان معروف است یه مرد رابطه. معروف به شریف. و با اسم مستعاراسد. عامل رابطه با مقامات دولت صدام. مذاکره کننده ی اصلی با مقامات کشورها با سازمان.

مشهور به شکنجه گر داخلی سازمان. هدیه ی همسرش مریم به مسعود رجوی. و ازدواج فوری مسعود رجوی بدون رعایت زمان عده شرعی با او. معروف به ازدواج ایدئولوژیکی. ازدواج با دختر موسی خیابانی. دارای دختری به اسم اشرف، هم نام زن نخست رجوی. نقش کلیدی در عملیات فروغ جاویدان سازمان علیه ی ایران. او همچنان سرسپرده ی رجوی ست.

سمت راست نفر اول مهدی ابریشمچی و اعضای سازمان منافقین

سه: به نام خدا. ابراهیم ذاکری. زاده ی تهران.از اعضای اصلی رهبری سازمان. فرمانده ی نظامی. فرمانده ی ستاد حفاظت مسعود و مریم رجوی، مسئول ستاد امنیت سازمان. فرمانده ی ستاد سازمان در کردستان عراق. بنیانگذار زندان های سازمان در عراق. با 35 زندان. رئیس زندانبانان و شکنجه گران. مسئول اعضای بریده ی سازمان که گاهی تعداد بریده ها از مرز 1000 نفر عبور می کرد. نام زندان ها زندان های رفع ابهام بود.

مانند مقرّ منصوری در شهرک کهریز شهر سلیمانیه ی عراق. زندان قرارگاه اشرف در جاده ی کرکوک-بغداد در نزدیکی شهر خالص. هدایتگرسربازجوهای بی رحم و خشن سازمان از قبیل: محمد حیاتی. مهدی براعی. حسن مهرابی. حسین ربوی. حسین ابریشمچی. حسن عزتی نریمان. مهدی فتح الله نژاد. اسماعیل وفا یغمایی. مهدی صادق سادات دربندی. سر آخر خود ابراهیم ذاکری اسیر کینه ها و تصفیه ی درون سازمانی و شخص رجوی شد و به طرز مشکوکی مُرد. مرگ او در سال 1381 را البته به علت سرطان!! اعلام کردند. اما و صد اما که این سازمان در جذب و دفع بی رحم است.

اعتراض حسین باقرزاده از لندن به دامنه

به نام خدا. متن زیر ساعت 15 و 58 دقیقه ی امروز توسط آقای حسین باقرزاده به دامنه کامنت شده است. وی در پستی با عنوان چهره های سازمان منافقین به دامنه خوانان معرفی شده است. کامنت ایشان اعتراضیه ای ست به آنچه دامنه بر حسب تاریخ و اسناد و منابع در معرفی وی آورده است. دامنه خرسند است از پاسخ جناب آقای حسین باقرزاده ( که نمی دانم از لندن نگاشته و یا از جایی دیگر ) و نیز شادمان است از اظهار شفّاف ایشان در بریدن و دوری و برائت شان از سازمان منافقین. و متاسّف است از این که خاطر ایشان را ناراحت ساخته است. فلذا اگر عضو ارشد را به اشتباه به ایشان نسبت داده است عذر می خواهد. چون قول مستقیم فعلی ایشان بر استنادات و منابع رُجحان دارد. اما به آنچه در دوره ی اصلاحات بر حضور وی ( که در متن بر اساس مستندات واکنش ها نفوذ آورده شد ) در عرصه ی روزنامه ی اصلاح طلب " جامعه " نزدیک به طیف نهضت آزادی ایران تاکید و تحلیل رفته است، اشارتی در اعتراضیه ذکر نشده است.
حال با هم اعتراضه ی آقای حسین باقرزاده «همکار قدیم سازمان مجاهدین قدیم در سال های 53 و 54» به دامنه را می خوانیم. دامنه شجاعانه و بر حسب اخلاق دینی می گوید: اگر آنچه در حق جناب ایشان گفته شد دروغ است اولا" خدا را شاکر است که دروغ است و ایشان از آن بَری ست. و خود نیز شادمان است که یک انسان ایرانی مسلمان خود تصریح ساخته است عضو آن سازمان جنایتکار نبوده است و ثانیا" از محضرش عذر می خواهد و اِعراض می نماید( با قید پذیرفتن درستی اظهارات وی در این کامنت ) که به قول ایشان دروغ پراکنده است. اما حقیقت آن است دامنه بر حسب آنچه به منابع دسترسی مطالعاتی داشته است، در باره ی وی نوشته است. در ضمن به زیرنویس عکس هم دقت شود:

«آقای محترم. شما با نام خدا آغاز می کنید و دروغ می پراکنید. من هیچ گاه عضو مجاهدین پس از انقلاب نبوده ام چه برسد به این که از رده بالای ان باشم. تنها یکی دو سال در سال های ۱۳۵۳ و ۵۴ با مجاهدین قدیم همکاری داشتم که ان هم در حاشیه و در خارج کشور بود. پس از خشونت های سال ۵۴ سازمان به اعتراض از آن کناره گرفتم و به نویسندگی پرداختم. در آستانه انقلاب در سال ۵۷ هفته نامه ایرانشهر را در لندن به راه انداختم که سردبیر ان احمد شاملو بود. آیا این کار هیچ با عضویت من در سازمان مجاهدین سنخیت دارد؟ اگر به اخلاق نویسندگی تقید ندارید دست کم از همان خدایی که به نام او می نویسید و دروغ نپراکنید بترسید. لا تجرمنکم شنان قوم الا تعدلوا.»

دامنه : متن کامل آیه ی شریفه این است:  یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ کُونُواْ قَوَّامِینَ لِلّهِ شُهَدَاء بِالْقِسْطِ  وَلاَ یَجْرِمَنَّکُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَى أَلاَّ تَعْدِلُواْ اعْدِلُواْ هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى وَاتَّقُواْ اللّهَ إِنَّ اللّهَ خَبِیرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ: اى کسانى که ایمان آورده‏ اید! قیام کننده براى خدا و شاهدان به عدل و داد باشید. و البته نباید دشمنى عده ‏اى شما را بر آن دارد که عدالت نکنید. دادگرى کنید که آن به تقوا نزدیک‏تر است، و از خدا بترسید که خدا به آنچه انجام مى ‏دهید آگاه است. آیه ی 8 سوره ی مبارکه ی مائده)

پنجشنبه ٤ تیر ۱۳٩٤ ، ٧:٠٤ ‎ب.ظ
پست 997
به قلم آسید علی اصغر شفیعی دارابی 5 این متن: آموختنی ها 6 . ضمن سلام و سپاس با هم می خوانیم:
سلام. از مطلب علمی و دقیق جنابعالی که مرتب و تحلیل محتوایی بوده و به اشتراک گذاشتی، بیشترین بهره را بردم و یادآوری کنم کسی که مرا با مغرب زمین و مکاتب بشری اش آشنا نمود آقا ابراهیم عزیز! شمابودید؛ اما نظرم که در تحقیق چندین روزه تهیه نمودم این است: کارل پوپر، در مصاف با این افکار پوزیتویستی، در زمینه شناخت علمی و به دنبال تجربه عینی، در برخورد با سه نظریه مهم عصر خود، به این نتیجه رسید که ملاک فارق علم از غیر علم، درجه ابطال پذیری نظریات علمی است، نه درجه تأیید پذیری آن. و به این ترتیب پوپر تحدید حدود را از محدوده معنا به وادی تمیز علمی بودن نظریات کشانید. ملاک وضع علمی یک نظریه تخطئه پذیری یا ابطال پذیری یا آزمون پذیری آن است.» برای جدا سازی مسائل علمی از غیر علمی ارائه شده، این ملاک عبارت است از نقد پذیری که جایگزین ابطال پذیری پوپر و تحقیق پذیری پوزیتیویسم و تجربه پذیری مکتبهای تجربی می‏باشد. بر طبق نظریه نقدپذیری که با شرطها و مختصه ‏هایش تبیین گردیده است تنها معیار علمی بودن این است که فرضیه به گونه‏ای باشد که بتوان درباره‏اش بر پایه معیارهای مستقل از ذهنیت و حتی مستقل از حواس همچون جهات نفسیتی نه همچون جهات اکتشافی به داوری نشست این معیار همانا نقدی است ابطالگرانه بر نقد عقل نظری کانت و دیدگاههای پوزیتیویسم منطقی و حسیگری مسلک استقرائی و ابطالپذری کارل پوپر، بر طبق این معیار، متافیزیک دوباره به جایگاه خود که مبدئیت علوم است بازگشته و دیگر علوم نیز تنها در محدوده خویش و به شرط دارا بودن خاصه‏های نقدپذیری در قلمرو علم جای می‏گیرند.

پاسخ کوتاه دامنه : سلام آسید. ممنونم از ارزیابی علمی ات. خصوصا از آوردن بحث ابطال پذیری پوپر. اما همه ی امور به شیوه ی پوزیتویستی را دامنه نمی پذیره. مثلا حرکت جوهری آدمی، آیا با آزمایشگاه تست می شود؟ طبق قرآن ما دو نوع داریم غیب و شهود. امور مَغیبات ( غیبی ها ) اصلا به محک آزمون نمی آن ولی وجود دارد. خود شما آیا برخی مواقع حالت کشف درونی نداری؟ آیا می توانی به روش تجربی به من انتقال بدی؟ نه. پس ... بقیه روشن است. ممنونم از کامنت خوب و عالمانه ی شما.
پنجشنبه ٤ تیر ۱۳٩٤ ، ۳:۱٦ ‎ب.ظ

پست 993

به قلم نگاه 2 : به نام خدا. از این پس متون خوش نوشت جناب " نگاه" که خوش اندیش و خوش استعداد است در سلسله متون جناب نگاه جایی می گیرد و منتشر می شود. چرا که دامنه را هدیه کردم به دامنه خوانان و باشگاه ی برای اندیشه ورزی. این هم متن تازه ی جناب نگاه. ضمن سلام و سپاس:

سلام. سپاسگذارم از لطفتان جناب دامنه که از سر ذوق و شوق و حس مسئولیت پذیری تان کار کوچک فرهنگی آموزشی نگاه را پست اصلی نمودید تا شاید راه چاره ای باشد در این شرایط به واقع بحران کم آبی که همه در آن دچاریم. با تمام احترامی که برای جناب اسمعیل قائلم باید بگویم تشخیص جناب دامنه کاملا صحیح بود نه تنها دهیار محترم وآقای حاج سید تقی شفیعی بلکه تمامی افرادی که برای کار در فضای آموزشی و فرهنگی محل مان تلاش میکنند مد نظرم بود. متشکرم از جناب آسید بزرگوار و همچنین مهندس عبدی عزیز که به اصل موضوع پرداختند و به " نگاه " انگیزه دادند تا بیشتر در این موضوعات بنگارد.
جناب دامنه این انسان های بزرگ و عمیق نگر هستند که همیشه تصمیمات و کارهای بزرگ انجام می دهند و اما انسان های سطحی نگر و کج اندیش فقط در فکر جو سازی و به حاشیه کشاندن واقعیت و اصل موضوع هستند. کار آموزشی و فرهنگی نگاهی بس عمیق و بزرگ می طلبد و به حاشیه کشاندن آن از سوی بعضی از افراد ناآگاه نتنها بار فرهنگی ندارد بلکه عواقب آن بس خطرناک و جبران ناپذیر می باشد. نگاه می گوید وقتی فضای نقد سالم و تاثیر گذار هست روحیه درگیری و مقابله چرا .....


پاسخ دامنه : به نام خدا. ای خدا دست دامنه را در هر سراشیبی بگیر. چه عالی ست نگاه  های نگاه.

چهارشنبه ۳ تیر ۱۳٩٤ ، ٧:۱٧ ‎ب.ظ

پست 991

به قلم دامنه : قسمت 4. به نام خدا. والاترین هدف هر جامعه ی اطلاعاتی امنیتی  باید ردیابی تهدیدات، نیروها، حوادث و تغییراتی باشد که توانایی تهدید حیات ملی یک کشور را دارند. دوری از این اصل به غافلگیری می انجامد که بحران می آفریند. چند نمونه ی غافلگیری: غافلگیری استراتژیک روسیه در 1904. اتحادشوروی و نیز آمریکا در 1941. اسرائیل در 1973 جنگ رمضان. حملات 11 سپتامیر 2001 آمریکا.
لازمه ی ضد غافلگیری، پنهان کاری ست. و همین پنهان کاری موجب می شود سازمان های اطلاعاتی پدیده ای ویژه شوند. زیرا هم خودشان پنهان کارند در امور و هم مردم روی به پنهان کاری می آورند در کارهای ریز و درشت شان. در یک روایت کلی کسبِ اطلاعات پنهان، محور اصلی فعالیت های اطلاعاتی در دو بعد داخلی و خارجی ست. برای این کار، افسران اطلاعاتی نمی توانند فکر خود را تنها به دشمنان اختصاص بدهند، آنها باید به کشورهای حریف، بی طرف، دوست و یا حتی متّحد توجه پنهانی کنند و آنها را ردیابی نمایند. مثال می آورم: اتحادیه ی اروپا، متحد آمریکاست. اما در رقابت بر سر بازارها و منابع جهانی نسبت به هم حریف محسوب می شوند. نیز ژاپن. نکته ی مهم دیگر آن است از نظر اطلاعاتی، در امور داخلی نیز مساله همین منوال است!! تا بعد اگر خدا بخواهد.

http://www.farhangnews.ir/sites/default/files/styles/node_thumb_4/public/content/images/story/91-11/28/13910614000218_PhotoA.jpg?itok=QMAJySvC

شهید عماد مُغنیه ( حاج رضوان ) بسیاری از مأموران اطلاعاتی جهان اذعان می‌دارند که عماد یک نابغه بوده است؛ استعداد وی تا حدی ست که تنها در 13 سالگی محافظت از یاسر عرفات را بر عهده می‌گیرد. معروف است که این چریک استثنایی خاورمیانه هیچ گاه از دری که وارد می‌شد، خارج نگردید؛ به طور مرتب اتومبیل شخصی‌اش را تغییر داده و هیچ گاه قراری را با تلفن یا موبایل هماهنگ نکرد. همچنین گفته می‌شود دستگاه‌های اطلاعاتی بیش از 40 کشور عربی و غربی در پی به دست آوردن نشانه‌ای از وی بوده و در این راه ده‌ها میلیون دلار هزینه نموده‌اند. وی علاوه بر عربی و فرانسه به فارسی تسلط داشت. دشمنانش او را روباه، ساحر، معما، شبح، استراتژیست، مغز متفکر نظامی و شخصیت شماره دو حزب‌الله لقب داده‌ بودند. شهید مغنیه بیش از 20 سال تحت تعقیب دستگاه‌های اطلاعاتی و امنیتی امریکا و اسرائیل بود و 25 میلیون دلار برای او جایزه تعیین کرده بودند. البته در این میان، صهیونیست‌ها برای مشوه نمودن وجهه او، انفجارها و آدم‌ربایی‌های لبنان در دهه 80میلادی و نیز حوادث برون مرزی از ربودن هواپیمای امریکایی تى.دبلیو.ای در سال 1985 گرفته تا انفجار مقر یهودیان آرژانتین در سال 1994 و عملیات علیه امریکایی‌ها در عربستان در سال 1996همه را به او نسبت می‌دادند.

چهارشنبه ۳ تیر ۱۳٩٤ ، ۱٠:٢٠ ‎ق.ظ
پست 992


به شرح دامنه : به نام خدا.  این متن کامنتی ست که در پست جدید و مهم شیخ وحدت در وبلاگ تماشاگه دارابکلا گذاشتم یعنی این پست " انسان و نهان او ":

جناب شیخ وحدت سلام علیکم. متن " انسان و نهان او " نوشته ی روان و تمثیلی و در عین حال مبنایی شما را سه چهار بار خواندم. هر بار دقت بیشتری در خود بسیج کردم که عمیقتر بفهمم. 1- ابتدا متشکرم از شما برای ارائه ی متن هایی که نیاز وجودمان است. 2- شاکرم خدا را که به ما انسان ها تعلیم آموخت و دانش داد و قدرت " فهم " در نهادمان جاسازی کرد. 3- از نکته ی " نهان " وجود آدمی با حکمت خدای متعال، خیلی نعمت شماری کردم و خدا را نَعت کردم. واقعا اگر نهان ما را جز خدا، کسی دیگر می دانست، هر ثانیه رسوا می شدیم و شُهره ی خاص و عام می گردیدیم. برای این نعمتِنهان محافظت شده ی انسان خدا را ستایش می کنم و تقدیس؛ که چقدر مهربان بود در ساختنِ ساحت وجودی مان. از این پست شما بسیار لذت بردم. هر چند ممکن است به آن درک و لذتی که شما در حین نوشتن داشتید نرسیده باشم و نرسم.

چهارشنبه ۳ تیر ۱۳٩٤ ، ۱٠:۱٠ ‎ق.ظ

پست 989 : به قلم دامنه : قسمت 4. به نام خدا. شرح دامنه بر چهار نظریه ی تبیینی پوزیتویستی. تفسیری هرمنوتیکی. فرانکفورت انتقادی و پسامُدرن. این چهار نظریه بر علوم انسانی مغرب زمین حکومت می کند. هر کدام از این چهار نظریه نتایج متفاوتی به ارمغان می آورد و منشاء تحولات اجتماعی خاصی اند. پس خلاصه ی هر نظریه با برداشت آزاد دامنه این است:

1- در نظریه ی تبیینی پوزیتویستی که کارل ریموند پوپر از مطرح ترین قایلین به آن است این مساله محوریت دارد که آنچه در علوم تجربی حاکم است باید در علوم انسانی نیز سیطره داشته باشد. یعنی اگر کسی خواست تئوری جدیدی در علومی مانند روان شناسی، جامعه شناسی و اقتصاد ارائه کند، باید از روش تجربی و آزمایشگاهی به نتیجه برسد.

2- اما در نظریه ی تفسیری هرمنوتیکی که اولین بار شخصی به نام دیلتای آن را پایه گذاری نمود؛ این مساله مطرح است که باید در علوم انسانی دست به تفسیر زد. چون که میان دو علوم تجربی و انسانی تفاوت است. بر حسب نظر دیلتای علوم طبیعی را می توان با روش تجربی کشف کرد و به نتیجه رسید ولی در حوزه ی علوم انسانی و خصوصا" در کشف رفتارها و نهادهای اجتماعی نمی توان از روش تبیینی پوزیتویستی استفاده کرد. ما باید پدیده های انسانی را تفسیر کنیم زیرا پدیده های انسانی که همان افعال فردی و اجتماعی آدمی ست، زاییده ی نیّات و مقاصد انسان اوست. زمانی می توانیم به ماهیت رفتار فردی و یا نهاد اجتماعی پی ببریم که نیّت آنها را بشناسیم. مثلا زمانی می توانیم یک انقلاب را درک کنیم که نیّت انقلابیون را یفهمیم. ماکس وبِر از این مکتب فکری بهره گرفت و کتاب های مشهور خود را نگاشت.

3- اما نظریه ی انتقادی یا همان مکتب فرانکفورت معتقد است می توان ترکیبی بین هر دو نظریه ایجاد کرد، یعنی روش تبیینی تفسیری. یعنی در همه ی مسائل هم از تجربه و آمار و ارقام استفاده کرد و هم پدیده های انسانی تفسیر گردد تا بتوان نیّات انسانی را کشف و افعال انسانی را بهتر درک کرد. منتهی برای این کار باید از تبیین و تفسیر استفاده کرد تا بتوانیم در جامعه تغییر ایجاد کنیم. معتقدان این مکتب تاکید دارند باید جامعه و انسان را نقد کرد تا همواره از وضع موجود به وضع مطلوب رسید. هربرت ماکوزه نماینده ی اصلی این مکتب بود. در حال حاضر نیز فیلسوف مشهور آلمانی یورگن هابرماس که زنده است این مکتب و نظریه را نمایندگی می کند. این مکتب نمایندگانش مارکسیست هستند. یادآوری شود مرحوم دکتر علی شریعتی با اعتقاد به این نظریه یعنی مکتب انتقادی؛ آثارش را می نوشت و در صحنه ی نبرد با استعمار هم عملا حاضر می شد مثل حضور در جنگ الجزایر علیه ی فرانسه.

4- و در نهایت نظریه ی پسامدرن یا پُست مدرنیته این را با خود حمل می کند که به هیج کدام از سه نظریه ی تبیینی و تفسیری و انتقادی نمی توان اعتماد کرد و آن را بر جامعه و مردم تحمیل نمود و آن را پذیرفت، زیرا معرفت کاملا نسبی ست و همه ی امور بر اساس نسبی گرایی درک می شود. و هر کسی منظومه ی شخصی خودش را دارد و بر اساس آن پدیده ها را معنا می کند. پسامُدرن که 1950 میلادی به بعد در مغرب زمین پیدا شد خود دارای چند گرایش شد: نظریه گفتمانی. پساساختارگرایی، هرمنوتیک فلسفی و ... .میشیل فوکو از برجسته ترین نمایندگان این مکتب بود. او با ورود به تهران در ابتدای انقلاب و رفتن به بهشت زهرا، انقلاب ایران را ابتدا روح جهان بی روح دانست ولی در اواخر عمرش در چند سال پیش، از این تز در باره ی ایران قطع امید نمود!

یک نکته ی پایانی دامنه: اگر مشکل علوم انسانی در ایران حل نشود، چالش های انقلاب ما جدی ست. زیرا اداره ی کشور با علوم انسانی ست. این علوم انسانی ست که دولت، جامعه، حکومت را اسلامی یا ضد اسلامی می کند. متاسفانه دامنه با درد باید بگوید به جای نظریه پردازی در ایران؛ خرافه پردازی می شود. اگر سال 88 بحران پدید آمد که به تعبیر رسمی «فتنه 88» اساسش از علوم انسانی بود. اما با این رکود و رِخوت فکری، فتنه ی جدیدی در راه است که بسی ویرانگر است: فتنه ی خُرافه. یعنی دامی بزرگ بر پیش پای مردم و نظام که ریشه اش خرافه است.

سه‌شنبه ٢ تیر ۱۳٩٤ ، ۸:٢٩ ‎ب.ظ
پست 984

به قلم نگاه 1 : به نام خدا. این دیدگاه جناب " نگاه " است به معضل جهانی آب و مسئله ی دارابکلا و استقبال از پست 982 دامنه یعنی این پست:  خبر آبی و خوشآیند و حمایت خوب شان از اقدام برادران بزرگوار حاج سید تقی شفیعی دارابی مدیر کل اتباع خارجی استان مازندران و محمد دباغیان دهیار گرامی . ضمن سلام و سپاس با هم مرور می کنیم نگاه زیبای نگاه را:
با سلام و عرض ادب و احترام خدمت جناب دامنه و خوانانش. بسیار خوشحال و بسی شادمانم از دوستانی که برای ارتقاء و پیشرفت محل مان از هیچ کوششی دریغ ننموده و برای پیشرفت سطح آموزشی و فرهنگی تلاش می نمایند. " فرهنگ استفاده صحیح آب ". و جعلنا من الماء کل شیء حی. و هر چیز زنده ای را از آب قرار داده ایم. همانطور که همه می دانیم کشور ما ایران جزء کشورهای خشک و نیمه خشک قرار دارد. آب مایه حیات و فراوان ترین ماده مرکب بر روی سطح کره زمین و بستر اولیه حیات به شمار می رود. با وجود این حجم عظیم آب تنها فقط دو درصد از آب های کره زمین شیرین و قابل شرب است و در واقع حیات آدمی وابسته به همین مقدار اندک آب است. البته باید تاکید نمایم بخش اعظم آن به صورت یخ در قطب های کره زمین و یخچال های طبیعی و آب های زیر زمینی وجود دارند که در دسترس نیستند. مقداری از آب ها نیز در اتمسفر رودخانه ها گیاهان و جانوران و چند درصد آن نیز جذب رطوبت خاک می شوند. پس نتیجه می گیریم کمتر از یک درصد از کل آب های شیرین در دسترس انسانها می باشد. بنا بر این با توجه به روند رشد جمعیت کشور تشدید نیاز بخش های مختلف افزایش مصرف آب بخش شهری و روستایی و صنعتی اجتناب ناپذیر خواهد بود .
و نیز باید توجه داشته باشیم آب در فرایند توسعه اقتصادی اجتماعی و فرهنگی کشور نقشی عمده و کلیدی دارد. افزایش تولیدات کشاورزی و امنیت غذایی و بهبود و ارتقای کیفیت زندگی مردم در گرو ی انجام سرما یه گذاری های لازم و فرهنگ و بهره برداری از منابع آب است. چند نکته در خصوص صرفه جویی در مصرف آب:
آب را دور نریزید مگر اینکه مطمئن شوید دیگر نمی توان آن را مصرف کرد.
برای صرفه جویی در مصرف آب حتی المقدور از شیر های آب مدرن استفاده کنید.
هنگام وضو گرفتن شیر آب را بدون استفاده باز نگذارید.
برای شستن اتومبیل از چند سطل آب به جای شیلنگ استفاده کنید.
باور کنید جناب دامنه همین نکاتی که اشاره شد اگر بتوانیم صرفه جویی نماییم دیگر کم آبی به سراغ مان نخواهد آمد. و این را نیز بدانیم جنگ جهانی بعدی بر سر آب است. نگاه نیز می گوید امر به معروف برای هم محلی های عزیز در مورد صرفه جویی در مصرف آب واجب واجب و واجب است و خلاف حقوق شهر وندی است. مدیریت مصرف بهینه آب = سلامت اقتصاد و خانواده. تا نگاهی دیگر بدرود."
سه‌شنبه ٢ تیر ۱۳٩٤ ، ٩:۱٦ ‎ق.ظ
پست 983

به قلم آسید علی اصغر شفیعی دارابی 4 : به نام خدا. این متنی ست از آسید در حمایت از پست شماره ی 982 دامنه یعنی این پست:  خبر آبی و خوشآیند و تحسین کار بسیار مهم آقایان حاج سید تقی شفیعی دارابی مدیر کل اتباع خارجی استان مازندران و محمد دباغیان دهیار شایسته ی دارابکلا. دامنه از آسید بسیار ممنون است و سلام دارد به محضرش:

"سلام. اهل دارابکلا هستیم. اهل قواعد هم باشیم. تافلر درکتاب "جابجایی قدرت"که با همسرش حدود 25 سال همه جهان را گشتند برای پیش بینی. برای اینکه در قرن بیست و یکم چه پدیده های رخ می دهد؛ نوشتند: چنانچه هر قوم و کشوری در دهه اول قرن بیست ویکم بتواند امکانات بهتر زندگی کردن را فراهم کند تا پایان قرن موفق است!بنابرین باید برای منافع ملی دیارمان از همه مولفه ها بهره برد و این امر را به عنوان یک فرهنگ تلقی نماییم. سید تقی شفیعی هم از قاطبه تلاشگران گذشته و حال دارابکلا هستند که در توسعه یافتگی کمّی نقش موثری داشتند و آقای محمد دباغیان دهیار دارابکلا هم از جمله مدیر جوانی است که هم به اعتماد شورای اسلامی پاسخ درست گفته و هم مدیریت و رویکردی داشته که مردم بیشتر به جوانان اعتماد کنند."
دوشنبه ۱ تیر ۱۳٩٤ ، ٤:٠٤ ‎ب.ظ


برچسب‌ها: تیر 1394
نظرات (0)
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.